1
00:00:03,868 --> 00:00:05,661
‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...‏

2
00:00:05,786 --> 00:00:08,364
‫خیلی بد شد.
‫مانتیدها خیلی خطرناکن.

3
00:00:08,389 --> 00:00:10,672
‫شاید خاکستری‌ها یه جور
‫بازدارنده توی بدنت کار گذاشتن...

4
00:00:10,697 --> 00:00:12,226
‫تا مانع دسترسی به قدرت‌هات بشن.

5
00:00:12,251 --> 00:00:14,328
‫نمی‌تونیم دست رو دست بذاریم.
‫نه تا وقتی که جوزف رو بگیریم.

6
00:00:14,353 --> 00:00:17,498
‫- بهتر نیست این کار رو به مایک و لیو بسپریم؟
‫- نه، اگه دست اونا به جوزف برسه،

7
00:00:17,523 --> 00:00:19,583
‫دیگه هرگز اطلاعاتی که
‫از بچه‌مون می‌خوایم رو بدست نمیاریم.

8
00:00:19,608 --> 00:00:21,979
‫- سلام، پیتر
‫- نمی‌دونستم قراره مهمون بیاری.

9
00:00:22,004 --> 00:00:26,173
‫- پیتر ثابت می‌کنه آدم‌فضایی‌ها واقعی هستن.
‫- لاکردار. به وجود بیگانه‌ها باور دارم.

10
00:00:26,198 --> 00:00:30,328
‫خاکستری‌ها ذرات اتمیِ بیگانۀ هری رو جدا،
‫و مابقیش رو رها کردن.

11
00:00:30,353 --> 00:00:33,164
‫بروس قبل از مرگش بهم گفت با چی
‫می‌تونم با خاکستری‌ها معامله کنم
‫[ ایالت مین، 52 سال پیش ]

12
00:00:33,189 --> 00:00:35,183
‫فناوری هم‌نوعان خودم.

13
00:00:35,208 --> 00:00:37,919
‫به قدری قدرتمنده که می‌تونن
‫باهاش سیارۀ من رو نابود کنن.

14
00:00:37,944 --> 00:00:40,108
‫ولی این باعث می‌شه
‫انرژی فضاییم رو پس بگیرم و

15
00:00:40,134 --> 00:00:42,408
‫می‌دونم کجا پیداش کنم.

16
00:00:47,993 --> 00:00:52,691
‫« سرزمین قوم یوت »

17
00:00:56,644 --> 00:00:59,805
<font color="#ffff00">‫مدت‌ها پیش اجداد ما...</font>

18
00:00:59,831 --> 00:01:01,566
<font color="#ffff00">‫به‌دنبال شهاب‌سنگی رفتن که...</font>

19
00:01:01,592 --> 00:01:03,553
<font color="#ffff00">‫روی همین کوه فرود اومد.</font>

20
00:01:03,579 --> 00:01:05,570
<font color="#ffff00">‫وقتی مردم قوم یوت اون رو پیدا کردن،</font>

21
00:01:05,596 --> 00:01:07,648
‫وقتی مردم قوم یوت اون رو پیدا کردن،

22
00:01:08,137 --> 00:01:10,861
‫با ستاره‌نشین‌هایی آشنا شدن
‫که از آسمون به زمین اومده بودن...

23
00:01:10,893 --> 00:01:12,831
‫تا دانش‌شون رو با ما مبادله کنن.

24
00:01:15,523 --> 00:01:19,151
‫مردمان قدیم معتقدن
‫روحی که به ما جان داده،

25
00:01:19,277 --> 00:01:22,738
‫توسط ستاه‌نشین‌ها بهمون داده شده.

26
00:01:23,823 --> 00:01:28,160
‫این نشان بهمون می‌گه که
‫چه زمانی ستاره‌نشین‌ها به دیدن‌مون میان.

27
00:01:30,288 --> 00:01:34,000
‫ما این داستان‌ها رو نقاشی می‌کنیم
‫تا ما رو یاد گذشته‌مون بندازه،

28
00:01:35,001 --> 00:01:36,502
‫و اینکه از کجا اومدیم

29
00:01:37,587 --> 00:01:41,591
‫داستان‌هایی که امروزه تعریف می‌کنیم
‫باهامون عجین شدن...

30
00:01:41,716 --> 00:01:43,801
‫و ما اونا رو نسل به نسل منتقل می‌کنیم.

31
00:01:44,797 --> 00:01:54,797
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

32
00:02:05,281 --> 00:02:07,867
‫بابای بابام و بابابزرگ بابام...

33
00:02:07,992 --> 00:02:12,079
‫در واقع، کل خانواده‌مون نسل‌اندرنسل
‫تو کار پورتال‌های سفر در زمان هستن.

34
00:02:12,373 --> 00:02:13,916
‫به غیر از رکس، پسرخاله‌م.

35
00:02:13,941 --> 00:02:18,566
‫اون کارشناس بیمه‌ست
‫که می‌شه 97/3333...

36
00:02:18,591 --> 00:02:22,481
‫داستان‌سرایی راهیه برای
‫بردن کسی به جایی که هرگز نبوده.

37
00:02:22,645 --> 00:02:24,830
‫- 33333...
‫- راهی برای سفر در زمان.

38
00:02:24,855 --> 00:02:29,651
‫داستان‌های دِیل یه کاری می‌کنه که
‫می‌خوام برگردم به دوران قبل از تولدم.

39
00:02:29,676 --> 00:02:32,845
‫ولی داستان مامانم کلاً جداست.

40
00:02:34,132 --> 00:02:35,603
‫مامانم مُرد.

41
00:02:38,898 --> 00:02:42,028
‫خب... همین. داستانش همین بود.

42
00:02:42,254 --> 00:02:44,578
‫- واو، چه غم‌انگیز.
‫- ناراحت شدم.

43
00:02:44,603 --> 00:02:46,188
‫با این وضع،
‫من هم قبل از اینکه...

44
00:02:46,213 --> 00:02:49,109
‫بتونم دستگاه بیگانۀ خودم
‫از سال 1970 رو برگردونم و...

45
00:02:49,134 --> 00:02:52,445
‫با خاکستری‌ها معامله‌ش کنم
‫تا انرژی بیگانه‌م رو پس بگیرم، می‌میرم.

46
00:02:52,470 --> 00:02:56,057
‫و خاکستری‌ها احتمالاً ازش استفاده می‌کنن
‫تا سیارۀ زادگاهم رو نابود کنن،

47
00:02:56,088 --> 00:02:57,950
‫ولی کسی لازم نیست این رو بدونه.

48
00:02:57,975 --> 00:03:00,102
‫بعضی از داستان‌ها بهتره نقل نشن.

49
00:03:00,127 --> 00:03:01,927
‫بذار کارم رو بکنم.

50
00:03:01,952 --> 00:03:04,538
‫برگشتن به یه زمان بخصوص
‫هنر می‌خواد و...

51
00:03:04,590 --> 00:03:06,676
‫من هم هنرمندم.

52
00:03:06,801 --> 00:03:09,720
‫من هم یه دکترم که
‫درمانگاه رو زودتر تعطیل کردم،

53
00:03:09,845 --> 00:03:12,405
‫چون فکر می‌کردم
‫تا الان کار رو تموم کرده باشی.

54
00:03:12,431 --> 00:03:17,166
‫این دست‌دست‌کردن‌هات
‫سلامت یه شهر رو به خطر انداخته.

55
00:03:18,646 --> 00:03:21,790
‫- واقعاً؟
‫- منظورت چیه؟

56
00:03:21,816 --> 00:03:25,861
‫رفیق، بدون اون مغز گنده و فضاییت
‫تو فقط یه آدمی که به بچه‌ها آبنبات میده.

57
00:03:25,987 --> 00:03:29,615
‫آره، هفتۀ پیش توی یکی از نسخه‌ها
‫نوشتی: «مصرف روزانۀ یک عدد سیب.»

58
00:03:29,740 --> 00:03:32,092
‫از اون به بعد دختره مریض شد؟ نخیر.

59
00:03:32,118 --> 00:03:35,788
‫راستش سردرد هنوز ولم نمی‌کنه.

60
00:03:36,038 --> 00:03:37,806
‫حالا سفر در زمان چه شکلیه؟

61
00:03:37,832 --> 00:03:40,699
‫برمی‌گردی به گذشته،
‫روی یه پروانه پا می‌ذاری یا هر چی،

62
00:03:40,725 --> 00:03:42,978
‫بعدش برمی‌گردی می‌بینی
‫میمون‌ها زمین رو تسخیر کردن؟

63
00:03:43,004 --> 00:03:45,397
‫پورتال‌های زمان اینجوری نیستن.

64
00:03:45,423 --> 00:03:48,259
‫اگه 50 سال به عقب برم
‫و آستای 10 ساله رو ببینم و...

65
00:03:48,345 --> 00:03:52,573
‫انگشت پاش رو قطع کنم،
‫توی زمان حال انگشتش یهویی قطع نمی‌شه.

66
00:03:52,598 --> 00:03:54,492
‫- فکر کردی من 60 سالمه؟
‫- چی؟

67
00:03:54,517 --> 00:03:56,842
‫وقتی به گذشته می‌ری،
‫یه واقعیت جدید به وجود میاد و...

68
00:03:56,867 --> 00:03:59,252
‫باعث ایجاد جهان موازی می‌شه.

69
00:03:59,277 --> 00:04:01,996
‫وایسا، فکر کنم همین‌ورها یه بروشور دارم.

70
00:04:06,777 --> 00:04:08,779
‫«پس به دنبال سفر در زمانید.»

71
00:04:08,905 --> 00:04:12,815
‫«هشدار: عبور از پیوستار فضا و زمان
‫ممکن است باعث عوارض جانبی جدی شود.»

72
00:04:12,841 --> 00:04:16,928
‫«مِن‌جمله بی‌اختیاری خونریزی مقعدی
‫یا نعوض دردناک و طولانی.»

73
00:04:16,954 --> 00:04:18,956
‫خیلی‌خب، پس اونقدرها هم بد نیست.
‫بریم تو کارش.

74
00:04:21,250 --> 00:04:23,643
‫- تو قرار نیست بری.
‫- هی، به‌خاطر منه که موفق شدیم.

75
00:04:23,669 --> 00:04:25,729
‫دیل فقط واسه این جواب هری رو می‌ده
‫چون کشته‌مُردۀ منه.

76
00:04:25,755 --> 00:04:27,577
‫راست می‌گه.
‫اگه حس و جذابه‌ای...

77
00:04:27,603 --> 00:04:30,066
‫بین من و اون تهدید سرخ نبود،
‫الان اینجا نبودم.

78
00:04:30,092 --> 00:04:32,920
‫- هری، بگو که نمی‌تونه بره.
‫- می‌تونی بری.

79
00:04:32,945 --> 00:04:36,157
‫آره، تو هم شجاعی
‫و هم ترسی از مرگ نداری و...

