﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:33,530 --> 00:00:36,160
‫کجا داری میری؟ هنوز کلی کار داریم

3
00:00:36,160 --> 00:00:38,910
‫نتونست جفری رو بکشه. دیگه تمومـه

4
00:00:38,910 --> 00:00:40,160
‫نقشه‌مون همچنان می‌گیره

5
00:00:40,160 --> 00:00:44,020
‫نه، امکان نداره.
این آخرین فرصتی بود که داشتیم

6
00:00:45,250 --> 00:00:46,790
‫باید از کشور خارج شیم

7
00:00:50,420 --> 00:00:53,550
‫هوس کردی باز از
شر یه جسد دیگه خلاص بشی؟

8
00:00:54,590 --> 00:00:56,800
‫- تفنگت رو بگیر پایین
‫- تو رو هم خلاص می‌کنم

9
00:00:56,800 --> 00:00:59,510
‫- گیمبال مُرده
‫- چطوری مُرده؟

10
00:01:01,870 --> 00:01:04,210
‫« دنیس گیمبال، کاندیدای شهرداری لندن
‫درگذشت »

11
00:01:06,020 --> 00:01:08,150
‫این کشور واقعاً یه چیزیش میشه

12
00:01:09,440 --> 00:01:12,730
‫مهم نیست چطوری کشته شده.
همون تأثیر رو داره

13
00:01:12,730 --> 00:01:14,650
‫نقشه‌مون همچنان می‌گیره

14
00:01:16,570 --> 00:01:17,910
‫در صورتی موفق میشیم...

15
00:01:19,910 --> 00:01:21,240
‫...که همه‌مون پایه باشیم

16
00:01:23,620 --> 00:01:26,847
‫من همیشه پایه بودم

17
00:01:26,872 --> 00:01:29,046
مگه من گند بالا آوردم؟

18
00:01:32,420 --> 00:01:34,510
‫چیـه؟

19
00:01:38,890 --> 00:01:40,950
‫فکر نکن چون بابای تو کاپیتانم بوده و

20
00:01:40,950 --> 00:01:43,865
‫نون و نمک همدیگه رو خوردیم،

21
00:01:43,890 --> 00:01:46,020
جلوم رو می‌گیره که ماشه رو نکشم

22
00:01:46,020 --> 00:01:48,020
‫دهن‌تون سرویس بابا

23
00:01:48,440 --> 00:01:49,900
‫این مسخره‌بازیا دیگه چیه؟!

24
00:01:51,570 --> 00:01:54,540
‫این بلاییـه که ما باید سر بریتانیا بیاریم

25
00:01:58,490 --> 00:02:01,340
‫یه بار دیگه همین‌طوری بذار و برو

26
00:02:01,340 --> 00:02:03,680
‫تا یه گلوله تو پشت کله‌ت خالی کنیم

27
00:02:05,290 --> 00:02:08,020
‫حالا زود باشید که باید کورشون کنیم

28
00:02:52,020 --> 00:02:54,930
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت پنجم »

29
00:02:55,300 --> 00:02:57,050
<i>‫پلیس عازم محل حادثه شد،</i>

30
00:02:57,050 --> 00:02:59,550
‫<i>جایی که جسد یک مرد شصت و چند ساله
‫کشف شده بود</i>

31
00:02:59,550 --> 00:03:01,050
<i>‫امدادگران در همان‌جا...</i>

32
00:03:01,050 --> 00:03:03,010
<i>‫...مرگ او را تأیید کردند</i>

33
00:03:03,890 --> 00:03:07,060
‫<i>پلیس همچنین تأیید کرده که
‫هیچ مورد مشکوکی در کار نبوده</i>

34
00:03:07,060 --> 00:03:08,130
‫تورنر اومده

35
00:03:08,130 --> 00:03:10,260
‫<i>...و این حادثه به نهاد بهداشت و
‫ایمنی اجرایی</i>

36
00:03:10,260 --> 00:03:11,850
<i>‫ارجاع داده شده است</i>

37
00:03:11,850 --> 00:03:13,230
<i>‫آقای گی...</i>

38
00:03:15,860 --> 00:03:17,530
‫تا الان این‌ها رو می‌دونیم

39
00:03:18,150 --> 00:03:21,150
‫فلایت داره بازجویی رو شروع می‌کنه.
من هم دارم میرم اونجا

40
00:03:22,990 --> 00:03:25,060
‫راستش این رو بعداً باید بررسی کنم

41
00:03:25,060 --> 00:03:27,240
‫اگه همزمان بخونم و قدم بزنم

42
00:03:27,240 --> 00:03:30,370
‫- حالت تهوع می‌گیرم
‫- تارا یونس، زن لیبیاییِ ۲۸ ساله

43
00:03:30,370 --> 00:03:34,670
‫پدرمادرش تو شورش‌های طرابلس تو سال ۲۰۱۱
‫فرار کردن و سعی کردن اینجا موندگار شن،

44
00:03:34,670 --> 00:03:37,038
‫موفق نشدن، رفتن پاریس،

45
00:03:37,063 --> 00:03:39,050
دختره هم پارسال برگشت

46
00:03:39,050 --> 00:03:42,180
‫دانشجوی مدلینگـه، سوابق کیفری نداره

47
00:03:42,180 --> 00:03:46,000
‫مسیر شغلی خاصی نداره و
در حال حاضر توی مراسم‌ها کار می‌کنه

48
00:03:46,720 --> 00:03:48,240
‫درستـه

49
00:03:48,240 --> 00:03:49,930
‫وابستگی سیاسی خاصی نداره؟

50
00:03:49,930 --> 00:03:51,270
‫مورد مشکوکی نداره

51
00:03:51,270 --> 00:03:54,560
‫کارهایی رو می‌کنه که همه‌ی زن‌های
تحصیل‌کرده‌ی هم‌سنش می‌کنن

52
00:03:54,560 --> 00:03:57,340
‫کلی هشتگ می‌زنن و
آخرش به هیچ‌جا نمی‌رسن

53
00:03:58,190 --> 00:03:59,610
‫خبر جدیدی از گیمبال نیومده؟

54
00:04:00,570 --> 00:04:02,910
‫چرا، تو کوچه‌پشتیِ محل مراسم بوده و

55
00:04:02,910 --> 00:04:06,063
‫یه سطل رنگ از یه داربستی غِل خورده و

56
00:04:06,088 --> 00:04:07,580
افتاده رو کله‌ش

57
00:04:07,580 --> 00:04:09,410
‫جداً؟ عالیـه

58
00:04:09,410 --> 00:04:11,620
‫البته عالی نیست.
معلومـه که عالی نیست

59
00:04:12,120 --> 00:04:13,830
‫با این‌حال...

60
00:04:14,330 --> 00:04:17,340
‫منظورم اینـه که خوشحالم
توطئه‌ای در کار نبوده

61
00:04:17,340 --> 00:04:18,710
‫جدی میگم

62
00:04:18,710 --> 00:04:21,970
‫یکی از طرفدارای گیمبال کلی آدم رو تو
ابوتسفلید می‌کشه،

63
00:04:21,970 --> 00:04:23,680
‫بعدش هم یهو خبر مرگ گیمبال میاد...

64
00:04:24,510 --> 00:04:26,760
‫خوراکِ تئوری‌های توطئه‌ست، مگه نه؟

65
00:04:30,470 --> 00:04:32,960
‫تو قبلش از ماجرای ابوتسفیلد خبر داشتی؟

66
00:04:33,270 --> 00:04:36,730
‫گفتم که هیچی از ماجرای ابوتسفیلد نمی‌دونم

67
00:04:36,730 --> 00:04:37,810
‫من می‌دونم

68
00:04:38,730 --> 00:04:41,500
‫واسه اتفاقات پس از حادثه اونجا بودم.
‫۱۱ نفر مُردن

69
00:04:42,320 --> 00:04:45,191
‫زن و شوهرها، پدرمادرها، بچه‌ها

70
00:04:45,216 --> 00:04:47,385
زندگی‌های زیادی متلاشی شد

71
00:04:48,008 --> 00:04:50,925
‫من فقط دوست‌دختر رادی‌ام، خب؟

72
00:04:50,950 --> 00:04:54,870
‫تارا، مشکل من و مشکل خیلی‌ها تو
‫این ساختمان اینـه که...

73
00:04:54,870 --> 00:04:58,000
‫با عقل جور در نمیاد که
رادی دوست‌دختر داشته باشه

74
00:04:59,840 --> 00:05:01,170
‫چون ما می‌شناسیمش

75
00:05:04,720 --> 00:05:06,720
‫خیلی خب...

76
00:05:08,050 --> 00:05:10,020
‫من علاقه‌ی خاصی بهش ندارم

77
00:05:10,020 --> 00:05:12,540
‫بعید بدونم اصلا کسی بهش علاقه داشته باشه

78
00:05:15,020 --> 00:05:18,788
‫اما اگه چهارتا مرد با نقاب رو صورت‌هاشون

79
00:05:18,813 --> 00:05:20,020
بیان تو خونه‌ت و

80
00:05:20,020 --> 00:05:24,720
‫تهدیدت کنن که اگه رادی رو اغوا نکنی،
‫زنده زنده پوستت رو می‌کَنیم...

81
00:05:24,720 --> 00:05:27,360
‫...شاید یهویی بهش علاقه‌مند شی

82
00:05:42,740 --> 00:05:44,990
‫« لمب: تو زیرگذر مخصوص شاشیدن
‫هم رو می‌بینیم »

83
00:05:56,690 --> 00:05:58,520
‫یه لباس‌فروشی پیدا کردم

84
00:06:05,570 --> 00:06:07,700
‫تو اصلاً چیزی خریدی؟

85
00:06:08,740 --> 00:06:10,570
‫- اینا رو خریدم
‫- وای، جداً؟

86
00:06:10,570 --> 00:06:12,280
‫آره، خودم می‌بینم

87
00:06:13,080 --> 00:06:15,580
‫- با پول خودم هم خریدی، دمت گرم
‫- می‌خوری؟

88
00:06:15,580 --> 00:06:18,000
‫گیلاس؟ نه ممنون، نمی‌خوام

89
00:06:23,170 --> 00:06:25,020
‫لمب گفته بریم پیشش

90
00:06:28,130 --> 00:06:29,520
‫خب برو لباس عوض کن

91
00:06:29,520 --> 00:06:31,050
‫آره، همین کار رو می‌کنم

92
00:06:31,050 --> 00:06:33,000
‫اما تو رانندگی کن،
من پشت لباس عوض می کنم

93
00:06:33,000 --> 00:06:34,870
‫نه، من می‌خوام اینا رو بخورم

94
00:06:35,890 --> 00:06:37,940
‫می‌تونی همزمان این کارها رو بکنی

95
00:06:39,900 --> 00:06:41,060
‫کار خطرناکیـه

96
00:06:58,000 --> 00:07:01,080
‫میشه زود باشی؟
واسه هسته‌هام کیسه می‌خوام

97
00:07:01,630 --> 00:07:03,210
‫خب تو خیابون تف کن

98
00:07:04,040 --> 00:07:05,590
‫کار حال‌بهم‌زنیـه

99
00:07:07,590 --> 00:07:08,880
‫این کار حال‌بهم‌زنیـه؟

100
00:07:08,880 --> 00:07:10,990
‫همین الان آدم کُشتی!

