﻿1
00:00:03,416 --> 00:00:04,375
‫جیمز؟‬

2
00:00:05,875 --> 00:00:07,041
‫جیمز، صدامو می‌شنوی؟‬

3
00:00:10,000 --> 00:00:21,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:00:21,024 --> 00:00:28,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:00:33,125 --> 00:00:34,125
‫مامان؟‬

6
00:00:34,750 --> 00:00:35,708
‫جیمز!‬

7
00:00:43,875 --> 00:00:45,291
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.‬

8
00:00:46,833 --> 00:00:48,000
‫آخه چرا؟‬

9
00:00:49,250 --> 00:00:50,708
‫من همیشه کنارت هستم.‬

10
00:00:54,291 --> 00:00:55,791
‫متأسفم، مامان.‬

11
00:00:58,750 --> 00:01:00,166
‫اینقدر خودتو اذیت نکن.‬

12
00:01:00,833 --> 00:01:02,291
‫تو قلبِ پاکی داری.‬

13
00:01:03,458 --> 00:01:05,166
‫فقط باید یاد بگیری به حرفِ دلت گوش کنی.‬

14
00:01:16,916 --> 00:01:18,958
‫مامان... مامان؟‬

15
00:01:27,000 --> 00:01:28,000
‫جیمز؟‬

16
00:01:29,250 --> 00:01:30,250
‫جیمز؟‬

17
00:01:31,583 --> 00:01:32,708
‫جیمز؟‬

18
00:01:33,833 --> 00:01:34,916
‫صدامو می‌شنوی؟‬

19
00:01:38,458 --> 00:01:39,500
‫جیمز؟‬

20
00:02:17,416 --> 00:02:19,291
‫علائم حیاتیش پایداره.‬

21
00:02:19,375 --> 00:02:20,625
‫حالش چطوره؟‬

22
00:02:20,708 --> 00:02:22,291
‫حتماً فرشته‌ی نگهبان داشته.‬

23
00:02:22,375 --> 00:02:24,000
‫آسیب خاصی ندیده.‬

24
00:02:24,083 --> 00:02:25,125
‫اتاق ۲۰۷.‬

25
00:02:26,416 --> 00:02:27,958
‫از اینجا به بعدش با من.‬

26
00:02:28,041 --> 00:02:29,166
‫گُم شو، اوفیلیا.‬

27
00:02:29,250 --> 00:02:32,208
‫اگه خانم بوفورت انقدر خوب واکنش نشون نمی‌داد،‬

28
00:02:32,291 --> 00:02:34,250
‫ما نمی‌تونستیم به این سریع‬
‫کمکش کنیم.‬

29
00:02:34,333 --> 00:02:35,916
‫این لجبازی آخرش کار دستت میده.‬

30
00:02:36,000 --> 00:02:38,041
‫تو فقط می‌خوای انتقام دیرینه‌ت رو بگیری.‬

31
00:02:38,125 --> 00:02:40,750
‫ما تو این دنیا هیچ‌وقت دوست نمی‌شیم، مورتیمور،‬

32
00:02:40,833 --> 00:02:43,125
‫با اینکه خواهرِ من خیلی هم دلش می‌خواست.‬

33
00:02:43,208 --> 00:02:44,333
‫چه بخوای چه نخوای،‬

34
00:02:44,358 --> 00:02:46,442
‫من از حالا به بعد مراقبِ جیمز و لیدیا هستم.‬

35
00:02:46,467 --> 00:02:48,092
‫بچه‌های من دخلی به تو ندارن.‬

36
00:02:48,291 --> 00:02:50,458
‫البته که دارن.‬
‫اونا خانواده‌ی منم هستن.‬

37
00:02:50,541 --> 00:02:52,791
‫با وجودِ تمامِ تلاشت برای طرد کردنم.‬

38
00:02:53,541 --> 00:02:55,541
‫من و کوردیلیا همیشه با هم در ارتباط بودیم.‬

39
00:02:56,208 --> 00:02:57,750
‫هردوشون رو خوب می‌شناسم.

40
00:02:57,833 --> 00:03:01,875
‫مطمئنم دلش نمی‌خواست
‫اونا تنها تحتِ سلطه‌ی تو باشن.‬

41
00:03:03,208 --> 00:03:04,208
‫نگران نباش.‬

42
00:03:05,304 --> 00:03:08,388
‫به‌زودی می‌فهمیم آخرین وصیتِ کوردیلیا چی بوده.‬

43
00:03:10,375 --> 00:03:11,208
‫بله.‬

44
00:03:13,583 --> 00:03:15,375
‫ممنون از زحماتتون، دکتر.‬

45
00:03:15,958 --> 00:03:17,000
‫مورتیمور.‬

46
00:03:17,083 --> 00:03:18,041
‫اوفیلیا.‬

47
00:03:23,708 --> 00:03:26,083
‫چقدر طول می‌کشه تا دوباره سرپا بشه؟‬

48
00:03:33,041 --> 00:03:34,208
‫جیمز!‬

49
00:03:38,791 --> 00:03:41,500
‫به خدا اگه یه بارِ دیگه اینجوری منو بترسونی، می‌کشمت.‬

50
00:03:45,291 --> 00:03:46,416
‫بابا هم حالا میاد.

51
00:03:46,500 --> 00:03:48,041
‫نمی‌خوام ببینمش.‬

52
00:03:48,583 --> 00:03:50,500
‫واقعاً نگران بود.‬

53
00:03:54,625 --> 00:03:56,833
‫من دیگه نمی‌تونم این چیزا رو تحمل کنم.‬

54
00:03:59,916 --> 00:04:01,958
‫پسرِ نمونه‌ی بابا بودن،‬

55
00:04:03,208 --> 00:04:07,500
‫هیئت مدیره، بوفورت،‬
‫سهامدارها، مطبوعات...‬

56
00:04:07,583 --> 00:04:09,250
‫اول باید خوب بشی.‬

57
00:04:12,375 --> 00:04:14,583
‫می‌تونم سعی کنم تو بوفورت هواتو داشته باشم.‬

58
00:04:17,166 --> 00:04:20,500
‫بهت قول می‌دم فعلاً‬
‫لازم نیست نگران باشی.‬

59
00:04:22,958 --> 00:04:24,416
‫به روبی خبر بدم؟‬

60
00:04:28,541 --> 00:04:31,083
‫من دلشو شکوندم، لید.‬

61
00:04:34,500 --> 00:04:36,041
‫از دستش دادم.‬

62
00:04:40,708 --> 00:04:41,666
‫شکرِ خدا.‬

64
00:04:49,791 --> 00:04:50,791
‫جیمز.‬

65
00:04:55,375 --> 00:04:56,500
‫هی.‬

66
00:04:57,916 --> 00:04:59,000
‫چطوری؟‬

67
00:05:03,763 --> 00:05:05,804
‫خیلی نگران بودم.‬

68
00:05:28,166 --> 00:05:29,666
‫زودتر نتونستم بیام.‬

69
00:05:29,750 --> 00:05:31,208
‫گفت چی کارم داشت؟‬

70
00:05:36,833 --> 00:05:38,166
‫ببخشید، خوب نخوابیدم.‬

71
00:05:38,250 --> 00:05:40,166
‫مدام خوابِ رَد شدن از آکسفورد رو می‌بینم.‬

72
00:05:40,250 --> 00:05:42,208
‫مزخرفه، احمقن اگه قبولت نکنن.‬

73
00:05:42,371 --> 00:05:44,830
‫نامه‌ها فردا می‌رسن،‬
‫اون‌وقت بیشتر می‌فهمیم.‬

74
00:05:46,291 --> 00:05:47,750
‫جیمز سعی کرد باهام تماس بگیره.‬

75
00:05:47,833 --> 00:05:49,125
‫چی می‌خواست؟‬

76
00:05:49,208 --> 00:05:51,083
‫نمی‌دونم. بهش زنگ نزدم.‬

77
00:06:00,291 --> 00:06:02,791
‫خانم بِل، در موردِ جشن خیریه...‬

78
00:06:02,875 --> 00:06:06,583
‫قرار بود یه ایده ارائه بدی،‬
‫نه اینکه جای جدید رو پیشنهاد کنی.‬

79
00:06:07,041 --> 00:06:08,500
‫و قطعاً نه مدرسه‌ی خودمون.‬

80
00:06:08,583 --> 00:06:11,291
‫از اونجایی که شما از مهمونیِ‬
‫ویکتوریایی خیلی تعریف کردید،‬

81
00:06:11,375 --> 00:06:15,958
‫فکر کردم با فلسفه‌ی کمپبِل همخوانی داره، که رویکردِ خوبیه.

