﻿1
00:00:02,840 --> 00:00:05,210
.‫و اینم یه چیزی که هر روز نمی‌بینیم

2
00:00:05,240 --> 00:00:06,970
‫یه جهادی از تگزاس.

3
00:00:07,000 --> 00:00:08,850
.بیاین اینجا، به ما ملحق بشین

4
00:00:08,880 --> 00:00:11,490
‫همش دارم فکر می‌کنم
‫به اون روزایی که داشتیم.

5
00:00:11,520 --> 00:00:12,970
‫می‌خوام بهت دست بزنم.
‫تو چی، دلت نمی‌خواد؟

6
00:00:15,480 --> 00:00:16,690
‫فقط بهم بگو چی لازم داری.

7
00:00:16,720 --> 00:00:19,290
‫- دارم پالایشگاه سیار راه می‌ندازم.
‫- این کارو بلدم.

8
00:00:19,320 --> 00:00:20,930
.آره به نظرم می‌تونی

9
00:00:20,960 --> 00:00:22,290
‫اون هدف جدیدته.

10
00:00:22,320 --> 00:00:24,440
‫ناصر، فکر کردی من چقدر خرم؟!

11
00:00:25,400 --> 00:00:27,960
‫هر جوری شده باید از اینجا بزنم بیرون.

12
00:00:28,960 --> 00:00:32,290
‫من اینجام تا مقاله‌ام رو تموم کنم. تونستم اسمش رو پیدا کنم. شاماران

13
00:00:32,320 --> 00:00:33,770
‫می‌دونم تو اونو می‌شناسی.

14
00:00:33,800 --> 00:00:36,770
‫- باید یه یونیفرم برای دختره پیدا کنی
‫- اون برای اینجا موندن خیلی جوونه

15
00:00:36,800 --> 00:00:38,530
.‫اون حواس قوی‌ای داره

16
00:00:38,560 --> 00:00:40,730
‫من ساریا رو راضی می‌کنم که تو رو ببره.

17
00:00:40,760 --> 00:00:42,330
.یگان مدافع خلق ازت محافظت می‌کنه

18
00:00:42,360 --> 00:00:44,320
‫اونا مادرم و بقیه زنا رو آزاد می‌کنن؟

19
00:00:46,000 --> 00:00:47,200
!سنگر بگیر

20
00:00:49,760 --> 00:00:51,360
‫نه!

21
00:00:52,200 --> 00:00:53,520
‫چرا؟!

22
00:00:55,360 --> 00:00:58,520
‫شاماران مرده.
‫کسی صدامو می‌شنوه؟

23
00:03:18,540 --> 00:03:29,540
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

24
00:04:09,280 --> 00:04:10,680
‫دیدی آنا این نامه رو بنویسه؟

25
00:04:14,400 --> 00:04:15,880
‫اسمش آنا بود؟

26
00:04:22,280 --> 00:04:23,320
‫برای کی هست؟

27
00:04:25,880 --> 00:04:27,360
‫پدر و مادرش.

28
00:04:30,080 --> 00:04:31,640
‫می‌خوای بفرستیش؟

29
00:04:41,240 --> 00:04:43,120
‫گفت می‌تونم اینجا بمونم.

30
00:04:44,360 --> 00:04:46,120
‫بهش درباره‌ی مقاول گفتم.

31
00:04:49,280 --> 00:04:50,760
‫پیمانکار؟

32
00:04:53,200 --> 00:04:55,760
‫همونی که مادرم رو فروخت.

33
00:05:02,400 --> 00:05:07,360
‫به شاماران گفتم و اون گفت
‫من می‌تونم با تو و یگان‌تون بمونم

34
00:05:07,800 --> 00:05:10,320
.گفت اینجا در امانم

35
00:05:21,680 --> 00:05:29,680
!‫شهدا هرگز نمی‌میرند

36
00:06:38,280 --> 00:06:39,560
.‫داریم می‌بازیم

37
00:06:41,120 --> 00:06:43,610
‫هر روز داعش سربازهای
‫بیشتری رو استخدام می‌کنه

38
00:06:43,640 --> 00:06:45,400
‫و هر روز ما شهدامون رو دفن می‌کنیم.

39
00:06:47,600 --> 00:06:50,840
‫در مورد یه چیز درست میگی، ساریا

40
00:06:51,680 --> 00:06:55,400
‫دشمن داره به طور مداوم نیرو جذب می‌کنه، و ما هم باید همین کار رو بکنیم

41
00:06:56,640 --> 00:07:00,200
‫تو میری بیرون و رفقای جدید رو استخدام می‌کنی فهمیدی؟

42
00:07:03,760 --> 00:07:07,200
‫داریم اونها رو استخدام می‌کنیم.
‫داریم اونها رو به مرگ می‌فرستیم.

43
00:07:10,960 --> 00:07:13,880
‫میخوای مبارزه رو رها کنی؟

44
00:07:14,360 --> 00:07:17,400
می‌خوای یونیفرمت رو آویزون کنی؟ -
‫- نه.

45
00:07:19,360 --> 00:07:21,120
‫من یه تعهد مادام العمر دادم.

46
00:07:24,360 --> 00:07:26,160
‫درسته.

47
00:07:28,040 --> 00:07:32,000
‫ولی بدون روحیه جنگندگی، اون‌ها فقط حرفای توخالی‌ان.

48
00:07:32,840 --> 00:07:34,440
‫ساریا رو یادت نره،

49
00:07:35,560 --> 00:07:37,880
‫هیچ انتخاب دیگه‌ای نداریم.

50
00:08:09,800 --> 00:08:12,520
.‫من دارم می‌رم مأموریت. تو هم باهام میای

51
00:08:21,440 --> 00:08:22,440
‫چی هست؟

52
00:08:24,080 --> 00:08:28,520
‫املت، پنیر بز، زیتون، پیتا، پیاز.

53
00:08:30,040 --> 00:08:32,160
‫خب، بعدش بوسیدنت خیلی حال می‌ده.

54
00:08:35,680 --> 00:08:36,920
‫تو چی سفارش دادی؟

55
00:08:37,440 --> 00:08:39,170
.‫تاکوهای پادره

56
00:08:39,200 --> 00:08:41,440
‫امکان نداره اونجا هنوز وجود داشته باشه.

57
00:08:42,840 --> 00:08:44,360
،‫من ناچو دارم

58
00:08:49,280 --> 00:08:52,160
‫فلفل هالاپینو سرخ‌شده و...

