﻿1
00:00:13,656 --> 00:00:15,656
لس آنجلس

2
00:00:27,821 --> 00:00:29,821
سال 1977

3
00:00:31,564 --> 00:00:32,773
...دو پسر جوون روزنامه فروش

4
00:00:32,866 --> 00:00:36,244
جدید ترین قربانی رو کنار تپه ای
در شمال شرق لس آنجلس پیدا کردن

5
00:00:36,828 --> 00:00:38,997
...جنازه داخل خاکریزی به عمق 4 و نیم متر

6
00:00:39,080 --> 00:00:40,582
توی محله ای مسکونی پرت شده بود

7
00:00:41,416 --> 00:00:43,752
قربانی زنی 20 ساله بود

8
00:00:43,835 --> 00:00:45,587
و بدنش لخت بود

9
00:00:50,133 --> 00:00:52,385
...تو خونه بهم زنگ زدن

10
00:00:53,053 --> 00:00:55,722
و گفتن احتمالا آوردوز کرده

11
00:00:58,933 --> 00:01:00,685
پوشش جنازه رو از روش برداشتیم

12
00:01:00,769 --> 00:01:04,022
و جای کبودی رو مچ دست هاش دیده میشد

13
00:01:04,105 --> 00:01:06,816
و همچنین روی مچ پاهاش

14
00:01:06,900 --> 00:01:09,027
و رد خفگی روی گردنش هم دیده میشد

15
00:01:09,110 --> 00:01:10,320
خیلی تابلو بود

16
00:01:10,403 --> 00:01:12,739
قضیه راجع به آوردوز نبود و قتل بود

17
00:01:19,496 --> 00:01:22,624
ده زن جوان که بسته شدن
بهشون تجاوز شده و خفه شدن

18
00:01:22,707 --> 00:01:24,876
جنازه هاشون در مناطق تپه
ای به صورت پراکنده پیدا شدن

19
00:01:24,959 --> 00:01:28,338
صبح روز یکشنبه جنازه
...پائولا گلن وارد 18 ساله

20
00:01:28,421 --> 00:01:30,632
تو یک گوشه خلوت مخصوص عشق بازی پیدا شده

21
00:01:30,707 --> 00:01:33,543
جنازه کرولین ویلیامز 21 ساله پیدا شده

22
00:01:33,635 --> 00:01:37,764
این قتل ها به قاتلی معروف به
قاتل دامنه تپه نسبت داده شده

23
00:01:37,847 --> 00:01:40,850
قاتل دامنه تپه داستان
خیلی بزرگی تو لس آنجلس بود

24
00:01:41,726 --> 00:01:44,479
...یازه جنازه، یازه زن که جنازه همه اونا

25
00:01:45,230 --> 00:01:49,526
کنار تپه ها پرت شده بودن که راحت دیده میشدن

26
00:01:50,151 --> 00:01:51,319
لخت بودن

27
00:01:51,986 --> 00:01:53,947
جنازه هاشون تو حالات خاصی قرار داشت

28
00:01:54,030 --> 00:01:56,074
...یکی از فرضیه هامون

29
00:01:56,157 --> 00:01:58,993
...این بود که یا طرف پلیسه

30
00:01:59,744 --> 00:02:01,287
...یا کسی که تظاهر به پلیس بودن میکنه

31
00:02:02,080 --> 00:02:06,042
چون هیچکدوم از قربانی
ها نشونه درگیری نداشتن

32
00:02:06,126 --> 00:02:09,712
وقتی از خیابون بلندشون
میکردن با اراده خودشون میرفتن

33
00:02:11,047 --> 00:02:14,551
ولی روی ماشین قربانی سیزدهم که
...سیدنی هادسپث 20 ساله بوده

34
00:02:14,634 --> 00:02:16,970
اثر کف دست پیدا شده

35
00:02:17,053 --> 00:02:20,765
در کالیفرنیا یک نگهبان امنیتی سابق
...به اتهام برخی از قتل های کنار تپه

36
00:02:20,849 --> 00:02:22,851
حبس ابد خورده

37
00:02:24,018 --> 00:02:26,563
...کنث بیانکی تو یکی از دادگاه های لس آنجلس

38
00:02:26,646 --> 00:02:30,066
به قتل پنج نفر از افراد کنار تپه اعتراف کرد

39
00:02:30,150 --> 00:02:32,235
...اون گناهکار بودن خودش رو پذیرفت

40
00:02:32,318 --> 00:02:35,071
و قبول کرد علیه پسر
عموش آنجلو بونو شهادت بده

41
00:02:35,655 --> 00:02:39,409
نکته عجیبش این بود که کار دو تا پسر عمو بود

42
00:02:40,201 --> 00:02:41,286
فهمیدن این

43
00:02:41,870 --> 00:02:43,371
خیلی سخت بود

44
00:02:43,454 --> 00:02:47,250
مردان و زنان زیاد دیگه ای بودن
که روی این پرونده کار میکردن

45
00:02:47,333 --> 00:02:49,586
ولی فرانک کسی بود که کل کارو جمع بندی کرد

46
00:02:50,253 --> 00:02:52,297
...و وقتی سالرنو این کارو کرد

47
00:02:53,131 --> 00:02:55,091
پرامون ریخته بود

48
00:02:56,134 --> 00:02:58,011
این کار خیلی سختی بود

49
00:03:03,725 --> 00:03:05,727
...یادمه به گیل گفتم

50
00:03:05,810 --> 00:03:08,563
اینا پرونده هایین که شاید
یکبار تو عمرت پیش بیان

51
00:03:11,441 --> 00:03:12,775
...ناگهان

52
00:03:14,444 --> 00:03:16,070
یکی دیگه پیداش شد

53
00:03:16,094 --> 00:03:26,094
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

54
00:03:26,118 --> 00:03:30,118
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

55
00:03:31,257 --> 00:03:33,257
تابستان سال 1985

56
00:03:33,282 --> 00:03:36,900
دمای حالت در بیشترین حالت بعد ظهر فردا به 105
درجه میرسه و این رقم برای صحرا 108 درجه است

57
00:03:36,925 --> 00:03:40,303
تو شهر پالم استرینگ به 117 درجه میرسه
فردا دوباره رکورد گرما زده میشه

58
00:03:40,386 --> 00:03:43,014
طی چند روز آینده هوا گرم و آفتابی خواهد بود

59
00:03:45,642 --> 00:03:48,102
در واقع به دنبال شکار یک مردی

60
00:03:51,314 --> 00:03:53,316
من تا به حال شکارچی نبودم
بیشتر یه بچه شهریم

61
00:03:53,399 --> 00:03:55,485
برای همین بهش به عنوان
بازی سرنخ پیدا کردن نگاه میکردم

62
00:03:56,444 --> 00:03:59,739
سرهنگ ماسترد این کارو با یک
اسلحه تو آشپزخونش انجام داده بود

63
00:04:00,323 --> 00:04:03,034
...داری سعی میکنی مثل یه شخصی فکر کنی

64
00:04:03,117 --> 00:04:05,286
که اصلا منطقی فکر نمیکنه

65
00:04:06,079 --> 00:04:09,540
قاتل سریالی رو داشتیم که مسئول
دزدین بچه های کوچک هم بود

66
00:04:10,667 --> 00:04:12,794
و به روش های مختلفی قربانی هاشو میکشه

67
00:04:12,877 --> 00:04:13,920
اسلحه

68
00:04:14,420 --> 00:04:15,630
چاقو

69
00:04:15,713 --> 00:04:17,173
خفگی با کابل

70
00:04:17,257 --> 00:04:18,549
خفه کردن با دست

71
00:04:18,633 --> 00:04:20,260
ضربه شدید

72
00:04:20,343 --> 00:04:25,390
تنها چیز مشابهی که راجع
بهش بود متفاوت بودنشه

73
00:04:25,473 --> 00:04:28,935
سراغ افراد جوون و پیر میرفت

74
00:04:29,018 --> 00:04:31,145
هم سراغ زن ها میرفت هم مردا

75
00:04:31,229 --> 00:04:35,191
قربانی هاشو چطوری انتخاب میکرد؟
خونه ها رو چطوری انتخاب میکرد؟

76
00:04:36,442 --> 00:04:37,944
هیچ الگویی نبود

77
00:04:39,654 --> 00:04:43,283
هیولا میان خودمون بود و داشت شکارمون میکرد

78
00:04:44,242 --> 00:04:46,995
و هر کسی میتونه قربانی بعدیش باشه

79
00:04:51,527 --> 00:04:53,527
ششم جولای سال 1985
روز 111 ام

80
00:04:59,632 --> 00:05:01,801
جان توی اتاق خواب عقبی خوابیده بود

81
00:05:01,884 --> 00:05:05,596
و منم روی مبل توی اتاق
پذیرایی خوابم برده بود

82
00:05:09,475 --> 00:05:12,353
یه صدای خیلی بلندی بیدارم کرد

83
00:05:13,146 --> 00:05:16,274
اعصابم بهم ریخته بود و گفتم

84
00:05:16,357 --> 00:05:17,358
!جان

85
00:05:17,442 --> 00:05:19,944
چون که با این صدا بچه ها رو بیدار میکرد

86
00:05:20,611 --> 00:05:21,611
و

87
00:05:23,406 --> 00:05:24,406
...همون موقع

88
00:05:25,199 --> 00:05:26,617
فهمیدم که جان نیست

89
00:05:30,038 --> 00:05:32,332
هیچ جوابی نیومد همه چی آروم بود

90
00:05:36,753 --> 00:05:37,753
...فقط

91
00:05:38,296 --> 00:05:39,296
ترس

92
00:05:42,675 --> 00:05:44,010
ترس شدید

93
00:05:47,722 --> 00:05:50,516
نمیدونستم که آیا چیزی توی خونست

94
00:05:51,142 --> 00:05:54,312
یا اون چیز نصفش توی خونس و نصف دیگش بیرونه

95
00:05:55,563 --> 00:05:57,398
ولی میدونستم یه چیزی اونجاست

96
00:05:59,942 --> 00:06:02,111
میترسیدم تکون بخورم

97
00:06:05,823 --> 00:06:07,367
...من مثل شوهرای معمولیم. اینجوریم که

98
00:06:07,450 --> 00:06:11,245
مزاحمم نشین چند ساعت
دیگه باید بیدار بشم برم سر کار

