1
00:00:01,544 --> 00:00:02,544
‫[آنچه گذشت...]

2
00:00:02,568 --> 00:00:04,028
می‌خوایم حقتون رو ادا کنیم

3
00:00:04,111 --> 00:00:07,990
‫شرکت بیمه کاتالیست داره ۳.۸...

4
00:00:08,073 --> 00:00:09,700
‫میلیون دلار تحویل میده، داداش!

5
00:00:11,410 --> 00:00:12,762
‫- دوباره زنه رو می‌بینیش؟
‫- خیلی حالم داغونه

6
00:00:12,786 --> 00:00:14,497
‫نه لامصب رو نمی‌بینم، باشه مگز؟

7
00:00:14,580 --> 00:00:17,100
‫فردا قراره خبر اتهام الکل بچگی‌هات رو پخش کنن

8
00:00:17,124 --> 00:00:18,894
‫فکر کردم از سابقه‌اش پاک شده

9
00:00:18,918 --> 00:00:20,836
‫- باید تقاص پس بدن
‫- ده میلیون

10
00:00:20,920 --> 00:00:22,772
‫- قرار نیست چیزی رو بکِشیم
‫- داداش، بیا اینو بکِش

11
00:00:22,796 --> 00:00:25,025
‫درخواست رسمی میدم که
تمام سوابق مالیت رو در بیارن

12
00:00:25,049 --> 00:00:28,052
‫واقعاً می‌خوای مارک تینزلی توی کارت
سرک بکشه و پرس‌وجو کنه؟

13
00:00:28,135 --> 00:00:31,138
‫استیون اسمیت، پرونده‌ی تصادف و فرار از صحنه‌ی سال ۲۰۱۵ که دنبالش بودی؟

14
00:00:31,222 --> 00:00:32,556
‫منبعم بالأخره مدرک رسوند

15
00:00:32,640 --> 00:00:36,101
‫باستر مرداک قطعاً شخصیه
که باید باهاش صحبت کنیم

16
00:00:36,185 --> 00:00:37,311
‫پس چرا این کار رو نکردن؟

17
00:00:37,956 --> 00:00:40,956
‫گرچه این سریال از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده]
‫[اما بخش‌های خاصی برای اهداف نمایشی تخیلی شدند

18
00:00:40,957 --> 00:00:42,957
‫[و قصد انعکاس هیچ شخص
‫یا نهاد واقعی را ندارند]

19
00:00:44,944 --> 00:00:46,278
‫آماده باشی یا نه، من اومدم!

20
00:00:46,362 --> 00:00:48,113
‫صبر کن، منظورت چیه؟

21
00:00:49,907 --> 00:00:51,158
‫وایسا

22
00:00:51,242 --> 00:00:54,703
‫استیون گفت «از این بیسکوئیت جدیدی
که درست کردم بخور»

23
00:00:54,727 --> 00:00:57,727
‫{\an۸}[همپتون، کارولینای جنوبی]
‫[سال ۲۰۱۵]

24
00:00:54,787 --> 00:00:56,664
‫نه! مامان، نخوردیش

25
00:00:56,747 --> 00:00:58,749
‫- من هم یکی خوردم
‫- نخیر

26
00:00:58,832 --> 00:01:01,252
‫- واسه گربه کوفتیش بود
‫- اون عزیزدل منه

27
00:01:01,335 --> 00:01:03,212
‫حقشه که غذای ارگانیک بخوره

28
00:01:03,295 --> 00:01:05,839
‫- من یا گربه؟
‫- خب مامان، معلومه دیگه، گربه

29
00:01:05,923 --> 00:01:07,758
‫می‌دونستم! می‌دونستم!

30
00:01:07,841 --> 00:01:11,095
‫- مامان، ببخشید
‫- عیبی نداره. عیبی نداره

31
00:01:11,178 --> 00:01:12,805
‫پارتی امشب کجاست؟

32
00:01:13,806 --> 00:01:15,057
‫بوفورت

33
00:01:16,308 --> 00:01:17,643
‫خب...

34
00:01:18,561 --> 00:01:19,979
‫حال مرد مرموزت چطوره؟

35
00:01:22,856 --> 00:01:24,275
‫گفتم مسائل مربوط به رابطه رو نمیگم

36
00:01:25,276 --> 00:01:27,570
‫ولی قراره ببرتم کی وِست ماهیگیری کنیم

37
00:01:28,988 --> 00:01:30,447
‫اوه

38
00:01:31,198 --> 00:01:32,616
‫وای

39
00:01:32,700 --> 00:01:33,993
‫شاید یه بزرگش رو گرفتم

40
00:01:34,076 --> 00:01:36,537
‫باشه، چندش

41
00:01:36,620 --> 00:01:38,122
‫- کِرمم گرفته بود
‫- نخیرم!

42
00:01:38,205 --> 00:01:40,958
‫- میوه‌ی آویزون
‫- نه! چی؟ اَی!

43
00:01:54,930 --> 00:01:56,515
‫ای دروغگوی کوچولو!

44
00:01:56,599 --> 00:01:59,018
‫باشه، به خودم دروغ گفتم،
‫ولی کلِ فردا رو درس می‌خونم

45
00:01:59,101 --> 00:02:01,228
‫بهتره مجبورم نکنی بدون تو دکتر بشم

46
00:02:01,312 --> 00:02:03,939
‫نمی‌کنم. نمی‌کنم، قول میدم

47
00:02:04,023 --> 00:02:06,942
‫و خیلی بانمک شدم. زودباش

48
00:02:27,504 --> 00:02:29,715
‫[سلفی بده]
‫[بازم بده]

49
00:02:41,810 --> 00:02:46,357
‫[کاش می‌تونستی اینجا باشی]

50
00:02:48,609 --> 00:02:50,069
‫همون پسر تاجیـه؟

51
00:02:50,152 --> 00:02:51,570
‫شاهزاده

52
00:02:51,654 --> 00:02:53,113
‫واقعاً از خانواده سلطنتیه؟

53
00:02:53,697 --> 00:02:54,740
‫واسه من آره

54
00:02:55,908 --> 00:02:57,284
‫تا وقتی باهات درست رفتار کنه مشکلی نیست

55
00:02:58,869 --> 00:02:59,995
‫تلاشش رو می‌کنه

56
00:03:00,079 --> 00:03:01,830
‫کونی‌ها!

57
00:03:01,914 --> 00:03:03,040
‫دیوث!

58
00:03:06,460 --> 00:03:08,087
‫دهاتی‌های احمق

59
00:03:15,956 --> 00:03:22,956
‫[شوخی کردم]
‫[بدون تو احتمالاً بیشتر خوش گذشت]

60
00:03:25,000 --> 00:03:36,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

61
00:03:38,575 --> 00:03:41,078
‫باشه، ازم کار بکِش مامان.
‫برنامه چیه؟

62
00:03:40,102 --> 00:03:42,102
‫{\an8}[آوریل ۲۰۲۱]

63
00:03:41,161 --> 00:03:43,163
‫سلام! بیا، می‌شه این رو نگه داری؟

64
00:03:43,247 --> 00:03:45,249
‫باشه، این که آسونه

65
00:03:46,709 --> 00:03:48,669
‫مامان، شگفت‌انگیز شده

66
00:03:48,752 --> 00:03:50,192
‫واقعاً تنهایی این همه کار رو کردی؟

67
00:03:50,254 --> 00:03:53,966
‫خب، «تنهایی» یه جورایی شده اسم وسطم

68
00:03:56,343 --> 00:03:58,429
‫می‌دونی واسه بابابزرگت خیلی ارزشمنده

69
00:03:58,512 --> 00:04:01,598
‫که این آخرهفته واسه این جشن اومدی

70
00:04:02,766 --> 00:04:06,019
‫نگران بودم خیلی مشغول امتحانات پایان‌ترمت باشی

71
00:04:06,854 --> 00:04:09,565
‫نه، اشراف کاملی به شرایط دارم

72
00:04:09,648 --> 00:04:11,191
‫خوبه

73
00:04:11,275 --> 00:04:12,443
‫حال بروکلین چطوره؟

74
00:04:12,526 --> 00:04:13,902
‫خوبه

75
00:04:13,986 --> 00:04:15,279
‫خوب ازم مراقبت می‌کنه

76
00:04:15,362 --> 00:04:17,156
‫خب، حتماً حس خوبیه

77
00:04:19,158 --> 00:04:21,285
‫- خوبی؟
‫- خوبم

78
00:04:21,368 --> 00:04:23,787
‫واقعاً خوشحالم اومدی خونه

79
00:04:23,871 --> 00:04:26,039
‫از همراهیت ممنونم

80
00:04:30,169 --> 00:04:32,004
‫چیزی سفارش داده بودی؟

81
00:04:32,087 --> 00:04:34,298
‫نه. نه، میرم ببینم چیه

82
00:04:34,381 --> 00:04:35,924
‫چطوری مرد؟

83
00:04:36,008 --> 00:04:38,427
‫یه سفارش دارم برای «جور»؟

84
00:04:39,052 --> 00:04:40,554
‫فکر نکنم ما باشیم، پسر

85
00:04:40,637 --> 00:04:41,722
‫برای جور با...

86
00:04:44,266 --> 00:04:45,684
‫سفارش برای جور بالزه
‫[خایه‌های شما]

87
00:04:46,852 --> 00:04:48,937
‫آره، خودت اختراعش کردی، مرد؟

88
00:04:49,021 --> 00:04:51,023
‫کار داداشم بوده، مرد.
‫بابتش متأسفم

89
00:04:51,106 --> 00:04:52,232
‫بده، ازت می‌گیرمـشون

90
00:04:53,233 --> 00:04:54,526
‫- چه وضعیه مشتی
‫- ممنون

91
00:04:54,610 --> 00:04:56,195
‫داری میگی اگه گربه داشته باشی

92
00:04:56,278 --> 00:04:58,298
‫و توی خونه بیفتی بمیری، گربه میاد می‌خورتت؟

93
00:04:58,322 --> 00:05:01,283
‫به خدا می‌خورتت. اگه بمیری، گربه‌ات می‌خورتت، قسم می‌خورم

94
00:05:01,366 --> 00:05:02,802
‫نه، می. باید یه نوع گربه خاص باشه؟

95
00:05:02,826 --> 00:05:04,220
‫- اگه مَرده بخوره
‫- توی کامنتِ یه پستی خوندمش

96
00:05:04,244 --> 00:05:06,914
‫باشه، یه پیتزا واسه هر کدوم از پسرهای خایه‌ای دارم

97
00:05:06,997 --> 00:05:09,750
‫باستر بچه شهری! چطوری عزیزم؟

98
00:05:09,833 --> 00:05:11,227
‫سلام باستر. چطوری مرد؟
‫حالت چطوره؟

99
00:05:11,251 --> 00:05:13,045
‫- چی داری؟
‫- هی، بگیر بخور!

100
00:05:13,128 --> 00:05:14,880
‫- خدای من، داداش
‫- لعنتی!