101
00:07:13,600 --> 00:07:15,640
‫کیسه

102
00:07:27,400 --> 00:07:29,110
‫خب، شرمنده بابت این ماجرا

103
00:07:30,140 --> 00:07:32,410
‫دوستت کوئـه که باید شرمنده باشه

104
00:07:32,410 --> 00:07:34,540
‫بعد از ساعت کاری دهنش رو میگام،
حالا نگاه کن

105
00:07:34,540 --> 00:07:36,373
‫حتماً. اگه فکر می‌کنی این ماجرا که

106
00:07:36,398 --> 00:07:38,570
‫اسب‌های کودن حبس‌تون کردن،
‫آبروتون رو می‌بره،

107
00:07:38,570 --> 00:07:41,740
‫می‌تونید الکی بگید تو
یه کلوب بردگی گیر افتادید

108
00:07:42,000 --> 00:07:43,500
‫ما کلاً چقدر اینجا بودیم؟

109
00:07:43,500 --> 00:07:45,380
‫فقط چند ساعت؟

110
00:07:45,380 --> 00:07:47,000
‫شما هر روز اینجایید

111
00:07:53,090 --> 00:07:55,760
<i>‫دنیس گیمبال، کاندیدای مستقل...</i>

112
00:07:55,760 --> 00:07:58,520
‫شما رو فرستادم حواس‌تون به جفری باشه

113
00:07:59,140 --> 00:08:03,060
‫یه نفر با مشخصات تو با
بطری آب بهش حمله کرده

114
00:08:04,270 --> 00:08:06,940
‫خب... باید از استیج می‌کشوندمش پایین

115
00:08:06,940 --> 00:08:09,190
‫آره، سوژه جفری بود

116
00:08:09,190 --> 00:08:11,570
‫دیدم یکی همین‌طوری الکی رفت پشت صحنه و

117
00:08:11,570 --> 00:08:12,850
‫تفنگ هم جاساز کرده بود

118
00:08:12,850 --> 00:08:15,110
‫کاترین به موقع جفری رو از
استیج کشوند پایین

119
00:08:15,110 --> 00:08:17,330
‫پس تو نشئه‌ای و اون هم عصبانیـه

120
00:08:17,330 --> 00:08:19,700
‫افتادم و دنبالش و بعد سوار
‫همون ماشینی شد که دم خونه هو بود

121
00:08:19,700 --> 00:08:21,040
‫یه بخش از پلاکش رو هم نوشتم

122
00:08:21,040 --> 00:08:23,830
‫فکر می‌کردم کوکائین زدی، نه اِل‌اِس‌دی

123
00:08:23,830 --> 00:08:27,040
‫جکسون، تو که اونجا نبودی.
به جون جفری سوءقصد شد

124
00:08:27,040 --> 00:08:30,000
‫- آره، ما جونش رو نجات دادیم
‫- شما جونش رو نجات ندادید

125
00:08:30,300 --> 00:08:33,080
‫گیمبال مُرده، خنگ خداها

126
00:08:33,080 --> 00:08:34,950
‫چی؟

127
00:08:34,970 --> 00:08:37,000
‫ریور و کو چی میگن؟

128
00:08:37,260 --> 00:08:39,310
‫دارم میرم نزدیک پارک ببینم‌شون

129
00:08:40,350 --> 00:08:43,390
‫عجب گزارش‌گیریِ به یادموندنی‌ای بشه

130
00:08:45,520 --> 00:08:47,460
‫جکسون، هدف بعدی‌شون چیه؟

131
00:08:49,020 --> 00:08:51,200
‫خب، اگه حافظه‌م درست کار کنه...

132
00:08:51,200 --> 00:08:52,690
‫مرحله‌ی «دشمنت رو کور کن»

133
00:08:52,690 --> 00:08:54,340
‫خب این می‌تونه...

134
00:08:54,340 --> 00:08:55,380
‫هر چیزی باشه

135
00:08:55,380 --> 00:08:58,240
‫آره اما با توجه به این که
‫موضوعِ «ترور یه رهبر عوام‌‌گرا»

136
00:08:58,240 --> 00:09:01,760
‫خیلی تابلو بود و با این‌حال نتونستیم
‫جلوش رو بگیریم،

137
00:09:02,200 --> 00:09:04,020
‫به نظرم دهن‌مون گاییده‌ست

138
00:09:12,460 --> 00:09:14,720
‫از اِم‌آی۵ پرت‌مون می‌کنن بیرون، مگه نه؟

139
00:09:14,720 --> 00:09:15,930
‫آره

140
00:09:16,680 --> 00:09:19,640
‫پرت‌مون می‌کنن و بعدش‌ هم
می‌فرستن‌مون آب خنک بخوریم

141
00:09:21,270 --> 00:09:22,810
‫من مشکلی با انزوا ندارم

142
00:09:22,810 --> 00:09:24,390
‫آره، خب من دارم

143
00:09:24,390 --> 00:09:25,600
‫به نظرم تو هم نداری

144
00:09:25,600 --> 00:09:28,050
‫تو عمیقاً تنهایی.
به نظرم مشکلی نداری

145
00:09:28,900 --> 00:09:32,230
‫به خدا... می‌زنم دهنت رو...
فقط خفه‌خون بگیر، خب؟

146
00:09:32,230 --> 00:09:34,570
‫از الان به بعد دیگه حرف نمی‌زنی

147
00:09:34,570 --> 00:09:36,410
‫بعدشم...

148
00:09:36,410 --> 00:09:38,490
‫این‌قدر گیلاس نلمبون!

149
00:09:48,960 --> 00:09:51,340
‫هیشکی خبر نداره ما اونجا بودیم

150
00:09:51,340 --> 00:09:52,630
‫میگه هیشکی خبر نداره

151
00:09:52,630 --> 00:09:55,090
‫پس اون یارو که با
گیمبال درگیر شده بود چی؟

152
00:09:55,090 --> 00:09:57,500
‫یه مرد سیاه‌پوست با یه نژادپرست معروف
دعواش شده و

153
00:09:57,500 --> 00:09:59,890
‫یکم بعد همون نژادپرست معروف
کله‌ش شکافته میشه

154
00:09:59,890 --> 00:10:01,600
‫لازم نیست نگران اون باشیم

155
00:10:02,470 --> 00:10:04,810
‫باشه، خیلی خب

156
00:10:04,810 --> 00:10:06,480
‫آره، خیلی خب

157
00:10:07,850 --> 00:10:09,650
‫آره

158
00:10:09,650 --> 00:10:11,770
‫یعنی فقط... ما فقط دیر رسیدیم

159
00:10:12,650 --> 00:10:14,280
‫دیر رسیدیم اونجا لمب. آره

160
00:10:14,280 --> 00:10:16,410
‫که درک می‌کنم، اتفاق بدیـه

161
00:10:16,410 --> 00:10:19,020
‫اما به بدیِ‌ این نیست که
خودمون کشته باشیمش

162
00:10:21,620 --> 00:10:22,830
‫به نظرت باورش میشه؟

163
00:10:25,950 --> 00:10:27,550
‫آره، من که میگم باورش میشه

164
00:10:28,120 --> 00:10:29,170
‫به نظرم میشه

165
00:10:30,920 --> 00:10:32,520
‫به نظرم مشکلی پیش نمیاد

166
00:10:38,090 --> 00:10:39,890
‫چرا می‌خواستن رادی رو اغوا کنی؟

167
00:10:40,800 --> 00:10:42,550
‫چیزی نگفتن. اونا...

168
00:10:42,550 --> 00:10:45,470
‫فقط گفتن که بهش نزدیک شم...

169
00:10:46,920 --> 00:10:52,020
‫اونا یه برنامه‌ی روان‌شناختی داشتن و
بهم می‌گفتن چی‌کار کنم و چطوری رفتار کنم

170
00:10:53,020 --> 00:10:55,620
‫تفاوت چندانی با بقیه‌ی مردها نداشت، فقط...

171
00:10:56,070 --> 00:10:59,220
‫...فقط باید به جوک‌هاش می‌خندیدم و
‫بهش می‌گفتم چه مرد بزرگیـه

172
00:11:00,450 --> 00:11:02,240
‫از کلیدش واسه‌شون کپی گرفتم

173
00:11:02,240 --> 00:11:04,901
‫گفتم شاید می‌خوان
...ازش دزدی کنن یا

174
00:11:04,926 --> 00:11:06,580
‫واسه‌ش شنود بذارن یا تهدیدش کن،

175
00:11:06,580 --> 00:11:09,160
‫اما به خدا نمی‌دونستم می‌خواستن بکشنش

176
00:11:11,290 --> 00:11:13,340
‫می‌دونی رادی واسه اِم‌آی‌۵ چی‌کار می‌کنه؟

177
00:11:13,710 --> 00:11:16,760
‫فقط گفتن که با کامپیوترها یه کاری می‌کنه

178
00:11:17,300 --> 00:11:19,840
‫ازت نخواستن کاری با کامپیوترش بکنی؟

179
00:11:22,640 --> 00:11:26,640
‫مجبور شدم راضیش کنم که نشونم بده
‫چطوری وارد پایگاه داده میشه و...