99
00:06:13,664 --> 00:06:15,541
فقط یک صداست نگران نباش

100
00:06:16,918 --> 00:06:19,629
اون اصرار میکرد
میگفت نه صدای پنجره رو شنیدم

101
00:06:19,712 --> 00:06:23,132
برای همین رفتم اسلحمو
برداشتم و اطراف خونه رو گشتم

102
00:06:27,845 --> 00:06:31,224
رفتم پشت میز ناهار خوریمون

103
00:06:31,307 --> 00:06:33,768
و همینطور که داشتم دور میز قدم میزدم

104
00:06:34,685 --> 00:06:38,147
یکی از پنجره هایی که به
...عمرمون بازش نکرده بودیم

105
00:06:38,231 --> 00:06:40,983
چون که کاملا با رنگ پوشونده شده بود

106
00:06:41,651 --> 00:06:43,236
کامل باز شده بود

107
00:06:45,488 --> 00:06:47,156
پنجره کامل بالا رفته بود

108
00:06:47,240 --> 00:06:49,492
و گیر کرده بود -
باید به پلیس زنگ بزنیم -

109
00:06:49,575 --> 00:06:53,454
اون گفت من خودم پلیسم
گفتم میدونم ولی در هر صورت باید زنگ بزنیم

110
00:06:53,538 --> 00:06:55,248
رفتم چراغ قوه ام رو برداشتم

111
00:06:55,331 --> 00:06:57,750
و نورشو به بیرون پنجره گرفتم

112
00:06:57,834 --> 00:07:01,963
اون موقع بود که رد پا
رو روی گل تو باغچه دیدم

113
00:07:02,046 --> 00:07:06,342
شب قبلش اینقدر باغچه
...رو آب داده بودیم که زمین

114
00:07:07,135 --> 00:07:09,762
کاملا خیس بود

115
00:07:09,846 --> 00:07:13,099
...و وقتی طرف روی پاش فشار آورده

116
00:07:13,182 --> 00:07:14,600
تا پنجره رو بده بالا

117
00:07:15,351 --> 00:07:17,186
یه رد پای تمیز جا مونده بود

118
00:07:20,648 --> 00:07:22,066
یه واحد فرستادن سمتمون

119
00:07:22,859 --> 00:07:25,194
و من بهش رد پا رو نشون دادم

120
00:07:26,112 --> 00:07:28,781
و اونم به دقت بهشون نگاه میکنه

121
00:07:28,865 --> 00:07:31,284
و میگه فکر کنم همون یاروعه

122
00:07:31,909 --> 00:07:33,411
بعدش گیل

123
00:07:33,494 --> 00:07:36,831
و یه عده دیگه از افراد آزمایشگاه
جرم شناسی اومدن توی خونه

124
00:07:36,914 --> 00:07:39,792
به صورت اتفاقی اون شیفت شب بودم

125
00:07:39,876 --> 00:07:42,628
و ساعت چهار و نیم صبح بهم زنگ زدن

126
00:07:42,712 --> 00:07:45,673
و گفتن که توی پیکو یکی
سعی کرده وارد خونه بشه

127
00:07:45,756 --> 00:07:50,052
منم رفتم به خونه جان رودریگز

128
00:07:50,136 --> 00:07:53,556
و اونجا یک افسر جوان خوبیو دیدم

129
00:07:53,639 --> 00:07:56,726
اون یه جعبه پیدا کرده بود و
روی رد پا رو باهاش پوشونده بود

130
00:07:56,809 --> 00:08:00,897
فقط محض اینکه بادی چیزی نیاد خرابش کنه
نیمخواست کسی اصلا دست بهش بزنه

131
00:08:01,564 --> 00:08:03,608
همین که گیل رسید اونجا

132
00:08:03,691 --> 00:08:06,486
تازه فهمیدم چقدر قضیه جدیه

133
00:08:06,569 --> 00:08:08,279
...اون گفت که نمیخوام بترسونمت ولی

134
00:08:08,362 --> 00:08:13,159
خیلی خوش شانسی که این یارو نیومده توی خونت

135
00:08:13,242 --> 00:08:15,411
منم گفتم منظورت چیه؟

136
00:08:15,495 --> 00:08:17,747
اونم گفت ببین این یارو خیلی بدجوره

137
00:08:18,331 --> 00:08:22,084
شروره. یه کارایی کرده
که اصلا دلت نمیخواد بدونی

138
00:08:22,168 --> 00:08:26,005
گیل کاریلو بود که بهم گفت
رد پا با قبلیا جور در میاد

139
00:08:29,926 --> 00:08:32,470
چقدر خوش شانس بودیم که زنده موندیم

140
00:08:34,722 --> 00:08:35,973
خیلی خوش شانس

141
00:08:38,518 --> 00:08:39,519
هممون

142
00:08:44,732 --> 00:08:47,318
حالا یه رد کفش داریم

143
00:08:47,401 --> 00:08:50,154
نمیدونستیم مال چه مدل کفشیه

144
00:08:50,947 --> 00:08:53,533
وقتی الگوی کف کفش رو پیدا کردیم

145
00:08:53,616 --> 00:08:57,286
به دوتا از بازرسامون گفتیم
برین ببینین مال چه کفشیه

146
00:08:58,079 --> 00:09:00,790
اونا هم به کفش فروشی های مختلف رفتن

147
00:09:02,208 --> 00:09:03,042
و پیداش کردن

148
00:09:03,125 --> 00:09:05,419
این رد یه کفش آویاست

149
00:09:08,839 --> 00:09:11,300
آویا خیلی کفش رو مدی نبود

150
00:09:11,384 --> 00:09:14,720
اون موقع مثل آدیداس و پوما شهرت نداشت

151
00:09:14,804 --> 00:09:16,472
یا حتی نایک

152
00:09:16,556 --> 00:09:19,308
تولیدش تازه شروع شده بود

153
00:09:22,436 --> 00:09:26,065
من مسئول بخش ردیابی مدارک آزمایشگاه بودم

154
00:09:26,649 --> 00:09:29,318
باید همه چیزو راجع به اون کفش میدونستم

155
00:09:31,779 --> 00:09:35,116
برای صحبت با جری استابل فیلد به
شهر پورتلند توی ایالت اورگان رفتم

156
00:09:35,199 --> 00:09:37,326
کسی که سازنده کفش آویاست

157
00:09:39,036 --> 00:09:42,832
اون بهم کف کفش هایی رو داد که
میتونستم برای مقایسه استفاده کنم

158
00:09:42,915 --> 00:09:45,376
از کفش هایی با رد پای کم بگیر تا زیاد

159
00:09:47,920 --> 00:09:52,633
...تونستم بفهمم که این رد کفش ها توسط

160
00:09:52,717 --> 00:09:55,595
کفش ایروبیک ایجاد شدن
نه کفش داوری یا بسکتبال

161
00:09:58,139 --> 00:10:01,350
و قطعا سایزش یازده و نیم بود

162
00:10:04,687 --> 00:10:09,817
اون همچنین برگه های فروش رو
هم بهم داد که با خودم برگردوندم

163
00:10:10,443 --> 00:10:13,571
...فهمیدیم که تو تاریخ نهم ژانویه سال 1985

164
00:10:13,654 --> 00:10:18,409
هزارو سیصد و پنجاه و شش جفت کفش
مدل 440 از تایوان وارد ایلات متحده شده بود

165
00:10:18,492 --> 00:10:20,244
که توی کل آمریکا پخش بشن

166
00:10:20,828 --> 00:10:23,539
بهشون گفتیم حس میکنیم کفش مشکی باشه

167
00:10:23,623 --> 00:10:26,876
طبق چیزایی که قربانی های بازمانده گفته بودن

168
00:10:29,128 --> 00:10:34,592
فقط شش تا کفش مشکی با
سایز 11 و نیم تولیده شده بود

169
00:10:35,343 --> 00:10:38,054
که پنج تاشون به آریزونا فرستاده شده بودن

170
00:10:40,848 --> 00:10:43,100
و فقط یکیشون به لس آنجلس فرستاده شده بود

171
00:10:46,812 --> 00:10:47,855
...یعنی

172
00:10:48,939 --> 00:10:51,859
ممکن بود یه امضایی چیزی جا گذاشته باشه

173
00:10:52,735 --> 00:10:55,863
ولی هیچوقت نتونستیم بیشتر از اون ردشو بزنیم

174
00:10:55,946 --> 00:10:57,990
جز اینکه به لس آنجلس فرستاده شده

175
00:10:58,908 --> 00:11:01,202
اما در هر صورت یه سرنخ خیلی مهمه

176
00:11:01,285 --> 00:11:02,578
...چون که اون رد کفش

177
00:11:03,621 --> 00:11:07,083
اونو به چندتا پرونده دیگه از
جمله پرونده بچه ها ربط داد

