﻿1
00:00:06,464 --> 00:00:11,464
‫♪ Jody Reynolds - Endless Sleep ♪

2
00:00:14,223 --> 00:00:25,223
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:53,094 --> 00:00:54,679
‫با من کاری داشتی، کلانتر؟

4
00:00:54,763 --> 00:00:56,222
‫اوضاع و احوالت چطوره، فرنک؟

5
00:00:56,765 --> 00:00:58,433
‫همچین تعریفی نداره، کلانتر

6
00:00:58,516 --> 00:00:59,809
‫بیا بشین

7
00:01:02,228 --> 00:01:05,648
‫شنیدم افتادی دنبال خسارت‌گرفتن از
اموال معلوم‌الحال گین

8
00:01:05,732 --> 00:01:07,942
‫بله، شوهر النور آدامز هم همین‌طور

9
00:01:08,693 --> 00:01:11,196
‫یعنی می‌خوای
‫مال‌واموال اِد گین رو حراج بزنی؟

10
00:01:11,279 --> 00:01:12,989
‫دیگه هیچ‌رقمه نمیشه حقم رو بگیرم

11
00:01:13,073 --> 00:01:17,077
‫دکتر میگه به‌قدری روانیـه که
اصلاً ‫جاش تو زندان نیست

12
00:01:17,619 --> 00:01:19,829
‫حتی نمیشه کشوندش دادگاه

13
00:01:20,789 --> 00:01:24,292
‫واسه همین هم یه گوشه
‫توی یه آسایشگاهِ گرم‌ونرم لم داده

14
00:01:24,793 --> 00:01:26,961
داره ‫از زیر همه‌چی قسر در میره، پس...

15
00:01:27,045 --> 00:01:28,546
‫آره، می‌خوام همین کارو کنم

16
00:01:30,340 --> 00:01:31,883
‫به خاطر... به خاطرِ بلایی که

17
00:01:32,467 --> 00:01:33,468
‫سرِ اون،

18
00:01:34,719 --> 00:01:37,222
‫سرِ من و سرِ این همه آدم بی‌گناه آورد

19
00:01:39,224 --> 00:01:41,893
‫فرنک، من اجازه نمیدم. فکر خوبی نیست

20
00:01:44,813 --> 00:01:46,064
‫یاد...

21
00:01:46,147 --> 00:01:48,358
‫یادم نمیاد نظرِ تو رو پرسیده باشم

22
00:01:49,526 --> 00:01:50,860
‫دیگه چه برسه به اجازه

23
00:01:50,944 --> 00:01:53,321
‫هیچ بنی‌بشری واسه وسایل اِد پول نمیده، فرنک

24
00:01:53,905 --> 00:01:57,117
‫حتی فکرش هم قباحت داره.
‫شیطانی و خلاف اصول مسیحیتـه.

25
00:01:57,200 --> 00:02:00,495
آدم باشرف یه سری خط قرمزها داره که
هرگز رد نمی‌کنه و این یکی از اونهاست

26
00:02:01,287 --> 00:02:03,706
‫هنوز کفن مادرِ خدابیامرزت خشک نشده

27
00:02:04,833 --> 00:02:07,043
‫دیگه نبش قبر کردنت واسه چیـه؟

28
00:02:07,127 --> 00:02:08,545
‫جاش نبود همچین حرفی بزنی، آرت

29
00:02:08,628 --> 00:02:11,756
‫بسـه، فرنک، اینقدر الکل نخور

30
00:02:12,340 --> 00:02:14,175
‫همین الان هم مستی، مشخصـه

31
00:02:16,136 --> 00:02:18,721
‫یه چیزی ازت بپرسم؟

32
00:02:19,514 --> 00:02:22,183
‫خداوکیلی بگو. تا حالا شده...

33
00:02:23,810 --> 00:02:27,105
‫بری توی طویله ببینی شکم مادرت رو

34
00:02:28,273 --> 00:02:31,484
‫سفره کردن و عینِ لاشه‌ی خوک از سقف آویزونـه؟

35
00:02:32,986 --> 00:02:34,988
‫سرش از تنش جدا و

36
00:02:35,071 --> 00:02:37,907
‫دل‌وروده‌اش رو
‫لای یه‌ مُشت لباس‌مِباس پیچیده باشن؟

37
00:02:40,869 --> 00:02:41,744
‫نه؟

38
00:02:42,453 --> 00:02:45,498
‫آها، چون به نظرم
‫اگه این بلا سرت اومده بود،

39
00:02:46,291 --> 00:02:50,128
‫الان از الکل‌خوردنم ایراد نمی‌گرفتی

40
00:02:51,754 --> 00:02:53,423
‫من بیخیالِ این حراجی نمیشم، کلانتر

41
00:02:54,048 --> 00:02:55,550
ختم کلام

42
00:03:13,818 --> 00:03:16,738
‫آهای جماعت! بفرمایید تالار وحشت

43
00:03:16,821 --> 00:03:19,782
‫یه تیکه یادگاری از غول پلینفیلد ببرید

44
00:03:19,866 --> 00:03:21,451
‫ورودی نیم دلار

45
00:03:21,534 --> 00:03:22,869
‫بیاید ببینید چی به دردتون می‌خوره

46
00:03:22,952 --> 00:03:24,621
‫حراج یکشنبه‌ست!

47
00:03:48,269 --> 00:03:50,688
‫ریچی، بمیری!

48
00:03:50,772 --> 00:03:51,731
‫ترسیدم

49
00:03:51,814 --> 00:03:53,858
‫بیا بریم، اتاق خوابش رو پیدا کردم

50
00:04:14,003 --> 00:04:16,547
‫نگاه، مو روی سوزنـه

51
00:04:19,634 --> 00:04:21,511
‫لکه‌ی خون

52
00:04:22,595 --> 00:04:23,763
‫اونجا هم هست

53
00:04:24,347 --> 00:04:25,723
‫همین‌طور اونجا

54
00:04:25,807 --> 00:04:27,475
‫می‌دونم صف طولانیـه، عزیزان

55
00:04:27,558 --> 00:04:30,853
‫منتها قول میدم پشیمون نشید.
‫ورودیش هم فقط نیم دلاره.

56
00:04:30,937 --> 00:04:34,941
‫همین‌طور که دارید میرید تو،
‫توی مسیر ماشین خودِ غول رو می‌بینید
‫(ماشین غول پلینفیلد)

57
00:04:35,024 --> 00:04:36,859
‫با همین ماشین این‌وَر اون‌وَر می‌رفته، عزیزان

58
00:04:36,943 --> 00:04:38,653
‫حتماً یه نگاه بهش بندازید

59
00:04:38,736 --> 00:04:41,155
‫باز هم جا هست.
‫دو برابرِ این جمعیت جا داریم.

60
00:04:41,239 --> 00:04:42,115
‫دِ یالا

61
00:04:42,198 --> 00:04:44,325
‫بیاید. بفرمایید. معطل نکنید!

62
00:04:46,619 --> 00:04:50,206
‫این هم ویلچر آگوستا گین. ویلچرِ واقعیشـه

63
00:04:50,290 --> 00:04:51,874
‫یادتون نره یکشنبه برگردید ها

64
00:04:51,958 --> 00:04:53,334
‫خجالت نکشید

65
00:04:55,044 --> 00:04:57,964
‫فرنک، این چه بساطیـه راه انداختی؟
‫(خانه‌ی واقعی قصاب پلینفیلد)

66
00:04:59,132 --> 00:05:00,216
‫داری ورودی می‌گیری؟

67
00:05:00,300 --> 00:05:02,010
‫یه لحظه فکر کن اگه مادرت زنده بود،
‫چی می‌گفت؟

68
00:05:03,011 --> 00:05:04,637
‫دقیقاً دارم به خاطر مادرم این کارو می‌کنم

69
00:05:05,722 --> 00:05:08,474
‫دارم به اسمش یه مؤسسه‌ی خیریه راه میندازم

70
00:05:08,558 --> 00:05:11,936
‫کل عوایدش رو میدم شعبه‌ی ویسکانسینِ
‫سازمان «دختران انقلاب آمریکا»

71
00:05:12,020 --> 00:05:15,106
‫داری خرجِ عرق‌خوری و زن‌بازیت می‌کنیش.
‫همین الانش هم بوی گند میدی.

72
00:05:15,189 --> 00:05:17,608
‫از خواب غفلت بیدار شو، آرت

73
00:05:19,444 --> 00:05:22,113
‫اینجا دیگه اون آمریکایی که
‫تو می‌شناسی نیست

74
00:05:23,323 --> 00:05:24,657
‫چه...

75
00:05:25,700 --> 00:05:28,578
‫چه بخوای چه نخوای،
حال‌وروز ‫مملکتِ امروز اینـه

76
00:05:28,661 --> 00:05:30,538
‫تا خرخره تو لجن فرو رفته

77
00:05:31,622 --> 00:05:34,584
‫از وقتی جنگ تموم شده،
‫خوی وحشی‌گریِ مردم بیدار شده

78
00:05:34,667 --> 00:05:36,627
‫البته به نفع امثال من و تو بوده، آرت

79
00:05:36,711 --> 00:05:39,005
‫کار و کاسبیِ رو به رشد که میگن
یعنی ما؛ پلیس‌جماعت

80
00:05:39,088 --> 00:05:41,257
‫من این سیرک رو جمعش می‌کنم، فرنک

81
00:05:43,217 --> 00:05:44,177
‫نخیر

82
00:05:44,719 --> 00:05:48,139
‫از این خبرها نیست،
‫چون اون تو ۲۰۰ نفر آدم هست که

83
00:05:48,222 --> 00:05:50,725
‫اگه دست از پا خطا کنی،
‫تیکه‌پاره‌ات می‌کنن

84
00:05:54,312 --> 00:05:55,980
‫بفرمایید، عزیزان، خجالت نکشید

85
00:05:56,606 --> 00:05:58,733
‫غول پلینفیلد خجالتی بود و
‫این هم از آخر و عاقبتش

86
00:06:00,526 --> 00:06:01,819
‫فقط نیم دلار!