180
00:11:26,640 --> 00:11:29,480
‫بعد که از اتاق رفت بیرون،
یه کد وارد کردم

181
00:11:30,100 --> 00:11:31,460
‫کده یادت هست؟

182
00:11:35,240 --> 00:11:37,740
‫موقعی که داشتم از حفظ می‌خوندمش،
رو گلوم چاقو گرفته بودن

183
00:11:37,740 --> 00:11:39,850
‫پس آره، یادم هست

184
00:11:53,380 --> 00:11:55,000
‫میدمش به بچه‌‌های آی‌تی

185
00:11:55,000 --> 00:11:58,050
‫قبلاً سیستم رو بررسی کردن و
مورد مشکوکی پیدا نکردن

186
00:11:58,050 --> 00:12:00,420
‫خب، پیشنهاد میدم دوباره بررسیش کنن

187
00:12:11,230 --> 00:12:12,640
‫خیلی خب، زودی تمومش کن

188
00:12:12,640 --> 00:12:16,060
‫می‌خوام تورنر رو در جریان بذارم و
باید بدونم که گیمبال

189
00:12:16,060 --> 00:12:19,320
‫به‌خاطر حرفه‌ای بودن اون‌ها مُرده یا
به خاطر بی‌عرضگی شما کسخل‌ها

190
00:12:19,320 --> 00:12:21,200
‫حدس می‌زنم به‌خاطر جفتش

191
00:12:21,200 --> 00:12:23,030
‫خب، ما که رسیدیم اون مُرده بود

192
00:12:23,030 --> 00:12:24,810
‫یه سطل رنگ خورده بود تو سرش

193
00:12:25,410 --> 00:12:29,991
‫یعنی... یعنی دارید میگید که قاتل با

194
00:12:30,016 --> 00:12:31,935
سطل رنگ... اون رو کشته؟

195
00:12:31,960 --> 00:12:34,680
‫به گمونم می‌خواستن حادثه جلوه‌ بدنش

196
00:12:34,680 --> 00:12:35,830
‫راستش زیرکانه هم هست

197
00:12:35,830 --> 00:12:38,420
‫اونا محوطه‌ی پنگوئن‌ها رو منفجر کردن

198
00:12:38,420 --> 00:12:40,840
‫اون رو که نمی‌خواستن حادثه جلوه بدن

199
00:12:40,840 --> 00:12:43,430
‫آره اما خب... ما که نمی‌دونیم کار اونا بوده

200
00:12:43,430 --> 00:12:45,760
‫- چرا، می‌دونیم
‫- نه، نمی‌دونیم. نمی‌دونیم

201
00:12:45,760 --> 00:12:46,980
‫ممکن بود کار هر کسی باشه

202
00:12:46,980 --> 00:12:48,330
‫یعنی چی که کار هر کسی؟

203
00:12:48,330 --> 00:12:51,750
‫اسم یکی رو بیار که از پنگوئن‌ها
کینه داشته باشه

204
00:12:54,770 --> 00:12:56,960
‫- بتمن
‫- سیکتیر کن بابا

205
00:12:57,440 --> 00:12:59,440
‫ببین، اونا... اونا کشتنش. خب؟

206
00:12:59,440 --> 00:13:01,400
‫- شرمنده
‫- اونا سراغ اون نیومده بودن،

207
00:13:01,400 --> 00:13:03,320
‫رفته بودن سراغ جفری

208
00:13:03,320 --> 00:13:05,160
‫شرلی و کاترین جلوش رو گرفتن

209
00:13:05,160 --> 00:13:07,700
‫حرف‌شون رو باور نمی‌کردم،
تا این که شما حرف زدید

210
00:13:07,700 --> 00:13:09,980
‫خب معلومـه که می‌خواستن
جفت‌شون رو بزنن

211
00:13:10,370 --> 00:13:11,750
‫ببین... من کاملاً جدی میگم...

212
00:13:11,750 --> 00:13:14,670
‫...ببخشید که کوتاهی کردیم، خب؟

213
00:13:14,670 --> 00:13:15,710
‫اما...

214
00:13:16,630 --> 00:13:18,460
‫تو این همه مدتی که می‌شناسمت،

215
00:13:19,170 --> 00:13:22,150
‫هیچوقت به خاطر بگایی‌های پر و پیمونت

216
00:13:22,175 --> 00:13:24,220
مسئولیت قبول نکردی

217
00:13:24,220 --> 00:13:26,200
‫چه دلیلی داره که الان این کار رو بکنی؟

218
00:13:28,680 --> 00:13:30,520
‫شاید دارم بزرگ میشم

219
00:13:34,350 --> 00:13:35,850
‫این چرا کلاه سرش نیست؟

220
00:13:36,980 --> 00:13:40,440
‫یه جوری لپ‌هاش گل انداخته که
انگار تازه ارضا شده

221
00:13:40,440 --> 00:13:43,260
‫حالا... بگو واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

222
00:13:46,570 --> 00:13:48,280
‫عمدی نبود

223
00:13:48,280 --> 00:13:50,830
‫یعنی میگی طرفدارای متعصب گیمبال،

224
00:13:50,830 --> 00:13:53,920
‫کسایی که ادعا می‌کنن حکومت مخفی
‫رهبر باشکوه‌شون رو کشته،

225
00:13:53,920 --> 00:13:54,840
‫درست میگن

226
00:13:54,840 --> 00:13:56,870
‫ما... ما اون رو نکشتیم، خب؟

227
00:13:56,870 --> 00:13:58,540
‫پس کی اون رو کشته؟

228
00:13:58,540 --> 00:14:01,590
‫یکی داشت بهش حمله می‌کرد و
من فکر کردم طرف قاتلـه

229
00:14:01,590 --> 00:14:02,590
‫اون‌وقت بود؟

230
00:14:03,170 --> 00:14:04,550
‫چی بود؟

231
00:14:04,550 --> 00:14:06,180
‫قاتل!

232
00:14:06,180 --> 00:14:09,220
‫- عملاً که نه...
‫- ای خدا

233
00:14:09,220 --> 00:14:11,430
‫- ممکن بود باشه
‫- کسی می‌تونه ثابت کنه که اونجا بودید؟

234
00:14:11,430 --> 00:14:12,510
‫نه، هیشکی نمی‌تونه

235
00:14:12,510 --> 00:14:14,560
‫به جز اون یارو که فکر می‌کردم قاتلـه

236
00:14:14,560 --> 00:14:16,390
‫اما... اما اون قبل از این ماجرا رفت

237
00:14:16,390 --> 00:14:17,780
‫قبل از ماجرای...

238
00:14:17,780 --> 00:14:18,880
‫سطل رنگ

239
00:14:18,880 --> 00:14:20,880
‫پس خدا رو شکر، نه؟

240
00:14:24,110 --> 00:14:26,110
‫خب، فکر نکنم...

241
00:14:26,110 --> 00:14:27,860
‫لازم باشه... به اون گوش بدی

242
00:14:27,860 --> 00:14:29,910
‫تو الان چی‌کار کردی؟

243
00:14:31,830 --> 00:14:34,700
‫از نردبون اومدم پایین.
‫تو چی‌کار کردی؟

244
00:14:36,290 --> 00:14:38,870
‫آره، واقعاً مُرده، مگه نه؟

245
00:14:40,170 --> 00:14:41,590
‫فکر کنم این داره ضبط میشه

246
00:14:50,390 --> 00:14:52,220
‫به پارک که نمیگی؟

247
00:14:52,220 --> 00:14:54,520
‫که بعدش بذارم درِ خانه لجنزار رو تخته کنه؟

248
00:14:55,350 --> 00:14:58,060
‫نه، معلومه که به پارک تخمی نمیگم

249
00:15:00,190 --> 00:15:03,690
‫حالا هم نزدیک من نمیشید،
با جفت‌تونم، باشه؟

250
00:15:03,690 --> 00:15:05,070
‫یه لطفی هم بکنید،

251
00:15:05,070 --> 00:15:09,020
‫دفعه‌ی بعد که خواستید از خیابون رد شید،
لطفاً چشمای وامونده‌تون رو ببندید و رد شید

252
00:15:17,580 --> 00:15:19,670
‫من هیچی از کامیپوتر بارم نیست

253
00:15:19,670 --> 00:15:21,750
‫نمی‌دونم چرا مجبورم کردن این کار رو بکنم

254
00:15:22,960 --> 00:15:24,840
‫رادی به چیزی مشکوک نشد؟

255
00:15:25,710 --> 00:15:27,920
‫- بله؟
‫- نه، راحت گول می‌خورد

256
00:15:27,920 --> 00:15:29,930
‫- بذار بیاد تو
‫- چطوری با رادی آشنا شدی؟

257
00:15:30,470 --> 00:15:32,760
‫- لمب اومده
‫- همیشه می‌رفت گیم‌نت

258
00:15:34,140 --> 00:15:36,140
‫اینجا؟ واسه چی؟

259
00:15:36,140 --> 00:15:38,270
‫میگه از نقشه‌ی بعدی‌شون خبر داره

260
00:15:39,620 --> 00:15:41,230
‫حالا واسه ما طالع‌بین شده؟

261
00:15:41,230 --> 00:15:42,600
‫به نظرم باید حرفاش رو بشنویم

262
00:15:42,600 --> 00:15:44,140
‫باید بفهمیم این آدم‌ها کیـن و

263
00:15:44,140 --> 00:15:46,110
‫چه بلایی سر پایگاه‌داده‌مون آوردن

264
00:15:58,180 --> 00:16:01,570
‫می‌دونی اینجا سازمانیـه که
سیگار کشیدن توش اکیداً ممنوعه؟

265
00:16:02,920 --> 00:16:08,420
‫می‌تونیم بُکُشیم و غارت و اخاذی کنیم اما
بدن‌هامون باید پاک بمونه

266
00:16:09,550 --> 00:16:11,970
‫درستـه. میشه لطفاً زودتر بریم
سر اصل مطلب؟

267
00:16:11,970 --> 00:16:13,090
‫من هم داشتم می‌گفتم

268
00:16:13,090 --> 00:16:16,720
‫ما کشتیم و غارت و اخاذی کردیم و
حالا هم این بلاها داره سر خودمون میاد

269
00:16:16,720 --> 00:16:18,840
‫ابوتسفیلد...

270
00:16:18,840 --> 00:16:22,810
‫...ماجرای ترافیک،‌ بمب‌گذاری توی باغ‌ وحش،
‫گیمبال

271
00:16:22,810 --> 00:16:27,190
‫حمله به روستا، مختل کردن حمل و نقل،
تصاحب رسانه، ‫ترور یه رهبر عوام‌‌گرا

272
00:16:27,190 --> 00:16:29,945
‫استراتژی براندازی قدیمی اِم‌آی‌۵ که

273
00:16:29,970 --> 00:16:32,070
الان داره علیه خودمون استفاده میشه

274
00:16:32,070 --> 00:16:34,740
‫آره اما نباید فراموش کنیم که
ماجرای ترافیک

275
00:16:34,740 --> 00:16:38,330
‫در واقع توسط یه گروه معترض معروف بود

276
00:16:39,080 --> 00:16:40,830
‫به رهبری پسر شهردار

277
00:16:40,830 --> 00:16:44,320
‫آره اما اونا می‌خواستن ازش سوءاستفاده کنن،
بازیش بدن تا

278
00:16:44,320 --> 00:16:46,210
‫یه جوری القا کنن که
وقت رفتن ما سر رسیده

279
00:16:46,210 --> 00:16:49,760
‫تو گفتی که قاتل ابوتسفیلد کشته شده

280
00:16:49,760 --> 00:16:53,180
‫خب لابد یکی گولش زده،
تفنگ داده دستش

281
00:16:53,180 --> 00:16:55,180
‫خیلی خب، پس گیمبال رو چی میگی؟

282
00:16:55,180 --> 00:16:57,000
‫یا نکنه اون...

