﻿1
00:00:05,140 --> 00:00:07,040
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,040 --> 00:00:09,880
‫من مامانم رو از دست دادم
‫و حادثه‌ی وحشتناکی بود

3
00:00:09,880 --> 00:00:11,580
‫- دستت رو ازش بکش!
‫- نه! کن!

4
00:00:11,580 --> 00:00:15,090
‫حیرت‌انگیزه که وقتی به آدم‌ها قولِ امنیت بدی
‫چه اطلاعاتی بهت میدن

5
00:00:15,850 --> 00:00:17,220
‫رُز برای من خاصه

6
00:00:17,220 --> 00:00:18,873
‫بهش زهرِ مار تزریق می‌کنی؟

7
00:00:18,897 --> 00:00:21,130
‫سرعتِ بهبود احیاشده‌ها رو
‫به طور چشمگیری کاهش میده

8
00:00:21,130 --> 00:00:22,960
‫- مور کریک
‫- خواهش می‌کنم

9
00:00:22,960 --> 00:00:24,260
‫من هیچوقت به کسی صدمه نزدم

10
00:00:24,260 --> 00:00:25,755
‫اون چی بود، آقای ایبل؟

11
00:00:25,779 --> 00:00:29,270
‫ما قراره از اون طریق واسا رو پاکسازی کنیم

12
00:00:30,750 --> 00:00:32,690
‫اون کجاست؟ ابراهیم کجاست؟

13
00:00:32,690 --> 00:00:34,360
‫- توی مور کریکه
‫- نتونستم با خودم بیارمش

14
00:00:34,360 --> 00:00:35,860
‫خیلی متأسفم، ام

15
00:00:40,000 --> 00:00:51,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

16
00:01:18,570 --> 00:01:20,200
‫کمک!

17
00:01:34,880 --> 00:01:36,520
‫به هوش اومدی

18
00:01:38,650 --> 00:01:40,290
‫عالیه

19
00:02:02,310 --> 00:02:04,280
‫بیا. بیا، بیا

20
00:02:08,020 --> 00:02:09,950
‫بفرما

21
00:02:10,280 --> 00:02:12,790
‫شانس آوردی که افرادم
‫اون ناحیه رو می‌گشتن

22
00:02:13,820 --> 00:02:15,760
‫من همه چی رو در موردت شنیدم، واعظ

23
00:02:15,760 --> 00:02:18,030
‫باید فقط...

24
00:02:18,090 --> 00:02:20,360
‫باید من رو کنارِ نهر که
‫پیدام کردی ول می‌کردی

25
00:02:20,360 --> 00:02:22,230
‫تا سربازها پیدات کنن؟

26
00:02:23,300 --> 00:02:27,330
‫با این وضعیتی که داری؟ نه، نه، نه.
‫بالأخره تو دکترِ حاذقی هستی.

27
00:02:28,800 --> 00:02:31,340
‫کسی که روی احیاشده‌ها مطالعه می‌کنه

28
00:02:31,870 --> 00:02:34,840
‫یادداشت‌هات رو خوندم و...

29
00:02:36,010 --> 00:02:38,980
‫تو یه چیزی رو مخفی می‌کنی، دکتر

30
00:02:40,350 --> 00:02:44,790
‫چرا بهم نمیگی چی باعث وقوع روزِ احیا شد؟

31
00:02:44,790 --> 00:02:46,790
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

32
00:02:47,920 --> 00:02:49,860
‫مگه خودت تمام جواب‌ها رو نداری؟

33
00:02:52,430 --> 00:02:55,700
‫یا فقط برای تمام پیروانت تظاهر می‌کنی؟

34
00:02:57,000 --> 00:02:59,200
‫یه سری اطلاعات دارم

35
00:03:00,330 --> 00:03:07,810
‫ولی می‌خوام اصل و منشاء شر رو بشناسم

36
00:03:08,480 --> 00:03:10,110
‫تا بتونم بهتر باهاش مبارزه کنم

37
00:03:10,110 --> 00:03:12,380
‫می‌دونی، مطمئن شم
‫دیگه هرگز اتفاق نمی‌افته

38
00:03:12,380 --> 00:03:13,810
‫تو کارت نفرت‌پراکنیه

39
00:03:15,550 --> 00:03:17,020
‫من بهت کمک نمی‌کنم

40
00:03:19,350 --> 00:03:22,390
‫می‌دونی، توی شبِ احیا

41
00:03:23,620 --> 00:03:25,430
‫برای یدک کشیدن یه ماشین خبرم کرده بودن

42
00:03:27,490 --> 00:03:30,660
‫و بعدش یه انفجارِ انرژی احساس کردم

43
00:03:31,530 --> 00:03:35,340
‫که از جنگل اومد و نوری دیدم

44
00:03:35,340 --> 00:03:38,640
‫که به آسمون تابید
‫و به سمتِ اون نور دویدم

45
00:03:38,640 --> 00:03:40,710
‫تا منشاء رو پیدا کنم،
‫ولی دیر شده بود.

46
00:03:40,710 --> 00:03:42,410
‫می‌دونی چرا؟

47
00:03:42,410 --> 00:03:43,840
‫دروازه‌های جهنم باز شده بودن

48
00:03:45,380 --> 00:03:46,810
‫شیاطین آزاد شده بودن

49
00:03:49,520 --> 00:03:51,220
‫ولی تو زمانِ زیادی منتظر بودی

50
00:03:51,220 --> 00:03:53,120
‫که همچین اتفاقی رخ بده، هان؟

51
00:03:53,120 --> 00:03:56,960
‫هان؟ تا بتونی به اجرای
‫برنامه‌ی رادیویی‌ات ادامه بدی،

52
00:03:56,960 --> 00:03:58,860
‫و به ترس و نفرت دامن بزنی

53
00:03:59,560 --> 00:04:01,030
‫وانمود کنی توسط خدا برگزیده شدی

54
00:04:01,030 --> 00:04:03,230
‫شرم بهت

55
00:04:03,900 --> 00:04:08,440
‫نه، مردم شاید فکرهای خیلی مختلفی
‫در مورد من بکنن،

56
00:04:08,440 --> 00:04:12,370
‫ولی تنها چیزی که نیستم کلاهبرداره

57
00:04:13,570 --> 00:04:15,880
‫و ثابتش می‌کنم

58
00:04:15,880 --> 00:04:19,539
‫تو واقعاً... تو واقعاً به حرف‌هایی
‫که می‌زنی ایمان داری، هان؟

59
00:04:23,920 --> 00:04:25,590
‫شاید تو هم باید ایمان بیاری

60
00:04:29,590 --> 00:04:33,060
‫آخرین چیزی که می‌خوای اینه که
‫بلین رو تبدیل به شهید آرمانش کنی

61
00:04:33,060 --> 00:04:34,754
‫اون دوست دخترت و خواهرم رو کشته

62
00:04:34,778 --> 00:04:36,600
‫و حالا خواهرم گُم شده
‫و می‌دونم که پیش اونه

63
00:04:36,600 --> 00:04:38,700
‫شهید هم مُرده محسوب میشه

64
00:04:38,700 --> 00:04:40,000
‫و این برای من کافیه

65
00:04:40,000 --> 00:04:42,040
‫ما عنصرِ غافلگیری رو داریم،
‫پس بیا ازش استفاده کنیم.

66
00:04:42,040 --> 00:04:44,070
‫- و ژنرال؟
‫- از سمتِ جنگل بهش نزدیک می‌شیم

67
00:04:44,070 --> 00:04:45,910
‫- به ما اهمیتی نمیده
‫- نگهبان‌ها رو می‌کشیم

68
00:04:45,910 --> 00:04:47,840
‫- بی سر و صدا و جداگانه
‫- اون فقط ام رو می‌خواد

69
00:04:47,840 --> 00:04:49,280
‫بعدش می‌ریم سراغ بلین

70
00:04:49,280 --> 00:04:50,980
‫خوبه

71
00:04:50,980 --> 00:04:53,950
‫حق با جی‌پی‌ـه. پس گوش کنید:

72
00:04:53,950 --> 00:04:57,020
‫باید هوشمندانه و تاکتیکی عمل کنیم

73
00:04:57,650 --> 00:05:00,820
‫منم به اندازه‌ی هرکسی
‫این مادرسگ رو می‌خوام، ولی...

74
00:05:00,820 --> 00:05:03,160
‫ولی نمی‌خوایم یه جنگِ تمام عیار
‫با شبه‌نظامی‌هاش شروع کنیم

75
00:05:05,060 --> 00:05:06,660
‫بریم تو کارش

76
00:05:08,560 --> 00:05:12,130
‫خب کِی ایمانت رو از دست دادی، دکتر رامین؟

77
00:05:13,070 --> 00:05:14,700
‫ایمانم رو از دست ندادم

78
00:05:15,500 --> 00:05:17,040
‫فقط نمیذارم منطقم رو کور کنه

79
00:05:21,810 --> 00:05:23,880
‫فرشته‌ام قلبت رو باز می‌کرد

80
00:05:25,050 --> 00:05:27,010
‫فرشته‌ات؟

81
00:05:27,010 --> 00:05:30,550
‫از دستش دادم، ولی برمی‌گرده پیشم

82
00:05:31,950 --> 00:05:34,520
‫مثل دفعه‌ی پیش از جنگل میاد،

83
00:05:34,520 --> 00:05:36,760
‫مثل یه پرتوی نوره

84
00:05:37,990 --> 00:05:39,790
‫یه نورِ زرد؟

85
00:05:40,490 --> 00:05:45,400
‫فرشته‌ی تو هم با صدای ناله‌ی دردناک
‫فریاد می‌زد؟

86
00:05:50,070 --> 00:05:52,610
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی حرف زدم

87
00:05:54,480 --> 00:05:56,010
‫نوبتِ توئه که تعریف کنی

88
00:05:58,710 --> 00:06:00,380
‫من کمکت نمی‌کنم بهشون صدمه بزنی، بلین

89
00:06:02,780 --> 00:06:07,590
‫می‌دونی که ما دنبال یه چیزیم، دکتر

90
00:06:09,420 --> 00:06:11,434
‫توی چشم‌هات می‌بینمش

91
00:06:11,875 --> 00:06:14,896
‫همون درخششی که توی چشم‌هام دارم

92
00:06:16,030 --> 00:06:19,200
‫برای دونستن. برای فهمیدن

93
00:06:21,070 --> 00:06:22,700
‫ما به یه دلیلی به اینجا اومدیم

94
00:06:30,340 --> 00:06:33,080
‫«کلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ»
‫(آیه ۵۷ سوره عنکبوت)

95
00:06:35,180 --> 00:06:37,720
‫هر شخصی مرگ را خواهد چشید

96
00:06:40,990 --> 00:06:42,890
‫پلیس!

