﻿1
00:00:00,596 --> 00:00:29,531
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:29,596 --> 00:00:32,531
!برو ! گمشو بيرون ديگه هم برنگرد

3
00:00:32,699 --> 00:00:35,395
!برو! بُرو

4
00:00:43,109 --> 00:00:46,306
!دوباره ريختِ تو اينجا نبينم

5
00:00:49,482 --> 00:00:52,144
،باينکه با اومدنِ پاييز هوا داره سرد ميشه

6
00:00:52,318 --> 00:00:54,809
.من هنوزم ميتونم به پياده رويِ روزانه ام برم

7
00:00:54,988 --> 00:01:00,517
نميتونم پدرُ ترغيب کنم که
باهام بياد.از وقتي که
.مادر فوت شده خيلي افسرده است

8
00:01:00,693 --> 00:01:06,188
اون خودشُ تو خونه حبس ميکنه و
همونجا با دوستاش ملاقات ميکنه
اگرچه افراد کمي پيدا ميشن
.که خلوتِ اونو به هم بزنن

9
00:01:11,738 --> 00:01:15,003
.اون مَرده هيگنز اينجاست-
.بيارش بالا ، ديکسون-

10
00:01:15,175 --> 00:01:18,611
اگه کفشاشُ ديده بودين ميگفتين
!بهتره ببرمش به آشپزخونه

11
00:01:18,778 --> 00:01:21,440
.ميتونه تميزِشون کنه

12
00:01:32,926 --> 00:01:35,156
.رفته بودم دنبالِ کار

13
00:01:35,328 --> 00:01:39,389
باوجودِ حرفهايي  که ميزدم
.اهميت هم نميدم که پشتِ سرم چي ميگن

14
00:01:40,433 --> 00:01:42,958
.اين کارِ برايِ اون ميکنم نه خودم

15
00:01:43,136 --> 00:01:44,501
.بوچر

16
00:01:44,671 --> 00:01:50,041
خب نميشه گفت برايِ اونه، جايي که
اون هست نيازي به کمکِ من نداره ولي
.بچه هاش کمک ميخوان

17
00:01:52,645 --> 00:01:56,741
ولي من به کمکِ شما نياز -
.دارم آقا، اگه کمکم کنيد
باعثِ خوشحاليمِ، ولي چه کمکي ازم بر مياد؟-

18
00:01:56,916 --> 00:02:02,479
دخترتون اغلب در موردي خوبيهايِ
.جنوب ميگفت، نميدونم چقدر از اينجا دوره

19
00:02:02,655 --> 00:02:04,748
،ولي اگه بتونم برم اونجا

20
00:02:04,924 --> 00:02:08,690
جاييکه غذا ارزونِ ، دستمزدها بالاست
...و همه باهم دوستانه رفتار ميکنن

21
00:02:10,530 --> 00:02:12,794
شايد بتونين کمکم کنين که اونجا
.کاري پيدا کنم

22
00:02:12,966 --> 00:02:15,628
چه جور کاري؟-
.من تو بيل زدن واردم-

23
00:02:15,802 --> 00:02:18,236
.شما نبايد ميلتونُ برايِ رفتن به جنوب ترک کنيد

24
00:02:19,272 --> 00:02:23,675
.تونميتوني سبکِ زندگي تو اونجا رو تحمل کني
کم کم همه يِ چيزهايي
.که بهشون علاقه مندي رو از دست ميدي

25
00:02:23,843 --> 00:02:26,539
.بيشتر از اين بهش فکر نکن، نيکلاس، التماست ميکنم

26
00:02:28,748 --> 00:02:32,514
نيکلاس، برايِ کار به مارلبورو ميلز هم رفتي؟

27
00:02:32,685 --> 00:02:35,381
.آره،پيشِ تورنتون هم رفتم

28
00:02:35,555 --> 00:02:40,959
مديرِ اونجا بهم گفت از اونجا برم
.و بعد خيلي راحت انداختم بيرون

29
00:02:41,794 --> 00:02:45,924
دوباره سعي کردي؟
.به خاطرِ دلخوشيِ من دوباره اين کارُ بکن

30
00:02:46,099 --> 00:02:49,557
مطمئنم  آقايِ تورنتون در موردِ تو
.منصفانه قضاوت ميکنه ، اگه اين شانسُ بهش بدي

31
00:02:49,736 --> 00:02:52,204
.اينجوري غرورم ميشکنه

32
00:02:53,673 --> 00:02:55,971
.ترجيح ميدم گرسنگي بکشم

33
00:02:56,776 --> 00:03:01,236
.ميتونيد دنبالِ راهِ ديگه اي باشيد، آقا-
.خب، البته . البته-

34
00:03:01,414 --> 00:03:04,440
.متشکرم. شبِ خوبي داشته باشين

35
00:03:04,617 --> 00:03:07,108
.متاسفم، نيکلاس

36
00:03:10,423 --> 00:03:12,948
.کفشهات کنارِ اجاقِ

37
00:03:18,564 --> 00:03:20,862
.اون مردِ مغروريه

38
00:03:21,034 --> 00:03:26,631
هنوزم همچين مردايِ قابلِ تحسيني
.تو ميلتون هستن

39
00:03:26,806 --> 00:03:31,266
شايد خدا بعد از اين همه
وقت راهِ هدايتِ آدمهايِ اينجا
.رو پيدا کرده باشه

40
00:03:31,444 --> 00:03:34,811
اگه اون و آقايِ تورنتون بتونن
.مثلِ دوتا مرد رودَررو صحبت کنن

41
00:03:34,981 --> 00:03:39,111
اگه اون بتونه  جايگاهِ آقايِ تورنتون
!به عنوانِ اربابُ فراموش کنه و به قلبِش  رجوع کنه

42
00:03:39,285 --> 00:03:41,276
!من ميخواستم همينُ بگم، مارگارت

43
00:03:41,454 --> 00:03:46,357
برايِ اينکه قبول کنه رفتن به جنوب
کارِ اشتباهيه و آقايِ تورنتون هم آدم بدي نيست
.بايد همين کارُ بکنه

44
00:03:47,026 --> 00:03:51,429
چي ممکنه پيش بياد اگه اون بخواد
که از اينجا بره؟

45
00:04:14,954 --> 00:04:18,481
خانمِ تورنتون. متشکرم
.وقت گذاشتيد و به ديدنِ ما اومديد

46
00:04:18,658 --> 00:04:22,651
پدرم الان گرفتارن ولي از همدرديِ
.شما سپاسگذاري کردن

47
00:04:22,829 --> 00:04:26,697
به خاطرِ پيامِ تسليتتون هم
.بايد تشکر کنم. واقعا لطف کردين

48
00:04:26,866 --> 00:04:32,202
خالم يکسري جزئيات از آهنگ هايِ
ايتاليايي که دوشيزه تورنتون
.ازم پرسيدنُ برام فرستاده

49
00:04:32,372 --> 00:04:39,278
دوشيزه هِيل.من برايِ انجام کارهايِ
.فاني درموردِ موسيقي به اينجا نيومدم

50
00:04:40,913 --> 00:04:43,211
.من وظيفه اي دارم که بايد انجامش بدم

51
00:04:43,383 --> 00:04:45,442
به مادرت قول داده بودم

52
00:04:45,618 --> 00:04:49,486
که اگه ببينم کارِ اشتباهي ميکني
،راهنماييت کنم

53
00:04:49,655 --> 00:04:52,783
.ميلِ خودتِ که بهش عمل بکني يا نه

54
00:04:52,959 --> 00:04:55,985
،وقتي از يکي از خدمتکارهام شنيدم که

55
00:04:57,096 --> 00:05:01,157
بعد از تاريک شدنِ هوا با يک آقا بيرون بوديد

56
00:05:01,334 --> 00:05:05,600
فکر کردم بايد دوباره بهتون هشدار
.بدم که مراقبِ رفتارهايِ ناشايستتون باشيد

57
00:05:06,672 --> 00:05:10,438
...زنانِ جوانِ زيادي اينجوري آبروشونُ از دست-
!خانم تورنتون-

58
00:05:10,610 --> 00:05:14,273
مطمئنم مادرِ من منظورش اين
نبوده که ... من رو در معرضِ توهين و
.بي احترامي قرار بده

59
00:05:17,417 --> 00:05:19,977
...هرچي که آقايِ تورنتون به شما گفتن

60
00:05:20,153 --> 00:05:22,621
.پسرم چيزي به من نگفته

61
00:05:23,990 --> 00:05:27,084
تو در موردِ مردي که ردش کردي
.هيچ چي نميدوني

62
00:05:27,794 --> 00:05:32,197
،اگه اون دراين مورد چيزي ميدونست
پيش خودش نگه ميداشت، درست مثل هر
.مردِ باشرافتِ ديگه اي که همين کارُ ميکنه

63
00:05:32,365 --> 00:05:34,424
.البته

64
00:05:34,600 --> 00:05:36,830
.شکي نداشتم

65
00:05:44,544 --> 00:05:47,104
من نميتونم توضيحِ قابلِ
.قبولي به شما بدم

66
00:05:47,280 --> 00:05:49,840
کارم اشتباه بوده

67
00:05:50,016 --> 00:05:52,541
ولي نه اونجوري که شما تصور ميکنين
.ودارين با کنايه بهم ميگين

68
00:05:53,286 --> 00:05:57,916
.من موافقِ نزديک شدنِ پسرم به شما نيستم
.از نظرِ من شما شايستگيِ لازمه رو ندارين

69
00:05:59,158 --> 00:06:01,786
.ولي به خاطرِ اون خودمُ آماده کرده بودم

70
00:06:02,528 --> 00:06:08,364
ولي رفتاري که شما در روزِ شورش
از خودتون به نمايش گذاشتين باعث شد
.نکاتي برايِ خدمتکارها روشن بشه

