﻿WEBVTT

00:00:09.735 --> 00:00:12.946
دایره جنایی، دپارتمان کلانتری ناحیه لس آنجلس
کلانتر، شرمن بلاک

00:00:12.971 --> 00:00:15.056
سلام، اسم من کارآگاه گیل کاریلو هست

00:00:15.140 --> 00:00:18.101
مسئول دایره جنایی دپارتمان
کلانتری ناحیه لس آنجلس

00:00:18.893 --> 00:00:21.855
...دپارتمان کلانتری داره تحقیقی رو

00:00:22.689 --> 00:00:24.858
...بر روی مجموعه ای از قتل ها و تجاوزات جنسی

00:00:24.883 --> 00:00:26.577
که در ناحیه لس آنجلس
اتفاق افتاده انجام میده

00:00:26.609 --> 00:00:30.572
معتقدیم که مظنون با استفاده از ماشین های
سرقتی برای رفت و آمد در بزرگراه ها استفاده میکنه

00:00:30.655 --> 00:00:32.866
همیشه برای ورود از دستکش استفاده میکنه

00:00:32.949 --> 00:00:34.826
...مظنون از

00:00:34.909 --> 00:00:39.873
...اسلحه، چاقو، آچار چرخ، و دستبند

00:00:39.956 --> 00:00:42.709
و همچنین از پای خودش
...برا وارد کردن ضربه جدی

00:00:43.710 --> 00:00:45.712
شهر لس آنجلس

00:00:45.795 --> 00:00:47.630
تقریبا همه مزایا رو داره

00:00:47.714 --> 00:00:49.382
و هیچ چیز منفی ای نداره

00:00:53.762 --> 00:00:57.223
یه دختری هست که تو ساختمان بغلی زندگی میکنه

00:00:57.307 --> 00:01:00.351
موقع مدرسه باعث میشد همه
پسرا سرشونو برگردونن و نگاهش کنن

00:01:00.435 --> 00:01:04.064
این دهه ای بود که کویین و
پاپ به لس آنجلس آمده بودند

00:01:04.147 --> 00:01:05.398
اینجا المپیک رو برگزار کردیم

00:01:05.482 --> 00:01:07.942
به شهرمون، لس آنجلس خیلی افتخار میکردیم

00:01:08.026 --> 00:01:12.280
برای اولین بار در تاریخ ثبت
شدمون بزرگراه ها بدون ترافیک بودن

00:01:12.363 --> 00:01:15.575
دهه بزرگی برای لس آنجلس بود -
جرم و جنایت مثل یه سنگ افتاده بود پایین -

00:01:15.658 --> 00:01:17.702
روز های باشکوه

00:01:17.786 --> 00:01:19.162
...مهم ترین خبر

00:01:19.245 --> 00:01:21.915
دمای بالا و گرما بخش
پایینی رو داره میسوزونه

00:01:21.998 --> 00:01:25.752
تو مرکز شهر دما به 107 درجه رسیده بود

00:01:25.835 --> 00:01:30.173
چنین شهر شگفت انگیزی داریم
زندگی های متفاوتی که در کنار هم در جریانند

00:01:32.675 --> 00:01:34.010
لس آنجلس فقط تظاهر بود

00:01:38.139 --> 00:01:39.307
از یه طرف

00:01:39.390 --> 00:01:43.436
سلبریتی های مسحور کنندش بودن

00:01:45.230 --> 00:01:47.857
...ولی اگه به طرف دیگش نگاه میکردی

00:01:53.404 --> 00:01:55.448
لس آنجلس میتونست خیلی جای تاریکی باشه

00:01:58.993 --> 00:02:00.495
اینجا میتونستی هر کسی باشی

00:02:02.956 --> 00:02:06.459
و آدمای خیلی خطرناکی رو هم جذب میکرد

00:02:09.212 --> 00:02:13.049
هیچکس نمیدونه این شخص دفعه
بعد کجا رو مورد هدف قرار میده

00:02:14.342 --> 00:02:17.428
همین مرد مظنون به انجام شش تا هشت فقره قتل

00:02:17.503 --> 00:02:19.421
و 25 تا 30 حمله است

00:02:19.514 --> 00:02:21.724
...مرز نازکی بین

00:02:21.808 --> 00:02:24.727
آگاهی ازش و توهم زدن راجع بهش وجود داره

00:02:24.811 --> 00:02:27.730
فرد معروف به شکارچی شب
موجب وحشت کالیفرنیا شده است

00:02:27.814 --> 00:02:28.857
دیروز او دوباره حمله کرد

00:02:28.940 --> 00:02:31.151
برای مردم سوال شده که کی
و کجا حمله بعدیشو انجام میده

00:02:31.234 --> 00:02:32.110
ترسیدم

00:02:32.193 --> 00:02:33.319
درست مثل همه

00:02:33.403 --> 00:02:37.157
در خونمو برای برگشتن پسرم باز نمیزارم
برام مهم نیست حتی اگه تو خیابون بخوابه

00:02:37.240 --> 00:02:39.617
نمیفهمم چرا هیچس نمیتونه شناساییش کنه

00:02:39.701 --> 00:02:41.703
یه جای زندگی میکنه دیگه
یه کسی باید بشناسش

00:02:41.786 --> 00:02:45.331
کاراکتر به ظاهر عجیبی داره
یه کسی باید بشناسش

00:02:45.355 --> 00:02:55.355
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:02:55.379 --> 00:02:59.379
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:02:59.564 --> 00:03:02.691
همه ما شرور هستیم
به اشکال متفاوت

00:03:04.207 --> 00:03:05.254
نیستیم؟

00:03:14.262 --> 00:03:20.211
شکارچی شب

00:03:27.624 --> 00:03:30.251
فکر نمیکنم کسی انتخابی داشته باشه

00:03:34.547 --> 00:03:37.217
یه روزی وقتش میرسه
هممون میمیریم

00:03:45.934 --> 00:03:47.560
فقط نمیدونیم چه موقع

00:03:52.607 --> 00:03:54.525
از روزی که متولد میشی شروع به مردن میکنی

00:03:55.572 --> 00:03:58.661
کارآگاه گیل کاریلو
دایره جنایی، کلانتری ناحیه لس آنجلس

00:04:02.659 --> 00:04:05.536
من در کلیسای کاتولیک
به دنیا اومدم و بزرگ شدم

00:04:06.663 --> 00:04:10.124
به خدا اعتقاد دارم
به روح مقدس اعتقاد دارم

00:04:12.627 --> 00:04:15.546
معتقدم که شیطان وجود داره
معتقدم نیروی شیطانی وجود داره

00:04:16.756 --> 00:04:21.219
فقط دعا میکنم خدا بهم
...کمک کنه و دانش و آگاهی لازم

00:04:21.302 --> 00:04:23.346
برای به نتیجه رسوندن این پرونده رو بهم بده

00:04:28.416 --> 00:04:36.473
لس آنجلس شرقی
سال 1960

00:04:41.447 --> 00:04:44.158
تمام مردمی که تو محله ما زندگی میکردن

00:04:44.242 --> 00:04:45.535
مکزیکی بودن

00:04:49.622 --> 00:04:51.207
جایی که زندگی میکردم یه گنگ بود

00:04:51.291 --> 00:04:53.876
و هممون اطراف خیابون
دولین و هاربروک میچرخیدیم

00:04:56.136 --> 00:04:58.680
اونا از مدرسه برام مهم تر بودن

00:04:58.756 --> 00:05:01.426
...و تا وقتی که یه پلیس

00:05:01.509 --> 00:05:04.470
به پدر و مادرم گفت این مرد
...جوون رو از خیابونا دور کنین

00:05:04.554 --> 00:05:06.667
گرنه یا میمیره یا سر از
زندان در میاره اینو نفهمیده بودم

00:05:07.015 --> 00:05:09.267
و در نتیجه در سن 17 سالگی

00:05:09.350 --> 00:05:12.437
پدر و مادرم منو به ارتش فرستادن

00:05:17.734 --> 00:05:19.068
سرپرست بودم

00:05:19.152 --> 00:05:22.488
با گروه 189 ام هلیکوپتر
هجومی تو ویتنام بودم

00:05:23.656 --> 00:05:26.284
جنگ خیلی شدیدی رو شاهد بودم

00:05:26.909 --> 00:05:29.495
...به لطف خدا زنده بیرون اومدم و

00:05:30.496 --> 00:05:33.666
به محض این که از نیرو های مسلح
بیرون اومدم سه تا هدف تو زندگیم داشتم

00:05:33.750 --> 00:05:37.295
یکیش دوباره قرار گذاشتن
با دوست دختر قبلیم بود

00:05:37.378 --> 00:05:39.672
که منو وقتی تو ویتنام بودم ترک کرد

00:05:40.258 --> 00:05:43.509
میخواستم ببینم میتونم برگردونمش
و بعد خودم باهاش بهم بزنم

00:05:43.593 --> 00:05:46.637
دنبال انتقام بودم میخواستم همونطور
که بهم ضربه زده بود بهش ضربه بزنم