97
00:06:42,890 --> 00:06:44,830
‫دست‌هات رو بذار جایی که بتونم ببینم، بلین

98
00:06:44,830 --> 00:06:46,590
‫- آره
‫- آروم بلند شو

99
00:06:46,590 --> 00:06:48,430
‫چیزی نیست

100
00:06:48,430 --> 00:06:50,100
‫- تو چرا اینجایی؟
‫- برو اون طرف

101
00:06:50,100 --> 00:06:51,870
‫- آره، آره. گرفتمش
‫- فیتزی! بهش دستبند بزن

102
00:06:51,870 --> 00:06:53,900
‫- ام کجاست؟
‫- بخوابونش

103
00:06:53,900 --> 00:06:55,870
‫نمی‌دونم

104
00:06:55,870 --> 00:06:57,970
‫چیزی همراهش نیست

105
00:07:01,070 --> 00:07:03,110
‫چرا به چنین تدابیرِ شدیدی نیاز داره؟

106
00:07:03,110 --> 00:07:04,880
‫اون به سه برابر دوز نیاز داره

107
00:07:04,880 --> 00:07:06,380
‫بدنش سریع‌تر بهبود پیدا می‌کنه

108
00:07:06,380 --> 00:07:09,020
‫برخلافِ دیگران مقاومت می‌کنه

109
00:07:09,020 --> 00:07:12,620
‫و آستانه‌ی بی‌نظیری برای خشونت نشون داده

110
00:07:12,644 --> 00:07:14,605
‫دکتر، زمان داره می‌گذره،

111
00:07:14,629 --> 00:07:19,036
‫و من باید برای کنترل و حذف
‫تمام احیاشده‌ها پاسخگو باشم

112
00:07:19,060 --> 00:07:20,960
‫من احیاشده‌ها رو پیدا می‌کنم،

113
00:07:20,960 --> 00:07:23,100
‫ولی برای کنترل کردنشون به شما نیاز دارم

114
00:07:24,300 --> 00:07:28,070
‫اون دچارِ نوعی از روان‌پریشیِ هیستریک شده

115
00:07:28,070 --> 00:07:30,940
‫شرایط جابجایی رو نداره

116
00:07:33,140 --> 00:07:35,010
‫پس درستش کن

117
00:07:39,350 --> 00:07:41,650
‫مارتا. مارتا

118
00:07:42,180 --> 00:07:43,980
‫مارتا

119
00:07:46,920 --> 00:07:48,560
‫اتفاقی برات نمی‌افته

120
00:07:53,160 --> 00:07:54,900
‫مامان؟

121
00:08:04,240 --> 00:08:06,710
‫لستر میجک ازم خواست
‫یه ماشین رو یدک بکشم

122
00:08:06,710 --> 00:08:10,816
‫ماشینی که آرون وایمر کرایه‌اش کرده بود
‫و تو بعدش دستور قتلش رو دادی

123
00:08:10,840 --> 00:08:12,680
‫باشه، خب، فرض کنیم،

124
00:08:12,680 --> 00:08:14,780
‫بذار به این تئوری پر و بال بدم

125
00:08:14,780 --> 00:08:18,920
‫خب، من باید به معاون برنت
‫چقدر پول می‌دادم

126
00:08:18,920 --> 00:08:21,490
‫که پروفسور رو بکشه؟

127
00:08:21,490 --> 00:08:23,860
‫تو بهش ۱۰ هزار دلار دادی

128
00:08:23,860 --> 00:08:27,260
‫ده هزار دلار؟! واقعاً؟

129
00:08:27,260 --> 00:08:30,160
‫و به نظر میاد من ۱۰ هزار دلار داشته باشم؟

130
00:08:30,160 --> 00:08:34,770
‫یعنی، من یه راننده‌ی یدک‌کشم که
‫توی مرکز اسقاط زندگی می‌کنم، پس...

131
00:08:34,770 --> 00:08:36,579
‫تو پول کافی داشتی

132
00:08:36,603 --> 00:08:38,370
‫که سعی کنی زمینِ پدرت رو از بلک‌دیر بخری

133
00:08:38,370 --> 00:08:41,840
اون پول رو قبل از کشته شدنِ خواهرت اهدا کردم

134
00:08:41,840 --> 00:08:43,480
‫وای! به کی اهداش کردی؟

135
00:08:45,080 --> 00:08:46,797
‫این به خودم مربوطه

136
00:08:46,821 --> 00:08:48,632
‫و فقط خدا می‌تونه قضاوتم کنه

137
00:08:48,656 --> 00:08:51,150
‫دیگه از این مزخرفات در مورد فرد برگزیده
‫حالم بهم می‌خوره

138
00:08:51,920 --> 00:08:53,345
‫می‌دونی،

139
00:08:53,369 --> 00:08:56,432
‫وقتی اون شب خواهرت رو روی پل دیدم

140
00:08:56,456 --> 00:08:59,393
‫که سرد، تنها

141
00:08:59,960 --> 00:09:01,600
‫و داغون بود

142
00:09:02,700 --> 00:09:05,000
‫ناخودآگاه از خودم پرسیدم

143
00:09:05,000 --> 00:09:09,240
‫کی توی خانواده‌اش انقدر ناامیدش کرده

144
00:09:09,240 --> 00:09:12,240
که معتادی شده که به قتل رسیده

145
00:09:13,840 --> 00:09:15,810
‫تو؟ تو؟

146
00:09:15,810 --> 00:09:19,010
‫نمی‌تونم تصور کنم تو چه احساسی داشتی

147
00:09:19,010 --> 00:09:24,520
‫وقتی همه چی رو اونقدر علنی
‫و شرم‌آور از دست دادی

148
00:09:25,650 --> 00:09:28,790
‫و بلافاصله بعدش مادرت ولت کرد و رفت

149
00:09:29,790 --> 00:09:31,730
‫و بعدش پدرت کشته شد

150
00:09:33,060 --> 00:09:36,760
‫پس بعدش دوتا زن جَوون بی‌گناه رو پیدا کردی،

151
00:09:36,760 --> 00:09:39,530
‫که یه عمر زندگی پیشِ روشون بود و...

152
00:09:40,070 --> 00:09:42,600
‫فقط عصبانی بودی
‫و فقط می‌خواستی مجازاتشون کنی

153
00:09:43,140 --> 00:09:45,140
‫پس به آرون وایمار سپردی پیداشون کنه

154
00:09:45,140 --> 00:09:47,670
‫باهاشون دوست شه،
‫اونا رو بکشونه توی جنگل

155
00:09:47,670 --> 00:09:50,810
‫تا تو شبی که به قتل رسیدن
‫باهاشون دیده نشی

156
00:09:50,810 --> 00:09:52,613
‫و تصمیم گرفتی نقش خدا رو بازی کنی

157
00:09:52,637 --> 00:09:56,680
‫و ازشون برای محقق کردنِ فانتزی بیمارگونه‌ی
برگزیده شدنت استفاده کردی

158
00:09:56,680 --> 00:09:59,520
‫- نه. نه
‫- و برای همین رُز و خواهرم رو کشتی!

159
00:09:59,520 --> 00:10:03,690
‫من خواهرت رو نکشتم. باشه؟

160
00:10:03,690 --> 00:10:06,290
‫و رُز رو هم نکشتم!

161
00:10:07,330 --> 00:10:09,060
‫اون دوستم بود

162
00:10:10,060 --> 00:10:12,130
‫می‌دونی، ما بالأخره جسدش رو پیدا کردیم

163
00:10:13,930 --> 00:10:16,554
‫توی صندوق یکی از ماشین‌های تصادفی توی زمینت

164
00:10:16,870 --> 00:10:19,910
‫این کُس‌شعره! کُس‌شعره!

165
00:10:21,140 --> 00:10:24,810
‫شما عشقِ احیاشده‌ها،
‫دارید برام پاپوش می‌دوزید!

