﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:02:33,653 --> 00:02:36,614
‫اِدی! دنبال چی هستی، اِدی؟

3
00:02:36,698 --> 00:02:38,324
‫هیس!

4
00:02:39,409 --> 00:02:40,702
‫می‌دونن

5
00:02:40,785 --> 00:02:42,745
‫چی رو؟
‫چی میگی واسه خودت؟

6
00:02:42,829 --> 00:02:44,455
‫ماجرای من رو می‌دونن

7
00:02:45,540 --> 00:02:46,916
‫می‌دونن داشتم چی کار می‌کردم

8
00:02:48,626 --> 00:02:49,669
‫پیدام کردن

9
00:03:11,232 --> 00:03:13,067
‫می‌دونن داشتم چی کار می‌کردم

10
00:03:13,902 --> 00:03:17,530
‫می‌خوان کاری که من می‌کردم رو انجام بدن.
‫می‌خوان با من انجامش بدن

11
00:03:20,575 --> 00:03:22,035
‫عقلت رو از دست دادی؟

12
00:03:24,621 --> 00:03:25,705
‫کسی اونجا نیست

13
00:03:39,093 --> 00:03:42,263
‫گین اسکیزوفرنی داشت، درسته؟

14
00:03:41,287 --> 00:03:42,287
‫{\an8}[سال ۱۹۵۹]

15
00:03:42,347 --> 00:03:45,225
‫بله. اغلب در اوایل بزرگسالی بروز پیدا می‌کنه

16
00:03:45,308 --> 00:03:46,226
‫و برای اِدی،

17
00:03:46,309 --> 00:03:50,605
‫انگار عامل تحریکش این عکس‌های جنایت‌های نازی‌ها بوده

18
00:03:50,688 --> 00:03:52,774
‫و اگه اون‌ها رو ندیده بود...

19
00:03:54,442 --> 00:03:56,277
‫شاید یه آدم ساده‌لوح روستایی باقی می‌موند

20
00:03:56,361 --> 00:04:01,366
‫قدرت تصویر عکس‌برداری‌شده همینه

21
00:04:01,449 --> 00:04:04,535
‫درسته. نمی‌شه از چیزی که
‫یک عکس نشونت میده، مخفی بشی

22
00:04:04,619 --> 00:04:07,872
‫نمی‌تونی تظاهر کنی ماهیتِ عکس خلافِ اون چیزیه که هست

23
00:04:07,956 --> 00:04:09,707
‫- عکس حقیقته
‫- درسته

24
00:04:09,791 --> 00:04:12,710
‫ادی هم وقتی دید نازی‌ها چی کار کردن،

25
00:04:12,794 --> 00:04:14,337
‫نتونست باهاش کنار بیاد

26
00:04:14,420 --> 00:04:15,460
‫کاملاً حیرت‌زده شد،

27
00:04:15,505 --> 00:04:18,633
‫ولی واقعاً فکر می‌کنم که وحشتِ ماجراش هیچوقت براش جا نیفتاد

28
00:04:18,716 --> 00:04:19,550
‫هوم

29
00:04:19,634 --> 00:04:22,345
‫چیزی که اِدی در اون عکس‌ها دید
‫حقیقت بود،

30
00:04:22,428 --> 00:04:23,680
‫و حقیقت اینه که

31
00:04:23,763 --> 00:04:27,934
‫این هم فقط یه کار دیگه است که مردم انجام دادن

32
00:04:28,017 --> 00:04:30,478
‫مثل موتورسواری یا نقاشی کشیدن

33
00:04:30,561 --> 00:04:33,106
‫پس اِدی هم می‌خواست انجامش بده

34
00:04:34,649 --> 00:04:36,609
‫یه جور شیفتگی ناسالم

35
00:04:36,693 --> 00:04:41,114
‫و واقعاً نمی‌تونست بفهمه که مشکلش چیه

36
00:04:41,197 --> 00:04:42,949
‫منظورت نبش قبره؟

37
00:04:44,575 --> 00:04:47,996
‫خب... همینطور کارهای دیگه

38
00:04:53,918 --> 00:04:55,753
‫باید من رو ببخشید، آقای بلاک

39
00:04:55,837 --> 00:04:59,340
‫روانی کتاب معرکه‌ایه،
‫و بابت موفقیتش بهتون تبریک میگم

40
00:04:59,424 --> 00:05:02,051
‫ولی آلفرد، هیچکس دوست نداره این فیلم رو تماشا کنه

41
00:05:02,135 --> 00:05:05,138
‫از حضورتون رفع زحمت می‌کنم
‫تا یه چیزی نگفتم که پشیمون بشم

42
00:05:11,519 --> 00:05:12,729
‫شب بخیر، جویس

43
00:05:12,812 --> 00:05:14,605
‫راست هم میگه

44
00:05:14,689 --> 00:05:18,359
‫این سینمایی نیست که کسی بشناستش

45
00:05:18,443 --> 00:05:20,862
‫کاملاً جدیده

46
00:05:20,945 --> 00:05:24,824
‫ولی کاملاً اشتباه می‌کنه که میگه مردم تماشاش نمی‌کنن

47
00:05:25,408 --> 00:05:30,246
‫تماشاگران ما در دنیایی زندگی می‌کنن
‫که خدا تبعیدش کرده

48
00:05:30,330 --> 00:05:34,876
‫روزانه در ترس از نابودی هسته‌ای زندگی می‌کنن

49
00:05:34,959 --> 00:05:39,756
‫با ترس و لرز و با ذهنی کرخت،

50
00:05:39,839 --> 00:05:45,094
‫به عظمت محضِ شرّی به اسم هولوکاست نازی‌ها زُل زدن

51
00:05:45,178 --> 00:05:50,725
‫واسه اولین بار در تاریخ دیدن
‫که انسان وقتی قطب‌نمای اخلاقیش خراب باشه

52
00:05:50,808 --> 00:05:53,603
‫از پس چه کارهایی بر میاد

53
00:05:54,187 --> 00:05:55,480
‫گم می‌شن

54
00:05:57,357 --> 00:06:02,195
‫فرانکنشتاین، شبح اپرا

55
00:06:02,278 --> 00:06:05,448
‫دیگه جوابگو نیستن، آقای بلاک

56
00:06:06,491 --> 00:06:10,536
‫تماشاگران ما یه هیولای جدید رو پیدا کردن

57
00:06:12,163 --> 00:06:15,083
‫اون هیولا ما هستیم

58
00:06:17,627 --> 00:06:19,545
‫دوران کودکیش چه شکلی بوده؟

59
00:06:19,629 --> 00:06:24,175
‫باید درک کنی که در سال ۱۹۰۶ به دنیا اومده

60
00:06:24,258 --> 00:06:26,511
‫تو قلب ویسکانسین

61
00:06:27,178 --> 00:06:29,222
‫یکم قبلش اونجا خط مقدم جنگ بوده

62
00:06:29,305 --> 00:06:30,890
‫پس بعضی از سربازهامون

63
00:06:30,973 --> 00:06:33,893
‫همون بلای وحشی‌ها رو سرِ خودشون آوردن

64
00:06:33,976 --> 00:06:37,605
‫و شمشیرهاشون رو گرفتن و گذاشتن رو پیشونی‌های نقاشی‌شده‌شون

65
00:06:37,688 --> 00:06:42,068
‫و پوست سرشون رو از پیشونی تا پشتِ گوش‌ها کَندن

66
00:06:42,151 --> 00:06:45,738
‫این ماجرا رو به بچه‌های توی مدرسه‌تون می‌گفتن، نه؟

67
00:06:45,822 --> 00:06:48,408
‫- کشور خشنی داریم
‫- چه دلربا

68
00:06:48,491 --> 00:06:50,368
‫آدمخوار کسیه که آدم می‌خوره

69
00:06:50,451 --> 00:06:53,454
‫ببین، این یارو طرف رو می‌کشه و بعد قایقش رو می‌بره