00:05:46.720 --> 00:05:49.598
ولی اینطوری پیش نرفت

00:05:49.681 --> 00:05:51.259
پرل کاریلو
همسر گیل کاریلو

00:05:51.284 --> 00:05:53.995
ماه جوئن از خدمت برگشت

00:05:54.020 --> 00:05:56.522
و تا دسامبر با هم ازواج کردیم

00:05:57.231 --> 00:05:59.150
بیست و ششم دسامبر سال 1970

00:05:59.942 --> 00:06:03.196
این هدف اولم بود
هدف دومم رفتن به دانشگاه بود

00:06:03.279 --> 00:06:05.698
هیچکس تو خانواده من تا
به حال دانشگاه نرفته بود

00:06:05.782 --> 00:06:08.326
و اون موقع فکر میکردم
دانشگاه برای سفید پوستای پولداره

00:06:08.910 --> 00:06:12.580
در نتیجه تو دانشگاه ریو هاندو ثبت نام کردم

00:06:13.748 --> 00:06:15.625
و اونجا رفتم

00:06:15.708 --> 00:06:18.753
به دو تا از سه تا هدفم رسیده بودم

00:06:18.836 --> 00:06:21.547
و سومیش این بود که میخواستم پلیس بشم

00:06:32.767 --> 00:06:34.602
یکم اکتبر سال 1971

00:06:37.021 --> 00:06:40.358
یه پلیس گشت تو مرکز
کلانتری شرق لس آنجلس شدم

00:06:45.530 --> 00:06:47.240
وقتی 29 سالم بود

00:06:47.323 --> 00:06:49.450
یه ارزیابی قابل توجه گرفتم

00:06:49.534 --> 00:06:50.993
که گرفتنشون خیلی سخت بود

00:06:54.122 --> 00:06:55.873
وقتی به پدر و مادرم نشونش دادم

00:06:55.957 --> 00:06:57.333
بابام بهم نگاه کرد و گفت

00:06:58.251 --> 00:06:59.669
بهت افتخار میکنم پسرم

00:07:00.670 --> 00:07:03.548
و توی زندگیم یه بارم اینو بهم نگفته بود

00:07:05.675 --> 00:07:10.721
...همیشه میخواست باعث افت

00:07:10.805 --> 00:07:11.805
افتخار پدرش بشه

00:07:17.270 --> 00:07:20.064
بعد اون نگاهم به کارکنای دایره جنایی بود

00:07:20.148 --> 00:07:22.275
اونا خیلی باریک بین و خوب بودن

00:07:22.358 --> 00:07:25.153
و هر موقع به صحنه جنایت میرسیدن
همه از سر راهشون میرفتن کنار

00:07:25.236 --> 00:07:27.530
پرام، از دایره جنایی اومدن

00:07:27.613 --> 00:07:29.240
...و بهشون گفتم یه روزی

00:07:29.323 --> 00:07:30.783
میخوام وارد کار شما بشم

00:07:34.829 --> 00:07:36.998
بیست و سوم مارس سال 1981

00:07:38.916 --> 00:07:41.294
بهم گفتن که به بخش جنایی برم

00:07:42.211 --> 00:07:44.589
فقط 9 و نیم سال تجربه داشتم

00:07:45.173 --> 00:07:47.175
...این هدفم بود، رویام بود و

00:07:47.800 --> 00:07:49.218
بهش رسیدم

00:07:49.302 --> 00:07:51.387
بولداگ ها. این لقبشون بود

00:07:51.471 --> 00:07:53.681
...صدها جنایت و

00:07:53.755 --> 00:07:56.008
ده ها مورد قتل رو پوش دادم

00:07:56.100 --> 00:07:57.977
تونی والدز، در مرکز لس آنجلس

00:07:58.060 --> 00:07:59.479
اخبار کانال 11

00:07:59.503 --> 00:08:00.706
تونی والدز
خبرنگار، اخبار کی تی تیوی

00:08:00.730 --> 00:08:04.859
...و میتونم بهتون بگم که خیلی قتل ها بودن که

00:08:05.443 --> 00:08:09.530
بیست سال بعد حل میشدن چون
بولداگ ها هیچوقت بیخیال نمیشدن

00:08:13.491 --> 00:08:15.743
کارآگاه فرانک سالرنو
دایره جنایی، کلانتری ناحیه لس آنجلس

00:08:16.078 --> 00:08:21.042
ما احتمالا بین 350 تا 400 تا قتل در سال رو

00:08:21.751 --> 00:08:23.794
تو دایره جنایی کلانتری بررسی میکردیم

00:08:24.561 --> 00:08:28.216
این رقم برای دپارتمان پلیس لس
آنجلس احتمالا بین 500 تا 600 تا بود

00:08:29.342 --> 00:08:34.096
در نتیجه تو ناحیه لس آنجلس احتمالا
هزار مورد  قتل هر سال  اتفاق میفته

00:08:36.224 --> 00:08:38.309
و عزت نفس بالایی میخواد

00:08:38.392 --> 00:08:41.062
چون باید به کاری که انجام
میدی اطمینان زیادی داشته باشی

00:08:41.145 --> 00:08:43.689
داری بزرگ ترین جنایت رو بررسی میکنی

00:08:45.816 --> 00:08:47.443
...چیز دیگه ای به این اندازه که

00:08:47.527 --> 00:08:50.363
یک انسان جون یک انسان
دیگه رو بگیره جدی نیست

00:08:54.075 --> 00:08:56.577
فرانک سالرنو اسب ایتالیاییه

00:08:56.661 --> 00:08:57.828
گنده این کاره

00:08:57.912 --> 00:08:58.829
اون همه چیزه

00:08:58.913 --> 00:09:02.124
وقتی به اونجا وارد شدم اون روی
پرونده خفه کننده کنار تپه کار میکرد

00:09:02.208 --> 00:09:05.002
این جایی که اولین قربانی
خفه کننده کنار تپه پیدا شده بود

00:09:05.086 --> 00:09:07.588
...مرگ لورا کالینز و 12 زن جوان دیگر

00:09:07.672 --> 00:09:10.716
باعث یکی از بزرگترین تعقیب های
جنایی در تاریخ جنوب کالیفرنیا شد

00:09:10.800 --> 00:09:13.553
همه نگاهشون به سالرنو بود
مرد این کار خودشه

00:09:15.346 --> 00:09:17.890
اگه فرانک سالرنو رو میدیدی یا اسمشو میشنیدی

00:09:18.808 --> 00:09:20.601
برای جنایتای کوچک نبود

00:09:20.625 --> 00:09:21.578
پاول اسکولنیک
تهیه کننده، اخبار کی ان بیسی

00:09:21.602 --> 00:09:22.937
داشتن همه قدرتشون رو میاودن

00:09:24.558 --> 00:09:27.811
فرانک سالرنو فرد سر به راه و منظمی بود

00:09:27.836 --> 00:09:29.331
لارل اریکسون
خبرنگار، اخبار کی ان بیسی

00:09:30.152 --> 00:09:31.821
چهره خشک و بی حالتی داشت

00:09:32.655 --> 00:09:34.323
روند کاری خودشو داره

00:09:34.949 --> 00:09:37.660
همکارانش بهش میگن کارآگاه پلیسا

00:09:37.685 --> 00:09:39.145
هیچ چیزی از چشم فرانک پوشیده نمیمونه

00:09:39.170 --> 00:09:39.799
معاون جان بوسارد
دپارتمان کلانتری لس آنجلس

00:09:39.824 --> 00:09:43.077
اگه بدونین که چقدر توی
تحقیقات حواسش جمعه تعجب میکنین

00:09:47.420 --> 00:09:51.424
گیل کاریلو و جیم مرسر با هم تیم شده بودن

00:09:52.174 --> 00:09:55.219
اون پشت یک میز که سمت
چپ و پشت من بود مینشست

00:09:56.220 --> 00:10:00.057
و اون موقع جوان ترین
کارآگاه تو دایره جنایی بود

00:10:00.683 --> 00:10:02.435
...یک روز فرانک اومد و گفت

00:10:02.518 --> 00:10:05.980
میخوای بریم به جوی کوچک؟
یک رستوران ایتالیایی تو محله چینی ها

00:10:06.054 --> 00:10:09.433
و اونجا نشسته بودم و به
عمرم غذای ایتالیایی نخورده بودم

00:10:09.525 --> 00:10:12.778
تو یک خونه مکزیکی بزرگ شدم
و چیزی که میشناختم غذای مکزیکی بود

00:10:12.862 --> 00:10:15.364
به منوش نگاه میکردم و هیچیو نمیشناختم

00:10:15.448 --> 00:10:19.201
نمیدونم چیه
یادمه جوجه پارمژان سفارش دادم

00:10:19.910 --> 00:10:22.246
و مشغول خوردنش بودم و میخندیدم

00:10:22.330 --> 00:10:24.957
سالرنو بهم نگاه کرد و گفت
چی اینقد خنده داره بچه؟

00:10:25.041 --> 00:10:25.875
گفتم

00:10:25.958 --> 00:10:29.795
منو ببین هفته پیش یه
...بوریتو با فلفل قرمز در حالی که

00:10:29.879 --> 00:10:32.506
تو شرق لس آنجلس تو ماشین نشسته
بودم و به رادیو گوش میدادم میخوردم

00:10:32.590 --> 00:10:34.550
امشب دستمال گردن و کراوات پوشیدم

00:10:34.634 --> 00:10:38.137
و یه گهیو میخورم که نمیدونم چیه
بغلشم یه استکان مشروب