59
00:08:52,840 --> 00:08:54,770
‫تاکیتو! - خدای من.

60
00:08:54,800 --> 00:08:56,280
‫داری منو می‌کشی، اِل.

61
00:08:58,200 --> 00:09:00,810
‫چه ظرف گنده‌ای دارن اینا.

62
00:09:00,840 --> 00:09:02,920
‫مجبورم نصف اینو بندازم دور.

63
00:09:06,600 --> 00:09:08,720
‫ولی می‌دونی چی باهاش حال میده؟

64
00:09:09,200 --> 00:09:10,690
‫آبجو.

65
00:09:10,720 --> 00:09:11,840
‫یا شراب.

66
00:09:12,320 --> 00:09:15,640
‫الی ممنون که الکل نمی‌خوری. واقعاً قدردانم

67
00:09:20,200 --> 00:09:21,280
‫سخت نیست؟

68
00:09:21,960 --> 00:09:24,240
.اون همه محدودیت‌ و قانون

69
00:09:24,600 --> 00:09:27,240
‫لباس‌ها، موسیقی، هنر.

70
00:09:27,760 --> 00:09:30,090
‫منظورم اینه، بعضی چیزا رو می‌فهمم،

71
00:09:30,120 --> 00:09:32,680
‫حتی از نظر اجتماعی می‌تونم با بعضی‌هاشون ارتباط برقرار کنم،

72
00:09:33,880 --> 00:09:35,000
‫ولی بعضی چیزای دیگه...

73
00:09:36,240 --> 00:09:37,720
‫زندگی اینجا ساده‌ست.

74
00:09:38,080 --> 00:09:40,490
‫ما به یه چیزی بزرگ‌تر از خودمون اعتقاد داریم.

75
00:09:40,520 --> 00:09:44,010
‫اینجا ظرفای خیلی گنده نداریم، اِل.

76
00:09:44,040 --> 00:09:47,370
‫- ما مصرف و آلودگی نداریم.
‫- آره، ولی شما می‌جنگین و می‌کشین.

77
00:09:47,400 --> 00:09:48,840
‫و آمریکا این کارو نمی‌کنه؟

78
00:09:50,240 --> 00:09:52,530
‫ما الان وسط یه جنگ داخلی هستیم.

79
00:09:52,560 --> 00:09:57,600
‫اِل، ما می‌جنگیم و می‌کشیم، ولی
‫قول می‌دم ما پیروز می‌شیم،

80
00:09:58,200 --> 00:09:59,800
‫و خشونت تموم می‌شه.

81
00:10:00,560 --> 00:10:04,280
‫خودت اینو یادم دادی، یادت نیست؟
‫مرگ بر ستمگر.

82
00:10:11,800 --> 00:10:15,610
‫پس به من نگو خون ریختن
‫گاهی اوقات موجه نیست،

83
00:10:15,640 --> 00:10:16,960
.مخصوصاً برای هدف درست

84
00:10:18,880 --> 00:10:21,840
«مرگ بر ستمگر»

85
00:10:22,960 --> 00:10:25,960
‫خدا، دلم واسه حرف زدنامون تنگ شده بود.

86
00:10:27,640 --> 00:10:31,800
‫بعضی وقتا، همه‌چی
‫اینجا خیلی بی‌معنیه.

87
00:10:35,440 --> 00:10:37,760
‫خیلی دلتنگتم، جیک.

88
00:10:46,840 --> 00:10:47,840
چیه؟

89
00:10:49,880 --> 00:10:51,840
‫چرا نمیای اینجا؟

90
00:10:53,880 --> 00:10:55,240
.جدی میگم

91
00:10:55,840 --> 00:11:00,320
‫- چی؟ چجوری؟ نمی‌تونم.
‫- راه‌هایی هست.

92
00:11:01,160 --> 00:11:03,010
‫من اینجا دارم کارای مهمی‌انجام می‌دم.

93
00:11:03,040 --> 00:11:06,090
‫می‌خوام بهم افتخار کنی، پشتم باشی.

94
00:11:06,120 --> 00:11:07,960
‫پشتت باشم؟

95
00:11:09,320 --> 00:11:11,160
‫منظورم این نبود.

96
00:11:11,840 --> 00:11:13,880
‫می‌خوام با هم باشیم.

97
00:11:15,560 --> 00:11:19,280
‫تو اینجا رو دوست خواهی داشت، ال، و ما با هم خواهیم بود.

98
00:11:24,320 --> 00:11:26,640
‫نه. نمی‌تونم. متاسفم.

99
00:11:32,400 --> 00:11:33,800
‫متاسفم.

100
00:11:34,600 --> 00:11:35,600
‫باید برم.

101
00:11:37,280 --> 00:11:40,050
‫فردا صبح باهات صحبت می‌کنم؟ صبح به وقت ما خوبه؟

102
00:11:40,080 --> 00:11:42,960
‫مطمئن نیستم. سعی می‌کنم.

103
00:11:44,520 --> 00:11:46,040
‫خداحافظ، الی.

104
00:12:03,720 --> 00:12:06,200
‫سلام.

105
00:12:06,880 --> 00:12:08,200
‫داری میری ماموریت؟

106
00:12:10,160 --> 00:12:11,770
‫چیز خاصی نیست که برات جالب باشه.

107
00:12:11,800 --> 00:12:14,330
‫قبل از اینکه بری، میشه چند تا سوال غیررسمی‌ ازت بپرسم؟

108
00:12:14,360 --> 00:12:15,690
.نه، باید برم

109
00:12:15,720 --> 00:12:18,930
‫دیروز مراسم خاکسپاری شاماران بود. پس واقعاً وجود داشته.

110
00:12:18,960 --> 00:12:21,650
‫- فکر کنم آره.
‫- میشه یکم ازش بگی؟

111
00:12:21,680 --> 00:12:23,210
‫ببخشید، من زیاد باهاش آشنایی نداشتم.

