﻿WEBVTT

00:00:13.656 --> 00:00:15.656
لس آنجلس

00:00:27.821 --> 00:00:29.821
سال 1977

00:00:31.564 --> 00:00:32.773
...دو پسر جوون روزنامه فروش

00:00:32.866 --> 00:00:36.244
جدید ترین قربانی رو کنار تپه ای
در شمال شرق لس آنجلس پیدا کردن

00:00:36.828 --> 00:00:38.997
...جنازه داخل خاکریزی به عمق 4 و نیم متر

00:00:39.080 --> 00:00:40.582
توی محله ای مسکونی پرت شده بود

00:00:41.416 --> 00:00:43.752
قربانی زنی 20 ساله بود

00:00:43.835 --> 00:00:45.587
و بدنش لخت بود

00:00:50.133 --> 00:00:52.385
...تو خونه بهم زنگ زدن

00:00:53.053 --> 00:00:55.722
و گفتن احتمالا آوردوز کرده

00:00:58.933 --> 00:01:00.685
پوشش جنازه رو از روش برداشتیم

00:01:00.769 --> 00:01:04.022
و جای کبودی رو مچ دست هاش دیده میشد

00:01:04.105 --> 00:01:06.816
و همچنین روی مچ پاهاش

00:01:06.900 --> 00:01:09.027
و رد خفگی روی گردنش هم دیده میشد

00:01:09.110 --> 00:01:10.320
خیلی تابلو بود

00:01:10.403 --> 00:01:12.739
قضیه راجع به آوردوز نبود و قتل بود

00:01:19.496 --> 00:01:22.624
ده زن جوان که بسته شدن
بهشون تجاوز شده و خفه شدن

00:01:22.707 --> 00:01:24.876
جنازه هاشون در مناطق تپه
ای به صورت پراکنده پیدا شدن

00:01:24.959 --> 00:01:28.338
صبح روز یکشنبه جنازه
...پائولا گلن وارد 18 ساله

00:01:28.421 --> 00:01:30.632
تو یک گوشه خلوت مخصوص عشق بازی پیدا شده

00:01:30.707 --> 00:01:33.543
جنازه کرولین ویلیامز 21 ساله پیدا شده

00:01:33.635 --> 00:01:37.764
این قتل ها به قاتلی معروف به
قاتل دامنه تپه نسبت داده شده

00:01:37.847 --> 00:01:40.850
قاتل دامنه تپه داستان
خیلی بزرگی تو لس آنجلس بود

00:01:41.726 --> 00:01:44.479
...یازه جنازه، یازه زن که جنازه همه اونا

00:01:45.230 --> 00:01:49.526
کنار تپه ها پرت شده بودن که راحت دیده میشدن

00:01:50.151 --> 00:01:51.319
لخت بودن

00:01:51.986 --> 00:01:53.947
جنازه هاشون تو حالات خاصی قرار داشت

00:01:54.030 --> 00:01:56.074
...یکی از فرضیه هامون

00:01:56.157 --> 00:01:58.993
...این بود که یا طرف پلیسه

00:01:59.744 --> 00:02:01.287
...یا کسی که تظاهر به پلیس بودن میکنه

00:02:02.080 --> 00:02:06.042
چون هیچکدوم از قربانی
ها نشونه درگیری نداشتن

00:02:06.126 --> 00:02:09.712
وقتی از خیابون بلندشون
میکردن با اراده خودشون میرفتن

00:02:11.047 --> 00:02:14.551
ولی روی ماشین قربانی سیزدهم که
...سیدنی هادسپث 20 ساله بوده

00:02:14.634 --> 00:02:16.970
اثر کف دست پیدا شده

00:02:17.053 --> 00:02:20.765
در کالیفرنیا یک نگهبان امنیتی سابق
...به اتهام برخی از قتل های کنار تپه

00:02:20.849 --> 00:02:22.851
حبس ابد خورده

00:02:24.018 --> 00:02:26.563
...کنث بیانکی تو یکی از دادگاه های لس آنجلس

00:02:26.646 --> 00:02:30.066
به قتل پنج نفر از افراد کنار تپه اعتراف کرد

00:02:30.150 --> 00:02:32.235
...اون گناهکار بودن خودش رو پذیرفت

00:02:32.318 --> 00:02:35.071
و قبول کرد علیه پسر
عموش آنجلو بونو شهادت بده

00:02:35.655 --> 00:02:39.409
نکته عجیبش این بود که کار دو تا پسر عمو بود

00:02:40.201 --> 00:02:41.286
فهمیدن این

00:02:41.870 --> 00:02:43.371
خیلی سخت بود

00:02:43.454 --> 00:02:47.250
مردان و زنان زیاد دیگه ای بودن
که روی این پرونده کار میکردن

00:02:47.333 --> 00:02:49.586
ولی فرانک کسی بود که کل کارو جمع بندی کرد

00:02:50.253 --> 00:02:52.297
...و وقتی سالرنو این کارو کرد

00:02:53.131 --> 00:02:55.091
پرامون ریخته بود

00:02:56.134 --> 00:02:58.011
این کار خیلی سختی بود

00:03:03.725 --> 00:03:05.727
...یادمه به گیل گفتم

00:03:05.810 --> 00:03:08.563
اینا پرونده هایین که شاید
یکبار تو عمرت پیش بیان

00:03:11.441 --> 00:03:12.775
...ناگهان

00:03:14.444 --> 00:03:16.070
یکی دیگه پیداش شد

00:03:16.094 --> 00:03:26.094
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:03:26.118 --> 00:03:30.118
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:03:31.257 --> 00:03:33.257
تابستان سال 1985

00:03:33.282 --> 00:03:36.900
دمای حالت در بیشترین حالت بعد ظهر فردا به 105
درجه میرسه و این رقم برای صحرا 108 درجه است

00:03:36.925 --> 00:03:40.303
تو شهر پالم استرینگ به 117 درجه میرسه
فردا دوباره رکورد گرما زده میشه

00:03:40.386 --> 00:03:43.014
طی چند روز آینده هوا گرم و آفتابی خواهد بود

00:03:45.642 --> 00:03:48.102
در واقع به دنبال شکار یک مردی

00:03:51.314 --> 00:03:53.316
من تا به حال شکارچی نبودم
بیشتر یه بچه شهریم

00:03:53.399 --> 00:03:55.485
برای همین بهش به عنوان
بازی سرنخ پیدا کردن نگاه میکردم

00:03:56.444 --> 00:03:59.739
سرهنگ ماسترد این کارو با یک
اسلحه تو آشپزخونش انجام داده بود

00:04:00.323 --> 00:04:03.034
...داری سعی میکنی مثل یه شخصی فکر کنی

00:04:03.117 --> 00:04:05.286
که اصلا منطقی فکر نمیکنه

00:04:06.079 --> 00:04:09.540
قاتل سریالی رو داشتیم که مسئول
دزدین بچه های کوچک هم بود

00:04:10.667 --> 00:04:12.794
و به روش های مختلفی قربانی هاشو میکشه

00:04:12.877 --> 00:04:13.920
اسلحه

00:04:14.420 --> 00:04:15.630
چاقو

00:04:15.713 --> 00:04:17.173
خفگی با کابل

00:04:17.257 --> 00:04:18.549
خفه کردن با دست

00:04:18.633 --> 00:04:20.260
ضربه شدید

00:04:20.343 --> 00:04:25.390
تنها چیز مشابهی که راجع
بهش بود متفاوت بودنشه

00:04:25.473 --> 00:04:28.935
سراغ افراد جوون و پیر میرفت

00:04:29.018 --> 00:04:31.145
هم سراغ زن ها میرفت هم مردا

00:04:31.229 --> 00:04:35.191
قربانی هاشو چطوری انتخاب میکرد؟
خونه ها رو چطوری انتخاب میکرد؟

00:04:36.442 --> 00:04:37.944
هیچ الگویی نبود

00:04:39.654 --> 00:04:43.283
هیولا میان خودمون بود و داشت شکارمون میکرد

00:04:44.242 --> 00:04:46.995
و هر کسی میتونه قربانی بعدیش باشه

00:04:51.527 --> 00:04:53.527
ششم جولای سال 1985
روز 111 ام

00:04:59.632 --> 00:05:01.801
جان توی اتاق خواب عقبی خوابیده بود

00:05:01.884 --> 00:05:05.596
و منم روی مبل توی اتاق
پذیرایی خوابم برده بود

00:05:09.475 --> 00:05:12.353
یه صدای خیلی بلندی بیدارم کرد

00:05:13.146 --> 00:05:16.274
اعصابم بهم ریخته بود و گفتم

00:05:16.357 --> 00:05:17.358
!جان

00:05:17.442 --> 00:05:19.944
چون که با این صدا بچه ها رو بیدار میکرد

00:05:20.611 --> 00:05:21.611
و

00:05:23.406 --> 00:05:24.406
...همون موقع

00:05:25.199 --> 00:05:26.617
فهمیدم که جان نیست

00:05:30.038 --> 00:05:32.332
هیچ جوابی نیومد همه چی آروم بود

00:05:36.753 --> 00:05:37.753
...فقط

00:05:38.296 --> 00:05:39.296
ترس

00:05:42.675 --> 00:05:44.010
ترس شدید

00:05:47.722 --> 00:05:50.516
نمیدونستم که آیا چیزی توی خونست

00:05:51.142 --> 00:05:54.312
یا اون چیز نصفش توی خونس و نصف دیگش بیرونه

00:05:55.563 --> 00:05:57.398
ولی میدونستم یه چیزی اونجاست

00:05:59.942 --> 00:06:02.111
میترسیدم تکون بخورم

00:06:05.823 --> 00:06:07.367
...من مثل شوهرای معمولیم. اینجوریم که

00:06:07.450 --> 00:06:11.245
مزاحمم نشین چند ساعت
دیگه باید بیدار بشم برم سر کار

