﻿1
00:00:02,218 --> 00:00:08,519
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:08,968 --> 00:00:12,054
‫یکی اَدیسون رو فرستاد
‫که خونه‌م رو بسوزونه.

3
00:00:12,138 --> 00:00:13,472
‫پیدا کن کی بوده.

4
00:00:13,556 --> 00:00:15,224
‫کار کَت هاردی‌ـه.
‫اگه بفهمه

5
00:00:15,307 --> 00:00:17,768
‫اون پشت این قضیه‌ست،
‫زنده‌ش نمی‌ذاره.

6
00:00:17,852 --> 00:00:19,770
‫حرف حق رو از اسکناس بشنو.

7
00:00:19,854 --> 00:00:22,314
‫مرتیکه‌ی آب‌زیرکاه
‫اسکناس‌هاش رو علامت می‌زنه.

8
00:00:22,398 --> 00:00:25,401
‫سیلوِرمِین هم استخدامت کرده باشه،
‫خودم جاسوس رو پیدا می‌کنم.

9
00:00:25,484 --> 00:00:27,153
‫بریم، جیو.

10
00:00:29,254 --> 00:00:31,298
‫توی هووِرویل با یارو آشنا شدم.

11
00:00:31,323 --> 00:00:33,242
‫طرف هم ادیسون رو می‌شناسه
‫و هم فلینت مارکو.

12
00:00:33,325 --> 00:00:34,368
‫به نظرت تصادفیـه؟

13
00:00:37,371 --> 00:00:40,332
‫شهر توی جُرم‌وجنایت غرق شده.

14
00:00:40,416 --> 00:00:42,042
‫می‌خوام با اسپایدر حرف بزنم.

15
00:00:42,126 --> 00:00:43,461
‫اگه واقعاً دوستم داری...

16
00:00:43,544 --> 00:00:44,803
‫بیا فوراً با هم بریم.

17
00:00:45,379 --> 00:00:46,464
‫نمی‌تونم جلوش رو بگیرم!

18
00:00:46,547 --> 00:00:47,923
‫دیگه نمی‌خوام دیگران

19
00:00:48,007 --> 00:00:49,717
‫واسه‌م تعیین‌تکلیف کنن.

20
00:00:50,200 --> 00:00:52,161
‫پیدات کردم.

21
00:00:52,973 --> 00:00:54,655
‫می‌دونستی
‫اسکناس‌هام رو علامت می‌زنم؟

22
00:00:54,680 --> 00:00:56,682
‫حدس بزن مال تو رو کجا علامت زدم.

23
00:00:56,766 --> 00:00:58,142
‫حروم‌زاده.

24
00:00:58,167 --> 00:00:59,351
‫من رو پیچوندی.

25
00:00:59,435 --> 00:01:01,175
‫خودم کله‌ت رو...

26
00:01:02,521 --> 00:01:03,731
‫یه گور دیگه لازم داریم.

27
00:01:06,724 --> 00:01:10,496
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

28
00:01:46,432 --> 00:01:48,624
‫آره، وینستون قاتل کاردرستی بود.

29
00:01:48,651 --> 00:01:52,655
‫به‌دردبخور بود، ولی
‫یکی دیگه راحت جاش رو می‌گیره.

30
00:01:52,861 --> 00:01:54,655
‫رفیقش جیو هم همین‌طور.

31
00:02:08,331 --> 00:02:09,563
‫ریسک بزرگی کردی

32
00:02:09,588 --> 00:02:11,461
‫که باهام در میون نذاشتی...

33
00:02:11,785 --> 00:02:14,426
‫ولی صفر تا صدش نقشه‌ی بی‌نقصی بود.

34
00:02:15,486 --> 00:02:17,196
‫گوشِت با منـه؟

35
00:02:17,221 --> 00:02:19,098
‫ناسلامتی دارم ازت تعریف می‌کنم.

36
00:02:22,935 --> 00:02:24,645
‫کارِت خوب بود.

37
00:02:24,728 --> 00:02:26,105
‫هم عاقل بودی

38
00:02:26,188 --> 00:02:27,410
‫و هم صبور.

39
00:02:29,567 --> 00:02:31,735
‫اگه کار خواستی،
‫یه جای خالی واسه‌ت دارم.

40
00:02:31,914 --> 00:02:35,167
‫ممنون، قصد مُردن ندارم.

41
00:02:36,167 --> 00:02:37,731
‫زبون سرخی داری...

42
00:02:40,620 --> 00:02:42,998
‫مواظب سر سبزت باش.

43
00:02:52,631 --> 00:02:55,092
‫فردا با رئیس‌پلیس جلسه دارم.

44
00:02:55,527 --> 00:02:57,488
‫اون هم زیردستتـه؟

45
00:02:58,387 --> 00:03:00,764
‫پس چرا به محموله‌ی مشروبت گیر داده؟

46
00:03:01,136 --> 00:03:02,686
‫من هم نمی‌دونم.

47
00:03:19,935 --> 00:03:21,520
‫صداش قشنگـه، نه؟

48
00:03:22,369 --> 00:03:23,913
‫عالی بود، کت.

49
00:03:25,164 --> 00:03:27,333
‫حیف می‌شه اگه بُکشمش.

50
00:03:29,993 --> 00:03:31,411
‫ترانه‌ی زیبایی بود.

51
00:03:31,436 --> 00:03:33,522
‫- خودت نوشتیش؟
‫- بله.

52
00:03:33,547 --> 00:03:35,399
‫ما ترانه‌های پُرسروصداتری می‌خوایم.

53
00:03:35,424 --> 00:03:36,759
‫قرار بود جشن بگیریم.

54
00:03:36,842 --> 00:03:39,929
‫- کسی رو کُشتی؟
‫- یکی‌دو تا جاسوس

55
00:03:40,012 --> 00:03:41,847
‫که قصد جون تو رو داشتن.

56
00:03:42,083 --> 00:03:43,712
‫البته رایلی جلوشون رو گرفت.

57
00:03:44,417 --> 00:03:45,987
‫پس به‌سلامتی شما.

58
00:03:47,121 --> 00:03:50,165
‫پشیمون نیستی که امشب
‫داشتی من رو می‌کُشتی؟

59
00:03:50,639 --> 00:03:51,933
‫پشیمونی توی قاموسم نیست.

60
00:03:51,958 --> 00:03:53,359
‫شاید باید باشه.

61
00:03:53,660 --> 00:03:56,111
‫خب، دیگه دیروقتـه.

62
00:03:56,195 --> 00:03:57,821
‫کجا با این عجله؟

63
00:03:57,905 --> 00:03:59,865
‫امشب قراره دوتایی مست کنیم.

64
00:04:00,007 --> 00:04:02,426
‫لطف کن برامون
‫یه بطری یلو اسپات بیار.

65
00:04:02,556 --> 00:04:04,266
‫ویسکی‌های اسپات نابـه.

66
00:04:04,291 --> 00:04:05,960
‫روشنت می‌کنه.

67
00:05:41,936 --> 00:05:45,863
[ اسـپـایـدر-نـوآر ]

68
00:05:45,988 --> 00:05:51,106
‫(قسمت چهارم: «یک اشتباه را دو بار تکرار نکن»)

69
00:05:56,123 --> 00:05:57,499
‫به‌محض این‌که آقای رایلی

70
00:05:57,524 --> 00:06:00,069
‫تشریف بیارن، می‌گم
‫خدمت‌تون تماس بگیرن.

71
00:06:00,861 --> 00:06:04,031
‫بله، حتماً این موضوع رو هم ابلاغ می‌کنم.

72
00:06:05,032 --> 00:06:06,366
‫زنده باشید.

73
00:06:09,078 --> 00:06:10,746
‫- باز شهردار بود؟
‫- آره.

74
00:06:10,829 --> 00:06:13,195
‫اصلاً می‌دونه
‫با کدوم بِن رایلی کار داره؟

75
00:06:16,585 --> 00:06:18,290
‫بر پدرتون لعنت!

76
00:06:21,799 --> 00:06:23,133
‫اصلِ جنسـه.

77
00:06:24,718 --> 00:06:26,303
‫خدای من.

78
00:06:30,432 --> 00:06:32,274
‫خدا قوت.
‫من...