178
00:11:09,251 --> 00:11:12,380
در نتیجه اگه یه مظنونی رو بگیریم که

179
00:11:12,463 --> 00:11:16,550
کفشای آویا پوشیده قطعا خود قاتلست

180
00:11:18,844 --> 00:11:20,888
این کاریه که انجام میدیم

181
00:11:20,971 --> 00:11:23,766
مدارک مختلف رو بهم ربط میدی

182
00:11:23,849 --> 00:11:25,434
در واقع یه لیست درست کرده بودیم

183
00:11:26,102 --> 00:11:28,312
یه سری اسلحه های خاصی استفاده شده بودن

184
00:11:28,396 --> 00:11:31,107
شاهدان عینی ای رو داریم که زنده موندن

185
00:11:31,190 --> 00:11:32,650
و میشد همه اینا رو بهم وصل کنی

186
00:11:33,234 --> 00:11:36,320
و ببینی ربطشون چیه

187
00:11:36,404 --> 00:11:40,199
در نتیجه سعی میکنیم همه این
قطعه های پازل رو کنار هم بزاریم

188
00:11:41,701 --> 00:11:44,954
وقتی به هر پرونده قتل حل نشده
ای توی لس آنجلس نگاه میکنیم

189
00:11:45,538 --> 00:11:49,083
تقریبا 25 تا 30 تا پرونده
بودن که بررسی کردیم

190
00:11:49,166 --> 00:11:50,960
ببینیم ب هم ربطی دارن یا نه

191
00:11:52,044 --> 00:11:57,383
و یکی از پرونده هایی که بررسی
کردیم پرونده میبل بل و فلورنس لنگ بود

192
00:12:00,912 --> 00:12:02,912
بیست نهم می سال 1985
روز 73 ام

193
00:12:55,399 --> 00:12:56,817
دو خواهر که بالای 80 سال سنشون بود

194
00:12:56,901 --> 00:12:59,862
توی خونه کنار تپه شون توی مونروویا
مورد حمله قرار گرفتن و کتک خوردن

195
00:12:59,945 --> 00:13:02,656
یه باغبان دو روز بعد اونا
رو توی اتاق خوابشون پیدا کرد

196
00:13:03,532 --> 00:13:05,659
خونشون کاملا بهم ریخته بود

197
00:13:05,743 --> 00:13:08,496
میبل بل یکی از خواهرا دیروز فوت شد

198
00:13:08,579 --> 00:13:11,540
فلورنس لنگ خواهر دیگه توی
بیمارستان بستریه و شرایطشم خیلی بده

199
00:13:13,375 --> 00:13:16,003
مظنون از در پشتی وارد شده بود

200
00:13:17,440 --> 00:13:19,440
میبل بل
سن 83

201
00:13:19,465 --> 00:13:21,759
میبل بل جونشو از دست داد

202
00:13:21,842 --> 00:13:25,095
با نوار چسب برق بسته شده بود

203
00:13:28,015 --> 00:13:31,060
دست و پاهاش به چوبای تخت بسته شده بود

204
00:13:32,853 --> 00:13:35,940
بهش تجاوز شده بود و با
چکش تا سر حد مرگ زده بودنش

205
00:13:41,362 --> 00:13:45,241
خواهرش فلورنس لنگ به زور زنده بود

206
00:13:49,829 --> 00:13:52,998
یک ساعت آلارم روی زمین پیدا شده بود

207
00:13:53,082 --> 00:13:56,627
و به نظر میومد قسمتی از رد کفش روشه

208
00:13:57,378 --> 00:14:01,298
پاشو روی ساعت گذاشته
بود و سیمشو بیرون کشیده بود

209
00:14:01,382 --> 00:14:04,134
...چون توی بستن قسمتی از پاها و دست ها

210
00:14:04,218 --> 00:14:07,012
از کابل الکتریکی استفاده شده بود

211
00:14:07,763 --> 00:14:13,394
...و آزمایشگاهمون تونست اون رد کوچک رو

212
00:14:13,477 --> 00:14:15,062
با کفش آویا تطابق بده

213
00:14:18,524 --> 00:14:22,653
جالبش این بود که چقدر بعد
کشتن یک نفر راحت و بی خیال بود

214
00:14:23,445 --> 00:14:25,865
همونجا پفکی چیزی میخورد

215
00:14:34,206 --> 00:14:36,292
این یارو خیلی مریضه

216
00:14:37,835 --> 00:14:42,423
...اولین بار بود که یک ستاره پنج پر با رژ لب

217
00:14:42,506 --> 00:14:46,010
روی یکی از پاهای قربانی
و روی دیوار کشیده شده بود

218
00:14:54,768 --> 00:14:56,645
میدونستیم ستاره پنج پر چیه

219
00:14:56,729 --> 00:15:00,691
ولی نمیدونستیم برای
قاتل چه معنایی داره

220
00:15:01,817 --> 00:15:04,153
سعی میکرد پیامی برامون بزاره؟

221
00:15:04,862 --> 00:15:07,156
تو کار شیطان پرستی بود؟

222
00:15:07,239 --> 00:15:09,116
جزو باورهاش بود؟

223
00:15:09,199 --> 00:15:11,160
جزو اصول مراسمی چیزی بوده؟

224
00:15:11,952 --> 00:15:14,413
...شایدم داشته ادای

225
00:15:15,289 --> 00:15:16,289
منسون رو در میاورده؟

226
00:15:32,099 --> 00:15:36,303
شیطان یک نیروی ثبات دهنده به زندگی منه

227
00:15:43,013 --> 00:15:47,432
بهم دلیلی برای وجودم میده

228
00:15:49,189 --> 00:15:53,975
نیروییه که باعث میشه کارایی انجام بدم

229
00:15:59,951 --> 00:16:02,332
راجع بهش رویا میبینم

230
00:16:06,840 --> 00:16:11,637
پرونده های قدیمی رو که بررسی
میکردیم یه پرونده دیگه به چشممون خورد

231
00:16:11,720 --> 00:16:15,641
پرونده مربوط به تلاش برای
دزدیدن یک زن جوان از خیابان

232
00:16:15,724 --> 00:16:18,268
تو بخش شمال شرقی دپارتمان پلیس لس آنجلس بود

233
00:16:19,770 --> 00:16:24,358
قربانی با مظنون درگیر میشه و فرار میکنه

234
00:16:25,359 --> 00:16:27,653
مظنون با یک ماشین تویوتا فرار میکنه

235
00:16:30,823 --> 00:16:34,410
...و مظنون در حالی که داشته از صحنه دور میشده

236
00:16:34,493 --> 00:16:36,412
با ماشین خلاف کرده بود

237
00:16:36,495 --> 00:16:39,248
یکی از افسرای پلیس که با موتوز بوده دیدش

238
00:16:39,331 --> 00:16:41,709
و نگهش داشته

239
00:16:41,792 --> 00:16:44,837
طرف گواهینامه زانندگی نداشته

240
00:16:44,920 --> 00:16:49,591
مظنون رو از ماشین بیرون آورد و
مجبورش کرد دستاشو بزاره رو سقف ماشین

241
00:16:49,675 --> 00:16:51,969
در حالی که گشتش ببینه اسلحه داره یا نه

242
00:16:52,052 --> 00:16:54,930
افسر پلیس بهش میگه همینجا وایستا

243
00:16:55,014 --> 00:16:58,475
برگشته سمت موتورش تا یک برگه ثبت تخلف بیاره

244
00:17:01,353 --> 00:17:05,441
مظنون ما از رادیو افسر پلیس میشنوه

245
00:17:05,524 --> 00:17:10,279
که خبر تلاششو برای دزدین اون
دختر جوان داشتن اظلاع میدادن

246
00:17:11,363 --> 00:17:13,907
و توصیفاتی که دادن هم دقیقا مشابه ماشینش بود

247
00:17:14,575 --> 00:17:17,661
طرف فقط به پاهاش میگه ناامیدم نکنین

248
00:17:17,745 --> 00:17:21,331
یه ستاره پنج پر روی سقف
ماشین میکشه و فرار میکنه

249
00:17:21,915 --> 00:17:23,667
فقط فرار کرده

250
00:17:23,751 --> 00:17:27,254
بعدش معلوم شد ماشین دزدی بوده

251
00:17:31,633 --> 00:17:34,636
برای همین ما به بخش شمال شرقی رفتیم

252
00:17:35,637 --> 00:17:40,059
گفتیم که میخوایم از اون
ماشین نمونه برداری کنیم

253
00:17:41,727 --> 00:17:44,480
پلیسا ماشین رو به پارکینگ برده بودن

254
00:17:44,563 --> 00:17:48,275
و گفتن نگران نباشین خودمون انجامش میدیم

255
00:17:48,942 --> 00:17:51,153
رسما به بن بست خورده بودیم

256
00:17:52,654 --> 00:17:54,823
...شانسمون رو برای

257
00:17:55,532 --> 00:18:00,996
برای بدست آوردن مدرکی که
...ممکن بود به دستگیری قاتل منجر بشه

