﻿1
00:00:02,001 --> 00:00:10,001
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,002 --> 00:00:13,228
‫[ کاوش روایت‌ها ]
‫[ ادبیات آمریکا ]

3
00:00:13,229 --> 00:00:18,229
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

4
00:00:18,230 --> 00:00:19,986
‫[ فوری: هشدار آخر ]

5
00:00:19,987 --> 00:00:24,987
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

6
00:01:03,719 --> 00:01:05,644
‫[ بر اساس رمان دردسرهای مالی مارگو
‫اثر روفی ثورپ ]

7
00:01:09,763 --> 00:01:12,727
‫« دردسـرهـای مـالـی مـارگـو »

8
00:01:22,291 --> 00:01:25,335
‫این‌جا آقای ناشناس،

9
00:01:26,461 --> 00:01:28,213
‫و آقای شیک‌پوش رو داریم

10
00:01:28,297 --> 00:01:29,923
‫کی می‌تونه پیروز بشه؟

11
00:01:30,007 --> 00:01:32,426
‫وقتی مارگو کوچیک بود،
‫با عروسک‌ها بازی می‌کرد

12
00:01:32,509 --> 00:01:34,720
‫- و بازی‌های تخیلیش رو…
‫- نابودت می‌کنم

13
00:01:34,803 --> 00:01:36,805
‫- …با ایده‌های انتقام‌جویانه انجام می‌داد
‫- تو این‌طور فکر می‌کنی، عوضی

14
00:01:36,889 --> 00:01:38,640
‫دخلت رو میارم

15
00:01:38,724 --> 00:01:40,642
‫اگه جرأت داری بیا جلو، بی‌عرضه

16
00:01:41,310 --> 00:01:42,936
‫بمیر!

17
00:01:43,020 --> 00:01:45,189
‫بُکُش و له کن!

18
00:01:45,772 --> 00:01:49,109
‫یه تک‌فرزند باید دنیای درونی
‫پیچیده‌ای رو برای خودش تشکیل بده،

19
00:01:49,193 --> 00:01:51,612
‫و این بچه می‌تونست
هر چیزی رو تصور کنه

20
00:01:51,695 --> 00:01:54,698
‫…هنوز هر دو سر حرف‌شون هستن
‫و دارن دعوا می‌کنن

21
00:01:54,781 --> 00:01:57,826
‫در نهایت، تخیل و تصورش
‫شریک بازیش شد

22
00:01:58,785 --> 00:02:02,122
‫یه دنیای خیالی و فضایی
‫توی ذهنش پدیدار شد

23
00:02:02,915 --> 00:02:04,333
‫زندگی‌هایی که هرگز تجربه‌شون نکرده بود

24
00:02:04,917 --> 00:02:06,710
‫احتمالات غیرممکن

25
00:02:07,419 --> 00:02:10,214
‫بعضی‌وقت‌ها به این فکر می‌کرد
‫که آیا یه نفرینه یا نه
‫[ جایزه‌ی نویسنده‌ی جوان: مارگو میلت ]

26
00:02:10,839 --> 00:02:15,302
‫زندگی نمایشی پدرش و کارش
‫به عنوان داستان‌سرا ذاتاً توی خونش بود؟

27
00:02:19,944 --> 00:02:21,183
‫[ مامان ]

28
00:02:21,184 --> 00:02:24,353
‫یا فقط تلاش می‌کرد با بازنویسی واقعیت،
‫از واقعیت زندگیش دوری کنه؟

29
00:02:28,388 --> 00:02:30,388
‫[ موضوع مقاله: داستان دوران
‫کودکی خود را بنویسید]

30
00:02:30,389 --> 00:02:31,543
‫[ وقتی مارگو کوچیک بود،
‫با عروسک‌ها بازی می‌کرد ]

31
00:02:34,988 --> 00:02:39,785
‫اول هر داستانی، وقتی شروع می‌کنی
‫به خوندنش، مثل قرار اول یه رابطه‌ی عاشقانه‌ست

32
00:02:39,868 --> 00:02:43,247
‫امیدواری که از همون جمله‌های اول
‫جادو آشکار بشه،

33
00:02:43,747 --> 00:02:46,667
‫و مثل یه حموم آب داغ
‫توی داستان غوطه‌ور بشی،

34
00:02:46,750 --> 00:02:49,127
‫و خودت رو کامل تسلیمش کنی

35
00:02:49,128 --> 00:02:50,587
‫[ کالیفرنیا، کالج فولرتون ]

36
00:02:50,588 --> 00:02:52,255
‫این چیزیه که می‌خوای،

37
00:02:52,256 --> 00:02:55,754
‫این‌که نویسنده به ذهن مریضت نزدیک بشه

38
00:02:56,301 --> 00:02:58,387
‫و تو رو به اوج برسونه

39
00:03:01,974 --> 00:03:03,274
‫خانم میلت

40
00:03:04,852 --> 00:03:06,228
‫می‌شه یه لحظه بمونید؟

41
00:03:09,273 --> 00:03:10,573
‫خودم نوشتمش؟

42
00:03:11,108 --> 00:03:12,335
‫معلومه که خودم نوشتمش

43
00:03:12,359 --> 00:03:14,111
‫خوشم از دزدی و تقلب نمیاد

44
00:03:14,611 --> 00:03:15,946
‫خودم نوشتمش

45
00:03:16,029 --> 00:03:17,447
‫باشه، پس…

46
00:03:18,323 --> 00:03:21,201
‫سوال دوم اینه که چرا این‌جایی؟

47
00:03:25,163 --> 00:03:26,463
‫بی‌نظیره

48
00:03:26,915 --> 00:03:29,293
‫چرا توی کالج فولرتونی؟
‫می‌تونی هر جایی که بخوای بری

49
00:03:29,376 --> 00:03:31,420
‫آره، درسته. مثلاً هاروارد؟

50
00:03:32,087 --> 00:03:33,387
‫آره، مثل دانشگاه هاروارد

51
00:03:34,089 --> 00:03:36,550
‫فکر نکنم به‌خاطر نوشتن یه مقاله‌ی
‫انگلیسی خوب، اون‌جا ثبت‌نامت کنن

52
00:03:36,633 --> 00:03:39,052
‫دقیقاً به همین دلیل
‫اون‌جا ثبت‌نامت می‌کنن

53
00:03:40,378 --> 00:03:42,234
‫[ بالاترین نمره ]

54
00:03:43,599 --> 00:03:44,899
‫اوه

55
00:03:46,185 --> 00:03:47,485
‫به صرف قهوه می‌خوام برم دیدنش

56
00:03:48,103 --> 00:03:49,289
‫ببخشید، چی؟

57
00:03:49,313 --> 00:03:50,498
‫- چرا؟
‫- خب…

58
00:03:50,522 --> 00:03:53,025
‫مارگو، اگه یه استاد از یه دانش‌جو
‫بخواد باهاش قهوه بخوره،

59
00:03:53,108 --> 00:03:54,693
‫دلیلش اینه که می‌خواد اون رو بکنه

60
00:03:55,277 --> 00:03:56,421
‫در این مورد تحقیق کردن

61
00:03:56,445 --> 00:03:58,947
‫- متأهله
‫- وای، پس دیگه غیرممکنه

62
00:03:59,031 --> 00:04:01,742
‫خودم دوست دارم باهاش
‫قهوه بخورم، باشه؟

63
00:04:01,825 --> 00:04:03,125
‫چرا؟ بانمکه؟

64
00:04:03,619 --> 00:04:05,704
‫فکر می‌کنه نویسندگیم عالیه

65
00:04:06,830 --> 00:04:09,374
‫- و جدی هم گفت
‫- باشه. واقعاً نمی‌بینی چقدر جالبه؟

