﻿WEBVTT

00:00:16.016 --> 00:00:19.769
همیشه بچه ای بود که با
کسی نمیتونست سازگار باشه

00:00:23.857 --> 00:00:26.901
ریچارد از بچگی دزد بود

00:00:27.819 --> 00:00:29.195
ریچی پنج انگشتی

00:00:31.614 --> 00:00:34.617
داستان های وحشتناکی راجع به
...طرز رفتار اعضای خانواده اش

00:00:34.701 --> 00:00:36.661
با اون بود

00:00:36.745 --> 00:00:38.913
پدرش برای تنبیه کرد ریچارد

00:00:38.997 --> 00:00:41.875
اونو شب به یک صلیب توی قبرستان میبست

00:00:43.668 --> 00:00:46.463
تاثیرات بدی گرفته بود

00:00:46.546 --> 00:00:50.050
پسر عموش که همسرشو جلوی اون کشته بود

00:00:50.133 --> 00:00:52.010
بهش داستان های وحشتناکی از جوانیش تو ارتش

00:00:52.093 --> 00:00:55.889
و کارایی که توی ویتنام کرده بودن میگفت

00:00:55.972 --> 00:00:58.099
دیگه از اعتیادش به هروئین و کوکایین

00:00:58.183 --> 00:00:59.893
و اعتیاد های دیگش نگیم

00:01:04.064 --> 00:01:07.192
تقریبا تمام چیز هایی که
میتونه یه بچه رو مسموم کنه

00:01:07.942 --> 00:01:09.527
بخشی از زندگیش بودن

00:01:09.551 --> 00:01:19.551
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:01:19.575 --> 00:01:23.775
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:01:23.792 --> 00:01:26.002
در طی روز هام

00:01:26.086 --> 00:01:29.923
راه هایی رو پیدا کردم

00:01:30.006 --> 00:01:32.050
که تو رو مال خودم کنم

00:01:32.133 --> 00:01:37.972
حتی دست هامم برای خودشون نقشه هایی داشتن

00:01:38.056 --> 00:01:41.101
تا از زمانشون با تو استفاده کنن

00:01:42.018 --> 00:01:43.853
سال 1980

00:01:43.937 --> 00:01:47.482
میز های مرجع توی کتابخانه
مرکزی خیلی شلوغ بودن

00:01:47.565 --> 00:01:51.027
و پشت سر هم با ارباب رجوع ها سروکله میزدیم

00:01:51.111 --> 00:01:53.321
تلفن ها یکسره زنگ میخوردن

00:01:53.404 --> 00:01:56.741
قیافه های جدیدی رو میبینی
کلی آدم جالب

00:01:56.825 --> 00:02:00.120
و همچنین آدمای زیادی که دوست
نداری دوباره قیافشون رو ببینی

00:02:02.038 --> 00:02:03.498
یکی از اون روز ها

00:02:03.581 --> 00:02:05.625
سرمو آوردم بالا و یک آدم لاغر

00:02:06.376 --> 00:02:09.212
با چهره ژولیده دیدم

00:02:10.463 --> 00:02:12.549
تی شرت مشکی کثیفی پوشیده بود

00:02:12.632 --> 00:02:15.510
که روشم نوشته بود جک دنیلز

00:02:15.593 --> 00:02:16.761
موهای کثیف

00:02:16.845 --> 00:02:19.139
دندان های فاسد و حال به هم زن

00:02:19.764 --> 00:02:21.349
بوی خیلی بدی هم میداد

00:02:21.432 --> 00:02:23.810
یه بویی شبیه به بوی بز

00:02:23.893 --> 00:02:25.854
و چشمای خشک و بی روحی داشت

00:02:25.937 --> 00:02:27.730
یه جورایی شبیه به

00:02:27.814 --> 00:02:29.983
یه حیوانی بود که میخواست بهت آسیب بزنه

00:02:30.900 --> 00:02:35.405
میخواست بدونه کتابای مربوط
به طالع بینی و شکنجه کدوم قسمتن

00:02:39.993 --> 00:02:41.077
و خوشبختانه

00:02:42.162 --> 00:02:44.581
جفتشون توی یک دپارتمان دیگه بودن

00:02:46.374 --> 00:02:49.586
یه راهی پیدا میکنم

00:02:49.669 --> 00:02:54.048
زیر پوستت

00:03:03.383 --> 00:03:05.383
سی آگوست سال 1985
روز 166 ام

00:03:05.768 --> 00:03:07.562
برگشتیم به اداره

00:03:07.645 --> 00:03:09.689
کاپیتان اومد و گفت

00:03:09.772 --> 00:03:10.857
یک اسم داریم

00:03:12.942 --> 00:03:14.819
یعنی چی یک اسم داریم؟

00:03:14.903 --> 00:03:18.865
گفت سان فرانسیسکو اسم
ریچارد رامیرز رو پیدا کرده

00:03:20.533 --> 00:03:24.871
اگه اسم یک مظنون رو داشتیم

00:03:24.954 --> 00:03:28.416
میتونستیم با اثر انگشت رو
آینه عقبی ماشینی که

00:03:28.499 --> 00:03:30.585
توی شهر آرنج استفاده شده بود تطابق بدیم

00:03:31.836 --> 00:03:35.340
اونا هشت تا اسم ریچارد رامیرز پیدا کردن

00:03:36.925 --> 00:03:40.261
و اون اثر انگشت رو به صورت دستی

00:03:40.345 --> 00:03:43.097
با اثر انگشت همه اونا مقایسه کردیم

00:03:44.349 --> 00:03:46.434
با یکی از اونا جور در اومد

00:03:50.730 --> 00:03:53.775
سابقه جنایی سبکی داشت

00:03:53.858 --> 00:03:57.070
سرقت ماشین

00:03:57.153 --> 00:03:59.697
ولی هیچ چیز خشونت آمیزی توی پروندش نبود

00:03:59.781 --> 00:04:02.116
همچنین یک عکس ازش پیدا کردن

00:04:03.201 --> 00:04:06.037
...جمعه، 30 آگوست اون عکس رو

00:04:06.120 --> 00:04:07.956
پیش خبرچینمون بردیم

00:04:08.039 --> 00:04:10.208
اون نگاه کرد و گفت خودشه

00:04:10.792 --> 00:04:13.962
اون موقع بود که ریچارد رامیرز رو شناسایی کردن

00:04:14.045 --> 00:04:16.673
که در واقع شکارچی شب بود

00:04:20.635 --> 00:04:22.303
یک اسم داشتیم

00:04:22.387 --> 00:04:24.597
کارت شناساییشو داشتیم
عکسشو داشتیم

00:04:24.681 --> 00:04:28.977
میدونستیم تو کدوم محله میچرخه
و همه چی داشت خوب پیش میرفت

00:04:37.235 --> 00:04:39.070
شب جمعه 30 آگوست

00:04:39.153 --> 00:04:40.153
کلانتر بلاک

00:04:40.947 --> 00:04:43.533
برد گیتس از شهر آرنج

00:04:43.616 --> 00:04:46.911
و دریل گیتس از پلیس لس آنجلس
توی دفتر کلانتر ملاقات کردن

00:04:46.995 --> 00:04:51.541
و رییس پلیس سن فرانسیسکو رو هم خبر کردن

00:04:52.959 --> 00:04:58.006
تا تصمیم بگیرن هویت ریچارد
رامیرز رو همون روز رسانه ای کنن

00:04:58.881 --> 00:05:01.676
یا تا دستگیریش صبر کنن

00:05:03.052 --> 00:05:04.971
مجوز برای دستگیری

00:05:05.972 --> 00:05:08.474
ریچارد رامیرز ملقب به شکارچی شب

00:05:08.558 --> 00:05:10.893
برای قتل پیتر پن

00:05:11.769 --> 00:05:14.022
و تلاش برای کشتن همسر آقای پن داشتیم

00:05:15.523 --> 00:05:19.360
رییس ما کاملا روشن کرد که

00:05:19.444 --> 00:05:22.488
باید همه رو توی اجتماعی که ریچارد رامیرز

00:05:22.572 --> 00:05:24.365
توش زندگی میکنه خبر کنیم

00:05:24.449 --> 00:05:27.327
گفتیم لطفا 24 ساعت بهمون وقت بده میگیریمش

00:05:27.410 --> 00:05:29.662
این عوضی رو دستگیر میکنیم

00:05:32.915 --> 00:05:34.042
منتظر بمونیم؟

00:05:34.751 --> 00:05:37.045
مجوز دستگیری قاتل صادر شده و ما منتظر بمونیم؟

00:05:37.128 --> 00:05:40.214
ما این قاتل روانی رو شناسایی کردیم

00:05:40.298 --> 00:05:46.763
گفتم میتونی تصور کنی
رسانه ها اگه بفهمن که میفهمن

00:05:46.846 --> 00:05:48.389
باهامون چیکار میکنن

00:05:49.098 --> 00:05:51.392
که ما مجوز دستگیری قاتل رو داشتیم

00:05:51.476 --> 00:05:53.144
و منتظر موندیم

00:05:55.730 --> 00:05:58.274
و یکی دیگه این آخر هفته کشته بشه

00:05:59.359 --> 00:06:01.361
گفتم اینجوری خونشون به گردن ما هم هست

00:06:07.408 --> 00:06:10.119
درک میکردم چرا فکر میکنن کار اشتباهیه

00:06:11.287 --> 00:06:14.332
ولی فکر میکردیم اگه
بفهمه دنبالشیم فرار میکنه

00:06:14.415 --> 00:06:16.084
و پیدا کردنش سخت تر میشه

00:06:18.795 --> 00:06:21.255
ابخار ساعت 10، اخبار ساعت 11

00:06:23.091 --> 00:06:25.259
لس آنجلس، سن فرانسیسکو

00:06:29.472 --> 00:06:31.474
میخواستیم سریعا رسانه ایش کنیم

00:06:33.226 --> 00:06:34.477
عصبانی بودیم

00:06:34.560 --> 00:06:37.814
میخواستیم یه شانسی برای
دستگیری طرف داشته باشیم

00:06:37.897 --> 00:06:42.777
از رسانه ها خواستیم که امروز
عصر باهامون ملاقاتی داشته باشن