79
00:06:32,339 --> 00:06:37,764
[ ب. رایلی - کارآگاه خصوصی ]

80
00:06:32,622 --> 00:06:33,733
‫خیلی خوب.

81
00:06:40,943 --> 00:06:42,694
‫سیلورمین هرچی هم که باشه...

82
00:06:42,778 --> 00:06:45,364
‫ظرفیتش مثال‌زدنیـه.

83
00:06:45,685 --> 00:06:47,062
‫هیچ‌جوره مست نمی‌شه.

84
00:06:47,109 --> 00:06:48,383
‫- به نظرت چرا شهردار...
‫- بهم گزارش دادن...

85
00:06:48,408 --> 00:06:49,535
‫- این‌قدر مشتاقـه باهات حرف بزنه؟
‫- که لانی توی هارلم‌ـه.

86
00:06:49,618 --> 00:06:50,619
‫می‌خوام یه سر برم مرکز شهر...

87
00:06:50,702 --> 00:06:51,870
‫- که بابت خبر والترز...
‫- دم به‌دقیقه زنگ می‌زنن.

88
00:06:51,954 --> 00:06:52,955
‫- ازشون خسارت بگیرم.
‫- تا الان نُه بار زنگ زدن. نُه بار!

89
00:06:52,980 --> 00:06:54,732
‫- نیمرو.
‫- جان؟

90
00:06:54,873 --> 00:06:57,751
‫نیمرو می‌خوام...

91
00:06:57,835 --> 00:06:59,169
‫با سوسیس.

92
00:06:59,253 --> 00:07:00,442
‫و...

93
00:07:00,697 --> 00:07:01,990
‫بیسکوییت.

94
00:07:02,131 --> 00:07:05,092
‫اون‌وقت پولش رو
‫از کیسه‌ی خلیفه بردارم؟

95
00:07:09,346 --> 00:07:11,056
‫به‌به.

96
00:07:11,140 --> 00:07:12,683
‫نمی‌پرسم از کجا آوردی.

97
00:07:12,766 --> 00:07:14,351
‫آفرین. نپرس.

98
00:07:14,434 --> 00:07:16,186
‫لطفاً به من غذا بدهید.

99
00:07:16,211 --> 00:07:17,709
‫قبلش باید با شهردار حرف بزنی.

100
00:07:18,856 --> 00:07:21,316
‫- ای خدا.
‫- من برم دنبال لانی بگردم.

101
00:07:21,400 --> 00:07:23,460
‫خبرش رو بده ببینم توی هارلم...

102
00:07:23,815 --> 00:07:25,487
‫♪ چی می‌گذره ♪

103
00:07:30,438 --> 00:07:31,955
‫ای ادای کی بود؟

104
00:07:32,854 --> 00:07:34,746
‫خودِ شخص جناب‌عالی.

105
00:07:49,155 --> 00:07:52,861
[ حمله‌ی هیولاها ]

106
00:08:29,704 --> 00:08:31,289
‫خوب خوابیدی، خوشگلـه؟

107
00:08:31,518 --> 00:08:33,016
‫بعله.

108
00:08:33,041 --> 00:08:34,346
‫چطور مگه؟

109
00:08:34,598 --> 00:08:37,350
‫یعنی احوال‌پرسی
‫از خانم خودم هم جُرمـه؟

110
00:08:43,315 --> 00:08:45,567
‫من که اصلاً نخوابیدم.

111
00:08:45,651 --> 00:08:47,459
‫هیجان دیروز هنوز توی وجودم بود.

112
00:08:49,740 --> 00:08:51,409
‫مشخصـه تو هم خواب سنگینی نداشتی.

113
00:08:51,740 --> 00:08:53,283
‫چی به دیوار کوبوندی؟

114
00:08:53,404 --> 00:08:56,448
‫مُشتم، سرم، مجسمه‌ی سزار...

115
00:08:56,495 --> 00:08:58,121
‫چه فرقی داره؟

116
00:09:04,670 --> 00:09:06,630
‫خوش ندارم سرما بخوری.

117
00:09:06,713 --> 00:09:08,173
‫صدات رو از دست بدی

118
00:09:08,257 --> 00:09:09,841
‫و به اجرات نرسی.

119
00:09:09,866 --> 00:09:12,189
‫هفت سالـه که یه اجرا رو غایب نبودم.

120
00:09:13,220 --> 00:09:15,597
‫ولی دیشب نزدیک بود کلاً غایب بشی.

121
00:09:16,473 --> 00:09:18,517
‫می‌شه بری سر اصل مطلب؟

122
00:09:18,848 --> 00:09:20,517
‫لقمه رو دور دهنت نپیچون.

123
00:09:20,542 --> 00:09:21,835
‫باشه.

124
00:09:24,773 --> 00:09:26,620
‫وینستون جاسوس بود...

125
00:09:27,645 --> 00:09:30,523
‫ولی هنوز نمی‌دونم تو
‫توی ایستگاه قطار چی‌کار می‌کردی.

126
00:09:39,329 --> 00:09:40,797
‫از وینستون بپرس.

127
00:09:40,940 --> 00:09:43,141
‫- دیگه دیره.
‫- چطور؟

128
00:09:43,166 --> 00:09:44,876
‫یه تیر خوابوندم توی سینه‌ش.

129
00:09:45,102 --> 00:09:47,438
‫اگه کارآگاه می‌گفت جاسوس منـم چی؟

130
00:09:47,703 --> 00:09:49,622
‫یه گلوله نثارت می‌کردم.

131
00:09:50,680 --> 00:09:52,301
‫پس جواب سؤالت رو فهمیدی.

132
00:09:55,586 --> 00:09:57,004
‫این نشد جواب.

133
00:09:58,056 --> 00:09:59,516
‫حقیقت چیز دیگه‌ایـه.

134
00:10:01,810 --> 00:10:03,979
‫حقیقت اینـه که ترسیده بودم.

135
00:10:04,062 --> 00:10:06,732
‫کار اشتباهی نکرده بودم،
‫ولی از دیوونگیِ تو ترسیدم.

136
00:10:06,815 --> 00:10:10,652
‫فکر کردی اگه همه‌جا رو به هم بریزی،
‫باز هم شکست‌ناپذیر می‌مونی.

137
00:10:12,009 --> 00:10:13,886
‫حالا شد.
‫بگو ببینم...

138
00:10:14,979 --> 00:10:17,106
‫چرا رایلی باهات توی ایستگاه بود؟

139
00:10:17,204 --> 00:10:19,286
‫با من نبود.

140
00:10:19,369 --> 00:10:21,204
‫داشت من رو می‌پایید.

141
00:10:21,539 --> 00:10:22,707
‫به‌خاطر تو.

142
00:10:22,866 --> 00:10:27,635
‫حتماً فهمیده وینستون جاسوسـه
‫و فکر کرده من هم دارم باهاش فرار می‌کنم.

143
00:10:28,628 --> 00:10:32,007
‫وقتی دید وینستون برام
‫پاپوش دوخته، فهمید بی‌گناهـم.

144
00:10:37,520 --> 00:10:38,692
‫خوبـه.

145
00:10:41,559 --> 00:10:44,229
‫رایلی آدم باهوشیـه
‫که به کسی اعتماد نمی‌کنه.

146
00:10:44,436 --> 00:10:46,563
‫و باهوش‌تر هم هست
‫که نظری بهت نداشته.

147
00:10:46,798 --> 00:10:49,176
‫اگه این‌قدر باهوشـه، استخدامش کن.

148
00:10:49,861 --> 00:10:50,982
‫بهش گفتم.

149
00:10:51,150 --> 00:10:52,879
‫دقیقاً چون باهوشـه، قبول نکرد.

150
00:10:55,111 --> 00:10:56,256
‫خوش‌حالـم که برگشتی.

151
00:10:56,557 --> 00:10:58,517
‫هیچ‌جا خونه‌ی آدم نمی‌شه.

152
00:11:00,469 --> 00:11:01,703
‫آفرین.

153
00:11:07,876 --> 00:11:10,253
‫آفرین.
‫گفتم که زود یاد می‌گیری.

154
00:11:17,969 --> 00:11:21,139
‫- میز همه‌ش می‌لرزه.
‫- می‌دونم. بنویس.

155
00:11:21,223 --> 00:11:23,023
‫آخه روی میز لرزون چطوری بنویسم؟

156
00:11:23,048 --> 00:11:25,467
‫من هم سه روزه این سؤال رو می‌پرسم.