66
00:04:09,458 --> 00:04:12,044
‫ازت تعریف می‌کنه و می‌گه:
‫«شخصیت‌های توی داستان‌ها واقعی نیستن

67
00:04:12,127 --> 00:04:15,047
‫برای همین خواننده‌ها جذب‌شون می‌شن»
‫و الان تو داری جذب اون می‌شی،

68
00:04:15,130 --> 00:04:16,315
‫و اونم همون‌قدر غیرواقعیه

69
00:04:16,339 --> 00:04:19,905
‫در واقع فقط چون یه استاده باعث می‌شه
‫در نظرت مرموز و غیرانسانی باشه،

70
00:04:19,906 --> 00:04:21,678
‫می‌شه برای یک‌بار هم که شده
‫من رو تحلیل نکنی؟

71
00:04:21,762 --> 00:04:24,306
‫نیازی نیست تحلیلت کنم.
‫چون می‌شناسمت

72
00:04:24,389 --> 00:04:26,642
‫و احتمالاً در نظر اون
‫تو هم یه شخصیت داستانی هستی

73
00:04:27,601 --> 00:04:28,901
‫توی یکی از صفحاتی
‫که خیلی چسبناکه

74
00:04:28,977 --> 00:04:30,312
‫حرف‌های حال به هم زن نزن

75
00:04:30,395 --> 00:04:31,664
‫مثل مادرت باهات رفتار می‌کنم

76
00:04:31,688 --> 00:04:33,357
‫نیازه به مادرت زنگ بزنم؟

77
00:04:33,440 --> 00:04:36,068
‫نمی‌خوام با طرف بخوابم، باشه؟

78
00:04:37,986 --> 00:04:39,286
‫نمی‌خوابم

79
00:04:39,988 --> 00:04:42,199
‫ممکنه از اون مردها باشم
‫که عاشق پاهای زن‌ها هستن

80
00:04:44,535 --> 00:04:47,788
‫همیشه فکر می‌کردم ساعدها رو دوست دارم
‫به‌خاطر این انحنای کوچیک

81
00:04:47,871 --> 00:04:50,332
‫که بین عضله‌ی دوسر و ساعده، اما…

82
00:04:51,124 --> 00:04:53,043
‫خدایا، این پا رو ببین

83
00:04:53,126 --> 00:04:56,421
‫توی تاریخ این سیاره
‫مادرم بهترین پاها رو داره

84
00:04:57,297 --> 00:04:59,800
‫قبلاً آرزوم این بود بزرگ که می‌شم
‫پاهای مادرم بشم

85
00:05:00,843 --> 00:05:02,553
‫- پاهاش؟
‫- و بعدش پشیمون شدم

86
00:05:02,636 --> 00:05:05,097
‫می‌خواستم جوراب شلواریِ
‫مشکی نازکش بشم

87
00:05:05,681 --> 00:05:07,307
‫توی بلومینگدیلز کار می‌کنه

88
00:05:09,017 --> 00:05:12,813
‫فکر کنم عکس من رو مثل یه بچه‌اردک
‫روی جوراب‌های ساق‌بلندش چاپ کرده بود

89
00:05:12,896 --> 00:05:15,440
‫می‌تونی تصور کنی بخوای بزرگ بشی
‫تا یه جوراب‌شلواری بشی؟

90
00:05:16,066 --> 00:05:17,818
‫خوبه آرزوهات رو عوض کردی

91
00:05:20,237 --> 00:05:22,489
‫اولین باری که دلت خواست
‫نویسنده بشی رو یادته؟

92
00:05:22,573 --> 00:05:24,116
‫از همون بچگی

93
00:05:25,784 --> 00:05:27,494
‫احتمالاً به‌خاطر پدرم

94
00:05:27,578 --> 00:05:29,246
‫وقتی بچه بودم برام کتاب می‌خوند

95
00:05:29,329 --> 00:05:30,629
‫واقعاً؟

96
00:05:31,039 --> 00:05:34,710
‫- نظرش راجع به نوشته‌ها چیه؟
‫- هیچ‌وقت نوشته‌هام رو نخونده

97
00:05:35,294 --> 00:05:39,131
‫مامانم تنها من رو بزرگ کرده،
‫پدرم می‌اومد و می‌رفت، اما…

98
00:05:40,299 --> 00:05:43,135
‫این‌طور نیست که بتونم ادعا کنم
‫اون رو کامل می‌شناسم

99
00:05:43,218 --> 00:05:46,138
‫خب، به نظرم باید یکی
‫از نوشته‌هات رو براش بفرستی

100
00:05:46,221 --> 00:05:48,223
‫به نظرم خیلی افتخار می‌کنه

101
00:05:48,307 --> 00:05:49,607
‫وقتی تو رو بشناسه

102
00:05:50,142 --> 00:05:53,020
‫یه شعر برات نوشتم

103
00:05:53,520 --> 00:05:55,480
‫«شبح گرسنه»

104
00:05:56,940 --> 00:05:59,484
‫«در تاریکی، به یکدیگر پناه می‌بریم

105
00:06:00,068 --> 00:06:02,070
‫مانند کبوتران از ریخت افتاده،

106
00:06:02,154 --> 00:06:04,114
‫که از داشتن کالبد، مات و مبهوت مانده‌اند

107
00:06:05,073 --> 00:06:06,373
‫هیچ احساسی ندارم

108
00:06:07,117 --> 00:06:08,619
‫مرا لمس کن

109
00:06:09,286 --> 00:06:10,586
‫هیچ احساسی ندارم

110
00:06:11,455 --> 00:06:13,248
‫من یک شبح گرسنه‌ام»

111
00:06:15,868 --> 00:06:18,542
‫[ شبح گرسنه ]

112
00:06:18,670 --> 00:06:19,970
‫شگفت‌انگیز نیست؟

113
00:06:20,714 --> 00:06:23,425
‫- ترسناکه
‫- زیباست

114
00:06:24,801 --> 00:06:26,303
‫شاید قند خونت افتاده

115
00:06:26,386 --> 00:06:28,597
‫همین‌الان پاشو برو فروشگاه
‫و یه آب پرتقال

116
00:06:28,680 --> 00:06:30,599
‫- و سان‌ چیپس با طعم پنیر چدار بخر
‫- خوبم

117
00:06:30,682 --> 00:06:31,951
‫آب پرتقال نمی‌خوام

118
00:06:31,975 --> 00:06:34,978
‫مارگو، به نظرم واقعاً
‫باید از طرف فاصله بگیری

119
00:06:35,062 --> 00:06:36,897
‫بهش بگو یه توصیه‌نامه برات بنویسه

120
00:06:36,980 --> 00:06:38,280
‫وگرنه برو گزارشش رو بده

121
00:06:38,357 --> 00:06:41,276
‫اوه، شاید بتونه کاری کنه
‫توی دانشگاه نیویورک ثبت‌نامت کنن

122
00:06:41,360 --> 00:06:43,153
‫ما این‌جا استادهای واقعی داریم،

123
00:06:43,237 --> 00:06:45,614
‫استادهایی که علاقه دارن تدریس کنن،
‫نه این‌که با دانش‌جوهاشون بخوابن

124
00:06:45,697 --> 00:06:47,199
‫خفه شو!

