﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,692 --> 00:00:15,675
‫« سوسیس پارتی »
‫« فودتوپیا »

3
00:00:29,625 --> 00:00:31,458
‫هی، نگاه کنید. فرانکه. سلام، فرانک

4
00:00:31,541 --> 00:00:33,208
‫- آره، فرانک
‫- وای، نگاه!

5
00:00:33,291 --> 00:00:34,458
‫خیلی خب!

6
00:00:34,541 --> 00:00:35,416
‫عاشقتم، فرانک!

7
00:00:35,500 --> 00:00:37,208
‫هیچ هات‌داگی سکسی‌تر از تو نیست، داداش

8
00:00:37,232 --> 00:00:38,166
‫♪ فرانکِ عزیز ♪

9
00:00:38,250 --> 00:00:41,125
‫♪ تو واقعاً زندگی‌هامون رو متحول کردی ♪

10
00:00:41,208 --> 00:00:43,791
‫♪ وقتی کنترل رو به دست گرفتی ♪
‫♪ و شهرمون رو درست کردی ♪

11
00:00:43,875 --> 00:00:45,666
‫فرانک، تو بهترینی، داداش!

12
00:00:45,750 --> 00:00:46,791
‫حرفشم نزن

13
00:00:46,875 --> 00:00:48,250
‫♪ فرانکِ عزیز ♪

14
00:00:48,333 --> 00:00:50,958
‫♪ تو ما رو یه خانواده‌ی بزرگ کردی ♪

15
00:00:51,041 --> 00:00:54,791
‫♪ وقتی برامون صلح و سازش آوردی ♪

16
00:00:54,875 --> 00:00:56,041
‫خوشحالم که خوشحالید

17
00:00:56,125 --> 00:00:59,125
‫♪ دندون‌ها رو ممنوع کردی ♪
‫♪ و حالا همه باهم برابریم ♪

18
00:00:59,208 --> 00:01:01,916
‫♪ شکسته نفسی نکن، تعظیم کن ♪

19
00:01:02,000 --> 00:01:04,208
‫♪ برای تجلیل از موفقیت‌هات صف کشیدیم ♪

20
00:01:04,291 --> 00:01:08,000
‫♪ چون تو بهترین سوسیسی ♪
‫♪ که تا حالا به دنیا اومده ♪

21
00:01:08,083 --> 00:01:13,208
‫♪ هر روز توی فودتوپیا عالیه ♪

22
00:01:13,291 --> 00:01:14,125
‫♪ فودتوپیا ♪

23
00:01:14,208 --> 00:01:16,541
‫♪ هر روز عالیه ♪

24
00:01:16,625 --> 00:01:18,333
‫- ♪ به لطف فرانک ♪
‫- آره!

25
00:01:18,416 --> 00:01:20,541
‫- مرسی، فرانک
‫- اون بهترینه، مگه نه بچه‌ها؟

26
00:01:20,625 --> 00:01:22,416
‫♪ تو تمام آرزوهامون رو برآورده کردی ♪

27
00:01:22,875 --> 00:01:25,541
‫♪ و همش به خاطر توئه ♪

28
00:01:25,625 --> 00:01:30,416
‫♪ پس تنها کاری که برامون مونده ♪

29
00:01:31,083 --> 00:01:32,166
‫♪ تشکر از فرانکه! ♪

30
00:01:32,250 --> 00:01:33,166
‫ممنون، فرانک

31
00:01:33,250 --> 00:01:34,166
‫مرسی، فرانک

32
00:01:34,250 --> 00:01:35,625
‫♪ هی، فرانک! ♪

33
00:01:35,708 --> 00:01:38,500
‫♪ یخچال‌ها بهترین برنامه‌ات بودن ♪

34
00:01:38,583 --> 00:01:41,125
‫♪ صبح تا شب سکس می‌کنیم ♪
‫♪ و خسته نمی‌شیم ♪

35
00:01:41,208 --> 00:01:42,208
‫مرسی، فرانک

36
00:01:42,291 --> 00:01:43,791
‫در خدمتم، رفقا

37
00:01:43,875 --> 00:01:45,291
‫♪ آره، فرانک ♪

38
00:01:45,375 --> 00:01:48,166
‫♪ وقتی اسفناج کونش رو میده لیس بزنن ♪

39
00:01:48,250 --> 00:01:51,333
‫♪ تماشا کن چطور برات سُسِ سیب در میارم ♪

40
00:01:51,416 --> 00:01:52,375
‫شاید بعداً

41
00:01:52,458 --> 00:01:53,750
‫من تماشا می‌کنم

42
00:01:53,833 --> 00:01:55,291
‫♪ می‌تونم خایه‌هام رو بالا بکشم ♪

43
00:01:55,375 --> 00:01:56,541
‫♪ می‌تونم تخم‌هام رو پخش کنم ♪

44
00:01:56,625 --> 00:01:59,666
‫♪ می‌تونم آدامس‌های توپی رو بکنم تو کونم ♪

45
00:01:59,750 --> 00:02:02,791
‫♪ با کراکر و پنیر واسه پاشیدنِ آبمون روشون ♪

46
00:02:02,875 --> 00:02:06,250
‫♪ فقط قوطی‌هاتون رو تکون بدید ♪
‫♪ و ما منفجر می‌شیم ♪

47
00:02:06,333 --> 00:02:11,083
‫♪ هر روز توی فودتوپیا عالیه ♪

48
00:02:11,166 --> 00:02:12,250
‫♪ فودتوپیا ♪

49
00:02:12,333 --> 00:02:14,792
‫♪ هر روز عالیه ♪

50
00:02:14,816 --> 00:02:16,392
♪ به لطف فرانک ♪

51
00:02:16,416 --> 00:02:18,000
اوه، سلام فرانک

52
00:02:18,083 --> 00:02:21,208
‫عاشق این واگن‌سواری‌هام!

53
00:02:21,291 --> 00:02:22,916
‫تو نابغه‌ای که این ایده رو دادی، فرانک

54
00:02:23,000 --> 00:02:25,500
‫نابغه؟ بعید می‌دونم نابغه باشم. شاید!

55
00:02:25,583 --> 00:02:30,083
‫جابجا شدن توی شهر مثل آب خوردنه،
‫به لطف این جت‌پکِ خفنی که دارم.

56
00:02:30,166 --> 00:02:32,166
‫- وای!
‫- پرواز کن شلغم! پرواز کن!

57
00:02:32,250 --> 00:02:35,791
‫ما جت‌پک داریم، لاشی‌ها.
‫این شهر می‌تونه بهتر از این بشه؟

58
00:02:35,875 --> 00:02:38,875
‫فرانک، خیلی خوشحالم که این سؤال رو پرسیدی.
‫چون می‌تونه بهتر شه.

