﻿2
00:00:02,085 --> 00:00:12,838
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:14,666 --> 00:00:17,165
‫- صبر کن.
‫- صبر کنم؟

4
00:00:17,166 --> 00:00:19,374
‫الان وضعیت‌مون مشخصـه دیگه؟

5
00:00:19,375 --> 00:00:22,540
‫مگه نشنیدی؟
‫یه ترانه‌ی کامل برات خوندم.

6
00:00:22,541 --> 00:00:24,915
‫آخه... نمی‌خوام برات
‫مثل یه دوست باشم، ولزی.

7
00:00:24,916 --> 00:00:28,082
‫آدم دوستش رو این‌طوری نمی‌بوسه.

8
00:00:28,083 --> 00:00:29,250
‫دیگه جاستین بی جاستین.

9
00:00:30,208 --> 00:00:32,457
‫فقط همکاریـم.

10
00:00:32,458 --> 00:00:33,790
‫سکس‌چت با دخترها هم ممنوع.

11
00:00:33,791 --> 00:00:35,957
‫فقط پیام‌های درسی می‌دم.

12
00:00:35,958 --> 00:00:36,999
‫قبولـه.

13
00:00:37,000 --> 00:00:39,375
‫و دیگه معامله‌ای با هم نداریم.

14
00:00:39,875 --> 00:00:41,124
‫این هم هستم.

15
00:03:50,726 --> 00:03:51,783
‫هانا؟

16
00:03:52,875 --> 00:03:54,040
‫صدا رو شنیدی؟

17
00:03:54,041 --> 00:03:55,999
‫فکر کنم کل دانشکده شنیدن.

18
00:03:56,000 --> 00:03:58,249
‫نه، بی‌ادب.
‫منظورم اون نبود...

19
00:03:58,250 --> 00:03:59,624
‫- هانا؟
‫- مامان؟

20
00:03:59,625 --> 00:04:01,582
‫اونجایـی؟
‫نمی‌بینمت.

21
00:04:01,583 --> 00:04:02,701
‫ای وای!

22
00:04:05,074 --> 00:04:08,203
[ خـارج از دانـشـکـده ]

23
00:04:08,228 --> 00:04:10,869
[ قسمت پنجم: «یک ساندویچ ساده» ]

24
00:04:11,135 --> 00:04:14,749
‫بچه‌های شیرینی هستن،
‫ولی واقعاً شیطونـن.

25
00:04:14,750 --> 00:04:18,165
‫هر سال همین رو می‌گی،
‫ولی بعدش که خاله نیکول می‌ره...

26
00:04:18,166 --> 00:04:20,082
‫ناراحت می‌شی که
‫خونه دوباره سوت‌وکور شده.

27
00:04:20,083 --> 00:04:24,374
‫آره به‌خدا. تو امسال چی‌کار می‌کنی؟
‫دوباره با آلی می‌ری بروکلین؟

28
00:04:24,375 --> 00:04:27,124
‫نه، گرت و دوست‌هاش
‫واسه عید توی خونه‌شون برنامه دارن

29
00:04:27,125 --> 00:04:28,665
‫و من هم می‌مونم.

30
00:04:28,666 --> 00:04:29,915
‫برنامه دارن؟

31
00:04:29,916 --> 00:04:31,682
‫پس قراره خوش بگذره.

32
00:04:28,672 --> 00:04:31,681
[ بابا: امروز توی تمرین می‌بینمت. لطفاً باهام حرف بزن. ]

33
00:04:31,708 --> 00:04:32,999
‫چی می‌خوای ببری؟

34
00:04:33,000 --> 00:04:35,540
‫گفتی از دستورپخت
‫لازانیای نانا خوششون اومده، آره؟

35
00:04:35,541 --> 00:04:37,124
‫آره، ولی خب...

36
00:04:37,125 --> 00:04:39,999
‫- خب زشتـه که دست‌خالی بری اونجا.
‫- دست‌خالی نمی‌رم.

37
00:04:40,000 --> 00:04:42,957
‫به گرت پیام بده بگو
‫چندنفر قراره اونجا باشن.

38
00:04:42,958 --> 00:04:44,708
‫عع... چیزه...

39
00:04:45,583 --> 00:04:46,582
‫گرت؟

40
00:04:46,583 --> 00:04:48,540
‫مگه الان اونجاست؟

41
00:04:48,721 --> 00:04:49,888
‫عع...

42
00:04:50,916 --> 00:04:52,415
‫معرفیم کن دیگه.

43
00:04:52,416 --> 00:04:53,665
‫الان نه، مامان.

44
00:04:53,666 --> 00:04:56,915
‫گرت، پسرم. چندنفر قراره بیان مهمونی؟

45
00:04:56,916 --> 00:04:58,310
‫سلام عرض شد، خانم ولز.

46
00:04:58,335 --> 00:05:00,374
‫لطفاً من رو «کَری» صدا کن.

47
00:05:00,375 --> 00:05:01,749
‫ببینش تو رو خدا.

48
00:05:01,750 --> 00:05:04,790
‫واقعاً اغراق نکردی، هانا.
‫خیلی خوش‌تیپـه.

49
00:05:04,791 --> 00:05:06,624
‫خب دیگه قطع می‌کنم.

50
00:05:06,625 --> 00:05:10,124
‫گرت، بابای هانا حسابی حسودیش می‌شه
‫اگه بفهمه من زودتر از اون دیدمت.

51
00:05:10,125 --> 00:05:13,290
‫چند وقتـه داره
‫پُز تو رو به دوست‌هاش می‌ده.

52
00:05:13,291 --> 00:05:15,915
‫دیشب هم درباره‌ی
‫بازی‌تون یه پست گذاشت.

53
00:05:15,916 --> 00:05:18,040
‫می‌خواست اسمت رو تگ کنه،
‫ولی نگران نباش...

54
00:05:18,041 --> 00:05:19,415
‫من نذاشتم.

55
00:05:19,416 --> 00:05:22,457
‫فقط بدون که اینجا
‫یه طرف‌دار دوآتیشه داری.

56
00:05:22,458 --> 00:05:24,082
‫مامان، دیشب بازی رو باختن.

57
00:05:25,208 --> 00:05:26,832
‫مهم نیست. بابات افتخار می‌کنه.

58
00:05:26,833 --> 00:05:29,249
‫خب ما دیگه باید بریم.
‫کلاس داریم.

59
00:05:29,250 --> 00:05:31,415
‫خوش‌حال شدم دیدمت، گرت.

60
00:05:31,416 --> 00:05:33,665
‫من هم همین‌طور، خانمِ...

61
00:05:33,847 --> 00:05:35,096
‫کَری.

62
00:05:36,416 --> 00:05:37,832
‫خدا نگهدارت، عزیزم.

63
00:05:37,833 --> 00:05:39,915
‫- خدافظ، مامان‌جون.
‫- خدافظ.

64
00:05:41,000 --> 00:05:42,999
‫شرمنده، مامانم یه‌کم پُرانرژیـه.

65
00:05:43,000 --> 00:05:44,457
‫خانم مهربونیـه.
‫تو رو هم دوست داره.

66
00:05:44,458 --> 00:05:46,540
‫خب، تو رانندگی می‌کنی یا من؟

67
00:05:46,541 --> 00:05:48,790
‫عمراً روی میله‌ی
‫دوچرخه‌ت نمی‌شینم، ولزی.

68
00:05:48,791 --> 00:05:50,290
‫یه روز می‌شینی، گراهام.

69
00:05:50,538 --> 00:05:51,704
‫یه روز می‌شینی.

70
00:06:13,875 --> 00:06:16,333
‫دیگه نمی‌دونم
‫کجا می‌شه باهات حرف زد.

71
00:06:22,041 --> 00:06:24,166
‫اومدم واسه عید
‫شکرگزاری دعوتت کنم خونه.

72
00:06:27,250 --> 00:06:28,500
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

73
00:06:29,833 --> 00:06:32,832
‫سیندی هنوز می‌خواد
‫قبل‌از ازدواج ببینت

74
00:06:32,833 --> 00:06:34,707
‫و من هم دوست دارم باشی.

75
00:06:34,708 --> 00:06:37,999
‫خدا می‌دونه باز
‫چه نقشه‌ی مزخرفی کشیدی...

76
00:06:38,000 --> 00:06:39,374
‫نقشه‌ای در کار نیست، گرت.

77
00:06:39,375 --> 00:06:40,833
‫دارم تلاشم رو می‌کنم.

78
00:06:41,791 --> 00:06:45,457
‫من دیگه عوض شدم،
‫ولی حق می‌دم که درکم نکنی.

79
00:06:45,458 --> 00:06:46,583
‫ولی سیندی...

80
00:06:48,541 --> 00:06:50,791
‫سیندی بهم اعتماد داره.

81
00:06:53,875 --> 00:06:56,208
‫و من هم می‌خوام لیاقت
‫اعتمادش رو داشته باشم.

82
00:06:59,208 --> 00:07:01,250
‫لطفاً، گرت.

83
00:07:02,625 --> 00:07:04,054
‫به پیشنهادم فکر کن.

84
00:07:19,541 --> 00:07:22,165
‫خیلی خوب شده،
‫ولی استادم راست می‌گه.

85
00:07:22,166 --> 00:07:23,707
‫هنوز اون احساسات کافی رو نداره.

86
00:07:23,708 --> 00:07:24,962
‫فعلاً نه.

87
00:07:24,987 --> 00:07:26,374
‫باشه. مشکلی نیست.

88
00:07:26,375 --> 00:07:28,499
‫توی عید یه نگاه دوباره
‫به متن شعر می‌ندازم.

89
00:07:28,500 --> 00:07:31,165
‫- عالی می‌شه. ممنون.
‫- فدات.

90
00:07:31,166 --> 00:07:32,290
‫می‌بینمت، گرت.