87
00:06:01,844 --> 00:06:03,254
‫« ماشین غول پلینفیلد »

88
00:06:03,279 --> 00:06:04,864
‫حراج: یکشنبه!

89
00:06:05,448 --> 00:06:06,741
‫حراج: یکشنبه!

90
00:06:06,824 --> 00:06:11,788
‫گین‌بازها، گین‌بازها، قیمتِ
‫پیشنهادی‌تون رو برای ماشینِ غول اعلام کنید

91
00:06:11,871 --> 00:06:15,375
‫از دلِ کابوس بیرون اومده،
‫منتها مثل بنز راه میره

92
00:06:41,109 --> 00:06:43,152
‫چی شد یهو، کلانتر؟

93
00:06:43,736 --> 00:06:46,072
‫چی بگم والا. من هم تازه رسیدم

94
00:07:00,086 --> 00:07:03,673
‫می‌دونم که بسیاری از شما برای شرکت
‫توی مزایده‌ی اقلام خانه‌ی اِد گین اومدید اینجا

95
00:07:03,756 --> 00:07:07,802
‫شوربختانه، خانه و تمامی متعلقاتش در
‫آتش سوخت و خاکستر شد

96
00:07:07,885 --> 00:07:09,387
‫با این حال، ماشینش سالم مونده و

97
00:07:09,470 --> 00:07:12,432
‫تا لحظاتی دیگه،
‫همین‌جا به مزایده گذاشته میشه

98
00:07:12,515 --> 00:07:17,103
‫خدا می‌دونه چه اعمال فجیعی با این وسیله،
‫یا حتی در داخلش،

99
00:07:17,186 --> 00:07:20,731
‫در مسیر رفت‌وآمد به قبرستان یا
‫طی دیگر جنایات بی‌شمارش مرتکب شده

100
00:07:21,399 --> 00:07:23,943
‫چند پیکر بی‌جان رو درِش جای داده؟

101
00:07:24,026 --> 00:07:26,654
‫چندتا یکشنبه رو کنار مادر ‫عزیز و
مرحومش توی جاده گذرونده؟

102
00:07:27,613 --> 00:07:29,157
‫من در جایگاه یکی از قربانیان،

103
00:07:29,240 --> 00:07:32,618
‫وظیفه‌ی خودم می‌دونم که به دیگران
‫برای دریافت غرامت کمک کنم

104
00:07:32,702 --> 00:07:35,121
‫این شما و این شورلت بزرگترین غولِ آمریکا

105
00:07:35,204 --> 00:07:37,206
‫قیمت‌گذاری با قیمتِ پایه‌ی ده دلار آغاز میشه

106
00:07:37,290 --> 00:07:39,208
‫- ممنون
‫- ده دلار!

107
00:07:39,792 --> 00:07:41,461
‫بیست دلار نبود؟
‫بیست دلار

108
00:07:41,544 --> 00:07:44,088
‫۲۵‏، از این آقا. پنجاه کسی نبود؟
‫پنجاه، همین‌جا

109
00:07:44,172 --> 00:07:46,966
‫۷۵‏ چطور؟ ۷۵ دلار.
‫اون ردیفِ عقب. صد دلاره؟

110
00:07:47,049 --> 00:07:50,094
‫صد دلار. ۱۵۰. ۲۰۰ دلار

111
00:07:50,178 --> 00:07:52,096
‫من

112
00:07:52,180 --> 00:07:54,765
‫♪ Pat Boone - A Wonderful Time Up There ♪

113
00:08:08,696 --> 00:08:12,867
‫اولین قدم برای بافت هر قالیچه‌ی دست‌بافتی،
‫استفاده از چارچوب تافتینگـه

114
00:08:12,950 --> 00:08:15,036
‫فکر نکنید فقط یه تیکه چوب ساده‌ست

115
00:08:15,119 --> 00:08:18,414
‫اگه دقت کنید،
‫می‌بینید که نوارهای موکتی روش کار شده

116
00:08:18,998 --> 00:08:20,875
‫کی می‌تونه بگه این چیـه؟

117
00:08:21,876 --> 00:08:23,461
‫تفنگ تافتینگـه

118
00:08:24,212 --> 00:08:25,588
‫الان کارکردش رو بهتون نشون میدم

119
00:08:37,683 --> 00:08:38,935
‫صاف و مرتب

120
00:08:42,396 --> 00:08:44,440
‫سؤالی نیست؟

121
00:08:47,985 --> 00:08:50,446
‫یه بسته آدامس بیچ‌نات، لیندا

122
00:08:50,530 --> 00:08:51,989
‫خدمت شما، اِد

123
00:08:52,073 --> 00:08:53,407
‫روز خوبی داشته باشی

124
00:08:54,674 --> 00:08:56,901
« بیمارستان ایالتی مرکزی »
« تأسیس ۱۹۰۱ »

125
00:08:58,788 --> 00:08:59,664
‫صبح بخیر، دیزی

126
00:09:04,252 --> 00:09:05,503
‫- سالتی
‫- اِد

127
00:09:05,586 --> 00:09:06,629
‫سلام، تونی

128
00:09:06,712 --> 00:09:07,838
‫صبح بخیر

129
00:09:10,466 --> 00:09:12,093
‫سلام، خانم آلیس

130
00:09:12,176 --> 00:09:13,678
‫یه‌کم از موهاتون می‌دید بخورم؟

131
00:09:13,761 --> 00:09:15,513
‫انگار خیلی خوشمزه‌ست

132
00:09:15,596 --> 00:09:16,806
‫نه!

133
00:09:16,889 --> 00:09:18,891
‫مزاح کردم. فعلاً

134
00:09:26,482 --> 00:09:30,736
‫خداوندا، بابت این آب گرم و غذای لذیذ و
تموم این سرگرمی‌ها

135
00:09:30,820 --> 00:09:32,655
‫شکرگزارتم

136
00:09:32,738 --> 00:09:36,867
‫البته اگه به طریقی بذاری سرگرمی قدیمی‌ام رو
‫همین‌جا توی تیمارستان از سر بگیرم،

137
00:09:37,493 --> 00:09:39,161
‫فکر کنم فهمیدی منظورم چیـه،

138
00:09:39,245 --> 00:09:41,289
‫تا ابد شکرگزارت می‌مونم

139
00:09:41,372 --> 00:09:43,666
‫سلام منو به مادر برسون

140
00:09:44,375 --> 00:09:45,334
‫آمین

141
00:09:48,337 --> 00:09:49,589
‫یه چیزی برات آوردم

142
00:09:52,675 --> 00:09:53,759
‫بازش کن

143
00:09:54,468 --> 00:09:55,970
‫همه‌ی آت‌وآشغال‌هات رو فروختن

144
00:09:56,637 --> 00:09:59,557
‫یه مقداریش به خانواده‌ی اونهایی که مادرشون رو
کُشتی رسید، ‫ولی هنوز یه‌کمی برات مونده

145
00:10:03,269 --> 00:10:05,313
‫- ۳۰۰‏ دلاره
‫- آره

146
00:10:05,396 --> 00:10:07,356
‫می‌دونستی معروف شدی؟

147
00:10:07,440 --> 00:10:08,774
‫گمونم، آره

148
00:10:08,858 --> 00:10:11,027
‫پولدار و معروف

149
00:10:11,694 --> 00:10:13,446
‫دیدی عکسم تو مجله‌ی لایف چاپ شد؟

150
00:10:17,033 --> 00:10:19,577
‫- ملت عاشقِ قاتل‌هان
‫- تو هم قبول داری؟

151
00:10:20,328 --> 00:10:22,121
آخرالزمان شده

152
00:10:22,204 --> 00:10:25,708
‫اِد، ببین، ریش و قیچی دست خودتـه، منتها...

153
00:10:26,792 --> 00:10:29,045
‫نظرت چیـه یه سهمی هم به من بدی، رفیق؟

154
00:10:29,545 --> 00:10:30,713
‫بیست دلاری؟

155
00:10:31,422 --> 00:10:32,298
‫پنجاه‌تایی؟

156
00:10:32,381 --> 00:10:35,051
با مابقیش هر چی بخوای برات می‌خرم

157
00:10:36,510 --> 00:10:37,470
‫حتماً

158
00:10:38,262 --> 00:10:40,389
‫آره، باشه، سالتی

159
00:10:40,473 --> 00:10:42,850
‫صبح داشتم کاتالوگِ سیرز و روباک رو
‫نگاه می‌کردم

160
00:10:44,852 --> 00:10:46,062
‫اینو نگاه

161
00:10:48,773 --> 00:10:51,942
‫رادیو آماتوری‌ها رو ببین

162
00:10:52,026 --> 00:10:53,819
‫سه‌تا ازشون می‌خوام

163
00:10:53,903 --> 00:10:55,780
‫چرا سه‌تا؟ یکی کافیـه دیگه

164
00:10:57,073 --> 00:10:58,324
‫تو کاریت نباشه

165
00:10:58,991 --> 00:11:02,203
‫پولِ منـه. وقتی میگم سه‌تا می‌خوام،
‫پس یعنی باید سه‌تا داشته باشم

166
00:11:02,286 --> 00:11:04,497
‫مگه تو مادرمی؟

167
00:11:05,206 --> 00:11:06,874
‫نه، نیستم

168
00:11:06,957 --> 00:11:08,250
‫خب، پس هیچی دیگه

169
00:11:09,669 --> 00:11:10,836
‫راستی، سالتی...

