﻿1
00:00:02,840 --> 00:00:04,920
‫فرمانده ساریا.
‫حالت چطوره رفیق؟

2
00:00:05,400 --> 00:00:08,080
.شاماران تو قلمرو داعش گم شده

3
00:00:11,640 --> 00:00:13,680
‫اون آسیب‌پذیره، اون گزینه‌ی دیگه‌ای نداره

4
00:00:16,280 --> 00:00:18,240
تو اونو واسه ایاد جور می‌کنی

5
00:00:19,040 --> 00:00:21,680
اسفینکس هستم. اونا
‫دارن همه‌جا دنبالت می‌گردن

6
00:00:22,960 --> 00:00:25,930
‫اسلحه رو بنداز. دختره رو ببین!

7
00:00:25,960 --> 00:00:27,720
‫دزدیده شده و به عنوان برده فروخته شده.

8
00:00:28,200 --> 00:00:29,290
‫فکر می‌کنی من اینو می‌خوام؟

9
00:00:29,320 --> 00:00:32,090
‫تو یه قاتل نیستی، حتی داعشی‌ام نیستی.

10
00:00:32,120 --> 00:00:34,320
‫می‌خوام این دختر رو ببری یه جای امن.

11
00:00:35,240 --> 00:00:36,720
‫خیله خب، آماده شو.

12
00:00:40,280 --> 00:00:44,010
‫و اینم یه چیزی که هر روز نمی‌بینیم. یه جهادی از تگزاس.

13
00:00:44,040 --> 00:00:46,690
.بیاین اینجا، به ما ملحق بشین

14
00:00:46,720 --> 00:00:49,610
‫جیک، اگه تو یه ماجرایی گیر کردی، من می‌تونم کمکت کنم.

15
00:00:49,640 --> 00:00:51,330
.‫من تو هیچ ماجرایی گیر نکردم

16
00:00:51,360 --> 00:00:53,120
‫فقط دلم برات تنگ شده.

17
00:00:54,240 --> 00:00:56,690
من مسئول امور مالی رو تحویلشون میدم -
مسئول امور مالی؟ -

18
00:00:56,720 --> 00:00:59,090
‫آمریکاییه. تحویلش میدم بهت،

19
00:00:59,120 --> 00:01:01,000
‫تو هم در عوض منو از اینجا میبری، باشه؟

20
00:01:34,600 --> 00:01:37,440
‫این‌جوری خائن حساب پس میده.

21
00:01:58,600 --> 00:02:01,640
‫من درخواست تو رو با شیخ‌های دیگه مطرح کردم

22
00:02:02,320 --> 00:02:04,040
‫مطمئنی؟

23
00:02:06,640 --> 00:02:07,640
‫آره.

24
00:02:13,680 --> 00:02:17,680
‫تو یه جایگاه مهم تو شورای نظامی داری.

25
00:02:18,280 --> 00:02:23,800
‫اگه منتقل شی به شورای مالی، باید از صفر شروع کنی.

26
00:02:24,800 --> 00:02:28,520
‫اونا آدمای خودشون رو دارن و تو زیردست اونا میشی.

27
00:02:31,400 --> 00:02:32,400
‫باشه.

28
00:02:33,040 --> 00:02:36,400
‫من میخوام بیشتر از دولت اسلامی یاد بگیرم.

29
00:02:43,280 --> 00:02:44,840
‫خدا بهت قوت بده.

30
00:02:45,920 --> 00:02:47,160
‫ممنون، شیخ.

31
00:02:55,880 --> 00:02:56,960
‫بیا تو.

32
00:02:58,200 --> 00:02:59,560
‫ببخشید شیخ.

33
00:02:59,680 --> 00:03:02,640
‫یه سری آدم از شورای مالی اومدن تا شما رو ببرن جلسه.

34
00:03:18,540 --> 00:03:29,540
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

35
00:03:57,680 --> 00:03:58,920
‫ابو مصعب،

36
00:04:00,040 --> 00:04:01,360
‫من عبد الرحمان هستم.

37
00:04:14,280 --> 00:04:15,280
‫باشه.

38
00:04:17,480 --> 00:04:20,240
!با رژه‌ی یگان دفاع زنان، آسمان و زمین می‌لرزه
(یگان دفاع زنان: یک یگان نظامی تماماً زنانه در شمال و شرق سوریه است که از سال ۲۰۱۳ تأسیس شده و زیر مجموعه نیروهای دموکراتیک سوریه قرار دارد)

39
00:04:20,600 --> 00:04:21,800
‫ممنون.

40
00:04:29,360 --> 00:04:31,000
.ساریا

41
00:04:33,040 --> 00:04:34,920
‫دارم میام.

42
00:04:37,520 --> 00:04:41,090
‫منابعم بهم میگن که داعش میخواد
‫به این سه تا شهر حمله کنه

43
00:04:41,120 --> 00:04:42,120
بگیرش

44
00:04:42,760 --> 00:04:46,040
‫اونا دارن سعی میکنن ما رو جدا کنن
‫از مرز ترکیه دور نگه دارن

45
00:04:46,360 --> 00:04:48,920
‫- چند تا سربازن؟
‫- هنوز نمیدونم. به زودی میفهمم.

46
00:04:50,560 --> 00:04:53,410
نمی‌تونیم از هر سه تا مکان دفاع کنیم. تعداد نیروهامون کافی نیستن

47
00:04:53,440 --> 00:04:55,330
سعی می‌کنم یه چیزی گیر بیارم
‫که بهمون کمک کنه

48
00:04:55,360 --> 00:04:57,730
‫یه چیزی که موساد
‫و آمریکایی‌ها بهش نیاز داشته باشن

49
00:04:57,760 --> 00:04:58,840
‫پس مطمئنم کمک می‌کنن.

50
00:04:59,520 --> 00:05:03,480
‫می‌خوام با خبرچینم ملاقات کنم، شاید
‫بتونه یه هدف مهم داعش رو برام ردیف کنه.

51
00:05:07,400 --> 00:05:09,130
‫من پیشاهنگ می‌فرستم به این مکان‌ها

52
00:05:09,160 --> 00:05:11,050
‫و یه نقشه‌ای می‌کشیم
‫که از روستاها محافظت کنیم

53
00:05:11,080 --> 00:05:12,480
‫ما بهترین تلاشمون رو می‌کنیم.

54
00:05:12,960 --> 00:05:15,720
‫تا وقتی کمکی برامون جور کنی،
‫سعی می‌کنیم خوشبین بمونیم.

55
00:05:18,440 --> 00:05:20,560
‫باید یه لباس فرم براش پیدا کنی.

56
00:05:24,520 --> 00:05:26,370
‫اون خیلی جوونه که اینجا بمونه.

57
00:05:26,400 --> 00:05:29,930
‫اون یه غریزه‌هایی داره. با
‫آموزش درست می‌شه.

58
00:05:29,960 --> 00:05:32,120
‫شاماران. اون اینجا نمی‌مونه.

59
00:05:33,440 --> 00:05:34,690
‫می‌خوای بفرستیش کجا؟

60
00:05:34,720 --> 00:05:37,290
‫می‌فرستیمش به یه اردوگاه
‫پناهنده‌ها. اونجا براش بهتره.

61
00:05:37,320 --> 00:05:40,490
‫تنها؟ اون زنده نمی‌مونه.

62
00:05:40,520 --> 00:05:43,400
‫خیلی دلت میخوادش؟
‫خودت مراقبش باش.