283
00:16:57,024 --> 00:16:59,155
یه حادثه‌ی نه‌چندان غم‌انگیز بوده؟

284
00:16:59,180 --> 00:17:01,230
‫آره اما واسه گیمبال خوش‌شانسی آوردن

285
00:17:01,230 --> 00:17:02,640
‫چون واقعاً یه حادثه بود

286
00:17:02,640 --> 00:17:04,933
‫سوژه جفری بود اما

287
00:17:04,957 --> 00:17:06,818
آدم‌های من جلوش رو گرفتن

288
00:17:06,843 --> 00:17:10,980
‫دلم می‌خواست زودتر بهتون بگم اما این‌طوری
حرفم رو از الان هم کمتر باور می‌کردید

289
00:17:10,980 --> 00:17:13,110
‫اون‌وقت یه همچین عملیاتی زیرِ سر کیه؟

290
00:17:13,110 --> 00:17:15,540
‫خب، فکر کنم این چیزیـه که طبقه‌ی پایین
می‌خوایم بهش برسیم

291
00:17:15,540 --> 00:17:19,240
‫خب، لیبیایی‌ها محتمل‌ترین عامل این ماجران

292
00:17:19,240 --> 00:17:22,080
‫چون وقتی کمک‌شون کردیم که
قذافی رو برکنار کنن،

293
00:17:22,080 --> 00:17:23,790
‫دهن‌شون رو هم گاییدیم

294
00:17:23,790 --> 00:17:26,290
‫و با توجه به کتاب‌های توی
‫قفسه‌ی خونه‌ی دوست‌دختر هو...

295
00:17:26,290 --> 00:17:29,550
‫...اون داشته درمورد تاریخ لیبی
‫تحقیق می‌کرده

296
00:17:29,550 --> 00:17:31,920
‫راستش اون لیبیاییـه و
بعد از شورش فرار کرده

297
00:17:31,920 --> 00:17:34,170
‫خب دیگه، تحویل بگیر

298
00:17:34,170 --> 00:17:37,800
‫دندر پلاک ناقص ماشینی رو بهم داده که
سر و کله‌ش زیاد پیدا می‌شده

299
00:17:37,800 --> 00:17:41,390
‫احتمالاً اشتباه باشه اما دادمش به بچه‌هاتون،

300
00:17:41,390 --> 00:17:42,640
‫باید بتونن ردش رو بگیرن

301
00:17:42,640 --> 00:17:45,600
‫و از اون‌جایی که امروز
‫دست و دل‌بازیم گل کرده...

302
00:17:47,350 --> 00:17:51,080
‫باید بگم که هدف بعدی اونا اینه،
«دشمنت رو کور کن»

303
00:17:51,080 --> 00:17:53,240
‫بله، بیا تو. مرسی

304
00:17:53,240 --> 00:17:54,440
‫شرمنده مزاحم میشم

305
00:17:55,660 --> 00:17:57,410
‫سلام دِون!

306
00:17:57,410 --> 00:17:59,320
‫رد پلاک ناقصی که بهمون داد رو گرفتیم

307
00:17:59,320 --> 00:18:03,200
‫ماشین تو پارکینگ نزدیک فرودگاه لندن سی‌تیـه

308
00:18:03,200 --> 00:18:06,820
‫قبلش گزارشی از صدای شلیک هم اومده بود.
دارم میرم اونجا

309
00:18:08,210 --> 00:18:10,560
‫مراقبت پرواز هم ممکنـه آسیب‌پذیر باشه

310
00:18:12,380 --> 00:18:14,210
‫می‌دونی من چه فکری می‌کنم؟

311
00:18:14,210 --> 00:18:17,130
‫فکر می‌کنم اومدی اینجا تا
حواس‌ها رو پرت کنی و

312
00:18:17,130 --> 00:18:19,891
‫دوست‌دختر هو رو قربونی کنی و

313
00:18:19,916 --> 00:18:21,717
هو رو نجات بدی

314
00:18:21,742 --> 00:18:25,589
‫اگه خیال کردی که می‌تونی با
،اون یا تارا حرف بزنی

315
00:18:26,020 --> 00:18:28,400
‫کاملاً کور خوندی.
همچین اتفاقی نمیفته

316
00:18:28,400 --> 00:18:30,060
‫البته اگه واسه این موضوع اومده باشی

317
00:18:30,060 --> 00:18:34,190
‫من اومدم اینجا تا بفهمم کدوم
‫مقام امنیتی سابق یا فعلی لیبی،

318
00:18:34,190 --> 00:18:36,570
‫با بریتانیا کینه‌شتری داره

319
00:18:36,570 --> 00:18:40,070
‫خوبه که بدونید با کی طرفید

320
00:18:40,070 --> 00:18:42,450
‫آره خب، اگه اومدی اینجا تا از
مالی دورن سؤال کنی،

321
00:18:42,450 --> 00:18:45,380
‫شانست ته کشیده،
...چون اون غیبش زده

322
00:18:45,380 --> 00:18:49,330
‫در واقع کنار گذاشته شده...
به‌خاطر تعدیل نیرویی که داشتیم

323
00:18:49,330 --> 00:18:52,623
‫حالا هم بنده رو ببخشید چون بعضی‌هامون...

324
00:18:54,340 --> 00:18:55,340
‫آره

325
00:19:04,100 --> 00:19:06,740
‫بهتره هر چه زودتر استعفا بدی،

326
00:19:06,764 --> 00:19:10,245
قبل از این که از خجالتِ کار کردن
واسه این یارو بمیری

327
00:19:10,270 --> 00:19:11,360
‫لطفاً چیزی نگو

328
00:19:11,360 --> 00:19:13,270
‫دیگه همین مونده دل تو واسه‌ی من بسوزه

329
00:19:23,260 --> 00:19:25,120
‫خیلی خب، چی دستگیرمون شد فلایت؟

330
00:19:25,120 --> 00:19:27,200
‫تیم آی‌تی همچنان داره روی اون کد کار می‌کنه

331
00:19:27,200 --> 00:19:28,910
‫لمب چی گفت؟

332
00:19:28,910 --> 00:19:31,670
‫هیچی. راستش هیچی نگفت

333
00:19:31,670 --> 00:19:33,780
‫بهتره برگردی داخل، ممنون

334
00:19:37,760 --> 00:19:39,930
‫پس لمب جکسون بزرگ همین بود؟

335
00:19:39,930 --> 00:19:42,390
‫خدایا. طرف واقعاً عقلش رو از دست داده

336
00:19:42,930 --> 00:19:45,930
‫ولز رو فرستاد دنبال نخود سیاه

337
00:19:46,850 --> 00:19:49,600
‫حقیقتش نمی‌فهمم که اون یا خانه لجنزار

338
00:19:49,600 --> 00:19:51,140
‫اصلاً به چه دردی می‌خورن

339
00:19:59,820 --> 00:20:03,700
‫«کشتن یه مأمور، حمله به روستا،
‫مختل کردن حمل و نقل،

340
00:20:03,700 --> 00:20:06,080
‫تصاحب رسانه، ترور یه رهبر عوام‌گرا»

341
00:20:06,990 --> 00:20:08,540
‫اوه، خیلی ممنون

342
00:20:08,540 --> 00:20:10,080
‫ممنون که ضایعم کردی دایانا

343
00:20:10,080 --> 00:20:12,920
‫اینجا هیشکی به اندازه‌ی لمب
تجربه‌ی عملیاتی نداره

344
00:20:13,680 --> 00:20:15,590
‫نادیده گرفتنش کار واقعاً غیرمسئولانه‌ایـه

345
00:20:15,590 --> 00:20:18,380
‫آره، اما آخرش...
آخرش تصمیمش به عهده‌ی منـه،

346
00:20:18,380 --> 00:20:22,180
‫مگه این‌طوری بازجویی رو پیش نمی‌بریم؟
...پس اگه من بگم

347
00:20:22,180 --> 00:20:23,990
‫شما از کجا می‌دونید؟

348
00:20:26,680 --> 00:20:27,760
‫خدایا

349
00:20:27,760 --> 00:20:29,220
‫فکر می‌کنن من بهتون گفتم

350
00:20:29,220 --> 00:20:31,180
‫- می‌تونیم ازت محافظت کنیم...
‫- نه، نمی‌تونید!

351
00:20:31,180 --> 00:20:33,850
‫اگه یه بار دیگه ببینم‌شون،
می‌کشنم، خب؟

352
00:20:33,850 --> 00:20:36,400
‫اگه همه‌چی رو بهمون بگی،
می‌تونیم ازت محافظت کنیم

353
00:20:38,680 --> 00:20:40,860
‫ببخشید، آخه...

354
00:20:40,860 --> 00:20:44,340
‫خیلی سختـه که بخوام
‫به کسی اعتماد کنم، من...

355
00:20:45,120 --> 00:20:48,900
‫اولش به اونا اعتماد کردم و حالا ببین
به چه کارهایی وادارم کردن

356
00:20:48,900 --> 00:20:50,980
‫الان خیلی تنهام

357
00:20:52,400 --> 00:20:54,020
‫چطوری باهاشون آشنا شدی؟

358
00:20:55,250 --> 00:20:58,251
‫اونا یه گروه فرهنگی لیبیایی بودن.
‫من...

359
00:20:58,276 --> 00:20:59,990
به اصالتم علاقه‌مند شدم

360
00:20:59,990 --> 00:21:02,700
‫و فهمیدم که لازم نیست خودم رو
مدیون بریتانیا بدونم که

361
00:21:02,700 --> 00:21:04,620
‫بهم پناه دادن

362
00:21:06,050 --> 00:21:07,680
‫بریتانیا موظف بود که...

363
00:21:07,680 --> 00:21:09,460
‫به من پناه بده

364
00:21:10,140 --> 00:21:12,060
‫چون شما کشور من رو نابود کردید

365
00:21:14,230 --> 00:21:16,730
‫خب، اوضاع قبل اومدن ما هم
همچنین گل و بلبل نبود

366
00:21:16,730 --> 00:21:20,530
‫آره، و الان خیلی بدتر شده.
و... برای هیشکی مهم نیست

367
00:21:20,530 --> 00:21:22,780
‫همه باهاش کنار میان

368
00:21:22,780 --> 00:21:24,956
‫با چندتا فعال اجتماعی آشنا شدم که

369
00:21:24,980 --> 00:21:27,820
دنبال چندنفر برای کارهای نمادین بودن تا...

370
00:21:27,820 --> 00:21:31,450
‫...مردم رو درباره کارهایی که
‫بریتانیا کرده آگاه کنن

371
00:21:31,450 --> 00:21:34,040
‫قرار بود تو یه روستا
‫کلی کاغذ رنگی قرمز بریزیم یا...

372
00:21:34,040 --> 00:21:37,210
‫یا یهو وارد یه اتاق خبری بشیم و
‫از این کارها بکنیم

373
00:21:37,210 --> 00:21:38,840
‫همه‌ش نمادین بود

374
00:21:38,840 --> 00:21:41,380
‫بعدش فهمیدم می‌خوان واقعاً
‫همه‌ی این کارها رو بکنن

375
00:21:41,960 --> 00:21:43,510
‫بعد که قبول نکردم...