00:10:38.220 --> 00:10:40.514
اونم با فرانک سالرنو و بچه های دایره جنایی

00:10:40.598 --> 00:10:42.558
از این بهتر نمیشه

00:10:42.582 --> 00:10:44.582
هفدهم مارس سال 1985
روز اول

00:10:47.647 --> 00:10:50.232
تو یک شرکت ارتباطی کار میکردم

00:10:50.316 --> 00:10:52.735
و اونطرف خیابون یه مرکز خرید کوچک بود

00:10:52.760 --> 00:10:55.671
و داخلش یک مغازه سپاه رستگاری بود
(سازمان خیریه ی مذهبی - تاسیس: 1865)

00:10:55.696 --> 00:10:58.115
و من ساعت ناهارمو اونجا میگذروندم

00:10:58.140 --> 00:11:00.018
و یک بار که اونجا بودم

00:11:00.043 --> 00:11:00.720
استر پچر
ساکن لس آنجلس

00:11:00.745 --> 00:11:04.048
یک میزی بود که پر از آت و آشغال بود

00:11:04.073 --> 00:11:05.408
و یک کلاهی بود

00:11:06.248 --> 00:11:10.044
نوشته شده بودAC/DC و برش داشتم چون روش حروف

00:11:10.127 --> 00:11:12.797
نمیدونستم یعنی چی و فکر
میکردم یه جورایی عجیبه

00:11:12.880 --> 00:11:14.965
برای همین پرتش کردم سر جاش

00:11:15.049 --> 00:11:18.177
و بعدش از سمت راستم یه مردی اومد

00:11:18.761 --> 00:11:21.764
...و همونجا ایستاد و کلاهو برداشت

00:11:22.431 --> 00:11:23.431
...بهش نگاه کرد

00:11:24.266 --> 00:11:26.102
برگشت و به من نگاه کرد

00:11:26.185 --> 00:11:28.437
و یه جورایی یکم لبخند زد

00:11:28.521 --> 00:11:32.066
و یک تتوی شیطان روی دستش داشت

00:11:32.149 --> 00:11:33.734
یک تصویر و یک دایره دورش

00:11:33.818 --> 00:11:35.361
که چهره شیطانو داشت

00:11:35.986 --> 00:11:37.238
با همون شاخاش

00:11:38.322 --> 00:11:40.366
و کلاهو برداشت و رفت

00:11:41.242 --> 00:11:43.244
وقتی از کار برگشتم خونه

00:11:43.327 --> 00:11:46.497
با ماشین کوچکم توی بزرگراه بودم

00:11:46.580 --> 00:11:50.418
و یکی با سرعت زیاد از پشتم میومد

00:11:50.501 --> 00:11:53.421
و ناگهان
دور ماشین من چرخید

00:11:53.504 --> 00:11:55.715
انگار همونجاست

00:11:56.549 --> 00:11:58.008
مثل یک لحظه توقف

00:12:00.970 --> 00:12:03.848
و برگشت و همین طوری منو نگاه میکرد

00:12:03.931 --> 00:12:06.934
...یادم اومد همون مردی بود که

00:12:07.643 --> 00:12:08.853
تو مغازه خیریه دیده بودمش

00:12:09.353 --> 00:12:14.734
و یک پوزخند وحشتناکی داشت
و همه دندوناش هم افتاده بود

00:12:16.110 --> 00:12:17.778
فقط بهم زل زد

00:12:17.862 --> 00:12:19.447
مثل یک لبخند عجیب

00:12:20.239 --> 00:12:22.450
مثل یک دلقک قاتل بود

00:12:52.646 --> 00:12:55.691
هفدهم مارس سال 1985 بود
روز سینت پاتریک

00:12:59.653 --> 00:13:02.114
با همکارم اون قتل رو بررسی کردیم

00:13:03.741 --> 00:13:07.953
به اونجا رسیدم و در گاراژ باز بود

00:13:09.622 --> 00:13:10.706
داخل گاراژ

00:13:11.290 --> 00:13:14.835
لکه های خون رو اطراف در و روی زمین میدیدم

00:13:14.919 --> 00:13:17.797
...دقیقا کنار دری که گاراژ رو

00:13:17.880 --> 00:13:20.090
از در مشترک جدا میکرد

00:13:21.634 --> 00:13:23.511
یک کلاه بیس بال بود

00:13:25.763 --> 00:13:27.681
AC/DC روش نوشته بود

00:13:28.641 --> 00:13:30.476
رفتم داخل ساختمون

00:13:32.228 --> 00:13:33.228
اطرافش قدم زدم

00:13:34.271 --> 00:13:38.567
و یک تلفن خونی توی اتاق خواب دیدم

00:13:46.909 --> 00:13:52.206
و دیل اوکازاکی رو دیدم
...که کف آشپزخونه افتاده بود

00:13:53.624 --> 00:13:55.376
و یک پیراهن جرسی پوشیده بود

00:13:56.210 --> 00:13:58.879
یک گلوله درست به پیشونیش شلیک شده بود

00:14:03.050 --> 00:14:06.929
دستاش رو روی اوپن آشپزخونه
گذاشت و سرشو آورد بالا

00:14:07.012 --> 00:14:10.683
چون اونجا ساکت بود و
میخواست ببینه مظنون کجاست

00:14:16.355 --> 00:14:20.317
اون سمت دیگر اوپن منتظرش بود

00:14:20.401 --> 00:14:22.695
و میدونست که قراره سرشو بیاره بالا

00:14:22.778 --> 00:14:24.572
چون دستاشو دیده بود

00:14:24.655 --> 00:14:27.408
همونجا وایستاده بود و وقتی
سرشو آورده بالا ماشه رو کشید

00:14:31.580 --> 00:14:34.266
دیل اوکازاکی
 سن 34

00:14:37.416 --> 00:14:38.424
ماریا هرناندز
هم اتاقی دیل/ بازمانده

00:14:38.449 --> 00:14:40.326
ماریا هرناندز تازه به خونه برگشته بود

00:14:40.351 --> 00:14:42.311
از در گاراژ وارد شد

00:14:42.336 --> 00:14:45.298
که با ریموت بازش کرده بود

00:14:46.427 --> 00:14:50.556
وقتی یک صدای عمدی رو
شنید کلید رو انداخت تو قفل در

00:14:50.639 --> 00:14:55.144
برگشت و یک مرد مظنونی با نگاه خیره بود

00:14:55.227 --> 00:14:58.105
که اسلحه به دست گرفته بود و
به سمت صورتش نشونه میگرفت

00:14:58.188 --> 00:15:00.900
و اون دستاشو آورد جلوی
صورتش و مرده ماشه رو کشید

00:15:02.234 --> 00:15:05.404
گلوله به کلیدای توی دستش خورد و برگشت

00:15:06.780 --> 00:15:08.240
و اونو به زمین کوبید

00:15:08.324 --> 00:15:11.493
بعدش اون بدن زن رو از سر
راه برداشت و وارد راهرو شد

00:15:12.077 --> 00:15:15.331
دختره بلند شد و به سمت پایین کوچه فرار کرد

00:15:15.414 --> 00:15:16.874
وقتی صدای یک شلیک دیگه رو شنید

00:15:18.000 --> 00:15:20.294
نگران هم اتاقیش شد

00:15:20.377 --> 00:15:23.130
برای همین از جلوی راهرو اومد

00:15:23.213 --> 00:15:25.925
با این فکر که مرده از در گاراژ میره بیرون

00:15:26.550 --> 00:15:28.260
ولی اون نرفته بود

00:15:29.428 --> 00:15:31.055
اون از در جلویی اومد

00:15:32.431 --> 00:15:33.474
دختره رو دید

00:15:34.016 --> 00:15:36.518
درست مثل دختره شوکه شده بود

00:15:37.478 --> 00:15:39.813
مارای میگه فقط دستامو بردم بالا و گفتم

00:15:39.897 --> 00:15:43.484
همین الانشم یه بار بهم شلیک کردی
واقعا میخوای دوباره این کارو بکنی؟

00:15:44.234 --> 00:15:45.234
که همون موقع

00:15:45.694 --> 00:15:47.821
مظنون تفنگ رو میزاره کنارش

00:15:47.905 --> 00:15:49.239
و حتی فرار هم نمیکنه

00:15:50.032 --> 00:15:51.116
به آرومی از اونجا میره

00:16:06.423 --> 00:16:08.342
تو خونه ماریا هرناندزم

00:16:08.425 --> 00:16:10.594
و به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکنم

00:16:10.678 --> 00:16:14.682
جز اینکه از چیزایی که
میبینم مستندات دقیق تهیه کنم

00:16:16.350 --> 00:16:18.352
در نتیجه در حال ثبت کردن همه چیزم

00:16:18.435 --> 00:16:21.397
از محیط بگیر تا بو ها

00:16:21.480 --> 00:16:25.818
از اشیاع ثابت برای فهمیدن این که پاش
کجاست و سرش کجاست استفاده میکنم

00:16:25.901 --> 00:16:26.944
...و

00:16:27.653 --> 00:16:32.366
و عکاس رو راهنمایی
میکردم که از کجاها عکس بگیره

00:16:32.992 --> 00:16:34.994
و وقتی این تموم شد

00:16:35.619 --> 00:16:37.705
...بعدش میتونم به نیت انجام این کار

00:16:37.788 --> 00:16:39.790
و حل کردن این پرونده فکر کنم

00:16:44.712 --> 00:16:48.465
داخل اتاق پذیرایی ام و
معاون درو باز میکنه و میگه

00:16:48.549 --> 00:16:52.553
مادر ماریا هرناندز اینجاست

00:16:52.636 --> 00:16:54.722
و میخواد باهاتون حرف بزنه

00:16:55.305 --> 00:16:58.142
و در حالی که در باز بود و اون
همونجا وایستاده بود یکیو شنیدم که گفت