101
00:05:14,963 --> 00:05:16,524
‫- پشمام! لامصب
‫- چطوری باید بخورمش؟

102
00:05:16,548 --> 00:05:18,175
‫- حرومش نکن. یالا
‫- خدا خیرت بده

103
00:05:18,258 --> 00:05:19,468
‫دانشکده حقوق چطوره؟

104
00:05:19,551 --> 00:05:21,762
‫آره، کار رو در آوردی
و داری خلافکارها رو دستگیر می‌کنی؟

105
00:05:21,845 --> 00:05:23,555
‫روالش اونجوری نیست، احمق

106
00:05:23,639 --> 00:05:25,098
‫هی، فردا برنامه شکار سرِ جاشه؟

107
00:05:25,182 --> 00:05:27,118
‫خودت میای؟
‫بیدار نمی‌شی که

108
00:05:27,142 --> 00:05:28,602
‫پسر، کون لقت. بیدار می‌شم

109
00:05:28,685 --> 00:05:30,270
‫می‌شم. کاملاً هستمش

110
00:05:30,354 --> 00:05:31,563
‫- آره؟ مراقب باش
‫- آره

111
00:05:31,647 --> 00:05:34,358
‫هی، بهتره مراقب باشی داداش!
‫الانه که کیل استریکت رو بگا بدم

112
00:05:34,441 --> 00:05:37,277
‫- کون لقت. کون لقت
‫- یالا! بوم جیگر!

113
00:05:37,361 --> 00:05:38,570
‫کون لقت! گاییدمت داداش!

114
00:05:38,654 --> 00:05:39,696
‫کیر تو این وضع تخمی

115
00:05:39,780 --> 00:05:41,281
‫آشغال. خودت دیدی

116
00:05:41,365 --> 00:05:42,675
‫بگاش بده، داداش.
‫بگاش بده، لاشی متقلب

117
00:05:42,699 --> 00:05:44,451
‫می‌شه واسه یه بارم که شده
‫بازی کوفتی رو تموم کنیم؟

118
00:05:44,535 --> 00:05:46,286
‫- هی
‫- خیلی آسون بود پسر

119
00:05:46,370 --> 00:05:48,497
‫- هی باستر. از توئه
‫- آره؟

120
00:05:48,580 --> 00:05:50,165
‫از استیون اسمیت گفته، رفیق

121
00:05:50,249 --> 00:05:53,460
‫شایعاتی که تو ربطی به ماجراش داشتی

122
00:05:53,961 --> 00:05:56,797
‫- آره، بده ببینم
‫- همون وبسایت فیتزنیوز پخشش کرده

123
00:05:56,880 --> 00:05:58,715
‫- نگاش کن
‫- اون مال چند سال پیش بود

124
00:05:58,799 --> 00:06:00,175
‫چی؟

125
00:06:04,847 --> 00:06:06,974
‫گمونم الان دوتامون مشهور شدیم، داداش

126
00:06:09,268 --> 00:06:10,703
‫آره، بهتره این جنده رو دستگیر کنی
‫که خبرش رو نوش...

127
00:06:10,727 --> 00:06:12,271
‫خفه خون بگیر، مایلز

128
00:06:22,319 --> 00:06:28,319
‫« مرداک: مرگ در خانواده »

129
00:06:29,788 --> 00:06:32,541
سلام، امیدوار بودم بتونید کمکم کنید، بله

130
00:06:32,624 --> 00:06:36,420
‫می‌خواستم توی فروشگاه
‫از کارتم استفاده کنم و...

131
00:06:36,503 --> 00:06:39,965
‫خانم صندوق‌دار گفت کارتم پذیرفته نشده

132
00:06:40,591 --> 00:06:42,342
‫حتی یکی دو بار امتحانش کرد

133
00:06:43,927 --> 00:06:45,512
‫صاحب حساب من نیستم

134
00:06:45,596 --> 00:06:47,973
‫شوهرمه، الک مرداک

135
00:06:49,016 --> 00:06:51,143
‫صبر کن، ببخشید، می‌شه یه لحظه پشت خط بمونید؟

136
00:06:51,894 --> 00:06:54,021
‫باس، عزیزم، دارم با تلفن حرف می‌زنم

137
00:06:56,231 --> 00:06:57,983
‫مقاله چی نوشته؟

138
00:06:59,693 --> 00:07:01,236
‫نه عزیزم، تو...

139
00:07:02,988 --> 00:07:05,324
‫هی، بابات هنوز نیومده خونه؟

140
00:07:16,960 --> 00:07:18,003
‫چیه؟

141
00:07:18,086 --> 00:07:20,380
‫گفتی وقتی بیلی داره میره بهت بگم

142
00:07:20,464 --> 00:07:21,924
‫لعنتی

143
00:07:22,007 --> 00:07:23,383
‫تف بهش

144
00:07:23,467 --> 00:07:24,801
‫هی بیلی

145
00:07:25,802 --> 00:07:27,095
‫چطوری داداش؟

146
00:07:27,179 --> 00:07:28,347
‫فقط...

147
00:07:28,430 --> 00:07:29,765
‫تو...

148
00:07:30,766 --> 00:07:32,225
‫با قاضی هال صحبت کردی؟

149
00:07:33,477 --> 00:07:35,145
‫نه. نه

150
00:07:35,228 --> 00:07:37,147
‫- خدای من، بیلی
‫- یه لحظه صبر کن

151
00:07:37,898 --> 00:07:42,694
‫ببین، می‌فهمم که می‌خوای برای حل کردن دادرسی تینزلی جواب فوری بگیری، واقعاً میگم

152
00:07:42,778 --> 00:07:44,863
‫ولی باید به هال وقت بدیم که تصمیم بگیره

153
00:07:44,947 --> 00:07:47,991
‫ببین، اون از فشار زیاد خوشش نمیاد

154
00:07:48,075 --> 00:07:49,719
‫بهش زنگ می‌زنم، بیلی.
‫باید جلسه بذاریم

155
00:07:49,743 --> 00:07:50,744
‫توصیه نمی‌کنم

156
00:07:50,827 --> 00:07:53,705
‫باید بفهمه که تینزلی داره این قضیه رو
بیش از حد بزرگ می‌کنه

157
00:07:53,789 --> 00:07:55,350
‫می‌خواد سوابق مالیم رو در بیاره؟

158
00:07:55,374 --> 00:07:56,625
‫تمام صورت‌حساب‌های بانکیم رو؟

159
00:07:56,708 --> 00:07:58,770
‫از مقیاس معمولی همچین شکایتی خیلی فراتر رفته

160
00:07:58,794 --> 00:08:00,963
‫می‌دونم، می‌دونم. می‌دونم

161
00:08:02,798 --> 00:08:05,509
‫گوش کن، فقط باید یکم بهش وقت بدیم، خب؟

162
00:08:05,592 --> 00:08:07,135
‫می‌شناسمش. آدم منطقی‌ایه

163
00:08:07,219 --> 00:08:09,012
‫- ولی اگه فشار بیاری...
‫- پنج دقیقه، داداش

164
00:08:09,096 --> 00:08:11,416
‫- نتیجه‌اش...
‫- بیخیال، پنج دقیقه

165
00:08:11,932 --> 00:08:14,559
‫من و قاضی هال رو فوراً رو در رو کن،
کل درخواستم اینه

166
00:08:15,143 --> 00:08:17,062
‫باشه، ببینم چه کاری ازم بر میاد

167
00:08:17,145 --> 00:08:18,981
‫خوب می‌شه.
‫ممنون داداش، جدی میگم

168
00:08:19,064 --> 00:08:21,316
‫- باشه رفیق
‫- باشه، برو به کارت برس

169
00:08:22,067 --> 00:08:24,319
‫حله رد. حله

170
00:08:36,206 --> 00:08:39,518
‫[لامصب بد گیرت انداخت داداش!]
‫[بچه پولداری که از زیر قتل قسر در رفت... کجاش عجیبه]

171
00:08:39,543 --> 00:08:41,461
‫هوای بیرون چقدر گرمه

172
00:08:41,545 --> 00:08:43,046
‫کمک نیاز داری؟

173
00:08:46,216 --> 00:08:48,885
‫بذارش کنار. ارزش وقتت رو نداره

174
00:08:51,388 --> 00:08:53,098
‫می‌خواستم درباره‌اش با بابا صحبت کنم

175
00:08:53,181 --> 00:08:54,266
‫جواب نداد

176
00:08:56,101 --> 00:08:59,521
‫خب می‌دونی، گاهی توی دفتر سرش شلوغ می‌شه

177
00:09:04,109 --> 00:09:05,360
‫اگزماست؟

178
00:09:06,361 --> 00:09:08,155
‫فقط یکمه. چیزی نیست

179
00:09:08,697 --> 00:09:11,408
‫یادت رفته داروهات رو مصرف کنی؟

180
00:09:11,491 --> 00:09:12,951
‫وقتی یادم باشه مصرف می‌کنم

181
00:09:13,035 --> 00:09:15,871
‫خب، می‌دونم مشغول دانشگاهی

182
00:09:15,954 --> 00:09:17,039
‫می‌فهمم

183
00:09:17,122 --> 00:09:19,291
‫این هم دلیل بیشتریه که باید مصرفش کنی

184
00:09:19,374 --> 00:09:21,418
‫- می‌دونم
‫- اون همه استرس

185
00:09:23,587 --> 00:09:25,297
‫سخت‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم

186
00:09:25,380 --> 00:09:27,382
‫تو به خوبیِ بهترین‌ها

187
00:09:27,466 --> 00:09:29,551
‫و بهتر از بقیه هستی،
این حرف رو یادت نره

188
00:09:32,095 --> 00:09:35,849
‫فکر می‌کنم به خاطر اینه که دوباره
‫این مسائل استیون اسمیت رو مطرح کردن

189
00:09:37,059 --> 00:09:38,727
‫عزیزم

190
00:09:38,810 --> 00:09:42,481
‫می‌دونی اون شایعات کثیف وقتی پیش اومد
‫که اون پسر مهربون مُرد

191
00:09:44,024 --> 00:09:46,026
‫ولی تونستیم ازش عبور کنیم، نه؟

192
00:09:46,109 --> 00:09:48,546
‫آره خب، اون موقع کسی مقاله نمی‌نوشت
‫که بگه باهم بودیم

193
00:09:48,570 --> 00:09:50,447
‫و این‌که من ربطی به مرگش داشتم

194
00:09:54,618 --> 00:09:56,846
‫فقط نمی‌خوام یه بار دیگه
روی دوشِ شما باشم. متأسفم

195
00:09:56,870 --> 00:09:58,955
‫هی، نه، نه!