112
00:12:23,240 --> 00:12:25,530
‫چرا هیچ عکسی ازش روی تابوت نبود؟

113
00:12:25,560 --> 00:12:28,330
‫- مکس، چی می‌خوای؟
با توجه به شنیده‌هام، اون محلی نبوده

114
00:12:28,360 --> 00:12:31,690
.محلی؟ خوبه نگفتی بومی

115
00:12:31,720 --> 00:12:33,650
‫اون یه وطن‌پرست کُرد بود.
‫واسه ما این یعنی محلیه

116
00:12:33,680 --> 00:12:35,810
‫چرا کسی حاضر نیست در موردش حرف بزنه؟

117
00:12:35,840 --> 00:12:39,090
میگن که اون یه خارجی بوده. فرانسوی حرف می‌زده

118
00:12:39,120 --> 00:12:42,200
‫مثل همون اطلاعاتی که من داشتم. راسته؟

119
00:12:46,480 --> 00:12:50,040
‫یه آقایی بود تو دهاتمون،
‫الان دیگه باید حدوداً ۶۰ سالش باشه.

120
00:12:50,360 --> 00:12:55,640
‫وقتی بچه بود، یه گربه قرمز پیدا کرد که ماشین بهش زده بود.

121
00:12:56,040 --> 00:12:59,370
‫پسر حساسی بود، واسه همین
‫گربه رو برد خونه و ازش مراقبت کرد،

122
00:12:59,400 --> 00:13:00,970
‫تا وقتی که گربه خوب شد.

123
00:13:01,000 --> 00:13:03,050
‫یه روز پسر اومد خونه و دید گربه نیست.

124
00:13:03,080 --> 00:13:07,240
‫در عوض یه مرد مو قرمز رو دید
‫که تو اتاق نشیمنش نشسته.

125
00:13:07,640 --> 00:13:11,480
‫معلوم شد، اون یه گربه معمولی نبوده
‫که نجاتش داده، بلکه یه جن بوده. یه اهریمن

126
00:13:11,880 --> 00:13:15,000
‫جن هم برای تشکر ازش ‫بهش قدرت شفا داده.

127
00:13:16,080 --> 00:13:18,690
‫و از اون موقع، همه اهالی ده
‫میومدن پیشش تا شفا پیدا کنن.

128
00:13:18,720 --> 00:13:19,920
‫من خیلی خوشحال میشم ببینمش.

129
00:13:20,640 --> 00:13:23,280
‫- شفادهنده رو؟ یا جن رو؟
‫- هر دوتاشونو.

130
00:13:28,760 --> 00:13:31,600
‫اینجا شایعه زیاده.
‫مخصوصا تو این دوره زمونه جنگ.

131
00:13:32,000 --> 00:13:34,520
.‫من جای تو باشم همشونو باور نمی‌کنم

132
00:13:38,800 --> 00:13:41,130
‫نمیدونم چرا نمیخوای
‫راجع بهش حرف بزنی،

133
00:13:41,160 --> 00:13:44,290
‫ولی میدونم یه داستانی
‫پشتش هست و بالاخره پیداش میکنم.

134
00:13:44,320 --> 00:13:47,200
‫اگه کمکم کنی، شاید بتونی
‫تو روایتش تاثیر بذاری.

135
00:13:48,080 --> 00:13:49,240
‫موفق باشی مکس.

136
00:13:50,120 --> 00:13:52,400
‫اگه یه گربه قرمز اومد پیشت، بهم خبر بده.

137
00:14:06,240 --> 00:14:07,480
.ناص، منم

138
00:14:21,120 --> 00:14:23,240
‫جیک داره پنج دقیقه دیگه میاد دنبالم.

139
00:14:34,440 --> 00:14:35,440
‫ناصر...

140
00:14:36,880 --> 00:14:38,720
‫داری واسه یه خیال باطل عزاداری می‌کنی، رفیق.

141
00:14:41,040 --> 00:14:42,770
‫مهم نیست تو چه کارایی براشون می‌کردی،

142
00:14:42,800 --> 00:14:44,680
‫می‌دونی اونا هیچ‌وقت نمی‌ذاشتن از اینجا بری.

143
00:14:45,480 --> 00:14:46,960
‫از نظر اونا تو یه تروریستی.

144
00:14:47,720 --> 00:14:49,640
‫نه پاسپورت داری، نه پول.

145
00:14:50,320 --> 00:14:52,690
.‫همین که از ایالت بزنی بیرون، می‌میری

146
00:14:52,720 --> 00:14:54,400
‫ببین مسئله اینه که...

147
00:14:55,960 --> 00:14:58,000
.‫اونا بهمون اجازه نمی‌دادن

148
00:14:58,880 --> 00:15:00,200
.ولی اون زن می‌داد

149
00:15:15,960 --> 00:15:17,160
‫قبولش کن.

150
00:15:18,400 --> 00:15:21,760
.اینجا دیگه خونه‌ته. خداروشکر کن

151
00:15:24,040 --> 00:15:27,440
‫بیا کلاً این قضیه رو فراموش کنیم و بذاریمش پشت سرمون.

152
00:15:45,560 --> 00:15:46,960
‫من باهات میام.

153
00:15:54,040 --> 00:15:55,040
‫اون اینجاست.

154
00:15:55,520 --> 00:15:58,610
‫- سلام.
‫- سلام.

155
00:15:58,640 --> 00:16:01,440
‫- پاول هم می‌تونه به ما ملحق شه، درسته؟
‫- آره، حتماً.

156
00:16:04,520 --> 00:16:06,080
‫ممنونم، شیخ.

157
00:16:06,840 --> 00:16:08,080
‫بریم.

158
00:16:30,200 --> 00:16:34,960
‫فرمانده ساریا، یکی از
‫شاگردان شهیدمون آدار.

159
00:16:35,640 --> 00:16:37,360
،‫با اینکه جوون بود

160
00:16:38,000 --> 00:16:40,200
‫تو سخت‌ترین نبردها جنگیده.

161
00:16:40,560 --> 00:16:43,680
.‫اون یکی از قوی‌ترینامون بود

162
00:16:44,000 --> 00:16:46,600
‫خوش اومدید.

163
00:16:47,640 --> 00:16:49,320
‫ممنون که ما رو پذیرفتید.

164
00:16:51,000 --> 00:16:53,360
‫ما از خط مقدم براتون خبر آوردیم.

165
00:16:55,920 --> 00:16:59,680
‫دشمن خیلی قوی‌تر شده،
‫و بی‌وقفه به ما حمله می‌کنن،

166
00:17:00,080 --> 00:17:03,010
‫ولی خب، از دیدن مقاومت ما غافلگیر شدن.