170
00:11:15,299 --> 00:11:17,885
‫می‌تونی سر راهت یه دست

171
00:11:17,968 --> 00:11:20,221
‫شورت‌ و سوتین ساتن برام بخری؟

172
00:11:22,098 --> 00:11:23,808
‫آره، مشکلی نداره

173
00:11:24,809 --> 00:11:26,936
‫الحق که یه تخته‌ات کمـه، اد گین

174
00:11:27,019 --> 00:11:28,312
‫آره، باشه

175
00:11:28,396 --> 00:11:31,691
‫میگما، من می‌خوام زودتر برم،
‫ولی جکی تا ۹ نمیاد

176
00:11:31,774 --> 00:11:34,068
‫بی‌زحمت درِ آشپزخونه و
‫کارگاه نجاری رو قفل می‌کنی؟

177
00:11:34,652 --> 00:11:36,821
‫حتماً، خیالت راحت

178
00:11:36,904 --> 00:11:39,740
‫شب خوش، سالتی

179
00:11:41,534 --> 00:11:46,537
‫« شکستنی »

180
00:11:50,960 --> 00:11:52,336
‫کادوی کریسمس

181
00:11:53,337 --> 00:11:54,463
‫<font color="#fffc00">چی؟</font>

182
00:11:54,547 --> 00:11:55,589
‫<font color="#fffc00">چی هست؟</font>

183
00:12:01,804 --> 00:12:03,347
‫«ایلزه‌ی عزیز،

184
00:12:03,431 --> 00:12:06,392
‫چند وقتی میشه که می‌خوام
‫این نامه رو برات بنویسم

185
00:12:06,475 --> 00:12:10,020
‫من از طرفدارهای پَر و پا قرص توئم و
‫دوست دارم با هم صحبت کنیم

186
00:12:10,104 --> 00:12:12,022
‫ادوارد گین»

187
00:12:29,248 --> 00:12:30,082
‫الو؟

188
00:12:30,166 --> 00:12:31,959
‫الو؟

189
00:12:34,295 --> 00:12:35,463
‫الو؟

190
00:12:36,756 --> 00:12:38,382
‫الو، بله؟

191
00:12:39,508 --> 00:12:40,926
‫ایلزه، تویی؟

192
00:12:44,305 --> 00:12:45,139
‫ها؟

193
00:12:45,723 --> 00:12:46,807
‫<font color="#fffc00">شما؟</font>

194
00:12:46,974 --> 00:12:48,142
‫من اِد گین هستم و

195
00:12:48,225 --> 00:12:50,770
‫این هم رادیو آماتوریـه

196
00:12:52,354 --> 00:12:54,982
‫آخ که چقدر از شنیدن صدات خوشحالم

197
00:12:57,777 --> 00:12:59,862
‫ولی چطوری داریم با هم صحبت می‌کنیم؟

198
00:12:59,945 --> 00:13:02,823
‫رادیو آماتوری امواج رو
‫روی یه فرکانس مشخص

199
00:13:02,907 --> 00:13:05,910
‫ارسال و دریافت می‌کنه

200
00:13:05,993 --> 00:13:07,328
‫من تو رو روی فرکانس پیدا کردم

201
00:13:08,245 --> 00:13:09,914
‫<font color="#fffc00">آهان، که اینطور</font>

202
00:13:09,997 --> 00:13:10,998
‫اما...

203
00:13:13,834 --> 00:13:16,420
‫با من چیکار داری؟

204
00:13:16,504 --> 00:13:18,798
‫من به‌شدت شیفته‌ی شمام

205
00:13:18,881 --> 00:13:22,009
‫البته من خودم اهل شهرستانم،
‫صاف و ساده‌ام، منتها...

206
00:13:22,092 --> 00:13:24,512
‫نه، آقای گین

207
00:13:24,595 --> 00:13:26,931
‫من در مورد شما خوندم. می‌دونم کی هستی

208
00:13:27,014 --> 00:13:29,433
‫خب، اگه اینطوره،
‫پس یحتمل اینم بدونی که

209
00:13:30,267 --> 00:13:33,687
‫راستش، من و شما یه‌جورایی هم‌سلیقه‌ایم

210
00:13:35,105 --> 00:13:36,482
‫توی کتاب‌های مصور خوندمش

211
00:13:38,359 --> 00:13:40,528
‫همه‌اش دروغـه. یه کلمه هم حقیقت نداره

212
00:13:41,153 --> 00:13:42,822
‫من آزارم به یه مورچه هم نمی‌رسه

213
00:13:42,905 --> 00:13:45,449
‫یهودی‌ها حساب‌شون سَواست

214
00:13:45,533 --> 00:13:47,243
‫اون کار ضرورت داشت

215
00:13:47,326 --> 00:13:49,078
‫اونها به ملتِ من خیانت کردن

216
00:13:49,161 --> 00:13:50,830
‫کشورم رو نابود کردن

217
00:13:50,913 --> 00:13:52,581
‫پیشوام رو در هم شکستن

218
00:13:53,833 --> 00:13:57,837
‫از پیشوای من هیولا ساختن،
‫درست عین بلایی که سرِ من آوردن

219
00:13:57,920 --> 00:14:02,007
‫پیشوای من همیشه با شاخه‌های درخت کاج

220
00:14:02,091 --> 00:14:06,929
‫تاجِ‌ گل رؤیایی و خوشگلی می‌بافت که

221
00:14:07,012 --> 00:14:08,514
‫درست مثل تاج‌های شاهانه بود

222
00:14:09,014 --> 00:14:10,850
‫یه بار هم یکیش رو به من داد

223
00:14:10,933 --> 00:14:14,103
‫حالا من از شما می‌پرسم،
‫یه هیولا دست به همچین کاری می‌زنه؟

224
00:14:16,105 --> 00:14:18,190
‫خب، آره، احتمالاً

225
00:14:18,274 --> 00:14:21,652
‫من هیچوقت حاضر نمیشم
‫با لباس زیر سوار الاغ بشم و

226
00:14:21,735 --> 00:14:23,153
پستون‌هام رو بیرون بندازم و

227
00:14:23,237 --> 00:14:25,865
‫عین مارلنه دیتریش خودم رو
توی باد ‫به نمایش بذارم

228
00:14:26,448 --> 00:14:28,325
‫محالـه همچین کاری کنم، آقای گین

229
00:14:28,409 --> 00:14:30,327
‫درستـه چندتا مهمونی برگزار کردم

230
00:14:30,411 --> 00:14:31,871
‫داشتم به همسرم کمک می‌کردم

231
00:14:31,954 --> 00:14:36,041
‫اما آباژورهایی از پوستِ خالکوبی‌شده و
‫سرهای کوچیک‌شده،

232
00:14:36,125 --> 00:14:37,793
‫محالـه دست به همچین کاری بزنم

233
00:14:37,877 --> 00:14:40,546
اینها از من هیولا ساختن

234
00:14:40,629 --> 00:14:42,798
بهم میگن ‫عفریته‌ی بوخنوالد

235
00:14:42,882 --> 00:14:44,216
‫اینها رو باور نکن

236
00:14:44,300 --> 00:14:46,927
‫هیولاها به دست مردم بوجود میان

237
00:14:47,011 --> 00:14:49,346
‫چون یکی رو می‌خوان که بابتِ

238
00:14:49,430 --> 00:14:51,640
‫پلشتی‌های ذات بشر سرزنش کنن

239
00:14:51,724 --> 00:14:54,351
‫از همین رو، هیولا رو به دام میندازن و

240
00:14:54,435 --> 00:14:56,478
‫میارنش به میدون اصلی دهکده و

241
00:14:56,562 --> 00:14:59,023
‫جلوی چشم عالم و آدم دارش می‌زنن تا

242
00:14:59,106 --> 00:15:01,734
‫دسته‌جمعی تف‌ و لعنتش کنن

243
00:15:01,817 --> 00:15:04,278
‫بلکه همه چیز دوباره به نظم سابق برگرده و

244
00:15:04,361 --> 00:15:07,072
عوام همه به خط شن

245
00:15:07,156 --> 00:15:09,491
‫شیوه‌ی کنترل جامعه هم همینـه

246
00:15:09,575 --> 00:15:12,202
‫ولی من هیولا نیستم

247
00:15:12,286 --> 00:15:15,122
‫آخه کی دست به کارهایی می‌زنه که
‫به من نسبت میدن؟

248
00:15:15,205 --> 00:15:16,165
‫هوم؟

249
00:15:16,665 --> 00:15:18,375
‫کمربند با نوکِ پستان...

250
00:15:18,459 --> 00:15:20,294
‫از شما می‌پرسم، آقای اِد گین

251
00:15:25,883 --> 00:15:28,385
‫واقعیتش، من این کار رو کردم، ایلزه

252
00:15:32,222 --> 00:15:33,182
‫خب...

253
00:15:34,141 --> 00:15:36,685
‫تو یه حیوون به‌شدت مریضی، آقای گین

254
00:15:39,271 --> 00:15:41,273
‫مریض، مریض، مریض

255
00:15:41,774 --> 00:15:45,527
‫داری یه انجمن از هیولاها تأسیس می‌کنی؟

256
00:15:45,611 --> 00:15:47,446
‫دوست دارم عضوی از این انجمن باشم

257
00:15:47,529 --> 00:15:50,449
‫خب، خودت رو از اعضا بدون

258
00:15:52,117 --> 00:15:54,411
‫الان یه سوتین تنمـه

259
00:15:54,495 --> 00:15:56,288
‫چقدر ناقلایی، ناقلا

260
00:15:56,372 --> 00:15:57,915
‫من شناختمت

261
00:15:57,998 --> 00:15:59,375
‫خب، آقای گین

262
00:15:59,458 --> 00:16:02,586
‫به نظرت، چی باعث شد
‫دست به همچین کارهایی بزنی؟

263
00:16:06,966 --> 00:16:08,384
‫دقیقاً همونطوری که گفتی

264
00:16:09,677 --> 00:16:12,930
‫بهم میگن غولِ تشنه به خون، اما...

265
00:16:13,430 --> 00:16:15,224
‫آخه اگه من اینقدر تشنه‌ی خونم،

266
00:16:15,307 --> 00:16:17,643
‫پس چطوریـه که خون می‌بینم از حال میرم؟

267
00:16:18,644 --> 00:16:21,522
‫- دروغگو
‫- نه، به خاکِ مادرم قسم!