166
00:10:25,650 --> 00:10:28,080
‫می‌خواید منم مثلِ پدرم نابود کنید

167
00:10:28,080 --> 00:10:30,850
‫من کاری به کار پدرت نداشتم، بلین،

168
00:10:30,850 --> 00:10:35,020
‫ولی اون داشت پس‌اندازِ ملت رو
‫با کلاهبرداری از چنگشون در می‌آورد،

169
00:10:35,020 --> 00:10:39,860
‫با فرو کردن میخ توی دست‌هات فریبشون می‌داد
‫که باور کنن تو «استیگماتا» داری

170
00:10:35,020 --> 00:10:39,836
‫{\an8}(استیگماتا: زخم‌هایی مثل زخم‌های عیسی مسیح روی صلیب)

171
00:10:40,369 --> 00:10:45,000
‫پدرم با اون کار من رو برای روزِ برگزیده شدنم
‫آماده می‌کرد

172
00:10:45,000 --> 00:10:48,100
‫می‌دونی چیه؟ ما نیازی به اعترافت نداریم

173
00:10:48,100 --> 00:10:50,800
‫می‌دونیم چیکار کردی
‫و برای چی انجامش دادی

174
00:10:51,940 --> 00:10:54,780
‫فقط امیدوارم شبه‌نظامی‌های دهاتیت

175
00:10:54,780 --> 00:10:56,910
‫بتونن با خبرِ کلاهبردار بودنت کنار بیان

176
00:10:56,910 --> 00:10:59,580
‫چون پیروانِ پدرت به هیچ وجه نتونستن

177
00:11:00,680 --> 00:11:02,150
‫بیخیال

178
00:11:03,880 --> 00:11:06,770
‫اون واقعاً باور داره
‫توسط خدا برگزیده شده،

179
00:11:06,794 --> 00:11:09,720
‫پس کشتنِ رُز و ام
‫چه کمکی به رسالتش می‌کنه؟

180
00:11:09,720 --> 00:11:11,692
‫احتمالاً اونا رو قربانی می‌کرده

181
00:11:11,716 --> 00:11:14,190
‫تا ثابت کنه چقدر لایقِ برگزیده شدنه

182
00:11:14,190 --> 00:11:17,323
‫آره، ولی چرا باید برای انجام دادنش
‫با یه پروفسور انسان‌شناسی همکاری می‌کرد؟

183
00:11:17,347 --> 00:11:18,824
‫اگه می‌خواست دست‌هاش رو آلوده نکنه،

184
00:11:18,848 --> 00:11:20,400
‫چرا باید رُز رو انتخاب می‌کرد،

185
00:11:20,400 --> 00:11:22,170
‫کسی که باهاش ارتباط مستقیم داشت؟

186
00:11:22,170 --> 00:11:24,288
‫قصد داری وکالتش رو قبول کنی؟

187
00:11:24,312 --> 00:11:27,583
‫نه، نه. نه، اون دیوونه‌ست. شک ندارم

188
00:11:27,607 --> 00:11:29,240
‫ولی کنجکاوه

189
00:11:29,240 --> 00:11:31,420
‫تهدیداتش فقط متوجه احیاشده‌هاست،

190
00:11:31,444 --> 00:11:32,630
‫نه زن‌های جوان،

191
00:11:32,654 --> 00:11:35,080
‫پس نمی‌تونم انگیزه‌ی مناسبی براش پیدا کنم

192
00:11:35,080 --> 00:11:36,720
یارو اون توئه؟

193
00:11:37,320 --> 00:11:39,120
آره، آره. چیزی نیست. گرفتیمش

194
00:11:39,120 --> 00:11:40,890
‫گوش کن،

195
00:11:40,890 --> 00:11:43,060
‫به کمکت نیاز دارم

196
00:11:43,060 --> 00:11:45,660
‫تو در مقایسه با بیشتر معاون‌هامون
‫کارآگاه بهتری هستی

197
00:11:47,790 --> 00:11:49,260
‫بیشترشون؟

198
00:11:51,160 --> 00:11:52,942
‫تحقیق کن ببین پولِ بلین کجا رفته

199
00:12:04,750 --> 00:12:06,680
‫عجله کن

200
00:12:14,960 --> 00:12:16,423
‫سلام ام

201
00:12:16,840 --> 00:12:19,385
‫منم، رودی

202
00:12:20,230 --> 00:12:21,960
‫گفت مریضی و

203
00:12:22,800 --> 00:12:24,430
‫می‌خواستم ببینمت و مطمئن شم خوبی

204
00:12:24,430 --> 00:12:26,730
‫پس این پسریه که باهاش بودی؟

205
00:12:27,200 --> 00:12:28,840
‫چجور پسریه؟

206
00:12:29,270 --> 00:12:30,900
‫ام، من...

207
00:12:34,170 --> 00:12:35,840
‫هیچوقت قصد نداشتم این اتفاق بیفته

208
00:12:39,210 --> 00:12:40,850
‫اونا خانواده‌ام رو تهدید کردن

209
00:12:42,420 --> 00:12:44,050
‫شکنجه‌ام کردن

210
00:12:45,890 --> 00:12:47,320
‫و...

211
00:12:50,190 --> 00:12:51,830
‫من به اندازه‌ی کافی قوی نبودم

212
00:12:54,830 --> 00:12:56,588
‫یه چیزی هست که توی عمرم یاد گرفتم:

213
00:12:56,612 --> 00:12:59,500
‫مردها هرچی میگن که راضی‌ات کنن
‫دوباره قبولشون کنی،

214
00:12:59,500 --> 00:13:03,970
‫ولی به محض این که قبولشون کنی
‫دوباره قلبت رو می‌شکنن

215
00:13:05,070 --> 00:13:07,770
‫باید بپرسم، مارتا،

216
00:13:07,770 --> 00:13:09,410
‫چی باعث شد پسری رو انتخاب کنی

217
00:13:09,410 --> 00:13:11,780
‫که می‌تونست همچین کاری باهات بکنه؟

218
00:13:12,280 --> 00:13:14,380
‫فکر می‌کنی می‌تونی من رو ببخشی؟

219
00:13:15,520 --> 00:13:17,250
‫نیازی بهش نداری، عزیزکم

220
00:13:17,950 --> 00:13:19,390
‫الان من رو داری

221
00:14:11,100 --> 00:14:13,140
‫بذارید بیام بیرون!

222
00:14:13,910 --> 00:14:15,880
‫خواهش می‌کنم!
‫اون حالش خوش نیست!

223
00:14:22,850 --> 00:14:24,780
‫لطفاً دوباره ترکم نکن

224
00:14:25,620 --> 00:14:27,290
‫نمی‌دونم دیگه چی بهت بگم

225
00:14:27,290 --> 00:14:29,290
‫فقط کنترلش کن

226
00:14:29,290 --> 00:14:31,020
‫یه مشکل امنیتی پیش اومده

227
00:14:32,309 --> 00:14:35,360
‫یکی از اهالی هوادارِ احیاشده‌ها
‫دردسر درست می‌کنه

228
00:14:35,360 --> 00:14:37,330
‫بهش رسیدگی کنید!
‫و ازش درس عبرت بسازید.

229
00:14:37,330 --> 00:14:39,000
‫هر چقدر زودتر ببریمشون امبر پوینت بهتره

230
00:14:39,000 --> 00:14:40,470
‫امبر پوینت؟

231
00:14:40,470 --> 00:14:42,400
‫بالاتر از سطح دسترسی شماست، دکتر

232
00:14:43,940 --> 00:14:46,410
‫کن، باید من رو از اینجا ببری بیرون

233
00:14:47,070 --> 00:14:49,080
‫اینجا افتضاحه

234
00:14:49,080 --> 00:14:51,580
‫دارن یه بلایی سر احیاشده‌های دیگه میارن

235
00:14:51,580 --> 00:14:54,310
‫تمام روز صدای جیغ میاد

236
00:14:54,310 --> 00:14:55,620
‫با تو هم کاری کردن؟

237
00:14:55,620 --> 00:14:57,820
‫نه، بهم دست نزدن

238
00:14:58,080 --> 00:15:00,420
‫ولی خیلی می‌ترسم که هر لحظه این کارو بکنن

239
00:15:00,420 --> 00:15:02,020
‫نمی‌تونم تحملش کنم

240
00:15:02,020 --> 00:15:04,060
‫این کارو نمی‌کنن، قول میدم

241
00:15:05,060 --> 00:15:06,290
‫ما باهاشون معامله کردیم

242
00:15:06,290 --> 00:15:08,030
‫معامله؟

243
00:15:10,600 --> 00:15:12,170
‫پیچیده‌ست

244
00:15:14,000 --> 00:15:15,440
‫یادته،

245
00:15:16,040 --> 00:15:17,570
‫ما یه قولی به هم دادیم

246
00:15:18,940 --> 00:15:20,740
‫هیچ رازی از هم پنهان نکنیم

247
00:15:22,610 --> 00:15:27,310
‫ژنرال ازم خواست یه احیاشده رو
‫توی فیلم دوربین مداربسته شناسایی کنم

248
00:15:29,050 --> 00:15:31,050
‫اون مارتا سایپرس بود

249
00:15:32,350 --> 00:15:34,290
‫تو باعث شدی مارتا رو بگیرن؟

250
00:15:37,220 --> 00:15:38,690
‫اوه، کن

251
00:15:38,690 --> 00:15:40,560
اون بچه‌ست

252
00:15:40,560 --> 00:15:42,960
‫می‌دونم. می‌دونم، می‌دونم

253
00:15:42,960 --> 00:15:45,330
‫گوش کن، گوش کن...

254
00:15:47,130 --> 00:15:50,600
‫شنیدم ژنرال با یه سرباز حرف می‌زد

255
00:15:50,600 --> 00:15:52,410
‫فکر کنم می‌خوان ما رو جابجا کنن

256
00:15:52,410 --> 00:15:54,040
‫جابجاتون کنن؟

257
00:15:55,440 --> 00:15:57,080
‫صبر کن ببینم

258
00:15:57,540 --> 00:16:02,320
‫من کلی کامیون و کانتینتر اون بیرون دیدم
‫که قبلاً اونجا نبودن

259
00:16:02,320 --> 00:16:05,090
‫اون داره آماده میشه یه کاری بکنه.
‫و به زودی آماده میشه.

260
00:16:06,250 --> 00:16:08,250
‫قول میدم از اینجا خلاصت می‌کنم، باشه؟

261
00:16:09,060 --> 00:16:12,730
‫هی، نگران نباش

262
00:16:15,660 --> 00:16:19,030
‫خب، اگه حق با ابراهیم باشه،
‫برگشتیم سرِ خونه‌ی اول.