157
00:11:27,157 --> 00:11:29,534
‫چند بار باید بهت بگم...

158
00:11:30,774 --> 00:11:32,192
‫خیلی عذر می‌خوام.

159
00:11:32,275 --> 00:11:34,694
‫بله، اداره‌ی تحقیقات رایلی.
‫در خدمتـم.

160
00:11:36,196 --> 00:11:38,198
‫سرکار خانم هاردی.

161
00:11:38,281 --> 00:11:41,159
‫آقای رایلی الان تشریف ندارن.
‫پیام‌تون رو بفرمایید.

162
00:11:42,619 --> 00:11:43,644
‫بله.

163
00:11:44,732 --> 00:11:45,831
‫درستـه.

164
00:11:46,832 --> 00:11:49,334
‫سه بعدازظهر.
‫کالیپسو.

165
00:11:49,656 --> 00:11:51,074
‫حتماً بهشون می‌گم.

166
00:11:52,129 --> 00:11:53,713
‫- درس‌ومشق تمام.
‫- آخیش.

167
00:11:53,797 --> 00:11:55,329
‫این رو برسون به بن.

168
00:11:58,738 --> 00:12:00,740
‫هنوز تکلیف داری‌ها.

169
00:12:03,390 --> 00:12:05,100
‫به‌به.
‫جانی کیو.

170
00:12:05,183 --> 00:12:07,060
‫بله که می‌شناسم.
‫مَرد شریفیـه.

171
00:12:07,144 --> 00:12:08,395
‫از نزدیک دیدمش.

172
00:12:08,478 --> 00:12:09,729
‫بر منکرش لعنت.

173
00:12:09,813 --> 00:12:11,189
‫پس ساعت ۱۲:۳۰.
‫جای همیشگی.

174
00:12:11,273 --> 00:12:12,357
‫- دیر نکنی‌ها.
‫- دیر نکنی‌ها.

175
00:12:12,441 --> 00:12:14,693
‫من دیر نکنم؟
‫عجب‌ها.

176
00:12:14,776 --> 00:12:16,903
‫یکی باید به خودت بگه.

177
00:12:16,987 --> 00:12:19,448
‫همیشه منـم که ۲۰ دقیقه
‫معطل جناب‌عالی می‌شم

178
00:12:19,531 --> 00:12:20,699
‫تا تشریف بیارین.

179
00:12:20,782 --> 00:12:22,451
‫- باشه بابا باشه.
‫- باشه بابا باشه.

180
00:12:22,534 --> 00:12:23,827
‫شنیدی دیگه.

181
00:12:24,005 --> 00:12:25,465
‫- دیر نکنی.
‫- دیر نکنی.

182
00:12:34,546 --> 00:12:35,714
‫- آتیشیـه.
‫- آتیشیـه.

183
00:13:01,698 --> 00:13:03,074
‫برو پی کارِت.

184
00:13:03,099 --> 00:13:04,736
‫منـم، بن.
‫باز کن.

185
00:13:06,711 --> 00:13:07,899
‫خوابیدم.

186
00:13:08,104 --> 00:13:09,802
‫پس چطوری حرف می‌زنی؟

187
00:13:10,473 --> 00:13:11,516
‫شنیدی؟

188
00:13:11,541 --> 00:13:13,097
‫می‌گم چرا توی خواب حرف می‌زنی؟

189
00:13:13,126 --> 00:13:14,294
‫چتـه؟

190
00:13:14,377 --> 00:13:17,047
‫زن‌خواننده‌هه این پیام رو
‫واسه جَنت گذاشت. گفت مهمـه.

191
00:13:17,130 --> 00:13:18,730
‫درس‌ومشق رو ول کردم و اومدم.

192
00:13:19,387 --> 00:13:21,847
‫آها... حالا چشم‌هات باز شد.

193
00:13:23,360 --> 00:13:24,946
‫بگذریم... عزت زیاد.

194
00:13:24,971 --> 00:13:26,890
‫- خدافظ.
‫- ولی...

195
00:13:27,753 --> 00:13:29,105
‫قبلش یه دوش بگیر.

196
00:13:30,393 --> 00:13:31,853
‫ریش‌ها رو هم صفا بده.

197
00:13:31,937 --> 00:13:34,231
‫و یه لباس تمیز بپوش.

198
00:13:35,672 --> 00:13:36,942
‫همین.
‫موفق باشی.

199
00:13:50,789 --> 00:13:52,666
‫قهوه بیارم، رئیس؟

200
00:13:56,991 --> 00:13:58,659
‫قهوه بیارم؟

201
00:13:58,933 --> 00:14:00,726
‫کَر که نیستم.

202
00:14:01,299 --> 00:14:03,885
‫- هستم؟
‫- نه والا، من...

203
00:14:03,969 --> 00:14:05,108
‫فقط...

204
00:14:15,063 --> 00:14:17,941
‫فکر نکنم مک‌نامارا بیاد، رئیس.

205
00:14:21,861 --> 00:14:24,548
‫پس برین بهش یادآوری کنین

206
00:14:24,573 --> 00:14:28,368
‫که وقتی آخورش رو من پُر می‌کنم...

207
00:14:28,451 --> 00:14:32,670
‫اون هم موظفـه هر هفته بیاد جلسه.

208
00:14:37,454 --> 00:14:39,248
‫اینجا رو هم تمیز کنین.

209
00:14:49,306 --> 00:14:50,682
‫- اومدی.
‫- بله.

210
00:14:50,765 --> 00:14:52,267
‫پس نوشیدنی مهمون منـی.

211
00:14:52,350 --> 00:14:55,020
‫از دوست مشترک‌مون
‫به‌اندازه‌ی کافی رسیده.

212
00:14:55,103 --> 00:14:57,981
‫باید جلوی دوست مشترک‌مون
‫با هم هماهنگ باشیم.

213
00:14:58,064 --> 00:15:00,692
‫می‌خواست بدونه دیشب
‫با من توی ایستگاه قطار چی‌کار داشتی.

214
00:15:00,775 --> 00:15:02,861
‫- تو چی گفتی؟
‫- بهم اعتماد نداشتی.

215
00:15:02,944 --> 00:15:04,571
‫فکر کردی با وینستون هم‌دستـم.

216
00:15:04,654 --> 00:15:06,573
‫- خوب گفتی.
‫- اون هم خوب می‌فهمه

217
00:15:06,656 --> 00:15:08,617
‫و به‌این‌راحتی بیخیال نمی‌شه.

218
00:15:08,700 --> 00:15:11,411
‫اگه درباره‌ی حمله تحقیق کنه،
‫کم‌کم می‌رسه به...

219
00:15:11,436 --> 00:15:12,656
‫شهردار؟

220
00:15:13,534 --> 00:15:15,473
‫واقعاً دست‌کم گرفتمت.

221
00:15:15,498 --> 00:15:16,833
‫پیش می‌آد.

222
00:15:16,916 --> 00:15:18,627
‫چرا این کارها رو می‌کنی؟

223
00:15:18,710 --> 00:15:20,145
‫چرا می‌خواستی سیلورمین رو بُکشی؟

224
00:15:20,170 --> 00:15:22,313
‫- من اول پرسیدم.
‫- من هم جونت رو نجات دادم.

225
00:15:25,733 --> 00:15:26,906
‫اینجا نمی‌گم.

226
00:15:35,101 --> 00:15:36,478
‫نگران نباشین، دوستان.

227
00:15:36,561 --> 00:15:38,355
‫واسه همه سوپ هست.

228
00:15:46,780 --> 00:15:48,990
‫- دو نخ بده.
‫- ای به چَشم.

229
00:15:49,538 --> 00:15:50,700
‫کاسبی چطوره؟

230
00:15:50,954 --> 00:15:52,330
‫می‌گذرونیم دیگه.

231
00:15:55,198 --> 00:15:56,247
‫خب...

232
00:15:56,331 --> 00:15:58,433
‫به کشورت خدمت کردی
‫و این‌طوری جوابت رو دادن؟

233
00:15:58,458 --> 00:16:00,126
‫غذا به همه می‌رسه.

234
00:16:00,210 --> 00:16:02,671
‫- تو هم سرباز بودی؟
‫- نه بابا.