00:16:58.892 --> 00:17:00.269
گیلبرت تویی؟

00:17:00.769 --> 00:17:03.605
منم اونجا وایستادم و میگم گیلبرت؟
هیچکس به این اسم صدام نمیزنه من گیلم

00:17:03.689 --> 00:17:05.441
بحال تر از این حرفام که گیلبرت باشم

00:17:05.524 --> 00:17:08.068
و نمیتونم ببینمش فقط صداشو میشنوم

00:17:08.152 --> 00:17:09.278
و اون میگه

00:17:10.237 --> 00:17:11.405
منم پائولین

00:17:11.947 --> 00:17:13.657
منم گفتم کدو تنبل؟

00:17:13.741 --> 00:17:15.034
اونم گفت آره

00:17:15.617 --> 00:17:18.037
و اون مادر ماریا هرناندز بود

00:17:18.120 --> 00:17:22.207
یکی از همسایه هامون که موقع بچگی
سه تا خونه پایین تر از ما زندگی میکرد

00:17:23.751 --> 00:17:26.045
این پرونده همین الانشم نزدیک خونه بود

00:17:28.194 --> 00:17:30.910
هجدهم مارس سال 1985
روز دوم

00:17:35.554 --> 00:17:39.892
روز بعد فهمیدیم که چهل
دقیقه بعد از مرگ دیل اوکازاکی

00:17:39.975 --> 00:17:42.102
دپارتمان پلیس موناتری
...پارک یه تماس دریافت کردن که

00:17:42.936 --> 00:17:45.314
یک قتلی اتفاق افتاده بود

00:17:45.397 --> 00:17:47.983
احتمالا با فاصله یک مایل از جایی
که دیل اوکازاکی کشته شده بود

00:17:48.067 --> 00:17:53.155
یک دختر آسیایی جوونی بود
که توی خیابون رانندگی میکرد

00:17:53.238 --> 00:17:54.656
و ناگهان

00:17:54.740 --> 00:17:56.075
متوقف شده

00:17:57.367 --> 00:18:00.120
به زور از ماشینش بیرون آورده شده

00:18:01.121 --> 00:18:02.372
و بهش شلیک کردن

00:18:02.456 --> 00:18:04.041
بدون هیچ دلیل واضحی

00:18:06.502 --> 00:18:10.714
سای لیان یو توی خیابون در حالی که افتاده
بود و به سینه اش شلیک شده بود پیدا شد

00:18:10.798 --> 00:18:11.798
آخرین حرفاش

00:18:11.822 --> 00:18:12.692
سای لیان یو
سن 30

00:18:12.716 --> 00:18:14.343
کمکم کنید. کمکم کنید

00:18:18.847 --> 00:18:20.808
اسلحه با همون کالیبر بود

00:18:20.891 --> 00:18:24.937
...ولی نمیتونین فرض کنین که همون اسلحست چون

00:18:26.688 --> 00:18:30.484
هزاران مدل اسلحه کالیبر 22 داریم

00:18:30.567 --> 00:18:31.693
شاید اون نیست

00:18:34.446 --> 00:18:37.741
در نتیجه الان ماریا هرناندز
رو داریم که توی بیمارستانه

00:18:38.534 --> 00:18:41.023
بهش گفتیم میخوایم طراح
چهره پلیس رو بفرستیم پیشش

00:18:41.703 --> 00:18:42.955
اونم گفت باشه

00:18:44.081 --> 00:18:48.502
میتونم بگم قدش تقریبا یک متر و 75 سانت بود
لباسای سیاه

00:18:48.585 --> 00:18:51.171
وقتی طراح عکس رو آورد پیشم

00:18:51.255 --> 00:18:54.341
داشتم اونو به کارآگاهای مرکز
شرقی لس آنجلس نشون میدادم

00:18:54.424 --> 00:18:57.010
و یکی از دوستام گفت یه دقیقه صبر کن

00:18:57.094 --> 00:19:00.222
میره سمت ماشینش و یک طرح چهره دیگه رو میاره

00:19:01.014 --> 00:19:03.475
و وقتی کنار هم میزاریشون
انگار جفتشون یه آدمن

00:19:06.103 --> 00:19:09.565
...طراحی اون از وصف فیزیکی یک مظنون

00:19:09.648 --> 00:19:12.526
برای قصد ادم ربایی در شهر پیکو روورا بود

00:19:13.527 --> 00:19:15.988
...ذهن من شروع کرد به کار کردن چون

00:19:16.071 --> 00:19:19.575
قبل از اومدن به دایره جنایی به دانشگاه
ایالتی کالیفرنیا تو لس آنجلس میرفتم

00:19:19.658 --> 00:19:22.035
اونجا یک پروفسوری بود به اسم رابرت مورنو

00:19:22.119 --> 00:19:24.663
مرد خوبی بود بهترین پروفسوری
بود که باهاش کلاس داشتم

00:19:24.746 --> 00:19:28.709
و من تحقیقات جنایی پیشرفته مربوط
به جنایات جنسی رو باهاش داشتم

00:19:28.792 --> 00:19:33.172
و یادم اومد که یک رفتار
...منحرفانه ای وجود داره که میگه

00:19:33.797 --> 00:19:36.550
دوست دارم چهرتو وقتی میترسی ببینم

00:19:37.885 --> 00:19:42.431
میخوام ترسیدنتو ببینم
این چیزیه که حشریم میکنه

00:19:42.514 --> 00:19:44.183
این باعث هیجانشون میشه

00:19:45.017 --> 00:19:46.810
تو قضیه ماریا هرناندز

00:19:46.894 --> 00:19:49.897
میتونست آروم بره پشتش و بکشش

00:19:49.980 --> 00:19:50.981
ولی نکرد

00:19:51.064 --> 00:19:53.192
اون از قصد به بالای ماشین ضربه زد

00:19:53.275 --> 00:19:55.861
برای این که ماریا برگرده و ببینش

00:19:56.612 --> 00:19:57.946
...دیل اوکازاکی

00:19:58.030 --> 00:20:02.034
روی زمین افتاده بود و اون وایستاد تا
ترسو تو چشماش ببینه

00:20:02.117 --> 00:20:03.911
و بعد صاف به پیشونیش شلیک کرد

00:20:05.787 --> 00:20:06.872
سای لیان یو

00:20:07.748 --> 00:20:10.209
چرا همونجا توی ماشین نکشته بودش؟

00:20:10.292 --> 00:20:13.212
مظنون هر کسی بود میخواست باهاش رودررو بشه

00:20:13.295 --> 00:20:14.504
میخواست ترسشو ببینه

00:20:15.088 --> 00:20:20.135
این چیزی بود که باعث شد فکر
کنم شاید یک نفر همه اینا رو انجام داده

00:20:31.897 --> 00:20:33.593
...من

00:20:35.275 --> 00:20:36.275
...با

00:20:38.549 --> 00:20:41.541
شرارتی که در ذات انسان هاست  متحد بودم

00:20:59.174 --> 00:21:00.174
...و

00:21:01.260 --> 00:21:03.260
این شخصیت من بود

00:21:12.025 --> 00:21:14.025
مرگ متحرک

00:21:16.080 --> 00:21:18.080
بیست و هفتم مارس سال 1985
روز دهم

00:21:24.241 --> 00:21:28.036
ده روز بعد از اوکازاکی، هرناندز و یو

00:21:28.120 --> 00:21:31.999
دو فقره قتل در ناحیه ویتیر اتفاق افتاده بود

00:21:33.750 --> 00:21:36.461
خونه وینسنت و مکسین زازارا

00:21:37.879 --> 00:21:41.174
جی.دی اسمیت و راس یولاث رفتن
سراغ اون پرونده چون برای اونا بود

00:21:41.883 --> 00:21:43.510
قتل وحشیانه ای بود

00:21:44.094 --> 00:21:47.639
میشد جای پاش رو روی یک گالن پلاستیکی دید

00:21:47.723 --> 00:21:50.726
که روی اون رفته و از طریق یه
پنجره باز اتاق پذیرایی رفته توی خونه

00:21:51.310 --> 00:21:52.686
اونجا رو زیرورو کرده بود

00:21:53.652 --> 00:21:56.273
...یه سرقت چهل هزار دلاری

00:21:56.356 --> 00:21:58.775
از جواهرات و چیزای دیگه اتفاق افتاده بود

00:21:59.818 --> 00:22:03.947
...مرد خونه در حالی که روی مبل خوابیده بوده

00:22:04.031 --> 00:22:06.408
با یک گلوله که به پیشونیش
خورده بود کشته شده بود

00:22:09.411 --> 00:22:10.746
از اسلحه کالیبر 22 استفاده شده بود

00:22:12.372 --> 00:22:16.585
حالا دیلی اوکازاکی رو داریم
که با اسلحه کالیبر 22 کشته شده

00:22:16.668 --> 00:22:20.922
سای لین لیو و زازارو ها هم
با اسلحه کالیبر 22 کشته شدن