91
00:07:32,291 --> 00:07:33,250
‫قربونت، داداش.

92
00:07:37,375 --> 00:07:39,124
‫باز جولیان تِر زده؟

93
00:07:39,125 --> 00:07:42,540
‫جاستین تِر نزده و می‌خواد
‫یه وِرس جدید اضافه کنه.

94
00:07:42,541 --> 00:07:45,833
‫که یعنی می‌تونم
‫عید امسال رو استراحت کنم.

95
00:07:46,418 --> 00:07:48,266
‫- ولزی.
‫- جان؟

96
00:07:48,291 --> 00:07:49,749
‫واسه عید نمی‌ری خونه‌تون؟

97
00:07:49,750 --> 00:07:51,996
‫فکر کنم مامان‌بابات
‫دوست دارن ببیننت.

98
00:07:52,625 --> 00:07:55,916
‫اون شهر دیگه بهم حس خونه نمی‌ده.

99
00:07:56,708 --> 00:07:58,666
‫به‌خاطر اتفاقی که برات افتاد؟

100
00:07:59,458 --> 00:08:01,541
‫آره و اتفاقی که بعدش افتاد.

101
00:08:02,750 --> 00:08:05,957
‫وقتی می‌فهمی پسری که
‫متهمش کردی، بچه‌ی شهرداره...

102
00:08:05,958 --> 00:08:07,875
‫مردم هم دیگه حرفت رو باور نمی‌کنن.

103
00:08:08,375 --> 00:08:10,999
‫تازه کل هم‌تیمی‌هاش هماهنگ کردن

104
00:08:11,000 --> 00:08:12,665
‫و علیه من شهادت دادن.

105
00:08:12,666 --> 00:08:15,041
‫دادگاه عجیبی بود.

106
00:08:16,535 --> 00:08:17,910
‫یارو ورزش‌کار بوده؟

107
00:08:18,125 --> 00:08:19,250
‫آره.

108
00:08:20,561 --> 00:08:21,881
‫بازیکن هاکی؟

109
00:08:23,758 --> 00:08:25,133
‫آره.

110
00:08:27,407 --> 00:08:28,723
‫ای حروم‌زاده.

111
00:08:28,228 --> 00:08:28,732
(گرت در اینجا طرز بیان خاصی داره.
‫هم از طرف عصبانیـه و هم به صورت غیرمستقیم
‫از خودش خجالت می‌کِشه که دلیلش مشخصـه.)

112
00:08:29,666 --> 00:08:31,665
‫دیگه گذشته و رفته.

113
00:08:31,666 --> 00:08:33,374
‫اون یارو هم فراموش شده.

114
00:08:33,375 --> 00:08:37,040
‫در کل علاقه‌ای
‫به رفتن به ایندیانا ندارم.

115
00:08:37,164 --> 00:08:38,505
‫مامان‌بابام هم درک می‌کنن.

116
00:08:39,958 --> 00:08:41,458
‫حالا چی شده که می‌پرسی؟

117
00:08:41,958 --> 00:08:45,708
‫بابام واسه عید دعوتم کرده خونه
‫و می‌خواد با نامزدش آشنا بشم.

118
00:08:47,041 --> 00:08:49,165
‫خب دوست داری بری؟

119
00:08:49,166 --> 00:08:50,500
‫شاید.

120
00:08:51,000 --> 00:08:52,041
‫نمی‌دونم.

121
00:08:52,791 --> 00:08:56,208
‫داستان من و بابام...

122
00:08:58,583 --> 00:09:00,125
‫یه‌کم پیچیده‌ست.

123
00:09:01,291 --> 00:09:03,332
‫آره، ولی بالاخره باباتـه.

124
00:09:03,333 --> 00:09:05,374
‫حتی اگه آدم سخت‌گیری باشه.

125
00:09:05,375 --> 00:09:09,208
‫قبل‌از تمرین که دیدمش،
‫رفتارش عوض شده بود.

126
00:09:09,791 --> 00:09:11,207
‫یعنی خوب بود یا بَد؟

127
00:09:11,208 --> 00:09:12,864
‫خوب‌بودن در توانش نیست، ولی...

128
00:09:13,208 --> 00:09:14,500
‫ولی امیدواری که باشه.

129
00:09:15,208 --> 00:09:19,082
‫ببین، به نظرم آدم‌ها
‫اگه بخوان، می‌تونن تغییر کنن.

130
00:09:19,083 --> 00:09:21,416
‫یعنی می‌گی یه فرصت بهش بدم؟

131
00:09:21,916 --> 00:09:23,666
‫اگه خودت می‌خوای.

132
00:09:26,416 --> 00:09:27,640
‫اگه برم...

133
00:09:28,791 --> 00:09:30,125
‫تو هم باهام می‌آی؟

134
00:09:31,833 --> 00:09:32,750
‫معلومـه.

135
00:09:33,333 --> 00:09:34,583
‫مطمئنـی؟

136
00:09:35,104 --> 00:09:36,790
‫دوست‌دخترها واسه همین روزائـن.

137
00:09:36,961 --> 00:09:39,544
‫حداقل اون واقعی‌هاشون.

138
00:09:45,583 --> 00:09:47,125
‫ممنون.

139
00:10:03,833 --> 00:10:05,749
‫سرعتم بیشتر شده؟

140
00:10:06,833 --> 00:10:08,558
‫دیگه برام مهم نیست.

141
00:10:08,583 --> 00:10:10,025
‫اینجا خوب افتادی‌ها.

142
00:10:10,233 --> 00:10:11,431
‫بَدجنس شدی.

143
00:10:11,456 --> 00:10:13,094
‫بَدجنس بااُبهت یا مثل تو؟

144
00:10:13,541 --> 00:10:15,374
‫- مثل زِدنو چارا شدی.
‫- آها.

145
00:10:14,888 --> 00:10:15,393
(زدنو چارا از بازیکن‌های معروف و درشت‌هیکل تاریخچه‌ی هاکی هست.)

146
00:10:15,460 --> 00:10:17,141
‫عمراً به بَدجنسی من نمی‌رسی.

147
00:10:17,171 --> 00:10:18,399
‫همین هم خوبـه.

148
00:10:18,577 --> 00:10:22,082
‫حداقل توی این عکس‌ها نشون می‌دی
‫که فکروذکرت دوست‌دختر گرت نیست.

149
00:10:22,083 --> 00:10:24,249
‫- خب واقعاً نیست!
‫- که این‌طور.

150
00:10:27,268 --> 00:10:29,211
[ مرکز ترک اعتیاد هیستینگز ]

151
00:10:27,750 --> 00:10:30,208
‫این دفعه قرعه به نام تو افتاده.

152
00:10:31,500 --> 00:10:33,040
‫بذارمش روی بلندگو؟

153
00:10:33,041 --> 00:10:35,457
‫نه، قربون دستت.

154
00:10:35,458 --> 00:10:37,499
‫خب حتماً داره بهش سخت می‌گذره.

155
00:10:37,500 --> 00:10:40,249
‫می‌ترسه روز عید تنها بمونه؟
‫خب تقصیر خودشـه.

156
00:10:40,250 --> 00:10:41,374
‫داره تلاش می‌کنه، داداش.

157
00:10:41,375 --> 00:10:43,374
‫تلاش کار همیشگی‌شـه.

158
00:10:45,198 --> 00:10:46,818
‫جوابش رو بده.

159
00:10:50,166 --> 00:10:51,208
‫سلام، مامان.

160
00:10:53,375 --> 00:10:57,415
‫این جناب بوقلمون ۱۱ کیلو وزن دارند.

161
00:10:58,875 --> 00:11:00,374
‫- بوقلمون گنده‌ایـه.
‫- دقیقاً.

162
00:11:00,375 --> 00:11:01,832
‫می‌خوایم عید امسال رو بترکونیم.

163
00:11:01,833 --> 00:11:03,874
‫برعکسِ پارسال که
‫هرکی یه‌چیزی با خودش آورد

164
00:11:03,875 --> 00:11:06,540
‫و آخرش یه بوقلمون داشتیم
‫با ۳۰۰ بطری آبجو.

165
00:11:06,541 --> 00:11:07,788
‫چه روزی بود.

166
00:11:07,813 --> 00:11:09,624
‫و عید امسال هم
‫واسه من خاطره‌انگیز می‌شه.

167
00:11:09,625 --> 00:11:12,790
‫واسه همین پخت‌وپز تماماً با خودمـه.

168
00:11:12,791 --> 00:11:15,957
‫امسال بهترین عید
‫شکرگزاری رو خواهیم داشت.

169
00:11:15,958 --> 00:11:17,500
‫بی‌نقص‌ترین عید.

170
00:11:19,978 --> 00:11:21,165
‫- یا خدا.
‫- پشمام.

171
00:11:21,166 --> 00:11:22,915
‫حالا که نمی‌شه برم خونه، تصمیم گرفتم

172
00:11:22,916 --> 00:11:24,999
‫بهترین غذاهای مامانم رو درست کنم.

173
00:11:25,000 --> 00:11:28,415
‫سه مدل کیک داریم...
‫دو مدل آبمیوه...

174
00:11:28,416 --> 00:11:30,915
‫و یه‌عالمه سیب‌زمینی شیرین.

175
00:11:30,916 --> 00:11:33,541
‫و البته گُل سرسبدشون:

176
00:11:34,875 --> 00:11:38,458
‫بوقلمون بریون،
‫مختص خاندان تاکر، از سال ۱۹۸۵.

177
00:11:39,666 --> 00:11:41,499
‫- حالا می‌شه برم؟
‫- فکر کنم هنوز مونده.

178
00:11:41,500 --> 00:11:43,874
‫بله بله، هنوز مونده.

179
00:11:43,875 --> 00:11:46,999
‫سربازها هم باید
‫به‌اندازه‌ی فرمانده زحمت بِکشن.