59
00:02:38,958 --> 00:02:41,208
‫جواب داد، فرانک. می‌تونیم اون رو برگردونیم

60
00:02:52,250 --> 00:02:53,166
‫اوه، برندا

61
00:02:53,875 --> 00:02:55,208
‫واقعاً خودتی

62
00:02:55,500 --> 00:02:56,541
‫باورم نمیشه

63
00:02:56,625 --> 00:02:58,375
‫نگاه کن! نگاه کن، برندا!

64
00:02:58,399 --> 00:03:00,101
‫ببین به چی دست پیدا کردیم

65
00:03:00,125 --> 00:03:01,875
‫این فودتوپیاست

66
00:03:01,899 --> 00:03:03,899
‫همونطور که رویاپردازی می‌کردیم

67
00:03:04,541 --> 00:03:06,583
‫کیر توش! نه!

68
00:03:11,000 --> 00:03:14,250
‫دوباره اون خوابه رو دیدی
‫که توش برندا پوره میشه، آره؟

69
00:03:14,333 --> 00:03:15,333
‫شاید

70
00:03:15,416 --> 00:03:18,250
‫من متخصص تعبیر خواب نیستم،
‫ولی فکر کنم شاید نماد این باشه

71
00:03:18,333 --> 00:03:21,875
‫که تو هنوز یکم از مرگ
‫و پوره شدن برندا خیلی ناراحتی

72
00:03:21,958 --> 00:03:23,458
‫لازم نیست وارد جزئیاتش بشیم

73
00:03:23,541 --> 00:03:25,291
‫می‌دونی؟ من خوبم. وقتِ تغییر و تحوله

74
00:03:25,375 --> 00:03:26,208
‫آماده‌ای؟

75
00:03:31,541 --> 00:03:32,458
‫الان آماده‌ام

76
00:03:40,675 --> 00:03:42,083
‫مرسی، فرانک

77
00:03:43,292 --> 00:03:44,625
‫عشقِ آدمیزاد

78
00:03:48,167 --> 00:03:51,708
‫خیلی گرمه. حتی نمی‌تونم
‫یه ذره سُس سیب در بیارم

79
00:04:04,250 --> 00:04:06,125
‫خیلی خب، دوستان.
‫می‌دونید این صدا یعنی چی.

80
00:04:06,208 --> 00:04:09,875
‫کارِ مورد علاقه‌ی همه.
‫وقتِ به اشتراک گذاشتنه!

81
00:04:12,333 --> 00:04:13,875
‫پسر، این مسخره‌ست

82
00:04:13,899 --> 00:04:16,708
‫دو روز پیش کلی خرج این ماشین کردم

83
00:04:33,291 --> 00:04:34,832
‫به این زودی؟

84
00:04:36,416 --> 00:04:37,666
‫ببینید، می‌دونم. می‌دونم

85
00:04:37,750 --> 00:04:41,375
‫می‌دونم، ولی این تنها راه اطمینان
‫از اینه که همه به اندازه‌ی برابر

86
00:04:41,457 --> 00:04:42,875
‫از یخچال استفاده کنن

87
00:04:43,041 --> 00:04:45,041
‫کیر بخور، فرانک

88
00:04:59,041 --> 00:05:01,458
لعنتی، ما نیاز داریم
خنده به لب‌هامون برگرده

89
00:05:05,625 --> 00:05:07,041
‫خودشه!

90
00:05:09,083 --> 00:05:13,500
‫هی فرانک. الان یه آهنگی برای نمایشِ تک‌بیگلم
‫که بهت می‌گفتم به ذهنم رسید

91
00:05:13,524 --> 00:05:14,541
‫حالا می‌دونم می‌خوای چی بگی

92
00:05:14,625 --> 00:05:18,250
‫بزرگ‌ترین شومنِ خمیری الان مهم نیست،
‫ولی باید مهم باشه.

93
00:05:18,332 --> 00:05:22,166
‫غذاها به سرگرمی نیاز دارن و به اندازه‌ی کافی
‫از نمایشگرها استفاده نمیشه

94
00:05:22,250 --> 00:05:23,582
‫سمی، قبلاً در این مورد حرف زدیم

95
00:05:23,666 --> 00:05:26,250
‫ما نیاز داریم غذاها متمرکز باشن
‫و برای فردایی بهتر کار کنن،

96
00:05:26,332 --> 00:05:29,375
‫نه این که مثل یه مشت سیب‌زمینیِ تنه‌لش
‫یه جا بشینن و به نمایشگرها زُل بزنن

97
00:05:29,457 --> 00:05:31,707
‫- هی!
‫- می‌دونی چیه؟ معذرت خواهی نمی‌کنم

98
00:05:31,791 --> 00:05:33,916
‫خودت می‌دونی چی هستی. پاشو!

99
00:05:34,375 --> 00:05:35,500
‫ولی، فرانک...

100
00:05:35,582 --> 00:05:38,957
‫سمی، نمی‌بینی که فرانک همین الان
‫کلی بشقاب رو دستش مونده؟
‫(کلی مشغله سرش ریخته)

101
00:05:40,750 --> 00:05:42,832
‫اوه، کلمه‌ی شوم بشقاب!

102
00:05:42,916 --> 00:05:46,416
‫نباید اینجوری می‌گفتم. خیلی متأسفم

103
00:05:46,500 --> 00:05:47,750
‫بایدم باشی

104
00:05:47,832 --> 00:05:51,291
‫بشقاب‌ها برای ما مثل بسترِ مرگ هستن، باشه؟
‫قبرِ چینی.

105
00:05:51,375 --> 00:05:54,041
‫جدای از انتخابِ بد کلمات، حق با جکه

106
00:05:54,125 --> 00:05:57,082
‫می‌بینی؟ کیر توش.
‫می‌بینی با چی سر و کله می‌زنم؟

107
00:05:57,166 --> 00:05:58,582
‫هی کنسرو هلو، بیخیال

108
00:05:58,666 --> 00:06:01,833
‫می‌دونی که هنوز توی یخچال
‫برای قوطی‌ها جا نداریم

109
00:06:01,916 --> 00:06:03,416
‫این منصفانه نیست

110
00:06:03,500 --> 00:06:08,041
‫چطور این هلوی هسته چسب
‫می‌تونه بره توی یخچال و من نمی‌تونم

111
00:06:08,125 --> 00:06:10,958
‫هلوهای هسته چسب به یخچال نیاز دارن.
‫اونا فقط نمی‌خوانش.

112
00:06:11,041 --> 00:06:13,041
‫اونا گوشتی‌ترن و راحت خراب میشن

113
00:06:13,125 --> 00:06:15,208
‫اوهوم، مثل هلو خراب میشن

114
00:06:16,457 --> 00:06:18,416
‫فقط موقته، باشه؟

115
00:06:18,500 --> 00:06:22,707
‫وقتی برنامه‌ی توسعه‌ی سردخونه‌ام
‫به نام «دنیای خنک» تکمیل شه،

116
00:06:22,791 --> 00:06:24,582
‫برای همه یخچال خواهیم داشت

117
00:06:24,666 --> 00:06:26,707
‫تهش ازم تشکر می‌کنید. کی می‌دونه؟

118
00:06:26,791 --> 00:06:30,750
‫شاید حتی الهام بگیرید
‫که یه آهنگ در موردم بنویسید،

119
00:06:30,832 --> 00:06:31,832
‫و شاید اینجوری باشه...