00:22:22.382 --> 00:22:25.135
و زنه رو روی تخت پیدا کردیم

00:22:25.218 --> 00:22:28.430
چندتا زخم چاقو دقیقا بالای واژنش داره

00:22:28.513 --> 00:22:30.349
بهش تجاوز شده بود

00:22:30.432 --> 00:22:33.268
و چشمهاش رو هم از حدقه بیرون آورده بود

00:22:39.733 --> 00:22:40.733
چرا؟

00:22:41.818 --> 00:22:43.028
چرا این کارو کرده؟

00:22:46.448 --> 00:22:51.203
به خاطر این بوده که بهش زل
زده یا اینکه بد بهش نگاه کرده؟

00:22:52.371 --> 00:22:53.955
اون چشم ها رو برداشته

00:22:54.539 --> 00:22:55.957
و رفته بود

00:22:56.457 --> 00:22:58.457
مکسین زازارا، سن 44
وینسنت زازارا، سن 64

00:23:15.435 --> 00:23:17.979
...بزرگترین چیز توی اون پرونده

00:23:19.106 --> 00:23:20.148
رد پای باقی مونده کفش بود

00:23:20.732 --> 00:23:21.858
در بخش ورودی

00:23:21.942 --> 00:23:23.777
و توی باغچه های اطراف خونه

00:23:26.029 --> 00:23:29.699
یه کفش بزرگ با سایز 11 تا 12 بود

00:24:11.199 --> 00:24:16.163
...شش سالم بود و اولین خاطرم از اون شب

00:24:18.915 --> 00:24:22.085
...باز شدن پنجره و بیدار شدنم

00:24:22.919 --> 00:24:25.255
...و به زور از پنجره بیرون کشیده شدن

00:24:26.047 --> 00:24:27.382
و حمل شدنم بود

00:24:31.970 --> 00:24:34.241
یه جورایی برام سخته که بگم

00:24:34.266 --> 00:24:35.006
آناستازیا هروناس
بازمانده شکارچی شب

00:24:35.031 --> 00:24:37.617
یه حس آشنایی داشتم

00:24:37.642 --> 00:24:38.643
یه جورایی

00:24:38.727 --> 00:24:42.647
منو یاد یکی از اعضای خانوادم مینداخت

00:24:42.731 --> 00:24:46.568
من هنوز نصفه خواب بودم و نمیدونستم چخبره

00:24:46.651 --> 00:24:48.987
برای همین با خودم گفتم مشکلی نیست میشناسمش

00:24:49.070 --> 00:24:52.741
برای همین فکر نمیکنم مشکلی باشه

00:24:58.205 --> 00:25:01.875
یادم نیست چه مدت توی ماشین
بودم یا این که ماشین چه شکلی بود

00:25:03.627 --> 00:25:04.794
ولی یادمه

00:25:05.504 --> 00:25:08.006
...موقع رانندگی

00:25:08.089 --> 00:25:10.717
بهم نگاه کرد

00:25:10.800 --> 00:25:12.135
و گفت

00:25:12.219 --> 00:25:14.513
داشبورد رو باز کن

00:25:14.596 --> 00:25:16.973
و من بازش کردم و یک اسلحه داخلش بود

00:25:17.933 --> 00:25:22.062
و اون داشبورد رو بست و گفت فقط
محض اینکه بدونی اسلحه اونجاست

00:25:23.772 --> 00:25:25.315
ماجرا از اونجا شروع شد

00:25:28.026 --> 00:25:29.026
...مثل

00:25:31.947 --> 00:25:32.947
...بهش نگاه کنم و

00:25:33.490 --> 00:25:35.742
لمسش کنم و اینجور چیزا

00:25:42.749 --> 00:25:44.709
و بعد به مقصد رسیدیم

00:25:44.793 --> 00:25:48.713
یادمه صدای پارس کردن سگای
جرمن شپرد بود و یه سری فنس هم میدیدم

00:25:52.050 --> 00:25:55.929
و منو مجبور کرد که برم داخل یک کیف زیپ دار

00:25:56.012 --> 00:25:58.640
و بهم گفت باید ساکت باشی

00:25:58.723 --> 00:26:00.141
باید بری داخلش

00:26:00.225 --> 00:26:01.685
سر به سر من نزار

00:26:02.811 --> 00:26:03.979
هر چی میگم انجام بده

00:26:07.816 --> 00:26:11.695
از یک اتاق با یک مبل داخلش رد شدیم

00:26:11.778 --> 00:26:14.114
و همه چی یه جورایی تاریک و چرک بود

00:26:14.197 --> 00:26:16.116
...پنجره ها با

00:26:16.199 --> 00:26:20.870
با پرده یا همچین چیزی پوشونده
...شده بودن که باعث میشد تاریک باشه و

00:26:22.581 --> 00:26:24.874
نمیدونم یه جورایی لجن مانند

00:26:27.460 --> 00:26:29.337
...بسته های غذا و

00:26:29.838 --> 00:26:31.715
چیزای بیرون بر اطراف بود

00:26:32.632 --> 00:26:34.884
اصلا شبیه خونه من نبود

00:26:38.054 --> 00:26:41.099
فقط یک ترک از مدونا داشت پلی میشد

00:26:43.184 --> 00:26:45.312
تعطیلات و مثل یک باکره

00:26:46.021 --> 00:26:47.397
همه اون آهنگا

00:26:53.236 --> 00:26:54.237
پشت سر هم پلی میشدن

00:26:55.447 --> 00:27:00.285
یادمه گفتم بسه، نکن درد میکنه

00:27:00.952 --> 00:27:03.038
یا این که چرا اینکارو میکنی؟

00:27:04.122 --> 00:27:07.000
میگفتم میتونم برم دستشویی؟

00:27:07.083 --> 00:27:09.753
اونم صبر میکرد و منو به سینک میبرد

00:27:09.836 --> 00:27:11.212
و منو روی سینک مینشوند

00:27:14.424 --> 00:27:18.553
و تا یه مدتی هیچ اتفاقی
...نمیفتاد و بعد دوباره منو میبردد و

00:27:18.637 --> 00:27:19.804
کارشو ادامه میداد

00:27:19.888 --> 00:27:21.556
و من دوباره میپرسیدم

00:27:21.640 --> 00:27:23.975
باید برم دستشویی میشه بس کنی؟

00:27:24.059 --> 00:27:26.019
و اونم صبر میکرد

00:27:26.102 --> 00:27:28.104
ولی هر سری اینطوری بود که باشه

00:27:29.022 --> 00:27:30.482
میدونم که لازم نیست بری

00:27:32.567 --> 00:27:35.612
یه چیزی توی طرز نگاهش به من بود که

00:27:35.695 --> 00:27:38.657
انگار شبیه این بود که متاسفم
 مجبورم این کارو باهات بکنم

00:27:41.868 --> 00:27:44.120
ولی در عین حال متاسف
هم نیستم چون قراره ادامه بدم

00:27:48.249 --> 00:27:52.212
دوباره منو گذاشت توی
کیف تا از اونجا بریم بیرون

00:27:53.046 --> 00:27:55.590
و بعد مدتی متوقف شدیم

00:27:56.800 --> 00:27:58.843
کنار جاده

00:27:58.927 --> 00:28:01.596
و گفت یه جایگاه گاز اونجاست

00:28:01.680 --> 00:28:05.517
ازت میخوام بری اونجا و
بهشون بگی به 911 زنگ بزنن

00:28:05.600 --> 00:28:08.353
و بهشون بگی از خانوادت بخوان بیان ببرنت

00:28:09.396 --> 00:28:11.022
پس

00:28:12.649 --> 00:28:13.650
گذاشت برم

00:28:44.305 --> 00:28:49.269
اون موقع چندین بچه ربایی

00:28:49.352 --> 00:28:51.730
و یا تلاش برای بچه ربایی اتفاق افتاده بود

00:28:51.813 --> 00:28:54.899
در هر پرونده به بچه تجاوز جنسی شده بود

00:28:55.483 --> 00:28:57.527
بیست و پنجم فبریه در مونته بلو

00:28:57.610 --> 00:29:01.489
یک دختر شش ساله از حیاط مدرسه دزدیده شده و
مورد آزار جنسی قرار گرفته و بعد رها شده بود

00:29:01.573 --> 00:29:03.450
یازدهم مارس در مونترری پارک

00:29:03.533 --> 00:29:05.785
یک پسر چهار ساله از تختش دزیده شده

00:29:05.869 --> 00:29:07.495
مورد ازار جنسی قرار گرفته و بعد رها شده بود

00:29:07.579 --> 00:29:09.372
بیستم مارس در پارک گلاسل

00:29:09.456 --> 00:29:11.708
یک دختر هشت ساله از تخت خوابش دزدیده شده

00:29:11.791 --> 00:29:13.293
توی ماشین مورد حمله
قرار گرفته و بعد رها شده بود

00:29:17.213 --> 00:29:20.133
اگه به بچه ها تجاوز جنسی بشه

00:29:20.216 --> 00:29:22.886
دزدیده بشن و یا هر اتفاقی برای بچه ها بیفته

00:29:22.969 --> 00:29:24.679
این کلا مسئولیت یک واحد دیگست

00:29:24.763 --> 00:29:27.140
من تو دایره جنایی کلانتری مشغول به کار بودم

00:29:27.223 --> 00:29:28.767
روی یک قتل دارم کار میکنم

00:29:29.726 --> 00:29:33.605
قتل دیل اوکازاکی و زخمی کردن ماریا هرناندز

00:29:34.731 --> 00:29:38.902
و به عنوان بخش از
تحقیقات به سراغ رسانه میری

00:29:38.985 --> 00:29:42.030
تمام چیز های دیگه ای که
توی اون ناحیه اتفاق میفته

00:29:43.740 --> 00:29:46.367
اولین توصیفی که گرفتم از ماریا هرناندز بود

00:29:46.451 --> 00:29:49.913
وقتی به گزارش هایی
که بچه ها دادن نگاه میکنی

00:29:50.830 --> 00:29:53.208
توصیفات اون ها هم خیلی مشابه بود

00:29:53.592 --> 00:30:00.356
به این صورت توصیفش میکردن که قد بلنده، لاغره،
سفید پوسته اسپانیایی یا قفقازیه

