﻿1
00:00:01,337 --> 00:00:02,797
‫{\an8}[آنچه‌ گذشت...]

2
00:00:01,798 --> 00:00:03,800
‫آسون‌ترین راه واسه برنده شدن یه بازی

3
00:00:03,884 --> 00:00:05,344
‫اینه که کاری کنی حریفت فکر کنه

4
00:00:05,427 --> 00:00:08,305
‫داره کاملاً یه بازی دیگه رو انجام میده

5
00:00:08,388 --> 00:00:11,015
‫تنها جرم من اینه که یه بچه خرپول بودم

6
00:00:11,099 --> 00:00:13,852
‫- که می‌خواست یکم کار خیر بکنه
‫- آره، حالا چطور پیش میره؟

7
00:00:13,936 --> 00:00:17,105
‫می‌خوام به همه ثابت کنم
‫که... آدم داغونی نیستم

8
00:00:17,189 --> 00:00:19,608
‫کار جی نبوده. اون مهربون‌تر از انتظارمه.

9
00:00:19,691 --> 00:00:22,361
‫حرومزاده دروغگو.
‫انگشت اون نیست.

10
00:00:22,444 --> 00:00:23,862
‫از تغییر مدل لذت ببر

11
00:00:23,946 --> 00:00:25,864
‫اون جادوگر دکور خونه است!

12
00:00:25,948 --> 00:00:27,408
‫شهردادر تیلمن اینجا چیکار می‌کنـه؟

13
00:00:27,491 --> 00:00:28,992
‫پادکست چطور پیش میره؟

14
00:00:29,076 --> 00:00:31,703
‫هی، محض اطلاع بگم که
‫هنوزم پایه مهمون بودنـم

15
00:00:31,787 --> 00:00:33,956
‫خب، من دارم امضا جمع می‌کنم
‫که نذارم نیویورک سیتی

16
00:00:34,039 --> 00:00:35,958
‫اولین کازینوی تاریخش رو باز کنه

17
00:00:36,041 --> 00:00:37,584
‫واسه آپارتمان پیشنهاد خرید گرفتم

18
00:00:37,668 --> 00:00:38,919
‫بزرگه

19
00:00:39,002 --> 00:00:42,005
‫یه نرم افزار آشنایی نصب کردم
‫که برای سالمندان سکسیـه

20
00:00:42,089 --> 00:00:43,507
‫اسمـش هست آخرین فرصت قبل از مرگ

21
00:00:43,590 --> 00:00:46,426
‫نوتیفیکیشن آخرین فرصت قبل از مرگ

22
00:00:46,510 --> 00:00:49,054
‫- پریسیلاست، خیلی بانمکه
‫- ماجرای پرونده رو بهش گفتی؟

23
00:00:49,137 --> 00:00:50,973
‫خب، فقط یه تیکه‌هاییش رو

24
00:00:51,056 --> 00:00:52,349
‫دارن گولت می‌زنن، چارلز

25
00:00:52,432 --> 00:00:55,352
‫این گلیچ مثل همون فیلم تی و ست روگن‌ـه

26
00:00:55,435 --> 00:00:58,730
‫- یه چیزی رو کات کردن
‫- چرا لوگوی هلوی برنامه‌ی آخرین فرصت قبل از مرگ

27
00:00:58,814 --> 00:01:01,024
‫مثل مال فیلم دوربینه؟

28
00:01:01,108 --> 00:01:03,569
‫اون داشته بهم پیام می‌داده؟

29
00:01:03,652 --> 00:01:06,572
‫- آره، فیلم رو هم دستکاری کرده
‫- شاید هم لستر رو کشته

30
00:01:06,655 --> 00:01:08,699
‫چی نوشته؟

31
00:01:08,782 --> 00:01:11,410
‫خیلی باهوشی شما

32
00:01:11,493 --> 00:01:13,912
‫حالا باید بیام شکارت کنم

33
00:01:18,417 --> 00:01:20,836
‫وقتی بر روی این زمین
‫و در میان کلان‌شهرها

34
00:01:20,919 --> 00:01:23,797
‫به عنوان یک سرمایه‌دار بزرگ زندگی می‌کنی

35
00:01:26,341 --> 00:01:29,803
‫هیچی برات مهم‌تر از دور شدن نیست

36
00:01:31,888 --> 00:01:36,310
‫تا فرصتی برای اندیشیدن، بازی کردن،
‫یا فقط... فرار کردن پیدا کنی

37
00:01:37,644 --> 00:01:39,813
‫به نظرت خودش می‌دونه داره
‫میره پیش دامپزشک؟

38
00:01:40,814 --> 00:01:42,899
‫خب اگه نمی‌دونست هم الان دیگه می‌دونه

39
00:01:42,983 --> 00:01:44,693
‫اوه

40
00:01:44,776 --> 00:01:48,488
‫اوه، از اون "هشدار‌های نقره‌ایـه".
‫چقدر همیشه وقتی یه سالمند
‫[اعلان عمومی برای یافتن سالمند گمشده]

41
00:01:48,572 --> 00:01:50,199
‫گم میشه، ناراحت کننده‌ست

42
00:01:50,282 --> 00:01:54,911
‫نوشته "فرد مذکر بالغ در معرض خطر،
‫74 سالـه، 170 سانت قد، موی خرمایی

43
00:01:54,995 --> 00:01:57,623
‫‍‌آخرین بار با بوت‌های کابویی جنوب‌غربی

44
00:01:57,706 --> 00:01:59,458
‫- و یک شال گردن بنفش دیده شده
‫- اوه! خداروشکر!

45
00:01:59,541 --> 00:02:01,877
‫نوشته بوت‌هاش فیروزه‌ای بودن؟

46
00:02:01,960 --> 00:02:03,629
‫وای خداروشکر!

47
00:02:03,712 --> 00:02:04,880
‫خدایا شکرت

48
00:02:04,963 --> 00:02:06,757
‫باید نجاتـم بدید

49
00:02:06,840 --> 00:02:09,134
‫من در خطرم

50
00:02:09,968 --> 00:02:14,473
‫{\an8}[نه ساعت قبل]

51
00:02:09,968 --> 00:02:11,678
‫همیشه این حرف رو می‌شنوید

52
00:02:11,762 --> 00:02:14,473
‫"که هرچی ریسک بزرگتر باشه،
‫پاداشـش هم بیشتره"

53
00:02:14,556 --> 00:02:18,268
‫اما موقعی که وقتـش می‌رسه، بیشتر مردم
‫شانس خودشون رو امتحان نمی‌‌کنن

54
00:02:18,352 --> 00:02:20,562
‫افراد بسیار موفق می‌دونن که

55
00:02:20,646 --> 00:02:24,358
‫باید برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ
‫ریسک‌های جسورانه‌ای کرد

56
00:02:24,441 --> 00:02:29,112
‫آیا حاضری تمام وجودت رو
‫وقف بزرگی و موفقیت کنی؟

57
00:02:29,196 --> 00:02:31,698
‫- پرسیدم حاضری؟
‫- بله!

58
00:02:32,783 --> 00:02:35,827
‫شرمنده. می‌دونم که اون مظنون به قتل‌مونـه.

59
00:02:35,911 --> 00:02:39,039
‫اما فایل‌های صوتی "آکادمی موفقیت بش استید"

60
00:02:39,122 --> 00:02:41,083
‫خیلی الهام بخشـن

61
00:02:41,166 --> 00:02:42,959
‫واقعاً اون 18 دلار حلال‌شون

62
00:02:43,043 --> 00:02:47,464
‫فقط وقتی تمام وجودم رو وقف می‌کنم
‫که یه سوتی بده که کجا میشه پیداش کرد

63
00:02:47,547 --> 00:02:49,341
‫یه لحظه وایسید، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

64
00:02:49,424 --> 00:02:50,425
‫- چی؟
‫- اوه. نه.

65
00:02:50,509 --> 00:02:54,805
‫وبسایت کمپانیش میگه "بش استید
‫یک شهروند جهانی هست

66
00:02:54,888 --> 00:02:57,140
‫که در هر قاره یک خانه دارد

67
00:02:57,224 --> 00:03:00,143
‫همچنین یک زیستگاه مصنوعی در مریخ

68
00:03:00,227 --> 00:03:03,063
‫تازه یه آشغال هم هست،
‫ببخشید بد دهنی میکنم

69
00:03:03,146 --> 00:03:04,940
‫آخه مرتیکه تظاهر کرد که دوست دخترمـه

70
00:03:05,023 --> 00:03:07,609
‫فکر نکنم بتونی به پریسیلا بگی دوست دختر

71
00:03:07,693 --> 00:03:10,612
‫چون فقط شش ساعت باهاش چت کردی
‫و هیچ وقت هم حضوری ندیدیش

72
00:03:10,696 --> 00:03:12,781
‫چقد خجالت‌آور

73
00:03:12,864 --> 00:03:16,034
‫داداش‌مون معنی "سچوئیشن‌شیپ" رو نمی‌دونـه
‫[رابطه‌ی عاشقانه‌ی بین دو نفر که هنوز خود را به‌عنوان زوج در نظر نمی‌گیرند]

74
00:03:16,118 --> 00:03:19,287
‫میشه انقد عین بچه‌ها دعوا نکنید؟

75
00:03:19,371 --> 00:03:22,290
‫باید برای مصاحبه‌مون با شهردار آماده بشیم

76
00:03:22,374 --> 00:03:23,834
‫باشه. من که دیگه بیخیال شدم.

77
00:03:23,917 --> 00:03:25,419
‫گرچه نمی‌دونم اصلاً چرا
‫داریم پادکست می‌سازیم

78
00:03:25,502 --> 00:03:27,754
‫وقتی حتی اجازه نداریم درمورد
‫مظنونین‌مون حرف بزنیم

79
00:03:27,838 --> 00:03:31,049
‫چون طبق قرارداد مجبوریم که

80
00:03:31,133 --> 00:03:33,468
‫برای واندیفای محتوا درست کنیم

81
00:03:34,469 --> 00:03:37,556
‫- چقد این مسخره‌ست
‫- نه، نه، نه. من فکر می‌کنم مصاحبه کردن

82
00:03:37,639 --> 00:03:39,808
‫یه انقلاب توی برندمون هست

83
00:03:39,891 --> 00:03:42,978
‫و اینکه شهردار اولین مهمونمون هست
‫خودش یه دستاورد حساب میشه

84
00:03:43,061 --> 00:03:46,606
‫من با تیم مگان مارکل تماس گرفتم
‫که اون مهمون شماره دوم‌مون باشه
‫[مدل و بازیگر سابق آمریکایی و همسر شاهزاده هری]

85
00:03:47,607 --> 00:03:49,735
‫خیلی خب، حتماً خودشه... اوه!