120
00:06:31,916 --> 00:06:34,291
♪ ممنون فرانک، ممنون فرانک ♪

121
00:06:34,916 --> 00:06:37,250
‫ولی کی می‌دونه؟ این فقط یه مثاله

122
00:06:37,274 --> 00:06:39,708
‫مهم اینه که در آینده یخچال‌دار می‌شید

123
00:06:56,791 --> 00:06:59,500
‫چیزی نمونده برسیم، بچه‌ها!

124
00:07:11,458 --> 00:07:13,875
‫به سختی دردِ انگشت پای خیالی‌ام رو حس می‌کنم

125
00:07:14,875 --> 00:07:16,291
‫به خاطر آدرنالین

126
00:07:17,582 --> 00:07:19,833
‫لعنت بهت، فرانک

127
00:07:19,857 --> 00:07:22,933
‫مجبورمون کردی کنار کسی کار کنیم
‫که قبلاً بهمون ستم می‌کرد

128
00:07:22,957 --> 00:07:24,666
‫اصلاً کیر توش!

129
00:07:26,375 --> 00:07:29,666
‫نه، نه، نه! طناب رو نگه دارید!

130
00:07:29,750 --> 00:07:32,291
‫ولی اگه اونا ول کنن،
‫تمام وزنش منتقل میشه به...

131
00:07:46,207 --> 00:07:47,707
‫چیزی نمونده بود برسیم...

132
00:07:47,791 --> 00:07:50,500
‫اون یخچال می‌تونست صدها غذا رو سرد کنه
‫و دوتا خنک‌کننده داشت

133
00:07:50,582 --> 00:07:51,916
‫یعنی دو برابر خنک‌تر

134
00:07:53,332 --> 00:07:56,041
‫چه غلطی کردید؟
‫چرا همه‌تون طناب رو ول کردید؟

135
00:07:56,541 --> 00:07:58,541
‫طنابه سُر خورد

136
00:07:58,625 --> 00:07:59,875
‫گُم شو، چای سرد

137
00:07:59,957 --> 00:08:02,458
‫دقیقاً همزمان از دستِ همه‌تون سُر نخورد

138
00:08:02,541 --> 00:08:04,958
‫نمی‌فهمی برای چه هدفی زحمت می‌کشیم؟

139
00:08:05,041 --> 00:08:07,417
‫این به همه کمک می‌کنه. خیلی نزدیکیم

140
00:08:07,441 --> 00:08:09,267
‫فقط لطفاً همکاری کن دیگه

141
00:08:09,291 --> 00:08:10,875
‫خیلی خب. شیفت تمومه، بچه‌ها

142
00:08:10,958 --> 00:08:12,583
‫می‌تونید برگردید به کارهاتون برسید

143
00:08:12,666 --> 00:08:13,500
راست میگه

144
00:08:13,583 --> 00:08:15,791
‫باید همه‌تون یکم استراحت کنید
‫و به کارهاتون برسید

145
00:08:15,875 --> 00:08:16,791
‫تا طلوع آفتاب،

146
00:08:16,875 --> 00:08:19,416
‫و بعدش همه‌تون باید برگردید اینجا
‫که به ساخت دنیای خنک کمک کنید

147
00:08:19,500 --> 00:08:20,332
‫کیر توش

148
00:08:21,041 --> 00:08:23,957
‫- می‌دونی، یه فکری دارم
‫- نمایش بی نمایش، سمی!

149
00:08:26,125 --> 00:08:27,000
‫سلام، کارماین

150
00:08:27,082 --> 00:08:28,041
‫سلام، پتی

151
00:08:28,125 --> 00:08:29,250
‫اوضاع چطوره، رائول؟

152
00:08:29,332 --> 00:08:31,582
‫من رو که می‌شناسی، دراز و آویزونه

153
00:08:31,666 --> 00:08:33,832
‫گرفتم چی میگی، دراز!

154
00:08:45,665 --> 00:08:47,333
‫اوه، بیخیال. بازم شروع کردید؟

155
00:08:47,875 --> 00:08:50,750
‫خیلی خب، بذار ببینیم
‫این دفعه چی کشیدید

156
00:08:51,208 --> 00:08:52,625
‫اوه، خیلی خلاقانه‌ست

157
00:08:52,708 --> 00:08:54,665
‫پوزیشنِ هات‌داگی استایل که تابلوئه

158
00:08:54,750 --> 00:08:56,750
‫سوسیسِ نشسته کلیشه‌ای شده

159
00:08:56,833 --> 00:08:58,790
‫این یکی که توش فرانک
‫از زیربغل جک شروع می‌کنه

160
00:08:58,875 --> 00:09:00,666
‫و سر از کونش در میاره
‫به نظرم خیلی خلاقانه‌ست

161
00:09:00,750 --> 00:09:02,708
‫ولی بازم باید تمومش کنید

162
00:09:02,791 --> 00:09:05,125
‫هر غذایی توی شهر می‌دونه
‫اونا پشت درهای بسته

163
00:09:05,208 --> 00:09:06,333
‫باهم چیکار می‌کنن

164
00:09:06,833 --> 00:09:08,125
‫اونا اون کارو نمی‌کنن...

165
00:09:08,833 --> 00:09:09,666
‫دیگه!

166
00:09:09,750 --> 00:09:12,125
‫شنیدم فرانک توی شورتِ آدمیزاد می‌خوابه

167
00:09:12,208 --> 00:09:14,750
‫و کیرش رو مثل بالشت بغل می‌کنه

168
00:09:14,833 --> 00:09:18,333
‫شنیدم پوستِ زیر خایه‌ی آدمیزاد رو
‫مثل پتو روی خودش می‌کشه

169
00:09:18,416 --> 00:09:19,958
‫از یه خایه به عنوان بالشت

170
00:09:20,041 --> 00:09:22,375
‫و از اون یکی خایه به عنوان
‫میز پاتختی استفاده می‌کنه

171
00:09:22,458 --> 00:09:24,250
‫باشه، اولاً این شایعات احمقانه‌ان

172
00:09:24,333 --> 00:09:26,208
‫خایه به عنوان میزِ پاتختی،
‫هیچوقت جواب نمیده.

