﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:25,000 --> 00:00:28,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

4
00:00:32,532 --> 00:00:34,909
‫آخه... واقعاً قرار نیست
‫در موردش صحبت کنیم؟

5
00:00:35,994 --> 00:00:37,594
‫در مورد چی؟

6
00:00:37,662 --> 00:00:38,889
‫موهاتو چتری زدی

7
00:00:38,913 --> 00:00:40,513
‫چی شد یهو؟

8
00:00:40,582 --> 00:00:42,459
‫تغییر بزرگی توی زندگیه

9
00:00:42,542 --> 00:00:45,545
‫من که مدل موهامو دوست دارم
‫نباید... نباید داشته باشم؟

10
00:00:45,628 --> 00:00:47,297
‫نه عزیزم. نه، عالی شده

11
00:00:47,380 --> 00:00:49,632
‫- عالی شده
‫- خیلی‌خب. عالیه. خیلی‌خب

12
00:00:49,716 --> 00:00:51,468
‫- نه، عالی شده. خیلی دوسش دارم
‫- منظورم این بود که...

13
00:00:51,551 --> 00:00:53,428
‫اینطوریه که با خودت میگی
‫پشت پرده چه خبره، می‌دونی چی میگم؟

14
00:00:53,511 --> 00:00:55,597
‫ولی خب... هیس
‫یه راز جذابه، نمیشه گفت. آره

15
00:00:55,680 --> 00:00:56,991
‫- به موهام دست نزن
‫- باشه

16
00:00:57,015 --> 00:00:59,350
‫منم یه راز جذاب کوچولو دارم

17
00:00:59,434 --> 00:01:01,905
‫من موهامو چتری نزدم، ولی امروز
‫برای اولین بار بعد از کنیسه‌ی خای

18
00:01:01,929 --> 00:01:03,021
‫به عنوان خاخام استخدام شدم

19
00:01:04,230 --> 00:01:06,107
‫- پشمام!
‫- نوآ، تبریک میگم!

20
00:01:06,191 --> 00:01:08,902
‫یه "بری‌بات"ـه
‫یعنی مراسم نام‌گذاری بچه‌ست

21
00:01:08,985 --> 00:01:11,696
‫چه ناز. یه پا خاخام راهنما شدی واسه خودت

22
00:01:11,780 --> 00:01:14,532
‫چه باکلاس. یجور مراسم
‫غسل تعمید یهودیه؟

23
00:01:15,158 --> 00:01:18,078
‫یه مراسمه که توش والدین یهودی
‫اسم بچه‌شون رو

24
00:01:18,161 --> 00:01:19,263
‫به عزیزان‌شون اعلام می‌کنن

25
00:01:19,287 --> 00:01:20,306
‫میشه منم بیام؟

26
00:01:20,330 --> 00:01:22,457
‫دوست‌دخترهای خاخام‌ها می‌تونن بیان؟

27
00:01:22,540 --> 00:01:24,060
‫خودت می‌خوای بیای؟

28
00:01:24,084 --> 00:01:27,462
‫آره. اولاً اینکه می‌خوام تو اون حالت
‫خوشگل و مسئولیت‌پذیر ببینمت، و دوماً

29
00:01:27,545 --> 00:01:31,424
‫اگر متوجه نشدی، دارم سعی می‌کنم
‫چیزای بیشتری در مورد یهودیت یاد بگیرم

30
00:01:31,508 --> 00:01:33,510
‫باشه. بذار با خانواده‌شون صحبت کنم
‫ولی به‌نظر من که عالیه

31
00:01:33,593 --> 00:01:34,737
‫- عالیه!
‫- وایسا، نوآ

32
00:01:34,761 --> 00:01:36,072
‫وایسا ببینم، نوآ، کدوم خانواده‌ن؟

33
00:01:36,096 --> 00:01:39,432
‫آشنای خانم و آقای لیتمن هستن
‫ابی و گیت کپلن

34
00:01:40,183 --> 00:01:42,143
‫همون ابی کپلن
‫"ابی عشقِ اسموتی"؟

35
00:01:43,603 --> 00:01:45,230
‫نمی... شاید، مگه می‌شناسیش؟

36
00:01:45,313 --> 00:01:46,749
‫توی راهنمایی هم‌مدرسه‌ای بودیم

37
00:01:46,773 --> 00:01:49,025
‫تمام فکر و ذکرم اینه که
‫چقدر ازش متنفرم

38
00:01:49,109 --> 00:01:51,903
‫خب، آخه اینفلوئنسره
‫برای همین مدام میگه

39
00:01:51,986 --> 00:01:53,547
‫"وای الان توی جشن تولد بچه‌م هستم"

40
00:01:53,571 --> 00:01:56,866
‫یا "خونه‌مو نگاه کنین"
‫یا "عاشق شوهرمم"

41
00:01:57,867 --> 00:01:59,467
‫پس عاشق خانوادشه

42
00:02:00,078 --> 00:02:00,971
‫بیش از حد

43
00:02:00,995 --> 00:02:04,916
‫ولی دلیل اصلی تنفرم ازش
‫اینه که وقتی با همدیگه راهنمایی بودیم

44
00:02:04,999 --> 00:02:07,669
‫یه دورهمی شبونه گرفتیم
‫و خواست همه رو راضی کنه شب زود بخوابن

45
00:02:07,752 --> 00:02:10,171
‫و من گفتم "نه"
‫برای همین وقتی داشتیم فیلم می‌دیدیم

46
00:02:10,255 --> 00:02:15,093
‫یواشکی رفت طبقه‌ی بالا و موهای
‫عروسک "فلیسیتی دختر آمریکایی" من رو چید

47
00:02:15,176 --> 00:02:16,695
‫- عجب
‫- همین؟

48
00:02:16,719 --> 00:02:18,114
‫باید بیفته زندان

49
00:02:18,138 --> 00:02:19,973
‫و انکارش کرد

50
00:02:20,056 --> 00:02:21,656
‫- این خودشه؟
‫- آره

51
00:02:21,724 --> 00:02:23,810
‫وای خدا، چه چراغ دیواری‌های قشنگی

52
00:02:23,893 --> 00:02:26,437
‫ببین، اگر ازش متنفری
‫بنظرم بهتره نیای

53
00:02:26,521 --> 00:02:28,398
‫آخه می‌خوام برداشت خوبی ازم داشته باشن

54
00:02:28,481 --> 00:02:30,817
‫نه، نه، نه، کاری نمی‌کنم
‫مودبانه رفتار می‌کنم. قول میدم

55
00:02:30,900 --> 00:02:33,945
‫آره، رسوایی فلیسیتی مال هزار سال پیشه

56
00:02:34,028 --> 00:02:36,197
‫و این اولین کارت بعد از کنیسه‌ست

57
00:02:36,281 --> 00:02:37,591
‫واقعاً می‌خوام ازت حمایت کنم

58
00:02:37,615 --> 00:02:38,551
‫باشه؟

59
00:02:38,575 --> 00:02:40,010
‫- واقعاً؟
‫- آره، واقعاً

60
00:02:40,034 --> 00:02:43,413
‫و اگر تونستم در اون حین دکور خونه‌ش رو
‫قضاوت کنم که چه بهتر، می‌دونی چی میگم؟

61
00:02:47,876 --> 00:02:49,127
‫« هیچکس این را نمی‌خواهد »

62
00:02:49,210 --> 00:02:51,379
‫- ببخشید؟ میشه...
‫- وایسا، یه لحظه

63
00:02:51,462 --> 00:02:53,840
‫- خانم، یه لحظه
‫- یه ساعته اینجا منتظرم

64
00:02:55,508 --> 00:02:57,302
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره

65
00:02:57,844 --> 00:02:58,779
‫آره، چطور مگه؟

66
00:02:58,803 --> 00:03:02,056
‫خب، موهاتو چتری زدی
‫حداقل باید یه‌خرده بهم ریخته باشی