125
00:06:47,991 --> 00:06:50,452
‫الو؟ الان من رو پرت دادی؟

126
00:06:51,036 --> 00:06:52,496
‫مارگو، گوشی رو بردار

127
00:06:52,996 --> 00:06:54,414
‫ازش فاصله بگیر

128
00:06:54,498 --> 00:06:56,875
‫مارگو، ازش فاصله بگیر

129
00:07:14,059 --> 00:07:15,394
‫ممنون که اومدی

130
00:07:18,397 --> 00:07:21,358
‫نه. این‌جا نه

131
00:07:21,984 --> 00:07:23,819
‫این‌جا مکان مقدسه

132
00:07:23,902 --> 00:07:28,198
‫در واقع برای همین ازت خواستم
‫امروز بیایی این‌جا

133
00:07:31,827 --> 00:07:33,412
‫خب؟

134
00:07:33,495 --> 00:07:36,748
‫خب این‌جا مشخصاً

135
00:07:36,832 --> 00:07:39,501
‫- بخش مهمی از زندگی منه
‫- اوهوم

136
00:07:41,920 --> 00:07:44,715
‫همون‌طور که تو و خدا
‫بخش مهمی از زندگیم هستید

137
00:07:45,424 --> 00:07:50,179
‫دوست دارم خدا رو بیشتر
‫توی زندگی‌مون لحاظ کنم

138
00:07:53,849 --> 00:07:56,018
‫- باشه
‫- خیلی خوبه که یک‌شنبه‌ها

139
00:07:56,101 --> 00:07:57,401
‫پیش مایی

140
00:07:58,270 --> 00:08:00,439
‫اما دوست دارم بین ما باشی

141
00:08:07,863 --> 00:08:09,163
‫باشه

142
00:08:09,615 --> 00:08:10,675
‫گروه کر کلیسا؟

143
00:08:10,699 --> 00:08:13,035
‫قبول کردی عضو گروه کر بشی؟

144
00:08:13,118 --> 00:08:16,038
‫خب، بهتر از اینه
‫که توی یه هیئت باشم

145
00:08:16,121 --> 00:08:18,790
‫- این کلیسا یه‌جور فرقه‌ست؟
‫- نه

146
00:08:18,874 --> 00:08:24,046
‫کنی ازم می‌خواد
‫پیرو کلیسای اسقفی بشم

147
00:08:25,964 --> 00:08:27,299
‫کالج چطوره؟

148
00:08:27,382 --> 00:08:30,302
‫نشونه‌هایی از افزایش
‫بهره‌ی هوشیت دیده می‌شه؟

149
00:08:30,385 --> 00:08:31,970
‫- یه‌کم
‫- هوم

150
00:08:32,971 --> 00:08:34,890
‫- صبر کن
‫- مامان!

151
00:08:35,390 --> 00:08:37,142
‫نمی‌تونی با هر کسی که می‌خوای
‫این کار رو بکنی

152
00:08:37,226 --> 00:08:40,062
‫فقط با تو این کار رو می‌کنم.
‫خیلی چشم‌های خوشگلی داری،

153
00:08:40,145 --> 00:08:43,190
‫و خسته شدم از این‌که
‫فقط من این‌طور فکر می‌کنم

154
00:08:43,273 --> 00:08:45,901
‫- چی می‌خونی؟
‫- خب…

155
00:08:46,944 --> 00:08:48,244
‫توی درس ادبیات…

156
00:08:49,154 --> 00:08:51,490
‫یه استاد فوق‌العاده دارم

157
00:08:51,573 --> 00:08:54,618
‫کی فکرش رو می‌کرد توی کالج فولرتون
‫چنین آدمی پیدا بشه، درسته؟

158
00:08:54,701 --> 00:08:57,371
‫فکر می‌کنه می‌تونم به عنوان یه نویسنده
‫آینده‌ی درخشانی داشته باشم

159
00:08:58,038 --> 00:09:00,832
‫می‌تونی تصور کنی؟
‫من بشم یه نویسنده‌ی واقعی؟

160
00:09:00,916 --> 00:09:03,126
‫آره، می‌تونم تصور کنم

161
00:09:03,877 --> 00:09:05,177
‫در موردش برام بگو

162
00:09:05,879 --> 00:09:07,179
‫کی؟

163
00:09:08,382 --> 00:09:09,682
‫استادت

164
00:09:12,344 --> 00:09:15,138
‫خب، آدم خیلی خوبیه

165
00:09:16,807 --> 00:09:20,477
‫توی روش تدریس کردنش
‫جادویی هست که مسریه

166
00:09:21,061 --> 00:09:24,147
‫یه کاری می‌کنه که واقعاً
‫می‌تونی کتاب‌ها رو حس کنی

167
00:09:24,982 --> 00:09:26,441
‫شخصیت‌ها رو حس کنی

168
00:09:27,109 --> 00:09:28,409
‫هوم

169
00:09:28,986 --> 00:09:30,286
‫بیشتر بگو

170
00:09:31,113 --> 00:09:34,992
‫همین. دیگه چیز بیشتری نیست

171
00:09:35,075 --> 00:09:37,035
‫دروغ می‌گی، نه؟

172
00:09:41,331 --> 00:09:43,750
‫یا خدا

173
00:09:55,095 --> 00:09:56,395
‫خفه‌خون بگیرید!

174
00:09:56,430 --> 00:09:58,223
‫- اون کیه؟
‫- یکی از هم‌اتاقی‌هامه

175
00:09:58,307 --> 00:10:00,225
‫- هم‌اتاقی‌هات؟
‫- آره، بهت گفتم هم‌اتاقی دارم

176
00:10:00,309 --> 00:10:02,853
‫- نگفتی خونه‌ان
‫- خب انگار یکی‌شون خونه‌ست

177
00:10:02,936 --> 00:10:05,314
‫بیا بریم اون‌جا.
‫اون دیوار تحمل فشار رو داره

178
00:10:08,150 --> 00:10:11,069
‫صبر کن. شلوارم

179
00:10:12,362 --> 00:10:16,283
‫آدم مهربون، ملاحظه‌کار و شیرینیه

180
00:10:16,950 --> 00:10:18,660
‫و ایمیل‌های خیلی قشنگی می‌نویسه

181
00:10:19,328 --> 00:10:20,597
‫- بذار یکی‌شون رو برات بخونم
‫- مارگو،

182
00:10:20,621 --> 00:10:24,208
‫اون یه استاد ۳۰ و خرده‌ای ساله‌ست
‫که با یه دانش‌جو رابطه داره

183
00:10:25,375 --> 00:10:26,919
‫عاشقش نشو

184
00:10:27,002 --> 00:10:29,046
‫عاشقش نمی‌شم

185
00:10:29,129 --> 00:10:31,632
‫اما داره کاری می‌کنه
‫یه‌کم عاشق خودت بشی

186
00:10:32,132 --> 00:10:33,800
‫و این یکی از قدیمی‌ترین
‫طرفندهای توی کتاب قوانین روابطه

187
00:10:34,885 --> 00:10:36,185
‫اون‌قدر باهوشی که نباید گول بخوری

188
00:10:51,193 --> 00:10:53,153
‫جینکس! جینکس! جینکس!

189
00:10:58,033 --> 00:10:59,493
‫یا خدا!

