﻿1
00:00:04,022 --> 00:00:32,050
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:34,074 --> 00:00:37,475
‫- آماده باشید
‫- کارت‌های شناساییـتون رو دربیارید

3
00:01:20,114 --> 00:01:25,034
‫- از کجا گیرش آوردی؟
‫- مثل همیشه، به لطفِ معاملات

4
00:01:26,955 --> 00:01:31,834
‫- نوار به دستش رسیده؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم

5
00:01:35,114 --> 00:01:38,155
‫اگه خبری بشه،
‫اولین نفر تو خبردار می‌شی

6
00:01:40,194 --> 00:01:42,515
‫اطلاعات آلمان فکر می‌کنه
‫هدف یه کنیسه توی شهر بُن‌ـه

7
00:01:42,595 --> 00:01:45,355
دارن یه عملیات راه می‌اندازن
به ارتباطاتـشون متصل شدیم

8
00:02:08,562 --> 00:02:11,545
‫[در 1958 ارتش جماهیر شوروی رومانی را ترک کرد]

9
00:02:19,016 --> 00:02:22,716
‫[در 1964 رومانی شوروی را
‫از سیاست‌های خارجی خود جدا کرد]

10
00:02:23,525 --> 00:02:26,579
‫[در 1965 نیکولای چائوشسکو به قدرت رسید]

11
00:02:35,652 --> 00:02:39,520
‫[در 1967 رومانی سفارت‌خانه‌ای در آلمان غربی تأسیس کرد]

12
00:02:39,723 --> 00:02:43,629
‫[در 1969 رئیس جمهور آمریکا نیکسون،
‫به رومانی سفر کرد]

13
00:02:49,101 --> 00:02:54,632
‫[در 1977 چائوشسکو به مذاکرات صلح بین مصر و اسرائیل سرعت بخشید]

14
00:03:10,709 --> 00:03:15,349
‫«جاسوس برتر»
‫«فصل اوّل، قسمت ششم - پایانی»

15
00:03:18,994 --> 00:03:23,795
‫چیکار کردی ویکتور؟
‫چیکار کردی؟ تنهامون گذاشتی!

16
00:03:23,874 --> 00:03:28,554
‫بچه‌ام رو ازم گرفتی!
‫بچه‌ام رو ازم گرفتی!

17
00:03:28,635 --> 00:03:31,154
‫بچه‌ام رو ازم گرفتی!

18
00:03:35,475 --> 00:03:39,594
‫ادلا رو بردن تیمارستان؟
‫حتما داره ادا درمیاره

19
00:03:39,674 --> 00:03:43,315
‫یه کاری کرد دخترش فرار کنه،
‫حالا نوبت فرار خودشه

20
00:03:48,075 --> 00:03:50,075
‫نیکولای

21
00:03:51,874 --> 00:03:53,714
‫می‌شه بهم نگاه کنی؟

22
00:03:53,795 --> 00:03:58,475
‫به من گوش نکردی
‫بهت گفتم چطوری باید ویکتور رو عذاب بدیم

23
00:03:58,554 --> 00:04:00,594
‫باید دخترش رو بکشی

24
00:04:00,674 --> 00:04:04,714
‫به نیروهای امنیتی بگو
‫مخفیگاه ایلانا رو پیدا کنن