80
00:04:36,182 --> 00:04:39,556
‫همچنین کمک بزرگیه
‫اگه یکی باشه که بتونم پشتش قایم شم،

81
00:04:39,581 --> 00:04:42,346
‫- محض احتیاط اگه بهم شلیک کردن.
‫- تو جایی نمی‌ری.

82
00:04:42,371 --> 00:04:44,665
‫تا کارِ اینو تموم نکردم،
‫کسی جایی نمی‌ره.

83
00:04:44,690 --> 00:04:49,153
‫حالا یکم بهم فضا بدید.
‫سه سوته شما رو می‌برم 1870.

84
00:04:49,278 --> 00:04:52,490
‫- 1970!
‫- اِی داد.

85
00:04:52,516 --> 00:04:54,441
‫پس یه روز دیگه وقت می‌خوام.

86
00:04:55,148 --> 00:04:56,347
‫[ اسپری مانتی‌کُش ]

87
00:04:56,661 --> 00:04:59,622
‫این عملیات مانتی‌کُشه.

88
00:04:59,747 --> 00:05:01,999
‫آخوندک چندین شکارچی طبیعی داره.

89
00:05:02,124 --> 00:05:04,293
‫خفاش‌ها، عنکبوت‌ها و پرنده‌ها.

90
00:05:04,422 --> 00:05:06,723
‫ما وقت نداریم تا
‫خفاش و عنکبوت جمع کنیم و...

91
00:05:06,748 --> 00:05:09,332
‫از اونجایی که یه پرونده اومد تو اتاقم،
‫من از پرنده‌ها می‌ترسم،

92
00:05:09,457 --> 00:05:15,463
‫پس، به جاش یه مانتی‌کش مرگبار
‫با روغن چریش ساختم که...

93
00:05:15,488 --> 00:05:18,991
‫یه آفتکش طبیعیه
‫و برای شورۀ سر هم خوبه.

94
00:05:19,016 --> 00:05:21,269
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- ساعت 3 شد.

95
00:05:21,294 --> 00:05:24,088
‫- جلسۀ باشگاه بیگانه‌ها رو شروع کردم.
‫- بدون من که نمی‌تونی شروع کنی.

96
00:05:24,172 --> 00:05:26,831
‫وقتی تو واسه مدرسه‌ت رفته بودی،
‫من بودم که این باشگاه رو تأسیس کردم.

97
00:05:26,857 --> 00:05:29,376
‫- رئیس باشگاه منم.
‫- پس بهتره که سر وقت بیای.

98
00:05:29,402 --> 00:05:33,213
‫مشغول پیدا کردن بیگانه بودم،
‫چون ناسلامتی بیگانه‌یابم.

99
00:05:33,239 --> 00:05:36,257
‫تازه، بیرون از پیچِ گریدی
‫کلی استخوان تازۀ حیوون پیدا کردم.

100
00:05:36,284 --> 00:05:38,260
‫فکر کردم مانتیده فقط آدم‌ها رو می‌کشه.

101
00:05:38,286 --> 00:05:41,263
‫- راجع‌به مانتید هم بهشون گفتی؟
‫- خب، تو نیومدی!

102
00:05:41,376 --> 00:05:43,962
‫شانس آوردی امتیازت
‫توی باشگاه رو لغو نکردم.

103
00:05:43,987 --> 00:05:46,672
‫شانس آوردی کاره‌ای نیستی،
‫چون من رئیس باشگاه‌م.

104
00:05:46,697 --> 00:05:48,450
‫تو منشی باشگاهی.

105
00:05:48,681 --> 00:05:51,016
‫سلام. من مکس‌ام، رئیس‌تون.

106
00:05:51,096 --> 00:05:55,351
‫من به شخصه این مانتیدِ بیگانه رو دیدم
‫و با شوکر زدمش که باعث نجات دنیا شد.

107
00:05:55,546 --> 00:05:57,850
‫باید دوباره حمله کنیم.
‫پس اگه می‌خواید قهرمان باشید،

108
00:05:57,875 --> 00:06:01,009
‫و نه یه مشت پخمه که
‫سس سالاد خونگی دست‌شونه،

109
00:06:01,034 --> 00:06:03,495
‫- بهم ملحق شید!
‫- من می‌خوام قهرمان باشم.

110
00:06:05,479 --> 00:06:08,858
‫گفته بودم مانتیدها سرِ آدم‌ها رو می‌خورن؟

111
00:06:10,818 --> 00:06:13,863
‫پس با مکس برو
‫و از سرِ نداشته‌ت لذت ببر.

112
00:06:14,155 --> 00:06:16,574
‫ببخشید، مکس.
‫من سرم رو دوست دارم.

113
00:06:16,908 --> 00:06:19,927
‫یه تار مو از سرمون کم نمی‌شه!
‫می‌تونیم کلاه‌های محافظ خفن سرمون کنیم!

114
00:06:19,953 --> 00:06:23,623
‫پس از کشف وحشتناکِ
‫یک جنازۀ بی‌سرِ ناشناخته،

115
00:06:23,748 --> 00:06:27,209
‫پلیس منطقۀ پیشنس
‫به مسافرخونۀ کاپر ریج فرا خوانده شد.

116
00:06:27,482 --> 00:06:29,701
‫اینجا هستیم در کنار
‫جودی کوپر، مدیر مسافرخونه.

117
00:06:29,726 --> 00:06:31,789
‫حتماً تجربۀ سختی براتون بوده.

118
00:06:31,814 --> 00:06:35,359
‫این دومین مرگ داخل مسافرخونه
‫توی یک سال اخیر بوده، درسته؟

119
00:06:35,486 --> 00:06:40,173
‫آره، نفر سومی هم بود که وقتی داشت
‫توی جکوزی شیرجه می‌زد گردنش شکست،

120
00:06:40,198 --> 00:06:41,882
‫ولی بگی‌نگی هنوز زنده‌ست.

121
00:06:41,907 --> 00:06:44,214
‫اونی که توی استخر پیدا شد باز بهتر بود.

122
00:06:44,239 --> 00:06:46,895
‫این یکی خیلی کثیف‌کاری داشت،

123
00:06:46,920 --> 00:06:50,707
‫ولی پرسنل درجه‌یک‌مون
‫به خوبی تمیزش کردن.

124
00:06:50,733 --> 00:06:53,119
‫اسمش کولته.
‫واقعاً توی نظافت کسی رو دستش نیست.

125
00:06:53,145 --> 00:06:56,064
‫از اوناییه که اختلال فکری‌مکری داره.

126
00:06:56,239 --> 00:07:02,020
‫پس به کاپر ریج بیاید.
‫جایی که از الان تمامی اتاق‌ها قفل دارن.

127
00:07:02,642 --> 00:07:06,839
‫من مارگو کین هستم،
‫از «لایو 16» شبکۀ کی‌وی‌کی‌سی.

128
00:07:06,865 --> 00:07:09,175
‫راستی، برای شب پرام هم
‫برنامۀ ویژه داریم!

129
00:07:09,201 --> 00:07:11,133
‫اینجا باکرگیت رو از دست بده
‫و پولت رو ذخیره کن.

130
00:07:13,756 --> 00:07:15,132
‫- سلام.
‫- فقط چندتا سکۀ...

131
00:07:15,258 --> 00:07:19,653
‫ساختِ قبل از دهۀ 70 پیدا کردم، ولی
‫به پول امروزی یه 10 هزار دلاری می‌شه.

132
00:07:19,679 --> 00:07:22,668
‫- اصلاً فکر خوبی نیست.
‫- آروم باش، یه سفر در زمان ساده‌ست.

133
00:07:22,694 --> 00:07:24,491
‫این جمله‌ت یه جوری نیست؟

134
00:07:24,517 --> 00:07:26,325
‫خیلی‌خب، پنج هزار دلار.

135
00:07:27,019 --> 00:07:29,320
‫- وایسا ببینم، کدوم جمله؟
‫- می‌شه تمومش کنی؟

136
00:07:29,530 --> 00:07:33,041
‫چرا این کار رو می‌کنی؟
‫همیشه میری سراغ سریع‌ترین راه.

137
00:07:33,067 --> 00:07:36,737
‫آره. واسه همین توی بچگی
‫با سرعت 160 کیلومتر از کوه پایین می‌اومدم.

138
00:07:36,862 --> 00:07:38,755
‫تمام رشته‌های عصبی بدنم جیغ می‌زدن.

139
00:07:38,781 --> 00:07:41,424
‫آره، جیغ می‌زدن:
‫«تا نکشتی‌مون تمومش کن.»

140
00:07:41,450 --> 00:07:44,010
‫- دیدی؟ می‌گیری چی می‌گم.
‫- اتفاقاً، نمی‌گیرم.

141
00:07:44,036 --> 00:07:47,915
‫خب، از جوزف که کم بهت نرسیده،
‫که جا داره بگم یه رگش فضاییه.

142
00:07:48,374 --> 00:07:51,434
‫منظورم اینه که شاید
‫فقط من نباشم که دنبال هیجانه.

143
00:07:51,460 --> 00:07:54,797
‫من می‌خواستم
‫به زندگیم یه رنگ و رویی بدم.

144
00:07:54,922 --> 00:07:57,800
‫آره، حالش رو ببر، دختر!

145
00:07:59,789 --> 00:08:02,388
‫خیلی‌خب، آره.
‫این هم یه‌جور رنگ و رو دادن به زندگیه،

146
00:08:02,414 --> 00:08:06,126
‫من فقط نمی‌خوام رابطه با بیگانۀ دورگه،

147
00:08:06,267 --> 00:08:08,743
‫دزدیدن بچۀ دوست‌مون
‫و سفر در زمان رو عادی جلوه بدم.

148
00:08:08,769 --> 00:08:12,540
‫چیزیم نمی‌شه. سال 1970ـه.
‫مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

149
00:08:12,665 --> 00:08:15,583
‫یکی از پرآشوب‌ترین
‫و پراسترس‌ترین سال‌های تاریخ کشور بود.

150
00:08:15,610 --> 00:08:20,031
‫آره، ولی خوشتیپ می‌شم.

151
00:08:23,034 --> 00:08:25,661
‫ایول. چه تیپی.

152
00:08:32,232 --> 00:08:33,942
‫باید چند دست لباس جدید بگیرم.

153
00:08:41,382 --> 00:08:44,865
‫خیلی‌خب، الان شمال فانوس دریایی هستیم.

154
00:08:44,914 --> 00:08:47,909
‫دستگاه دیشب ساعت 7:04

155
00:08:47,935 --> 00:08:51,012
‫از سفینۀ بیگانه‌های سیارۀ من

156
00:08:51,052 --> 00:08:54,058
‫یه جایی همین دور و ورها افتاد.

157
00:08:54,344 --> 00:08:57,894
‫واسه کسی که داره روی ساحل
‫پنجاه سالِ پیش قدم می‌زنه خیلی مطمئنی.

158
00:08:57,920 --> 00:09:03,384
‫تمام جمعیت سیارۀ من
‫جزئیات مأموریتی که توش...