63
00:05:45,880 --> 00:05:47,320
‫همین فکرو می‌کردم.

64
00:05:50,160 --> 00:05:51,600
‫ساریا، چرا برگشتی؟

65
00:05:52,480 --> 00:05:53,680
‫یعنی چی چرا؟

66
00:05:54,040 --> 00:05:57,400
.اینجا خونه‌ی منه. نه پاریس. واسه همینه

67
00:06:03,280 --> 00:06:04,800
‫ما می‌تونیم تو این نبرد پیروز بشیم.

68
00:06:12,880 --> 00:06:14,850
‫دختره می‌تونه بمونه ولی فقط
یکی دو روز، باشه؟

69
00:06:14,880 --> 00:06:17,520
‫اینجا از یه کمپ پناهندگی هم بدتره.
‫اون اینجا دووم نمیاره.

70
00:06:18,440 --> 00:06:19,480
‫این حرفو نزن.

71
00:06:21,760 --> 00:06:25,170
‫دورتو نگاه کن. داری ازم می‌خوای از سه تا روستای دیگه دفاع کنم،

72
00:06:25,200 --> 00:06:27,280
‫ولی من حتی مطمئن نیستم
‫بتونیم این پایگاه رو حفظ کنیم.

73
00:06:28,000 --> 00:06:32,240
‫و وقتی سقوط کنه،
‫قامیشلی هم از دست میره.

74
00:07:10,040 --> 00:07:11,480
‫الی!

75
00:07:12,280 --> 00:07:14,880
.آره، اون یه احمق به تمام معناست

76
00:07:16,600 --> 00:07:18,290
‫ولی میدونی که اونا خوششون نمیاد

77
00:07:18,320 --> 00:07:21,410
‫وقتی بچه‌ها رو درگیر موضوعاتی خارج از برنامه درسی می‌کنیم.

78
00:07:21,440 --> 00:07:25,160
همینو بگو، حتی یه مکالمه‌ی واقعی هم تو کلاس نداشتیم

79
00:07:26,320 --> 00:07:27,600
‫آره.

80
00:07:32,320 --> 00:07:33,360
‫چیه؟

81
00:07:35,640 --> 00:07:37,280
چی ‫می‌خواستی بگی؟

82
00:07:38,480 --> 00:07:40,880
‫هیچی. بی خیالش شو.

83
00:07:41,320 --> 00:07:42,800
‫خب، می‌خوای چیکار کنی؟

84
00:07:43,320 --> 00:07:46,360
نه، راستشو بگو اِلی، می‌خواستی دربارهٔ چی حرف بزنی؟

85
00:07:52,360 --> 00:07:55,370
‫بازم همون... دوعشیا؟

86
00:07:55,400 --> 00:07:59,530
داعشی‌ها -
حالاهرچی، بی‌خیالش شو دیگه الی -

87
00:07:59,560 --> 00:08:00,770
‫انگار وسواس فکری داری.

88
00:08:00,800 --> 00:08:04,290
.‫آخه باورت نمی‌شه اونجا چه خبره، دیوانه‌واره

89
00:08:04,320 --> 00:08:06,450
‫و نمی‌دونم چرا کسی
‫درباره‌ش حرف نمی‌زنه،

90
00:08:06,480 --> 00:08:08,890
‫و چطوری می‌تونن
‫درباره یه چیز دیگه حرف بزنن.

91
00:08:08,920 --> 00:08:11,400
‫چون مردم گرفتاری‌های
‫خودشونو دارن؟

92
00:08:13,360 --> 00:08:15,640
‫ببین عزیزم، می‌فهمم چی میگی.

93
00:08:16,440 --> 00:08:19,610
‫خیلی وقته خوش نگذروندی.

94
00:08:19,640 --> 00:08:20,960
‫مسئله این نیست.

95
00:08:21,360 --> 00:08:24,450
‫بعد از این همه سال یادی از جیک می‌کنی،

96
00:08:24,480 --> 00:08:26,920
‫و این تو رو یاد چیزایی که قبلاً داشتی میندازه.

97
00:08:27,920 --> 00:08:33,480
‫و بدنت رو یاد چیزایی که الان بهشون نیاز داره میندازه.

98
00:08:45,800 --> 00:08:49,800
.‫شنیدم دنبال تغییر شغل می‌گردی

99
00:08:52,720 --> 00:08:55,400
‫شما از شورای مالی هستید؟

100
00:08:56,360 --> 00:08:57,760
‫من رئیس کمیته‌ام.

101
00:09:07,400 --> 00:09:09,010
‫اکثر خارجی‌هایی که دارن اینجا مهاجرت می‌کنن

102
00:09:09,040 --> 00:09:13,040
‫علاقه‌ای به این ندارن که در جنبه اداری ماجرا دخالت کنن.

103
00:09:14,120 --> 00:09:16,080
‫اونا به دلایل دیگه‌ای میان اینجا.

104
00:09:17,760 --> 00:09:20,440
تو عضو شورای جهاد الرقه بودی

105
00:09:21,760 --> 00:09:23,400
‫چه پست خفنی.

106
00:09:24,240 --> 00:09:27,880
‫آره... من تمام عمرم جنگیدم.

107
00:09:30,200 --> 00:09:33,240
‫خب، حالا می‌خوام یه کار جدید بکنم.

108
00:09:34,160 --> 00:09:35,680
‫می‌خوام یه چیزی بسازم.

109
00:09:38,840 --> 00:09:40,520
‫پس اگه بهم یه فرصت بدی، اون‌وقت...

110
00:09:41,560 --> 00:09:43,080
‫خودت می‌بینی.

111
00:09:45,600 --> 00:09:47,280
‫بیا با من یه قدمی بزن

112
00:09:59,280 --> 00:10:02,320
.سلوم شاماران -
تلفظش «سلام»ـه -

113
00:10:22,360 --> 00:10:24,320
‫فرانسوی رو کجا یاد گرفتی؟

114
00:10:28,840 --> 00:10:31,120
‫مادرم معلم بود.

115
00:10:33,720 --> 00:10:35,240
‫تو خونه فرانسوی حرف می‌زدین؟

116
00:10:35,840 --> 00:10:38,010
‫وقتی جنگ شروع شد، اون شروع کرد به آموزش دادن به ما.

117
00:10:38,040 --> 00:10:40,480
‫تا وقتی از اینجا رفتیم،

118
00:10:41,440 --> 00:10:42,720
.بتونیم فرانسوی حرف بزنیم

119
00:10:44,160 --> 00:10:45,920
کجا برین؟ فرانسه؟

120
00:10:46,720 --> 00:10:49,680
.نه، توی بلژیک خانواده داریم

121
00:10:52,520 --> 00:10:53,880
خونه‌تون کجاست؟

122
00:10:55,280 --> 00:10:57,080
‫- حلب.
‫- حلب...
(حلب: شهری در شمال غربی سوریه)

123
00:11:01,120 --> 00:11:04,120
‫هنوز خانوادت اونجا هستن؟

124
00:11:06,200 --> 00:11:07,920
‫مادرت کجاست؟

125
00:11:15,120 --> 00:11:16,200
‫زود باش.

126
00:11:20,320 --> 00:11:21,840
‫آخرین فرصتته، بجنب

127
00:12:09,200 --> 00:12:12,920
‫شاید اینجا زیاد به چشم نیاد،
‫ولی در واقع برام خیلی مهمه.