376
00:21:46,180 --> 00:21:48,640
‫...بهم گفتن که زنده‌زنده پوستم رو می‌کَنن

377
00:21:50,100 --> 00:21:52,100
‫واسه‌ی «کور کردن دشمن»
چی‌کار می‌خوان بکنن؟

378
00:21:52,100 --> 00:21:53,640
‫نمی... نمی‌دونم

379
00:21:55,120 --> 00:22:00,150
‫البته یه ضرب‌المثل لیبیایی بود که
‫همه‌شون بهش می‌خندیدن

380
00:22:00,150 --> 00:22:02,900
‫ببخشید، عربی من خیلی تعریفی نداره اما...

381
00:22:04,190 --> 00:22:05,820
‫اما یه همچین‌ چیزی بود...

382
00:22:09,200 --> 00:22:12,270
‫«بارش باران روی سنگ محکم، تأثیری نداره»

383
00:22:14,500 --> 00:22:16,020
‫یکی‌شون گفت...

384
00:22:16,670 --> 00:22:18,020
‫«اما بارش جسدها چرا»

385
00:22:21,000 --> 00:22:22,920
‫بارش جسد از آسمون

386
00:22:23,760 --> 00:22:25,420
‫قراره آخرالزمون بشه

387
00:22:28,220 --> 00:22:29,850
‫خیلی خب، همه حواسا اینجا باشه!

388
00:22:29,850 --> 00:22:32,970
‫اطلاعات موثقی داریم که
فرودگاه‌های لندن توی خطرن

389
00:22:32,970 --> 00:22:34,060
‫پس حسابی حواس‌تون باشه...

390
00:22:34,060 --> 00:22:36,350
‫دِون، شنیدم توی ون
پوکه‌ی فشنگ پیدا کردی

391
00:22:37,020 --> 00:22:39,810
‫همون تفنگ حادثه‌ی ابوتسفیلد و هوئـه

392
00:22:40,730 --> 00:22:42,956
‫و همچنین نقشه‌ها و عکس‌هایی از

393
00:22:42,980 --> 00:22:44,980
‫فرودگاه‌های گاتویک، هیترو و
سی‌تی پیدا کردیم

394
00:22:47,150 --> 00:22:49,490
‫چیز دیگه‌ای پیدا نکردید که
نشون بده الان کجان؟

395
00:22:49,490 --> 00:22:51,030
‫نه، هیچی

396
00:22:51,030 --> 00:22:54,240
‫دوربین‌های مداربسته‌ی ورودی
‫بعد از وارد شدن‌شون از کار افتادن

397
00:22:55,660 --> 00:22:57,750
‫- خیلی خب
‫- چی گفت؟

398
00:22:57,750 --> 00:23:00,960
‫فرودگاه‌‌ها رو زیر نظر گرفتن و
‫نمی‌دونیم کجان

399
00:23:00,960 --> 00:23:02,070
‫احتمالاً از حراست هم رد شدن

400
00:23:02,070 --> 00:23:04,400
‫ممکنه با یه موشک‌انداز توی محوطه باشن

401
00:23:05,590 --> 00:23:06,970
‫خب؟

402
00:23:06,970 --> 00:23:08,970
‫کدی که بهمون داد خوب چیزیـه

403
00:23:08,970 --> 00:23:10,400
‫از نحوه‌ی پیاده‌سازی و سه‌لایه بودنش

404
00:23:10,400 --> 00:23:12,550
‫مشخصـه که واسه دستگاه خاصی نوشته شده

405
00:23:12,550 --> 00:23:15,100
‫اون‌وقت چی‌کار کرده؟
‫یه‌جوری بگو ما هم بفهمیم

406
00:23:15,100 --> 00:23:16,260
‫وایسا

407
00:23:18,240 --> 00:23:18,980
‫نمی‌دونم

408
00:23:18,980 --> 00:23:20,895
‫تنها راهی که بتونیم بفهمیم چی‌کار کرده

409
00:23:20,920 --> 00:23:22,770
‫اینـه که دوباره رو دستگاهی که
‫استفاده شده اجراش کنیم

410
00:23:22,770 --> 00:23:24,900
‫خب اون لپتاپ هو بوده،
‫پیش خودمونـه

411
00:23:24,900 --> 00:23:27,130
آره و کار هو تقریباً همون‌قدر خوبـه که
فکر می‌کنه

412
00:23:27,130 --> 00:23:30,490
‫برای همین یه چندساعتی طول می‌کشه تا
‫رمزش رو بشکنیم

413
00:23:30,490 --> 00:23:31,970
‫مگه این که...

414
00:23:36,660 --> 00:23:38,380
‫واسه کاری بهت نیاز داریم

415
00:23:38,380 --> 00:23:40,710
‫ذوق‌مرگ نشی‌ها

416
00:23:40,710 --> 00:23:43,040
‫ببین کی سینه‌خیز برگشته پیش بابایی

417
00:23:50,380 --> 00:23:51,720
‫سلام

418
00:23:51,720 --> 00:23:53,930
‫راستی، کارتون با جفری عالی بود

419
00:23:53,930 --> 00:23:55,850
‫چه بلایی سر گیمبال اومد؟

420
00:23:55,850 --> 00:23:58,520
‫اوه، اون که یه‌جور حادثه بود

421
00:23:58,520 --> 00:23:59,850
‫سطل رنگ خورد تو سرش

422
00:24:00,600 --> 00:24:02,560
‫- ببخشید متوجه نشدم
‫- آره

423
00:24:02,560 --> 00:24:04,650
‫درست و حسابی ایمن نشده بود

424
00:24:04,650 --> 00:24:07,280
‫صبر کنید ببینم،
‫موقع این اتفاق، شما هم اونجا بودید؟

425
00:24:08,150 --> 00:24:10,490
‫راستش ترجیح میدم اصلاً ندونم

426
00:24:12,820 --> 00:24:15,740
‫سلام. همه‌چی مرتبـه؟
‫یهو نصف‌شب زنگ زدی

427
00:24:15,740 --> 00:24:16,870
‫آره...

428
00:24:16,870 --> 00:24:19,660
‫خوابم نبرد و...
...اخبار رو روشن کردم و

429
00:24:19,660 --> 00:24:21,540
‫این ماجرای گیمبال رو دیدم

430
00:24:23,250 --> 00:24:24,840
‫عجب... عجب بگایی‌ای!

431
00:24:25,710 --> 00:24:27,670
‫عجب بگایی درهم برهمی

432
00:24:28,920 --> 00:24:30,800
‫تازه هیشکی واسه‌ش عزاداری نمی‌کنه

433
00:24:30,800 --> 00:24:33,840
‫یکم با خودم فکر کردم و
‫گفتم ترافیک و اون، اون...

434
00:24:33,840 --> 00:24:35,920
‫اون حادثه‌ی وحشتناک توی...

435
00:24:35,920 --> 00:24:37,600
‫اسمش چی بود؟

436
00:24:37,600 --> 00:24:38,600
‫ابوتسفیلد

437
00:24:38,600 --> 00:24:40,430
‫- اون دیگه چیه؟
‫- آره، ابوتسفیلد

438
00:24:40,430 --> 00:24:43,910
‫جعبه‌ خاطراتـه.
یادگاری قرارهای هو با تارائه

439
00:24:43,910 --> 00:24:46,730
‫می‌خواستم سیستمش رو وصل کنم تا
‫ماشین قاتل رو ردیابی کنم،

440
00:24:46,730 --> 00:24:48,510
‫این رو زیر چندتا سیم پیدا کردم

441
00:24:48,510 --> 00:24:51,130
‫ببین... من می‌دونم چه اتفاقی قراره بیفته

442
00:24:51,130 --> 00:24:54,110
‫آره، یکی از استراتژی‌های براندازیـه.
‫می‌دونیم

443
00:24:54,110 --> 00:24:57,280
‫نه، نه، نه

444
00:24:57,280 --> 00:24:59,200
‫این موی آدمـه؟

445
00:24:59,200 --> 00:25:03,500
‫خب، از لحاظ روانشناسی کیفری،
‫این خط قرمز محسوب میشه دیگه؟

446
00:25:03,500 --> 00:25:06,250
‫آره. تو مشتم بود. من...

447
00:25:06,250 --> 00:25:07,420
‫- دشمنت رو کور کن
‫- نــه!

448
00:25:07,420 --> 00:25:10,210
‫عسلـه. به عسل یه ربطی داره

449
00:25:10,210 --> 00:25:12,380
‫آره، تله‌ی عسل.
‫اون کار رو قبلاً کردن

450
00:25:12,380 --> 00:25:14,890
‫ببین، دوباره انجامش میدن،
‫دوباره انجامش میدن

451
00:25:14,890 --> 00:25:16,350
‫مثل زنبور می‌مونه

452
00:25:18,310 --> 00:25:21,140
‫راستش ما اینجا زنبورهای
دوست‌داشتنی‌ای داریم

453
00:25:21,680 --> 00:25:23,020
‫آره

454
00:25:23,020 --> 00:25:25,310
‫اونا خیلی خوشحالم می‌کنن

455
00:25:26,770 --> 00:25:29,650
‫وقتی... وقتی که تو رو نمی‌بینم
‫با خودم میگم...

456
00:25:29,650 --> 00:25:32,360
‫«حداقل زنبورها کنارمن»

457
00:25:33,150 --> 00:25:36,370
‫آره، ببین، باید سعی کنی برگردی بخوابی، خب؟

458
00:25:36,870 --> 00:25:38,200
‫آره، آره، همین کار رو می‌کنم

459
00:25:38,200 --> 00:25:41,200
‫آره، فردا می‌بینمت،
‫واسه ناهار یک‌شنبه دیگه؟

460
00:25:42,790 --> 00:25:46,380
‫آره، سعیم رو می‌کنم اما
احتمالاً درگیر کار باشم

461
00:25:46,380 --> 00:25:49,530
‫- نه، درگیر نیستی
‫- چرا، هستم!