196
00:09:59,998 --> 00:10:01,750
‫تو هیچوقت بار روی دوش نیستی

197
00:10:02,250 --> 00:10:04,211
‫هیچوقت، باشه؟

198
00:10:04,294 --> 00:10:06,588
‫من و بابات از پس این وضعیت بر میایم

199
00:10:06,671 --> 00:10:07,964
‫فکر نکنم بتونید

200
00:10:08,632 --> 00:10:11,468
‫وقتی یه همچین چیزی وجود داره،
‫به راحتی از بین نمیره

201
00:10:11,551 --> 00:10:12,844
‫می‌دونم

202
00:10:12,928 --> 00:10:14,429
‫ببین، باور کن

203
00:10:14,513 --> 00:10:17,516
‫همین کافیه که چطوری
همه به برادرت پشت کردن

204
00:10:17,599 --> 00:10:19,518
‫ولی تو، نخیر

205
00:10:20,727 --> 00:10:22,729
‫نمی‌تونن زمین بزننت

206
00:10:22,813 --> 00:10:24,689
‫باید سرت رو بالا بگیری

207
00:10:25,816 --> 00:10:26,942
‫هوم؟

208
00:10:28,819 --> 00:10:31,363
‫می‌دونی هرگز نمی‌تونم
چنین کاری بکنم، درسته؟

209
00:10:32,155 --> 00:10:34,866
‫بله، می‌دونم

210
00:10:34,950 --> 00:10:37,702
‫عزیزم، من مامانتم.
‫از قلبت باخبرم

211
00:10:37,786 --> 00:10:39,246
‫تو خوبی

212
00:10:39,871 --> 00:10:41,123
‫باشه؟

213
00:10:42,332 --> 00:10:43,667
‫هوم

214
00:10:45,127 --> 00:10:46,628
‫سلام

215
00:10:48,296 --> 00:10:49,631
‫ورود

216
00:10:49,655 --> 00:10:51,655
‫[نام کاربری یا رمزعبور اشتباه است]

217
00:11:05,647 --> 00:11:07,107
‫الک

218
00:11:08,191 --> 00:11:09,276
‫سلام عزیزم

219
00:11:09,734 --> 00:11:11,027
‫مستی؟

220
00:11:11,111 --> 00:11:13,196
‫تاکو می‌خوری؟

221
00:11:13,280 --> 00:11:17,117
‫کجا بودی که نتونستی جواب یه پیامک رو بدی؟

222
00:11:17,200 --> 00:11:18,952
‫تاکو می‌خوری؟

223
00:11:19,035 --> 00:11:21,997
‫چی؟ خبر داری اوضاع باستر چطوره؟

224
00:11:22,080 --> 00:11:23,874
‫با خبری که اون زنه پخش کرده؟ ها؟

225
00:11:23,957 --> 00:11:25,167
‫خبرِ کدوم زن؟

226
00:11:25,250 --> 00:11:27,252
‫چته تو؟

227
00:11:27,335 --> 00:11:30,088
‫هی، می‌دونی کارت اعتباریم امروز پذیرفته نشد؟

228
00:11:30,172 --> 00:11:33,133
‫از این قضایا باخبری؟ ها؟
‫نخیر، البته که نه

229
00:11:34,759 --> 00:11:36,761
‫یه مشروب می‌خوام

230
00:11:37,846 --> 00:11:38,972
‫مشروب می‌خوام

231
00:11:39,055 --> 00:11:40,056
‫اوه!

232
00:11:40,765 --> 00:11:42,893
‫- محض رضای خدا
‫- عزیزم، زود باش

233
00:11:44,853 --> 00:11:47,063
‫چرا برنمی‌گردی اینجا و بگیری بشینی...

234
00:11:47,147 --> 00:11:48,857
‫دهنم سرویس پسر

235
00:11:53,278 --> 00:11:55,280
‫عزیزم، بیا کنارم بشین، باشه؟

236
00:11:56,114 --> 00:11:57,490
‫زودباش عزیزم

237
00:11:59,117 --> 00:12:01,870
‫بیا و باباجون رو بغل کن

238
00:12:02,662 --> 00:12:03,663
‫خدای من

239
00:12:03,747 --> 00:12:06,333
‫گوشیم کو...

240
00:12:13,006 --> 00:12:14,966
‫فقط یکمی، عزیزم

241
00:12:20,597 --> 00:12:22,307
‫می‌دونی این چیه؟ سطله

242
00:12:23,892 --> 00:12:25,685
‫وقتی خواستی بالا بیاری، توی اون بیار

243
00:12:25,769 --> 00:12:27,729
‫نه روی مبلـم و این فرش

244
00:12:27,812 --> 00:12:29,522
‫خدایا

245
00:12:46,831 --> 00:12:49,793
‫آره

246
00:12:53,380 --> 00:12:55,048
‫هوم، هوم!

247
00:12:55,590 --> 00:12:58,260
‫اوهوم!

248
00:12:59,302 --> 00:13:01,388
‫آره، آره

249
00:13:01,471 --> 00:13:03,723
‫می‌شه لامصب رو خاموش کنی، داداش؟

250
00:13:03,807 --> 00:13:05,517
‫این رو میگی؟

251
00:13:06,685 --> 00:13:08,353
‫کیر تو دهنت پسر

252
00:13:08,436 --> 00:13:10,188
‫آره، آره!

253
00:13:16,194 --> 00:13:17,874
‫اصلاً هیچوقت تیراندازیت خوب نبوده

254
00:13:17,904 --> 00:13:19,531
‫محض رضای خدا پال، خفه شو!

255
00:13:19,614 --> 00:13:20,991
‫اوه!

256
00:13:21,908 --> 00:13:24,035
‫بهتره یکم جنبه‌ات رو بیشتر کنی، داداش

257
00:13:24,744 --> 00:13:27,622
‫مثل من باید عادت کنی
‫به این‌که مردم ازت متنفر باشن

258
00:13:27,706 --> 00:13:31,209
‫آره خب، من مثل تو نیستم،
‫پس برنامه ندارم بهش عادت کنم

259
00:13:31,293 --> 00:13:34,838
‫آره، درسته، ما که فامیل نیستیم
‫یا بگایی‌مون مثل هم نیست آخه

260
00:13:34,921 --> 00:13:37,757
‫آره، فقط من واقعاً کاری نکردم، پال!

261
00:13:40,844 --> 00:13:43,680
‫باشه؟ کل این اتفاقات به خاطر کسشعرهای توئه

262
00:13:43,763 --> 00:13:45,724
‫واقعاً فکر می‌کنی اگه خانواده‌مون رو

263
00:13:45,807 --> 00:13:47,934
‫به شوخی اینترنتی تبدیل نکرده بودی
‫کسی براش مهم بود که شش سال پیش

264
00:13:48,018 --> 00:13:51,146
‫چه بلایی سر استیون اسمیت اومده؟

265
00:13:54,691 --> 00:13:56,276
‫می‌خوای یه چیزی بهم بگی؟

266
00:13:58,069 --> 00:13:59,404
‫بگو متأسفم

267
00:14:00,989 --> 00:14:02,407
‫ببین چطوری تو دهنت می‌چرخه

268
00:14:07,912 --> 00:14:09,914
‫همسن بودیم،

269
00:14:09,998 --> 00:14:12,542
‫ولی گمونم همیشه از استیون الگو بر می‌داشتم

270
00:14:14,169 --> 00:14:17,756
‫همیشه خودش بود، می‌دونید؟
‫عذرخواهی نمی‌کرد

271
00:14:17,839 --> 00:14:20,216
‫و می‌تونست آدم توداری باشه،

272
00:14:20,300 --> 00:14:22,052
‫ولی صادق بود

273
00:14:23,219 --> 00:14:25,263
‫مردم رو اونجوری که بودن می‌دید

274
00:14:27,182 --> 00:14:30,268
‫کاش زندگی رو مثل اون شفاف می‌دیدم

275
00:14:40,653 --> 00:14:42,739
‫از حضورتون متشکرم

276
00:14:43,865 --> 00:14:46,701
‫می‌دونید، به اشتراک گذاشتن ماجراها و عکس‌هاتون

277
00:14:46,785 --> 00:14:50,580
‫واقعاً نمی‌تونم بگم چه ارزشی واسه خانواده‌ام داره

278
00:14:51,956 --> 00:14:54,417
‫چون شش ساله که هیچ پاسخی نداشتیم

279
00:14:54,501 --> 00:14:56,127
‫ولی این دختری که اینجاست،

280
00:14:56,211 --> 00:14:59,005
‫مقاله‌اش درباره قتل استیون

281
00:14:59,089 --> 00:15:01,841
‫به همین زودی داره توجه‌ها رو
به پرونده‌اش جلب می‌کنه

282
00:15:01,925 --> 00:15:04,552
‫واسه همینه که امروز اینجاییم
‫و استیون رو به یاد میاریم

283
00:15:05,303 --> 00:15:06,513
‫مندی

284
00:15:06,596 --> 00:15:10,308
‫مندی، عزیزم، بیا اینجا.
‫از خودت برای این آدم‌های خوب بگو

285
00:15:10,392 --> 00:15:11,434
‫زودباش

286
00:15:11,518 --> 00:15:12,644
‫بیا اینجا

287
00:15:16,815 --> 00:15:19,609
‫خیلی درباره این موضوع حرف نمی‌زنم،

288
00:15:19,692 --> 00:15:21,152
‫ولی...

289
00:15:21,236 --> 00:15:24,614
‫من وقتی بچه بودم
‫برادرم مایکل رو از دست دادم

290
00:15:25,782 --> 00:15:30,745
‫پس گمونم فقط می‌خوام... سعی کنم...

291
00:15:30,829 --> 00:15:32,330
‫به مردم کمک کنم

292
00:15:33,248 --> 00:15:35,667
‫کمک کنم به جواب برسن

293
00:15:35,750 --> 00:15:38,920
‫وقتی شاید به نظر بیاد انگار جوابی نیست

294
00:15:42,215 --> 00:15:43,383
‫ولی...

295
00:15:44,634 --> 00:15:45,844
‫مسئله درباره من نیست

296
00:15:46,970 --> 00:15:50,807
‫درباره استیون و یادشـه،

297
00:15:50,890 --> 00:15:54,227
‫و این‌که بخوایم

298
00:15:54,310 --> 00:15:56,855
‫اتفاقی که واقعاً براش افتاده رو بفهمیم

299
00:16:03,987 --> 00:16:05,780
‫خیلی خیلی متأسفم

300
00:16:05,864 --> 00:16:07,740
‫- مندی، یه لحظه وقت داری؟
‫- بله؟

301
00:16:07,824 --> 00:16:09,617
‫آره، حتماً. الان بر می‌گردم

302
00:16:09,701 --> 00:16:11,161
‫ممنون

303
00:16:12,454 --> 00:16:15,373
‫شاهزاده؟ به این اسم صداش می‌زد؟

304
00:16:16,082 --> 00:16:17,792
‫استیون اون رو مثل راز نگه می‌داشت

305
00:16:17,876 --> 00:16:19,878
‫می‌گفت باید ازش محافظت کنه

306
00:16:19,961 --> 00:16:23,590
‫و استیون هیچوقت نگفت این شاهزاده

307
00:16:23,673 --> 00:16:26,092
‫از مدرسه باهاش آشناست یا سر کار یا...