263
00:16:19,030 --> 00:16:20,730
‫یعنی هرکسی توی واسا

264
00:16:20,730 --> 00:16:22,570
‫ممکنه رُز و خواهرت رو کشته باشه

265
00:16:22,570 --> 00:16:24,340
‫باور کن، می‌دونم

266
00:16:24,340 --> 00:16:26,140
‫ویسکی داریم بریزم توی این قهوه؟

267
00:16:29,710 --> 00:16:32,010
‫ببین، الان یکی رو بازداشت کردیم

268
00:16:32,010 --> 00:16:36,020
‫که ابزار، فرصت و مرضش رو داشته
‫که قتل‌ها رو مرتکب بشه

269
00:16:36,020 --> 00:16:37,650
‫نمیگم باید بلین رو آزاد کنیم

270
00:16:37,650 --> 00:16:39,420
‫فقط میگم باید مطمئن بشیم

271
00:16:39,420 --> 00:16:42,690
‫وگرنه ام و هر دختر دیگه‌ای
‫توی واسا در امان نیستن

272
00:16:44,320 --> 00:16:46,230
‫خیلی خب

273
00:16:46,230 --> 00:16:48,530
‫تا وقتی که می‌تونیم نگهش می‌داریم

274
00:16:48,530 --> 00:16:51,060
‫به تحقیق ادامه می‌دیم
‫تا مدارکی پیدا کنیم که

275
00:16:51,060 --> 00:16:53,492
‫یکی از دو حالت رو ثابت کنه،
‫ولی شرط می‌بندم کارِ بلینـه.

276
00:16:53,516 --> 00:16:55,340
‫وین! حروم‌زاده

277
00:16:56,840 --> 00:16:58,870
‫این به خاطر لو دادنِ خواهرم بود!

278
00:16:58,870 --> 00:17:01,041
‫- سعی کردم جلوش رو بگیرم
‫- مرسی، فیتزی. عیب نداره

279
00:17:01,065 --> 00:17:03,140
‫چی می‌خوای؟

280
00:17:03,140 --> 00:17:05,080
‫حقم بود

281
00:17:05,080 --> 00:17:06,610
‫ولی باید به حرفم گوش بدید

282
00:17:06,610 --> 00:17:08,080
‫ژنرال مارتا رو پیدا کرده

283
00:17:08,080 --> 00:17:09,520
‫- چی؟ چطوری؟
‫- کجا؟

284
00:17:09,520 --> 00:17:11,080
‫ما مشکلاتِ بزرگ‌تری داریم

285
00:17:11,080 --> 00:17:12,890
‫دایان حرف‌های ژنرال رو شنیده

286
00:17:12,890 --> 00:17:15,060
‫اونا تمام احیاشده‌ها رو جابجا می‌کنن،
‫از جمله مارتا.

287
00:17:15,060 --> 00:17:19,130
‫باید اونا رو فراری بدیم،
‫وگرنه دیگه هرگز نمی‌بینیمشون.

288
00:17:19,851 --> 00:17:22,187
‫من ریورساید رو برای نگهداری
‫احیاشده‌ها انتخاب کردم

289
00:17:22,211 --> 00:17:26,530
‫چون بهترین امنیتِ تاکتیکی رو
‫بین تمام مراکز خالی در واسا داره

290
00:17:26,530 --> 00:17:28,570
‫فقط یه ورودی داره

291
00:17:28,570 --> 00:17:30,362
‫که به یه راه پله به زیر زمین ختم میشه

292
00:17:30,386 --> 00:17:31,700
‫یه گلوگاهه

293
00:17:31,700 --> 00:17:33,448
‫این تنها راه نجات دادن امـه

294
00:17:33,472 --> 00:17:35,510
‫تیکه تیکه شدنِ ما چه کمکی به خواهرت می‌کنه؟

295
00:17:35,510 --> 00:17:37,610
دست رو دست گذاشتن
چطوری نجاتش میده؟

296
00:17:37,610 --> 00:17:39,550
‫لطفاً تمرکز کنید!

297
00:17:41,710 --> 00:17:45,460
‫خیلی خب، اگه ژنرال قصد جابجایی
‫دسته‌جمعیِ احیاشده‌ها رو داره

298
00:17:45,484 --> 00:17:46,950
‫هیچ ریسکی نمی‌کنه

299
00:17:46,950 --> 00:17:50,420
‫پس جی‌پی، به پائول بلیک
‫توی سازمان حمل و نقل زنگ بزن

300
00:17:50,420 --> 00:17:51,758
‫بهش بگو می‌خوام بدونم

301
00:17:51,782 --> 00:17:55,430
‫اونا بزرگراه، راه‌آهن یا مسیرِ پروازی
‫برای خروج از واسا خالی کردن یا نه

302
00:17:55,430 --> 00:17:57,200
‫- خیلی خب. حله، رئیس
‫- بریم

303
00:17:57,200 --> 00:17:59,570
‫- هی، کلانتر!
‫- اینجا کمک لازم دارم!

304
00:18:00,470 --> 00:18:02,570
‫اونا فقط یه مشت بُزدل!

305
00:18:02,570 --> 00:18:05,670
‫فقط قلدرهایی هستن که
‫پشتِ لباس نظامی قایم شدن

306
00:18:05,670 --> 00:18:07,110
‫صد بار دیدمش

307
00:18:07,110 --> 00:18:08,710
‫- چی شده؟
‫- جریان چیه؟

308
00:18:08,710 --> 00:18:10,910
‫اون رفته ریورساید دوستش رو پیدا کنه

309
00:18:10,910 --> 00:18:13,580
‫و اونا با تفنگ زدن توی سرش
‫و انداختنش نزدیک مِیخونه‌ام!

310
00:18:13,580 --> 00:18:16,783
‫بعد از اون همه مرگ و ویرانی
‫چی نصیبمون شده؟

311
00:18:16,807 --> 00:18:19,670
‫به خاطر همین از ارتش خارج شدم
‫تا به جای مرگ روی زندگی تمرکز کنم

312
00:18:19,694 --> 00:18:21,690
‫لستر، آروم باش. سکته می‌کنی‌ها!

313
00:18:22,390 --> 00:18:24,082
‫واندا نخواست از مرگ برگرده

314
00:18:24,106 --> 00:18:25,830
‫ولی داشت تمام تلاشش رو می‌کرد

315
00:18:26,590 --> 00:18:29,000
‫حتی بعد از دست دادن
‫بیمه‌ی تأمین اجتماعیش

316
00:18:29,000 --> 00:18:30,660
‫من هر کاری می‌تونستم
‫برای کمک بهش کردم

317
00:18:30,660 --> 00:18:32,670
‫ولی برای تو مهم نبود، کلانتر!

318
00:18:33,070 --> 00:18:35,800
‫همه‌تون به خاطرِ سنمون
‫ما رو نادیده گرفتید

319
00:18:38,670 --> 00:18:40,870
‫ما هنوز سال‌های خوبی پیش رو داریم!

320
00:18:42,980 --> 00:18:46,350
‫عه، بذار برای چشمت یکم یخ بیارم

321
00:18:46,350 --> 00:18:48,780
‫خودت رو اذیت نکن. نشان افتخاره

322
00:18:49,850 --> 00:18:51,950
‫ببین می‌تونی قانعش کنی بره بیمارستان

323
00:18:51,950 --> 00:18:53,820
‫زخمش بد به نظر میاد.
‫باید بره معاینه شه.

324
00:18:53,820 --> 00:18:58,790
‫نه، نه، نه. اون بهای دفاع کردن
‫از مردمِ این شهره

325
00:18:58,790 --> 00:19:00,930
‫کاری که تو به خودت زحمت نمی‌دادی انجام بدی

326
00:19:00,930 --> 00:19:04,130
‫تا این که فهمیدی مارتا یکی از اونا بوده

327
00:19:05,100 --> 00:19:08,970
‫این رهبری نیست. این بُزدلیه

328
00:19:10,140 --> 00:19:12,640
‫درست مثل مردی که اون کارو با لستر کرد

329
00:19:17,540 --> 00:19:20,680
‫هر احیاشده‌ای که آزاد شد،
‫بفرستش پیش من.

330
00:19:21,510 --> 00:19:23,475
‫می‌تونم از واسا خارجشون کنم

331
00:19:23,499 --> 00:19:25,420
‫از طریق تونل‌های قاچاق قدیمی زیر مِیخونه

332
00:19:29,490 --> 00:19:31,620
‫خیلی خب، پس بلین راست می‌گفته

333
00:19:31,620 --> 00:19:33,490
‫اون پولش رو اهدا کرده

334
00:19:33,490 --> 00:19:35,230
‫- به کی؟
‫- به شما

335
00:19:35,230 --> 00:19:39,070
‫خب، در اصل به اداره‌ی پلیس
‫به عنوان پاداشی برای پیدا کردن قاتل رُز

336
00:19:39,800 --> 00:19:42,970
‫صبر کن ببینم، بلین اون پاداش ناشناس رو
‫برای رُز داده بود؟

337
00:19:42,970 --> 00:19:45,770
‫- اون...
‫- پنجاه هزار دلار بود. آره

338
00:19:48,210 --> 00:19:50,710
‫خب، اون پول هیچوقت به دستمون نرسید.
‫وقتی جسی فرار کرد پسش گرفتن

339
00:19:50,710 --> 00:19:54,010
‫بعدش به صندوق زنانِ بومی گُمشده
‫و کشته شده منتقل شد

340
00:19:56,620 --> 00:19:59,590
‫گمونم ممکنه از روی عذاب وجدان
‫اهداش کرده باشه

341
00:20:00,090 --> 00:20:01,490
‫فکر نکنم اینطور بوده باشه

342
00:20:01,490 --> 00:20:03,181
‫دینا، اون نمی‌تونه آزاد شه

343
00:20:03,205 --> 00:20:04,890
‫باید یه مدرکی علیه‌اش پیدا کنی

344
00:20:06,660 --> 00:20:08,090
‫کاری رو که شروع کردی تموم کن

345
00:20:13,000 --> 00:20:20,000


346
00:20:25,280 --> 00:20:27,180
‫من دارم میرم

347
00:20:33,190 --> 00:20:36,160
‫هی، من یه خبرنگارم

348
00:20:36,160 --> 00:20:38,760
‫اطلاعاتم رو از هر منبع موثقی می‌گیرم

349
00:20:39,260 --> 00:20:41,011
‫آره، خب من یه دانشمندم

350
00:20:41,035 --> 00:20:43,960
‫نباید توی کتاب‌های مذهبی دنبال جواب بگردم

351
00:20:45,060 --> 00:20:47,300
‫کی گفته؟

352
00:20:47,300 --> 00:20:50,100
‫مُرده‌ها زنده شدن، دکتر.
‫مطمئنم دیگه هیچ قانونی نیست.