00:06:44.362 --> 00:06:47.198
مطمئن هستیم

00:06:47.281 --> 00:06:49.158
که الان هویت شکارچی شب رو داریم

00:06:49.242 --> 00:06:52.787
مردی به اسم ریچارد رامیرز -
ریچارد رامیرز -

00:06:53.830 --> 00:06:58.626
این عکس حدود هشت ماه پیش

00:06:58.709 --> 00:07:00.378
همینجا توی لس آنجلس گرفته شده

00:07:01.254 --> 00:07:03.089
اینم از این. چهره اش

00:07:03.673 --> 00:07:05.883
هنوز نمیدونستیم ریچارد رامیرز کجاست

00:07:06.426 --> 00:07:08.052
ولی یک عکس و یک اسم داشتیم

00:07:08.810 --> 00:07:10.810
سی و یک آگوست سال 1985
روز 167 ام

00:07:14.642 --> 00:07:18.312
صبح های یکشنبه

00:07:18.396 --> 00:07:22.024
با دپارتمان های مختلف کتابخونه به یورک
شایر گریل میرفتیم و صبحانه میخوردیم

00:07:22.733 --> 00:07:25.194
یکی از روزنامه های هرالد رو برداشتم

00:07:26.070 --> 00:07:31.742
و به صفحه اوش نگاه کردم و عکس اون مرد بود

00:07:32.410 --> 00:07:34.370
که توی کتابخونه اومده بود پیشم

00:07:35.121 --> 00:07:38.207
و نوشته بود شکارچی شب

00:07:40.042 --> 00:07:43.629
فشار خونم بالا پایین شد

00:07:47.967 --> 00:07:49.218
دیدن چهره اش

00:07:49.302 --> 00:07:51.554
برای اولین بار یکی از سخت ترین لحظاتم بود

00:07:54.098 --> 00:07:55.600
و یادمه

00:07:56.309 --> 00:07:59.812
همینطوری بی اختیار گریه میکردم

00:07:59.896 --> 00:08:03.774
همش به این فکر میکردم که این آخرین
چهره ای بود که مادربزرگم دیده بود

00:08:13.534 --> 00:08:15.578
منتظر بودیم

00:08:15.661 --> 00:08:19.916
که لس آنجلس رو بعد رسانه
ای شدن این خبر ترک کنه

00:08:19.999 --> 00:08:22.001
اطلاعات ما اون موقع این بود که

00:08:22.084 --> 00:08:27.131
ریچارد رامیرز از ایستگاه
اتوبوس گری هوند استفاده میکرد

00:08:28.716 --> 00:08:32.345
ازش برای خارج شدن از شهر و برگشتن استفاده میکرد
و یک کمد هم اونجا داشت

00:08:33.179 --> 00:08:39.352
از بخش بازرسی ویژه پلیس لس
انجلس خواستیم تحت نظر بگیرش

00:08:39.936 --> 00:08:42.396
راستشو بخواین
یه سابقه خرابی داشتن

00:08:42.480 --> 00:08:46.067
معمولا مجرم هایی که  جرم
های وحشیانه مرتکب شده بود

00:08:47.026 --> 00:08:49.153
دنبال میکردن

00:08:49.237 --> 00:08:50.696
و وقتی پیداش میکردن

00:08:50.780 --> 00:08:52.990
اکثر مواقع

00:08:53.074 --> 00:08:56.994
یکی از افسرا شلیک میکرد و مجرم رو میکشت

00:08:59.038 --> 00:09:02.542
اگه دلش میخواست به روش سخت دخلشو بیاریم

00:09:03.125 --> 00:09:05.628
به خواستش رسیده بود

00:09:05.711 --> 00:09:07.922
برای همین اون تیم رو انتخاب کردیم

00:09:08.506 --> 00:09:10.716
امیدوار بودم که اگه طرف اسلحه کشید

00:09:10.800 --> 00:09:12.677
میمیره و مشکل ما هم حل میشه

00:09:12.760 --> 00:09:15.304
ولی از یه طرفم میخواستم طرف رو بشناسم

00:09:15.388 --> 00:09:17.014
باهاش مصاحبه کنم

00:09:17.098 --> 00:09:19.267
روی این پرونده زمان خیلی زیادی گذاشته بودم

00:09:19.350 --> 00:09:23.396
و شانس دیدن و صحبت با دشمنم رو میخواستم

00:09:23.950 --> 00:09:25.950
سی و یک آگوست سال 1985
روز 167 ام، ساعت هشت و ربع صبح

00:09:31.237 --> 00:09:33.739
تیم بازرسی رو به ایستگاه اتوبوس گری هوند

00:09:33.823 --> 00:09:35.658
فرستادیم

00:09:35.741 --> 00:09:37.368
و اتفاقی که افتاد این بود که

00:09:37.451 --> 00:09:40.830
رامیرز اصلا توی شهر نیست
طرف توی آریزوناست

00:09:40.913 --> 00:09:42.707
میخواست به یکی از برادراش سری بزنه

00:09:43.457 --> 00:09:45.918
عصر جمعه از آریزونا خارج شد

00:09:46.586 --> 00:09:48.713
تا برگرده لس آنجلس

00:09:49.338 --> 00:09:52.800
منتظر بودیم ریچارد رامیرز از بیرون بیاد

00:09:52.883 --> 00:09:55.386
ولی ریچارد از در پشتی اومد

00:09:55.469 --> 00:09:57.388
از جایی که مسافرا وارد میشن

00:09:57.471 --> 00:09:59.557
اون در جا پلیسا رو شناخت

00:09:59.640 --> 00:10:03.060
چون پلیسا لباسای زشت و کثیف پوشیده بودن

00:10:03.144 --> 00:10:05.521
ولی دندوناشون تمیز بود و بوی بدی هم نمیدادن

00:10:05.605 --> 00:10:06.814
و موهاشونم تمیزه

00:10:07.398 --> 00:10:09.775
نیمدونست که دنبال خودشن

00:10:09.859 --> 00:10:10.943
ولی تونست تشخیصشون بده

00:10:11.527 --> 00:10:15.364
برای همین وارد خیابون میشه

00:10:15.448 --> 00:10:17.450
از خیابون میره پایین

00:10:17.533 --> 00:10:19.201
و میره داخل یک مغازه مشروب فروشی

00:10:19.285 --> 00:10:23.080
و روی صفحه اول همه روزنامه ها

00:10:25.124 --> 00:10:26.250
عکس اونه

00:10:27.460 --> 00:10:30.504
آره، به عکس روی روزنامه نگاه کرد

00:10:30.588 --> 00:10:33.466
و خیلی به نظر ترسیده میومد

00:10:33.549 --> 00:10:35.259
عکسو میبینه و ترس برش میداره

00:10:35.926 --> 00:10:38.721
سریع از اونجا زده بیرون سوار اتوبوس شده

00:10:38.804 --> 00:10:41.098
و اتوبوس هم از المپیک به سمت پایین رفته

00:10:41.182 --> 00:10:44.477
فقط لازم بود که هشت مایل تا شرق لس آنجلس بره

00:10:44.560 --> 00:10:45.811
یکی از برادراش اونجا زندگی میکرد

00:10:46.395 --> 00:10:50.858
دید که یکی از مسافرا روزنامه
صبح رو داشت نگاه میکرد

00:10:50.941 --> 00:10:52.151
و بعد به قیافه اون نگاه کرد

00:10:52.234 --> 00:10:53.319
و چشماش درشت شد

00:10:53.402 --> 00:10:55.363
روزنامه رو گذاشت پایین و سیم توقف رو کشید
{سیم زرد رنگ داخل اتوبوس که برای اطلاع دادن به راننده برای توقف میکشنش}

00:10:58.074 --> 00:10:59.992
یک کیوسک تلفن اونجا بود

00:11:00.076 --> 00:11:01.911
ریچارد دیدش که داره در جا زنگ میزنه

00:11:02.495 --> 00:11:04.538
رامیرز میدونست که کارش تموم بود

00:11:04.622 --> 00:11:09.168
مردم میچرخن و نگاهش میکنن و
اشاره میکنن و با هم صحبت میکنن

00:11:09.710 --> 00:11:11.087
خودشه خودشه

00:11:11.170 --> 00:11:12.588
برای همین از اتوبوس پیاده میشه

00:11:13.422 --> 00:11:15.383
و چیزی که نمیدونست این بود که

00:11:15.966 --> 00:11:18.386
آقایی که زنگ زده بود

00:11:18.469 --> 00:11:21.263
به یکی از کامیون های شرکت گاز اشاره کرده بود

00:11:21.347 --> 00:11:24.058
و گفته بود قاتله توی اون اتوبوسه برو دنبالش

00:11:24.141 --> 00:11:25.141
طرف هم افتاده بود دنبالش

00:11:31.630 --> 00:11:33.192
با تماس هایی که گرفته میشد

00:11:34.235 --> 00:11:36.028
داشتن ردشو میزدن

00:11:38.948 --> 00:11:41.575
I-5میدوئه داخل بزرگراه

00:11:44.286 --> 00:11:47.540
و از همه مسیر های بزرگراه عبور میکنه

00:11:49.834 --> 00:11:52.503
به سمت شمال شرقی فرار میکرده

00:11:52.586 --> 00:11:53.671
و به ایندیانا میرسه

00:11:58.342 --> 00:12:00.553
و تلاش میکنه ماشین یک نفرو بدزده

00:12:00.636 --> 00:12:02.930
فاستینو پیون وقتی مظنون
میخواسته ماشینش رو بدزده

00:12:03.013 --> 00:12:04.724
با رامیرز درگیر شده

00:12:04.807 --> 00:12:07.893
گردنشو گرفتم
تلاش میکرد وارد ماشین بشه

00:12:07.977 --> 00:12:10.855
نتونسته ماشین رو در بیاره -
فرار کرد اون طرف خیابون -