258
00:18:02,039 --> 00:18:03,039
از دست دادیم

259
00:18:07,544 --> 00:18:11,173
توی ناحیه لس آنجلس علاوه بر دپارتمان کلانتری

260
00:18:11,256 --> 00:18:13,050
دپارتمان پلیس لس آنجلس هم هست

261
00:18:13,133 --> 00:18:16,178
و ده ها حوزه قضایی کوچک تر دیگه هم هست

262
00:18:17,179 --> 00:18:22,643
ناحیه ایه که بسیار بزرگه

263
00:18:22,726 --> 00:18:25,145
ممکنه تو لس آنجلس جرمی مرتکب بشی

264
00:18:25,229 --> 00:18:28,232
و توی پنج دقیقه از سه تا
حوزه قضایی متفاوت رد بشی

265
00:18:29,817 --> 00:18:33,862
و داخل همه این حوزه های
قضایی کارآگاهای دایره جنایی هستن که

266
00:18:33,946 --> 00:18:36,156
که به صحنه جرم میرن

267
00:18:36,240 --> 00:18:38,117
و روی پرونده هاشون کار میکنن

268
00:18:38,200 --> 00:18:41,161
طبیعتا یه رقابتی شکل میگیره

269
00:18:41,245 --> 00:18:43,413
کی بیشتر مورد توجه قرار میگیره

270
00:18:43,497 --> 00:18:45,541
همه اینا توش تاثیر داره

271
00:18:46,125 --> 00:18:49,419
در نتیجه وقتی یه پرونده ای
داری که تو چندتا حوزه قضاییه

272
00:18:49,503 --> 00:18:53,841
یه مسابقه ای بین همه کسایی
...که میخوان پرونده رو حل کنن شکل میگیره

273
00:18:53,924 --> 00:18:55,175
که بیشتر جنبه رقابتی داره تا حل پرونده

274
00:18:57,302 --> 00:18:58,971
افراد سرشون تو منطقه کاری خودشونه

275
00:18:59,054 --> 00:19:03,183
و این یعنی اطلاعات رو
با هم به اشتراک نمیزارن

276
00:19:03,767 --> 00:19:05,853
و این یه مشکل بزرگه

277
00:19:19,158 --> 00:19:20,742
هیچ روز استراحتی نداشتیم

278
00:19:22,035 --> 00:19:25,372
از نظر جسمی و روحی خسته شده بودیم

279
00:19:28,500 --> 00:19:30,419
تجربه قبلا سر و کله زدن با پرونده مشابه

280
00:19:31,003 --> 00:19:32,003
کمک کننده بود

281
00:19:33,172 --> 00:19:34,172
خیلی زیاد

282
00:19:34,715 --> 00:19:37,384
میدونستیم که آخرش چی میشه

283
00:19:39,595 --> 00:19:41,430
برای مدت طولانی روی پرونده ای

284
00:19:42,556 --> 00:19:46,560
باید همیشه میانه رو باشی
اینو چندین بار به گیل گفتم

285
00:19:48,687 --> 00:19:51,481
...فرانک میگفت به هم دیگه نیاز داریم تا تو

286
00:19:51,565 --> 00:19:53,483
پستی ها و بلندی ها هوای هم رو داشته باشیم

287
00:19:57,821 --> 00:19:59,531
همکار برای همینه

288
00:20:08,540 --> 00:20:11,335
همه چیزمو برای این پرونده گذاشتم

289
00:20:14,944 --> 00:20:16,944
هفتم جولای سال 1985
روز 112 ام

290
00:20:26,433 --> 00:20:27,684
خونم خوابیده بودم

291
00:20:28,268 --> 00:20:30,395
خانوادم خونه نبودن

292
00:20:30,479 --> 00:20:33,607
و یدفعه ساعت 3 و نیم صبح بیدار شدم

293
00:20:34,191 --> 00:20:35,317
داشتم عرق میکردم

294
00:20:37,027 --> 00:20:38,362
ترسیدم

295
00:20:40,030 --> 00:20:41,406
قاتل توی خونمه

296
00:20:47,537 --> 00:20:50,082
اسلحمو برمیدارم و از اتاق خوابم میام بیرون

297
00:20:51,875 --> 00:20:54,002
اسلحمو هم راستای شونم نگه داشته بودم

298
00:20:54,086 --> 00:20:55,128
چراغا رو روشن میکردم

299
00:20:55,212 --> 00:20:58,340
مطمئنم میشدم که پشتم هیمشه به دیواره

300
00:20:59,549 --> 00:21:01,301
سریع میچرخیدم نگاه میکردم

301
00:21:02,094 --> 00:21:03,720
نفس کشیدنم نامنظم شده بود

302
00:21:04,596 --> 00:21:06,807
اگه به پلیس زنگ بزنم و کسی اونجا نباشه

303
00:21:06,890 --> 00:21:08,225
فکر میکنن دیوونه شدم

304
00:21:16,400 --> 00:21:18,402
کل خونه رو همینطوری گشتم

305
00:21:21,238 --> 00:21:22,238
چراغا رو خاموش کردم

306
00:21:23,031 --> 00:21:25,284
تفنگمو گذاشتم سر جاش و تلویزیون رو روشن کردم

307
00:21:27,744 --> 00:21:29,579
فیلم جان وین داشت پخش میشد

308
00:21:32,624 --> 00:21:34,960
ساکت بود و فقط مشغول فیلم دیدن میکردم

309
00:21:44,136 --> 00:21:47,055
یدفعه تلفن زنگ زد
و منو ترسوند

310
00:21:48,056 --> 00:21:50,892
بهم گفتن به دوستم لیندا آرتور زنگ بزنم

311
00:21:54,146 --> 00:21:55,314
بهش زنگ زدم

312
00:21:55,814 --> 00:21:58,233
و اون گفت گیل باید بیای اینجا

313
00:21:58,942 --> 00:22:01,945
چون همین الان به خانمی که خونه
روبه رویی من زندگی میکنه تجاوز شده

314
00:22:02,029 --> 00:22:04,448
و فکر میکنم به پرونده تو ربط داشته باشه

315
00:22:06,533 --> 00:22:08,493
به گیل گفتم که چه اتفاقی افتاده

316
00:22:09,161 --> 00:22:13,415
شب با دوستام رفته بودیم جکوزی

317
00:22:13,498 --> 00:22:18,128
و ساعت سه صبح بود که از جکوزی اومدیم بیرون

318
00:22:18,628 --> 00:22:19,963
و رفتیم خونه

319
00:22:21,048 --> 00:22:24,843
اونا توی اتاق مهمان رفتن خوابیدن

320
00:22:24,926 --> 00:22:28,889
پنج یا ده دقیقه بعدش دوست دخترم بلند شد و گفت

321
00:22:28,972 --> 00:22:32,225
لیندا یکی داره صدات میزنه

322
00:22:32,309 --> 00:22:35,645
منم گفتم نه بابا تلفن بغل خودمه اصلا صداشون نشنیدم

323
00:22:35,729 --> 00:22:38,648
اونم گفت نه یکی از بیرون خونه داره صدات میزنه

324
00:22:42,027 --> 00:22:44,237
حالا صدای همسایم رو شنیدم

325
00:22:44,321 --> 00:22:45,321
سوفی دیکمن

326
00:22:46,615 --> 00:22:49,451
داد میزد خانم آرتور! خانم آرتور

327
00:22:50,118 --> 00:22:52,454
منم دوییدم توی حیاط پشتی

328
00:22:52,537 --> 00:22:54,289
و از یک دیوار کوچک رفتم بالا

329
00:22:54,373 --> 00:22:56,792
و از روی آجر بالایی

330
00:22:57,667 --> 00:22:59,669
پنجره اتاق خوابشو میتونستم ببینم

331
00:23:02,005 --> 00:23:04,633
و بهش گفتم خوبی؟ چیزی شده؟

332
00:23:04,716 --> 00:23:08,762
و اون گفت که بهم تجاوز
شده و با دستبند به تخت بستنم

333
00:23:13,642 --> 00:23:17,104
مظنون در مخصوص ورود گربه رو از جا کنده بود

334
00:23:17,187 --> 00:23:19,147
و از همونجا وارد خونه شده بود

335
00:23:22,442 --> 00:23:24,736
و بهش تجاوز کرده بود

336
00:23:27,656 --> 00:23:31,326
و اون تخت رو کشیده بود
نزدیک پنجره تا بتونه منو صدا بزنه

337
00:23:33,412 --> 00:23:35,997
اون گفت که طرف یک دستکش تو دهنم گذاشته بود

338
00:23:36,081 --> 00:23:37,582
و یک بالش هم روی سرم

339
00:23:37,666 --> 00:23:39,960
فرد مهاجم بهش گفته بود که به من نگاه نکن

340
00:23:42,587 --> 00:23:44,131
دونستن این که

341
00:23:44,214 --> 00:23:46,466
من دقیقا اون طرف دیوارم

342
00:23:46,550 --> 00:23:49,678
و اون این جنایات رو انجام داده

343
00:23:50,929 --> 00:23:52,389
خیلی ترسناک بود

344
00:23:52,472 --> 00:23:54,683
چون طرف توی این منطقست

345
00:23:57,018 --> 00:23:59,146
و هر کسی ممکنه قربانیش باشه

346
00:24:05,527 --> 00:24:07,028
خیلی ترسناک بود

347
00:24:08,822 --> 00:24:10,866
 برای شب های متوالی خوابیدن سخت بود

348
00:24:12,868 --> 00:24:16,580
بعد از صحبت با سوفی دیکمن

349
00:24:16,663 --> 00:24:18,248
ساعت تقریبا هفت صبح بود که به همسرم زنگ زدم

350
00:24:18,331 --> 00:24:21,835
بهش گفتم چرا بچه ها رو بیدار نمیکنی؟

351
00:24:21,918 --> 00:24:24,129
میام پیشتون بریم صبحانه بخوریم

352
00:24:24,212 --> 00:24:26,923
فکر کنم تونست اون صبحانه رو

353
00:24:27,007 --> 00:24:30,093
بدون این که کسی بهش زنگ بزنه راحت بخوره

354
00:24:30,677 --> 00:24:32,721
به خونه مادر زنم برگشتم

355
00:24:32,804 --> 00:24:36,016
و اونجا نشستم و خسته بودم و به زنم گفتم

356
00:24:36,099 --> 00:24:39,519
بزار یه ساعت بخوابم باید ساعت
دوازده فرانک رو سر کار ببینم