462
00:25:52,050 --> 00:25:53,340
‫شب‌بخیر ریور

463
00:25:55,550 --> 00:25:56,550
‫دوستت دارم

464
00:26:00,510 --> 00:26:01,520
‫خب، من هم همین‌طور

465
00:26:02,560 --> 00:26:05,230
‫درگیرم چون این ماجرا هنوز تموم نشده

466
00:26:05,230 --> 00:26:08,310
‫خب علتش تویی، چون اون یارویی که
فرستاده بودنت ‫ازش محافظ تکنی،

467
00:26:08,334 --> 00:26:10,334
کله‌ش داغون شد

468
00:26:10,400 --> 00:26:11,900
‫با دقت این رو می‌گردم

469
00:26:11,900 --> 00:26:13,900
‫- چرا؟
‫- تا هو رو مسخره کنم

470
00:26:14,610 --> 00:26:17,990
‫باشه. هر جور راحتی.
‫من یه کار مفید پیدا می‌کنم

471
00:26:17,990 --> 00:26:19,950
‫اوه، لمب بهت گفت این کار رو بکنی؟

472
00:26:19,950 --> 00:26:21,200
‫آره، یه جورایی

473
00:26:21,200 --> 00:26:24,290
‫اون گفت سیکتیر کنیم و
‫به خودمون آسیب بزنیم

474
00:26:24,290 --> 00:26:26,290
‫کو، اون همیشه از این حرفا می‌زنه

475
00:26:26,290 --> 00:26:27,710
‫منظوری که نداشت

476
00:26:27,710 --> 00:26:28,710
‫چرا، داشت

477
00:26:49,610 --> 00:26:50,860
‫مالی

478
00:26:50,860 --> 00:26:52,150
‫واسه چی بهم نگفتی؟

479
00:26:53,500 --> 00:26:55,970
‫چی‌کار می‌کردی؟

480
00:26:57,000 --> 00:27:02,000


481
00:27:03,040 --> 00:27:05,830
‫ویلن این‌قدر شعور نداشت که
‫تو روی خودم این کار رو بکنه

482
00:27:07,160 --> 00:27:09,413
‫یه ایمیل از منابع انسانی اومد که

483
00:27:09,438 --> 00:27:11,840
‫توش نوشته بود برکنار شدم

484
00:27:11,840 --> 00:27:16,860
‫ظاهراً من حداقل استانداردهای
سازمان رو نداشتم

485
00:27:17,760 --> 00:27:20,430
‫حالا چطوری می‌خوای این کار رو بکنی؟

486
00:27:20,430 --> 00:27:22,010
‫این کار؟

487
00:27:22,010 --> 00:27:23,720
‫چراغ‌ها رو خاموش کن

488
00:27:23,720 --> 00:27:25,260
‫حالا که دیگه از کار بی‌کار شدی

489
00:27:26,930 --> 00:27:28,440
‫احتمالاً‌ با قرص

490
00:27:29,190 --> 00:27:30,730
‫بهترین گزینه‌ست دیگه؟

491
00:27:30,730 --> 00:27:33,020
‫نه، انتخابای گسترده‌تری هم داری

492
00:27:33,020 --> 00:27:36,020
‫مسیر ساحلی قشنگ.
‫یه سراشیبی تند

493
00:27:36,530 --> 00:27:39,530
‫شاید تونستی رکورد پروازِ
بدون کمک رو هم بشکنی

494
00:27:39,530 --> 00:27:41,740
‫حداقلش اینـه که رکورد شخصی خودت رو می‌زنی

495
00:27:43,200 --> 00:27:45,450
‫همیشه به آدم‌ها دلگرمی میدی؟

496
00:27:46,660 --> 00:27:48,210
‫خبرها رو دنبال می‌کنی؟

497
00:27:49,620 --> 00:27:50,670
‫ابوتسفیلد؟

498
00:27:51,170 --> 00:27:54,500
‫آره. هم اون، هم ماجرای ترافیک،
‫هم بمب‌گذاری باغ وحش...

499
00:27:54,500 --> 00:27:56,550
‫...همه‌شون به هم ربط دارن

500
00:27:57,130 --> 00:28:00,720
‫کو گفته مربوط به یه
استراتژی قدیمی براندازیـه

501
00:28:01,430 --> 00:28:03,430
‫تقریباً مطمئنم کار لیبیـه

502
00:28:03,430 --> 00:28:05,850
‫رفتم پارک تا بفهمم دقیقاً کار کی تو لیبیـه

503
00:28:07,310 --> 00:28:09,810
‫توی پرونده‌ها هست، جکسون

504
00:28:10,940 --> 00:28:13,020
‫من هم حافظه‌ی نامحدودی ندارم

505
00:28:13,020 --> 00:28:15,770
‫آره اما تو راه اینجا که بودم،

506
00:28:15,770 --> 00:28:17,860
‫گفتم شاید یه پرونده‌ای باشه که...

507
00:28:17,860 --> 00:28:20,150
‫...نگهش داشته باشی

508
00:28:25,330 --> 00:28:27,540
‫چطوری راضی‌شون کردی اینجا رو باز کنن؟

509
00:28:28,870 --> 00:28:29,870
‫من میز اولـم

510
00:28:30,620 --> 00:28:32,290
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

511
00:28:32,290 --> 00:28:34,970
‫خب، گفتم بدت نمیاد
یکم هوای آزاد به کله‌ت بخوره

512
00:28:35,500 --> 00:28:36,550
‫سردمـه

513
00:28:50,140 --> 00:28:53,230
‫- تو مرد مهربونی هستی. ممنون
‫- خب، جدی میگی؟ خوبـه

514
00:28:53,980 --> 00:28:56,760
‫باید بدونی که...

515
00:28:56,784 --> 00:28:59,450
ما همگی خیلی تلاش کردیم تا
‫به کشورتون کمک کنیم

516
00:29:00,320 --> 00:29:01,980
‫منظورم بعد از شورشـه

517
00:29:02,240 --> 00:29:04,740
‫حیف که این بار خیلی برامون سنگین بود

518
00:29:05,910 --> 00:29:09,040
‫- شما ما رو به حال خودمون ول کردید
‫- نه، نه، این‌طور نیست

519
00:29:09,040 --> 00:29:10,410
‫ما کاری که تونستیم رو کردیم

520
00:29:10,410 --> 00:29:11,980
‫و حالا...

521
00:29:13,170 --> 00:29:16,080
‫باید کاری رو بکنی که برای
این کشور می‌تونی بکنی

522
00:29:17,340 --> 00:29:18,800
‫من همه‌چی رو بهتون گفتم

523
00:29:19,380 --> 00:29:21,220
‫الان دیگه دست خودتونـه، آقای میز اول

524
00:29:21,800 --> 00:29:23,590
‫بله. بله، گفتی

525
00:29:24,260 --> 00:29:26,800
‫فقط یاد حرفی افتادم که اون‌موقع زدی

526
00:29:26,800 --> 00:29:28,680
‫یه جورایی کنجکاوم کرد

527
00:29:28,680 --> 00:29:30,100
‫گفتی که...

528
00:29:31,430 --> 00:29:34,060
‫خب گفتی که «‫اگه یه بار دیگه ببینم‌شون،
‫می‌کشنم»

529
00:29:34,060 --> 00:29:35,600
‫و...

530
00:29:35,600 --> 00:29:38,240
‫...واسم سؤال شد که چطوری قراره
‫دوباره ببینی‌شون

531
00:29:40,280 --> 00:29:42,680
‫نمی‌دونم. منظورم این بود که
اگه بهشون بر بخورم

532
00:29:42,990 --> 00:29:46,620
‫- نه، بعید بدونم همچین منظوری داشتی
‫- نه

533
00:29:46,620 --> 00:29:48,479
‫نه، اگه منظورت این بود،

534
00:29:48,504 --> 00:29:50,700
‫می‌گفتی «اگه پیدام کنن»

535
00:29:50,700 --> 00:29:52,750
‫اما تو این رو نگفتی

536
00:29:52,750 --> 00:29:56,630
‫گفتی «اگه دوباره هم رو ببینیم».
‫یعنی احتمالش رو در نظر گرفتی

537
00:29:57,620 --> 00:29:59,630
‫یه‌جوری می‌تونی باهاشون
تماس بگیری، مگه نه؟

538
00:29:59,630 --> 00:30:00,710
‫نـه!

539
00:30:00,710 --> 00:30:03,290
‫می‌خوان یه کار وحشتناک توی
فرودگاه بکنن، مگه نه؟

540
00:30:03,800 --> 00:30:05,870
‫شاید قراره یه هواپیما رو بکوبونن تو شهر

541
00:30:05,870 --> 00:30:08,300
‫- یا به محض رسیدن به فرودگاه منفجرش کنن
‫- بس کن، باشه؟

542
00:30:08,300 --> 00:30:10,330
‫- می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی
‫- دارم جون آدم‌‌ها رو نجات میدم

543
00:30:10,330 --> 00:30:11,980
‫- نه، نه، نه
‫- کاری که دارم می‌کنم اینـه

544
00:30:11,980 --> 00:30:15,350
‫داری به من عذاب وجدان میدی.
‫و من هیچ کاری اشتباهی نکردم

545
00:30:15,350 --> 00:30:17,860
‫خب الان که داری یه تصمیمی می‌گیری، مگه نه؟

546
00:30:17,860 --> 00:30:19,150
‫که به من کمک نکنی

547
00:30:19,150 --> 00:30:20,730
‫به نظر من این کار اشتباهیـه

548
00:30:21,640 --> 00:30:23,280
‫من باید این آدم‌ها رو دستگیر کنم

549
00:30:23,280 --> 00:30:25,650
‫وگرنه از آسمون جسد می‌باره

550
00:30:26,530 --> 00:30:28,700
‫واقعاً می‌خوای وجدانت این رو تحمل کنه؟

551
00:30:37,370 --> 00:30:38,580
‫ساعت ۱۲ شب

552
00:30:40,090 --> 00:30:42,610
‫قراره امشب ساعت ‍‍۱۲ ببینم‌شون.
‫دلیلش رو نمی‌دونم

553
00:30:42,610 --> 00:30:44,900
‫- هر کاری بگن می‌کنم
‫- کجا؟

554
00:30:45,970 --> 00:30:49,220
‫پیکدیلی سرکس.
‫اونا... یه کد گذاشتن

555
00:30:49,220 --> 00:30:52,640
.تو یه سطل آشغال چسبیده
‫جزئیات یه سفر با مترو رو نشون میده

556
00:30:54,520 --> 00:30:57,060
‫اولین نفر رو تو اولین ایستگاه تعویض خط
می‌بینم

557
00:30:57,060 --> 00:30:58,650
‫دومی رو تو ایستگاه تعویض بعدی

558
00:30:58,650 --> 00:31:00,310
‫سومی هم تو ایستگاه تعویض آخری

559
00:31:01,320 --> 00:31:03,270
‫هر کدوم‌شون چک می‌کنن که
‫کسی پشتم نباشه و

560
00:31:03,270 --> 00:31:04,810
‫کسی تعقیبم نکرده باشه

561
00:31:06,860 --> 00:31:07,950
‫حالا زود باش که بریم

562
00:31:10,490 --> 00:31:12,240
‫- کجا؟
‫- باید بری به دیدن‌شون

563
00:31:12,240 --> 00:31:13,430
‫وای نه، نه، من نمی‌تونم

564
00:31:13,430 --> 00:31:15,510
‫- چرا، می‌تونی. وقتی نمونده
‫- نه، نه، نه

565
00:31:15,510 --> 00:31:18,290
‫نه، یه تیم بفرست که دستگیرشون کنه.
‫این خانمه می‌تونه بره

566
00:31:18,290 --> 00:31:21,630
‫خودت گفتی که حواس‌شون هست.
‫من می‌خوام هر سه تا حرومزاده‌ رو بگیرم

567
00:31:21,936 --> 00:31:24,076
‫گوش کن چی میگم

568
00:31:24,101 --> 00:31:27,195
‫تو خیلی از اونی که فکر می‌کنی، قوی‌تری

569
00:31:27,220 --> 00:31:30,090
‫آره، این‌ها مردهای... مزخرفی هستن

570
00:31:30,090 --> 00:31:31,180
‫و من درک می‌کنم

571
00:31:31,180 --> 00:31:33,600
‫می‌بینم که تو یه زن جوان آسیب‌پذیری

572
00:31:33,600 --> 00:31:34,840
‫اما...