86
00:03:49,818 --> 00:03:51,403
‫اون ایمیل واندیفای رو دیدید؟

87
00:03:51,486 --> 00:03:53,613
‫می‌خوان بیشتر شبیه به
‫پادکست "فاحشه‌های مست " باشیم

88
00:03:53,697 --> 00:03:56,575
‫می‌دونی، یعنی ازمون می‌خوان
‫که دلبری کنیم!

89
00:03:59,286 --> 00:04:00,287
‫یا خدا

90
00:04:01,371 --> 00:04:04,791
‫- سام علیک
‫- سلام!

91
00:04:04,875 --> 00:04:06,626
‫شهردار تیلمن تشریف آوردن!

92
00:04:06,710 --> 00:04:08,170
‫چطوری چارلز؟

93
00:04:08,253 --> 00:04:10,797
‫وای، خدا

94
00:04:10,881 --> 00:04:12,966
‫- سلام. چه افتخاری.
‫- سلام چطوری؟

95
00:04:13,049 --> 00:04:14,885
‫- ممنون. ممنون.
‫- چه افتخاری. من خیلی طرفدارتونـم.

96
00:04:14,968 --> 00:04:19,181
‫ممنون. باورم نمیشه که بلاخره اینجام

97
00:04:19,264 --> 00:04:22,184
‫مونده بودم چند دفعه دیگه باید
‫پا پیش بذارم

98
00:04:22,267 --> 00:04:25,437
‫تا بلاخره دوزاریتون بیفته و من رو
‫بیارید توی پادکست

99
00:04:25,520 --> 00:04:26,689
‫اوه، نه، نه

100
00:04:26,772 --> 00:04:27,940
‫نترسید. نگران نباشید.

101
00:04:28,023 --> 00:04:31,234
‫ماه‌ها داشتم روی صدام برای
‫پادکست کار می‌کردم

102
00:04:31,318 --> 00:04:32,569
‫ببینید

103
00:04:33,487 --> 00:04:35,155
‫من مایکل بابارو هستم

104
00:04:35,238 --> 00:04:36,573
‫خب؟

105
00:04:36,656 --> 00:04:37,700
‫اوه نه، کلاً همین بود

106
00:04:37,783 --> 00:04:39,034
‫اوه!

107
00:04:39,117 --> 00:04:42,245
‫- خوب بود
‫- خب، بریم شروع کنیم دیگه

108
00:04:42,329 --> 00:04:43,330
‫خیلی خب

109
00:04:44,664 --> 00:04:45,749
‫خیلی هم خوب!

110
00:04:45,832 --> 00:04:48,627
‫الیور و میبل، امروز یه قسمت خاص

111
00:04:48,710 --> 00:04:50,629
‫توی پادکست‌مون داریم

112
00:04:50,712 --> 00:04:53,340
‫ما در کنار شهردار نیویورک بو تیلمن هستیم

113
00:04:54,883 --> 00:04:55,967
‫ممنون

114
00:04:56,051 --> 00:04:58,386
‫خیلی ممنونـم چارلز.
‫من خیلی طرفدارتونـم.

115
00:04:58,470 --> 00:04:59,763
‫آره

116
00:04:59,846 --> 00:05:01,932
‫می‌دونی، یکی از وعده‌های انتخاباتیـم

117
00:05:02,015 --> 00:05:04,559
‫اینـه که خیابان‌های این شهر رو امن‌تر می‌کنم

118
00:05:04,643 --> 00:05:07,062
‫واسه همین خیلی هیجان دارم
‫که درموردش حرف بزنیم

119
00:05:07,145 --> 00:05:10,482
‫خب، عالیه. اولین و واضح‌ترین سوالـم اینـه که...

120
00:05:10,565 --> 00:05:12,067
‫می‌خوای بابت کلید عابر پیاده

121
00:05:12,150 --> 00:05:14,528
‫توی خیابون 86ام و برادوی چیکار کنی؟

122
00:05:14,611 --> 00:05:17,197
‫اوه، خرابـه؟

123
00:05:17,280 --> 00:05:19,324
‫نه، اما کلیدش یخورده چسبناک میشه

124
00:05:19,407 --> 00:05:21,493
‫و واسه همین یه وقتایی آدم

125
00:05:21,576 --> 00:05:23,203
‫چندشش میشه که فشارش بده

126
00:05:25,622 --> 00:05:27,541
‫آخه گفتی می‌خوای خیابون‌ها رو امن‌تر کنی

127
00:05:27,624 --> 00:05:29,251
‫منظورم از نظر قتل بود

128
00:05:29,334 --> 00:05:31,086
‫- البته
‫- آره، آره

129
00:05:31,169 --> 00:05:34,548
‫آخه... چند وقت پیش تیزر صوتی‌تون رو شنیدم
‫و بعدش یهو دیگه خبری ازتون نشد

130
00:05:34,631 --> 00:05:36,550
‫واسه همین چندتا تئوری دارم

131
00:05:36,633 --> 00:05:41,972
‫درمورد کسی که این پاییز رقیب منـه
‫تحقیق کردید؟

132
00:05:42,055 --> 00:05:43,765
‫فهمیدی؟

133
00:05:43,849 --> 00:05:45,767
‫- گرفتید بچه‌ها؟
‫- آها جوک بود

134
00:05:46,935 --> 00:05:48,311
‫- دارم شوخی می‌کنم
‫- نه، نه، نه، نه

135
00:05:48,395 --> 00:05:50,814
‫نمی‌تونیم درمورد اون قتل پادکست بسازیم

136
00:05:50,897 --> 00:05:54,150
‫- چی...؟
‫- چون مظنونین اصلی‌مون

137
00:05:54,234 --> 00:05:57,737
‫رسانه‌‌مون رو خریدن و حرف زدن
‫درمورد خودشون رو برامون ممنوع کردن

138
00:05:57,821 --> 00:06:01,032
‫آها، ماجرای فروش واندیفای. آره.

139
00:06:01,116 --> 00:06:02,868
‫وایسا

140
00:06:02,951 --> 00:06:05,787
‫بش استید یکی از مظنون‌هاتون هست؟

141
00:06:05,871 --> 00:06:07,497
‫آره، می‌شناسیش؟

142
00:06:07,581 --> 00:06:12,127
‫عاشقـشم. فکر نکنم به پرونده‌تون
‫ربطی داشته باشه‌ها

143
00:06:12,210 --> 00:06:15,964
‫می‌دونی رومی، بدم نمیاد یکی از اون قهوه‌های

144
00:06:16,047 --> 00:06:18,258
‫- اون مغازه توی خیابون 74 بخورم
‫- باشه

145
00:06:21,469 --> 00:06:22,637
‫خیلی خب، ممنون

146
00:06:24,347 --> 00:06:26,641
‫بش استید قاتلیِ که دنبالشید

147
00:06:30,000 --> 00:06:41,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

148
00:07:15,565 --> 00:07:17,067
‫باید سریع باشیم

149
00:07:17,067 --> 00:07:19,778
‫« فصل پنجم - قسمت هفتـم »
‫« هشدار نقره‌ای »

150
00:07:19,778 --> 00:07:21,821
‫رومی برادرزاده‌ی بش هست

151
00:07:22,614 --> 00:07:25,825
‫مجبورم کرد استخدامـش کنم تا همیشه
‫حواسـش به من باشه

152
00:07:25,909 --> 00:07:28,370
‫و آره، حالا زده و شده بهترین دستیاری
‫که تاحالا داشتم

153
00:07:28,453 --> 00:07:30,705
‫باید ببینید چقد سریع قهوه میگیره

154
00:07:30,789 --> 00:07:32,165
‫عین میگ میگ می‌مونـه

155
00:07:33,500 --> 00:07:34,960
‫به همین زودی رسید توی حیاط

156
00:07:36,461 --> 00:07:39,422
‫خب، بیا حرف بزنیم. چی باعث شده
‫فکر کنی که بش مظنون ماست؟

157
00:07:39,506 --> 00:07:40,966
‫خب، کاملاً ازش مطمئن نیستم

158
00:07:41,049 --> 00:07:42,050
‫سر کارمون گذاشتی، شهردار؟

159
00:07:42,133 --> 00:07:43,886
‫اما اگه دارید درموردش برای چیزی تحقیق می‌کنید

160
00:07:43,969 --> 00:07:46,513
‫احتمالاً اون کار رو کرده.
‫بهم اعتماد کنید.

161
00:07:46,596 --> 00:07:48,974
‫این آدم برای پیشی گرفتن
‫دست به هرکاری می‌زنه

162
00:07:49,057 --> 00:07:51,559
‫این آدم‌ میلیون‌ها دلار به کمپین من کمک کرده

163
00:07:51,643 --> 00:07:54,020
‫خب، پس چرا می‌خوای رسواش کنی؟

164
00:07:54,104 --> 00:07:55,647
‫وقتی برای اولین دفعه می‌خواستم کاندید بشم

165
00:07:55,730 --> 00:07:57,565
‫رقیب‌هام آدم‌های پولداری بودن

166
00:07:57,649 --> 00:08:01,111
‫هیچ شانسی نداشتم، تا اینکه
‫کمک‌های مالی بش شروع شدن

167
00:08:01,194 --> 00:08:04,447
‫اما کاشف به عمل اومد که وقتی مردم
‫بهت پول میدن، تو بهشون مدیون میشی

168
00:08:04,531 --> 00:08:06,574
‫برای منم پیش اومده.
‫یک دفعه یه قرض کوچیک

169
00:08:06,658 --> 00:08:08,493
‫- از رابرت بلیک گرفتم. اون...
‫- الیور!

170
00:08:08,576 --> 00:08:10,120
‫سریع تمومـش می‌کنم

171
00:08:10,203 --> 00:08:13,248
‫اونـم مجبور کرد با اینکه سوگند
‫خورده بودم، دروغ بگم. لطفاً ادامه بده.

172
00:08:13,331 --> 00:08:15,959
‫خب. اولـش با چیزای کوچیک شروع شد.