71
00:06:08,534 --> 00:06:12,994
ولي وقتي پسرم به شما پيشنهادِ ازدواج
.داد شما نظرتونُ  تغيير دادين

72
00:06:15,675 --> 00:06:19,941
...شايد به اون يکي دلباخته تون مربوط-
.شما خيلي منُ دستِ کم گرفتين، خانم-

73
00:06:20,112 --> 00:06:23,377
من نميتونم ادعا کنم که از جوابِ ردِ
.شما به پسرم ناراحتم

74
00:06:23,549 --> 00:06:29,385
،نه، خوشحال هم هستم. به خصوص حالا
که شما خودتونُ در مرکز
.استهزا و شايعات مردم قرار دادين

75
00:06:29,555 --> 00:06:34,618
.بيشتر از اين نميتونم به حرفهاتون گوش بدم
.ببخشيد که جوابي برايِ سوالاتون ندارم

76
00:07:01,220 --> 00:07:04,951
.بايد باهاتون حرف بزنم، قربان-
.الان وقت ندارم-

77
00:07:10,229 --> 00:07:14,529
از مشکلاتِ جديدباخبر شدين؟-
.اميدوارم که حالا بتونم وامِ بانکيمُ کاهش بدم-

78
00:07:14,700 --> 00:07:17,567
جايِ تاسف داره که به خاطرِ خريدِ
.ماشين آلاتِ جديد اينجوري گرفتار شديد

79
00:07:17,737 --> 00:07:20,262
من به اين ماشين آلات نياز
.دارم.ما داريم پيشرفت ميکنيم

80
00:07:20,439 --> 00:07:22,771
.ما سفارشاتِ زيادي داشتيم
.من بايد پنبه ها رو ذخيره کنم

81
00:07:22,942 --> 00:07:27,902
واضحه که من انتظار داشتم-
.شما قراردادهاتونُ تکميل کنيد
اگه خوب کار ميکردي حالا-
.ميتونستي قسط ها تُ پرداخت کني

82
00:07:28,080 --> 00:07:32,176
ولي ما هنوز سفارشاتُ تحويل نداديم
...و چيزي باباتش دريافت نکرديم

83
00:07:32,351 --> 00:07:35,149
.شايد از نظر شما قرار نيست چيزي دريافت کنيم

84
00:07:35,321 --> 00:07:41,749
.خب، بانک ميتونه مهلتِ وامُ تمديد کنه
موقتا. ما مجبوريم در اينگونه
.موارد دقيق عمل کنيم

85
00:07:41,928 --> 00:07:47,025
گمون نکنم تا حالا کَسي منُ به
!بيدقتي يا بي فکري متهم کرده باشه

86
00:07:50,937 --> 00:07:53,098
.منُ ببخشيد

87
00:07:54,273 --> 00:07:59,336
نميدونم چجوري بايد جلوشُ بگيرم
.يا بعدش بايد چيکار کنم

88
00:07:59,545 --> 00:08:03,481
...خب، روشهايِ ديگري هم
.روشهايِ ماليِ جديدي هم داريم

89
00:08:04,584 --> 00:08:07,417
.سرمايه گذاري

90
00:08:08,554 --> 00:08:11,682
ميتونم شما رو ازموقعيتهايِ مناسب
.برايِ سرمايه گذاري باخبر کنم

91
00:08:11,857 --> 00:08:14,655
سَفته بازي؟

92
00:08:16,128 --> 00:08:19,859
من پولم رو با همچين روشهايِ
.احمقانه اي به خطر نميندازم

93
00:08:21,400 --> 00:08:26,667
ولي اگه بخواين همينجوري ادامه بدين
ديگه چيزي براتون نميمونه
.که بخواين روش ريسک کنين

94
00:08:35,915 --> 00:08:38,008
قربان؟

95
00:08:38,851 --> 00:08:42,787
پناه برخدا، هنوز اينجايي؟-
.بله،قربان.ميخوام باهاتون صحبت کنم-

96
00:08:44,924 --> 00:08:47,484
.بهتره بياي تو

97
00:09:03,609 --> 00:09:06,601
از من چي ميخواي؟-
.اسمِ من هيگِنزه-

98
00:09:06,779 --> 00:09:10,237
ميدونم کي هستي. چي ميخواي؟-
.کار ميخوام-

99
00:09:10,416 --> 00:09:13,579
.کار؟ تو اعتصاب به راه انداختي

100
00:09:13,753 --> 00:09:18,486
.همپر بهتون گفته که کارِ من چقدر خوبه-
مطمئن نيستم بخواي بدوني
.درموردت چي گفتن

101
00:09:18,658 --> 00:09:22,992
من 100 تا از بهترين کارگرامُ
به خاطرِ حمايت از تو و
.اون اتحاديتون از دست دارم

102
00:09:23,162 --> 00:09:28,998
و تو فکر ميکني بايد بهت کار بدم؟
ممکنه آتشُ پنبه رو کنارِ هم گذاشت و
.انتظار داشت که هيچ اتفاقي نيفته

103
00:09:31,771 --> 00:09:33,636
.بهتون قول ميدم که ديگه در اين مورد حرفي نزنم

104
00:09:33,873 --> 00:09:37,070
اگه مشکلي پيش بياد قبل از اينکه دست
.به کاري بزنم منصفانه بهتون ميگم

105
00:09:37,243 --> 00:09:39,438
.من آدمِ سخت کوش و مصمي هستم

106
00:09:39,612 --> 00:09:45,881
از کجا بدونم که دوباره شرارت نميکني
يا اينکه دوباره پولهاتُ برايِ يه اعتصابِ ديگه جمع نميکني؟

107
00:09:47,153 --> 00:09:51,613
من به کار نياز دارم، به خاطرِ
.خانواده يِ مردي که با ديوونگي خودشُ غرق کرد

108
00:09:52,491 --> 00:09:56,188
اون شغلشُ به خاطرِ ايرلندي هايي
.که استخدام کردين از دست داد

109
00:09:56,362 --> 00:09:59,229
اتحاديه يِ شما منُ مجبور
.به آوردنِ ايرلندي ها کرد

110
00:10:00,866 --> 00:10:04,859
!برايِ من که خيلي خوب بود
.اکثرا برگشتن خونه هاشون

111
00:10:08,107 --> 00:10:11,201
...اگر دلايلت رو هم باور کنم

112
00:10:11,377 --> 00:10:16,212
.نميتونم به استخدامِ تو رضايت بدم
بهِت توصيه ميکنم دنبالِ کارِ ِ
.ديگه اي باشي و از ميلتون بِري

113
00:10:16,382 --> 00:10:21,183
اگه هوا گرم تر بود ميرفتم دنبالِ کشاورزي
و هيچوقت هم برنميگشتم ولي زمستون
.تو راهه و بچه هامم دارن گرسنگي ميکشن

114
00:10:21,353 --> 00:10:26,347
اگه شما جايِ ديگه اي غير
...از کارخونه ميشناسيد
.به خاطرِ بچه ها حاضرم با هر دستمزدي کار کنم

115
00:10:26,525 --> 00:10:29,619
چي؟ يعني حاضري کمتر از بقيه دستمزد بگيري؟

116
00:10:29,795 --> 00:10:31,854
.معلومه که اونا ديگه اتحاديه اي ندارن

117
00:10:32,031 --> 00:10:36,832
اتحاديه يِ شما کارگرهايِ ايرلنديِ
منُ فقط به خاطرِ اينکه ميخواستن
.برايِ خونواده هاشون غذا تهيه کنن، محکوم کرد
.با اين حال داري ميگي به خاطرِ بچه ها اين کارُ ميکني

118
00:10:37,536 --> 00:10:40,596
.من بِهت کار نميدم. وقتتُ تلف نکن

119
00:10:42,141 --> 00:10:44,200
.ميلِ خودتونِ

120
00:10:44,910 --> 00:10:49,279
يه خانم بهم گفته بود که
.از شما درخواستِ کار بکنم
.تصور ميکرد شما آدمِ رئوفي هستيد

121
00:10:50,349 --> 00:10:54,752
،اون در اشتباه بود
.اولين بار نيست که يه زن منُ به غلط انداخته

122
00:10:54,920 --> 00:10:57,514
بهش بگين دفعه يِ بعد
.افکارشُ برايِ خودش نگه داره

123
00:11:10,336 --> 00:11:13,032
چقدر منتظر بوده تا با من صحبت کنه؟

124
00:11:13,205 --> 00:11:16,766
،قبل از اينکه برسم بيرون دروازه بود، قربان
.تا حالا شده 4 ساعت

125
00:11:31,123 --> 00:11:33,421
!دوشيزه هيل

126
00:11:34,693 --> 00:11:38,561
!بايد بهتون تبريک بگم-
.بله، مابزودي ازدواج ميکنيم-

127
00:11:38,731 --> 00:11:41,564
.از ديدارِ دوبارتون خوشوقتم،دوشيزه هِيل

128
00:11:42,234 --> 00:11:46,694
شما بايد عجله کنين، دوشيزه هِيل، چون
اين دختر خانمِ عزيزِ من ميخواد
.همه يِ مغازه رو بخره

129
00:11:50,276 --> 00:11:53,268
ظاهرش زياد خوب نيست
.ولي باطنِ خوبي داره

130
00:11:53,445 --> 00:11:56,243
.برايِ ما تورنتون ها بهترين گزينه اس

131
00:11:56,415 --> 00:11:59,282
.همش ميخواد جانُ به سفته بازي ترغيب کنه

132
00:11:59,451 --> 00:12:01,510
سفته بازي؟

133
00:12:01,687 --> 00:12:06,954
منُ ببخشيد ولي فکر نميکنم که آقايِ تورنتون
تو همچين معامله هايِ تجاريه پر از ريسکي
.شرکت کنه