25
00:05:17,834 --> 00:05:22,555
‫تو کی هستی؟
‫ما کجاییـم؟

26
00:05:34,315 --> 00:05:35,875
‫این رو بخون

27
00:05:37,875 --> 00:05:39,834
‫از طرفِ مادرتـه

28
00:05:46,435 --> 00:05:50,195
‫نترس!
‫من یکی از دوست‌های نزدیکِ ادلام

29
00:05:50,274 --> 00:05:54,154
‫ما دو تا مظنون داریم
‫عمر فهیم و جبار حسن

30
00:05:54,234 --> 00:05:56,234
‫اما ممکنه تعدادشون بیشتر باشه

31
00:05:56,315 --> 00:05:59,354
‫حتما مسلح
‫و شدیدا خطرناک هستن

32
00:05:59,435 --> 00:06:01,435
‫از شهروندها مراقبت کنید

33
00:06:01,515 --> 00:06:05,075
‫نمی‌خوایم با این مسئله،
‫حمام خون به راه بیفته

34
00:06:31,354 --> 00:06:33,394
‫تک‌تیراندازها موضع گرفتن

35
00:06:35,474 --> 00:06:37,955
‫به همه‌جای ساختمون داریم نیرو می‌فرستیم

36
00:06:38,995 --> 00:06:41,555
‫هنوز مظنونی دیده نشده

37
00:06:48,115 --> 00:06:49,875
‫حالا داریم وارد کنیسه می‌شیم

38
00:07:00,034 --> 00:07:05,834
‫کنیسه داره تخلیه می‌شه
‫همچنان اثری از عمر و جبار نیست

39
00:07:05,914 --> 00:07:11,515
‫- حالا چی؟ نمی‌دونم چیکار کنم
‫- جبار میاد

40
00:07:31,594 --> 00:07:35,675
‫- مامورین در جای خود هستن
‫- تفهیم شد، همه آماده باش‌ان

41
00:07:36,914 --> 00:07:39,515
‫همه‌شون دارن می‌رن
‫باید انجامش بدیم

42
00:07:39,594 --> 00:07:40,995
‫باشه

43
00:07:47,714 --> 00:07:50,875
‫بمب رو پیدا کردیم
‫داریم خنثی می‌کنیمـش

44
00:07:52,555 --> 00:07:54,555
‫الله با ماست

45
00:08:03,354 --> 00:08:07,115
‫نه توروخدا! چی شده؟

46
00:08:07,195 --> 00:08:09,354
‫- بمب خنثی شده
‫- خوبه

47
00:08:09,435 --> 00:08:11,914
‫این پایان کار نیست
‫هنوز باید اون حرومزاده‌ها رو پیدا کنیم

48
00:08:11,995 --> 00:08:13,955
‫تازه شروعـشه، درسته؟

49
00:08:14,034 --> 00:08:16,274
‫غیرممکنـه، می‌رم بررسی کنم

50
00:08:17,755 --> 00:08:22,474
‫هنوز مظنون‌ها رو دستگیر نکردیم
‫همه‌جا رو داریم می‌گردیم

51
00:08:22,555 --> 00:08:24,875
‫مطمئنم جبار میاد

52
00:08:24,955 --> 00:08:27,195
‫باید صبر کنن تا,,,

53
00:08:27,275 --> 00:08:30,675
‫یادتون باشه مسلح و خطرناک‌ان

54
00:08:41,435 --> 00:08:47,675
‫من چیزی نمی‌بینم، شما اینجا بمونید
‫متوجه شدید؟

55
00:08:49,155 --> 00:08:52,395
‫حواست باشه
‫تعدادشون بیشتر از ماست

56
00:08:55,675 --> 00:08:57,395
‫ویکتور

57
00:08:59,594 --> 00:09:04,275
‫توی قسمت تدارکات بهت نیاز دارن
‫یه چیزی درموردِ نوار دخترتـه

58
00:09:04,354 --> 00:09:07,395
‫ارتباطتون رو قطع کنید
‫هیچ صدایی ازتون درنیاد

59
00:09:12,275 --> 00:09:15,754
‫- مظنون مشاهده شد
‫- بگیریدیشون! بکشیدشون

60
00:09:45,195 --> 00:09:48,955
‫مظنون داره سلاحش رو درمیاره
‫بهش شلیک کنید

61
00:09:50,395 --> 00:09:54,234
‫مظنون کشته شد
‫تکرار می‌کنم، عمر فهیم کشته شد

62
00:09:55,514 --> 00:09:56,754
‫ویکتور کجاست؟

63
00:09:57,915 --> 00:10:02,035
‫ببخشید، مشکلی نداره
‫تا قسمت تدارکات راهنماییشون کنید؟