353
00:20:52,240 --> 00:20:54,870
‫می‌دونی، من و رُز همیشه می‌گفتیم

354
00:20:54,870 --> 00:20:58,680
‫که روح هرکی که اول بمیره برمی‌گرده
‫و اون یکی رو اذیت می‌کنه

355
00:20:58,680 --> 00:21:00,550
‫فقط برای این که ثابت کنیم
‫زندگیِ پس از مرگ هست

356
00:21:02,050 --> 00:21:04,780
‫مثل هری هودینی و مادرش

357
00:21:05,950 --> 00:21:07,720
‫دقیقاً

358
00:21:09,620 --> 00:21:11,620
‫ازش خبری نداری؟

359
00:21:15,260 --> 00:21:17,260
‫هنوز نه

360
00:21:18,600 --> 00:21:20,230
‫ولی دعا می‌کنم ازش خبری بشه

361
00:21:24,670 --> 00:21:26,140
‫توی تفکر و تعمقت موفق باشی

362
00:21:43,920 --> 00:21:46,330
‫دینا، من اصلاً نمی‌دونم
‫اینجا دنبال چی می‌گردم

363
00:21:46,330 --> 00:21:49,330
‫همش فقط نقشه‌هاش برای حمله
‫به دروازه‌های ریورسایده

364
00:21:49,330 --> 00:21:52,030
‫ولی اگه از من بپرسی
‫نقشه‌ی چندان جالبی هم نیست

365
00:21:52,030 --> 00:21:54,830
‫باید اینجا یه چیزی در مورد رُز یا خواهرم باشه

366
00:22:18,020 --> 00:22:22,200
‫اوه. اون اولین قاتلی نمیشه
‫که از جرائمش فیلم می‌گیره

367
00:22:28,870 --> 00:22:30,740
‫ازم دورش کن

368
00:22:35,210 --> 00:22:36,710
‫این مالِ من نیست

369
00:22:40,180 --> 00:22:41,810
‫این مالِ من نیست

370
00:22:55,960 --> 00:22:57,900
‫خدایا

371
00:22:57,900 --> 00:22:59,730
‫پس واندا پیترسون اینجوری مُرده

372
00:23:00,900 --> 00:23:03,070
‫اون راهی برای کشتنِ احیاشده‌ها پیدا کرده

373
00:23:03,070 --> 00:23:05,770
‫به نظر میاد اون نور چیزیه که کشتش

374
00:23:05,770 --> 00:23:08,070
‫نه. نه، اون...

375
00:23:08,070 --> 00:23:11,410
‫من منبع نور رو دیدم.
‫اون یه مخلوق یا موجوده.

376
00:23:11,410 --> 00:23:13,380
‫بلند و لاغر مثل...

377
00:23:13,380 --> 00:23:14,910
‫مثل یه شبح، ولی اون نمی‌کشت

378
00:23:15,380 --> 00:23:17,280
‫منظورت چیه؟ یه جور موجود فضایی؟

379
00:23:17,280 --> 00:23:19,050
‫نمی‌دونم کلانتر، نمی‌دونم

380
00:23:19,050 --> 00:23:21,420
‫ولی دیدم که دوستِ کوپر، جردن رو لمس کرد،

381
00:23:21,420 --> 00:23:24,549
‫و همچین اتفاقی نیفتاد.
‫اون در آرامش به سمتش رفت

382
00:23:24,573 --> 00:23:26,730
‫و بعدش یهو ناپدید شد

383
00:23:26,730 --> 00:23:29,700
‫آره، کوپر هم همین رو گفت،
‫ولی با عقل جور در نمیاد

384
00:23:29,700 --> 00:23:32,770
‫چون اگه اتفاقی که برای واندا افتاد
‫برای جردن هم افتاده باشه...

385
00:23:32,770 --> 00:23:34,770
‫اینطور نیست، دینا. باور کن

386
00:23:34,770 --> 00:23:36,870
‫آدم‌ها همینجوری ناپدید نمیشن

387
00:23:36,870 --> 00:23:38,740
‫توی اون فیلم همچین اتفاقی نیفتاد

388
00:23:38,740 --> 00:23:40,810
‫خب، شاید موجودی که تو دیدی

389
00:23:40,810 --> 00:23:43,110
‫با موجود توی فیلم فرق می‌کنه

390
00:23:44,780 --> 00:23:47,310
‫شاید. قطعاً یه حالتِ ماورایی داشت

391
00:23:47,310 --> 00:23:49,820
‫چیزی که نمیشه با کلمات وصفش کرد. من...

392
00:23:51,250 --> 00:23:52,750
‫تو باید بهمون جواب بدی،

393
00:23:52,750 --> 00:23:54,390
‫نه این که موجودات فضایی رو اضافه کنی

394
00:23:54,390 --> 00:23:56,206
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

395
00:23:56,230 --> 00:23:58,667
‫و فکر می‌کنید هر روز احساس نمی‌کنم
‫همه‌تون رو ناامید کردم؟

396
00:23:58,691 --> 00:24:02,754
‫که شاید ام و دایان و واندا همه در امان بودن

397
00:24:02,778 --> 00:24:05,000
‫اگه من می‌فهمیدم
‫توی روز احیا چه اتفاقی افتاده؟

398
00:24:05,000 --> 00:24:06,967
‫که شاید همه‌تون اوضاع بهتری داشتید

399
00:24:06,991 --> 00:24:09,770
‫اگه من اصرار نکرده بودم مأمور
‫مرکز مبارزه با بیماری‌ها توی واسا باشم؟

400
00:24:10,200 --> 00:24:12,040
‫خب، با این وجود،

401
00:24:12,040 --> 00:24:14,970
‫زمان داره می‌گذره و حالا دوتا مشکل داریم

402
00:24:14,970 --> 00:24:16,980
‫بلین قصد داره وارد ریورساید بشه

403
00:24:17,210 --> 00:24:19,880
‫می‌خواد از اون موجود برای کشتن
‫تمام احیاشده‌ها استفاده کنه

404
00:24:19,880 --> 00:24:23,150
‫اون رو فرشته‌ی خودش می‌دونست،
‫ولی بهم گفت از دستش داده.

405
00:24:23,150 --> 00:24:25,050
‫خب، این چیز خوبی به نظر میاد، مگه نه؟

406
00:24:25,050 --> 00:24:26,450
‫می‌دونم ژنرال چه برنامه‌ای داره

407
00:24:30,990 --> 00:24:33,060
‫فردا ساعت ۱۷

408
00:24:33,060 --> 00:24:38,330
‫سازمان حمل و نقل یه لاین از بزرگراه ۵۱ شمالی رو
‫به سمتِ راه‌آهن فاکس ولی مسدود می‌کنه

409
00:24:38,330 --> 00:24:40,370
‫یه خط متروکه هست

410
00:24:40,370 --> 00:24:42,870
‫که به اسکله‌ی دریاچه سوپریور می‌رسه

411
00:24:42,870 --> 00:24:46,270
‫پس اون قراره احیاشده‌ها رو
‫با کامیون تا خط آهن ببره

412
00:24:46,270 --> 00:24:49,140
‫و بعدش اونا رو سوار یه کشتی
‫به مقصد نامعلوم بکنه

413
00:24:49,140 --> 00:24:51,480
‫دایان بهم گفته بود که حدس می‌زنه

414
00:24:51,480 --> 00:24:53,750
‫قصد دارن به زودی احیاشده‌ها رو جابجا کنن

415
00:24:54,310 --> 00:24:56,220
‫و حالا که می‌دونیم چه نقشه‌ای داره،

416
00:24:56,220 --> 00:24:57,880
‫فقط کافیه جلوش رو بگیریم

417
00:24:57,880 --> 00:24:59,350
‫نه

418
00:24:59,350 --> 00:25:00,990
‫مجبورش می‌کنیم یه نقشه‌ی جدید بکشه

419
00:25:01,520 --> 00:25:03,160
‫نقشه‌ای که برای ما مناسب باشه

420
00:25:23,080 --> 00:25:25,210
‫سلام، مارتا

421
00:25:26,580 --> 00:25:29,420
‫درک می‌کنم که الان شرایط سختی داری

422
00:25:29,920 --> 00:25:31,550
‫حالا ببین کی اینجاست

423
00:25:33,790 --> 00:25:35,420
‫فقط اومدم حرف بزنیم

424
00:25:36,660 --> 00:25:39,430
‫بهت دست نمی‌زنم و اذیتت نمی‌کنم

425
00:25:40,130 --> 00:25:42,854
‫با یه مرد متأهل رابطه داشتی

426
00:25:42,878 --> 00:25:44,930
‫وقتی که زنش تحت درمان سرطان بود

427
00:25:44,930 --> 00:25:46,600
‫مارتا، من تو رو بهتر از این بزرگ کردم

428
00:25:46,600 --> 00:25:50,000
‫متأسفم. خیلی...