00:30:00.381 --> 00:30:01.883
موهاش ژولیده ان

00:30:01.966 --> 00:30:04.594
همه لباساش سیاهن و ژاکت خاصی داره

00:30:04.677 --> 00:30:07.889
جای خالی دندوناش قهوه ای
رنگه و بوی خیلی بدی هم میده

00:30:09.182 --> 00:30:11.684
به نظر من یک قاتل سریالی داشتیم

00:30:11.768 --> 00:30:14.103
...که مسئول دزدیدن بچه ها

00:30:14.187 --> 00:30:18.650
دخترا، پسرا، تجاوز به زنای بالغ و
کشتنشون و کشتن مرد های بالغ بود

00:30:19.234 --> 00:30:21.069
همه راجع به این قضیه یک نظر نبودن

00:30:21.152 --> 00:30:24.823
...چون که تا به حال با همیچن کسی

00:30:25.740 --> 00:30:27.158
در تاریخ جنایی مواجه نشده بودیم

00:30:33.164 --> 00:30:35.250
گیل ازم پرسید چی فکر میکنی؟

00:30:35.333 --> 00:30:37.544
گفتم، ممکنه؟

00:30:37.627 --> 00:30:38.920
صد البته

00:30:39.003 --> 00:30:41.005
احتمالش هست؟

00:30:41.089 --> 00:30:43.132
تا به حال همچین چیزی ثبت نشده

00:30:43.156 --> 00:30:45.156
دهم آپریل سال 1985
روز 24 ام

00:30:50.807 --> 00:30:52.141
روز دهم آپریل

00:30:52.225 --> 00:30:56.062
در یک جلسه با حضور پلیس های
...محلی ناحیه لس آنجلس

00:30:56.145 --> 00:30:59.607
برای تبادل اطلاعات راجع به دزدیدن
بچه ها بین سازمان های مختلف شرکت کردم

00:31:00.400 --> 00:31:04.070
توی جلسه مدعی شده بودم که
بچه دزدی ها با قتل ها در ارتباطن

00:31:05.530 --> 00:31:07.949
و اونا هم بهم میخندیدن

00:31:10.994 --> 00:31:12.579
همچین اتفاقی شنیده نشده بود

00:31:12.662 --> 00:31:15.415
تا به حال همچین کسی رو نداشتیم که اطراف
بچرخه و مردم رو وحشیانه بکشه

00:31:15.498 --> 00:31:20.128
و همزمان افراد جوان رو هم
بدزده و بهشون تجاوز کنه

00:31:20.211 --> 00:31:21.838
و اجازه بده که زنده بمونن

00:31:23.423 --> 00:31:24.716
تا به حال نشنیده بودیم

00:31:25.758 --> 00:31:28.845
و قدیمیای کار به این حرف میخندیدن

00:31:28.928 --> 00:31:31.681
من علنا و صادقانه به اونجا رفتم

00:31:33.141 --> 00:31:35.935
نمیدونستم که قراره حرفمو رد کنن

00:31:36.895 --> 00:31:39.814
و به نظریه ام بخندن

00:31:40.398 --> 00:31:44.319
گیل از طرز رفتاری که
باهاش شده بود خیلی ناامید بود

00:31:44.903 --> 00:31:48.281
یک دوستی داشتم که توی
مونتاری پارک کار میکرد و میگفت

00:31:49.157 --> 00:31:52.827
گیل، هر دفعه که وارد این
اداره میشی و یا ازش خارج میشی

00:31:52.911 --> 00:31:55.622
تا جا داره فحش بارت میکنن
...و فکر میکنن یک جوون اسکلی هستی که

00:31:55.705 --> 00:31:57.582
سعی میکنی یه اسمی برای خودت دستو پا کنی

00:31:58.082 --> 00:32:02.837
من فکر میکردم که گیل راجع به اینکه
همه این کارا رو یک نفر میکنه حق داره

00:32:03.546 --> 00:32:07.008
یه حس ششم خوبی نسبت به این قاتله داشت

00:32:07.091 --> 00:32:11.512
در نتیجه منم به عنوان دوستش
تشویقش کردم و گفتم برو سراغش

00:32:39.916 --> 00:32:44.379
معمولا از مرکز گشت پلیس شرق لس آنجلس
به عنوان محل فعالیت اصلیم استفاده میکردم

00:32:45.046 --> 00:32:47.382
معاونای اونجا همه از
کاری که میکردم اطلاع داشتن

00:32:48.341 --> 00:32:53.137
یکی از معاونای اون مرکز بهم نزدیک
شد و گفت یه چندتا دختر بهمون زنگ زدن

00:32:53.680 --> 00:32:56.891
بهمون گفتن یه یارویی داره
دنبالمون میکنه اینم شماره پلاکشه

00:33:00.019 --> 00:33:02.981
طرف موها و قد بلندی داشت و
سفید پوست بود و قیافه مکزیکی داشت

00:33:03.898 --> 00:33:06.442
منم یک تیم نظارت فرستادم سراغش
...اونا هم دنبالش کردن

00:33:06.526 --> 00:33:08.403
و طرف وارد یک رستوران شد

00:33:08.486 --> 00:33:11.114
و گفتن که پارکینگ رو با ماشین دور زد

00:33:11.781 --> 00:33:15.493
و همینطوری اطراف میچرخید
تا اینکه یک زن تنها رو دید

00:33:15.576 --> 00:33:17.286
و تعقیبش کرد

00:33:17.370 --> 00:33:21.541
دختره میفهمه که دارن دنبالش میکنن برای
همین مسیرشو عوض میکنه و از طرف دو.ر میشه

00:33:22.750 --> 00:33:24.502
و پلیسا هم هنوز دارن تعقیبش میکنن

00:33:24.585 --> 00:33:26.379
گفتن این یارو دیوونست

00:33:27.088 --> 00:33:28.673
اگه هر زنی رو ببینه

00:33:28.756 --> 00:33:32.427
براش مهم نبود از همه جور ترافیکی
خودشو رد میکرد تا بتونه دنبالش کنه

00:33:33.011 --> 00:33:36.264
در نتیجه ما آرتورو رابلز رو دستگیر کردیم

00:33:37.640 --> 00:33:38.850
و من باهاش صحبت کردم

00:33:40.852 --> 00:33:42.395
و گفتم

00:33:42.478 --> 00:33:45.356
همه جور خلافیو با ماشینت انجام میدی
صرفا برای اینکه یه زنو بتونی دنبال کنی

00:33:45.440 --> 00:33:48.651
اونم گفت آره از زنا
خوشم میاد مگه مشکلی داره

00:33:48.735 --> 00:33:51.320
بهش گفتم یه زنه از بغلت رد شد

00:33:52.030 --> 00:33:53.906
و تو پشت ماشین قایم شدی

00:33:53.990 --> 00:33:56.534
اونم گفت قایم نشدم بندای کفشم باز شده بود

00:33:56.624 --> 00:33:59.085
واسه هر چیزی یه جوابی داشت کارش خوب بود

00:33:59.162 --> 00:34:02.623
و منم یک فایل از عکس شش مظنون رو داشتم

00:34:02.707 --> 00:34:05.376
و یکی از کسایی که این فایل رو
بهش نشون دادم ماریا هرناندز بود

00:34:05.460 --> 00:34:08.504
ماریا هم گفت میتونه اون باشه

00:34:10.256 --> 00:34:11.382
در نتیجه ما برگشتیم

00:34:11.966 --> 00:34:13.259
یک گواهی بازرسی گرفتیم

00:34:13.843 --> 00:34:15.053
و رفتیم به خونه اش

00:34:15.136 --> 00:34:19.348
همه جور عکسیو پیدا کردیم
که از مجله ها کنده شده بودن

00:34:20.141 --> 00:34:21.809
عکس هایی از زن ها

00:34:22.435 --> 00:34:25.438
با ژاکت مشکی خاصی که میپوشید
در کل پوشش مشکی رنگی داشت

00:34:26.022 --> 00:34:27.398
لباس زیر های زنانه تو خونش داره

00:34:28.232 --> 00:34:30.318
و همشون تو قسمت لای پا بریده شده بودن

00:34:35.156 --> 00:34:38.451
در نتیجه چندتا مظنون رو به خط کردیم

00:34:38.534 --> 00:34:39.911
و حتی ماریا هرناندز هم از
بین جمع نتونست تشخیصش بده

00:34:41.037 --> 00:34:43.081
همکارم بهم نگاه کرد و گفت

00:34:43.956 --> 00:34:44.956
یارو دیوونست

00:34:46.626 --> 00:34:48.252
ولی اونی که تو دنبالشی نیست

00:34:48.836 --> 00:34:50.046
قاتله نیست

00:35:47.530 --> 00:35:49.530
چهاردهم می سال 1985
روز 58 ام

00:35:56.117 --> 00:35:58.953
تو پرونده دویس تو موناتری پارک

00:35:58.978 --> 00:36:00.121
لیندا آرتور
تکنیسین صحنه جرم، کلانتری ناحیه لس آنجلس