70
00:06:53,538 --> 00:06:55,915
‫ولی بعد تو یه جزیره گیر می‌افته و اینجا رو ببین

71
00:06:55,998 --> 00:06:57,125
‫بیا، باهات عوض می‌کنم

72
00:07:01,963 --> 00:07:03,756
‫نه، اون یکی رو دارم

73
00:07:03,840 --> 00:07:06,426
‫شیفته‌ی قصه‌های دریای جنوب بود

74
00:07:06,509 --> 00:07:07,509
‫سَرهای چوروک شده

75
00:07:08,094 --> 00:07:09,804
‫توی کامیک بوک‌ها شرح داده می‌شدن

76
00:07:09,887 --> 00:07:12,014
‫سراسر کشور فروخته می‌شدن، به شدت محبوب بودن

77
00:07:12,098 --> 00:07:14,809
‫پس وقتی نوجوون شد،
‫عاشقـشون شد

78
00:07:14,892 --> 00:07:18,062
‫از مجله‌های جرایم واقعی جدید خسته نمی‌شد

79
00:07:18,146 --> 00:07:20,189
‫که می‌اومدن خون رو با سکس ترکیب می‌کردن

80
00:07:20,273 --> 00:07:24,235
‫پس حالا فقط شیفته نبود، تحریک هم شده بود

81
00:07:24,318 --> 00:07:25,862
‫داشت دیدگاه جنسی پیدا می‌کرد

82
00:07:26,446 --> 00:07:29,615
‫چه چیزیش بیشترین شوک رو بهت وارد کرد؟

83
00:07:32,618 --> 00:07:34,245
‫خب، می‌دونی، همه‌اش شوکه کننده است

84
00:07:35,455 --> 00:07:36,831
‫ولی بیشترین چیز رو بگو

85
00:07:40,668 --> 00:07:41,836
‫خب...

86
00:07:41,919 --> 00:07:44,714
‫یه چیز عجیبی هست
‫که قبلاً خیلی بهش فکر نکردم

87
00:07:46,299 --> 00:07:49,427
‫گین گاهی اوقات که کارش تموم می‌شد

88
00:07:49,510 --> 00:07:50,761
‫استخوان‌ها رو به قبر بر می‌گردوند

89
00:07:51,471 --> 00:07:53,639
‫- ولی معنیش اینه که داشته...
‫- چی؟

90
00:07:55,850 --> 00:07:59,061
‫داشته گوشت رو از اجساد جدا می‌کرده

91
00:07:59,145 --> 00:08:00,229
‫چطوری انجامش داده؟

92
00:08:00,313 --> 00:08:01,772
‫احتمالاً با بوریک اسید

93
00:08:01,856 --> 00:08:03,232
‫یه جور خُمره

94
00:08:06,777 --> 00:08:08,321
‫هستی، مادر؟

95
00:08:11,991 --> 00:08:13,159
‫فقط استراحت کن

96
00:08:19,165 --> 00:08:22,043
‫چون ظاهراً چیزی که می‌خواسته استخوان‌ها نبودن

97
00:08:24,170 --> 00:08:27,006
‫چیز اصلی‌ای که می‌خواسته، پوست بوده

98
00:08:30,510 --> 00:08:32,053
‫پوست‌شون رو می‌کَنده

99
00:08:33,012 --> 00:08:35,598
‫اون کار رو چطوری یاد گرفته

100
00:08:39,435 --> 00:08:40,436
‫ایلسا یادش داده

101
00:08:41,896 --> 00:08:45,358
‫آها، جنده‌ی بوخن‌والت رو میگی

102
00:08:46,359 --> 00:08:48,778
‫اون یه زندانی که می‌خواست رو انتخاب می‌کرد

103
00:08:52,073 --> 00:08:54,200
‫و باهاشون یه چیزهایی درست می‌کرد

104
00:09:01,249 --> 00:09:03,042
‫چیزهایی مثل...

105
00:09:03,876 --> 00:09:04,961
‫لامپ

106
00:09:06,504 --> 00:09:07,713
‫آره، لامپ

107
00:09:11,801 --> 00:09:15,137
‫نتونست درکش کنه.
‫باید یه جوری طبیعیش می‌کرد

108
00:09:15,721 --> 00:09:19,100
‫و یکی از روش‌های طبیعی‌سازیِ چیزی...

109
00:09:20,893 --> 00:09:22,603
‫تکرار کردنشه

110
00:09:30,778 --> 00:09:32,405
‫ای لعنت...

111
00:09:32,989 --> 00:09:35,116
‫خیلی تُند کار می‌کنی!

112
00:09:39,287 --> 00:09:41,122
‫متأسفم مادر!

113
00:09:49,130 --> 00:09:51,132
‫گیری کردیما

114
00:09:51,674 --> 00:09:54,302
‫فقط آروم و پیوسته پیش برو

115
00:09:55,261 --> 00:09:58,639
‫از اول شروع کن.
‫عجله نکن، پسر مهربون

116
00:10:01,809 --> 00:10:03,769
‫اصلاً عجله نکن

117
00:10:05,104 --> 00:10:06,355
‫بله مادر

118
00:11:01,327 --> 00:11:02,787
‫کجایی دختر جون؟

119
00:11:06,248 --> 00:11:09,210
‫مادر، کاسه‌ی من رو ندیدی؟

120
00:11:12,213 --> 00:11:14,173
‫منظورت چیه که کدوم یکی‌شون؟

121
00:11:14,674 --> 00:11:16,384
‫همونی که خاصه

122
00:11:18,803 --> 00:11:21,555
‫اوه، اینجاست

123
00:11:46,872 --> 00:11:48,457
‫اِدی، اوضاعت بی‌ریخته

124
00:11:54,880 --> 00:11:55,965
‫آره، باشه

125
00:11:56,048 --> 00:11:59,301
‫خودت رو ببین.
‫نمی‌دونی چطوری تنهایی زنده بمونی