67
00:03:02,140 --> 00:03:04,350
‫خیلی‌خب، آره

68
00:03:04,851 --> 00:03:07,312
‫- ولی چیزی به نوآ نگو
‫- نمیگم

69
00:03:08,229 --> 00:03:10,732
‫وای خدا. فکر کنم ممکنه حامله باشم

70
00:03:10,815 --> 00:03:13,151
‫وای خدا. عجب

71
00:03:13,651 --> 00:03:17,780
‫- اصلاً نمی‌دونستم می‌خواین حامله بشین
‫- وای نه، نمی‌خوایم. البته ساشا می‌خواد

72
00:03:18,489 --> 00:03:22,493
‫آخه فکر می‌کردم بعد از میری دیگه
‫بچه نمیاریم، هنوزم بچه کوچولوی خودمه

73
00:03:22,577 --> 00:03:24,054
‫آره، بچه‌م بی‌ادبه

74
00:03:24,078 --> 00:03:27,165
‫ولی حالا ساشا ذوق کرده
‫که یه بچه‌ی دیگه بیاریم

75
00:03:27,248 --> 00:03:29,292
‫و من حتی... نمی‌دونم والا

76
00:03:30,501 --> 00:03:32,629
‫آخرین باری که موهاتو چتری زدی کی بود؟

77
00:03:32,712 --> 00:03:36,549
‫سال 2004. با یکی دوست بودم
‫که گفت پیشونی فراخم رو دوست داره

78
00:03:36,633 --> 00:03:40,011
‫خیلی‌خب. همچین چیزی مثل اینه که
‫به عکس مایوی یکی بگی "شجاعانه"

79
00:03:40,511 --> 00:03:41,697
‫یه جین و تونیک میاری؟

80
00:03:41,721 --> 00:03:43,556
‫مطمئنی؟

81
00:03:44,224 --> 00:03:45,824
‫وای خدا

82
00:03:50,855 --> 00:03:52,455
‫سلام. داری چیکار می‌کنی؟

83
00:03:52,941 --> 00:03:56,486
‫عکس‌های حاملگی متعدد
‫"ابی عشقِ اسموتی" رو می‌بینم

84
00:03:56,569 --> 00:03:58,863
‫اصلاً امنه که موقع حاملگی
‫سوار اسب بشی؟

85
00:03:58,947 --> 00:04:02,575
‫وایسا ببینم، منظورت ابی کپلن کوفتیه؟
‫وای خدا، آخه چرا؟

86
00:04:02,659 --> 00:04:05,578
‫نوآ قراره منو ببره مراسم نام‌گذاری بچه‌ش
‫یه کار خاخامیه

87
00:04:05,662 --> 00:04:09,374
‫یه اسم احمقانه روش بذارین. هنوزم عصبانیم که
‫ مامان چیدن موهای فلیسیتی رو انداخت گردن من

88
00:04:09,457 --> 00:04:12,627
‫چرا بابتش عذرخواهی نکرد؟
‫شاید می‌تونستیم هنوزم دوست باشیم

89
00:04:13,127 --> 00:04:15,129
‫حالا حامله توی دشت ژست گرفته

90
00:04:15,213 --> 00:04:16,649
‫همم

91
00:04:16,673 --> 00:04:17,858
‫تاج گل هم داره؟

92
00:04:17,882 --> 00:04:19,717
‫- معلومه تاج گل هم داره
‫- آره

93
00:04:23,888 --> 00:04:26,057
‫نوآ بابای خیلی خوبی میشه

94
00:04:26,140 --> 00:04:29,310
‫یکی از اون مردها میشه که
‫بچه‌شو می‌ذاره رو شونه‌هاش

95
00:04:29,394 --> 00:04:30,412
‫که آتیش‌بازی نگاه کنه

96
00:04:30,436 --> 00:04:32,397
‫همچین آدمایی همیشه
‫جلوی دیدم رو می‌گیرن

97
00:04:32,480 --> 00:04:34,190
‫اصلاً تابحال در مورد بچه صحبت کردین؟

98
00:04:34,274 --> 00:04:35,874
‫جفتمون بچه می‌خوایم

99
00:04:35,900 --> 00:04:38,278
‫حتی روز ولنتاین گفت "بچه‌هامون"

100
00:04:38,361 --> 00:04:40,697
‫آره، ولی درست و حسابی
‫در موردش باهات صحبت کرده؟

101
00:04:40,780 --> 00:04:43,574
‫آخه... بچه‌هاتون بچه‌های خاخام میشن

102
00:04:43,658 --> 00:04:45,466
‫زندگیشون چجوری میشه؟ بدون بیکن؟

103
00:04:45,490 --> 00:04:48,121
‫بدون بابانوئل؟ قراره واسه
‫خوش‌گذرونی دعا کنن؟

104
00:04:48,204 --> 00:04:49,804
‫خب، دیگه در این حد
‫در موردش حرف نزدیم

105
00:04:50,790 --> 00:04:52,417
‫وای خدا، بدون بابانوئل؟

106
00:04:52,500 --> 00:04:54,335
‫- اوهوم
‫- حتی بهش فکر هم نکرده بودم

107
00:04:54,419 --> 00:04:57,088
‫گمونم من و بچه‌ها باید هر دسامبر
‫بیایم پیش تو زندگی کنیم

108
00:04:57,171 --> 00:04:59,048
‫نه. نه، از بچه‌ها خوشم نمیاد

109
00:05:08,683 --> 00:05:11,019
‫خیلی‌خب، نکات مهم
‫همچین مراسمی رو بهم میگی؟

110
00:05:11,102 --> 00:05:13,938
‫- چی می‌خوای بدونی؟
‫- هرچیزی. در مورد نام‌گذاری بچه کنجکاوم

111
00:05:14,022 --> 00:05:15,374
‫خیلی‌خب

112
00:05:15,398 --> 00:05:17,064
‫خب، به عنوان یهودی‌های اشکنازی

113
00:05:17,088 --> 00:05:20,153
‫رسم داریم اسم یکی از
‫اقوام مرحوم رو می‌ذاریم روی بچه‌ها

114
00:05:20,653 --> 00:05:24,073
‫عه. وایسا ببینم
‫نمی‌تونین اسم بچه‌تونو انتخاب کنین؟

115
00:05:24,157 --> 00:05:27,660
‫نه، نه، نه، می‌تونیم
‫فقط باید یه سری چیزها رو رعایت کنیم

116
00:05:28,161 --> 00:05:30,705
‫مثلاً، اسم بابابزرگم "الکساندر" بود

117
00:05:30,788 --> 00:05:33,374
‫برای همین همیشه قصد داشتم
‫اسم بچه‌ی آینده‌مو بذارم الکساندر

118
00:05:33,458 --> 00:05:35,960
‫ولی می‌تونم به‌جاش اسمی انتخاب کنم
‫که با الف شروع میشه

119
00:05:36,836 --> 00:05:37,771
‫- خیلی‌خب
‫- اوهوم

120
00:05:37,795 --> 00:05:41,424
‫خب، طبیعتاً
‫اسم الکساندر خیلی قشنگه

121
00:05:41,507 --> 00:05:44,927
‫ولی بطور کلی
‫چندان اهل زنده نگه داشتن یاد دیگران نیستم

122
00:05:45,011 --> 00:05:46,679
‫آخه حتی پدربزرگت رو هم ندیدم

123
00:05:46,763 --> 00:05:48,848
‫عجب، اینجا رو باش

124
00:05:48,931 --> 00:05:51,184
‫من با هیچکدوم از این چیزا سازگار نیستم

125
00:05:51,267 --> 00:05:53,644
‫از این بیرون بوی شمع‌ها رو حس می‌کنم

126
00:05:54,145 --> 00:05:55,331
‫مگه از شمع خوشت نمیاد؟

127
00:05:55,355 --> 00:05:57,315
‫نه، بحث فقط شمع نیست نوآ

128
00:05:57,398 --> 00:06:01,069
‫چه خونه‌
‫چه اسباب اثاثیه‌ی گرون و حوصله‌سربر

129
00:06:01,152 --> 00:06:03,363
‫و اینکه تمام آخرهفته بری
‫جشن تولد بچه‌ها

130
00:06:03,446 --> 00:06:06,574
‫هیچکدوم از اینا رو نمی‌خوام

131
00:06:07,325 --> 00:06:08,925
‫اینا رو نمی‌خوای؟

132
00:06:09,911 --> 00:06:12,413
‫یا منو؟

133
00:06:13,081 --> 00:06:14,681
‫بیا بریم

134
00:06:14,749 --> 00:06:16,626
‫بس کن

135
00:06:18,002 --> 00:06:19,602
‫- سلام
‫- سلام

136
00:06:24,008 --> 00:06:26,219
‫- خوشحالم اومدی
‫- منم همینطور

137
00:06:26,844 --> 00:06:28,554
‫جوئن؟

138
00:06:30,264 --> 00:06:31,933
‫ابی کپلن!