429
00:25:50,000 --> 00:25:52,540
‫خیلی متأسفم

430
00:25:52,540 --> 00:25:54,616
‫می‌تونی بهم بگی دور و برت چه خبره؟

431
00:25:54,640 --> 00:25:55,980
‫شاید برای همین کشته شدی

432
00:25:55,980 --> 00:25:57,827
‫به عنوان مجازات برای خراب کردن

433
00:25:57,851 --> 00:26:00,747
‫- زندگیِ مشترک یه زن مریض و علیل
‫- اینجوری نگو

434
00:26:00,771 --> 00:26:02,980
‫خوب شد من توی اون تصادف مُردم

435
00:26:02,980 --> 00:26:05,210
‫اگه انقدر زنده می‌موندم
‫که ببینم خونه‌خراب‌کن شدی،

436
00:26:05,234 --> 00:26:07,020
‫- شاید خودکشی می‌کردم
‫- مامان!

437
00:26:07,020 --> 00:26:08,650
‫پاتریشا سایپرس

438
00:26:10,060 --> 00:26:11,990
‫ولی همه پتی صداش می‌کردن، درسته؟

439
00:26:13,990 --> 00:26:15,630
‫تو هم می‌بینیش؟

440
00:26:17,800 --> 00:26:19,570
‫مارتا، مادرت توی اتاقه؟

441
00:26:21,730 --> 00:26:23,540
‫آره

442
00:26:24,000 --> 00:26:26,540
‫تو داری گُسست از واقعیت رو تجربه می‌کنی

443
00:26:27,810 --> 00:26:30,110
‫احتمالاً در اثر استرسه

444
00:26:31,040 --> 00:26:32,810
‫ولی ببین،

445
00:26:32,810 --> 00:26:34,450
‫من اینجام که کمکت کنم، باشه؟

446
00:26:34,850 --> 00:26:36,950
‫می‌دونی چه اتفاقی براش افتاد؟

447
00:26:38,050 --> 00:26:39,720
‫نه

448
00:26:39,720 --> 00:26:41,420
‫دوست داری بهم بگی؟

449
00:26:47,860 --> 00:26:51,600
‫دینا توی مِیخونه‌ی نلا دعوا کرد

450
00:26:51,600 --> 00:26:54,570
‫چون یکی از اهالیِ شهر به خاطر
‫پرونده‌ی بلک‌دیر اذیتش می‌کرد

451
00:26:54,570 --> 00:26:57,170
‫- بس کن، مارتا!
‫- اون داستان برای خانواده‌ی ماست

452
00:26:57,170 --> 00:26:58,270
‫- بعدش...
‫- فقط خانواده‌ی ما

453
00:26:58,270 --> 00:26:59,931
‫و مامانم به بابام زنگ زد

454
00:26:59,955 --> 00:27:01,770
‫چون دوست نداشت توی
‫زمستون رانندگی کنه،

455
00:27:01,770 --> 00:27:03,340
‫- ولی بابام نرفت دنبالش
‫- بس کن!

456
00:27:03,340 --> 00:27:04,680
‫مارتا، به من نگاه کن
‫با من حرف بزن، باشه؟

457
00:27:04,680 --> 00:27:06,080
‫- واسه همین من رانندگی کردم
‫- مارتا، بس کن

458
00:27:06,080 --> 00:27:07,950
‫- و وقتی داشتم رانندگی می‌کردم...
‫- نه!

459
00:27:07,950 --> 00:27:09,780
‫- یه گوزن...

460
00:27:09,780 --> 00:27:11,650
‫- یهویی جلوم در اومد
‫- نــه!

461
00:27:11,650 --> 00:27:14,150
‫همش تقصیرِ من بود!

462
00:27:14,150 --> 00:27:16,560
‫و همش تقصیرِ من بود!

463
00:27:18,220 --> 00:27:20,060
‫همش تقصیرِ من بود!

464
00:27:20,060 --> 00:27:22,760
‫- خیلی متأسفم، مامان
‫- وقت تمومه

465
00:27:22,760 --> 00:27:24,600
‫یعنی چی؟ اون خیلی پریشون احواله

466
00:27:24,600 --> 00:27:26,500
‫انقدر حالش خوشه که بتونه
‫به دستورات عمل کنه

467
00:27:26,500 --> 00:27:28,668
‫- اون هنوز خیلی آسیب‌پذیره...
‫- این تنها چیزیه که لازم دارم

468
00:27:28,692 --> 00:27:30,000
‫مارتا، نه!

469
00:27:30,000 --> 00:27:32,170
‫نه! مارتا! تو اینجوری نیستی

470
00:27:33,810 --> 00:27:36,110
‫مارتا...

471
00:27:36,110 --> 00:27:39,150
‫می‌دونم که توی زندگیت
‫خیلی داغ از دست دادن دیدی،

472
00:27:40,080 --> 00:27:42,720
‫ولی این فقط اون احساساتت رو بدتر می‌کنه

473
00:27:45,120 --> 00:27:46,750
‫خواهش می‌کنم

474
00:27:48,020 --> 00:27:49,820
‫ولش کن

475
00:28:10,310 --> 00:28:11,940
‫دیدی، مامان؟

476
00:28:13,150 --> 00:28:15,050
‫من مارتایی هستم که بزرگ کردی

477
00:28:16,320 --> 00:28:17,950
‫کارِ درست رو انجام دادم

478
00:28:31,360 --> 00:28:33,000
‫مامان؟

479
00:28:34,300 --> 00:28:36,100
‫ژنرال کیل!

480
00:28:36,600 --> 00:28:38,870
‫یه پیام فوری برای ژنرال کیل دارم

481
00:28:38,870 --> 00:28:40,010
‫یواش، یواش!

482
00:28:40,010 --> 00:28:41,870
‫یه ارتش شبه‌نظامی محلی هست...

483
00:28:42,170 --> 00:28:44,840
‫یه ارتش شبه‌نظامی محلی هست
‫که قراره فردا

484
00:28:44,840 --> 00:28:46,610
‫- به ریورساید حمله کنن
‫- خودمون ردیفش می‌کنیم

485
00:28:46,610 --> 00:28:48,581
‫و یه راهی برای کشتن احیاشده‌ها پیدا کردن

486
00:28:48,605 --> 00:28:50,220
‫- برو بیرون. برو!
‫- به حرفم گوش بدید!

487
00:28:50,220 --> 00:28:52,020
‫اونا می‌خوان احیاشده‌ها رو بکشن

488
00:29:05,200 --> 00:29:07,130
‫کارلا

489
00:29:07,130 --> 00:29:09,400
‫ابراهیم. کجا بودی؟

490
00:29:09,400 --> 00:29:13,470
‫می‌خوام بهم بگی ژنرال قصد داره
‫کِی احیاشده‌ها رو جابجا کنه؟

491
00:29:13,470 --> 00:29:15,410
‫نمی‌خوام درگیر این ماجرا بشم

492
00:29:15,410 --> 00:29:17,080
‫قبلاً درگیر شدی

493
00:29:17,710 --> 00:29:19,580
‫ما برای این کار به اینجا نیومدیم

494
00:29:21,750 --> 00:29:23,950
‫می‌دونم. برای همین سعی دارم درستش کنم

495
00:29:23,950 --> 00:29:26,650
‫و برای همین بهت فرصتی میدم
‫که درستش کنی

496
00:29:32,860 --> 00:29:34,960
‫اون ماجرای نقشه‌ی بلین رو شنیده

497
00:29:35,730 --> 00:29:38,760
‫سپیده‌دم جابجاشون می‌کنه.
‫و ابراهیم،

498
00:29:40,400 --> 00:29:42,740
‫اونا رو به یه مرکزِ سرّی می‌برن

499
00:29:45,670 --> 00:29:47,240
‫نه، همچین کاری نمی‌کنن

500
00:29:50,480 --> 00:29:52,080
‫می‌خوام اینا رو به احیاشده‌ها بدی

501
00:29:53,180 --> 00:29:55,380
‫توی این شیشه‌ها چی هست؟

502
00:29:56,980 --> 00:29:59,120
‫فقط آبه

503
00:30:06,290 --> 00:30:07,535
‫اگه بتونیم انجامش بدیم،
‫جی‌پی و نلا

504
00:30:07,559 --> 00:30:10,260
‫جی‌پی و نلا برای عبور از مرز
‫به هر کمکی نیاز پیدا می‌کنن،

505
00:30:10,260 --> 00:30:11,960
‫پس، این رو بگیر

506
00:30:14,300 --> 00:30:16,500
‫همیشه مرکزِ بدن رو هدف بگیر

507
00:30:17,040 --> 00:30:19,210
‫می‌دونی، وقتی دکتر شدم
‫هرگز تصور نمی‌کردم

508
00:30:19,210 --> 00:30:22,010
‫پرونده‌های قتل حل کنم
‫و نقشه‌ی نجات بکشم

509
00:30:24,410 --> 00:30:26,050
‫گوش کن،

510
00:30:27,380 --> 00:30:29,880
‫تو جونِ خواهرم رو نجات دادی، پس،

511
00:30:29,880 --> 00:30:31,950
‫شاید برای این نیومده باشی اینجا، ولی

512
00:30:33,120 --> 00:30:34,750
‫برای من چیزیه که بیشتر از هر چیزی مهمه

513
00:30:37,220 --> 00:30:39,830
‫مرسی. عه...