167
00:17:03,040 --> 00:17:06,170
‫پسرها، دخترها و رفقای ما دارن بی‌باکانه می‌جنگن

168
00:17:06,200 --> 00:17:08,440
‫و جلو پیشروی دولت اسلامی‌ رو گرفتن

169
00:17:11,760 --> 00:17:15,400
‫با این حال، یه خواهشی ازتون دارم،

170
00:17:16,800 --> 00:17:18,600
‫ما به داوطلب احتیاج داریم.

171
00:17:27,040 --> 00:17:30,120
‫من سه تا پسر تو واحدهای مدافع خلق دارم.

172
00:17:30,600 --> 00:17:32,240
‫چهار تا نوه.

173
00:17:33,320 --> 00:17:36,440
‫یکی از پسرهام که قبلاً شهید شده.

174
00:17:37,040 --> 00:17:39,120
‫داری درباره‌ی دخترهامون حرف می‌زنی؟

175
00:17:40,240 --> 00:17:43,840
‫می‌خوای اونا هم مثل خودت بشن یه جنگجو؟

176
00:17:53,320 --> 00:17:55,160
‫من ازشون مراقبت می‌کنم،

177
00:17:56,680 --> 00:17:59,200
.بهشون افتخار خواهی کرد

178
00:18:04,200 --> 00:18:08,160
.باشه. با هم حرف می‌زنیم

179
00:18:08,720 --> 00:18:12,560
‫ولی تصمیم نهایی با خود جوون‌هاست.

180
00:18:13,000 --> 00:18:17,520
‫هر کی داوطلب بشه، جلوشو نمی‌گیریم.

181
00:18:31,840 --> 00:18:33,800
‫بزن بریم، سوار ماشین شو.

182
00:18:52,920 --> 00:18:55,000
‫رفقا، اسمتون چیه؟

183
00:18:55,400 --> 00:18:56,730
‫دیانا.
‫جیهان هستم

184
00:19:01,640 --> 00:19:04,090
‫خداحافظی‌هاتونو کردین؟
‫داریم می‌ریم

185
00:19:04,120 --> 00:19:05,490
‫من اهل این ده نیستم.

186
00:19:05,520 --> 00:19:08,120
‫دیروز شنیدم یگان دفاعیِ زنان داره میاد، برای همین اومدم

187
00:19:11,560 --> 00:19:13,000
‫سوار ماشین شو.

188
00:19:24,520 --> 00:19:25,920
‫سوار ماشین شو.

189
00:20:05,000 --> 00:20:06,240
‫اسلحه هاتونو تو ماشین بذارید.

190
00:20:21,120 --> 00:20:23,200
‫- سلام.
‫- سلام.

191
00:20:23,920 --> 00:20:25,920
‫ایشون برادر ابومصعب المصری هستن.

192
00:20:27,000 --> 00:20:29,480
‫ایشون تو خرید و فروش نفت بهمون کمک می‌کنن.

193
00:20:29,800 --> 00:20:32,850
‫بهم قول داده بهره‌وری رو ببره بالا.

194
00:20:32,880 --> 00:20:35,810
‫- ان شاءالله.
‫- ببینیم میتونه از پسش بربیاد یا نه.

195
00:20:35,840 --> 00:20:37,040
‫ان‌شاءالله.

196
00:20:38,280 --> 00:20:41,850
‫دارن کامیون‌ها رو با صدها بشکه بار می‌زنن.

197
00:20:41,880 --> 00:20:45,360
‫قاچاقچی‌ها اینا رو از مرز رد می‌کنن، می‌برن ترکیه.

198
00:20:46,080 --> 00:20:49,160
‫- همه‌ی پول رو آوردن؟
‫- البته شیخ.

199
00:20:50,640 --> 00:20:53,800
.همه امروز میره تو حساب بانکیت -
ما ترتیبشو می‌دیم -

200
00:20:58,720 --> 00:21:00,450
‫هر کدوم از این پالایشگاه‌ها

201
00:21:00,480 --> 00:21:04,760
‫می‌تونه بین نیم میلیون تا یک میلیون در ماه درآمد داشته باشه.

202
00:21:06,600 --> 00:21:09,040
‫خب، نظرت راجع به این‌جا چیه؟

203
00:21:09,480 --> 00:21:11,800
‫از نزدیک اون‌قدرام قشنگ نیست، نه؟

204
00:21:13,160 --> 00:21:16,520
‫مطمئنی ترجیح نمی‌دی پاک‌سازی‌ها رو برنامه‌ریزی کنی؟

205
00:21:17,480 --> 00:21:21,560
.کمپین نظامی ‌دولت اسلامی‌ برای فتح هنوز تموم نشده

206
00:21:23,480 --> 00:21:26,240
‫نه. منو همین‌جا بذارید.

207
00:21:26,560 --> 00:21:29,440
‫می‌خوام هر چقدر می‌تونم یاد بگیرم، از امروز شروع می‌کنم

208
00:21:31,520 --> 00:21:34,370
.ماروان هرچی بخوای بهت می‌گه

209
00:21:34,400 --> 00:21:37,290
.‫برادرها آخر وقت تو رو برمی‌گردونن الرقه

210
00:21:37,320 --> 00:21:38,480
‫بزن بریم.

211
00:21:42,000 --> 00:21:43,840
‫همین جا؟ می‌خوای همین جا بمونی؟

212
00:21:45,920 --> 00:21:48,000
‫آره، اینجا رو دوست دارم.

213
00:21:49,200 --> 00:21:52,160
شوخیت گرفته پسر؟ -
نه -

214
00:21:52,720 --> 00:21:54,600
‫دقیقاً همون چیزیه که لازم دارم.

215
00:21:56,280 --> 00:21:58,320
‫از جنازه و خون بهتره.

216
00:21:58,880 --> 00:22:01,160
‫می‌دونی که واسه این نیومدم اینجا، رفیق.

217
00:22:01,880 --> 00:22:04,200
‫خسته شدم از جنگیدن.

218
00:22:05,160 --> 00:22:08,840
‫تو راست می‌گفتی. باید اینجا رو قبول کنم.

219
00:22:09,600 --> 00:22:12,280
‫باشه، پاول، بزن بریم.

220
00:22:13,040 --> 00:22:14,560
‫می‌خوای پیشت بمونم؟

221
00:22:16,120 --> 00:22:17,120
‫نه.

222
00:22:24,960 --> 00:22:26,320
‫باشه.