00:12:12.440 --> 00:12:14.692
بعدش به سمت راست پیچیده
و وارد خیابان هابرد شده

00:12:16.610 --> 00:12:18.612
میگفت کلیدا رو بده

00:12:18.696 --> 00:12:21.115
و بعدش به قیافش نگاه کردم و چشماش رو دیدم

00:12:21.198 --> 00:12:23.868
و بعد فهمیدم همون قاتلست

00:12:23.951 --> 00:12:27.204
به اسپانیایی داد زده بود
که یا کلیدا رو بده و یا میکشش

00:12:27.288 --> 00:12:29.457
این موقع بوده که فردی به اسم
منوئل دلاتوره وارد ماجرا میشه

00:12:29.540 --> 00:12:30.624
منوئل رفته به جلوی خونه

00:12:30.708 --> 00:12:33.669
یک میله فلزی از جای در برداشته
و با اون زده تو سر ریچارد

00:12:33.753 --> 00:12:36.380
وقتی بغل ماشین بود یکی زدم تو سرش و طرف افتاد

00:12:36.464 --> 00:12:39.550
شروع کرد به فرار کردن
دوییدم دنبالش و یه بار دیگه هم زدمش

00:12:40.634 --> 00:12:42.970
همسایه ها تا پایین خیابون افتادن دنبال سرش

00:12:43.053 --> 00:12:45.681
گفتم خدایا خود طرفه

00:12:46.681 --> 00:12:50.727
مرده که میله دستش بود به زنش گفته
برو اسلحه رو بیار تا بهش شلیک کنم

00:12:51.024 --> 00:12:54.586
و من اصلا برام مهم نبود چون خیلی خسته بودم

00:12:54.610 --> 00:12:59.291
پایین خیابون رو نگاه کردم و
دیدم که ماشین کلانتری داره میاد

00:13:01.947 --> 00:13:03.199
تماس گرفتن باهامون

00:13:03.282 --> 00:13:06.952
کد 22-415 احتمال درگیری

00:13:07.036 --> 00:13:08.370
یه مرد مسلح

00:13:08.454 --> 00:13:12.458
سه یا چهار نفر رو کنار خیابون میدیدم

00:13:12.541 --> 00:13:13.709
هر چی نزدیک تر میشدم

00:13:13.793 --> 00:13:15.711
دیدم که دارن به اطراف حرکت میکنن

00:13:15.795 --> 00:13:18.130
داد میزنن، دست تکون میدن

00:13:18.214 --> 00:13:21.175
و دیدم یک نفر روی عابر پیاده نشسته

00:13:21.258 --> 00:13:23.636
به اسپانیایی یه چیزی راجع به

00:13:23.719 --> 00:13:26.263
این که خوش شانسم که پلیسا دارن میان گفت

00:13:26.347 --> 00:13:28.849
چون میدونست هممون میخواستیم بکشیمش

00:13:28.933 --> 00:13:30.976
همه همسایه ها با هم متحد شدن و گرفتنش

00:13:31.060 --> 00:13:34.188
یه نفر با یک میله آهنی نگهش داشته بود

00:13:34.271 --> 00:13:35.815
تابلو بود که زدنش

00:13:35.898 --> 00:13:37.900
جمعیت جلوش رو گرفته بودن و زده بودنش

00:13:37.983 --> 00:13:41.320
روی سرش، دستاش و پیراهنش خون بود

00:13:41.403 --> 00:13:44.156
خسته بود

00:13:44.240 --> 00:13:45.825
بهش گفتم بلند شو

00:13:45.908 --> 00:13:47.868
بلند شد بهش دستبند زدم

00:13:47.952 --> 00:13:49.787
تو صندلی پشتی ماشین پلیس گذاشتمش

00:13:49.870 --> 00:13:51.622
و دستگیرش میکنه

00:13:54.750 --> 00:13:57.127
جمعیت همینطوری بیشتر میشد
و سر و صدا هم بیشتر میشد

00:14:01.340 --> 00:14:04.760
داشتن دورمون حلقه میزدن و نزدیک میشدن

00:14:05.427 --> 00:14:06.554
و به یک روزنامه اشاره میکردن

00:14:06.637 --> 00:14:08.556
و حتی شنیدم میگفتن

00:14:08.639 --> 00:14:10.975
قاتل

00:14:11.058 --> 00:14:12.601
بیاین بگیریمش

00:14:12.685 --> 00:14:15.437
و منم گفتم باید اوضاع رو کنترل کنم

00:14:16.257 --> 00:14:21.587
فقط از اینکه شرایط اینطوری پیش
رفته بود و دستگیر شده بودم عصبانی بودم

00:14:22.196 --> 00:14:31.036
و به سمت مردم تف کردم و
زبونم رو مثل مار بیرون میاوردم

00:14:31.434 --> 00:14:38.329
اگه یک اسلحه داشتم همشون رو
پراکنده میکردم دیگه اونقدرام شجاع نبودن

00:14:38.502 --> 00:14:40.296
پلیس، برگرد عقب

00:14:43.382 --> 00:14:47.428
برای چی دستگیر شدی؟
قبلا دستگیر شده بودی؟

00:14:47.511 --> 00:14:50.180
دنی ماشینت کجاست؟

00:14:50.264 --> 00:14:52.099
بلند شو ببینم چند وقت پیش؟

00:14:53.225 --> 00:14:54.768
منم منم

00:14:54.852 --> 00:14:55.853
اسمت چیه؟

00:14:56.520 --> 00:14:58.272
ریچارد رامیرز -
اسمت چیه؟ -

00:15:00.774 --> 00:15:03.110
برگردین به عابر پیاده برین عقب

00:15:03.193 --> 00:15:06.238
برگردین -
برگردین به عابر پیاده -

00:15:08.824 --> 00:15:11.660
بهم خبر دادن که دستگیرش کردن

00:15:12.244 --> 00:15:14.955
اینقدر هیجان زده بود با ته سرعت رفتیم اونجا

00:15:15.039 --> 00:15:17.541
و انگار داشتیم پرواز میکردیم

00:15:18.125 --> 00:15:20.127
و وقتی به مرکز هالن بک رسیدم

00:15:20.210 --> 00:15:22.046
مردم خیلی زیادی دورش جمع شده بودن

00:15:22.129 --> 00:15:25.549
کل ایستگاه پلیس هالن بک

00:15:25.633 --> 00:15:28.010
توسط مردم محاصره شده بود

00:15:33.807 --> 00:15:35.976
توی آزمایشگاه جنایی کار میکردم

00:15:36.560 --> 00:15:37.853
باهامون تماس گرفتن

00:15:38.812 --> 00:15:41.231
و میخواستن یکیمون بره
به دپارتمان پلیس لس آجلس

00:15:41.315 --> 00:15:46.153
تا از یک مظنون اثر انگشت بگیریم

00:15:46.236 --> 00:15:49.907
که فکر میکردن

00:15:49.990 --> 00:15:50.824
خود قاتل باشه

00:15:50.908 --> 00:15:54.036
و یادمه وقتی از در وارد شد

00:15:56.413 --> 00:15:58.165
قد بلند و لاغر بود

00:16:00.709 --> 00:16:04.546
چشم های سیاهی داشت

00:16:09.176 --> 00:16:12.346
و اون به آرومی اتاق رو نگاه کرد

00:16:14.181 --> 00:16:15.099
تا دستش بیاد کجاست

00:16:15.182 --> 00:16:17.810
و صاف به چشمام نگاه کرد

00:16:17.893 --> 00:16:20.854
و اون موقع بود که با خودم فکر کردم پرام

00:16:20.938 --> 00:16:22.189
چشم های خیلی وحشتناکی داره

00:16:26.735 --> 00:16:29.822
فردی شروری بود و میشد اینو حسش کرد

00:16:30.698 --> 00:16:34.159
همکارم هانا وودز بلند شد و گفت

00:16:34.243 --> 00:16:35.619
من ازش اثر انگشت میگیرم

00:16:35.703 --> 00:16:38.122
چون میدونست من نمیخوام این کارو بکنم

00:16:40.916 --> 00:16:43.460
به یک اتاق مصاحبه رفتیم

00:16:43.544 --> 00:16:45.045
و ریچارد اونجا نشسته بود

00:16:46.046 --> 00:16:50.968
دقیقا همون شکلی بود که شاهدان عینی گفته بودن

00:16:52.344 --> 00:16:53.887
موهاش، دندوناش

00:16:54.722 --> 00:16:56.098
طرز صحبت کردنش

00:16:56.181 --> 00:16:58.767
گفتم من گروهبان فرانک سالرنو ام

00:16:58.851 --> 00:17:01.270
و گیل رو معرفی کردم

00:17:01.353 --> 00:17:03.147
و اون گفت شما رو میشناسم

00:17:06.191 --> 00:17:08.569
خیلی تعجب کردم

00:17:08.652 --> 00:17:11.739
چون هیچوقت مظنونی رو نداشتیم

00:17:11.822 --> 00:17:14.700
که توی یک مصاحبه راجع به قتل اینو بگه

00:17:14.783 --> 00:17:17.244
همه چیو راجع به فرانک سالرنو میدونست

00:17:17.327 --> 00:17:20.080
تا جایی که بهش میگفت آقای سالرنو

00:17:20.164 --> 00:17:21.290
برای اینکه

00:17:21.373 --> 00:17:24.043
میدونست سالرنو روی
پرونده قاتل دامنه تپه کار میکرده