573
00:31:34,864 --> 00:31:37,890
تو قدرتی داری که ازش بی‌خبری

574
00:31:43,770 --> 00:31:46,570
‫- اگه بخوان بکشنم یا بلایی سرم بیارن چی؟
‫- نه، نه، نه

575
00:31:46,570 --> 00:31:49,240
‫ما تو همه‌ی مراحل این مسیر همراهتیم

576
00:31:49,240 --> 00:31:50,930
‫حواس‌مون بهت هست.
‫قول میدم

577
00:31:50,930 --> 00:31:52,200
‫رو حرفم حساب کن

578
00:31:52,200 --> 00:31:54,540
‫هیچ... هیچ بلایی سرت نمیاد

579
00:32:06,550 --> 00:32:07,840
‫قبولـه

580
00:32:08,590 --> 00:32:09,630
‫مرسی

581
00:32:10,180 --> 00:32:12,890
‫تو شجاعی. تو خیلی خیلی شجاعی

582
00:32:14,430 --> 00:32:15,720
‫فلایت

583
00:32:21,900 --> 00:32:24,060
‫ما تو تک‌ تک مراحل این مسیر
همراهت می‌مونیم

584
00:32:24,060 --> 00:32:25,540
‫بهت قول میدم

585
00:32:29,150 --> 00:32:30,200
‫همه‌ش رو شنیدی؟

586
00:32:30,740 --> 00:32:33,280
‫پیکدیلی سرکس...
‫مرحله به مرحله باهاش ملاقات می‌کنن

587
00:32:33,280 --> 00:32:34,950
ما یه قدم ازشون عقب‌تر می‌مونیم

588
00:32:34,950 --> 00:32:36,660
‫- ردیابش کجاس؟
‫- تو پالتوش

589
00:32:36,660 --> 00:32:37,660
‫خوبـه

590
00:32:38,370 --> 00:32:39,960
‫مطمئنی از پس این کار بر میاد؟

591
00:32:41,250 --> 00:32:42,330
‫مجبوره

592
00:32:53,090 --> 00:32:56,560
‫می‌خوام یه سخنرانی درموردش بکنم.
‫فقط بهشون بگو که...

593
00:32:56,560 --> 00:32:57,600
‫کلود

594
00:32:58,680 --> 00:32:59,680
‫بله؟

595
00:33:00,640 --> 00:33:02,730
‫فرستادن تارا به این مأموریت کار اشتباهیـه

596
00:33:02,730 --> 00:33:04,100
‫اون مأمور آموزش‌دیده‌ای نیست

597
00:33:04,100 --> 00:33:07,190
‫- آره، خب هو رو که گول زد، مگه نه؟
‫- خب هر کسی می‌تونه هو رو گول بزنه

598
00:33:07,770 --> 00:33:09,960
‫ببین، ما خیلی وقته که یه قدم عقب‌تریم

599
00:33:09,960 --> 00:33:11,530
‫وقتشـه اوضاع امور رو به دست...

600
00:33:11,530 --> 00:33:13,540
‫لازمـه بهت یادآوری کنم که
جون آدم‌ها تو خطره؟

601
00:33:13,540 --> 00:33:15,210
‫تو فرودگاه‌‌ها تدابیر شدید امنیتی هست

602
00:33:15,210 --> 00:33:17,150
‫واسه‌شون آماده‌ایـم.
‫نمی‌تونن رد بشن

603
00:33:17,150 --> 00:33:19,480
‫خب، شرمنده که پشتم به
استراتژی‌های تا الان‌مون

604
00:33:19,480 --> 00:33:21,750
‫اون‌قدرها گرم نیست

605
00:33:21,750 --> 00:33:24,250
‫باید این رو در نظر بگیری که
‫هر برنامه‌ای که دارن،

606
00:33:24,250 --> 00:33:26,790
‫حتماً قبلش واکنش ما رو هم پیش‌بینی کردن

607
00:33:26,790 --> 00:33:29,490
‫فقط از طریق دختره‌ست که
می‌تونیم بهشون برسیم

608
00:33:29,630 --> 00:33:32,260
‫گوش کن... تارا رو بسپار به من

609
00:33:32,260 --> 00:33:34,930
‫تو تمرکزت رو بذار رو اون کدی که
بهمون داد، خب؟

610
00:34:14,800 --> 00:34:15,880
‫آماده‌ای؟

611
00:34:19,300 --> 00:34:20,970
‫ببخشید، من نمی‌تونم

612
00:34:46,460 --> 00:34:47,830
‫فلایت، قضیه چیه؟

613
00:34:47,830 --> 00:34:49,130
‫نمی‌تونه این کار رو بکنه؟

614
00:34:49,630 --> 00:34:51,920
‫خودش رو لو میده.
‫باید مأموریت رو کنسل کنیم

615
00:34:52,590 --> 00:34:53,590
‫گوشی رو بده بهش

616
00:35:01,310 --> 00:35:02,440
‫تارا...

617
00:35:02,440 --> 00:35:05,020
‫ما تو همه‌ی مراحل این مسیر همراهتیم

618
00:35:05,560 --> 00:35:06,600
‫چطوری؟

619
00:35:07,640 --> 00:35:09,200
‫خب...

620
00:35:09,200 --> 00:35:11,190
‫ما یه ردیاب تو پالتوت گذاشتیم

621
00:35:11,190 --> 00:35:12,550
‫میکرفون گوشیت روشنـه

622
00:35:12,550 --> 00:35:14,390
‫یه گروه هم با فاصله‌ی مطمئنی دنبالت میاد

623
00:35:14,390 --> 00:35:17,200
‫به محض این که کوچیک‌ترین نشونه‌ای از
‫دردسر ببین، حمله می‌کنن

624
00:35:17,200 --> 00:35:19,240
‫خیلی دیر می‌کنن و تا اون‌موقع می‌میرم

625
00:35:19,240 --> 00:35:20,320
‫نه

626
00:35:20,910 --> 00:35:23,290
‫این آدم‌ها دلیلی ندارن که بهت شک کنن

627
00:35:23,290 --> 00:35:24,370
‫هیچ دلیلی ندارن

628
00:35:25,160 --> 00:35:26,410
‫ببخشید، نمی‌تونم

629
00:35:32,710 --> 00:35:34,300
‫تارا، یه نگاه به اطرافت بنداز

630
00:35:34,300 --> 00:35:37,300
‫تموم این آدم‌های بی‌گناه و
خوشحال رو می‌بینی که

631
00:35:37,300 --> 00:35:39,800
‫دارن زندگی‌ معمولی‌شون رو می‌کنن؟

632
00:35:39,800 --> 00:35:41,180
‫حالا یه نگاه به آسمون بکن

633
00:35:42,850 --> 00:35:45,390
‫هواپیماهایی هست که ممکنـه که از
‫آسمون سقوط کنن،

634
00:35:45,390 --> 00:35:47,040
‫اما تو می‌تونی جلوش رو بگیری

635
00:35:49,190 --> 00:35:51,190
‫و من می‌دونم که تو می‌تونی،
‫مطمئنم

636
00:35:58,740 --> 00:35:59,820
‫- قربان؟
‫- آره، فلایت

637
00:35:59,820 --> 00:36:00,990
‫فلایت، چی‌کار داره می‌کنه؟

638
00:36:00,990 --> 00:36:01,990
‫باشه

639
00:36:02,870 --> 00:36:05,240
‫داره وارد میشه

640
00:36:05,240 --> 00:36:07,370
‫ایول! آ ماشالا دختر!

641
00:36:09,670 --> 00:36:11,210
‫با تو نبودم

642
00:36:11,210 --> 00:36:12,210
‫اون رو گفتم

643
00:36:13,590 --> 00:36:15,690
‫البته تو هم کارت عالی بوده

644
00:36:18,940 --> 00:36:21,130
‫به محض این که از پله‌ها
‫رفتی پایین و وارد شدی،

645
00:36:21,130 --> 00:36:22,890
‫من با افرادی که داخل ماشینن حرکت می‌کنم

646
00:36:22,890 --> 00:36:24,620
‫یه قطار عقب‌تر از تو حرکت می‌کنیم

647
00:36:24,620 --> 00:36:26,980
‫تو همین حین، یه تیم دومی
‫از بالای زمین زیرنظرت داره و

648
00:36:26,980 --> 00:36:29,290
‫یه تیم سومی هم توی آسمون حاضر میشه

649
00:36:34,230 --> 00:36:36,360
‫اگه بلایی سرم اومد،

650
00:36:37,110 --> 00:36:40,380
‫لطفاً به مامان‌بابام بگو شرمنده‌م و
‫دوست‌شون دارم، باشه؟

651
00:36:40,650 --> 00:36:43,080
‫هر وقت این ماجرا تموم شد،
‫خودت می‌تونی بهشون بگی

652
00:36:43,620 --> 00:36:45,040
‫خواهش می‌کنم

653
00:36:56,420 --> 00:36:58,170
‫تیم یک، به سمت محوطه حرکت کن

654
00:36:59,170 --> 00:37:02,160
‫- چرا این‌قدر طول کشیده؟
‫- طول نکشیده

655
00:37:02,340 --> 00:37:05,180
‫دارم با «برخورددهنده هودرونی» به
‫سیستم‌تون نفوذ می‌کنم،

656
00:37:05,180 --> 00:37:07,060
‫سریع‌تر از هر انسان زنده‌ی دیگه‌ای

657
00:37:07,060 --> 00:37:10,270
‫- تو نمی‌تونستی این کار رو بکنی؟
‫- این الاغ رو میگی؟

658
00:37:10,270 --> 00:37:12,190
‫حتی نتونسته لپتاپم رو باز کنه

659
00:37:12,190 --> 00:37:16,230
‫رمز یه تریلیون حالت مختلف داشته و
‫یه بار اشتباه بزنی، کل هارد پاک میشه

660
00:37:17,400 --> 00:37:21,150
‫البته توی دارک‌نت بکاپش رو گرفتم
‫اما هیشکی نمی‌تونه پیداش کنه

661
00:37:21,150 --> 00:37:22,760
‫من هم دلم برات تنگ شده بود رادی

662
00:37:22,760 --> 00:37:24,840
‫باید دقیقاً و با همون دستگاه،

663
00:37:24,840 --> 00:37:26,870
‫به سیستم‌مون دسترسی پیدا کنه

664
00:37:26,870 --> 00:37:28,010
‫بعدش کد رو وارد می‌کنیم

665
00:37:28,010 --> 00:37:29,620
‫بعد کاری که قبلاً کرده رو می‌کنه؟

666
00:37:29,620 --> 00:37:32,420
‫ولی این دفعه کُندش می‌کنیم،
‫تا ببینیم چیـه و کجا میره