82
00:06:15,987 --> 00:06:19,612
‫اینقدر قانع‌کننده بود که یکی از‬
‫بنیادِ کمپبِل همین الان به من زنگ زد.‬

83
00:06:19,750 --> 00:06:23,000
‫- هنوز رسمی نشده.‬
‫- یعنی طرحِ روبی انتخاب شده؟‬

84
00:06:29,416 --> 00:06:30,250
‫بله.‬

85
00:06:30,875 --> 00:06:32,958
‫و به لطفِ طرحِ پر‌زرق‌و‌برقِ خانم بِل،‬

86
00:06:33,041 --> 00:06:35,375
‫یه جشنِ خیریه‌ی اختصاصی اینجا برگزار می‌شه،‬

87
00:06:35,458 --> 00:06:38,750
‫که حداقل ۴۰ هزار پوند‬
‫هزینه می‌بره.‬

88
00:06:39,916 --> 00:06:42,875
‫- چطور قصد داری این رو تأمینِ مالی کنی؟‬
‫- حمایتِ مالی.‬

89
00:06:43,625 --> 00:06:46,541
‫- ما با والدینِ هم‌کلاسی‌هامون صحبت می‌کنیم.‬
‫- عقلتو از دست دادی؟‬

90
00:06:47,666 --> 00:06:50,666
‫خانم بِل، تو والدینِ هم‌کلاسی‌هات رو،‬

91
00:06:50,744 --> 00:06:52,875
‫که همین الانم بابتِ شهریه، خیلی خرج می‌کنن،‬

92
00:06:52,958 --> 00:06:54,000
‫با ایده‌های جنون‌آمیزت به‌زحمت نمی‌اندازی.‬

93
00:06:54,025 --> 00:06:55,817
‫مسئولیتِ تأمینِ مالی با خودته.‬

94
00:06:58,300 --> 00:07:01,550
‫اگه اتفاقی بیفته که اعتبارِ مدرسه‌مون رو زیرِ سؤال ببره...‬

95
00:07:05,791 --> 00:07:08,583
‫اون‌وقت اون روم رو می‌بینی.

96
00:07:12,125 --> 00:07:13,416
‫برو!‬

97
00:07:16,583 --> 00:07:17,875
‫آره، ادامه بدین.‬

98
00:07:20,375 --> 00:07:21,458
‫بله.‬

99
00:07:22,125 --> 00:07:23,375
‫خیلی خوبه.‬

100
00:07:25,875 --> 00:07:26,791
‫و برو!‬

101
00:07:32,000 --> 00:07:33,000
‫برو!‬

102
00:07:35,000 --> 00:07:37,291
‫- بگیرش!‬
‫- آره.‬

103
00:07:45,291 --> 00:07:48,916
‫بچه‌ها! بازیِ فینال به‌زودی برگزار می‌شه.‬

104
00:07:49,541 --> 00:07:52,291
‫اون‌وقت معلوم می‌شه
‫مکستون هال رو به‌عنوانِ برنده ترک می‌کنید‬

105
00:07:52,375 --> 00:07:54,125
‫یا به‌عنوانِ بازنده.‬

106
00:07:54,208 --> 00:07:58,666
‫می‌دونم بعضی از شماها فقط
‫با بورسِ ورزشی می‌تونید برید آکسفورد.‬

107
00:07:58,750 --> 00:08:01,416
‫واسه همین یه بازیِ تستی برنامه‌ریزی کردم...‬

108
00:08:04,208 --> 00:08:06,833
‫- حواست جمعه؟‬
‫- بله، مربی.‬

109
00:08:08,166 --> 00:08:09,166
‫خوبه.‬

110
00:08:10,083 --> 00:08:12,000
‫برای کاپیتان تصمیم گرفتید؟‬

111
00:08:17,125 --> 00:08:18,250
‫جیمز به‌زودی برمی‌گرده.‬

112
00:08:19,583 --> 00:08:21,083
‫فقط یکم زمان نیاز داره.‬

113
00:08:21,166 --> 00:08:24,000
‫- مطمئنید؟‬
‫- مراسم دیروز بود.‬

114
00:08:27,541 --> 00:08:28,916
‫اون کاپیتانِ ماست.‬

115
00:08:32,375 --> 00:08:34,458
‫خب، ادامه بدین.‬

116
00:08:39,250 --> 00:08:40,625
‫آماده؟ برو.‬

117
00:09:05,083 --> 00:09:06,375
‫حالش خوبه.‬

118
00:09:07,791 --> 00:09:09,916
‫متأسفم که نتونستم جلوشو بگیرم.‬

119
00:09:10,000 --> 00:09:11,625
‫تقصیرِ تو نیست، پرسی.‬

120
00:09:12,250 --> 00:09:14,208
‫باید فوراً برم. پرسی؟‬

121
00:09:14,291 --> 00:09:15,583
‫لطفاً ماشینو آماده کن.‬

122
00:09:17,449 --> 00:09:19,199
‫متأسفم. باید برم.‬

123
00:09:19,224 --> 00:09:22,016
‫شرکای ما تو میلان جلسه‌ی اضطراری گذاشتن.‬

124
00:09:22,041 --> 00:09:23,625
‫حالا هم این قضیه‌ی جیمز.‬

125
00:09:23,708 --> 00:09:25,750
‫اگه این خبر درز کنه،‬
‫فاجعه می‌شه.‬

126
00:09:26,916 --> 00:09:30,458
‫باید کلِ استراتژی رو
‫برای جلسه‌ی سرمایه‌گذارها دوباره بررسی کنم.‬

127
00:09:30,541 --> 00:09:33,083
‫- به جولیا می‌گم یه چیزی آماده کنه.‬
‫- باشه.‬

128
00:09:33,166 --> 00:09:35,958
‫قبل از اینکه چیزی بگید،‬
‫اجازه بدید حرفم تموم بشه.‬

129
00:09:36,625 --> 00:09:39,125
‫تا وقتی جیمز درگیره،‬
‫می‌تونم کمکتون کنم.‬

130
00:09:39,208 --> 00:09:41,666
‫من از آمار و ارقام‬
‫و همه چیزِ بوفورتِ جوان خبر دارم.‬

131
00:09:41,750 --> 00:09:42,750
‫می‌تونم کمکتون کنم.‬

132
00:09:46,541 --> 00:09:47,458
‫باشه.‬

133
00:09:48,083 --> 00:09:49,000
‫باشه؟‬

134
00:09:49,625 --> 00:09:52,375
‫شرایطِ خاص، اقداماتِ خاصی می‌طلبه.‬

135
00:09:59,291 --> 00:10:00,208
‫باشه.‬

136
00:10:02,043 --> 00:10:04,876
‫فهمیدم.‬
‫می‌تونیم یه جذبِ سرمایه راه بندازیم.‬

137
00:10:05,000 --> 00:10:08,333
‫جذبِ سرمایه برای تأمینِ مالیِ
‫یه جذبِ سرمایه‌ی دیگه؟‬

138
00:10:08,416 --> 00:10:09,333
‫ایده‌ی مسخره‌ایه.‬

139
00:10:10,708 --> 00:10:11,791
‫- خودشه!‬
‫- بله؟‬

140
00:10:12,416 --> 00:10:14,666
‫لباسِ پولک‌دوزی! همینو می‌پوشم.‬

141
00:10:14,691 --> 00:10:17,982
‫- راه‌حل.‬
‫- ما داریم برای بودجه ایده جمع می‌کنیم.‬

142
00:10:18,125 --> 00:10:19,458
‫این وظیفه‌ی تو نیست؟‬

143
00:10:23,250 --> 00:10:25,250
‫می‌تونیم کلاس‌های خصوصی رو حراج بذاریم.‬

144
00:10:39,458 --> 00:10:40,416
‫حالت خوبه؟‬

145
00:10:40,500 --> 00:10:43,083
‫آره. دیرم شده، باید برم سر کار.‬

146
00:10:43,166 --> 00:10:46,291
‫تو اونجا بودی؟ جیمز واقعاً اونجوری که همه می‌گن از کوره در رفت؟‬

147
00:10:46,375 --> 00:10:47,500
‫آره، واقعاً دیوونه شده بود.‬

148
00:10:47,583 --> 00:10:49,916
‫یعنی چی؟ مراسمِ خاکسپاریِ مادرته.‬

149
00:10:50,000 --> 00:10:52,625
‫مشکلتون چیه؟‬
‫کارِ دیگه‌ای ندارید انجام بدید؟‬

150
00:10:52,708 --> 00:10:54,208
‫بیا، روبی.‬

151
00:10:55,625 --> 00:10:56,625
‫روبی.‬

152
00:10:56,708 --> 00:10:59,083
‫نمی‌تونم تحمل کنم. این محیط، این آدما...‬

153
00:11:00,291 --> 00:11:02,666
‫دارم سعی می‌کنم جیمز رو فراموش کنم،
‫ولی اون همه‌جا هست.‬

154
00:11:05,291 --> 00:11:06,666
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که برم پیشش،‬

155
00:11:06,750 --> 00:11:09,500
‫اما عاشقِ اون شدن یه اشتباهِ وحشتناک بود.‬

156
00:11:10,779 --> 00:11:15,071
‫رویِ هیچ چیزی نمی‌تونم تمرکز کنم،
‫در حالی که این همه کارِ مهم دارم.‬

157
00:11:21,518 --> 00:11:24,768
‫اگه خودمو جمع‌وجور نکنم،
‫هر چی براش تلاش کردم رو از دست می‌دم.‬

158
00:11:52,958 --> 00:11:55,083
‫لیدیا، من...‬

159
00:11:56,833 --> 00:11:58,708
‫حتی نمی‌دونم باید از کجا شروع کنم.‬

160
00:11:59,875 --> 00:12:02,250
‫شنیدم چه اتفاقی برای مادرت افتاده.‬

161
00:12:03,291 --> 00:12:05,750
‫خیلی متأسفم.‬

162
00:12:06,958 --> 00:12:11,458
‫اگه کاری از دستم برمیاد،‬
‫اگه به چیزی احتیاج داری، ‬