173
00:08:16,042 --> 00:08:19,087
‫پروانه‌های ساخت،
‫پلاک مخصوص خودروهای دیپلماتیک

174
00:08:19,170 --> 00:08:20,797
‫اما درخواست‌هاش دائم بزرگ‌تر شدن

175
00:08:20,880 --> 00:08:23,675
‫حالا انقد انجام فرمایشاتـش داره وقتـم
‫رو میگیره

176
00:08:23,758 --> 00:08:26,594
‫که نمی‌تونم به وعده‌های انتخاباتیـم عمل کنم

177
00:08:26,678 --> 00:08:28,596
‫واسه همین می‌خواستم بیام توی پادکست شما

178
00:08:28,680 --> 00:08:30,890
‫تا بتونم دل مردم رو به دست بیارم

179
00:08:30,974 --> 00:08:32,976
‫و دیگه انقد برای یه میلیاردر خل و چل
‫دم تکون ندم

180
00:08:33,059 --> 00:08:36,354
‫چرا یه کاری بابتـش نمی‌کنی؟
‫مثلاً با رئیس پلیس حرف بزن

181
00:08:36,438 --> 00:08:39,524
‫به نظرت بزرگترین حمایت کننده‌ی مالی
‫اداره‌ی پلیس نیویورک کیه؟

182
00:08:39,607 --> 00:08:41,526
‫اون عملاً بالاتر از قانونـه

183
00:08:42,152 --> 00:08:43,987
‫شرط می‌بندم بش اون پلیس‌های فاسد

184
00:08:44,070 --> 00:08:46,197
‫که سر جنازه‌ی نیکی توی خشکشویی
‫دیدم رو استخدام کرده بوده

185
00:08:46,281 --> 00:08:48,324
‫شک نکن. و در همین حین...

186
00:08:48,408 --> 00:08:50,160
‫من بی‌قدرتـم

187
00:08:50,243 --> 00:08:51,786
‫هیچی بجز یه عروسک خیمه شب بازی نیستم

188
00:08:51,870 --> 00:08:54,122
‫انگار تخم‌هامو گرفته و به زور
‫اینور و اونور می‌برتم

189
00:08:54,205 --> 00:08:55,665
‫و تازه نه از اون جنبه‌ی بامزه‌اش

190
00:08:55,749 --> 00:08:58,376
‫عالی شد، پس اگه شهردار نیویورک
‫زورش بهش نمی‌رسه

191
00:08:58,460 --> 00:08:59,836
‫پس دیگه چه کاری از دست ما بر میاد؟

192
00:08:59,919 --> 00:09:01,504
‫تحقیق

193
00:09:01,588 --> 00:09:04,382
‫اگه چیزی پیدا کنید می‌تونیم با هم
‫بش رو بکشیم پایین

194
00:09:04,466 --> 00:09:07,302
‫وای خدایا، تعداد رای دهنده‌هام رو
‫خیلی بیشتر می‌کنه

195
00:09:07,385 --> 00:09:09,804
‫مردم شهر الان از میلیاردرها متنفرن

196
00:09:09,888 --> 00:09:12,098
‫داریم سعی می‌کنیم، اما حتی
‫خودشو هم نمی‌تونیم پیدا کنیم

197
00:09:12,182 --> 00:09:14,726
‫خب، چند روز پیش اتفاقی حرف‌های رومی
‫رو موقع تلفن صحبت کردن شنیدم

198
00:09:14,809 --> 00:09:18,521
‫ظاهراً قراره میزبان یه جلسه‌ی بزرگ
‫و مخفی آدم‌ پولدارا باشه

199
00:09:18,605 --> 00:09:22,317
‫بذار حدس بزنـم. با کامیلا وایت
‫و جی فلوگ؟

200
00:09:22,400 --> 00:09:26,112
‫آره، توی خونه‌ی روستاییـش وسط ناکجاآباد

201
00:09:26,196 --> 00:09:28,615
‫نه خدمتکاری هست، نه خدماتی،
‫نه هیچ شاهدی

202
00:09:28,698 --> 00:09:30,950
‫نمیگم قراره از این مراسم‌های خونی انجام بدن

203
00:09:31,034 --> 00:09:32,536
‫اما طبق شایعه‌ها دقیقاً همچین چیزیـه

204
00:09:32,619 --> 00:09:34,162
‫آره

205
00:09:34,245 --> 00:09:35,538
‫آدرسـش رو داری؟

206
00:09:35,622 --> 00:09:37,415
‫آره آدرسـش رو بده که حواس‌مون
‫باشه اون طرفا نریم

207
00:09:38,500 --> 00:09:40,627
‫الیور، شاید با غافلگیر کردنـش

208
00:09:40,710 --> 00:09:42,629
‫بتونیم چیزی پیدا کنیم که بتونیم
‫شکستـش بدیم

209
00:09:42,712 --> 00:09:45,590
‫آره، و اگه کشته شدیم، شهردار می‌تونه
‫بش رو به جرم قتل ما بندازه زندان

210
00:09:45,673 --> 00:09:46,674
‫گل گفتی

211
00:09:47,884 --> 00:09:49,469
‫به عنوان نقشه کمکی

212
00:09:49,552 --> 00:09:50,846
‫نقشه کمکی چی؟

213
00:09:50,929 --> 00:09:52,388
‫اوه، رومی!

214
00:09:52,472 --> 00:09:54,766
‫سلام، آره، ما داشتیم...

215
00:09:54,849 --> 00:09:56,726
‫درمورد روش‌های ضد بارداری صحبت می‌کردیم

216
00:09:56,810 --> 00:09:58,853
‫- آره
‫- قرص اورژانسی

217
00:09:58,937 --> 00:10:00,605
‫آره، من بهش نیاز دارم

218
00:10:00,688 --> 00:10:02,107
‫فمینیسم

219
00:10:02,190 --> 00:10:04,651
‫می‌دونی، حق انتخاب و این حرفا دیگه

220
00:10:04,734 --> 00:10:06,236
‫باید بریم

221
00:10:06,319 --> 00:10:08,238
‫مراسم افتتاحیه در مجموعه‌ی باله‌ی نیویورک سینی

222
00:10:08,321 --> 00:10:09,948
‫خدایا، چقد چرنده

223
00:10:10,031 --> 00:10:11,616
‫سارا جسیکا پارکر قراره اونجا باشه

224
00:10:11,699 --> 00:10:13,701
‫- با عموم دوستـه
‫- عجب حالی بده پس!

225
00:10:13,785 --> 00:10:15,662
‫خب بریم. ممنون.

226
00:10:15,745 --> 00:10:17,372
‫شرمنده بابت خط بدم

227
00:10:17,455 --> 00:10:20,255
‫وقتی دوباره انتخابات رو برنده بشم، اولین کاری که می‌کنم
‫سر و سامون دادن به مدارس دولتیـه

228
00:10:24,337 --> 00:10:27,048
‫اصلاً می‌فهمید چقد دیوونگیـه؟

229
00:10:27,757 --> 00:10:29,968
‫قراره وسط بیابون با خطرناک‌ترین مظنونی

230
00:10:30,051 --> 00:10:32,053
‫که تاحالا داشتیم رو به رو بشیم

231
00:10:32,137 --> 00:10:35,098
‫- الیور، فقط داریم می‌ریم کنتیکت
‫- آره خب، پاتنام‌ها زیاد اهل دار و درخت نیستن

232
00:10:36,015 --> 00:10:38,101
‫درواقع، شاید من باید خونه بمونم
‫و به همسر بیچاره‌ام پیام بدم

233
00:10:38,184 --> 00:10:41,104
‫که 18 ساعته پرواز یونایتدش تاخیر داشته

234
00:10:41,187 --> 00:10:44,190
‫تاحالا چهار دفعه سوار و پیاده شده

235
00:10:44,274 --> 00:10:46,401
‫و 900 دلار توی فروشگاه‌های فرودگاه خرج کرده

236
00:10:46,484 --> 00:10:50,196
‫خب، من شخصاً می‌خوام با توپ پُر برم بالای سرش

237
00:10:50,280 --> 00:10:52,240
‫چون هیچی خطرناک‌تر از یک
‫ساوجِ تحقیر شده نیست

238
00:10:52,323 --> 00:10:54,742
‫بیخیال الیور، مطمئنـم دلت می‌خواد
‫با اون بوت‌های کابوی‌ایـت

239
00:10:54,826 --> 00:10:56,745
‫بری یه دور توی روستا هم بزنی

240
00:10:56,828 --> 00:10:59,914
‫- واندر وومن داده‌شون بهت؟
‫- لیندا لوین
‫[بازیگر]

241
00:10:59,998 --> 00:11:01,207
‫مردونه‌اش هم هست؟

242
00:11:01,291 --> 00:11:02,542
‫یونیسکس هستن!

243
00:11:02,625 --> 00:11:04,669
‫و یک تیکه از تاریخ برادوی

244
00:11:04,752 --> 00:11:07,422
‫اونا رو توی نمایش "بهترین فاحشه‌خانه در تگزاس"
‫پوشیده بود

245
00:11:07,505 --> 00:11:11,259
‫و یک نمایش خصوصی، که تنها چیزی
‫که پوشیده بود بوت‌هاش بودن

246
00:11:11,342 --> 00:11:13,887
‫اما به این قضیه ربطی نداره

247
00:11:13,970 --> 00:11:16,097
‫این کار دیوانگیـه و من نمیام

248
00:11:16,181 --> 00:11:18,057
‫مجبوریم، بخاطر لستر

249
00:11:19,475 --> 00:11:22,937
‫و اگه اونجا اوضاع عین فیلم "چشمان کاملا بسته" شد،
‫بعد می‌زنیم بیرون خب

250
00:11:24,522 --> 00:11:27,150
‫خیلی خب، میام

251
00:11:27,233 --> 00:11:28,484
‫فقط بخاطر بوت‌ها

252
00:11:28,568 --> 00:11:31,738
‫و برای همسرم یه سلفی ناز از خودم می‌فرستم

253
00:11:31,821 --> 00:11:33,990
‫که بتونه جسدم رو شناسایی بکنه!