173
00:09:26,291 --> 00:09:27,666
‫همه چی از روش می‌افته

174
00:09:27,750 --> 00:09:31,250
‫و این شایعات برای منافع عمومی مُضرن

175
00:09:31,333 --> 00:09:33,165
‫ما سعی داریم متحد شیم

176
00:09:33,250 --> 00:09:35,040
‫منظورت مثل فرانک و آدمیزاده؟

177
00:09:36,458 --> 00:09:37,708
‫خودم کردم که لعنت بر خودم باد

178
00:09:37,790 --> 00:09:38,958
‫مشکل فقط این نیست، بر بر،

179
00:09:39,040 --> 00:09:41,875
‫مشکل کل این جای وحشتناکه که
‫مجبورمون می‌کنه توش جون بکنیم!

180
00:09:41,958 --> 00:09:43,625
‫دیگه از این وضع خسته شدم

181
00:09:43,708 --> 00:09:45,708
‫وقتشه با دشمنِ واقعی بجنگیم

182
00:09:49,040 --> 00:09:52,000
‫میشه مدام عکس‌های فرانک رو پاره نکنی
‫و این رو نگی؟

183
00:09:52,083 --> 00:09:55,208
‫اون دشمن نیست. اون نیتش خیره

184
00:09:55,290 --> 00:09:56,665
‫دیگه خبری از زاغه‌نشینی نیست،

185
00:09:56,750 --> 00:09:59,165
‫ما رو وادار کرده باهم شریک شیم.
‫همه ماشین دارن.

186
00:09:59,250 --> 00:10:01,625
‫اوضاع غذاها خیلی از قبل بهتره

187
00:10:02,083 --> 00:10:05,250
‫و تنها هزینه‌اش آزادیِ همه بود

188
00:10:08,000 --> 00:10:10,208
‫اون واقعاً یه حروم‌زاده‌ی کُسخله

189
00:10:17,791 --> 00:10:19,583
‫خوبی، جک؟

190
00:10:19,666 --> 00:10:23,166
‫فکر کنم بستنِ خودم به اون یخچال‌ها
‫داره از پا درم میاره

191
00:10:27,625 --> 00:10:28,500
‫حالا که حرفش شد،

192
00:10:28,583 --> 00:10:32,625
‫فکر می‌کنی امکانش هست فردا یکم
‫برم توی سردخونه وقت بگذرونم؟

193
00:10:32,708 --> 00:10:35,040
‫یا شاید بتونی یه قانون اجرایی وضع کنی

194
00:10:35,125 --> 00:10:38,641
‫که چندتا یخِ ایتالیایی رو مجبور کنی
‫روی کمرم برقصن یا چی؟

195
00:10:38,665 --> 00:10:41,708
‫عه، شوخیت گرفته لعنتی؟
‫این کار افکارِ عمومی رو علیه ما می‌کنه!

196
00:10:41,790 --> 00:10:43,083
‫کمرِ منم درد می‌کنه، خب؟

197
00:10:43,165 --> 00:10:45,415
‫صندلیِ زیر سایبان یه آشغالِ بنجله

198
00:10:45,500 --> 00:10:47,458
‫فرانک. این جواب نمیده

199
00:10:47,540 --> 00:10:48,540
‫چی جواب نمیده؟

200
00:10:48,625 --> 00:10:50,040
‫این. همه‌ی اینا

201
00:10:50,125 --> 00:10:53,083
‫این قانون به اشتراک گذاریِ اجباری،
‫توسعه‌ی سردخونه.

202
00:10:53,165 --> 00:10:55,708
‫روحیه‌ی غذاها هیچوقت پایین‌تر نبوده.
‫باید یه تغییری بدیم.

203
00:10:55,790 --> 00:10:59,165
‫من تمام روز شکایاتِ این کُس‌کش‌ها رو می‌شنوم

204
00:10:59,250 --> 00:11:00,791
‫نیازی ندارم از تو هم شکایت بشنوم

205
00:11:00,875 --> 00:11:03,125
‫نه، ببین، فقط اون نیست، فرانک

206
00:11:03,208 --> 00:11:06,583
‫از این که اینجا آزادی خلاقانه ندارم
‫خسته شدم

207
00:11:06,666 --> 00:11:08,208
‫من تغییر لازم دارم

208
00:11:08,291 --> 00:11:13,500
‫یادته فصل قبل چطوری انکارِ مبتنی بر اندوهم
‫من رو تبدیل به یه هیولای خودخواه کرد؟

209
00:11:14,958 --> 00:11:16,041
‫تابستونِ قبل؟

210
00:11:16,666 --> 00:11:19,958
‫آره، خب بگذریم، برای همین مصمم هستم
‫که دردم رو بپذیرم

211
00:11:20,041 --> 00:11:23,291
‫و از هنرم استفاده کنم
‫تا این فصل بهبود پیدا کنم...

212
00:11:23,875 --> 00:11:25,583
‫این پاییز؟

213
00:11:26,125 --> 00:11:28,208
‫دست از ارائه‌ی نمایش تک‌بیگلت بردار

214
00:11:28,291 --> 00:11:30,000
‫من به کاری که اینجا می‌کنیم ایمان دارم

215
00:11:30,083 --> 00:11:34,833
‫و اگه رفاه فودتوپیا به قیمتِ از دست رفتن
‫شادیِ بعضی از غذاها تموم شه،

216
00:11:34,857 --> 00:11:36,226
‫برای من ارزشش رو داره

217
00:11:36,250 --> 00:11:39,208
‫فقط بعضی‌ها نیستن، فرانک.
‫بیشتر غذاها ناراضی هستن.

218
00:11:39,290 --> 00:11:42,290
‫از این که از بالای برج عاج عظیمت
‫بهشون حکومت می‌کنی خسته شدن

219
00:11:42,375 --> 00:11:44,290
‫عاج؟ آره

220
00:11:44,375 --> 00:11:46,208
‫تازگی‌ها رنگم خیلی پریده

221
00:11:46,290 --> 00:11:49,833
‫گمونم آدم‌خواری تمام رنگ‌دانه‌های
‫پوستم رو از بین برده

222
00:11:49,915 --> 00:11:52,792
‫من مجبورم سوارِ سر جک بشم.
‫فکر می‌کنید از این کار خوشم میاد؟

223
00:11:52,816 --> 00:11:54,040
من تبدیل به هدف شدم

224
00:11:54,125 --> 00:11:58,458
‫چون سوارِ سر جک میشی
تبدیل به هدف شدی

225
00:11:58,540 --> 00:12:00,875
‫خب، حالا وارد بحث مرغ و تخم‌مرغ شدید

226
00:12:00,958 --> 00:12:04,125
‫و اون دوتا هالو دائم باهم بحث می‌کنن
‫و به هیچ جا نمی‌رسن

227
00:12:04,208 --> 00:12:06,916
‫ما برای اجرای قوانین به جک نیاز داریم.
‫اون مرد قوی ماست.