134
00:12:07,126 --> 00:12:09,185
!همه همين کارُ ميکنن

135
00:12:09,361 --> 00:12:12,296
.تجارت همش ريسکه، واتسون اينُ ميگه

136
00:12:12,464 --> 00:12:16,195
جان اگه ميخواد خودشُ بالا بکشه
.بايد عقايدشُ به روز کنه

137
00:12:16,368 --> 00:12:21,362
نه! بايد صورت حسابُ برايِ مارلبورو ميلز بفرستين
.قرار نيست شما پرداختشون کنيد

138
00:12:21,540 --> 00:12:24,668
.هنوز به اندازه يِ کافي ثروتمند هستيم

139
00:12:29,420 --> 00:12:30,909
!صادقانه ميگم

140
00:12:31,820 --> 00:12:36,810
دوشيزه هيل حتي ذره اي شرمساري
.به خاطرِ موقعيتي که براش پيش اومده نداره

141
00:12:37,688 --> 00:12:42,848
.اون تو مغازه يِ گرين بود
.وايستاد تا به من تبريک بگه
به نظر خيلي از برنامه يِ
.ازدواج من غافلگير شده بود

142
00:12:43,689 --> 00:12:49,247
اون خيلي با تعجب برخورد کرد
،انگار که ما استطاعت برگزاريِ اين مراسمُ نداريم
.ولي من خيلي زود حقشُ گذاشتم کفِ دستش

143
00:12:50,956 --> 00:12:53,388
.شايد اون اصلا نخواد ازدواج کنه

144
00:12:53,889 --> 00:12:56,583
!اون از من بزرگتره.و خيلي هم سختگيرتر

145
00:12:58,190 --> 00:13:03,020
من درموردِ فعاليت هايِ کاريِ واتسون
.باهاش حرف زدم ولي خانم برايِ من قيافه گرفت

146
00:13:03,190 --> 00:13:08,214
اينقدر مطمئن گفت که تو به اين
کارها علاقه اي نداري انگار که
.بهتر از من تو رو ميشناسه،خيلي بهتر

147
00:13:08,391 --> 00:13:12,016
ازت ممنون ميشم که در مورد
.کارهايِ من تو کوچه و خيابون صحبت نکني

148
00:13:12,191 --> 00:13:15,988
تو از پول چيزي غير از
خرج کردنش هم  ميدوني؟

149
00:13:16,159 --> 00:13:21,786
اگه پيشنهادِ واتسونُ قبول کني و
باهاش شريک بشي
.مطمئنم سودِ خوبي عايدت ميشه

150
00:13:21,960 --> 00:13:24,619
.هيچ چيزِ مطمئني تو سفته بازي وجود نداره

151
00:13:26,160 --> 00:13:32,094
من با شريک شدن با واتسون با اون
ايده هايِ احمقانه اش رويِ زندگي
.کارگرهام ريسک نميکنم

152
00:13:33,760 --> 00:13:38,284
اگه پولهامُ از دست بدم، انتظار داري
چجوري هزينه يِ مراسمِ ازدواجتُ پرداخت کنم؟

153
00:13:41,828 --> 00:13:44,158
.به خاطرِ حرفات متاسف ميشي

154
00:13:52,163 --> 00:13:54,629
يعني ريسکِ سفته بازي اينقدر زياده؟

155
00:13:56,097 --> 00:14:00,257
يعني لازم بود که ازم بپرسي،مادر؟
.ريسکش خيلي بالاست

156
00:14:01,397 --> 00:14:06,057
اگه موفقيت آميز باشه، همه يِ مشکلاتِ
ماليمون حله و هيچ کس از عواقبِ بعديش
.خبر نداره

157
00:14:06,731 --> 00:14:09,493
اگه اشتباه کني چي؟

158
00:14:09,665 --> 00:14:14,654
.حداقل ميتونم حقوقِ کارگرهامُ پرداخت کنم
دارين بهم ميگين که همچين ريسکي رو بپذيرم؟

159
00:14:16,699 --> 00:14:21,189
.اگه موفق بشي، اونا حتي متوجه هم نميشن-
و اگه شکست بخورم، خيلي ها آسيب ميبينن-

160
00:14:22,566 --> 00:14:25,260
ازم ميخواين همچين ريسکي کنم؟

161
00:14:29,100 --> 00:14:31,293
.بهم بگو چيکار کنيم

162
00:14:32,068 --> 00:14:35,694
.دعا کنيم تابستون خوبي داشته باشيم
.تا مردم لباسهايِ نخي بخرن

163
00:14:37,168 --> 00:14:41,101
دعا کنيم خريدارامون به موقع
...تسويه حساب کنن

164
00:14:42,336 --> 00:14:46,166
و دعا کنيم که فاني ديگه وقتي برايِ ...
.خرج کردن و خريدن پارچه  نداشته باشه

165
00:16:08,612 --> 00:16:10,975
...او بُ- بزرگ است

166
00:16:11,145 --> 00:16:15,374
اينها بچه هاتَن؟-
.نه، ولي فعلا سرپرستي شون با منه-

167
00:16:16,246 --> 00:16:20,576
دخترت داره بهشون خوندن ياد ميده؟-
.فکر کنم اونا دارن بِهش ياد ميدن-

168
00:16:21,547 --> 00:16:26,003
اينها همون بچه هايي ان -
که بهشون اشاره کرده بودي؟
حرفمُ باور نکرده بودين؟-

169
00:16:27,081 --> 00:16:29,547
.من حرفهايي به تو زدم که ربطي به من نداشت

170
00:16:30,281 --> 00:16:34,805
من حرفتُ باور نکردم.نميتونستم باور کنم  کسي
.پيدا بشه که از بچه هايِ بوچر مراقبت کنه

171
00:16:35,849 --> 00:16:41,407
من در موردت تحقيق کردم
.و حالا ميدونم که حقيقتُ ميگفتي
.ازت ميخوام منُ ببخشي

172
00:16:42,682 --> 00:16:45,581
.بوچر مرده و من به اين خاطر متاسفم
.ولي اون ديگه به آخرِ خط رسيده بود

173
00:16:46,683 --> 00:16:48,876
هنوزم ميخواي با من کار کني؟

174
00:16:52,684 --> 00:16:55,082
،شما بهم گفتين گستاخ

175
00:16:56,151 --> 00:16:59,674
.دروغگو، دو به هم زن

176
00:17:00,752 --> 00:17:03,149
به خاطرِ اين بچه ها، فکر ميکنيد
بتونم به اين وضع ادامه بدم؟

177
00:17:03,318 --> 00:17:06,910
خب، اين پيشنهادِ من نبود
.که بتونم بگم باهم خوب کنار ميايم يا نه

178
00:17:09,119 --> 00:17:14,280
،کار کارِ. ميام.و يه چيزِ ديگه
.ازتون ممنونم.برايِ من موقعيتِ خوبيه

179
00:17:15,354 --> 00:17:17,911
.برايِ منم خوبه

180
00:17:19,387 --> 00:17:23,752
.موقعِ کار حواستُ جمع ميکني
زماني که سر کار سپري ميکنيم
.همه يِ حواسمون به کارِ

181
00:17:23,921 --> 00:17:29,183
و اولين باري که بفهمم داري از مغزت برايِ
درست کردنِ دردسر استفاده ميکني
.بايد بِري

182
00:17:30,254 --> 00:17:34,312
.حالا موقعيتِ خودتُ ميدوني-
فکر کنم مغزمُ بايد تو خونه -
.جا بذارم بعدش بيام سرِ کار

183
00:17:40,756 --> 00:17:44,348
خانمي که بهت گفته بود بياي
پيشِ من دوشيزه هِيل بود؟

184
00:17:46,390 --> 00:17:50,551
.اگه امکانش هست بهم بگيد-
اينجوري ميتونستي کمي متمدن تر برخود کني؟-

185
00:18:04,325 --> 00:18:06,951
.پدرم تو اتاق نشيمن منتظرن

186
00:18:09,526 --> 00:18:13,458
فکر ميکنم شما ممکنه بخوايد بدونيد
.که هيگينزُ استخدام کردم

187
00:18:13,626 --> 00:18:15,615
.خوشحالم

188
00:18:15,793 --> 00:18:19,226
نميدونستم شما بوديد که بهش اصرار
.کرديد برايِ کار بياد پيشِ من

189
00:18:19,394 --> 00:18:23,384
توصيه يِ من باعث شد که بهش کار  بديد؟

190
00:18:23,391 --> 00:18:25,382
.نميدونم

191
00:18:26,261 --> 00:18:29,489
من حرفمُ پس نميگيرم، نيازي نيست
.نگران باشيد

192
00:18:29,662 --> 00:18:32,060
.هرگز همچين فکري در موردِ شما نميکنم

193
00:18:32,695 --> 00:18:37,185
حس ميکنم در حالِ حاضر نظرِ من
نسبت به شما بهتر از نظريه
.که شما در موردِ من داريد

194
00:18:56,865 --> 00:19:01,264
،مارگارت، عزيزم
،لزومي نداره به اين سوال جواب بدي

195
00:19:01,432 --> 00:19:03,523
...ولي

196
00:19:04,599 --> 00:19:08,123
فکر ميکني به چه دليلي آقايِ
تورنتون بهت اهميت ميده؟

197
00:19:12,067 --> 00:19:14,124
.پدر، متاسفم

198
00:19:14,334 --> 00:19:17,425
اونو رَد کردي؟

199
00:19:19,067 --> 00:19:22,727
.بايد بهتون ميگفتم-
.نه،نه،نه-

200
00:19:22,901 --> 00:19:26,958
پس دليلِ اينکه خيلي وقت بود
.به خونمون نميومد همينه