126
00:12:00,219 --> 00:12:02,388
‫به نظرت خودم نمی‌دونم، مادر؟

127
00:12:03,514 --> 00:12:05,182
‫واسه همین زن می‌خوام

128
00:12:05,266 --> 00:12:08,269
‫نه. نه، نمی‌شه. تو این خونه نه

129
00:12:08,352 --> 00:12:10,271
‫نمی‌شه که تا ابد مجرد بمونم

130
00:12:10,354 --> 00:12:13,607
‫اون جنده رو نمی‌شه بگیری.
‫مثل پاندوراست

131
00:12:13,691 --> 00:12:16,569
‫مثل پاندوراست با اون جعبه‌ی بوگندوی کثیفش

132
00:12:16,652 --> 00:12:20,698
‫اسمش ادلاین‌ـه و از بودن باهاش خوشم میاد

133
00:12:20,781 --> 00:12:22,742
‫فقط پیش اون احساس دیوونه بودن ندارم

134
00:12:22,825 --> 00:12:24,827
‫قرار نیست یه جنده رو بیاری توی این خونه

135
00:12:25,953 --> 00:12:27,788
‫کاری که بخوام رو می‌کنم، مادر

136
00:12:34,211 --> 00:12:36,380
‫تو نمی‌تونی کاریش بکنی

137
00:12:41,927 --> 00:12:43,387
‫هنوز دوستت دارم

138
00:13:09,121 --> 00:13:10,831
‫باید دست همدیگه رو بگیریم، اِدی

139
00:13:10,915 --> 00:13:11,832
‫لازم نیست

140
00:13:11,916 --> 00:13:14,835
‫اومدیم سر قرار. معلومه که لازمه

141
00:13:18,464 --> 00:13:20,633
‫تا حالا شده بزنه به سرت که از این شهر بری؟

142
00:13:20,716 --> 00:13:22,176
‫از ویسکانسین؟

143
00:13:23,844 --> 00:13:25,763
‫فکر نکنم تا حالا فکرش به ذهنم خطور کرده باشه

144
00:13:25,846 --> 00:13:28,140
‫تو بهش فکر کردی؟

145
00:13:28,974 --> 00:13:31,936
‫همیشه فکر می‌کردم.
‫اینجا حس می‌کنم توی قفسـم

146
00:13:33,521 --> 00:13:35,648
‫خب، اصلاً دوست داری بری کجا؟

147
00:13:35,731 --> 00:13:37,817
‫میرم نیویورک سیتی

148
00:13:38,526 --> 00:13:40,110
‫می‌دونی ویجی چیه؟

149
00:13:40,945 --> 00:13:42,863
‫بازی تخته‌ای رو میگی؟

150
00:13:42,947 --> 00:13:44,907
‫نه. ویجی

151
00:13:44,990 --> 00:13:47,493
‫اسم واقعیش این نیست،
‫ولی معروف به اینه

152
00:13:47,576 --> 00:13:49,703
‫عکاس صحنه جرمه

153
00:13:49,787 --> 00:13:52,456
‫پیداش می‌کنم و ازش درخواست می‌کنم شاگردم کنه

154
00:13:52,540 --> 00:13:55,793
‫- ببینم چی می‌تونم یاد بگیرم
‫- از صحنه‌های جرم عکس بگیری؟

155
00:13:55,876 --> 00:13:57,503
‫آره! هیجان‌انگیزه

156
00:13:57,586 --> 00:13:59,672
‫با واحد جنایی میره گشت می‌زنه

157
00:13:59,755 --> 00:14:01,435
‫یا گاهی بهش سرنخ میدن، مثلاً

158
00:14:01,465 --> 00:14:03,968
‫«هی، این خبر از بی‌سیم پخش شده.
‫بیا فلان‌جا دیدن‌مون»

159
00:14:04,051 --> 00:14:05,386
‫«ممکنه حسابی جالب باشه»

160
00:14:05,469 --> 00:14:08,055
‫منظورت قتل‌هاست

161
00:14:08,138 --> 00:14:09,849
‫اوهوم

162
00:14:09,932 --> 00:14:14,353
‫و مثلاً، گاهی از قتل‌هایی که تازه اتفاق افتادن عکس می‌گیره

163
00:14:14,436 --> 00:14:16,564
‫و از روی عکس‌ها هم مشخصه

164
00:14:16,647 --> 00:14:18,315
‫اجساد هنوز گرمـن

165
00:14:19,859 --> 00:14:24,905
‫یه چیزیش... خیلی صمیمیـه

166
00:14:37,501 --> 00:14:39,086
‫پس اگه می‌تونستم این کار رو می‌کردم

167
00:14:39,169 --> 00:14:42,089
‫به آقای ویجی کمک می‌کردم
‫تا وقتی خودم بتونم دفتر بزنم،

168
00:14:42,172 --> 00:14:44,341
‫بعد از اینکه تمام ریز و درشت کار رو یاد گرفتم

169
00:14:44,884 --> 00:14:46,719
‫فکر کنم توی کارش هم خوب باشم

170
00:14:47,928 --> 00:14:49,346
‫و ازش نمی‌ترسم

171
00:14:49,430 --> 00:14:51,990
‫فکر کنم می‌تونم زیبایی رو توش پیدا کنم،
‫اگه همچین چیزی باشه

172
00:14:52,516 --> 00:14:55,060
‫می‌دونم به نظر عجیب میاد

173
00:14:55,144 --> 00:14:58,564
‫این قضیه رو فقط به تو گفتم‌ها

174
00:15:16,749 --> 00:15:17,875
‫اوه

175
00:15:18,876 --> 00:15:21,378
‫- جاسیگاری رو یادته؟
‫- کدوم؟

176
00:15:21,462 --> 00:15:24,381
‫عکسی که نشونم دادی.
‫اونی که جمجمه‌ای بود

177
00:15:24,465 --> 00:15:25,465
‫اونی که ایلسه درست کرده

178
00:15:25,883 --> 00:15:28,344
‫آره، که چی؟

179
00:15:28,427 --> 00:15:32,640
‫خب، ایده رو ازش گرفتم و اجرا کردم

180
00:15:35,517 --> 00:15:38,520
‫ادی گین، این چه شوخی‌ایه دیگه؟

181
00:15:38,604 --> 00:15:40,314
‫شوخی نیست

182
00:15:40,397 --> 00:15:43,359
‫به خدا عکسه رو دیدم و پیش خودم گفتم

183
00:15:43,442 --> 00:15:45,152
‫«می‌تونم یه همچین چیزی درست کنم»

184
00:15:45,235 --> 00:15:46,862
‫پس درست کردم. با یکی‌شون کاسه درست کردم

185
00:15:46,946 --> 00:15:48,030
‫مادر، کاسه‌ی من کجاست؟

186
00:15:48,113 --> 00:15:49,406
‫کاسه‌ی موردعلاقمه

187
00:15:54,954 --> 00:15:57,373
‫واقعاً آدم خاصی هستی، آقای گین

188
00:15:57,957 --> 00:16:00,626
‫تو رو شبیه هیچکس دیگه‌ای درست نکردن

189
00:16:01,543 --> 00:16:02,711
‫جدی میگم

190
00:16:03,796 --> 00:16:05,005
‫آره، حتماً

191
00:16:07,299 --> 00:16:09,051
‫خب، می‌تونم ثابتش کنم

192
00:16:09,718 --> 00:16:10,718
‫می‌خوای ببینیش؟

193
00:16:12,054 --> 00:16:13,055
‫چی، توی خونه‌ات؟

194
00:16:13,847 --> 00:16:15,641
‫چرا که نه، می‌خوام نشونت بدم

195
00:16:17,434 --> 00:16:20,312
‫پس داری به خونه دعوتم می‌کنی؟ الان؟

196
00:16:23,565 --> 00:16:24,565
‫چرا که نه؟

197
00:16:26,735 --> 00:16:28,779
‫حتماً. آره

198
00:16:29,613 --> 00:16:31,073
‫بیا از اینجا بریم

199
00:16:56,974 --> 00:16:57,974
‫چیه؟

200
00:17:04,982 --> 00:17:05,982
‫چیه؟

201
00:17:27,463 --> 00:17:28,881
‫به کی دست تکون دادی؟

202
00:17:30,132 --> 00:17:31,258
‫مادر

203
00:17:36,764 --> 00:17:37,848
‫زود باش

204
00:17:43,062 --> 00:17:44,688
‫اوه!

205
00:17:44,772 --> 00:17:48,442
‫- ببخشید
‫- زود باش، هی. تاریکه

206
00:17:48,984 --> 00:17:50,569
‫هیچی معلوم نیست

207
00:17:50,652 --> 00:17:51,945
‫چیزی نیست

208
00:17:52,988 --> 00:17:54,156
‫اوه!