308
00:16:26,176 --> 00:16:28,428
‫نه، اون... فقط شاهزاده بود

309
00:16:29,971 --> 00:16:32,307
‫یکی دو ماه قبل از تصادف،

310
00:16:32,390 --> 00:16:34,767
‫استیون ازم خواست برسونمش نزدیک سیبروک

311
00:16:34,851 --> 00:16:37,395
‫گفت باهم قرار دارن،
‫گفت کنار خیابون پیاده‌اش کنم

312
00:16:37,479 --> 00:16:40,079
‫ولی دیدم استیون به سمت یک خونه
‫در انتهای کوچه بن‌بست رفت

313
00:16:40,106 --> 00:16:42,400
‫اونوقت فکر می‌کنی اونجا خونه شاهزاده بوده؟

314
00:16:42,484 --> 00:16:44,444
‫ممکنه توی یه پارتی قرار گذاشته بودن،

315
00:16:44,527 --> 00:16:47,447
‫یا شاید یکی گذاشته از خونه‌شون
‫واسه رابطه استفاده کنن، نمی‌دونم

316
00:16:47,530 --> 00:16:50,617
‫باستر مرداک چی؟
‫اصلاً به اون اسم اشاره نشد؟

317
00:16:50,700 --> 00:16:53,912
‫استیون خیلی رازدار بود.
‫اصلاً اسم نمی‌آورد

318
00:16:54,621 --> 00:16:55,747
‫نمی‌دونم

319
00:16:56,748 --> 00:16:58,666
‫حتماً باید اظهاریه‌ات رو به پلیس بدیم

320
00:16:58,750 --> 00:17:01,169
‫چون شاید به بازگشایی پرونده کمک کنه

321
00:17:01,252 --> 00:17:02,504
‫آره، به پلیس گفتم

322
00:17:03,171 --> 00:17:05,011
‫وقتی استیون فوت کرد،
همه‌چیز رو بهشون گفتم

323
00:17:05,089 --> 00:17:06,716
‫اصلاً توی پرونده ندیدمش

324
00:17:06,799 --> 00:17:08,301
‫آره، چون کسی براش مهم نیست

325
00:17:08,384 --> 00:17:10,929
‫وقتی کسی مثل من یا استیون
این اطراف کشته بشه

326
00:17:16,559 --> 00:17:18,561
‫صبح بخیر

327
00:17:18,645 --> 00:17:20,438
‫اول باید قهوه بخورم

328
00:17:20,522 --> 00:17:22,524
‫نه نه، می‌دونی چیه؟
‫واسه اون وقت نداریم

329
00:17:22,607 --> 00:17:23,775
‫عزیزم... خواهش می‌کنم

330
00:17:23,858 --> 00:17:25,193
‫الک، بیا بریم

331
00:17:26,069 --> 00:17:28,446
‫داداشت یه ساعت پیش اومد

332
00:17:28,530 --> 00:17:30,323
‫و ارابه تزئینی رو برای فستیوال بُرد

333
00:17:30,406 --> 00:17:32,825
‫تا امروز برای پدرتون جشن بگیریم

334
00:17:32,909 --> 00:17:33,993
‫گوش کن...

335
00:17:35,245 --> 00:17:36,412
‫دیشب...

336
00:17:38,873 --> 00:17:40,875
‫تو حالت خوبی نبودم، باشه؟

337
00:17:42,544 --> 00:17:43,878
‫نه، نبودی

338
00:17:43,962 --> 00:17:45,338
‫نه، می‌دونم

339
00:17:45,421 --> 00:17:49,300
‫آره، فکر کردم توی دفتر درگیر این پرونده‌ای

340
00:17:49,384 --> 00:17:51,427
‫ولی نه

341
00:17:51,511 --> 00:17:53,888
‫اون مردی که روی مبل بود...

342
00:17:53,972 --> 00:17:55,139
‫- می‌دونم
‫- نه

343
00:17:55,223 --> 00:17:57,850
‫فقط... آخه، مارک تینزلی لاشی

344
00:17:57,934 --> 00:18:00,770
‫این ماجرای لامصب رو سخت‌تر
از چیزی که لازمه می‌کنه

345
00:18:01,479 --> 00:18:03,189
‫دیگه تکرار نمی‌شه، باشه؟

346
00:18:03,273 --> 00:18:05,608
‫فقط... این... هفته عجیبی بوده

347
00:18:05,692 --> 00:18:09,153
‫اینقدر عجیبه که نمی‌تونی
وقتی پسرت لازمت داره

348
00:18:09,237 --> 00:18:11,114
‫گوشی رو جواب بدی؟

349
00:18:11,197 --> 00:18:12,198
‫وقتی من نیازت دارم؟

350
00:18:12,282 --> 00:18:14,385
‫خبری که درباره باستر پخش شده رو
حل و فصل می‌کنیم

351
00:18:14,409 --> 00:18:15,493
‫خب، پس انجامش بده!

352
00:18:15,577 --> 00:18:18,222
‫- میدم. یکم طول می‌کشه
‫- خب، همه‌چیز طول می‌کشه

353
00:18:18,246 --> 00:18:20,748
‫می‌کشه دیگه، باشه؟
‫خداوندا!

354
00:18:24,377 --> 00:18:26,296
‫حالا همه‌چیز شده وضعیت اضطراری؟

355
00:18:26,796 --> 00:18:28,899
‫- می‌دونی چیه؟ کیر تو قهوه کوفتیم
‫- نه، نه، الک، الک

356
00:18:28,923 --> 00:18:30,568
‫- بیا بریم سوار ماشین بشیم و بریم
‫- هی

357
00:18:30,592 --> 00:18:33,052
‫- چیه؟
‫- هی

358
00:18:34,178 --> 00:18:35,346
‫عاشقتم

359
00:18:37,432 --> 00:18:41,019
‫عزیزم، پسرهات دوستت دارن

360
00:18:42,145 --> 00:18:46,691
‫لطفاً لطفاً، لطفاً به خودت بیا

361
00:18:50,570 --> 00:18:51,779
‫میام

362
00:18:53,364 --> 00:18:54,490
‫میام، قول میدم

363
00:18:55,158 --> 00:18:56,492
‫قسم می‌خوری؟

364
00:18:57,452 --> 00:18:58,494
‫آره

365
00:19:01,122 --> 00:19:02,749
‫بریم، باشه؟

366
00:19:02,832 --> 00:19:04,125
‫بابا رو معطل نکنیم

367
00:19:27,607 --> 00:19:29,525
‫به خدا اگه یه پیام دیگه بهم بدن...

368
00:19:30,401 --> 00:19:32,820
‫بروکلین، حرف‌هایی که مردم
تو اینترنت می‌زنن رو مخمه

369
00:19:32,904 --> 00:19:34,864
‫نگاشون نکن، عزیزم

370
00:19:34,947 --> 00:19:36,407
‫آره می‌دونم. می‌دونم

371
00:19:36,491 --> 00:19:38,701
‫ارزشش رو نداره که درگیرش بشی

372
00:19:40,286 --> 00:19:41,996
‫باید از همپتون بزنم بیرون

373
00:19:42,080 --> 00:19:43,915
‫می‌شه فقط بیای خونه؟

374
00:19:43,998 --> 00:19:45,625
‫آره میام، به محض این‌که

375
00:19:45,708 --> 00:19:47,794
‫این رژه مسخره واسه بابابزرگ تموم بشه

376
00:19:47,877 --> 00:19:50,421
‫مامان و بابات چطوری اخبار دانشگاه رو هضم کردن؟

377
00:19:51,464 --> 00:19:53,049
‫خواهشاً بگو که بهشون گفتی

378
00:19:53,800 --> 00:19:56,177
‫من... نگفتم

379
00:19:56,260 --> 00:19:58,429
‫- عزیزم...
‫- ببین، الان نمی‌تونم، باشه؟

380
00:19:58,513 --> 00:20:00,515
‫اینجا خیلی شلوغ پلوغ شده

381
00:20:00,598 --> 00:20:04,227
‫پال یه کار احمقانه کرده
و حالا انگار همه‌مون نفرین شدیم

382
00:20:04,310 --> 00:20:05,353
‫عزیزم...

383
00:20:06,396 --> 00:20:07,689
‫ببخشید

384
00:20:07,772 --> 00:20:09,816
‫باید ماجرای دانشگاه رو بهشون بگی، خب؟

385
00:20:09,899 --> 00:20:12,151
‫بابت خبر متأسفم. می‌دونم تحملش سخته

386
00:20:14,237 --> 00:20:15,988
‫تو حرفم رو باور می‌کنی، نه؟

387
00:20:18,157 --> 00:20:19,575
‫یعنی، درباره...

388
00:20:19,659 --> 00:20:22,078
‫این داستانِ استیون؟

389
00:20:22,912 --> 00:20:24,247
‫معلومه

390
00:20:24,330 --> 00:20:26,207
‫فقط یه بچه توی مدرسه‌مون بود

391
00:20:26,290 --> 00:20:27,625
‫بروکلین، من...

392
00:20:27,709 --> 00:20:30,586
‫باهم لیگ کوچک بازی می‌کردیم.
‫من... ما...

393
00:20:31,295 --> 00:20:32,672
‫ما هیچوقت...

394
00:20:32,755 --> 00:20:35,800
‫باستر، حرفت رو باور دارم.
‫فقط کاری که لازمه رو بکن و بیا خونه

395
00:20:36,592 --> 00:20:37,760
‫آره، باشه

396
00:20:37,844 --> 00:20:40,763
‫پس فقط ببریدشون اون سمت
‫و همین کار رو بکنید

397
00:20:40,847 --> 00:20:43,617
‫گفتن ده دقیقه دیگه باید شروع کنیم، مگی

398
00:20:43,641 --> 00:20:44,642
‫خیلی‌خب

399
00:20:44,726 --> 00:20:46,894
‫اون پسرها کدوم گوری هستن؟

400
00:20:47,812 --> 00:20:48,938
‫مگی

401
00:20:49,021 --> 00:20:50,398
‫ها؟

402
00:20:50,481 --> 00:20:51,524
‫باس و پال کجان؟

403
00:20:51,607 --> 00:20:53,276
‫دارن میان

404
00:20:53,359 --> 00:20:54,610
‫میان

405
00:20:58,239 --> 00:20:59,699
‫یه سری از آشناهام

406
00:20:59,782 --> 00:21:02,535
‫برام مقاله رو می‌فرستن
و می‌پرسن باستر قاتله یا نه

407
00:21:02,618 --> 00:21:05,079
‫اون همه گندی که اون پسرها
‫از زیرش قسر در میرن؟

408
00:21:05,163 --> 00:21:07,832
‫زنه این همه سال سرش
با همونی که می‌دونی گرم بوده

409
00:21:07,915 --> 00:21:10,084
‫وقتی شوهرت بچه است

410
00:21:10,209 --> 00:21:11,502
‫سخته که انرژی مراقبت
از بچه‌هات رو داشته باشی

411
00:21:11,586 --> 00:21:13,755
‫رندی میگه اخیراً رفتار شوهره
خیلی عجیب بشده

412
00:21:18,885 --> 00:21:20,094
‫ببخشید، نتونستم جای پارک پیدا کنم

413
00:21:20,178 --> 00:21:21,554
‫هی، الک داره میاد؟

414
00:21:21,637 --> 00:21:23,848
‫گفت یه مسئله فوری پیش اومده

415
00:21:23,931 --> 00:21:25,641
‫گفت توی دفتر پیاده‌اش کنم

416
00:21:28,394 --> 00:21:30,313
‫باستر، پال تری کجاست؟

417
00:21:30,396 --> 00:21:33,691
‫- قرار بود تمام نوه‌ها بیان این بالا
‫- فقط رفته یه نوشیدنی بزنه. میادش

418
00:21:33,775 --> 00:21:35,860
‫عزیزم، می‌شه بری داداشت رو پیدا کنی؟

419
00:21:35,943 --> 00:21:37,445
‫خودش می‌تونه بیاد

420
00:21:37,528 --> 00:21:40,114
‫برو داداشت رو پیدا کن.
بابابزرگت قراره سکته کنه

421
00:21:40,198 --> 00:21:41,574
‫خیلی‌خب. باشه

422
00:21:41,657 --> 00:21:42,909
‫ممنون عزیزم

423
00:21:44,076 --> 00:21:45,912
‫- بیلی
‫- الک

424
00:21:45,995 --> 00:21:48,247
‫شرمنده معطل‌تون کردم

425
00:21:48,331 --> 00:21:50,625
‫دنیا خیلی شلوغ و آشفته است، نه؟

426
00:21:50,708 --> 00:21:53,544
‫از آشنایی‌تون مفتخرم، قربان.
‫الک مرداک هستم. خیلی خوشبختم