201
00:19:28,068 --> 00:19:31,092
صحبت کردن و همراهيِ اون برايِ من
خيلي با ارزشِ

202
00:19:31,269 --> 00:19:33,791
.به خصوص حالا... حالا که مادرت رفته

203
00:19:33,969 --> 00:19:36,697
...ولي

204
00:19:36,870 --> 00:19:41,893
ولي اگه تو احساسِ بدي از رفت و آمدِ اون
به اينجا پيدا ميکني ، ميتونم
.ازش بخوام که ديگه اينجا نياد

205
00:19:47,471 --> 00:19:51,904
منظورم اينه که، مطمئنم
.باهاش صادقانه برخورد کردي
.مهمترين مسئله صداقتِ

206
00:19:52,071 --> 00:19:54,799
من کاري نکردم که نخوام دوباره
.انجامش بدم

207
00:20:49,978 --> 00:20:52,137
.ممنونم. بهشون نياز داشتيم

208
00:20:53,379 --> 00:20:55,845
.داري يه کارگرِ نمونه ميشي

209
00:20:57,313 --> 00:20:59,438
.شايد بعضي ها در مورد اتحاديه چيزهايي بگن

210
00:20:59,613 --> 00:21:02,306
من تمامِ ساعتِ کاريمُ تو
.کارخونه ام، از هر کي ميخواي بپرس

211
00:21:03,114 --> 00:21:06,602
نه، من هيچ بهانه اي دستِ تورنتون
.نميدم که بتونه اخراجم کنه

212
00:21:06,780 --> 00:21:10,873
هميشه تو ساعتِ کاري
.خودش به کارها نظارت ميکنه
.گاهي اوقات نميتونم تصور کنم که اونم ميخوابه

213
00:21:11,048 --> 00:21:15,504
،اون يه جورايي از اين تام کوچولو خوشش مياد
.ميگه ميتونه به مدارج بالايِ تحصيلي برسه

214
00:21:15,681 --> 00:21:19,205
.آدم جالبيه.نميتونم از ذهنم بيرونش کنم

215
00:21:19,382 --> 00:21:24,213
تو بايد از اتحاديه بيرون ميومدي
تا بفهمي ارباب ها اونقدرها
!هم که فکر ميکردي بد نيستن

216
00:21:27,349 --> 00:21:30,747
.ميخندي... به من

217
00:21:30,916 --> 00:21:33,576
...بهم بگو

218
00:21:34,283 --> 00:21:36,749
...يه آدمِ

219
00:21:36,917 --> 00:21:39,576
.خنده دار

220
00:21:39,751 --> 00:21:41,581
.حِ-
.حيوان-

221
00:21:41,751 --> 00:21:44,013
.حيوان-

222
00:21:44,184 --> 00:21:47,049
اينجا چيکار ميکني؟هيگينز کجاست؟

223
00:21:48,985 --> 00:21:51,349
شام خوردي؟

224
00:21:51,519 --> 00:21:55,713
.مري رفته قصابي ولي هنوز شامي آماده نکرده

225
00:21:59,786 --> 00:22:02,309
چرا اينقدر دير کردي؟
.يک ساعته که شيفتتون تموم شده

226
00:22:04,453 --> 00:22:06,851
داري چيکار ميکني؟

227
00:22:07,021 --> 00:22:09,954
.کار تموم نشده بود
.مونديم تمومش کرديم

228
00:22:10,121 --> 00:22:13,884
من نميتونم برايِ اضافه-
.کاريتون حقوقي پرداخت کنم
.ميبينم که شما هم اضافه کاري ميکنيد-

229
00:22:16,522 --> 00:22:21,182
اينجوري از پا مي افتين
کي مسئوليت منُ به عهده ميگيره
کي بايد به اين بچه غذا بده؟

230
00:22:21,355 --> 00:22:23,787
.اون شام نخورده ، خودش بهم گفت

231
00:22:23,956 --> 00:22:25,820
،بعضي روزها گوشتِ خوب گيرمون مياد

232
00:22:25,989 --> 00:22:30,718
ولي بعضي روزها غذايِ سگ هم
.نميتونيم پيداکنيم حتي اگه پولشم تو جيبت باشه

233
00:22:30,890 --> 00:22:33,755
.اينها همش کار نيروهايي که بازارُ ميچرخونن

234
00:22:35,124 --> 00:22:37,682
جايِ شرمندگي داره که
.شما نميتونين برنامه اي عليهشون ترتيب بدين

235
00:22:38,958 --> 00:22:43,015
،از عمده فروشي ها خريد کنين
.به جايِ يک نفر برايِ 20 نفر غذا درست کنين

236
00:22:43,191 --> 00:22:47,385
هر کَسي بايد بتونه در روزيک وعده
غدايِ خوب بخوره،فکرتُ بذار رو اين کار
.مطالعاتِ لازم رو انجام بده

237
00:22:47,558 --> 00:22:52,856
مواظب باشيد، ممکنه بعضي ها حرفهاتونُ
.به اتحاديه يِ ارباب ها گزارش بدن

238
00:22:53,693 --> 00:22:55,750
.اگه کارگرها خوب غدا بخورن،  خوب هم کار ميکنن

239
00:22:55,926 --> 00:22:59,915
ارباب ها بايد از اين قضيه
.خوشحال هم بشن مگه اينکه احمق باشن
.که ميشه گفت بعضيهاشون هم هستن

240
00:23:01,027 --> 00:23:03,687
.ما برايِ آشپزي جا ميخوايم

241
00:23:03,861 --> 00:23:07,294
.اون پشت يه انبارِ قديمي افتاده
.هيچ کس ازش استفاده نميکنه

242
00:23:07,461 --> 00:23:12,917
تو مغزِتُ با خودت آوردي سرِ کار؟-
.خب، بدونِ اون هيچ کاري ازم برنمياد-

243
00:23:15,629 --> 00:23:18,151
.مقدماتشُ آماده کن تا ببينم چي ميشه

244
00:23:19,396 --> 00:23:21,988
.قول نميدم

245
00:23:30,463 --> 00:23:34,794
شولتو  همش بهونه ميگيره که چرا
يادش نمياد خاله مارگارتش چه شکليه؟

246
00:23:34,964 --> 00:23:38,624
هوايِ لندن داره سرد ميشه.ديگه
.نميتونم منتظرِ بهار بمونم

247
00:23:38,798 --> 00:23:41,958
.شما بايد تو ميلتون از سرما يخ زده باشين

248
00:23:42,132 --> 00:23:44,963
.بالايِ شهرش بايد سردتر هم باشه

249
00:23:45,132 --> 00:23:50,793
نميتوني به همين زوديا يکم سعي کني و به خودت جرات سفر بدي و به ديدنمون بياي؟
.شوهر خاله رو هم به زور با خودت بياري

250
00:24:02,134 --> 00:24:03,896
قربان؟

251
00:24:04,068 --> 00:24:09,262
.نمياين تو؟ غدايِ امروز سوپِ گوشتِ-
.تا حالا همچين کاري نکردم-

252
00:24:09,435 --> 00:24:13,765
.شرط ميبندم کلِ روز هيچي نخوردين-
.نه، نه ، سرم خيلي شلوغ بوده-

253
00:24:49,640 --> 00:24:52,128
.اين خيلي خوبه

254
00:24:53,273 --> 00:24:55,796
.واقعا. خيلي خوبه

255
00:24:58,241 --> 00:25:02,640
اون دخترت نيست؟-
.آره. دخترِ خوبيه-

256
00:25:03,142 --> 00:25:05,733
.يه آشپزِ خوب

257
00:25:05,908 --> 00:25:10,307
.از وقتي خواهرش مرده خودش مياد اينجا
.خدا از بيماري نجاتش داد

258
00:25:24,777 --> 00:25:29,234
،تبريک ميگم، خانم تورنتون
.مطمئنم زوج خوبين

259
00:25:30,378 --> 00:25:33,105
.چند وقته آقايِ تورنتونُ نديدم

260
00:25:33,278 --> 00:25:37,574
زمستون تو راهه اميدوارم ايشون
.بيمار نشده باشن

261
00:25:38,346 --> 00:25:41,437
،پسرم سخت کار ميکنه، آقايِ هيل
.اون هيچوقت مريض نميشه

262
00:25:43,513 --> 00:25:46,173
ايشون دخترِ آقايِ لاتميِر نيستن؟

263
00:25:53,347 --> 00:25:57,837
.اين نامه از طرفِ مستر بل اومده
نوشته قراره همه يِ دوستايِ
.قديمي تو آکسفورد جمع بشن

264
00:25:58,014 --> 00:26:01,913
اين دفعه شما دعوتشونُ قبول ميکنين؟-
.به نظرم بايد قبول کنم-

265
00:26:02,082 --> 00:26:04,877
ميتونم چند هفته به شاگردهام تعطيلي بدم

266
00:26:05,049 --> 00:26:08,209
...و حالا که تورنتون هم ديگه اينجا نمياد

267
00:26:11,849 --> 00:26:13,906
.در موردش نگرانم

268
00:26:14,083 --> 00:26:18,345
چرا؟ مارلبورو ميلز تو خطرِ جدي افتاده؟-
.بله، از همين نگرانم-

269
00:26:18,517 --> 00:26:21,449
.ولي چيزي که من به خاطرش نگرانم روحيه  اَشِ

270
00:26:21,617 --> 00:26:24,879
يادته، بعد از مرگِ پدرش

271
00:26:25,051 --> 00:26:28,575
اون جون کَند تا همه
.چيزُ دوباره رو به راه کنه

272
00:26:28,751 --> 00:26:31,274
.خونواده اشُ از فقروتنگدستي نجات داد

273
00:26:31,452 --> 00:26:34,509
نميدونم چقدر توان براش مونده
.که دوباره خودشُ از اين ورشکستگي نجات بده