64
00:10:02,114 --> 00:10:04,354
‫واقعا شرمنده، ممنونم

65
00:10:40,754 --> 00:10:42,874
‫چه کوفتی شده؟

66
00:11:10,195 --> 00:11:11,915
‫- ویکتور رو دیدی؟
‫- آره

67
00:11:11,994 --> 00:11:15,795
‫- با یکی از نیروهای دریایی به قسمت تدارکات رفت
‫- چی؟ چرا؟

68
00:11:15,874 --> 00:11:19,195
‫یه تماسی گرفتن، یه چیزی
‫درمورد نوار دخترش گفتن

69
00:11:19,275 --> 00:11:22,915
‫- کی زنگ زد؟
‫- دبی؟

70
00:11:22,994 --> 00:11:25,915
‫دبی از قسمت تدارکات و ارسال
‫تماس می‌گیرم

71
00:11:25,994 --> 00:11:27,834
‫سلام عزیزم، جانم؟

72
00:11:27,915 --> 00:11:34,435
‫خب یه نواری با برچسب
‫ویکتور گو,,, گودانو دستمه؟

73
00:11:34,514 --> 00:11:36,874
‫باید برای دخترش
‫به رومانی ارسال بشه

74
00:11:36,955 --> 00:11:39,474
‫- ویکتور رو می‌شناسید؟
‫- بله، بله می‌شناسم

75
00:11:39,555 --> 00:11:43,195
‫بسیارخب، عزیزم من
‫به یه مشکل فنی کوچک برخوردم

76
00:11:43,275 --> 00:11:45,594
‫می‌تونید بهشون بگید
‫به دیدنـم بیان؟

77
00:11:45,675 --> 00:11:48,195
‫خیلی طول نمی‌کشه،
‫بعدش سریعا نوارش رو ارسال می‌کنیم

78
00:11:48,275 --> 00:11:51,275
‫اون نوار توی کشوی میز منه لویس
‫حتما گیج شدی

79
00:11:51,354 --> 00:11:55,754
‫گمون کنم، اجازه بدید با قسمت تدارکات تماس بگیرم،
‫و خبرش رو بهتون بدم

80
00:12:13,834 --> 00:12:17,474
‫ممنون
‫مرخصید، باقیش با من

81
00:12:51,874 --> 00:12:53,834
‫ماشۀ کوفتی رو بکش دیگه

82
00:12:56,275 --> 00:13:00,075
‫عجله داری شما؟ من که ندارم

83
00:13:01,435 --> 00:13:05,634
‫می‌خوام دلیلـش رو بدونم
‫چرا خیانت کردی؟

84
00:13:08,675 --> 00:13:10,555
‫دونستنش نفعی هم داره؟

85
00:13:11,955 --> 00:13:15,354
‫نه، واسه تو یکی که نه

86
00:13:15,435 --> 00:13:17,955
‫ولی برای من، میرچا،

87
00:13:18,035 --> 00:13:21,514
‫و همۀ مامورهایی که بخاطر تو
‫مُردن مثل سورین آره،

88
00:13:21,594 --> 00:13:24,675
‫می‌خوایم دلیلـش رو بدونیم

89
00:13:24,754 --> 00:13:27,994
‫حتی از اون معشوقۀ استازیِ بلوندتم محافظت نکردی

90
00:13:28,075 --> 00:13:30,354
‫به هرچیزی دست بزنی نابود می‌شه

91
00:13:30,435 --> 00:13:34,474
‫چرا؟ چرا به کشورت خیانت کردی؟

92
00:13:36,834 --> 00:13:39,354
‫بخاطر خودم این کار رو کردم خب؟

93
00:13:41,195 --> 00:13:44,955
‫به دولت مزخرفی خیانت کردم
‫که ازش خسته شدم

94
00:13:46,195 --> 00:13:48,714
‫خسته شدی؟

95
00:13:48,795 --> 00:13:50,435
‫از حکومت کردن خسته شدی،

96
00:13:50,514 --> 00:13:54,114
‫واسه همینم فکر کردی اگه واسه
‫آمریکایی‌ها کار کنی، بهتره؟