00:06:13.664 --> 00:06:15.541
فقط یک صداست نگران نباش

00:06:16.918 --> 00:06:19.629
اون اصرار میکرد
میگفت نه صدای پنجره رو شنیدم

00:06:19.712 --> 00:06:23.132
برای همین رفتم اسلحمو
برداشتم و اطراف خونه رو گشتم

00:06:27.845 --> 00:06:31.224
رفتم پشت میز ناهار خوریمون

00:06:31.307 --> 00:06:33.768
و همینطور که داشتم دور میز قدم میزدم

00:06:34.685 --> 00:06:38.147
یکی از پنجره هایی که به
...عمرمون بازش نکرده بودیم

00:06:38.231 --> 00:06:40.983
چون که کاملا با رنگ پوشونده شده بود

00:06:41.651 --> 00:06:43.236
کامل باز شده بود

00:06:45.488 --> 00:06:47.156
پنجره کامل بالا رفته بود

00:06:47.240 --> 00:06:49.492
و گیر کرده بود -
باید به پلیس زنگ بزنیم -

00:06:49.575 --> 00:06:53.454
اون گفت من خودم پلیسم
گفتم میدونم ولی در هر صورت باید زنگ بزنیم

00:06:53.538 --> 00:06:55.248
رفتم چراغ قوه ام رو برداشتم

00:06:55.331 --> 00:06:57.750
و نورشو به بیرون پنجره گرفتم

00:06:57.834 --> 00:07:01.963
اون موقع بود که رد پا
رو روی گل تو باغچه دیدم

00:07:02.046 --> 00:07:06.342
شب قبلش اینقدر باغچه
...رو آب داده بودیم که زمین

00:07:07.135 --> 00:07:09.762
کاملا خیس بود

00:07:09.846 --> 00:07:13.099
...و وقتی طرف روی پاش فشار آورده

00:07:13.182 --> 00:07:14.600
تا پنجره رو بده بالا

00:07:15.351 --> 00:07:17.186
یه رد پای تمیز جا مونده بود

00:07:20.648 --> 00:07:22.066
یه واحد فرستادن سمتمون

00:07:22.859 --> 00:07:25.194
و من بهش رد پا رو نشون دادم

00:07:26.112 --> 00:07:28.781
و اونم به دقت بهشون نگاه میکنه

00:07:28.865 --> 00:07:31.284
و میگه فکر کنم همون یاروعه

00:07:31.909 --> 00:07:33.411
بعدش گیل

00:07:33.494 --> 00:07:36.831
و یه عده دیگه از افراد آزمایشگاه
جرم شناسی اومدن توی خونه

00:07:36.914 --> 00:07:39.792
به صورت اتفاقی اون شیفت شب بودم

00:07:39.876 --> 00:07:42.628
و ساعت چهار و نیم صبح بهم زنگ زدن

00:07:42.712 --> 00:07:45.673
و گفتن که توی پیکو یکی
سعی کرده وارد خونه بشه

00:07:45.756 --> 00:07:50.052
منم رفتم به خونه جان رودریگز

00:07:50.136 --> 00:07:53.556
و اونجا یک افسر جوان خوبیو دیدم

00:07:53.639 --> 00:07:56.726
اون یه جعبه پیدا کرده بود و
روی رد پا رو باهاش پوشونده بود

00:07:56.809 --> 00:08:00.897
فقط محض اینکه بادی چیزی نیاد خرابش کنه
نیمخواست کسی اصلا دست بهش بزنه

00:08:01.564 --> 00:08:03.608
همین که گیل رسید اونجا

00:08:03.691 --> 00:08:06.486
تازه فهمیدم چقدر قضیه جدیه

00:08:06.569 --> 00:08:08.279
...اون گفت که نمیخوام بترسونمت ولی

00:08:08.362 --> 00:08:13.159
خیلی خوش شانسی که این یارو نیومده توی خونت

00:08:13.242 --> 00:08:15.411
منم گفتم منظورت چیه؟

00:08:15.495 --> 00:08:17.747
اونم گفت ببین این یارو خیلی بدجوره

00:08:18.331 --> 00:08:22.084
شروره. یه کارایی کرده
که اصلا دلت نمیخواد بدونی

00:08:22.168 --> 00:08:26.005
گیل کاریلو بود که بهم گفت
رد پا با قبلیا جور در میاد

00:08:29.926 --> 00:08:32.470
چقدر خوش شانس بودیم که زنده موندیم

00:08:34.722 --> 00:08:35.973
خیلی خوش شانس

00:08:38.518 --> 00:08:39.519
هممون

00:08:44.732 --> 00:08:47.318
حالا یه رد کفش داریم

00:08:47.401 --> 00:08:50.154
نمیدونستیم مال چه مدل کفشیه

00:08:50.947 --> 00:08:53.533
وقتی الگوی کف کفش رو پیدا کردیم

00:08:53.616 --> 00:08:57.286
به دوتا از بازرسامون گفتیم
برین ببینین مال چه کفشیه

00:08:58.079 --> 00:09:00.790
اونا هم به کفش فروشی های مختلف رفتن

00:09:02.208 --> 00:09:03.042
و پیداش کردن

00:09:03.125 --> 00:09:05.419
این رد یه کفش آویاست

00:09:08.839 --> 00:09:11.300
آویا خیلی کفش رو مدی نبود

00:09:11.384 --> 00:09:14.720
اون موقع مثل آدیداس و پوما شهرت نداشت

00:09:14.804 --> 00:09:16.472
یا حتی نایک

00:09:16.556 --> 00:09:19.308
تولیدش تازه شروع شده بود

00:09:22.436 --> 00:09:26.065
من مسئول بخش ردیابی مدارک آزمایشگاه بودم

00:09:26.649 --> 00:09:29.318
باید همه چیزو راجع به اون کفش میدونستم

00:09:31.779 --> 00:09:35.116
برای صحبت با جری استابل فیلد به
شهر پورتلند توی ایالت اورگان رفتم

00:09:35.199 --> 00:09:37.326
کسی که سازنده کفش آویاست

00:09:39.036 --> 00:09:42.832
اون بهم کف کفش هایی رو داد که
میتونستم برای مقایسه استفاده کنم

00:09:42.915 --> 00:09:45.376
از کفش هایی با رد پای کم بگیر تا زیاد

00:09:47.920 --> 00:09:52.633
...تونستم بفهمم که این رد کفش ها توسط

00:09:52.717 --> 00:09:55.595
کفش ایروبیک ایجاد شدن
نه کفش داوری یا بسکتبال

00:09:58.139 --> 00:10:01.350
و قطعا سایزش یازده و نیم بود

00:10:04.687 --> 00:10:09.817
اون همچنین برگه های فروش رو
هم بهم داد که با خودم برگردوندم

00:10:10.443 --> 00:10:13.571
...فهمیدیم که تو تاریخ نهم ژانویه سال 1985

00:10:13.654 --> 00:10:18.409
هزارو سیصد و پنجاه و شش جفت کفش
مدل 440 از تایوان وارد ایلات متحده شده بود

00:10:18.492 --> 00:10:20.244
که توی کل آمریکا پخش بشن

00:10:20.828 --> 00:10:23.539
بهشون گفتیم حس میکنیم کفش مشکی باشه

00:10:23.623 --> 00:10:26.876
طبق چیزایی که قربانی های بازمانده گفته بودن

00:10:29.128 --> 00:10:34.592
فقط شش تا کفش مشکی با
سایز 11 و نیم تولیده شده بود

00:10:35.343 --> 00:10:38.054
که پنج تاشون به آریزونا فرستاده شده بودن

00:10:40.848 --> 00:10:43.100
و فقط یکیشون به لس آنجلس فرستاده شده بود

00:10:46.812 --> 00:10:47.855
...یعنی

00:10:48.939 --> 00:10:51.859
ممکن بود یه امضایی چیزی جا گذاشته باشه

00:10:52.735 --> 00:10:55.863
ولی هیچوقت نتونستیم بیشتر از اون ردشو بزنیم

00:10:55.946 --> 00:10:57.990
جز اینکه به لس آنجلس فرستاده شده

00:10:58.908 --> 00:11:01.202
اما در هر صورت یه سرنخ خیلی مهمه

00:11:01.285 --> 00:11:02.578
...چون که اون رد کفش

00:11:03.621 --> 00:11:07.083
اونو به چندتا پرونده دیگه از
جمله پرونده بچه ها ربط داد