274
00:26:34,685 --> 00:26:37,549
.ميدونم نا اميد کردنِ خونواده يعني چي

275
00:26:38,552 --> 00:26:43,645
از اينکه آسيبي به مادرش-
.برسه احساسِ بدي داره
.شکستُ تو چشمايِ مادرش نميبينه-

276
00:26:47,354 --> 00:26:49,819
.حالا منم که دارم ترکت ميکنم

277
00:26:49,987 --> 00:26:53,943
.حقيقتش يه خورده عصبي شدم-
.نگران نباش، پدر-

278
00:26:54,155 --> 00:26:58,485
طبيعيه وقتي ميخواين به يه جايِ جديد برين
جايي که سالها قبل لحظات خوشي رو گذرونديد
...کمي دلشوره داشته باشين

279
00:26:58,655 --> 00:27:00,814
.باوجوديکه آکسفورد هنوز مثل قبله

280
00:27:00,989 --> 00:27:04,422
يه بارِ ديگه اونجا با آقايِ بِل
.لحظات خوشي خواهيد داشت

281
00:27:04,588 --> 00:27:07,214
.خودتونُ گرم نگه دارين. هنوز هوا خيلي سردِ

282
00:27:42,293 --> 00:27:45,726
.معلومه که داري برايِ مارگارت نامه مينويسي
.درحالِ حاضر بيشتر نگرانيم درموردِ اونه

283
00:27:46,794 --> 00:27:49,022
.نگرانم

284
00:27:49,194 --> 00:27:52,490
.درموردش نگرانم... اگه ترکش کنم

285
00:27:53,095 --> 00:27:56,289
.بيخيال!  لازم نيست نگرانش باشي

286
00:27:56,828 --> 00:28:00,226
.درهر صورت،من سرپرستشم
من هيچ کَسِ ديگه اي رو
.ندارم که بخوام ازش مراقبت کنم

287
00:28:00,829 --> 00:28:04,955
نترس، وقتش که برسه
.اون همه چيز خواهد داشت

288
00:28:05,129 --> 00:28:07,322
.تو بيشتر از من مراقبشي

289
00:28:07,496 --> 00:28:11,326
حرفِ بيخود نزن! به گمونم
.بهتره بذاري اين حرفها رو پشت سرت بزنن

290
00:28:12,763 --> 00:28:17,219
به گمونم اين چند هفته اخير
.بهت خوش گذشته،چند سال جوونتر به نظر مياي

291
00:28:17,397 --> 00:28:21,421
...آره، حس ميکنم.يه جوري حس ميکنم

292
00:28:22,931 --> 00:28:25,261
.برگشتم به خونه...

293
00:28:25,432 --> 00:28:28,092
.بايد به مارگارت بگم

294
00:29:01,536 --> 00:29:06,026
آقايِ هيل؟ مرده؟-
.آره ، تو خواب بوده-

295
00:29:06,936 --> 00:29:11,335
.آدمِ بيچاره
.بعدِ مرگِ همسرش ديگه مثل گذشته ها نبود

296
00:29:13,037 --> 00:29:15,867
!قربان؟ قربان، بياين تو

297
00:29:16,905 --> 00:29:18,894
.بشينين. کمي غذا بخورين

298
00:29:26,505 --> 00:29:29,165
مارگارت چيکار ميکنه؟

299
00:29:31,014 --> 00:29:36,345
.حالا ديگه چيزي نداره که اينجا پابندِش کنه
.گفتن، خالَش مياد تا ببرش خونه يِ خودش

300
00:29:38,982 --> 00:29:43,074
از وقتي اومده اينجا مصيبت هايِ
.زيادي سرش اومده

301
00:29:43,249 --> 00:29:46,272
.من و مِري ناراحتيم که داره از اينجا ميره

302
00:29:50,649 --> 00:29:53,479
!عزيزم!چقدر بايد عذاب بکشي

303
00:29:54,150 --> 00:29:57,378
!اين چه گرفتاريهايي بود که پدرت براتون درست کرد

304
00:30:00,216 --> 00:30:02,307
.خيلي زود بايد از اينجا بريم

305
00:30:02,483 --> 00:30:07,745
ديکسون، همين جا بمون و آماده حرکت باش
.همه چيزُ برايِ حراج مرتب کن

306
00:30:07,917 --> 00:30:11,849
.همه يِ کتابها رو نفروشين
.بايد با دوستام خداحافظي کنم

307
00:30:12,017 --> 00:30:16,347
نميتونم فکرشم بکنم که اينجا
.دوستي هم داشته باشي

308
00:30:17,484 --> 00:30:22,542
برايِ خداحافظي ازشون همراهيت ميکنم
بعدش اين جايِ وحشتناکُ ترک ميکنيم و ميريم
.به جاي حسابي

309
00:30:25,085 --> 00:30:28,017
.ناراحتم که داريد ما رو ترک ميکنيد، دوشيزه هِيل

310
00:30:28,185 --> 00:30:31,174
.اميدوار بودم بتونين خونه يِ منُ ببينين

311
00:30:31,352 --> 00:30:37,842
کار کاغذ ديواريشُ با کاغذ ديواري هايِ هندي که
.از نمايشگاه آورديم تموم کردم
فکر نميکنم بتونيد برگردين اينجا؟

312
00:30:38,019 --> 00:30:43,145
دوشيزه هِيل اينقدر حوصله ندارن که
اين همه راهُ از لندن تا اينجا فقط برايِ
.ديدنِ وسايلِ تو برگردن ، فاني

313
00:30:44,787 --> 00:30:49,049
مدتيه که گذشته، ولي از حرفهايي که تو آخرين
.ديدارمون به شما گفتم متاسفم

314
00:30:50,354 --> 00:30:53,047
.ميدونم که قصدتون خير بوده

315
00:30:56,988 --> 00:30:59,647
.پس دارين ميرين

316
00:31:01,221 --> 00:31:04,187
.براتون کتابِ افلاطونِ پدرمُ آوردم

317
00:31:05,522 --> 00:31:07,511
.فکر کردم ممکنه ازش خوشتون بياد

318
00:31:10,089 --> 00:31:12,248
.تو خاطرم ميمونه

319
00:31:12,421 --> 00:31:15,717
.به عنوان خاطره اي از پدر شما
.ايشون دوست خوبي برايِ من بود

320
00:31:20,122 --> 00:31:22,953
.پس دارين ميرين

321
00:31:26,323 --> 00:31:28,152
و ديگه هيچوقت برنميگرديد؟

322
00:31:29,756 --> 00:31:32,518
روزهايِ خوشي رو براتون
.آرزو ميکنم ، آقايِ تورنتون

323
00:31:34,757 --> 00:31:37,189
.بايد هرچه زودتر ببرمش خونه

324
00:31:37,357 --> 00:31:41,154
.يقينا. هرچه زودتر

325
00:31:59,359 --> 00:32:01,416
.پشتِ سرتُ ببين

326
00:32:03,059 --> 00:32:05,422
.برگرد ، منُ ببين

327
00:32:29,128 --> 00:32:34,220
!نيکلاس! نيکلاس!کالسکه رونگه دار

328
00:32:36,529 --> 00:32:39,359
.مارگارت! خودتي،فکر ميکرديم رفتي

329
00:32:39,529 --> 00:32:44,621
.داشتيم ميومديم ايستگاه تا پيدات کنيم
نميتونستم باور کنم که
!تو بي خداحافظي از اينجا بري

330
00:32:44,796 --> 00:32:49,491
اگه ترجيح ميدي بدونِ بدرقه يِ دوستات بري
.ما عيد پاکِ آينده ميايم لندن

331
00:32:55,030 --> 00:32:58,087
.نه،مارگارت.نه بينِ دوستات

332
00:32:58,264 --> 00:33:02,788
.نه، برايِ تو نيست نيکلاس
.برايِ بچه ها است. تو نميتوني ردش کني

333
00:33:03,898 --> 00:33:06,125
.از احوالشون باخبرم کن

334
00:33:22,199 --> 00:33:24,290
.نميدونم کي قرارِ سرحال بشه

335
00:33:24,466 --> 00:33:30,126
سه ماه گذشته و اون هنوز ميخواد
.سياه پوش باشه

336
00:33:30,299 --> 00:33:32,925
.هنري، من روت حساب ميکنم

337
00:33:33,100 --> 00:33:37,555
ميدوني که من و کاپيتان لِنوکس چقدر
.دلمون ميخواد که شما دوتا به هم برسيد

338
00:33:37,733 --> 00:33:40,427
با وجوديکه وقتي با شولتو
.بازي ميکنه حالش خيلي خوبه

339
00:33:41,400 --> 00:33:43,389
.من نميخوام اونُ از دست بدم

340
00:33:44,467 --> 00:33:48,661
شايد همه ي ما بتونيم تو يه
.خونه يِ بزرگ باهم زندگي کنيم

341
00:33:50,634 --> 00:33:54,567
.آقايِ بل امروز ميرسه
.شايد بتونه اونُ بخندونه

342
00:33:55,501 --> 00:33:57,990
آقاي بل، واقعا منظورتون اينه؟-
!البته-

343
00:33:58,168 --> 00:34:03,658
تو قطار که نشسته بودم داشتم فکر ميکردم
چجوري خودمونُ سرگرم کنيم؟
.ما بايد بريم هلستونُ ببينيم
از اين ايده خوشت مياد؟

344
00:34:03,835 --> 00:34:06,324
کِي ميتونيم بريم؟ فردا؟

345
00:35:04,473 --> 00:35:06,462
.ما اينجا کمي تغييرات ايجاد کرديم

346
00:35:07,040 --> 00:35:09,029
.خب، تَحَول

347
00:35:09,807 --> 00:35:13,570
.ما 7 تا بچه داريم-
.بله، البته-

348
00:35:13,741 --> 00:35:16,901
.فقط... رزهايي که قبلا اينجا بودن ديگه نيستن

349
00:35:17,074 --> 00:35:22,302
.بچه ها بايد جايي داشته باشن که بازي کنن
.هوايِ تازه ذهنُ برايِ عبادت باز ميکنه