427
00:21:53,628 --> 00:21:55,546
‫- الک...
‫- ممنون که وقت گذاشتید

428
00:21:55,630 --> 00:21:57,006
‫تا یه دقیقه باهام صحبت کنید

429
00:21:57,089 --> 00:21:58,466
‫فقط می‌خوام مطمئن شم
‫تمام حقایق رو می‌دونید

430
00:21:58,549 --> 00:21:59,926
‫- الک
‫- صبر کن، بیلی

431
00:22:01,344 --> 00:22:04,847
‫تو تمام این سال‌ها که وکیل دعاوی شخصی بودم

432
00:22:04,931 --> 00:22:06,891
‫تا حالا نشنیدم کسی ‫تو همچین پرونده‌ای

433
00:22:06,974 --> 00:22:09,811
‫درخواست دسترسی کامل ‫و مطلق
به سوابق بانکی کنه

434
00:22:09,894 --> 00:22:12,480
‫یعنی شاید یه گزارش دارایی کلی، شاید

435
00:22:12,563 --> 00:22:15,483
‫- شاید تو یه روز خوب. ولی گوش کن
‫- آقای اندرسون، آقای اندرسون

436
00:22:15,566 --> 00:22:18,361
‫آقای اندرسون، فکر کنم
‫منظورم رو واضح گفتم

437
00:22:18,444 --> 00:22:19,737
‫- فکر کنم فقط داریم... چی؟
‫- الک، الک

438
00:22:19,821 --> 00:22:22,573
‫قاضی قبلاً تصمیم گرفته
‫جلسه رو برگزار کنه

439
00:22:22,657 --> 00:22:24,951
‫- ولی من هنوز...
‫- اون قبلاً تصمیم گرفته برگزارش کنه

440
00:22:25,034 --> 00:22:26,035
‫- بله
‫- ولی شما هنوز...

441
00:22:26,118 --> 00:22:28,037
‫یه جلسه برگزار می‌شه

442
00:22:28,120 --> 00:22:32,750
‫برای بررسی درخواست الزام
‫به ارائه‌ی اطلاعات مالی‌ات در دهم ژوئن

443
00:22:32,834 --> 00:22:34,210
‫باشه؟ گرفتی؟ حالا...

444
00:22:34,293 --> 00:22:35,461
‫آره، دهم ژوئن

445
00:22:35,545 --> 00:22:37,588
‫متأسفم، ولی من با خانواده‌ام اینجام

446
00:22:37,672 --> 00:22:39,173
‫پس اگه اشکالی نداره

447
00:22:39,257 --> 00:22:40,925
‫- بله، بله...
‫- من رو می‌بخشید؟

448
00:22:41,008 --> 00:22:43,052
‫مرسی، جناب قاضی. معذرت می‌خوایم

449
00:22:46,472 --> 00:22:48,015
‫ببین، الک، قصد فضولی ندارم

450
00:22:48,099 --> 00:22:50,226
‫چون هر مردی حق داره
‫حریم خصوصی داشته باشه

451
00:22:50,309 --> 00:22:53,104
‫ولی اگه مجبور بشی بذاری
‫سوابق بانکی‌ات رو بررسی کنن

452
00:22:53,187 --> 00:22:54,897
‫یعنی، می‌دونی،

453
00:22:54,981 --> 00:22:57,733
‫یعنی واقعاً دنیا به آخر می‌رسه؟

454
00:22:59,000 --> 00:23:04,000


455
00:23:05,324 --> 00:23:07,451
‫آره!

456
00:23:07,535 --> 00:23:09,579
‫ایول، داداش! دیدی؟

457
00:23:09,662 --> 00:23:11,747
‫این چیزیه که میگم.
‫خیلی خب. خیلی خب

458
00:23:11,831 --> 00:23:14,250
‫جایزه‌ام چی می‌شه، هان؟ هان؟

459
00:23:15,251 --> 00:23:16,586
‫در واقع، راستش...

460
00:23:18,963 --> 00:23:21,507
‫چشمت دنبال کدوم جایزه بود، هان؟

461
00:23:21,591 --> 00:23:24,218
‫یونیکورن؟ کوسه؟

462
00:23:26,512 --> 00:23:29,473
‫تو باید غرق می‌شدی، کثافتِ آشغال

463
00:23:31,183 --> 00:23:33,019
‫- چی؟
‫- شنیدی چی گفتم

464
00:23:34,061 --> 00:23:35,479
‫هی، بیا بریم

465
00:23:36,647 --> 00:23:38,107
‫- یالا
‫- نه، من... صبر کن

466
00:23:38,190 --> 00:23:40,818
‫نه، من... جایزه‌ام رو می‌خوام.
‫جایزه‌ی لعنتی‌ام رو می‌خوام

467
00:23:40,902 --> 00:23:43,070
‫- یالا
‫- اون کوفتی حقمه. خودت دیدی

468
00:23:43,154 --> 00:23:44,739
‫- اون کوفتی حقمه!
‫- باید بریم سوار ارابه شیم. بیا!

469
00:23:45,156 --> 00:23:47,158
‫دور و برو نگاه کن، داداش

470
00:23:47,241 --> 00:23:49,243
‫این جماعت دیگه نمی‌خوان ما اینجا باشیم

471
00:23:55,416 --> 00:23:57,251
‫اون می‌دونست بابایی ‫منتظر این لحظه‌ست

472
00:23:57,335 --> 00:23:59,045
‫جواب تماس‌هام رو نمیده

473
00:23:59,128 --> 00:24:00,713
‫اونا هم جواب نمیدن

474
00:24:00,796 --> 00:24:02,214
‫اوه. هی، پال کجاست؟

475
00:24:02,298 --> 00:24:04,300
‫- نمیاد
‫- یعنی چی؟

476
00:24:04,383 --> 00:24:06,427
‫بالأخره اومد. باستر، یالا بیا بالا

477
00:24:06,510 --> 00:24:07,929
‫اون نمیاد، خب؟

478
00:24:08,012 --> 00:24:10,264
‫باستر، پال کجاست؟

479
00:24:10,348 --> 00:24:12,767
‫نتونستم پیداش کنم، بابابزرگ.
‫ولی خودم اینجام

480
00:24:12,850 --> 00:24:14,644
‫خب، وقت داره می‌گذره، پسر.
‫یالا بیا بالا

481
00:24:14,727 --> 00:24:17,021
‫باشه، یالا، یالا. بریم

482
00:24:17,104 --> 00:24:18,773
‫باستر مرداک استیون رو کشته

483
00:24:19,649 --> 00:24:20,942
‫پس نه، این درست نیست

484
00:24:21,817 --> 00:24:23,903
‫چیه؟ یعنی باید با این قضیه کنار بیایم؟

485
00:24:23,986 --> 00:24:26,906
‫باستر، همین الان بیا بالا. یالا

486
00:24:26,989 --> 00:24:28,991
‫ببخشید خانم. الان وقت این حرفا نیست

487
00:24:29,075 --> 00:24:31,285
‫- نه، خودتون می‌دونین که راسته
‫- یکم احترام نشون بده

488
00:24:31,369 --> 00:24:32,370
‫اوه، احترام؟

489
00:24:32,453 --> 00:24:35,790
‫احترام مثل احترامی که به دوستم
‫استیون گذاشتن، درسته؟

490
00:24:35,873 --> 00:24:37,875
‫- الان وقتش نیست
‫- باستر، همین الان بیا بالا ببینم

491
00:24:37,959 --> 00:24:40,670
‫- این کار درست نیست، خانم
‫- یالا، باستر

492
00:24:40,753 --> 00:24:42,713
‫- باستر، همین الان بیا بالا ببینم
‫- نه

493
00:24:42,797 --> 00:24:45,508
‫شما مرداک‌ها فکر می‌کنین
‫بالاتر از قانونین، همین‌طوره؟

494
00:24:45,591 --> 00:24:47,593
‫- بهشون توجه نکن، پسر
‫- همین‌طوره؟

495
00:24:47,677 --> 00:24:49,762
‫فقط یه مشت مرغن که قدقد می‌کنن.
‫حالا زود بیا بالا

496
00:24:49,845 --> 00:24:52,223
‫تو شاهزاده‌اش بودی، نه؟ اعتراف کن

497
00:24:52,974 --> 00:24:54,725
‫فکر کردی می‌تونی از کاری
‫که کردی قسر در بری؟

498
00:24:54,725 --> 00:24:57,603
‫- آره، اونا ملوری رو کشتن!
‫- یالا بیا بالا

499
00:24:59,730 --> 00:25:01,232
‫باستر

500
00:25:01,315 --> 00:25:03,192
‫برو. لازم نیست بمونی

501
00:25:03,275 --> 00:25:05,319
‫- چیزی نیست. اشکالی نداره
‫- باستر

502
00:25:05,695 --> 00:25:07,488
‫- رندی!
‫- باستر!

503
00:25:12,493 --> 00:25:14,120
‫لعنتی

504
00:25:45,568 --> 00:25:48,654
‫اوه! غافلگیرم کردی

505
00:25:48,738 --> 00:25:50,531
‫برو پی کارت!

506
00:25:52,491 --> 00:25:54,243
‫- آقای الک
‫- اوه، تونی ساترفیلد اینجاست!

507
00:25:54,326 --> 00:25:56,287
‫سلام آقای الک. خوشحال شدم دیدمتون

508
00:25:56,370 --> 00:25:58,998
‫پیامم درباره‌ی پول غرامت رو گرفتید؟

509
00:25:59,081 --> 00:26:02,168
‫راستش نه. نه، نگرفتم.
‫ولی نگران نباش، باشه؟

510
00:26:02,251 --> 00:26:03,878
‫- باشه
‫- پیگیریش می‌کنم

511
00:26:03,961 --> 00:26:06,505
‫- نمی‌خوام مزاحمت بشم، قربان
‫- می‌دونی که پیگیری می‌کنم

512
00:26:06,589 --> 00:26:07,715
‫مزاحم نیستی

513
00:26:07,798 --> 00:26:09,258
‫سلام، الک

514
00:26:10,509 --> 00:26:12,261
‫سعی داری با خانواده‌ی من دشمنی کنی، داداش؟

515
00:26:12,344 --> 00:26:14,388
‫- الان وقتش نیست. الان وقتش نیست
‫- هان؟ الان وقتش نیست؟

516
00:26:14,472 --> 00:26:16,557
‫- نه. واقعاً می‌خوای اینجا این کارو بکنی؟
‫- فکر می‌کنی این یه شوخیه؟

517
00:26:16,640 --> 00:26:17,808
‫می‌خوای جلوی این همه آدم واسم قلدری کنی؟

518
00:26:17,892 --> 00:26:19,351
‫فکر می‌کنی شکارچی قهرمانی؟

519
00:26:19,435 --> 00:26:21,687
‫- قهرمان بزرگ شهری، هان؟
‫- این یه مراسم دوستانه‌ی خانوادگیه

520
00:26:21,771 --> 00:26:23,397
‫- گور بابای خانوادگی
‫- چرا کوتاه نمیای؟

521
00:26:23,481 --> 00:26:24,815
‫- شکارچی قهرمان؟
‫- الان وقت این کار نیست

522
00:26:24,899 --> 00:26:26,317
‫- شاید یه چُرت لازم داری
‫- با من بازی نکن، داداش

523
00:26:26,400 --> 00:26:27,568
‫- می‌خوای همین الان انجامش بدی؟
‫- با من بازی نکن

524
00:26:32,907 --> 00:26:34,408
‫- سلام
‫- کمکی ازم برمیاد؟

525
00:26:34,492 --> 00:26:36,368
‫اوه، ببخشید که مزاحم شدم

526
00:26:36,452 --> 00:26:38,412
‫- یواش‌تر، لطفاً
‫- چشم!