254
00:11:35,700 --> 00:11:38,745
‫باید آروم باشه. آخه یه خونه‌ی روستایی
‫مگه چقد می‌تونه ترسناک باشه؟

255
00:11:43,416 --> 00:11:45,210
‫لونه‌ی دروغ‌های بش

256
00:11:47,795 --> 00:11:50,965
‫دوست دارم بدونم اولین باری که در نقش پریسیلا
‫با اون متن حقه بازانه‌ی

257
00:11:51,049 --> 00:11:53,927
‫"از پروفایلـت خوشم میاد" بهم پیام داده
‫توی کدوم اتاق بوده

258
00:11:54,010 --> 00:11:57,013
‫"اگه می‌تونستی یه رنگ دیگه به
‫رنگین کمان اضافه کنی، چی بود؟"

259
00:11:57,096 --> 00:11:59,474
‫- چی جواب دادی؟
‫- قهوه‌ای

260
00:12:00,892 --> 00:12:03,895
‫چقد اینجا سر سبزه

261
00:12:03,978 --> 00:12:06,898
‫آره، وقتی کودشون جسد انسان باشه
‫همین میشه دیگه

262
00:12:06,898 --> 00:12:07,538
‫[به زور بردنـم]

263
00:12:07,622 --> 00:12:08,789
‫[میبل و چارلز رو میگم]
‫[تحویل داده نشد]

264
00:12:09,025 --> 00:12:11,903
‫اوه عالی شد! یک مایل پیش
‫آنتن‌مون هم رفت.

265
00:12:11,986 --> 00:12:14,322
‫الان لورتا فکر می‌کنـه من در خطرم

266
00:12:14,405 --> 00:12:16,991
‫و محض اطلاع، هستم!

267
00:12:17,075 --> 00:12:19,452
‫الیور، آروم باش

268
00:12:19,535 --> 00:12:22,622
‫هیچ جای نگرانی وجود نداره. فقط به
‫موقعیت ساعت سه نگاه نکن.

269
00:12:25,750 --> 00:12:28,211
‫به نظرتون واقعیـه یا قراره بفهمیم

270
00:12:28,294 --> 00:12:30,046
‫که پنجاه‌ سال پیش توی
‫یه آتیش سوزی مُرده؟

271
00:12:32,590 --> 00:12:34,634
‫از پوستـت خوشم میاد

272
00:12:34,717 --> 00:12:35,718
‫آه

273
00:12:36,844 --> 00:12:39,931
‫اولین باریـه که یکی ازم تعریف می‌کنـه
‫و می‌رینم به خودم

274
00:12:40,306 --> 00:12:41,808
‫سلام

275
00:12:41,891 --> 00:12:44,102
‫پدرت خونه‌ست؟

276
00:12:44,185 --> 00:12:46,187
‫یا شایدم پدربزرگتـه؟

277
00:12:46,271 --> 00:12:47,522
‫یا پسرت

278
00:12:47,605 --> 00:12:49,774
‫شاید پیچش داستانی این فیلم ترسناک همین باشه

279
00:12:51,734 --> 00:12:54,070
‫داخل پیش بقیه‌ست

280
00:12:54,153 --> 00:12:58,074
‫اما بابایی میگه پسرایی که مزاحم جلسه میشن
‫فرستاده میشن توی زیرزمین

281
00:12:59,575 --> 00:13:00,660
‫خیلی هم خب

282
00:13:00,743 --> 00:13:02,037
‫خب، ممنون

283
00:13:02,120 --> 00:13:05,707
‫و امیدوارم... اون نیزه
‫دست سازت خوب در بیاد

284
00:13:18,136 --> 00:13:19,554
‫خب، به اندازه کافی دیدم

285
00:13:19,637 --> 00:13:21,889
‫نظرتون چیه تا دنبالمون نیوفتادن
‫و از دیوار آویزون‌مون نکردن

286
00:13:21,973 --> 00:13:24,100
‫بزنیم به راه و برگردیم؟

287
00:13:25,101 --> 00:13:27,979
‫گوش کنید

288
00:13:32,900 --> 00:13:35,945
‫اول، طحال رو برمی‌دارم

289
00:13:36,029 --> 00:13:37,613
‫مراقب باش

290
00:13:37,697 --> 00:13:40,337
‫دارن اجزای بدن رو جدا می‌کنن
‫تا توی بازار سیاه بفروشن

291
00:13:41,701 --> 00:13:44,996
‫بعد، کلیه رو برمی‌دارم

292
00:13:50,918 --> 00:13:53,254
‫لعنت بهش!

293
00:13:53,338 --> 00:13:55,590
‫امان از این استخوان جناق

294
00:13:56,507 --> 00:13:57,925
‫دارن بازیـه...

295
00:13:58,009 --> 00:13:59,218
‫عمل جراحی می‌کنن؟

296
00:13:59,302 --> 00:14:03,473
‫♪ استخون پا وصله به استخون لگن ♪

297
00:14:03,556 --> 00:14:05,975
‫فقط سه‌تا آدم بزرگسالن که دارن
‫یه بازی بچگونه می‌کنن

298
00:14:06,059 --> 00:14:07,727
‫اصلاً هم آدم مور مورش نمیشه

299
00:14:07,810 --> 00:14:08,978
‫من دیگه میرم

300
00:14:13,232 --> 00:14:14,942
‫سلام!

301
00:14:15,026 --> 00:14:16,861
‫متجاوزین به ملک خصوصی

302
00:14:18,780 --> 00:14:20,698
‫ای شیطون‌ها

303
00:14:26,829 --> 00:14:29,916
‫گفتی امروز جلسه خصوصیـه.
‫اونا اینجا چیکار می‌کنن؟

304
00:14:29,999 --> 00:14:33,044
‫بهتره بپرسیم، خودتون اینجا چیکار می‌کنید؟

305
00:14:33,127 --> 00:14:36,881
‫دارم توی خلوت خونه‌ی خودم
‫بردگیم بازی می‌کنم

306
00:14:36,964 --> 00:14:38,174
‫اوه بیخیال

307
00:14:38,257 --> 00:14:40,635
‫می‌دونیم وقتی شما سه‌تا دور هم
‫جمع می‌شید چه اتفاقاتی میوفته

308
00:14:40,718 --> 00:14:43,012
‫حتی اگه بازی "عمل‌ جراحی" هم بکنید

309
00:14:43,096 --> 00:14:45,306
‫مطمئنـم که دارید سر یه چیزی بازی می‌کنید

310
00:14:47,517 --> 00:14:48,976
‫بهتره نشونشون بدیم دیگه

311
00:14:57,486 --> 00:14:58,486
‫[برنده]

312
00:14:58,486 --> 00:15:01,697
‫جام قهرمانی والگرینز؟

313
00:15:01,781 --> 00:15:05,159
‫خب، بعد از اینکه چند دفعه کسب و کار
‫همدیگه رو نابود کردیم

314
00:15:05,243 --> 00:15:06,994
‫دیگه خسته کننده شد

315
00:15:07,078 --> 00:15:09,205
‫واسه همین شب‌های بازی راه انداختیم

316
00:15:09,288 --> 00:15:11,874
‫بهمون یه فرصت میده که اون روحیه‌ی
‫رقابت بی‌رحمانه‌مون تخلیه بشه

317
00:15:11,958 --> 00:15:13,251
‫و عشق‌مون به غیبت

318
00:15:13,334 --> 00:15:15,628
‫وارن بافت لاین بیکینیـش رو شیو می‌کنـه

319
00:15:15,711 --> 00:15:18,339
‫اوه! چی؟

320
00:15:18,423 --> 00:15:19,882
‫خب، باشه

321
00:15:19,966 --> 00:15:22,844
‫خب، اگه تنها کاری که دارید می‌کنید همینـه

322
00:15:22,927 --> 00:15:26,514
‫پس فکر نکنم مشکلی داشته باشید
‫که ما بمونیم و تماشا کنیم، نه؟

323
00:15:26,597 --> 00:15:29,725
‫نه، نه، نه،  فکر نکنم الانـش هم
‫زیادی مزاحم شدیم

324
00:15:29,809 --> 00:15:30,852
‫اصلاً

325
00:15:30,935 --> 00:15:32,854
‫لطفاً بمونید

326
00:15:32,937 --> 00:15:33,938
‫اصرار میکنم

327
00:15:44,615 --> 00:15:46,409
‫یاتزی

328
00:15:46,492 --> 00:15:48,911
‫خب، اینم از دور هفتم

329
00:15:48,995 --> 00:15:51,122
‫خب شاید واقعاً فقط دارن
‫بردگیم بازی می‌کنن

330
00:15:51,205 --> 00:15:54,208
‫نه، نه، نه. از من بشنوید.
‫این سه نفر قاتل هستن.

331
00:15:54,292 --> 00:15:56,961
‫مونوپولی بازی کردن و تا آخر بازی
‫هیچکس نزد زیر صفحه بازی

332
00:15:57,044 --> 00:15:58,087
‫جامعه ستیزن

333
00:15:58,546 --> 00:16:00,340
‫باید من رو ببخشید

334
00:16:00,423 --> 00:16:02,508
‫کاری دارم که باید بهش رسیدگی کنم

335
00:16:06,721 --> 00:16:09,682
‫من میرم دنبالـش. شاید بتونم
‫به حرف بیارمـش.

336
00:16:15,104 --> 00:16:18,149
‫خیلی خب، منم فلوگ رو گردن می‌گیرم.
‫الیور، کامیلا هم با تو.

337
00:16:18,232 --> 00:16:20,193
‫هر اتفاقی که افتاده، مشخص هست که

338
00:16:20,276 --> 00:16:22,320
‫سه‌تاشون با هم انجامـش دادن

339
00:16:22,403 --> 00:16:23,404
‫اوه آره

340
00:16:30,620 --> 00:16:35,541
‫بازی اینجا چه فرقی با بازی داخل آرکونیا داره؟

341
00:16:38,586 --> 00:16:40,755
‫آپارتمانـت چطوره، الیور؟

342
00:16:42,548 --> 00:16:45,510
‫آپارتمانـم، خب...

343
00:16:45,593 --> 00:16:50,306
‫به فکر فروشـش هستم.
‫یه پیشنهاد به شدت خوب دارم.

344
00:16:50,389 --> 00:16:51,557
‫اوه

345
00:16:54,018 --> 00:16:56,187
‫فقط همین رو داری که بهم بگی؟

346
00:16:57,355 --> 00:16:58,856
‫چیز بیشتری باید بگم؟

347
00:16:58,940 --> 00:17:01,234
‫چطوره بگی...