357
00:24:39,603 --> 00:24:42,814
اونم گفت گیل اینطوری
نمیتونی ادامه بدی خودتو به کشتن میدی

358
00:24:42,898 --> 00:24:46,985
اونم با عصبانیت جوابمو داد

359
00:24:47,068 --> 00:24:48,528
خودم میدونم چه غلطی دارم میکنم

360
00:24:48,612 --> 00:24:51,990
ولی اون روحشم خبر نداره از
خطری که وجود داره هیچ اطلاعی نداره

361
00:24:52,073 --> 00:24:53,992
وقتی برمیگردم خونه و اتفاقاتی که افتاده

362
00:24:54,075 --> 00:24:55,076
اون گفت

363
00:24:56,244 --> 00:24:58,705
اگه نمیخوای بیدارم کنی

364
00:24:58,788 --> 00:25:00,665
به اداره زنگ میزنم و میگم
یه ساعت دیگه بیدارم کنن

365
00:25:01,333 --> 00:25:05,712
و یادمه یه پاشو بلند کرد

366
00:25:06,630 --> 00:25:08,089
و مشغول در آوردن کفشاش شد

367
00:25:08,173 --> 00:25:09,925
و صدای پیجرش در اومد

368
00:25:10,008 --> 00:25:13,178
که بهش گفتن باید بیای سراغ یک پرونده دیگه

369
00:25:50,048 --> 00:25:51,132
هفتم جولای

370
00:25:51,216 --> 00:25:53,218
جویس نلسون یک مادربزرگ 60 ساله

371
00:25:53,301 --> 00:25:55,804
وسط شب تو موناتری پارک کشته شد

372
00:26:00,225 --> 00:26:04,312
اسم مادربزرگم رو که از تلویزیون شنیدم

373
00:26:04,396 --> 00:26:06,106
فقط میگفتن جویس نلسون

374
00:26:06,189 --> 00:26:08,650
یک مادربزرگ 60 ساله اهل مناتری پارک

375
00:26:10,443 --> 00:26:13,113
ولی برای من خیلی بیشتر از این حرفا بود

376
00:26:15,824 --> 00:26:19,744
یادمه حتی برای لباسایی که
میپوشید هم ارزش قائل میشدم

377
00:26:19,828 --> 00:26:22,747
هیمشه فکر میکردم خیلی جذابه
یه جورایی ریزه میزه بود

378
00:26:22,831 --> 00:26:24,749
قدش تقریبا یک و نیم متر بود

379
00:26:24,833 --> 00:26:27,377
کلا شاید وزنش یکم بیشتر از 45 کیلو بود

380
00:26:27,460 --> 00:26:29,713
ولی من همیشه بهش میگفتم خیلی جذابی

381
00:26:29,796 --> 00:26:32,048
یه روحیه خوبی داشت

382
00:26:32,132 --> 00:26:33,800
روحیه مبارز

383
00:26:33,883 --> 00:26:35,635
که فکر میکنم همین باعث شد

384
00:26:35,719 --> 00:26:37,679
سال ها تنهایی و مستقل زندگی کنه

385
00:26:37,762 --> 00:26:39,139
و باعث قوی موندنش میشد

386
00:26:42,309 --> 00:26:47,105
یه خونه ای داشت که خودش خریده
بود ولی خیلی براش ارزشمند بود

387
00:26:50,650 --> 00:26:55,447
و خانمی بود که به حیاط جلوییش
میرفت و ژیمناستیک کار میکرد

388
00:26:56,031 --> 00:26:58,116
با یک شلوار مشکی و بلوز سفید

389
00:26:58,658 --> 00:27:00,910
و کفش های دو رنگ

390
00:27:00,994 --> 00:27:03,330
و تو محوطه جلویی خونه ژیمناستیک کار میکرد

391
00:27:05,040 --> 00:27:08,543
و همیشه یه گردنبندی رو مینداخت

392
00:27:08,627 --> 00:27:11,379
و بهم قول داده بود که وقتی فوت شد

393
00:27:11,463 --> 00:27:15,842
میخواد من گردنبند رو داشته
باشم چون اولین نوه اش بودم

394
00:27:15,925 --> 00:27:19,346
و یادمه بهش میگفتم گردنبندت رو نمیخوام

395
00:27:19,429 --> 00:27:21,640
چون هیچوقت نمیخواستم خودشو از دست بدم

396
00:27:21,723 --> 00:27:24,059
خودشو میخواستم نه گردنبندشو

397
00:27:26,686 --> 00:27:29,022
اغلب شب ها رو خونش میموندم

398
00:27:29,105 --> 00:27:30,815
آخر هفته ها رو باهاش میگذروندم

399
00:27:30,899 --> 00:27:32,984
و خیلی دفعه ها هم اسکیت هامو میاوردم

400
00:27:33,068 --> 00:27:35,487
و با اسکیت خیابون رو بالا پایین میکردم

401
00:27:39,574 --> 00:27:41,076
محله خوب و امنی بود

402
00:27:42,452 --> 00:27:44,037
تا این که دیگه نبود

403
00:27:47,832 --> 00:27:49,793
هفتم جولای سال 1985

404
00:27:50,627 --> 00:27:54,339
کالین چهاردمین جشن تولدش

405
00:27:54,422 --> 00:27:56,716
همون بعد ظهر میخواست بگیره

406
00:27:56,800 --> 00:27:58,885
برای همین عجله داشتیم برگردیم خونه

407
00:27:59,844 --> 00:28:02,681
وقتی رسیدیم اونجا دان
تو ورودی ماشین استاده بود

408
00:28:02,764 --> 00:28:05,266
و فکر کردم داره سکته میکنه

409
00:28:05,350 --> 00:28:08,228
مثل کاغذ سفید شده بود

410
00:28:10,438 --> 00:28:12,857
فکر کنم تو شوک بودم

411
00:28:12,941 --> 00:28:17,612
و من گفتم دان، دان چی شده؟

412
00:28:17,696 --> 00:28:20,448
اون بهم نگاه کرد و گفت مادربزرگت کشته شده

413
00:28:22,325 --> 00:28:24,619
یکی وارد خونش شده

414
00:28:25,537 --> 00:28:26,705
و کشتش

415
00:28:28,456 --> 00:28:29,541
...و فقط

416
00:28:31,543 --> 00:28:33,670
فکر کنم همون لحظه هم حس کردم

417
00:28:34,587 --> 00:28:37,841
همه چیز قراره فرق کنه
همه چیز عوض شده

418
00:28:41,219 --> 00:28:42,804
قلبم تحملشو نداشت

419
00:28:44,931 --> 00:28:47,767
فقط سوال تو ذهنمون بود و این که چرا

420
00:28:51,521 --> 00:28:54,065
روی تخت خون بود

421
00:28:54,649 --> 00:28:58,194
و خون زیادی هم کف زمین بود

422
00:28:59,988 --> 00:29:02,073
آخرین چیزی که از مادرم دیدم

423
00:29:03,116 --> 00:29:04,159
اون خون بود

424
00:29:08,621 --> 00:29:10,665
مادرم همیشه از اینکه بهش تجاوز بشه میترسید

425
00:29:10,749 --> 00:29:12,625
...یک

426
00:29:12,709 --> 00:29:15,336
مفهوم قضا و قدری همیشه تو ذهنش داشت

427
00:29:15,420 --> 00:29:18,173
و میدونست که آخرش قربانی تجاوز میشه

428
00:29:20,633 --> 00:29:22,469
باهاش جنگیده بود

429
00:29:23,344 --> 00:29:24,971
و بهش تجاوز نشده بود

430
00:29:26,347 --> 00:29:29,100
وقتی که میزدش خیلی عصبانی بوده

431
00:29:31,311 --> 00:29:36,483
رسما پاشو گذاشته بود بغل
سرش و رد پاش روش مونده بود

432
00:29:36,566 --> 00:29:37,776
رد کفش آویا

433
00:29:40,945 --> 00:29:43,782
ولی همین که میدونم باهاش جنگیده خوبه
متوجه میشین؟