527
00:26:38,496 --> 00:26:40,623
‫مرسی. ببخشید

528
00:26:40,706 --> 00:26:42,875
‫اشکالی نداره.
‫اوه، سلام. من مندی متنی‌ام

529
00:26:42,958 --> 00:26:44,251
‫خبرنگار فیتزنیوز هستم

530
00:26:44,335 --> 00:26:47,171
‫و چندتا سؤال دارم

531
00:26:47,254 --> 00:26:50,758
‫- از من؟
‫- آره، اگه اشکالی نداره

532
00:26:51,634 --> 00:26:53,511
‫می‌تونین بگین که...

533
00:26:53,594 --> 00:26:56,931
‫چند وقته که تو این خونه زندگی می‌کنین؟

534
00:26:57,014 --> 00:26:59,183
‫فکر کنم از ۲۰۱۴

535
00:26:59,266 --> 00:27:00,559
‫چطور مگه؟

536
00:27:00,713 --> 00:27:01,922
‫شما یا همسرتون...

537
00:27:02,006 --> 00:27:03,549
‫شوهرم فوت شده

538
00:27:05,843 --> 00:27:07,303
‫اوه، متأسفم

539
00:27:08,053 --> 00:27:12,600
‫احیاناً اسم استیون اسمیت
‫یا باستر مرداک براتون آشنا نیست؟

540
00:27:12,683 --> 00:27:14,476
‫نه، برام آشنا نیست

541
00:27:14,560 --> 00:27:17,021
‫عه، میشه فقط یه نگاه به این بندازی؟

542
00:27:17,104 --> 00:27:19,106
‫اون رو می‌شناسی؟

543
00:27:30,576 --> 00:27:33,120
‫جاش، شوهرم، اون...

544
00:27:34,872 --> 00:27:38,667
‫بخش‌هایی از وجودش بود که به نظرم
‫هیچوقت نمی‌دونست چطور درکشون کنه

545
00:27:40,127 --> 00:27:43,130
‫سعی کرد کنترلش کنه،
‫ولی مثل خوره به جونش افتاده بود

546
00:27:44,006 --> 00:27:45,174
‫فکر کنم شرمش بود

547
00:27:47,468 --> 00:27:48,677
‫نتونست...

548
00:27:50,888 --> 00:27:52,097
‫خودکشی کرد

549
00:27:57,853 --> 00:27:58,938
‫خیلی متأسفم

550
00:28:20,334 --> 00:28:21,669
‫سلام داداش کوچیکه

551
00:28:24,421 --> 00:28:25,547
‫خوبی؟

552
00:28:26,048 --> 00:28:28,634
‫- دنبالت می‌گشتیم
‫- رژه چطور بود؟ خوب بود؟

553
00:28:30,052 --> 00:28:32,429
‫یه اتفاق ناخوشایند برای باستر افتاد

554
00:28:33,305 --> 00:28:34,682
‫مگی بهت زنگ زد؟

555
00:28:36,183 --> 00:28:38,769
‫لعنتی، حتماً گوشی‌ام رو سایلنت کردم

556
00:28:40,521 --> 00:28:45,192
‫انگار اون مقاله‌ای که منتشر شد
‫حسابی مردم رو به هم ریخته

557
00:28:46,068 --> 00:28:48,112
‫امروز حسابی رو باستر فشار آورد

558
00:28:48,195 --> 00:28:50,614
‫آره، خب، قطعاً دردسر بوده

559
00:28:50,698 --> 00:28:52,074
‫مگی نگرانه، الک

560
00:28:52,950 --> 00:28:54,743
‫ازم خواست وارد بشم

561
00:28:56,620 --> 00:28:57,663
‫وارد بشی که چیکار کنی؟

562
00:28:57,746 --> 00:29:01,625
‫ازم خواست درخواست توقف انتشار بدم،
‫ببینیم می‌تونیم حداقل حذفش کنیم

563
00:29:01,709 --> 00:29:03,919
‫شاید یه شکایت افترا تنظیم کنیم

564
00:29:06,380 --> 00:29:09,341
‫بهش گفتم خوشحال می‌شم
‫هر کمکی ازم بربیاد بکنم، ولی...

565
00:29:11,135 --> 00:29:13,053
‫باید به زنت زنگ بزنی، داداش

566
00:29:13,137 --> 00:29:16,015
‫یه چیزی بهت می‌گم... داداش بزرگه

567
00:29:16,724 --> 00:29:19,601
‫چطوره من مراقب خانواد‌ام باشم
‫و تو مراقب خانواده‌ی خودت؟

568
00:29:20,519 --> 00:29:22,730
‫هیچوقت نمی‌دونستم
بین اونا فرقی هست

569
00:29:22,813 --> 00:29:23,897
‫الان دیگه می‌دونی

570
00:29:28,277 --> 00:29:30,821
‫بابا گفت بیام پیدات کنم.
‫می‌خواد باهات حرف بزنه

571
00:29:33,741 --> 00:29:35,159
‫کجاست؟

572
00:29:51,300 --> 00:29:52,593
‫سلام بابا

573
00:29:56,638 --> 00:29:58,515
‫می‌دونی، من... دیدمت اون بالا روی...

574
00:29:58,599 --> 00:30:00,017
‫روی ارابه. خیلی...

575
00:30:00,976 --> 00:30:02,478
‫شبیه پادشاه هندونه‌ها شده بودی

576
00:30:05,564 --> 00:30:09,318
‫همیشه فکر می‌کردم تو هم یه روزی
‫روی این دیوار به ما ملحق میشی

577
00:30:10,986 --> 00:30:13,781
‫توی ذهنم تصورش می‌کردم، می‌دونی

578
00:30:14,531 --> 00:30:16,075
‫رندی شرکت رو دست بگیره

579
00:30:16,158 --> 00:30:18,285
‫تو هم امور وکالت رو دست بگیری

580
00:30:19,244 --> 00:30:22,247
‫آره، خب، قبلاً در موردش بحث کردیم، بابا.
‫قسمت نبود

581
00:30:22,331 --> 00:30:23,832
‫آره

582
00:30:24,416 --> 00:30:27,419
‫ولی تو همیشه یه جذبه
‫و شور و شوق خاصی داشتی

583
00:30:27,503 --> 00:30:29,797
‫درست مثل بابای من

584
00:30:29,880 --> 00:30:32,508
‫هیچ‌وقت واسه من یا برادرت راحت نبود

585
00:30:32,591 --> 00:30:34,426
‫بیخیال، نمی‌تونی این رو بگی

586
00:30:34,510 --> 00:30:36,261
‫یعنی، لعنتی، همه دوستت دارن. همه

587
00:30:37,137 --> 00:30:39,014
‫شاید

588
00:30:40,557 --> 00:30:41,725
‫شاید

589
00:30:41,809 --> 00:30:43,685
‫ولی تو، تو...

590
00:30:43,769 --> 00:30:45,354
‫تو اون استعداد رو داری

591
00:30:45,437 --> 00:30:46,855
‫رگِ خواب آدم‌ها دستته

592
00:30:46,939 --> 00:30:48,774
‫بله، آقا

593
00:30:52,653 --> 00:30:54,029
‫الک مرداک،

594
00:30:54,113 --> 00:30:57,491
‫مشاور حقوقی حوزه‌ی چهاردهم

595
00:30:58,325 --> 00:31:00,035
خیلی خوش‌آهنگه

596
00:31:02,162 --> 00:31:03,288
‫می‌دونم

597
00:31:04,581 --> 00:31:05,707
‫متأسفم

598
00:31:08,168 --> 00:31:11,922
‫اوه، این ماجرای سانحه‌ی قایق وامونده

599
00:31:12,005 --> 00:31:13,966
‫داره تو رو از پا در میاره

600
00:31:14,049 --> 00:31:15,759
‫همه این رو می‌بینن

601
00:31:15,843 --> 00:31:16,927
‫آره، خب...

602
00:31:18,137 --> 00:31:19,221
‫جمع و جورش می‌کنم

603
00:31:19,304 --> 00:31:21,723
‫رندی مدیریت شرکت رو دست می‌گیره

604
00:31:23,225 --> 00:31:26,395
‫تا تو... به اوضاع خونه‌ات سر و سامون بدی

605
00:31:26,478 --> 00:31:28,689
‫می‌دونی، روی چیزهای مهم تمرکز کنی

606
00:31:36,947 --> 00:31:38,115
‫پسرم...

607
00:31:41,243 --> 00:31:43,912
‫تنها برگ‌هایی که الان باهاشون بازی می‌کنی

608
00:31:45,539 --> 00:31:47,666
‫همون دستیه که خودت به خودت دادی

609
00:32:30,167 --> 00:32:31,502
‫ایول، خودشه!

610
00:32:31,585 --> 00:32:32,628
‫بیگ رِد، سگ گنده!

611
00:32:32,711 --> 00:32:34,338
‫گُم شو!

612
00:32:55,275 --> 00:32:57,110
‫رژه تموم شده؟

613
00:32:57,194 --> 00:32:59,154
‫- خوبی؟
‫- آره

614
00:33:00,531 --> 00:33:01,949
‫زمین خوردم

615
00:33:06,995 --> 00:33:07,996
‫یالا

616
00:33:10,749 --> 00:33:11,875
‫آره، دیدم

617
00:33:13,085 --> 00:33:15,003
‫مثل یه کسخلِ احمق زمین خوردی

618
00:33:16,964 --> 00:33:18,632
‫یالا، می‌رسونمت

619
00:33:29,977 --> 00:33:32,479
‫هی، با داداشم حرف زدی؟

620
00:33:33,188 --> 00:33:35,065
‫- چی؟
‫- تو

621
00:33:35,649 --> 00:33:38,026
‫تو رفتی پیش رندی و ازش کمک خواستی؟

622
00:33:40,112 --> 00:33:42,239
‫- اگه رفته باشم، چی؟
‫- اگه رفته باشی چی، هان؟

623
00:33:43,073 --> 00:33:44,533
‫تو خیلی حقیری، می‌دونی؟

624
00:33:44,616 --> 00:33:46,493
‫- من حقیرم؟
‫- خیلی احمقی

625
00:33:47,244 --> 00:33:48,745
‫فکر می‌کنی دلم می‌خواد؟

626
00:33:49,997 --> 00:33:51,790
‫فکر می‌کنی چه حسی داره

627
00:33:51,873 --> 00:33:54,293
‫که مجبور بشم برم سراغ برادرشوهرم

628
00:33:54,376 --> 00:33:56,420
‫واسه کاری که شوهرم باید انجام بده؟

629
00:33:56,503 --> 00:33:58,714
‫بازم شروع نکن که باید چی کار کنم

630
00:33:58,797 --> 00:34:00,424
‫فکر می‌کنی چه حسی داره، هان؟

631
00:34:00,507 --> 00:34:03,093
‫که ببینم پسرم داره تعقیب می‌شه

632
00:34:03,176 --> 00:34:05,971
‫و یه مشت اوباش بهش میگن قاتل؟

633
00:34:06,054 --> 00:34:07,806
‫تعجبی نداره که رفتم سراغ رندی

634
00:34:07,889 --> 00:34:10,601
‫منِ کُس‌کش پدر باسترم، باشه!