223
00:22:41,040 --> 00:22:43,880
‫صبر کن تا ببینی دفعه بعد چه نقشه‌ای برات دارم.

224
00:22:47,280 --> 00:22:49,720
‫از دیدنت خوشحال شدم...

225
00:22:51,000 --> 00:22:53,200
‫داریم کم‌کم می‌رسیم... یواش‌یواش.

226
00:23:22,200 --> 00:23:24,410
‫تو رو خدا، بذار منم باهات بیام.

227
00:23:24,440 --> 00:23:26,720
‫یکی باید باشه که رفقای
‫جدید رو تا پایگاه همراهی کنه دیگه.

228
00:23:27,120 --> 00:23:28,530
‫تو باید با اونا بری.

229
00:23:28,560 --> 00:23:30,490
‫تو فرماندشونی، من دختره رو میگیرم.

230
00:23:30,520 --> 00:23:33,600
‫روین، این یه دستوره.

231
00:24:02,920 --> 00:24:05,130
‫چه خبره؟
‫یعنی با اونا نمیریم؟

232
00:24:05,160 --> 00:24:07,650
.می‌برمت به اردوگاه پناهنده‌ها. اونجا برات بهتره

233
00:24:07,680 --> 00:24:10,890
‫چی؟ نه. فرمانده ساریا، خواهش می‌کنم.

234
00:24:10,920 --> 00:24:13,890
‫می‌تونستم بذارمت تو یکی از دهات خودمون ولی ممکنه هر لحظه سقوط کنن

235
00:24:13,920 --> 00:24:15,240
‫اونا نمی‌تونن ازت مراقبت کنن.

236
00:24:15,680 --> 00:24:19,400
توی اردوگاه در امانی و ممکنه کسی رو پیدا کنیم که خونوادت رو بشناسه

237
00:24:21,000 --> 00:24:27,000


238
00:24:29,480 --> 00:24:32,560
‫ولی مادرم چی؟ اون چطوری منو پیدا می‌کنه؟

239
00:24:38,120 --> 00:24:39,680
‫مادرت دیگه نیست، نیسرین.

240
00:24:40,760 --> 00:24:42,200
‫ما نمی‌تونیم نجاتش بدیم.

241
00:24:45,320 --> 00:24:46,920
‫فکر می‌کنی مرده؟

242
00:24:53,160 --> 00:24:55,440
‫حتی اگه نمرده باشه هم، ما نمی‌دونیم کجا نگهش داشتن.

243
00:24:55,880 --> 00:24:57,880
‫هیچ‌کس قرار نیست دنبالش بگرده.

244
00:25:01,040 --> 00:25:02,880
‫پس خودم دنبالش می‌گردم.

245
00:25:04,000 --> 00:25:07,810
‫گوش کن نیسرین، من مطمئنم مادرت می‌خواست تو فرار کنی.

246
00:25:07,840 --> 00:25:10,890
‫به زندگی ادامه بدی، خوشحال باشی.

247
00:25:10,920 --> 00:25:12,800
‫نه اینکه خودتو بخاطرش بندازی توی خطر.

248
00:25:13,960 --> 00:25:15,250
‫برام مهم نیست.

249
00:25:15,280 --> 00:25:17,680
‫من قرار نیست برم اردوگاه پناهنده‌ها.

250
00:25:19,520 --> 00:25:21,290
‫بذار منم باهات بیام.

251
00:25:21,320 --> 00:25:23,410
‫مثل شاماران با همه‌تون بجنگم. اون بهم یاد داده.

252
00:25:23,440 --> 00:25:24,520
‫نه.

253
00:25:33,920 --> 00:25:35,240
.تو عصبانی‌ای

254
00:25:37,280 --> 00:25:38,960
.چون من کمکش نکردم

255
00:25:41,400 --> 00:25:42,640
‫ترسیده بودم.

256
00:25:43,520 --> 00:25:45,160
‫و اون بهم گفت قایم شم.

257
00:25:45,600 --> 00:25:46,880
‫متاسفم.

258
00:25:47,320 --> 00:25:48,840
‫دیگه تکرار نمیشه.

259
00:26:22,600 --> 00:26:26,240
‫وقتی چهار سالم بود، مادرم
‫تصمیم گرفت ما رو ببره فرانسه.

260
00:26:27,080 --> 00:26:29,800
‫اولین خاطراتم ازش توی پاریسه.

261
00:26:30,560 --> 00:26:36,640
‫مادرم قلب تپنده‌ی ‫خانواده‌مون بود.

262
00:26:38,360 --> 00:26:41,640
‫سر همه چی عصبی می‌شد.

263
00:26:42,000 --> 00:26:44,000
‫به همه چی می‌خندیدیم.

264
00:26:45,560 --> 00:26:47,400
‫من فقط ۱۷ سالم بود که فوت کرد.

265
00:26:55,520 --> 00:26:57,520
‫یه شبه دیگه بچه نبودم.

266
00:26:58,280 --> 00:27:00,330
‫سنگینی کل دنیا رو رو شونه‌هام حس می‌کردم.

267
00:27:00,360 --> 00:27:02,840
‫اصلاً عادلانه نبود. ولی خب زندگی همینه دیگه.

268
00:27:04,640 --> 00:27:06,080
‫تو خیلی شجاعی نیسرین.

269
00:27:08,080 --> 00:27:10,000
‫کاش منم شهامت تو رو داشتم.

270
00:28:12,840 --> 00:28:15,680
‫- شیخ عبدالرحمن.
‫- سلام.

271
00:28:18,640 --> 00:28:21,440
‫چه خبر؟ می‌بینم
‫که اردوگاه خالیه.

272
00:28:22,160 --> 00:28:25,320
‫دیروز شصت و پنج تا بردهٔ جنسی
.رو به موصل منتقل کردیم

273
00:28:25,640 --> 00:28:30,320
‫چهل تاشون برای فروشه،
‫بقیشون هدیه به مجاهدین‌ـه

274
00:28:32,120 --> 00:28:35,520
‫لطفاً یه ارائه برای
‫برادر ابو-ایاد ترتیب بده.

275
00:28:39,400 --> 00:28:42,090
‫اردوگاه طبق یه سیستم شبکه‌ای سازماندهی شده.

276
00:28:42,120 --> 00:28:44,210
‫اون چادر اولی الف-۱ هست.

277
00:28:44,240 --> 00:28:48,320
‫یعنی ستون الف، ردیف ‫۱. پشت سرش ب-۱ و...