163
00:12:12,416 --> 00:12:13,791
‫من کنارت هستم، باشه؟ ‬

164
00:12:14,833 --> 00:12:16,083
‫به فکرتم.‬

165
00:12:25,541 --> 00:12:27,833
‫- سلام؟‬
‫- سلام لیدیا، من لین هستم.‬

166
00:12:27,916 --> 00:12:29,125
‫در موردِ روبی.‬

167
00:12:34,625 --> 00:12:36,916
‫زندگی بهت یه شانسِ دوباره داده.‬

168
00:12:37,000 --> 00:12:39,208
‫معلومه که نمی‌تونم مجبورت کنم بمونی،‬

169
00:12:39,291 --> 00:12:42,166
‫اما می‌خوام درمانگرِ کلینیک رو بهت پیشنهاد بدم.‬

170
00:12:42,250 --> 00:12:44,375
‫دکتر پِری متخصصِ تراماست.‬

171
00:12:44,875 --> 00:12:46,333
‫واقعاً هم کارش خوبه.‬

172
00:13:00,416 --> 00:13:01,666
‫تنهایی.‬

173
00:13:01,750 --> 00:13:04,125
‫احساسی که می‌تونه
‫خیلی ناگهانی به سراغت بیاد.‬

174
00:13:04,833 --> 00:13:07,458
‫تنهایی به معنیِ نبودِ همراه نیست.‬

175
00:13:07,541 --> 00:13:10,958
‫بلکه فقدانِ ارتباط با آدم‌هایی هست‬
‫که برامون مهم‌اند.‬

176
00:13:11,041 --> 00:13:14,291
‫این ماییم که باید تغییراتی رو‬
‫که می‌خوایم ببینیم، ایجاد کنیم.‬

177
00:13:15,916 --> 00:13:17,458
‫سؤال اینه که چطور؟ ‬

178
00:13:31,916 --> 00:13:33,208
‫لیدیا؟‬

180
00:13:35,833 --> 00:13:36,958
‫سلام؟‬

181
00:14:11,750 --> 00:14:14,625
‫فقط یه نشونه‌ی کوچیکِ امید نیازه، ‬

182
00:14:14,708 --> 00:14:16,333
‫یه تکیه‌گاه تو بی‌نهایت‬

183
00:14:17,500 --> 00:14:19,291
‫{\an۸}اگه بخوایم بتونیم ایمان بیاریم.‬

184
00:14:40,416 --> 00:14:42,541
‫نمی‌دونم، کیران.‬
‫با کلِ لیستم تماس گرفتم.‬

185
00:14:42,625 --> 00:14:44,375
‫اگه به‌زودی یه فکری نکنیم...‬

186
00:14:47,416 --> 00:14:48,541
‫باشه، امتحان کن.‬

187
00:14:49,541 --> 00:14:50,875
‫ممنون، موفق باشی.‬

188
00:14:57,541 --> 00:14:58,708
‫روبی!‬

189
00:14:59,250 --> 00:15:00,375
‫الان نه!‬

190
00:15:00,958 --> 00:15:02,666
‫ولی مهمه!‬

191
00:15:07,041 --> 00:15:08,375
‫- سلام!‬
‫- سورپرایز!‬

192
00:15:15,583 --> 00:15:19,958
‫باشه، اونا قول دادن اسم اسمشو نبر رو نیارن.

193
00:15:19,983 --> 00:15:23,442
‫و از اونجایی که یه عالمه خوشگذرونی‬
‫بهترین دارو برای قلبِ شکسته است،‬

194
00:15:23,536 --> 00:15:25,286
‫ما مهمونیِ لباس‌خواب گرفتیم.‬

195
00:15:32,916 --> 00:15:35,416
‫حتی مافین هم داریم.‬

196
00:15:38,750 --> 00:15:39,791
‫ممنون.‬

197
00:15:40,875 --> 00:15:42,208
‫شما خیلی مهربونید.‬

198
00:15:42,291 --> 00:15:44,041
‫به سلامتیِ آینده!‬

199
00:15:45,750 --> 00:15:47,208
‫صحبت از آینده شد،‬

200
00:15:47,294 --> 00:15:48,708
‫یه چیزی با خودم آوردم.‬

201
00:15:49,583 --> 00:15:51,666
‫از گالریِ مامانم گرفتم.‬

202
00:15:53,666 --> 00:15:57,333
‫تو خانواده‌ی ما،
‫در نقاطِ عطفِ مهمِ زندگی، اینا رو هوا می‌کنیم.

203
00:15:57,416 --> 00:16:00,208
‫و یه آرزو یا یه نیت‬
‫روش می‌نویسیم،‬

204
00:16:00,786 --> 00:16:02,786
‫روش رو روشن می‌کنیم و رهاش می‌کنیم.‬

205
00:16:02,916 --> 00:16:05,375
‫هر چیزی که با خودشون به آسمون ببرن، به حقیقت می‌پیونده.‬

206
00:16:05,458 --> 00:16:06,458
‫تا حالا جواب داده؟‬

207
00:16:07,458 --> 00:16:10,875
‫مامانم آرزو کرد یه روزی‬
‫از طریقِ هنر پولدار بشه.‬

208
00:16:11,875 --> 00:16:15,083
‫و امسال برای اولین بار‬
‫داره سود می‌کنه!‬

209
00:16:15,166 --> 00:16:16,083
‫محشره!‬

210
00:16:16,166 --> 00:16:18,125
‫باشه، من می‌دونم چی آرزو کنم.‬

211
00:16:18,208 --> 00:16:19,291
‫یه میلیون فالوور؟‬

212
00:16:20,041 --> 00:16:22,416
‫تو تنها کسی نیستی که دنیا رو عوض می‌کنه.‬

213
00:16:22,500 --> 00:16:24,875
‫درسته، مدِ اِمبِر دنیا رو تسخیر می‌کنه.‬

214
00:16:24,958 --> 00:16:26,166
‫مُد؟‬

215
00:16:27,875 --> 00:16:30,291
‫خب، این قراره دامنِ زیرینِ یه لباسِ بزرگ باشه.‬

216
00:16:35,333 --> 00:16:36,833
‫- می‌تونم فالوِت کنم؟‬
‫- حتماً.‬

217
00:17:56,958 --> 00:18:01,250
‫[جیمز‬
‫لطفاً برگرد پیشم. دلم برات تنگ شده‬]

218
00:18:05,666 --> 00:18:09,083
‫[جیمز بوفورت‬
‫بلاک کردن تماس‬]

219
00:18:09,166 --> 00:18:11,750
‫[تماسِ جیمز بلاک شد‬]

220
00:18:11,833 --> 00:18:14,208
‫[جیمز‬
‫لطفاً برگرد پیشم. دلم برات تنگ شده. جیمز.‬]

221
00:18:14,291 --> 00:18:16,083
‫[تماس شما مسدود شد‬]

222
00:18:22,186 --> 00:18:23,426
‫[خداحافظ جیمز! برای همیشه!]

223
00:18:43,208 --> 00:18:45,875
‫من این خاطره رو برای همیشه‬
‫تو قلبم نگه می‌دارم.‬

224
00:18:45,958 --> 00:18:49,625
‫لحظه‌ای که از هر چیزی که‬
‫ناراحتمون می‌کرد، رها شدیم.‬

225
00:18:50,708 --> 00:18:53,416
‫تا جا برای چیزی که در راهه، باز کنیم.‬

226
00:19:14,500 --> 00:19:16,083
‫اینقدر خودتو اذیت نکن.‬

227
00:19:16,750 --> 00:19:18,208
‫تو قلبِ پاکی داری.‬

228
00:19:19,041 --> 00:19:20,791
‫فقط باید یاد بگیری به حرفِ دلت گوش کنی.‬

229
00:19:34,083 --> 00:19:36,208
‫وای! چقدر زیبا!‬

230
00:19:37,291 --> 00:19:38,708
‫مثلِ نقاشی می‌مونه.‬

231
00:19:43,166 --> 00:19:44,166
‫لین...‬

232
00:19:45,125 --> 00:19:46,125
‫خودشه.‬

233
00:19:46,666 --> 00:19:49,041
‫حالا می‌دونم چطور‬
‫پولِ جشن رو جمع می‌کنیم.‬

234
00:19:49,625 --> 00:19:50,916
‫به سلامتیِ آینده.‬

235
00:19:52,083 --> 00:19:54,250
‫به سلامتیِ آینده!‬

236
00:20:23,416 --> 00:20:27,500
‫[یک هفته بعد‬]

237
00:20:47,000 --> 00:20:47,833
‫- سلام.‬
‫- هی!‬

238
00:20:47,916 --> 00:20:48,916
‫تو درست می‌گفتی.‬

239
00:20:49,000 --> 00:20:50,541
‫مامانم تو شبکه‌اش پرسیده.‬

240
00:20:50,566 --> 00:20:53,691
‫هنرمندای زیادی هستن
‫که مایلن برای یه کارِ خیر، کارِ هنری اهدا کنن.‬

241
00:20:53,773 --> 00:20:55,981
‫امروز می‌تونیم تو گالریِ مامانش ببینیمش.‬

242
00:20:56,125 --> 00:20:57,041
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

243
00:20:57,125 --> 00:20:58,250
‫- این عالیه...‬
‫- لعنتی.‬

244
00:21:03,458 --> 00:21:04,750
‫هی!‬

245
00:21:04,833 --> 00:21:06,500
‫- همه چی خوبه؟‬
‫- سلام، لیدیا.‬

246
00:21:06,583 --> 00:21:08,750
‫هی، برگشتی.‬

247
00:21:08,833 --> 00:21:09,833
‫داداش.