190
00:10:59,576 --> 00:11:02,079
‫وای، شرمنده

191
00:11:02,162 --> 00:11:03,462
‫آم…

192
00:11:04,414 --> 00:11:05,714
‫من این‌طور…

193
00:11:05,791 --> 00:11:07,209
‫…ورزش می‌کنم

194
00:11:07,292 --> 00:11:09,461
‫- روی اون؟ با اون؟
‫- آره

195
00:11:09,545 --> 00:11:12,673
‫من عاشق کشتی‌کجم،
‫و اون رو از همه بیشتر دوست دارم

196
00:11:14,299 --> 00:11:15,599
‫بازنشسته نشده؟

197
00:11:16,301 --> 00:11:17,601
‫کشتی‌کج رو دنبال می‌کنی؟

198
00:11:19,263 --> 00:11:20,563
‫نه

199
00:11:21,014 --> 00:11:22,075
‫اوه، خب آره

200
00:11:22,099 --> 00:11:24,017
‫خیلی عالی فریاد می‌زنه

201
00:11:24,101 --> 00:11:25,245
‫مثل تارزان

202
00:11:25,269 --> 00:11:28,438
‫جینکس! جینکس! جینکس!

203
00:11:35,460 --> 00:11:36,758
‫[ تئاتر فاکس ]

204
00:11:37,733 --> 00:11:43,286
‫♪ تولدت مبارک ♪

205
00:11:43,287 --> 00:11:45,372
‫خب این بکای جنده

206
00:11:45,455 --> 00:11:46,790
‫احتمالاً فقط حسودی می‌کنه، می‌دونی؟

207
00:11:46,874 --> 00:11:48,542
‫بعضی‌وقت‌ها دوست‌ها
‫این‌طور حسادت می‌کنن

208
00:11:48,625 --> 00:11:50,919
‫و دقیقاً چه چیزی هست
‫که بخواد حسادت کنه؟

209
00:11:51,003 --> 00:11:54,298
‫خب، توی نیویورک گیر افتاده
‫و توی یه دانشگاه بزرگ درس می‌خونه

210
00:11:54,381 --> 00:11:57,801
‫در حالی که تو این‌جا توی فولرتونی،
‫شیفت شب کار می‌کنی

211
00:11:57,885 --> 00:12:00,137
‫- در کنار تو
‫- دقیقاً. در کنار من

212
00:12:02,222 --> 00:12:04,433
‫- هنوزم حالت تهوع داری؟
‫- فقط…

213
00:12:04,516 --> 00:12:07,186
‫نمی‌دونم، فکر کنم تاکوی فاسدی خوردم.
‫چیزیم نیست

214
00:12:07,269 --> 00:12:09,563
‫وای

215
00:12:10,772 --> 00:12:13,859
‫- رفیق، اصلاً کار جالبی نبود
‫- خیلی شرمنده

216
00:12:13,942 --> 00:12:16,570
‫سه روزه حالت تهوع داری، رفیق

217
00:12:16,653 --> 00:12:18,572
‫به نظرت نباید یه تست بدی؟

218
00:12:19,072 --> 00:12:21,617
‫- چه تستی؟
‫- تست بارداری

219
00:12:21,700 --> 00:12:24,286
‫تستی که بعدش ممکنه نتونی
‫دیگه توی کالج فولرتون درس بخونی

220
00:12:59,381 --> 00:13:01,115
‫[ مثبت ]

221
00:13:06,411 --> 00:13:08,038
‫بیچاره شدم

222
00:13:10,123 --> 00:13:11,458
‫یا خدا

223
00:13:12,334 --> 00:13:13,634
‫آم…

224
00:13:13,961 --> 00:13:15,546
‫خیلی‌خب

225
00:13:17,256 --> 00:13:18,556
‫باشه

226
00:13:20,092 --> 00:13:21,760
‫خب…

227
00:13:21,844 --> 00:13:25,472
‫به هر روشی که ممکن باشه
‫می‌خوام ازت حمایت کنم

228
00:13:26,849 --> 00:13:28,149
‫آره، مثلاً…

229
00:13:28,517 --> 00:13:30,853
‫می‌خوام با سازمان «فرزندپروری تنظیم‌شده»
‫شروع کنم،

230
00:13:30,936 --> 00:13:33,564
‫اما نمی‌دونم یه دکتر خصوصی
‫انجامش می‌ده یا نه، یا بهتره یا نه

231
00:13:33,647 --> 00:13:35,941
‫نمی‌خوام بری یه کلینیک ارزون

232
00:13:36,441 --> 00:13:37,741
‫آم…

233
00:13:41,488 --> 00:13:44,199
‫- چیه؟
‫- انگار به جای من تصمیم گرفتی

234
00:13:45,117 --> 00:13:47,995
‫- ببخشید؟
‫- این‌که باید جنین رو سقط کنم

235
00:13:48,078 --> 00:13:49,378
‫چی؟

236
00:13:50,914 --> 00:13:54,585
‫من هیچ‌وقت چنین تصمیمی رو
‫به جای تو نمی‌گیرم

237
00:13:54,668 --> 00:13:56,128
‫تصمیمش با توئه

238
00:13:56,920 --> 00:13:59,089
‫یعنی تصمیم ماست. با هم

239
00:13:59,173 --> 00:14:02,050
‫اما بدن یه زن،
‫بدن توئه، انتخاب توئه

240
00:14:03,427 --> 00:14:05,137
‫به این موضوع احترام می‌ذارم

241
00:14:05,220 --> 00:14:06,972
‫البته. مشخصاً

242
00:14:10,350 --> 00:14:12,436
‫- کاتولیک هستی؟
‫- نه

243
00:14:14,897 --> 00:14:16,523
‫اما از بین بردن یه زندگی…

244
00:14:18,901 --> 00:14:20,235
‫چیزیه که باید بهش فکر کرد

245
00:14:20,861 --> 00:14:24,865
‫و همین‌طور باید به کنار گذاشتن آینده‌ت،
‫و از دست دادن فرصت طلاییت فکر کنی، مارگو

246
00:14:26,783 --> 00:14:28,452
‫تا حالا چنین کاری رو انجام دادی؟

247
00:14:28,535 --> 00:14:29,835
‫نه

248
00:14:30,078 --> 00:14:32,331
‫خب، وقتی جنین این‌قدر کوچیکه،

249
00:14:32,414 --> 00:14:34,041
‫نمی‌تونیم خیلی واضح
‫از روی شکم داخلش رو ببینیم،

250
00:14:34,124 --> 00:14:36,793
‫پس باید از داخل نگاه کنیم

251
00:14:36,877 --> 00:14:39,379
‫می‌خوای اون رو بکنی توی من؟

252
00:14:39,463 --> 00:14:41,965
‫خب، با ژل گرم می‌شه،
‫پس خیلی بد نیست

253
00:14:42,049 --> 00:14:43,717
‫چطور ممکنه بد نباشه؟

254
00:14:43,800 --> 00:14:46,053
‫قراره توسط یه ربات گاییده بشم

255
00:14:47,804 --> 00:14:51,308
‫- شرمنده، یهویی از دهنم دراومد
‫- بدتر از این هم شنیدم