128
00:12:14,480 --> 00:12:18,000
‫می‌دونی شورای من چیکار می‌کنه؟
‫پول رو از کجا میاریم؟

129
00:12:18,680 --> 00:12:20,080
.‫فقط یه دید کلی دارم

130
00:12:20,680 --> 00:12:22,970
‫بیشترش از روغنه، ولی مالیات هم داریم، درسته؟

131
00:12:23,000 --> 00:12:26,290
‫نه مالیات نیست. زکات. صدقه.

132
00:12:26,320 --> 00:12:27,850
‫زکات، آره.

133
00:12:27,880 --> 00:12:30,450
‫یعنی تجارا داوطلبانه پولشون رو اهدا می‌کنن

134
00:12:30,480 --> 00:12:31,840
به‌خاطر هدف‌مون،‌ آره؟

135
00:12:34,560 --> 00:12:35,560
‫خدا رو شکر.

136
00:12:40,600 --> 00:12:42,810
‫نه، نه! این یه هدیه‌ست، هدیه‌ای از طرف من.

137
00:12:42,840 --> 00:12:44,440
‫خدا حفظت کنه.

138
00:12:44,920 --> 00:12:46,170
‫ممنون.
‫خدا خیرت بده.

139
00:12:47,440 --> 00:12:50,400
‫خدا تو و دولت اسلامی رو حفظ کنه.

140
00:12:54,600 --> 00:12:58,000
‫دونه‌ای ۱۲۵ لیر. عجب سیب گرونیه لامصب.

141
00:13:01,640 --> 00:13:04,370
‫فرض کن من به این آقا ۵۰ لیر دادم.

142
00:13:04,400 --> 00:13:08,090
‫اون مجبور نیست در ازاش کاری انجام بده، فقط ۵۰ لیر گیرش میاد.

143
00:13:08,120 --> 00:13:10,970
‫بهش یه گزینه دیگه هم میدم. شیر یا خط بندازه.

144
00:13:11,000 --> 00:13:13,890
‫اگه درست حدس بزنه، ۱۰۰ لیر گیرش میاد.

145
00:13:13,920 --> 00:13:16,120
‫اگه اشتباه حدس بزنه، هیچی گیرش نمیاد.

146
00:13:16,720 --> 00:13:19,640
‫تنبیه نمیشه، فقط سودی نمی‌کنه.

147
00:13:20,920 --> 00:13:23,000
‫به نظرت کدوم گزینه رو انتخاب میکنه؟

148
00:13:24,880 --> 00:13:28,200
‫اسلام قمار رو حروم کرده.

149
00:13:28,520 --> 00:13:30,080
‫فقط یه مثال بود.

150
00:13:30,440 --> 00:13:33,320
‫کدوم رو انتخاب میکنه؟ ۵۰ لیر یا شیر و خط؟

151
00:13:34,120 --> 00:13:35,370
‫خب، اون 50 تا رو می‌گیره، مگه نه؟
‫مطمئنم حق با توئه،

152
00:13:36,840 --> 00:13:42,520
‫حتی با اینکه از نظر ریاضی ارزش مورد انتظار جفت سناریوها یکسانه.

153
00:13:43,520 --> 00:13:47,920
‫اکثر مردم، قضیه رو
‫روانشناختی نگاه می‌کنن.

154
00:13:48,320 --> 00:13:50,690
‫مردم از ریسک متنفرن.

155
00:13:50,720 --> 00:13:54,970
‫اونا شانس بردن
‫100 لیر رو نمی‌خوان، 50 تا رو الان تو جیبشون می‌خوان،

156
00:13:55,000 --> 00:13:57,400
‫مخصوصاً توی سوریه
‫بعد از سه سال جنگ.

157
00:13:58,520 --> 00:14:00,410
،هرچی بیشتر داشته باشی

158
00:14:00,440 --> 00:14:02,330
.کمتر توی خطری

159
00:14:02,360 --> 00:14:03,800
‫صبر کن، صبر کن، یه دقیقه وایسا.

160
00:14:04,720 --> 00:14:07,040
‫تو از ‫تاجرای اینجا تو الرقه می‌ترسی؟

161
00:14:07,600 --> 00:14:10,640
‫چون هیچ مردی اینجا خودشو در معرض
‫خطر قرار نمی‌ده وقتی با ما روبرو می‌شه.

162
00:14:11,320 --> 00:14:14,080
‫تو داری از ترس حرف می‌زنی،
‫اما ما که ترس رو از قبل داریم.

163
00:14:14,920 --> 00:14:16,200
‫ما ثبات می‌خوایم.

164
00:14:16,800 --> 00:14:19,490
‫اونا باید حس کنن
‫بهبود وضعیت اقتصادیشون به ما بستگی داره.

165
00:14:19,520 --> 00:14:23,120
‫اینکه اگه بخوایم می‌تونیم غرقشون کنیم تو پول.

166
00:14:23,880 --> 00:14:28,480
‫خب، سیب ۱۲۵ لیری، برادر ابومصعب،

167
00:14:29,880 --> 00:14:33,080
‫این قیمت خیلی ارزونیه واسه اینکه اون پیامو برسونیم.

168
00:14:43,360 --> 00:14:45,280
‫یادته چجوری باید ازش استفاده کنی؟

169
00:15:00,440 --> 00:15:03,400
‫منو نشونه نگیر. امروز نمی‌خوام بمیرم.

170
00:15:06,680 --> 00:15:07,840
‫حالا امتحان کن.

171
00:15:23,760 --> 00:15:27,320
‫وقتی تو خطریم، وقتی ترسیدیم، دو تا انتخاب داریم.

172
00:15:29,080 --> 00:15:30,720
‫یا بجنگ، یا فرار کن.

173
00:15:31,520 --> 00:15:33,120
‫هیچ‌وقت نباید یخ بزنی. فهمیدی؟

174
00:15:35,000 --> 00:15:37,200
‫خب، فرض کن تصمیم می‌گیری بجنگی. چیکار می‌کنی؟

175
00:15:38,040 --> 00:15:39,280
‫یه اسلحه برمی‌داری و شلیک می‌کنی.

176
00:15:40,000 --> 00:15:41,600
‫قبل از اینکه کشته بشی، می‌کشی.

177
00:15:42,560 --> 00:15:43,970
‫فهمیدی؟

178
00:15:44,000 --> 00:15:46,650
‫فرار یعنی اینکه در بری. قایم شی.

179
00:15:46,680 --> 00:15:49,240
‫واسه این که خیالت راحت باشه دشمنت نمیتونه بکشتت.

180
00:15:54,000 --> 00:15:56,920
‫خب، حالا یه بازی می‌کنیم. تو برو قایم شو.

181
00:16:02,280 --> 00:16:03,920
‫من تا ۲۰ می‌شمرم، باشه؟

182
00:16:04,840 --> 00:16:06,400
‫تو قایم شو، و همون‌جا بمون.

183
00:16:07,280 --> 00:16:09,680
‫تحت هیچ شرایطی نباید از
‫مخفیگاهت بیای بیرون.

184
00:16:11,640 --> 00:16:12,640
‫فهمیدی؟

185
00:16:13,960 --> 00:16:15,000
‫برو دیگه، بدو.

186
00:16:16,000 --> 00:16:19,720
‫۱، ۲، ۳

187
00:16:20,920 --> 00:16:23,280
‫۴، ۵.

188
00:16:24,120 --> 00:16:26,840
‫نیسرین، یه لحظه بیا بیرون. یه چیزی یادم رفت بهت بگم.