139
00:06:32,016 --> 00:06:35,103
‫- سلام
‫- بیا بغلم. اوه، جو‌جو!

140
00:06:35,186 --> 00:06:38,898
‫بیا بغلم. ولم نکن
‫خوشحالم می‌بینمت

141
00:06:38,981 --> 00:06:41,150
‫به تارزانا خوش اومدین

142
00:06:41,234 --> 00:06:43,820
‫سلام، خاخام راکلاف هستم
‫خیلی خوشحالم بالاخره می‌بینمتون

143
00:06:43,903 --> 00:06:47,407
‫سلام. آره، منم همینطور
‫ باورم نمیشه جوئن دوست‌دخترته

144
00:06:47,490 --> 00:06:49,742
‫کلاس ششم خیلی مخدد بودیم

145
00:06:49,826 --> 00:06:50,928
‫- باورنکردنیه، نه؟
‫- مخـ...؟

146
00:06:50,952 --> 00:06:52,221
‫مثل خواهر دوستت دارم

147
00:06:52,245 --> 00:06:53,514
‫- آها
‫- آره

148
00:06:53,538 --> 00:06:54,973
‫- عجب
‫- وای خدا

149
00:06:54,997 --> 00:06:56,800
‫به مورگان پیام بده. بهش بگو بیاد

150
00:06:56,824 --> 00:06:58,626
‫نمی‌دونم چرا دیگه با هم نگشتیم

151
00:06:59,293 --> 00:07:01,379
‫- واقعاً؟ یادت نمیاد؟
‫- نه

152
00:07:01,462 --> 00:07:04,048
‫خیلی وقت گذشته

153
00:07:04,132 --> 00:07:06,300
‫ولی خیلی خوشحالم اومدی

154
00:07:06,384 --> 00:07:07,861
‫اوه

155
00:07:07,885 --> 00:07:11,180
‫میشه کفش پاشنه‌بلندت رو دربیاری؟
‫بخاطر کف زمین میگم

156
00:07:11,264 --> 00:07:14,183
‫خیلی دلم می‌خواد، ولی اگر دربیارم
‫تیپم ناقص میشه، برای همین...

157
00:07:14,267 --> 00:07:15,619
‫شرمنده

158
00:07:15,643 --> 00:07:16,954
‫خب...

159
00:07:16,978 --> 00:07:19,355
‫- درشون بیار
‫- چی؟ تو...

160
00:07:19,439 --> 00:07:21,816
‫خب، اونم کفش پاشنه‌بلند پوشیده
‫توام پاشنه‌بلند پوشیدی

161
00:07:21,899 --> 00:07:24,652
‫این کفش لژدار خونگیمه
‫تابحال بیرون نپوشیدمش

162
00:07:25,319 --> 00:07:26,463
‫بی‌زحمت درش بیار

163
00:07:26,487 --> 00:07:27,506
‫- آره
‫- شرمنده

164
00:07:27,530 --> 00:07:28,799
‫باشه حتماً

165
00:07:28,823 --> 00:07:30,825
‫- مشکلی نیست. حتماً
‫- زحمتی نیست

166
00:07:30,908 --> 00:07:32,508
‫- نه، مشکلی نیست
‫- اصلاً دلم نمی‌خواست بگم

167
00:07:32,535 --> 00:07:33,804
‫مهم نیست

168
00:07:33,828 --> 00:07:36,164
‫وای خدا. چه جوراب‌های نازی!

169
00:07:36,789 --> 00:07:38,624
‫یادم رفته بود چقدر قدکوتاهی!

170
00:07:38,708 --> 00:07:41,544
‫عین کلاس ششم. چه ناز

171
00:07:41,627 --> 00:07:42,771
‫اوه

172
00:07:42,795 --> 00:07:44,547
‫خب بقیه‌ی خانواده‌تون کجان؟

173
00:07:44,630 --> 00:07:46,674
‫گیب؟ گیب؟

174
00:07:46,757 --> 00:07:48,885
‫- بله؟
‫- بیا اینجا عزیزدلم!

175
00:07:48,968 --> 00:07:51,262
‫- این شوهرم "گیب"ـه
‫- سلام، خاخام راکلاف هستم

176
00:07:51,345 --> 00:07:53,055
‫- سلام، جوئن هستم
‫- خوشبختم

177
00:07:53,139 --> 00:07:54,158
‫ایشون کیه؟

178
00:07:54,182 --> 00:07:56,100
‫این پسر سه ساله‌مون جسی چارلزه

179
00:07:56,184 --> 00:07:57,453
‫- آره
‫- سلام کن

180
00:07:57,477 --> 00:08:00,813
‫- سلام نمی‌کنی؟
‫- میگی "سلام خاخام"؟ بگو سلام خاخام

181
00:08:00,897 --> 00:08:04,025
‫می‌دونین چیه، دیشب آخر فیلم
‫اکنون آخرالزمان رو باهام دید

182
00:08:04,108 --> 00:08:07,153
‫- فکر کنم برای همین یه‌خرده تو خودشه
‫- دیگه همچین کاری نکنیا

183
00:08:07,236 --> 00:08:10,740
‫و ستاره‌ی امروزمون
‫طبقه‌ی بالا داره چرت می‌زنه، پس...

184
00:08:10,823 --> 00:08:12,423
‫- آره
‫- بعدازظهر خانم

185
00:08:12,992 --> 00:08:14,219
‫اسمش چیه؟

186
00:08:14,243 --> 00:08:15,179
‫بعدازظهر

187
00:08:15,203 --> 00:08:17,288
‫این که...

188
00:08:17,371 --> 00:08:19,916
‫این... از نظرم بهترین بخش روزه. عالیه

189
00:08:19,999 --> 00:08:22,710
‫واقعاً هست چون تازه ناهار خوردی

190
00:08:22,793 --> 00:08:24,229
‫و یا می‌تونی چرت بزنی

191
00:08:24,253 --> 00:08:26,506
‫یا می‌تونی بقیه‌ی کارهاتو انجام بدی
‫دیگه کل روز دست خودته

192
00:08:26,589 --> 00:08:27,983
‫- چه اسم قشنگی
‫- خیلی ممنون

193
00:08:28,007 --> 00:08:30,468
‫ای‌کاش می‌تونستم بگم فکر من بوده
‫ولی همه‌ش هنرنمایی خانمه

194
00:08:30,551 --> 00:08:32,151
‫محشره. عجب

195
00:08:32,220 --> 00:08:34,972
‫انتخاب اسم‌هاش غیرعادی و خودمونیه

196
00:08:35,056 --> 00:08:38,351
‫آره. و می‌خواستیم اسمی انتخاب کنیم
‫که اولش الف باشه، بخاطر مادربزرگم الیزا

197
00:08:38,434 --> 00:08:39,328
‫خودت که می‌دونی

198
00:08:39,352 --> 00:08:41,437
‫آره... کم‌کم دارم می‌فهمم

199
00:08:42,021 --> 00:08:42,915
‫الان برمی‌گردیم

200
00:08:42,939 --> 00:08:44,416
‫- باشه
‫- میریم یه چیزی بخوریم

201
00:08:44,440 --> 00:08:45,375
‫برین ساندویچ بخورین!