348
00:17:01,317 --> 00:17:03,486
‫"ممنونـم"؟

349
00:17:05,071 --> 00:17:08,282
‫من اون کلبه‌ی غمگین و بنفشـت رو

350
00:17:08,366 --> 00:17:10,451
‫تبدیل کردم به یه سرزمین فانتزی
‫با تُن شتری

351
00:17:10,535 --> 00:17:13,037
‫گفتم "تُن شتری"
‫[شبیه تلفظ نوعی لباس بدن‌نمای زنانه]

352
00:17:13,120 --> 00:17:16,249
‫وقتی باهات آشنا شدم بالشت‌هات
‫از اون منگوله نازها نداشتن

353
00:17:16,332 --> 00:17:19,669
‫و حالا انقدر تو خونه‌ات ازشون داری که شدی
‫پادشاه منگوله‌ی آپر وست ساید

354
00:17:19,752 --> 00:17:20,878
‫همش هم بخاطر من

355
00:17:20,962 --> 00:17:22,755
‫این بی‌ادبیـه

356
00:17:22,838 --> 00:17:26,467
‫باید تخم‌هات رو ببرم و توشون
خوشبو کننده بذارم

357
00:17:29,011 --> 00:17:32,473
‫شرمنده، تو راه با هلیکوپتر که میومدم
‫یه شیشه شراب شابلی رو خوردم

358
00:17:33,849 --> 00:17:35,601
‫سوالی ازم داری؟

359
00:17:37,311 --> 00:17:38,312
‫خیلی خب

360
00:17:54,829 --> 00:17:56,998
‫تمام راه رو تا این بیرون دنبالـم اومدی

361
00:17:59,709 --> 00:18:01,502
‫چیزی می‌خوای بگی؟

362
00:18:01,586 --> 00:18:04,714
‫والا می‌خواستم صبر کنم تا اون
‫چاقوی گنده رو بذاری زمین

363
00:18:06,632 --> 00:18:08,884
‫برای کندن پوست درختـه

364
00:18:08,968 --> 00:18:12,972
‫پوست درخت به هضم غذای
‫پسرم الجرنون کمک می‌کنـه

365
00:18:14,682 --> 00:18:15,683
‫اوه، ببین

366
00:18:17,018 --> 00:18:18,352
‫اون که توی استخره الجیـه

367
00:18:22,106 --> 00:18:23,232
‫چه باحال

368
00:18:24,650 --> 00:18:29,280
‫می‌خواستم روی استخر رو بپوشونـم،
‫ولی الجی عاشق شنا کردنـه

369
00:18:32,283 --> 00:18:34,702
‫خب، وقتی بقیه بچه‌هام کوچیک بودن

370
00:18:34,785 --> 00:18:38,956
‫انقد درگیر ساختن امپراتوریم بودم
‫که نتونستم یه پدر خوب باشم

371
00:18:39,040 --> 00:18:43,419
‫واسه همین سر الجی، قول دادم
‫که هرشب موقع خواب پیشـش باشم

372
00:18:43,502 --> 00:18:45,046
‫و سر قولـم هم موندم

373
00:18:46,088 --> 00:18:49,550
‫تظاهر به مهربونی نکن، پریسیلا

374
00:18:51,218 --> 00:18:52,762
‫تو گولـم زدی

375
00:18:53,929 --> 00:18:57,558
‫تو از یک آدم رومانتیک تنومند که هرچند پیره
‫اما دنبال عشقش هست سوء استفاده کردی

376
00:18:57,642 --> 00:19:01,312
‫گرچه از یک قاتل چیزی هم جز این توقع نمیره

377
00:19:06,317 --> 00:19:08,527
‫من یک قاتل نیستم

378
00:19:08,611 --> 00:19:09,945
‫من از مرگ متنفرم

379
00:19:11,030 --> 00:19:13,491
‫وقتی خیلی جوون بودم پدرم رو از دست دادم

380
00:19:13,574 --> 00:19:16,452
‫همونجا بود که تصمیم گرفتم عمر طولانی‌ای داشته باشم

381
00:19:16,535 --> 00:19:21,540
‫می‌دونی، رفتم سراغ چرت‌های کوتاه، محفظه‌ی
‫انجماد درمانی و شیک‌های حاوی سلول بنیادی

382
00:19:21,624 --> 00:19:24,251
‫همه‌ فکر می‌کنن این کارا
‫بخاطر پز دادنـه

383
00:19:25,920 --> 00:19:31,133
‫اما در حقیقت، من می‌خوام که الجیم
‫پدرش رو داشته باشه...

384
00:19:32,593 --> 00:19:33,928
‫احتمالاً برای همیشه

385
00:19:35,054 --> 00:19:39,183
‫پدر، وقت خوردن خوراکی‌های سالممـه؟

386
00:19:40,518 --> 00:19:41,519
‫پسر خودمـه

387
00:19:41,602 --> 00:19:43,813
‫عاشق غذاهای سالمـه

388
00:19:43,896 --> 00:19:45,272
‫با اجازه

389
00:19:45,356 --> 00:19:46,607
‫اوه، چارلز

390
00:19:47,692 --> 00:19:49,443
‫هیچی بجز شادی برات آرزو نمی‌کنم

391
00:19:53,000 --> 00:20:00,000


392
00:20:03,541 --> 00:20:04,861
‫دنبال چیزی می‌گردی؟

393
00:20:05,793 --> 00:20:09,672
‫نکنه می‌خوای باهامون قایم‌باشک بازی کنی؟

394
00:20:09,755 --> 00:20:13,050
‫شرمنده، منابع انسانی بهم این اجازه
‫رو نمیده که با رئیسـم بازی کنم

395
00:20:13,134 --> 00:20:16,512
‫که جنابعالی باشی، چون تو ما رو خریدی
‫و تعطیل‌مون کردی

396
00:20:16,595 --> 00:20:19,223
‫آره، من... خب، آره...
‫بابت اون شرمنده

397
00:20:19,306 --> 00:20:22,727
‫نمی‌تونستم اجازه بدم توی یه پادکست قتل
‫درموردم بدگویی کنید

398
00:20:22,810 --> 00:20:24,603
‫و همچین اتهاماتی بهم بزنید...

399
00:20:24,687 --> 00:20:27,273
‫فقط دارم سعی می‌کنم از خانواده‌ام محافظت کنم

400
00:20:27,356 --> 00:20:30,234
‫دائم بهونه میاری، با این حال هنوزم مدرکی ندارم

401
00:20:30,317 --> 00:20:32,403
‫که نشون بده آدم خوبی هستی

402
00:20:32,486 --> 00:20:36,282
‫خب، اگه جواب پیام‌هام رو داده بودی،
‫اون موقع می‌تونستم نشونت بدم که هستم

403
00:20:37,116 --> 00:20:39,827
‫منابع انسانی اجازه سر قرار رفتن
‫با رئیس‌هامون رو هم نمیده

404
00:20:39,910 --> 00:20:43,330
‫تازه قضیه‌ی مظنون بودنـت هم هست

405
00:20:43,414 --> 00:20:44,707
‫درست میگی

406
00:20:44,790 --> 00:20:47,626
‫اما اگه قاتل من نباشم،
‫اونوقت میشه برای شام ببرمت بیرون؟

407
00:20:49,837 --> 00:20:52,757
‫قول میدم که من از اون شخصیت‌ منفی‌های
‫فیلم‌های جیمز باند نیستم

408
00:20:52,840 --> 00:20:54,634
‫گرچه یک گربه سفید دارم و دفتر پدرم

409
00:20:54,717 --> 00:20:56,719
‫توی دامنه‌ی یه کوهه

410
00:21:00,556 --> 00:21:04,769
‫ببین، می‌دونم که دوستام غیر عادی هستن

411
00:21:04,852 --> 00:21:09,231
‫اما درواقع ما یه مشت آدم پولداریم که حوصله‌مون سر رفته
‫و داریم سر یه شرط بندی تو سر و کله‌ی هم می‌زنیم

412
00:21:09,899 --> 00:21:11,693
‫همونی که آخرین بار که توی اون اتاق بازی بودیم

413
00:21:11,776 --> 00:21:12,976
‫می‌خواستیم حل و فصلـش کنیم

414
00:21:14,695 --> 00:21:16,322
‫منظورت وقتیـه که لستر مرد؟

415
00:21:17,531 --> 00:21:18,532
‫آه...

416
00:21:19,074 --> 00:21:20,367
‫چی می‌دونی؟

417
00:21:22,620 --> 00:21:24,205
‫باشه. نگو.

418
00:21:24,288 --> 00:21:25,998
‫خودم می‌فهمم.

419
00:21:27,750 --> 00:21:29,376
‫تُف توش

420
00:21:29,460 --> 00:21:31,295
‫خیلی خب، دیگه این چرندیات بسه

421
00:21:31,378 --> 00:21:35,382
‫جی اعتراف کرد که این قضیه سر چیزی
‫بیشتر از یه جام مسخره‌ست

422
00:21:37,468 --> 00:21:41,347
‫شما نمی‌خواید سوالات ما رو جواب بدید، باشه

423
00:21:42,556 --> 00:21:44,141
‫به روش خودمون به دست‌شون میاریم

424
00:21:44,225 --> 00:21:47,228
‫سر جواب‌ها بازی می‌کنیم

425
00:21:47,311 --> 00:21:50,564
‫- وایسا میبل، جدی میگی؟
‫- می‌خوای با اونا بازی کنی؟

426
00:21:50,648 --> 00:21:52,983
‫آخرین باری که داشتن بازی می‌کردن،
‫دو نفر مُردن

427
00:21:53,067 --> 00:21:54,485
‫اگه ما بردیم...

428
00:21:55,402 --> 00:21:57,238
‫می‌خوایم همه‌چی رو بدونیم

429
00:21:57,321 --> 00:21:58,989
‫کم کم شرط داره بالاتر میره

430
00:21:59,907 --> 00:22:01,742
‫متمایل شدم

431
00:22:02,743 --> 00:22:04,662
‫اگه شما ببازید چی میشه؟

432
00:22:06,831 --> 00:22:09,542
‫برای همیشه تحقیق کردن درمورد شما رو متوقف می‌کنیم

433
00:22:14,672 --> 00:22:15,673
‫باشه

434
00:22:17,258 --> 00:22:18,759
‫و وقتی که ما بردیم

435
00:22:18,843 --> 00:22:21,053
‫اگه به شرط‌ عمل نکنید

436
00:22:21,136 --> 00:22:22,263
‫می‌کشیم‌تون

437
00:22:26,308 --> 00:22:28,310
‫شوخی کردم

438
00:22:28,394 --> 00:22:30,938
‫و من همینجا پایان کار رو اعلام می‌کنم

439
00:22:31,021 --> 00:22:32,857
‫خداحافظ همگی. از شب بازی عجیب‌تون لذت ببرید.