278
00:28:48,800 --> 00:28:51,360
.‫اینجوری حواسمون به تمام برده‌های جنسی هست

279
00:28:53,000 --> 00:28:54,760
‫پس شما دقیقاً می‌دونید کی توی هر چادره؟

280
00:28:55,320 --> 00:28:57,280
‫معلومه، من از ‫موقعیت مکانی‌شون خبر دارم

281
00:28:57,680 --> 00:29:00,840
‫اینکه از کجا اومدن، اسمشون،
‫رنگ مو، رنگ چشمشون.

282
00:29:01,360 --> 00:29:03,640
‫- پس شما اونارو می‌فروشید؟
‫- من اونارو نمی‌فروشم.

283
00:29:04,880 --> 00:29:08,080
‫اونا دارایی دولت اسلامیه.

284
00:29:08,840 --> 00:29:11,770
.مزایده‌های عمومی ‌برای خریدارای بین‌المللی

285
00:29:11,800 --> 00:29:14,600
می‌تونی ۱۰ هزار دلار برای یه دختر بگیری

286
00:29:15,280 --> 00:29:17,640
‫معلومه، مجاهدین مفتی گیرشون میاد.

287
00:29:18,040 --> 00:29:19,040
‫بازش کن!

288
00:29:35,480 --> 00:29:36,680
‫یکیش رو انتخاب کن.

289
00:29:39,280 --> 00:29:41,040
‫نمیخوای یکیش رو برای خودت برداری؟

290
00:29:44,880 --> 00:29:47,560
‫گفتم انتخاب کن. زود باش.

291
00:29:58,040 --> 00:29:59,400
‫بیا. این یکی.

292
00:30:03,520 --> 00:30:04,760
‫همون.

293
00:30:05,120 --> 00:30:06,120
‫بزن بریم.

294
00:30:20,800 --> 00:30:22,080
‫ببرشون به چادر.

295
00:30:22,440 --> 00:30:24,040
‫- بزن بریم.
‫- بزن بریم!

296
00:31:29,160 --> 00:31:31,480
‫- شیخ.
‫- تو این کارو نکردی.

297
00:31:33,400 --> 00:31:37,770
اگه ازم بخوای، من می‌کشمش، خب؟
اگه بخوای، همه‌شونو می‌کشتم

298
00:31:37,800 --> 00:31:39,690
‫ما فتوایی داریم که بهمون اجازه این کارو می‌ده.

299
00:31:39,720 --> 00:31:41,690
‫چیه، فکر می‌کنی بیشتر از شیخ‌ها می‌فهمی؟

300
00:31:41,720 --> 00:31:45,560
‫نه، معلومه که نه، نه
‫به خدا قسم، قضیه بردهٔ جنسی نیست

301
00:31:47,920 --> 00:31:49,280
.من از اینا گذشتم

302
00:31:49,840 --> 00:31:53,640
‫سال‌های عمرمو پای خوشی‌های زودگذر تلف کردم، تهش چی شد؟

303
00:31:54,640 --> 00:31:56,800
‫هیچی گیرم نیومد.

304
00:31:58,120 --> 00:32:02,480
،‫آخرش شدم مثل تمام اشغالای دیگهٔ انگلیس

305
00:32:03,240 --> 00:32:07,160
‫درصورتی که التماس می‌کردم یه چیزی بیشتر از اون باشم.

306
00:32:07,800 --> 00:32:10,280
‫قسم خوردم که دیگه هیچ‌وقت به اون زندگی برنگردم.

307
00:32:23,200 --> 00:32:25,520
‫از پسرت بگو.

308
00:32:31,000 --> 00:32:33,080
‫دوستم، ایاد.

309
00:32:35,600 --> 00:32:38,520
‫وقتی شهید شد، من با زنش ازدواج کردم.

310
00:32:40,760 --> 00:32:42,450
‫اون موقع بچه‌ش رو حامله بود.

311
00:32:42,480 --> 00:32:46,080
‫منظورم اونیه که توی بریتانیا ولش کردی.

312
00:32:50,600 --> 00:32:53,000
‫- تو از کجا اینو می‌دونی؟
‫- پروندتو خوندم.

313
00:32:57,280 --> 00:32:58,360
‫آره.

314
00:33:01,080 --> 00:33:02,320
‫تحویل بهزیستی شد.

315
00:33:05,400 --> 00:33:07,960
‫آخرین بار که شنیدم، برگشته بود پیش مامانش، پس...

316
00:33:08,520 --> 00:33:09,640
‫خوبه.

317
00:33:11,640 --> 00:33:12,920
‫دلت براش تنگ نشده؟

318
00:33:14,920 --> 00:33:16,080
‫دلم براش تنگ شده؟

319
00:33:16,840 --> 00:33:18,680
‫دلم براش تنگ شده؟

320
00:33:19,840 --> 00:33:21,440
‫هر روزِ کوفتی.

321
00:33:23,800 --> 00:33:26,200
‫ولی الان وظیفه‌م در قبال خلافته.

322
00:33:48,920 --> 00:33:52,360
.‫یه زنی بود توی تگزاس

323
00:33:55,200 --> 00:33:56,320
‫بود یا هست؟

324
00:33:57,160 --> 00:33:59,480
‫پیچیده‌ست. ما یه زمانی...

325
00:34:00,400 --> 00:34:04,840
‫مدت زیادی با هم بودیم،
‫و... حالا دوباره برگشته.

326
00:34:11,720 --> 00:34:13,120
‫اون کیه؟

327
00:34:16,000 --> 00:34:17,680
‫اسم‌ش الیه.

328
00:34:19,800 --> 00:34:21,760
‫اون مشاور مدرسه‌م بود.

329
00:34:24,080 --> 00:34:25,560
‫اونجوری که فکر می‌کنی نبود.

330
00:34:33,400 --> 00:34:36,000
‫بهش نیاز دارم، ولی.

331
00:34:37,880 --> 00:34:40,320
‫فکر نکنم هنوز آماده باشه.

332
00:34:42,440 --> 00:34:44,000
‫می‌خوای بیاریش اینجا؟

333
00:34:45,600 --> 00:34:48,040
‫بیشتر از هر چیزی تو این دنیا، برادر.