209
00:17:55,532 --> 00:17:58,035
‫ادی، در مورد مادرت شوخی کردی؟

210
00:17:58,118 --> 00:18:00,621
‫چرا همیشه فکر می‌کنی شوخی می‌کنم؟

211
00:18:01,163 --> 00:18:02,414
‫همینجوری دیگه

212
00:18:02,956 --> 00:18:05,417
‫آخرین بار بهم گفتی سکته کرده

213
00:18:05,501 --> 00:18:07,211
‫آره

214
00:18:09,088 --> 00:18:11,215
‫اکثر روزها طبقه بالا نگهش می‌دارم

215
00:18:12,257 --> 00:18:15,928
‫گاهی میارمش پایین
‫به پذیرایی که اون پشته

216
00:18:20,432 --> 00:18:22,351
‫ادی، می‌شه لطفاً لامپ رو روشن کنی؟

217
00:18:23,477 --> 00:18:25,646
‫صبر کن دیگه

218
00:18:26,188 --> 00:18:29,691
‫صبر کن یه لحظه

219
00:18:36,115 --> 00:18:37,282
‫ادی؟

220
00:18:38,408 --> 00:18:39,451
‫هیس

221
00:18:46,750 --> 00:18:47,876
‫من همینجام

222
00:19:00,639 --> 00:19:02,516
‫ادی

223
00:19:07,354 --> 00:19:09,773
‫می‌دونم. خیلی ریخت و پاشه

224
00:19:11,358 --> 00:19:15,988
‫از ریخت و پاش بیشتره.
‫نمی‌شه اینجوری زندگی کرد، ادی

225
00:19:16,071 --> 00:19:17,531
‫حرفم همینه

226
00:19:18,198 --> 00:19:19,992
‫از وقتی مادر مریض شد اینجوری شده

227
00:19:24,371 --> 00:19:28,083
‫لعنتی، حداقل بذار کمکت کنم
‫یکم نظافت کنی

228
00:19:28,167 --> 00:19:30,169
‫یکم سلیقه زنانه نیاز داری

229
00:19:30,252 --> 00:19:31,670
‫خیلی لطف داری

230
00:19:32,254 --> 00:19:34,506
‫سطل زباله اونجاست

231
00:19:37,009 --> 00:19:40,721
‫اگه می‌دونی سطل‌زباله کجاست،
‫پس چرا این همه زباله توی سینکه؟

232
00:19:42,431 --> 00:19:45,100
‫این چیه؟

233
00:19:46,560 --> 00:19:48,937
‫- آدامسه
‫- آدامس؟

234
00:19:49,021 --> 00:19:50,397
‫محض احتیاط

235
00:19:50,480 --> 00:19:51,398
‫محض احتیاطِ چی؟

236
00:19:51,481 --> 00:19:53,150
‫که هنوز طعم داشته باشن

237
00:19:57,821 --> 00:19:59,198
‫بیا آروم پیش بریم

238
00:20:02,326 --> 00:20:04,161
‫بعد می‌تونم به مادر معرفیت کنم

239
00:20:04,828 --> 00:20:07,497
‫فقط تویی که درکم می‌کنه

240
00:20:08,874 --> 00:20:10,751
‫می‌دونم این رو می‌فهمه

241
00:20:12,753 --> 00:20:13,753
‫نظرت چیه؟

242
00:20:16,715 --> 00:20:17,758
‫باشه

243
00:20:24,264 --> 00:20:25,599
‫ادی، این چیه؟

244
00:20:30,896 --> 00:20:32,064
‫اره‌ی آهن‌بُر

245
00:20:34,566 --> 00:20:35,984
‫می‌خواستم بشورمش

246
00:20:36,944 --> 00:20:39,446
‫گفتی که، به سلیقه یه زن نیاز دارم

247
00:20:42,407 --> 00:20:43,407
‫زود باش

248
00:20:46,245 --> 00:20:47,371
‫زود باش

249
00:20:49,831 --> 00:20:51,083
‫مادر!

250
00:20:51,625 --> 00:20:52,918
‫بیداری؟

251
00:20:54,086 --> 00:20:56,004
‫ادی، شوخی که نیست؟

252
00:20:56,088 --> 00:20:57,673
‫شوخی؟ منظورت چیه؟

253
00:20:57,756 --> 00:21:00,425
‫زود باش، شاید خواب باشه

254
00:21:02,594 --> 00:21:04,554
‫ادی، بوی چی میاد؟

255
00:21:04,638 --> 00:21:06,640
‫به طرز بدی شیرینه

256
00:21:06,723 --> 00:21:07,808
‫اوه

257
00:21:09,059 --> 00:21:10,602
‫عطر مادره

258
00:21:10,686 --> 00:21:12,062
‫ادی، این چیه؟

259
00:21:12,145 --> 00:21:13,021
‫چی چیه؟

260
00:21:13,105 --> 00:21:14,189
‫این صندلی

261
00:21:14,273 --> 00:21:15,899
‫تو درستش کردی؟

262
00:21:15,983 --> 00:21:16,983
‫اوه

263
00:21:17,985 --> 00:21:19,361
‫فقط تعمیرش کردم

264
00:21:20,404 --> 00:21:21,530
‫این...

265
00:21:21,613 --> 00:21:23,156
‫علامت روشه

266
00:21:23,240 --> 00:21:25,701
‫آره، واسه همین ازش استفاده کردم

267
00:21:25,784 --> 00:21:27,703
‫از ظاهرش خوشم می‌اومد

268
00:21:29,288 --> 00:21:30,414
‫چی هست؟

269
00:21:31,290 --> 00:21:32,499
‫نوک سینه است

270
00:21:33,375 --> 00:21:34,418
‫چه نوع نوک سینه‌ای؟

271
00:21:34,501 --> 00:21:36,962
‫خب، تمام حیوانات نوک سینه دارن

272
00:21:37,045 --> 00:21:39,423
‫نه، ولی می‌دونی منظورم چیه

273
00:21:39,506 --> 00:21:41,341
‫مال پستونه، درسته؟

274
00:21:41,842 --> 00:21:43,302
‫می‌شه گفت

275
00:21:44,803 --> 00:21:45,803
‫زود باش

276
00:21:49,975 --> 00:21:51,560
‫مادر!

277
00:21:52,102 --> 00:21:53,979
‫یه سوپرایزی برات دارم

278
00:22:00,569 --> 00:22:02,154
‫سلام خانم گین

279
00:22:03,322 --> 00:22:04,531
‫ادی گفت حال‌تون بده،

280
00:22:04,614 --> 00:22:07,784
‫و خیلی خوشحالم که می‌بینم در حال بهبود هستین

281
00:22:10,412 --> 00:22:13,790
‫یکم ناشنواست.
‫فقط یکم بلندتر صحبت کن

282
00:22:15,167 --> 00:22:16,626
‫مادر!

283
00:22:16,710 --> 00:22:19,796
‫اخم نکنی‌ها. مودب باش

284
00:22:19,880 --> 00:22:22,466
‫ایشون دوستمه و مایلم دوست باشید

285
00:22:24,718 --> 00:22:26,636
‫فقط خواستم سلامی کرده باشم، خانم گین

286
00:22:27,596 --> 00:22:29,931
‫من و اون رابطه‌مون پیوسته است، مادر

287
00:22:31,600 --> 00:22:33,935
‫مودبانه نیست که همینجوری اونجا بشینی

288
00:22:38,940 --> 00:22:40,150
‫خوابیده؟

289
00:22:40,817 --> 00:22:42,569
‫نه، فقط داره کله‌شقی می‌کنه

290
00:22:43,570 --> 00:22:44,570
‫مادر!

291
00:22:46,156 --> 00:22:48,408
‫نمی‌ذارم همینجوری اونجا بشینی

292
00:22:51,578 --> 00:22:53,288
‫فکر کنم بهتره یه وقت دیگه برگردم

293
00:22:53,372 --> 00:22:55,707
‫نه، داره بی‌ادبی می‌کنه و خوشم نمیاد

294
00:22:58,585 --> 00:22:59,795
‫مادر!

295
00:23:00,962 --> 00:23:03,590
‫نه، نه، باید از اینجا برم

296
00:23:03,673 --> 00:23:04,800
‫نه

297
00:23:04,883 --> 00:23:06,927
‫نه، کجا میری؟ نه

298
00:23:07,010 --> 00:23:08,720
‫تو این خونه چه خبره، ادی؟

299
00:23:08,804 --> 00:23:11,807
‫- گفتم که، اون فقط یکمی...
‫- حس خوبی ندارم

300
00:23:12,682 --> 00:23:15,435
‫- دفعه بعد مهربون رفتار می‌کنه
‫- نه، باید برم

301
00:23:15,519 --> 00:23:18,397
‫بیخیال. من نمی‌خواستم اینطوری پیش بره!