228
00:12:08,667 --> 00:12:13,375
‫قبول کن، نمی‌تونی از غذاها انتظار داشته باشی
از عضویت یه آدمیزاد توی جامعه‌مون راضی باشن

229
00:12:13,458 --> 00:12:15,000
‫این غیرطبیعیه

230
00:12:15,083 --> 00:12:17,291
‫فقط نارضایتیِ بیشتری ایجاد می‌کنه

231
00:12:18,416 --> 00:12:21,791
‫برندا شهری رو تصور می‌کرد که
‫توش نیازهای همه برآورده بشه،

232
00:12:21,875 --> 00:12:25,291
‫نه بر اساس رنگِ دندون‌هاشون،
‫بلکه بر اساس محتوای بسته‌شون.

233
00:12:25,875 --> 00:12:29,625
‫و اگه نتونیم به اون هدف برسیم،
‫اون وقت برندا بیهوده مُرده.

234
00:12:30,666 --> 00:12:32,125
‫و من نمی‌تونم بذارم این اتفاق بیفته

235
00:12:32,208 --> 00:12:33,542
‫جک، بیا بریم

236
00:12:33,566 --> 00:12:35,542
‫باید فکر کنم. بیا بریم بدویم

237
00:12:36,583 --> 00:12:38,040
‫هرچی تو بخوای

238
00:12:44,875 --> 00:12:47,625
‫می‌دونم هنوز به خاطرش ناراحته،

239
00:12:47,708 --> 00:12:49,333
‫یعنی، همه‌مون معشوقه از دست دادیم

240
00:12:49,415 --> 00:12:52,458
‫ولی یارو چند بار می‌تونه از برندا
‫برای جلب ترحّم استفاده کنه؟

241
00:12:52,540 --> 00:12:54,208
‫داره مسخره میشه

242
00:12:54,232 --> 00:12:55,684
‫اون هیچوقت حرف گوش نمیده

243
00:12:55,708 --> 00:12:57,750
‫فقط از من انتظار داره
‫کورکورانه ازش حمایت کنم

244
00:12:57,833 --> 00:13:00,958
‫و چغلیِ غذاهای دیگه رو براش بکنم
‫انگار یه جور وسواسه...

245
00:13:01,041 --> 00:13:02,208
‫پشمام، اون رو می‌بینی؟

246
00:13:04,416 --> 00:13:06,833
‫از اون نورپردازی یا اون دروازه خوشم نمیاد

247
00:13:09,041 --> 00:13:10,875
‫شینید سیب‌زمینی حتماً یه نقشه‌ای داره

248
00:13:10,958 --> 00:13:14,000
‫آره، با اون دوناتِ خوشگل و سکسی، دانکن

249
00:13:14,083 --> 00:13:15,875
‫از اون مادرجنده متنفرم

250
00:13:17,000 --> 00:13:24,000


251
00:13:26,333 --> 00:13:27,708
‫پیس، بری!

252
00:13:28,333 --> 00:13:29,708
‫بری

253
00:13:30,125 --> 00:13:31,000
‫بری!

254
00:13:31,416 --> 00:13:33,250
‫اوه، فقط می‌خواستم بگم،

255
00:13:33,333 --> 00:13:35,708
‫تا حالا یواشکی کسی رو تعقیب نکردم

256
00:13:36,165 --> 00:13:38,165
‫یعنی، استیک خوردم ولی...

257
00:13:38,250 --> 00:13:40,583
‫آره، می‌دونم، خودم دیدم.
‫سعی کن ساکت باشی.

258
00:13:41,083 --> 00:13:42,375
‫نه، البته. البته

259
00:13:45,208 --> 00:13:46,833
‫خیلی هیجان‌انگیزه

260
00:13:46,915 --> 00:13:50,540
‫یعنی، یه حرکتِ اشتباه کافیه
‫تا پوششمون رو از بین ببرم

261
00:13:53,583 --> 00:13:54,708
‫ریدم توش!

262
00:13:55,625 --> 00:13:57,208
‫بگیرشون، بر!

263
00:14:10,583 --> 00:14:12,125
‫گرفتمتون، عزیزهای من

264
00:14:12,750 --> 00:14:16,291
‫این دفعه فرانک رو توی کدوم
‫پوزیشینِ سکسی فرضی طراحی کردید؟

265
00:14:16,375 --> 00:14:18,166
انگشت‌های پا تو کون؟

266
00:14:18,250 --> 00:14:19,541
کون روی سینه؟

267
00:14:21,291 --> 00:14:23,166
‫محض رضای خدا،
‫چه نقشه‌ای دارید؟

268
00:14:23,250 --> 00:14:26,541
‫جشن تولد غافلگیرکننده؟

269
00:14:26,625 --> 00:14:31,000
‫اگه صورتت رو به آسفالت کوبیدم
‫غافلگیر نشو، بچه خمیری!

270
00:14:31,083 --> 00:14:34,083
‫هی، عاشق خشونت و بازی با کلماتتم

271
00:14:34,165 --> 00:14:35,000
‫جوون!

272
00:14:35,083 --> 00:14:37,208
‫ولی فحشِ خمیری کمتر بده

273
00:14:38,208 --> 00:14:40,250
‫یه مدته فروشگاه شاپول نرفتم

274
00:14:40,274 --> 00:14:41,125
‫[نماد فروشگاه شاپول]

275
00:14:41,149 --> 00:14:44,000
‫شاید مجبور شیم بریم اونجا خاطره بازی کنیم

276
00:14:44,583 --> 00:14:46,958
‫این بزرگ‌تر از اونه که فکر می‌کنی، بر

277
00:14:47,458 --> 00:14:51,165
‫فقط ما دوتا نیستیم که
‫از رژیمِ فرانک به ستوه اومدیم

278
00:14:51,250 --> 00:14:52,875
‫پس گمونم واقعاً جشنه

279
00:14:52,958 --> 00:14:55,958
‫شاید مجبور شم لباسِ مخصوص مناسبت بپوشم

280
00:14:56,625 --> 00:14:59,583
‫می‌خوام بعضی از غذاهای شهر ازم متنفر باشن؟

281
00:14:59,665 --> 00:15:00,833
‫معلومه که نه

282
00:15:00,916 --> 00:15:03,666
‫ولی حاضرم برای بهتر کردنِ شهر
‫نفرتشون رو به جون بخرم؟

283
00:15:04,791 --> 00:15:05,833
‫گمونم

284
00:15:06,541 --> 00:15:09,750
‫نمی‌تونم بگم از تصویرم
‫توی گرافیتی‌های سکسی خوشم میاد

285
00:15:09,833 --> 00:15:12,083
‫یعنی، بعضی‌هاشون من رو
‫درست به تصویر می‌کشن

286
00:15:12,958 --> 00:15:14,833
‫فکر کنم فقط نقاشی کردنم آسونه، می‌دونی؟

287
00:15:14,916 --> 00:15:17,000
‫من در اصل یه بیضیِ دراز با دوتا چشمم

288
00:15:17,083 --> 00:15:19,583
‫ولی... واقعاً داره علیه‌ام استفاده میشه

289
00:15:19,666 --> 00:15:21,416
‫دیدی توی نقاشی جدیده چیکار می‌کنم؟

290
00:15:21,500 --> 00:15:23,458
‫گوش‌هام دارن می‌سوزن

291
00:15:27,416 --> 00:15:29,416
‫وای، حتی اینم حالت رو خوب نمی‌کنه، هان؟

292
00:15:30,125 --> 00:15:33,290
‫تو خیلی استرس داری.
‫بیا اینجا. روی شکمت دراز بکش.