00:11:09.251 --> 00:11:12.380
در نتیجه اگه یه مظنونی رو بگیریم که

00:11:12.463 --> 00:11:16.550
کفشای آویا پوشیده قطعا خود قاتلست

00:11:18.844 --> 00:11:20.888
این کاریه که انجام میدیم

00:11:20.971 --> 00:11:23.766
مدارک مختلف رو بهم ربط میدی

00:11:23.849 --> 00:11:25.434
در واقع یه لیست درست کرده بودیم

00:11:26.102 --> 00:11:28.312
یه سری اسلحه های خاصی استفاده شده بودن

00:11:28.396 --> 00:11:31.107
شاهدان عینی ای رو داریم که زنده موندن

00:11:31.190 --> 00:11:32.650
و میشد همه اینا رو بهم وصل کنی

00:11:33.234 --> 00:11:36.320
و ببینی ربطشون چیه

00:11:36.404 --> 00:11:40.199
در نتیجه سعی میکنیم همه این
قطعه های پازل رو کنار هم بزاریم

00:11:41.701 --> 00:11:44.954
وقتی به هر پرونده قتل حل نشده
ای توی لس آنجلس نگاه میکنیم

00:11:45.538 --> 00:11:49.083
تقریبا 25 تا 30 تا پرونده
بودن که بررسی کردیم

00:11:49.166 --> 00:11:50.960
ببینیم ب هم ربطی دارن یا نه

00:11:52.044 --> 00:11:57.383
و یکی از پرونده هایی که بررسی
کردیم پرونده میبل بل و فلورنس لنگ بود

00:12:00.912 --> 00:12:02.912
بیست نهم می سال 1985
روز 73 ام

00:12:55.399 --> 00:12:56.817
دو خواهر که بالای 80 سال سنشون بود

00:12:56.901 --> 00:12:59.862
توی خونه کنار تپه شون توی مونروویا
مورد حمله قرار گرفتن و کتک خوردن

00:12:59.945 --> 00:13:02.656
یه باغبان دو روز بعد اونا
رو توی اتاق خوابشون پیدا کرد

00:13:03.532 --> 00:13:05.659
خونشون کاملا بهم ریخته بود

00:13:05.743 --> 00:13:08.496
میبل بل یکی از خواهرا دیروز فوت شد

00:13:08.579 --> 00:13:11.540
فلورنس لنگ خواهر دیگه توی
بیمارستان بستریه و شرایطشم خیلی بده

00:13:13.375 --> 00:13:16.003
مظنون از در پشتی وارد شده بود

00:13:17.440 --> 00:13:19.440
میبل بل
سن 83

00:13:19.465 --> 00:13:21.759
میبل بل جونشو از دست داد

00:13:21.842 --> 00:13:25.095
با نوار چسب برق بسته شده بود

00:13:28.015 --> 00:13:31.060
دست و پاهاش به چوبای تخت بسته شده بود

00:13:32.853 --> 00:13:35.940
بهش تجاوز شده بود و با
چکش تا سر حد مرگ زده بودنش

00:13:41.362 --> 00:13:45.241
خواهرش فلورنس لنگ به زور زنده بود

00:13:49.829 --> 00:13:52.998
یک ساعت آلارم روی زمین پیدا شده بود

00:13:53.082 --> 00:13:56.627
و به نظر میومد قسمتی از رد کفش روشه

00:13:57.378 --> 00:14:01.298
پاشو روی ساعت گذاشته
بود و سیمشو بیرون کشیده بود

00:14:01.382 --> 00:14:04.134
...چون توی بستن قسمتی از پاها و دست ها

00:14:04.218 --> 00:14:07.012
از کابل الکتریکی استفاده شده بود

00:14:07.763 --> 00:14:13.394
...و آزمایشگاهمون تونست اون رد کوچک رو

00:14:13.477 --> 00:14:15.062
با کفش آویا تطابق بده

00:14:18.524 --> 00:14:22.653
جالبش این بود که چقدر بعد
کشتن یک نفر راحت و بی خیال بود

00:14:23.445 --> 00:14:25.865
همونجا پفکی چیزی میخورد

00:14:34.206 --> 00:14:36.292
این یارو خیلی مریضه

00:14:37.835 --> 00:14:42.423
...اولین بار بود که یک ستاره پنج پر با رژ لب

00:14:42.506 --> 00:14:46.010
روی یکی از پاهای قربانی
و روی دیوار کشیده شده بود

00:14:54.768 --> 00:14:56.645
میدونستیم ستاره پنج پر چیه

00:14:56.729 --> 00:15:00.691
ولی نمیدونستیم برای
قاتل چه معنایی داره

00:15:01.817 --> 00:15:04.153
سعی میکرد پیامی برامون بزاره؟

00:15:04.862 --> 00:15:07.156
تو کار شیطان پرستی بود؟

00:15:07.239 --> 00:15:09.116
جزو باورهاش بود؟

00:15:09.199 --> 00:15:11.160
جزو اصول مراسمی چیزی بوده؟

00:15:11.952 --> 00:15:14.413
...شایدم داشته ادای

00:15:15.289 --> 00:15:16.289
منسون رو در میاورده؟

00:15:32.099 --> 00:15:36.303
شیطان یک نیروی ثبات دهنده به زندگی منه

00:15:43.013 --> 00:15:47.432
بهم دلیلی برای وجودم میده

00:15:49.189 --> 00:15:53.975
نیروییه که باعث میشه کارایی انجام بدم

00:15:59.951 --> 00:16:02.332
راجع بهش رویا میبینم

00:16:06.840 --> 00:16:11.637
پرونده های قدیمی رو که بررسی
میکردیم یه پرونده دیگه به چشممون خورد

00:16:11.720 --> 00:16:15.641
پرونده مربوط به تلاش برای
دزدیدن یک زن جوان از خیابان

00:16:15.724 --> 00:16:18.268
تو بخش شمال شرقی دپارتمان پلیس لس آنجلس بود

00:16:19.770 --> 00:16:24.358
قربانی با مظنون درگیر میشه و فرار میکنه

00:16:25.359 --> 00:16:27.653
مظنون با یک ماشین تویوتا فرار میکنه

00:16:30.823 --> 00:16:34.410
...و مظنون در حالی که داشته از صحنه دور میشده

00:16:34.493 --> 00:16:36.412
با ماشین خلاف کرده بود

00:16:36.495 --> 00:16:39.248
یکی از افسرای پلیس که با موتوز بوده دیدش

00:16:39.331 --> 00:16:41.709
و نگهش داشته

00:16:41.792 --> 00:16:44.837
طرف گواهینامه زانندگی نداشته

00:16:44.920 --> 00:16:49.591
مظنون رو از ماشین بیرون آورد و
مجبورش کرد دستاشو بزاره رو سقف ماشین

00:16:49.675 --> 00:16:51.969
در حالی که گشتش ببینه اسلحه داره یا نه

00:16:52.052 --> 00:16:54.930
افسر پلیس بهش میگه همینجا وایستا

00:16:55.014 --> 00:16:58.475
برگشته سمت موتورش تا یک برگه ثبت تخلف بیاره

00:17:01.353 --> 00:17:05.441
مظنون ما از رادیو افسر پلیس میشنوه

00:17:05.524 --> 00:17:10.279
که خبر تلاششو برای دزدین اون
دختر جوان داشتن اظلاع میدادن

00:17:11.363 --> 00:17:13.907
و توصیفاتی که دادن هم دقیقا مشابه ماشینش بود

00:17:14.575 --> 00:17:17.661
طرف فقط به پاهاش میگه ناامیدم نکنین

00:17:17.745 --> 00:17:21.331
یه ستاره پنج پر روی سقف
ماشین میکشه و فرار میکنه

00:17:21.915 --> 00:17:23.667
فقط فرار کرده

00:17:23.751 --> 00:17:27.254
بعدش معلوم شد ماشین دزدی بوده

00:17:31.633 --> 00:17:34.636
برای همین ما به بخش شمال شرقی رفتیم

00:17:35.637 --> 00:17:40.059
گفتیم که میخوایم از اون
ماشین نمونه برداری کنیم

00:17:41.727 --> 00:17:44.480
پلیسا ماشین رو به پارکینگ برده بودن

00:17:44.563 --> 00:17:48.275
و گفتن نگران نباشین خودمون انجامش میدیم

00:17:48.942 --> 00:17:51.153
رسما به بن بست خورده بودیم

00:17:52.654 --> 00:17:54.823
...شانسمون رو برای

00:17:55.532 --> 00:18:00.996
برای بدست آوردن مدرکی که
...ممکن بود به دستگیری قاتل منجر بشه