202
00:08:45,399 --> 00:08:47,109
‫یه عالمه خوراکی هست. چیزم هست...

203
00:08:47,193 --> 00:08:49,028
‫- مرنگ دوست دارین؟
‫- آره

204
00:08:49,111 --> 00:08:50,711
‫- آره معلومه
‫- یه عالمه ازش هست

205
00:08:51,197 --> 00:08:52,716
‫خیلی‌خب. بیا بریم رفیق

206
00:08:52,740 --> 00:08:56,327
‫باید بیشتر برای این مراسم تحقیق می‌کردم
‫اصلاً نمی‌دونستم پسر دارن

207
00:08:56,410 --> 00:08:59,956
‫می‌دونی چیه؟ اون می‌تونه پاشنه‌بلند بپوشه
‫اونوقت من باید با جوراب لنگه‌به‌لنگه بگردم؟

208
00:09:00,039 --> 00:09:01,749
‫حالا احساس ضعف می‌کنم، نوآ

209
00:09:01,832 --> 00:09:03,834
‫- پس مخدد که گفتین چی؟
‫- گور بابای مخدد

210
00:09:04,627 --> 00:09:06,420
‫خونه‌شون از نزدیک
‫کوچیک‌تر بنظر نمیاد؟

211
00:09:06,504 --> 00:09:08,422
‫ببین، می‌دونم بابت عروسک باربی ناراحتی

212
00:09:08,506 --> 00:09:11,592
‫- فلیسیتی عروسک دختر آمریکایی بود
‫- درک می‌کنم

213
00:09:11,676 --> 00:09:13,844
‫خب؟ و آره، یکی از اون
‫سه تای اصلی نبود

214
00:09:13,928 --> 00:09:16,847
‫و چندان عاشق حس و حال
‫زمان جنگش نبودم

215
00:09:16,931 --> 00:09:19,225
‫ولی جسور بود، و مال من بود نوآ

216
00:09:19,308 --> 00:09:22,270
‫درک می‌کنم. ولی واقعاً نیاز دارم
‫امروز خوب پیش بره

217
00:09:24,939 --> 00:09:26,732
‫باشه. ببخشید

218
00:09:26,816 --> 00:09:28,293
‫- حواسم هست
‫- ممنون

219
00:09:28,317 --> 00:09:30,444
‫خاخام، ایشون پدربزرگمه

220
00:09:30,528 --> 00:09:32,128
‫عالیه. عالیه

221
00:09:32,154 --> 00:09:33,423
‫خیلی‌خب. ممنون

222
00:09:33,447 --> 00:09:35,514
‫معمولاً توی این مراسم‌ها
‫کل خانواده رو می‌شناسم

223
00:09:35,538 --> 00:09:37,243
‫تمام عروسی‌ها و مراسم ختم‌هاشون رفتم

224
00:09:37,326 --> 00:09:39,036
‫حس عجیبی داره که اعضای کنیسه‌م نیستن

225
00:09:39,120 --> 00:09:41,080
‫هی. عالی پیش میره

226
00:09:41,163 --> 00:09:43,416
‫قراره بترکونی
‫هیچکدوممون لیاقت تو رو نداریم

227
00:09:47,587 --> 00:09:50,006
‫- خوشبختم. من خاخام راکلاف هستم
‫- چطوری؟

228
00:09:50,590 --> 00:09:53,718
‫خیلی خوشبختم، خوشبختم
‫این روز فرخنده رو بهتون تبریک میگم

229
00:09:53,801 --> 00:09:55,469
‫الان نوه‌تون رو دیدم

230
00:09:56,470 --> 00:09:58,070
‫اوه

231
00:09:58,347 --> 00:09:59,241
‫چیه؟

232
00:09:59,265 --> 00:10:02,977
‫سلام، مادران کل‌گرا
‫وایسا ببینم، چی داری می‌خوری؟

233
00:10:03,060 --> 00:10:06,814
‫خیلی بامزه‌ست، دکتر اندی تمام خوراکی‌هایی
‫که دوست دارم رو یادشه

234
00:10:06,897 --> 00:10:09,025
‫و اینور اونور برام قایم می‌کنه
‫که بعداً پیداشون کنم

235
00:10:09,108 --> 00:10:10,708
‫خیلی‌خب، لطفاً الان تمرکز کن

236
00:10:10,735 --> 00:10:13,529
‫چون توی حموم "ابی عشقِ اسموتی"ـم

237
00:10:13,613 --> 00:10:16,449
‫- چقدر حمومش نورگیره. خیلی...
‫- آره دقیقاً

238
00:10:16,532 --> 00:10:19,201
‫و شوهرش رو دیدم
‫و یه سوالاتی برام پیش اومد

239
00:10:19,285 --> 00:10:20,596
‫همم. همجنس‌گراست

240
00:10:20,620 --> 00:10:21,805
‫به‌طرز عجیبی، نه

241
00:10:21,829 --> 00:10:23,956
‫ولی دارم سعی می‌کنم بفهمم

242
00:10:24,040 --> 00:10:27,043
‫یکی از اون شوهرهای اینستاگرامیه
‫که یاد گرفته عکس‌های خوب بندازه

243
00:10:27,126 --> 00:10:30,379
‫و خیلی بهشون افتخار می‌کنه
‫یا داره از درون می‌میره و از زنش متنفره

244
00:10:30,463 --> 00:10:31,940
‫آره بابا، کاملاً دل‌مُرده‌ست

245
00:10:31,964 --> 00:10:34,508
‫- اصلاً عکس‌هاشم خوب نیستن
‫- الان داری چیکار می‌کنی؟

246
00:10:34,592 --> 00:10:36,218
‫ابی بهم گفت دعوتت کنم

247
00:10:36,302 --> 00:10:37,902
‫وای خدا. صد سال سیاه

248
00:10:37,970 --> 00:10:40,056
‫می‌دونستی مامان یک ماه تموم
‫بابت مسخره‌بازی اون تنبیهم کرد؟

249
00:10:40,139 --> 00:10:43,476
‫هنوزم میگه روحشم خبر نداره
‫چرا دیگه با هم وقت نگذروندیم

250
00:10:43,559 --> 00:10:44,494
‫اعتراف نمی‌کنه

251
00:10:44,518 --> 00:10:46,520
‫- جدی همینو گفت؟
‫- اوهوم

252
00:10:46,604 --> 00:10:48,279
‫می‌دونی چیه؟ آدرسش رو برام پیامک کن، خب؟

253
00:10:48,303 --> 00:10:50,274
‫فقط یه سلیطه موی بقیه
‫رو خراب می‌کنه. الان میام

254
00:10:53,861 --> 00:10:55,461
‫برو که رفتیم

255
00:11:11,712 --> 00:11:15,925
‫سلام. می‌دونی، خیلی دلم می‌خواد
‫بیشتر در مورد مادربزرگت الیزا بدونم

256
00:11:16,008 --> 00:11:19,553
‫و ببینم چه خصوصیت‌های فوق‌العاده‌ای داشته
‫که می‌خواین در بچه‌تون باشه

257
00:11:19,637 --> 00:11:21,847
‫اشکال نداره چند تا عکس و فیلم
‫قبل از مراسم بگیرم؟

258
00:11:21,931 --> 00:11:24,058
‫- نه چه اشکالی. راحت باش
‫- خیلی‌خب. بیا اینجا

259
00:11:24,767 --> 00:11:26,286
‫دارم زنده پخش می‌کنم

260
00:11:26,310 --> 00:11:29,814
‫سلام دوستان. این خاخام راکلافه
‫خوشتیپه نه؟

261
00:11:29,897 --> 00:11:33,526
‫خیلی‌خب، امروز توی مراسم
‫نام‌گذاری بچه‌مون بعدازظهر هستیم

262
00:11:33,609 --> 00:11:36,654
‫و خیلی هیجان‌زده‌ست
‫ و یه‌خرده استرس داره

263
00:11:36,737 --> 00:11:38,447
‫شوخی می‌کنم. ناسلامتی نوزاده

264
00:11:38,531 --> 00:11:42,201
‫خب، خیلیاتون پرسیدین
‫چه لباسی برای مراسم انتخاب کردیم

265
00:11:42,284 --> 00:11:45,329
‫و راستشو بخواین از نتیجه‌ی نظرسنجی
‫که گذاشته بودم تعجب کردم

266
00:11:45,413 --> 00:11:47,748
‫هفتاد و سه درصدتون گفتین لباس سبزه

267
00:11:47,832 --> 00:11:49,267
‫اَخ!