440
00:22:32,940 --> 00:22:35,109
‫الیور، نمی‌تونی بذاری بری

441
00:22:35,192 --> 00:22:37,278
‫یادت رفته اینا بخاطر لستره؟
‫خودخواه نباش.

442
00:22:37,361 --> 00:22:40,406
‫دیگه این ترفند "الیور خودخواهه" کافیـه

443
00:22:40,489 --> 00:22:44,034
‫تازه خودتم بخاطر لستر نیست که این کار رو می‌کنی،
‫فقط چون توی اینترنت سرت رو کلاه گذاشتن عصبانی‌ای

444
00:22:44,118 --> 00:22:47,913
‫و گذشته از اینا، برعکس شما دو نفر
‫من یکی دارم که ترس از دست دادنش رو دارم

445
00:22:47,997 --> 00:22:50,332
‫متاسفم، اما حقیقتـه

446
00:22:50,416 --> 00:22:54,628
‫پس اگه شما می‌خواید سر یه بازی
‫روی زندگی‌تون ریسک کنید، بفرما

447
00:22:54,712 --> 00:22:55,796
‫اما من نیستم

448
00:23:03,429 --> 00:23:05,055
‫خانم‌ها و آقایون

449
00:23:05,139 --> 00:23:06,807
‫اسم بازی "سلبریتی" هست

450
00:23:06,891 --> 00:23:09,184
‫هرکی توی یک دقیقه بیشتر بتونه
‫اسم آدم‌های معروف رو حدس بزنه برنده‌ست

451
00:23:09,268 --> 00:23:11,395
‫یک دست بازی می‌کنیم، برنده شرط رو می‌‌بره

452
00:23:11,478 --> 00:23:13,480
‫اول تیم ما یه گروه بندی برمیداره

453
00:23:15,441 --> 00:23:17,026
‫شخصیت‌های تاریخی

454
00:23:17,109 --> 00:23:19,028
‫فکر می‌کنی توی تاریخ کارشون خوبه؟

455
00:23:19,111 --> 00:23:21,447
‫عمرا. انقد درگیر سلطه بر دنیا بودن

456
00:23:21,530 --> 00:23:23,032
‫که وقت بیوگرافی خوندن نداشتن

457
00:23:24,450 --> 00:23:26,744
‫خیلی خب

458
00:23:26,827 --> 00:23:28,787
‫ثانیه شمار رو بزن... حالا

459
00:23:30,456 --> 00:23:33,500
‫هرسال میاد به مهمونی روز کارگرم

460
00:23:33,584 --> 00:23:36,087
‫- و کیک وارونه‌ی اناناس درست می‌کنـه
‫- ولادیمیر پوتین

461
00:23:37,755 --> 00:23:41,008
‫جی، اون پدربزرگـت یه شب توی کمپ

462
00:23:41,091 --> 00:23:43,093
‫- توی شوارتزوالد با هم بودن
‫- هنری کیسینجر

463
00:23:43,177 --> 00:23:46,180
‫وای خدا

464
00:23:46,263 --> 00:23:48,807
‫سرویس‌مون می‌کنه انقد که
‫از کلوچه‌های کرامبل میگه

465
00:23:48,891 --> 00:23:50,309
‫کیم جونگ اون!

466
00:23:50,392 --> 00:23:53,145
‫چه غلطی بکنیم؟

467
00:23:53,228 --> 00:23:55,064
‫امیدوار باش یه گروه بندی آسون‌تر بهمون بیفته

468
00:23:55,147 --> 00:23:56,315
‫امان از دست این یارو

469
00:23:56,398 --> 00:23:57,558
‫برنی سندرز!

470
00:23:58,943 --> 00:24:02,363
کامیلا، تو و اون به همدیگه می‌گید
‫"صورت خرگوشی"

471
00:24:02,446 --> 00:24:03,989
‫- و نمی‌دونم چرا
‫- شی جین‌پینگ

472
00:24:04,073 --> 00:24:05,407
‫و دلیلـش هم به خودمون مربوطـه

473
00:24:06,742 --> 00:24:08,243
‫تمام

474
00:24:10,120 --> 00:24:11,997
‫پنج‌تا گفتید

475
00:24:12,081 --> 00:24:14,375
‫- اوه
‫- آره

476
00:24:16,418 --> 00:24:17,962
‫آفرین بابا

477
00:24:18,045 --> 00:24:21,215
‫الجی، برو زیرزمین

478
00:24:26,136 --> 00:24:27,304
‫نوبت شماست

479
00:24:34,728 --> 00:24:35,980
‫نگران نباش، می‌ترکونیم

480
00:24:36,063 --> 00:24:37,606
‫ما آدم‌های باهوشی هستیم.
‫همه‌چی بلدیم.

481
00:24:39,817 --> 00:24:42,152
‫خب، گروه بندی ما هست...

482
00:24:45,114 --> 00:24:46,573
‫برادوی

483
00:24:49,576 --> 00:24:51,203
‫♪ فنجون قهوه ♪

484
00:24:51,286 --> 00:24:53,372
‫♪ درموردت فکر می‌کنم ♪

485
00:24:53,455 --> 00:24:58,252
‫♪ انقد دوستت دارم که دارم عقلـم رو از دست میدم ♪

486
00:25:02,006 --> 00:25:04,842
‫♪ شیرها و ببرها و خرس‌ها، یا خدا ♪

487
00:25:04,925 --> 00:25:07,219
‫♪ شیرها و ببرها و خرس‌ها، یا خدا ♪

488
00:25:07,302 --> 00:25:09,054
‫باورت میشه سر این الیور کنارمون نیست؟

489
00:25:09,138 --> 00:25:10,764
‫اشکال نداره. توام برادوی رو میشناسی، درسته؟

490
00:25:10,848 --> 00:25:13,267
‫آره، فقط یک تئاتر توی کل زندگیم دیدم

491
00:25:13,350 --> 00:25:15,477
‫و اونـم 15 ثانیه‌ی اول "جان کندن" بود

492
00:25:15,561 --> 00:25:17,354
‫قبل از اینکه بن گلنروی بیفته بمیره

493
00:25:17,438 --> 00:25:19,690
‫فقط تمام تلاشـت رو بکن، فشاری نیست.
‫خب، یکم فشار هست.

494
00:25:19,773 --> 00:25:21,900
‫کل تحقیقات‌مون به این بستگی داره

495
00:25:24,862 --> 00:25:27,197
‫زمانتون از الان شروع شد

496
00:25:27,281 --> 00:25:28,907
‫خب...

497
00:25:29,700 --> 00:25:30,743
‫بعدی

498
00:25:30,826 --> 00:25:31,827
‫وایسا

499
00:25:31,910 --> 00:25:33,078
‫نه، بعدی

500
00:25:33,162 --> 00:25:35,706
‫- یه چیزی بگو، میبل
‫- دارم سعی می‌کنم!

501
00:25:35,789 --> 00:25:37,082
‫- بعدی
‫- هرچیزی بجز "بعدی"

502
00:25:37,166 --> 00:25:39,126
‫چرا وقتی آدم به الیور نیاز داره نیست؟

503
00:25:39,209 --> 00:25:41,170
‫وایسا، وایسا، وایسا!
‫این یکی رو می‌دونم

504
00:25:41,253 --> 00:25:42,796
‫بوت‌ها.
‫لخت بوده و بوت پاش بوده.

505
00:25:42,880 --> 00:25:44,465
‫لیندا لوین!

506
00:25:44,548 --> 00:25:47,051
‫خب، الیور ادعا می‌کنه وقتی این طرف به دنیا اومده

507
00:25:47,134 --> 00:25:48,594
‫- اونجا همراه زایمان بوده
‫- لیا میشل!

508
00:25:48,677 --> 00:25:50,846
‫الیور میگه خودش و این فرد

509
00:25:50,929 --> 00:25:53,265
‫یه قرص آتیوان خوردن و در تمام طول
‫طوفان سندی خواب بودن

510
00:25:53,348 --> 00:25:54,516
‫هیو جکمن!

511
00:25:55,768 --> 00:25:58,979
‫الیور ادعا می‌کنه که اون هم اسم "ایدینا منزل"
‫و هم اسم واقعیـش رو اختراع کرده

512
00:25:59,063 --> 00:26:02,399
‫خانمِ فوق‌العاده بااستعداد، ایدینا منزل!

513
00:26:02,483 --> 00:26:04,193
‫بزرگترین کل کل الیور با کیه؟

514
00:26:04,276 --> 00:26:06,737
‫جسیکا...
‫آنجلا لنزبری!

515
00:26:06,820 --> 00:26:09,323
‫الیور میگه که این طرف مدل موشو دزدیده

516
00:26:09,406 --> 00:26:10,991
‫سینتیا نیکسون

517
00:26:11,075 --> 00:26:12,243
‫- تمام
‫- آره، آره، آره!

518
00:26:16,747 --> 00:26:18,457
‫شما مادرخرابا شکست‌مون دادید

519
00:26:18,540 --> 00:26:20,584
‫البته که دادیم

520
00:26:20,667 --> 00:26:23,879
‫حالا بهمون بگید که سر چی بازی می‌کنید

521
00:26:28,634 --> 00:26:29,635
‫باشه

522
00:26:31,178 --> 00:26:35,974
‫شبی که دربان شما مُرد،
‫ما سر یه قرارداد بزرگ بازی کردیم،

523
00:26:36,058 --> 00:26:37,851
‫احتمالاً بزرگترین پروژه‌ی توسعه شهری

524
00:26:37,935 --> 00:26:41,355
‫نیویورک از زمان گرند سنترال تا الان

525
00:26:41,438 --> 00:26:43,482
‫- مهم ترین...
‫- وای خدای من!