350
00:35:23,941 --> 00:35:26,998
بهتر از همه يِ کتابهايي
.که ميشه در اين مورد خوند

351
00:35:27,175 --> 00:35:30,767
.دقيقا حرفِ من هم همينه
.ما بايد به سمتِ حقايقِ ساده برگرديم

352
00:35:30,942 --> 00:35:34,375
.همه يِ اين حرف و حديث ها رو بايد کنار گذاشت

353
00:35:34,543 --> 00:35:38,373
اين... شما هم مخالفيد؟مثل پدرم؟
منظورتون همين بود؟

354
00:35:38,543 --> 00:35:41,737
!خب هم نه هم آره

355
00:35:42,409 --> 00:35:45,001
.به نظرِ من لازمه مسائل رو ساده کنيم

356
00:35:45,177 --> 00:35:51,235
ناداني؟بيسوادي؟منظورتون همينه؟
.به نظرِ من کلمات بهترين شيوه برايِ آموزشن

357
00:35:51,410 --> 00:35:55,900
،دوشيزه هِيل تو شمال زندگي کردن
...جايي که زندگي بيشتر

358
00:35:57,144 --> 00:36:00,304
.خب، بي قانون تره

359
00:36:03,444 --> 00:36:07,036
چرا ميخندين؟

360
00:36:07,211 --> 00:36:11,473
،داشتم به خانم تورنتون فکر ميکردم
که چقدر دوست داره بدونه
! بي قانون صداش ميکنن

361
00:36:13,678 --> 00:36:16,406
.اي واي! تقريبا عاداتِ من به کلي عوض شده

362
00:36:16,612 --> 00:36:20,874
بله، ميترسم که اين سفراونجوي که
آرزوشُ داشتم پيش نره، از اين بابت
.متاسفم

363
00:36:21,046 --> 00:36:26,104
اون اوايل که رسيده بوديم ميلتون
.همه يِ فکر و ذکرِ من جنوب بود

364
00:36:26,280 --> 00:36:28,973
بايد به سختي تلاش ميکردم که خلافِ
.آداب و رسوم اونجا کاري انجام ندم

365
00:36:29,146 --> 00:36:34,443
!نه ، نميتونم قبول کنم
بي قانون بودنِ خانم تورنتون
.به اندازه يِ کافي تعريفِ بدي هست
!ولي خيا ل انگيز؟ نه.نه

366
00:36:36,214 --> 00:36:40,044
مطمئنم به هيچ وجه نميتوني بگي
ميلتون فضايي خيال انگيز داره؟

367
00:36:41,147 --> 00:36:43,238
.آقايِ بل

368
00:36:46,447 --> 00:36:50,346
،وقتي مادر در حالِ احتضار بود
.فردريک به ميلتون اومد، ماخيلي احتياط ميکرديم

369
00:36:50,514 --> 00:36:53,003
متوجه ايد که چرا. اون قبل از برگزاري مراسم
.تشييع جنازه رفت

370
00:36:53,182 --> 00:36:57,581
، من باهاش تا ايستگاهِ قطار رفتم
.ولي ما رو ديدن

371
00:36:58,448 --> 00:37:02,176
.آقايِ تورنتون-
.که اينطور-

372
00:37:04,949 --> 00:37:08,938
شما وقتي همُ آخر شب تو ايستگاهِ قطار
.بغل کرده بودين ديده شدين، گرفتم

373
00:37:09,116 --> 00:37:12,310
.نه، نه... به اين بدي هم نبود

374
00:37:12,483 --> 00:37:16,472
،يه مرد به طرفِ فردريک اومد
.مثلِ اينکه از قبل ميشناختش

375
00:37:16,650 --> 00:37:18,843
.اون در اثرِ درگيري افتاد و بعدا مرد

376
00:37:19,551 --> 00:37:25,041
...يه نفر منُ ديده بود
.مجبور شدم به بازرسِ پليس دروغ بگم

377
00:37:26,250 --> 00:37:29,342
خب، فردريک که باعثِ مرگِ اين مرد نشده بود؟

378
00:37:29,517 --> 00:37:32,348
.نه، نه... من دروغ گفتم

379
00:37:34,151 --> 00:37:36,709
من نگرانش بودم چون اون هنوز
.داخلِ کشور بود

380
00:37:36,885 --> 00:37:40,045
.من دروغ گفتم و ... آقايِ تورنتون اينُ ميدونست

381
00:37:43,052 --> 00:37:45,177
فردريک حالا در امانِ ؟

382
00:37:45,352 --> 00:37:48,978
.بله. بله، اون حالا ازدواج کرده
.مُقيمِ کاديز شده

383
00:37:50,186 --> 00:37:52,675
بعضي وقتها با خودم فکر ميکنم
.که ديگه هيچوقت نميتونم دوباره ببينمش

384
00:37:52,853 --> 00:37:55,376
ولي مثلِ اينکه دليلِ نگرانيِ تو اين نيست؟

385
00:37:55,553 --> 00:37:58,781
...نه ، فقط

386
00:37:59,287 --> 00:38:01,776
...متنفرم از اينکه

387
00:38:01,954 --> 00:38:04,715
متنفرم از اينکه آقايِ تورنتون
.درموردِ من بد فکر کنه

388
00:38:04,887 --> 00:38:07,751
مطمئني که همش همينه؟

389
00:38:10,188 --> 00:38:12,949
به گمونم امروز داره تبديل
.به يه روزِ دوست داشتني ميشه

390
00:38:15,321 --> 00:38:19,811
،ببين، ممکنه من بتونم با تورنتون صحبت کنم
.ميترسم که اون زياد به حرفهايِ من اهميت نده

391
00:38:19,988 --> 00:38:23,216
.نه، نه. نميخوام در موردِ فردريک چيزي بدونه

392
00:38:23,389 --> 00:38:27,151
،بعضي وقتها ميگم کاش ميدونست
.ولي خواهش ميکنم چيزي بهش نگيد

393
00:38:27,322 --> 00:38:29,379
.نميدونم چي ميخوام

394
00:38:29,556 --> 00:38:32,420
.خيلي خب. بيا به چيزهايِ ديگه فکر کنيم

395
00:38:34,556 --> 00:38:36,614
،ميدوني، مارگارت

396
00:38:36,789 --> 00:38:41,688
...بعد از مرگِ پدرت من تصميم گرفتم
.ازت مراقبت کنم

397
00:38:41,857 --> 00:38:44,516
.الانم دارن همين کارُ ميکنين

398
00:38:45,224 --> 00:38:47,655
.نه، کاملا درک نميکني

399
00:38:48,790 --> 00:38:52,382
ترجيح ميدم که بعد از من به بهترين
.نحو از تو مراقبت بشه

400
00:38:56,025 --> 00:38:58,650
.من هيچ وقت دنبالِ ازدواج کردن نبودم

401
00:38:58,825 --> 00:39:01,485
.تو آکسفورد زيادي سرم شلوغ بود

402
00:39:03,025 --> 00:39:09,754
.به هر حال، اميدوارم. ولي مسئله اين نيست
من به پدرت قول دادم که به بهترين نحو ازت
.مراقبت کنم

403
00:39:09,926 --> 00:39:13,086
اغلب فکر ميکنم کي مياد

404
00:39:13,259 --> 00:39:18,123
داراييهاشُ برايِ  اطرافيانش بذاره
.که آرزويِ مرگشُ دارن

405
00:39:18,293 --> 00:39:23,851
ميخوام بگم که اموال و داراييهامُ
.به تو منتقل کردم

406
00:39:24,027 --> 00:39:27,516
.نه، نميتونم. نميتونم قبول کنم-
.البته که قبول ميکني-

407
00:39:27,693 --> 00:39:32,023
من دارم برميگردم به آمريکايِ
.جنوبي تا اونجا راحت و در آرامشِ کامل زندگي کنم

408
00:39:32,194 --> 00:39:34,717
ميدوني چجوري پولهامُ در
.راهِ درست مصرف کني

409
00:39:34,894 --> 00:39:37,190
من نميتونم. پس شما چي؟

410
00:39:38,028 --> 00:39:40,494
خب، يه چيزهايي هست که سعي
.ميکنم ناديده بگيرم

411
00:39:41,328 --> 00:39:45,761
سفرِ من به لندن فقط برايِ
.ديدنِ تو نبوده عزيزم. دکترمُ ديدم

412
00:39:50,829 --> 00:39:54,523
تو بايد فکر کني که من دارم زير
..آسمانِ آرژانتين به خوبي زندگي ميکنم

413
00:39:55,162 --> 00:39:59,561
مردهايِ زيادي نيستن که بتونن به اين
.راحتي رفتنشونُ از دنيا برنامه ريزي کنن

414
00:39:59,729 --> 00:40:02,490
.بيا، حالا ما بايد خوشحال باشيم

415
00:40:02,663 --> 00:40:05,629
.اگه الان بريم موقعِ  شام تو لندنيم

416
00:40:05,796 --> 00:40:08,853
.در حالِ حاضر خيلي به غذاهايِ خوب نياز دارم

417
00:40:12,130 --> 00:40:16,086
.خب، من تقريبا تمام مسائلِ تجاريمُ مرتب کردم

418
00:40:17,097 --> 00:40:20,086
کِي سوارِ کشتي ميشيد؟-
.روزِ چهارشنبه-

419
00:40:20,764 --> 00:40:26,130
بايد شکرگذار باشم که
.دوباره خورشيد گرمم ميکنه
.من بيشترِ جوونيمُ اونجا گذروندم