302
00:23:18,980 --> 00:23:21,691
‫می‌شه فقط... قبل از رفتنت یه بوس بهم بدی؟

303
00:23:21,775 --> 00:23:22,776
‫نه

304
00:23:23,652 --> 00:23:25,737
‫شاید یه دقیقه روی پام بشینی؟

305
00:23:25,821 --> 00:23:27,948
‫ادی، اون قضیه حس درستی نداشت

306
00:23:28,740 --> 00:23:30,158
‫دارم میرم

307
00:23:30,242 --> 00:23:31,410
‫خب، می‌شه برسونمت؟

308
00:23:31,493 --> 00:23:32,619
‫نه

309
00:23:33,412 --> 00:23:35,705
‫خب، می‌شه آخرهفته‌ی بعدی ببرمت بیرون؟

310
00:23:43,380 --> 00:23:44,923
‫مادر!

311
00:23:45,424 --> 00:23:47,342
‫به چه جرأتی باهاش اینطوری رفتار کردی؟

312
00:23:47,426 --> 00:23:48,969
‫اون یه فاحشه است

313
00:23:49,052 --> 00:23:53,181
‫من با خیابونی‌ها حرف نمی‌زنم
‫و پسر من هم بهشون دست نمی‌زنه!

314
00:23:53,265 --> 00:23:55,892
‫- فهمیدی؟
‫- نه! نه!

315
00:23:55,976 --> 00:23:57,894
‫این حرف رو ازت نمی‌پذیرم!

316
00:23:57,978 --> 00:24:00,063
‫زنی مثل اون باید کشته بشه!

317
00:24:00,147 --> 00:24:02,607
‫زنی مثل اون باید توی خیابون سنگ‌سار بشه!

318
00:24:02,691 --> 00:24:04,359
‫من عاشقشم!

319
00:24:04,985 --> 00:24:07,612
‫نه! عاشقشم!

320
00:24:07,696 --> 00:24:09,573
‫نه! مادر!

321
00:24:09,656 --> 00:24:11,283
‫من عاشقشم!

322
00:24:16,204 --> 00:24:18,540
‫اوضاع اینجا قراره عوض بشه

323
00:24:19,374 --> 00:24:23,712
‫وقتی یه دوستی رو میارم دیدنت، باید سلام کنی!

324
00:24:23,795 --> 00:24:25,505
‫به من نگو چی کار کنم

325
00:24:26,173 --> 00:24:29,092
‫نه! من باهات درست رفتار کردم

326
00:24:29,176 --> 00:24:32,179
‫هر چیزی ازم خواستی رو برات فراهم کردم

327
00:24:32,262 --> 00:24:34,848
‫زندگیم رو وقفِ تو کردم!

328
00:24:38,477 --> 00:24:40,020
‫حتی من هم حد و مرزهایی دارم

329
00:24:40,562 --> 00:24:42,189
‫داری کجا میری؟

330
00:24:43,607 --> 00:24:45,942
‫- میرم مشروب بخورم
‫- نه، نمیری!

331
00:24:46,026 --> 00:24:47,861
‫چرا، میرم!

332
00:24:47,944 --> 00:24:49,488
‫چرا، میرم!

333
00:24:49,571 --> 00:24:53,909
‫باید حدسش رو می‌زدم،
‫درست مثل پدر بی‌مصرف و متلفت،

334
00:24:53,992 --> 00:24:57,120
‫با یه مشت الکلی بی‌دست‌وپا هم‌پیاله می‌شی

335
00:24:57,204 --> 00:24:59,456
‫چطوره تفنگت رو ببری؟

336
00:24:59,539 --> 00:25:01,416
‫الکلی‌ها رو از فلاکت‌شون خلاص کنی!

337
00:25:02,167 --> 00:25:04,544
‫حزقیال ۱۸:۲۰!

338
00:25:04,628 --> 00:25:06,713
‫اینقدر داد نزن، زن!

339
00:25:08,298 --> 00:25:11,218
‫هر كه‌ گناه‌ كند او خواهد مرد!

340
00:25:11,843 --> 00:25:14,012
‫مُزد گناه موت است!

341
00:25:34,000 --> 00:25:41,000


342
00:26:02,060 --> 00:26:03,436
‫سلام ادی

343
00:26:04,312 --> 00:26:05,480
‫مری

344
00:26:07,649 --> 00:26:08,900
‫تفنگ واسه چیه؟

345
00:26:10,151 --> 00:26:12,654
‫گفتم اگه یه سنجاب دیدم شکارش کنم

346
00:26:14,364 --> 00:26:15,824
‫شانس نیاوردم

347
00:26:17,325 --> 00:26:18,702
‫آبجو می‌زنی؟

348
00:26:20,704 --> 00:26:22,789
‫شلیتز باشه، لطفاً

349
00:26:28,545 --> 00:26:30,839
‫چند وقتیه ندیدمت

350
00:26:32,090 --> 00:26:33,216
‫خب...

351
00:26:34,676 --> 00:26:36,177
‫چت شده؟

352
00:26:37,178 --> 00:26:38,346
‫فقط...

353
00:26:39,222 --> 00:26:40,390
‫مشکلات مربوط به دخترها

354
00:26:40,473 --> 00:26:43,184
‫فکر کردم با اون دختره ادلاین دوستی

355
00:26:43,268 --> 00:26:44,519
‫اونی که با مادرش زندگی می‌کنه

356
00:26:45,812 --> 00:26:49,024
‫دیگه نه، فکر نکنم

357
00:26:49,107 --> 00:26:51,276
‫متأسفم بابتش

358
00:26:53,862 --> 00:26:57,198
‫محض اطلاعت، اگه از دختری خوشت میاد،

359
00:26:57,282 --> 00:26:58,282
‫می‌تونم ترتیبش رو بدم

360
00:27:01,786 --> 00:27:05,624
‫هنوز از دورانی که توی شیکاگو گذروندم
‫دوست‌های خانم زیادی دارم،

361
00:27:05,707 --> 00:27:07,250
‫محض اطلاعت میگم

362
00:27:08,251 --> 00:27:10,795
‫دخترها دوست دارن بیان اینجا

363
00:27:10,879 --> 00:27:13,214
‫و با یه مرد خوشتیپی مثل تو...

364
00:27:14,466 --> 00:27:16,635
‫وقت بگذرونن

365
00:27:16,718 --> 00:27:18,261
‫نه بابا

366
00:27:18,345 --> 00:27:19,846
‫فقط خواستم بدونی

367
00:27:23,975 --> 00:27:26,061
‫تو اهل آلمانی، درسته؟

368
00:27:26,144 --> 00:27:27,771
‫آره، باواریا

369
00:27:32,233 --> 00:27:33,860
‫مثل مادر

370
00:27:36,363 --> 00:27:37,906
‫هموطنان مادر

371
00:27:42,952 --> 00:27:45,330
‫بدنت هم مثل اونه

372
00:27:47,165 --> 00:27:49,209
‫این طرز صحبت با یه خانم درست نیست

373
00:27:49,292 --> 00:27:51,211
‫منظوری نداشتم

374
00:27:52,003 --> 00:27:54,214
‫ولی تو که خانم نیستی،

375
00:27:54,881 --> 00:27:57,634
‫وقتی پیشنهاد میدی برام دختر جور کنی

376
00:28:02,347 --> 00:28:06,184
‫می‌خوای نوشیدنیت رو تموم کنی،
‫یا می‌خوای بری یه جای دیگه؟

377
00:28:06,267 --> 00:28:07,727
‫به خودت مربوطه

378
00:28:08,353 --> 00:28:10,563
‫باید برم دستشویی

379
00:28:19,739 --> 00:28:22,617
‫فقط دارم ازت تعریف می‌کنم، مری

380
00:28:24,703 --> 00:28:26,746
‫من عاشق مادرمم

381
00:29:20,216 --> 00:29:24,012
‫اگه «هِس» درجه‌اش «اوبر گروپن‌فوهرر» باشه،
‫پس تو باید «اوبرست گروپن‌فوهرر» باشی!