97
00:13:54,195 --> 00:13:56,795
‫فکر می‌کردم باهوشتـر از این حرف‌هایی

98
00:13:57,994 --> 00:13:59,994
‫در اشتباه بودی

99
00:14:01,275 --> 00:14:05,994
‫راضی شدی؟
‫یه احمق رو گرفتید

100
00:14:07,075 --> 00:14:12,795
‫قراره اینطوری توی تاریخ ازت یاد بشه
‫هم‌رزم ویکتور

101
00:14:12,874 --> 00:14:17,795
‫یه نامرد که به کشورش، دوست‌هاش،

102
00:14:17,874 --> 00:14:21,234
‫و به دخترش پشت کرد

103
00:14:57,435 --> 00:15:02,874
‫گفته بودم که ما روسی‌ها
‫تا تهش وفادار می‌مونیم

104
00:15:44,874 --> 00:15:47,634
‫- اینگرید؟
‫- اینگرید اینجا نیست، رفته

105
00:15:52,315 --> 00:15:54,395
‫- ممنون، ممنونم
‫- چی تو چنته داریم؟

106
00:15:54,474 --> 00:15:58,155
‫نیروهای امنیتی داره همۀ ساختمون‌ها
‫رو اتاق به اتاق بررسی می‌کنن

107
00:15:58,234 --> 00:16:00,275
‫برو دم ورودی پرس و جو کن،
‫شاید کسی دیدتـش

108
00:16:00,354 --> 00:16:02,514
‫عه؟ چشم قربان

109
00:16:05,035 --> 00:16:07,075
‫- فرنک‌، بفرمایید
‫- منم

110
00:16:07,155 --> 00:16:10,474
‫- کجایی؟
‫- توی خیابون‌ها، چارۀ دیگه‌ای نداشتم

111
00:16:10,555 --> 00:16:13,354
‫منظورت چیه چاره‌ای نداشتی؟
‫بعد از اون همه بدبختی که برای آوردنت کشیدیم!

112
00:16:13,435 --> 00:16:17,354
‫- فقط بگو ببینم گرفتیـشون؟
‫- بمب رو خنثی کردیم

113
00:16:17,435 --> 00:16:18,874
‫جبار چی؟

114
00:16:18,955 --> 00:16:22,075
‫نه، عمر با دو تای دیگه‌شون،
‫کریم و عبدل رو گرفتیم

115
00:16:22,155 --> 00:16:24,474
‫باید جبار رو پیدا کنیم

116
00:16:24,555 --> 00:16:27,435
‫ماجرا هنوز تموم نشده
‫من می‌شناسمش، حتما یه نقشۀ دیگه داره

117
00:16:27,514 --> 00:16:30,395
‫خیله‌خب پس برگرد
‫آلمانی‌ها رو توجیه می‌کنیم

118
00:16:30,474 --> 00:16:34,354
‫من به آلمانی‌ها اعتماد ندارم
‫جبار همیشه یک قدم جلوتر از بقیه‌ست