180
00:11:47,000 --> 00:11:48,499
‫گرت کجاست؟

181
00:11:48,500 --> 00:11:50,334
‫الان ما سربازهاتـیم؟

182
00:11:50,359 --> 00:11:52,040
‫این بار همه‌چی باید بی‌نقص باشه.

183
00:11:52,041 --> 00:11:55,040
‫این یه عملیات نظامیـه، دوستان.

184
00:11:55,041 --> 00:11:56,915
‫همه‌تون وظایفی دارین.

185
00:11:56,916 --> 00:11:59,040
‫گرت کدوم گوریـه؟

186
00:11:59,041 --> 00:12:00,082
‫- چی شده؟
‫- گرت.

187
00:12:00,083 --> 00:12:01,790
‫ممنون که بالاخره ملحق شدی.

188
00:12:01,791 --> 00:12:04,249
‫تو و ولزی برین مواد لازم
‫برای کیک دلا رو بگیرین.

189
00:12:04,250 --> 00:12:05,332
‫واسه چی؟

190
00:12:05,333 --> 00:12:06,415
‫واسه عید دیگه.

191
00:12:06,416 --> 00:12:08,874
‫آها... شرمنده، تاک.

192
00:12:08,875 --> 00:12:11,665
‫من و هانا واسه عید می‌ریم
‫خونه‌ی بابام توی بوستون.

193
00:12:11,666 --> 00:12:13,833
‫ای بابا.
‫یعنی چی؟

194
00:12:14,375 --> 00:12:15,540
‫خیلی خوب.

195
00:12:15,541 --> 00:12:18,457
‫مشکلی نیست.
‫دین، زحمتش با توئـه.

196
00:12:18,458 --> 00:12:21,540
‫خیلی دوست داشتم کمک کنم،
‫ولی من هم با بِلا

197
00:12:21,541 --> 00:12:24,124
‫- واسه عید می‌رم نیویورک.
‫- اذیتم نکن، داداش.

198
00:12:24,125 --> 00:12:26,457
‫- نه نه نه...
‫- چهارشنبه‌ی مستان داریم.

199
00:12:26,458 --> 00:12:30,082
‫وقتی می‌تونم اونجا سگ‌مست کنم،
‫چرا اینجا بمونم و سگ‌مست کنم؟

200
00:12:30,083 --> 00:12:32,250
‫شرمنده، داداش.
‫سال بعد می‌بینمت.

201
00:12:33,250 --> 00:12:35,915
‫دوست‌هامون دارن
‫محفل دوستانه رو ترک می‌کنن.

202
00:12:35,916 --> 00:12:37,165
‫کون لق‌شون.

203
00:12:37,166 --> 00:12:39,999
‫من و جولز هستیم.
‫بی‌نقص‌ترین عید شکرگزاری می‌شه.

204
00:12:40,000 --> 00:12:41,000
‫چی لازم داری؟

205
00:12:41,916 --> 00:12:43,541
‫فهرست لوازم رو می‌فرستم.

206
00:12:51,250 --> 00:12:53,040
‫- پشمام.
‫- می‌دونم.

207
00:12:53,326 --> 00:12:54,451
‫باشکوهـه.

208
00:12:59,875 --> 00:13:02,957
‫خیلی ناراحتـم که
‫امسال باهام نمی‌آی بروکلین.

209
00:13:02,958 --> 00:13:05,290
‫من هم.
‫ولی باید گرت رو همراهی کنم.

210
00:13:05,291 --> 00:13:07,665
‫خیلی دوست داشتم
‫مستیِ خاله کَتی رو ببینم

211
00:13:07,666 --> 00:13:09,474
‫که دوباره خونه رو می‌ذاره روی سرش.

212
00:13:09,501 --> 00:13:11,798
‫وای آره، پیر شده و هنوز ول‌کن نیست.

213
00:13:12,250 --> 00:13:14,832
‫این اولین عیده که بدون شان هستی.
‫حالت چطوره؟

214
00:13:14,833 --> 00:13:17,082
‫والا دارم از سینگلی‌م لذت می‌برم.

215
00:13:17,083 --> 00:13:20,208
‫مثل یاسمینا توی فصل دوم
‫سریال «النساء الاشباء» شدم.

216
00:13:20,958 --> 00:13:24,124
‫توی فصل دوم مگه همه‌ش توی کما نبود؟

217
00:13:24,125 --> 00:13:27,040
‫چرا، ولی تا قبلش
‫مجرد بود و پیشرفت می‌کرد.

218
00:13:27,041 --> 00:13:28,082
‫درست مثل من.

219
00:13:28,083 --> 00:13:32,332
‫دیگه حواسم پرت نیست
‫و فقط روی بازیگری‌م تمرکز کردم.

220
00:13:32,333 --> 00:13:34,582
‫- همین.
‫- بهت افتخار می‌کنم.

221
00:13:34,583 --> 00:13:35,999
‫من هم به تو افتخار می‌کنم.

222
00:13:36,000 --> 00:13:39,582
‫درست مثل یه دوست‌دختر واقعی
‫می‌خوای با بابای گرت ملاقات کنی.

223
00:13:40,418 --> 00:13:41,532
‫استرس داری؟

224
00:13:41,942 --> 00:13:43,094
‫نه.

225
00:13:44,291 --> 00:13:45,791
‫آخه طرف معروفـه.

226
00:13:46,333 --> 00:13:49,915
‫آره خب یه‌کم استرس دارم،
‫ولی نه به‌خاطر شهرتش.

227
00:13:49,916 --> 00:13:51,790
‫فقط چیزه...

228
00:13:51,791 --> 00:13:55,082
‫این‌جور که گرت ازش تعریف کرده،
‫طرف خیلی سخت‌گیره.

229
00:13:55,083 --> 00:13:57,790
‫آره، توی بازی‌ها دیدمش.
‫یارو اصلاً با لبخند آشنایی نداره.

230
00:13:57,791 --> 00:13:59,374
‫آره فکر کنم.

231
00:13:59,375 --> 00:14:00,624
‫نگران نباش.

232
00:14:00,625 --> 00:14:02,374
‫مهم نیست اون ازت خوشش بیاد یا نه.

233
00:14:02,375 --> 00:14:03,915
‫مهم گرت‌ـه.

234
00:14:03,916 --> 00:14:05,416
‫و اون هم دوستت داره.

235
00:14:06,291 --> 00:14:10,082
‫آخه واسه گرت خیلی مهمـه
‫که مشکلی توی دورهمی پیش نیاد.

236
00:14:10,083 --> 00:14:12,499
‫رابطه‌ها واسه همین روزهائـن، عشقم.

237
00:14:12,500 --> 00:14:13,749
‫از همدیگه حمایت کنین.

238
00:14:13,921 --> 00:14:15,921
‫کمک کنین تا به رشد برسین.

239
00:14:16,833 --> 00:14:19,124
‫همه‌ش که نمی‌شه
‫سکس و خوش‌گذرونی باشه.

240
00:14:20,666 --> 00:14:22,999
‫ای وای، اتوبوس رسید.
‫من برم.

241
00:14:23,000 --> 00:14:25,249
‫کجا؟
‫بذار گرت برسونت.

242
00:14:25,250 --> 00:14:26,540
‫نه بابا.
‫من اتوبوس دوست دارم.

243
00:14:26,541 --> 00:14:27,957
‫تو از اتوبوس‌ها متنفری.

244
00:14:27,958 --> 00:14:29,009
‫نه بابا.

245
00:14:29,034 --> 00:14:31,040
‫عشق منـی.
‫عیدت هم مبارک.

246
00:14:31,041 --> 00:14:32,871
‫قربونت.

247
00:14:51,041 --> 00:14:53,582
‫- تا کِی روی ۴۲۵ درجه باشه؟
‫- تا ۳۰ دقیقه.

248
00:14:53,583 --> 00:14:56,249
‫توی این مدت سعی کن
‫توی بوقلمون رو پُر کنی.

249
00:14:56,250 --> 00:14:58,374
‫یادت نره رطوبت گوشت رو بگیری.

250
00:14:58,375 --> 00:15:00,832
‫می‌دونم می‌دونم.
‫نباید خیس باشه.

251
00:15:00,833 --> 00:15:04,040
‫وگرنه گوشت می‌سوزه
‫و بوقلمونت شبیه عمو پیتر می‌شه.

252
00:15:04,041 --> 00:15:07,874
‫از مارشملوها هم غافل نشی.

253
00:15:07,875 --> 00:15:09,665
‫آروم، داداش.

254
00:15:09,666 --> 00:15:11,540
‫موج بده بهش.

255
00:15:11,541 --> 00:15:12,499
‫آرومِ آروم.

256
00:15:12,500 --> 00:15:13,583
‫- چَشم، سرآشپز.
‫- احسنت.

257
00:15:14,250 --> 00:15:17,582
‫دقیقاً یه ساعت بعدش
‫بوقلمون رو بذار توی فر

258
00:15:17,583 --> 00:15:18,874
‫و مخلفات رو آماده کن.

259
00:15:18,875 --> 00:15:20,290
‫یه ساعت. باشه.

260
00:15:20,291 --> 00:15:22,540
‫اولین عیدی هست که
‫تنهایی داری این کار رو می‌کنی.

261
00:15:22,541 --> 00:15:24,165
‫بدون تو حس عجیبی داره.

262
00:15:24,166 --> 00:15:25,332
‫من هم دلم برات تنگ شده...

263
00:15:25,333 --> 00:15:26,749
‫ولی انگار الان هم کنارتـم

264
00:15:26,750 --> 00:15:30,749
‫و بوی عرق و هورمون‌های
‫مَردونه رو حس می‌کنم.

265
00:15:30,750 --> 00:15:32,249
‫باشه دیگه.

266
00:15:32,250 --> 00:15:34,332
‫فقط امیدوارم خراب نکنم.