00:36:00.146 --> 00:36:02.481
بهش زنگ زدن که برم خونشون

00:36:03.828 --> 00:36:06.706
وقتی به صحنه جرم رسیدم

00:36:06.789 --> 00:36:08.457
...صحنه خیلی خشونت آمیز

00:36:09.167 --> 00:36:10.626
و مخرب بود

00:36:14.505 --> 00:36:18.134
مقامات میگن که یک مرد به
ویلیام دوی 66 ساله شلیک کرده

00:36:18.217 --> 00:36:20.720
و بعدش زنش رو مالیده،
کتک زده و بهش تجاوز کرده

00:36:21.554 --> 00:36:26.350
کارآگاه ها میگن که دوی با زنگ زدن به
پلیس قبل مرگش جون همسرشو نجات داده

00:36:27.568 --> 00:36:29.814
ویلیام دوی
سن 66

00:36:29.854 --> 00:36:31.814
زنشو در حالی که به شدت
کتک خورده بود پیدا کردن

00:36:32.398 --> 00:36:35.818
روی انگشت شصت دست چپش انگشت بند بود

00:36:35.902 --> 00:36:37.570
هجده سال توی دایره جنایی کار کردم

00:36:37.653 --> 00:36:40.740
تنها پرونده ای بود که داخلش
از انگشت بند استفاده کرده بودن

00:36:42.074 --> 00:36:43.951
یک وسیله بازدارنده عجیب

00:36:44.035 --> 00:36:46.996
انگشت شصت دست راستش
به شدت داشت خونریزی میکرد

00:36:47.079 --> 00:36:49.457
که نشون میداد در حین
تلاش برای آزاد کردن خودش

00:36:49.540 --> 00:36:51.834
خانم دوی انگشتای شصتش رو پاره کرده بود

00:36:54.503 --> 00:36:58.591
و این تنها اطلاعاتی بود که
از پرونده دوی نصیبمون شد

00:37:00.218 --> 00:37:01.761
...ما

00:37:02.595 --> 00:37:04.889
رسما هیچی به جز یک داستان جنایی نداشتیم

00:37:07.350 --> 00:37:09.060
یکی از دوستام از
دپارتمان پلیس مونته بلو گفت

00:37:09.143 --> 00:37:11.979
ممکنه یه سر نخی داشته باشم که
بتونی این پرونده ها رو به هم ربط بدی

00:37:12.063 --> 00:37:16.943
و بهم یه عکس از جای پا توی یک پرونده
که مربوط به دزدیدن بچه بود نشون داد

00:37:19.153 --> 00:37:22.323
هشت سالش بود و از خونش دزدیده شده بود

00:37:22.406 --> 00:37:26.953
به یک محل ساخت و ساز برده
شده بود و بهش تجاوز کرده بودن

00:37:27.036 --> 00:37:28.496
و بعدش هم آزادش کرده بودن

00:37:28.579 --> 00:37:32.667
اون روز توی اون محل ساخت بتن ریخته بودن

00:37:32.750 --> 00:37:35.419
و یک جای کفش روی بتن بود

00:37:35.503 --> 00:37:38.756
رفتم اونجا و نشونم داد و گفتم یا خدا

00:37:41.050 --> 00:37:43.094
در جا شناختمش

00:37:43.177 --> 00:37:46.430
...چون که دقیقا همین رد پا یا مشابهش

00:37:46.514 --> 00:37:49.350
در صحنه جرم زازارا ها هم پیدا شده بود

00:37:50.101 --> 00:37:51.769
...از پرونده زازارا ها

00:37:51.852 --> 00:37:54.230
میدونستیم که دنبال یه رد پای تقریبا بزرگیم

00:37:54.313 --> 00:37:56.440
که سایزش بین 11 تا 12

00:37:56.524 --> 00:38:00.027
به دستیارم زنگ زدم و گفتم که فکر
کنم سر نخ رابط پرونده ها رو پیدا کردم

00:38:00.111 --> 00:38:01.404
و اون گفت گیل

00:38:02.154 --> 00:38:05.324
چندتا پلیس اینجان که دارن
اون پرونده رو بررسی میکنن

00:38:05.408 --> 00:38:07.076
اونا دنبال سایز 10 ان

00:38:07.159 --> 00:38:09.036
تو دنبال کفش بزرگ تری هستی

00:38:09.120 --> 00:38:10.830
منم گفتم بگو بیان پشت خط

00:38:11.655 --> 00:38:15.367
و اونم گوشی رو برداشت و من گفتم
میخوام بدونم چطوری سایز رو مشخص میکنین

00:38:15.459 --> 00:38:19.088
چون من دارم با خط کش
...به جای کفشی نگاه میکنم که

00:38:19.171 --> 00:38:22.383
دوازده اینچه
چطور شما سایزش رو 10 در آوردین؟

00:38:22.466 --> 00:38:25.303
...چون سیمان خیس بود تنها کاری که کرده بود

00:38:26.178 --> 00:38:28.764
کفی کفشش رو در آورده بود

00:38:28.848 --> 00:38:30.141
که سایزش 10 بود

00:38:30.975 --> 00:38:34.562
و روی یک پاش وایستاد و کفی
کفش رو روی جای پا گذاشته بود

00:38:34.645 --> 00:38:37.857
و میگه که اندازه کفشمه
پس باید سایزش 10 باشه

00:38:38.441 --> 00:38:41.277
میگه که طبیعتا اشتباه کردم و باید درستش کنم

00:38:41.360 --> 00:38:43.279
باید درستش کنم حق با توعه

00:38:44.655 --> 00:38:47.992
حالا یکم مدرک به ظاهر درست داشتم

00:38:49.243 --> 00:38:51.412
اما کافی نبود

00:39:06.427 --> 00:39:08.387
در ماه می سال 1985

00:39:09.347 --> 00:39:11.098
گیل همکارشو از دست میده

00:39:11.182 --> 00:39:13.893
همکار منم بازنشسته میشه

00:39:13.976 --> 00:39:15.728
ما تصمیم گرفتیم با هم تیم بشیم

00:39:16.437 --> 00:39:18.564
رفتیم بار تا یک نوشیدنی با هم بخوریم

00:39:18.647 --> 00:39:21.192
و گفت گیل دوست داری با من کار کنی؟

00:39:21.275 --> 00:39:23.527
منم گفت خیلیم خوبه کاریلو

00:39:23.611 --> 00:39:25.404
بهش فکر میکنم

00:39:25.488 --> 00:39:27.823
برگشتم خونه کنار همسرم نشستم و گفتم

00:39:27.907 --> 00:39:30.910
فرانک سالرنو همین الان از
من خواست که همکارش باشم

00:39:30.993 --> 00:39:33.120
!اون گفت: فرانک سالرنو

00:39:33.204 --> 00:39:35.831
اون بهترین فرد تو کاره

00:39:36.624 --> 00:39:38.000
گیل جوون بود

00:39:38.751 --> 00:39:39.794
مشتاق بود

00:39:39.877 --> 00:39:41.379
سابقه خوبی داشت

00:39:42.213 --> 00:39:43.631
و اسپانیایی بلد بود

00:39:43.714 --> 00:39:46.300
منم فکر کردم که تیم خوبی میشیم

00:39:47.760 --> 00:39:51.472
روز بعد اومد پیشم و گفت اون شب مست بودم

00:39:52.098 --> 00:39:56.769
منم گفتم دست کم میگیری منو

00:39:57.561 --> 00:40:00.481
گفت آره ولی الان مست نیستم

00:40:00.564 --> 00:40:02.858
و ازت میپرسم هنوز دوست داری با هم تیم بشیم؟

00:40:03.609 --> 00:40:04.944
منم گفتم البته

00:40:05.528 --> 00:40:08.072
گفت خوبه چون قبل این پیش
کاپیتان رفتم و اون موافقت کرده

00:40:08.739 --> 00:40:10.032
منم گفتم خوبه

00:40:12.743 --> 00:40:14.286
من و گیل هم تیم شدیم

00:40:15.371 --> 00:40:16.914
شریک شدیم

00:40:18.082 --> 00:40:21.448
وقتی فهمیدم فرانک سالرنو

00:40:21.472 --> 00:40:22.706
تونی والدز
خبرنگار، اخبار کی تی تیوی

00:40:22.731 --> 00:40:24.710
گنده پرونده های

00:40:25.673 --> 00:40:26.507
قتل

00:40:26.590 --> 00:40:27.758
و این

00:40:27.842 --> 00:40:29.468
یارو گیل کاریلو بغلشه

00:40:31.137 --> 00:40:33.055
اونو توی خیابونا دیده بودمش

00:40:33.139 --> 00:40:35.975
وقتی افسر گشت بود به ال کوکوی معروف بود

00:40:36.058 --> 00:40:37.268
لولوخرخره

00:40:37.351 --> 00:40:40.438
معروف به این بود که تخمه ها رو میخورد

00:40:40.521 --> 00:40:43.607
و پوستشون رو همه جا تف میکرد

00:40:43.691 --> 00:40:46.569
سعی میکردم بفهمم چطور اون
از تیم فرانک سالرنو سر در آورده