248
00:21:14,500 --> 00:21:15,458
‫خانم بِل.‬

249
00:21:15,541 --> 00:21:19,250
‫ممکنه بیای دفترم تا آخرین خبرها رو از برنامه‌ریزیِ شام به من بدی؟‬

250
00:21:19,333 --> 00:21:21,375
‫- الان؟‬
‫- الان؟‬

251
00:21:21,458 --> 00:21:23,125
‫بله، الان عالی می‌شه.‬

252
00:21:28,250 --> 00:21:31,291
‫- چقدر خوبه که دوباره می‌بینمت.‬
‫- ممنون.‬

253
00:21:31,375 --> 00:21:32,583
‫عالیه که برگشتی.‬

254
00:21:32,673 --> 00:21:35,840
‫مربی گفت استعدادیاب‌های آکسفورد برای بازیِ فینال میان.‬

255
00:21:35,916 --> 00:21:38,083
‫کاپیتانِ ما برگشته، جای نگرانی نیست.‬

256
00:21:38,166 --> 00:21:40,041
‫یکی دو تا بازیِ تستی و دوباره رو فرمم.‬

257
00:21:40,125 --> 00:21:41,625
‫عالیه! امروز یه بازی برنامه‌ریزی کردیم.‬

258
00:21:41,708 --> 00:21:42,833
‫بریم.‬

259
00:21:45,166 --> 00:21:46,416
‫بعداً می‌بینمت.‬

260
00:21:48,541 --> 00:21:51,708
‫پس تا بعد.‬
‫تو هم میای، نه؟‬

261
00:21:51,791 --> 00:21:53,250
‫حتماً، بعداً می‌بینمتون.‬

262
00:22:00,041 --> 00:22:01,208
‫همه‌چی خوبه؟‬

263
00:22:02,708 --> 00:22:03,875
‫آره، همه‌چی خوبه.‬

264
00:22:04,659 --> 00:22:06,826
‫من همه‌ی تکالیف رو برات جمع کردم.‬

265
00:22:06,916 --> 00:22:09,791
‫می‌تونم بعد از مدرسه بیام‬
‫و برات توضیحشون بدم.‬

266
00:22:10,416 --> 00:22:11,625
‫بهم خبر بده.‬

267
00:22:12,458 --> 00:22:13,833
‫می‌تونم کمکت کنم، باشه؟‬

268
00:22:14,458 --> 00:22:15,875
‫ممنون. خیلی لطف داری.‬

269
00:22:16,458 --> 00:22:18,541
‫- سلام، آقای ساتِن.‬
‫- آقای وِگا.‬

270
00:22:19,708 --> 00:22:22,791
‫- خانم بوفورت، خوشحالم که برگشتید.‬
‫- متشکرم.‬

271
00:22:30,250 --> 00:22:33,083
‫آقای وِگا،‬
‫ممکنه یه لحظه با شما صحبت کنم؟‬

272
00:22:33,791 --> 00:22:34,625
‫من می‌رم.‬

273
00:22:38,458 --> 00:22:39,625
‫بله، حتماً.‬

274
00:22:43,208 --> 00:22:44,708
‫نگرانتَم.‬

275
00:22:44,761 --> 00:22:48,125
‫- برای آکسفورد برنامه جایگزینی داری؟‬
‫- چرا؟‬

276
00:22:48,208 --> 00:22:50,000
‫به نظر میاد نمره‌هات کافی نباشن.‬

277
00:22:51,000 --> 00:22:52,125
‫چی کار می‌تونم بکنم؟‬

278
00:22:52,666 --> 00:22:54,541
‫بیشتر امتحانات تموم شدن.‬

279
00:22:54,625 --> 00:22:58,041
‫من که نمی‌تونم کاری کنم،‬
‫ولی تو تو تیمِ لاکراس هستی.‬

280
00:22:58,666 --> 00:23:00,833
‫یه عملکردِ عالی‬
‫و یه برد تو بازیِ بعدی‬

281
00:23:00,905 --> 00:23:02,750
‫برای یه بورسِ ورزشی‬
‫کافی میشه.‬

282
00:23:04,250 --> 00:23:05,416
‫این می‌تونه نجاتت بده.‬

283
00:23:09,833 --> 00:23:13,333
‫اگه تا فردا پول رو نداشته باشی، قول می‌دم جشن رو لغو می‌کنم.‬

284
00:23:13,416 --> 00:23:15,208
‫- ولی قربان، بهتون اطمینان می‌دم...‬
‫- در رو ببند.‬

285
00:23:15,291 --> 00:23:17,250
‫باشه. حتماً قربان. تا فردا.‬

286
00:23:36,701 --> 00:23:38,826
‫- ببخشید دیر کردم.‬
‫- مشکلی نیست.‬

287
00:23:39,458 --> 00:23:41,041
‫این باعث شد بتونیم بیشتر گپ بزنیم.‬

288
00:23:47,125 --> 00:23:48,208
‫سلام، روبی.‬

289
00:23:51,958 --> 00:23:52,958
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟‬

290
00:24:00,083 --> 00:24:03,500
‫- لازم نیست شرکت کنی.‬
‫- می‌دونم که لازم نیست.‬

291
00:24:04,416 --> 00:24:07,083
‫- ما واقعاً کلی کار برای انجام دادن داریم.‬
‫- واسه همینه که اینجام.‬

292
00:24:07,166 --> 00:24:09,541
‫نباید بری لاکراس بازی کنی؟

293
00:24:11,333 --> 00:24:13,458
‫شنیدم مشکلِ بودجه داری؟‬

294
00:24:14,041 --> 00:24:17,833
‫من فقط می‌خوام کمک کنم. جذب،‬
‫ارتباطات، هر جا به من احتیاج داری.‬

295
00:24:21,166 --> 00:24:22,083
‫یه لحظه؟‬

296
00:24:28,083 --> 00:24:29,958
‫من به کمکِ تو احتیاج ندارم.‬

297
00:24:30,041 --> 00:24:31,291
‫البته که نداری.‬

298
00:24:31,357 --> 00:24:33,250
‫من همه‌ی قدم‌ها رو برنامه‌ریزی کردم.‬

299
00:24:33,333 --> 00:24:36,416
‫- همه‌چیز عالی پیش می‌ره.‬
‫- روبی، می‌دونم از پسش برمیای.‬

300
00:24:36,917 --> 00:24:39,042
‫هر کاری که اراده کنی، می‌تونی انجام بدی.‬

301
00:24:39,833 --> 00:24:43,958
‫- من واقعاً فقط می‌خوام کمک کنم.‬
‫- این موضوع مهمیه. تو اوضاع رو خراب می‌کنی.‬

302
00:24:44,041 --> 00:24:47,625
‫- متأسفم، می‌دونم گند زدم.‬
‫- بسه.‬

303
00:24:49,426 --> 00:24:53,467
‫تو می‌تونی سهمِ خودت رو انجام بدی، اما
‫زندگیِ خصوصی و مدرسه کاملاً از هم جدا هستن.‬

304
00:24:53,492 --> 00:24:54,533
‫باشه.‬

305
00:24:54,558 --> 00:24:57,724
‫من نمی‌تونم و نمی‌خوام با تو کار کنم.‬
‫نه اینجا و نه هیچ جای دیگه.‬

306
00:24:58,625 --> 00:25:00,750
‫می‌تونی همه‌چیز رو با کیران و لین در میون بذاری.‬

307
00:25:02,791 --> 00:25:04,083
‫تو زنگ زدی؟‬

308
00:25:05,458 --> 00:25:06,541
‫- کیران، بس کن!‬
‫- نه؟‬

309
00:25:09,000 --> 00:25:10,500
‫اگه نظرت عوض شد،‬

310
00:25:10,525 --> 00:25:13,317
‫و ترجیح دادی لاکراس بازی کنی،‬
‫من مانعت نمی‌شم.‬

311
00:25:14,083 --> 00:25:16,250
‫نه، بهت ثابت می‌کنم‬
‫که می‌تونی به من اعتماد کنی.‬

312
00:25:17,458 --> 00:25:18,291
‫قبوله.‬

313
00:25:23,833 --> 00:25:26,375
‫[لیدیا‬
‫سلام روبی. حالم خوب نیست]‬

314
00:25:26,458 --> 00:25:29,125
‫[یه دکترِ زنانِ خوب می‌شناسی؟‬]