526
00:26:44,316 --> 00:26:47,611
‫یکی از شما قراره که اولین
‫کازینوی نیویورک سیتی رو بسازه

527
00:26:47,694 --> 00:26:49,279
‫خودم داشتم کم کم می‌گفتما

528
00:26:51,198 --> 00:26:52,366
‫اما بله

529
00:26:53,450 --> 00:26:55,077
‫هر کدوم یه طرح پیشنهادی داریم

530
00:26:56,328 --> 00:26:59,456
‫برنده‌ی امشب می‌تونه طرح پیشنهادیش رو
‫به واقعیت تبدیل بکنه

531
00:26:59,540 --> 00:27:01,959
‫این ایده‌ی وحشتناکیـه

532
00:27:02,042 --> 00:27:04,378
‫فکر می‌کنید وجود یک کازینو برای شهر خوبه؟

533
00:27:04,461 --> 00:27:06,672
‫به این فکر می‌کنم که چقدر پول ازش در میاد

534
00:27:06,755 --> 00:27:08,632
‫به اینکه صاحبش چه قدرتی به دست میاره

535
00:27:08,715 --> 00:27:10,509
‫و همچنین یک فرصتِ که اسمـت رو

536
00:27:10,592 --> 00:27:12,177
‫توی تاریخ نیویورک سیتی ثبت کنی

537
00:27:12,261 --> 00:27:13,720
‫این از اون کارای راکفلریه
‫[سرمایه دار آمریکایی]

538
00:27:13,804 --> 00:27:14,888
‫چقد شرافتمندانه‌

539
00:27:16,014 --> 00:27:19,893
‫اصلاً چرا تصمیم‌گیری همچین چیزی
‫به شما واگذار شده؟

540
00:27:19,977 --> 00:27:22,604
‫توافقات همیشه پشت پرده انجام میشن

541
00:27:22,688 --> 00:27:25,149
‫بازی‌ها فقط برای باحال کردنـش هستن

542
00:27:25,232 --> 00:27:28,610
‫بازم این رو توضیح نمیده که چرا
‫فیلم‌های اونشب رو ادیت کردی

543
00:27:28,694 --> 00:27:33,115
‫راستـش دوست ندارم کسی از
‫رفت و آمدهام با خبر بشه

544
00:27:33,198 --> 00:27:36,827
‫مثلاً دیروز رفتم جامبا جوس برای
‫الجرنون آبمیوه گرفتم

545
00:27:36,910 --> 00:27:39,413
‫اون رو هم پاک کردم

546
00:27:39,496 --> 00:27:41,415
‫و ما نمی‌خوام که مردم

547
00:27:41,498 --> 00:27:44,209
‫ایمان‌شون به سیستم رو از دست بدن، نه؟

548
00:27:44,293 --> 00:27:47,045
‫پس شما کسی رو نکشتید؟

549
00:27:47,129 --> 00:27:49,715
‫این قضیه ربطی به دربان ما نداره؟

550
00:27:51,675 --> 00:27:56,013
‫قضیه سر یه کازینو و جام مسخره‌ست؟

551
00:27:59,725 --> 00:28:01,101
‫چرا اینطوری شدید؟

552
00:28:01,185 --> 00:28:04,605
‫واقعاً اون جام رو دوست داریم.
‫جام رو بذار زمین.

553
00:28:17,618 --> 00:28:20,871
‫جایزه‌تون انگشت کوفتی ماست

554
00:28:30,255 --> 00:28:32,299
‫یالا دیگه، تیکه آجرِ گرون

555
00:28:32,382 --> 00:28:35,344
‫از یه کاسه سوپ جوی داغ جون سالم
‫به در بردی و حالا اینجا جا زدی؟

556
00:28:36,303 --> 00:28:39,765
‫ممنون مری تایلر مور

557
00:28:39,765 --> 00:28:41,239
[!لورتا: وای خدای من، الی]
[خوبی؟]

558
00:28:41,323 --> 00:28:42,324
[الی؟ قضیه چیه؟؟؟]

559
00:28:42,407 --> 00:28:43,658
[خب الان دارم واقعاً نگران میشم]
[بهم پیام بده]

560
00:28:43,742 --> 00:28:45,076
[دیگه بسه]
[الان گزارش گم شدنـت رو میدم]

561
00:28:45,145 --> 00:28:46,521
‫یا خود خدا!

562
00:28:47,773 --> 00:28:50,525
‫به نظرت خودش می‌دونه داره
‫میره پیش دامپزشک؟

563
00:28:50,609 --> 00:28:52,569
‫خب اگه نمی‌دونست هم الان دیگه می‌دونه

564
00:28:54,821 --> 00:28:57,366
‫اوه، از اون "هشدار‌های نقره‌ایـه".
‫

565
00:28:57,449 --> 00:28:58,533
‫چقدر همیشه وقتی

566
00:28:58,617 --> 00:29:00,817
‫یه سالمند گم میشه، ناراحت کننده‌ست

567
00:29:00,953 --> 00:29:03,330
‫وای خداروشکر!
‫خدایا شکرت

568
00:29:03,413 --> 00:29:05,123
‫باید نجاتـم بدید!

569
00:29:05,207 --> 00:29:08,794
‫من در خطرم

570
00:29:08,877 --> 00:29:11,838
‫ای بیچاره. می‌خوای به کسی زنگ بزنیم؟

571
00:29:11,922 --> 00:29:14,758
‫خب، سعی کردن به همسرم زنگ بزنم
‫اما آنتن نبود

572
00:29:14,841 --> 00:29:18,053
‫تازه احتمالاً اون الان وسط راهه نیوزلند
‫برای فیلمبرداری یک سریالـه

573
00:29:18,136 --> 00:29:19,554
‫اون بازیگر هالیووده

574
00:29:19,638 --> 00:29:22,891
‫البته که هست

575
00:29:22,975 --> 00:29:24,977
‫باید ببریمـت ایستگاه پلیس؟

576
00:29:25,060 --> 00:29:27,396
‫نه، نه! نه، نه، نه.
‫پلیس‌ها هم توی این قضیه دست دارن.

577
00:29:27,479 --> 00:29:28,605
‫از ریز تا درشت

578
00:29:29,273 --> 00:29:33,277
‫اینو امروز صبح که شهردار که برای ضبط
‫پادکست اومده بود خونه‌ام گفت

579
00:29:33,360 --> 00:29:35,904
‫- شک ندارم
‫- آره

580
00:29:37,239 --> 00:29:38,949
‫آخرِ روز همیشه سخت ترین بخشه

581
00:29:42,369 --> 00:29:45,205
‫- باید از اینجا بزنیم بیرون
‫- باید زنگ بزنیم ماشین بیاد

582
00:29:45,289 --> 00:29:46,748
‫اوه!

583
00:29:46,832 --> 00:29:48,959
‫که یه آدم خوبی، هان؟

584
00:29:49,042 --> 00:29:51,670
‫میبل، اصلاً نمیدونی با داشتن اون انگشت
‫وارد چه خطری میشید

585
00:29:51,753 --> 00:29:53,922
باورت نمیشه چقد پول دادن تا بگیرنـش

586
00:29:55,007 --> 00:29:56,008
‫به کی؟

587
00:29:58,468 --> 00:29:59,469
‫وایسا

588
00:29:59,553 --> 00:30:03,015
‫خب پس، این میراث توئه؟

589
00:30:03,098 --> 00:30:06,059
‫می‌خوای توی یک شب بازی دیگه یه زن
‫گول بزنی تا پسـش بگیری؟

590
00:30:07,352 --> 00:30:10,772
‫- یه زن و دوستـش رو
‫- هیچکس نمی‌خواد جلوشون رو بگیره؟

591
00:30:11,606 --> 00:30:12,607
‫جداً؟

592
00:30:12,691 --> 00:30:14,651
‫خیلی خب، برید.
‫حالا.

593
00:30:14,735 --> 00:30:15,736
‫حالا

594
00:30:19,156 --> 00:30:22,075
‫و زک گالیفیناکیس داره توی یه فیلم
‫نقش من رو بازی می‌کنـه، پس...

595
00:30:22,159 --> 00:30:24,953
‫- معرکه‌ نیست؟
‫- چرا

596
00:30:25,037 --> 00:30:29,333
‫خب، بیایید سوار بشیم. سر راه بلیز رو هم می‌رسونیم
‫دامپزشکی

597
00:30:29,416 --> 00:30:32,461
‫وای خدا، واقعاً نمی‌دونم چطوری ازتون تشکر کنم

598
00:30:32,544 --> 00:30:34,212
‫منظورم اینـه...

599
00:30:34,296 --> 00:30:37,299
‫اگه مجبور میشدم با این بوت‌ها
‫پیاده برگردم منهتن

600
00:30:37,382 --> 00:30:39,676
‫چارلز و میبل تا آخر عمر مسخره‌ام می‌کردن

601
00:30:39,760 --> 00:30:42,387
‫اونا دوستات هستن؟
‫می‌خوای بهشون زنگ بزنیم؟

602
00:30:42,471 --> 00:30:45,432
‫خب، راستش اونا توی خونه‌ی بش استید هستن

603
00:30:45,515 --> 00:30:46,975
‫آنتن هم ندارن، پس...

604
00:30:47,059 --> 00:30:48,518
‫- بش استید
‫- آره

605
00:30:48,602 --> 00:30:50,937
‫پس خیلی دوستای خوبی هم نیستن

606
00:30:51,021 --> 00:30:53,899
‫که گذاشتن همینطوری بیرون سرگردون بشی

607
00:30:53,982 --> 00:30:56,485
‫خب درواقع، اونا...
‫اونا دوستان معرکه‌ای هستن

608
00:30:56,568 --> 00:30:59,821
‫آخه اگه بخاطر اونا نبود، کی می‌دونست
‫چی سرم میومد؟

609
00:30:59,905 --> 00:31:02,991
‫پادکستی نمی‌داشتم

610
00:31:03,075 --> 00:31:05,577
‫با عشق زندگیـم آشنا نمی‌شدم

611
00:31:05,660 --> 00:31:07,704
‫و قطعاً دوباره با بهترین دوستـم

612
00:31:07,788 --> 00:31:10,290
‫ران‌ران هوارد ارتباط برقرار نمی‌کردم

613
00:31:11,917 --> 00:31:14,002
‫من بهش میگم ران‌ران

614
00:31:14,086 --> 00:31:15,462
‫آره

615
00:31:15,545 --> 00:31:17,381
‫- خب، من...
‫- درواقع من اونیم که...