00:18:02.039 --> 00:18:03.039
از دست دادیم

00:18:07.544 --> 00:18:11.173
توی ناحیه لس آنجلس علاوه بر دپارتمان کلانتری

00:18:11.256 --> 00:18:13.050
دپارتمان پلیس لس آنجلس هم هست

00:18:13.133 --> 00:18:16.178
و ده ها حوزه قضایی کوچک تر دیگه هم هست

00:18:17.179 --> 00:18:22.643
ناحیه ایه که بسیار بزرگه

00:18:22.726 --> 00:18:25.145
ممکنه تو لس آنجلس جرمی مرتکب بشی

00:18:25.229 --> 00:18:28.232
و توی پنج دقیقه از سه تا
حوزه قضایی متفاوت رد بشی

00:18:29.817 --> 00:18:33.862
و داخل همه این حوزه های
قضایی کارآگاهای دایره جنایی هستن که

00:18:33.946 --> 00:18:36.156
که به صحنه جرم میرن

00:18:36.240 --> 00:18:38.117
و روی پرونده هاشون کار میکنن

00:18:38.200 --> 00:18:41.161
طبیعتا یه رقابتی شکل میگیره

00:18:41.245 --> 00:18:43.413
کی بیشتر مورد توجه قرار میگیره

00:18:43.497 --> 00:18:45.541
همه اینا توش تاثیر داره

00:18:46.125 --> 00:18:49.419
در نتیجه وقتی یه پرونده ای
داری که تو چندتا حوزه قضاییه

00:18:49.503 --> 00:18:53.841
یه مسابقه ای بین همه کسایی
...که میخوان پرونده رو حل کنن شکل میگیره

00:18:53.924 --> 00:18:55.175
که بیشتر جنبه رقابتی داره تا حل پرونده

00:18:57.302 --> 00:18:58.971
افراد سرشون تو منطقه کاری خودشونه

00:18:59.054 --> 00:19:03.183
و این یعنی اطلاعات رو
با هم به اشتراک نمیزارن

00:19:03.767 --> 00:19:05.853
و این یه مشکل بزرگه

00:19:19.158 --> 00:19:20.742
هیچ روز استراحتی نداشتیم

00:19:22.035 --> 00:19:25.372
از نظر جسمی و روحی خسته شده بودیم

00:19:28.500 --> 00:19:30.419
تجربه قبلا سر و کله زدن با پرونده مشابه

00:19:31.003 --> 00:19:32.003
کمک کننده بود

00:19:33.172 --> 00:19:34.172
خیلی زیاد

00:19:34.715 --> 00:19:37.384
میدونستیم که آخرش چی میشه

00:19:39.595 --> 00:19:41.430
برای مدت طولانی روی پرونده ای

00:19:42.556 --> 00:19:46.560
باید همیشه میانه رو باشی
اینو چندین بار به گیل گفتم

00:19:48.687 --> 00:19:51.481
...فرانک میگفت به هم دیگه نیاز داریم تا تو

00:19:51.565 --> 00:19:53.483
پستی ها و بلندی ها هوای هم رو داشته باشیم

00:19:57.821 --> 00:19:59.531
همکار برای همینه

00:20:08.540 --> 00:20:11.335
همه چیزمو برای این پرونده گذاشتم

00:20:14.944 --> 00:20:16.944
هفتم جولای سال 1985
روز 112 ام

00:20:26.433 --> 00:20:27.684
خونم خوابیده بودم

00:20:28.268 --> 00:20:30.395
خانوادم خونه نبودن

00:20:30.479 --> 00:20:33.607
و یدفعه ساعت 3 و نیم صبح بیدار شدم

00:20:34.191 --> 00:20:35.317
داشتم عرق میکردم

00:20:37.027 --> 00:20:38.362
ترسیدم

00:20:40.030 --> 00:20:41.406
قاتل توی خونمه

00:20:47.537 --> 00:20:50.082
اسلحمو برمیدارم و از اتاق خوابم میام بیرون

00:20:51.875 --> 00:20:54.002
اسلحمو هم راستای شونم نگه داشته بودم

00:20:54.086 --> 00:20:55.128
چراغا رو روشن میکردم

00:20:55.212 --> 00:20:58.340
مطمئنم میشدم که پشتم هیمشه به دیواره

00:20:59.549 --> 00:21:01.301
سریع میچرخیدم نگاه میکردم

00:21:02.094 --> 00:21:03.720
نفس کشیدنم نامنظم شده بود

00:21:04.596 --> 00:21:06.807
اگه به پلیس زنگ بزنم و کسی اونجا نباشه

00:21:06.890 --> 00:21:08.225
فکر میکنن دیوونه شدم

00:21:16.400 --> 00:21:18.402
کل خونه رو همینطوری گشتم

00:21:21.238 --> 00:21:22.238
چراغا رو خاموش کردم

00:21:23.031 --> 00:21:25.284
تفنگمو گذاشتم سر جاش و تلویزیون رو روشن کردم

00:21:27.744 --> 00:21:29.579
فیلم جان وین داشت پخش میشد

00:21:32.624 --> 00:21:34.960
ساکت بود و فقط مشغول فیلم دیدن میکردم

00:21:44.136 --> 00:21:47.055
یدفعه تلفن زنگ زد
و منو ترسوند

00:21:48.056 --> 00:21:50.892
بهم گفتن به دوستم لیندا آرتور زنگ بزنم

00:21:54.146 --> 00:21:55.314
بهش زنگ زدم

00:21:55.814 --> 00:21:58.233
و اون گفت گیل باید بیای اینجا

00:21:58.942 --> 00:22:01.945
چون همین الان به خانمی که خونه
روبه رویی من زندگی میکنه تجاوز شده

00:22:02.029 --> 00:22:04.448
و فکر میکنم به پرونده تو ربط داشته باشه

00:22:06.533 --> 00:22:08.493
به گیل گفتم که چه اتفاقی افتاده

00:22:09.161 --> 00:22:13.415
شب با دوستام رفته بودیم جکوزی

00:22:13.498 --> 00:22:18.128
و ساعت سه صبح بود که از جکوزی اومدیم بیرون

00:22:18.628 --> 00:22:19.963
و رفتیم خونه

00:22:21.048 --> 00:22:24.843
اونا توی اتاق مهمان رفتن خوابیدن

00:22:24.926 --> 00:22:28.889
پنج یا ده دقیقه بعدش دوست دخترم بلند شد و گفت

00:22:28.972 --> 00:22:32.225
لیندا یکی داره صدات میزنه

00:22:32.309 --> 00:22:35.645
منم گفتم نه بابا تلفن بغل خودمه اصلا صداشون نشنیدم

00:22:35.729 --> 00:22:38.648
اونم گفت نه یکی از بیرون خونه داره صدات میزنه

00:22:42.027 --> 00:22:44.237
حالا صدای همسایم رو شنیدم

00:22:44.321 --> 00:22:45.321
سوفی دیکمن

00:22:46.615 --> 00:22:49.451
داد میزد خانم آرتور! خانم آرتور

00:22:50.118 --> 00:22:52.454
منم دوییدم توی حیاط پشتی

00:22:52.537 --> 00:22:54.289
و از یک دیوار کوچک رفتم بالا

00:22:54.373 --> 00:22:56.792
و از روی آجر بالایی

00:22:57.667 --> 00:22:59.669
پنجره اتاق خوابشو میتونستم ببینم

00:23:02.005 --> 00:23:04.633
و بهش گفتم خوبی؟ چیزی شده؟

00:23:04.716 --> 00:23:08.762
و اون گفت که بهم تجاوز
شده و با دستبند به تخت بستنم

00:23:13.642 --> 00:23:17.104
مظنون در مخصوص ورود گربه رو از جا کنده بود

00:23:17.187 --> 00:23:19.147
و از همونجا وارد خونه شده بود

00:23:22.442 --> 00:23:24.736
و بهش تجاوز کرده بود

00:23:27.656 --> 00:23:31.326
و اون تخت رو کشیده بود
نزدیک پنجره تا بتونه منو صدا بزنه

00:23:33.412 --> 00:23:35.997
اون گفت که طرف یک دستکش تو دهنم گذاشته بود

00:23:36.081 --> 00:23:37.582
و یک بالش هم روی سرم

00:23:37.666 --> 00:23:39.960
فرد مهاجم بهش گفته بود که به من نگاه نکن

00:23:42.587 --> 00:23:44.131
دونستن این که

00:23:44.214 --> 00:23:46.466
من دقیقا اون طرف دیوارم

00:23:46.550 --> 00:23:49.678
و اون این جنایات رو انجام داده

00:23:50.929 --> 00:23:52.389
خیلی ترسناک بود

00:23:52.472 --> 00:23:54.683
چون طرف توی این منطقست

00:23:57.018 --> 00:23:59.146
و هر کسی ممکنه قربانیش باشه

00:24:05.527 --> 00:24:07.028
خیلی ترسناک بود

00:24:08.822 --> 00:24:10.866
 برای شب های متوالی خوابیدن سخت بود

00:24:12.868 --> 00:24:16.580
بعد از صحبت با سوفی دیکمن

00:24:16.663 --> 00:24:18.248
ساعت تقریبا هفت صبح بود که به همسرم زنگ زدم

00:24:18.331 --> 00:24:21.835
بهش گفتم چرا بچه ها رو بیدار نمیکنی؟

00:24:21.918 --> 00:24:24.129
میام پیشتون بریم صبحانه بخوریم

00:24:24.212 --> 00:24:26.923
فکر کنم تونست اون صبحانه رو

00:24:27.007 --> 00:24:30.093
بدون این که کسی بهش زنگ بزنه راحت بخوره

00:24:30.677 --> 00:24:32.721
به خونه مادر زنم برگشتم

00:24:32.804 --> 00:24:36.016
و اونجا نشستم و خسته بودم و به زنم گفتم

00:24:36.099 --> 00:24:39.519
بزار یه ساعت بخوابم باید ساعت
دوازده فرانک رو سر کار ببینم