514
00:30:39,830 --> 00:30:41,390
‫- باشه، خب...
‫- میرم مغازه‌ی نلا

515
00:30:41,390 --> 00:30:43,460
‫آره

516
00:30:44,500 --> 00:30:47,900
‫اینا تمام مواد منفجره‌ایه
‫که توی اداره داریم، خب؟

517
00:30:49,370 --> 00:30:51,970
‫پس از جنگل و پوشش شب استفاده می‌کنیم

518
00:30:51,970 --> 00:30:53,970
‫تا بیرون مستقر بشیم

519
00:30:53,970 --> 00:30:57,440
‫جی‌پی و راجرز توی محوطه‌ی شمالی مستقر میشن

520
00:30:57,440 --> 00:30:59,750
‫همه‌ی اینا رو همزمان منفجر می‌کنن

521
00:30:59,750 --> 00:31:02,780
‫تا ژنرال فکر کنه شبه‌نظامیان بلین حمله کردن

522
00:31:02,780 --> 00:31:05,480
‫دینا، من و تو و کن
‫قراره اون طرف باشیم

523
00:31:05,480 --> 00:31:07,490
‫از قطعه‌ی پشتی وارد می‌شیم،

524
00:31:07,490 --> 00:31:10,120
‫ترتیبِ کارها رو می‌دیم

525
00:31:11,260 --> 00:31:14,760
‫ببین، می‌دونم توی محافظت از این شهر گند زدم

526
00:31:14,760 --> 00:31:16,300
‫و این رو قبول می‌کنم

527
00:31:16,300 --> 00:31:18,000
‫این فرصتِ من برای درست کردنشه

528
00:31:20,070 --> 00:31:21,700
‫پس، بیا انجامش بدیم، خب؟

529
00:31:22,200 --> 00:31:24,070
‫بیا بریم عزیزهامون رو نجات بدیم

530
00:31:28,310 --> 00:31:30,440
‫خیلی خب، ردیفش می‌کنم

531
00:31:36,150 --> 00:31:38,780
‫فرشته! نگاه کنید!

532
00:31:38,780 --> 00:31:41,290
‫- آره، آره
‫- دیدید، آقای ایبل راست می‌گفت

533
00:31:41,290 --> 00:31:43,020
‫یکی دیگه داره میاد

534
00:31:43,490 --> 00:31:45,120
‫سرِ جاهاتون مستقر شید!

535
00:31:47,890 --> 00:31:49,090
‫خیلی خوشگله

536
00:31:56,040 --> 00:31:57,640
وای!

537
00:32:04,444 --> 00:32:05,816
‫بالأخره تشریف آوردی!

538
00:32:05,840 --> 00:32:08,450
‫این رو برات آوردم

539
00:32:09,720 --> 00:32:11,450
‫یه ساندویچ

540
00:32:11,980 --> 00:32:13,911
‫ممنون...

541
00:32:13,935 --> 00:32:17,590
‫لطف کردی. یه جورایی فکر می‌کردم
‫همه من رو اینجا ول کردن

542
00:32:18,890 --> 00:32:21,830
‫آره، خب، من سؤالاتِ بیشتری ازت دارم، بلین

543
00:32:21,830 --> 00:32:23,860
‫- عه...
‫- باشه

544
00:32:23,860 --> 00:32:26,530
‫تو گفتی که توی شب احیا،

545
00:32:26,530 --> 00:32:29,300
‫لستر میجک خبرت کرد
‫که یه ماشین رو یدک بکشی

546
00:32:29,300 --> 00:32:32,138
‫همون شب اون نور زرد رو دیدی
‫که به آسمون تابید

547
00:32:32,162 --> 00:32:36,580
‫و همون شب ام سایپرس رو روی پل دیدی

548
00:32:38,780 --> 00:32:41,850
‫من قبلش ام رو روی پل دیدم

549
00:32:41,850 --> 00:32:43,680
‫درسته؟ رفتم ماشینه رو یدک بکشم،

550
00:32:43,680 --> 00:32:45,720
‫- نور رو دیدم...
‫- آره

551
00:32:45,720 --> 00:32:47,750
‫و بعدش وقتی برگشتم،
‫نور از بین رفته بود،

552
00:32:47,750 --> 00:32:50,420
‫ولی ام دیگه روی پل نبود.
‫فقط وسایلش اونجا بود.

553
00:32:51,360 --> 00:32:52,620
‫ام روی پل نبود

554
00:32:53,260 --> 00:32:57,060
‫وقتی که نور زرد به آسمون تابید
‫ام سایپرس اونجا نبود

555
00:32:57,060 --> 00:32:59,370
‫می‌دونی، من آب مور کریک رو مطالعه می‌کردم

556
00:32:59,370 --> 00:33:04,128
‫اون ویژگی‌های خاصی داره که مخصوصاً
‫برای شفا دادن احیاشده‌ها طراحی شده

557
00:33:04,152 --> 00:33:06,631
‫به احیاشده‌ها کمک می‌کنه،
‫مخصوصاً به ام سایپرس.

558
00:33:06,655 --> 00:33:09,910
‫من رسماً دیدم که اون رو به زندگی برگردونده
‫و اگه اینطور باشه،

559
00:33:09,910 --> 00:33:12,880
‫اگه ام سایپرس به آب ربط داره،

560
00:33:12,880 --> 00:33:15,680
‫این یعنی اون به قتل رسیده

561
00:33:17,820 --> 00:33:19,450
‫که یعنی این که...

562
00:33:20,520 --> 00:33:23,022
‫مرگِ ام باعث وقوع روز احیا شده

563
00:33:23,790 --> 00:33:25,290
‫اون چی؟

564
00:33:25,290 --> 00:33:26,776
‫- متأسفم برادر، باشه؟
‫- هی، هی!

565
00:33:26,800 --> 00:33:28,460
‫- این کار به نفع همه‌ست
‫- هی، هی، هی!

566
00:33:28,460 --> 00:33:30,300
‫- باشه؟
‫- آره

567
00:33:30,300 --> 00:33:31,900
‫- خیلی خب، هی!
‫- من از اینجا میرم بیرون!

568
00:33:31,900 --> 00:33:35,000
‫نه! برو عقب!
‫هرکی جُم بخوره، دکتر می‌میره.

569
00:33:35,900 --> 00:33:37,900
‫وقتِ بیدار شدنه

570
00:33:43,040 --> 00:33:44,580
‫امروز داروت رو زودتر مصرف می‌کنی

571
00:33:44,580 --> 00:33:46,080
‫چون داریم می‌ریم یه اردوی کوچیک

572
00:33:46,080 --> 00:33:49,006
‫من هیچ جا نمیرم و هیچی مصرف نمی‌کنم

573
00:33:49,030 --> 00:33:51,580
‫تا بتونم ام سایپرس رو ببینم
‫و مطمئن شم حالش خوبه

574
00:33:51,580 --> 00:33:53,720
‫پس حالا تو رئیسی؟

575
00:33:54,820 --> 00:33:56,590
‫هی، هی! بیا عقب

576
00:33:56,590 --> 00:33:58,520
‫بذار من باهاش حرف بزنم

577
00:33:58,520 --> 00:34:01,030
‫گفتم خودم ردیفش می‌کنم.
‫بهمون یکم فضا بده.

578
00:34:08,401 --> 00:34:10,540
‫این قراره حس دیگه‌ای بده
‫ولی باید عینِ قبل رفتار کنی

579
00:34:10,540 --> 00:34:12,070
‫باشه؟

580
00:34:12,070 --> 00:34:13,770
‫تنها راه نجات دادن امـه

581
00:34:13,770 --> 00:34:15,410
‫عجله کن!

582
00:34:16,640 --> 00:34:19,040
‫حالا، درست رفتار می‌کنی، درسته؟

583
00:34:22,110 --> 00:34:24,820
‫کمک توی راهه. به بقیه خبر بده

584
00:34:39,470 --> 00:34:41,630
‫خیلی خب، می‌دونید باید چیکار کنید! بریم!

585
00:34:41,630 --> 00:34:44,470
‫توی یه ردیف، بدون حرف زدن،
‫همونطور که بهتون گفته شد.

586
00:34:44,970 --> 00:34:47,240
‫- ما رو کجا می‌برن؟
‫- می‌خوان چیکار کنن؟

587
00:34:47,840 --> 00:34:50,192
‫با علامتِ من نگهبان‌ها رو می‌کشیم.
‫به بقیه خبر بده.

588
00:34:51,440 --> 00:34:53,480
‫دخلشون رو میاریم.
‫منتظرِ علامتم باش.

589
00:34:53,480 --> 00:34:55,050
‫از شیب‌راهه بالا برید. بچرخید

590
00:34:55,050 --> 00:34:57,020
‫از شیب‌راهه برید توی کامیون. بجنبید

591
00:34:57,880 --> 00:34:59,750
‫توی یه ردیف

592
00:34:59,820 --> 00:35:01,750
‫یالا، یالا

593
00:35:01,750 --> 00:35:03,620
‫چی بود؟

594
00:35:04,990 --> 00:35:08,090
‫همه برن توی کامیون!
‫ببریدشون توی کامیون!

595
00:35:08,090 --> 00:35:11,213
‫هی! شما دوتا! برید یه جا
‫برای دیده‌بانی پیدا کنید. یالا!

596
00:35:11,960 --> 00:35:14,070
‫فرماندهی، آلفا ۲ صحبت می‌کنه.
‫وضعیتِ قرمز.

597
00:35:14,070 --> 00:35:16,140
‫تکرار می‌کنم وضعیت قرمزه

598
00:35:16,140 --> 00:35:18,700
‫نیروهای دشمن دارن بهمون نزدیک میشن

599
00:35:19,400 --> 00:35:22,470
‫یه ارتش شبه‌نظامی کوچیک
‫از شمال شرقی نزدیک میشه. تمام

600
00:35:22,470 --> 00:35:24,240
‫بریم! یالا!

601
00:35:29,680 --> 00:35:31,780
‫حالا! بجنگید!

602
00:35:31,780 --> 00:35:33,590
‫یالا! یالا! دخلشون رو بیارید! آره

603
00:35:40,460 --> 00:35:43,130
‫اگه جُم بخوری جمجمه‌ات رو سوراخ می‌کنم

604
00:36:01,850 --> 00:36:03,580
‫تو کی هستی؟

605
00:36:03,580 --> 00:36:04,767
‫خواهرت من رو فرستاد

606
00:36:04,791 --> 00:36:07,220
‫باید همین الان بریم.
‫نگهبان‌ها دارن میان.

607
00:36:15,490 --> 00:36:16,930
‫زود باش

608
00:36:25,770 --> 00:36:27,270
‫ام کجاست؟

609
00:36:27,270 --> 00:36:28,710
‫اینجا نیست. هنوز داخله

610
00:36:28,710 --> 00:36:30,501
‫باید برگردیم داخل و بیاریمش!