159
00:09:03,410 --> 00:09:05,402
‫اون دستگاه توی ساحل افتاد رو می‌دونن.

160
00:09:05,428 --> 00:09:09,098
‫خلبانی که پرتاب اشتباهی داشت
‫شکنجه و کشته شد.

161
00:09:09,223 --> 00:09:11,934
‫- خدایا، یکم شلوغش نکردید؟
‫- خیلی ناراحت‌کننده بود.

162
00:09:11,959 --> 00:09:14,863
‫ولی هر سال توی این تاریخ
‫یه سرود یادبود...

163
00:09:14,888 --> 00:09:18,734
‫برای «تد جیغ‌جیغو» می‌خونیم.

164
00:09:33,067 --> 00:09:34,769
‫واقعاً... اشکم رو درآورد.

165
00:09:34,794 --> 00:09:37,581
‫تازه اگه زبونم رو می‌فهمیدی قشنگ‌تر بود.

166
00:09:37,606 --> 00:09:39,341
‫چون توی بخش هم‌خوانی...

167
00:09:39,366 --> 00:09:43,106
‫تاریخ عدم موفقیتش
‫با «کالبدشکافی زنده» قافیه‌ست.

168
00:09:43,272 --> 00:09:45,024
‫قافیۀ عجیبیه.

169
00:09:47,549 --> 00:09:48,926
‫حرومزاده.

170
00:09:49,204 --> 00:09:51,956
‫- صبح بخیر، جن.
‫- یـوهـو!

171
00:09:54,808 --> 00:09:56,977
‫حرومزاده.

172
00:09:57,693 --> 00:10:01,071
‫ببخشید، باید برم یه سلامی با دوست‌هام بکنم.

173
00:10:03,152 --> 00:10:06,405
‫- شما دوتا اینجا چه غلطی می‌کنید؟
‫- واسه اون اومدم.

174
00:10:06,430 --> 00:10:09,729
‫ممنون که ماسه‌ها رو از روش پاک کردی.
‫خودم دیگه می‌برمش خونه.

175
00:10:09,754 --> 00:10:12,043
‫نه. مال منه.

176
00:10:12,068 --> 00:10:16,655
‫تو و آستا می‌تونید برید
‫توی پورتال زمان و برگردید.

177
00:10:16,680 --> 00:10:19,015
‫راستش من... من دارسی‌ام.

178
00:10:19,269 --> 00:10:21,354
‫هیچوقت اسمی ازت نبرد.

179
00:10:21,379 --> 00:10:25,341
‫حالا اگه ببخشید،
‫توی رستوران دریایی شاه‌میگو شیفت دارم.

180
00:10:28,121 --> 00:10:31,770
‫- اسمی از من نبردی؟ حتی یه‌بار؟
‫- نه، دروغ می‌گه.

181
00:10:31,795 --> 00:10:36,049
‫همیشه صدات می‌کردم:
‫زائدۀ بی‌مصرفِ آستا.

182
00:10:52,275 --> 00:10:55,945
‫- سلام.
‫- سلام، اوضاع توی برداک چطور بود؟

183
00:10:55,970 --> 00:10:58,655
‫- عالی بود. تراشۀ بیگانه رو خارج کردن.
‫- واقعاً؟

184
00:10:58,680 --> 00:11:02,379
‫- عالی شد.
‫- مثل یه تیکه شیشه بود.

185
00:11:02,404 --> 00:11:05,776
‫به دکتر گفتم توی بچگی تصادف کرده بودم.

186
00:11:05,802 --> 00:11:07,399
‫- خوب پیچوندی.
‫- آره.

187
00:11:07,425 --> 00:11:10,970
‫حالا که می‌دونیم بچه‌مون روی زمینه
‫و یه جایی بیرون توی فضا نیست،

188
00:11:10,996 --> 00:11:13,205
‫نظرت چیه که به لیو بگیم؟

189
00:11:13,230 --> 00:11:16,150
‫عزیزم، هنوز نمی‌تونیم.
‫اونوقت باید گزارش بده.

190
00:11:17,113 --> 00:11:21,409
‫خب، پس به... معاون لیو نمی‌گم.

191
00:11:21,764 --> 00:11:25,101
‫- به عنوان دوستم بهش می‌گم.
‫- عزیزم. کارت هوشمندانه‌ست،

192
00:11:25,127 --> 00:11:26,826
‫ولی اونوقت باید به مایک بگه.

193
00:11:26,852 --> 00:11:30,159
‫آره، ولی لیو به بیگانه‌ها باور داره.
‫شاید واقعاً حرف‌مون رو باور کنه.

194
00:11:30,189 --> 00:11:32,915
‫مهم نیست لیو باورش بشه یا نه.

195
00:11:32,982 --> 00:11:35,649
‫- گرفتم.
‫- مایک هیچوقت حرفش رو جدی نمی‌گیره.

196
00:11:35,675 --> 00:11:38,088
‫اون آدم هیچ جوره به بیگانه‌ها باور نداره.

197
00:11:38,114 --> 00:11:40,298
‫فکر می‌کنم این قتل‌ها
‫کار یه بیگانه باشه.

198
00:11:40,324 --> 00:11:42,574
‫وایسا، داری می‌گی به بیگانه‌ها باور داری؟

199
00:11:42,599 --> 00:11:44,603
‫ببین، من به تمام مدارک نگاه کردم.

200
00:11:44,628 --> 00:11:47,809
‫شاید جوزف پشت قربانی‌های بدون سر باشه.

201
00:11:47,834 --> 00:11:50,414
‫اگه این حقیقت داشته باشه،
‫حق با تو بوده.

202
00:11:50,946 --> 00:11:53,087
‫پس می‌گی به بیگانه‌ها باور داری.
‫خودت این حرف رو زدی.

203
00:11:53,112 --> 00:11:54,289
‫چی از جون من می‌خوای؟
‫برات رژه برم؟

204
00:11:54,314 --> 00:11:57,298
‫الان که جوزف بیرون داره ول می‌چرخه و
‫اون سایبورگِ یه لنگه پا تو غار گیر افتاده،

205
00:11:57,323 --> 00:11:59,256
‫وقت واسه این حرف‌ها ندارم.

206
00:11:59,281 --> 00:12:01,033
‫نه. تو یکی‌شون رو دیدی.

207
00:12:01,058 --> 00:12:03,341
‫بهشون باور داری
‫و می‌خوام بلند به زبون بیاریش.

208
00:12:03,366 --> 00:12:05,035
‫چقدر دارم حال می‌کنم.

209
00:12:10,953 --> 00:12:12,226
‫[ به بیگانه‌ها باور دارم ]

210
00:12:13,340 --> 00:12:14,884
‫حالا برو پاکش کن، معاون.

211
00:12:14,909 --> 00:12:16,653
‫آره، شتر دیدم، ندیدم.

212
00:12:17,026 --> 00:12:18,402
‫پاکش می‌کنی‌ها!

213
00:12:22,545 --> 00:12:25,882
‫داری می‌رقصی؟
‫سایه‌ت از پشت در معلومه.

214
00:12:28,936 --> 00:12:30,312
‫عزیزم، امروز خیلی بداخلاقی.

215
00:12:34,192 --> 00:12:38,002
‫سلام، کیت‌ام. ببخشید گزارش‌های
‫محیط‌زیستی رو نفرستادم.

216
00:12:38,027 --> 00:12:40,254
‫کلی کار سرم ریخته.
‫ولی قول می‌دم یکی دو روزه...

217
00:12:40,279 --> 00:12:41,655
‫به دستت برسونم.

218
00:12:44,280 --> 00:12:48,089
‫سلام، کیت‌ام. ببخشید گزارش‌های
‫محیط‌زیستی رو نفرستادم.

219
00:12:48,114 --> 00:12:50,283
‫کلی کار سرم ریخته.
‫ولی قول می‌دم یکی دو روزه...

220
00:12:50,308 --> 00:12:51,685
‫به دستت برسونم.

221
00:13:24,681 --> 00:13:26,349
‫بچه رو از کجا آوردی؟

222
00:13:26,521 --> 00:13:29,691
‫تا جایی که یادمه،
‫قرار شد چیزی راجع‌بهش نپرسی.

223
00:13:30,785 --> 00:13:33,245
‫من وکیل و مأمور دادگاه‌ام،

224
00:13:33,270 --> 00:13:35,997
‫پس بهتره قبل از اینکه شهادت دروغ بدی،
‫یه دور به حرف‌هات فکر کنی.

225
00:13:36,023 --> 00:13:37,874
‫والدین بچه می‌دونن اون کجاست؟

226
00:13:37,900 --> 00:13:40,001
‫- اعتراض دارم.
‫- اینجا مگه دادگاه‌ست؟

227
00:13:40,027 --> 00:13:42,045
‫خودت از اصطلاحات حقوقی استفاده کردی.

228
00:13:42,071 --> 00:13:43,630
‫می‌دونی که نمی‌تونیم بهم دروغ بگی.

229
00:13:43,656 --> 00:13:46,007
‫کلاس اول رو یادته
‫وقتی مجبورت کردم حقیقت رو...

230
00:13:46,033 --> 00:13:47,717
‫راجع‌به گرفتن دست چارلی همیلتون بگی؟

231
00:13:47,743 --> 00:13:50,572
‫کارت انصاف نبود.
‫یه جوری تو چشمام زل زدی...

232
00:13:50,598 --> 00:13:52,131
‫انگار می‌تونستی حرف دلم رو بخونی.

233
00:13:52,157 --> 00:13:54,766
‫خب، به عنوان دخترعمویی که
‫می‌تونه حرف دلت رو بخونه،

234
00:13:54,792 --> 00:13:57,463
‫ازت می‌خوام یه آره یا نهِ ساده بهم بگی.

235
00:13:58,489 --> 00:14:00,411
‫اون بچۀ کیته؟

236
00:14:02,918 --> 00:14:04,977
‫آره، ولی فقط همین‌قدر می‌تونم بگم.

237
00:14:07,179 --> 00:14:10,605
‫تازه کیت نمی‌دونه بچه کجاست،
‫که اونقدرها چیز بدی نیست.

238
00:14:10,631 --> 00:14:15,095
‫ولی دیگه از این بیشتر چیزی نخواه.
‫خواهش می‌کنم اونجوری نگاه‌م نکن.

239
00:14:15,882 --> 00:14:17,258
‫تو رو خدا.

240
00:14:20,322 --> 00:14:22,377
‫خیلی‌خب، باشه!
‫آره، بچۀ کیته.

241
00:14:22,403 --> 00:14:24,655
‫ولی بیگانه‌ها کیت رو دزدیدن
‫و بعدش رفتیم توی سفینه...

242
00:14:24,780 --> 00:14:26,449
‫که در واقع توی ماهه و...

243
00:14:26,574 --> 00:14:28,451
‫معاون سابق، جوزف، هم یه آدم‌فضاییه...