268
00:16:23,107 --> 00:16:25,901
‫بچه که بودم، مامان یه مغازه داشت و

269
00:16:26,402 --> 00:16:28,570
‫یه روز ناغافل رسیدم دیدم داره
‫شکم یه خوک رو جر میده

270
00:16:40,666 --> 00:16:41,959
‫چی می‌خوای؟

271
00:16:42,042 --> 00:16:44,211
‫درجا بالا آوردم

272
00:16:45,629 --> 00:16:48,340
‫هنوز که هنوزه یادش میفتم
‫حالم بد میشه

273
00:16:49,550 --> 00:16:50,926
‫پس، چطور همچین کاری ازم برمیاد؟

274
00:16:53,470 --> 00:16:55,848
‫تازه، میگن من یه پرستار بچه رو کُشتم

275
00:16:57,808 --> 00:16:59,393
‫چطوری آخه؟

276
00:17:00,561 --> 00:17:01,645
‫والا...

277
00:17:02,563 --> 00:17:08,068
‫تو زمین تا آسمون با ذهنیتی که ازت داشتم
‫فرق داری، آقای گین

278
00:17:08,986 --> 00:17:12,698
‫هم خیلی... حساسی و

279
00:17:13,198 --> 00:17:16,035
‫هم خیلی... دل‌نازک

280
00:17:17,286 --> 00:17:19,204
‫عینهو سپیدگوهر

281
00:17:21,832 --> 00:17:23,500
‫سپیدگوهر چیـه؟

282
00:17:25,169 --> 00:17:29,840
‫سپیدگوهر لطیف‌ترین گل دنیاست

283
00:17:30,382 --> 00:17:31,800
‫فقط هم توی برف‌وبوران می‌شکفه

284
00:17:33,510 --> 00:17:35,512
‫خب، گمونم همین‌جوری‌ام

285
00:17:35,596 --> 00:17:36,638
‫حساس

286
00:17:38,223 --> 00:17:40,476
‫به بو هم خیلی حساسم

287
00:17:41,226 --> 00:17:43,896
‫می‌دونی پامو از اینجا بذارم بیرون،
‫چیکار می‌کنم؟

288
00:17:43,979 --> 00:17:47,149
‫جمع می‌کنم میرم استرالیا و
‫یه توالتی اختراع می‌کنم که بو نده

289
00:17:48,275 --> 00:17:49,943
‫البته هنوز طرحش تو ذهنم نیست ها،

290
00:17:50,027 --> 00:17:53,113
‫منتها مطمئنم اگه بگیره، نونم تو روغنـه

291
00:17:53,697 --> 00:17:55,616
‫تو خیلی بانمکی، آقای گین

292
00:17:55,699 --> 00:17:58,160
‫قصه‌هات رو دوست دارم

293
00:17:58,243 --> 00:18:00,954
‫از قتل‌هات برام بگو، آقای گین

294
00:18:01,038 --> 00:18:02,915
‫کُشتن چه حسی داره؟

295
00:18:04,708 --> 00:18:07,294
‫خب، مشکل دقیقاً همین‌جاست.
‫واقعاً نمی‌تونم چیزی بگم.

296
00:18:07,961 --> 00:18:09,922
‫خدایی هیچی یادم نمیاد

297
00:18:11,965 --> 00:18:13,842
‫به همین سوی چراغ قسم

298
00:18:13,926 --> 00:18:16,887
‫دیدی دروغ میگن؟

299
00:18:16,970 --> 00:18:18,180
‫همه‌شون دروغگوئن

300
00:18:19,014 --> 00:18:22,810
ما منحرف نیستیم که بیفتیم
کنج هلفدونی بپوسیم

301
00:18:22,893 --> 00:18:25,062
‫ما فوق بشریم؛

302
00:18:25,979 --> 00:18:30,109
‫حلقه‌ی بعدیِ زنجیره‌ی تکامل بشریت

303
00:18:30,192 --> 00:18:35,322
‫ما نوابغی هستیم که خودمون رو
‫به اخلاقیات پوسیده‌ی عوام محدود نمی‌کنیم

304
00:18:35,405 --> 00:18:40,577
‫ما رهبرهای عصر نوین بشریت هستیم

305
00:18:41,620 --> 00:18:44,331
‫ما گونه‌ی نوظهورِ انسان‌هاییم و

306
00:18:44,414 --> 00:18:46,625
‫اونها انسانیت‌مون رو ازمون گرفتن

307
00:18:47,209 --> 00:18:48,210
‫می‌دونی چیکار کردن؟

308
00:18:49,670 --> 00:18:51,380
‫پاره‌ی تنم رو ازم گرفتن

309
00:18:52,089 --> 00:18:54,091
‫از بغلم کشیدنش بیرون

310
00:19:00,514 --> 00:19:03,684
‫این کارشون هولناک‌تر از
تموم اتهاماتی که ‫به من زدن نیست؟

311
00:19:03,767 --> 00:19:05,644
‫اون هم وقتی همه‌شون کذب محضـه

312
00:19:06,145 --> 00:19:07,646
‫من هیچ کاری نکردم

313
00:19:11,942 --> 00:19:14,278
‫انگار جایی که هستی رو گند و کثافت گرفته

314
00:19:15,904 --> 00:19:18,740
‫حقیقتاً، اینجایی که منو انداختن،
‫خیلی هم بهم می‌سازه

315
00:19:18,824 --> 00:19:22,161
‫شدم عینهو موشی که تو تله افتاده و

316
00:19:22,244 --> 00:19:24,788
‫با بقیه‌ی موش‌ها خو گرفته

317
00:19:49,438 --> 00:19:51,315
‫اما تموم تنم از...

318
00:19:52,107 --> 00:19:55,527
‫از آرتروزی که از ایستادنِ زیاد توی
‫این چهاردیواری گرفتم، تیر می‌کشه و

319
00:19:55,611 --> 00:19:58,238
‫رطوبت تا مغز استخونم رخنه کرده

320
00:19:58,322 --> 00:20:01,742
‫آره، چقدر جالب. اتفاقاً من هم
‫تازگی‌ها همش بدن‌درد دارم و

321
00:20:02,701 --> 00:20:04,494
‫بهم حمله‌ی عصبی دست میده

322
00:20:04,578 --> 00:20:08,040
‫تو رو خدا بهم بگید چم شده

323
00:20:08,123 --> 00:20:10,250
‫تو قاتل زنجیره‌ای هستی، آقای گین

324
00:20:10,334 --> 00:20:12,669
‫من همچین آدمی نیستم

325
00:20:12,753 --> 00:20:15,214
‫تو منحرفی، آقای گین. والسلام

326
00:20:15,297 --> 00:20:17,049
‫ذهن و وجودت

327
00:20:17,132 --> 00:20:18,300
‫معیوبـه

328
00:20:18,383 --> 00:20:19,885
‫هر چی زودتر بپذیریش، به نفع خودتـه

329
00:20:19,968 --> 00:20:22,638
‫تو رو خدا، من واقعاً احتیاج دارم...

330
00:20:30,479 --> 00:20:31,313
‫پرستار

331
00:20:31,396 --> 00:20:34,775
‫حالت خوب میشه، آقای گین.
‫یه تشنج ساده‌ست.

332
00:20:37,444 --> 00:20:38,403
‫ایلزه

333
00:20:39,655 --> 00:20:42,115
‫از کرده‌ی خودت پشیمونی؟

334
00:20:42,199 --> 00:20:43,450
‫کرده‌ی خودم؟

335
00:20:44,076 --> 00:20:46,495
‫من کاری نکردم. هیچ‌کدومش کارِ من نبود

336
00:20:46,995 --> 00:20:48,830
‫فقط مُجریِ اوامر بودم

337
00:20:50,082 --> 00:20:52,542
‫هیچ‌کس به تو امر نکرده بود
‫دست به اون کارها بزنی، ادی

338
00:20:54,002 --> 00:20:54,836
‫نه

339
00:20:54,920 --> 00:20:57,256
‫پس مُجری اوامرِ کی بودی؟

340
00:20:59,508 --> 00:21:00,550
‫مادرم

341
00:21:01,051 --> 00:21:03,303
‫از کرده‌ی خودت پشیمونی؟

342
00:21:08,642 --> 00:21:10,978
‫سؤال دشواری نیست ها

343
00:21:12,354 --> 00:21:13,939
‫ولی... یه‌جورهایی هست

344
00:21:15,565 --> 00:21:17,401
‫وقتِ خاموشیـه

345
00:21:17,484 --> 00:21:20,320
‫خب، من دیگه باید برم، منتها...

346
00:21:21,613 --> 00:21:25,367
‫نذار کسی تو رو هیولا خطاب کنه

347
00:21:26,576 --> 00:21:28,287
‫تو انسانی

348
00:21:30,872 --> 00:21:32,332
‫خداحافظ، ایلزه

349
00:22:09,369 --> 00:22:12,205
‫بی‌اختیار حرف‌هاتون رو شنیدم، خانم کُخ

350
00:22:14,333 --> 00:22:15,751
‫اینکه گفتید مجری اوامر بودید

351
00:22:18,003 --> 00:22:20,047
‫شما سرباز نبودید، خانم کخ

352
00:22:20,130 --> 00:22:23,550
‫بلکه روان‌پریشی بودید که
‫از کَنَدنِ پوست یهودی‌ها لذت می‌برد

353
00:22:23,633 --> 00:22:24,634
‫دوست داشتید از ما آباژور بسازید

354
00:22:24,718 --> 00:22:25,802
‫دروغـه

355
00:22:25,886 --> 00:22:27,596
‫صد درصد که دروغـه

356
00:22:33,101 --> 00:22:34,478
‫تا حالا اسم «گولم» به گوش‌تون خورده؟

357
00:22:35,312 --> 00:22:36,438
‫چی؟

358
00:22:36,521 --> 00:22:37,564
‫گولم

359
00:22:40,025 --> 00:22:41,234
‫« خدا »

360
00:22:43,487 --> 00:22:47,866
‫یه دیوه که محافظ یهودی‌هاست

361
00:22:49,743 --> 00:22:51,536
‫« حقیقت »