256
00:14:51,391 --> 00:14:52,691
‫آماده‌ایم؟

257
00:14:53,519 --> 00:14:55,395
‫«آماده‌ایم؟» آره

258
00:14:55,479 --> 00:14:57,064
‫آره، فکر کنم آماده‌ایم

259
00:14:57,147 --> 00:14:58,482
‫راحت باش

260
00:15:01,568 --> 00:15:02,868
‫شروع کنیم

261
00:15:15,415 --> 00:15:16,715
‫اون صدای چیه؟

262
00:15:17,292 --> 00:15:18,710
‫صدای ضربان قلبه

263
00:15:25,300 --> 00:15:27,261
‫- واقعاً؟
‫- به نظرم،

264
00:15:27,761 --> 00:15:29,471
‫بر اساس اندازه‌گیری‌ها،

265
00:15:29,555 --> 00:15:32,474
‫حدود نه یا ده هفته‌ست که حامله‌ای

266
00:15:33,475 --> 00:15:35,018
‫- چی؟
‫- اوه، باید می‌پرسیدم

267
00:15:35,602 --> 00:15:36,902
‫یه کپی از عکسش می‌خوای؟

268
00:15:38,188 --> 00:15:39,488
‫آره

269
00:15:49,992 --> 00:15:51,743
‫می‌دونی می‌خوای بچه رو چیکار کنی؟

270
00:16:15,434 --> 00:16:16,734
‫ناخن‌هات رو دوست دارم

271
00:16:18,103 --> 00:16:20,022
‫ممنون

272
00:16:23,984 --> 00:16:25,284
‫‏۱۰ هفته

273
00:16:25,819 --> 00:16:27,362
‫می‌خوای عکسش رو ببینی؟

274
00:16:28,071 --> 00:16:29,371
‫نه

275
00:16:33,869 --> 00:16:35,204
‫می‌خوای نگهش داری، نه؟

276
00:16:38,415 --> 00:16:39,715
‫نمی‌دونم

277
00:16:52,804 --> 00:16:54,806
‫اگه بچه رو نگه داری
‫خودت باید ازش مراقبت کنی

278
00:16:55,349 --> 00:16:57,100
‫- بچه‌ی توئه
‫- می‌دونم

279
00:16:59,645 --> 00:17:01,980
‫لعنتی. توی کالج بودی

280
00:17:02,648 --> 00:17:03,833
‫قرار بود برای خودت آدم مهمی بشی

281
00:17:03,857 --> 00:17:05,776
‫- می‌خواستم چه آدمی بشم؟
‫- می‌دونی منظورم چیه

282
00:17:05,858 --> 00:17:09,655
‫قرار بود برای خودت شغلی داشته باشی،
‫قرار بود یه کارهایی برای خودت بکنی

283
00:17:09,738 --> 00:17:12,115
‫- چه کارهایی؟
‫- هر کاری که می‌خواستی

284
00:17:13,534 --> 00:17:14,834
‫یا خدا

285
00:17:14,867 --> 00:17:16,167
‫وای، خدا

286
00:17:17,621 --> 00:17:19,915
‫- چطور به کنی بگم؟
‫- کنی!؟

287
00:17:20,499 --> 00:17:21,799
‫مذهبیه!

288
00:17:23,126 --> 00:17:25,337
‫یا شوکه می‌شه که می‌خوای
‫جنین رو سقط کنی،

289
00:17:25,420 --> 00:17:27,631
‫یا اصلاً از حامله شدنت شوکه می‌شه

290
00:17:27,714 --> 00:17:30,050
‫واقعاً نظر کنی برام مهم نیست

291
00:17:30,133 --> 00:17:35,097
‫خب، باید برات مهم باشه،
‫چون ممکنه ناپدریت بشه

292
00:17:35,597 --> 00:17:38,475
‫لعنتی! لعنتی، لعنتی لعنتی!

293
00:17:41,019 --> 00:17:42,319
‫شرمنده

294
00:17:45,774 --> 00:17:48,235
‫می‌دونی وقتی می‌ترسم
‫رفتارم چطور می‌شه

295
00:17:49,945 --> 00:17:52,698
‫خدایا، وقتی تو رو حامله شدم
‫خیلی وحشت‌زده بودم

296
00:17:52,781 --> 00:17:54,081
‫تو که من رو نگه داشتی

297
00:17:54,491 --> 00:17:56,827
‫فقط یه شب با مردی خوابیده بودی
‫که توی رستوران هوترس دیده بودیش

298
00:17:56,910 --> 00:17:58,210
‫چه چیزی باعث شد
‫چنین کاری بکنی؟

299
00:18:02,708 --> 00:18:04,008
‫فکر می‌کردم نیمه‌ی گم‌شده‌مه

300
00:18:04,960 --> 00:18:06,879
‫- بابات رو می‌گم
‫- حتی اسمش رو هم نمی‌دونستی

301
00:18:07,629 --> 00:18:09,673
‫راستی اگه بخوام نگهش دارم

302
00:18:09,756 --> 00:18:11,133
‫باید به بابا هم بگم

303
00:18:12,509 --> 00:18:15,220
‫بهش قول دادم که خبرهای مهم رو
‫همیشه بهش می‌گم

304
00:18:15,304 --> 00:18:17,639
‫آره، آخرین باری که باهاش
‫حرف زدی کِی بوده؟

305
00:18:19,600 --> 00:18:21,018
‫خیلی وقته باهاش حرف نزدم

306
00:18:21,101 --> 00:18:22,978
‫دیگه به جای «اخیراً»،
‫باید بگم «هرگز»

307
00:18:27,441 --> 00:18:30,027
‫وقتی حامله بودی
‫چطور خبرش رو دادی؟

308
00:18:33,322 --> 00:18:34,622
‫آم…

309
00:18:40,245 --> 00:18:45,792
‫یه شب اون و چند تا از دوست‌هاش
‫اومدن توی رستوران و…

310
00:18:46,710 --> 00:18:48,378
‫به شدت مست بودن…

311
00:18:48,462 --> 00:18:53,300
‫و بعد از این‌که شیفتم تموم شد،
‫من رو برگردوند به هتل،

312
00:18:53,383 --> 00:18:54,885
‫و منم اون موقع بهش گفتم

313
00:19:01,642 --> 00:19:05,270
‫خیلی خوش‌حال به نظر می‌رسید

314
00:19:05,354 --> 00:19:07,147
‫عجیب بود

315
00:19:07,231 --> 00:19:11,693
‫لبخند از روی لبش پاک نمی‌شد
‫و دست می‌کشید روی شکمم

316
00:19:11,777 --> 00:19:14,655
‫و بهم گفت متأهله،

317
00:19:14,738 --> 00:19:19,451
‫و قلبم شکست

318
00:19:20,661 --> 00:19:23,163
‫و گریه می‌کردم،

319
00:19:23,247 --> 00:19:25,832
‫و اون گفت:

320
00:19:27,209 --> 00:19:31,088
‫«واقعاً خوش‌حالم که دیدمت»

321
00:19:31,672 --> 00:19:35,384
‫و متوجه شدم که من…

322
00:19:37,344 --> 00:19:39,304
‫منم خیلی خوش‌حال بودم
‫که اون رو دیدم

323
00:19:39,388 --> 00:19:41,265
‫می‌دونی، می‌اومد به شهر
‫و همدیگه رو می‌دیدیم

324
00:19:41,348 --> 00:19:44,685
‫و بعضی‌‌وقت‌ها برات یه اسباب‌بازی می‌آورد،
‫می‌ذاشتت روی پاهاش و تکونت می‌داد،

325
00:19:44,768 --> 00:19:47,729
‫و می‌دونی، تو رو بالا و پایین می‌کرد

326
00:19:49,231 --> 00:19:51,149
‫من رو بالا و پایین می‌کرد

327
00:19:51,900 --> 00:19:54,736
‫آره. دوست‌هام فکر می‌کردن
‫من احمق‌ترین آدم روی کره‌ی زمینم،