244
00:14:28,477 --> 00:14:30,218
‫که دوست داره روی تخت دکتربازی کنه،

245
00:14:30,244 --> 00:14:32,178
‫با این تفاوت که من دکتر بودم و اون پرستار.

246
00:14:32,204 --> 00:14:34,540
‫- حالا راضی شدی؟
‫- ببخشید، چی؟

247
00:14:39,405 --> 00:14:42,602
‫خب، پس سه بار زمین رو نجات دادی؟

248
00:14:42,931 --> 00:14:47,534
‫شاید هم چهار بار.
‫از یه بار که بگذره، حسابش از دستت در میره.

249
00:14:47,560 --> 00:14:53,942
‫- انگار همه چی خواب و خیاله.
‫- آره، خواب و خیال.

250
00:14:55,235 --> 00:14:57,904
‫در ضمن، یه چیز دیگه هم هست.

251
00:14:58,989 --> 00:15:04,900
‫شاید باورش سخت باشه،
‫ولی یه بیگانه توی پیشنس هست.

252
00:15:04,926 --> 00:15:06,302
‫هری رو می‌گی؟

253
00:15:07,455 --> 00:15:08,784
‫- می‌دونستی؟
‫- راحت می‌شد حدس زد.

254
00:15:08,810 --> 00:15:10,687
‫اگه قرار بود کسی بیگانه باشه،
‫یا هریه،

255
00:15:10,713 --> 00:15:12,559
‫یا اون یارو کوکو توی کتاب‌فروشی.

256
00:15:12,586 --> 00:15:15,854
‫باید بهت می‌گفتم،
‫ولی... درکش سخت بود.

257
00:15:15,880 --> 00:15:17,815
‫هر چی ندونی جات امن‌تره و...

258
00:15:17,841 --> 00:15:20,089
‫- من هم نمی‌خواستم چیزیت شه.
‫- مشکلی نیست.

259
00:15:20,115 --> 00:15:21,908
‫الان داری حقیقت رو می‌گی،
‫همین مهمه.

260
00:15:22,012 --> 00:15:25,709
‫ما عموزاده‌ها یه پیوند ویژه‌ای داریم
‫و همه چی رو به همدیگه می‌گیم.

261
00:15:25,735 --> 00:15:27,587
‫نگران نباش.
‫من چیزی به کسی نمی‌گم.

262
00:15:27,613 --> 00:15:29,094
‫این راز بین‌مون می‌مونه.

263
00:15:29,894 --> 00:15:32,121
‫- خب، بابام می‌دونه.
‫- اوه، آره.

264
00:15:32,147 --> 00:15:34,164
‫- آره، آره، آره.
‫- معلومه. آره، این که خیلی خوبه.

265
00:15:34,190 --> 00:15:38,153
‫خوبه. سه‌تایی یه فکری به حالش می‌کنیم.

266
00:15:38,517 --> 00:15:40,754
‫- دارسی هم می‌دونه.
‫- دیگه؟

267
00:15:40,780 --> 00:15:43,716
‫مکس و سحر هم می‌دونن.
‫شاید بعضی از دوست‌هاشون هم بدونن.

268
00:15:43,742 --> 00:15:46,760
‫- فقط من غریبه بودم؟
‫- خدایا، ببخشید چیزی بهت نگفتم.

269
00:15:46,786 --> 00:15:49,915
‫خیلی خطرناک بود.
‫نمی‌دونم چی بگم.

270
00:15:49,941 --> 00:15:52,459
‫اینکه می‌دونی توی جهان تنها نیستی
‫به‌نظر آرامش‌بخشه،

271
00:15:52,485 --> 00:15:55,797
‫ولی همچنین باعث می‌شه فکر کنی
‫توی خونه‌ت هم تنها نیستی.

272
00:15:56,421 --> 00:15:58,530
‫- ترسناکه.
‫- یه کوچولو.

273
00:15:58,815 --> 00:16:03,111
‫اون کُمیکه، آسمان، رو یادته
‫بچه که بودیم همیشه می‌خوندیم؟

274
00:16:03,136 --> 00:16:06,389
‫آره. آره، من عاشقش بودم.

275
00:16:06,415 --> 00:16:08,519
‫دست‌هامون رو رنگی کردیم
‫و باهاش تیشرت درست کردیم.

276
00:16:08,618 --> 00:16:12,490
‫آره. قبیلۀ ما صدها ساله که داره...

277
00:16:12,515 --> 00:16:14,461
‫این داستان رو گوش‌به‌گوش تعریف می‌کنه.

278
00:16:14,486 --> 00:16:16,113
‫نسل‌اندرنسل.

279
00:16:16,138 --> 00:16:19,307
‫و یه روزی خودمون
‫اون رو واسه بچه‌هامون تعریف می‌کنیم.

280
00:16:19,332 --> 00:16:23,044
‫- آره.
‫- ما جزئی از یک کل‌ایم.

281
00:16:23,240 --> 00:16:28,076
‫و تو حاصل تمامی نیاکانتی.

282
00:16:28,102 --> 00:16:29,730
‫تو اعجاب‌انگیزی.

283
00:16:30,052 --> 00:16:31,656
‫تو ثمرۀ همه چیزی.

284
00:16:34,501 --> 00:16:37,379
‫- تو هم ثمرۀ همه چیزی.
‫- می‌دونم.

285
00:16:56,690 --> 00:17:00,944
‫- خواهش می‌کنم برید.
‫- عمراً، اینجا همه چی مفته.

286
00:17:01,319 --> 00:17:05,422
‫شاه‌میگوی شام فقط سه دلار؟
‫اگه تخفیف بدی قبوله.

287
00:17:05,448 --> 00:17:09,182
‫- دوتا می‌خوام.
‫- واسه من هم اون دستگاه بیگانه رو بیار.

288
00:17:09,208 --> 00:17:11,756
‫خانم، اینجا نمیای؟

289
00:17:12,747 --> 00:17:15,307
‫این یارو رو باش.
‫هی، مشتی، نظرت چیه آروم بگیری،

290
00:17:15,333 --> 00:17:18,811
‫و از این آبجوهای 50 سِنتی بزنی؟
‫شوخیه دیگه؟

291
00:17:18,837 --> 00:17:20,213
‫خدای من. باشه.

292
00:17:20,441 --> 00:17:22,973
‫همگی یه دور مهمون من.

293
00:17:23,869 --> 00:17:25,378
‫خواهش می‌کنم شلوغش نکن.

294
00:17:25,844 --> 00:17:29,514
‫- به این شغل نیاز دارم.
‫- تو مگه اسهال نداشتی؟

295
00:17:29,973 --> 00:17:31,782
‫آره، راست می‌گی.

296
00:17:31,808 --> 00:17:34,770
‫سفر در زمان بدجوری
‫دل و روده‌م رو به هم ریخته.

297
00:17:34,796 --> 00:17:37,230
‫باید برم از باسن بشاشم.

298
00:17:38,231 --> 00:17:39,608
‫حالم رو به هم زدی.

299
00:17:41,000 --> 00:17:48,000


300
00:17:50,869 --> 00:17:54,956
‫- نمی‌تونم بهت بدمش. می‌خوامش.
‫- می‌خوای چیکار؟

301
00:17:56,166 --> 00:17:58,084
‫زندگی بابام رو نجات بدم.

302
00:17:58,501 --> 00:18:01,129
‫خودم می‌دونم چی دیدم.
‫یه نگاه به عکس‌ها بنداز!

303
00:18:01,254 --> 00:18:03,715
‫عکس‌ها رو دیدیم.
‫ممکنه بالون هواشناسی باشه.

304
00:18:05,008 --> 00:18:07,844
‫اون مأمورهایی که به زندگیش گند زدن
‫و باعث شدن بابا فکر کنه دیوونه‌ست،

305
00:18:07,969 --> 00:18:09,971
‫تا یه ساعت دیگه می‌رن خونه‌ش.

306
00:18:10,096 --> 00:18:12,682
‫اگه مشکل این افرادن،
‫پس اون دستگاه رو بده من...

307
00:18:12,807 --> 00:18:15,602
‫تا قبل از رفتن
‫مغزشون رو باهاش له کنم.

308
00:18:15,727 --> 00:18:18,470
‫این کارت هیچ کمکی نمی‌کنه.
‫اینجوری مأمورهای بیشتری می‌فرستن.

309
00:18:18,813 --> 00:18:22,458
‫بچه که بودم به چشم دیدم
‫اون دستگاهِ بیگانه از آسمون افتاد زمین،

310
00:18:22,484 --> 00:18:25,028
‫ولی می‌ترسیدم حرفی بزنم.

311
00:18:25,054 --> 00:18:27,777
‫این ثابت می‌کنه چیزی که دید واقعیه.

312
00:18:27,803 --> 00:18:29,305
‫مأمورها که برن،

313
00:18:29,331 --> 00:18:32,635
‫دستگاه رو نشونش می‌دم
‫و اون بالاخره حقیقت رو می‌فهمه.

314
00:18:32,661 --> 00:18:34,996
‫خب، من دستگاه رو می‌خوام.

315
00:18:35,580 --> 00:18:39,642
‫خاکستری‌ها چیزی که شما
‫بهش «نیروی حیات» می‌گید،

316
00:18:39,668 --> 00:18:41,941
‫همون انرژی بیگانه‌م رو ازم دزدیدن.

317
00:18:42,170 --> 00:18:45,632
‫و من واسه پس گرفتنش
‫باید دستگاه رو باهاشون معامله کنم.

318
00:18:46,174 --> 00:18:48,051
‫خاکستری‌ها می‌خوان باهاش چیکار کنن؟

319
00:18:48,077 --> 00:18:50,444
‫سیاره‌م رو نابود می‌کنن.

320
00:18:52,264 --> 00:18:54,091
‫اونقدر که فکر می‌کنی هم بد نیست.

321
00:18:56,434 --> 00:18:58,561
‫من دو سال اینجا زندگی کردم.

322
00:18:59,562 --> 00:19:01,455
‫اومدم با بابام وقت بگذرونم.

323
00:19:01,481 --> 00:19:03,955
‫فقط یه چند ماهی.

324
00:19:03,981 --> 00:19:06,996
‫اونقدری که یه خداحافظی
‫درست و درمون داشته باشم.

325
00:19:07,022 --> 00:19:10,360
‫اون فقط همین‌قدر می‌دونه که
‫من، جن، خانمِ تازه‌وارد شهرم.

326
00:19:10,782 --> 00:19:12,325
‫ولی حالا با هم دوستیم.

327
00:19:13,535 --> 00:19:16,762
‫واسه همین،
‫دیشب که سفینۀ مردم شما اومد،

328
00:19:16,788 --> 00:19:20,041
‫فهمیدم که می‌تونم درستش کنم.

329
00:19:20,798 --> 00:19:22,175
‫پیشخدمت!