235
00:16:03,022 --> 00:16:04,165
‫خبرنگارم.

236
00:16:05,090 --> 00:16:07,546
‫اتفاقاً دنبال یه سرباز
‫به نام لانی لینکون می‌گردم.

237
00:16:07,571 --> 00:16:09,402
‫می‌خوام درباره‌ی
‫سربازهای سیاه‌پوست بنویسم

238
00:16:09,544 --> 00:16:11,505
‫که عاقبت‌شون چی شد.

239
00:16:11,530 --> 00:16:13,198
‫پس جای درستی اومدی.

240
00:16:13,223 --> 00:16:16,184
‫همه ی سربازهای
‫هارلم توی صف غذا هستن.

241
00:16:16,267 --> 00:16:17,852
‫- نه بابا؟
‫- جون تو.

242
00:16:17,877 --> 00:16:19,537
‫اگه داستان می‌خوای...

243
00:16:19,562 --> 00:16:21,523
‫خودم برات تعریف می‌کنم.

244
00:16:21,635 --> 00:16:24,763
‫یه روز از عقب کامیون غذا

245
00:16:24,818 --> 00:16:26,152
‫- قوطی‌های تُن ماهی ریخت.
‫- خب؟

246
00:16:26,236 --> 00:16:27,570
‫- بعد رفیقم استیون...
‫- استیون؟

247
00:16:27,654 --> 00:16:30,180
‫پیاده شد که دونه‌دونه جمع‌شون کنه.

248
00:16:30,304 --> 00:16:31,908
‫حالش از ماهی به هم می‌خوردها.

249
00:16:31,991 --> 00:16:34,077
‫حالا من هم مثل استیون
‫از ماهی خوشم نمی‌آد.

250
00:16:35,636 --> 00:16:37,137
‫اینجا دیگه کجاست؟

251
00:16:37,558 --> 00:16:38,907
‫زندگی سابقم.

252
00:16:40,642 --> 00:16:43,728
‫تا قبل‌از سیلورمین، اینجا می‌خوندم.

253
00:16:44,754 --> 00:16:46,381
‫چندرغاز درمی‌آوردم.

254
00:16:46,967 --> 00:16:50,135
‫خرج خوراکم به‌زور درمی‌اومد، ولی...

255
00:16:50,218 --> 00:16:52,011
‫راضی بودم.

256
00:16:53,680 --> 00:16:57,767
‫یه شب سیلورمین من رو غرق انعام کرد.

257
00:16:57,851 --> 00:16:59,561
‫و فرداش بهم یه پیشنهاد داد.

258
00:16:59,721 --> 00:17:01,584
‫گفت یه کلوپ جدید برام می‌زنه.

259
00:17:01,688 --> 00:17:03,732
‫زندگی‌م زیرورو می‌شه.

260
00:17:04,331 --> 00:17:05,625
‫و همین‌طور هم شد.

261
00:17:05,745 --> 00:17:07,718
‫ولی حواست به عواقبش نبود.

262
00:17:07,756 --> 00:17:09,320
‫اول نفهمیدم...

263
00:17:09,404 --> 00:17:11,448
‫ولی عواقبش خیلی سنگین بود.

264
00:17:13,789 --> 00:17:14,903
‫نه.

265
00:17:15,034 --> 00:17:16,953
‫من رو اون‌طوری اذیت نمی‌کرد.

266
00:17:17,036 --> 00:17:20,373
‫سیلورمین فقط با
‫رسیدن به قدرت ارضا می‌شه.

267
00:17:20,516 --> 00:17:22,643
‫تا وقتی بتونه لباس‌هام...

268
00:17:22,767 --> 00:17:24,210
‫کارهام...

269
00:17:25,325 --> 00:17:27,022
‫و اطرافیانم رو انتخاب کنه، راضیـه.

270
00:17:42,812 --> 00:17:44,814
‫یه بار یه مَردی بود.

271
00:17:45,547 --> 00:17:46,809
‫به نام «توماس».

272
00:17:47,525 --> 00:17:49,944
‫زیاد به کلوپ می‌اومد.

273
00:17:51,408 --> 00:17:52,827
‫و کم‌کم...

274
00:17:53,448 --> 00:17:54,657
‫شیفته‌ش شدم.

275
00:17:55,817 --> 00:17:58,312
‫شاید باورت نشه، ولی دندون‌پزشک بود.

276
00:17:58,712 --> 00:18:00,789
‫یه دندون‌پزشک جذاب، آره؟

277
00:18:00,872 --> 00:18:02,957
‫خوب می‌دونم چجور آدم‌هایی‌ان.

278
00:18:03,041 --> 00:18:06,169
‫این فرق داشت.
‫مهربون بود.

279
00:18:06,375 --> 00:18:10,963
‫و خب... محبت واسه من چیز جدیدی بود.

280
00:18:13,885 --> 00:18:17,639
‫حدوداً یه سال بعد ازم خواستگاری کرد.

281
00:18:17,722 --> 00:18:21,351
‫و من هم بله رو گفتم.

282
00:18:24,896 --> 00:18:27,315
‫ولی بعدش دیگه ندیدمش.

283
00:18:27,398 --> 00:18:30,985
‫فکر کردم اشتباهی ازم سر زده.

284
00:18:39,484 --> 00:18:41,531
‫سیلورمین کُشته بودش.

285
00:18:41,746 --> 00:18:43,787
‫بااین‌که می‌تونست فقط بترسونش.

286
00:18:44,328 --> 00:18:47,316
‫بهم فهموند
‫یه اشتباه رو دو بار تکرار نکنم.

287
00:18:48,753 --> 00:18:51,667
‫ولی کردی... اون هم با فلینت.

288
00:18:52,048 --> 00:18:55,552
‫حتماً اون هم در کنار
‫آدم‌کُشی‌هاش باهات مهربونـه.

289
00:18:55,749 --> 00:18:57,603
‫آره اتفاقاً.

290
00:18:57,971 --> 00:19:02,132
‫حداقل برعکس بقیه‌شون شرف داره.

291
00:19:02,600 --> 00:19:04,978
‫واسه همین خواستم
‫یه فرصت دوباره به خودم بدم.

292
00:19:06,938 --> 00:19:10,149
‫و تصمیم گرفتی سیلورمین رو بُکشی.

293
00:19:10,604 --> 00:19:14,358
‫مثل احمق‌ها فکر کردم می‌شه
‫هم خدا رو داشت و هم خرما رو.

294
00:19:18,050 --> 00:19:21,094
‫داستان ادیسون چیـه؟

295
00:19:21,414 --> 00:19:23,102
‫فلینت درباره‌ش بهم گفت.

296
00:19:23,580 --> 00:19:25,123
‫توی جنگ هم‌رزم بودن.

297
00:19:25,524 --> 00:19:27,100
‫خیلی نگرانش بود.

298
00:19:27,534 --> 00:19:29,686
‫می‌گفت جیمی بیکار شده.

299
00:19:29,711 --> 00:19:31,588
‫واسه پول‌درآوردن همه‌چی رو می‌سوزونه.

300
00:19:31,671 --> 00:19:33,675
‫بیشتر توی کارهای بیمه دخالت می‌کرد.

301
00:19:34,090 --> 00:19:36,175
‫من هم پول زیادی پیشنهاد دادم

302
00:19:36,259 --> 00:19:38,511
‫و راضی شد سیلورمین رو بُکشه.

303
00:19:39,596 --> 00:19:41,556
‫ولی موفق نشد

304
00:19:41,639 --> 00:19:44,183
‫و سیلورمین قسر در رفت.

305
00:19:44,267 --> 00:19:45,304
‫آها.

306
00:19:45,814 --> 00:19:48,817
‫و بعدش اون روانیِ دیگه...

307
00:19:49,063 --> 00:19:51,940
‫اسمش چی بود؟ اسپایدر؟

308
00:19:52,442 --> 00:19:54,249
‫مزاحم فرار دومت شد.

309
00:19:54,694 --> 00:19:57,155
‫- و رسیدیم به اینجا.
‫- عجب.

310
00:20:02,493 --> 00:20:05,288
‫وقتی نه نودل توشـه و نه گوشت مرغ...

311
00:20:05,371 --> 00:20:08,041
‫پس نودل مرغ نیست دیگه.