267
00:15:34,333 --> 00:15:36,707
‫- می‌خوام بی‌نقص بشه.
‫- هیچی بی‌نقص نیست.

268
00:15:36,708 --> 00:15:37,874
‫مهم خود غذا نیست.

269
00:15:37,875 --> 00:15:40,374
‫مهم عشق و علاقه‌ایـه که
‫واسه پختش صرف می‌شه.

270
00:15:40,375 --> 00:15:42,082
‫این دیالوگ سریال
‫«کُنتس پابرهنه» نبود؟

271
00:15:42,083 --> 00:15:44,999
‫شاید هم اون‌ها دیالوگ من رو دزدیدن؟

272
00:15:46,166 --> 00:15:47,457
‫باید قطع کنم، گریوی.

273
00:15:47,458 --> 00:15:48,666
‫دوستت دارم، عزیزم.

274
00:15:52,291 --> 00:15:55,583
‫عالیـه. جونم.

275
00:15:58,166 --> 00:15:59,665
‫مارشملوها کجائـن؟

276
00:15:59,666 --> 00:16:03,457
‫همین پنج ثانیه پیش اینجا دیدمش.
‫کجا رفت؟

277
00:16:03,458 --> 00:16:05,499
‫یک، دو، سه.

278
00:16:05,500 --> 00:16:07,832
‫به‌خدا همین‌جا بودن.

279
00:16:07,833 --> 00:16:09,082
‫چه غلطی می‌کنی؟

280
00:16:09,083 --> 00:16:10,707
‫رسم خونوادگی‌مون رو زنده نگه می‌دارم.

281
00:16:10,708 --> 00:16:13,624
‫می‌خوام یه عید شکرگزاری
‫درست‌حسابی داشته باشم. باشه؟

282
00:16:13,625 --> 00:16:15,999
‫با بوقلمون و کدوتنبل
‫می‌شه درست‌حسابی؟

283
00:16:16,000 --> 00:16:17,249
‫واسه من خسته‌کننده‌ست.

284
00:16:17,250 --> 00:16:19,540
‫مامان هرچی هم که باشه،
‫دورهمی باهاش خوش می‌گذره.

285
00:16:19,541 --> 00:16:22,499
‫جالبـه که فقط خاطرات خوش یادت مونده.

286
00:16:22,500 --> 00:16:25,124
‫می‌شه لطفاً از امروز لذت ببریم؟

287
00:16:25,125 --> 00:16:27,415
‫داری دورهمی تاک رو خراب می‌کنی.

288
00:16:27,416 --> 00:16:30,207
‫باور کنین مارشملوها همین‌جا بودن.

289
00:16:30,208 --> 00:16:32,332
‫اراذل!

290
00:16:32,333 --> 00:16:34,082
‫- عیدتون مبارک!
‫- عع، بِردی!

291
00:16:34,083 --> 00:16:35,582
‫ناتالی!
‫خدا رو شکر!

292
00:16:35,583 --> 00:16:38,915
‫- ترسیدم غذا اضافه بیاد.
‫- خیالت تخت. مهمون هم آوردیم.

293
00:16:38,916 --> 00:16:40,332
‫شراب هم آوردیم.

294
00:16:40,333 --> 00:16:42,790
‫به‌به، شیش‌نفر دیگه.
‫سلام، کندال جون.

295
00:16:42,791 --> 00:16:45,249
‫این تعداد هم جوابـه.
‫سلام. احوال شما؟

296
00:16:45,250 --> 00:16:46,803
‫- سلام.
‫- ممنون بابت دعوتت، تاکر.

297
00:16:48,403 --> 00:16:49,975
‫خوش اومدین.

298
00:16:50,416 --> 00:16:53,249
‫به نظرت می‌شه سیب‌زمینی‌ها رو
‫توی یه ظرف دوبرابر کرد؟

299
00:16:53,250 --> 00:16:54,791
‫از من می‌پرسی؟

300
00:16:55,291 --> 00:16:56,333
‫خدا کمکم کنه.

301
00:16:57,291 --> 00:16:58,790
‫اصلاً ایده‌ی خوبی نیست.

302
00:16:58,791 --> 00:17:00,415
‫آره، حق با توئـه.

303
00:17:00,416 --> 00:17:02,415
‫آخه کی واسه عید شکرگزاری
‫کیک لیمویی می‌بره؟

304
00:17:02,416 --> 00:17:04,290
‫چرا جلوم رو نگرفتی؟
‫کدوتنبل.

305
00:17:04,291 --> 00:17:06,624
‫باید کدوتنبل می‌گرفتم.

306
00:17:06,625 --> 00:17:08,207
‫شاید شراب گزینه‌ی بهتری بود.

307
00:17:08,208 --> 00:17:10,000
‫منظورم اومدن‌مون به اینجاست، ولزی.

308
00:17:10,637 --> 00:17:11,743
‫آها.

309
00:17:13,464 --> 00:17:16,005
‫خب هروقت دوست داشتی، می‌ریم.

310
00:17:16,083 --> 00:17:18,124
‫بهم علامت بده تا بزنیم بیرون.

311
00:17:18,125 --> 00:17:19,915
‫- علامت بدم؟
‫- آره.

312
00:17:19,916 --> 00:17:22,457
‫مثلاً دستم رو فشار بده.

313
00:17:22,458 --> 00:17:23,874
‫یه بار فشار بدی، یعنی اوضاع خوبـه.

314
00:17:23,875 --> 00:17:25,832
‫دو بار فشار بدی، از اینجا می‌ریم.

315
00:17:30,166 --> 00:17:31,875
‫می‌خوای اصلاً نریم؟

316
00:17:36,375 --> 00:17:39,655
‫یا می‌خوای بمونیم؟
‫لطفاً یه چیزی بگو.

317
00:17:40,625 --> 00:17:42,103
‫باشه. می‌مونیم.

318
00:17:42,750 --> 00:17:43,859
‫خب.

319
00:17:45,750 --> 00:17:48,249
‫اولین قدم خروج از اتومبیلـه.

320
00:17:49,113 --> 00:17:50,499
‫آره.

321
00:17:53,416 --> 00:17:55,290
‫گرت، بالاخره اومدی.

322
00:17:55,291 --> 00:17:56,374
‫سلام، بابا.

323
00:17:56,375 --> 00:17:57,832
‫و شما باید هانا خانم باشی.

324
00:17:57,833 --> 00:17:59,665
‫- خیلی خوش‌وقتـم.
‫- سلام عرض شد.

325
00:17:59,666 --> 00:18:01,790
‫ببخشین، دستم پُره...

326
00:18:01,791 --> 00:18:02,999
‫اون رو بده من.

327
00:18:03,000 --> 00:18:04,249
‫به‌به، کیک!

328
00:18:04,750 --> 00:18:07,624
‫کیک لیمویی‌ـه!
‫تو عاشق کیک لیمویی هستی.

329
00:18:07,625 --> 00:18:10,374
‫- عاشق کیک لیمویی‌ـه.
‫- بعله، رودستش نیست. ممنون.

330
00:18:10,375 --> 00:18:12,845
‫همین‌طور واینستین.
‫بیاین داخل دیگه.

331
00:18:12,870 --> 00:18:13,912
‫بفرمایین.

332
00:18:14,301 --> 00:18:16,467
‫این رو بذارم توی یخچال.

333
00:18:16,583 --> 00:18:18,040
‫کُت‌تون رو بدین من.

334
00:18:18,041 --> 00:18:19,250
‫ممنون.

335
00:18:20,958 --> 00:18:22,333
‫ممنون.

336
00:18:25,583 --> 00:18:27,228
‫خونه‌ی قشنگیـه.

337
00:18:27,506 --> 00:18:28,727
‫آره.

338
00:18:30,458 --> 00:18:33,083
‫آخی، بچگی‌تـه؟

339
00:18:42,166 --> 00:18:44,063
‫خیلی شبیه همـن، مگه نه؟

340
00:18:44,333 --> 00:18:46,219
‫پدرو پسر یکی‌ان.

341
00:18:46,750 --> 00:18:48,707
‫خیلی خوش‌حالـم که اومدی، گرت.

342
00:18:48,708 --> 00:18:51,040
‫خیلی دوست دارم
‫از مسابقات فصلی‌تون بشنوم.

343
00:18:52,375 --> 00:18:54,082
‫می‌خوام بازی بذارم.

344
00:18:54,083 --> 00:18:55,374
‫رقابت بین من و توئـه، پسر.

345
00:18:55,375 --> 00:18:56,624
‫تیم رنجرز و برونز.

346
00:18:56,625 --> 00:19:00,124
‫می‌شه اول خونه رو به هانا نشون بدم؟

347
00:19:00,395 --> 00:19:01,967
‫بله که می‌شه.

348
00:19:01,992 --> 00:19:04,326
‫اجازه نمی‌خواد.
‫اینجا خونه‌ی خودتـه.

349
00:19:06,848 --> 00:19:08,207
‫بریم.

350
00:19:08,208 --> 00:19:09,749
‫باشه.

351
00:19:10,708 --> 00:19:12,332
‫خیلی‌خیلی خوش اومدین.

352
00:19:12,333 --> 00:19:13,958
‫باز کی دَر زد؟

353
00:19:15,208 --> 00:19:16,790
‫ما با الکل آمده‌ایم.

354
00:19:16,791 --> 00:19:20,665
‫و چند بسته چُس‌فیل هم
‫از سلف دانشکده کش رفتیم.

355
00:19:20,666 --> 00:19:22,624
‫تبریک می‌گم، تاک.
‫باز هم مهمون داری.

356
00:19:22,625 --> 00:19:24,624
‫هانا گفت ما هم دعوتـیم.

357
00:19:24,625 --> 00:19:26,499
‫معلومـه که دعوتـین.