189
00:16:29,200 --> 00:16:31,520
‫نیسرین، این دیگه جزءِ
‫بازی نیست. بیا بیرون.

190
00:16:33,480 --> 00:16:34,840
‫نیسرین؟

191
00:16:50,320 --> 00:16:52,280
‫نیسرین، صدامو می‌شنوی؟

192
00:16:54,120 --> 00:16:55,120
‫نیسرین؟

193
00:17:24,000 --> 00:17:25,800
‫بیا بیرون.

194
00:17:33,840 --> 00:17:35,920
‫این اولین باری بود که
‫صدای شلیک گلوله رو می‌شنیدی؟

195
00:17:38,200 --> 00:17:40,960
چرا گفتی آخ؟ مگه بچه‌ای؟

196
00:17:43,800 --> 00:17:45,480
‫حالا قراره شلیک کنی.

197
00:17:46,520 --> 00:17:48,840
‫اونجا رو نشونه بگیر، به سمت صخره‌ها.

198
00:17:52,080 --> 00:17:54,760
‫محکم نگهش دار. دستات این‌جا.

199
00:17:55,760 --> 00:17:57,840
‫حالا ماشه رو بکش.

200
00:18:00,680 --> 00:18:01,680
‫آفرین.

201
00:18:02,560 --> 00:18:03,640
‫بد نبود.

202
00:18:04,280 --> 00:18:07,040
‫دوباره. این دفعه بدون جیغ زدن. اینجا سیرک نیست.

203
00:18:11,640 --> 00:18:13,280
‫خیلی خوبه.

204
00:18:17,040 --> 00:18:18,400
‫بازم می‌خوای بری قایم شی؟

205
00:18:23,680 --> 00:18:27,640
‫۱، ۲، ۳...

206
00:18:30,840 --> 00:18:36,160
‫ببین، اگه قبلاً حرفام یه جوری بود که انگار بی‌احترامی کردم، معذرت می‌خوام

207
00:18:37,200 --> 00:18:38,920
...‫تو رئیس شورایی و

208
00:18:39,480 --> 00:18:41,320
‫باید باهات درست رفتار می‌کردم.

209
00:18:46,800 --> 00:18:50,810
کسی که قبلاً جام بود، یه آدم مذهبی بود

210
00:18:50,840 --> 00:18:53,600
.‫کارش با پول حرف نداشت
‫من خیلی چیزا ازش یاد گرفتم.

211
00:18:55,360 --> 00:18:58,210
‫چند ماه پیش، اون
‫سعی کرد با پول فرار کنه بره ترکیه

212
00:18:58,240 --> 00:19:01,200
‫با ۱۵ میلیون دلار پول نقد.

213
00:19:02,880 --> 00:19:05,520
‫بعد از اون، شیخ‌ها
‫تصمیم گرفتن این کار رو به من بدن.

214
00:19:07,320 --> 00:19:10,160
‫- من درباره‌اش نشنیده بودم.
‫- قرار نبود بشنوی.

215
00:19:12,080 --> 00:19:14,320
‫خب... گرفتنش؟

216
00:19:17,800 --> 00:19:20,290
‫خیلی مهمه که بفهمی.

217
00:19:20,320 --> 00:19:25,040
‫ما با نهایت دقت مراقب پول‌ها هستیم، برادر ابومصعب.

218
00:19:28,040 --> 00:19:29,200
‫آره.

219
00:19:34,400 --> 00:19:35,920
‫فقط...

220
00:19:36,600 --> 00:19:40,160
‫فکر می‌کنی من دارم به دزدیدن پولت فکر می‌کنم.

221
00:19:42,920 --> 00:19:44,600
‫من داشتم نگران می‌شدم.

222
00:19:47,280 --> 00:19:49,960
‫دقیقا نگران چی بودی؟

223
00:19:51,840 --> 00:19:55,410
‫خب، ببین، فکر کردم کل این مصاحبه...

224
00:19:55,440 --> 00:19:58,880
‫به خاطر این بود که فکر می‌کردی
‫من به اندازه کافی برای این کار باهوش نیستم.

225
00:19:59,720 --> 00:20:02,240
‫چون نمی‌دونم «ارزش مورد انتظار» چیه.

226
00:20:03,280 --> 00:20:04,770
.من از آیوی‌لیگ نیومدم
(آیوی‌لیگ: دانشگاه‌های نخبه‌پرور مثل هاوارد)

227
00:20:04,800 --> 00:20:08,450
.تف توش، من اصلاً تحصیلات رسمی‌ای ندارم

228
00:20:08,480 --> 00:20:12,400
‫من هیچوقت هیچی رو اداره یا مدیریت نکردم.
‫حتی دست به پول هم نزدم.

229
00:20:13,760 --> 00:20:16,360
‫ولی می‌خوام این کارو انجام بدم.

230
00:20:16,880 --> 00:20:18,400
‫می‌خوام یاد بگیرم.

231
00:20:18,840 --> 00:20:21,920
‫و اگه یه چیز باشه،
‫داداش، که بتونم بهت قول بدم،

232
00:20:22,520 --> 00:20:25,280
‫اینه که من از دولت اسلامی پول ‫نمی‌دزدم.

233
00:20:25,760 --> 00:20:27,880
.مخصوصاً ‫از دولت اسلامی خودم

234
00:20:32,280 --> 00:20:35,200
‫- درست به موقع.
‫- آره.

235
00:20:35,920 --> 00:20:37,080
‫بیا.

236
00:21:55,800 --> 00:21:58,160
‫مکس؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

237
00:21:59,880 --> 00:22:04,250
‫رامی، این ساریا دوغان هست. ساریا، با
‫عکاس و رابط من، رامی مسعود، آشنا شو.

238
00:22:04,280 --> 00:22:07,680
‫- مکس، اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- از آشنایی باهات خوشبختم، ساریا.

239
00:22:08,040 --> 00:22:11,600
‫مکس درباره‌ت بهم گفت. امیدوارم
‫زخم‌هات خوب شده باشن.

240
00:22:14,280 --> 00:22:16,720
‫رامی، برو از پایگاه عکس بگیر.

241
00:22:22,880 --> 00:22:24,610
‫من اینجام تا مقاله‌ام رو تموم کنم.

242
00:22:24,640 --> 00:22:27,920
‫- چه مقاله‌ای؟
‫- ساریا، دربارش حرف زدیم.

243
00:22:29,040 --> 00:22:33,330
‫آره، داوطلب مرموز فرانسوی
‫که کنار یگان دفاع زنان می‌جنگه

244
00:22:33,360 --> 00:22:35,010
‫تو کل این راه رو اومدی فقط واسه این؟

245
00:22:35,040 --> 00:22:37,730
‫تونستم اسمشو دربیارم. شاماران.

246
00:22:37,760 --> 00:22:39,530
‫اون بیشتر از یه داوطلبه.

247
00:22:39,560 --> 00:22:42,170
‫سعی نکن کوچیکش کنی. اون یه جاسوسه.

248
00:22:42,200 --> 00:22:44,250
‫اسمِش تو همه‌ی فروم‌های داعشی هست.

249
00:22:44,280 --> 00:22:46,250
‫اون تو لیستِ تحت تعقیب‌ترین‌هاشونه.

250
00:22:46,280 --> 00:22:49,050
‫دیروز، اسمش یهو همه‌جا پخش شد

251
00:22:49,080 --> 00:22:50,920
‫این داستانِ توئه؟

252
00:22:52,120 --> 00:22:53,600
‫می‌دونم می‌شناسیش.