312
00:20:08,124 --> 00:20:10,752
‫سوپ خالیـه.
‫می‌گیری چی می‌گم؟

313
00:20:10,835 --> 00:20:14,834
‫نمی‌خوای یادداشت کنی؟
‫حرف‌هام طلاست‌ها.

314
00:20:15,131 --> 00:20:16,825
‫همه‌ش اینجا ذخیره می‌شه.

315
00:20:17,342 --> 00:20:21,512
‫هاروی، رفیق، ممنون بابت توضیحاتت.

316
00:20:21,596 --> 00:20:23,723
‫خیلی مخلصـم.
‫باز هم تشریف بیاری.

317
00:20:23,806 --> 00:20:28,728
‫هرروز همین‌جا هستم.
‫صبح تا شب.

318
00:21:11,229 --> 00:21:13,356
‫- تنها اومدم. پلیس نیست.
‫- باید همین‌الان بُکشمت.

319
00:21:13,439 --> 00:21:15,024
‫می‌دونم، ولی گوش کن.

320
00:21:15,108 --> 00:21:17,610
‫داستانی که چاپ کردن رو من بهشون ندادم.

321
00:21:18,444 --> 00:21:21,019
‫- اومدم مشکل رو حل کنم.
‫- توقع داری باور کنم؟

322
00:21:21,210 --> 00:21:22,699
‫بذار کمکت کنم، داداش.

323
00:21:23,783 --> 00:21:26,310
‫بریم یه جای مناسب‌تر صحبت کنیم.

324
00:21:26,828 --> 00:21:28,746
‫آلکوو.
‫بین کوچه ۷۹ و...

325
00:21:28,830 --> 00:21:30,415
‫می‌دونم آلکوو کجاست.

326
00:21:30,498 --> 00:21:32,250
‫همه می‌دونن آلکوو کجاست.

327
00:21:32,918 --> 00:21:34,185
‫شب‌تون به‌خیر، خانم هاردی.

328
00:21:34,405 --> 00:21:37,765
‫- شب شما هم به‌خیر.
‫- چه موجودات عجیبی هستن، نه؟

329
00:21:38,077 --> 00:21:39,190
‫آشفته‌بازاری شده.

330
00:21:39,263 --> 00:21:40,723
‫به نظرتون اسپایدر باز پیداش می‌شه؟

331
00:21:40,758 --> 00:21:43,011
‫فکر نکنم. طرف حتی نتونست جلوی...

332
00:21:43,094 --> 00:21:45,388
‫می‌شه فقط رانندگی کنی، لطفاً؟

333
00:21:47,077 --> 00:21:48,995
‫باشه، رفیق.

334
00:21:57,316 --> 00:21:59,527
‫امشب طاقت ندارم تنها باشم.

335
00:22:05,806 --> 00:22:08,202
‫برمی‌گردیم مرکز شهر.

336
00:22:08,552 --> 00:22:10,804
‫باشه، رفیق.

337
00:22:21,549 --> 00:22:23,009
‫ببینین کی اومده.

338
00:22:23,764 --> 00:22:25,374
‫رئیس‌پلیس رو پیدا کردین؟

339
00:22:26,287 --> 00:22:27,411
‫بهتر از اون.

340
00:22:29,904 --> 00:22:31,309
‫پسرم!

341
00:22:32,368 --> 00:22:33,786
‫کجا بودی تو؟

342
00:22:33,811 --> 00:22:35,897
‫کل شهر رو دنبالت گشتم.

343
00:22:35,980 --> 00:22:37,774
‫باید یه‌مدت مخفی می‌شدم.

344
00:22:37,915 --> 00:22:39,542
‫آره، حق داری.

345
00:22:39,567 --> 00:22:43,076
‫بعداز بلایی که سر پلیس‌ها آوردی،
‫خبرت همه‌جا پیچیده.

346
00:22:43,185 --> 00:22:44,362
‫آره.

347
00:22:45,310 --> 00:22:47,395
‫یه‌هو چت شد، پسر؟

348
00:22:48,951 --> 00:22:50,217
‫البته مهم نیست.

349
00:22:50,351 --> 00:22:52,121
‫خوش‌حالـم که برگشتی.

350
00:22:52,538 --> 00:22:54,873
‫فهمیدی یه جاسوس بین‌مون بود؟

351
00:22:56,834 --> 00:22:58,503
‫تو هم هیچ‌وقت
‫از وینستون خوشت نمی‌اومد.

352
00:22:59,922 --> 00:23:01,090
‫وینستون؟

353
00:23:01,643 --> 00:23:03,357
‫فکر کردی خائن کسی دیگه‌ست؟

354
00:23:03,582 --> 00:23:04,890
‫من هم همین‌طور.

355
00:23:05,176 --> 00:23:07,762
‫واسه همین هیچ‌وقت
‫نباید به کسی اعتماد کنی.

356
00:23:08,332 --> 00:23:10,473
‫حتی به وفادارترین آدمت.

357
00:23:11,012 --> 00:23:13,660
‫پول و قدرت هر آدمی رو آلوده می‌کنه.

358
00:23:18,773 --> 00:23:20,219
‫حالت خوبـه؟

359
00:23:26,989 --> 00:23:28,229
‫خوبـم.

360
00:23:29,659 --> 00:23:31,861
‫ولی داستان تو فرق داره.

361
00:23:32,495 --> 00:23:34,038
‫تو همیشه بهم وفادار بودی.

362
00:23:35,248 --> 00:23:37,166
‫و این رابطه دوطرفه‌ست.

363
00:23:37,250 --> 00:23:40,294
‫تو هوای من رو داری
‫و من هم هوای تو رو.

364
00:23:40,711 --> 00:23:42,380
‫ولی در جریان باش.

365
00:23:42,795 --> 00:23:44,630
‫جنگ بزرگی توی راهـه.

366
00:23:45,536 --> 00:23:47,914
‫- آماده‌ای؟
‫- آماده‌ام.

367
00:23:49,247 --> 00:23:52,292
‫شما امر کن، من در خدمتـم.

368
00:23:52,385 --> 00:23:53,533
‫آفرین.

369
00:23:54,259 --> 00:23:56,970
‫وقتشـه به شهردار
‫نشون بدیم چی‌کاره‌ایـم.

370
00:24:04,417 --> 00:24:05,621
‫می‌خوای...

371
00:24:05,829 --> 00:24:07,131
‫از قدرت‌هات شروع کنیم؟

372
00:24:10,256 --> 00:24:11,583
‫کِی قدرت گرفتی؟

373
00:24:17,083 --> 00:24:18,459
‫یا... بگو اهل کجایـی.

374
00:24:18,732 --> 00:24:20,223
‫از بچه‌های هارلم‌ـی؟

375
00:25:00,760 --> 00:25:02,043
‫اهل پاسوربازی هستی؟

376
00:25:03,127 --> 00:25:04,962
‫یه چیزهایی بلدم.

377
00:25:05,835 --> 00:25:07,772
‫پس بلدی، آره؟

378
00:25:25,134 --> 00:25:26,417
‫عع...

379
00:25:26,442 --> 00:25:27,940
‫کلبه‌ی درویشیـه.

380
00:25:28,822 --> 00:25:30,032
‫از این کارها نکن.

381
00:25:31,324 --> 00:25:32,480
‫چه کاری؟

382
00:25:32,720 --> 00:25:33,967
‫شکست‌نفسی و این‌ها.

383
00:25:39,809 --> 00:25:41,057
‫نوشیدنی داری؟

384
00:25:41,186 --> 00:25:44,898
‫بله که دارم.
‫موسیقی هم بذارم که چیز بشه...

385
00:25:54,637 --> 00:25:56,347
‫فقط یه لیوان هست...

386
00:25:56,430 --> 00:25:58,557
‫آخه زیاد مهمون نمی‌آد.

387
00:25:59,834 --> 00:26:00,835
‫بن...

388
00:26:02,103 --> 00:26:05,690
‫یکی هم اینجاست، ولی کثیفـه.

389
00:26:05,773 --> 00:26:07,566
‫این کثیفه مال من.

390
00:26:24,583 --> 00:26:26,460
‫بفرما بشین.
‫خونه‌ی خودتـه.

391
00:26:29,770 --> 00:26:31,002
‫بالاخره یه جای خلوت.