328
00:19:54,820 --> 00:19:56,120
‫اما من…

329
00:19:56,780 --> 00:19:58,080
‫عاشقش بودم

330
00:20:00,367 --> 00:20:01,827
‫تصمیم گرفتی من رو نگه داری

331
00:20:05,038 --> 00:20:06,338
‫آره

332
00:20:11,837 --> 00:20:13,964
‫به نظرت هر اتفاقی
‫به یه دلیلی می‌افته؟

333
00:20:15,132 --> 00:20:16,633
‫هوم، نمی‌دونم

334
00:20:17,176 --> 00:20:18,969
‫به نظرم می‌خوای زندگیت رو نابود کنی

335
00:20:19,678 --> 00:20:21,096
‫زندگی تو رو نابود کردم

336
00:20:24,892 --> 00:20:27,477
زندگی من رو با خوشگلیت نابود کردی

337
00:20:39,573 --> 00:20:40,873
‫عاشقشی؟

338
00:20:41,658 --> 00:20:42,844
‫استادت رو می‌گم

339
00:20:42,868 --> 00:20:44,286
‫عاشقش نیستم

340
00:20:48,123 --> 00:20:49,625
‫و نمی‌خوامش

341
00:20:53,337 --> 00:20:55,005
‫اما هر دلیلی که داره…

342
00:20:58,217 --> 00:20:59,635
‫این بچه رو می‌خوام

343
00:21:04,097 --> 00:21:06,725
‫هیچ‌وقت هیچ‌چیزی رو این‌قدر نخواستم

344
00:21:19,988 --> 00:21:22,783
‫به هیچ عنوان نباید قضاوتش کنید

345
00:21:23,450 --> 00:21:25,536
‫چرا اون کار رو بکنیم؟
‫ما آدم‌های قضاوت‌گری نیستیم

346
00:21:25,619 --> 00:21:27,496
‫کلی می‌گم.
‫باید ازش حمایت کنیم

347
00:21:27,579 --> 00:21:30,499
‫من که الکی از تصمیمی
‫که مورد قبولم نیست حمایت نمی‌کنم

348
00:21:30,582 --> 00:21:32,835
‫اون یه دانش‌جوئه.
‫ظاهراً یه فمینیست هم هست

349
00:21:32,918 --> 00:21:34,461
‫با این کارش چه پیغامی رو می‌فرسته؟

350
00:21:37,089 --> 00:21:38,423
‫سلام. چطوری؟

351
00:21:41,093 --> 00:21:42,803
‫داشتیم برای جشن سیسمونیت
‫برنامه‌ریزی می‌کردیم

352
00:21:42,886 --> 00:21:44,186
‫واقعاً؟

353
00:21:44,721 --> 00:21:45,990
‫واقعاً جشن سیسمونی نمی‌خوام

354
00:21:46,014 --> 00:21:48,058
‫چه بخوای چه نخوای،
‫به وسیله نیاز داری،

355
00:21:48,141 --> 00:21:50,853
‫- و اون بهترین روش برای وسیله‌دار شدنه
‫- هی، می‌شه بپرسم…

356
00:21:51,770 --> 00:21:53,605
‫اونم قراره توی بزرگ کردن بچه
‫شریک باشه؟

357
00:21:54,231 --> 00:21:56,733
‫- ظاهراً نه
‫- چرا می‌گی ظاهراً؟

358
00:21:57,526 --> 00:22:00,487
‫از وقتی بهش گفتم می‌خوام نگهش دارم،
‫خیلی کم‌حرف شده

359
00:22:02,281 --> 00:22:03,657
‫کلاً سکوت کرده؟

360
00:22:04,283 --> 00:22:05,951
‫یه شعر دیگه برام فرستاد

361
00:22:06,034 --> 00:22:07,334
‫اوه

362
00:23:35,123 --> 00:23:38,627
‫جینکس! جینکس! جینکس!

363
00:24:31,388 --> 00:24:33,265
‫من آدم جدی‌ای نیستم

364
00:24:34,266 --> 00:24:35,809
‫چه‌جور آدمی هستی؟

365
00:24:37,603 --> 00:24:40,022
‫یه آدم لوس و بی‌مزه

366
00:24:40,105 --> 00:24:41,815
‫می‌تونم یه سوالی ازت بپرسم؟

367
00:24:43,317 --> 00:24:45,986
‫چرا همیشه توی نوشته‌هات
‫از ضمیر سوم شخص استفاده می‌کنی؟

368
00:24:46,069 --> 00:24:51,074
‫فکر کنم باعث می‌شه بیشتر
‫با اون شخصیت احساس همدلی داشته باشم

369
00:24:52,159 --> 00:24:53,459
‫شخصیت خودم

370
00:24:53,827 --> 00:24:55,954
‫باعث می‌شه راحت‌تر
‫از خودم خوشم بیاد

371
00:24:57,247 --> 00:24:59,750
‫منحصربه‌فردترین زنی هستی
‫که تا حالا دیدم

372
00:25:06,965 --> 00:25:08,800
‫- سلام
‫- سلام

373
00:25:09,760 --> 00:25:11,060
‫خوبی؟

374
00:25:11,595 --> 00:25:12,895
‫اخیراً خیلی ساکت بودی

375
00:25:13,388 --> 00:25:16,308
‫وقتی سکوت خیلی طولانی می‌شه
‫حالم بد می‌شه

376
00:25:16,391 --> 00:25:17,691
‫چطور گذاشتم این‌طور بشه؟

377
00:25:18,435 --> 00:25:20,145
‫بکا یه بار بهم گفت

378
00:25:20,729 --> 00:25:24,525
‫قضیه این نیست که من عاشق اون بشم،
‫[ وقتی حامله هستی باید منتظر چه چیزی باشی ]

379
00:25:25,025 --> 00:25:27,152
‫قضیه اینه که اون باعث می‌شه
‫من عاشق خودم بشم

380
00:25:27,736 --> 00:25:29,988
‫- اوف
‫- فکر کنم چنین کاری کرده

381
00:25:31,323 --> 00:25:32,623
‫کاری کرد احساس کنم
‫آدم مهمی هستم

382
00:25:34,576 --> 00:25:36,286
‫می‌خوام چیکار کنم؟

383
00:25:36,370 --> 00:25:40,040
‫حتی نمی‌تونم یه نفس عمیق بکشم.
‫خیلی درد می‌گیره

384
00:25:40,123 --> 00:25:45,671
‫کاری که من می‌کنم اینه که
‫وانمود می‌کنم اون ماجرا خیالیه

385
00:25:46,839 --> 00:25:49,466
‫برای همین به جای بقیه‌ی ورزش‌ها،
‫کشتی‌کج نگاه می‌کنم

386
00:25:49,550 --> 00:25:52,761
‫چون از قبل برنامه‌ریزی شده.
‫از قبل بهش فکر شده

387
00:25:53,512 --> 00:25:54,781
‫وقتی نگاهش می‌کنم
‫احساس امنیت می‌کنم

388
00:25:54,805 --> 00:25:57,808
‫این که قطعاً از قبل بهش فکر نشده،

389
00:25:58,600 --> 00:25:59,900
‫و اصلاً احساس امنیت نمی‌کنم

390
00:26:00,394 --> 00:26:01,694
‫شاید بهتر باشه دوباره
‫به پدرت زنگ بزنی

391
00:26:03,230 --> 00:26:05,816
‫باباها همیشه کاری می‌کنن
‫دخترهاشون احساس مهم بودن بکنن