119
00:16:34,435 --> 00:16:37,594
‫بیا توی پارکینگ
‫باید اینگرید رو پیدا کنم

120
00:16:40,555 --> 00:16:45,155
‫خوشبختانه، زخم‌هاتون خوب می‌شه
‫اما لو رفتی

121
00:16:45,234 --> 00:16:48,234
‫برای شوهرت یادداشتی گذاشتی؟

122
00:16:49,354 --> 00:16:54,514
‫من,,, خیلی عجله‌ای رفتم
‫اصلا وقت نداشتم

123
00:16:54,594 --> 00:16:56,795
‫که اینطور

124
00:16:56,874 --> 00:17:02,034
‫بهش زنگ بزن
‫بهش بگو که عاشق یکی دیگه شدی

125
00:17:02,115 --> 00:17:04,435
‫و نباید بیاد دنبالت بگرده

126
00:17:06,915 --> 00:17:08,835
‫همین الان این کار رو بکن

127
00:17:09,835 --> 00:17:11,835
‫اوه، گریه هم بکن

128
00:17:11,915 --> 00:17:16,955
‫همیشه زنی که گریه می‌کنه
‫بخشیده می‌شه,,,

129
00:17:17,034 --> 00:17:19,355
‫پس فقط زنگ بزن

130
00:17:22,155 --> 00:17:23,595
‫حالا

131
00:18:34,314 --> 00:18:36,395
‫سلام! شما کی هستید؟

132
00:18:36,474 --> 00:18:38,675
‫فرنک جکسون از سازمان سیام
‫کاری باهاتون نداریم

133
00:18:38,754 --> 00:18:40,675
‫من هیچ کاری نکردم،
‫من,,, من فقط تمیزکاری می‌کنم

134
00:18:40,754 --> 00:18:43,074
‫اینگرید کجاست؟

135
00:18:43,155 --> 00:18:46,395
‫خونۀ مادرشوهرش
‫مریض شدن

136
00:18:46,474 --> 00:18:49,314
‫- جبار کجاست؟
‫- نمی‌دونم کجاست

137
00:18:49,395 --> 00:18:51,395
‫من مثل برادرم نیستم

138
00:18:54,195 --> 00:18:56,074
‫یالا جواب بده

139
00:19:03,074 --> 00:19:05,915
‫- گوستاو؟
‫- اینگرید، من,,,

140
00:19:05,994 --> 00:19:08,274
‫اینگرید

141
00:19:08,355 --> 00:19:10,074
‫وی,,, ویکتور؟

142
00:19:13,635 --> 00:19:16,794
‫توی,,, توی خونۀ من چیکار داری؟

143
00:19:20,595 --> 00:19:21,835
‫حالت خوبه؟

144
00:19:23,195 --> 00:19:27,474
‫نگران شده بودم
‫فکر کردم شاید,,,

145
00:19:28,635 --> 00:19:33,595
‫من,,, من,,, من اشتباه کردم

146
00:19:33,675 --> 00:19:36,794
از,,, نظرشون مُهرۀ سوخته‌ام
‫من,,,

147
00:19:38,754 --> 00:19:42,155
‫فکر نکنم کلا بتونم به خونه برگردم

148
00:19:42,234 --> 00:19:45,074
‫می‌تونم کمکت کنم
‫می‌تونم امنیتت رو تامین کنم

149
00:19:45,155 --> 00:19:47,915
‫بهم بگو کجایی

150
00:19:47,994 --> 00:19:51,474
‫می‌تونم سابقه‌ات رو پاک کنم
‫و به یه جای امن ببرمت

151
00:19:51,554 --> 00:19:54,955
‫و همۀ این کارها رو می‌تونی
‫از آمریکا انجام بدی، نه؟

152
00:19:55,034 --> 00:19:58,314
‫بهم گوش بده
‫ما بمب رو پیدا کردیم

153
00:19:58,395 --> 00:20:01,915
‫و توی این مسئله نقش مهمی داشتی،
‫می‌تونم ازش استفاده کنم

154
00:20:04,234 --> 00:20:06,714
‫شایدم بتونی همراهِ من بیای

155
00:20:09,474 --> 00:20:11,074
‫خداحافظ ویکتور

156
00:20:12,554 --> 00:20:13,955
‫خداحافظ، عز,,,

157
00:20:20,155 --> 00:20:21,675
‫بیا!