392
00:26:31,208 --> 00:26:32,621
‫بالاخره یه جای خلوت.

393
00:26:34,664 --> 00:26:35,929
‫حالا نوبت توئـه.

394
00:26:36,998 --> 00:26:38,220
‫بگو چرا.

395
00:26:39,640 --> 00:26:41,225
‫بله، نوبت بنده‌ست.

396
00:26:42,101 --> 00:26:43,494
‫نوبت بنده.

397
00:26:48,149 --> 00:26:49,650
‫یه دختری بود.

398
00:26:50,488 --> 00:26:51,777
‫یه دخترِ...

399
00:26:51,861 --> 00:26:54,071
‫بامزه و شیرین.

400
00:26:55,643 --> 00:26:57,252
‫تعریف کن ببینم.

401
00:27:02,830 --> 00:27:05,825
‫اسمش «روبی» بود و ما...

402
00:27:07,126 --> 00:27:08,461
‫با هم خوش‌بخت بودیم.

403
00:27:24,566 --> 00:27:26,871
‫یه مأموریت داشتم که چیز مهمی نبود.

404
00:27:26,896 --> 00:27:28,606
‫درباره‌ی یه شوهر آس‌وپاس بود، ولی...

405
00:27:28,689 --> 00:27:31,359
‫نتیجه‌ش این شد که
‫طرف پنج سال افتاد زندان

406
00:27:31,442 --> 00:27:35,863
‫و این پنج سال
‫کل فکروذکرش یه‌چیز بود:

407
00:27:35,946 --> 00:27:37,448
‫انتقام.

408
00:27:40,021 --> 00:27:43,596
‫هنوز نمی‌دونم چطوری،
‫ولی فهمید با روبی رابطه دارم

409
00:27:44,078 --> 00:27:45,802
‫و اون رو کُشت.

410
00:27:48,404 --> 00:27:49,794
‫من... من هم...

411
00:27:50,020 --> 00:27:53,148
‫اون‌شب قرار بود ببرمش رستوران.

412
00:27:56,967 --> 00:27:58,969
‫ولی به رستوران نرسیدیم

413
00:27:59,053 --> 00:28:03,015
‫چون من توی کافه‌ی روبه‌روی
‫خونه مشغول مست‌کردن بودم

414
00:28:04,183 --> 00:28:06,894
‫و نفهمیدم جونش در خطره.

415
00:28:08,162 --> 00:28:09,991
‫دیر رسیدم.

416
00:28:29,083 --> 00:28:31,460
‫اون رو کُشت تا من رو عذاب بده.

417
00:28:31,544 --> 00:28:33,562
‫اون کُشته شد، ولی...

418
00:28:34,394 --> 00:28:36,396
‫به‌خاطر من کُشته شد.

419
00:28:41,559 --> 00:28:44,938
‫اگه روبی با من
‫آشنا نمی‌شد، الان زنده بود.

420
00:28:47,780 --> 00:28:48,894
‫پس...

421
00:28:50,563 --> 00:28:53,274
‫من رو نجات دادی که جبران گذشته باشه؟

422
00:28:53,357 --> 00:28:55,185
‫هیچی اشتباهم رو جبران نمی‌کنه.

423
00:28:55,546 --> 00:28:58,382
‫نجاتت دادم چون نمی‌خواستم
‫عذاب‌وجدان بیشتری بگیرم.

424
00:29:01,841 --> 00:29:03,185
‫حالا الان چه حسی داری؟

425
00:29:03,375 --> 00:29:04,593
‫چه حسی دارم؟

426
00:29:04,618 --> 00:29:05,754
‫عع...

427
00:29:10,362 --> 00:29:11,667
‫تنهایی.

428
00:29:15,694 --> 00:29:16,791
‫پس...

429
00:29:18,440 --> 00:29:21,025
‫بیا بین خودمون تقسیمش کنیم.

430
00:29:33,348 --> 00:29:35,485
‫- شرمنده‌ام.
‫- ای بابا.

431
00:29:37,443 --> 00:29:40,070
‫لانی، «هـ» روی گردن‌بند کیـه؟

432
00:29:44,313 --> 00:29:45,410
‫هِلن.

433
00:29:46,264 --> 00:29:47,599
‫مامانم.

434
00:29:48,829 --> 00:29:50,623
‫مشخصـه با هم صمیمی‌ایـن.

435
00:29:51,624 --> 00:29:53,542
‫بقیه‌ی خونواده‌ت چی؟

436
00:29:56,491 --> 00:29:57,909
‫فقط مامانم هست.

437
00:29:59,465 --> 00:30:01,117
‫بعداز جنگ...

438
00:30:02,322 --> 00:30:04,616
‫کسی دلش نمی‌اومد کنارم باشه.

439
00:30:06,098 --> 00:30:08,254
‫آره خب سخت می‌شه
‫برگشت به زندگی معمولی.

440
00:30:09,129 --> 00:30:10,800
‫سه‌تا برادرهای من هم رفتن جنگ.

441
00:30:11,081 --> 00:30:13,096
‫دوتا داداش‌های من هم رفتن.

442
00:30:13,437 --> 00:30:15,523
‫داداش‌بزرگم، جَک، اسیر جنگی بود.

443
00:30:17,042 --> 00:30:18,122
‫واقعاً؟

444
00:30:20,107 --> 00:30:21,170
‫کجا؟

445
00:30:21,328 --> 00:30:22,537
‫فرانکفورت.

446
00:30:24,355 --> 00:30:27,525
‫آره، سال‌ها درگیر بود
‫تا به خودش بیاد.

447
00:30:32,032 --> 00:30:34,042
‫آلمانی‌ها من هم گرفتن.

448
00:30:44,593 --> 00:30:45,787
‫ای وای.

449
00:30:46,929 --> 00:30:48,155
‫شرمنده، من...

450
00:30:52,223 --> 00:30:54,266
‫با شماها یه کاری کردن، درستـه؟

451
00:31:15,332 --> 00:31:17,668
‫سیلورمین!
‫خوش اومدی.

452
00:31:18,253 --> 00:31:19,601
‫همسرم رو که یادتـه.

453
00:31:19,628 --> 00:31:22,929
‫عزیزم، تو و فیلیس
‫برین آرایش‌تون رو تازه کنین.

454
00:31:23,215 --> 00:31:25,050
‫خیلی بی‌شعوری، آلفرد.

455
00:31:25,540 --> 00:31:27,386
‫- بریم، فیلیس.
‫- عیب نداره.

456
00:31:28,929 --> 00:31:30,973
‫ناهار منتظرت بودم، رئیس جان.

457
00:31:32,603 --> 00:31:34,685
‫حتماً چیزی نخوردی که شام جبران کنی.

458
00:31:34,768 --> 00:31:35,923
‫حال‌واحوالت چطوره؟

459
00:31:36,270 --> 00:31:38,188
‫سالم و سلامتـی؟

460
00:31:39,273 --> 00:31:41,358
‫هنوز پابرجائـم، رفیق.

461
00:31:42,435 --> 00:31:43,627
‫تو چطوری؟

462
00:31:43,652 --> 00:31:46,530
‫ای بابا...
‫فشار خون بالا اذیتم می‌کنه.

463
00:31:46,583 --> 00:31:47,982
‫می‌دونی که به‌خاطر انتخاباتـه.

464
00:31:48,073 --> 00:31:50,996
‫می‌دونم، چون خودم
‫خرجت کردم که شهردار بشی.

465
00:31:51,349 --> 00:31:54,038
‫و حالا دارم برکنار می‌شم.

466
00:31:54,179 --> 00:31:55,681
‫خب این تقصیر کیـه؟

467
00:31:55,706 --> 00:31:58,292
‫می‌خوای یکی‌یکی اسم ببرم؟

468
00:31:58,570 --> 00:32:00,586
‫نه، عاقبت همه‌شون مشخصـه.

469
00:32:00,669 --> 00:32:01,921
‫بعدش چی؟

470
00:32:02,296 --> 00:32:05,215
‫می‌ری سراغ یکی دیگه
‫و توقع داری سکوت کنم؟

471
00:32:06,675 --> 00:32:09,011
‫وقتی تا ته خط رفته باشی...

472
00:32:09,094 --> 00:32:12,264
‫دیگه با مسیر آشنایـی، دوست من.