667
00:37:32,420 --> 00:37:33,970
‫اما در واقع جایی نمیره دیگه؟

668
00:37:33,970 --> 00:37:36,960
‫نه می‌تونیم بفرستیمش به یه حلقه‌ی بسته،
‫که بخوره به در و دیوار

669
00:37:36,960 --> 00:37:38,050
‫خیلی خفنـه

670
00:37:38,050 --> 00:37:40,170
‫بعدش بهمون، اطلاعات خیلی مهمی میده

671
00:37:44,720 --> 00:37:46,350
‫هو قاتل سریالیـه

672
00:37:46,930 --> 00:37:48,560
‫استیک تی-بنـه؟

673
00:37:48,560 --> 00:37:51,560
‫- از غذایی که با دختره خورده نگه داشته؟
‫- همه‌چی رو نگه داشته

674
00:37:51,560 --> 00:37:53,890
‫اُسکل‌تر از چیزیـه که فکرش رو می‌کردیم

675
00:37:54,140 --> 00:37:55,680
‫بهش سخت می‌گذره

676
00:37:55,680 --> 00:37:57,720
‫به آدم‌های دورش سخت می‌گذره

677
00:37:57,720 --> 00:38:00,150
‫دست‌بندها و کارت‌های عبور کار دختره رو
‫نگه داشته

678
00:38:00,150 --> 00:38:02,070
‫انگار از سطل آشغال درشون آورده

679
00:38:02,570 --> 00:38:03,780
‫دختره چی‌کاره بود؟

680
00:38:03,780 --> 00:38:05,160
‫تو کار مراسم اینا بود دیگه؟

681
00:38:05,160 --> 00:38:07,040
‫دختر خوشگله به مردم «کاناپه» تعارف می‌کنه

682
00:38:07,040 --> 00:38:08,780
‫ولی این دیگه نوبرشـه

683
00:38:08,780 --> 00:38:10,160
‫چایی کیسه‌ای تاریخ‌دار

684
00:38:10,830 --> 00:38:12,330
‫مال سیتی‌هالـه

685
00:38:12,330 --> 00:38:13,410
‫این هم همین‌طور

686
00:38:14,880 --> 00:38:17,190
‫اونجا تو مراسم‌های زیادی بوده

687
00:38:18,800 --> 00:38:20,610
‫تو یه مراسم تسلیحاتی هم بوده

688
00:38:21,420 --> 00:38:23,580
‫یعنی میگی قبل از حمله به جفری،

689
00:38:23,580 --> 00:38:25,090
‫اسلحه‌ها رو کش رفته؟

690
00:38:25,090 --> 00:38:26,760
‫باغ وحش هم رفته؟

691
00:38:26,760 --> 00:38:28,060
‫با هو

692
00:38:30,720 --> 00:38:33,000
‫تو یه مراسم برای
پمپ‌بنزین‌های «اسو» هم بوده

693
00:38:33,640 --> 00:38:37,630
‫به تک‌تک‌ بخش‌های استراتژی براندازی متصلـه

694
00:38:38,270 --> 00:38:40,130
‫البته پارک دستگیرش کرده دیگه؟

695
00:39:00,630 --> 00:39:02,090
‫یالا تارا

696
00:39:02,880 --> 00:39:04,420
‫می‌دونم از پسش بر میای

697
00:39:10,430 --> 00:39:11,850
‫آره، داره این کار رو می‌کنه؟

698
00:39:11,850 --> 00:39:12,970
‫- قربان؟
‫- بله؟

699
00:39:12,970 --> 00:39:16,600
‫تصویرش رو بین پله‌ها و
سالن از دست میدیم اما

700
00:39:16,600 --> 00:39:18,020
‫از طریق ردیاب می‌بینیمش

701
00:39:18,020 --> 00:39:19,690
‫درستـه

702
00:39:20,770 --> 00:39:21,770
‫باشه

703
00:39:22,440 --> 00:39:23,940
‫به فلایت بگو آماده باشه

704
00:39:25,360 --> 00:39:27,040
‫به سمت ورودی ایستگاه حرکت کن

705
00:39:33,700 --> 00:39:37,460
‫خیلی خب. کد داره اجرا میشه

706
00:39:38,820 --> 00:39:40,330
‫نگاه کنید، یه پرونده رو کپی کرد

707
00:39:40,330 --> 00:39:41,500
‫چه پرونده‌ای؟

708
00:39:41,500 --> 00:39:42,590
‫بگو پرونده‌ی کی

709
00:39:43,700 --> 00:39:45,670
‫پرونده‌ی ویلن بود

710
00:39:45,670 --> 00:39:48,050
‫واسه چی پرونده‌ی ویلن رو کپی کردن؟

711
00:39:48,050 --> 00:39:50,890
‫♪ آهنگ She’s Not There از The Zombies ♪

712
00:39:50,890 --> 00:39:54,140
‫♪ خب، هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

713
00:39:54,970 --> 00:39:56,890
‫♪ درمورد دروغ‌ گفتن‌هاش ♪

714
00:39:58,020 --> 00:40:01,360
‫♪ خب، هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

715
00:40:01,900 --> 00:40:03,860
‫♪ که اشک چند نفر رو در آورده ♪

716
00:40:04,400 --> 00:40:08,200
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

717
00:40:08,200 --> 00:40:09,780
‫♪ من از کجا بدونم؟ ♪

718
00:40:09,780 --> 00:40:11,280
‫♪ چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

719
00:40:12,160 --> 00:40:15,540
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

720
00:40:15,540 --> 00:40:18,210
‫♪ اونجا نیست ♪

721
00:40:19,790 --> 00:40:21,540
‫چرا وایساد؟

722
00:40:21,540 --> 00:40:23,960
‫- ردیاب تأخیری داره؟
‫- این‌طور به نظر نمیاد

723
00:40:23,960 --> 00:40:25,800
‫- فلایت رو بفرستم پایین؟
‫- نه، هنوز زوده

724
00:40:27,140 --> 00:40:30,070
‫شاید زود جلوش رو گرفتن.
‫نباید بترسونیم‌شون

725
00:40:30,590 --> 00:40:31,930
‫وای، ای گوه توش

726
00:40:31,930 --> 00:40:34,720
‫خب، این کلمه حتماً توی گزارش عملکردت میاد

727
00:40:34,720 --> 00:40:36,160
‫کد داره یه کار دیگه می‌کنه

728
00:40:36,160 --> 00:40:38,650
‫- کاری که قبلاً نکرده؟
‫- اون‌موقع شناساییش نکردیم

729
00:40:38,650 --> 00:40:42,150
‫اومد تو و رفت بیرون و ردش رو پاک کرد.
‫حالا نمی‌تونه بره بیرون

730
00:40:42,150 --> 00:40:44,170
‫لعنتی

731
00:40:47,280 --> 00:40:48,520
‫واسه چی کاری نمی‌کنیم؟

732
00:40:48,520 --> 00:40:50,490
‫- گمش می‌کنیم
‫- وایساده

733
00:40:50,490 --> 00:40:53,370
‫فیلم دوربین‌های سالن رو چک کنید.
‫حتماً رد شده

734
00:40:53,370 --> 00:40:54,700
‫اثری ازش نیست که اونجا باشه

735
00:40:54,700 --> 00:40:57,160
‫ردیاب هنوز پایین راه‌پله‌ست

736
00:40:59,790 --> 00:41:01,540
‫فوراً فلایت رو بفرست پایین

737
00:41:02,250 --> 00:41:03,690
‫فلایت، شروع کن

738
00:41:06,210 --> 00:41:09,130
‫♪ هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

739
00:41:10,050 --> 00:41:12,260
‫♪ با این که همه‌شون می‌دونستن ♪

740
00:41:12,260 --> 00:41:15,890
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

741
00:41:15,890 --> 00:41:17,900
‫♪ من از کجا بدونم؟
‫چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

742
00:41:17,900 --> 00:41:19,730
‫گندش بزنن

743
00:41:19,730 --> 00:41:21,520
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

744
00:41:21,520 --> 00:41:24,980
‫پالتوش رو انداخته.
‫تکرار می‌کنم، پالتوش رو انداخته

745
00:41:26,770 --> 00:41:28,440
‫نمی‌فهمم

746
00:41:29,320 --> 00:41:31,070
‫چرا باید پالتوش رو بندازه؟

747
00:41:32,450 --> 00:41:36,240
‫♪ صداش لطیف و دل‌نشین بود،
‫چشاش شفاف بود و برق می‌زد ♪

748
00:41:36,240 --> 00:41:38,740
‫♪ اما اونجا نیست ♪

749
00:41:43,920 --> 00:41:44,920
‫ای گوه توش

750
00:41:46,170 --> 00:41:47,880
‫نباید تو محیط بسته بازش می‌کردیم

751
00:41:47,880 --> 00:41:50,380
‫نه، نه. نباید این کار رو می‌کردی

752
00:42:10,860 --> 00:42:12,570
‫چرا این‌طوری شد؟ چی...

753
00:42:14,150 --> 00:42:15,160
‫میشه...

754
00:42:15,740 --> 00:42:18,120
‫میشه یکی بگه اینجا چه خبره؟

755
00:42:18,120 --> 00:42:19,620
‫نـ-نمی‌دونم قربان

756
00:42:20,240 --> 00:42:22,000
‫سیستم‌مون کلاً از کار افتاد

757
00:42:25,170 --> 00:42:26,420
‫دشمنت رو کور کن

758
00:42:29,170 --> 00:42:31,030
‫ای کیر تو این وضع

759
00:42:43,520 --> 00:42:45,100
‫موفق شدی؟

760
00:42:45,100 --> 00:42:46,850
‫میز اول کور شد

761
00:42:47,730 --> 00:42:50,190
‫کل پارک کور شد

762
00:42:50,820 --> 00:42:52,530
‫حالا فقط مونده قدم آخر

763
00:42:53,150 --> 00:42:56,820
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

764
00:42:56,820 --> 00:43:00,740
‫♪ من از کجا بدونم؟
‫چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

765
00:43:00,740 --> 00:43:04,120
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

766
00:43:04,120 --> 00:43:06,920
‫♪ اونجا نیست ♪

767
00:43:06,920 --> 00:43:09,710
‫♪ خب بذار درمورد طرز نگاه کردنش بهت بگم ♪

768
00:43:09,710 --> 00:43:13,340
‫♪ از طرز رفتارش،
‫از رنگ موی سرش ♪

769
00:43:13,340 --> 00:43:17,010
‫♪ صداش لطیف و دل‌نشین بود،
‫چشاش شفاف بود و برق می‌زد ♪

770
00:43:17,010 --> 00:43:19,490
‫♪ اما اونجا نیست ♪

771
00:43:23,800 --> 00:43:43,800
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