158
00:20:26,314 --> 00:20:28,355
‫فقط می‌خوام پسرم در امان باشه

159
00:20:28,435 --> 00:20:31,794
‫اگه بهمون کمک کنید، بهتون اطمینان می‌دم
‫که هم خودت و هم پسرت در امان باشید

160
00:20:41,274 --> 00:20:45,554
‫انبارش توی «لاونگاس 41»ـه

161
00:20:46,595 --> 00:20:50,595
‫به اداره پلیس برو و بهشون بگو
‫که باید با «ورنر باومگارتن» صحبت کنی

162
00:20:50,675 --> 00:20:54,794
‫مال اطلاعات آلمانه، با هیچکس دیگه صحبت نکنی‌ها
‫بگو که فرنک جکسون فرستادتت

163
00:21:29,434 --> 00:21:34,233
‫نترس
‫من نیومدم که بهت آسیبی برسونم

164
00:21:34,313 --> 00:21:37,793
‫شنیدم که نمی‌خوای
‫با پدرت به آمریکا بری

165
00:21:37,874 --> 00:21:41,233
‫نمی‌خوام آدم‌هایی که دوستشون دارم
‫رو رها کنم

166
00:21:42,354 --> 00:21:45,713
‫البته باید یه چیزی رو درک کنی

167
00:21:45,793 --> 00:21:49,033
‫که هیچ راه برگشتی نداری

168
00:21:49,114 --> 00:21:54,713
‫اگه اصرار به برگشتن داشته باشی،
‫می‌شه ترتیبش رو داد

169
00:21:54,793 --> 00:21:59,473
‫اما,,, سر از تیمارستان درمیاری

170
00:22:00,753 --> 00:22:02,753
‫یا حتی بدترش

171
00:22:03,993 --> 00:22:06,194
‫عمرا دووم بیاری

172
00:22:07,434 --> 00:22:10,073
‫اگه دختر اون پدری,,,

173
00:22:11,954 --> 00:22:13,513
‫,,,خودت می‌دونی

174
00:22:17,594 --> 00:22:22,394
‫- از من چی می‌خواید؟
‫- فعلا هیچی

175
00:22:23,834 --> 00:22:28,313
‫فقط یه قول کافیه,,,
‫برای این که به آمریکا برسی

176
00:22:32,954 --> 00:22:36,594
‫می‌تونی بری
‫بوریس ازت مراقبت می‌کنه

177
00:22:43,473 --> 00:22:47,513
‫از پرترۀ چائوشسکوت خوشم اومد

178
00:22:47,594 --> 00:22:49,313
‫افسوس که مادرت سوزوندش

179
00:23:41,513 --> 00:23:45,473
‫اینجا نیست
‫از هدف دوم نشونی هست؟

180
00:23:49,834 --> 00:23:51,513
‫نه

181
00:23:57,594 --> 00:24:02,753
‫نگاه کن ویکتور، چرا باید
‫پاسپورت رومانی داشته باشن؟

182
00:24:02,834 --> 00:24:04,634
‫بذار ببینم

183
00:24:09,674 --> 00:24:12,713
‫- کجا پیداشون کردی؟
‫- همینجا روی میز

184
00:24:12,793 --> 00:24:16,194
‫انگار یکی عمدا اینجا گذاشتـدشون،
‫می‌خواستن که پیدا بشن

185
00:24:16,273 --> 00:24:18,634
‫دشمن‌های چائوشسکوئن

186
00:24:18,658 --> 00:24:56,009
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

187
00:24:56,033 --> 00:24:57,553
‫کنفرانس بین‌المللی

188
00:24:57,634 --> 00:25:00,273
‫تاثیرگذاری بر مبارزه با فقر دوران کودکی

189
00:25:30,073 --> 00:25:33,233
‫به سفارتخونۀ آمریکا خوش اومدید
‫در خدمتـم

190
00:25:33,313 --> 00:25:34,993
‫ویکتور گودانو؟

191
00:25:38,594 --> 00:25:42,914
‫من ایلانا گودانو هستم
‫دخترشون

192
00:25:48,394 --> 00:25:51,114
‫ساشا کنوین

193
00:25:51,194 --> 00:25:53,273
‫یه چیزی پیدا کردم فرنک

194
00:25:56,834 --> 00:25:59,313
‫فکر کنم این یارو ساشا
‫احتمالا هدف دومـه

195
00:25:59,394 --> 00:26:00,674
‫سفارتخونه‌ست

196
00:26:21,834 --> 00:26:25,194
‫- جان میلر هستم
‫- فرنک کجاست؟

197
00:26:25,273 --> 00:26:27,033
‫رفته تا جایی,,, میاد

198
00:26:27,114 --> 00:26:31,033
‫همین الان ایلانا گودانو وارد سفارتخونه شد
‫ویکتور رو برسون

199
00:26:31,114 --> 00:26:33,874
‫بسه سیمپسون
‫انقدر زر نزن، قطع کن!