268
00:11:51,669 --> 00:11:53,269
‫خداحافظ!

269
00:11:53,754 --> 00:11:55,631
‫عالی بود. میشه ازم عکس بگیری؟

270
00:11:55,715 --> 00:11:58,550
‫باشه. خاطره‌ی قشنگی از مادربزرگت داری

271
00:11:58,633 --> 00:12:01,387
‫که امروز یادش افتاده باشی؟

272
00:12:01,887 --> 00:12:03,323
‫نمی‌دونم

273
00:12:03,347 --> 00:12:05,933
‫مخفیانه دوست‌دختر داشت
‫میشه افقی بگیری؟

274
00:12:06,016 --> 00:12:07,616
‫باشه، باشه، باشه

275
00:12:09,895 --> 00:12:12,106
‫- بچرخونش
‫- آها آره، چقدر خنگم. شرمنده

276
00:12:12,189 --> 00:12:13,291
‫- گیب!
‫- بله؟

277
00:12:13,315 --> 00:12:15,151
‫بیا اینجا! داریم عکس می‌گیریم!

278
00:12:15,234 --> 00:12:16,670
‫برین کنار گیبی نشین

279
00:12:16,694 --> 00:12:19,697
‫- این "گیب"ـه، یادته که؟
‫- آره، معلومه

280
00:12:19,780 --> 00:12:20,674
‫گرفتم

281
00:12:20,698 --> 00:12:23,242
‫- از همین الان می‌دونم خوب درنیومده
‫- نه، به‌نظر من که خوب بود

282
00:12:23,325 --> 00:12:24,219
‫نه. خوب نیست

283
00:12:24,243 --> 00:12:26,704
‫فقط زاویه‌ش رو به پایین نبوده
‫ولی اشکال نداره

284
00:12:26,787 --> 00:12:28,387
‫- نه، به‌نظر من که...
‫- خیلی ممنون

285
00:12:28,456 --> 00:12:30,124
‫- سعی خودتو کردی. عالی بود!
‫- تمام تلاشتو کردی

286
00:12:30,207 --> 00:12:31,101
‫خوبن

287
00:12:31,125 --> 00:12:32,752
‫- اینجا نور بهتره
‫- نمی‌دونستم

288
00:12:32,835 --> 00:12:33,729
‫سلام

289
00:12:33,753 --> 00:12:35,147
‫می‌بینم که داشتی عکس می‌گرفتی

290
00:12:35,171 --> 00:12:36,771
‫از انصاف نگذریم دختر خوشگلیه

291
00:12:36,839 --> 00:12:38,439
‫به سلیقه‌ی من نمی‌خوره

292
00:12:42,178 --> 00:12:44,138
‫- سلام
‫- واقعاً دعوتش کردی؟

293
00:12:44,638 --> 00:12:45,907
‫اَبی بهم گفت

294
00:12:45,931 --> 00:12:47,850
‫سلام. شالوم

295
00:12:47,933 --> 00:12:51,771
‫چه جشن تولد خفنی

296
00:12:51,854 --> 00:12:53,415
‫ای بابا. خیلی‌خب

297
00:12:53,439 --> 00:12:55,524
‫مراسم الان شروع میشه
‫لطفاً حواست به رفتارت باشه

298
00:12:55,608 --> 00:12:56,877
‫چشم بابا

299
00:12:56,901 --> 00:12:58,501
‫حواسمون هست. قول میدیم

300
00:12:58,903 --> 00:13:00,571
‫- خداحافظ
‫- ممنون. ممنون

301
00:13:00,654 --> 00:13:02,254
‫خیلی‌خب. اسموتی‌خور کجاست؟

302
00:13:02,281 --> 00:13:04,158
‫مطمئنم داره عکس و فیلم می‌گیره. بیرونه

303
00:13:04,992 --> 00:13:08,662
‫وای خدا. پشمام، چقدر جیگره
‫فکر کردم فیلتر می‌اندازه

304
00:13:09,955 --> 00:13:11,624
‫- حالم گرفته شد
‫- آره

305
00:13:11,707 --> 00:13:13,334
‫دیگه کیف نمیده

306
00:13:15,920 --> 00:13:17,520
‫نه، نه، نه

307
00:13:18,839 --> 00:13:20,439
‫اَخ

308
00:13:20,549 --> 00:13:22,149
‫مورگان، اینطوری نکن

309
00:13:22,176 --> 00:13:23,445
‫چیه مگه؟ زیادی نرم شدن

310
00:13:23,469 --> 00:13:24,571
‫مورگان؟

311
00:13:24,595 --> 00:13:26,072
‫عه، چطوری؟

312
00:13:26,096 --> 00:13:27,240
‫سلام

313
00:13:27,264 --> 00:13:30,601
‫وقتی جوئن بهم گفت
‫گفتم حتماً باید بیام بابت کوچولوت تبریک بگم

314
00:13:30,684 --> 00:13:33,729
‫عجب، خیلی لطف داری
‫ممنون که اومدی

315
00:13:33,813 --> 00:13:37,107
‫خیلی خوشحالم جفتتون اینجاییم
‫و فرصت می‌کنیم دوباره دور هم باشیم

316
00:13:37,191 --> 00:13:38,627
‫دلم... دلم براتون تنگ شده بود

317
00:13:38,651 --> 00:13:42,696
‫قدیما خیلی صمیمی بودیم تا اینکه...
‫اصلاً یادم نمیاد تا کِی

318
00:13:42,780 --> 00:13:45,115
‫کلاس ششم، 23 ژوئن

319
00:13:45,199 --> 00:13:46,468
‫مهمونی آخرسالم

320
00:13:46,492 --> 00:13:49,161
‫عجب. چقدر خوب یادته

321
00:13:49,245 --> 00:13:50,955
‫ولی آره. شاید همون حدودا بوده

322
00:13:51,038 --> 00:13:54,583
‫بیخیال. حالا که بزرگ شدیم
‫می‌تونی اعتراف کنی. بامزه بود

323
00:13:54,667 --> 00:13:56,919
‫تو بودی که موهای
‫فلیسیتی رو چیدی، مگه نه؟

324
00:13:57,002 --> 00:13:58,602
‫فلیسیتی؟

325
00:13:58,629 --> 00:14:00,297
‫چی...؟ هم‌کلاسی‌مون بود؟

326
00:14:00,381 --> 00:14:04,051
‫یه دختر موقرمز جسوره که از
‫جنگ انقلاب جون سالم به‌در برد

327
00:14:04,134 --> 00:14:06,512
‫روحمم خبر نداره منظورتون چیه

328
00:14:06,595 --> 00:14:08,114
‫- ای خدا
‫- خیلی‌خب

329
00:14:08,138 --> 00:14:11,976
‫می‌خواستم مودب باشم
‫ولی دیگه داره خیلی زشت میشه