253
00:22:54,000 --> 00:22:57,160
‫می‌دونم اون ترتیبِ تخلیه‌ت به فرانسه رو داد وقتی زخمی شدی.

254
00:22:57,560 --> 00:22:59,040
‫فقط می‌خوام باهاش حرف بزنم.

255
00:22:59,720 --> 00:23:01,130
‫این به هدفت هم کمک می‌کنه.

256
00:23:01,160 --> 00:23:03,560
‫هدف من؟ مگه تو نبودی که می‌گفتی ما هیچ‌وقت نمی‌بریم؟

257
00:23:04,440 --> 00:23:06,170
‫منظورم این نبود.

258
00:23:06,200 --> 00:23:08,000
‫من متاسفم، من...

259
00:23:09,080 --> 00:23:11,080
.برای صادق بودن معذرت نخواه

260
00:23:11,440 --> 00:23:12,920
‫شاید حق با تو هم باشه.

261
00:23:22,000 --> 00:23:29,000


262
00:23:38,240 --> 00:23:39,840
‫خیلی باحاله.

263
00:23:43,960 --> 00:23:45,280
‫بیا، یه چیزی بهت نشون بدم.

264
00:23:46,600 --> 00:23:47,840
‫اینو ببین.

265
00:23:50,560 --> 00:23:51,800
‫۳۰ متر، مرد.

266
00:23:52,320 --> 00:23:54,090
‫خیلی هم دقیقه، می‌دونی؟

267
00:23:54,120 --> 00:23:55,120
‫نگاه کن.

268
00:24:01,440 --> 00:24:03,040
‫شوخی کردم.

269
00:24:03,800 --> 00:24:06,280
‫از یه دلال تو دیرالزور خریدمش.
(دیرالزور: شهری در شمال شرقی سوریه)

270
00:24:07,160 --> 00:24:08,680
‫من دیرالزور رو خوب می‌شناسم.

271
00:24:09,360 --> 00:24:10,960
.‫اونا ۳۰ تا چاه آب دارن

272
00:24:12,520 --> 00:24:15,610
‫ولی من می‌تونم صدتای دیگه هم برات ردیف کنم، بدون درگیری.

273
00:24:15,640 --> 00:24:18,570
.‫مسئله تعداد چاه‌ها نیست، مشکل تدارکاته

274
00:24:18,600 --> 00:24:21,080
‫اول تقطیر، بعدش انتقال.

275
00:24:21,920 --> 00:24:23,920
‫باشه، فقط بهم بگو چی لازم داری.

276
00:24:28,160 --> 00:24:29,960
‫راه انداختن پالایشگاه‌های سیار.

277
00:24:30,640 --> 00:24:33,360
‫می‌خوام چند تا مهندس از عراق بیارم، ولی...

278
00:24:34,240 --> 00:24:36,320
‫به یه نفر نیاز دارم که مراقبشون باشه.

279
00:24:36,840 --> 00:24:38,930
‫وقتی تولید رو ببریم بالا،

280
00:24:38,960 --> 00:24:42,120
‫اون وقت می‌تونیم مسیرهای حمل‌ونقل امن و کارآمد ایجاد کنیم.

281
00:24:43,000 --> 00:24:44,240
‫من این کارو می‌تونم بکنم.

282
00:24:45,320 --> 00:24:46,810
به نظرم می‌تونی

283
00:24:46,840 --> 00:24:51,640
...این کاریه که به تجربه میدانی نیاز داره و لازمه که طرف

284
00:24:52,200 --> 00:24:53,370
خشن و تهاجمی باشه؟

285
00:24:53,400 --> 00:24:55,840
بتونه انجامش بده؟ من می‌تونم، خیالت تخت

286
00:24:57,360 --> 00:24:59,320
‫من پنجشنبه دارم میرم عراق.

287
00:24:59,680 --> 00:25:01,890
‫بیا با من، با مهندسا حرف می‌زنیم.

288
00:25:01,920 --> 00:25:04,040
‫آره. پنجشنبه ساعت چند میری؟

289
00:25:06,760 --> 00:25:08,520
‫هی، هی، اون دوست منه.

290
00:25:11,400 --> 00:25:13,040
‫سلام علیکم برادران.

291
00:25:14,400 --> 00:25:16,040
‫نوش جان!

292
00:25:18,480 --> 00:25:20,960
‫این ابو ایاده. ما با همدیگه هجرت کردیم.

293
00:25:23,040 --> 00:25:26,970
‫سلام علیکم برادر ابو ایاد. من عبدالرحمانم.

294
00:25:27,000 --> 00:25:28,200
‫از دیدنت خوشبختم.

295
00:25:28,800 --> 00:25:31,850
.کنیای من به یاد یه دوست خوبمونه، ایاد
(کنیا: همین لقب «ابو» که به همدیگه میدن)

296
00:25:31,880 --> 00:25:34,880
‫- خدا رحمتش کنه.
شهید شد؟ -

297
00:25:35,720 --> 00:25:36,720
‫آره.

298
00:25:37,480 --> 00:25:41,120
‫آره، موقع ترور ابو رضا اللیبی.

299
00:25:41,680 --> 00:25:43,490
‫خدا رحمتش کنه.

300
00:25:43,520 --> 00:25:45,450
‫آره، ناصر هم اونجا بود وقتی اتفاق افتاد.

301
00:25:45,480 --> 00:25:47,080
‫اون زخمی شد، و...

302
00:25:47,400 --> 00:25:50,970
‫آره، ولی خداروشکر اون روز خدا هواشو داشت.

303
00:25:51,000 --> 00:25:52,530
‫باید خیلی بهش افتخار کنی.

304
00:25:52,560 --> 00:25:54,410
‫آره، ما الان وسط یه ماجرایی هستیم، پاول.

305
00:25:54,440 --> 00:25:56,370
‫اون از همه‌مون بهتر بود، نه؟

306
00:25:56,400 --> 00:25:58,450
‫ما سه تا، دوستای بچگی بودیم.

307
00:25:58,480 --> 00:26:00,570
‫ما تو انگلیس بزرگ شدیم.

308
00:26:00,600 --> 00:26:02,640
‫و بخاطر ‫اونا بود که من اسلامو پیدا کردم.

309
00:26:04,480 --> 00:26:06,320
به هر حال، شما کی اومدی؟

310
00:26:07,880 --> 00:26:09,730
‫من مسلمون به دنیا اومدم داداش.

311
00:26:09,760 --> 00:26:14,720
‫ابو ایاد، عبد الرحمن
‫رئیس دیوان الرکازه.
(دیوان الرکاز: اداره منابع ارزشمند و زیرزمینی)

312
00:26:17,040 --> 00:26:19,610
‫خیلی معذرت میخوام، نمی‌دونستم.

313
00:26:19,640 --> 00:26:21,970
‫رنگ پوستتو دیدم،
‫لهجتو شنیدم،

314
00:26:22,000 --> 00:26:24,960
‫و فکر کردم تو هم
‫مثل منی. ببخشید.

315
00:26:25,360 --> 00:26:29,160
‫همین الان ناصر رو دیدم، گفتم بیام یه سلامی عرض کنم، میدونی که، دوستای قدیمی‌ایم دیگه

316
00:26:30,560 --> 00:26:32,760
...آخه کم پیش میاد فرصت کنم انگلیسی حرف بزنم، برا همین

317
00:26:33,560 --> 00:26:36,450
‫- دلت برای خونه تنگ شده؟
‫- نه، نه، نه.