330
00:19:31,136 --> 00:19:34,086
‫- بله، آقا؟ خیلی‌خب.
‫- اتاق پشتی رو نگاه کردم،

331
00:19:34,112 --> 00:19:36,448
‫تمام کیف‌ها رو گشتم
‫و تنها چیزی که پیدا کردم اسپری مو،

332
00:19:36,474 --> 00:19:40,577
‫سیگار، کلی سیگار و یه خروار سیگار بود.

333
00:19:40,604 --> 00:19:43,898
‫خدایا، چطور این همه آدم هست،
‫ولی خبری از دستگاه بیگانه نیست؟

334
00:19:43,960 --> 00:19:46,054
‫می‌رم یه نگاهی به ماشینش بندازم.

335
00:19:46,234 --> 00:19:50,796
‫تو همین‌جا بمون
‫و حواست به ژنرال دست‌ماهی باشه.

336
00:19:50,822 --> 00:19:53,408
‫- چرا تو بری؟
‫- چون نوبت منه!

337
00:19:53,658 --> 00:19:57,538
‫چون من به درد گپ‌وگفت نمی‌خورم.

338
00:19:57,564 --> 00:19:59,149
‫خیلی‌خب، باشه. می‌تونی بری.

339
00:19:59,174 --> 00:20:01,526
‫ولی قبلش می‌رم...

340
00:20:01,551 --> 00:20:06,723
‫از اون آبنبات سنگی‌های عهد بوقی که
‫کنار دره برات بیارم.

341
00:20:06,914 --> 00:20:08,882
‫وای به حالت اگه... سلیطه!

342
00:20:15,047 --> 00:20:16,572
‫سلام به کلانتر و معاونش.

343
00:20:16,598 --> 00:20:19,783
‫می‌خواستم شما رو با
‫مأمور اف‌بی‌آی، جولز گاردنر، آشنا کنم.

344
00:20:19,809 --> 00:20:22,520
‫- ایشون کلانتر مایکه...
‫- انفجار، جرقه،

345
00:20:22,646 --> 00:20:26,149
‫- مدرسۀ پیشنس می‌ترکونه مثل ترقه!
‫- خیلی‌خب.

346
00:20:26,274 --> 00:20:29,335
‫- لیو بیکر، پارسال دوست، امسال آشنا!
‫- دیگه این شعار رو ندادن.

347
00:20:29,361 --> 00:20:31,587
‫دیگه توی سالنِ مدرسه
‫نمی‌تونی از «انفجار» استفاده کنی.

348
00:20:31,613 --> 00:20:34,381
‫نمی‌دونستم توی دبیرستان پیشنس درس خوندی.

349
00:20:34,407 --> 00:20:37,968
‫- بهترین سال‌های عمرم بود.
‫- واو، جولز گاردنر.

350
00:20:37,994 --> 00:20:40,956
‫- بن هاثورن.
‫- می‌بینم شهردار شدی.

351
00:20:40,982 --> 00:20:44,121
‫می‌دونی، بعد از مراسم پرام ندیدمت.

352
00:20:44,265 --> 00:20:46,727
‫یادته؟ دوست‌دخترم رو بلند کردی.

353
00:20:46,753 --> 00:20:50,939
‫آره! خب، مست بودم
‫و دوست‌دخترت هم لزبین بود.

354
00:20:50,966 --> 00:20:55,269
‫- آره، خب... شاید همون یه شب.
‫- ما 6 سال تو رابطه بودیم.

355
00:20:55,295 --> 00:20:57,547
‫تو توی غرفۀ عکاسی بالا نیاورده بودی؟

356
00:20:57,573 --> 00:20:59,365
‫- روی میز خوراکی‌ها.
‫- میز خوراکی‌ها.

357
00:20:59,391 --> 00:21:01,810
‫به پیشنس خوش برگشتید.
‫- من کلانتر مایک تامسون‌ام.

358
00:21:01,836 --> 00:21:05,079
‫سلام. آره، از وقتی که اومدم،
‫لینا همه چی رو راجع‌بهت گفت.

359
00:21:05,105 --> 00:21:07,612
‫به مأمور گاردنر گفتم
‫بیاد توی تحقیقات کمک‌مون کنه.

360
00:21:07,649 --> 00:21:11,041
‫ایشون توی جساپ زندگی می‌کنه
‫و کلرادو تازه پرونده رو دست گرفته.

361
00:21:11,067 --> 00:21:12,943
‫اوه، چه خوب.

362
00:21:13,189 --> 00:21:16,382
‫البته فکر نکنم به کمک
‫بقیه نیازی باشه، ولی باشه.

363
00:21:16,408 --> 00:21:18,358
‫دستورالعمل توی اینجور موقعیت‌ها همینه.

364
00:21:18,384 --> 00:21:21,595
‫ایشون تحلیل‌گر رفتاره
‫و توی دفتر اسپرینگز کار می‌کنه.

365
00:21:21,621 --> 00:21:23,472
‫واو، چه خفن.

366
00:21:23,498 --> 00:21:27,961
‫یه مدال شجاعت هم گرفته،
‫پس فکر کنم خیال‌مون راحته.

367
00:21:28,753 --> 00:21:33,456
‫- انگری همین‌طوره.
‫- راجع‌به قتل‌ها، من یه پرونده تنظیم کردم.

368
00:21:33,482 --> 00:21:35,317
‫قاتل سریالی از سر و روش می‌باره.

369
00:21:35,343 --> 00:21:38,904
‫بهتره توی شهر ساعت منع عبور و مرور
‫تعیین کنید تا همه در امان باشن.

370
00:21:38,930 --> 00:21:40,572
‫خب، من قبلاً فکر این چیزها رو کردم.

371
00:21:40,599 --> 00:21:42,366
‫کلاس‌های دفاع شخصی برگزار می‌کنم.

372
00:21:42,392 --> 00:21:45,744
‫به مردم شهر یاد می‌دم
‫چطور از خودشون دفاع کنن.

373
00:21:45,770 --> 00:21:47,620
‫- واقعاً؟
‫- خب، فکر نکنم ما...

374
00:21:47,646 --> 00:21:50,024
‫- بودجۀ این کار رو داشته باشیم.
‫- بودجه نمی‌خواد،

375
00:21:50,050 --> 00:21:53,053
‫- توی همین ساختمون شهرداری برگزار می‌کنیم.
‫- کِی؟

376
00:21:53,236 --> 00:21:56,656
‫همون زمان‌های همیشگی.
‫تو هیچوقت نمیای.

377
00:21:56,682 --> 00:21:59,550
‫دلم می‌خواد، ولی
‫لباسِ خیالیِ مناسبی ندارم که بپوشم.

378
00:21:59,576 --> 00:22:03,705
‫حرف من اینه که می‌خوام
‫تمام شهروندهای این شهر رو...

379
00:22:03,731 --> 00:22:05,806
‫- به یه سلاح مرگبار تبدیل کنم.
‫- خب، به‌نظر...

380
00:22:05,832 --> 00:22:08,017
‫همه چی تحت کنترله.

381
00:22:08,043 --> 00:22:10,545
‫مطمئنم چشم به هم بزنید
‫قاتل رو گرفتیم.

382
00:22:11,129 --> 00:22:14,023
‫باید می‌فهمیدم
‫با خوردن کلۀ دوتا آدمیزاد...

383
00:22:14,055 --> 00:22:16,759
‫پلیس‌ها مثل مور و ملخ می‌ریزن
‫و هر پخمه‌ای توی شهر...

384
00:22:16,785 --> 00:22:18,946
‫پادکست جنایی می‌سازه.

385
00:22:18,972 --> 00:22:20,654
‫گمونم اونقدرها هم بد نیست.

386
00:22:20,680 --> 00:22:22,937
‫یه تنوعی می‌دم
‫و چندتا حیوون وحشی می‌خورم،

387
00:22:22,963 --> 00:22:24,844
‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته.

388
00:22:25,060 --> 00:22:28,349
‫جوون‌تر که بودیم،
‫هر موجودی که نبض داشت رو می‌خوردیم.

389
00:22:28,375 --> 00:22:32,004
‫اون زمان‌ها کسی حرفی از
‫کربوهیدرات و پروتئین نمی‌زد.

390
00:22:32,289 --> 00:22:33,957
‫وقت شامه!

391
00:22:45,747 --> 00:22:47,391
‫این خوبه؟

392
00:22:47,417 --> 00:22:48,946
‫[ شبیه به مرگ شدی ]

393
00:22:48,972 --> 00:22:51,095
‫نه، ترسناک نیست.

394
00:22:52,770 --> 00:22:56,315
‫سلام، مکس. مانتید رو گرفتی؟

395
00:22:56,341 --> 00:22:58,815
‫منظورت اینه دوباره دنیا رو نجات دادم؟

396
00:22:59,955 --> 00:23:01,270
‫نه.

397
00:23:03,181 --> 00:23:07,852
‫حالا اگه می‌بخشی، ظاهراً بریجت
‫از خون‌آشام‌های کارتونی می‌ترسه.

398
00:23:25,808 --> 00:23:27,787
‫مشکل چیه، خانم کوچولو؟

399
00:23:28,852 --> 00:23:30,395
‫سلام.

400
00:23:31,710 --> 00:23:35,505
‫آره، خانم کوچولوئم دیگه،
‫یه کوچولو هم خنگم.

401
00:23:35,665 --> 00:23:39,643
‫امشب توی تجمعِ ضد جنگ
‫شبِ بدون سوتینه و...

402
00:23:39,856 --> 00:23:42,611
‫من هم سوییچ رو تو ماشین جا گذاشتم.

403
00:23:42,637 --> 00:23:45,432
‫خب، بذار ببینم چه کاری ازم ساخته‌ست.

404
00:23:45,557 --> 00:23:47,767
‫خیلی‌خب، چه شَوَد!

405
00:23:55,135 --> 00:23:56,905
‫- این هم از این.
‫- عالی شد.

406
00:23:56,931 --> 00:24:00,989
‫گفتی اسمت چی بود؟
‫باید توی گزارشم بیارم.

407
00:24:01,114 --> 00:24:04,409
‫آره، اسمم کارول بریدیه.

408
00:24:04,826 --> 00:24:08,496
‫همسرم، مایک، معماره.
‫ما و شیش‌تا بچه‌هامون با هم زندگی می‌کنیم.

409
00:24:08,622 --> 00:24:11,583
‫و فکر کنم خدمتکار هم
‫با ما زندگی می‌کنه؟

410
00:24:11,708 --> 00:24:15,754
‫- مثل همون سریال تلویزیونیه؟
‫- مگه اون الان رو آنتن رفته؟

411
00:24:16,129 --> 00:24:21,985
‫شوخی می‌کردم.
‫اسم واقعیم مردیت گریه.
‫(از سریال آناتومی گری)

412
00:24:22,011 --> 00:24:24,846
‫- من یه جراحم.
‫- فقط اسم‌تون کافیه.

413
00:24:25,463 --> 00:24:26,965
‫زحمت رو کم می‌کنم.

414
00:24:29,392 --> 00:24:31,227
‫عزت زیاد.