330
00:14:12,059 --> 00:14:14,144
‫که اعتراف نمی‌کنی کار تو بوده

331
00:14:14,770 --> 00:14:16,370
‫عروسک دختر آمریکاییم؟

332
00:14:18,440 --> 00:14:20,526
‫خیلی‌خب

333
00:14:20,609 --> 00:14:22,486
‫خیلی بامزه‌‌این. انگورها نوش جونت

334
00:14:22,570 --> 00:14:23,463
‫اوهوم

335
00:14:23,487 --> 00:14:26,323
‫- خیلی‌خب
‫- ای خدا، سلیطه هنوزم دروغ میگه

336
00:14:26,407 --> 00:14:29,368
‫می‌دونی چیه؟ بیا بریم
‫موهای بچه‌شو بچینیم

337
00:14:29,451 --> 00:14:31,495
‫آره. شرط می‌بندم اینطوری عکسشو
‫توی اینستاگرام پست نمی‌کنه

338
00:14:31,579 --> 00:14:33,789
‫از فروشگاه آنلاینش
‫پودر اسموتی خریدم

339
00:14:33,873 --> 00:14:35,875
‫و به‌خدا باعث شد فرداش ساس بگیرم

340
00:14:35,958 --> 00:14:37,793
‫فکر می‌کنی اتفاقی بوده؟

341
00:14:37,877 --> 00:14:39,354
‫شاید بوده، شایدم نبوده. خدا می‌دونه

342
00:14:39,378 --> 00:14:42,673
‫قطعاً اتفاقی بوده، چون مدام دارم بهت میگم
‫ملافه‌هات رو بیشتر بشور

343
00:14:45,301 --> 00:14:48,554
‫هی، عزیزم؟
‫واقعاً نمی‌خوام موقع دستشویی حرف بزنم

344
00:14:48,637 --> 00:14:50,806
‫ولی خیلی وقته داخلی
‫همه‌چی مرتبه؟

345
00:14:50,890 --> 00:14:54,393
‫آره. خوبم. آره. بیا...
‫آره، خوبم. بیا تو

346
00:14:57,187 --> 00:14:58,206
‫سلام

347
00:14:58,230 --> 00:15:00,149
‫حامله نیستم

348
00:15:02,234 --> 00:15:03,545
‫اوه

349
00:15:03,569 --> 00:15:07,031
‫مگه نباید تست رو با هم انجام بدیم؟
‫بدون من انجامش دادی

350
00:15:07,615 --> 00:15:09,700
‫آره، شرمنده. شرمنده

351
00:15:12,620 --> 00:15:14,220
‫اوه

352
00:15:18,083 --> 00:15:21,337
‫آره عزیزم، نمی‌خوام بیشتر از این
‫سعی کنیم بچه‌دار بشیم

353
00:15:23,255 --> 00:15:26,300
‫منظورن الانه یا...؟

354
00:15:27,176 --> 00:15:28,486
‫کلاً؟

355
00:15:28,510 --> 00:15:30,110
‫کلاً

356
00:15:33,265 --> 00:15:34,865
‫عجب

357
00:15:35,893 --> 00:15:38,354
‫چه حسی داری؟
‫الان... الان ناراحتی؟

358
00:15:38,437 --> 00:15:40,648
‫مأیوس شدی؟ عصبانی شدی؟ حسی...؟

359
00:15:40,731 --> 00:15:46,028
‫فکر کنم تمام این احساسات رو
‫ با همدیگه دارم و...

360
00:15:48,197 --> 00:15:50,824
‫شاید یه‌خرده شوکه هم شده باشم
‫ولی می‌تونم باهاش کنار بیام

361
00:15:52,076 --> 00:15:53,676
‫خب حالا چیکار کنیم؟

362
00:16:00,417 --> 00:16:03,003
‫خب... زندگی کنیم؟

363
00:16:04,171 --> 00:16:05,771
‫زندگی کنیم، باشه

364
00:16:06,507 --> 00:16:08,107
‫نه، می‌تونم این‌کارو بکنم

365
00:16:10,052 --> 00:16:12,513
‫باورم نمیشه موهای لامصبمو چتری زدم

366
00:16:13,305 --> 00:16:16,350
‫آره، خیلی برام سخت بود
‫که مجبور شدم بگم قشنگ شده

367
00:16:18,000 --> 00:16:24,000


368
00:16:26,694 --> 00:16:28,612
‫- آمین
‫- آمین

369
00:16:28,696 --> 00:16:31,198
‫امروز، ابی و ایب...

370
00:16:31,281 --> 00:16:32,881
‫- گیب
‫- اولش "گ" داره

371
00:16:34,868 --> 00:16:37,037
‫گیب. درسته. ببخشید

372
00:16:38,288 --> 00:16:42,001
‫خوشم نمیاد به‌عنوان یه خاخام خرابکاری کنم
‫خداروشکر ختنه نبود

373
00:16:44,128 --> 00:16:45,796
‫گیب

374
00:16:46,880 --> 00:16:51,343
‫ابی و گیب "بعدازظهر" رو
‫ به عنوان اسم کوچیک

375
00:16:51,427 --> 00:16:55,472
‫و "الیزا" رو به عنوان اسم
‫عبری بچه‌شون انتخاب کردن

376
00:16:56,682 --> 00:16:59,601
‫در عبری، الیزا یعنی شاد

377
00:16:59,685 --> 00:17:02,646
‫پس آرزوم برای بعدازظهر و همه‌مون همینه

378
00:17:02,730 --> 00:17:06,400
‫که شجاعانه سعی کنیم شاد باشیم
‫حتی وقتی که سخته

379
00:17:06,900 --> 00:17:09,236
‫حتی وقتی به‌نظر میاد
‫راه‌حل واضحی جلوی پامون نیست

380
00:17:09,319 --> 00:17:12,322
‫چون معجزات زیادی باید اتفاق میفتادن

381
00:17:12,406 --> 00:17:16,744
‫که این دو نفر همدیگه رو پیدا کنن
‫و تصمیم بگیرن خانواده تشکیل بدن

382
00:17:18,287 --> 00:17:21,999
‫گذاشتن اسم الیزا روی این دختر
‫یعنی امید به اینکه از زندگی لذت ببره

383
00:17:22,082 --> 00:17:23,682
‫و این خیلی ساده‌ست، مگه نه؟

384
00:17:23,959 --> 00:17:28,213
‫چون اگر بتونیم از چیزهای ساده
‫و چیزهای دارای کاستی لذت ببریم

385
00:17:28,881 --> 00:17:31,008
‫جوری زندگی می‌کنیم
‫که انگار خوش‌شانسیم

386
00:17:31,091 --> 00:17:33,343
‫بدون توجه به اینکه
‫چقدر در زندگی شانس میاریم

387
00:17:33,427 --> 00:17:34,654
‫چه قشنگ

388
00:17:34,678 --> 00:17:36,278
‫پس...

389
00:17:36,472 --> 00:17:39,391
‫لطفاً بیاین با همدیگه

390
00:17:39,475 --> 00:17:41,727
‫به بعدازظهر الیزا...

391
00:17:44,730 --> 00:17:46,732
‫به عنوان جدیدترین عضو جمع‌مون خوش‌آمد بگیم

392
00:17:47,232 --> 00:17:48,251
‫قدمت مبارک

393
00:17:48,275 --> 00:17:49,669
‫قدمت مبارک!