00:24:39.603 --> 00:24:42.814
اونم گفت گیل اینطوری
نمیتونی ادامه بدی خودتو به کشتن میدی

00:24:42.898 --> 00:24:46.985
اونم با عصبانیت جوابمو داد

00:24:47.068 --> 00:24:48.528
خودم میدونم چه غلطی دارم میکنم

00:24:48.612 --> 00:24:51.990
ولی اون روحشم خبر نداره از
خطری که وجود داره هیچ اطلاعی نداره

00:24:52.073 --> 00:24:53.992
وقتی برمیگردم خونه و اتفاقاتی که افتاده

00:24:54.075 --> 00:24:55.076
اون گفت

00:24:56.244 --> 00:24:58.705
اگه نمیخوای بیدارم کنی

00:24:58.788 --> 00:25:00.665
به اداره زنگ میزنم و میگم
یه ساعت دیگه بیدارم کنن

00:25:01.333 --> 00:25:05.712
و یادمه یه پاشو بلند کرد

00:25:06.630 --> 00:25:08.089
و مشغول در آوردن کفشاش شد

00:25:08.173 --> 00:25:09.925
و صدای پیجرش در اومد

00:25:10.008 --> 00:25:13.178
که بهش گفتن باید بیای سراغ یک پرونده دیگه

00:25:50.048 --> 00:25:51.132
هفتم جولای

00:25:51.216 --> 00:25:53.218
جویس نلسون یک مادربزرگ 60 ساله

00:25:53.301 --> 00:25:55.804
وسط شب تو موناتری پارک کشته شد

00:26:00.225 --> 00:26:04.312
اسم مادربزرگم رو که از تلویزیون شنیدم

00:26:04.396 --> 00:26:06.106
فقط میگفتن جویس نلسون

00:26:06.189 --> 00:26:08.650
یک مادربزرگ 60 ساله اهل مناتری پارک

00:26:10.443 --> 00:26:13.113
ولی برای من خیلی بیشتر از این حرفا بود

00:26:15.824 --> 00:26:19.744
یادمه حتی برای لباسایی که
میپوشید هم ارزش قائل میشدم

00:26:19.828 --> 00:26:22.747
هیمشه فکر میکردم خیلی جذابه
یه جورایی ریزه میزه بود

00:26:22.831 --> 00:26:24.749
قدش تقریبا یک و نیم متر بود

00:26:24.833 --> 00:26:27.377
کلا شاید وزنش یکم بیشتر از 45 کیلو بود

00:26:27.460 --> 00:26:29.713
ولی من همیشه بهش میگفتم خیلی جذابی

00:26:29.796 --> 00:26:32.048
یه روحیه خوبی داشت

00:26:32.132 --> 00:26:33.800
روحیه مبارز

00:26:33.883 --> 00:26:35.635
که فکر میکنم همین باعث شد

00:26:35.719 --> 00:26:37.679
سال ها تنهایی و مستقل زندگی کنه

00:26:37.762 --> 00:26:39.139
و باعث قوی موندنش میشد

00:26:42.309 --> 00:26:47.105
یه خونه ای داشت که خودش خریده
بود ولی خیلی براش ارزشمند بود

00:26:50.650 --> 00:26:55.447
و خانمی بود که به حیاط جلوییش
میرفت و ژیمناستیک کار میکرد

00:26:56.031 --> 00:26:58.116
با یک شلوار مشکی و بلوز سفید

00:26:58.658 --> 00:27:00.910
و کفش های دو رنگ

00:27:00.994 --> 00:27:03.330
و تو محوطه جلویی خونه ژیمناستیک کار میکرد

00:27:05.040 --> 00:27:08.543
و همیشه یه گردنبندی رو مینداخت

00:27:08.627 --> 00:27:11.379
و بهم قول داده بود که وقتی فوت شد

00:27:11.463 --> 00:27:15.842
میخواد من گردنبند رو داشته
باشم چون اولین نوه اش بودم

00:27:15.925 --> 00:27:19.346
و یادمه بهش میگفتم گردنبندت رو نمیخوام

00:27:19.429 --> 00:27:21.640
چون هیچوقت نمیخواستم خودشو از دست بدم

00:27:21.723 --> 00:27:24.059
خودشو میخواستم نه گردنبندشو

00:27:26.686 --> 00:27:29.022
اغلب شب ها رو خونش میموندم

00:27:29.105 --> 00:27:30.815
آخر هفته ها رو باهاش میگذروندم

00:27:30.899 --> 00:27:32.984
و خیلی دفعه ها هم اسکیت هامو میاوردم

00:27:33.068 --> 00:27:35.487
و با اسکیت خیابون رو بالا پایین میکردم

00:27:39.574 --> 00:27:41.076
محله خوب و امنی بود

00:27:42.452 --> 00:27:44.037
تا این که دیگه نبود

00:27:47.832 --> 00:27:49.793
هفتم جولای سال 1985

00:27:50.627 --> 00:27:54.339
کالین چهاردمین جشن تولدش

00:27:54.422 --> 00:27:56.716
همون بعد ظهر میخواست بگیره

00:27:56.800 --> 00:27:58.885
برای همین عجله داشتیم برگردیم خونه

00:27:59.844 --> 00:28:02.681
وقتی رسیدیم اونجا دان
تو ورودی ماشین استاده بود

00:28:02.764 --> 00:28:05.266
و فکر کردم داره سکته میکنه

00:28:05.350 --> 00:28:08.228
مثل کاغذ سفید شده بود

00:28:10.438 --> 00:28:12.857
فکر کنم تو شوک بودم

00:28:12.941 --> 00:28:17.612
و من گفتم دان، دان چی شده؟

00:28:17.696 --> 00:28:20.448
اون بهم نگاه کرد و گفت مادربزرگت کشته شده

00:28:22.325 --> 00:28:24.619
یکی وارد خونش شده

00:28:25.537 --> 00:28:26.705
و کشتش

00:28:28.456 --> 00:28:29.541
...و فقط

00:28:31.543 --> 00:28:33.670
فکر کنم همون لحظه هم حس کردم

00:28:34.587 --> 00:28:37.841
همه چیز قراره فرق کنه
همه چیز عوض شده

00:28:41.219 --> 00:28:42.804
قلبم تحملشو نداشت

00:28:44.931 --> 00:28:47.767
فقط سوال تو ذهنمون بود و این که چرا

00:28:51.521 --> 00:28:54.065
روی تخت خون بود

00:28:54.649 --> 00:28:58.194
و خون زیادی هم کف زمین بود

00:28:59.988 --> 00:29:02.073
آخرین چیزی که از مادرم دیدم

00:29:03.116 --> 00:29:04.159
اون خون بود

00:29:08.621 --> 00:29:10.665
مادرم همیشه از اینکه بهش تجاوز بشه میترسید

00:29:10.749 --> 00:29:12.625
...یک

00:29:12.709 --> 00:29:15.336
مفهوم قضا و قدری همیشه تو ذهنش داشت

00:29:15.420 --> 00:29:18.173
و میدونست که آخرش قربانی تجاوز میشه

00:29:20.633 --> 00:29:22.469
باهاش جنگیده بود

00:29:23.344 --> 00:29:24.971
و بهش تجاوز نشده بود

00:29:26.347 --> 00:29:29.100
وقتی که میزدش خیلی عصبانی بوده

00:29:31.311 --> 00:29:36.483
رسما پاشو گذاشته بود بغل
سرش و رد پاش روش مونده بود