434
00:29:43,865 --> 00:29:47,911
چون شخصیتش همین بود
بدون مبارزه دست نمیکشید

435
00:29:54,959 --> 00:29:57,378
...جویس نلسون

436
00:29:58,046 --> 00:30:01,049
در ساعات اولیه هفتم جولای به قتل رسیده بود

437
00:30:01,132 --> 00:30:03,718
کشته بودش ولی نیازش به سکس رو برطرف نکرده بود

438
00:30:04,302 --> 00:30:06,596
برای همین یک مایل اونورتر رفته بود

439
00:30:06,679 --> 00:30:09,891
وارد خونه سوفی دیکسون شده بود

440
00:30:10,934 --> 00:30:13,770
و بهش تجاوز کرده بود

441
00:30:15,563 --> 00:30:17,273
حالا قاتلی رو داریم که

442
00:30:17,357 --> 00:30:20,193
دو تا جرم رو توی یک شب انجام میده

443
00:30:21,444 --> 00:30:25,490
...و یک رد کفش روی سیمان

444
00:30:25,573 --> 00:30:27,951
نزدیک ورودی خانه نلسون پیدا کردیم

445
00:30:29,077 --> 00:30:32,121
و با همه رد کفش هایی که داشتیم جور در میومد

446
00:30:35,500 --> 00:30:38,002
در نتیجه الان

447
00:30:39,712 --> 00:30:40,712
تو یک بازه ده روزه

448
00:30:41,464 --> 00:30:42,464
پرونده هیگینز

449
00:30:42,507 --> 00:30:43,550
کنون

450
00:30:43,633 --> 00:30:44,551
بنت

451
00:30:44,634 --> 00:30:45,802
دیکمن

452
00:30:45,885 --> 00:30:46,970
و نلسون رو داشتیم

453
00:30:48,805 --> 00:30:51,558
پنج پرونده توی ده روز

454
00:30:51,641 --> 00:30:54,269
دیوونه کنندست

455
00:30:55,270 --> 00:30:59,065
جویس نلسون 61 ساله تنها در
خونش توی موناتری پارک زندگی میکرد

456
00:30:59,148 --> 00:31:01,317
دیروز پلیس جنازه اش رو در حالی
که تا حد مرگ کتک خورده بود پیدا کرد

457
00:31:01,401 --> 00:31:05,029
ممکنه قاتلش همون کسی باشه که اواسط ماه می

458
00:31:05,113 --> 00:31:09,033
به زور وارد خونه یکی دیگه شده بود و به پیرزن تجاوز کرده
بود و تا حد مرگ زده بودش و به شوهرش هم شلیک کرده بود

459
00:31:09,117 --> 00:31:12,328
و آیا همین فرد مظنون پنج پرونده دیگه

460
00:31:12,412 --> 00:31:15,832
در محله های نزدیک آرکیدیا،
مونرووا و سیرا مادره است؟

461
00:31:15,915 --> 00:31:17,667
کارآگاها میگن ممکنه

462
00:31:17,750 --> 00:31:20,253
...رسانه ها واقعا بعد از پرونده نلسون

463
00:31:20,336 --> 00:31:22,297
وارد ماجرا شدن

464
00:31:22,380 --> 00:31:24,382
تا این موقع رسانه خبری

465
00:31:24,465 --> 00:31:27,010
که به محل قتل پتی الین هیگینز رفته بود

466
00:31:27,093 --> 00:31:29,429
ما رو چهار روز بعدش توی خونه مری کنون دید

467
00:31:29,512 --> 00:31:32,849
که اونم توی محله آرکیدیاست
اونا گفتن اینجا چیکار میکنین؟

468
00:31:32,932 --> 00:31:36,936
گفتیم توی محله بودیم و روی پرونده دیگه کار میکردیم

469
00:31:37,645 --> 00:31:41,608
و بعدش اونا فرانک و گیل
رو توی موناتری پارک دیدن

470
00:31:41,691 --> 00:31:43,359
تو خونه جویس نلسون

471
00:31:43,443 --> 00:31:46,779
و اونا گفتن نه دیگه قطعا یه خبری هست

472
00:31:46,863 --> 00:31:49,240
یه اتفاقی در جریان بود

473
00:31:49,824 --> 00:31:51,910
با خودت فکر میکنی صبر کن ببینم اینجا چخبره؟

474
00:31:51,993 --> 00:31:54,495
سریع اخبارشو پخش کردن

475
00:31:56,039 --> 00:31:59,125
داستانش تو همه شبکه ها داره پخش میشه -
جدیدترین اخبار -

476
00:31:59,208 --> 00:32:00,418
این اتفاق بزرگیه

477
00:32:00,501 --> 00:32:03,671
و فقط توی استودیو ما نبود همه جا داشت پخش میشد

478
00:32:03,755 --> 00:32:07,967
هیچ جوره نمیشد از بچه ها مخفیش
کرد کل روز تو همه کانالا پخش میشد

479
00:32:08,051 --> 00:32:10,303
نمیشد ازش فرار کرد

480
00:32:10,386 --> 00:32:14,599
یه چیزی بود که اون موقع
همه راجع بهش حرف میزدن

481
00:32:14,682 --> 00:32:18,144
دارن به این قضیه نگاه میکنن

482
00:32:18,227 --> 00:32:20,229
که راجع به مادر بزرگته

483
00:32:20,313 --> 00:32:22,899
راجع به کسیه که دوستش
داری و قرار نیست دیگه ببینیش

484
00:32:24,817 --> 00:32:27,946
قاتلی که وارد خونه شد

485
00:32:28,446 --> 00:32:30,281
بدون هیچ دلیل خاصی

486
00:32:30,823 --> 00:32:33,368
بعضی وقتا ازشون دزدی میکرد بعضی وقتا نه

487
00:32:33,451 --> 00:32:35,870
بعضی وقتا تجاوز میکرد بعضی وقتا نه

488
00:32:36,704 --> 00:32:39,332
هیچ قربانی مشخصی نداشت

489
00:32:39,916 --> 00:32:41,084
نوع قربانی

490
00:32:41,167 --> 00:32:45,505
همچین چیزی رو تو جنوب کالیفرنیا ندیده بودیم

491
00:32:45,588 --> 00:32:48,675
و هرچی بیشتر بهش فکر میکنی

492
00:32:49,425 --> 00:32:50,760
از خودت میپرسی ممکنه نفر بعدی من باشم؟

493
00:32:53,930 --> 00:32:55,682
اینجا در سالن دادگستری مرکز شهر

494
00:32:55,765 --> 00:32:58,476
بازرسان بزرگ ترین اجتماع کارآگاهان
رو از موقع پرونده قاتل دامنه تپه

495
00:32:58,559 --> 00:33:00,103
دور هم جمع کردن

496
00:33:00,186 --> 00:33:03,815
فقط از دپارتمان ما 200 افسر
پلیس روی این پرونده کار میکردن

497
00:33:04,524 --> 00:33:06,776
حالا یک نیروی تمام عیاریم

498
00:33:06,859 --> 00:33:10,989
یکی سراغ رد کفش ها رو میگیره یکی
...سراغ دستبند ها میره یکی انگشت بندا

499
00:33:11,072 --> 00:33:15,159
آچار چرخ ها. از تولید کننده بپرسیم
تو چه مدل ماشینی ازش استفاده میشه

500
00:33:15,243 --> 00:33:18,705
برای اینکه بفهمیم طرف
از چه ماشینی استفاده میکنه

501
00:33:18,788 --> 00:33:21,624
و به دنبال هرگونه سرنخ ممکنی هستیم

502
00:33:21,708 --> 00:33:23,876
و خیلی باید ریزبین باشی

503
00:33:24,460 --> 00:33:27,755
برای همین برای تیم های مختلف
وظایف گوناگون تعیین کردیم

504
00:33:27,839 --> 00:33:31,259
برای اینکه بتونیم این حجم
از اطلاعات رو کنترل کنیم

505
00:33:31,342 --> 00:33:35,763
و هیچکدوم از سرنخ ها رو از دست ندیم

506
00:33:35,847 --> 00:33:36,847
شکی راجع بهش نیست

507
00:33:36,889 --> 00:33:40,393
و باید به محض اینکه میبینیش تشخیص بدی

508
00:33:40,476 --> 00:33:41,936
تا بازخورد مناسب رو داشته باشی

509
00:33:44,522 --> 00:33:46,441
مارتینز، دپارتمان کلانتری میتونم کمکتون کنم؟

510
00:33:47,150 --> 00:33:48,735
اسپانیایی صحبت میکنین؟

511
00:33:48,818 --> 00:33:50,903
بیش از هزار تا تماس داشتیم

512
00:33:52,613 --> 00:33:55,033
و اینجا در دایره جنایی کلانتری

513
00:33:55,116 --> 00:33:58,453
که 24 ساعت روز بازه و هر
تماسی که گرفته بشه رو پاسخ میدن

514
00:33:58,536 --> 00:34:00,329
مردم چپ و راست زنگ میزدن

515
00:34:01,205 --> 00:34:02,457
این مرد چه شکلی بود؟

516
00:34:02,540 --> 00:34:04,667
و همه سرنخ ها رو دنبال میکردیم

517
00:34:04,751 --> 00:34:08,004
بیشترشون راه به جایی
نمیبرن و به درد نمیخورن

518
00:34:08,087 --> 00:34:11,049
زنا زنگ میزدن که شوهرای
سابقشون این کارو کردن

519
00:34:11,841 --> 00:34:14,469
یه پلیس به اسم ویلی ویلسون رو یادمه

520
00:34:14,552 --> 00:34:19,015
یارو انگار از اون نیرو های دریایی سرسخت بود

521
00:34:19,098 --> 00:34:23,311
و یک روز مشتش رو کوبید روی
میز و شروع کرد به فحش دادن

522
00:34:23,394 --> 00:34:26,272
بهش نگاه کردم و خندیدم و گفتم چیشده ویلی؟

523
00:34:26,939 --> 00:34:30,151
گفت 20 ساله که توی بخش جنایی دارم کار میکنم

524
00:34:30,234 --> 00:34:35,823
وقتی درگیر یه پرونده بشم
سه سوت سرنخا رو در میارم