415
00:24:31,964 --> 00:24:34,107
‫به صلح یه شانس بده!
‫(اشاره به قطعه‌ای از جان لنون)

416
00:24:36,572 --> 00:24:38,950
‫- خدایا.
‫- پیداش کردم.

417
00:24:40,695 --> 00:24:42,155
‫برنده شدم!

418
00:24:46,228 --> 00:24:48,522
‫می‌دونی، مکس، اگه می‌خوای کمک کنی...

419
00:24:48,548 --> 00:24:49,966
‫مکس؟

420
00:24:51,364 --> 00:24:52,706
‫بریجت!

421
00:24:55,835 --> 00:24:57,420
‫اِی داد.

422
00:24:59,521 --> 00:25:04,443
‫آره. آره، ناکارش کن.
‫ناکارش کن. یکی دیگه اینجا.

423
00:25:04,651 --> 00:25:08,614
‫واو. کارت عالی بود، مری.
‫باریکلا. یه دست نداره؟

424
00:25:09,323 --> 00:25:14,207
‫کارت حرف نداشت. بعدی کیه؟
‫جودی؟ تو امتحان نمی‌کنی؟ بیا.

425
00:25:14,233 --> 00:25:16,679
‫- چشم، استاد مایک.
‫- لازم نیست اینجوری صدام کنی.

426
00:25:16,705 --> 00:25:18,931
‫- بله، ارباب من.
‫- اینجوری هم نمی‌خواد صدام کنی.

427
00:25:18,957 --> 00:25:21,919
‫فقط یادتون باشه،
‫اکثر مهاجم‌ها مرد هستن، خب؟

428
00:25:21,945 --> 00:25:24,369
‫پس بهتر محکم
‫به کشاله ضربه بزنید، خب؟

429
00:25:24,395 --> 00:25:26,105
‫- محکم به سمت کشاله.
‫- بهم اعتماد کن،

430
00:25:26,131 --> 00:25:28,191
‫دختر هم باشی
‫اون قسمت درد می‌گیره.

431
00:25:28,217 --> 00:25:32,638
‫هشت سالم که بود از درخت افتادم پایین،
‫یه شاخه درست خورد لای پام.

432
00:25:32,763 --> 00:25:36,725
‫خیلی‌خب. باشه، جودی. ممنون.
‫بیا یه امتحانی کنیم، خب؟

433
00:25:36,751 --> 00:25:39,445
‫- تماشا کنید و یاد بگیرید.
‫- برو بریم.

434
00:25:40,146 --> 00:25:42,499
‫واو، حالا فهمیدم چرا لباس رزمی پوشیدی.

435
00:25:43,283 --> 00:25:44,697
‫اوه، باریکلا.

436
00:25:44,722 --> 00:25:45,934
‫خیلی‌خب. عالی بود.

437
00:25:45,959 --> 00:25:50,172
‫- اسم این حرکت آسیاب‌بادیه! آره!
‫- اوه، خیلی‌خب.

438
00:25:50,297 --> 00:25:53,425
‫راستی، وضعیت عجیبِ جوزف به کجا رسید؟

439
00:25:53,450 --> 00:25:57,913
‫- گفته بودی برگشته؟
‫- من همچین حرفی نزدم.

440
00:25:58,011 --> 00:26:01,701
‫یه مردی که نقاب گذاشته بود
‫و دهنش بوی بدی می‌داد گفته بود.

441
00:26:02,010 --> 00:26:06,047
‫حتماً خیلی وقت بود چیزی نخورده بود.
‫می‌دونی، شکم‌خالی اینجوری می‌شی.

442
00:26:06,072 --> 00:26:08,447
‫حالا اون خل و چل...

443
00:26:08,507 --> 00:26:12,886
‫- داستانش چیه؟
‫- نمی‌تونی چیزی بهت بگم.

444
00:26:13,012 --> 00:26:16,531
‫- باید این رو به کاربلدها بسپاری.
‫- آره، ولی من خودم شهردارم، پس...

445
00:26:16,557 --> 00:26:18,282
‫مشخصاً کاربلدم.

446
00:26:18,308 --> 00:26:20,811
‫اگه بُریدن روبان
‫با یه قیچی قلابی گنده رو حساب کنی.

447
00:26:20,936 --> 00:26:24,760
‫اونا قلابی نیستن، می‌برن.
‫بپرس چه بلایی سر گوشِ چارلی جونز آورد.

448
00:26:25,093 --> 00:26:27,995
‫از اونجایی که اطلاعاتی نداری،
‫دلیلی نداره تو رو در جریان بذارم.

449
00:26:28,683 --> 00:26:31,178
‫- جدی می‌فرمایید؟
‫- سرپا و پرانرژی‌ای.

450
00:26:31,203 --> 00:26:37,209
‫در این حد بگم که تجربیاتی داشتم
‫که نمی‌تونم چیزی راجع‌بهشون بگم.

451
00:26:37,738 --> 00:26:39,114
‫- تجربه داشتی؟
‫- اوهوم.

452
00:26:39,246 --> 00:26:42,374
‫تجربۀ بیگانه؟ می‌دونستم!

453
00:26:42,632 --> 00:26:45,218
‫راستش رو بگو،
‫بیگانه‌ها کیت رو دزدیدن، نه؟

454
00:26:45,527 --> 00:26:47,341
‫واو، یه راست رفتی...

455
00:26:47,366 --> 00:26:49,703
‫نه. چی؟

456
00:26:49,988 --> 00:26:54,464
‫عمراً. این... دیوونگیه.
‫افتراست. آره. گم شو بابا.

457
00:26:54,489 --> 00:26:57,841
‫خیلی‌خب، باریکلا. عالی بود.
‫مشت‌های پولادی داره.

458
00:26:57,866 --> 00:27:00,201
‫دیگه کی می‌خواد امتحان کنه؟
‫کسی نبود؟

459
00:27:00,226 --> 00:27:02,603
‫- من میام!
‫- خیلی خب. بیا، کیت.

460
00:27:03,603 --> 00:27:05,177
‫- باریکلا، کیت!
‫- می‌دونی چیه؟

461
00:27:05,203 --> 00:27:08,405
‫بذار یکم شرایط رو عوض کنیم.
‫یه لطفی بکن، برگرد.

462
00:27:08,430 --> 00:27:09,905
‫- اوه.
‫- آره، خیلی‌خب.

463
00:27:09,930 --> 00:27:13,351
‫واسه خودت اومدی بیرون،
‫سرت تو کار خودته،

464
00:27:13,469 --> 00:27:16,722
‫نه صدایی میاد نه چیزی
‫و بعدش یهو... بـوم!

465
00:27:16,913 --> 00:27:18,210
‫یکی می‌گیرتت.

466
00:27:20,308 --> 00:27:23,979
‫خواهش می‌کنم، بچه‌م رو بدید!
‫نه.

467
00:27:24,410 --> 00:27:26,588
‫گردنت رو می‌گیره.
‫تو چیکار می‌کنی؟

468
00:27:26,613 --> 00:27:28,772
‫- گفتم نه!
‫- یاخدایا!

469
00:27:28,797 --> 00:27:30,799
‫- نه! نه! نه!
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب. قبوله!

470
00:27:30,824 --> 00:27:33,619
‫نه! نه! نه! نه!

471
00:27:33,644 --> 00:27:36,271
‫- نه! نه! نه!
‫- بسه، بسه، بسه. چیزی نیست.

472
00:27:36,296 --> 00:27:38,674
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

473
00:27:39,785 --> 00:27:41,662
‫حافظه‌م داره برمی‌گرده.

474
00:27:51,083 --> 00:27:55,295
‫- خانم توئلوترس، به کمک‌تون نیاز دارم.
‫- الان وسط یه کاری‌ام، سحر.

475
00:27:56,013 --> 00:27:57,556
‫داری آبنبات‌ها رو مرتب می‌کنی.

476
00:27:57,682 --> 00:27:59,809
‫آره، وقتی طعم محبوبت رو خواستی،
‫ازم تشکر می‌کنی.

477
00:27:59,934 --> 00:28:02,645
‫مکس بریجت رو برد.
‫فکر کنم می‌خواد مانتید رو بگیره!

478
00:28:02,770 --> 00:28:07,066
‫- خدایا. وایسا ببینم.
‫- خدایی؟

479
00:28:07,091 --> 00:28:10,321
‫خیلی‌خب، نمی‌شه که نصفه‌کاره ولش کنم.
‫مشکل از خودمه.

480
00:28:10,346 --> 00:28:11,475
‫خیلی‌خب.

481
00:28:13,300 --> 00:28:17,050
‫توی گسترۀ کیهان،
‫تصمیمات به ندرت ساده هستن.

482
00:28:17,076 --> 00:28:20,079
‫برای نجات خودم،
‫مجبورم گونۀ خودم رو از بین ببرم.

483
00:28:20,204 --> 00:28:22,248
‫آره، هم‌نوعان من نابود می‌شن،

484
00:28:22,373 --> 00:28:25,251
‫اما اهمیتی براشون نداره
‫چون اونا احساس و عواطفی ندارن.

485
00:28:25,277 --> 00:28:27,522
‫از این جهت شانس باهاشون یاره.

486
00:28:27,548 --> 00:28:32,357
‫وایسا. مطمئنی اگه با این دستگاه
‫از پورتال رد شیم مشکلی پیش نمیاد؟

487
00:28:32,383 --> 00:28:35,344
‫- مشکلی پیش نمیاد.
‫- ماجرای موز رو یادته؟

488
00:28:35,469 --> 00:28:38,431
‫اگه توی کار سیستم اختلالی ایجاد کنه چی؟

489
00:28:38,548 --> 00:28:40,999
‫نظرت چیه بهش یه طنابی ببندیم
‫و از پورتال رد شیم و بریم خونه،

490
00:28:41,032 --> 00:28:43,159
‫بعدش دستگاه رو بکشیم.

491
00:28:43,185 --> 00:28:45,888
‫اون مغز فندقیِ داخل کلۀ قرمزت
‫زیادی داره کار می‌کنه.

492
00:28:45,914 --> 00:28:47,956
‫این که موز نیست!

493
00:28:47,982 --> 00:28:50,526
‫این یه تیکه گامای پیلیادیه.

494
00:28:50,651 --> 00:28:54,947
‫می‌تونه جزر و مد، جریان‌ها،
‫دمای آب،

495
00:28:54,973 --> 00:28:59,252
‫شوری تریلیون‌ها گالن آب رو...

496
00:28:59,279 --> 00:29:03,331
‫همزمان اندازه‌گیری کنه.

497
00:29:03,357 --> 00:29:05,598
‫- این که یه سنگه.
‫- چی؟

498
00:29:05,624 --> 00:29:08,544
‫حروم‌لقمه! گول‌مون زد.

499
00:29:09,128 --> 00:29:10,588
‫بیشتر تو رو گول زد.

500
00:29:25,478 --> 00:29:28,522
‫خیلی‌خب، بابا. برو بریم.