635
00:34:10,684 --> 00:34:12,644
‫و هر کاری لازم باشه انجام میدم،
‫می‌شنوی زنیکه؟

636
00:34:12,728 --> 00:34:14,563
‫هر کاری که لازم باشه براش انجام میدم

637
00:34:14,646 --> 00:34:16,565
‫از کی تا حالا، هان؟

638
00:34:16,648 --> 00:34:21,570
‫سال‌هاست داری میگی قضیه‌ی پال رو جمع می‌کنی

639
00:34:21,653 --> 00:34:23,155
‫حالا رسیدیم به اینجا

640
00:34:23,238 --> 00:34:25,198
‫من حتی نمی‌تونم برم ارزانسرا

641
00:34:25,282 --> 00:34:26,992
‫بدون این‌که تحقیر بشم

642
00:34:27,075 --> 00:34:29,161
‫درسته. آره، تو به اندازه‌ی کافی خرج نمی‌کنی

643
00:34:29,244 --> 00:34:31,747
‫من برات کافی خرید نمی‌کنم، هان؟
‫کیف‌هات، وسایلت

644
00:34:31,830 --> 00:34:33,415
‫می‌تونی حواست رو پرت کنی،

645
00:34:33,498 --> 00:34:35,542
‫- ولی این قضیه‌ی باستره، درسته؟
‫- خودت رو ببین

646
00:34:35,626 --> 00:34:37,711
‫چیه؟ ولی نگران نباش،
‫بابایی حلش می‌کنه

647
00:34:37,794 --> 00:34:39,504
‫- تو واقعاً خیلی نوبری
‫- می‌دونی چیه؟

648
00:34:39,588 --> 00:34:41,840
‫من تنها کسی‌ام که این خانواده رو سرپا نگه داشته

649
00:34:41,923 --> 00:34:45,677
‫تو فقط اونجا می‌شینی
‫و فقط سرزنش می‌کنی و پاچه می‌گیری

650
00:34:45,761 --> 00:34:48,597
‫و یه بند غر می‌زنی و قضاوت می‌کنی

651
00:34:48,680 --> 00:34:50,432
‫کاملاً درست میگی که غر می‌زنم،

652
00:34:50,515 --> 00:34:54,269
‫و کاملاً درست میگی که قضاوت می‌کنم

653
00:34:57,481 --> 00:34:58,482
‫خودت رو ببین

654
00:34:59,566 --> 00:35:01,068
‫چجور مردی

655
00:35:01,151 --> 00:35:06,073
‫میذاره همچین اتفاقی برای خانواده‌اش بیفته، هان؟

656
00:35:21,088 --> 00:35:22,839
‫کجا داری میری، الک؟

657
00:35:31,890 --> 00:35:32,891
‫می‌خوای آروم‌تر بری؟

658
00:35:32,974 --> 00:35:35,435
‫- نه
‫- فقط ماشین رو نگه دار، رفیق

659
00:35:35,519 --> 00:35:37,646
‫- درو ببند. پال!
‫- خدایا...

660
00:35:37,729 --> 00:35:40,107
‫- پال!
‫- فقط یه لحظه صبر کن!

661
00:35:48,865 --> 00:35:51,368
‫اینجا همون‌جاست که پیداش کردن؟ درسته؟

662
00:35:51,451 --> 00:35:53,662
‫پال، از وسط جاده بیا کنار

663
00:35:57,624 --> 00:36:00,252
‫می‌دونی چقدر بد جلوه می‌کنه؟ پال؟

664
00:36:01,670 --> 00:36:03,338
‫- پال، الان نباید اینجا باشیم
‫- فقط صبر کن

665
00:36:08,927 --> 00:36:10,429
‫ملوری،

666
00:36:10,512 --> 00:36:11,513
‫گلوریا...

667
00:36:13,557 --> 00:36:15,350
‫و اون، همه‌شون مردن

668
00:36:19,271 --> 00:36:21,022
‫انگار قضیه اینه که...

669
00:36:24,651 --> 00:36:25,944
‫منم مُردم

670
00:36:28,655 --> 00:36:29,823
‫چی داری میگی؟

671
00:36:30,574 --> 00:36:32,617
‫یعنی چی که تو هم مُردی؟

672
00:36:35,537 --> 00:36:37,914
‫شنیدی چی گفتم؟ یعنی چی؟
‫یعنی چی که مُردی لعنتی؟

673
00:36:37,998 --> 00:36:40,083
‫- من آینده‌ای ندارم
‫- بیخیال، داداش

674
00:36:40,167 --> 00:36:41,334
‫نه، راست میگم، داداش

675
00:36:41,418 --> 00:36:43,962
‫و راستش، حتی لیاقتش رو هم ندارم

676
00:36:51,845 --> 00:36:53,805
‫از دانشکده‌ی حقوق اخراجم کردن

677
00:36:56,600 --> 00:36:57,809
‫چه زری زدی؟

678
00:37:00,729 --> 00:37:02,272
‫آره، توی یه مقاله تقلب کردم

679
00:37:02,355 --> 00:37:03,982
‫انداختنم بیرون

680
00:37:07,360 --> 00:37:09,404
‫هیچ‌کس جز بروکلین نمی‌دونه

681
00:37:12,032 --> 00:37:13,283
‫پس، عه...

682
00:37:15,744 --> 00:37:18,789
‫بین اون اتفاق و این...

683
00:37:20,415 --> 00:37:22,751
‫به نظر نمیاد منم آینده‌ی خاصی ‫داشته باشم

684
00:37:27,756 --> 00:37:29,299
‫ولی من نمردم

685
00:37:37,265 --> 00:37:38,683
‫چه مرگته، داداش؟

686
00:37:41,353 --> 00:37:42,854
‫ولی این رو حس کردی، نه؟

687
00:37:44,648 --> 00:37:46,483
‫- آره
‫- آره، حسش کردی

688
00:37:47,901 --> 00:37:49,027
‫خوبه

689
00:37:49,945 --> 00:37:51,363
‫پس تو هم نمردی لامصب

690
00:37:56,117 --> 00:37:57,244
‫خیلی خب

691
00:38:02,624 --> 00:38:04,668
‫فکر می‌کنی واقعاً چی به سرش اومد؟

692
00:38:06,169 --> 00:38:07,462
‫نمی‌دونم، رفیق

693
00:38:12,676 --> 00:38:14,636
‫به خاطر همه میگم ای کاش می‌دونستم

694
00:38:21,393 --> 00:38:24,271
‫باسترِ حروم‌زاده تقلب و گُه‌کاری می‌کنه!

695
00:38:24,354 --> 00:38:26,147
‫- خفه شو، داداش
‫- نه

696
00:38:26,231 --> 00:38:28,024
‫دانشکده‌ی حقوق کیری سخته

697
00:38:28,108 --> 00:38:29,484
‫- آره
‫- تو نمی‌دونی

698
00:38:29,568 --> 00:38:31,695
‫خب، پس انجامش نده

699
00:38:34,114 --> 00:38:36,449
‫انجامش نده. تو لازم نیست...
‫لازم نیست وکیل بشی

700
00:38:38,243 --> 00:38:40,203
‫باهوشی. هر کاری بخوای می‌تونی بکنی

701
00:38:49,838 --> 00:38:51,756
‫تو هم حالت خوب می‌شه، داداش

702
00:38:53,925 --> 00:38:54,926
‫واقعاً خوب می‌شی

703
00:39:06,146 --> 00:39:07,147
‫آره

704
00:39:08,189 --> 00:39:10,191
‫- تا وقتی که بهم سقلمه نزنی
‫- باهام کل‌کل نکن، کونی

705
00:39:10,275 --> 00:39:11,651
‫اوه، آره. باشه

706
00:39:11,735 --> 00:39:13,737
‫- می‌خوای دعوا راه بندازی؟
‫- آره، دعوا راه می‌ندازم

707
00:39:13,820 --> 00:39:15,530
‫- خفه‌ات می‌کنم، پسر
‫- بیخیال، این رو نمی‌خوای

708
00:39:15,614 --> 00:39:17,240
‫- خفه‌ام نکن لاشی
‫- باشه

709
00:39:17,324 --> 00:39:19,576
‫بتمرگ تو ماشین. یالا. سوار شو

710
00:39:54,611 --> 00:39:55,820
‫هی!

711
00:41:00,343 --> 00:41:02,429
‫بابا، بیا

712
00:41:10,478 --> 00:41:12,522
‫هی، بیا اینجا، رفیق

713
00:41:12,605 --> 00:41:14,399
‫آره، آره. اوه، بیا اینجا

714
00:41:14,482 --> 00:41:15,984
‫بیا اینجا. بیا اینجا

715
00:41:16,067 --> 00:41:17,694
‫هی، هی

716
00:41:20,363 --> 00:41:23,158
‫مامان، دیدی؟ دارم یادش میدم
‫چطور توپ رو بیاره

717
00:41:24,951 --> 00:41:27,704
‫پال، دارم میرم ادیستو
‫تو هم باید باهام بیای

718
00:41:27,787 --> 00:41:30,206
‫چی؟ از دوشنبه قراره
‫با عمو جان کار کنم

719
00:41:30,290 --> 00:41:31,624
‫وقت ندارم وارد این بحث بشم

720
00:41:31,708 --> 00:41:34,044
‫این مهمه. باید باهام بیای

721
00:41:34,127 --> 00:41:36,337
‫- باید باهام بیای
‫- چیه؟ چی شده؟

722
00:41:36,421 --> 00:41:37,964
‫مامان

723
00:41:38,048 --> 00:41:40,633
‫عزیزم، هیچ‌وقت نباید به حرف اون گوش می‌کردم

724
00:41:40,717 --> 00:41:41,843
‫همه چی روبراهه؟

725
00:41:41,926 --> 00:41:44,262
‫- مگی؟
‫- خب، مامان داره میره ادیستو

726
00:41:44,345 --> 00:41:45,597
‫مگز، چی؟ همین الان؟

727
00:41:45,680 --> 00:41:47,098
‫این همون چیزیه که می‌خوای

728
00:41:47,182 --> 00:41:48,850
‫مگز، بیخیال. گوش کن...

729
00:41:48,933 --> 00:41:51,102
‫بفرما. همون چیزیه که می‌خوای

730
00:41:55,273 --> 00:41:56,900
‫فقط، هی... آره

731
00:41:57,692 --> 00:41:59,194
‫هی، در مورد دیروز...

732
00:41:59,277 --> 00:42:00,862
‫می‌دونی چیه؟ باشه

733
00:42:00,945 --> 00:42:02,864
‫فقط با احتیاط رانندگی کن، باشه؟

734
00:42:03,364 --> 00:42:05,408
‫وقتی رسیدی بهم پیام بده، باشه؟

735
00:42:05,492 --> 00:42:07,535
‫فقط رانندگی کن و آروم باش

736
00:42:11,998 --> 00:42:13,374
‫هی، جریان چی بود؟

737
00:42:13,458 --> 00:42:14,793
‫نمی‌دونم

738
00:42:14,876 --> 00:42:16,377
‫نمی‌دونم

739
00:42:17,879 --> 00:42:19,255
‫کیر توش

740
00:42:26,262 --> 00:42:27,764
‫فقط، می‌دونی، من باید...