318
00:26:36,480 --> 00:26:39,050
‫اینجا خونه‌ی منه.

319
00:26:39,080 --> 00:26:42,530
‫ولی اعتراف می‌کنم انگلیسی حرف زدن با
‫یکی دیگه جز این یارو

320
00:26:42,560 --> 00:26:44,320
خیلی حال میده

321
00:26:49,440 --> 00:26:51,040
.ما همه مهاجریم

322
00:26:52,120 --> 00:26:56,280
‫ما همه‌چیو پشت سرمون گذاشتیم
‫که بیایم اینجا. همه‌چی رو.

323
00:26:58,560 --> 00:27:01,370
‫یه جور فداکاریه، درسته؟ یعنی باید سخت باشه.

324
00:27:01,400 --> 00:27:04,680
‫اگه سخت نبود، فداکاری به حساب نمیومد.

325
00:27:06,560 --> 00:27:08,000
‫آره.

326
00:27:09,320 --> 00:27:10,320
‫باشه.

327
00:27:11,080 --> 00:27:14,250
‫- من و ناصر یکم حرف کاری داریم
‫- آره، حتماً.

328
00:27:14,280 --> 00:27:16,520
‫از دیدنت خوشحال شدم، برادر ابو ایاد.

329
00:27:17,200 --> 00:27:19,200
‫مطمئنم به زودی همدیگه رو می‌بینیم.

330
00:27:29,560 --> 00:27:32,880
.‫- آدم باحالی بود
‫- آره.

331
00:27:58,560 --> 00:28:00,400
‫مطمئنی دنبال منه؟

332
00:28:01,000 --> 00:28:04,040
‫ما تو پاریس همدیگه رو دیدیم. اون
‫یه چیزایی درباره‌ت شنیده.

333
00:28:05,280 --> 00:28:06,800
‫چه چیزایی؟

334
00:28:08,600 --> 00:28:11,880
‫فکر کنم اون تو سازمان اطلاعات و امنیت
‫فرانسه آدم داره.

335
00:28:12,200 --> 00:28:15,800
‫یه کم طول کشید تا بفهمم داشت
‫درباره‌ی تو اطلاعات جمع می‌کرد.

336
00:28:18,360 --> 00:28:20,480
‫باید زودتر بهم می‌گفتی.

337
00:28:21,400 --> 00:28:25,080
‫فکر کردم بیخیال میشه. فکر نمی‌کردم
‫سر و کله‌اش اینجا پیدا بشه.

338
00:28:26,320 --> 00:28:28,810
‫ساریا، نباید حقیقت رو بفهمه.

339
00:28:28,840 --> 00:28:31,000
‫نمیشه دوباره خانواده‌م رو در معرض خطر قرار بدم.

340
00:28:32,360 --> 00:28:34,200
‫همینطور منابع خودم رو.

341
00:28:35,720 --> 00:28:37,320
‫می‌دونم چه خطری داره.

342
00:28:38,560 --> 00:28:40,490
‫بهتره فاصله‌تو حفظ کنی.

343
00:28:40,520 --> 00:28:42,760
‫اون فردا داره میره قامیشلی، اونجا صحبت می‌کنیم.
(قامیشلی: شهری مرزی در شمال شرق سوریه، نزدیک ترکیه)

344
00:28:46,960 --> 00:28:48,400
‫باید از شرش خلاص شی.

345
00:28:49,280 --> 00:28:51,000
‫اون کله‌شقه، برمی‌گرده.

346
00:28:59,800 --> 00:29:02,200
‫من امشب اینجا پیش دختره می‌مونم.

347
00:29:03,640 --> 00:29:04,840
‫من فردا برمی‌گردم.

348
00:29:06,320 --> 00:29:08,720
‫باشه. فردا می‌بینمت.

349
00:29:27,520 --> 00:29:29,000
‫اون چیزی درباره‌ی مادرم گفت؟

350
00:29:41,240 --> 00:29:42,480
اسم مادرت چی بود؟

351
00:29:43,760 --> 00:29:46,850
.‫عبير. عبیر دکا

352
00:29:46,880 --> 00:29:50,320
‫ولی تو محله
‫به اسم ام ایمن می‌شناختنش.

353
00:29:50,720 --> 00:29:53,200
‫چون اون اسم داداش بزرگمه. ایمن.

354
00:29:57,440 --> 00:29:59,240
‫چطوری از مادرت جدا شدی؟

355
00:30:00,120 --> 00:30:05,400
‫بابام و داداش بزرگم تو ماه هشتم سال ۲۰۱۲ کشته شدن.

356
00:30:07,840 --> 00:30:09,520
‫ما فرار کردیم رفتیم یه کمپ توی شمال.

357
00:30:10,800 --> 00:30:13,280
‫اونجا یه مقاول بود، یه پیمانکار.

358
00:30:14,600 --> 00:30:17,530
‫هر روز زنا رو می‌برد بیرون واسه کار.

359
00:30:17,560 --> 00:30:19,000
‫واسه چیدن سبزیجات.

360
00:30:20,160 --> 00:30:21,200
‫یه روزی،

361
00:30:23,400 --> 00:30:25,080
.داعش رسید

362
00:30:25,840 --> 00:30:27,600
‫اونا پول مقاول رو دادن.

363
00:30:28,720 --> 00:30:32,160
‫همه زنا رو بردن.
‫و... و مامان منم...

364
00:30:32,840 --> 00:30:34,880
‫اونا رو به یه کمپ داعش بردن.

365
00:30:39,360 --> 00:30:41,360
‫از اون روز به بعد،

366
00:30:42,400 --> 00:30:44,200
‫دیگه مادرم رو ندیدم.

367
00:30:53,920 --> 00:30:55,960
‫من ساریا رو راضی می‌کنم تو رو ببره.

368
00:30:57,200 --> 00:30:58,720
.یگان‌های مدافع خلق ازت محافظت می‌کنن
(یگان مدافع خلق: این یگان عمدتاً از مردان تشکیل شده ولی زن هم دارن و اینم مثل یگان دفاع زنان یک گروهن که علیه داعشن)

369
00:31:01,440 --> 00:31:02,440
‫باشه؟

370
00:31:04,840 --> 00:31:07,040
‫اونا مادرم و بقیه زنا رو آزاد می‌کنن؟

371
00:31:12,040 --> 00:31:13,360
‫به این سادگی نیست.

372
00:31:14,720 --> 00:31:16,890
‫باید یه چیزی رو بفهمی،
‫می‌دونم سخته. ولی

373
00:31:16,920 --> 00:31:18,080
‫من پیداش می‌کنم.

374
00:31:41,040 --> 00:31:42,320
‫خانواده داری؟

375
00:31:49,640 --> 00:31:51,080
‫دلت براشون تنگ شده؟

376
00:31:57,360 --> 00:32:00,040
‫نگران نباش. تو هم پیداشون میکنی.

377
00:32:02,280 --> 00:32:03,440
‫به امید خدا.

378
00:32:14,600 --> 00:32:16,640
‫باشه، برادر ابومصعب.

379
00:32:18,760 --> 00:32:21,130
‫- ممنون بابت همه چی مرد.
‫- پنجشنبه میبینمت.

380
00:32:21,160 --> 00:32:24,680
‫- آره، پنجشنبه دیگه، درسته؟
‫- عالیه.