392
00:26:05,899 --> 00:26:08,026
‫هزار بار بهش پیام دادم

393
00:26:09,945 --> 00:26:11,245
‫مامانت چی؟

394
00:26:13,323 --> 00:26:16,034
‫شاید بهتره بریم از دست‌دوم‌فروشی بگیریم.
‫ممکنه یه کالسکه‌ی دست‌دوم پیدا کنیم
‫[ بلومینگدیلز ]

395
00:26:16,118 --> 00:26:17,953
‫به جز آت‌وآشغال چیزی ندارن

396
00:26:18,036 --> 00:26:20,122
‫پارچه‌ی قهوه‌ای گل‌دار
‫و پلاستیک ارزون

397
00:26:20,205 --> 00:26:23,083
‫می‌خوای وقتی بزرگ می‌شه
‫از پنجره‌های ماشین تف کنه بیرون

398
00:26:23,166 --> 00:26:25,002
‫و به جوک‌های نژادپرستانه بخنده؟

399
00:26:25,085 --> 00:26:26,385
‫بیا. ازشون تخفیف می‌گیرم

400
00:26:26,962 --> 00:26:29,047
‫خدایا، اینا رو ببین

401
00:26:30,716 --> 00:26:32,676
‫چرا این‌قدر گرونن؟

402
00:26:33,510 --> 00:26:34,928
‫‏۱۲۰۰ دلار

403
00:26:35,012 --> 00:26:36,722
‫- آره
‫- از ماشینم هم گرون‌تره

404
00:26:36,805 --> 00:26:39,850
‫خب، می‌دونی، کیفیتش بالاست، پس…

405
00:26:42,644 --> 00:26:44,021
‫خیلی خوشگلن

406
00:26:44,730 --> 00:26:46,030
‫واقعاً آره

407
00:26:52,196 --> 00:26:53,381
‫چیکار می‌کنی؟

408
00:26:53,405 --> 00:26:56,992
‫این دنیاییه که بچه‌م سزاوارشه

409
00:26:57,701 --> 00:27:00,204
‫دنیایی که حتی نمی‌تونم
‫توی خواب هم ببینم

410
00:27:00,287 --> 00:27:03,457
‫از روی زمین بلند شو

411
00:27:03,540 --> 00:27:04,840
‫خیلی اشتباهه

412
00:27:04,917 --> 00:27:07,169
‫داری توجه همه رو جلب می‌کنی

413
00:27:07,878 --> 00:27:09,713
‫سریع از روی زمین بلند شو، خانم جوان

414
00:27:11,798 --> 00:27:15,469
‫توی بلومینگدیلز هیچ قربانی‌ای وجود نداره

415
00:27:25,646 --> 00:27:26,946
‫باشه

416
00:27:33,320 --> 00:27:34,620
‫این یکی رو برات می‌خرم

417
00:27:35,239 --> 00:27:36,539
‫بیا بریم

418
00:27:42,412 --> 00:27:43,712
‫یا خدا

419
00:27:44,081 --> 00:27:45,381
‫مامان!

420
00:27:55,050 --> 00:27:59,346
‫جلوم رو نمی‌گیره. بدش بیاد

421
00:27:59,429 --> 00:28:01,056
‫بده من امتحان کنم. بده به من

422
00:28:03,684 --> 00:28:05,185
‫خدایا

423
00:28:08,394 --> 00:28:10,088
‫[ بلومینگدیلز ]

424
00:28:10,983 --> 00:28:13,151
‫ممنون، مامان.
‫حتی با اون تخفیفی که دادن

425
00:28:14,194 --> 00:28:15,380
‫برام مهم نیست

426
00:28:15,404 --> 00:28:18,782
‫نوه‌ی من نباید سوار
یه کالسکه‌ی کهنه بشه

427
00:28:21,952 --> 00:28:23,252
‫چیه؟

428
00:28:27,583 --> 00:28:28,959
‫نگو که…

429
00:28:29,877 --> 00:28:32,171
‫آره. خودشه

430
00:28:33,005 --> 00:28:35,799
‫مامان، گوش کن چی می‌گم

431
00:28:36,675 --> 00:28:37,975
‫می‌خوام برم باهاش حرف بزنم

432
00:28:39,011 --> 00:28:40,929
‫تو هم کالسکه رو ببر توی ماشین

433
00:28:41,013 --> 00:28:43,891
‫بذار بزنم دندون‌هاش رو خرد کنم.
‫خیلی سریع کارم رو می‌کنم

434
00:28:43,974 --> 00:28:45,726
‫قراره سرت توی کار خودت باشه

435
00:28:46,226 --> 00:28:48,187
‫- از اون کارها نمی‌کنم
‫- جدی می‌گم

436
00:28:49,104 --> 00:28:50,689
‫فقط کالسکه رو ببر توی ماشین

437
00:28:53,233 --> 00:28:54,533
‫خودم باهاش حرف می‌زنم

438
00:29:12,002 --> 00:29:13,302
‫استاد

439
00:29:14,004 --> 00:29:17,090
‫مارگو میلت هستم، توی کلاس ادبیات‌تون بودم.
‫احتمالاً من رو یادتون نیست

440
00:29:18,091 --> 00:29:19,391
‫من رو یادتونه؟

441
00:29:20,511 --> 00:29:21,811
‫آره

442
00:29:22,179 --> 00:29:24,515
‫- ایشون همسرم هستن…
‫- سلام

443
00:29:24,598 --> 00:29:25,898
‫…اسمش ساراست

444
00:29:26,225 --> 00:29:27,726
‫- این دخترم هِیلی‌ـه
‫- سلام

445
00:29:27,809 --> 00:29:29,228
‫اینم پسرم مکس‌ـه

446
00:29:29,853 --> 00:29:31,153
‫سلام

447
00:29:31,522 --> 00:29:32,749
‫خب، ببخشید که مزاحم شدم،

448
00:29:32,773 --> 00:29:36,527
‫اما وقت مناسب‌تری از الان
‫برای اعتراض وجود نداره، نه؟

449
00:29:38,737 --> 00:29:41,615
‫اون خیلی از دیدن نمره‌ی نهاییش
‫ناامید شد

450
00:29:42,407 --> 00:29:44,409
‫حس می‌کرد نامنصفانه
‫باهاش رفتار کردید

451
00:29:45,494 --> 00:29:46,721
‫عزیزم،

452
00:29:46,745 --> 00:29:48,747
‫- نظرت چیه شما برید داخل؟
‫- آره، آره

453
00:29:48,830 --> 00:29:50,130
‫- حتماً
‫- منم الان میام

454
00:29:50,207 --> 00:29:52,292
‫- بیایید، بچه‌ها
‫- منم پشت سرتون میام، رفیق. باشه؟

455
00:29:52,376 --> 00:29:53,676
‫بابایی الان میاد

456
00:29:57,548 --> 00:29:58,848
‫من رو تا این‌جا تعقیب کردی؟

457
00:29:59,132 --> 00:30:01,385
‫- جاسوسی من رو می‌کنی؟
‫- من جاسوسی تو رو بکنم؟