358
00:19:26,500 --> 00:19:28,428
‫بفرمایین بشینین.

359
00:19:28,453 --> 00:19:29,971
‫جولز ازتون پذیرایی می‌کنه.

360
00:19:31,375 --> 00:19:35,707
‫لطفاً توی همین محدوده‌ی
‫هال‌وپذیرایی تشریف داشته باشین.

361
00:19:35,708 --> 00:19:37,874
‫خیلی ممنون.
‫عیدتون هم مبارک.

362
00:19:37,875 --> 00:19:39,375
‫عید تو هم مبارک.

363
00:19:45,250 --> 00:19:47,290
‫چرا مخلفات رو توی فر نذاشتین؟

364
00:19:47,291 --> 00:19:50,374
‫آخه هنوز پودینگ ذرت
‫و مارشملوها توی فرن.

365
00:19:50,375 --> 00:19:52,250
‫بیا برنامه‌ی فر رو تنظیم کنیم.

366
00:19:53,250 --> 00:19:54,624
‫من محاسبه کردم.

367
00:19:54,625 --> 00:19:57,624
‫مخلفات رو باید توی
‫ناحیه‌ی بی‌طرف بذاریم.

368
00:19:57,625 --> 00:19:59,499
‫کلاً ۳۰ دقیقه زمان می‌بره.

369
00:19:59,500 --> 00:20:01,290
‫کاش توی هاکی
‫همین‌قدر مهارت داشتین...

370
00:20:01,291 --> 00:20:03,374
‫جولز، اصلاً حوصله‌ی شوخی ندارم.

371
00:20:03,375 --> 00:20:04,374
‫لطفاً بس کن.

372
00:20:04,375 --> 00:20:05,999
‫- تو برو.
‫- بچه‌ها، خواهش می‌کنم.

373
00:20:06,000 --> 00:20:07,666
‫- یکی مزه کنه.
‫- لوگان، مزه کن.

374
00:20:09,416 --> 00:20:12,833
‫آخرین ایستگاه هم اتاق بنده‌ست.

375
00:20:21,875 --> 00:20:22,922
‫چیزی شده؟

376
00:20:23,791 --> 00:20:26,165
‫نه، فقط حس عجیبیـه که برگشتم اینجا.

377
00:20:26,166 --> 00:20:28,499
‫بعداز فوت مامانم،
‫رفتم مدرسه شبانه‌روزی

378
00:20:28,500 --> 00:20:30,957
‫و دیگه برنگشتم اینجا.

379
00:20:30,958 --> 00:20:33,124
‫آره، مشخصـه.

380
00:20:33,125 --> 00:20:35,957
‫بابات توی کار انبارداری هم هست؟

381
00:20:37,916 --> 00:20:40,624
‫این‌ها همه‌ش وسایلیـه
‫که توی فروشگاه‌ها

382
00:20:40,625 --> 00:20:41,957
‫و همایش‌ها امضا می‌زنه.

383
00:20:41,958 --> 00:20:42,916
‫عجب.

384
00:20:43,541 --> 00:20:45,333
‫مثلاً می‌خواد افسانه‌ش فراموش نشه.

385
00:20:46,750 --> 00:20:48,750
‫ولی دیگه دوران طلایی‌ش تموم شده.

386
00:20:51,291 --> 00:20:53,082
‫نگرانـی که تو هم همین‌طوری بشی؟

387
00:20:53,083 --> 00:20:56,208
‫موفقیت همیشه تهش این‌طوریـه.

388
00:20:57,541 --> 00:20:59,499
‫می‌تونم همین فردا مدرک رو بندازم دور

389
00:20:59,500 --> 00:21:03,666
‫و برم توی یه هایپرمارکت بارکد اسکن کنم.

390
00:21:04,958 --> 00:21:07,457
‫البته این هم شغل شریفیـه.

391
00:21:07,458 --> 00:21:10,416
‫اتفاقاً مامان من هم
‫توی هایپرمارکت کار می‌کنه.

392
00:21:11,416 --> 00:21:14,375
‫ولی خب آره،
‫شغل رؤیایی اون هم نبوده...

393
00:21:15,708 --> 00:21:17,038
‫دوست داشته چی‌کاره بشه؟

394
00:21:17,375 --> 00:21:19,874
‫نمی‌دونم.
‫قبلاً که خواننده بود.

395
00:21:19,875 --> 00:21:22,290
‫گروه موسیقی
‫دبیرستانش چندتا جایزه بردن...

396
00:21:22,291 --> 00:21:24,332
‫ولی هیچ‌وقت جدی دنبالش نرفت.

397
00:21:24,333 --> 00:21:26,165
‫پس حتماً به تو افتخار می‌کنه.

398
00:21:26,166 --> 00:21:28,708
‫فقط دوست داره
‫از کاری که می‌کنم، راضی باشم.

399
00:21:30,375 --> 00:21:32,999
‫بابای من که اصلاً این‌طوری نیست.

400
00:21:33,000 --> 00:21:36,165
‫الان رو نمی‌دونم،
‫ولی قبلاً این‌طوری نبود.

401
00:21:36,166 --> 00:21:38,625
‫نه فقط توی هاکی، کلاً همیشه...

402
00:21:39,958 --> 00:21:41,332
‫خیلی...

403
00:21:41,333 --> 00:21:42,790
‫سخت‌گیر بود؟

404
00:21:42,791 --> 00:21:43,915
‫آره.

405
00:21:43,916 --> 00:21:46,041
‫- فهمیدم.
‫- عجیب سخت‌گیر بود.

406
00:21:55,208 --> 00:21:58,582
‫چی بگم...
‫آخه این‌طوری هم جالب نمی‌شه.

407
00:21:58,583 --> 00:22:01,957
‫یه‌روز از خواب بیدار شی
‫و بفهمی دیگه هاکی بازی نمی‌کنی.

408
00:22:01,958 --> 00:22:03,457
‫دلت تنگ نمی‌شه؟

409
00:22:03,458 --> 00:22:05,207
‫تنها هنر من همین هاکی‌ـه.

410
00:22:05,208 --> 00:22:07,871
‫این حرف رو نزن.
‫تازه جواب سؤالم هم نبود.

411
00:22:10,166 --> 00:22:11,583
‫فکر کنم بعدش...

412
00:22:12,958 --> 00:22:14,833
‫احساس آزادی می‌کنم.

413
00:22:22,333 --> 00:22:23,416
‫ببخشین.

414
00:22:24,958 --> 00:22:28,624
‫آلی گفت وقتی برسه، زنگ می‌زنه.

415
00:22:28,625 --> 00:22:29,957
‫جواب بده.

416
00:22:29,958 --> 00:22:30,833
‫اشکال نداره؟

417
00:22:36,416 --> 00:22:37,833
‫آره، نگران نباش.

418
00:22:39,166 --> 00:22:40,375
‫باشه.

419
00:22:43,563 --> 00:22:44,582
‫الو؟

420
00:22:44,583 --> 00:22:45,874
‫وای!

421
00:22:45,875 --> 00:22:47,416
‫سلام، بچه‌ها.

422
00:22:50,500 --> 00:22:54,415
‫اینجا از روز تخفیف
‫جمعه‌ی سیاه فروشگاه‌ها شلوغ‌تره.

423
00:22:54,416 --> 00:22:57,082
‫برای پذیرایی باید
‫به‌روش سنتی عمل کنیم.

424
00:22:57,083 --> 00:23:01,374
‫می‌رم از انبار باز هم
‫سیب‌زمینی بیارم و بعدش...

425
00:23:01,375 --> 00:23:03,332
‫- رطوبت؟
‫- رطوبت بوقلمون رو بگیریم.

426
00:23:03,333 --> 00:23:05,165
‫- بله.
‫- برو، داداش.

427
00:23:05,166 --> 00:23:07,957
‫صبر کن ببینم.
‫روی سیب‌زمینی‌ها مارشملو نیست؟

428
00:23:07,958 --> 00:23:09,707
‫سیب‌زمینی‌هاش شیرینـن دیگه.

429
00:23:09,708 --> 00:23:12,457
‫کفر نگو، پسر.
‫تو کافری؟

430
00:23:12,458 --> 00:23:13,874
‫حرفم رو پس نمی‌گیرم.

431
00:23:13,875 --> 00:23:16,207
‫ما که هیچ‌وقت روی
‫سیب‌زمینی مارشملو نذاشتیم.

432
00:23:16,208 --> 00:23:18,957
‫- مگه تا حالا سیب‌زمینی شیرین خوردیم؟
‫- من یه بار ساندویچش رو خوردم.

433
00:23:18,958 --> 00:23:21,374
‫ساندویچ توی عید شکرگزاری؟

434
00:23:21,375 --> 00:23:23,333
‫اتفاقاً مناسب‌ترین
‫زمان برای ساندویچـه.

435
00:23:23,833 --> 00:23:26,749
‫مخصوصاً وقتی داداشت
‫با اغذیه‌ی «کلبه‌ی تاکو» قرارداد بسته.

436
00:23:26,750 --> 00:23:29,124
‫عع، مگه روز عید هم کار می‌کنن؟

437
00:23:29,125 --> 00:23:31,499
‫فقط اون‌ها روز عید باز می‌کنن.

438
00:23:31,500 --> 00:23:34,790
‫یه بار مامان‌مون توی عید مست کرد
‫و یادش رفت داره جوجه کباب می‌کنه.

439
00:23:34,791 --> 00:23:36,165
‫این‌طوری فهمیدیم اون‌ها بازن.

440
00:23:36,166 --> 00:23:38,290
‫نزدیک بود منبع گاز پروپان بترکه
‫و محله رو صاف کنه.

441
00:23:38,291 --> 00:23:40,490
‫- اوه اوه.
‫- ولی خیلی باحال بود.

442
00:23:40,602 --> 00:23:42,642
‫مامانم هیچ‌وقت آشپز خوبی نبود.