00:29:36.566 --> 00:29:37.776
رد کفش آویا

00:29:40.945 --> 00:29:43.782
ولی همین که میدونم باهاش جنگیده خوبه
متوجه میشین؟

00:29:43.865 --> 00:29:47.911
چون شخصیتش همین بود
بدون مبارزه دست نمیکشید

00:29:54.959 --> 00:29:57.378
...جویس نلسون

00:29:58.046 --> 00:30:01.049
در ساعات اولیه هفتم جولای به قتل رسیده بود

00:30:01.132 --> 00:30:03.718
کشته بودش ولی نیازش به سکس رو برطرف نکرده بود

00:30:04.302 --> 00:30:06.596
برای همین یک مایل اونورتر رفته بود

00:30:06.679 --> 00:30:09.891
وارد خونه سوفی دیکسون شده بود

00:30:10.934 --> 00:30:13.770
و بهش تجاوز کرده بود

00:30:15.563 --> 00:30:17.273
حالا قاتلی رو داریم که

00:30:17.357 --> 00:30:20.193
دو تا جرم رو توی یک شب انجام میده

00:30:21.444 --> 00:30:25.490
...و یک رد کفش روی سیمان

00:30:25.573 --> 00:30:27.951
نزدیک ورودی خانه نلسون پیدا کردیم

00:30:29.077 --> 00:30:32.121
و با همه رد کفش هایی که داشتیم جور در میومد

00:30:35.500 --> 00:30:38.002
در نتیجه الان

00:30:39.712 --> 00:30:40.712
تو یک بازه ده روزه

00:30:41.464 --> 00:30:42.464
پرونده هیگینز

00:30:42.507 --> 00:30:43.550
کنون

00:30:43.633 --> 00:30:44.551
بنت

00:30:44.634 --> 00:30:45.802
دیکمن

00:30:45.885 --> 00:30:46.970
و نلسون رو داشتیم

00:30:48.805 --> 00:30:51.558
پنج پرونده توی ده روز

00:30:51.641 --> 00:30:54.269
دیوونه کنندست

00:30:55.270 --> 00:30:59.065
جویس نلسون 61 ساله تنها در
خونش توی موناتری پارک زندگی میکرد

00:30:59.148 --> 00:31:01.317
دیروز پلیس جنازه اش رو در حالی
که تا حد مرگ کتک خورده بود پیدا کرد

00:31:01.401 --> 00:31:05.029
ممکنه قاتلش همون کسی باشه که اواسط ماه می

00:31:05.113 --> 00:31:09.033
به زور وارد خونه یکی دیگه شده بود و به پیرزن تجاوز کرده
بود و تا حد مرگ زده بودش و به شوهرش هم شلیک کرده بود

00:31:09.117 --> 00:31:12.328
و آیا همین فرد مظنون پنج پرونده دیگه

00:31:12.412 --> 00:31:15.832
در محله های نزدیک آرکیدیا،
مونرووا و سیرا مادره است؟

00:31:15.915 --> 00:31:17.667
کارآگاها میگن ممکنه

00:31:17.750 --> 00:31:20.253
...رسانه ها واقعا بعد از پرونده نلسون

00:31:20.336 --> 00:31:22.297
وارد ماجرا شدن

00:31:22.380 --> 00:31:24.382
تا این موقع رسانه خبری

00:31:24.465 --> 00:31:27.010
که به محل قتل پتی الین هیگینز رفته بود

00:31:27.093 --> 00:31:29.429
ما رو چهار روز بعدش توی خونه مری کنون دید

00:31:29.512 --> 00:31:32.849
که اونم توی محله آرکیدیاست
اونا گفتن اینجا چیکار میکنین؟

00:31:32.932 --> 00:31:36.936
گفتیم توی محله بودیم و روی پرونده دیگه کار میکردیم

00:31:37.645 --> 00:31:41.608
و بعدش اونا فرانک و گیل
رو توی موناتری پارک دیدن

00:31:41.691 --> 00:31:43.359
تو خونه جویس نلسون

00:31:43.443 --> 00:31:46.779
و اونا گفتن نه دیگه قطعا یه خبری هست

00:31:46.863 --> 00:31:49.240
یه اتفاقی در جریان بود

00:31:49.824 --> 00:31:51.910
با خودت فکر میکنی صبر کن ببینم اینجا چخبره؟

00:31:51.993 --> 00:31:54.495
سریع اخبارشو پخش کردن

00:31:56.039 --> 00:31:59.125
داستانش تو همه شبکه ها داره پخش میشه -
جدیدترین اخبار -

00:31:59.208 --> 00:32:00.418
این اتفاق بزرگیه

00:32:00.501 --> 00:32:03.671
و فقط توی استودیو ما نبود همه جا داشت پخش میشد

00:32:03.755 --> 00:32:07.967
هیچ جوره نمیشد از بچه ها مخفیش
کرد کل روز تو همه کانالا پخش میشد

00:32:08.051 --> 00:32:10.303
نمیشد ازش فرار کرد

00:32:10.386 --> 00:32:14.599
یه چیزی بود که اون موقع
همه راجع بهش حرف میزدن

00:32:14.682 --> 00:32:18.144
دارن به این قضیه نگاه میکنن

00:32:18.227 --> 00:32:20.229
که راجع به مادر بزرگته

00:32:20.313 --> 00:32:22.899
راجع به کسیه که دوستش
داری و قرار نیست دیگه ببینیش

00:32:24.817 --> 00:32:27.946
قاتلی که وارد خونه شد

00:32:28.446 --> 00:32:30.281
بدون هیچ دلیل خاصی

00:32:30.823 --> 00:32:33.368
بعضی وقتا ازشون دزدی میکرد بعضی وقتا نه

00:32:33.451 --> 00:32:35.870
بعضی وقتا تجاوز میکرد بعضی وقتا نه

00:32:36.704 --> 00:32:39.332
هیچ قربانی مشخصی نداشت

00:32:39.916 --> 00:32:41.084
نوع قربانی

00:32:41.167 --> 00:32:45.505
همچین چیزی رو تو جنوب کالیفرنیا ندیده بودیم

00:32:45.588 --> 00:32:48.675
و هرچی بیشتر بهش فکر میکنی

00:32:49.425 --> 00:32:50.760
از خودت میپرسی ممکنه نفر بعدی من باشم؟

00:32:53.930 --> 00:32:55.682
اینجا در سالن دادگستری مرکز شهر

00:32:55.765 --> 00:32:58.476
بازرسان بزرگ ترین اجتماع کارآگاهان
رو از موقع پرونده قاتل دامنه تپه

00:32:58.559 --> 00:33:00.103
دور هم جمع کردن

00:33:00.186 --> 00:33:03.815
فقط از دپارتمان ما 200 افسر
پلیس روی این پرونده کار میکردن

00:33:04.524 --> 00:33:06.776
حالا یک نیروی تمام عیاریم

00:33:06.859 --> 00:33:10.989
یکی سراغ رد کفش ها رو میگیره یکی
...سراغ دستبند ها میره یکی انگشت بندا

00:33:11.072 --> 00:33:15.159
آچار چرخ ها. از تولید کننده بپرسیم
تو چه مدل ماشینی ازش استفاده میشه

00:33:15.243 --> 00:33:18.705
برای اینکه بفهمیم طرف
از چه ماشینی استفاده میکنه

00:33:18.788 --> 00:33:21.624
و به دنبال هرگونه سرنخ ممکنی هستیم

00:33:21.708 --> 00:33:23.876
و خیلی باید ریزبین باشی

00:33:24.460 --> 00:33:27.755
برای همین برای تیم های مختلف
وظایف گوناگون تعیین کردیم

00:33:27.839 --> 00:33:31.259
برای اینکه بتونیم این حجم
از اطلاعات رو کنترل کنیم

00:33:31.342 --> 00:33:35.763
و هیچکدوم از سرنخ ها رو از دست ندیم

00:33:35.847 --> 00:33:36.847
شکی راجع بهش نیست

00:33:36.889 --> 00:33:40.393
و باید به محض اینکه میبینیش تشخیص بدی

00:33:40.476 --> 00:33:41.936
تا بازخورد مناسب رو داشته باشی

00:33:44.522 --> 00:33:46.441
مارتینز، دپارتمان کلانتری میتونم کمکتون کنم؟

00:33:47.150 --> 00:33:48.735
اسپانیایی صحبت میکنین؟

00:33:48.818 --> 00:33:50.903
بیش از هزار تا تماس داشتیم

00:33:52.613 --> 00:33:55.033
و اینجا در دایره جنایی کلانتری

00:33:55.116 --> 00:33:58.453
که 24 ساعت روز بازه و هر
تماسی که گرفته بشه رو پاسخ میدن

00:33:58.536 --> 00:34:00.329
مردم چپ و راست زنگ میزدن

00:34:01.205 --> 00:34:02.457
این مرد چه شکلی بود؟

00:34:02.540 --> 00:34:04.667
و همه سرنخ ها رو دنبال میکردیم

00:34:04.751 --> 00:34:08.004
بیشترشون راه به جایی
نمیبرن و به درد نمیخورن

00:34:08.087 --> 00:34:11.049
زنا زنگ میزدن که شوهرای
سابقشون این کارو کردن

00:34:11.841 --> 00:34:14.469
یه پلیس به اسم ویلی ویلسون رو یادمه

00:34:14.552 --> 00:34:19.015
یارو انگار از اون نیرو های دریایی سرسخت بود

00:34:19.098 --> 00:34:23.311
و یک روز مشتش رو کوبید روی
میز و شروع کرد به فحش دادن

00:34:23.394 --> 00:34:26.272
بهش نگاه کردم و خندیدم و گفتم چیشده ویلی؟

00:34:26.939 --> 00:34:30.151
گفت 20 ساله که توی بخش جنایی دارم کار میکنم

00:34:30.234 --> 00:34:35.823
وقتی درگیر یه پرونده بشم
سه سوت سرنخا رو در میارم

00:34:35.907 --> 00:34:39.410
گفت ببین این یارو دقیقا شبیه اون یکیه

00:34:39.494 --> 00:34:42.497
شبیه همون عکسی که نشون میدی

00:34:42.580 --> 00:34:45.249
تنها مشکلی که هست یارو کوتوله ست

00:34:45.833 --> 00:34:49.045
ولی ما کارمون همین بود
همه سرنخ ها رو دنبال میکردیم