334
00:34:52,400 --> 00:34:53,680
.می‌فهمم

335
00:34:55,760 --> 00:34:56,840
.واقعاً میگم

336
00:35:00,960 --> 00:35:02,440
‫کاری هست از دستم بربیاد؟

337
00:36:21,240 --> 00:36:23,970
‫اونا اسمایی که تو بهم دادی رو نمی‌دونن. ولی این مهم نیست.

338
00:36:24,000 --> 00:36:25,840
‫بهم گفتن کجا بگردم.

339
00:36:31,360 --> 00:36:33,000
‫اینجا برات خوبه، نیسرین.

340
00:36:33,760 --> 00:36:37,200
‫حتی یه مدرسه هم جور کردن.
‫تو همدم خواهی داشت.

341
00:36:46,640 --> 00:36:48,120
‫پیمانکار.

342
00:36:50,240 --> 00:36:51,280
‫پیمانکار.

343
00:36:52,800 --> 00:36:56,200
‫اون همونه؟ همون مردیه که
‫تو و مادرت رو فروخت؟

344
00:36:59,640 --> 00:37:00,640
‫همینجا منتظر بمون.

345
00:37:44,280 --> 00:37:45,600
‫گند بزنن به این جای نکبتی!

346
00:37:48,160 --> 00:37:49,320
‫تکون نخور!

347
00:37:51,160 --> 00:37:52,280
‫اسلحه‌تو بنداز!

348
00:37:53,760 --> 00:37:54,960
‫اسلحه‌تو بنداز!

349
00:37:56,680 --> 00:37:58,570
‫پول می‌خوای؟ بگو چقدر می‌خوای.

350
00:37:58,600 --> 00:37:59,680
‫خفه شو!

351
00:38:05,600 --> 00:38:06,800
‫زانو بزن!

352
00:38:10,360 --> 00:38:11,600
‫زانو بزن.

353
00:38:19,200 --> 00:38:20,440
‫اونو می‌شناسی؟

354
00:38:21,120 --> 00:38:22,320
‫مادرشو می‌شناسی؟

355
00:38:24,280 --> 00:38:26,120
‫وقتی پدرت می‌فرستت بازار

356
00:38:26,640 --> 00:38:29,480
‫که مرغ بخری، می‌تونی تشخیصشون بدی؟

357
00:38:30,320 --> 00:38:32,080
‫همه‌شون شبیه همن.

358
00:38:33,640 --> 00:38:35,680
‫این همه زن رو کجا می‌بری؟

359
00:38:38,160 --> 00:38:39,240
‫کجا؟

360
00:38:46,320 --> 00:38:47,440
‫صبر کن.

361
00:38:49,000 --> 00:38:51,570
‫داعش برده‌های جنسی رو می‌بره
‫اردوگاه دره‌ی ادیجان،

362
00:38:51,600 --> 00:38:54,920
‫کنار یه شهری به اسم نجمه.
‫ولی خیلی محافظت شده‌ست.

363
00:38:58,480 --> 00:39:00,200
،‫اسم رابط من ابو علی‌ـه

364
00:39:02,520 --> 00:39:04,000
‫و میتونم بهش زنگ بزنم.

365
00:39:28,400 --> 00:39:29,880
‫من فرار نکردم.

366
00:39:31,480 --> 00:39:33,480
‫یالا، بریم.

367
00:39:41,240 --> 00:39:43,240
!یالا بچه‌ها

368
00:39:48,040 --> 00:39:49,720
‫کجا می‌خوای پیاده‌ت کنم؟

369
00:39:50,560 --> 00:39:52,840
‫من میخوام کل مراحلو نظاره کنم.

370
00:39:54,080 --> 00:39:57,240
‫همونطور که عبد الرحمن گفت، من مسئولم.

371
00:40:54,680 --> 00:40:57,320
‫- سلام.
‫- سلام.

372
00:41:20,720 --> 00:41:22,720
‫ما اینجا پول رو میشمریم.

373
00:41:24,680 --> 00:41:26,960
‫و بعد تبدیلش می‌کنیم
‫به ارزهای مختلف.

374
00:41:29,240 --> 00:41:33,960
‫هرکدوم از این بخش‌ها
‫مسئول یه ارز خاص هستن.

375
00:41:35,440 --> 00:41:38,320
‫دلار، یورو، لیر...

376
00:41:43,600 --> 00:41:45,120
گرفتی؟

377
00:41:49,320 --> 00:41:53,280
‫بعدش بسته بندی میشن توی جعبه،
‫انتقال داده میشن به اسکله بارگیری،

378
00:41:54,200 --> 00:41:58,090
‫و با ماشینای زرهی فرستاده میشن.

379
00:41:58,120 --> 00:41:59,240
‫ممنون.

380
00:42:01,360 --> 00:42:02,570
‫سلام.

381
00:42:02,600 --> 00:42:04,640
‫- خوبی؟
‫- شکر خدا.

382
00:42:15,320 --> 00:42:16,640
‫این چیزی بود که گفت؟

383
00:42:18,960 --> 00:42:22,640
‫- همه‌ی زنا رو نزدیک نجمه نگه داشتن؟
‫- آره.

384
00:42:25,840 --> 00:42:28,720
‫این فقط یه منبعه.

385
00:42:30,040 --> 00:42:31,720
‫شاید داره دروغ میگه.

386
00:42:32,960 --> 00:42:35,680
‫با این حال، باید امتحان کنیم.

387
00:42:36,480 --> 00:42:38,960
تو گفتی روحیهٔ جنگندگیم رو پیدا کنم؟

388
00:42:39,560 --> 00:42:43,600
‫دلیل بزرگ‌تری هم واسه جنگیدن هست
‫غیر از نجات اون زنا؟

389
00:42:46,960 --> 00:42:48,880
‫باشه، با کرم صحبت کن.

390
00:42:49,600 --> 00:42:53,320
‫باید شروع کنیم به جمع‌آوری اطلاعات.
‫ببینیم چی گیرمون میاد.

391
00:42:57,400 --> 00:42:58,440
!ساریا

392
00:43:00,520 --> 00:43:02,200
‫قولی نمیدم.

393
00:43:05,360 --> 00:43:06,360
.ممنونم آرجین

394
00:43:19,440 --> 00:43:22,730
‫مکس، یه داستانی دارم برات، از شاماران هم بهتر.

395
00:43:22,760 --> 00:43:24,640
‫چی؟ باز گربه قرمز؟

396
00:43:25,640 --> 00:43:28,010
‫صدها زن توسط داعش دزدیده شدن.