473
00:32:12,406 --> 00:32:15,659
‫دوست داری ببرمت ته خط؟

474
00:32:15,684 --> 00:32:18,147
‫- شما راحت صحبت کنین.
‫- بگیر بشین.

475
00:32:20,006 --> 00:32:22,374
‫به‌خاطر قانون
‫ممنوعیت الکل ناراحت شدی؟

476
00:32:22,399 --> 00:32:25,527
‫خب این مطالبه‌ی خود مردم بود.

477
00:32:25,734 --> 00:32:27,918
‫فکر کردی با ما فرق داری، موریس؟

478
00:32:28,405 --> 00:32:32,409
‫منـم که تصمیم می‌گیرم
‫هر چهار سال کی شهردار بشه.

479
00:32:32,493 --> 00:32:34,078
‫این دفعه هادسون رو می‌آرم.

480
00:32:34,161 --> 00:32:37,706
‫و دفعه‌ی بعدی، یه آشغال دیگه.

481
00:32:37,790 --> 00:32:41,794
‫ولی این آشغال روبه‌روت
‫یه برگه‌ی آس دستش داره.

482
00:32:42,168 --> 00:32:45,214
‫فکر کردی چرا دارم
‫با رئیس‌پلیس نشست‌برخاست می‌کنم؟

483
00:32:45,297 --> 00:32:48,008
‫دوستان، می‌تونیم با زبون خوش...

484
00:32:48,915 --> 00:32:50,378
‫یه زمانی گنده بودی.

485
00:32:51,087 --> 00:32:52,680
‫ولی دورانت سر رسیده.

486
00:32:54,942 --> 00:32:56,694
‫خیلی مطمئن نباش.

487
00:32:57,793 --> 00:32:59,974
‫آخ... داشت یادم می‌رفت.

488
00:33:00,989 --> 00:33:02,915
‫همکارم رو معرفی نکردم.

489
00:33:03,139 --> 00:33:06,183
‫فلینت، به آقای شهردار سلام کن.

490
00:33:13,793 --> 00:33:14,952
‫چیزی...

491
00:33:15,035 --> 00:33:16,537
‫چیزی نیست، دوستان.

492
00:33:16,962 --> 00:33:18,881
‫با هم شوخی داریم.

493
00:33:18,914 --> 00:33:20,290
‫نگران نباشین.

494
00:33:22,668 --> 00:33:24,628
‫من بیخیال نمی‌شم.

495
00:33:26,366 --> 00:33:27,631
‫باشه.

496
00:33:28,999 --> 00:33:31,835
‫حداقل تخمش رو داری، موریس.
‫آفرین.

497
00:33:34,147 --> 00:33:36,293
‫ببینیم کی زنده می‌مونه.

498
00:33:41,520 --> 00:33:42,989
‫چی‌کار کنیم، رئیس؟

499
00:33:43,845 --> 00:33:46,578
‫تنش می‌خاره.
‫ما هم واسه‌ش می‌خارونیم.

500
00:33:53,282 --> 00:33:55,242
‫توی ایستگاه...

501
00:33:55,818 --> 00:33:57,494
‫مقصدت کجا بود؟

502
00:33:58,309 --> 00:33:59,402
‫هرجا.

503
00:34:00,737 --> 00:34:01,874
‫دور از اینجا.

504
00:34:01,957 --> 00:34:04,585
‫اگه می‌تونستی انتخاب کنی چی؟

505
00:34:05,836 --> 00:34:07,310
‫سانتورینی.

506
00:34:08,297 --> 00:34:12,050
‫یه جزیره‌ی یونانی با شن‌های سیاه

507
00:34:12,159 --> 00:34:15,053
‫و روستاهای کوچیک و خلوت
‫که توش هیچ کار نمی‌کنی

508
00:34:15,137 --> 00:34:19,433
‫به‌جز خوردن و خوابیدن و تماشای غروب.

509
00:34:20,959 --> 00:34:23,756
‫چه زندگیِ... یکنواخت و خسته‌کننده‌ای.

510
00:34:24,836 --> 00:34:26,970
‫ولی اگه با آدمش اونجا بری...

511
00:34:28,035 --> 00:34:29,614
‫با آدمش؟

512
00:34:40,216 --> 00:34:41,371
‫معذرت می‌خوام.

513
00:34:41,788 --> 00:34:43,370
‫عذرخواهی نکن.

514
00:34:44,362 --> 00:34:46,210
‫تصور نمی‌کردم وضع‌مون این بشه.

515
00:34:47,252 --> 00:34:48,618
‫اتفاقاً من تصور کردم.

516
00:34:50,501 --> 00:34:52,496
‫با یک هشدار فوری
‫برنامه رو قطع می‌کنیم.

517
00:34:52,521 --> 00:34:54,510
‫گزارشی به دست‌مون رسیده
‫و دولت از مردم خواسته

518
00:34:54,550 --> 00:34:55,761
‫تا در خونه‌هاشون بمونن.

519
00:34:55,844 --> 00:34:57,221
‫- صبر کن.
‫- درحال‌حاضر...

520
00:34:57,304 --> 00:35:00,599
‫یکی از هیولاهای ابرقدرت
‫درحال تخریب منطقه‌ی دیاموند هست.

521
00:35:01,070 --> 00:35:02,976
‫- لطفاً در خانه بمانید...
‫- حتماً فلینت‌ـه.

522
00:35:03,542 --> 00:35:05,646
‫شنیدی چی می‌گم؟
‫می‌گم فلینت‌ـه.

523
00:35:05,729 --> 00:35:07,606
‫برمی‌گردیم به برنامه‌ی...

524
00:35:07,689 --> 00:35:10,359
‫شنیدم چی گفتی،
‫ولی توقع داری چی‌کار کنم الان؟

525
00:35:10,442 --> 00:35:11,960
‫آخرین باری که حرف زدیم، ناراحت بود.

526
00:35:11,985 --> 00:35:13,195
‫بیا بریم.

527
00:35:14,128 --> 00:35:15,576
‫می‌خوام کمکش کنم.

528
00:35:15,859 --> 00:35:17,994
‫باشه.
‫موفق باشی.

529
00:35:19,376 --> 00:35:21,554
‫بعداز این‌همه حرف...

530
00:35:21,745 --> 00:35:23,539
‫این‌قدر از روبی
‫و جبران گذشته حرف زدی...

531
00:35:23,622 --> 00:35:25,791
‫می‌خوای همین‌جا بشینی؟

532
00:35:29,545 --> 00:35:31,129
‫پس واقعاً ترسویـی.

533
00:35:43,141 --> 00:35:46,353
‫فقط می‌دونم وقتی شروع می‌شه،
‫با سرعت زیادی رشد می‌کنه.

534
00:35:46,436 --> 00:35:48,355
‫و دیگه هم برنمی‌گرده.

535
00:35:48,438 --> 00:35:50,399
‫باید با دکتر فِیبر صحبت کنین.

536
00:35:50,691 --> 00:35:53,023
‫اون بهتر از من می‌دونه
‫چطوری کار می‌کنه.

537
00:35:55,762 --> 00:35:56,866
‫رابی.

538
00:35:57,486 --> 00:35:59,238
‫- من بردارم؟ باشه.
‫- آره.

539
00:36:02,405 --> 00:36:04,012
‫- اداره‌ی...
‫- منـم.

540
00:36:04,037 --> 00:36:06,172
‫وقت حرف‌زدن ندارم.
‫دوربینت رو بردار

541
00:36:06,286 --> 00:36:08,792
‫و سریع برو منطقه‌ی دیاموند.

542
00:36:29,651 --> 00:36:31,189
‫صبر کن.
‫وایستا.

543
00:36:33,319 --> 00:36:34,422
‫عع!

544
00:36:34,447 --> 00:36:36,670
‫فکر کردم کسی دیگه باشی.

545
00:36:36,971 --> 00:36:39,432
‫ولی من خوب می‌دونم تو کی‌ای.

546
00:36:40,816 --> 00:36:42,326
‫اسپایدر.

547
00:36:42,409 --> 00:36:43,577
‫اسپایدرـه؟

548
00:36:43,660 --> 00:36:45,203
‫مگه نمُرده بودی؟

549
00:36:45,287 --> 00:36:46,496
‫اینجا چه غلطی مـ

550
00:36:47,610 --> 00:36:48,915
‫آهـا.