00:34:55.185 --> 00:34:58.627
هشتم جولای سال 1985
روز 113 ام

00:35:01.432 --> 00:35:06.395
تلفن ها یکسره زنگ میخوردن و یه کسی تماس میگیره

00:35:07.230 --> 00:35:08.648
من پشت میزم نشستم

00:35:09.232 --> 00:35:10.441
سالرنو دایره جنایی

00:35:11.192 --> 00:35:13.236
فرانک؟ منم لارل اریکسون

00:35:13.319 --> 00:35:16.364
لارل اریکسون، اخبار شبکه چهار. لس آنجلس

00:35:18.407 --> 00:35:22.912
گفتم فرانک این رد کفشی که دارین چی؟

00:35:24.330 --> 00:35:25.998
گفتم چه کفشی؟

00:35:26.082 --> 00:35:28.126
گفت کفش آویا

00:35:29.377 --> 00:35:30.461
گفتم شروع شد

00:35:33.422 --> 00:35:37.885
این اطلاعات خیلی حیاتی ای برای بازرسا بود

00:35:38.886 --> 00:35:41.639
اگه قاتل که هنوز اسمشو نمیدونستن

00:35:42.223 --> 00:35:43.391
کفشاشو عوض میکرد

00:35:44.016 --> 00:35:49.689
دیگه نمیتونستن جرم های مربوط به اون رو تشخیص بدن

00:35:50.356 --> 00:35:51.941
منم گفتم باشه حالا چی؟

00:35:52.024 --> 00:35:54.861
گفت میخوام خبرشو پخش کنم
گفتم لارل نمیتونی این کارو بکنی

00:35:54.944 --> 00:35:58.030
کار ما رو خراب میکنی نباید این کارو بکنی

00:35:58.114 --> 00:35:59.240
من این کارو میکنم

00:35:59.323 --> 00:36:02.451
گفتم صبر کن -
اونو به کاپیتان وصل کرد -

00:36:02.535 --> 00:36:03.786
گفتم یه مشکلی داریم

00:36:05.454 --> 00:36:07.456
لارل اریکسون از ان بی سی رو

00:36:07.540 --> 00:36:10.168
پشت خط دارم
و راجع به کفش آویا میدونه

00:36:10.793 --> 00:36:12.253
کاپیتان گفت وصلش کن

00:36:12.336 --> 00:36:17.133
کاپیتان گفت یه جورایی انگار تو حبس خانگی این

00:36:17.216 --> 00:36:19.969
داخل اداره بمونین
نمیتونین برین بیرون

00:36:20.052 --> 00:36:21.679
وقتی بهتون گفتم برین

00:36:21.762 --> 00:36:28.644
از ورودی اصلی میرین داخل پارکینگ

00:36:28.728 --> 00:36:31.772
و لارل اریکسون با تیمش اونجا منتظرتونه

00:36:32.648 --> 00:36:33.648
چی؟

00:36:34.525 --> 00:36:38.571
همیشه این ماجرا بین خبرنگارا و بازرسا هست

00:36:38.654 --> 00:36:40.656
عصبانی بودم

00:36:40.740 --> 00:36:43.618
من نگران پرونده بودم
اون نگران خبرش بود

00:36:43.701 --> 00:36:47.330
خب اگه چیزیو دارین که اونا نمیخوان پخش بشه

00:36:47.413 --> 00:36:50.625
و در ازاش میتونین یه اطلاعات دیگه ای بهت بدن

00:36:50.708 --> 00:36:54.462
خب اطلاعات رو ازشون میگیری
و تحقیقاتشون رو خراب نمیکنی

00:36:54.545 --> 00:37:00.092
قراره یه مصاحبه اختصاصی با شما
دوتا راجع به این تحقیقات داشته باشه

00:37:00.176 --> 00:37:04.138
ولی بدون اطلاعات راجع به سرنخی
که پرونده ها رو به هم وصل میکنه

00:37:04.222 --> 00:37:07.433
اون یه معامله ای با ما کرد که
تا وقتی با ما نتونه مصاحبه کنه

00:37:07.516 --> 00:37:10.478
قضیه کفش رو بیخیال نمیشه

00:37:12.271 --> 00:37:14.523
گروهبان فرانک سالرنو 46 ساله

00:37:14.607 --> 00:37:17.652
هیچ چیزی که باعث شک قاتل بشه نمیگه

00:37:17.735 --> 00:37:22.323
او و شریک 35 سالش گیل کاریلو نمیتونن
خطر عمومی شدن این اطلاعات رو قبول کنن

00:37:22.907 --> 00:37:24.992
آخرین بار قاتل دامنه تپه بود

00:37:25.785 --> 00:37:27.245
سالرنو میگه اون پرونده

00:37:27.328 --> 00:37:30.748
اون پرونده برای حل کردن
پرونده فعلی کمک بزرگیه

00:37:31.374 --> 00:37:34.001
قاتلان سریالی یک چیز مشترک دارن

00:37:34.627 --> 00:37:36.712
در کل در قتل های سریالی

00:37:36.796 --> 00:37:40.216
چیزی که اتفاق میفته اینه که ممکنه جاشون رو
عوض کنن اما هیچوقت دست از کشتن بر نمیدارن

00:37:40.299 --> 00:37:42.635
تا وقتی که دستگیر و زندانی بشن یا کشته بشن

00:37:43.844 --> 00:37:45.680
میخواستم به خاطر اخاذی ازش شکایت کنم

00:37:45.763 --> 00:37:48.849
فکر میکنین لارل چطوری رد
کفش آویا رو به دست آورده؟

00:37:49.976 --> 00:37:51.686
یکی از کارآگاها بهش گفته

00:37:52.812 --> 00:37:56.023
دوست دارم بدونم کی بوده
تا شخصا ازش تشکر کنم

00:37:56.107 --> 00:37:58.901
لارل اریکسون، اخبار شبکه 4 لس آنجلس

00:38:05.950 --> 00:38:08.286
فشار زیادی برای پیدا کردنش بود

00:38:08.369 --> 00:38:11.914
توسط عموم مردم، خود کلانتر شرمن بلاک

00:38:11.998 --> 00:38:15.501
و فشار از سمت همکارا

00:38:16.043 --> 00:38:18.546
و فشاری که شخصا روی خودت میزاری

00:38:23.134 --> 00:38:26.512
پیدا کردنش میتونست به معنی
نجات اعضای خانواده باشه

00:38:26.595 --> 00:38:29.056
مادر خودم، بچه هام، همسرم

00:38:30.141 --> 00:38:32.226
باید جلوی دیوونه ای که این
کارا رو میکرد رو میگرفتیم

00:38:36.439 --> 00:38:38.691
فرانک بهتر از من باهاش کنار میومد

00:38:40.026 --> 00:38:44.155
نمیدونم اصلا میشه بهش فکر نکرد

00:38:45.031 --> 00:38:46.032
فقط تلاشمو میکردم

00:38:46.115 --> 00:38:48.242
وقتی میرسیدم خونم کلا بیخیال
قضایای مربوط به کارم میشدم

00:38:48.951 --> 00:38:51.454
با خانوادم هیچوقت از پرونده صحبت نمیکردم

00:38:51.537 --> 00:38:54.790
بچه هام اون موقع بزرگ شده بودن

00:38:54.874 --> 00:38:57.460
برای همین اینجوری نبود که سر میز شام بشینیم

00:38:57.543 --> 00:38:59.003
و بگن پدر امروز چطور بود

00:39:00.254 --> 00:39:04.759
بچه های من اون موقع هفت، 10 و 13 سالشون بود

00:39:05.926 --> 00:39:10.514
گیل 17 تا 18 ساعت هر روز کار میکرد

00:39:11.098 --> 00:39:16.645
فقط میومد خونه یه دوش
میگرفت و چند ساعتی میخوابید

00:39:17.146 --> 00:39:22.401
منم مجبور بودم تنهایی
سه تا بچمون رو راه ببرم

00:39:23.361 --> 00:39:25.821
اغلب هر روز زندگیمون رو

00:39:25.905 --> 00:39:29.033
بدون حضور گیل میگذروندیم

00:39:30.034 --> 00:39:31.202
آسون نبود

00:39:34.038 --> 00:39:37.500
یواش یواش داشتم عصبی میشدم
که اصلا شبیه شخصیت خودم نبود

00:39:38.084 --> 00:39:39.543
ولی عصبانی بودم

00:39:39.627 --> 00:39:41.921
چون که اون حجم فشاری که

00:39:42.004 --> 00:39:44.715
روی من بود رو درک نمیکرد

00:39:45.633 --> 00:39:47.635
هرکسی یه جوری باهاش کنار میاد

00:39:48.594 --> 00:39:50.888
متاسفانه بعضیا به مستی پناه
میاوردن تا ذهنشون رو ازش دور کنن