315
00:25:30,958 --> 00:25:33,291
‫یه وضعیتِ اضطراریه.‬
‫باید تنهایی بری گالری.‬

316
00:25:33,375 --> 00:25:36,250
‫یعنی... جیمز هم میاد.‬

317
00:25:39,000 --> 00:25:46,000


318
00:25:49,964 --> 00:25:51,714
‫قضیه‌ی بوفورت چیه؟‬

319
00:25:52,708 --> 00:25:54,125
‫چرا هنوز نیومده؟‬

320
00:25:55,644 --> 00:25:57,041
‫حتماً میادش..‬

321
00:25:59,875 --> 00:26:02,291
‫وِ- ای- جی- اِی. وِگا.‬

322
00:26:02,375 --> 00:26:03,500
‫کاپیتان وِگا.‬

323
00:26:07,166 --> 00:26:08,208
‫بزنید بریم، بچه‌ها!‬

324
00:26:09,125 --> 00:26:10,041
‫بزنید بریم!‬

325
00:26:15,291 --> 00:26:16,250
‫خب پس...‬

326
00:26:35,166 --> 00:26:36,916
‫این صندوقِ صوتیِ جیمز بوفورت است.‬

327
00:26:37,000 --> 00:26:38,083
‫لطفاً پیام خود را بگذارید.‬

328
00:26:38,833 --> 00:26:39,750
‫سلام، جیمز.‬

329
00:26:40,291 --> 00:26:43,583
‫ببخشید، می‌دونم‬
‫الان همه چی سخته،‬

330
00:26:43,666 --> 00:26:45,666
‫ولی ما واقعاً روت حساب کرده بودیم.‬

331
00:26:47,375 --> 00:26:48,458
‫میای دیگه؟

332
00:26:49,375 --> 00:26:52,833
‫[جیمز - متأسفم. یه کاری برام پیش اومد.‬
‫بعداً باهات در تماس خواهم بود. جی.‬]

333
00:26:58,416 --> 00:27:00,750
‫[آلیستِر - واقعاً باید بیای.‬
‫تو کاپیتانِ مایی!‬]

334
00:27:00,833 --> 00:27:04,916
‫هی، الینگتِن، لنگتو جمع کن بیا زمین.‬
‫یا تو هم می‌خوای جا بزنی؟‬

335
00:27:05,750 --> 00:27:07,458
‫خوب گرم کنید، بچه‌ها.‬

336
00:27:09,500 --> 00:27:10,958
‫- سلام، مامان.‬
‫- لین.‬

337
00:27:11,041 --> 00:27:12,291
‫سلام.‬

338
00:27:12,375 --> 00:27:13,458
‫ایشون کیران هستن.‬

339
00:27:14,000 --> 00:27:16,541
‫- خانم ونگ، ممنون که مارو قبول کردید.
‫- خواهش می‌کنم.‬

340
00:27:16,625 --> 00:27:19,375
‫[آلیستِر واقعاً باید بیای.‬
‫تو کاپیتانِ مایی!‬]

341
00:27:19,458 --> 00:27:22,208
‫و جیمز رو هم که از قبل می‌شناسید.‬

342
00:27:23,458 --> 00:27:25,166
‫تسلیتِ صمیمانه‌ی من رو بپذیر، جیمز.‬

343
00:27:28,333 --> 00:27:29,166
‫بیا.‬

344
00:27:34,554 --> 00:27:36,458
‫آثارِ چشمگیری هستن، قربان.‬

345
00:27:37,250 --> 00:27:40,000
‫سبک، منو یادِ مونه میندازه‬
‫با المان‌هایی از تِرنِر.‬

346
00:27:40,666 --> 00:27:42,000
‫آقای کوُن جینگ‌زائو.‬

347
00:27:42,083 --> 00:27:45,541
‫- لازم نیست کلاس بذاری، خودمون از پسش برمیایم.‬
‫- آروم باش، راثِرفورد، باشه؟‬

348
00:27:45,566 --> 00:27:47,607
‫اونا بین ۸ تا ۱۰ هزار پوند قیمت دارن.‬

349
00:27:47,663 --> 00:27:51,704
‫اگه یکم چاپلوسی کنیم، ممکنه
‫دو تا از اونا رو برای جشن اهدا کنه.‬

350
00:27:52,958 --> 00:27:56,583
‫ما واسه همین اینجاییم. بدونِ
‫استراتژی‌های بزرگِ تو هم از پسش برمیایم.‬

351
00:27:57,875 --> 00:27:58,875
‫باشه.‬

352
00:28:00,833 --> 00:28:02,583
‫آقای... اسمش چی بود؟‬

353
00:28:02,666 --> 00:28:03,791
‫کوُن جینگ‌زائو.‬

354
00:28:04,416 --> 00:28:07,125
‫دقیقاً. اینا چند می‌شه...‬

355
00:28:13,541 --> 00:28:16,833
‫دقیقاً. می‌تونید لطفاً بگید قضیه چیه؟‬

356
00:28:16,916 --> 00:28:18,250
‫بله، این...‬

357
00:28:27,416 --> 00:28:31,791
‫خب، بله، عالی می‌شه اگه‬
‫خودتون یکم بیشتر توضیح بدید.‬

358
00:28:31,875 --> 00:28:33,375
‫یکم کج شده.‬

359
00:28:33,458 --> 00:28:35,083
‫نمی‌تونی همینطوری...‬

360
00:28:36,875 --> 00:28:38,916
‫- فکر می‌کنی نگهش می‌داره؟‬
‫- اون اونجوری نبود. وایستا!‬

361
00:28:39,541 --> 00:28:40,666
‫حالا باید چی کار کنیم؟‬

362
00:28:55,333 --> 00:28:57,625
‫قربان، بی‌نهایت متأسفم.‬

363
00:28:58,791 --> 00:29:01,458
‫من... این یه تصادف بود.‬

364
00:29:02,500 --> 00:29:05,833
‫نمی‌تونم توضیح بدم... کاملاً تقصیرِ منه.‬

365
00:29:12,041 --> 00:29:12,916
‫ممنونم.‬

366
00:29:15,333 --> 00:29:18,166
‫راستی، فکر کنم اینا هر کدوم‬
‫حدود ۱۲ هزار پوند قیمت دارن.‬

367
00:29:19,041 --> 00:29:20,250
‫خنده‌داره، نه؟‬

368
00:29:20,791 --> 00:29:24,291
‫حالا فکر کن می‌شکست.
‫چقدر خنده‌دار.‬

369
00:29:24,361 --> 00:29:26,694
‫- فقط خنده‌دار به نظر می‌رسید.‬
‫- تو بامزه‌ای.‬

370
00:29:26,791 --> 00:29:29,875
‫تو فقط برای این اینجایی‬
‫که پیشِ روبی امتیاز جمع کنی.‬

371
00:29:29,958 --> 00:29:31,208
‫اما اون کاملاً می‌دونه تو دلت چی می‌گذره.‬

372
00:29:31,291 --> 00:29:35,041
‫روحت هم خبر نداره که من و روبی‬
‫بعد از مدرسه چقدر باید کار کنیم‬

373
00:29:35,125 --> 00:29:37,500
‫تا بتونیم کتاب و وسایلِ مکستون هال رو تهیه کنیم.‬

374
00:29:37,583 --> 00:29:39,416
‫بعد تو میای اینجا و فقط بهش می‌خندی.‬

375
00:29:40,166 --> 00:29:41,083
‫خنده‌داره.‬

376
00:29:46,756 --> 00:29:47,958
‫متأسفم، باشه؟‬

377
00:29:48,041 --> 00:29:49,416
‫کارِ مزخرفی بود.

378
00:29:59,166 --> 00:30:00,791
‫و حتی این عصبانیت هم بهت میاد.‬

379
00:30:03,041 --> 00:30:05,125
‫الان همه جور حسی دارم جز «باحال».‬

380
00:30:06,708 --> 00:30:07,583
‫به من اعتماد کن.‬

381
00:30:09,833 --> 00:30:14,875
‫آقای کوُن جینگ‌زائو مجسمه‌هاش رو
‫به ارزشِ ۲۰ هزار پوند به ما اهدا می‌کنه.‬

382
00:30:14,944 --> 00:30:16,458
‫- چی؟ واقعاً؟‬
‫- بله!‬

383
00:30:16,541 --> 00:30:17,958
‫پس نصفش رو از الان داریم.‬

384
00:30:18,507 --> 00:30:20,632
‫- باید به روبی بگیم.‬
‫- آره.‬

385
00:30:20,708 --> 00:30:22,291
‫- بهش زنگ می‌زنیم، بیا.‬
‫- باشه.‬

386
00:30:25,833 --> 00:30:27,500
‫آره. حتماً.‬

387
00:30:31,416 --> 00:30:33,250
‫سلام، بابا. ببخشید، الان نمی‌تونم صحبت کنم...‬

388
00:30:33,333 --> 00:30:35,041
‫خواهرت کجاست، لعنتی؟ ‬

389
00:30:35,125 --> 00:30:36,791
‫چرا جوابِ تلفنش رو نمی‌ده؟ ‬

390
00:30:36,875 --> 00:30:38,333
‫من همین الان از میلان برگشتم.‬

391
00:30:38,358 --> 00:30:40,775
‫هیئت مدیره جلسه‌ی اضطراری گذاشته.‬

392
00:30:40,916 --> 00:30:43,291
‫هر کاری می‌کنی، همه‌چی رو ول کن.‬

393
00:30:43,375 --> 00:30:45,291
‫همین الان تو رو اینجا می‌خوام! ‬

394
00:30:53,416 --> 00:30:55,041
‫ممنون که باهام اومدی، روبی.‬

395
00:30:55,125 --> 00:30:58,166
‫خواهش می‌کنم، نگران نباش.‬
‫اینجا تحتِ مراقبتِ بهترین‌ها هستی.‬