616
00:31:17,464 --> 00:31:19,758
‫اونا رو وسط یه مشت آدم پولدار مریض

617
00:31:19,841 --> 00:31:23,678
‫تنها گذاشته، می‌دونید؟

618
00:31:23,762 --> 00:31:25,389
‫حتی نمی‌تونن تاکسی بگیرن

619
00:31:25,472 --> 00:31:27,015
‫هیچ راهی ندارن که از اونجا خارج بشن

620
00:31:28,558 --> 00:31:30,936
‫وای خدای من.
‫چیکار کردم من؟

621
00:31:32,187 --> 00:31:35,065
‫- باید من رو برسونید اونجا
‫- نمیشه، عزیزم

622
00:31:35,148 --> 00:31:36,942
‫باید ببریمـت یک جای امن.
‫سوار شو.

623
00:31:37,025 --> 00:31:40,570
‫نه، نه. باید دوستام رو از دست
‫قاتل‌های میلیاردر نجات بدم!

624
00:31:40,654 --> 00:31:42,239
‫و اگه شما من رو نمی‌رسونید...

625
00:31:44,699 --> 00:31:46,743
‫من اسبِ رو می‌برم!

626
00:31:46,827 --> 00:31:48,829
‫اوه، اوه! بیخیال رفیق.

627
00:31:48,912 --> 00:31:52,541
‫یه حس قوی بهم میگه که توی سوارکاری
‫بدون زین خوب نیستی

628
00:31:52,624 --> 00:31:55,752
‫باید بدونی که من اولین و آخرین کارگردانی هستم که

629
00:31:55,836 --> 00:31:57,629
‫نمایش اکوئوس رو با یک اسب زنده...

630
00:31:59,631 --> 00:32:01,299
‫چرا اینجا همه‌چیز انقد شیطانیـه؟

631
00:32:02,300 --> 00:32:04,970
‫آخه چطوری برگردم پیش دوستام؟

632
00:32:05,053 --> 00:32:07,264
‫لعنتی! چطوری از اینجا بزنیم بیرون؟

633
00:32:07,347 --> 00:32:08,515
‫میبل

634
00:32:10,100 --> 00:32:11,143
‫لعنتی

635
00:32:11,226 --> 00:32:13,520
‫می‌دونی، یه چیزی هست که باید بگم،
‫و باید سریع هم بگو

636
00:32:13,603 --> 00:32:16,273
‫قبل از اینکه بیوفتیم توی زیرزمین پیش الجرنون

637
00:32:16,356 --> 00:32:17,357
‫چی؟

638
00:32:17,441 --> 00:32:20,026
‫حق با الیور بود.
‫خودم رو انداختم توی این قضیه

639
00:32:20,110 --> 00:32:23,738
‫چون ناراحت بودم که سرم شیره مالیدن،
‫و فکر می‌کردم که هیچی برای از دست دادن ندارم

640
00:32:23,822 --> 00:32:25,532
‫اما یک چیز برای از دست دادن دارم

641
00:32:25,615 --> 00:32:27,492
‫خانواده‌ام

642
00:32:28,410 --> 00:32:30,245
‫- تو
‫- الیور

643
00:32:30,328 --> 00:32:31,621
‫آره، الیور

644
00:32:31,705 --> 00:32:33,582
‫نه! الیور!

645
00:32:33,665 --> 00:32:36,751
‫نزدیک دوستام نشید، حرومی‌ها!

646
00:32:43,758 --> 00:32:45,552
‫برگشتی دنبال‌مون!

647
00:32:45,635 --> 00:32:47,512
‫- هیچوقت اصلاً نباید می‌رفتم
‫- نه، حق با تو بود

648
00:32:47,596 --> 00:32:49,431
‫این آدم‌ها روانیـن

649
00:32:49,514 --> 00:32:51,100
‫میبل، سوار شو!

650
00:32:51,183 --> 00:32:53,435
‫شواهد دست ما هستن!

651
00:32:55,103 --> 00:32:58,190
‫الیور، اون بوت‌های لیندا لوین نجات‌مون دادن!

652
00:32:58,273 --> 00:33:01,401
‫- داریم کجا می‌ریم؟
‫- ♪ به سمت جاده‌ی شهر قدیمی ♪

653
00:33:01,485 --> 00:33:03,778
‫قراره تا خود منهتن بریم!

654
00:33:06,198 --> 00:33:07,950
‫اما فکر نکنم سریع برسیم

655
00:33:14,039 --> 00:33:17,292
‫باور نکردیـه که این انگشت اولین کازینو

656
00:33:17,375 --> 00:33:19,211
‫توی نیویورک سیتی ربط داره

657
00:33:19,294 --> 00:33:21,713
‫باورم نمیشه که اون انگشت قطع شده
‫دوباره برگشته به آپارتمانـم

658
00:33:21,796 --> 00:33:25,008
‫باورم نمیشه که لورتا بخاطر من
‫یه هشدار نقره‌ای زده بود

659
00:33:25,091 --> 00:33:27,135
‫و توی متنـش اشاره‌ای هم به دستاوردهام هم نکرده بود

660
00:33:29,513 --> 00:33:31,097
‫خب، حتماً ویلیامزه

661
00:33:31,181 --> 00:33:33,767
‫امیدوارم تا اینکه انگشت پا در نیاورده
‫خودش بره، شناساییـش بکنه

662
00:33:34,559 --> 00:33:35,560
‫اهمم

663
00:33:36,436 --> 00:33:37,646
‫وای نه

664
00:33:39,022 --> 00:33:41,066
‫اوه، ببینید کی...

665
00:33:41,149 --> 00:33:44,152
‫ببخشید که انقدر دیر اومدم

666
00:33:44,236 --> 00:33:46,655
‫میگن وقتی عصبانی هستی نباید بخوابی

667
00:33:46,738 --> 00:33:48,657
‫واسه همین اومدم که مشکل
‫کوچیک‌مون رو حل کنیم

668
00:33:48,740 --> 00:33:54,204
‫منظورت همون دروغیـه که گفتی
‫کازینو ربطی به قتل ما نداره؟

669
00:33:54,287 --> 00:33:58,458
‫چه خوشتون بیاد چه نه، اون انگشت تعیین می‌کنه
‫کی برنده‌ی مزایده‌ی کازینو هست

670
00:33:58,542 --> 00:34:01,753
‫و نیویورک فقط مجوزش رو صادر می‌کنـه

671
00:34:01,836 --> 00:34:04,714
‫نمی‌دونم طرح‌های بش و جی رو دیدید یا نه

672
00:34:04,798 --> 00:34:06,508
‫اما چندشـن

673
00:34:06,591 --> 00:34:10,136
‫جی می‌خواد کازینو رو توی خیابان 92 وای‌ام‌سی‌ای

674
00:34:10,220 --> 00:34:14,266
‫راه بندازه، چون به قول خودش
‫"اگه استخر داشته باشه خیلی خفن میشه"

675
00:34:14,349 --> 00:34:18,103
‫و ایده‌ی بزرگ بش هم یه سفینه‌ی فضاییـه

676
00:34:18,186 --> 00:34:22,399
‫که بالای تایمز اسکوئر و فروشگاه اماندام شناور میشه

677
00:34:22,482 --> 00:34:24,859
‫- مضحکه
‫- آره...

678
00:34:24,943 --> 00:34:27,988
‫اما کازینوی من متفاوت و اختصاصی میشه

679
00:34:28,071 --> 00:34:31,825
‫دارم به مردم نیویورک چیزی رو میدم
‫که خودشون نمی‌دونن بهش نیاز دارن

680
00:34:31,908 --> 00:34:33,702
‫اعتیاد به قمار؟

681
00:34:33,785 --> 00:34:36,079
‫من قمار رو اونقدر شیک می‌کنم

682
00:34:36,162 --> 00:34:38,832
‫که گوئینت پالترو شاخ در بیاره

683
00:34:38,915 --> 00:34:41,543
‫واقعاً قانع کننده بود، کامیلا

684
00:34:41,626 --> 00:34:44,045
‫اما انگشت رو بهت نمی‌دیم

685
00:34:44,129 --> 00:34:46,214
‫نگران بودم که همچین چیزی بگید، پس...

686
00:34:46,298 --> 00:34:48,466
‫انگشت رو بهم بدید

687
00:34:50,218 --> 00:34:52,887
‫داری بلوف می‌زنی و ما انگشت رو
‫بهت نمی‌دیم

688
00:34:55,181 --> 00:34:56,808
‫می‌خوای ریسکـش رو بکنی؟

689
00:34:57,892 --> 00:34:59,936
‫انگشت رو بده بهش.
‫انگشت رو بده بهش.

690
00:35:04,566 --> 00:35:09,988
‫بیصبرانه منتظرم که دستگاه‌های اسلات
‫بی‌صدام رو به دنیا نشون بدم
‫[نوعی بازی در کازینو]

691
00:35:10,071 --> 00:35:13,116
‫صداشون اینطوری نیست...
‫اینطوریـه

692
00:35:15,785 --> 00:35:19,039
‫فکر کنم بازسازی رو با...

693
00:35:20,040 --> 00:35:22,375
‫ساختمان الیور شروع کنم

694
00:35:22,459 --> 00:35:25,337
‫چی داری میگی؟

695
00:35:25,420 --> 00:35:27,922
‫اون پیشنهاد سر خونه‌ات از طرف من بود

696
00:35:28,006 --> 00:35:31,092
‫دارم تمام آپارتمان‌های اینجا رو می‌خرم

697
00:35:31,176 --> 00:35:33,261
‫تا بتونم بلاخره بسازمـش

698
00:35:35,930 --> 00:35:38,266
‫پیش‌نمایش ویژه فقط برای شماها

699
00:35:41,895 --> 00:35:44,105
‫کلاب کامیلا؟

700
00:35:44,189 --> 00:35:46,024
‫اون...

701
00:35:46,107 --> 00:35:47,525
‫لابی‌مون هست؟

702
00:35:48,943 --> 00:35:50,403
‫حیاطمون؟

703
00:35:51,404 --> 00:35:54,991
‫داری آرکونیا رو تبدیل به کازینو می‌کنی؟

704
00:35:56,368 --> 00:35:58,870
‫خب، شب خوبی داشته باشید

705
00:35:58,953 --> 00:36:02,040
‫امیدوارم ساختمانی که بعد از اینجا
‫میرید توش هم قتل داشته باشه

706
00:36:04,953 --> 00:36:24,953
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