551
00:36:49,541 --> 00:36:50,559
‫اومدی جلوی من رو بگیری؟

552
00:36:50,584 --> 00:36:52,669
‫- نه، گفتم که...
‫- خوشم اومد.

553
00:36:52,753 --> 00:36:55,756
‫من و اسپایدر قراره
‫خیابون ششم رو بترکونیم.

554
00:36:56,048 --> 00:36:58,092
‫- چی؟
‫- یه عکس از ما بگیرین.

555
00:36:59,968 --> 00:37:01,219
‫آخ... باز از این‌ها.

556
00:37:12,689 --> 00:37:14,316
‫عع، زنده‌ای؟

557
00:37:15,817 --> 00:37:17,014
‫تقریباً.

558
00:37:22,377 --> 00:37:25,172
‫حالا وقت نمایش اصلیـه.

559
00:37:38,924 --> 00:37:41,551
‫به‌به.
‫دیدین چی‌کار کردم؟

560
00:37:41,842 --> 00:37:43,595
‫این دیگه کیـه؟

561
00:37:43,679 --> 00:37:45,430
‫خودم باورم نمی‌شه.

562
00:37:45,514 --> 00:37:48,016
‫هنوز تنت می‌خاره، اسپایدر؟

563
00:37:52,396 --> 00:37:54,564
‫بزنش دیگه، داداش.

564
00:37:54,648 --> 00:37:56,566
‫وظیفه‌ی شماست که مراقب شهر باشین.

565
00:37:56,650 --> 00:37:59,778
‫- جلوی سیلویرمین رو بگیرین.
‫- زر مفت نزن، مرتیکه‌ی...

566
00:37:59,861 --> 00:38:01,088
‫قربان، یکی از اون روانی‌ها

567
00:38:01,113 --> 00:38:02,616
‫توی منطقه‌ی دیاموند اغتشاش کرده.

568
00:38:02,664 --> 00:38:04,863
‫سیلورمین هم امون نمی‌ده.

569
00:38:04,939 --> 00:38:06,493
‫اسپایدر هم اونجاست.

570
00:38:06,576 --> 00:38:08,161
‫اسپایدر هم هست؟

571
00:38:11,915 --> 00:38:14,001
‫اوه اوه. دیگه وقت بازنشستگی اسپایدرـه.

572
00:38:17,129 --> 00:38:18,672
‫بیخیال.
‫بیا مثل آدم حرف بزنیم.

573
00:38:23,071 --> 00:38:24,280
‫فکر نکنم.

574
00:38:24,945 --> 00:38:26,389
‫هنوز جَوونـه.

575
00:38:28,597 --> 00:38:30,015
‫ای وای.
‫جلوش رو بگیر!

576
00:38:51,983 --> 00:38:53,206
‫گم شو.

577
00:39:30,327 --> 00:39:31,953
‫باریکلا.

578
00:39:33,321 --> 00:39:35,824
‫خوشم اومد، اسپایدر.

579
00:39:36,666 --> 00:39:38,585
‫ولی الان پُرِ پُرم.

580
00:39:40,799 --> 00:39:41,959
‫فعلاً آره.

581
00:39:42,397 --> 00:39:44,599
‫اسپایدر برگشته!

582
00:39:45,238 --> 00:39:46,734
‫یه غلطی بکن خب!

583
00:39:46,904 --> 00:39:48,887
‫ناسلامتی من شهردار نیویورک‌ـم!

584
00:39:51,531 --> 00:39:53,950
‫- راضی شدین؟
‫- مُرده‌شورت رو ببرن.

585
00:39:53,975 --> 00:39:56,019
‫صبر کنین.
‫قربان!

586
00:39:59,147 --> 00:40:00,273
‫سلام.

587
00:40:00,696 --> 00:40:02,692
‫زود باش.
‫ببینم چی‌کاره‌ای...

588
00:40:07,823 --> 00:40:09,574
‫آفرین.
‫ادامه بده.

589
00:40:09,658 --> 00:40:11,326
‫بیشتر می‌خوای، رفیق؟

590
00:40:11,418 --> 00:40:13,337
‫الان تقدیمت می‌کنم.

591
00:40:14,746 --> 00:40:16,039
‫بیا بغلم.

592
00:40:16,522 --> 00:40:17,550
‫نیومدی که.

593
00:40:29,853 --> 00:40:31,771
‫داری خاموش می‌شی، رفیق.

594
00:40:31,889 --> 00:40:33,765
‫باز هم می‌خوای؟

595
00:40:33,849 --> 00:40:35,183
‫باید بیشتر از این‌ها زور بزنی.

596
00:40:42,252 --> 00:40:43,715
‫بذار کمکت کنم.

597
00:40:50,520 --> 00:40:51,803
‫دیدی؟

598
00:40:51,828 --> 00:40:53,051
‫گفتم که هنوز جَوونـه.

599
00:40:53,247 --> 00:40:55,499
‫بله. خودم بهت گفتم.

600
00:41:00,458 --> 00:41:02,254
‫- خیلی خوب.
‫- بلند شو ببینم.

601
00:41:02,836 --> 00:41:04,004
‫بلندش کنین.

602
00:41:05,880 --> 00:41:08,007
‫تو از کجا پیدات شد؟

603
00:41:10,010 --> 00:41:11,261
‫برین عقب.

604
00:41:11,344 --> 00:41:13,430
‫بذارین بیاد. مشکلی نیست.

605
00:41:16,474 --> 00:41:17,475
‫اینجا چه خبره؟

606
00:41:17,559 --> 00:41:19,186
‫به دوربین لبخند بزن.

607
00:41:19,269 --> 00:41:22,105
‫رابی، نگیر.
‫عکس نگیر.

608
00:41:22,189 --> 00:41:23,773
‫دیگه بسـه.

609
00:41:23,857 --> 00:41:26,109
‫- دستم رو ول کن!
‫- می‌خوام رسماً اعلام کنم

610
00:41:26,193 --> 00:41:29,571
‫- که من و اسپایدر با هم همکار شدیم
‫- به‌هیچ‌وجه!

611
00:41:29,644 --> 00:41:31,905
‫- که شهر رو نجات بدیم!
‫- همکار نیستیم. نیستیم.

612
00:41:35,796 --> 00:41:37,245
‫اسپایدر برگشته، دوستان.

613
00:41:37,329 --> 00:41:39,372
‫برگشتی در کار نیست.

614
00:41:39,781 --> 00:41:41,001
‫بعله.

615
00:41:41,958 --> 00:41:43,543
‫یکی دیگه هم بگیریم.

616
00:41:43,627 --> 00:41:45,253
‫- یه عکس دیگه.
‫- نمی‌خوام. ممنون.

617
00:41:45,320 --> 00:41:46,922
‫دمت گرم، اسپایدر!

618
00:42:20,597 --> 00:42:21,822
‫برو پی کارِت.

619
00:42:42,936 --> 00:42:44,051
‫به‌به.

620
00:42:44,229 --> 00:42:45,605
‫به‌به به خودت.

621
00:42:45,689 --> 00:42:48,149
‫بفرمایید.
‫خونه‌ی خودتونـه.

622
00:43:02,328 --> 00:43:03,567
‫چیزی شده؟

623
00:43:07,909 --> 00:43:09,369
‫کنجکاو نیستی که چی شد؟

624
00:43:09,394 --> 00:43:11,756
‫آها، فلینت.
‫حالش خوبـه؟

625
00:43:12,303 --> 00:43:13,675
‫فلینت نبود.

626
00:43:14,971 --> 00:43:16,431
‫صورتت چی شده؟

627
00:43:17,178 --> 00:43:19,723
‫خوردم... به دیوار.

628
00:43:20,393 --> 00:43:21,704
‫چند بار خوردی؟

629
00:43:28,398 --> 00:43:30,317
‫فقط این رو بهم بگو.

630
00:43:31,500 --> 00:43:32,542
‫درست حدس زدم، نه؟

631
00:43:32,567 --> 00:43:35,862
‫احتمالاً. نمی‌دونم منظورت چیـه.

632
00:44:04,351 --> 00:44:07,270
‫از آشنایی‌ت خوش‌وقتـم، آقای اسپایدر.

633
00:44:13,825 --> 00:45:18,828
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