00:17:24.710 --> 00:17:27.838
پراش ریخته بود
انگار یک قهرمان رو میدید

00:17:27.921 --> 00:17:31.550
و منم فقط یک مکزیکی
دیگه بودم که اهمیتی نداشت

00:17:31.633 --> 00:17:34.845
اعتراف کرد که راجع به
پرونده های مختلف خونده بود

00:17:34.928 --> 00:17:38.599
راجع به قاتل دامنه تپه و باندی خونده بود

00:17:39.224 --> 00:17:40.309
یک دانشجو بود

00:17:42.728 --> 00:17:45.814
سالرنو حقوق قانونیش رو بهش گفت

00:17:45.898 --> 00:17:49.276
که اونم ازشون استفاده کرد

00:17:49.359 --> 00:17:51.862
ما هم گفتیم اگه نمیخوای
حرف بزنی از اینجا بریم

00:17:51.945 --> 00:17:53.655
اونم گفت صبر کنین چندتا سوال دارم

00:17:53.739 --> 00:17:57.743
در نتیجه نشستیم و من شروع
به صحبت با ریچارد کردم

00:17:57.826 --> 00:18:00.287
من بچه خیابونی و لاتین تبار بودم

00:18:00.370 --> 00:18:04.083
میدونستم اونم بچه خیابونیه و
یکم به زبون عامیانه خیابونی حرف زدیم

00:18:04.875 --> 00:18:06.835
اوراله، چخبرا ریچ؟

00:18:06.919 --> 00:18:10.089
اوراله همون سلام چخبرا معنی میده

00:18:10.172 --> 00:18:13.092
فقط بچه های خیابونی لاتین تبار

00:18:13.175 --> 00:18:14.176
اینو میدونستن

00:18:18.347 --> 00:18:21.100
یه لحظه ای پیش اومد که

00:18:21.183 --> 00:18:23.602
ترسیدم

00:18:23.685 --> 00:18:27.397
داشتم باهاش صحبت میکردم و
به بخشی از مصاحبه میرسیدم که

00:18:27.481 --> 00:18:29.942
خیلی حساس بود

00:18:30.692 --> 00:18:33.445
وقتی داشتم باهاش راجع
به خانوادش صحبت میکردم

00:18:34.822 --> 00:18:37.199
سرش پایین روی میز بود

00:18:37.282 --> 00:18:41.411
و دستاش اینجوری اون بالا بود

00:18:41.495 --> 00:18:42.496
و یدفعه

00:18:43.288 --> 00:18:45.791
شروع کرد به سنگین نفس کشیدن

00:18:46.834 --> 00:18:49.294
در حد نفس نفس زدن

00:18:49.878 --> 00:18:53.298
در همین حین دستاش یکم از روی میز اومدن بالا

00:18:53.966 --> 00:18:56.093
و یک لحظه تو ذهنم

00:18:56.844 --> 00:18:58.095
با خودم گفتم

00:18:58.178 --> 00:19:01.974
اگه این یارو شروع به پرواز
توی اتاق کنه از اینجا میزنم بیرون

00:19:02.057 --> 00:19:05.894
چون قبلا درگیری داشتم
چاقو خوردم و بهم شلیک کردن

00:19:05.978 --> 00:19:08.730
ولی تا به حال با کسی که توی اتاق شناوره نجنگیدم

00:19:08.814 --> 00:19:12.276
و با خودم گفتم الان طرف بلند
میشه هوا و من میرینم به خودم

00:19:20.075 --> 00:19:22.911
خیابون رو باز کنین
مردم توی عابر پیاده هم همچنین

00:19:22.995 --> 00:19:25.622
رفتیم بیرون و هالن بک شبیه باغ وحش بود

00:19:25.706 --> 00:19:27.207
یه جمعیتی اونجا بود

00:19:27.291 --> 00:19:29.459
با خودم گفتم اومدن طرفو اعدامش کنن

00:19:30.627 --> 00:19:33.964
خبر رسیده بود که یکی قراره
وقتی ریچارد بیرون اومد بکشش

00:19:36.383 --> 00:19:37.634
همونجا بهش شلیک کنه

00:19:38.635 --> 00:19:42.472
عقب بمونین
همگی! عقب

00:19:48.187 --> 00:19:51.190
سالرنو روی صندلی عقب با ریچارد نشسته بود

00:19:51.273 --> 00:19:53.650
و من صندلی جلویی بودم

00:19:55.027 --> 00:19:58.197
فقط چند مایل تا زندان
مرکزی مردان فاصله داشتیم

00:20:01.992 --> 00:20:03.785
از خیابون رفتیم پایین و به سمت راست پیچیدیم

00:20:03.869 --> 00:20:06.872
و یک کامیون بود که

00:20:06.955 --> 00:20:10.000
یک خانمی هم روش وایستاده بود

00:20:10.083 --> 00:20:12.252
همین که از بغلش رد
شدیم زنه بلوزش رو باز کرد

00:20:12.336 --> 00:20:14.338
و ممه هاشو به عقب و جلو تاب میداد

00:20:14.421 --> 00:20:16.381
برای من این کارو نمیکرد

00:20:17.090 --> 00:20:19.885
گفتم بیا ریچ داره این کارو برای تو میکنه

00:20:20.469 --> 00:20:22.429
بالای سرمون هلیکوپتر داشتیم

00:20:22.512 --> 00:20:26.183
ماشین و موتور های پلیس جلومون بودن

00:20:26.266 --> 00:20:28.268
و همچنین عقبمون

00:20:28.352 --> 00:20:30.354
و مثل یک کاروان از خیابون رد میشدیم

00:20:30.437 --> 00:20:33.190
مردم بالا پایین میپریدن و داد میزدن

00:20:33.273 --> 00:20:34.483
خوشحال بودن

00:20:38.237 --> 00:20:41.406
و صدها نفر اونجا بودن

00:20:41.490 --> 00:20:45.244
و همه فریاد میزدن
انگار که جام جهانی رو بردیم

00:20:47.246 --> 00:20:50.332
با بچه ها توی مک دونالد بودیم

00:20:51.041 --> 00:20:53.627
همه افراد توی رستوران

00:20:53.710 --> 00:20:57.381
دست میزدن و شادی میکردن
همه

00:20:57.464 --> 00:21:01.260
گفتن شکارچی شب رو گرفتن

00:21:01.343 --> 00:21:03.345
و ما فقط فریاد زدیم

00:21:03.428 --> 00:21:05.097
خیلی هیجان زده بودیم

00:21:05.180 --> 00:21:08.725
خرسندیم که اعلام کنیم فردی که دستگیر کردیم

00:21:08.809 --> 00:21:11.603
ریچارد رامیرز، شکارچی شبه

00:21:11.687 --> 00:21:13.689
تقریبا میشد

00:21:13.772 --> 00:21:15.482
یه آسودگی همگانی رو

00:21:15.565 --> 00:21:17.776
توی کل جنوب کالیفرنیا حس کنی

00:21:18.360 --> 00:21:20.362
چند وقت بود که روی اون داستان کار میکردم؟

00:21:20.445 --> 00:21:22.489
میدونین وقتی دستگیر شد کجا بودم؟

00:21:22.572 --> 00:21:25.909
آرایشگاه بودم و داشم موهامو
کوتاه میکردم. هیچوقت از یادم نمیره

00:21:25.993 --> 00:21:29.329
ریچارد رامیرز امروز پس از اینکه یک
...جمعیت خشمگین جلوش رو گرفته بودن

00:21:29.413 --> 00:21:33.166
پلیس لس آنجلس امروز مردی رو که
فکر میکنن شکارچی شبه بازداشت کردن

00:21:33.250 --> 00:21:35.585
مردی که ممکنه شکارچی شب باشه بازداشت شده

00:21:35.669 --> 00:21:38.505
اهالی کالیفرنیا میتونن با
خیال آسوده تری بخوابن

00:21:38.588 --> 00:21:40.799
پدرم خیلی خوشحال بود

00:21:40.882 --> 00:21:47.264
عاشق این بود که همسایه
های یک محله گرفته بودنش

00:21:47.347 --> 00:21:48.640
و عکسشو دیده بودن

00:21:48.724 --> 00:21:52.185
و هر کاری که میتونستن کردن تا نزارن فرار کنه

00:21:52.769 --> 00:21:58.150
بهشون افتخار میکنم اصلا
حجم قدردانی هممون برای

00:21:58.233 --> 00:22:00.527
کاری که مردم اونجا کردن
قابل اندازه گیری نیست

00:22:01.194 --> 00:22:04.114
اشتباه کرد که اومد اینجا

00:22:04.656 --> 00:22:09.119
اون مظنونی بود که دنبالش بودیم

00:22:09.703 --> 00:22:13.332
حالا وقت اینه که جرایم
مربوط بهش رو تایید کنیم

00:22:24.468 --> 00:22:28.221
خبر گرفتنش بین مردم اینجا خیلی سریع پخش شد

00:22:28.305 --> 00:22:30.724
اکثرا خدا رو شکر میکردن

00:22:32.893 --> 00:22:35.020
بهش گفتم وقتی برسیم زندان

00:22:35.103 --> 00:22:37.731
تو رو توی یک سلول مخصوص میزاریم

00:22:38.315 --> 00:22:40.400
همون سلولی که قاتل دامنه تپه

00:22:40.484 --> 00:22:43.904
و کنث بیانچی رو توش گذاشتیم

00:22:43.987 --> 00:22:46.198
میشد دید که خوشحال شده

00:22:46.948 --> 00:22:50.118
ریچارد خیلی هیجان زده شده بود

00:22:50.202 --> 00:22:51.244
داشتیم بازیش میدادیم

00:22:51.328 --> 00:22:55.123
میدونستیم که به قتل های سریالی علاقه منده

00:22:55.207 --> 00:22:57.542
این سلول یه جورایی واسه سلبریتی هاست

00:22:57.626 --> 00:23:01.671
میخواستیم بزاریمش توی همون سلول

00:23:01.755 --> 00:23:03.423
یه جایگاهی بهش بدیم

00:23:03.507 --> 00:23:05.425
که فکر کنه آدم مهمیه

00:23:05.509 --> 00:23:09.262
شاید یه جایی به زندان بان میگفت

00:23:09.346 --> 00:23:10.430
هی

00:23:10.514 --> 00:23:13.809
به اون پلیسای جنایی بگو برگردن
میخوام باهاشون صحبت کنم