293
00:15:35,165 --> 00:15:37,625
‫وای، خیلی حال میده

294
00:15:38,750 --> 00:15:40,333
‫حالا که حرف از گرافیتی شد،

295
00:15:40,415 --> 00:15:45,125
‫یه قاب دیدم که توش به آرومی
‫بدنِ همدیگه رو با پرِ کلاغ نوازش می‌کردیم

296
00:15:45,208 --> 00:15:47,625
‫می‌دونی، راستش در مقایسه با قاب بعدی

297
00:15:47,708 --> 00:15:51,540
‫که توش پرها رو فرو می‌کنی تو کونم
‫تا شبیه بوقلمون بشم ذوق بیشتری داره

298
00:15:51,625 --> 00:15:53,458
‫ولی نمی‌دونم

299
00:15:53,540 --> 00:15:55,708
‫شاید راه باحالی برای کاهش استرس باشه

300
00:15:55,790 --> 00:15:57,458
‫آره، من هنوز یه جورایی...

301
00:15:57,540 --> 00:15:59,083
‫واقعاً آمادگی اینجور چیزها رو ندارم

302
00:15:59,165 --> 00:16:00,708
‫آره. کاملاً

303
00:16:00,791 --> 00:16:04,791
‫منم جذابیتِ جنسی پرِ کلاغ رو درک نمی‌کنم

304
00:16:05,458 --> 00:16:06,541
‫نه، منظورم این نیست

305
00:16:06,625 --> 00:16:08,791
‫من به خاطر پرِ کلاغ حشرم نخوابیده

306
00:16:08,875 --> 00:16:10,208
‫به خاطر برنداست

307
00:16:10,291 --> 00:16:12,250
‫اوه، دوباره حرفِ برندا رو پیش کشید

308
00:16:13,250 --> 00:16:14,417
‫هی، فرانک

309
00:16:14,441 --> 00:16:16,958
‫من یکم به چیزی که بری گفت فکر کردم

310
00:16:17,500 --> 00:16:21,125
‫فکر می‌کنی این که الان همه من رو
‫یه اژدهای انسانی ترسناک می‌بینن،

311
00:16:21,149 --> 00:16:24,708
‫قراره یه روزی جاگیر شدنم
‫توی فودتوپیا رو برام سخت‌تر کنه؟

312
00:16:24,791 --> 00:16:26,333
‫یعنی...

313
00:16:26,416 --> 00:16:27,250
‫نه؟

314
00:16:27,333 --> 00:16:28,750
‫خوبه

315
00:16:28,833 --> 00:16:31,708
‫خب، فکر می‌کنی کِی می‌تونم
‫اژدها بودن رو کنار بذارم؟

316
00:16:31,791 --> 00:16:34,790
‫چون خودت گفتی فقط یه مدت کوتاه طول می‌کشه

317
00:16:34,875 --> 00:16:37,500
‫آره و همین قدر هم بوده.
‫فقط یه مدت کوتاه گذشته.

318
00:16:37,583 --> 00:16:39,708
‫و فقط چند مدتِ کوتاه دیگه لازم داریم
‫و بعدش به اونجا می‌رسیم

319
00:16:39,790 --> 00:16:42,708
‫و وقتی به اونجا برسیم،
‫تمام اون ترس و خشم،

320
00:16:42,790 --> 00:16:45,833
‫و عصبانیت و نفرتی که وقتی می‌بیننت
‫احساس می‌کنن

321
00:16:46,333 --> 00:16:48,750
‫از بین میره و تبدیل میشه به...

322
00:16:48,833 --> 00:16:49,750
‫عشق؟

323
00:16:50,208 --> 00:16:53,750
‫می‌خواستم بگم بی‌علاقگی یا بی‌تفاوتی ولی...

324
00:16:54,250 --> 00:16:56,165
‫آره. بیا بگیم عشق

325
00:17:01,166 --> 00:17:02,917
یکم دیگه اینجا می‌زنیم

326
00:17:02,941 --> 00:17:06,042
‫یکم دیگه با قلم‌مو سایه روشن می‌زنیم

327
00:17:06,290 --> 00:17:07,915
‫آره، یه ذره ریزه کاری دیگه

328
00:17:08,000 --> 00:17:09,625
‫و بفرما!

329
00:17:11,583 --> 00:17:14,375
‫خیلی تحتِ تأثیر قرار گرفتم که
‫تونستی انقدر سریع انجامش بدی

330
00:17:14,458 --> 00:17:17,625
‫وقتی به اندازه‌ی من خلاق باشی...

331
00:17:17,708 --> 00:17:19,290
‫هنر از وجودت می‌ریزه بیرون

332
00:17:19,375 --> 00:17:21,915
‫خیلی خب، تغییر قیافه دادیم. حالا...

333
00:17:25,208 --> 00:17:28,290
‫چطوری ادای شینید سیب‌زمینی رو در میاری؟
‫نقشش رو بازی کن ببینم.

334
00:17:28,375 --> 00:17:31,666
‫اوه، می‌دونی؟ من... حالم زیاد خوش نیست

335
00:17:31,750 --> 00:17:33,250
‫مامانم خوبه،

336
00:17:33,333 --> 00:17:36,916
‫- مریضی‌اش داره خوب میشه
‫- هی

337
00:17:37,000 --> 00:17:38,541
‫فکر نکنم از پسش بربیام

338
00:17:38,625 --> 00:17:40,500
‫راستش، فکر کنم
‫یکم وقت می‌خوام روش کار کنم

339
00:17:40,583 --> 00:17:42,708
‫بذار من بیشتر حرف بزنم

340
00:17:52,541 --> 00:17:56,458
‫می‌تونیم تا وقتی که جوونیم شروع کنیم؟

341
00:17:56,541 --> 00:17:59,000
‫برای مرورِ نقشه‌ها دانکن
‫و شینید رو لازم داریم

342
00:17:59,083 --> 00:18:00,250
‫اونا نقشه‌ی مسیر رو کشیدن

343
00:18:00,333 --> 00:18:02,817
‫یه حسِ بدی در این مورد دارم، پسر

344
00:18:02,841 --> 00:18:04,941
‫اونا باید تا الان می‌اومدن

345
00:18:05,333 --> 00:18:06,500
‫این نقشه جواب میده، باشه؟

346
00:18:06,583 --> 00:18:07,875
‫پسر، کیر توش

347
00:18:07,958 --> 00:18:09,500
‫بچه‌ها، فقط خونسرد باشید

348
00:18:09,583 --> 00:18:12,500
‫چی؟ من خونسرد به دنیا اومدم، کونی

349
00:18:12,583 --> 00:18:13,708
‫من چای سردم

350
00:18:13,791 --> 00:18:15,125
‫نظم رو رعایت کنید!