443
00:23:43,916 --> 00:23:45,166
‫فهمیدم.

444
00:23:45,933 --> 00:23:47,349
‫باید مامان رو ببریم همون‌جا.

445
00:23:47,483 --> 00:23:48,941
‫عمراً.

446
00:23:49,416 --> 00:23:51,124
‫الان بین یه مشت غریبه نشسته

447
00:23:51,125 --> 00:23:52,920
‫و داره غذای مزخرف کمپ رو می‌خوره.

448
00:23:53,458 --> 00:23:54,540
‫خب که چی؟

449
00:23:54,541 --> 00:23:56,749
‫خب به حمایت ما نیاز داره.

450
00:23:56,750 --> 00:23:57,915
‫فکر کنم ما باید دور شیم.

451
00:23:57,916 --> 00:24:01,124
‫آخرین باری که اونجا بود،
‫ازش حمایت کردم

452
00:24:01,125 --> 00:24:02,082
‫و همچنین دفعات قبلی‌ش.

453
00:24:02,083 --> 00:24:04,082
‫امروز عید شکرگزاری‌ـه
‫و اون هم خونواده‌مونـه، جان.

454
00:24:04,083 --> 00:24:05,790
‫و الان توی کمپ ترک اعتیاده، جولز.

455
00:24:05,791 --> 00:24:07,160
‫برای همین می‌گم.

456
00:24:08,041 --> 00:24:09,308
‫داره...

457
00:24:09,625 --> 00:24:10,957
‫داره تلاشش رو می‌کنه.

458
00:24:10,958 --> 00:24:14,500
‫خب، یه برنامه دارم.
‫به‌جای مارشملو، اسفناج می‌ذاریم.

459
00:24:15,833 --> 00:24:16,875
‫چی شده؟

460
00:24:17,375 --> 00:24:18,583
‫اصلاً ولش کن.

461
00:24:19,083 --> 00:24:20,500
‫خودم تنها می‌رم.

462
00:24:25,625 --> 00:24:27,540
‫تاکر، داداش گُلم!

463
00:24:27,541 --> 00:24:28,999
‫ما اومدیم.

464
00:24:29,000 --> 00:24:31,082
‫بله، دارم می‌بینم.

465
00:24:31,083 --> 00:24:32,624
‫شرمنده دیر شد.

466
00:24:32,625 --> 00:24:33,582
‫قربانت.

467
00:24:33,583 --> 00:24:35,500
‫- یانیس اهل لتونی‌ـه.
‫- سلام.

468
00:24:36,000 --> 00:24:38,832
‫- شریل اهل فیلیپین‌ـه.
‫- سلام.

469
00:24:38,833 --> 00:24:40,749
‫- آرجون رو که می‌شناسی.
‫- بله، سلام.

470
00:24:40,750 --> 00:24:43,207
‫- و کارل هاینز.
‫- سلام، کارل هاینز هستم.

471
00:24:45,251 --> 00:24:46,375
‫ببخشید!

472
00:24:47,208 --> 00:24:50,082
‫دوستان، دقت بفرمایید.
‫من یه‌کم به فضا احتیاج دارم.

473
00:24:50,083 --> 00:24:52,790
‫پس لطفاً دورهمی رو ببرین بیرون.

474
00:24:52,791 --> 00:24:54,999
‫بریم، بچه‌ها.
‫بریم.

475
00:24:55,000 --> 00:24:56,915
‫- بیرون.
‫- بریم بیرون.

476
00:24:56,916 --> 00:24:58,540
‫ممنونـم، بچه‌ها.

477
00:24:58,541 --> 00:25:00,458
‫ممنونـم.

478
00:25:04,875 --> 00:25:06,582
‫تیم برونز درحال‌حاضر در رتبه‌ی سوم

479
00:25:06,583 --> 00:25:09,457
‫تیم‌های ایالت قرار گرفته

480
00:25:09,458 --> 00:25:11,707
‫و رتبه‌ی چهارم نیمه‌ی شرقی کشور.

481
00:25:11,708 --> 00:25:13,000
‫بازی شروع می‌شه.

482
00:25:14,916 --> 00:25:18,624
‫مشخص بود برونز قوی شروع می‌کنه.

483
00:25:18,625 --> 00:25:21,124
‫شنیدم توی راه به سالن
‫تمرین برونز هم سر زدی.

484
00:25:21,125 --> 00:25:22,749
‫آره.

485
00:25:22,750 --> 00:25:24,541
‫تونستی خودی نشون بدی؟

486
00:25:25,041 --> 00:25:26,790
‫آره، یه‌کم.

487
00:25:26,791 --> 00:25:28,041
‫باریکلا.

488
00:25:32,458 --> 00:25:35,624
‫سیندی... زن مهربونیـه.

489
00:25:35,625 --> 00:25:36,665
‫آره.

490
00:25:36,666 --> 00:25:38,249
‫طرف‌دار هاکی هم هست.

491
00:25:38,250 --> 00:25:40,499
‫طرف‌دار تیم پنگوئن‌هاست،
‫ولی خودم نظرش رو عوض می‌کنم.

492
00:25:40,500 --> 00:25:41,916
‫خوبـه پس.

493
00:25:44,666 --> 00:25:46,290
‫- آباریکلا.
‫- دهن‌سرویس.

494
00:25:46,291 --> 00:25:47,540
‫همینـه.

495
00:25:47,541 --> 00:25:49,874
‫بونویل دردسری شده واسه برونز.

496
00:25:49,875 --> 00:25:51,165
‫واسه دفاع زیادی سریعـه.

497
00:25:51,166 --> 00:25:52,790
‫آره، ولی برگشتش همیشه کُنده.

498
00:25:52,791 --> 00:25:54,582
‫کافیـه ازش دیسک رو بگیرن و تمام.

499
00:25:54,583 --> 00:25:59,207
‫مطمئنـم برونز حسابی خوش‌حالـه
‫که تو رو یه سال زودتر استخدام می‌کنه.

500
00:25:59,208 --> 00:26:03,124
‫فعلاً نیازی به من نیست.
‫فونتانو هنوز چند فصل دیگه جا داره.

501
00:26:03,125 --> 00:26:05,582
‫تازه، من هنوز آماده نیستم.

502
00:26:05,583 --> 00:26:06,874
‫می‌خوام دانشگاه رو تموم کنم.

503
00:26:10,666 --> 00:26:12,875
‫تصمیم عاقلانه‌ایـه، گرت.

504
00:26:14,833 --> 00:26:17,958
‫بهتره واسه بازیکنِ
‫حرفه‌ای شدن بزرگ‌تر باشی.

505
00:26:18,833 --> 00:26:23,582
‫من ۱۸سالگی شروع کردم
‫و حسابی بهم فشار اومد.

506
00:26:23,583 --> 00:26:25,666
‫ولی تو فرصت آماده‌شدن داری.

507
00:26:39,541 --> 00:26:40,915
‫خب، بالاخره تنها شدی؟

508
00:26:40,916 --> 00:26:43,082
‫لهجه‌ی انگلیسی خاله کَتی چی می‌گه؟

509
00:26:43,083 --> 00:26:45,749
‫تازه می‌گه من رو «کیارا» صدا کنین.

510
00:26:45,750 --> 00:26:47,457
‫کلاً سبکش رو عوض کرده.

511
00:26:47,458 --> 00:26:49,676
‫یه هفته واسه ما رفت لندن‌ها.

512
00:26:52,041 --> 00:26:54,082
‫- آلی؟
‫- ها؟

513
00:26:54,083 --> 00:26:56,290
‫آها... آره.
‫یک وضعی شده.

514
00:26:56,291 --> 00:26:59,374
‫صبر کن بینم...
‫باز چی شده؟

515
00:26:59,375 --> 00:27:02,082
‫هیچی.
‫فقط اینجا خیلی شلوغ‌پلوغـه.

516
00:27:02,083 --> 00:27:03,749
‫خب اگه کار داری...

517
00:27:03,750 --> 00:27:06,624
‫صدای ناخن‌هات رو می‌شنوم‌ها.
‫داری به کی پیام می‌دی؟

518
00:27:06,625 --> 00:27:08,582
‫چی؟
‫هیشکی بابا.

519
00:27:08,583 --> 00:27:09,915
‫شان‌ـه.

520
00:27:09,916 --> 00:27:11,875
‫- باز بَک زدی؟
‫- نه بابا.

521
00:27:12,791 --> 00:27:14,374
‫اشکال نداره‌ها.

522
00:27:15,541 --> 00:27:17,000
‫بابامـه...

523
00:27:18,000 --> 00:27:20,040
‫نمی‌تونه کنترل تلویزیون رو پیدا کنه.

524
00:27:20,041 --> 00:27:23,406
‫باور کن نسل بابام هم
‫اختلال حواس داره، فقط تشخیص داده نشده.

525
00:27:24,290 --> 00:27:25,582
‫آها. باشه پس.

526
00:27:26,458 --> 00:27:28,540
‫چیزه... من برم کمک‌شون.

527
00:27:28,541 --> 00:27:30,707
‫عع... عشق منـی.
‫خدافظ.

528
00:27:30,708 --> 00:27:31,771
‫عع...

529
00:27:43,609 --> 00:27:45,143
[ سرور ما گراهام‌ـه ]

530
00:28:39,833 --> 00:28:41,207
‫عیدتون مبارک.

531
00:28:41,208 --> 00:28:42,874
‫- وقت قبلی داشتین؟
‫- سلام.

532
00:28:42,875 --> 00:28:44,999
‫نه، واسه جین لوگان اومدم.

533
00:28:45,000 --> 00:28:46,540
‫ایشون کِی بستری شده؟

534
00:28:46,541 --> 00:28:47,707
‫هفته‌ی پیش.