396
00:30:58,841 --> 00:31:02,250
‫مجبورِه اینو بگه چون من موقعِ
‫تولدش پزشکِ همراهش بودم.‬

397
00:31:06,958 --> 00:31:09,375
‫اولین بار کی دچارِ گرفتگی شدی؟‬

398
00:31:09,458 --> 00:31:13,166
‫امروز صبح. خیلی دردناک بود.‬

399
00:31:13,678 --> 00:31:14,791
‫متأسفم.‬

400
00:31:15,958 --> 00:31:17,375
‫[جیمز در حالِ تماس است - بی‌صدا‬]

401
00:31:21,666 --> 00:31:22,583
‫حالت چطوره؟‬

402
00:31:22,666 --> 00:31:24,958
‫تو خونه حمایت می‌شی؟‬

403
00:31:24,983 --> 00:31:27,400
‫پدرِ بچه درگیره؟‬

404
00:31:27,440 --> 00:31:29,524
‫نه، روبی در واقع تنها کسیه که می‌دونه.‬

405
00:31:30,394 --> 00:31:32,458
‫و اولش فکر کردم می‌تونم از پسش بربیام.‬

406
00:31:33,208 --> 00:31:34,458
‫بقیه هم از پسش برمیان.‬

407
00:31:36,375 --> 00:31:37,500
‫اما الان...‬

408
00:31:39,791 --> 00:31:40,916
‫نمی‌دونم...‬

409
00:31:41,000 --> 00:31:44,541
‫قابلِ درکه که احساسِ درماندگی می‌کنی.‬

410
00:31:44,625 --> 00:31:47,333
‫نترس، الان یه کم سرد می‌شه.‬

411
00:31:50,958 --> 00:31:53,083
‫یه کم نفخِ شکم.‬

412
00:31:54,708 --> 00:31:55,833
‫گازهای روده‌ای.‬

413
00:32:01,166 --> 00:32:03,583
‫اون دیگه خودِ بچه است؟‬
‫اون سرشه؟‬

414
00:32:03,666 --> 00:32:07,166
‫بله، و این مارشمالویِ کوچولو اینجا...‬

415
00:32:08,541 --> 00:32:09,791
‫قلبشه.‬

416
00:32:13,541 --> 00:32:16,250
‫در نگاهِ اول،‬
‫همه‌چیز خوب به نظر می‌رسه، لیدیا.‬

417
00:32:18,083 --> 00:32:20,375
‫میشه صدای قلبِ بچه رو بشنویم؟‬

418
00:32:21,041 --> 00:32:21,875
‫البته.‬

419
00:32:31,416 --> 00:32:32,833
‫باورنکردنیه.

420
00:32:33,416 --> 00:32:37,708
‫سه و نیم سانتیمتر دقیق اندازه گرفتم.

421
00:32:39,208 --> 00:32:40,541
‫این یه بچه‌ست...‬

422
00:32:42,125 --> 00:32:43,666
‫این بچه‌ی منه.‬

423
00:32:46,125 --> 00:32:50,041
‫و بعضی وقتا‬
‫بیشتر از اون چیزی که انتظار داری، به‌دست میاری.‬

424
00:32:52,666 --> 00:32:54,041
‫یکی نیست.‬

425
00:32:55,833 --> 00:32:56,958
‫دو تاست.‬

426
00:33:07,625 --> 00:33:08,625
‫خدایا.‬

427
00:33:15,458 --> 00:33:16,541
‫ممنون، خداحافظ.‬

428
00:33:19,138 --> 00:33:20,971
‫- سلام، مامان.‬
‫- سلام، شما دو تا.‬

429
00:33:21,041 --> 00:33:22,291
‫چه بویِ خوبی میاد اینجا.‬

430
00:33:22,875 --> 00:33:23,875
‫سلام، خانم بِل.‬

431
00:33:24,708 --> 00:33:27,583
‫یه «ویژه‌ی روزِ شاد» برای ما دارید؟‬

432
00:33:28,625 --> 00:33:30,958
‫البته. الان برمی‌گردم.‬

433
00:33:40,250 --> 00:33:42,500
‫اینجایی.‬
‫خوبه که اینقدر سریع اومدی.‬

434
00:33:42,583 --> 00:33:43,666
‫مگه انتخابی داشتم؟‬

435
00:33:43,750 --> 00:33:45,875
‫- لیدیا تماس گرفت؟‬
‫- البته که نه.‬

436
00:33:46,333 --> 00:33:47,458
‫اتفاقی افتاده؟‬

437
00:33:47,514 --> 00:33:49,347
‫من به قول‌هاش اعتماد کردم، این اتفاقی بود که افتاد.‬

438
00:33:49,625 --> 00:33:51,750
‫اون نمی‌دونست قراره جلسه‌ای باشه.‬

439
00:33:51,833 --> 00:33:54,333
‫اون باید در دسترس می‌بود، همین.‬

440
00:33:55,208 --> 00:33:58,500
‫برای قانع کردنِ هیئت مدیره، باید متحد عمل کنیم.‬

441
00:34:11,666 --> 00:34:13,291
‫این نانوایی مالِ پدر و مادرم بود.‬

442
00:34:13,916 --> 00:34:16,750
‫اونا هر پولی رو که تو جوونی
‫به‌دست آوردن، پس‌انداز کردن تا بخرنش.‬

443
00:34:17,143 --> 00:34:18,809
‫این آرزویِ مطلقشون بود.‬

444
00:34:19,708 --> 00:34:22,250
‫بعد از تصادفِ بابا،‬
‫مجبور شدن برنامه‌هاشون رو عوض کنن.‬

445
00:34:22,333 --> 00:34:25,083
‫مامان از اون موقع داره برای صاحبِ جدید، آقای اسمیت، کار می‌کنه.‬

446
00:34:25,166 --> 00:34:28,666
‫به این شرط که اگه پول رو جمع کنه،
‫می‌تونه نانوایی رو پس بخره.‬

447
00:34:28,691 --> 00:34:31,691
‫وای، واقعاً باورنکردنیه‬
‫که والدینت چه چیزهایی رو پشت سر گذاشتن.‬

448
00:34:34,666 --> 00:34:37,000
‫سعی کردم از آکسفورد به مامانم زنگ بزنم‬

449
00:34:37,708 --> 00:34:39,333
‫تا در موردِ بارداری بهش بگم.‬

450
00:34:40,273 --> 00:34:43,856
‫می‌خواستم باهاش یه برنامه بریزم‬
‫که بازم بتونم به شرکت ملحق بشم.‬

451
00:34:45,458 --> 00:34:48,583
‫بچه داشتن به این معنی نیست‬
‫که باید برنامه‌هات رو دور بندازی.‬

452
00:34:49,583 --> 00:34:50,583
‫بچه‌ها.‬

453
00:34:52,583 --> 00:34:53,666
‫درسته.‬

454
00:34:54,250 --> 00:34:55,083
‫دوقلوها.‬

455
00:34:55,166 --> 00:34:56,541
‫مثلِ من و جیمز.‬

456
00:34:57,125 --> 00:34:59,083
‫این یعنی می‌خوای نگه‌شون داری؟‬

457
00:34:59,750 --> 00:35:01,166
‫نمی‌دونم چطوری.‬

458
00:35:01,849 --> 00:35:04,183
‫ولی وقتی به اون‬
‫مارشمالوهایِ کوچولو فکر می‌کنم...‬

459
00:35:04,208 --> 00:35:07,041
‫- مارشمالو؟‬
‫- مارشمالو.‬

460
00:35:07,125 --> 00:35:08,166
‫مارشمالوها.‬

461
00:35:08,750 --> 00:35:10,833
‫بله، نگه‌شون می‌دارم.‬

462
00:35:13,879 --> 00:35:16,795
‫اینا اقداماتِ نسبتاً شدیدی هستن.‬

463
00:35:17,000 --> 00:35:20,000
‫تعطیل کردنِ ایتالیا،‬
‫انتقالِ همه‌چیز به چین‬

464
00:35:20,625 --> 00:35:21,958
‫و بعدش جذبِ سرمایه‌ی بی 2 بی؟‬

465
00:35:22,034 --> 00:35:27,326
‫این بخشی از یه استراتژیِ چند وجهیه‬
‫که ما با جزئیات محاسبه‌اش کردیم.‬

466
00:35:27,416 --> 00:35:30,375
‫در عینِ حال،‬
‫بوفورتِ جوان رو گسترش می‌دیم‬

467
00:35:30,400 --> 00:35:34,442
‫و گروهِ هدف با محتوایی که قویاً قابلِ شناسایی
‫هست، موردِ خطاب قرار می‌گیره.‬

468
00:35:36,625 --> 00:35:38,291
‫جیمز، تو در موردِ این چی می‌گی؟‬

469
00:35:42,125 --> 00:35:43,000
‫من...‬

470
00:35:48,541 --> 00:35:49,916
‫فکر می‌کنم که...‬

471
00:36:00,791 --> 00:36:01,958
‫سلام.‬

472
00:36:02,041 --> 00:36:04,166
‫دوباره ممنون، ماری.‬
‫خیلی لطف کردی.