381
00:32:25,520 --> 00:32:27,280
‫- سفر بی‌خطری داشته باشی.
‫- ممنون.

382
00:32:39,920 --> 00:32:41,400
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

383
00:32:42,880 --> 00:32:46,890
‫هنوز داری واسه اون کار میکنی، و اون هدف جدیدته.

384
00:32:46,920 --> 00:32:50,410
...‫لعنتی. شیخ پیشنهاد داد من مسئولیت نفت رو به عهده بگیرم چون

385
00:32:50,440 --> 00:32:52,840
‫فکر کردی من چقدر خرم، ناصر؟!

386
00:32:57,840 --> 00:32:58,840
‫ببین،

387
00:33:00,000 --> 00:33:03,280
‫فقط باید بهم اعتماد کنی. باشه؟

388
00:34:16,760 --> 00:34:20,520
‫۴۰ متر، مرد. خیلی هم دقیقه، میدونی که؟

389
00:35:17,800 --> 00:35:21,360
‫- الو؟
‫- وینتر. چیزی که خواسته بودی رو دارم.

390
00:35:22,040 --> 00:35:25,000
‫فردا صبح تو محل قرار. باشه؟

391
00:35:26,520 --> 00:35:27,880
‫باشه.

392
00:37:24,280 --> 00:37:25,440
‫خدایا

393
00:37:29,040 --> 00:37:31,400
.خدای من

394
00:38:18,800 --> 00:38:20,160
‫خدای من.

395
00:38:22,560 --> 00:38:24,410
‫پس حقیقت داره؟

396
00:38:24,440 --> 00:38:27,360
‫- تو اونجایی؟
‫- اونجوری که فکر می‌کنی نیست.

397
00:38:31,480 --> 00:38:33,920
‫جیک، باید برگردی قبل از اینکه خیلی دیر بشه.

398
00:38:35,280 --> 00:38:37,160
‫اینجا همون‌جاییه که بهش تعلق دارم.

399
00:38:38,600 --> 00:38:41,290
‫خب، پس باید برام توضیحش بدی، چون از چیزایی که من دیدم،

400
00:38:41,320 --> 00:38:43,530
‫به نظر یه دیوونه‌خونه واقعیه، مثل جهنم.

401
00:38:43,560 --> 00:38:45,320
‫ساده نباش، الی.

402
00:38:46,520 --> 00:38:47,960
‫دارن بهت دروغ می‌گن،

403
00:38:48,480 --> 00:38:50,970
‫حقیقت رو تحریف می‌کنن. خودت که می‌دونی چه جوریه.

404
00:38:51,000 --> 00:38:53,000
‫دارن یه روایت دروغین بهت نشون می‌دن.

405
00:38:55,800 --> 00:38:57,840
‫کاش می‌تونستم بهت نشون بدم.

406
00:39:06,520 --> 00:39:08,840
‫- دیگه باید ببندم.
‫- نه.

407
00:39:13,280 --> 00:39:14,360
‫صبر کن.

408
00:39:15,320 --> 00:39:16,760
‫یه دقیقه وایسا.

409
00:39:39,600 --> 00:39:40,800
‫دلم برات تنگ شده.

410
00:39:43,600 --> 00:39:45,600
نمی‌دونستم انقدر دلتنگم

411
00:39:46,480 --> 00:39:49,080
‫کاش الان اینجا کنارم بودی.

412
00:39:51,320 --> 00:39:54,440
‫برگرد خونه. یه راهی باید باشه.

413
00:39:57,200 --> 00:39:59,640
‫اینکه تو چقدر خوشگلی داره دیوونم می‌کنه.

414
00:40:03,160 --> 00:40:05,000
‫می‌خوام بهت دست بزنم.

415
00:40:06,400 --> 00:40:08,120
‫- جیک...
‫- حسِت کنم.

416
00:40:08,920 --> 00:40:10,040
‫بوست کنم.

417
00:40:10,360 --> 00:40:11,640
‫جیک...

418
00:40:14,920 --> 00:40:16,120
‫تو چی؟ دلت نمی‌خواد؟

419
00:40:18,600 --> 00:40:20,400
‫بیشتر از هر چیزی تو دنیا.

420
00:40:21,480 --> 00:40:22,680
‫از وقتی که...

421
00:40:27,880 --> 00:40:28,960
‫بگو دیگه.

422
00:40:29,800 --> 00:40:32,200
‫از وقتی ویدیوت رو دیدم،

423
00:40:33,440 --> 00:40:35,200
‫و صدات رو شنیدم،

424
00:40:37,160 --> 00:40:39,560
‫دیگه نمی‌تونم به این فکر نکنم
‫که چی داشتیم.

425
00:40:40,640 --> 00:40:42,800
‫خیلی دلم برات تنگ شده.

426
00:40:44,440 --> 00:40:46,480
.‫اون ذهن زیبات

427
00:40:47,320 --> 00:40:48,640
‫و لمس کردنت.

428
00:40:50,480 --> 00:40:51,760
‫بوی تنت.

429
00:40:54,480 --> 00:40:56,040
‫می‌خوام لمست کنم

430
00:40:56,840 --> 00:40:58,440
‫همه جای بدنت رو،

431
00:40:59,200 --> 00:41:00,720
‫همون‌جوری که قبلاً می‌کردم.

432
00:41:07,320 --> 00:41:10,280
‫اگه کسی بفهمه من دارم اینجوری باهات حرف می‌زنم...

433
00:41:17,880 --> 00:41:19,920
‫دلم می‌خواد ببینمت، الی.

434
00:41:24,280 --> 00:41:25,560
‫نه.

435
00:41:28,680 --> 00:41:29,840
‫الی،

436
00:41:31,040 --> 00:41:32,360
‫نشونم بده.

437
00:42:31,880 --> 00:42:33,800
‫همین‌جا بمون. الان برمی‌گردم.

438
00:43:00,840 --> 00:43:04,000
‫اون آمریکاییه رو تو دوربین دارم.
‫اسمشو عبدالرحمان گذاشته

439
00:43:05,320 --> 00:43:06,490
‫هنوز اسم اصلیشو نفهمیدم،

440
00:43:06,520 --> 00:43:10,050
‫ولی الان باید بتونی
‫به لطف عکس‌ها شناساییش کنی.

441
00:43:10,080 --> 00:43:13,850
‫یه پسر جوونه، حدوداً بیست و چند ساله،
‫لهجه جنوبی داره، شاید اهل تگزاس باشه.

442
00:43:13,880 --> 00:43:16,040
‫خیلی باهوشه. خطرناکه.

443
00:43:19,920 --> 00:43:22,480
‫پس تو همون جلسه اول عکس گرفتی.

444
00:43:23,200 --> 00:43:24,400
‫این که خیلی بی‌احتیاطیه.

445
00:43:25,360 --> 00:43:27,800
‫جدی میگی؟ خوشحال نیستی؟

446
00:43:28,960 --> 00:43:30,760
‫- خوشحالم.
‫- خب.

447
00:43:32,240 --> 00:43:34,560
‫پس معامله‌ست؟
‫همون چیزی که بهم قول دادی؟

448
00:43:35,800 --> 00:43:39,200
‫آره، موساد هم باهات همراهه. اگه مسئول امور مالی رو بگیری، می‌تونی بری

449
00:43:40,480 --> 00:43:43,720
‫و این یه قولِ درست و حسابیه، نه از اون چرت و پرتای استنلی.