362
00:23:08,887 --> 00:23:10,847
‫داره میاد سر وقتت، ایلزه

363
00:23:11,932 --> 00:23:13,475
گیرت میندازه

364
00:23:20,774 --> 00:23:21,900
‫دست از سرم بردار

365
00:23:35,288 --> 00:23:36,289
‫موش‌موشی

366
00:23:39,835 --> 00:23:40,669
‫بیا

367
00:23:41,461 --> 00:23:43,672
‫بیا پیشم، خواهش می‌کنم

368
00:23:44,256 --> 00:23:45,590
‫بیا بیرون

369
00:23:46,216 --> 00:23:47,259
‫بیا

370
00:23:48,510 --> 00:23:49,636
‫بدو

371
00:23:52,431 --> 00:23:54,266
‫بیا دیگه، بیا بیرون

372
00:25:17,557 --> 00:25:19,559
‫<font color="#fffc00">چاره‌ی دیگری برایم نمانده، پاره‌های تنم</font>

373
00:25:20,185 --> 00:25:21,978
‫<font color="#fffc00">دیگر توانِ زیستن ندارم</font>

374
00:25:22,062 --> 00:25:24,439
‫<font color="#fffc00">مرگ، تنها راهِ رهاییِ من است</font>

375
00:25:25,023 --> 00:25:26,191
‫<font color="#fffc00">با عشق</font>

376
00:25:26,858 --> 00:25:27,943
‫<font color="#fffc00">مادرتان</font>

377
00:25:52,467 --> 00:25:54,261
‫حتماً خاطرتون هست که

378
00:25:54,344 --> 00:25:56,596
‫سال‌ها پیش، نمایش زیبایی
‫به نام «ترانه‌ی طبلِ گل»

379
00:25:56,680 --> 00:25:59,057
‫روی صحنه‌ی برادوی رفت

380
00:25:59,140 --> 00:26:02,477
‫توی اون نمایش بود که پَت سوزوکی،
‫این ترانه‌ی جادویی رو اجرا کرد

381
00:26:03,270 --> 00:26:05,313
‫ترانه‌ای که بعدها،
‫همه من رو با اون شناختن

382
00:26:05,981 --> 00:26:07,566
‫بریم ببینیم یادتون میادش یا نه

383
00:26:07,649 --> 00:26:09,276
‫♪ Pat Suzuki - I Enjoy Being a Girl ♪

384
00:26:09,359 --> 00:26:12,862
‫♪ من یه دخترم و چی از این بهتر آخه؟ ♪

385
00:26:12,946 --> 00:26:16,533
‫♪ خوشم میاد که هیکلم پیچ و تاب داره ♪

386
00:26:16,616 --> 00:26:20,620
‫♪ خوشم میاد از این راه رفتنِ شیرین و دخترونه‌ام ♪

387
00:26:20,704 --> 00:26:24,040
‫♪ با این کمری که هی قر میده و هی تاب می‌خوره ♪

388
00:26:24,124 --> 00:26:28,169
‫♪ می‌میرم واسه لباس‌های چین‌چینی ♪

389
00:26:28,253 --> 00:26:31,673
‫♪ وقتی یارم میاد دمِ در خونه دنبالم ♪

390
00:26:31,756 --> 00:26:35,635
‫♪ با جو یا جان یا بیلی می‌زنم بیرون از خونه ♪

391
00:26:35,719 --> 00:26:39,598
‫♪ مثل اسبِ مسابقه‌ای که آروم و قرار نداره ♪

392
00:26:39,681 --> 00:26:43,560
‫♪ وقتی موهامو یه مدلِ جدید می‌زنم ♪

393
00:26:43,643 --> 00:26:46,896
‫♪ یا وقتی که به مُژه‌هام حسابی فر میدم ♪

394
00:26:46,980 --> 00:26:50,233
‫♪ سبک‌بال، انگار که روی ابرها راه میرم ♪

395
00:26:50,317 --> 00:26:53,862
‫♪ کِیف می‌کنم از اینکه دخترم ♪

396
00:26:53,945 --> 00:26:57,574
‫♪ وقتی آقایون از شیطنت‌هام تعریف می‌کنن ♪

397
00:27:00,952 --> 00:27:03,163
‫خاموشش کن. وقتِ خوابـه

398
00:27:03,955 --> 00:27:06,708
‫اون سوتین رو هم در بیار

399
00:27:07,417 --> 00:27:08,835
‫ببخشید، سالتی

400
00:27:08,918 --> 00:27:11,254
این چه حرفیـه. من کی باشم که قضاوت کنم؟

401
00:27:11,338 --> 00:27:13,506
‫♪ واسه هدیه‌ای که با برگ ساخته باشن، دل‌ضعفه می‌گیرم! ♪

402
00:27:14,633 --> 00:27:17,761
‫♪ ساعت‌ها با تلفن، هی فَک می‌زنم ♪

403
00:27:17,844 --> 00:27:21,181
‫♪ با صورتی که یک کیلو کِرِم خورده ♪
‫(کریستین جورگنسن؛ اولین زنِ ترنسِ آمریکا)

404
00:27:21,264 --> 00:27:23,558
‫♪ من زنم، با تمامِ ذراتِ وجودم ♪

405
00:27:24,643 --> 00:27:26,811
‫چه افتخار بزرگی که
توی شاتو میزبان شما ‫هستیم

406
00:27:26,895 --> 00:27:30,106
‫اگه واقعاً اینقدر باعث افتخارتون بود،
‫یحتمل اتاق ۵۴ رو بدونِ اینکه

407
00:27:30,190 --> 00:27:32,692
‫مجبور بشم سه‌ دفعه درخواست کنم،
‫بهم می‌دادید

408
00:27:32,776 --> 00:27:34,444
یا ‫لازم نبود با مدیر حرف بزنم

409
00:27:35,278 --> 00:27:37,614
‫عذر می‌خوام.
‫آخه فردا شب مراسم اسکار...

410
00:27:37,697 --> 00:27:38,948
‫ولش کنید. مشکلی نیست

411
00:27:48,000 --> 00:27:55,000


412
00:28:04,680 --> 00:28:08,798
‫« کریستین جورگنسن »

413
00:28:10,980 --> 00:28:13,400
‫اَ... الو؟

414
00:28:15,735 --> 00:28:17,195
‫سلام، کریستین

415
00:28:20,740 --> 00:28:22,200
‫شما؟

416
00:28:23,118 --> 00:28:24,285
‫اِد گین

417
00:28:25,704 --> 00:28:27,706
‫من اِد گین‌نامی نمی‌شناسم

418
00:28:27,789 --> 00:28:29,290
‫خب، شاید بشناسید

419
00:28:29,999 --> 00:28:31,793
‫همون قصابِ پلینفیلدم

420
00:28:31,876 --> 00:28:33,586
‫گمونم به این اسم می‌شناسنم

421
00:28:33,670 --> 00:28:35,922
‫شاید هم غول

422
00:28:38,800 --> 00:28:40,468
‫از من چی می‌خوای؟

423
00:28:40,552 --> 00:28:43,012
‫خب، اول از همه باید بگم که
‫من از دوآتیشه‌ترین طرفدارهای شمام

424
00:28:43,096 --> 00:28:44,723
‫راستش، الان...

425
00:28:44,806 --> 00:28:46,141
‫خب، توی تیمارستانم

426
00:28:46,224 --> 00:28:49,310
‫منتها از روزی که بانو شدید،
‫تموم کارهاتون رو دنبال می‌کنم

427
00:28:49,394 --> 00:28:52,021
‫به نظرم شما دردونه‌اید

428
00:28:52,647 --> 00:28:54,816
‫خیلی‌خب، اِد، لطفت رو می‌رسونه

429
00:28:54,899 --> 00:28:56,943
‫باشه یه صفحه از آهنگ‌هام رو
‫یادگاری برات می‌فرستم

430
00:28:57,026 --> 00:28:57,861
‫قربانِ شما

431
00:28:57,944 --> 00:28:59,237
‫نه، وایسا

432
00:29:00,363 --> 00:29:02,532
‫دکترم گفته باید باهاتون صحبت کنم

433
00:29:04,492 --> 00:29:05,660
‫چرا؟

434
00:29:06,828 --> 00:29:08,037
‫خب، احتمال داره که...

435
00:29:08,747 --> 00:29:10,248
‫ترنس‌سکشوال باشم

436
00:29:10,957 --> 00:29:14,169
‫بعد دکترم اسم شما رو آورد؛ کریستین جورگنسن

437
00:29:14,252 --> 00:29:17,922
‫من هم شوکه شدم و گفتم
‫چند وقتی میشه که شما رو زیر نظر دارم

438
00:29:18,006 --> 00:29:22,177
‫برای همین امیدوار بودم بتونم
‫یکی دوتا سؤال ازتون بپرسم

439
00:29:22,761 --> 00:29:25,972
‫رو چه حساب فکر می‌کنید من و شما
‫سرِ سوزنی با هم وجه اشتراک داشته باشیم؟

440
00:29:26,055 --> 00:29:27,390
‫خب، به...

441
00:29:28,767 --> 00:29:30,226
‫به خاطرِ مار توی شلوارم

442
00:29:31,728 --> 00:29:33,938
‫حس، حس می‌کنم...

443
00:29:34,522 --> 00:29:35,774
‫نمی‌دونم، انگار...

444
00:29:35,857 --> 00:29:38,067
‫انگار جزوی از من نیست

445
00:29:39,486 --> 00:29:41,613
‫از کِی همچین حسی بهتون دست داد؟

446
00:29:41,696 --> 00:29:42,864
‫بچه که بودم،

447
00:29:45,116 --> 00:29:46,951
‫مادرم موقع وَر رفتن باهاش
‫مچم رو گرفت

448
00:29:47,035 --> 00:29:49,496
‫کارهای بَد بَد!

449
00:29:49,579 --> 00:29:52,081
‫عضو نجس و شرم‌آور!

450
00:29:52,165 --> 00:29:54,793
‫یه گین‌زاده هیچوقت نباید باهاش ور بره!

451
00:29:54,876 --> 00:29:56,169
‫هیچوقت!