535
00:28:47,708 --> 00:28:50,999
‫متأسفانه، ورودی‌های
‫جدید امکان ملاقات ندارن.

536
00:28:51,000 --> 00:28:53,291
‫نه، فقط این رو براش آوردم.

537
00:28:54,250 --> 00:28:56,333
‫بهش بگین ازطرف جولز‌ـه.

538
00:28:56,916 --> 00:28:57,958
‫و جان.

539
00:29:01,291 --> 00:29:02,499
‫ببخشیدها...

540
00:29:02,500 --> 00:29:04,915
‫ولی این رو با پول
‫زحمت‌کشیِ خودم خریدم.

541
00:29:04,916 --> 00:29:06,124
‫بعداً برات واریز می‌کنم.

542
00:29:06,125 --> 00:29:08,040
‫ازطرف جولز و جان.
‫ممنون.

543
00:29:08,041 --> 00:29:11,624
‫پیام خاصی هم براش دارین؟
‫مثلاً «عیدت مبارک» یا...

544
00:29:11,625 --> 00:29:14,041
‫عع... جنس قاچاق رو بده.

545
00:29:25,208 --> 00:29:26,708
‫این یه رسم خونوادگیـه.

546
00:29:27,958 --> 00:29:29,000
‫خودش می‌فهمه.

547
00:29:31,500 --> 00:29:33,124
‫مرسی که اومدی.

548
00:29:33,125 --> 00:29:34,500
‫مطمئنـم خوش‌حال می‌شه.

549
00:29:35,041 --> 00:29:37,250
‫اومدم چون واسه تو مهم بود.

550
00:29:37,791 --> 00:29:39,125
‫و حق با توئـه.

551
00:29:40,375 --> 00:29:41,791
‫اون هم داره تلاش می‌کنه.

552
00:29:48,250 --> 00:29:51,999
‫نظرت چیـه سر راه بریم ابزارفروشی؟

553
00:29:52,000 --> 00:29:53,207
‫واقعاً؟

554
00:29:53,208 --> 00:29:55,124
‫باید منقل و این چیزها بگیریم

555
00:29:55,125 --> 00:29:57,540
‫که تعطیلات رو به‌سبک
‫خاندان لوگان بگذرونیم.

556
00:29:57,541 --> 00:30:01,124
‫پس یه سر به هایپرمارکت هم بزنیم.

557
00:30:01,125 --> 00:30:03,975
‫یه پاکت مارشملو کافی نیست.

558
00:30:04,937 --> 00:30:07,207
‫پس بزن بریم.

559
00:30:11,666 --> 00:30:14,082
‫- گزارش وضعیت.
‫- مخلفات توی فره، سرآشپز.

560
00:30:14,083 --> 00:30:15,540
‫یه ساعت باقی مونده، سرآشپز.

561
00:30:15,541 --> 00:30:17,415
‫- همیشه می‌خواستم این‌طوری بگم.
‫- ترکوندیم‌ها.

562
00:30:17,416 --> 00:30:21,707
‫پس وقتش رسیده، عزیزانم...
‫که بوقلمون رو تفت بدیم!

563
00:30:24,208 --> 00:30:26,457
‫- آماده‌ای، سیمز؟
‫- بریم توی کارش.

564
00:30:26,458 --> 00:30:28,915
‫دَه، نُه، هشت...

565
00:30:28,916 --> 00:30:31,915
‫هفت، شیش، پنج...

566
00:30:31,916 --> 00:30:36,165
‫چهار، سه، دو...

567
00:30:36,166 --> 00:30:37,790
‫یک!

568
00:30:37,791 --> 00:30:40,290
‫نه، گوشت رو خشک نکردیم!

569
00:31:04,458 --> 00:31:07,375
‫چهارشنبه‌سوری شد!

570
00:31:12,000 --> 00:31:14,207
‫امشب حسابی تدارک دیدیم‌ها.

571
00:31:14,208 --> 00:31:17,082
‫پوره‌های سیب‌زمینی
‫سیندی یه چیز دیگه‌ست.

572
00:31:17,083 --> 00:31:18,540
‫مواد لبنی هم نداره.

573
00:31:18,541 --> 00:31:20,474
‫خوش‌به‌حال تو شد، هانا.

574
00:31:21,958 --> 00:31:24,832
‫از سیندی خواستم

575
00:31:24,833 --> 00:31:26,583
‫که سالاد ماکارونی رو

576
00:31:27,250 --> 00:31:29,665
‫- با خُرده‌نون درست کنه.
‫- خُرده‌نون!

577
00:31:29,666 --> 00:31:31,416
‫- درست عین مامان.
‫- دقیقاً.

578
00:31:32,000 --> 00:31:33,415
‫امیدوارم جسارت نکرده باشم.

579
00:31:33,416 --> 00:31:34,885
‫نه بابا.

580
00:31:34,910 --> 00:31:37,790
‫اتفاقاً زحمت کشیدین.
‫ممنون.

581
00:31:38,029 --> 00:31:39,321
‫ممنون که اومدی.

582
00:31:40,666 --> 00:31:42,125
‫خوش‌حالم کردی.

583
00:31:46,500 --> 00:31:47,951
‫فیل، شروع می‌کنی؟

584
00:31:48,416 --> 00:31:49,790
‫بله حتماً.

585
00:31:50,095 --> 00:31:52,304
‫قبل‌از شروع، دعا می‌کنیم.

586
00:31:53,000 --> 00:31:54,244
‫آها.

587
00:31:54,833 --> 00:31:56,000
‫بله.

588
00:31:58,833 --> 00:32:03,958
‫خدایا، به‌خاطر نعمت‌هایی که
‫در اختیارمون گذاشتی، شکرگزارتـیم.

589
00:32:04,920 --> 00:32:09,044
‫سپاسگزاریـم که ما رو دور هم جمع کردی
‫تا از این وعده‌ی غذا لذت ببریم.

590
00:32:09,083 --> 00:32:11,187
‫و همچنین ممنون‌دار آشپزمون هستیم.

591
00:32:12,416 --> 00:32:15,124
‫ما رو در مسیر عشق و زندگی

592
00:32:15,125 --> 00:32:18,735
‫تنها نذار و یار و یاورمون باش.

593
00:32:21,958 --> 00:32:26,000
‫کمک کن اهمیت
‫خانواده رو بهتر درک کنیم.

594
00:32:29,750 --> 00:32:32,499
‫هم در این زندگی و هم در زندگی بعدی.

595
00:32:33,666 --> 00:32:35,041
‫سپاسگزاریـم، خدای بزرگ.

596
00:32:40,083 --> 00:32:41,231
‫آمین.

597
00:32:43,833 --> 00:32:45,125
‫آمین.

598
00:32:58,892 --> 00:33:00,477
‫چیزی شده؟

599
00:33:00,649 --> 00:33:01,707
‫نه.

600
00:33:01,708 --> 00:33:03,290
‫یه‌هو سردم شد.

601
00:33:03,477 --> 00:33:05,268
‫این خانم حسابی سرماییـه.

602
00:33:05,293 --> 00:33:07,790
‫زمستون‌های اینجا حسابی براش سختـه.

603
00:33:07,791 --> 00:33:11,208
‫برو بالا یه لباس گرم‌تر بپوش، عزیزم.

604
00:33:14,208 --> 00:33:15,499
‫نه! نرو!

605
00:33:15,580 --> 00:33:18,163
‫- پسر!
‫- بشینین لطفاً.

606
00:33:19,625 --> 00:33:21,291
‫چت شده؟

607
00:33:22,333 --> 00:33:23,583
‫ببخشین، من...

608
00:33:25,750 --> 00:33:27,207
‫باید...

609
00:33:27,208 --> 00:33:28,332
‫عع...

610
00:33:28,333 --> 00:33:29,790
‫معذرت می‌خوام.

611
00:33:29,791 --> 00:33:31,791
‫من حالم خوب نیست.

612
00:33:36,041 --> 00:33:37,083
‫می‌شه بریم؟

613
00:33:40,333 --> 00:33:41,541
‫بریم.

614
00:33:44,941 --> 00:33:46,080
‫آروم‌تر برو.

615
00:33:46,500 --> 00:33:48,624
‫- سوییچ رو بده. من رانندگی می‌کنم.
‫- هانا...

616
00:33:48,625 --> 00:33:49,666
‫گرت.

617
00:33:50,875 --> 00:33:52,375
‫لطفاً.

618
00:33:53,750 --> 00:33:56,333
‫صبر کنین!
‫کُت‌تون!

619
00:33:58,291 --> 00:33:59,375
‫ممنون.

620
00:34:00,958 --> 00:34:02,916
‫من می‌رم ماشین رو گرم کنم.

621
00:34:08,333 --> 00:34:09,457
‫مچ دست‌تون...

622
00:34:09,458 --> 00:34:10,915
‫تصادفی بود.

623
00:34:10,916 --> 00:34:12,166
‫نه، تصادفی نبوده.

624
00:34:12,833 --> 00:34:14,582
‫ببخشین که عیدتون خراب شد.

625
00:34:14,583 --> 00:34:16,415
‫پدرت دوست داشت همه‌مون...

626
00:34:16,416 --> 00:34:18,708
‫نه، شما...
‫شما چیزی رو خراب نکردین...

627
00:34:21,041 --> 00:34:23,374
‫نباید باهاش بمونین.

628
00:34:23,375 --> 00:34:25,874
‫خودش بعدش پشیمون شد.

629
00:34:25,875 --> 00:34:27,332
‫اون...

630
00:34:27,333 --> 00:34:29,957
‫- اون دست بزن نداره.
‫- اتفاقاً داره.

631
00:34:29,958 --> 00:34:32,665
‫بهتون گفته دیگه
‫تکرار نمی‌شه، درستـه؟

632
00:34:32,666 --> 00:34:35,832
‫قول داده و گفته قراره عوض بشه؟
‫همه‌ش مزخرفـه.