00:23:13.892 --> 00:23:15.352
و برای همین اونجا گذاشتیمش

00:23:15.435 --> 00:23:19.773
تو سلول قدیمی کنث بیانچی تو زندان مرکزی

00:23:24.444 --> 00:23:28.990
ساعت هشت یا هشتو نیم اون شب زدم بیرون

00:23:29.699 --> 00:23:33.286
اون روز یکی از پسرعمو هام داشت ازدواج میکرد

00:23:33.370 --> 00:23:34.830
رفتم به هیلتون

00:23:34.913 --> 00:23:37.416
داشتم از بیرون وارد راهرو میشدم

00:23:37.499 --> 00:23:39.543
و یکی از خواهرای کوچک ترمو دیدم

00:23:39.626 --> 00:23:42.379
و اونقدرام رابطمون با هم خوب نبود

00:23:42.462 --> 00:23:45.382
دویید سمتم دستشو انداخت توی دستم

00:23:45.465 --> 00:23:47.384
و گفت بیا میخوام با تو قدم بزنم

00:23:47.467 --> 00:23:50.679
گفتم چرا من؟
گفت همه جا صحبت از توعه

00:23:51.346 --> 00:23:53.640
و صدای مردم رو میشنیدم که میگفتن

00:23:53.723 --> 00:23:56.184
خودشه. اونجاست
آره خودشه

00:23:56.268 --> 00:23:59.479
داشتن نگاهم میکردن و من
فقط فکر پیدا کردن خانوادم بودم

00:24:00.272 --> 00:24:05.485
و مادرمو و خواهرامو
دیدم که دوییدن و بغلم کردن

00:24:05.569 --> 00:24:06.903
همشون زدن زیر گریه

00:24:07.487 --> 00:24:09.489
بغلم کرده بودن و من گفتم

00:24:09.573 --> 00:24:11.658
همه چی خوبه دیگه تموم شد

00:24:12.576 --> 00:24:15.954
همه خوبن. دیگه تموم شد
دستگیرش کردیم

00:24:16.496 --> 00:24:18.707
گفتم زنم کجاست؟

00:24:19.416 --> 00:24:20.959
میخوام بدونم کجاست

00:24:21.543 --> 00:24:25.797
اومدم پایین و از دیدنش خیلی خوشحال بودم

00:24:26.381 --> 00:24:29.217
اومد و همدیگه رو بغل
کردیم و گفتم دیگه تموم شد

00:24:29.301 --> 00:24:31.928
دیگه میتونین بیاین خونه
چون قبلا گفته بود

00:24:32.012 --> 00:24:35.682
تا این قضیه تموم نشه برنمیگرده خونه

00:24:35.765 --> 00:24:38.560
بهش گفتم بیا خونه
بچه ها هم میتونن بیان خونه

00:24:54.993 --> 00:24:57.037
درست بعد از دستگیری رامیرز

00:24:58.079 --> 00:25:00.790
چند تا از مظنونین رو به صف کردیم

00:25:06.213 --> 00:25:07.714
همون شب

00:25:07.797 --> 00:25:10.217
بک بچه شش ساله که از قربانی
های بازمانده بود رو آوردن

00:25:10.300 --> 00:25:12.928
نسبت به سنش غیر قابل باور بود

00:25:13.512 --> 00:25:17.516
نشست رو به روی مظنونین احتمالی

00:25:18.433 --> 00:25:22.229
بلند و واضح این حرف رو تکرار کن: خفه شو جنده

00:25:23.063 --> 00:25:24.064
خفه شو جنده

00:25:24.856 --> 00:25:26.858
پول کجاست؟ -
پول کجاست؟ -

00:25:27.776 --> 00:25:29.986
جواهرا کجان؟ -
جواهرا کجان؟ -

00:25:32.822 --> 00:25:36.284
فکر کنم وقتی فهمیدم منو نمیتونه ببینه

00:25:37.160 --> 00:25:38.328
دیگه هیچ

00:25:39.704 --> 00:25:40.872
ترسی نداشتم

00:25:43.542 --> 00:25:46.044
گفتم کسی هست که سوالی داشته باشه؟

00:25:46.127 --> 00:25:48.964
دست کوچکش رو آورد بالا
گفتم چیشده عزیزم؟

00:25:49.047 --> 00:25:51.341
گفت حرف دو رو بنویسم یا شماره دو رو

00:25:57.430 --> 00:26:00.141
رامیرز این هفته به جرم قتل محاکمه میشه

00:26:00.225 --> 00:26:03.311
شاکیا به دنبال حکم اعدامن

00:26:14.739 --> 00:26:18.577
یک وکیل مدافع به اسم فیل هالپین
برای رامیرز تعیین کرده بودن

00:26:18.660 --> 00:26:21.329
چیزی که خوب یادمه نمایشی
بود که توی دادگاه داشتن

00:26:22.831 --> 00:26:25.250
از موقع چارلی منسون

00:26:25.333 --> 00:26:27.586
همچین نمایشی توی دادگاه نداشتیم

00:26:27.669 --> 00:26:31.214
رامیرز سعی میکرد توجه جمعیت رو جلب کنه

00:26:31.298 --> 00:26:36.177
و بعدش دنیل و آرتورو هرناندز
برای رسیدگی به پرونده اومدن

00:26:36.261 --> 00:26:37.887
نمایش اینجا شروع شد

00:26:41.224 --> 00:26:44.311
فقط دو سال بود که توی این کار بودیم

00:26:44.853 --> 00:26:47.188
تجربه شش تا پرونده قتل رو داشتیم

00:26:47.272 --> 00:26:48.565
هیچکدوم منجر به اعدام نشدن

00:26:48.648 --> 00:26:52.902
از سمت وکلای والدین رامیرز
از ال پاسو باهامون تماس گرفتن

00:26:53.486 --> 00:26:57.073
اینا رو میشناختم چون
توی ال پاسو بزرگ شده بودم

00:26:57.157 --> 00:26:59.492
و به دانشگاه ال پاسو توی تگزاس رفتم

00:26:59.576 --> 00:27:01.995
و اکثر دوستانم وکیل شدن

00:27:02.078 --> 00:27:04.914
زنگ زدن و صداشون روی حالتن بلندگو بود

00:27:05.749 --> 00:27:07.208
برای همین صدا رو شنیدم

00:27:07.292 --> 00:27:08.710
آقای هرناندز

00:27:09.252 --> 00:27:14.257
من پدر ریچارد رامیرزم
میتونین بهمون کمک کنین؟

00:27:14.799 --> 00:27:17.802
صحبت کردیم و اون گفت بیاین انجامش بدیم

00:27:22.223 --> 00:27:23.642
قاضی سوپر گفته که

00:27:23.725 --> 00:27:26.227
که وکلای مدافع ممکنه تجربه کافی نداشته باشن

00:27:26.311 --> 00:27:28.855
دفاع ازش کار منصفانه ای نبود

00:27:28.938 --> 00:27:31.858
ولی مجبور بودیم انجامش بدیم

00:27:31.941 --> 00:27:34.277
و انرژیمون رو روی پرونده بزاریم

00:27:34.361 --> 00:27:40.408
یکی از مشکلاتمون این بود که بهمون به عنوان

00:27:40.492 --> 00:27:43.286
افراد کم تجربه نگاه میکردن

00:27:43.870 --> 00:27:46.956
این افراد هیچوقت پرونده
ای به این بزرگی نداشتن

00:27:47.040 --> 00:27:50.627
یه فرقی بین دفاع از شخصی برای سرقت

00:27:50.710 --> 00:27:54.798
تا دفاع از کسی که چندتا قتل انجام داده و
پرونده ممکنه به اعدام ختم بشه وجود داره

00:27:54.881 --> 00:27:58.843
اونم پرونده ای که شامل 13 یا 14 تا قربانی بود

00:28:00.178 --> 00:28:02.472
آقایونی که جلوی رامیرز ایستادن

00:28:02.555 --> 00:28:05.934
پیش دادگاه اعتباری ندارن -
برای من اعتبار دارن -

00:28:08.978 --> 00:28:10.438
همیشه نگران احتمال محاکمه غلط بودیم

00:28:10.522 --> 00:28:13.566
نمیدونستیم که وکلای مدافع
میتونن از پس پرونده بر بیان یا نه

00:28:13.650 --> 00:28:15.318
دادگاه هنوز در جریانه

00:28:15.402 --> 00:28:19.280
اگه آقای هالپین میخواد بچه بازیاشو

00:28:19.364 --> 00:28:21.241
توی دادگاه و جلوی دوربین ها ادامه بده

00:28:21.324 --> 00:28:23.952
مجبور میشم ببرمش بیرون و یک درسی بهش بدم

00:28:24.035 --> 00:28:25.120
فقط یک دقیقه

00:28:27.872 --> 00:28:29.290
عالی بود

00:28:29.374 --> 00:28:32.043
حتی بیشتر سلبریتی ها فکر میکردن
ما سلبریتی های اصلی هستیم