501
00:29:38,083 --> 00:29:40,542
‫مطمئن بودم که دیدمش.

502
00:29:40,567 --> 00:29:43,112
‫همون چیزه رو.

503
00:29:43,522 --> 00:29:46,278
‫شیء ناشناس پرنده. درست دیدی.

504
00:29:46,508 --> 00:29:48,343
‫من هم دیدمش.

505
00:29:49,344 --> 00:29:51,445
‫اگه بگم می‌تونم ثابتش کنم چی؟

506
00:29:51,470 --> 00:29:58,018
‫دخترم کلی عکس ازش گرفت، ببین!

507
00:29:58,924 --> 00:30:02,135
‫یه بالون هواشناسی ساده بود.

508
00:30:03,144 --> 00:30:05,673
‫بیخیال، جن. داریم راجع‌به
‫دولت ایالات متحده حرف می‌زنیم.

509
00:30:05,699 --> 00:30:07,346
‫اونا بهتر می‌دونن چی به چیه.

510
00:30:07,372 --> 00:30:08,915
‫من...

511
00:30:14,124 --> 00:30:16,251
‫نمی‌دونم چه مرگم شده.

512
00:30:16,276 --> 00:30:19,070
‫تو چیزیت نیست.

513
00:30:19,670 --> 00:30:21,019
‫بیا.

514
00:30:21,880 --> 00:30:24,508
‫دیگه عکس نیست. واقعیه.

515
00:30:25,127 --> 00:30:28,047
‫از سفینه افتاد. خودم دیدم.

516
00:30:29,715 --> 00:30:31,634
‫از ماهواره افتاد.

517
00:30:31,933 --> 00:30:35,729
‫احتمالاً پروژۀ علمی یه بچه‌ست.
‫چمی‌دونم.

518
00:30:37,522 --> 00:30:39,190
‫خوب گوش بده چی می‌گم.

519
00:30:39,691 --> 00:30:41,318
‫اونا کارشون همینه.

520
00:30:41,344 --> 00:30:43,065
‫مغزت رو شست‌وشو می‌دن.

521
00:30:43,091 --> 00:30:44,849
‫کاری می‌کنن به چشم‌های خودت هم شک کنی.

522
00:30:44,875 --> 00:30:48,309
‫مردم همین‌جوری باورشون شده
‫که رفتن به ماه یه دروغ بوده.

523
00:30:48,742 --> 00:30:53,163
‫- واقعاً؟
‫- هنوز نه، ولی مهم نیست.

524
00:30:57,144 --> 00:30:59,244
‫می‌دونی از همه بدتر چیه؟

525
00:30:59,836 --> 00:31:02,547
‫ماجرا رو توی اِلکس
‫واسه هنری تعریف کردم.

526
00:31:03,942 --> 00:31:07,737
‫چه خری‌ام.
‫الان کل شهر می‌دونن.

527
00:31:08,929 --> 00:31:11,014
‫امروز صبح رفتم روزنامه بگیرم،

528
00:31:12,933 --> 00:31:18,313
‫- همسایه‌ها بهم خیره شده بودن.
‫- بقیه رو ول‌شون کن.

529
00:31:19,021 --> 00:31:21,812
‫باور داشته باش
‫چیزی که دیدی حقیقت داره.

530
00:31:21,838 --> 00:31:23,891
‫ولی نمی‌دونم چی حقیقت داره.

531
00:31:25,424 --> 00:31:26,967
‫دیگه نمی‌دونم.

532
00:31:30,033 --> 00:31:31,576
‫تو باید بری.

533
00:31:39,417 --> 00:31:41,628
‫مرسی پای پیتر رو درست کردی.

534
00:31:41,753 --> 00:31:44,339
‫نمی‌دونستم دارم برعکس جاشون می‌زنم.

535
00:31:44,365 --> 00:31:46,774
‫اونوقت عینهو شترمرغ راه می‌رفت.

536
00:31:46,800 --> 00:31:48,468
‫خیلی هم بد نیست.

537
00:31:48,718 --> 00:31:51,763
‫شترمرغ می‌تونه چیتا رو له و لورده کنه.

538
00:31:52,305 --> 00:31:54,140
‫وایسا، یه لحظه باید برم خرگوش بگیرم.

539
00:31:54,166 --> 00:31:55,528
‫حتماً.

540
00:32:02,565 --> 00:32:07,445
‫دارم با دهن ترومپت می‌زنم چون دارم
‫می‌شاشم و نمی‌خوام صداش رو بشنوی.

541
00:32:07,471 --> 00:32:10,073
‫پس یه آهنگ دیگه بزن.
‫چون این یکی تو سرم می‌مونه و...

542
00:32:10,099 --> 00:32:12,643
‫هر دفعه که بشنوم
‫یاد دستشویی کردن تو میفتم.

543
00:32:30,218 --> 00:32:32,220
‫می‌دونم منظورت از ترومپت زدن چیه.

544
00:32:32,345 --> 00:32:35,119
‫یه بار توی اجرای
‫«مرا در سنت لوئیس ملاقات کن»

545
00:32:35,145 --> 00:32:36,865
‫توی دبیرستان مریض شدم و...

546
00:32:36,891 --> 00:32:40,276
‫حالا هر بار که
‫صدای «کلنگ کلنگ کلنگ» می‌شنوم...

547
00:32:40,562 --> 00:32:44,441
‫- قربان؟
‫- یه... یه حشره‌ست.

548
00:32:45,567 --> 00:32:51,672
‫- حشره دیدی؟ چه حشره‌ای؟
‫- بزرگ! از اون بزرگ‌هاش. غول‌پیکر.

549
00:32:51,698 --> 00:32:53,950
‫دو سه متری می‌شد. مثل یه...

550
00:32:53,976 --> 00:32:56,371
‫مثل یه جیرجیرک گنده بود.

551
00:32:56,396 --> 00:32:58,064
‫جیرجیرک؟

552
00:32:58,538 --> 00:33:01,833
‫وایسا، بیشتر شبیه یه آخوندک نبود؟

553
00:33:01,859 --> 00:33:03,553
‫آره! همون شکلی!

554
00:33:04,001 --> 00:33:07,546
‫خدای من. یه مانتید بیگانه بود.

555
00:33:07,923 --> 00:33:12,012
‫یه بیگانۀ دیگه دیدی!
‫اون هم نه هر بیگانه‌ای،

556
00:33:12,038 --> 00:33:14,361
‫یکی از نایاب‌تری بیگانه‌های دنیا!

557
00:33:14,387 --> 00:33:18,391
‫خدایا! همه جز من بیگانه دیدن.

558
00:33:18,417 --> 00:33:20,824
‫دیگه منو بکشی هم دستشویی نمی‌رم.

559
00:33:25,446 --> 00:33:27,930
‫خب، منتظر می‌مونیم شیرفروش بیاد،

560
00:33:27,956 --> 00:33:31,378
‫بعدش تو غافلگیرش می‌کنی
‫و لباس‌هاش رو در میاری،

561
00:33:31,404 --> 00:33:34,798
‫خودت لباسش رو می‌پوشی،
‫در می‌زنی و بابائه رو از راه به در می‌کنی.

562
00:33:34,824 --> 00:33:37,557
‫بهش شیر و پنیر می‌دی.
‫شیطنت و لوندی می‌کنی.

563
00:33:37,583 --> 00:33:39,627
‫- ولی بعدش...
‫- کل این نقشه به این بستگی داره که...

564
00:33:39,704 --> 00:33:44,501
‫- باباش از شیرفروش خوشش بیاد.
‫- کیه که از شیرفروش خوشش نیاد؟

565
00:33:44,527 --> 00:33:47,572
‫هر نقشه‌ای که شما احمق‌ها دارید،
‫فراموشش کنید.

566
00:33:47,963 --> 00:33:51,758
‫موفق نشدم. پدرم می‌میره و...

567
00:33:52,384 --> 00:33:54,302
‫این هم پیشکش خودتون.

568
00:33:56,300 --> 00:34:00,308
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.
‫- وایسا. وایسا. چی شد؟

569
00:34:00,334 --> 00:34:02,392
‫فکر کردم می‌تونم نجاتش بدم.

570
00:34:03,054 --> 00:34:05,312
‫فکر کردم می‌تونم آینده رو تغییر بدم.

571
00:34:06,085 --> 00:34:12,111
‫کل زندگیم از خودم تو این سن متنفر بودم
‫چون فکر می‌کردم تمام تلاشش رو نکرده.

572
00:34:12,737 --> 00:34:14,656
‫شاید وقتشه که دیگه ببخشمش.

573
00:34:15,490 --> 00:34:17,158
‫چون خودم هم ناامیدش کردم.

574
00:34:17,860 --> 00:34:21,235
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.
‫- خیلی‌خب، وایسا ببینم! خدایا.

575
00:34:22,343 --> 00:34:24,053
‫ببین، می‌دونم حس بدیه.

576
00:34:25,256 --> 00:34:28,315
‫ولی شاید سرنوشتت این نبوده که
‫برگردی و گذشته رو عوض کنی.

577
00:34:28,503 --> 00:34:30,823
‫خب؟ چرا باهامون برنمی‌گردی؟

578
00:34:31,311 --> 00:34:33,425
‫نه. من همین‌جا می‌مونم.

579
00:34:33,514 --> 00:34:37,185
‫خب، من که نمی‌مونم.
‫جلوی پورتال منتظرت هستم.

580
00:34:41,228 --> 00:34:45,411
‫متوجه نمی‌شم. چرا می‌خوای بمونی؟
‫تو اینجا فقط یه پیشخدمتی.

581
00:34:45,437 --> 00:34:49,069
‫می‌تونی برگردی جایی که توش
‫فرماندۀ ارتشِ مقابله با بیگانه‌ها بودی.

582
00:34:49,566 --> 00:34:51,776
‫یا هر چی که بود.
‫واقعاً نمی‌دونم کارت چیه. شرمنده.

583
00:34:51,901 --> 00:34:53,820
‫بخاطر النور کوچولو می‌مونم.

584
00:34:55,280 --> 00:35:00,327
‫اون دختر به یکی نیاز داره.
‫پدرش به حرف هیچکس گوش نمی‌ده.

585
00:35:00,353 --> 00:35:02,730
‫حتی دختر خودش.

586
00:35:03,580 --> 00:35:05,790
‫آره، ولی تو اون نیستی.

587
00:35:06,756 --> 00:35:09,050
‫- چی نیستم؟
‫- دخترش.

588
00:35:09,669 --> 00:35:12,875
‫تو اینجا نیستی.
‫واسه پدرت وجود نداری.

589
00:35:13,151 --> 00:35:16,359
‫تو فقط همون جنی هستی که
‫توی رستوران شاه‌میگو کار می‌کنه.

590
00:35:17,308 --> 00:35:19,494
‫شاید بهتره بذاری خودش یه تلاشی کنه.

591
00:35:25,018 --> 00:35:28,563
‫ببین، من باید برم.
‫هری عمراً منتظر من وایسه.