382
00:29:24,095 --> 00:29:25,930
‫درست مثل دیتریش و هاوزر!

383
00:29:26,014 --> 00:29:29,100
‫- به جز هیملر نباید به کسی جواب بدی!
‫- ایلسه، آروم صحبت کن!

384
00:29:29,184 --> 00:29:31,311
‫- نه!
‫- واسه یه بارم شده واقعاً مرد باش!

385
00:29:32,312 --> 00:29:36,441
‫کارل، چیزی نمونده تمام یهودیان اروپا رو نابود کنیم!

386
00:29:36,524 --> 00:29:39,986
‫قراره ریشه‌کَن‌شون کنیم.
‫تو هم باید توش نقش داشته باشی!

387
00:29:40,487 --> 00:29:42,489
‫می‌خوای بذاری باهات اونجوری حرف بزنه؟

388
00:29:45,492 --> 00:29:47,994
‫تو کدوم خری هستی؟

389
00:29:49,662 --> 00:29:52,624
‫فکر کردی کی هستی؟
‫که اینجوری با شوهرم حرف می‌زنی!

390
00:29:52,707 --> 00:29:55,668
‫اسمت چیه، سرباز؟
‫افسر ارشدت کیه؟

391
00:29:57,796 --> 00:30:00,381
‫آره. باشه

392
00:30:03,593 --> 00:30:04,928
‫دستگیرش کنید!

393
00:30:06,971 --> 00:30:08,640
‫این مرد رو دستگیر کنید!

394
00:30:09,599 --> 00:30:11,851
‫کارل، به جز هیملر نباید به کسی جواب بدی!

395
00:30:26,449 --> 00:30:28,701
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم، مری

396
00:30:30,787 --> 00:30:32,038
‫چیزی نیست

397
00:30:34,457 --> 00:30:36,292
‫راستش تو اصلاً شبیه اون نیستی

398
00:30:45,593 --> 00:30:46,970
‫اون یه قدیسه

399
00:30:54,644 --> 00:30:56,396
‫و تو یه جاکشی، مری

400
00:31:06,656 --> 00:31:07,824
‫یه فاحشه

401
00:33:41,602 --> 00:33:42,687
‫تادا!

402
00:33:42,770 --> 00:33:45,481
‫یا خدا، تونی!

403
00:33:46,941 --> 00:33:49,318
‫نزدیک بود سکته‌ام بدی

404
00:33:49,402 --> 00:33:51,904
‫ببخشید، گفتم که می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

405
00:33:51,988 --> 00:33:54,824
‫باشه خب، فکر نمی‌کردم

406
00:33:54,907 --> 00:33:57,326
‫مثل مامان‌بزرگم که مُرده لباس بپوشی

407
00:33:57,910 --> 00:34:00,496
‫ببخشید. گفتم که متأسفم

408
00:34:02,957 --> 00:34:05,501
‫خب، ماجرای... این لباس چیه؟

409
00:34:05,585 --> 00:34:07,879
‫مثلاً قراره تحریک‌کننده باشه؟

410
00:34:08,546 --> 00:34:12,341
‫واسه... فیلمه، تَب

411
00:34:13,051 --> 00:34:15,678
‫قراره واسه فیلم روانی
‫شخصیتش رو یاد بگیرم

412
00:34:15,762 --> 00:34:18,097
‫این نقش بزرگترین کار حرفه‌ایـمه

413
00:34:18,181 --> 00:34:22,226
‫آره، وقتی هِی ازش حرف می‌زنی
‫سخت می‌شه فراموشش کرد، عزیزم

414
00:34:22,310 --> 00:34:23,350
‫طرف لباس زنونه می‌پوشه،

415
00:34:23,394 --> 00:34:27,148
‫پس باید بفهمم که چطوری...
‫حس کنم و یه جور دیگه راه برم

416
00:34:27,231 --> 00:34:30,318
‫آره، باشه خب، نذار من مزاحمت بشم

417
00:34:31,402 --> 00:34:34,989
‫من واسه خودم میرم بار،

418
00:34:36,074 --> 00:34:38,785
‫یه آدم حسابی پیدا می‌کنم

419
00:34:39,702 --> 00:34:42,246
‫و یه گفتگوی عادی باهاش انجام میدم

420
00:34:44,749 --> 00:34:46,042
‫حسودیت شده

421
00:34:49,587 --> 00:34:51,881
‫منصفانه نیست.
‫حسودیت شده این نقش رو گرفتم،

422
00:34:51,964 --> 00:34:53,841
‫و می‌خوای کارم رو خراب کنی

423
00:34:53,925 --> 00:34:56,719
‫آره، اونوقت کی این رو بهت گفته، تونی؟ ها؟

424
00:34:57,428 --> 00:34:58,721
‫تراپیستت؟

425
00:34:58,805 --> 00:35:02,558
‫همونی که باهاش حرف می‌زنی
‫تا یه روز بتونی با یه دختر خوب سروسامون بگیری

426
00:35:02,642 --> 00:35:04,602
‫به جای سکس توی هتل‌ها با من؟

427
00:35:04,685 --> 00:35:05,603
‫بی‌رحم نباش

428
00:35:05,686 --> 00:35:07,939
‫خب، در مورد یه چیز درست میگه

429
00:35:08,022 --> 00:35:11,025
‫تو دیوانه هستی، آقای پرکینز،

430
00:35:12,360 --> 00:35:14,654
‫بد نیست یه نگاه مختصر توی اون آینه به خودت بندازی

431
00:35:15,363 --> 00:35:19,826
‫پس شرمنده اگه از این خوشم نمیاد

432
00:35:19,909 --> 00:35:22,161
‫که تو بخوای تو عمق نقش یک قاتل زنجیره‌ای
‫که لباس زنونه می‌پوشه فرو بری

433
00:35:22,245 --> 00:35:24,705
‫وقتی آلفرد هیچکاک ازت می‌خواد یه کاری بکنی، می‌کنی

434
00:35:26,165 --> 00:35:28,918
‫آره، به این میگن روحیه

435
00:35:32,255 --> 00:35:33,673
‫آره... خب...

436
00:35:35,216 --> 00:35:37,635
‫می‌دونی چیه؟ به من مربوط نیست

437
00:35:37,718 --> 00:35:40,805
‫حرفه شغلی خودته، می‌تونی هر کاری خواستی باهاش بکنی،

438
00:35:41,931 --> 00:35:44,267
‫ولی اگه این نقش رو قبول کنی، پشیمون می‌شی

439
00:35:45,309 --> 00:35:46,561
‫این خط و این نشون

440
00:35:48,229 --> 00:35:51,357
‫دیشب خوابم نبرد، خیلی هیجان داشتم

441
00:35:51,440 --> 00:35:53,067
‫امیدوارم اعتراف کردن بهش مشکلی نداشته باشه

442
00:35:54,110 --> 00:35:57,572
‫فقط هیجان دارم که با جنت لی بزرگ آشنا بشم

443
00:35:57,655 --> 00:36:01,117
‫و خدای من، با خوندنِ دوباره‌اش، صحنه رو میگم،

444
00:36:01,200 --> 00:36:03,244
‫اینکه بعد از نیم ساعت خانم قهرمان داستان رو بکشی

445
00:36:03,327 --> 00:36:05,621
‫تماشاگران قراره عقل از سرشون بپره

446
00:36:06,122 --> 00:36:09,709
‫آره، متأسفانه تمرین امروز با جنت رو کنسل کردم

447
00:36:09,792 --> 00:36:11,752
‫قبلش می‌خوام یه کار دیگه بکنم

448
00:36:11,836 --> 00:36:13,713
‫باید یه چیزی رو نشونت بدم

449
00:36:16,090 --> 00:36:17,300
‫باشه...

450
00:36:21,012 --> 00:36:22,180
‫این...