458
00:30:02,010 --> 00:30:03,310
‫داشتم این‌جا خرید می‌کردم

459
00:30:03,679 --> 00:30:05,514
‫البته پولم که نمی‌رسه

460
00:30:06,139 --> 00:30:08,600
‫- خوبه که می‌بینم تو پولت می‌رسه
‫- ببین، مارگو،

461
00:30:09,309 --> 00:30:11,937
‫- نمی‌دونم قضیه چیه، باشه؟
‫- یه نگاهی بهم بنداز، مارک

462
00:30:12,604 --> 00:30:14,898
‫- خودت یه حدسی بزن
‫- خیلی تلاش کردم مسئولیت‌پذیر باشم

463
00:30:14,982 --> 00:30:17,150
‫و بهترین کاری که می‌تونستم
‫توی اون شرایط بکنم،

464
00:30:17,234 --> 00:30:19,820
‫که البته انجامش هم دادم،
‫این بود که نذارم بچه رو به دنیا بیاری

465
00:30:20,404 --> 00:30:21,905
‫می‌خوای من توی زندگی این بچه باشم؟

466
00:30:21,989 --> 00:30:23,365
‫برای همین این‌جا اومدی سراغم؟

467
00:30:23,448 --> 00:30:25,075
‫اصلاً اگه بچه‌ی من باشه

468
00:30:26,034 --> 00:30:27,334
‫ببخشید؟

469
00:30:37,004 --> 00:30:38,505
‫چی از جونم می‌خوای، مارگو؟

470
00:30:40,549 --> 00:30:41,849
‫می‌دونی چیه، مارک؟

471
00:30:43,260 --> 00:30:44,560
‫هیچی

472
00:30:46,930 --> 00:30:48,599
‫هیچی ازت نمی‌خوام

473
00:30:52,477 --> 00:30:56,064
‫واقعاً این رو گفت
‫که ممکنه اصلاً بچه‌ی اون نباشه

474
00:31:00,611 --> 00:31:01,838
‫تو رو نگاه می‌کرد

475
00:31:01,862 --> 00:31:03,131
‫وقتی داشتی رد می‌شدی،

476
00:31:03,155 --> 00:31:07,534
‫پدر بچه‌ام یه لحظه حرفش رو قطع کرد
‫تا مادرم رو نگاه کنه

477
00:31:12,539 --> 00:31:13,916
‫بهت گفتم دخالت نکن

478
00:31:13,999 --> 00:31:15,667
‫من که دخالت نکردم

479
00:31:15,751 --> 00:31:17,419
‫حتی نگاه هم نکردم

480
00:31:17,503 --> 00:31:20,297
‫- فقط اومدم پیش ماشین
‫- نه. آره، دقیقاً از کنار ما رد شدی

481
00:31:20,380 --> 00:31:23,091
‫باشه، مشخصه دلت می‌خواد دعوا بکنی،
‫فکر کنم با پدرت،

482
00:31:23,175 --> 00:31:25,219
‫و اونم این‌جا نیست،
‫پس من جاش رو پر می‌کنم!

483
00:31:25,302 --> 00:31:28,388
‫آره، از دست تو و اون عصبانی‌ام

484
00:31:29,723 --> 00:31:33,227
‫چون شاید این تصمیم احمقانه‌ای بوده،
‫و شاید حق با تو بود

485
00:31:34,603 --> 00:31:37,856
‫اما این تصمیم منه،
‫و می‌خوام این بچه رو به دنیا بیارم،

486
00:31:37,940 --> 00:31:39,240
‫نوه‌ت رو

487
00:31:39,691 --> 00:31:42,903
‫و تو حتی یه ذره هم شاد نیستی

488
00:31:45,030 --> 00:31:46,573
‫چطور جرأت می‌کنی شاد نباشی؟

489
00:31:47,491 --> 00:31:49,201
‫چون شاد نیستم!

490
00:31:49,284 --> 00:31:51,036
‫قراره دوستش داشته باشم؟
‫صد البته

491
00:31:51,119 --> 00:31:54,331
‫دقیقاً همون‌قدر که تو رو دوست دارم.
‫از همون روز اولی که به دنیا اومدی

492
00:31:55,916 --> 00:32:00,838
‫اما نه، برای این حادثه‌ی غم‌انگیز
‫حتی یه لحظه هم شادی نمی‌کنم

493
00:32:01,547 --> 00:32:02,816
‫زندگی‌ای که داری…

494
00:32:02,840 --> 00:32:04,967
‫نه، بذار تصحیح کنم…

495
00:32:06,009 --> 00:32:09,304
‫زندگی‌ای که هیچ‌وقت نداشتی
‫دیگه تمومه

496
00:32:10,097 --> 00:32:12,099
‫پس نه، اصلاً برام شادی نداره

497
00:32:16,854 --> 00:32:19,690
‫زندگی، آدم‌ها رو می‌شکونه

498
00:32:23,193 --> 00:32:24,261
‫هیچ‌کس این رو بهت نمی‌گه،

499
00:32:24,262 --> 00:32:28,890
‫و توی کتاب‌های وقتی حامله هستی
‫باید منتظر چه چیزی باشی هم نوشته نشده

500
00:32:28,891 --> 00:32:30,082
‫اما این‌طوری شکسته می‌شی

501
00:32:32,536 --> 00:32:33,596
‫من شکسته نیستم

502
00:32:33,620 --> 00:32:34,889
‫من…

503
00:32:34,913 --> 00:32:37,124
‫می‌شه دو ثانیه از ماشین پیاده بشی؟

504
00:32:37,207 --> 00:32:40,127
‫- می‌خوای از ماشینم پیاده بشم؟
‫- آره، چون باید جیغ بزنم،

505
00:32:40,210 --> 00:32:41,670
‫و برای بچه خوب نیست

506
00:32:42,171 --> 00:32:44,548
‫و با جیغ زدن من بهتر می‌شم،
‫اما اون نه

507
00:32:44,631 --> 00:32:46,800
‫پس لطفاً پیاده شو

508
00:32:46,884 --> 00:32:48,218
‫فقط چند ثانیه طول می‌کشه

509
00:33:04,902 --> 00:33:06,653
‫- درست انجامش نمی‌ده
‫- خانم

510
00:33:08,780 --> 00:33:10,741
‫می‌شه براش اپیدورال تزریق کنید؟

511
00:33:11,283 --> 00:33:13,785
‫- لطفاً
‫- محض رضای خدا به من تزریقش کنید

512
00:33:15,037 --> 00:33:16,872
‫- فشار بده. فشار بده
‫- دیگه آخراشه

513
00:33:16,955 --> 00:33:18,498
‫یه فشار بزرگ دیگه

514
00:33:18,582 --> 00:33:19,851
‫یالا

515
00:33:19,875 --> 00:33:22,544
‫فشار بده!

516
00:33:45,108 --> 00:33:46,443
‫حالش خوبه؟

517
00:33:46,527 --> 00:33:47,861
‫حالش خوبه؟

518
00:33:47,945 --> 00:33:50,489
‫- بی‌نقصه
‫- اوه، خیلی خوشگله

519
00:33:51,198 --> 00:33:54,117
‫مامان، باورت می‌شه؟

520
00:33:54,660 --> 00:33:56,036
‫موفق شدم

521
00:33:56,119 --> 00:33:57,454
‫موفق شدی، عزیزدلم

522
00:33:58,121 --> 00:33:59,873
‫آره

523
00:33:59,957 --> 00:34:01,792
‫- بچه‌ی عزیزم
‫- موفق شدی

524
00:34:02,447 --> 00:35:07,447
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