450
00:43:45,360 --> 00:43:47,360
‫می‌تونی منو برگردونی بریتانیا؟

451
00:43:49,000 --> 00:43:50,000
‫نه.

452
00:43:51,200 --> 00:43:52,520
‫نه، متاسفم.

453
00:43:53,040 --> 00:43:54,850
‫موساد اطلاعات رو با آمریکایی‌ها به اشتراک می‌ذاره،

454
00:43:54,880 --> 00:43:57,650
‫و اونا تو یه برنامه حفاظت از شاهد می‌ذارنت.

455
00:43:57,680 --> 00:43:59,960
‫یه زندگی راحت و امن تو آمریکا.

456
00:44:05,080 --> 00:44:07,090
‫اون پنجشنبه‌ی دیگه می‌خواد بره عراق.

457
00:44:07,120 --> 00:44:08,850
‫الان بهترین موقع‌ست که کارشو تموم کنیم، درسته؟

458
00:44:08,880 --> 00:44:11,690
‫- خب، من ماشینشو علامت‌گذاری می‌کنم.
‫- یکم صبر کن.

459
00:44:11,720 --> 00:44:13,480
.‫اونا نمی‌خوان بکشنش، فعلاً نه

460
00:44:14,120 --> 00:44:18,240
‫اول می‌خوان بدونن ساختار مالی
‫سازمان چطوری کار می‌کنه.

461
00:44:18,600 --> 00:44:20,680
‫می‌خوان از نظر مالی نابودشون کنن.

462
00:44:22,000 --> 00:44:25,210
‫باشه، باشه. خب... بیا بدزدیمش.

463
00:44:25,240 --> 00:44:28,160
‌زنده می‌گیریمش، اونم
‫کل مکانیزم رو لو می‌ده، آره؟

464
00:44:29,920 --> 00:44:31,770
‫- چطوری؟
‫- پنج‌شنبه هفته بعد.

465
00:44:31,800 --> 00:44:34,410
.‫من حتماً باهاش تو ماشین می‌مونم، با یه ردیاب

466
00:44:34,440 --> 00:44:37,570
‫که بدونی ما همیشه کجاییم.
‫اینجوری آماده حمله به کاروان می‌شی.

467
00:44:37,600 --> 00:44:38,850
‫- نه...
‫- نه، صبر کن، صبر کن.

468
00:44:38,880 --> 00:44:40,360
‫با هم یه جای درست و حسابی رو انتخاب می‌کنیم.

469
00:44:40,920 --> 00:44:43,810
‫وقتی یارو آمریکایی خواست فرار کنه، من
‫محافظاشو می‌زنم و خودشو می‌گیرم...

470
00:44:43,840 --> 00:44:45,450
‫- ناصر.
‫- صبر کن! خودشو می‌گیرم.

471
00:44:45,480 --> 00:44:46,930
،‫بعد زنده میارمش پیشت

472
00:44:46,960 --> 00:44:49,130
.اون وقت تو هم منو از این سوریهٔ کوفتی خارج می‌کنی با اون

473
00:44:49,160 --> 00:44:51,290
‫با یه تیر دو نشون. آسونه، حله؟

474
00:44:51,320 --> 00:44:54,210
‫ولی خیلی خطرناکه.
‫ممکنه آسیب ببینی.

475
00:44:54,240 --> 00:44:57,050
‫آره، می‌دونم خطرناکه. باور
‫کن، خیلی خوب می‌دونم خطرناکه.

476
00:44:57,080 --> 00:45:00,280
‫دیگه وقت ندارم. الان پاول
!می‌فهمه قضیه چیه، یه عوضی تمام‌عیاره

477
00:45:02,480 --> 00:45:04,160
‫هر جوری شده باید از اینجا برم،

478
00:45:05,680 --> 00:45:07,200
‫اصلاً مهم نیست چی بشه.

479
00:45:11,800 --> 00:45:13,400
‫من این پیشنهاد رو مطرح می‌کنم.

480
00:45:18,360 --> 00:45:19,600
‫ممنون.

481
00:46:19,000 --> 00:46:20,760
‫اون یارو رئیسشونه

482
00:46:21,320 --> 00:46:23,250
‫همونی که بهمون کمک کرد.

483
00:46:23,280 --> 00:46:25,640
‫- بله؟
‫- اسمش ناصره؟

484
00:46:26,920 --> 00:46:29,600
‫- تو از کجا اسمشو می‌دونی؟
‫- گوش دادم.

485
00:46:31,040 --> 00:46:33,280
‫دیگه هیچ‌وقت اسمشو تکرار نکنی، فهمیدی؟

486
00:46:35,200 --> 00:46:37,800
‫- فهمیدم.
‫- به هیچ‌کس!

487
00:46:39,680 --> 00:46:41,040
‫بهم قول میدی؟

488
00:46:45,000 --> 00:46:46,040
!برو پایین

489
00:46:46,800 --> 00:46:47,800
!برو پایین

490
00:46:54,560 --> 00:46:55,640
‫سنگر بگیر!

491
00:47:15,120 --> 00:47:17,810
‫نیسرین... باید بری بیرون.

492
00:47:17,840 --> 00:47:22,080
‫به حرفم گوش کن، نباید خشکِت بزنه، باشه؟

493
00:47:23,080 --> 00:47:25,920
‫یا می‌جنگی، یا فرار می‌کنی.

494
00:47:26,280 --> 00:47:29,200
‫ولی اینجا نمون. از پسش برمیای.

495
00:47:29,800 --> 00:47:30,840
.تو شجاعی

496
00:47:32,720 --> 00:47:34,440
‫تا سه می‌شمارم.

497
00:47:35,560 --> 00:47:37,280
‫همه‌چی درست می‌شه.

498
00:47:38,160 --> 00:47:41,330
‫۱، ۲، ۳.

499
00:47:41,360 --> 00:47:42,360
‫حالا.

500
00:48:56,600 --> 00:48:57,840
‫تمومش کن.

501
00:49:00,720 --> 00:49:02,000
‫به‌زودی.

502
00:49:03,640 --> 00:49:04,840
‫پاول!

503
00:49:07,360 --> 00:49:08,480
‫پاول!

504
00:49:09,160 --> 00:49:10,520
‫پاول! نه!

505
00:49:11,120 --> 00:49:12,480
‫پاول! نه!

506
00:49:13,960 --> 00:49:15,920
‫نه!

507
00:49:17,680 --> 00:49:19,280
‫چرا؟!

508
00:49:19,880 --> 00:49:21,120
‫چرا؟!

509
00:49:21,520 --> 00:49:23,960
!چیکار کردی!؟ آخه چرا؟

510
00:49:29,280 --> 00:49:31,600
‫- حالا دیگه آزادی.
‫- نه... چیکار کردی

511
00:49:32,760 --> 00:49:33,800
‫چرا؟

512
00:50:52,560 --> 00:50:55,530
‫فرمانده ساریا، نیسرینم.

513
00:50:55,560 --> 00:50:58,920
‫شاماران رو کشتن.
‫صدامو می‌شنوی؟

514
00:51:23,440 --> 00:51:26,520
‫شاماران مرده.
‫کسی صدامو می‌شنوه؟

515
00:51:27,480 --> 00:51:29,800
‫شاماران مرده.
‫کسی صدامو می‌شنوه؟

516
00:51:32,320 --> 00:51:34,000
‫کسی صدامو می‌شنوه؟

517
00:51:38,030 --> 00:51:58,030
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