00:28:32.752 --> 00:28:34.212
وسط داستانی هستی که مورد توجه همه هست

00:28:34.295 --> 00:28:36.131
و باید نمایشتو خوب انجام بدی

00:28:36.214 --> 00:28:39.676
باید حواست باشه که خرابش نکنی

00:28:39.759 --> 00:28:42.095
لطفا کسی آتش به اختیار عمل نکنه

00:28:42.804 --> 00:28:44.848
بیست و چهارم اکتبر سال 1985

00:28:44.931 --> 00:28:47.142
ریچارد رامیرز دادگاه رو شوکه میکنه

00:28:47.225 --> 00:28:50.687
مردی که متهم به 14 قتل و
ایجاد وحشت در کالیفرنیاست

00:28:50.770 --> 00:28:52.856
کف دستشو میاره بالا تا همه ببینن

00:28:52.939 --> 00:28:56.651
یه ستاره پنج پر کف دستشه

00:28:56.735 --> 00:28:58.695
که برای بعضی ها نشانه شیطانه

00:28:59.904 --> 00:29:03.450
بعد از این که ابراز بی گناهی
کرد دادگاه استراحت اعلام کرد

00:29:03.533 --> 00:29:05.493
ولی رامیرز آخرین حرف رو توی دادگاه زد

00:29:05.577 --> 00:29:06.661
درود بر شیطان

00:29:06.685 --> 00:29:14.685


00:29:17.714 --> 00:29:20.633
مطمئنم که تا نسل ها بعد

00:29:21.551 --> 00:29:23.845
تصویر ستاره پنج پر کف دستش

00:29:23.928 --> 00:29:27.682
و درودی که به شیطان فرستاده یاد همه میمونه

00:29:28.391 --> 00:29:33.396
همون موقع معلوم بود که قراره
یک نمایش حسابی داشته باشیم

00:29:33.480 --> 00:29:35.648
و این توی دادگاه های مختلف ادامه داره

00:29:41.488 --> 00:29:44.240
رامیرز طرفدارای دختر زیادی داشت

00:29:44.324 --> 00:29:47.243
خیلیا فکر میکردن عالیه

00:29:47.911 --> 00:29:50.079
شهرت جذابیت میاره

00:29:51.831 --> 00:29:53.833
مثل سندروم هالیووده

00:29:54.626 --> 00:29:56.836
زن هایی بودن که میخواستن با ریچارد رامیرز

00:29:56.920 --> 00:29:59.088
به خاطر شهرتش سکس داشته باشن

00:30:05.094 --> 00:30:07.972
با این که بیشتر ناظرانی که شرکت داشتن

00:30:08.056 --> 00:30:11.059
معتقد بودن رامیرز گناهکاره

00:30:11.142 --> 00:30:14.020
زنان جوانی با پوشش مشکی رنگ بودن که

00:30:14.103 --> 00:30:17.273
که براش نامه  وشعر مینوشتن

00:30:17.357 --> 00:30:21.569
و جامعه رو به خاطر مشکلی که
رامیرز باهاش روبه رو بود مقصر میدونستن

00:30:22.779 --> 00:30:25.240
تعداد این زنا خیلی زیاد بود نه؟

00:30:25.323 --> 00:30:28.076
توی تمام سال هایی که محاکمات
مختلف رو توی لس آنجلس پوشش دادم

00:30:28.159 --> 00:30:31.120
هیچ متهمی رو ندیده بودم که به اندازه
رامیرز جذابیت سکسی داشته باشه

00:30:31.746 --> 00:30:34.499
فکر کنم به خاطر سندروم

00:30:34.582 --> 00:30:36.084
پسر بد باشه

00:30:37.418 --> 00:30:40.547
یه جذبه حیوانی ای داشت که

00:30:41.130 --> 00:30:44.843
که برای زن ها جذاب بود

00:30:46.845 --> 00:30:50.265
ببخشید ولی من فکر میکنم اینا
احمق ترین جنده هایی هستن که دیدم

00:30:50.348 --> 00:30:51.391
نمیفهمم

00:30:51.474 --> 00:30:53.852
معمولا سعی میکنی از کسی که

00:30:53.935 --> 00:30:56.145
به خودت یا بقیه صدمه میزنه دوری کنی

00:30:56.229 --> 00:30:58.940
ولی اونا دوست داشتن کنارش باشن

00:31:00.149 --> 00:31:02.694
که خیلی روی مخه

00:31:02.777 --> 00:31:06.531
و سرسام آور بود چون که
ریچارد رامیرز این حس رو نداشت

00:31:06.614 --> 00:31:07.615
اون به شما به عنوان

00:31:08.449 --> 00:31:09.449
شام نگاه میکرد

00:31:16.666 --> 00:31:19.586
علاوه بر این قتل های وحشتناک

00:31:19.669 --> 00:31:24.382
رامیرز متهم به تجاوز به بچه ها هم بود

00:31:24.465 --> 00:31:26.217
قبل شروع دادگاه

00:31:26.301 --> 00:31:29.721
فیل هالپین، گروهبان سالرنو وخودم

00:31:29.804 --> 00:31:32.974
به خونه قربانی شش ساله بازمانده رفتیم

00:31:34.809 --> 00:31:36.185
مامانش دستشو گرفته بود

00:31:36.269 --> 00:31:38.438
بعد یه چیزی توی گوش مامانش گفت

00:31:39.272 --> 00:31:43.151
و مادره بهم نگاه کرد و گفت تو رو خوب یادشه

00:31:43.234 --> 00:31:46.112
چون اونو یاد عروسک خرسیش میندازی

00:31:49.574 --> 00:31:53.286
گفت اگه شهادت دادن من باعث
بشه زندانی بمونه این کارو میکنم

00:31:53.369 --> 00:31:55.997
تا به دخترای کوچک دیگه مثل من صدمه نزنه

00:31:58.082 --> 00:31:59.918
اشکم در اومده بود

00:32:00.001 --> 00:32:02.879
و فقط گفتم منو ببخشید و از اونجا رفتم

00:32:03.504 --> 00:32:04.964
طاقتشو نداشتم

00:32:06.132 --> 00:32:07.383
یه نقطه ضعف احساسی داشتم

00:32:07.967 --> 00:32:10.219
به خصوص برای بچه ها

00:32:11.763 --> 00:32:14.557
آقای سالرنو ی 30 ثانیه بیشتر دوام آورد

00:32:14.641 --> 00:32:17.060
و بعدش اومد توی اشپرخونه پیش من

00:32:17.936 --> 00:32:20.438
و فیل هالپین یه دقیقه ای دوام آورد

00:32:20.521 --> 00:32:24.233
و بعدش اومد توی آشپزخونه
و گفت نظرتون چیه رفقا؟

00:32:24.317 --> 00:32:26.736
نظرتون چیه بی خیال پرونده بچه ها بشیم؟

00:32:27.820 --> 00:32:30.281
فیل میگفت این کارو نباید بکنیم

00:32:30.365 --> 00:32:33.201
چون بچه ها رو وارد این ماجرا کردن یکم مشکله

00:32:33.284 --> 00:32:37.288
و اینکه رامیرز 13 تا پرونده قتل روی
دستش داشت و حکم اعدام رو بهش میدادن

00:32:41.758 --> 00:32:43.758
سی و یکم ژانویه سال 1989

00:32:45.463 --> 00:32:48.216
رامیرز 3 سال و نیم بعد از دستگیریش با پابند

00:32:48.299 --> 00:32:51.886
برای محاکمه آورده شد

00:32:51.970 --> 00:32:55.723
او متهم به 43 جرم و 13 مورد قتله

00:32:55.807 --> 00:32:58.851
و دزدی ها و تجاوز و چیزای دیگه

00:32:58.935 --> 00:33:03.314
شهرتش به قدری زیاده که امنیت اضافی برای
محوطه بیرونی دادگاه در نظر گرفته شده بود

00:33:03.398 --> 00:33:07.902
و بسیاری از تماشاچی ها جمع
شده بودن تا شاید بتونن قاتل رو ببینن

00:33:07.986 --> 00:33:11.572
همش مثل یک کابوس بود
و یک تجربه دردناک که

00:33:11.656 --> 00:33:12.865
تمومی نداشت

00:33:13.574 --> 00:33:15.702
بعد از یک سری تاخیرات قانونی

00:33:15.785 --> 00:33:19.163
بالاخره محاکمه شروع شده و بسیار هم طول میکشه

00:33:19.831 --> 00:33:23.167
شاکی ها قراره 140 تا شاهد بیارن

00:33:24.210 --> 00:33:26.421
ماریا هرناندز وارد دادگاه شد

00:33:26.504 --> 00:33:29.507
او از یکی از حملات شکارچی
شب جون سالم به در برده بود