394
00:17:49,693 --> 00:17:52,696
‫- بیا بریم یکم فضولی کنیم
‫- وایسا، اگر یکی رو با صندلی ببرن بالا چی؟

395
00:17:52,780 --> 00:17:55,032
‫- از اون رسمشون خوشم میاد
‫- بس کن دیگه

396
00:17:56,617 --> 00:17:58,178
‫خیلی‌خب. پسش بده

397
00:17:58,202 --> 00:18:00,204
‫می‌تونی بگی "ممنون خاخام"؟

398
00:18:00,704 --> 00:18:03,665
‫- بگو "ممنون خاخام"
‫- خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم

399
00:18:03,749 --> 00:18:05,793
‫- بگو "خاخام"
‫- با چشم‌هاش گفت

400
00:18:06,627 --> 00:18:09,546
‫- ای خدا، چقدر لباسه می‌چسبه
‫- میشه اینقدر پاهاتو نکوبی؟

401
00:18:09,630 --> 00:18:11,230
‫خیلی‌خب، بذار ببینم

402
00:18:13,217 --> 00:18:16,386
‫اتاقه مدل جونی میچلیه، خیلی عجیبه
‫بیا بریم

403
00:18:17,679 --> 00:18:19,157
‫کارت عالی بود، جناب خاخام

404
00:18:19,181 --> 00:18:20,781
‫شرمنده اشتباه گفتم

405
00:18:20,849 --> 00:18:22,118
‫اشکال نداره، من "گیب"ـم

406
00:18:22,142 --> 00:18:24,061
‫- آره، آره
‫- دارم سربه‌سرت می‌ذارم

407
00:18:24,144 --> 00:18:25,080
‫نه، نه

408
00:18:25,104 --> 00:18:28,774
‫میگم، راستشو بخوای
‫معمولاً حواسم کاملاً میره یه جای دیگه

409
00:18:28,857 --> 00:18:31,985
‫یه بار توی یه شبات خواب رفتم
‫و بیدار شدم دیدم همه رفتن

410
00:18:32,069 --> 00:18:36,406
‫آره، ولی چیزایی که در مورد امید و اینا
‫و چیزای ساده گفتی

411
00:18:36,490 --> 00:18:37,675
‫لامصب باورنکردنی بود

412
00:18:37,699 --> 00:18:39,299
‫- عجب، ممنون
‫- آره

413
00:18:39,368 --> 00:18:40,720
‫- اوه
‫- نباید میومدیم اینجا

414
00:18:40,744 --> 00:18:42,538
‫کم‌کم دارم به بچه‌ش حسودی می‌کنم

415
00:18:42,621 --> 00:18:44,028
‫- باید این‌کارو بکنم
‫- داری چیکار...؟

416
00:18:44,052 --> 00:18:46,291
‫داری از لوازم بچه‌ش استفاده می‌کنی؟

417
00:18:46,375 --> 00:18:47,975
‫آره

418
00:18:48,127 --> 00:18:49,878
‫چیه خب؟ اذیت نکن دیگه!

419
00:18:49,962 --> 00:18:53,340
‫ابی عشقِ اسموتی رو اعصابه
‫اومدیم اینجا اذیتش کنیم، مگه نه؟

420
00:18:53,423 --> 00:18:56,802
‫نه. من اومدم از نوآ حمایت کنم

421
00:18:57,803 --> 00:19:00,931
‫باشه خب، آره، ته دلم
‫یه‌خرده می‌خواستم اذیتش کنم

422
00:19:01,014 --> 00:19:02,534
‫ولی ساعت‌ها پیش تموم شد رفت

423
00:19:02,558 --> 00:19:05,269
‫خیلی‌خب، نمی‌دونم چی باعث شده
‫نظرت عوض بشه

424
00:19:05,352 --> 00:19:07,604
‫ولی ابی عشقِ اسموتی
‫همیشه رو اعصاب بوده

425
00:19:07,688 --> 00:19:09,082
‫و ازت می‌خوام اینو یادت بیاد

426
00:19:09,106 --> 00:19:11,692
‫یادت میاد والدینش
‫بیرون مدرسه منتظرش می‌موندن

427
00:19:11,775 --> 00:19:13,819
‫و دستای همدیگه رو می‌گرفتن؟

428
00:19:14,403 --> 00:19:15,797
‫آره

429
00:19:15,821 --> 00:19:18,866
‫ولی به‌نظرم رو اعصاب‌ترین
‫چیزش اینه که...

430
00:19:18,949 --> 00:19:20,826
‫دوران بچگیش از ما بهتر بود

431
00:19:20,909 --> 00:19:23,871
‫و حالا یه خونه‌ی گنده
‫و خانواده‌ی مسخره و فروشگاه اینترنتی داره

432
00:19:23,954 --> 00:19:26,957
‫و می‌دونم اینا دلایل خوبی
‫برای تنفر از کسیه ولی...

433
00:19:27,040 --> 00:19:30,586
‫جوئن، ناسلامتی موهای عروسکت رو چید
‫خب؟ اینقدر بی‌جرات نباش

434
00:19:32,754 --> 00:19:34,715
‫شاید دیگه برام مهم نیست

435
00:19:34,798 --> 00:19:39,178
‫نمی‌دونم. هیجان انتقام
‫دیگه مثل سابق لذت‌بخش نیست

436
00:19:39,678 --> 00:19:41,278
‫گمونم پخته‌تر شدم

437
00:19:41,305 --> 00:19:44,183
‫کنیسه‌ی ما دنبال یه خاخام جدید می‌گرده

438
00:19:44,266 --> 00:19:48,478
‫صحیح، خب به... به فکر کسی افتادین؟
‫کسی رو در نظر دارین؟

439
00:19:49,188 --> 00:19:50,582
‫خب، الان داریم

440
00:19:50,606 --> 00:19:51,499
‫واقعاً؟

441
00:19:51,523 --> 00:19:53,123
‫اوهوم

442
00:19:54,610 --> 00:19:56,486
‫- منظورت منم؟
‫- خیلی متواضعی، خیلی متواضعی

443
00:19:56,570 --> 00:19:57,922
‫- خیلی‌خب، فوق العاده‌ست
‫- آره، آره

444
00:19:57,946 --> 00:20:00,657
‫- ببین، یه قرار می‌ذارم، بیا همه رو ببین...
‫- خوشحال میشم

445
00:20:00,741 --> 00:20:02,341
‫- ببخشید، یه لحظه
‫- باشه

446
00:20:02,409 --> 00:20:04,009
‫- باید جواب بدم
‫- باشه

447
00:20:04,077 --> 00:20:06,371
‫سلام حرومی
‫گفتم تا ساعت 3 جشن بچمه

448
00:20:06,455 --> 00:20:08,665
‫- منم پخته‌تر شدم
‫- مورگان

449
00:20:08,749 --> 00:20:11,084
‫- خیلیم پخته‌م. چرا، هستم
‫- نخیر، نیستی

450
00:20:12,878 --> 00:20:16,006
‫چیزی لازم دارین؟
‫می‌خواستم اگر شد کسی نیاد اینجا

451
00:20:16,089 --> 00:20:17,525
‫باید می‌رفتیم دستشویی

452
00:20:17,549 --> 00:20:20,135
‫- آره
‫- بعدش گم شدیم

453
00:20:22,429 --> 00:20:24,431
‫توی اتاق بچه‌م چکمه پوشیدی؟

454
00:20:25,933 --> 00:20:27,035
‫نـه

455
00:20:27,059 --> 00:20:29,102
‫دارم می‌بینم چکمه پوشیدی

456
00:20:31,146 --> 00:20:32,207
‫خیلی‌خب

457
00:20:32,231 --> 00:20:35,234
‫می‌تونین هرچقدر دلتون خواست مسخره‌م کنین

458
00:20:35,734 --> 00:20:39,238
‫ولی با پست گذاشتن در مورد زندگیم
‫برای خانواده‌م پول درمیارم

459
00:20:39,321 --> 00:20:41,490
‫اینطوری گیب تونست
‫از کسب‌و‌کار حوله‌ بیاد بیرون

460
00:20:41,573 --> 00:20:44,034
‫و به من اجازه داد قبل از مرگ مادرم
‫بیشتر باهاش وقت بگذرونم

461
00:20:44,618 --> 00:20:45,887
‫تحمل قضاوت‌هاتون رو دارم

462
00:20:45,911 --> 00:20:48,997
‫بخاطر اینفلوئنسر بودن مسخره‌ت نمی‌کردیم

463
00:20:49,081 --> 00:20:53,919
‫بخاطر خوشبخت بودنت مسخره‌ت می‌کردیم
‫و تقصیر خودمونه

464
00:20:54,962 --> 00:20:58,715
‫واقعاً نمی‌دونستم اون قضیه‌ی عروسکه
‫که می‌گفتین چیه

465
00:20:58,799 --> 00:21:00,926
‫و بعد از اینکه گفتین، یادم اومد

466
00:21:02,052 --> 00:21:04,972
‫موهای عروسکت رو چیدم، خب؟

467
00:21:05,055 --> 00:21:08,100
‫خیلی خجالت‌زده‌م، ولی... 11 سالم بود

468
00:21:08,183 --> 00:21:10,894
‫خیلی خسته‌ بودم
‫اجازه نمی‌دادین بخوابم!