451
00:36:23,222 --> 00:36:24,222
‫ست اینجاست

452
00:36:24,265 --> 00:36:29,353
‫اینجا خونه‌اش بوده،
‫دقیقاً جوری که پلیس پیداش کرده،

453
00:36:29,437 --> 00:36:31,647
‫تا کوچک‌ترین جزئیات رو داره

454
00:37:04,513 --> 00:37:06,557
‫اون‌ها...

455
00:37:06,641 --> 00:37:10,394
‫سَرهای چوروک‌شده، بله

456
00:37:11,229 --> 00:37:17,777
‫عاشق قصه‌های دریای جنوب
‫از شکارچیان آدم و آدمخوارها بود

457
00:37:44,345 --> 00:37:45,513
‫این...

458
00:37:46,514 --> 00:37:47,848
‫جمجمه است

459
00:37:47,932 --> 00:37:50,101
‫آره، درسته

460
00:37:53,020 --> 00:37:55,273
‫باهاش کاسه درست کرده

461
00:37:55,356 --> 00:37:57,608
‫تمام غذاهاش رو از توی اون خورده

462
00:37:59,777 --> 00:38:04,573
‫حالا می‌خوام یه چیز بدتر نشونت بدم

463
00:38:10,121 --> 00:38:12,248
‫یخچال رو باز کن

464
00:38:22,591 --> 00:38:23,718
‫اون‌ها... چی هستن؟

465
00:38:27,722 --> 00:38:28,931
‫اون‌ها

466
00:38:29,974 --> 00:38:34,645
‫نُه‌تا کُسِ خشک‌شده است

467
00:38:50,661 --> 00:38:51,996
‫آقای هیچکاک؟

468
00:38:58,836 --> 00:39:00,129
‫نه. نه

469
00:39:35,081 --> 00:39:36,123
‫بسه

470
00:39:39,001 --> 00:39:43,798
‫باشه مادر، یکم دیگه میام پیشت

471
00:39:45,716 --> 00:39:47,218
‫نه، تمومش کن

472
00:39:48,094 --> 00:39:49,094
‫نمی‌تونی اون کار رو بکنی

473
00:39:49,970 --> 00:39:51,010
‫هیچکس چنین کاری نمی‌کنه

474
00:39:52,098 --> 00:39:54,100
‫مادر، خودت خواستی این صندلی رو درست کنم

475
00:39:57,061 --> 00:39:58,896
‫پس بذار کاری که خواستی رو بکنم

476
00:39:58,979 --> 00:40:01,232
‫نباید... مردم رو...

477
00:40:02,316 --> 00:40:03,859
‫نباید یه همچین چیزی درست کنی

478
00:40:04,443 --> 00:40:07,196
‫خب، فقط واسه خودته

479
00:40:07,279 --> 00:40:09,990
‫نمی‌تونی مردم رو مجبور کنی
‫به چنین چیزی نگاه کنن

480
00:40:10,741 --> 00:40:11,951
‫درست نیست

481
00:40:15,746 --> 00:40:17,498
‫تویی که نمی‌تونی نگاهت رو ازش برداری

482
00:40:19,834 --> 00:40:21,335
‫کمک!

483
00:40:24,880 --> 00:40:25,923
‫مادر!

484
00:40:30,803 --> 00:40:32,221
‫کمک!

485
00:40:32,304 --> 00:40:33,722
‫این کار رو نکن

486
00:40:33,806 --> 00:40:34,806
‫کمک!

487
00:40:35,641 --> 00:40:36,851
‫کمک

488
00:40:37,476 --> 00:40:39,979
‫- بسه...
‫- کمک!

489
00:40:49,238 --> 00:40:50,238
‫عجب

490
00:40:50,281 --> 00:40:53,033
‫آقای هیچکاک، هیچوقت نمی‌ذارن این رو فیلم درست کنید

491
00:40:53,701 --> 00:40:57,246
‫خوشبختانه تو نیاز نیست نگران اونش باشی، آقای پرکینز

492
00:40:57,329 --> 00:40:59,832
‫سانسورچی‌ها رو بسپار به خودم

493
00:41:01,333 --> 00:41:04,837
‫من می‌خوام سینما رو جوری تغییر بدم
‫که مایِ واقعی رو منعکس کنه،

494
00:41:04,920 --> 00:41:07,423
‫نه جوری که میگیم کاش بودیم

495
00:41:07,506 --> 00:41:11,635
‫امیال برخی افراد از بقیه پایین‌تره،

496
00:41:11,719 --> 00:41:14,346
‫ولی جامعه‌ی بانزاکت این تخیل رو

497
00:41:14,430 --> 00:41:17,850
‫روی دوش ما می‌اندازه که اون امیال وجود ندارن

498
00:41:17,933 --> 00:41:22,730
‫این امر این امیال رو به رازهایی تبدیل می‌کنه
‫که باید مخفی‌شون کنیم،

499
00:41:22,813 --> 00:41:25,483
‫و این رازها ما رو بیمار می‌کنن

500
00:41:26,775 --> 00:41:28,819
‫گین یه رازی داشت

501
00:41:29,820 --> 00:41:33,157
‫یه معلولیت جنسی که نمی‌تونست بیانش کنه،

502
00:41:33,240 --> 00:41:38,829
‫و ناتوانیش در بیان نسخه‌ی خودش از عملِ جنسی
‫به داخل پیچید

503
00:41:38,913 --> 00:41:42,166
‫و به بیماری تغییرشکل پیدا کرد

504
00:41:42,833 --> 00:41:44,460
‫اسکیزوفرنی

505
00:41:45,377 --> 00:41:47,588
‫زنانگی‌دوستی

506
00:41:47,671 --> 00:41:49,632
‫مُرده‌خواهی

507
00:41:58,015 --> 00:42:01,810
‫بازیگران زیادی این نقش رو می‌خواستن، آقای پرکینز

508
00:42:01,894 --> 00:42:07,149
‫مونتگومری کلیفت، رادی مک‌داول، لارنس هاروی

509
00:42:07,900 --> 00:42:09,652
‫ولی تو رو انتخاب کردم،

510
00:42:10,236 --> 00:42:14,490
‫چون فقط تو این بیماری رو درک می‌کنی

511
00:42:16,909 --> 00:42:20,454
‫تو یه رازی داری، آقای پرکینز، نه؟

512
00:42:22,039 --> 00:42:23,666
‫خب، گفتی که، همه داریم

513
00:42:24,959 --> 00:42:26,043
‫مگه نه؟

514
00:42:35,719 --> 00:42:36,719
‫آره

515
00:42:37,429 --> 00:42:40,266
‫و این راز داره بیمارت می‌کنه

516
00:42:51,360 --> 00:42:54,113
‫باید تو رو انتخاب می‌کردم، آنتونی

517
00:42:55,614 --> 00:42:57,241
‫تو مثل اونی

518
00:43:55,257 --> 00:43:57,217
‫و کات

519
00:44:01,096 --> 00:44:03,098
‫خب، اون شات رو که نگرفتیم

520
00:44:03,974 --> 00:44:07,061
‫بعد از ناهار دوباره می‌گیریم

521
00:44:09,146 --> 00:44:10,522
‫ناهار کجاست؟

522
00:44:10,606 --> 00:44:13,067
‫توی سالن براتون یه میز گذاشتیم، آقای هیچکاک

523
00:44:13,150 --> 00:44:14,652
‫از این طرف بفرمایید، می‌برمـتون

524
00:44:17,196 --> 00:44:18,947
‫یه...

525
00:44:19,573 --> 00:44:22,785
‫- کِی از ناهار بر می‌گردیم؟
‫- ساعت ۴:۴۵

526
00:44:22,868 --> 00:44:23,702
‫باشه

527
00:44:23,786 --> 00:44:25,704
‫خب، عاشقشم

528
00:44:27,414 --> 00:44:28,791
‫می‌دونم نباید باشم، ولی...

529
00:44:30,084 --> 00:44:31,168
‫هستم

530
00:44:32,252 --> 00:44:33,252
‫اه...