00:33:29.590 --> 00:33:32.135
شهدت هایی که بازمانده ها میدن خیلی ترسناکن

00:33:32.218 --> 00:33:34.679
یک مادر جوان پاکستانی به دادگاه گفت که

00:33:34.762 --> 00:33:38.641
گفت: ای جنده -
داد نمیزنیا -

00:33:38.725 --> 00:33:40.435
گرنه میکشمت

00:33:40.518 --> 00:33:43.062
بچه هاتو توی گهوارشون میکشم

00:33:43.146 --> 00:33:45.023
و پسرت رو هم میکشم

00:33:45.106 --> 00:33:48.651
گفتم به خدا قسم داد نمیزنم جناب

00:33:48.735 --> 00:33:50.361
و یک بار دیگه منو زد

00:33:50.445 --> 00:33:53.322
و گفت به شیطان قسم بخور
به شیطان قسم بخور

00:33:53.406 --> 00:33:56.242
و من گفتم بله به شیطان قسم میخورم داد نمیزنم

00:33:59.162 --> 00:34:01.581
درد عاطفی رو میشه حس کرد

00:34:02.623 --> 00:34:05.752
و روت تاثیر میزاره

00:34:07.170 --> 00:34:09.255
بخشی از هر محاکمه ای

00:34:10.006 --> 00:34:13.593
شامل جزییات بیشتر راجع به جنایت

00:34:14.218 --> 00:34:17.096
و خوی ترسناک جرایم میشه

00:34:18.306 --> 00:34:20.266
و اون تو همه این جلسات حضور داشت

00:34:21.059 --> 00:34:24.228
و تا همین امروز هم میدونم

00:34:24.312 --> 00:34:25.688
که چه باری روی دوشش گذاشته

00:34:27.607 --> 00:34:28.733
من یک گربه دارم

00:34:29.400 --> 00:34:32.820
بعضی وقتا نصفه شب گربه از روی سرم رد میشه

00:34:32.904 --> 00:34:34.072
و چشمام رو باز میکنم

00:34:34.155 --> 00:34:35.656
و گربه بهم زل میزنه

00:34:35.740 --> 00:34:38.951
و همونجا میفهمم موش یا
پرنده بودن چه حسی داره

00:34:40.912 --> 00:34:44.624
تصور میکردم که اگر اون بهم حمله کنه چه شکلیه

00:34:46.000 --> 00:34:47.293
که روت باشه

00:34:48.044 --> 00:34:52.006
که چاقو یا تفنگشو روی گلوت گذاشته باشه

00:34:54.133 --> 00:34:55.968
خانم در حالی که گریه میکرد

00:34:56.052 --> 00:34:58.763
گفت ریچارد رامیرز

00:34:58.846 --> 00:35:03.267
همون کسیه که بعد از شلیک به سر
شوهرش به پسر 8 سالش تجاوز کرده

00:35:03.351 --> 00:35:05.645
با اون توی یک اتاق بودن

00:35:05.728 --> 00:35:07.647
حس ترسناکی بود

00:35:08.481 --> 00:35:10.525
و میدونستی

00:35:10.608 --> 00:35:12.276
تو حضور شیطانی

00:35:12.985 --> 00:35:14.195
میشد احساسش کنی

00:35:16.697 --> 00:35:19.075
و فکر کنم تقریبا 30 دقیقه اونجا بودم

00:35:19.158 --> 00:35:23.121
و بعدش دیگه واقعا نمیتونستم تحمل کنم

00:35:23.204 --> 00:35:27.625
برای همین مجبور بودم از
دادگاه خارج بشم و برم توی راهرو

00:35:28.376 --> 00:35:30.044
و اونجا یک نیمکتی بود

00:35:30.503 --> 00:35:32.755
روی نیمکت نشستم و چند نفر دیگه هم اونجا بودن

00:35:32.839 --> 00:35:34.799
که شاید نتونسته بودن
توی دادگاه جایی پیدا کنن

00:35:34.882 --> 00:35:38.136
برای همین بیرون نشسته بودن

00:35:38.761 --> 00:35:41.514
و داشتم سعی میکردم چندتا نفس عمیق بکشم

00:35:41.597 --> 00:35:43.432
و خودمو جمع و جور کنم

00:35:43.516 --> 00:35:47.061
کنار یک پسری نشسته بودم که همسن من بود

00:35:47.145 --> 00:35:49.272
شاید 19 یا 20 سالش بود

00:35:49.355 --> 00:35:52.316
و یادمه به این فکر میکردم اون چرا اینجاست

00:35:52.400 --> 00:35:54.527
به عضوی از خانوادش آسیبی رسیده بود؟

00:35:54.610 --> 00:35:59.073
یادمه یه لحظه آستینای ژاکتش رو داد بالا

00:35:59.157 --> 00:36:00.867
و وقتی دستشو برگردوند

00:36:00.950 --> 00:36:03.327
دیدم که یک خالکوبی ستاره پنج پر داره

00:36:04.078 --> 00:36:07.498
و بعد فهمیدم کنار کسی نشستم که

00:36:07.582 --> 00:36:11.127
که به قاتل مادربزرگ من
به عنوان یک الگو نگاه میکرد

00:36:13.546 --> 00:36:17.008
و با این که بیرون از دادگاه بودم

00:36:17.091 --> 00:36:21.512
یه جورایی این حس رو داشتم
که نمیتونم ازش خلاص بشم

00:36:21.596 --> 00:36:24.432
و از تاریکی فرار کنم

00:36:25.308 --> 00:36:26.851
یه حسی شبیه به این که

00:36:30.188 --> 00:36:31.981
شرارت اطرافم بود

00:36:37.695 --> 00:36:40.531
هنوز صدای جیغ زدن و گریه اش رو

00:36:40.615 --> 00:36:43.826
موقع شلیک که میگفت
مامان، مامان لطفا نمیر میشنیدم

00:36:43.910 --> 00:36:46.329
در حالی که خودم جلوش به شدت خونریزی داشتم

00:36:47.747 --> 00:36:49.957
عالیجناب، هیئت دفاعیه

00:36:50.041 --> 00:36:53.961
از مرحمتی که قاتل مادرم ریچارد رامیرز
به چندتا از قربانی هاش نشون داده بود

00:36:54.045 --> 00:36:57.423
حرف میزدن

00:36:58.174 --> 00:37:01.510
دوست دارم راجع به جنبه دیگر
مرحمت ریچارد رامیرز صحبت کنم

00:37:02.136 --> 00:37:04.722
با یک شی سنگین به سر مادرم ضربه زد

00:37:04.805 --> 00:37:07.767
همین ضربه باعث شد مادرم خون از دست بده

00:37:07.850 --> 00:37:09.810
خونی که من و برادرم تمیزش کردیم

00:37:10.728 --> 00:37:12.438
بعدش مادرم را حلق اویز کرد

00:37:12.939 --> 00:37:16.150
این طبیعت حقیقی مرحمت ریچارد رامیرزه

00:37:16.234 --> 00:37:17.485
ممنون

00:37:18.069 --> 00:37:20.154
اعضای دادگاه هم گفتن متشکریم

00:37:21.826 --> 00:37:23.826
بیستم سپتامبر سال 1989

00:37:52.436 --> 00:37:54.146
ما، هیئت منصفه دادگاه

00:37:54.230 --> 00:37:56.524
متهم ریچارد رامیرز را گناهکار میدونیم

00:37:59.568 --> 00:38:02.280
بعد از اون همه چیز برای من تاره

00:38:02.363 --> 00:38:04.699
اونا شروع به خوندن حکم دادگاه کردن

00:38:04.782 --> 00:38:07.451
و پشت سر هم از گناهکار
بودنش به جرم های مختلف میگفتن

00:38:08.744 --> 00:38:09.829
چهل و سه بار

00:38:10.579 --> 00:38:12.748
وقتی شنیدم

00:38:12.832 --> 00:38:14.041
فقط از گناهکاریش صحبت میکنن

00:38:14.125 --> 00:38:17.044
خیالم راحت شد

00:38:20.840 --> 00:38:23.467
از زمانی که

00:38:24.010 --> 00:38:27.555
بقیه فکر میکردن یک جوان اسکلیم که دنبال شهرتم

00:38:28.306 --> 00:38:29.432
برای رسیدن به چیزی که بهش باور داشتم

00:38:30.641 --> 00:38:32.810
و چیزی که براش جنگیده بودم

00:38:33.769 --> 00:38:36.355
این که بالاخره تونستم به
نقطه محکوم شدن طرف برسم

00:38:36.439 --> 00:38:38.607
و وقتی توی اولین مورد گفتن گناهکاره

00:38:39.275 --> 00:38:41.485
دیگه میدونستم بقیش هم به همین رواله

00:38:47.283 --> 00:38:48.826
خیلی احساساتی شدم

00:38:50.036 --> 00:38:51.412
اون شب رفتم خونه

00:38:52.079 --> 00:38:55.958
رفتم روی تخت و مثل یک بچه گریه کردم

00:38:58.669 --> 00:39:01.339
و بدون این که بهم بگه

00:39:01.422 --> 00:39:03.007
چرا داره گریه میکنه

00:39:04.258 --> 00:39:07.386
توی قلبم دلیلش رو میدونستم

00:39:08.054 --> 00:39:12.016
ای کاش پدرم اونجا بود

00:39:15.102 --> 00:39:16.479
میخواستم بهم افتخار کنه

00:39:17.438 --> 00:39:19.482
و خوشحالیمو باهاش شریک بشم

00:39:19.982 --> 00:39:21.525
...و متاسفانه

00:39:23.903 --> 00:39:25.738
او فوت کرده بود

00:39:34.246 --> 00:39:38.209
همسرم به سمتم خم شد و گفت

00:39:38.292 --> 00:39:39.627
مشکلی نیست

00:39:43.547 --> 00:39:44.715
پدرت باهات بود

00:39:46.050 --> 00:39:49.303
بهش گفتم گیل پدرت باهاته

00:39:55.803 --> 00:39:57.803
هفتم نوامبر سال 1989

00:40:02.733 --> 00:40:05.444
امروز قاضی ای توی لس آنجلس ریچار رامیرز

00:40:05.528 --> 00:40:07.696
موسوم به شکارچی شب، قاتل و متجاوز را

00:40:08.489 --> 00:40:10.366
به مرگ توی اتاق گاز محکوم کرد

00:40:10.449 --> 00:40:13.285
شکی نبود که ریچارد رامیرز به مرگ محکوم میشه

00:40:13.369 --> 00:40:17.081
برای همین تا وقتی که خود رامیرز شروع کرد
به حرف زدن چیز تعجب آوری وجود نداشت