469
00:21:11,478 --> 00:21:13,078
‫ولی معذرت می‌خوام

470
00:21:13,480 --> 00:21:14,415
‫خیلی کار زشتی بود

471
00:21:14,439 --> 00:21:16,233
‫- آره واقعاً
‫- خب بچه بودیم

472
00:21:16,817 --> 00:21:20,070
‫بگذریم، یه نفر یکی از اون عروسک‌ها رو
‫به دخترم هدیه داد

473
00:21:21,238 --> 00:21:23,365
‫همون دختر نیست
‫ولی یه عروسک بهت بدهکارم

474
00:21:23,448 --> 00:21:25,951
‫- وای خدا، نه. این چه حرفیه
‫- باشه بده. ممنون

475
00:21:26,451 --> 00:21:28,495
‫قابل نداره. خیلی‌خب

476
00:21:30,580 --> 00:21:34,501
‫می‌دونین، خیلی ناراحت میشم
‫که ازم متنفرین چون حقیقتش...

477
00:21:35,002 --> 00:21:38,463
‫خیلی خجالت‌آوره، ولی من...

478
00:21:39,256 --> 00:21:41,842
‫عاشق پادکستتونم
‫هر هفته به حرفاتون گوش میدم

479
00:21:41,925 --> 00:21:43,885
‫برای همین دوست‌پسر خاخامت رو استخدام کردم

480
00:21:45,220 --> 00:21:47,848
‫به بقیه میگم "با این دخترا بزرگ شدم"

481
00:21:47,931 --> 00:21:48,950
‫تف توش

482
00:21:48,974 --> 00:21:51,768
‫- نه، ابی، ازت متنفر نیستیم
‫- می‌خوای مهمون پادکست باشی؟

483
00:21:51,852 --> 00:21:55,022
‫نه. نه. هیچکس نمی‌خواد
‫حرفای منو بشنوه

484
00:21:55,522 --> 00:21:57,983
‫یا به‌نظرتون... به‌نظرتون می‌خوان؟

485
00:21:59,609 --> 00:22:01,737
‫- آخه می‌خوام کارمو گسترش بدم
‫- شاید...

486
00:22:01,820 --> 00:22:04,448
‫نه، نمی‌خواد. می‌دونین چیه؟
‫بهتره یه طرفدار بمونم

487
00:22:05,532 --> 00:22:07,617
‫اگر نظرم عوض شد باهاتون تماس می‌گیرم

488
00:22:09,328 --> 00:22:10,928
‫خیلی خوشحال شدم دیدمتون

489
00:22:11,079 --> 00:22:12,831
‫میشه لطفاً از این اتاق برین بیرون؟

490
00:22:15,000 --> 00:22:18,420
‫وای خدا، چرا این همه مدت
‫بهم نگفتی شرتم معلومه؟

491
00:22:18,503 --> 00:22:20,672
‫- تمام این مدت که صحبت می‌کردیم؟
‫- باید برم پیش نوآ

492
00:22:20,756 --> 00:22:22,356
‫باشه

493
00:22:22,382 --> 00:22:24,593
‫- ممنون که پیشم نشستی
‫- نه این چه حرفیه

494
00:22:24,676 --> 00:22:26,303
‫راستش نمی‌خوام با پدرخانمم روبه‌رو بشم

495
00:22:26,386 --> 00:22:29,681
‫یه سری توصیه‌های سرمایه‌گذاری
‫ناجور بهش کردم. اوه، خیلی‌خب

496
00:22:29,765 --> 00:22:30,658
‫موفق باشی

497
00:22:30,682 --> 00:22:31,951
‫بفرما، خوش بگذره

498
00:22:31,975 --> 00:22:33,119
‫- سلام
‫- سلام

499
00:22:33,143 --> 00:22:36,897
‫داشتم دنبالت می‌گشتم
‫خب... اولین مراسم نام‌گذاری بچه‌م بود

500
00:22:37,481 --> 00:22:38,334
‫نظرتو بگو

501
00:22:38,358 --> 00:22:40,942
‫اوه، چنان برای بچه اسم گذاشتی
‫ که نفهمید از کجا خورده

502
00:22:41,026 --> 00:22:42,462
‫- جواب خوبی دادی
‫- آره

503
00:22:42,486 --> 00:22:43,713
‫جواب خوبی دادی

504
00:22:43,737 --> 00:22:44,672
‫بشین

505
00:22:44,696 --> 00:22:46,296
‫- بشینم؟
‫- آره

506
00:22:48,533 --> 00:22:50,410
‫بابت رفتارم معذرت می‌خوام

507
00:22:50,494 --> 00:22:53,372
‫باید بیشتر روی مراسم نام‌گذاری
‫ تمرکز می‌کردم تا روی ابی

508
00:22:53,455 --> 00:22:54,390
‫نه، نه، اشکال نداره

509
00:22:54,414 --> 00:22:58,627
‫ولی وقتی نزدیک بود موهای
‫ بچه‌ی ابی رو بچینم، متوجه یه چیزی شدم

510
00:22:58,710 --> 00:23:01,338
‫- نزدیک بود چی؟ باشه
‫- نوآ، حواست به من باشه

511
00:23:01,421 --> 00:23:03,757
‫تمام عمرم

512
00:23:04,257 --> 00:23:06,093
‫نمی‌خواستم یه آدم بالغ و بزرگسال باشم

513
00:23:07,386 --> 00:23:08,986
‫تا الان

514
00:23:09,888 --> 00:23:11,488
‫حقیقتشو بخوای...

515
00:23:11,973 --> 00:23:14,059
‫دلم می‌خواد چراغ دیواری انتخاب کنم

516
00:23:14,142 --> 00:23:17,062
‫می‌خوام منم تمام فکر و ذکرم بچه‌هام باشن

517
00:23:17,145 --> 00:23:19,189
‫ولی جوری که اینقدر رو اعصاب نباشه

518
00:23:19,272 --> 00:23:24,194
‫تمام این چیزایی که ازشون متنفر بودم رو
‫واقعاً می‌خوام

519
00:23:25,445 --> 00:23:28,281
‫قدیما فکر می‌کردم
‫خیلی سنت‌شکن هستم

520
00:23:28,365 --> 00:23:31,118
‫ولی کاشف به عمل اومد
‫خیلی هم سنتی هستم

521
00:23:33,453 --> 00:23:34,764
‫اثباتش کن

522
00:23:36,248 --> 00:23:38,525
‫دلم کارت دعوت مخصوص زوج‌ها رو می‌خواد

523
00:23:39,668 --> 00:23:41,378
‫و وقتی رفقات دعوتت می‌کنن
‫باهاشون بری سفر

524
00:23:41,461 --> 00:23:43,797
‫می‌خوام بگی "باید از رئیس اجازه بگیرم"

525
00:23:43,880 --> 00:23:45,757
‫معلومه که باید از رئیس اجازه بگیرم

526
00:23:45,841 --> 00:23:47,717
‫و معلومه که میگم نه

527
00:23:52,973 --> 00:23:55,058
‫منم تمام این چیزا رو باهات می‌خوام

528
00:24:05,444 --> 00:24:08,363
‫- لباس‌های ست چی؟
‫- دیگه پررو نشو

529
00:24:11,192 --> 00:24:31,192
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