452
00:29:56,252 --> 00:30:00,507
‫عین گیره‌ی آهنگری چنگ انداخت بهش.
‫فکر کردم می‌خواد از جا بکَندش.

453
00:30:01,674 --> 00:30:05,136
‫از اونجا بود که کم‌کم حس کردم
‫باید از شرّش خلاص بشم

454
00:30:05,220 --> 00:30:07,305
‫شما هم از شرّ مال خودتون خلاص شدید، درستـه؟

455
00:30:09,432 --> 00:30:12,852
‫بله، ولی با اختیار تامِ خودم، آقای گین

456
00:30:16,815 --> 00:30:18,024
‫این حس استمرار هم داشت؟

457
00:30:18,107 --> 00:30:22,445
‫- حس اینکه می‌خواستید دیگه نباشه؟
‫- شومبولم رو میگید؟

458
00:30:24,155 --> 00:30:25,907
‫نه حالا در اون حد

459
00:30:25,990 --> 00:30:28,576
‫از کارهایی که میشه
با یکم تمرین باهاش کرد خوشم میاد

460
00:30:28,660 --> 00:30:30,161
‫مثلاً آب‌پاشی و اینها

461
00:30:30,245 --> 00:30:33,122
والا ما که تا حالا نشنیدیم
کسی از این چیزها بدش بیاد

462
00:30:33,206 --> 00:30:36,960
‫رو چه حساب خیال می‌کنید
‫ترنس‌سکشوال هستید، آقای گین؟

463
00:30:37,043 --> 00:30:39,671
‫خب، با چندتا عضو زنونه مواجه شدم

464
00:30:41,047 --> 00:30:43,132
‫می‌دونم به نظر عجیب میاد

465
00:30:44,425 --> 00:30:45,593
‫متوجه نمیشم

466
00:30:45,677 --> 00:30:46,928
‫فرج

467
00:30:48,012 --> 00:30:50,014
‫حالا اینکه از کجا گیرشون آوردم
‫یه داستان دیگه‌ست

468
00:30:57,438 --> 00:30:59,858
‫گذاشتم‌شون نزدیکِ تنم

469
00:31:02,026 --> 00:31:03,528
‫منظورم خیلی نزدیکـه

470
00:31:29,095 --> 00:31:32,432
‫بعدش فقط... یه‌کم باهاشون رقصیدم

471
00:31:41,015 --> 00:31:43,017
‫♪ Q Lazzarus - Goodbye Horses ♪

472
00:31:47,113 --> 00:31:48,781
‫باهاشون یه تن‌پوش درست کردم

473
00:31:50,325 --> 00:31:53,578
‫نمی‌فهمم. چجور تن‌پوشی؟

474
00:31:54,412 --> 00:31:56,080
‫یه تن‌پوش زنونه

475
00:31:56,164 --> 00:31:58,708
‫تا بتونم بپوشمش و بیشتر احساس زنانگی کنم

476
00:32:56,599 --> 00:32:57,600
‫چقدر کردنی‌ام

477
00:32:59,102 --> 00:33:01,187
‫آخ که چقدر کردنی‌ام

478
00:33:58,828 --> 00:33:59,662
‫کات

479
00:34:00,329 --> 00:34:02,457
‫اسلیت پایانی

480
00:34:02,540 --> 00:34:05,835
‫سکوت بره‌ها. صحنه‌ی ۶۲،
‫برداشت نُهم، اسلیت پایانی

481
00:34:07,086 --> 00:34:08,755
‫گرفتیم. بریم بعدی

482
00:34:11,632 --> 00:34:13,176
‫باید برم دست به آب

483
00:34:13,718 --> 00:34:15,636
‫- باهام میای؟
‫- آره، همین‌جاست

484
00:34:23,811 --> 00:34:24,812
‫هنوز اونجایید؟

485
00:34:24,896 --> 00:34:26,230
‫آم...

486
00:34:29,192 --> 00:34:31,319
‫آقای گین، من پزشک نیستم و

487
00:34:31,402 --> 00:34:35,114
‫معتقدم تشخیص چنین مسائلی،
‫نیازمندِ سال‌های سال

488
00:34:35,948 --> 00:34:37,867
‫تحقیق موشکافانه‌ست

489
00:34:37,950 --> 00:34:42,955
‫ولی اِد، بعید می‌دونم
‫من و تو نقطه‌ی اشتراکی داشته باشیم

490
00:34:43,706 --> 00:34:45,124
‫نه، به هیچ وجه

491
00:34:47,752 --> 00:34:49,087
‫خیلی‌خب

492
00:34:49,170 --> 00:34:51,297
‫واسه‌ی چی فرستادنت تیمارستان، اِد؟

493
00:34:51,380 --> 00:34:52,799
‫مگه چیکار کردی؟

494
00:34:53,800 --> 00:34:55,426
‫میگن چند نفری رو کشتم

495
00:34:56,135 --> 00:34:59,680
‫بعلاوه اینکه چند نفر رو نبش قبر کردم

496
00:35:01,599 --> 00:35:03,810
‫البته، کریستین،
‫مُنکر نبش‌قبره نمیشم، منتها

497
00:35:03,893 --> 00:35:06,062
‫خداوکیلی بعید می‌دونم من کشته باشم‌شون

498
00:35:06,813 --> 00:35:09,357
‫که اینطور. خب، آم...

499
00:35:12,401 --> 00:35:16,572
‫فردِ ترنس‌سکشوال،
‫به‌ندرت عامل خشونتـه، آقای گین

500
00:35:16,656 --> 00:35:18,574
‫احتمالِ اینکه قربانی خشونت باشیم،

501
00:35:19,283 --> 00:35:21,244
‫به مراتب بیشتره

502
00:35:23,079 --> 00:35:26,207
‫بعید می‌دونم این زنانگی
‫از اعماق وجودت نشأت گرفته باشه، اِد

503
00:35:26,791 --> 00:35:29,585
‫چه‌بسا حس می‌کنم
‫اصلاً نمی‌خوای زن باشی

504
00:35:29,669 --> 00:35:33,339
‫شما گرایش شدیدی به زن‌ها داری

505
00:35:33,881 --> 00:35:37,510
اون‌قدر به جسم زن به چشم یه ابزار شهوانی نگاه می‌کنید که
آرزو دارید مثل یه لباس بپوشیدش تا

506
00:35:37,593 --> 00:35:39,971
بتونید تصاحبش کنید

507
00:35:40,638 --> 00:35:43,850
‫این هویت نیست، بلکه یه‌جور شهوت تملکـه

508
00:35:44,892 --> 00:35:46,769
‫این عمل خشونت‌آمیزه، آقای گین

509
00:35:46,853 --> 00:35:49,522
‫این کامل‌ترین شکلِ تسخیر یک زنـه

510
00:35:49,605 --> 00:35:54,694
‫اون هم زمانی که مادر سلطه‌گرتون راهِ
طبیعی رسیدن به یه زن رو به روتون بسته بود

511
00:35:55,278 --> 00:35:57,780
‫هیچ گین‌زاده‌ای نباید با زنی هم‌بستر بشه

512
00:36:04,036 --> 00:36:05,872
‫اِد، من دیگه حرفی ندارم

513
00:36:05,955 --> 00:36:08,457
‫دیگه می‌خوام باهات خداحافظی کنم

514
00:36:10,084 --> 00:36:11,669
‫برات آرزوی سلامتی دارم

515
00:36:16,174 --> 00:36:17,175
‫صدامو می‌شنوی؟

516
00:36:20,428 --> 00:36:21,470
‫بله، می‌شنوم

517
00:36:26,684 --> 00:36:30,730
‫حسِ پازلی رو دارم که
‫هیچ‌کدوم از تیکه‌هاش به هم نمی‌خورن

518
00:36:34,442 --> 00:36:36,944
‫یه حسی بهم میگه
‫تا دنیا دنیاست جور در نمیان

519
00:36:45,536 --> 00:36:46,370
‫خداحافظ، اِد

520
00:36:50,583 --> 00:36:52,335
‫خدانگهدار، کریستین

521
00:36:58,883 --> 00:36:59,800
‫هوی!

522
00:37:00,760 --> 00:37:02,261
‫پاشو ببینم

523
00:37:03,262 --> 00:37:04,555
‫شما کی هستید؟

524
00:37:05,223 --> 00:37:07,433
‫بنده سرپرستارِ جدیدم

525
00:37:07,516 --> 00:37:09,352
‫سالتی تنزل مقام گرفت

526
00:37:09,435 --> 00:37:12,521
‫انگار نه انگار تیمارستانـه،
‫اینجا رو کرده بود هتل پنج ستاره

527
00:37:14,523 --> 00:37:16,025
‫تو همونی که لباس زنونه می‌پوشه، نه؟

528
00:37:16,901 --> 00:37:20,321
‫خب، تا من اینجام، دیگه از این خبرها نیست

529
00:37:20,404 --> 00:37:23,574
‫جناب، شما بدنام‌ترین قاتل
‫بعد از جکِ قصاب هستی

530
00:37:23,658 --> 00:37:25,660
‫بنده هم قصد دارم
‫در خور شأنت باهات رفتار کنم

531
00:37:25,743 --> 00:37:29,580
‫مِن‌بعد، هر جا بری،
‫یکی از کارکنان همراهت میاد

532
00:37:29,664 --> 00:37:32,333
‫هر وقت هم خواستی مثانه‌ات رو
‫خالی یا اجابت مزاج کنی،

533
00:37:32,416 --> 00:37:34,710
‫یه نگهبان همراهت میاد و
‫در همه حال چشم ازت برنمی‌داره

534
00:37:35,294 --> 00:37:38,172
‫روزی یه ساعت میری تو حیاط ‫زیر آفتاب،
بعدش هم برمی‌گردی تو اتاقت و