420
00:40:28,431 --> 00:40:32,864
بله، من تمام اموال و داراييمُ به دختر خونده ام
.دوشيزه هِيل واگذار کردم

421
00:40:33,532 --> 00:40:37,658
من خانواده اي ندارم و هِيل
.قديمي ترين دوستي بود که داشتم

422
00:40:39,265 --> 00:40:42,289
.جنوبِ آمريکا
برايِ زندگي در اونجا نيازي به پول نداريد؟

423
00:40:43,233 --> 00:40:47,598
.من برايِ زندگي در اونجا امکاناتِ کافي داشتم
.يه چيزهايي ازش مونده

424
00:40:49,033 --> 00:40:52,431
.متاسفم-
.متشکرم، ولي لازم نيست-

425
00:40:52,600 --> 00:40:56,965
من خودمُ خوش شانس ميدونم که
.ميتونم قبل از رفتن کارو بارامُ رو به راه کنم

426
00:40:57,134 --> 00:41:01,567
همين که بدونم اوضاع ِ دوشيزه هيل
.مرتبه قلبِ منُ تو اين ماههاي آخر آروم ميکنه

427
00:41:04,901 --> 00:41:10,993
ضمنا دوشيزه هِيل نميخواد تويِ امورِ کارخونه
.دخالت کنه و برايِ شما مزاحمتي ايجاد کنه
.مالکيتِ اون فقط اسميه

428
00:41:11,168 --> 00:41:15,624
حتي اگر دوشيزه هيل تمايلي
برايِ دخالت در امور داشته باشن
.نقاطِ مشترکِ خيلي کمي با من خواهد داشت

429
00:41:17,368 --> 00:41:20,493
.ايشون نظرِ مساعدي در موردِ من ندارن

430
00:41:20,669 --> 00:41:23,261
بله. متاسفانه کارِ بيشتري
.نيست که بتونم انجام بدم

431
00:41:23,436 --> 00:41:26,459
.کارِ من ديگه تمومه

432
00:41:27,603 --> 00:41:29,967
.من چهارشنبه سوارِکشتي ميشم

433
00:41:40,642 --> 00:41:45,973
اگه فکر ميکني دوشيزه هيل نظرِ نامساعدي نسبت
.به شما داره، بايد بگم که در اشتباهيد ، تورنتون

434
00:41:47,809 --> 00:41:51,866
.نبايد اينجور سريع درموردِش قضاوت کني
...در حقيقت

435
00:41:52,043 --> 00:41:55,271
.همونطور که خودتون گفتين، آقايِ بل
.کارتون تو ميلتون تموم شده

436
00:41:56,076 --> 00:42:01,270
و آينده يِ اين کارخونه ديگه
.به شما مربوط نميشه
.خيلي گرفتارم. روز خوش

437
00:42:42,743 --> 00:42:46,197
.به نظرم مارگارت خيلي بهتر شده
مگه نه ديکسون؟

438
00:42:46,376 --> 00:42:49,240
.بله ، خانم. حالا که برگشتيم لندن

439
00:42:49,410 --> 00:42:55,070
خيلي خوشحالم که تصميم گرفته تو خيابونِ
هالي پيشِ ما بمونه، حتي
.حالا که ارثي هم بهش رسيده

440
00:42:55,243 --> 00:42:57,937
.به نظر بيشتر شيبهِ قديماش شده

441
00:42:58,610 --> 00:43:01,269
تو چي فکر ميکني، هنري؟

442
00:43:03,376 --> 00:43:05,638
.از نظرِ من که خيلي بهتر شده

443
00:43:06,643 --> 00:43:12,099
حالا خيلي پولداره، اگه به همين زوديها ازش درخواست نکني
ما بايد برايِ نگه داشتنش
.دست به اقدامِ ديگه اي بزنيم

444
00:43:12,276 --> 00:43:16,800
.همين که آمادگيشو پيدا کنم سعيمُ خواهم کرد
.جايي برايِ نگرانيتون نيست

445
00:43:16,977 --> 00:43:19,704
فعلا که دارم تو کارهايِ تجاريش
.کمکش ميکنم

446
00:43:20,643 --> 00:43:23,575
قراره بخشي از پولهاشُ برايِ کمک به
.فردريک صرف کنه

447
00:43:23,743 --> 00:43:26,232
.اميدوارم بتوني کمکش کني
.اينجوري برايِ هميشه عاشقت ميشه

448
00:43:27,677 --> 00:43:30,734
مارگارت. شنبه برايِ تماشايِ نمايش
.فلوت زنها وقت گرفتيم

449
00:43:32,877 --> 00:43:38,208
.عزيزم!ميدونم اتفاقي افتاده.
مارگارت ميخواد چيزي بهمون بگه که
.ما نميتونيم باهاش موافقت کنيم

450
00:43:39,610 --> 00:43:45,066
وقتي نه ساله بوديم وقتي ميخواست
منُ مجبور کنه که کلاسِ رقصُ غيبت کنيم
.صورتش اين شکلي ميشد

451
00:43:45,244 --> 00:43:50,142
مارگارت.چي شده؟-
.هيچي، ولي حق با اديتِ -

452
00:43:52,177 --> 00:43:54,904
خاله جون، من خيلي ازتون سپاسگذارم
.که تو اين مدت ازم نگهداري کردين

453
00:43:55,877 --> 00:43:58,639
.ولي خيلي وقته که برگشتم لندن

454
00:43:58,810 --> 00:44:01,174
.من بالغم و درآمد هم دارم

455
00:44:02,810 --> 00:44:07,038
هنري بهم کمک ميکنه تا نسبت به امور مالي
.و مسئوليت هام آشنايي پيدا کنم

456
00:44:07,210 --> 00:44:09,233
.ما سعي ميکنيم که به فردريک کمک کنيم

457
00:44:09,411 --> 00:44:14,241
ممکنه موفق نشيم،ولي به خاطر دل خوشي
.پدر و مادرم بايد سعيمونُ بکنيم

458
00:44:14,411 --> 00:44:17,275
.وقتشه که مسئوليت هايِ زندگيمُ قبول کنم

459
00:44:17,444 --> 00:44:20,535
تو ميخواي ما رو ترک کني؟
.اگه اينجوري باشه شولتو خيلي گريه ميکنه

460
00:44:20,711 --> 00:44:25,075
نه.ولي ميخوام برايِ گذرانِ زندگيم
.خودم تصميم بگيرم

461
00:44:25,611 --> 00:44:28,736
.ميخوام اگه بشه اتاقمُ برايِ خودم نگه دارم

462
00:44:29,344 --> 00:44:32,435
اگه بشه دلم نميخواد به
.ديدنِ نمايشِ فلوت زن ها بيام

463
00:44:33,277 --> 00:44:35,835
.من ... نميتونم اونا رو تحمل کنم

464
00:44:36,411 --> 00:44:38,775
.من از جامعه يِ لندن خوشم نمياد

465
00:44:40,210 --> 00:44:42,733
،از وقتي به هلستون برگشتم چيزهايِ زيادي ياد گرفتم

466
00:44:42,911 --> 00:44:46,741
انتظار داشتم هنوزم مثل دورانِ
.بچگيم اونجا برام مثلِ بهشت باشه

467
00:44:46,911 --> 00:44:49,104
،تا جايي که امکان داشت سعي خودمُ کردم

468
00:44:49,277 --> 00:44:52,142
،که مثلِ گذشته ها خوشحال باشيم

469
00:44:52,311 --> 00:44:55,210
.ما نميتونيم به گذشته برگرديم

470
00:45:02,245 --> 00:45:06,904
بهتون گفته بودم. حق بامن
.بود و جان اشتباه ميکرد

471
00:45:08,345 --> 00:45:10,936
برايِ يک بارم که شده بايد
.قبول کنيد که حق با من بود

472
00:45:11,111 --> 00:45:16,305
اگه شما همراه با واتسون سرمايه گذاري کرده بودين
.چند هزار پوند سود ميکردين
!که برايِ حلِ مشکلات کافي بود

473
00:45:16,478 --> 00:45:18,602
.قبول کنيد

474
00:45:23,545 --> 00:45:26,272
من از واتسون خواستم کمي پول به جان قرض بده

475
00:45:26,445 --> 00:45:30,343
ولي اون از جان خيلي عصبانيه که
.تو خريد سهام باهاش شريک نشده

476
00:45:30,512 --> 00:45:32,704
و اون گفت يک آقا  بايد
.تاوانِ کارهاشُ بپردازه

477
00:45:37,645 --> 00:45:42,168
!و حالا ميتونيد دوباره در موردِ آن لاتمير فکر کنيد
.مطمئنم که حالا ديگه تو رو نميخواد

478
00:45:46,412 --> 00:45:48,900
شما بايد خودتونُ برايِ
.از دست دادنِ خونه آماده کنيد، مادر

479
00:45:49,612 --> 00:45:52,339
.من به خونه اهميتي نميدم

480
00:45:53,578 --> 00:45:55,806
.من نگرانِ تو اَم

481
00:45:58,645 --> 00:46:01,042
.خدا رو شکر چون فاني براش مهم بود

482
00:46:04,745 --> 00:46:07,302
.حالا فقط من و شما مونديم

483
00:46:14,312 --> 00:46:16,403
.من خبرهايِ خوبي دارم-
واقعا؟-

484
00:46:16,578 --> 00:46:18,737
.تو پولدارتر شدي

485
00:46:18,912 --> 00:46:22,241
چي، از ديروز؟ که خوابيده بودم؟
!من چقدر باهوشم

486
00:46:22,412 --> 00:46:26,811
!پول پول مياره-
من ترجيح ميدم پولي رو -
.که بدست ميارم تو راهِ درست مصرف کنم