611
00:36:30,525 --> 00:36:32,628
‫وقت نداریم! هر لحظه
‫ممکنه از در بیان بیرون!

612
00:36:32,652 --> 00:36:34,110
‫نمی‌تونیم اون رو اینجا ول کنیم!

613
00:36:34,110 --> 00:36:36,750
‫باید یه راهی برای بیرون آوردنش
‫از اونجا پیدا کنیم

614
00:36:36,750 --> 00:36:38,580
‫اوه، نه، نه، نه

615
00:36:38,580 --> 00:36:39,750
‫ما که فلنگ رو می‌بندیم. بریم

616
00:36:39,750 --> 00:36:42,050
‫دیلیش! داری کدوم گوری میری؟

617
00:36:42,050 --> 00:36:44,890
‫اون فقط به خاطرِ تو اون توئه!

618
00:36:46,760 --> 00:36:48,519
‫تو بودی که فرماندار رو خبر کردی

619
00:36:48,543 --> 00:36:50,200
‫کن

620
00:36:50,200 --> 00:36:51,600
‫تو بودی که زنم رو زندانی کردی

621
00:36:52,030 --> 00:36:55,630
‫تو تمام این گندکاری‌ها رو شروع کردی، وین،
‫نه من!

622
00:36:55,630 --> 00:36:56,694
‫نه، بابا!

623
00:36:56,718 --> 00:37:00,114
‫خدایا! شما دوتا دوست‌های صمیمی هستید

624
00:37:00,138 --> 00:37:01,532
‫و حالا به جونِ هم افتادید

625
00:37:01,556 --> 00:37:03,880
‫وقتی که بیشتر از همیشه بهم نیاز داریم.
‫چه اتفاقی افتاد؟!

626
00:37:03,880 --> 00:37:05,880
‫اتفاقی که افتاد

627
00:37:05,880 --> 00:37:07,810
‫اینه که وین سایپرس خونه‌خراب‌کنه

628
00:37:07,810 --> 00:37:09,210
‫کن، خواهش می‌کنم

629
00:37:09,210 --> 00:37:11,520
‫وقتی پتی مُرد،

630
00:37:11,520 --> 00:37:14,250
‫ازش بپرس چرا به تماس نلا
‫از مِیخونه جواب نداد

631
00:37:14,250 --> 00:37:16,120
‫چرا نیومد دنبالت

632
00:37:18,920 --> 00:37:20,560
‫ازش بپرس کجا بود!

633
00:37:27,670 --> 00:37:29,100
‫خیلی متأسفم، دینا

634
00:37:32,100 --> 00:37:33,240
‫دینا

635
00:37:33,240 --> 00:37:35,110
‫نگهش دار برای دفتر خاطراتت

636
00:37:35,640 --> 00:37:37,943
‫بچه‌ها، باید همین الان بریم

637
00:37:37,967 --> 00:37:39,156
‫باید بریم

638
00:37:39,180 --> 00:37:41,980
‫احیاشده‌ها رو ببرید مِیخونه‌ی نلا

639
00:37:41,980 --> 00:37:44,020
ام چی؟ نمی‌تونم بدونِ اون برم

640
00:37:44,825 --> 00:37:46,076
‫من ام رو پیدا می‌کنم

641
00:37:46,100 --> 00:37:47,950
‫ولی اونا الان بهت نیاز دارن.
‫به کمکت نیاز دارن. برو.

642
00:37:48,850 --> 00:37:50,490
‫برو!

643
00:37:51,760 --> 00:37:53,030
‫- دینا
‫- نه!

644
00:37:54,660 --> 00:37:56,560
‫- الان نه
‫- امنه!

645
00:37:56,560 --> 00:37:58,000
‫باید بریم! باید بریم!

646
00:38:30,300 --> 00:38:32,540
‫ببین، دینا، من و مادرت جدا شده بودیم

647
00:38:32,564 --> 00:38:34,330
‫نمی‌خوام... اصلاً حرفشم نزن...

648
00:38:47,210 --> 00:38:48,850
‫چطور تونستی بهم نگی؟

649
00:38:54,320 --> 00:38:58,060
‫خب، آخه گفتن بهت چه فایده‌ای داشت؟

650
00:39:04,400 --> 00:39:06,830
‫من دو ساله که...

651
00:39:07,300 --> 00:39:09,300
‫خودم رو به خاطر مرگِ مامان سرزنش می‌کنم

652
00:39:10,600 --> 00:39:14,290
‫ام توی دو سال گذشته خودش رو
‫به خاطر تصادف مقصر می‌دونست

653
00:39:14,314 --> 00:39:16,083
‫و تو میگی چه فایده‌ای داشت؟!

654
00:39:23,180 --> 00:39:25,380
‫عزیزم، این که من با دایان بودم

655
00:39:25,380 --> 00:39:27,536
‫باعث نشد یه گوزن جلوتون در بیاد

656
00:39:27,560 --> 00:39:28,890
‫باید تو می‌بودی

657
00:39:47,970 --> 00:39:49,670
‫این کیه هی زنگ می‌زنه؟

658
00:39:49,670 --> 00:39:51,310
‫لستره

659
00:39:52,080 --> 00:39:53,580
‫باید روی پیدا کردن ام تمرکز کنیم

660
00:39:55,680 --> 00:39:58,620
‫یه نقشه لازم داریم

661
00:39:58,620 --> 00:40:03,590
‫جی‌پی و نلا توی مرز هستن
‫و احیاشده‌ها رو خارج می‌کنن و...

662
00:40:05,160 --> 00:40:08,990
‫کیل ارتباطات رو شنود می‌کنه، پس حتی
‫اگه می‌دونستم به کی می‌تونم اعتماد کنم

663
00:40:08,990 --> 00:40:11,060
‫نمی‌تونیم باهاش تماس بگیریم.
‫پس چیکار کنیم؟

664
00:40:12,660 --> 00:40:14,934
‫خب، فقط جوابش رو بده. جواب بده

665
00:40:14,958 --> 00:40:17,000
‫الان گفتی ژنرال ارتباطاتِ ما رو شنود می‌کنه

666
00:40:17,000 --> 00:40:19,440
‫اگه لستره، فقط زنگ زده
‫در مورد یه چیزی غر بزنه

667
00:40:19,440 --> 00:40:20,670
‫مگه مهمه؟

668
00:40:22,610 --> 00:40:24,040
‫چی می‌خوای، لستر؟

669
00:40:24,480 --> 00:40:26,080
‫خب، حتماً

670
00:40:26,410 --> 00:40:29,180
من الان توی این هوای خنک و عالی

671
00:40:29,180 --> 00:40:32,580
‫توی ملکِ خودم سرم به کارِ خودمه،

672
00:40:32,580 --> 00:40:37,090
‫و یهویی چندتا متجاوز پیداشون شد
‫که باید بهشون رسیدگی شه

673
00:40:37,090 --> 00:40:39,460
‫متجاوز؟ واقعاً؟ من برای این چیزها وقت ندارم

674
00:40:39,460 --> 00:40:40,793
‫نه. نه، نه، آقا

675
00:40:40,817 --> 00:40:42,795
‫اینا فقط یه عده نیستن که
‫دارن اینجا پرسه می‌زنن

676
00:40:44,330 --> 00:40:46,100
‫اونا اسلحه دارن!

677
00:40:46,100 --> 00:40:48,133
‫فکر کنم شاید تروریست‌های داخلی باشن

678
00:40:48,470 --> 00:40:50,070
‫پس به اداره زنگ بزن

679
00:40:50,070 --> 00:40:52,100
‫قبلاً بهشون زنگ زدم

680
00:40:52,100 --> 00:40:53,931
‫خب، پس مطمئنم روش کار می‌کنن، باشه؟
‫خدافظ.

681
00:40:53,955 --> 00:40:55,170
‫نه، نه، نه! قطع نکن!

682
00:40:55,170 --> 00:40:56,880
‫اونا یه دختر دارن!

683
00:40:56,880 --> 00:40:58,610
‫منظورت از دختر چیه؟

684
00:40:58,610 --> 00:41:02,648
‫نمی‌دونم، فقط مدام از یه دختر حرف می‌زنن

685
00:41:02,672 --> 00:41:04,880
‫و این که باید با دختره چیکار کنن و...

686
00:41:04,904 --> 00:41:06,350
‫کجایی؟

687
00:41:07,020 --> 00:41:09,320
‫من توی جاده ۱۳ هستم،
‫کنارِ کلیسای قدیمی.

688
00:41:09,320 --> 00:41:10,890
‫همونجا بمون. ما داریم میایم

689
00:41:10,890 --> 00:41:12,260
‫کجا می‌ریم؟

690
00:41:12,660 --> 00:41:15,090
‫- کلیسای قدیمی ایبل
‫- بلین ام رو گرفته؟

691
00:41:15,090 --> 00:41:17,663
‫نمی‌دونم، ولی بهتره قبل از ژنرال برسیم اونجا

692
00:41:22,730 --> 00:41:24,370
‫ما کجاییم؟

693
00:41:27,640 --> 00:41:31,710
‫ابراهیم؟ اینجا چه خبره؟

694
00:41:33,210 --> 00:41:34,710
‫بنگر!

695
00:41:39,180 --> 00:41:40,620
‫مارتا سایپرس،

696
00:41:41,790 --> 00:41:44,720
‫تو فاحشه‌ی بابل هستی،

697
00:41:46,120 --> 00:41:49,790
‫شیطانی که دروازه‌های جهنم رو باز کرد

698
00:41:52,360 --> 00:41:54,000
‫و من...

699
00:41:54,800 --> 00:41:57,703
‫قصد دارم به جهنم برت گردونم

700
00:41:58,500 --> 00:42:18,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