535
00:37:38,256 --> 00:37:41,050
‫درِ اتاقت بیست‌وچهار ساعته قفل می‌مونه

536
00:37:42,635 --> 00:37:44,262
‫این که شد خودِ زندون

537
00:37:45,304 --> 00:37:48,140
ولی قاضی گفت
‫جای من توی زندون نیست

538
00:37:48,224 --> 00:37:49,809
‫به خاطر اینکه جنون دارم

539
00:37:49,892 --> 00:37:52,603
‫آره، ولی نکته‌ی جالبش اینجاست که

540
00:37:52,687 --> 00:37:55,398
‫هیچم به چشم پرستار رز ماهونی دیوونه نیستی

541
00:37:56,482 --> 00:37:59,485
‫اتفاقاً به نظرم یکی از هفت‌خط‌ترین
‫آدم‌هایی هستی که به عمرم دیدم

542
00:38:03,030 --> 00:38:04,115
‫آها

543
00:38:04,740 --> 00:38:07,201
‫دیدمش. خودشـه

544
00:38:08,202 --> 00:38:10,121
‫همین الان دلت خواست منو بکشی

545
00:38:10,830 --> 00:38:11,831
‫چی؟

546
00:38:12,707 --> 00:38:13,916
‫نه

547
00:38:14,000 --> 00:38:15,835
‫نه، من آزارم به یه مورچه هم نمی‌رسه

548
00:38:15,918 --> 00:38:17,086
‫دروغگو

549
00:38:41,193 --> 00:38:44,655
بکُش‌شون

550
00:38:49,160 --> 00:38:52,538
بکُش‌شون

551
00:38:55,750 --> 00:38:59,295
بکُش‌شون

552
00:39:00,755 --> 00:39:01,922
‫چی؟

553
00:39:02,006 --> 00:39:05,426
بکُش‌شون

554
00:39:06,802 --> 00:39:09,889
بکُش‌شون

555
00:39:09,972 --> 00:39:11,349
‫اِدی!

556
00:39:13,225 --> 00:39:14,185
‫کیـه؟

557
00:39:14,268 --> 00:39:16,020
‫سالتی‌ام، اِد

558
00:39:18,564 --> 00:39:21,317
‫الهی، باورم نمیشه
‫همچین کاری باهات کنن

559
00:39:22,026 --> 00:39:26,238
‫همه می‌دونن آزارت به یه مورچه هم نمی‌رسه.
‫فقط یه‌کم ناخوشی.

560
00:39:26,322 --> 00:39:27,823
‫بیا

561
00:39:29,533 --> 00:39:31,202
‫اینها رو یه جا قایم کن

562
00:39:31,285 --> 00:39:34,997
‫حداقلش اینـه که اگه شب‌ها سروصدا نکنی،
‫می‌تونی بری قدم بزنی

563
00:39:35,081 --> 00:39:36,957
‫صبر کن تا نگهبان‌ها خواب‌شون ببره

564
00:39:56,435 --> 00:39:58,813
‫سلام، پرستار ماهونی.
‫این وقتِ شب اینجا چیکار می‌کنید؟

565
00:39:58,896 --> 00:40:00,981
‫یه کوه دفتر دَستَک ریخته رو سرم

566
00:40:01,524 --> 00:40:04,193
‫خاک بر سرِ سالتی مک‌گوایر بی‌خاصیت

567
00:40:05,820 --> 00:40:08,948
‫کاش عمرم کفاف بده
‫این خراب‌شده رو سر و سامون بدم

568
00:41:49,173 --> 00:41:52,134
‫آخیش، حالا بهتر شد

569
00:41:53,093 --> 00:41:55,346
‫من دوست دارم نشسته جیش کنم

570
00:42:00,935 --> 00:42:02,186
‫شما؟

571
00:42:02,728 --> 00:42:04,355
‫- تو...
‫- بله

572
00:42:04,438 --> 00:42:06,899
‫رفیق شفیقت، اِد گینم

573
00:42:07,650 --> 00:42:09,193
‫چطوری اومدی اینجا؟

574
00:42:09,902 --> 00:42:11,529
‫خب، مگه خودت نگفتی؟

575
00:42:11,612 --> 00:42:13,322
‫من هفت‌خط عالمم

576
00:42:13,405 --> 00:42:16,367
‫داشتم با اون آقائه که توی سقف اتاقمـه
‫صحبت می‌کردم

577
00:42:16,450 --> 00:42:20,788
‫براش تعریف کردم بهم گفتی قاتلم و
‫آدم خوبی نیستم

578
00:42:20,871 --> 00:42:23,415
‫اینکه یحتمل اصلاً جنون ندارم

579
00:42:23,499 --> 00:42:25,125
‫اینجوری شد که ذهنم درگیر شد،

580
00:42:25,209 --> 00:42:29,213
‫شاید نه اینجوریـه،

581
00:42:29,296 --> 00:42:30,464
‫نه اونجوری

582
00:42:30,548 --> 00:42:32,841
‫شاید هم جنون دارم و هم قاتلم

583
00:42:37,513 --> 00:42:40,057
‫من به در نزدیک‌ترم تا تو

584
00:42:41,100 --> 00:42:42,601
‫عمراً بتونی در بری

585
00:42:44,311 --> 00:42:46,313
‫خب، می‌تونم جیغ بکشم

586
00:42:46,939 --> 00:42:48,357
‫امتحانش ضرر نداره

587
00:43:35,070 --> 00:43:36,864
‫وای! نه!

588
00:43:42,494 --> 00:43:44,246
‫نه، نه، نه

589
00:43:45,706 --> 00:43:47,374
‫نه، نه، نه!

590
00:44:58,946 --> 00:45:00,155
‫صبح بخیر!

591
00:45:09,206 --> 00:45:10,249
‫نه

592
00:45:12,751 --> 00:45:13,752
‫نه، من تو رو کشتم

593
00:45:14,378 --> 00:45:15,254
‫صبح بخیر، اِد

594
00:45:21,760 --> 00:45:23,095
‫یه جای کار می‌لنگه

595
00:45:29,268 --> 00:45:30,394
‫بکُش

596
00:45:39,611 --> 00:45:41,029
‫چی شده، اِد؟

597
00:45:45,743 --> 00:45:46,994
‫پرستار رز

598
00:45:48,662 --> 00:45:50,998
‫من دیشب کُشتمش

599
00:45:53,292 --> 00:45:54,626
‫اون روحشـه؟

600
00:45:59,798 --> 00:46:00,883
‫ببین، اِد

601
00:46:02,593 --> 00:46:04,428
‫می‌خوای بریم دفترِ من؟

602
00:46:19,526 --> 00:46:21,028
‫وقتی تا این حد آشفته میشی،

603
00:46:21,111 --> 00:46:23,030
‫گاهی‌وقت‌ها بهترین چیز
‫فقط یه لیوان آبـه

604
00:46:27,326 --> 00:46:28,202
‫بهتر شدی؟

605
00:46:29,787 --> 00:46:30,621
‫یه‌کم

606
00:46:31,872 --> 00:46:35,459
‫اِد، مثل اینکه توهم‌هات دارن
‫بیشتر و بیشتر میشن

607
00:46:37,544 --> 00:46:39,922
‫هم یه سری چیزها می‌شنوی و
‫هم یه سری چیزها می‌بینی

608
00:46:43,967 --> 00:46:45,803
‫چیزه...

609
00:46:49,139 --> 00:46:50,349
‫چیـه؟

610
00:46:56,897 --> 00:46:59,191
‫یه صورت تو سقفِ اتاقمـه

611
00:47:00,317 --> 00:47:02,361
‫قبلاً ندیده بودمش

612
00:47:02,986 --> 00:47:04,780
‫باهام حرف می‌زنه

613
00:47:05,989 --> 00:47:08,742
‫از صداش خوشم نمیاد

614
00:47:09,493 --> 00:47:11,036
‫به نظرت کیـه؟

615
00:47:13,121 --> 00:47:14,498
‫گمونم شیطونـه

616
00:47:15,624 --> 00:47:18,544
‫ازم می‌خواد
‫دست به کارهای بدی بزنم

617
00:47:19,378 --> 00:47:21,296
‫تا بتونه روحم رو تسخیر کنه

618
00:47:24,466 --> 00:47:26,218
‫اِد، یکی از پرستارهامون...

619
00:47:27,261 --> 00:47:30,639
‫دیده که داری با رادیو آماتوریت
‫با یکی صحبت می‌کنی

620
00:47:32,182 --> 00:47:33,058
‫کی بود؟

621
00:47:34,309 --> 00:47:36,228
‫کریستین جورگنسن

622
00:47:36,311 --> 00:47:37,855
‫درباره‌ی خودش حرف زدیم

623
00:47:39,356 --> 00:47:42,234
‫یکی از اون رادیو آماتوری‌ها رو براش فرستادم

624
00:47:44,319 --> 00:47:45,904
‫چی گفت بهت اون‌وقت؟

625
00:47:47,823 --> 00:47:50,492
‫خب... خیلی چیزها

626
00:47:51,159 --> 00:47:54,580
‫از همه مهم‌تر گفت که من...