00:40:46.652 --> 00:40:48.696
زوج عجیبی بودن

00:40:48.720 --> 00:40:49.631
لارل اریکسون
خبرنگار، اخبار کی ان بیسی

00:40:49.655 --> 00:40:52.908
فرانک کلا سرش به کارش بود و آدم خشکی بود

00:40:52.992 --> 00:40:57.496
و گیل یه آدم بزرگ سر خوش بود

00:40:57.580 --> 00:41:01.083
گیل مایه آسایش بود

00:41:01.667 --> 00:41:04.336
اون هر کسی رو که میخواست
میتونست به عنوان همکار داشته باشه

00:41:05.129 --> 00:41:07.798
و اون از من خواست همکارش بشم
تو پوست خودم نمیگنجیدم

00:41:25.274 --> 00:41:27.193
هفتصد و پنجاه هزار نفر هر روز

00:41:27.276 --> 00:41:30.029
...به سواحل جنوبی کالیفرنیا

00:41:30.112 --> 00:41:32.615
به دنبال یک جای خنک برای فرار
از این دمای 100 درجه ای میرن

00:41:32.698 --> 00:41:36.076
و انتظار میره که تا چهارم
جولای وضع همینطوری باشه

00:41:37.620 --> 00:41:38.871
نه قراره همینطور گرم بمونه

00:41:38.954 --> 00:41:42.875
خیلی گرم. حتی جان کارسون از ان بی سی هم
دیشب راجع به این موضوع داشت شوخی میکرد

00:42:04.072 --> 00:42:06.072
بیست و هشتم ژوئن سال 1985
روز 103 ام

00:42:12.367 --> 00:42:16.116
پتی الین هیگینز توی
شهر آرکیدیا کشته شده بود

00:42:16.140 --> 00:42:18.140
پتی هیگینز
سن 32

00:42:20.120 --> 00:42:22.873
این اولین پرونده ای بود
که من و فرانک با هم داشتیم

00:42:23.457 --> 00:42:25.292
قاتل خیلی عصبی بود

00:42:25.376 --> 00:42:30.005
گلوش رو بریده بود و به محل
بریدگی دوباره چاقو زده بود

00:42:30.089 --> 00:42:32.800
انگار که بگی اینم روش

00:42:34.385 --> 00:42:37.096
این کار فرد خیلی وحشی ایه

00:42:37.972 --> 00:42:39.473
چهار روز رد میشه

00:42:40.599 --> 00:42:46.146
پلیس آرکیدیا به دایره جنایی زنگ
میزنه و میگه یک قتل دیگه داریم

00:42:46.230 --> 00:42:49.984
پس من و گیل میریم سراغ پرونده کنون

00:42:50.901 --> 00:42:53.571
که فقط چند مایل با جایی که پتی
هیگینز کشته شده بود فاصله داشت

00:42:53.596 --> 00:42:55.899
مری کنون
سن 75

00:42:55.990 --> 00:42:57.825
گلوش بریده شده بود

00:42:57.908 --> 00:43:01.453
...که خیلی مشابه بریدگی گلو پتی هیگینز

00:43:01.537 --> 00:43:02.997
چهار روز پیش بود

00:43:03.080 --> 00:43:06.041
و سه روز بعد در پنجم جولای

00:43:06.065 --> 00:43:08.065
پنجم جولای سال 1985
روز 110 ام

00:43:13.048 --> 00:43:15.426
یه تماس از پلیس سیرا مادره داشتیم

00:43:15.509 --> 00:43:18.429
که خیلیم از آرکیدیا دور نیست

00:43:19.013 --> 00:43:23.517
...جلوی خونه لبه پنجره

00:43:24.226 --> 00:43:25.728
رد پارچه و لکه خون بود

00:43:25.811 --> 00:43:28.814
...برای همین میدونستیم که مظنون

00:43:28.897 --> 00:43:31.525
یک دستکش باغبانی یا همچین چیزی داره

00:43:31.609 --> 00:43:34.820
...و حتی یک اثر انگشت هم

00:43:34.903 --> 00:43:36.697
تو هیچکدوم از صحنه های جرم پیدا نکردیم

00:43:46.040 --> 00:43:50.002
تو خونه والدینش در سیرو
مادره با یک آچار چرخ زده بودنش

00:43:57.718 --> 00:44:00.262
اتاق به هم ریخته شده بود

00:44:00.971 --> 00:44:02.890
یعنی جدا انگار غارتش کردن

00:44:09.355 --> 00:44:12.316
میگه فقط یادشه که به تخت خواب رفته

00:44:13.734 --> 00:44:17.446
وقتی بیدار شد اتاقش بهم ریخته
بود و خودش کتک خورده و خونی بود

00:44:18.113 --> 00:44:21.784
چهل و دو اینچ پارگی داشت
و همچنین شکستگی جمجمه

00:44:23.911 --> 00:44:26.288
وضعیت سختیه که

00:44:31.335 --> 00:44:37.925
که اونجا وایستی و با یک دختر 16 ساله که
این اتفاق تازه براش افتاده بود مصاحبه کنی

00:44:38.842 --> 00:44:40.052
...و دلت میخواد

00:44:41.720 --> 00:44:44.807
و واقعا دلت میخواد طرفو گیر بیاری

00:44:50.020 --> 00:44:52.231
ما به اتاقی که این اتفاق
داخلش افتاده بود نرفتیم

00:44:52.314 --> 00:44:54.024
نمیخواستیم صحنه رو بهم بریزیم

00:44:54.108 --> 00:44:55.943
توی اتاق پذیرایی منتظر بودیم

00:44:56.026 --> 00:44:57.861
که جیزلا لاوینه

00:44:57.945 --> 00:45:00.155
که یکی از جرم شناس های آزمایشگاهمون بود

00:45:00.239 --> 00:45:04.410
در حالی که کت آزمایشگاهش رو پوشیده بود
و موهاش رو بسته و عینک زده بود میاد بیرون

00:45:04.493 --> 00:45:06.036
و میگه رفقا

00:45:06.120 --> 00:45:09.123
یه چیزی پیدا کردم که
شاید براتون جالب باشه

00:45:09.206 --> 00:45:12.126
یه ملافه صورتی دستشه

00:45:12.209 --> 00:45:14.712
و میاد پیشمون و بازش میکنه

00:45:14.795 --> 00:45:17.297
و یک رد کفش روی خون

00:45:17.881 --> 00:45:19.550
رو ملافه هست

00:45:19.633 --> 00:45:24.096
و این همون رد پایی بود
که توی پرونده زازارا ها پیدا شده بود

00:45:24.179 --> 00:45:25.806
و همچنین همون رد پایی بود که

00:45:25.889 --> 00:45:28.976
توی صحنه دزدیدن یه
دختر ده ساله بود پیدا شده بود

00:45:30.102 --> 00:45:33.731
یارو قاتل سریالیه دیگه شکی ندارم

00:45:34.815 --> 00:45:36.692
گیل و من فقط به هم نگاه کردیم

00:45:36.775 --> 00:45:37.818
و پرامون ریخته بود

00:45:40.154 --> 00:45:42.698
تنها چیزی که میتونستم
بگم این بود که دیدی گفتم

00:45:42.781 --> 00:45:45.576
و فرانک هم گفت حق با تو بود

00:45:45.659 --> 00:45:48.078
و لرز برم داشته بود درست مثل الان

00:45:49.705 --> 00:45:51.415
درست بعد اینکه رد پا رو دیدیم

00:45:52.332 --> 00:45:55.461
فرانک گفت هرچی تو ذهنته رو بهم بگو

00:45:56.420 --> 00:46:00.591
اوکازاکی، سای لین یو، زازارا

00:46:01.675 --> 00:46:03.010
ویلیام و امیلی دوی

00:46:03.752 --> 00:46:08.214
پتی الین هیگینز، مری کنون و حالا ویتنی بنت

00:46:09.308 --> 00:46:11.059
همه اونا پرونده های من نبودن

00:46:11.769 --> 00:46:13.896
ولی همشون رو بررسی کردم جزئیات رو میدونستم

00:46:13.979 --> 00:46:15.856
زمان وقوع، آدرس ها، اطلاعات

00:46:15.939 --> 00:46:17.357
و همه چیز رو بهش گفتم

00:46:17.441 --> 00:46:20.360
حالا دیگه خیلی تابلوعه

00:46:20.444 --> 00:46:22.070
نمیشه ردش کرد

00:46:22.154 --> 00:46:23.822
حق با گیل بود

00:46:23.906 --> 00:46:27.284
دایره جنایی بعید میدونست که کار یک نفر
باشه ولی وقتی فرانک هم با من هم نظر شد

00:46:27.367 --> 00:46:30.496
و گفت کار یک نفره همه بهش گوش دادن

00:46:31.747 --> 00:46:34.208
گوشیو برداشت و در جا به کاپیتان زنگ زد

00:46:34.917 --> 00:46:38.212
اون گفت خیلی خب بریم سراغ طرف

00:46:38.295 --> 00:46:41.590
و همه چیز خیلی سریع و با خشم پیش رفت

00:46:41.673 --> 00:46:44.343
قتل های سریالی روی دستمون داریم

00:46:44.426 --> 00:46:46.178
یه قاتل سریالی داریم

00:46:46.576 --> 00:46:48.576
شکارچی شب

00:46:48.600 --> 00:46:58.600
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.