397
00:43:28,040 --> 00:43:30,650
‫کُرد، ایزدی، مسیحی.

398
00:43:30,680 --> 00:43:33,170
‫اونا رو میدن به مرداشون. یا مثل گاو می‌فروشنشون.

399
00:43:33,200 --> 00:43:34,480
‫ما می‌خوایم نجاتشون بدیم.

400
00:43:34,960 --> 00:43:37,770
‫خوشحال میشم به گردان من ملحق شی، همه چیو از نزدیک ببینی،

401
00:43:37,800 --> 00:43:39,850
‫بعدش می‌تونی به دنیا بگی ما اینجا

402
00:43:39,880 --> 00:43:42,130
‫برای چی داریم می‌جنگیم و علیه چه جور آدمایی هستیم.

403
00:43:42,160 --> 00:43:45,720
‫خب، جالب شد. در ازای چی؟

404
00:43:47,040 --> 00:43:48,720
‫داستان شاماران رو بی‌خیال می‌شی.

405
00:43:49,080 --> 00:43:51,000
.از اون قضیه چیزی گیرت نمیاد

406
00:43:51,880 --> 00:43:53,240
.‫نه، نمیشه

407
00:43:54,560 --> 00:43:56,970
‫دارم بهت فرصت میدم درباره یه چیز واقعی بنویسی.

408
00:43:57,000 --> 00:44:00,000
‫- درباره یه چیزی که مهمه.
‫- آره، این‌جا مهمه.

409
00:44:00,480 --> 00:44:03,640
‫ولی واسه خواننده‌ها، هزار کیلومتر اون‌ورتره.

410
00:44:04,160 --> 00:44:06,530
‫شاید ۳۰۰ کلمه صفحه ۱۲ گیرم بیاد.

411
00:44:06,560 --> 00:44:09,250
‫- ولی شاماران چی؟
‫- خب، شاماران جالبه.

412
00:44:09,280 --> 00:44:10,610
‫من همه‌ی جزئیاتش رو که ندارم.

413
00:44:10,640 --> 00:44:14,250
‫ولی یه فرانسوی مرموز
‫که تو سوریه مرده؟

414
00:44:14,280 --> 00:44:15,880
‫که هیچ‌کس حاضر نیست در موردش حرف بزنه؟

415
00:44:16,280 --> 00:44:19,200
‫این منو می‌رسونه به جلد مجله. ببخشید ساریا.

416
00:44:39,200 --> 00:44:40,200
‫نیسرین.

417
00:44:50,880 --> 00:44:52,400
‫مطمئنی این همونیه که می‌خوای؟

418
00:44:59,120 --> 00:45:00,160
‫بعد از من تکرار کن:

419
00:45:01,320 --> 00:45:05,480
(ی‌پ‌ژ: مخفف همون یگان مدافع یا دفاعیِ زنانه)
وقتی ی‌پ‌ژ رژه میره. زمین ‫و آسمون‌ها می‌لرزن.

420
00:45:06,240 --> 00:45:10,490
وقتی ی‌پ‌ژ رژه میره. زمین ‫و آسمون‌ها می‌لرزن.

421
00:45:10,520 --> 00:45:11,610
‫دوباره.

422
00:45:11,640 --> 00:45:15,650
وقتی ی‌پ‌ژ رژه میره. زمین ‫و آسمون‌ها می‌لرزن.

423
00:45:15,680 --> 00:45:16,730
‫بلندتر!

424
00:45:16,760 --> 00:45:23,330
وقتی ی‌پ‌ژ رژه میره. زمین ‫و آسمون‌ها می‌لرزن.

425
00:45:23,360 --> 00:45:25,000
‫تو دیگه از مایی.

426
00:45:28,120 --> 00:45:36,120
وقتی ی‌پ‌ژ رژه میره. زمین ‫و آسمون‌ها می‌لرزن.

427
00:45:40,000 --> 00:45:46,920
وقتی ی‌پ‌ژ رژه میره. زمین ‫و آسمون‌ها می‌لرزن.

428
00:45:52,480 --> 00:45:53,560
‫صبح بخیر.

429
00:45:55,320 --> 00:45:57,000
‫عصر بخیر، اِل.

430
00:45:58,320 --> 00:45:59,760
‫نمازتو خوندی؟

431
00:46:03,160 --> 00:46:07,400
‫ببخشید اگه دیروز بهت خیلی فشار آوردم.

432
00:46:08,760 --> 00:46:12,000
‫من تو رو اینجا می‌خوام، ولی فقط وقتی که خودت آماده باشی.

433
00:46:17,120 --> 00:46:18,160
‫چطوری؟

434
00:46:21,680 --> 00:46:22,760
‫منظورت چیه؟

435
00:46:24,680 --> 00:46:26,720
‫چطوری می‌تونم وارد سوریه بشم؟

436
00:46:30,160 --> 00:46:31,480
‫راه هایی هست.

437
00:46:35,000 --> 00:46:36,560
‫و میای منو ببینی؟

438
00:46:37,160 --> 00:46:39,360
‫چون اگه نتونی، اصلاً بهش فکر هم نمی‌کنم.

439
00:46:40,440 --> 00:46:42,600
‫می‌تونی با هواپیما بری اربیل.

440
00:46:43,480 --> 00:46:45,050
‫یه شهریه تو شمال عراقه.

441
00:46:45,080 --> 00:46:48,240
‫تحت کنترل دولت عراقه و ارتش آمریکا،

442
00:46:48,880 --> 00:46:50,600
‫برای همین پرواز امنیه برات.

443
00:46:51,320 --> 00:46:53,600
‫اینجوری راحت‌تره که من بیام اونجا ببینمت.

444
00:46:56,440 --> 00:46:57,960
‫باید بهش فکر کنم.

445
00:47:02,800 --> 00:47:04,240
‫ال، جدی میگی؟

446
00:47:05,240 --> 00:47:07,960
‫چون بهت قول می‌دم، پشیمون نمی‌شی.

447
00:47:10,080 --> 00:47:11,920
‫واقعاً باید بهش فکر کنم.

448
00:47:12,840 --> 00:47:14,720
‫باید برم جیک، باشه؟

449
00:47:15,320 --> 00:47:16,600
‫دوستت دارم.

450
00:47:18,280 --> 00:47:19,840
‫منم دوستت دارم.

451
00:47:32,300 --> 00:47:52,300
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