525
00:34:35,907 --> 00:34:39,410
گفت ببین این یارو دقیقا شبیه اون یکیه

526
00:34:39,494 --> 00:34:42,497
شبیه همون عکسی که نشون میدی

527
00:34:42,580 --> 00:34:45,249
تنها مشکلی که هست یارو کوتوله ست

528
00:34:45,833 --> 00:34:49,045
ولی ما کارمون همین بود
همه سرنخ ها رو دنبال میکردیم

529
00:34:55,185 --> 00:34:58,627
هشتم جولای سال 1985
روز 113 ام

530
00:35:01,432 --> 00:35:06,395
تلفن ها یکسره زنگ میخوردن و یه کسی تماس میگیره

531
00:35:07,230 --> 00:35:08,648
من پشت میزم نشستم

532
00:35:09,232 --> 00:35:10,441
سالرنو دایره جنایی

533
00:35:11,192 --> 00:35:13,236
فرانک؟ منم لارل اریکسون

534
00:35:13,319 --> 00:35:16,364
لارل اریکسون، اخبار شبکه چهار. لس آنجلس

535
00:35:18,407 --> 00:35:22,912
گفتم فرانک این رد کفشی که دارین چی؟

536
00:35:24,330 --> 00:35:25,998
گفتم چه کفشی؟

537
00:35:26,082 --> 00:35:28,126
گفت کفش آویا

538
00:35:29,377 --> 00:35:30,461
گفتم شروع شد

539
00:35:33,422 --> 00:35:37,885
این اطلاعات خیلی حیاتی ای برای بازرسا بود

540
00:35:38,886 --> 00:35:41,639
اگه قاتل که هنوز اسمشو نمیدونستن

541
00:35:42,223 --> 00:35:43,391
کفشاشو عوض میکرد

542
00:35:44,016 --> 00:35:49,689
دیگه نمیتونستن جرم های مربوط به اون رو تشخیص بدن

543
00:35:50,356 --> 00:35:51,941
منم گفتم باشه حالا چی؟

544
00:35:52,024 --> 00:35:54,861
گفت میخوام خبرشو پخش کنم
گفتم لارل نمیتونی این کارو بکنی

545
00:35:54,944 --> 00:35:58,030
کار ما رو خراب میکنی نباید این کارو بکنی

546
00:35:58,114 --> 00:35:59,240
من این کارو میکنم

547
00:35:59,323 --> 00:36:02,451
گفتم صبر کن -
اونو به کاپیتان وصل کرد -

548
00:36:02,535 --> 00:36:03,786
گفتم یه مشکلی داریم

549
00:36:05,454 --> 00:36:07,456
لارل اریکسون از ان بی سی رو

550
00:36:07,540 --> 00:36:10,168
پشت خط دارم
و راجع به کفش آویا میدونه

551
00:36:10,793 --> 00:36:12,253
کاپیتان گفت وصلش کن

552
00:36:12,336 --> 00:36:17,133
کاپیتان گفت یه جورایی انگار تو حبس خانگی این

553
00:36:17,216 --> 00:36:19,969
داخل اداره بمونین
نمیتونین برین بیرون

554
00:36:20,052 --> 00:36:21,679
وقتی بهتون گفتم برین

555
00:36:21,762 --> 00:36:28,644
از ورودی اصلی میرین داخل پارکینگ

556
00:36:28,728 --> 00:36:31,772
و لارل اریکسون با تیمش اونجا منتظرتونه

557
00:36:32,648 --> 00:36:33,648
چی؟

558
00:36:34,525 --> 00:36:38,571
همیشه این ماجرا بین خبرنگارا و بازرسا هست

559
00:36:38,654 --> 00:36:40,656
عصبانی بودم

560
00:36:40,740 --> 00:36:43,618
من نگران پرونده بودم
اون نگران خبرش بود

561
00:36:43,701 --> 00:36:47,330
خب اگه چیزیو دارین که اونا نمیخوان پخش بشه

562
00:36:47,413 --> 00:36:50,625
و در ازاش میتونین یه اطلاعات دیگه ای بهت بدن

563
00:36:50,708 --> 00:36:54,462
خب اطلاعات رو ازشون میگیری
و تحقیقاتشون رو خراب نمیکنی

564
00:36:54,545 --> 00:37:00,092
قراره یه مصاحبه اختصاصی با شما
دوتا راجع به این تحقیقات داشته باشه

565
00:37:00,176 --> 00:37:04,138
ولی بدون اطلاعات راجع به سرنخی
که پرونده ها رو به هم وصل میکنه

566
00:37:04,222 --> 00:37:07,433
اون یه معامله ای با ما کرد که
تا وقتی با ما نتونه مصاحبه کنه

567
00:37:07,516 --> 00:37:10,478
قضیه کفش رو بیخیال نمیشه

568
00:37:12,271 --> 00:37:14,523
گروهبان فرانک سالرنو 46 ساله

569
00:37:14,607 --> 00:37:17,652
هیچ چیزی که باعث شک قاتل بشه نمیگه

570
00:37:17,735 --> 00:37:22,323
او و شریک 35 سالش گیل کاریلو نمیتونن
خطر عمومی شدن این اطلاعات رو قبول کنن

571
00:37:22,907 --> 00:37:24,992
آخرین بار قاتل دامنه تپه بود

572
00:37:25,785 --> 00:37:27,245
سالرنو میگه اون پرونده

573
00:37:27,328 --> 00:37:30,748
اون پرونده برای حل کردن
پرونده فعلی کمک بزرگیه

574
00:37:31,374 --> 00:37:34,001
قاتلان سریالی یک چیز مشترک دارن

575
00:37:34,627 --> 00:37:36,712
در کل در قتل های سریالی

576
00:37:36,796 --> 00:37:40,216
چیزی که اتفاق میفته اینه که ممکنه جاشون رو
عوض کنن اما هیچوقت دست از کشتن بر نمیدارن

577
00:37:40,299 --> 00:37:42,635
تا وقتی که دستگیر و زندانی بشن یا کشته بشن

578
00:37:43,844 --> 00:37:45,680
میخواستم به خاطر اخاذی ازش شکایت کنم

579
00:37:45,763 --> 00:37:48,849
فکر میکنین لارل چطوری رد
کفش آویا رو به دست آورده؟

580
00:37:49,976 --> 00:37:51,686
یکی از کارآگاها بهش گفته

581
00:37:52,812 --> 00:37:56,023
دوست دارم بدونم کی بوده
تا شخصا ازش تشکر کنم

582
00:37:56,107 --> 00:37:58,901
لارل اریکسون، اخبار شبکه 4 لس آنجلس

583
00:38:05,950 --> 00:38:08,286
فشار زیادی برای پیدا کردنش بود

584
00:38:08,369 --> 00:38:11,914
توسط عموم مردم، خود کلانتر شرمن بلاک

585
00:38:11,998 --> 00:38:15,501
و فشار از سمت همکارا

586
00:38:16,043 --> 00:38:18,546
و فشاری که شخصا روی خودت میزاری

587
00:38:23,134 --> 00:38:26,512
پیدا کردنش میتونست به معنی
نجات اعضای خانواده باشه

588
00:38:26,595 --> 00:38:29,056
مادر خودم، بچه هام، همسرم

589
00:38:30,141 --> 00:38:32,226
باید جلوی دیوونه ای که این
کارا رو میکرد رو میگرفتیم

590
00:38:36,439 --> 00:38:38,691
فرانک بهتر از من باهاش کنار میومد

591
00:38:40,026 --> 00:38:44,155
نمیدونم اصلا میشه بهش فکر نکرد

592
00:38:45,031 --> 00:38:46,032
فقط تلاشمو میکردم

593
00:38:46,115 --> 00:38:48,242
وقتی میرسیدم خونم کلا بیخیال
قضایای مربوط به کارم میشدم

594
00:38:48,951 --> 00:38:51,454
با خانوادم هیچوقت از پرونده صحبت نمیکردم

595
00:38:51,537 --> 00:38:54,790
بچه هام اون موقع بزرگ شده بودن

596
00:38:54,874 --> 00:38:57,460
برای همین اینجوری نبود که سر میز شام بشینیم

597
00:38:57,543 --> 00:38:59,003
و بگن پدر امروز چطور بود

598
00:39:00,254 --> 00:39:04,759
بچه های من اون موقع هفت، 10 و 13 سالشون بود

599
00:39:05,926 --> 00:39:10,514
گیل 17 تا 18 ساعت هر روز کار میکرد

600
00:39:11,098 --> 00:39:16,645
فقط میومد خونه یه دوش
میگرفت و چند ساعتی میخوابید

601
00:39:17,146 --> 00:39:22,401
منم مجبور بودم تنهایی
سه تا بچمون رو راه ببرم

602
00:39:23,361 --> 00:39:25,821
اغلب هر روز زندگیمون رو

603
00:39:25,905 --> 00:39:29,033
بدون حضور گیل میگذروندیم

604
00:39:30,034 --> 00:39:31,202
آسون نبود

605
00:39:34,038 --> 00:39:37,500
یواش یواش داشتم عصبی میشدم
که اصلا شبیه شخصیت خودم نبود

606
00:39:38,084 --> 00:39:39,543
ولی عصبانی بودم

607
00:39:39,627 --> 00:39:41,921
چون که اون حجم فشاری که

608
00:39:42,004 --> 00:39:44,715
روی من بود رو درک نمیکرد

609
00:39:45,633 --> 00:39:47,635
هرکسی یه جوری باهاش کنار میاد

610
00:39:48,594 --> 00:39:50,888
متاسفانه بعضیا به مستی پناه
میاوردن تا ذهنشون رو ازش دور کنن