487
00:46:26,979 --> 00:46:31,843
...مارگارت! حرفات يه خورده
خب ، از نصيحت کردن متنفرم
.ولي حرفات شبيه انقلابي هاست

488
00:46:32,545 --> 00:46:37,342
.آقايِ بل آدمِ باهوشي بوده
اون با يه يارويي به اسم واتسون شريک شده
.و اوراق سرمايه گذاري 1-100 خريدن

489
00:46:37,512 --> 00:46:41,569
واتسون؟ شوهرِ فاني تورنتون؟-
.خودشه-

490
00:46:41,745 --> 00:46:47,507
اين پسر شگفتي سازه.احتمالا
. يه شگفتي سازِ 9 روزه
.ولي نميشه گفت که فاني اوضاعش رديفه

491
00:46:47,679 --> 00:46:50,009
.به خاطرِ وضعي که برايِ برادرش پيش اومده

492
00:46:50,179 --> 00:46:52,168
خب؟

493
00:46:52,346 --> 00:46:56,971
.چيزي مجبورش نکرده بود که اين کارُ بکنه
.زيادي مباديِ اخلاقه

494
00:46:57,146 --> 00:46:59,135
.فقط ميشه گفت که قوزِ بالا قوزه

495
00:46:59,313 --> 00:47:03,302
من نگرانم که شما به زودي مجبور بشيد
.دنبالِ يه شريک جديد بگرديد

496
00:47:31,913 --> 00:47:37,903
.شارلوت گفت: چه هديه يِ کريسمسِ قشنگي

497
00:47:38,079 --> 00:47:40,069
...ولي اميدوارم

498
00:47:43,047 --> 00:47:47,172
هيگينز کجاست؟-
.داره يه کارهايي رو تموم ميکنه-

499
00:47:47,746 --> 00:47:50,906
...آقايِ آرنوت

500
00:47:51,080 --> 00:47:54,534
...بعضي وقت ها گاريشُ مياره به

501
00:47:59,379 --> 00:48:02,039
گفتم شايد خبرهايِ جديدي از
دوشيزه مارگارت داشته باشي؟

502
00:48:03,247 --> 00:48:05,338
.هنوز اينجايي

503
00:48:05,513 --> 00:48:09,912
چون اين شيفتِ آخره دليل نميشه که
.کارمونُ درست انجام نديم، قربان

504
00:48:10,080 --> 00:48:13,274
.من ديگه اربابِ کسي نيستم، هيگينز

505
00:48:15,013 --> 00:48:18,104
اگه دوباره موقعيتي پيش اومد که نياز به
کارگر داشتين

506
00:48:18,280 --> 00:48:21,871
هستن کسايي
که از همکاري با شما برايِ
.راه اندازي کارخونه خوشحال ميشن

507
00:48:22,080 --> 00:48:25,046
.من ليستي از اسامي اونها رو اينجا جمع کردم

508
00:48:29,314 --> 00:48:33,371
بگذريم، داشتم در موردِ
.دوشيزه مارگارت ميپرسيدم
خبر دارين که داره چيکار ميکنه؟

509
00:48:33,580 --> 00:48:35,704
.حالش خوبه

510
00:48:35,880 --> 00:48:38,971
.تو لندن زندگي ميکنه. ما دو باره نديديمش

511
00:48:39,147 --> 00:48:41,670
.فکر ميکردم بايد رفته باشه اسپانيا

512
00:48:41,880 --> 00:48:45,812
اسپانيا، چرا بايد بره اونجا؟-
برايِ ديدنِ برادرش. حالا -
.از خونواده اش فقط اونه که مونده

513
00:48:45,980 --> 00:48:48,503
برادرِش؟

514
00:48:48,681 --> 00:48:51,579
.اون که برادر نداشت

515
00:48:51,747 --> 00:48:56,736
وقتي مادرشون در حال احتضار بود اومده بود اينجا
.ولي از همه مخفيش کرده بودن

516
00:48:58,080 --> 00:49:01,069
.مري که براشون چيزهايي برده بود خبر داشت

517
00:49:01,247 --> 00:49:03,873
اون دخترِ ساکتيه ، ولي
.در اين مورد با من حرف زد

518
00:49:04,047 --> 00:49:08,742
چرا آقايِ هِيل نبايد به-
من بگه که يه پسر داشته؟
.به خاطرِ مشکلاتي که با قانون داشتن-

519
00:49:10,014 --> 00:49:14,343
تويِ نيرويِ دريايي که
.بوده برايِ خودش دردسر درست کرده
.اون واقعا در خطر بود

520
00:49:17,447 --> 00:49:19,606
.اون برادرش بوده

521
00:49:22,714 --> 00:49:24,771
.خب

522
00:49:24,948 --> 00:49:27,573
تورنتون؟

523
00:49:27,747 --> 00:49:30,043
.روز خوبي داشته باشي

524
00:49:31,414 --> 00:49:34,346
.خداحافظ، هيگينز، خوش باشي

525
00:49:45,948 --> 00:49:47,937
هنري؟

526
00:49:48,114 --> 00:49:50,103
من تعجب ميکنم که، ممکنه کمکم کني؟

527
00:49:50,781 --> 00:49:55,577
من تصميم گرفتم برم به ميلتون
.و ميخوام که تو هم بامن بياي

528
00:49:56,281 --> 00:50:01,270
.البته. هرکاري بتونم انجام ميدم
.من هميشه در خدمتِ شمام

529
00:50:03,281 --> 00:50:05,838
!بله.بله

530
00:51:03,316 --> 00:51:08,112
،اون اينجا نيست، اگه اومدي سرزنشش کني
.اينجا نيست

531
00:51:11,682 --> 00:51:16,842
اومدي به داراييهات سرکشي کني، مگه نه؟
.جايي که اون همه يِ عمرشُ براش گذاشته

532
00:51:18,416 --> 00:51:24,246
شما يه بار بهم گفتين که من نميدونم چه مردي رو
.از خودم رنجوندم. حق با شما بود من نميدونستم

533
00:51:24,915 --> 00:51:27,313
،ولي اگه فکر ميکنين اومدم اينجا تا موقعيتمُ به رخش بکشم

534
00:51:27,482 --> 00:51:32,380
.من به خاطرِ خالي شدنِ اينجا اونُ بدبخت نميبينم

535
00:51:33,848 --> 00:51:36,007
.بايد بگم که اصلا منُ نشناختين...

536
00:51:38,115 --> 00:51:40,604
.من نميدنم اون کجاست

537
00:51:41,549 --> 00:51:44,276
.فکر نکن که من برايِ خودم ناراحتم

538
00:51:44,449 --> 00:51:47,006
.اون  منُ تامين ميکنه
.همونطور که هميشه ميکرد

539
00:52:41,317 --> 00:52:46,840
برايِ 10 دقيقه اينجا توقف داريم. برايِ تاخير
.متاسفم، نصف راه تا لندن رو اومديم

540
00:52:47,417 --> 00:52:51,678
فکر کنم بايد منتظر عبور يه قطارِ
.ديگه به طرفِ شمال بشيم

541
00:53:33,016 --> 00:53:35,574
کجا ميري؟

542
00:53:35,750 --> 00:53:38,045
.لندن

543
00:53:38,216 --> 00:53:40,580
.ميلتون بودم

544
00:53:45,250 --> 00:53:47,307
حدس نميزني که من کجا بودم؟

545
00:53:54,817 --> 00:53:57,339
رفته بودين هلستون؟

546
00:53:57,517 --> 00:54:01,779
.فکر ميکردم همشون از بين رفتن-
.من اونُ پشت پرچين پيدا کردم-

547
00:54:02,917 --> 00:54:05,315
.بايدبيشتر ميگشتي

548
00:54:08,318 --> 00:54:10,681
چرا رفته بودي ميلتون؟

549
00:54:11,483 --> 00:54:15,745
.برايِ کار
.خب ، يه موضوع کاري برام پيش اومده بود

550
00:54:16,984 --> 00:54:19,450
.برايِ توضيح دادنش  هنري رو لازم دارم

551
00:54:19,617 --> 00:54:22,243
.برايِ توضيح دادن نيازي به هنري نداري

552
00:54:29,017 --> 00:54:31,949
.من بايد راستشُ بگم
.اين يه پيشنهادِ کاريه

553
00:54:34,684 --> 00:54:37,310
.من 15 هزار پوند دارم

554
00:54:37,484 --> 00:54:41,745
درحالِ حاضر تو بانک خوابيده و
.سود ِخيلي کمي برايِ من داره

555
00:54:41,917 --> 00:54:44,008
مشاورانِ ماليِ من بهم گفتن

556
00:54:44,184 --> 00:54:48,082
که اگه شما اين پولُ برداريد و
برايِ راه اندازيِ مارلبورو ميلز ازش استفاده کنيد

557
00:54:48,251 --> 00:54:52,581
ميتونيد سودِ خيلي بيشتري
.به من پرداخت کنيد

558
00:54:52,751 --> 00:54:56,843
.خب، متوجه ايد که اين فقط يک مسئله يِ کاريه

559
00:54:57,418 --> 00:54:59,680
در هر حال شما مجبور نيستيد اين
.لطفُ در حقِ من بکنيد

560
00:54:59,851 --> 00:55:01,840
...شما ميتونيد اين

561
00:55:03,184 --> 00:55:05,514
.لطفُ برايِ من انجام بدين...

562
00:55:48,885 --> 00:55:53,011
.قطار لندن آماده يِ حرکت
.قطار لندن آماده يِ حرکت

563
00:56:06,118 --> 00:56:08,550
...هنري، من

564
00:56:12,218 --> 00:56:14,809
.خداحافظ، مارگارت

565
00:56:29,419 --> 00:56:31,578
داري با من مياي خونه؟

566
00:56:56,118 --> 00:58:37,918
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