351
00:18:16,250 --> 00:18:18,875
‫باید از فرانک متنفر باشید،

352
00:18:18,958 --> 00:18:21,083
‫نه از همدیگه!

353
00:18:24,875 --> 00:18:25,750
‫بالأخره!

354
00:18:26,166 --> 00:18:27,541
‫چرا انقدر دیر کردید؟

355
00:18:28,000 --> 00:18:30,583
‫اوه، یه دونات هیچوقت نمیگه

356
00:18:32,000 --> 00:18:34,250
‫باید مطمئن می‌شدیم
‫کسی تعقیبمون نمی‌کنه، مگه نه؟

357
00:18:34,333 --> 00:18:37,583
‫نقشه رو آوردیم.
‫دیگه چی ازمون می‌خوای، بچه کونی؟

358
00:18:42,541 --> 00:18:43,750
‫معذرت می‌خوام

359
00:18:43,774 --> 00:18:46,434
‫از وقتی جری برنجه بدنم رو دزدید
‫یه ذره کم‌طاقت شدم

360
00:18:46,458 --> 00:18:50,000
‫ولی حالا این برچسب رو درِ کونم زدم،
‫پس باید یاد بگیرم یکم بیشتر اعتماد کنم.

361
00:18:50,708 --> 00:18:52,000
‫خیلی خب، بیاید ببینیم چی داریم

362
00:18:55,458 --> 00:18:57,166
‫می‌خواید نقشه رو بهمون توضیح بدید؟

363
00:18:57,625 --> 00:19:02,291
‫با توجه به این که ما زحمتِ کشیدن
‫این نقشه‌ی خیلی مفید رو کشیدیم،

364
00:19:02,375 --> 00:19:04,000
‫فکر کنم درست اینه که

365
00:19:04,083 --> 00:19:08,208
‫یکی از شما نقشه‌ی گام به گام رو
‫بهمون توضیح بده

366
00:19:10,083 --> 00:19:12,666
‫فقط به نظر میاد
‫ما داریم تمام دوندگی‌ها رو انجام می‌دیم

367
00:19:13,333 --> 00:19:16,000
‫باشه، من انجامش میدم

368
00:19:17,333 --> 00:19:23,791
‫اول با یه گرافیتیِ غیرقانونی دیگه بری رو
‫از فروشگاه لوازم الکترونیکی دور می‌کنیم

369
00:19:25,000 --> 00:19:28,500
‫وقتی اون رفت، وارد فروشگاه می‌شیم...

370
00:19:30,083 --> 00:19:33,750
‫فرانک و آدمیزاد پستش رو توی خواب می‌کشیم

371
00:19:34,208 --> 00:19:37,083
‫و از مسیرِ مشخص شده فرار می‌کنیم...

372
00:19:39,833 --> 00:19:41,833
‫به آسونیِ من

373
00:19:43,416 --> 00:19:45,041
‫نقشه اینه که...

374
00:19:45,541 --> 00:19:46,916
‫فرانک رو بکشیم؟

375
00:19:47,000 --> 00:19:49,416
‫متوجه نمیشم اصلاً چرا باید این سؤال رو بپرسی

376
00:19:49,500 --> 00:19:51,375
‫وقتی خودت به کشیدنِ نقشه کمک کردی

377
00:19:53,000 --> 00:19:54,958
‫فکر کنم چیزی که دانکن
‫سعی داره بگه اینه که

378
00:19:54,982 --> 00:19:57,750
‫در حالی که همه قبول داریم
‫فرانک یه حروم‌زاده‌ی بدجنس بوده،

379
00:19:57,774 --> 00:20:00,042
‫واقعاً حقشه به خاطرش بمیره؟

380
00:20:00,791 --> 00:20:04,333
‫و بعد از انجام این کار کثیف
‫می‌تونیم با خودمون کنار بیایم؟

381
00:20:05,791 --> 00:20:11,125
‫برای همین مطمئن شدم یکی از اینا
‫یه چاقوی قلّابی با تیغ جمع‌شونده باشه

382
00:20:11,208 --> 00:20:15,333
‫اینجوری هر کدوم از ما می‌تونیم شب بخوابیم
‫با دونستن این که یک در ده احتمال داره

383
00:20:15,416 --> 00:20:17,375
‫که ما چاقوی کُشنده رو نزدیم

384
00:20:17,458 --> 00:20:18,875
‫منطقی به نظر میاد

385
00:20:21,708 --> 00:20:23,583
‫پس هیچکس نظرش عوض نشده؟

386
00:20:25,041 --> 00:20:27,125
‫شاید بهتر باشه صبح دوباره
‫در این مورد صحبت کنیم

387
00:20:27,208 --> 00:20:28,666
‫بعد از این که درست و حسابی خوابیدیم؟

388
00:20:32,083 --> 00:20:36,083
‫می‌دونی، قدیم‌ها که نیروی امنیتی بودم،

389
00:20:36,166 --> 00:20:38,916
‫یه پرونده داشتیم که توش
‫یه غذا جسارتش رو داشت

390
00:20:39,000 --> 00:20:42,458
‫که با ظاهرِ سیب‌زمینی دزدی کنه

391
00:20:42,541 --> 00:20:45,625
‫گفتی با ظاهرِ سیب‌زمینی؟ این نفرت‌انگیزه!

392
00:20:46,333 --> 00:20:48,125
‫البته که همینطوره

393
00:20:50,916 --> 00:20:53,500
‫وای نه. یعنی...

394
00:20:53,583 --> 00:20:54,583
‫اوه، نه!

395
00:20:54,666 --> 00:20:57,000
‫مادرجنده‌ی احمق

396
00:20:58,625 --> 00:21:01,166
‫سخت نگیر، چایی.
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم.

397
00:21:01,250 --> 00:21:03,500
‫نمی‌تونی، کُسخل. اون چاقوی قلّابیه

398
00:21:06,458 --> 00:21:08,916
‫خیلی خب، میذارمش زمین.
‫میذارمش زمین.

399
00:21:09,708 --> 00:21:12,000
‫حالا، می‌دونم شما به ستوه اومدید.
‫این رو می‌دونم.

400
00:21:12,083 --> 00:21:16,125
‫ولی کشتنِ فرانک راه حل نیست.
‫شرایط اینجا قراره بهتر شه.

401
00:21:16,208 --> 00:21:18,208
‫کِی، هان؟ کِی؟!