531
00:44:34,838 --> 00:44:36,006
‫مشکل...

532
00:44:36,882 --> 00:44:38,967
‫وقتیه که...

533
00:44:40,594 --> 00:44:41,595
‫رابطه‌ی جنسی برقرار می‌کنید

534
00:44:42,930 --> 00:44:46,600
‫بله. وقتی رابطه‌ی جنسی برقرار می‌کنیم...

535
00:44:46,684 --> 00:44:47,768
‫آم...

536
00:44:49,687 --> 00:44:50,938
‫بعدش، من...

537
00:44:52,481 --> 00:44:55,317
‫...حالم بد می‌شه

538
00:44:57,861 --> 00:45:00,322
‫هر دفعه

539
00:45:01,448 --> 00:45:02,574
‫گفتی...

540
00:45:03,575 --> 00:45:06,995
‫عملِ لواط یه حسی داشته که...

541
00:45:08,163 --> 00:45:09,832
‫هیولایی

542
00:45:10,666 --> 00:45:12,501
‫اونوقت تو یه هیولایی؟

543
00:45:16,588 --> 00:45:18,882
‫نه. نه

544
00:45:21,593 --> 00:45:26,098
‫باید این واقعه‌ها رو یه هشدار بدونی، آنتونی

545
00:45:27,516 --> 00:45:30,227
‫تو ستاره یک فیلم آلفرد هیچکاکی

546
00:45:30,310 --> 00:45:33,939
‫این موقعیت دیگه تکرار نمی‌شه، مگه نه؟

547
00:45:35,774 --> 00:45:37,025
‫درسته

548
00:45:38,986 --> 00:45:41,739
‫لواط براش تهدید به عمل میاد

549
00:45:42,865 --> 00:45:45,993
‫پس لواط باید متوقف بشه

550
00:45:50,289 --> 00:45:51,289
‫چطوری؟

551
00:45:51,749 --> 00:45:55,544
‫خب، همه‌جور روش معالجه‌ای هست

552
00:45:57,087 --> 00:45:59,548
‫درمان با ضربه الکتریکی تشنج‌آور

553
00:46:07,306 --> 00:46:10,392
‫البته، لوبوتومی محبوبیتش رو از دست داده،

554
00:46:10,476 --> 00:46:12,978
‫ولی هنوز به شدت مؤثره

555
00:46:15,022 --> 00:46:18,817
‫ببین آنتونی، ابزارهای زیادی در اختیار داریم،

556
00:46:19,568 --> 00:46:22,905
‫ولی تهش در واقع می‌رسه به این سوال،

557
00:46:23,489 --> 00:46:25,449
‫خودت می‌خوای بهتر بشی؟

558
00:46:35,626 --> 00:46:36,835
‫من...

559
00:46:39,296 --> 00:46:40,339
‫می‌خوام

560
00:46:45,761 --> 00:46:47,513
‫واقعاً می‌خوام بهتر بشم

561
00:46:49,640 --> 00:46:51,183
‫واقعاً می‌خوام

562
00:46:54,394 --> 00:46:58,440
‫پرسیدم می‌خواد بمونم یا نه، کمکش کنم
‫که بار رو ببنده

563
00:46:59,900 --> 00:47:03,445
‫مری گفت برم خونه،
‫پس آخرین باری بود که دیدمش

564
00:47:03,987 --> 00:47:05,864
‫پس تنهایی اینجا گذاشتیش؟

565
00:47:06,573 --> 00:47:07,741
‫آره، ولی...

566
00:47:09,701 --> 00:47:11,286
‫مری می‌تونه از خودش مراقبت کنه

567
00:47:11,370 --> 00:47:14,039
‫بهم گفت... برم خونه

568
00:47:14,748 --> 00:47:17,793
‫بعدش که داشتم می‌رفتم
‫دیدم یه وانت اومد، ولی...

569
00:47:18,877 --> 00:47:20,504
‫فکر بدی درباره‌اش نداشتم

570
00:47:20,587 --> 00:47:22,881
‫دیدی وانت کیه؟

571
00:47:23,715 --> 00:47:26,426
‫خب... فکر کردم مال ادی گین بوده

572
00:48:24,359 --> 00:48:25,819
‫کسی بهش شلیک کرده؟

573
00:48:28,238 --> 00:48:29,656
‫کسی بهش شلیک کرده؟

574
00:48:29,740 --> 00:48:32,910
‫- وانتِ ادی رو اینجا دیدی؟
‫- نه، جلوی بار بود

575
00:48:32,993 --> 00:48:35,787
‫امکان نداره کار اِدی گین باشه.
‫ادی گین چنین کاری نمی‌کنه

576
00:48:35,871 --> 00:48:37,664
‫آزارش به مورچه هم نمی‌رسه

577
00:48:37,748 --> 00:48:40,792
‫- کسی... بهش شلیک کرده؟
‫- باشه خب، ممنون

578
00:48:45,380 --> 00:48:46,632
‫خب، من چی کار کنم؟

579
00:48:46,715 --> 00:48:50,093
‫تو اینجا بمون.
‫نیرو می‌فرستیم خونه مری هوگان

580
00:48:58,226 --> 00:49:01,647
‫فقط فکر کردم ازش خوشم میاد.
‫به خاطر اون دیگه با رندی دوست نموندم

581
00:49:01,730 --> 00:49:03,774
‫نه، بر می‌گردی پیش رندی

582
00:49:07,611 --> 00:49:08,445
‫بهش میگی،

583
00:49:08,528 --> 00:49:11,323
‫«ببین، شرمنده، با یه بابایی توی شهر دوست بودم»

584
00:49:11,406 --> 00:49:12,741
‫«ازت التماس بخشش دارم»

585
00:49:15,035 --> 00:49:17,704
‫نه، واسه بخشیدنِ اون التماس نمی‌کنم

586
00:49:17,788 --> 00:49:20,332
‫رابطه‌ام باهاش پیوسته نبود، با ادی هم نبود

587
00:49:20,415 --> 00:49:22,376
‫عذرخواهی می‌کنی

588
00:49:22,459 --> 00:49:25,003
‫«داشتم بهت خیانت می‌کردم، رندی»

589
00:49:25,087 --> 00:49:28,006
‫«درست می‌شم. مثل یه خانم نجیب می‌شم»

590
00:49:28,090 --> 00:49:29,800
‫«لطفاً دوباره برم گردون»

591
00:49:29,883 --> 00:49:32,386
‫- باید التماسش کنی
‫- نه، نمی‌کنم!

592
00:49:32,469 --> 00:49:34,596
‫بگو «متأسفم. لطفاً برم گردون»

593
00:50:00,000 --> 00:50:30,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

594
00:53:33,543 --> 00:53:35,212
‫نمی‌مونم که ببینمش، آلفرد

595
00:53:35,795 --> 00:53:38,006
‫از صدای جیغ و فریاد خوشم اومد

596
00:53:38,089 --> 00:53:40,217
‫من میرم توی ماشین. مطمئنم تو هم میای

597
00:53:40,717 --> 00:53:42,177
‫بله مادر

598
00:53:48,683 --> 00:53:49,683
‫هوم

599
00:53:50,310 --> 00:53:53,563
‫آب می‌خوام! دخترم الان غش کرد!

600
00:53:56,942 --> 00:54:00,153
‫یکی زنگ بزنه آمبولانس!
‫زنم داره زایمان می‌کنه!

601
00:54:07,577 --> 00:54:10,205
‫بگیر، می‌تونی نگهش داری

602
00:54:37,274 --> 00:54:42,696
‫[واجبه که روانی رو از اولِ اولش تماشا کنید!]

603
00:54:51,288 --> 00:54:55,166
‫[فیلم کاملاً متفاوت جدید آلفرد هیچکاک]

604
00:55:31,036 --> 00:55:37,000
‫« هیولا - داستان اِد گین »
‫« قسمت دوم: مریض مانند رازهایت »