473
00:36:04,191 --> 00:36:06,274
‫کمکِ مالیِ شما به خیلی‌ها کمک می‌کنه.‬

474
00:36:06,422 --> 00:36:07,839
‫این خیلی سخاوتمندانه‌ست.‬

475
00:36:08,375 --> 00:36:10,458
‫البته. جیمز.‬

476
00:36:15,666 --> 00:36:16,750
‫حالت خوبه؟‬

477
00:36:18,625 --> 00:36:22,416
‫آره، ولی تو از اون عوضیِ لعنتی،‬

478
00:36:22,500 --> 00:36:23,958
‫ببخشید، اُوِن ماری، چی می‌خواستی؟‬

479
00:36:24,041 --> 00:36:29,083
‫متقاعدش کردم که به بودجه‌ی جشنِ روبی کمک کنه.‬

480
00:36:29,166 --> 00:36:31,250
‫کافی نیست، اما با این حال.‬

481
00:36:31,333 --> 00:36:35,541
‫از جلسه جا موندی، جلسه‌ای
‫که شاید بابا توش استعدادت رو قبول میکرد.

482
00:36:35,625 --> 00:36:38,541
‫من می‌خواستم حداقل از این موقعیت استفاده کنم.‬

483
00:36:38,625 --> 00:36:40,416
‫کدوم جلسه‌ی هیئت مدیره؟‬

484
00:36:41,041 --> 00:36:43,666
‫ما تمامِ مدت سعی می‌کردیم باهات تماس بگیریم، لیدیا.‬

485
00:36:45,578 --> 00:36:47,328
‫یه قرارِ ملاقاتِ غیرِمنتظره داشتم.‬

486
00:36:53,554 --> 00:36:55,500
‫- بابا کجاست؟‬
‫- رفته با بقیه غذا بخوره.‬

487
00:36:56,708 --> 00:36:58,083
‫خیلی عصبانیه؟‬

488
00:36:58,166 --> 00:37:02,125
‫اگه بفهمه تو گُرمزی رفته بودی نانوایی، حتماً.‬

489
00:37:02,208 --> 00:37:03,333
‫اونجا چی کار می‌کردی؟‬

490
00:37:06,666 --> 00:37:08,041
‫با روبی بودم.‬

491
00:37:12,041 --> 00:37:15,166
‫تو دقیقاً می‌دونی رابطه‌ی ما چطوره
‫و من چه حسی در موردِ اون دارم.‬

492
00:37:16,166 --> 00:37:19,833
‫به جای اینکه همون‌طور که گفتی از من
‫حمایت کنی، با اون برای قهوه قرار می‌ذاری.‬

493
00:37:19,916 --> 00:37:23,625
‫پس بابا می‌تونه منو دوباره بندازه
‫تو شرکت چون تو در دسترس نیستی؟‬

494
00:37:23,708 --> 00:37:25,583
‫واقعاً عالیه. ممنون.‬

495
00:37:25,666 --> 00:37:28,125
‫فقط زندگیِ تو نیست که پیچیده‌ست.‬

496
00:37:28,708 --> 00:37:31,208
‫- می‌خوای دوباره مشروب بخوری؟‬
‫- روزِ مزخرفی داشتم.‬

497
00:37:31,291 --> 00:37:33,041
‫- آره، این...‬
‫- تنهام بذار.‬

498
00:37:36,375 --> 00:37:37,250
‫متأسفم.‬

499
00:37:52,458 --> 00:37:53,583
‫این چیه؟‬

500
00:37:54,277 --> 00:37:55,277
‫لید؟‬

501
00:39:17,041 --> 00:39:20,041
‫«تاریخ‌های جایگزین برای مصاحبه‌های شما.»‬

502
00:39:20,125 --> 00:39:23,291
‫«با توجه به شرایطِ ناگوارِ مرگِ مادرتان، ‬

503
00:39:23,375 --> 00:39:29,916
‫پدرتان درخواستِ تاریخ‌های جدیدی‬
‫برای فرآیندِ درخواستِ شما در آکسفورد کرده‌اند.»

504
00:39:31,250 --> 00:39:33,125
‫«با نهایت مسرت، تأیید می‌کنیم که...»‬

505
00:39:33,150 --> 00:39:36,400
‫«...از ترم زمستان، در کالج سنت هیلدا، آکسفورد خواهید بود.‬

506
00:39:37,833 --> 00:39:40,375
‫«ما با نهایت مسرت تأیید می‌کنیم که شما...»‬

507
00:39:41,447 --> 00:39:43,822
‫«ما با نهایت مسرت تأیید می‌کنیم که...»‬

508
00:39:57,500 --> 00:39:58,375
‫مامان...‬

509
00:40:01,041 --> 00:40:01,875
‫بابا...‬

510
00:40:02,541 --> 00:40:03,375
‫اِمبر!‬

511
00:40:05,125 --> 00:40:06,333
‫- به سلامتی روبی.
‫ - به سلامتی روبی.‬

512
00:40:06,416 --> 00:40:08,291
‫خواهرِ فوق‌العاده باهوشِ من.‬

513
00:40:10,541 --> 00:40:12,083
‫می‌دونستیم موفق می‌شی.‬

514
00:40:12,166 --> 00:40:13,625
‫من هنوز به بورس تحصیلی احتیاج دارم.‬

515
00:40:16,808 --> 00:40:19,308
‫من و پدرت یه مقداری پس‌انداز کردیم.‬

516
00:40:19,333 --> 00:40:23,541
‫آره، و یه حساب باز کردیم
‫که یه مبلغ کوچیک برای شروع توش باشه.‬

517
00:40:23,625 --> 00:40:25,333
‫نه، اون پولِ قنادیه‌.‬

518
00:40:25,395 --> 00:40:27,729
‫من نمی‌خوام دست از رؤیاهاتون بکشین.‬

519
00:40:27,833 --> 00:40:29,375
‫کی حرف از دست کشیدن زد؟‬

520
00:40:29,458 --> 00:40:32,625
‫می‌خوایم ازت حمایت کنیم.
‫من دو شیفت کار می‌کنم. از پسش برمیایم.‬

521
00:40:36,250 --> 00:40:38,083
‫یا می‌تونی قرض بگیری.‬

522
00:40:40,047 --> 00:40:41,172
‫الان برمی‌گردم.‬

523
00:40:51,666 --> 00:40:53,583
‫سلام روبی. ببخشید.‬

524
00:40:55,000 --> 00:40:58,250
‫مزاحمم؟ لیدیا بهم گفت کجایی. مـن...‬

525
00:40:58,353 --> 00:40:59,583
‫اینجا چه‌کار می‌کنی؟‬

526
00:41:01,875 --> 00:41:03,041
‫متأسفم، من...‬

527
00:41:03,791 --> 00:41:05,583
‫باید میومدم اینجا، باید می‌دیدمت.‬

528
00:41:06,125 --> 00:41:07,583
‫نمی‌تونم تنهایی از پسش بربیام.‬

529
00:41:08,201 --> 00:41:09,076
‫چی؟‬

530
00:41:10,429 --> 00:41:14,429
‫بابام، کار و کاسبی...‬

531
00:41:14,500 --> 00:41:17,625
‫دارم رفیقام و تیم رو ناامید می‌کنم. بعدشم بارداریِ لیدیا...‬

532
00:41:17,708 --> 00:41:20,666
‫
‫باید مصاحبه‌های آکسفورد رو جبران می‌کردم.‬

533
00:41:20,750 --> 00:41:21,583
‫جیمز...‬

534
00:41:22,750 --> 00:41:24,875
‫متأسفم، ولی نمی‌تونی همین‌طوری بیای اینجا.‬

535
00:41:24,958 --> 00:41:26,625
‫می‌خوام برای رابطه‌مون بجنگم.‬

536
00:41:28,833 --> 00:41:31,583
‫چون من مالِ توتم. همیشه مالِ تو خواهم بود.‬

537
00:41:32,958 --> 00:41:34,833
‫- تو تنها کسی هستی که منو می‌فهمه.
‫ - بس کن.‬

538
00:41:34,916 --> 00:41:37,500
‫نمی‌تونم، باشه؟ تلاش کردم، جواب نمیده.‬

539
00:41:44,875 --> 00:41:46,333
‫چرا داری این کارو باهام می‌کنی؟‬

540
00:41:50,000 --> 00:41:51,666
‫بهت نیاز دارم، روبی.‬

541
00:41:52,625 --> 00:41:54,458
‫می‌دونی من به چی نیاز دارم؟‬

542
00:41:56,375 --> 00:41:57,916
‫به آرامش نیاز دارم.‬

543
00:41:58,958 --> 00:42:02,458
‫به زمان نیاز دارم تا فراموشت کنم.
‫تو قلبِ لعنتیِ منو تیکه تیکه کردی.‬

544
00:42:02,541 --> 00:42:03,500
‫ازت متنفرم!