633
00:34:35,833 --> 00:34:37,749
‫نه شما واسه‌ش مهمـی و نه من.

634
00:34:37,750 --> 00:34:39,499
‫کل زندگی‌ش فقط اسم و رسم خودشـه.

635
00:34:39,661 --> 00:34:40,883
‫گوش کنین چی می‌گم.

636
00:34:41,333 --> 00:34:43,582
‫مامانم چاره‌ای جز تحملش نداشت.

637
00:34:43,935 --> 00:34:45,310
‫ولی شما هنوز فرصت دارین.

638
00:34:46,708 --> 00:34:48,124
‫لطفاً از اینجا برین.

639
00:34:48,486 --> 00:34:49,611
‫خواهش می‌کنم.

640
00:35:01,875 --> 00:35:03,541
‫مسئله به این سادگی نیست.

641
00:35:53,365 --> 00:35:54,589
‫گرت.

642
00:35:55,172 --> 00:35:56,339
‫الان بهتری؟

643
00:35:57,000 --> 00:35:59,416
‫آره... آره خوبـم.

644
00:36:00,933 --> 00:36:02,307
‫نه، خوب نیستی.

645
00:36:10,666 --> 00:36:12,124
‫گرت، باهام حرف بزن.

646
00:36:24,500 --> 00:36:25,708
‫نتونستم...

647
00:36:26,833 --> 00:36:28,750
‫دیگه تموم شد.
‫چیزی نیست.

648
00:36:29,791 --> 00:36:31,125
‫نتونستم مراقبش باشم.

649
00:36:33,000 --> 00:36:34,208
‫مامانم...

650
00:36:36,125 --> 00:36:37,666
‫سعیم رو کردم...

651
00:36:41,250 --> 00:36:42,500
‫ولی حریف بابام نشدم.

652
00:36:43,483 --> 00:36:44,608
‫گرت.

653
00:36:45,826 --> 00:36:47,222
‫پدرت تو رو می‌زد؟

654
00:36:58,599 --> 00:36:59,724
‫اگه من...

655
00:37:02,979 --> 00:37:04,576
‫اگه من هم مثل اون باشم چی؟

656
00:37:04,791 --> 00:37:06,137
‫این حرف رو نزن.

657
00:37:06,541 --> 00:37:07,638
‫تو...

658
00:37:09,458 --> 00:37:12,415
‫تو هیچ‌وقت این‌طوری
‫به کسی آسیب نمی‌زنی.

659
00:37:12,416 --> 00:37:13,875
‫ازم ترسیده بود.

660
00:37:14,541 --> 00:37:17,082
‫- سیندی؟
‫- دیدی چجوری نگاهم کرد؟

661
00:37:17,282 --> 00:37:20,490
‫اون که به‌خاطر تو نبود.
‫تو رو اصلاً نمی‌شناسه.

662
00:37:23,674 --> 00:37:25,008
‫عزیزم.

663
00:37:58,789 --> 00:38:00,936
‫- معذرت می‌خوام.
‫- این چه حرفیـه؟

664
00:38:01,169 --> 00:38:02,541
‫گرت...

665
00:38:03,463 --> 00:38:06,010
‫باید زودتر همه‌چی رو بهت می‌گفتم.

666
00:38:06,500 --> 00:38:09,415
‫- باید حقیقت رو می‌دونستی.
‫- الان گفتی دیگه.

667
00:38:09,416 --> 00:38:10,625
‫الان گفتی.

668
00:38:22,583 --> 00:38:23,750
‫گرت...

669
00:38:24,833 --> 00:38:26,333
‫الان چی نیاز داری؟

670
00:38:32,125 --> 00:38:33,541
‫فقط بریم خونه.

671
00:38:34,791 --> 00:38:36,707
‫آره، بریم خونه.

672
00:38:36,708 --> 00:38:38,041
‫آره.

673
00:38:42,625 --> 00:38:46,499
‫می‌دونم این مراسم
‫جزو برنامه‌مون نبود...

674
00:38:46,500 --> 00:38:52,416
‫ولی ممنون که تشریف آوردید
‫تا از این پرنده‌ی خدابیامرز لذت ببریم.

675
00:38:53,041 --> 00:38:55,957
‫دیگه وقت رو تلف نکنیم

676
00:38:55,958 --> 00:38:57,457
‫و بریم توی کارش!

677
00:39:25,337 --> 00:39:26,473
‫بوقلمون تیکه‌تیکه شد.

678
00:39:26,498 --> 00:39:28,178
‫- حساب نیست.
‫- چی؟

679
00:39:29,541 --> 00:39:30,875
‫اتفاقاً حسابـه.

680
00:40:00,666 --> 00:40:03,957
‫نوبت خاندان لوگان‌ـه، اُسگل‌ها!

681
00:40:15,602 --> 00:40:17,405
[ زنان کوچک ]

682
00:40:39,916 --> 00:40:41,541
‫- به‌به.
‫- هوم.

683
00:40:43,083 --> 00:40:45,415
‫این بهترین ساندویچیـه که تا حالا خوردم.

684
00:40:46,105 --> 00:40:48,793
‫ساندویچ سرد بوقلمون
‫اصلاً یه چیز دیگه‌ست لامصب.

685
00:40:49,541 --> 00:40:51,999
‫آخه هیچ نگرانی‌ای به آدم نمی‌ده.

686
00:40:52,000 --> 00:40:55,583
‫یه ساندویچ بوقلمون قابل‌اعتماده
‫که قرار نیست تنهات بذاره.

687
00:41:00,375 --> 00:41:01,582
‫ولزی...

688
00:41:01,630 --> 00:41:02,672
‫جان؟

689
00:41:04,041 --> 00:41:05,083
‫ممنونـم.

690
00:41:06,739 --> 00:41:08,338
‫یه ساندویچ ساده‌ست دیگه.

691
00:41:08,958 --> 00:41:10,041
‫ولی باز هم...

692
00:41:11,333 --> 00:41:12,416
‫ازت ممنونـم.

693
00:41:24,333 --> 00:41:25,841
‫آها راستی.

694
00:41:26,208 --> 00:41:27,458
‫داشت یادم می‌رفت.

695
00:41:29,652 --> 00:41:33,443
‫شاید ارزش سالاد ماکارونی
‫با خُرده‌نون نداشته باشه، ولی...

696
00:41:39,558 --> 00:41:43,833
‫مشاورم می‌گفت نذار خاطرات بَد،
‫خاطرات خوبت رو از بین ببرن.

697
00:41:45,227 --> 00:41:46,981
‫و به نظرم این خاطره‌ی خوبی بود.

698
00:41:48,000 --> 00:41:49,166
‫آره.

699
00:41:53,625 --> 00:41:56,500
‫کیک اون‌قدر یخ زده بود
‫که دونفری نتونستیم ببُریمش.

700
00:42:04,125 --> 00:42:05,333
‫باز شروع شد.

701
00:42:06,583 --> 00:42:08,624
‫سلام، مرغ‌های عشق.
‫خوب شد جواب دادین.

702
00:42:08,625 --> 00:42:09,999
‫عید شکرگزاری مبارک.

703
00:42:10,000 --> 00:42:11,165
‫- عید شما هم مبارک.
‫- عید شما هم مبارک.

704
00:42:11,166 --> 00:42:13,832
‫بذار دین هم وصل کنم
‫که دایره تکمیل شه.

705
00:42:14,931 --> 00:42:15,957
‫الو؟

706
00:42:15,958 --> 00:42:17,707
‫حجابت کو، مردک؟

707
00:42:17,708 --> 00:42:19,332
‫گرفتی خوابیدی؟

708
00:42:19,333 --> 00:42:21,499
‫نشئه‌ی تریپتوفان شدم، لاشی‌ها.

709
00:42:20,980 --> 00:42:21,495
(تریپتوفان نوعی پروتئین هست که توی گوشت بوقلمون زیاده.)

710
00:42:21,599 --> 00:42:23,707
‫- الان کجایـی؟
‫- واسه ما رفته نیویورک!

711
00:42:23,708 --> 00:42:25,124
‫اون هم روز عید!

712
00:42:25,125 --> 00:42:26,415
‫تیم یانکی‌ها ریدن!

713
00:42:25,905 --> 00:42:26,411
(یانکی‌ها: از تیم‌های معروف ایالت نیویورک)

714
00:42:26,563 --> 00:42:29,374
‫یانکی‌ها ریدن!
‫یانکی‌ها ریدن!

715
00:42:29,375 --> 00:42:31,040
‫- یانکی‌ها ریدن!
‫- باشه بابا.

716
00:42:31,041 --> 00:42:33,374
‫حداقل من این وقت شب
‫با کون روی یخ سُر نمی‌خورم.

717
00:42:33,375 --> 00:42:34,374
‫چی بگم...

718
00:42:34,375 --> 00:42:36,790
‫کون من که دست‌نخورده و سالمـه.

719
00:42:36,791 --> 00:42:39,832
‫- سلامت باسن تأیید شد.
‫- خیلی ابلهـین، دوستان.

720
00:42:39,833 --> 00:42:41,500
‫دین، تو هیچ‌وقت لباس نمی‌پوشی؟

721
00:42:42,057 --> 00:42:44,374
‫ولزی، سطح تو خیلی
‫بالاتر از این اُسگل‌هاست.

722
00:42:44,375 --> 00:42:46,457
‫- عیدتون مبارک!
‫- عیدتون مبارک!

723
00:42:46,458 --> 00:42:47,999
‫- شب به‌خیر.
‫- عیدتون مبارک!

724
00:42:48,000 --> 00:42:49,624
‫مبارک باشه، کسخل‌ها.

725
00:42:58,083 --> 00:42:59,332
‫ندیدنت.

726
00:43:09,576 --> 00:44:14,578
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