592
00:35:30,649 --> 00:35:32,150
‫هی.

593
00:35:32,817 --> 00:35:37,364
‫هری بهت گفته
‫می‌خواد با اون دستگاه چیکار کنه؟

594
00:35:40,661 --> 00:35:42,964
‫[ چین خوردگی در زمان ]

595
00:35:43,770 --> 00:35:45,391
‫سلام، خانم مک‌لین.

596
00:35:45,538 --> 00:35:49,292
‫من هم وقتی همسن تو بودم،
‫عاشق این کتاب بودم.

597
00:35:50,758 --> 00:35:53,642
‫همه بهم کتاب‌های بچگونه می‌دادن،
‫ولی بابام...

598
00:35:53,668 --> 00:35:56,056
‫می‌دونست توانایی‌هام
‫بیشتر از این حرف‌هاست.

599
00:35:58,559 --> 00:36:01,687
‫تو هم اون شیء ناشناس پرنده رو دیدی، نه؟

600
00:36:01,972 --> 00:36:03,765
‫مطمئن نیستم.

601
00:36:10,146 --> 00:36:13,441
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫اگه چیزی که دیدی رو به بابات بگی،

602
00:36:13,467 --> 00:36:15,599
‫ممکنه حرفت رو باور نکنه.

603
00:36:15,805 --> 00:36:19,004
‫ممکنه شرایط بین شما دوتا تغییر کنه.

604
00:36:19,030 --> 00:36:20,907
‫شما از کجا می‌دونی؟

605
00:36:22,158 --> 00:36:24,442
‫من هم یه موقعی همسن و سال تو بودم.

606
00:36:26,635 --> 00:36:31,014
‫خیلی‌ها سعی می‌کنن بهت بها ندن،

607
00:36:31,639 --> 00:36:34,488
‫ولی تو همیشه باید حقیقت رو بگی.

608
00:36:35,088 --> 00:36:38,049
‫می‌دونم که تو دختر قوی‌ای هستی.

609
00:36:38,842 --> 00:36:43,013
‫و الان می‌تونی اون قدرت رو
‫با بابات به اشتراک بذاری...

610
00:36:43,138 --> 00:36:47,058
‫تا اون چیزی که دیده رو باور کنه.

611
00:36:51,396 --> 00:36:54,524
‫به‌نظرت می‌تونی
‫واسه جفت‌مون این کار رو بکنی؟

612
00:37:21,071 --> 00:37:23,590
‫بابا؟ من هم دیدمش.

613
00:37:23,678 --> 00:37:25,972
‫- واقعاً؟
‫- حرفت رو باور می‌کنم.

614
00:37:29,392 --> 00:37:33,355
‫مرسی، عزیزم.
‫مرسی که باورم می‌کنی.

615
00:37:37,984 --> 00:37:39,835
‫مطمئنی داریم درست می‌ریم؟

616
00:37:39,861 --> 00:37:43,708
‫آره، مکس گفت چندتا لاشۀ حیوون
‫نزدیک ملک گریدی پیدا کرده.

617
00:37:47,243 --> 00:37:50,246
‫آره. من اینجام. مکس.

618
00:37:50,372 --> 00:37:55,377
‫یه بچۀ عادی و بدون مراقب توی جنگل.

619
00:37:55,502 --> 00:37:59,256
‫تنها توی شب که
‫می‌تونه بیگانه‌ها رو ببینه.

620
00:37:59,324 --> 00:38:03,395
‫امیدوارم این‌ورها هیولایی نباشه.
‫واقعاً درمونده‌ام.

621
00:38:08,348 --> 00:38:11,601
‫هی، اسکل!
‫وقت تمیزکاریه چون مهمون داریم!

622
00:38:16,898 --> 00:38:19,859
‫تکیه‌کلام ضایع‌ای بود.
‫من یه بهترش رو دارم.

623
00:38:19,886 --> 00:38:21,490
‫ولم کن!

624
00:38:25,712 --> 00:38:28,374
‫آخ! وایسا!

625
00:38:38,169 --> 00:38:40,463
‫- این دیگه چیه؟
‫- حالم به هم خورد.

626
00:38:40,589 --> 00:38:42,924
‫هوم؟ اوه، سلام بچه‌ها!

627
00:38:43,341 --> 00:38:45,260
‫هری رو ندیدید؟

628
00:38:50,405 --> 00:38:52,925
‫چرا بهم نگفتی دارم کمک می‌کنم
‫هم‌نوعانت رو نابود کنی؟

629
00:38:52,951 --> 00:38:57,414
‫- اونجوری کمکی نمی‌کردی.
‫- نه! نمی‌کردم. دقیقاً.

630
00:38:57,440 --> 00:38:59,673
‫دارم این کار رو می‌کنم تا مانتید رو بکشم.

631
00:38:59,699 --> 00:39:02,002
‫تا سیارۀ شما، زمین، رو نجات بدم!

632
00:39:02,028 --> 00:39:06,548
‫آره، تا یه روز آدم شدی،
‫قلبت واسه مردم زمین تپید؟

633
00:39:06,574 --> 00:39:09,513
‫- آره!
‫- من خودم ذغال‌فروشم، منو سیاه نکن!

634
00:39:09,680 --> 00:39:14,681
‫- منو نگاه. هری.
‫- دست از سرم بردار. باید تمومش کنم.

635
00:39:14,707 --> 00:39:16,571
‫آره، ولی واسه پس گرفتن انرژی بیگانه‌ت!

636
00:39:16,597 --> 00:39:18,098
‫آره.

637
00:39:18,124 --> 00:39:19,727
‫خیلی‌خب، باشه.

638
00:39:20,734 --> 00:39:23,414
‫باید پس بگیرمش. انرژیم رو می‌خوام.

639
00:39:23,925 --> 00:39:26,678
‫توی این کالبد انسانی ضعیفم.

640
00:39:26,704 --> 00:39:29,091
‫آسیب‌پذیرم و می‌ترسم.

641
00:39:30,306 --> 00:39:31,975
‫بالاخره فهمیدی چی می‌کشیم.

642
00:39:32,726 --> 00:39:36,495
‫الان هیچی نیستم.
‫باید درک کنی.

643
00:39:36,521 --> 00:39:38,636
‫تو خودت ورزشکار المپیک بودی.

644
00:39:38,662 --> 00:39:43,495
‫اگه این فرصت رو داشتی
‫تا دوباره به اون روزها برگردی چی؟

645
00:39:43,625 --> 00:39:46,753
‫آره، آره. وسوسه می‌شدم.

646
00:39:47,116 --> 00:39:50,759
‫ولی نه به قیمت کشتن همۀ مردم زمین.

647
00:39:50,785 --> 00:39:54,371
‫و اگه توی همچین موقعیتی بودم، من...

648
00:39:55,192 --> 00:39:58,600
‫- دلم می‌خواست دوستم منصرفم کنه.
‫- من نمی‌خوام منصرفم کنی.

649
00:39:58,626 --> 00:40:02,449
‫از این حس خوشم نمیاد.
‫نمی‌خوام احساس پوچی کنم.

650
00:40:03,339 --> 00:40:07,609
‫فکر می‌کنم با این کارت
‫بیشتر احساس پوچی می‌کنی.

651
00:40:07,649 --> 00:40:10,107
‫اینا هم‌نوعان تو هستن.

652
00:40:10,263 --> 00:40:13,270
‫نمی‌شه که از صفحۀ روزگار محوشون کنی.

653
00:40:13,348 --> 00:40:15,972
‫ولی اونوقت دوباره خودم می‌شم!

654
00:40:16,917 --> 00:40:21,707
‫ولی فقط تو می‌مونی.
‫کسی توی نژادتون زنده نمی‌مونه.

655
00:40:21,733 --> 00:40:27,572
‫بدون هیچ ارتباطی،
‫معلق توی انتهای پوچی.

656
00:40:47,382 --> 00:40:51,268
‫بعضی وقت‌ها موجودات مجبور می‌شن
‫تا با گذشته‌شون روبه‌رو بشن،

657
00:41:01,064 --> 00:41:04,275
‫و می‌فهمن که ازش جدا نیستن،

658
00:41:04,401 --> 00:41:06,486
‫ولی اون گذشته
‫توشون ریشه کرده.

659
00:41:13,451 --> 00:41:16,830
‫- آره، دستت بد اومده.
‫- یه دوتا ورق خوب دارم.

660
00:41:16,856 --> 00:41:19,113
‫بعضی وقت‌ها مجبورن
‫گذشته‌شون رو بازنویسی کنن.

661
00:41:19,139 --> 00:41:23,185
‫اون مال خودت. نمی‌خوامش.
‫به کارم نمیاد. اونی که اینجاست رو می‌خوام.

662
00:41:23,211 --> 00:41:25,880
‫بعضی وقت‌ها هم به کل
‫اون رو نادیده می‌گیرن.

663
00:41:26,548 --> 00:41:32,178
‫کل زندگیم از خودم تو این سن متنفر بودم
‫چون فکر می‌کردم تمام تلاشش رو نکرده.

664
00:41:32,303 --> 00:41:34,264
‫شاید وقتشه که دیگه ببخشمش.

665
00:41:35,306 --> 00:41:37,183
‫همه چی رو خراب کردی.

666
00:41:48,820 --> 00:41:50,530
‫سلام، دارسی.

667
00:42:00,957 --> 00:42:03,877
‫خواهش می‌کنم بچۀ منو بده!

668
00:42:04,627 --> 00:42:06,796
‫عزیزم؟ خوبی؟

669
00:42:07,630 --> 00:42:11,051
‫- اون هم اونجا بود.
‫- چی؟

670
00:42:15,764 --> 00:42:19,267
‫من توی گذشتۀ خودم
‫یه بیگانۀ قدرتمند و مغرور بودم.

671
00:42:19,392 --> 00:42:21,811
‫و تصمیم گرفتم به همون پایبند باشم.

672
00:42:21,936 --> 00:42:27,859
‫حالا ولی یه انسانم
‫که به لاکتوز حساسیت داره.

673
00:42:27,885 --> 00:42:31,307
‫نمی‌دونم چرا این حرف رو می‌زنن،
‫ولی به قول انسان‌ها:

674
00:42:31,333 --> 00:42:34,413
‫باید بسوزی و بسازی.

675
00:42:34,440 --> 00:42:39,223
‫و مطمئنم اونقدرها هم بد نیست.
‫آخ، آخ، آخ. پام گرفت. پام گرفت!

676
00:42:41,873 --> 00:42:43,750
‫عزیزم، من برگشتم.

677
00:42:44,611 --> 00:42:46,089
‫هدر!

678
00:42:46,558 --> 00:42:48,835
‫بیا بچه‌هات رو ببین.

679
00:42:53,968 --> 00:42:57,931
‫و بعضی وقت‌ها گذشته‌مون
‫هر جا باشیم پیدامون می‌کنه.

680
00:42:59,000 --> 00:43:29,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