545
00:42:13,750 --> 00:42:16,666
‫ولی دوستتم دارم و این کارو خیلی سخت‌تر می‌کنه.‬

546
00:42:23,625 --> 00:42:24,833
‫تمام چیزی که می‌خوام،‬

547
00:42:26,916 --> 00:42:28,458
‫تویی، فهمیدی؟‬

548
00:42:28,541 --> 00:42:31,166
‫وقتی با توئم، خوش‌حالم.‬

549
00:42:31,250 --> 00:42:34,375
‫ولی وظیفه‌ی کوفتی
‫من نیست که خوش‌حالت کنم، باشه؟‬

550
00:42:52,666 --> 00:42:55,416
‫امیدوارم پدرت دست از کنترل زندگیت برداره.‬

551
00:42:57,875 --> 00:43:01,000
‫و بتونی اون برادری باشی که لیدیا لیاقتشو داره.‬

552
00:43:05,250 --> 00:43:07,208
‫و بتونی پایداریتو حفظ کنی.‬

553
00:43:10,625 --> 00:43:11,666
‫برای خودت.‬

554
00:43:13,041 --> 00:43:15,250
‫من نمی‌تونم نجاتت بدم، جیمز. فقط خودت می‌تونی.‬

555
00:43:20,791 --> 00:43:21,958
‫خانواده‌ام منتظرن.‬

556
00:43:26,083 --> 00:43:28,875
‫حالا می‌خوام برم جشن
‫قبولیِ آکسفوردم رو ادامه بدم.‬

557
00:44:02,708 --> 00:44:03,791
‫عزیزم.‬

558
00:45:16,458 --> 00:45:19,208
‫همه چیز واقعاً خیلی امیدوارکننده به نظر می‌رسه.‬

559
00:45:19,291 --> 00:45:20,291
‫من اطمینان دارم‬

560
00:45:20,316 --> 00:45:23,505
‫که ایده‌ها و طرح‌های شما موردتوجه خانم کمپبل قرار می‌گیره.‬

561
00:45:24,333 --> 00:45:26,791
‫ولی چیزی که بیشتر از همه برای من مهمه، بودجه‌س.‬

562
00:45:26,875 --> 00:45:27,708
‫البته، قربان.‬

563
00:45:28,375 --> 00:45:31,000
‫ما تونستیم مقداری بودجه تهیه کنیم،‬

564
00:45:31,025 --> 00:45:34,900
‫ولی در کل، هنوز یه کمبودهایی داریم
‫که باید برطرفش کنیم تا به مبلغ هدف برسیم.‬

565
00:45:36,208 --> 00:45:37,083
‫کیران؟‬

566
00:45:38,666 --> 00:45:39,750
‫بله...‬

567
00:45:40,916 --> 00:45:45,250
‫به لطف یک هنرمندِ چینیِ بسیار خوب،‬

568
00:45:45,333 --> 00:45:48,083
‫که حالا دوستِ خودم هم هست،‬

569
00:45:48,166 --> 00:45:50,882
‫یه مجسمه به ارزش ۲۰٬۰۰۰ پوند به ما اهدا شد.‬

570
00:45:51,708 --> 00:45:53,375
‫به علاوه چند تا کمک مالیِ کوچیک،‬

571
00:45:53,458 --> 00:45:56,083
‫که ما رو به مجموع موقتِ...‬

572
00:45:56,625 --> 00:45:58,791
‫۲۰٬۹۰۰ پوند می‌رسونه.‬

573
00:46:02,625 --> 00:46:04,125
‫خانم بل، اگه مهارت‌های ریاضیِ من‬

574
00:46:04,208 --> 00:46:05,666
‫- منو به اشتباه ننداخته باشه...
‫ - رادرفورد.‬

575
00:46:05,750 --> 00:46:09,083
‫این رقم حتی به نصف مبلغ هدف هم نرسیده.

576
00:46:09,666 --> 00:46:12,708
‫این چیزی نیست که شما به من قول داده بودین.‬

577
00:46:12,791 --> 00:46:14,250
‫علاوه بر این،‬

578
00:46:14,333 --> 00:46:17,416
‫کمک‌های مالیِ سخاوت‌مندانه‌ی دیگری هم دریافت شده.‬

579
00:46:17,500 --> 00:46:22,208
‫اوون موری، سِر کِنت و مدیرِ
‫سیمپسون موتورز قول پشتیبانی دادن،‬

580
00:46:22,291 --> 00:46:24,041
‫که ما رو به مجموعِ کلِ...‬

581
00:46:25,333 --> 00:46:27,458
‫۳۹٬۹۰۰ پوند می‌رسونه.‬

582
00:46:34,875 --> 00:46:36,291
‫این بهتره.‬

583
00:46:37,875 --> 00:46:40,208
‫- ممنون، کیران.
‫ - بله.‬

584
00:46:41,274 --> 00:46:45,107
‫پس با اجازه من کسری بودجه‌تون رو تکمیل میکنم.

585
00:46:51,166 --> 00:46:53,625
‫خانم‌ها و آقایان، خانم بل،‬

586
00:46:54,583 --> 00:46:56,791
‫به سلامتیِ یک شبِ باشکوه.‬

587
00:46:58,000 --> 00:46:59,041
‫متشکرم.‬

588
00:47:03,083 --> 00:47:04,583
‫باشه، باشه، باشه.‬

589
00:47:10,166 --> 00:47:12,625
‫بله، باشه. یه لحظه.‬

590
00:47:12,708 --> 00:47:14,833
‫دستیارِ آلیس کمپبل پشتِ خطه.‬

591
00:47:14,858 --> 00:47:19,233
‫کابینِ عکس‌برداری که می‌خوان اهدا کنن رو
‫باید همین الان بریم بیاریم.‬

592
00:47:19,375 --> 00:47:20,833
‫- چی؟ الان؟
‫- الان!‬

593
00:47:20,916 --> 00:47:23,708
‫من و کیران باید بریم
‫پیشِ شرکتِ کترینگ و دکوراسیون.‬

594
00:47:23,791 --> 00:47:26,791
‫خودم انجامش می‌دم، ولی کمک می‌خوام.
‫اون چیز خیلی...‬

595
00:47:27,375 --> 00:47:30,333
‫من هنوز اینجام. باشه، این کارو می‌کنیم.‬

596
00:47:30,958 --> 00:47:32,166
‫...سنگینه.‬

597
00:47:33,250 --> 00:47:34,958
‫باشه. خداحافظ.‬

598
00:47:51,750 --> 00:47:53,125
‫بوی گلِ رز میده.‬

599
00:47:57,166 --> 00:47:58,375
‫مامانم عاشقِ گله.‬

600
00:48:02,291 --> 00:48:03,875
‫ممنون که اجازه دادی کمکت کنم.‬

601
00:48:05,453 --> 00:48:08,078
‫ببخشید که این‌طوری افتادم وسطِ جشنِ تو.‬

602
00:48:08,141 --> 00:48:10,266
‫مطمئن بودم آکسفورد قبولت می‌کنه.‬

603
00:48:10,302 --> 00:48:12,636
‫آخه چقدر احمق بودن اگه قبولت نمی‌کردن؟‬

604
00:48:17,833 --> 00:48:18,916
‫ولی تبریک می‌گم.‬

605
00:48:21,916 --> 00:48:23,125
‫واقعاً از تهِ دلم می‌گم.‬

606
00:48:28,958 --> 00:48:29,958
‫ممنون.‬

607
00:48:31,130 --> 00:48:33,380
‫منم باید ازت عذرخواهی کنم. خیلی رفتارِ خوبی نداشتم.‬

608
00:48:34,291 --> 00:48:36,375
‫تو لازم نیست برای هیچی عذرخواهی کنی.‬

610
00:49:29,250 --> 00:49:30,583
‫خانم کمپبل عالیه.‬

611
00:49:30,666 --> 00:49:33,875
‫من چند سال پیش دورانِ خیلی سختی رو گذروندم.‬

612
00:49:34,958 --> 00:49:36,500
‫بنیادِ اون زن جونم رو نجات داد.‬

613
00:49:36,583 --> 00:49:40,458
‫تمام هزینه‌های درمانم رو پرداخت کردن و کمکم کردن دوباره رو پای خودم بایستم.‬

614
00:49:41,041 --> 00:49:44,291
‫- هیچ‌وقت نمی‌تونستم تنهایی این کارو بکنم.
‫- همه باید این فرصت رو داشته باشن.‬

615
00:49:44,375 --> 00:49:45,750
‫دقیقاً نظرِ منه.‬

616
00:49:47,958 --> 00:49:50,958
‫اینم از این. چرا این چیز انقدر مهمه؟‬

617
00:49:51,041 --> 00:49:55,416
‫مهمون‌های جشن، سیاستمدارا، اعضای خانواده‌ی سلطنتی و سلبریتی‌ها هستن.‬

618
00:49:55,441 --> 00:49:58,482
‫یعنی آدم‌هایی که لزوماً از هم خوششون نمیاد.‬

619
00:49:58,525 --> 00:50:01,525
‫هر چیزی که بتونه کمک کنه یخِ بینِشون
‫آب بشه، در نهایت به نفعِ کارهای خیره.‬

620
00:50:01,708 --> 00:50:02,833
‫خیلی هوشمندانه‌ست.‬

621
00:50:07,000 --> 00:50:09,833
‫ایده این نبود که دو نفر امتحانش کنن؟‬

622
00:50:10,708 --> 00:50:12,250
‫در واقع چرا.‬

623
00:50:14,395 --> 00:50:34,395
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