402
00:21:18,291 --> 00:21:20,375
‫ما از کنترل شدن توسط فرانک خسته شدیم

403
00:21:20,916 --> 00:21:23,250
‫انگار به محض این که
‫برنج رو از کونم در آوردم،

404
00:21:23,333 --> 00:21:24,833
‫یه هات‌داگ رفت توش!

405
00:21:24,916 --> 00:21:26,500
‫البته به طور استعاری میگم

406
00:21:26,583 --> 00:21:29,791
‫ولی بازم دردناکه، بری. بازم دردناکه!

407
00:21:29,875 --> 00:21:31,375
‫حق با جولیوسه

408
00:21:31,833 --> 00:21:33,125
‫فرانک باید کنار بره

409
00:21:43,750 --> 00:21:45,625
‫شوخیت گرفته لعنتی؟!

410
00:21:45,708 --> 00:21:48,875
‫چه غلطی می‌کنی؟
‫بهت گفتم هیچوقت نیا توی اتاقم!

411
00:21:48,958 --> 00:21:51,541
‫سلام، بری. خودتی؟

412
00:21:51,625 --> 00:21:53,708
‫چی شده، کابوس دیدی؟

413
00:21:53,791 --> 00:21:56,708
‫آره، همین الان دارم کابوس می‌بینم، عزیزم.
‫دانکن راست می‌گفت.

414
00:21:56,791 --> 00:21:58,666
‫تو واقعاً توی شورتش می‌خوابی

415
00:21:58,750 --> 00:22:00,500
‫حالا هرچی. من اصلاً خجالت نمی‌کشم

416
00:22:00,524 --> 00:22:01,976
‫اینجا خیلی هم راحته

417
00:22:02,000 --> 00:22:04,375
‫می‌خوای یه چیز بامزه بشنوی؟

418
00:22:04,458 --> 00:22:06,375
‫بهش میگم شورتِ سفید و تنگ خوابم

419
00:22:06,458 --> 00:22:09,708
‫آره، این خیلی قشنگه.
‫نقشه کشیدن شماها رو بکشن!

420
00:22:09,791 --> 00:22:11,791
‫چی؟! کی می‌خواد ما رو بکشه؟

421
00:22:11,875 --> 00:22:15,916
‫همه. جولیوس، دانکن، شینید،
‫شلغم، پای، چای سرد.

422
00:22:16,000 --> 00:22:17,625
‫باید از اینجا ببریمتون بیرون

423
00:22:19,166 --> 00:22:20,833
‫بچه‌ها، نمی‌تونم محافظ دهنم رو پیدا کنم

424
00:22:20,916 --> 00:22:23,083
‫واسه این کُس‌شعرات وقت نیست!
‫باید همین الان بریم.

425
00:22:30,625 --> 00:22:31,916
‫دانکن دونات!

426
00:22:32,000 --> 00:22:33,958
‫جک، بکوبش به سطل آشغال!

427
00:22:34,541 --> 00:22:37,250
‫آخ! درست زدی توی خایه‌هام

428
00:22:37,333 --> 00:22:40,500
‫خیلی خب، باشه، تقصیرِ خودمه.
‫یادم رفت ترافل‌هام رو پاک کنم.

429
00:22:40,583 --> 00:22:41,708
‫اثری ازشون نیست؟

430
00:22:42,250 --> 00:22:44,541
‫نه. امن و امانه

431
00:22:55,250 --> 00:22:57,083
‫چیزی نمونده

432
00:23:11,041 --> 00:23:11,875
‫چه غلطا؟

433
00:23:12,833 --> 00:23:14,208
‫معذرت می‌خوایم، فرانک

434
00:23:14,291 --> 00:23:16,291
‫این تنها راه برای این بود که نکشنت

435
00:23:18,041 --> 00:23:21,291
‫تونستیم با مذاکره به تبعید راضی‌شون کنیم

436
00:23:21,375 --> 00:23:24,333
‫شما نمی‌تونید تبعیدم کنید!
‫جک، من رو برگردون داخل.

437
00:23:24,416 --> 00:23:26,250
‫عه، چطوری؟ قفله

438
00:23:26,333 --> 00:23:27,416
‫خب، ازش برو بالا

439
00:23:33,250 --> 00:23:37,833
‫عجب بی‌عرضه‌ای!

440
00:23:38,291 --> 00:23:41,208
‫هاها! خندیدم! خنده‌دار نیست!

441
00:23:41,291 --> 00:23:43,375
‫دروازه‌ها طراحی شدن که
‫جلوی ورود انسان‌ها رو بگیرن...

442
00:23:51,666 --> 00:23:53,333
‫باورم نمیشه این کارو باهام کردید

443
00:23:53,357 --> 00:23:55,125
‫شما دورم زدید

444
00:23:55,208 --> 00:23:57,333
‫ببین عزیزم، باید با این شرایط کنار بیای، باشه؟

445
00:23:57,416 --> 00:23:59,750
‫فقط بهم یکم وقت بده
‫تا اوضاع رو راست و ریس کنم

446
00:23:59,833 --> 00:24:02,583
‫بهم اعتماد کن،
‫این غذاها به حرفم گوش میدن.

447
00:24:05,208 --> 00:24:07,458
‫هی، چی؟ هی!

448
00:24:07,541 --> 00:24:09,916
‫شما هم می‌تونید گُم شید بیرون

449
00:24:11,875 --> 00:24:13,208
‫چه غلطی می‌کنی، دانکن؟

450
00:24:13,232 --> 00:24:15,226
‫حالا شما دارید ما رو دور می‌زنید؟

451
00:24:15,250 --> 00:24:18,041
‫یه خبر تازه. این یه دور زدنِ دوگانه‌ست

452
00:24:18,125 --> 00:24:21,458
‫ما همزمان هردوتون رو دور زدیم

453
00:24:21,541 --> 00:24:22,708
‫آخه مگه ما چه غلطی کردیم؟

454
00:24:22,791 --> 00:24:26,500
‫شوخی می‌کنی؟ تو عضو دولتش بودی

455
00:24:26,875 --> 00:24:28,875
‫در ضمن حالا که می‌دونیم حاضری

456
00:24:28,958 --> 00:24:32,625
‫بهترین دوستت رو دور بزنی
‫اعتماد کردن بهت سخته. شرم‌آوره!

457
00:24:33,875 --> 00:24:36,500
‫و اگه هر کدوم از شما
‫دوباره برگردید اینجا...

458
00:24:36,583 --> 00:24:38,083
‫بهشون بگو، شلغم

459
00:24:38,166 --> 00:24:40,166
‫گوشتِ مُرده می‌شید!

460
00:24:41,625 --> 00:24:43,250
‫و یه بیگلِ مُرده!

461
00:24:57,958 --> 00:25:00,875
‫ای کاش چندتا گوش واسه راه برمی‌داشتم

462
00:25:02,000 --> 00:25:22,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