627
00:47:55,914 --> 00:47:57,416
‫گرایش شدیدی به زن‌ها دارم

628
00:47:58,959 --> 00:48:00,961
‫تا حالا همچین چیزی نشنیدم

629
00:48:01,545 --> 00:48:05,090
‫- کریستین جورگنسن این حرف رو بهت زد؟
‫- آره

630
00:48:09,219 --> 00:48:12,222
‫اِد، متأسفم

631
00:48:14,850 --> 00:48:17,102
‫من درباره‌ی این مسئله بهت توضیح دادم

632
00:48:19,021 --> 00:48:21,607
‫اِد، هیچوقت رادیو آماتوری‌هایی که
‫خریدی ارسال نشدن

633
00:48:22,357 --> 00:48:24,109
‫افتادن گوشه‌ی انبار

634
00:48:25,235 --> 00:48:27,863
‫نمی‌دونستیم کجا باید بفرستیم‌شون و
‫حتی اگه می‌تونستیم که نمی‌تونیم،

635
00:48:27,946 --> 00:48:30,449
‫نمیشه اجازه بدیم بیمارها
از چنین وسیله‌ای استفاده کنن

636
00:48:31,450 --> 00:48:35,287
‫گذاشتیم یکیش دستت باشه،
‫چون توی اتاقت هیچ پریزی وجود نداره

637
00:48:38,081 --> 00:48:39,541
‫چی دارید میگید؟

638
00:48:39,625 --> 00:48:41,877
‫اِد، رادیو آماتوریت کار نمی‌کنه

639
00:48:43,837 --> 00:48:45,213
‫اصلاً به برق وصل نیست

640
00:48:48,842 --> 00:48:51,595
‫پس من با کی حرف زدم؟

641
00:48:51,678 --> 00:48:54,306
‫پرستاره گفت داشتی با یه زن صحبت می‌کردی

642
00:48:54,389 --> 00:48:57,559
‫آقای گین، من پزشک نیستم و

643
00:48:57,643 --> 00:48:59,478
‫معتقدم تشخیص چنین مسائلی،

644
00:48:59,561 --> 00:49:04,608
‫نیازمندِ سال‌های سال
‫تحقیق موشکافانه‌ست

645
00:49:05,484 --> 00:49:06,526
‫ولی اِد،

646
00:49:07,569 --> 00:49:10,656
‫بعید می‌دونم
‫من و تو نقطه‌ی اشتراکی داشته باشیم

647
00:49:10,739 --> 00:49:12,157
‫نه، به هیچ وجه

648
00:49:13,784 --> 00:49:14,868
‫خیلی‌خب

649
00:49:15,827 --> 00:49:18,747
‫واسه‌ی چی فرستادنت تیمارستان، اِد؟

650
00:49:18,830 --> 00:49:19,957
‫مگه چیکار کردی؟

651
00:49:21,208 --> 00:49:23,001
‫میگن چند نفری رو کشتم

652
00:49:24,461 --> 00:49:26,505
‫اِد، داشتی صدای هر دو طرف رو درمی‌آوردی

653
00:49:27,005 --> 00:49:29,257
‫داشتی با خودت حرف می‌زدی

654
00:49:33,178 --> 00:49:35,180
‫نمی‌فهمم

655
00:49:36,014 --> 00:49:37,307
‫می‌دونم

656
00:49:37,391 --> 00:49:40,143
‫نمی‌دونم کی هستم یا

657
00:49:41,436 --> 00:49:44,481
‫چرا دست به همچین کارهایی می‌زنم یا

658
00:49:45,857 --> 00:49:47,609
‫چرا یه صداهایی می‌شنوم

659
00:49:49,277 --> 00:49:53,365
‫ایلزه بهم گفت من انسانم، ولی

660
00:49:54,408 --> 00:49:55,909
‫خودم شک دارم

661
00:49:57,995 --> 00:50:01,456
‫نمی‌دونم اصلاً جزو آدم‌ها حساب میشم یا نه

662
00:50:01,540 --> 00:50:04,292
‫شاید فقط یه‌جور موجودم

663
00:50:05,043 --> 00:50:07,254
‫یا یه‌جور هیولا

664
00:50:07,796 --> 00:50:10,507
‫تنها خواسته‌ی قلبیم این بوده که

665
00:50:11,591 --> 00:50:12,926
‫پسرِ خوبی باشم

666
00:50:14,094 --> 00:50:17,222
‫خیلی هم تلاش کردم

667
00:50:19,391 --> 00:50:23,186
‫حس می‌کنم هر چی بیشتر تلاش می‌کردم، فقط...

668
00:50:24,271 --> 00:50:28,942
‫از چیزی که می‌خواستم،
‫دورتر می‌شدم

669
00:50:30,694 --> 00:50:32,112
‫چی می‌خواستی؟

670
00:50:36,992 --> 00:50:39,077
‫که مایه‌ی افتخارش باشم

671
00:50:46,168 --> 00:50:47,210
‫اِدی؟

672
00:50:49,004 --> 00:50:50,130
‫اِد؟

673
00:50:51,673 --> 00:50:54,176
‫من خیلی دقیق و کامل معاینه‌ات کردم و

674
00:50:54,843 --> 00:50:57,095
‫با چندتا از همکارها هم
‫پرونده‌ات رو بررسی کردم و

675
00:50:57,179 --> 00:50:58,722
‫متفق‌القول به یه نتیجه‌ای رسیدیم

676
00:51:01,224 --> 00:51:03,894
‫اینکه صداهای توی سرت
‫یه علتی داره

677
00:51:04,519 --> 00:51:07,689
‫بی‌دلیل نیست چیزهایی رو می‌بینی که
‫وجود خارجی ندارن

678
00:51:08,815 --> 00:51:10,317
‫اینکه چرا کارهایی که کردی رو یادت نمیاد و

679
00:51:10,400 --> 00:51:12,736
‫در عوض، نگران کارهایی هستی که
‫اصلاً انجام ندادی

680
00:51:13,403 --> 00:51:17,824
‫بعلاوه‌ی اینکه باور داری
‫می‌تونی مادرت رو دوباره زنده کنی

681
00:51:18,617 --> 00:51:21,203
‫یا اینکه با پوشیدن پوستش،
‫می‌تونی به یه زن تبدیل بشی

682
00:51:21,703 --> 00:51:23,955
‫همه‌ی اینها نشون‌دهنده‌ی یه تشخیص واحده، اِد

683
00:51:25,499 --> 00:51:26,541
‫چی؟

684
00:51:28,085 --> 00:51:30,045
‫اینکه تو مبتلا به اختلال اسکیزوئیدی

685
00:51:31,213 --> 00:51:32,714
‫تو اسکیزوفرنی داری

686
00:51:37,052 --> 00:51:38,053
‫خیلی‌خب

687
00:51:38,595 --> 00:51:40,430
‫یه‌جور بیماری مغزیـه

688
00:51:40,514 --> 00:51:43,308
‫دقیق از چند و چونش خبر نداریم، منتها...

689
00:51:44,935 --> 00:51:48,271
‫اگه بخوام به ساده‌ترین شکل بگم،

690
00:51:48,355 --> 00:51:52,484
‫زمانی اتفاق میفته که دنیای درون و بیرون آدم
‫با همدیگه تلفیق میشن

691
00:51:53,151 --> 00:51:55,779
‫دوتا نیم‌کره‌ی مغزت
نمی‌تونن مثل یه آدم عادی

692
00:51:55,862 --> 00:51:58,198
‫یه فکر رو با هم ردّ و بدل کنن

693
00:51:58,281 --> 00:52:00,909
‫مثلاً اگه چیزی از دست من بیفته،
‫با خودم میگم:

694
00:52:00,992 --> 00:52:03,578
‫«ای بابا، چقدر دست‌وپاچلفتی و
‫به‌دردنخورم»

695
00:52:04,913 --> 00:52:07,040
‫اما تو این فکر رو جوری می‌شنوی که

696
00:52:08,166 --> 00:52:11,503
‫انگار یه غریبه از اون سرِ خیابون داره
‫سرت داد می‌زنه

697
00:52:11,586 --> 00:52:14,297
‫یا فکر می‌کنی یه پیغامـه
‫از طرف یه سفینه‌ی فضایی

698
00:52:14,381 --> 00:52:16,133
‫درحالی‌که در واقعیت،
یه فکر ساده‌ست

699
00:52:21,012 --> 00:52:22,097
‫یعنی...

700
00:52:23,098 --> 00:52:25,308
‫مغزم دو تیکه شده؟

701
00:52:25,392 --> 00:52:27,144
‫در اصل، متلاشی شده، اِد

702
00:52:28,103 --> 00:52:31,231
‫تصور کن مغزت یه آینه‌ست که
‫از دست یکی افتاده و شکسته

703
00:52:31,314 --> 00:52:35,443
‫در نتیجه، هر چیزی که تا حالا دیدی یا
‫شنیدی یا خوندی یا تصور کردی،

704
00:52:36,570 --> 00:52:38,905
‫مثل دریایی از تیکه‌های شکسته‌ی این آینه هستن که
‫هرکدوم یه چیزی رو نشونت میدن و

705
00:52:38,989 --> 00:52:41,700
‫تو دیگه نمی‌تونی مرزِ بین
‫واقعیت و خیال رو از هم تشخیص بدی

706
00:52:41,783 --> 00:52:43,869
‫اسمش چی بود؟ فِسکیزواِرنی؟

707
00:52:43,952 --> 00:52:45,829
‫اسکیزوفرنی، اِد

708
00:52:45,912 --> 00:52:47,664
‫تو اسکیزوفرنی داری

709
00:52:50,000 --> 00:52:53,670
‫یعنی به خاطر اینـه که
دست به همچین کارهایی زدم؟

710
00:52:54,671 --> 00:52:57,048
‫مثل نبش قبر کردن اون همه خانم؟

711
00:52:57,966 --> 00:53:00,969
‫یا کشتنِ برنیس؟

712
00:53:01,052 --> 00:53:03,096
‫یا دوستم، مری هوگان؟

713
00:53:03,180 --> 00:53:04,598
‫بله

714
00:53:07,142 --> 00:53:09,853
‫متأسفم که این همه مدت رنج و عذاب کشیدی

715
00:53:11,730 --> 00:53:13,148
‫ولی هنوز امیدی هست، اِد

716
00:53:25,577 --> 00:53:26,953
‫یه قرصی هست که می‌تونم بهت بدم

717
00:53:28,246 --> 00:53:29,497
‫چیکار می‌کنه؟

718
00:53:30,373 --> 00:53:33,752
جلوی صداها و توهم‌ها رو می‌گیره

719
00:53:34,461 --> 00:53:35,587
‫بگیر، اِد

720
00:53:35,670 --> 00:53:38,673
‫باعث میشه دیگه فکر نکنی می‌تونی
‫کارهایی بکنی که از یه آدم عادی بر نمیاد

721
00:53:40,008 --> 00:53:42,719
‫باعث میشه بشی عین روز اولت، اِد

722
00:54:12,082 --> 00:54:13,250
‫ممنونم

723
00:54:14,000 --> 00:54:30,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

724
00:54:31,017 --> 00:54:36,982
‫« هیولا - داستان اِد گین »
‫« قسمت سوم: رادیو آماتوری »