00:40:17.164 --> 00:40:19.875
نمیخوام توجیه های جامعه رو بشنوم

00:40:19.959 --> 00:40:23.462
قبلا اینا رو شنیدم ولی حقیقت تغییری نمیکنه

00:40:23.546 --> 00:40:25.965
شما من رو درک نمیکنین
انتظاری هم نمیره درک کنین

00:40:26.048 --> 00:40:27.383
تواناییش رو ندارین

00:40:27.466 --> 00:40:30.803
من فرای تجربه های شما هستم
من فرای خوب و بد هستم

00:40:33.514 --> 00:40:34.890
طبق قانون کالیفرنیا

00:40:34.974 --> 00:40:38.477
این حکم اعدام به صورت خودکار
به دادگاه عالی ایالتی فرستاده میشه

00:40:40.146 --> 00:40:42.982
اتفاق بزرگیه
مرگ همیشه بخشی از کار بوده

00:40:43.607 --> 00:40:45.067
توی دیزنی لند میبینمتون

00:40:48.821 --> 00:40:50.406
اون بعدظهر

00:40:50.489 --> 00:40:52.825
گیل و من به زندان رفتیم

00:40:52.908 --> 00:40:56.328
و به سلولش رفتیم

00:40:58.164 --> 00:41:01.625
و درجا پرسید

00:41:01.709 --> 00:41:04.712
گفت گیل

00:41:05.337 --> 00:41:08.007
برای اعدام من میای؟

00:41:08.090 --> 00:41:09.884
و گیل هم گفت نمیونم

00:41:10.468 --> 00:41:13.304
گفت فرانک تو چی؟
گفتم قطعا میام

00:41:15.514 --> 00:41:19.435
میخواستم این پرونده توی ذهنم بسته بشه

00:41:20.144 --> 00:41:22.897
و برای همین باید اعدامشو میدیدم

00:41:23.481 --> 00:41:25.649
قاتل دستگیر شده و مرده

00:41:25.733 --> 00:41:26.733
دیگه وجود نداره

00:41:35.618 --> 00:41:37.536
سال 1989

00:41:37.620 --> 00:41:39.497
وقتی ریچارد رامیرز رو

00:41:39.580 --> 00:41:41.457
به سن کوئنتین میبردیم

00:41:42.333 --> 00:41:43.876
با یک لبخند بزرگی بهم

00:41:43.959 --> 00:41:45.920
نگاه کرد

00:41:47.087 --> 00:41:50.216
و خیلی ترسناک بود

00:41:50.299 --> 00:41:51.299
خیلی عجیب بود

00:41:52.343 --> 00:41:53.719
گفت هی فالزون

00:41:54.428 --> 00:41:58.057
میخوای راجع به اون دوتا
خانم پیر توی تپه تلگراف بدونی

00:41:58.140 --> 00:41:59.600
مگه نه؟

00:41:59.683 --> 00:42:06.398
کارل کلوتز و من قبلا پرونده قتل دو خانم
مسن توی تپه تلگراف رو زیر دست داشتیم

00:42:06.482 --> 00:42:08.943
اون صحنه جرم خیلی وحشتناک بود

00:42:10.069 --> 00:42:13.656
و خنده شیطانی کرد

00:42:14.490 --> 00:42:16.325
 و گفت کار من بود

00:42:16.408 --> 00:42:18.744
در نتیجه توی ذهنم شکی نداشتم که

00:42:19.328 --> 00:42:21.705
جرم های دیگه ای رو هم توی
سان فرانسیسکو مرتکب شده بود

00:42:22.289 --> 00:42:24.416
اثر انگشت ها رامیرز رو

00:42:24.500 --> 00:42:27.294
به قتل یک زن 79 ساله توی ژوئن سال 1984 ربط داده

00:42:29.463 --> 00:42:32.550
از ژوئن تا

00:42:33.092 --> 00:42:34.760
 مارچ فاصله زیادی هست

00:42:35.511 --> 00:42:39.640
باور این که این همه مدت تونسته
جلوی خودشو بگیره سخت بود

00:42:39.723 --> 00:42:44.436
و بعدش به مدت چهار یا پنج
ماه پشت سر هم مرتکب قتل شده

00:42:44.520 --> 00:42:47.106
و قتل های زیادی رو رقم زده

00:42:48.107 --> 00:42:51.860
فکر میکنم شانس این که
پرونده های دیگه ای باشه هم زیاده

00:42:54.071 --> 00:42:56.323
بعضی از چیزایی که ازش فهمیدم

00:42:56.407 --> 00:42:59.702
فکر نمیکنم فقط همون سال
شروع کرده به ارتکاب جرم

00:43:00.619 --> 00:43:03.872
واقعا فکر میکنم جرایم زیاد دیگه باشه که

00:43:03.956 --> 00:43:05.541
پلیس ها متوجهش نشدن

00:43:08.384 --> 00:43:10.384
زندان ایالتی سن کوئنتین

00:43:12.752 --> 00:43:15.727
در سال 1994 ریچارد رامیرز با مصاحبه ای
با فیلیپ کارلو نویسنده سبک جنایی موافقت کرد

00:43:18.906 --> 00:43:26.398
آیا چنین چیزی به اسم بچه ای که از ابتدا
شیطانی و قاتل سریالی به دنیا اومده وجود داره؟

00:43:28.718 --> 00:43:35.636
اگه داری این مکالمه ها رو ضبط میکنی مطمئن شو بعدش
نابودشون کنی چون نمیخوام از صحبتام نواری باشه

00:43:37.073 --> 00:43:39.073
نمیخوای که منو بد نشون بدی ها؟

00:43:41.596 --> 00:43:43.596
هفتم جوئن سال 2013

00:43:44.622 --> 00:43:48.542
ریچارد رامیرز قاتل سریالی
موسوم به شکارچی شب مرده

00:43:48.626 --> 00:43:52.713
دپارتمان تصحیحات کالیفرنیا امروز اعلام کرد
که ریچارد رامیرز به دلایل طبیعی

00:43:52.796 --> 00:43:57.134
بعد از گذراندن بیش از دو
دهه در صف مرگ فوت شده

00:44:00.346 --> 00:44:01.346
سرطان

00:44:06.602 --> 00:44:08.020
مرگ عجیبیه

00:44:09.605 --> 00:44:11.690
به جای اینکه

00:44:11.774 --> 00:44:13.400
دهه ها توی یک چهارچوبی زندانی بمونه

00:44:13.484 --> 00:44:16.820
فقط زمان کوتاهی اون تو موند

00:44:19.531 --> 00:44:21.033
یه جورایی یه نعمته براش

00:44:22.701 --> 00:44:24.745
بیشتر از چیزیه که به قربانی هاش داد

00:44:28.832 --> 00:44:30.417
هیچوقت فراموشش نمیکنم

00:44:32.336 --> 00:44:34.755
چون نمیتونم
هر روز دارم باهاش زندگی میکنم

00:44:42.721 --> 00:44:47.559
روحانیون ما بهمون یاد دادن
که به خاطرات خوب فکر کنیم

00:44:49.311 --> 00:44:51.480
راجع به مادربزرگ با

00:44:51.563 --> 00:44:56.735
با بچه هامون و نوه نتیجه هایی
که هیچوقت ندیدنش صحبت میکنیم

00:44:57.444 --> 00:44:59.571
اونا راجع بهش میدونن

00:45:01.448 --> 00:45:05.369
آره منو دزدیدن و کارای
وحشتناکی روم انجام دادن

00:45:05.452 --> 00:45:09.081
اونم توی سن 6 سالگی
که تو تاثیرپذیر ترین حالتمم

00:45:10.374 --> 00:45:12.251
خوبم

00:45:12.334 --> 00:45:16.171
بزرگ شدم مدرسه رفتم
ازدواج کردم و یک خانواده دارم

00:45:16.255 --> 00:45:22.970
نمیزارم اون اتفاق منو شبیه به اون یارو بکنه

00:45:28.016 --> 00:45:31.895
چه چیزی باعث میشه انسان
کارایی که میکنه رو انجام بده؟

00:45:35.357 --> 00:45:36.608
فکر نمیکنم بدونیم

00:45:37.192 --> 00:45:38.318
خودم نمیدونم

00:45:40.320 --> 00:45:43.407
معتقدم که شیطانی وجود داره
و شرارت هم وجود داره

00:45:43.991 --> 00:45:44.991
...و

00:45:45.826 --> 00:45:47.661
شب ها دعا میکنم

00:45:47.745 --> 00:45:49.037
مری مقدس، مادر خدا

00:45:49.121 --> 00:45:51.707
برای ما گناهکارا الان و
هنگام مرگمون دعا کن. آمین

00:45:51.790 --> 00:45:54.251
شکوه و جلال مخصوص پدر، پسر و روح مقدسه

00:45:54.334 --> 00:45:56.253
از ابتدا تا کنون بدین گونه بوده

00:45:56.336 --> 00:45:58.797
و تا ابد همین گونه خواهد بود
آمین

00:45:58.881 --> 00:46:00.841
خدایا این دعا ها رو میکنم

00:46:00.924 --> 00:46:04.720
و بعد اسم افراد رو توی دعا میارم

00:46:06.388 --> 00:46:07.473
...و

00:46:09.558 --> 00:46:10.976
در نهایت

00:46:13.479 --> 00:46:14.480
با رامیرز به پایان میرسونم

00:46:14.504 --> 00:46:34.504
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.