741
00:42:29,641 --> 00:42:32,602
‫- باید برم دنبال این سگه
‫- لعنتی، کیر تو این زندگی

742
00:42:43,696 --> 00:42:45,865
‫همین‌جاست، عزیزم

743
00:42:45,949 --> 00:42:47,784
‫خانواده‌تون چطوره، خانم شلی؟

744
00:42:47,867 --> 00:42:50,578
‫اوه، خوبن عزیزم.
‫مرسی که پرسیدی

745
00:42:50,662 --> 00:42:51,704
‫خوشحال شدم

746
00:42:51,788 --> 00:42:53,581
‫ببین کی اینجاست

747
00:42:53,665 --> 00:42:55,583
‫دیدار خوبی داشته باشید

748
00:42:56,668 --> 00:42:57,752
‫بابابزرگ

749
00:42:58,253 --> 00:43:01,881
‫مرسی که تو راه برگشت یه سر زدی

750
00:43:01,965 --> 00:43:03,424
‫البته

751
00:43:19,023 --> 00:43:21,943
‫دیروز اون بیرون چه اتفاقی افتاد، پسر؟

752
00:43:23,486 --> 00:43:26,614
‫چرا دُمت رو گذاشتی روی کولت و رفتی؟

753
00:43:31,327 --> 00:43:32,745
‫می‌دونی، اون...

754
00:43:33,580 --> 00:43:36,249
‫لحظه‌ی بزرگت به عنوان مارشال افتخاری بود و...

755
00:43:38,585 --> 00:43:41,087
‫فقط اون همه آدم که داد می‌زدن
‫و می‌گفتن که من...

756
00:43:41,171 --> 00:43:42,172
‫که من اون بچه رو کشتم

757
00:43:42,255 --> 00:43:44,382
‫مگه مهمه که چی می‌گفتن؟

758
00:43:45,675 --> 00:43:47,594
‫خب، چون من نکشتمش

759
00:43:48,845 --> 00:43:51,514
‫خب، راستش پسرم،
‫واسم مهم نیست اون رو کشتی یا نه

760
00:43:53,266 --> 00:43:54,392
‫چی؟

761
00:43:56,561 --> 00:43:58,104
‫بذار یه چیزی بهت بگم

762
00:43:58,938 --> 00:44:01,357
‫تو از نسلِ مردهایی هستی

763
00:44:01,441 --> 00:44:04,277
‫که هزار جور اَنگ بهشون زدن

764
00:44:06,696 --> 00:44:08,740
‫بابای خودم که هم‌اسمته

765
00:44:09,407 --> 00:44:12,243
‫مأمورهای فدرال به قاچاق مشروب متهمش کردن

766
00:44:13,786 --> 00:44:16,372
‫و بابای اون، رندولف سینیور

767
00:44:17,332 --> 00:44:20,585
‫میگن خودش رو عمداً انداخت جلوی قطار

768
00:44:20,668 --> 00:44:22,128
‫طوری وانمود کرد که تصادف بوده

769
00:44:22,212 --> 00:44:25,798
‫تا پسرش بتونه پول بیمه رو بگیره

770
00:44:27,300 --> 00:44:29,761
‫و خدا می‌دونه من به چیا متهم شدم

771
00:44:29,844 --> 00:44:33,556
‫آره، ولی هیچکدوم از اون اتهامات
‫واقعاً حقیقت داشتن؟

772
00:44:34,974 --> 00:44:36,809
‫شاید داشتن، شاید نداشتن

773
00:44:42,607 --> 00:44:44,692
‫مردم می‌تونن هر چقدر دلشون بخواد داد بزنن

774
00:44:44,776 --> 00:44:47,320
‫می‌تونن فحشت بدن و لعنتت کنن

775
00:44:48,154 --> 00:44:50,031
‫و تنها چیزی که مهمه

776
00:44:51,115 --> 00:44:53,159
‫اینه که ما هیچ‌وقت جا نمی‌زنیم

777
00:44:54,786 --> 00:44:55,787
‫شنیدی چی گفتم؟

778
00:44:55,870 --> 00:44:57,997
‫آره، ولی بابابزرگ، من کاری نکردم

779
00:44:58,081 --> 00:44:59,666
‫مهم نیست

780
00:45:00,583 --> 00:45:02,794
‫حقیقت بی‌اهمیته

781
00:45:05,088 --> 00:45:06,339
‫تو یه مرداکی

782
00:45:09,634 --> 00:45:10,969
‫بله آقا،

783
00:45:10,993 --> 00:45:14,430
‫همون‌طور که قراره اون مشکلِ کوچیکت
‫توی دانشکده‌ی حقوق رو حل کنیم

784
00:45:17,558 --> 00:45:20,353
‫آره، فکر می‌کنی چون موهام سفید شدن

785
00:45:20,436 --> 00:45:23,147
‫و چندتا چین‌وچروک دارم،
‫نمی‌دونم چه خبره

786
00:45:25,566 --> 00:45:28,569
‫لعنتی، اونجا یه بورسیه
به اسم بابای من دارن

787
00:45:29,737 --> 00:45:31,364
‫درستش می‌کنیم

788
00:45:33,157 --> 00:45:34,701
‫مدرک حقوقت رو می‌گیری

789
00:45:36,411 --> 00:45:38,746
‫آره و یه روزی که وکیل شدی

790
00:45:38,830 --> 00:45:40,707
‫و بابت یه چیزی مؤاخذه شدی...

791
00:45:43,209 --> 00:45:45,461
‫سرت رو بالا می‌گیری، لعنتی

792
00:45:51,884 --> 00:45:53,261
‫حالا قهوه‌ات رو تموم کن

793
00:45:56,556 --> 00:45:57,682
‫چشم قربان

794
00:46:05,106 --> 00:46:09,527
‫پس اون شاهزاده و استیون
‫با هم در ارتباط بودن؟

795
00:46:09,610 --> 00:46:10,695
‫آره، بودن

796
00:46:10,778 --> 00:46:14,324
‫عه، ولی اون کسی نبود
‫که به استیون آسیب زد

797
00:46:15,241 --> 00:46:19,037
‫جاش، همون شاهزاده‌ی استیون
‫چند ماه قبل از استیون مُرد

798
00:46:19,954 --> 00:46:20,955
‫چطوری؟

799
00:46:21,039 --> 00:46:22,623
‫خودکشی کرد

800
00:46:24,792 --> 00:46:26,836
‫خیلی دردناکه

801
00:46:30,840 --> 00:46:32,925
‫منم یه خبری دارم

802
00:46:34,177 --> 00:46:37,555
‫از قرار معلوم ارتباط باستر با استیون

803
00:46:37,638 --> 00:46:39,307
‫چیزی جز یه مشت شایعه نبوده

804
00:46:39,390 --> 00:46:41,142
‫چی؟ این رو از کجا شنیدی؟

805
00:46:41,225 --> 00:46:44,854
‫تازه یکی از همکلاسی‌های باستر
‫و استیون باهام تماس گرفت

806
00:46:44,937 --> 00:46:46,898
‫کسی که باستر همیشه بهش پیله می‌کرد

807
00:46:46,981 --> 00:46:49,901
‫وقتی استیون مُرد ناشناس به پلیس زنگ زد

808
00:46:49,984 --> 00:46:52,987
‫و تقصیر رو انداخت گردن باستر
‫تا ازش انتقام بگیره

809
00:46:53,613 --> 00:46:55,990
‫- واقعاً باورش داری؟
‫- آره

810
00:46:56,074 --> 00:46:57,992
‫می‌دونی که تو شهرهای کوچیک چه خبره

811
00:46:58,076 --> 00:46:59,827
‫یکی کینه به دل می‌گیره و...

812
00:47:00,828 --> 00:47:04,499
‫و بعد میگه، «شنیدم فلانی فلان کارو کرده»

813
00:47:04,582 --> 00:47:08,169
‫بعدش یکی دیگه یه چیز بدتر می‌شنوه

814
00:47:08,252 --> 00:47:10,129
‫و همین‌طور ادامه پیدا می‌کنه

815
00:47:10,213 --> 00:47:13,633
تا این‌که شایعه واسه خودش جون می‌گیره

816
00:47:13,716 --> 00:47:16,928
‫شنیدی چند بار اسم باستر
‫تو اون نوارها اومد؟

817
00:47:17,011 --> 00:47:19,097
‫آره، قطعاً شنیدم

818
00:47:19,180 --> 00:47:22,642
‫این خانواده سابقه‌ی لاپوشونی زیاد دارن

819
00:47:23,309 --> 00:47:25,144
‫شاید این یکی رو هم جمع کردن

820
00:47:26,020 --> 00:47:29,482
‫ببین، من هیچ علاقه‌ای
‫به زمین زدن مرداک‌ها ندارم

821
00:47:31,109 --> 00:47:36,864
‫لعنتی، آقای رندولف هر روز می‌اومد پمپ بنزین
‫بهم سر می‌زد و یه بسته سیگار می‌خرید

822
00:47:37,990 --> 00:47:41,411
‫با اون‌همه جایزه و عنوانی که دارن

823
00:47:42,161 --> 00:47:46,791
‫خب، آدم‌های کمی رو از خودشون عصبانی نکردن

824
00:47:46,874 --> 00:47:50,378
‫و البته بعضیاشونم انصافاً تو این سال‌ها
‫دلیل خوبی داشتن

825
00:47:51,379 --> 00:47:54,215
‫ولی به این معنا نیست که
‫اون پسر این کارو کرده باشه

826
00:47:55,007 --> 00:47:56,342
‫متوجهی؟

827
00:47:56,426 --> 00:47:57,593
‫آره

828
00:47:59,178 --> 00:48:00,680
‫شاید کار باستر نبوده

829
00:48:02,515 --> 00:48:06,769
‫ولی این توضیح نمیده چرا پلیس ایالتی
‫هیچ‌وقت پیگیری‌اش نکرد

830
00:48:08,563 --> 00:48:12,942
‫واقعاً نشون میده چقدر براشون بی‌اهمیته

831
00:48:13,025 --> 00:48:16,863
‫که چی به سرِ بچه‌هایی مثل استیون میاد

832
00:48:17,655 --> 00:48:19,073
‫پس، چی‌کار کنیم؟

833
00:48:19,157 --> 00:48:20,700
‫دادخواستمون رو پیگیری می‌کنیم

834
00:48:21,742 --> 00:48:24,328
‫هر کاری از دستمون برمیاد می‌کنیم

835
00:48:24,412 --> 00:48:26,205
‫تا پلیس ایالتی پرونده رو دوباره باز کنه

836
00:48:26,831 --> 00:48:28,374
‫فشار رو حفظ می‌کنیم

837
00:48:29,959 --> 00:48:31,502
‫الان توجه‌شون رو جلب کردیم

838
00:48:33,254 --> 00:48:36,632
‫و این همون راهیه که واقعاً
‫ما رو به حقیقت می‌رسونه

839
00:48:47,727 --> 00:48:49,187
‫چیزی نیست، عزیزم

840
00:48:49,270 --> 00:48:51,355
‫چیزی نیست، عزیزم. نگران نباش

841
00:48:51,439 --> 00:48:53,858
‫می‌ریم ساحل، عزیزم

842
00:48:55,568 --> 00:48:56,736
خیلی خب

843
00:48:58,846 --> 00:49:18,846
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