00:39:51.472 --> 00:39:53.933
که اگه این کارو هم بکنی اصلا
دلت نمیخواد اعتیاد بهش پیدا کنی

00:40:04.443 --> 00:40:05.945
شب های زیادی بود که

00:40:06.529 --> 00:40:08.280
کارمون رو تموم میکردیم

00:40:09.740 --> 00:40:11.450
و میرفتیم یکی دوتا نوشیدنی بزنیم

00:40:12.201 --> 00:40:15.371
چندتا بار توی محله چینی ها بود

00:40:15.955 --> 00:40:18.082
که برای کسب اطلاعات میرفتیم

00:40:21.627 --> 00:40:23.629
یکی از اون اسمش بار فلورا بود

00:40:24.338 --> 00:40:28.467
و باید درشو میزدی و صبر میکردی

00:40:29.802 --> 00:40:33.806
و خیلی زود یکی از داخل درو کمی
باز میکرد و یه نگاهی بهت مینداخت

00:40:33.889 --> 00:40:36.183
اگه میشناختت

00:40:36.267 --> 00:40:38.227
درو باز میکرد و میزاشت بری داخل

00:40:39.353 --> 00:40:40.271
و اگه درو باز نمیکرد

00:40:40.354 --> 00:40:44.442
دیگه نمیتونستی بری داخل

00:40:49.029 --> 00:40:51.615
اونجا میشد راجع به کار صحبت کنی

00:40:51.699 --> 00:40:55.578
چون که تقریبا همه اونجا
جزو نیرو های انتظامی بودن

00:40:56.162 --> 00:40:59.874
تنها زمانی که من و فرانک آرامش پیدا میکردیم

00:41:00.749 --> 00:41:03.461
وقتی بود که برای نوشیدنی خوردن میرفتیم

00:41:06.964 --> 00:41:09.758
نگران سلامتیش بودم

00:41:09.842 --> 00:41:12.803
نگرانیم برای این بود که اینقدر خسته بود

00:41:12.887 --> 00:41:16.891
و موقع برگشتنش به خونه
هم چندتا نوشیدنی میخورد

00:41:16.974 --> 00:41:20.352
میترسیدم پشت فرمون خوابش ببره

00:41:20.436 --> 00:41:23.230
برمیگشتم خونه و زنم میگفت تا
دیر وقت کار میکردی؟ منم میگفتم آره

00:41:23.314 --> 00:41:25.024
...بعد میرفتیم توی تخت و

00:41:25.107 --> 00:41:27.234
الکل خوردی مگه نه؟

00:41:27.318 --> 00:41:31.197
رابطمون بد شده بود

00:41:31.780 --> 00:41:34.992
برای همسر یک افسر پلیس بودن
باید صبر ایوب رو داشته باشین

00:41:35.016 --> 00:41:45.016
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:41:47.001 --> 00:41:51.653
نهم جولای سال 1985
روز 114 ام

00:41:55.137 --> 00:41:57.056
...وقتی اولین بار راجع به پرونده ای که

00:41:57.139 --> 00:42:00.226
مظنون با یک ماشین سرقتی متوقف شده بود

00:42:00.309 --> 00:42:03.354
و یک ستاره پنج پر روش
کشید و فرار کرد شنیدیم

00:42:04.146 --> 00:42:09.652
بهمون گفته بودن که اون ماشین توسط
پلیس لس آنجلس نمونه برداری میشه

00:42:09.735 --> 00:42:10.986
داشتیم سراغشو میگرفتیم

00:42:11.070 --> 00:42:14.698
و هیچ اطلاعی هم بهمون
نمیدادن که دارن چیکار میکنن

00:42:14.782 --> 00:42:17.701
به کاپیتان گریم راجع بهش گفتیم
اونم یه تماس میگیره

00:42:17.785 --> 00:42:19.787
اونم به جایی نمیرسه

00:42:19.870 --> 00:42:22.998
بالاخره یکم فشار روشون وارد کرد

00:42:23.082 --> 00:42:25.709
و اونا گفتن باشه میتونین به
ماشین دسترسی داشته باشین

00:42:25.793 --> 00:42:27.878
هنوز توی پارکینگه

00:42:27.962 --> 00:42:30.130
و نمونه برداری هم نشده بود

00:42:30.214 --> 00:42:36.720
اون موقع بود که فهمیدیم ماشین
رو زیر آفتاب پارک کرده بودن

00:42:37.555 --> 00:42:39.723
وقتی که به ماشین رسیدیم

00:42:40.558 --> 00:42:44.228
همه چی سوخته بود

00:42:44.311 --> 00:42:46.814
هیچی اونجا نبود

00:42:46.897 --> 00:42:50.901
دیگه به درد نمونه برداری نمیخورد

00:42:53.112 --> 00:42:55.239
اما داخل ماشین

00:42:56.115 --> 00:42:59.243
یک جعبه پلاستیکی ارزون بود که

00:43:00.160 --> 00:43:03.622
و داخلش یک کارت تجاری
مربوط به یک دندانپزشکی بود

00:43:05.249 --> 00:43:09.753
مربوط به یک دندانپزشک تو محله چینیا بود

00:43:11.046 --> 00:43:14.842
من و گیل رفتیم و با دندانپزشکه مصاحبه کردیم

00:43:14.925 --> 00:43:18.429
و فهمیدیم که مظنون ما حالا هر کسی که بود

00:43:18.512 --> 00:43:22.641
سوم جولای دوباره اومده بود
و اون روز هم هشتم یا نهم جولای بود

00:43:23.684 --> 00:43:25.561
به خاطر پنج روز فاصله نتونستیم بگیریمش

00:43:25.644 --> 00:43:27.938
چون که تازه راجع به اون کارت فهمیده بودیم

00:43:31.567 --> 00:43:33.944
و تنها چیزی که میتونستیم بهش فکر کنیم

00:43:34.028 --> 00:43:37.239
اگه راجع به این کارت اون موقع میدونستیم

00:43:38.657 --> 00:43:39.742
چی میشد؟

00:43:42.786 --> 00:43:44.747
میتونستیم مظنون رو دستگیر کنیم

00:43:47.249 --> 00:43:50.919
کارت به اسم ریچارد منا نوشته شده بود

00:43:52.671 --> 00:43:55.299
یه آدرس الکی هم نوشته بود

00:43:55.382 --> 00:43:58.093
فکر کنم خیابون برانیک توی شرق لس آنجلس بود

00:44:01.889 --> 00:44:06.060
تونستم چندتا تصویر ایکس ری از دکتر بگیرم

00:44:07.394 --> 00:44:12.191
و اونا رو پیش یکی از
دوستان دندانپزشک نزدیکم بردم

00:44:12.274 --> 00:44:13.567
و گفتم

00:44:13.651 --> 00:44:15.778
راجع به این عکس ها چی میتونی بهم بگی؟

00:44:15.861 --> 00:44:18.322
گفت طرف قطعا برمیگرده

00:44:18.405 --> 00:44:19.823
یک دندون نهفته داره

00:44:19.907 --> 00:44:22.451
و اگه همین الانشم نکشته
باشش به زودی این کارو میکنه

00:44:23.035 --> 00:44:24.035
برمیگرده

00:44:25.454 --> 00:44:27.915
دو تا از افسرای آسیایی خودمون رو

00:44:27.998 --> 00:44:29.458
یک تیم نظارتی دو نفره

00:44:29.541 --> 00:44:33.671
اونا رو گذاشتیم اونجا تا
منتظر برگشتن ریچارد باشن

00:44:33.754 --> 00:44:36.715
توی اداره -
اونا هر روز اونجا بودن -

00:44:36.799 --> 00:44:39.802
و میدونستیم اگه طرف برگرده اونا میگیرنش

00:44:39.885 --> 00:44:43.931
بیشتر، حالا بیشتر بارون میاد

00:44:44.014 --> 00:44:45.891
بیشتر، حالا بیشتر

00:44:45.974 --> 00:44:48.060
بیشتر

00:44:48.686 --> 00:44:51.271
از بین این کابوس های شهری با من عبور میکنی

00:44:52.231 --> 00:44:55.401
و با اطمینان خاطر راجع بهشون صحبت میکنیم

00:44:55.484 --> 00:44:57.569
ولی ما رو از هم جدا نمیکنه

00:44:59.113 --> 00:45:01.657
سرمون رو بالای فاضلاب نگه میداریم

00:45:02.741 --> 00:45:05.869
ولی توی این محل مکانیکی
جایی برای ایده آل ها نیست

00:45:06.537 --> 00:45:08.247
و حالا تو رفتی

00:45:08.330 --> 00:45:09.373
رفتی

00:45:12.209 --> 00:45:15.713
تمام مدت توی شک
تمام مدت توی ترس

00:45:15.796 --> 00:45:19.133
تمام مدت توی شک
تمام مدت توی ترس

00:45:19.800 --> 00:45:22.010
که مثل این کابوس های شهری

00:45:22.094 --> 00:45:24.263
آسمون های هم دیگه رو سیاه میکنیم

00:45:24.346 --> 00:45:26.348
آسمون، آسمون