611
00:39:51,472 --> 00:39:53,933
که اگه این کارو هم بکنی اصلا
دلت نمیخواد اعتیاد بهش پیدا کنی

612
00:40:04,443 --> 00:40:05,945
شب های زیادی بود که

613
00:40:06,529 --> 00:40:08,280
کارمون رو تموم میکردیم

614
00:40:09,740 --> 00:40:11,450
و میرفتیم یکی دوتا نوشیدنی بزنیم

615
00:40:12,201 --> 00:40:15,371
چندتا بار توی محله چینی ها بود

616
00:40:15,955 --> 00:40:18,082
که برای کسب اطلاعات میرفتیم

617
00:40:21,627 --> 00:40:23,629
یکی از اون اسمش بار فلورا بود

618
00:40:24,338 --> 00:40:28,467
و باید درشو میزدی و صبر میکردی

619
00:40:29,802 --> 00:40:33,806
و خیلی زود یکی از داخل درو کمی
باز میکرد و یه نگاهی بهت مینداخت

620
00:40:33,889 --> 00:40:36,183
اگه میشناختت

621
00:40:36,267 --> 00:40:38,227
درو باز میکرد و میزاشت بری داخل

622
00:40:39,353 --> 00:40:40,271
و اگه درو باز نمیکرد

623
00:40:40,354 --> 00:40:44,442
دیگه نمیتونستی بری داخل

624
00:40:49,029 --> 00:40:51,615
اونجا میشد راجع به کار صحبت کنی

625
00:40:51,699 --> 00:40:55,578
چون که تقریبا همه اونجا
جزو نیرو های انتظامی بودن

626
00:40:56,162 --> 00:40:59,874
تنها زمانی که من و فرانک آرامش پیدا میکردیم

627
00:41:00,749 --> 00:41:03,461
وقتی بود که برای نوشیدنی خوردن میرفتیم

628
00:41:06,964 --> 00:41:09,758
نگران سلامتیش بودم

629
00:41:09,842 --> 00:41:12,803
نگرانیم برای این بود که اینقدر خسته بود

630
00:41:12,887 --> 00:41:16,891
و موقع برگشتنش به خونه
هم چندتا نوشیدنی میخورد

631
00:41:16,974 --> 00:41:20,352
میترسیدم پشت فرمون خوابش ببره

632
00:41:20,436 --> 00:41:23,230
برمیگشتم خونه و زنم میگفت تا
دیر وقت کار میکردی؟ منم میگفتم آره

633
00:41:23,314 --> 00:41:25,024
...بعد میرفتیم توی تخت و

634
00:41:25,107 --> 00:41:27,234
الکل خوردی مگه نه؟

635
00:41:27,318 --> 00:41:31,197
رابطمون بد شده بود

636
00:41:31,780 --> 00:41:34,992
برای همسر یک افسر پلیس بودن
باید صبر ایوب رو داشته باشین

637
00:41:35,016 --> 00:41:45,016
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

638
00:41:47,001 --> 00:41:51,653
نهم جولای سال 1985
روز 114 ام

639
00:41:55,137 --> 00:41:57,056
...وقتی اولین بار راجع به پرونده ای که

640
00:41:57,139 --> 00:42:00,226
مظنون با یک ماشین سرقتی متوقف شده بود

641
00:42:00,309 --> 00:42:03,354
و یک ستاره پنج پر روش
کشید و فرار کرد شنیدیم

642
00:42:04,146 --> 00:42:09,652
بهمون گفته بودن که اون ماشین توسط
پلیس لس آنجلس نمونه برداری میشه

643
00:42:09,735 --> 00:42:10,986
داشتیم سراغشو میگرفتیم

644
00:42:11,070 --> 00:42:14,698
و هیچ اطلاعی هم بهمون
نمیدادن که دارن چیکار میکنن

645
00:42:14,782 --> 00:42:17,701
به کاپیتان گریم راجع بهش گفتیم
اونم یه تماس میگیره

646
00:42:17,785 --> 00:42:19,787
اونم به جایی نمیرسه

647
00:42:19,870 --> 00:42:22,998
بالاخره یکم فشار روشون وارد کرد

648
00:42:23,082 --> 00:42:25,709
و اونا گفتن باشه میتونین به
ماشین دسترسی داشته باشین

649
00:42:25,793 --> 00:42:27,878
هنوز توی پارکینگه

650
00:42:27,962 --> 00:42:30,130
و نمونه برداری هم نشده بود

651
00:42:30,214 --> 00:42:36,720
اون موقع بود که فهمیدیم ماشین
رو زیر آفتاب پارک کرده بودن

652
00:42:37,555 --> 00:42:39,723
وقتی که به ماشین رسیدیم

653
00:42:40,558 --> 00:42:44,228
همه چی سوخته بود

654
00:42:44,311 --> 00:42:46,814
هیچی اونجا نبود

655
00:42:46,897 --> 00:42:50,901
دیگه به درد نمونه برداری نمیخورد

656
00:42:53,112 --> 00:42:55,239
اما داخل ماشین

657
00:42:56,115 --> 00:42:59,243
یک جعبه پلاستیکی ارزون بود که

658
00:43:00,160 --> 00:43:03,622
و داخلش یک کارت تجاری
مربوط به یک دندانپزشکی بود

659
00:43:05,249 --> 00:43:09,753
مربوط به یک دندانپزشک تو محله چینیا بود

660
00:43:11,046 --> 00:43:14,842
من و گیل رفتیم و با دندانپزشکه مصاحبه کردیم

661
00:43:14,925 --> 00:43:18,429
و فهمیدیم که مظنون ما حالا هر کسی که بود

662
00:43:18,512 --> 00:43:22,641
سوم جولای دوباره اومده بود
و اون روز هم هشتم یا نهم جولای بود

663
00:43:23,684 --> 00:43:25,561
به خاطر پنج روز فاصله نتونستیم بگیریمش

664
00:43:25,644 --> 00:43:27,938
چون که تازه راجع به اون کارت فهمیده بودیم

665
00:43:31,567 --> 00:43:33,944
و تنها چیزی که میتونستیم بهش فکر کنیم

666
00:43:34,028 --> 00:43:37,239
اگه راجع به این کارت اون موقع میدونستیم

667
00:43:38,657 --> 00:43:39,742
چی میشد؟

668
00:43:42,786 --> 00:43:44,747
میتونستیم مظنون رو دستگیر کنیم

669
00:43:47,249 --> 00:43:50,919
کارت به اسم ریچارد منا نوشته شده بود

670
00:43:52,671 --> 00:43:55,299
یه آدرس الکی هم نوشته بود

671
00:43:55,382 --> 00:43:58,093
فکر کنم خیابون برانیک توی شرق لس آنجلس بود

672
00:44:01,889 --> 00:44:06,060
تونستم چندتا تصویر ایکس ری از دکتر بگیرم

673
00:44:07,394 --> 00:44:12,191
و اونا رو پیش یکی از
دوستان دندانپزشک نزدیکم بردم

674
00:44:12,274 --> 00:44:13,567
و گفتم

675
00:44:13,651 --> 00:44:15,778
راجع به این عکس ها چی میتونی بهم بگی؟

676
00:44:15,861 --> 00:44:18,322
گفت طرف قطعا برمیگرده

677
00:44:18,405 --> 00:44:19,823
یک دندون نهفته داره

678
00:44:19,907 --> 00:44:22,451
و اگه همین الانشم نکشته
باشش به زودی این کارو میکنه

679
00:44:23,035 --> 00:44:24,035
برمیگرده

680
00:44:25,454 --> 00:44:27,915
دو تا از افسرای آسیایی خودمون رو

681
00:44:27,998 --> 00:44:29,458
یک تیم نظارتی دو نفره

682
00:44:29,541 --> 00:44:33,671
اونا رو گذاشتیم اونجا تا
منتظر برگشتن ریچارد باشن

683
00:44:33,754 --> 00:44:36,715
توی اداره -
اونا هر روز اونجا بودن -

684
00:44:36,799 --> 00:44:39,802
و میدونستیم اگه طرف برگرده اونا میگیرنش

685
00:44:39,885 --> 00:44:43,931
بیشتر، حالا بیشتر بارون میاد

686
00:44:44,014 --> 00:44:45,891
بیشتر، حالا بیشتر

687
00:44:45,974 --> 00:44:48,060
بیشتر

688
00:44:48,686 --> 00:44:51,271
از بین این کابوس های شهری با من عبور میکنی

689
00:44:52,231 --> 00:44:55,401
و با اطمینان خاطر راجع بهشون صحبت میکنیم

690
00:44:55,484 --> 00:44:57,569
ولی ما رو از هم جدا نمیکنه

691
00:44:59,113 --> 00:45:01,657
سرمون رو بالای فاضلاب نگه میداریم

692
00:45:02,741 --> 00:45:05,869
ولی توی این محل مکانیکی
جایی برای ایده آل ها نیست

693
00:45:06,537 --> 00:45:08,247
و حالا تو رفتی

694
00:45:08,330 --> 00:45:09,373
رفتی

695
00:45:12,209 --> 00:45:15,713
تمام مدت توی شک
تمام مدت توی ترس

696
00:45:15,796 --> 00:45:19,133
تمام مدت توی شک
تمام مدت توی ترس

697
00:45:19,800 --> 00:45:22,010
که مثل این کابوس های شهری

698
00:45:22,094 --> 00:45:24,263
آسمون های هم دیگه رو سیاه میکنیم

699
00:45:24,346 --> 00:45:26,348
آسمون، آسمون