200
00:26:36,233 --> 00:26:37,954
‫از همۀ شما حضار محترم

201
00:26:38,033 --> 00:26:40,313
‫برای شرکت در این کنفرانس
‫از خیریۀ بین‌المللی کمال تشکر رو دارم

202
00:26:40,394 --> 00:26:43,394
‫مفتخرم سخنرانِ بعدیمون
‫رو خدمتتون معرفی کنم،

203
00:26:43,473 --> 00:26:45,194
‫بازماندۀ هولوکاست،

204
00:26:45,273 --> 00:26:49,194
‫و شخصی که دهه‌هاست
‫دوست خطابـش کردم

205
00:26:49,273 --> 00:26:52,154
‫آقای ساشا کنوین تنها یک بازمانده نیست

206
00:26:52,233 --> 00:26:53,954
‫مدت‌هاست با عنوان بهترین

207
00:26:54,033 --> 00:26:58,993
‫بازیکن بسکتبال دنیا شناخته شده

208
00:26:59,073 --> 00:27:02,154
‫لطفا بفرمایید,,, بنشینید

209
00:27:07,033 --> 00:27:10,874
‫آخه چطوری به بُن رسیدید؟

210
00:27:14,033 --> 00:27:15,434
‫جان میلر هستم

211
00:27:15,513 --> 00:27:18,313
‫جان من فرنکم، گوش بده بهم
‫یه بمب دیگه هم هست

212
00:27:18,394 --> 00:27:21,114
‫- هدفـش سفارتخونۀ آمریکاست
‫- چی؟

213
00:27:21,194 --> 00:27:23,993
‫تموم مدت کنفرانس
‫هدفِ جبار بوده

214
00:27:24,073 --> 00:27:25,473
‫تازه ویکتور سر از کارش درآورده

215
00:27:25,553 --> 00:27:28,793
‫باید همه رو از اونجا خارج کنی
‫و دنبال جبار بگردی

216
00:27:28,874 --> 00:27:30,793
‫و مراقب باش،
حتما بمب همراهـشه

217
00:27:30,874 --> 00:27:33,273
‫- فورا ساختمون رو تخلیه کنید
‫- چشم، باشه

218
00:27:33,354 --> 00:27:34,753
‫- فرنک؟
‫- بله؟

219
00:27:34,834 --> 00:27:36,914
‫- ایلانا گودانو اومده اینجا
‫- چی؟

220
00:27:36,993 --> 00:27:39,513
‫آره، توی دفترت نشسته

221
00:27:40,753 --> 00:27:42,874
‫الان حرکت می‌کنم
‫مراقبـش باش تا برسم

222
00:27:42,954 --> 00:27:46,354
‫- بقیه رو از اونجا خارج کن!
‫- حتما

223
00:27:46,434 --> 00:27:48,194
‫- چی؟
‫- دخترت

224
00:27:48,273 --> 00:27:50,634
‫همین الان به سفارتخونه رفته

225
00:27:50,713 --> 00:27:53,594
‫- مطمئنی؟
‫- جان پیشـشه، بیا بریم

226
00:27:53,674 --> 00:27:56,993
‫باید همین الان عکس
‫چهرۀ جبار حسن رو فتوکپی کنیم

227
00:27:57,073 --> 00:27:58,553
‫- چشم
‫- باشه

228
00:28:02,233 --> 00:28:04,233
‫هنوزم ویکتور رو پیدا نکردی؟

229
00:28:04,313 --> 00:28:08,313
‫پیش فرنکـه
‫یه سرنخی رو تا کلن دنبال کردن

230
00:28:08,394 --> 00:28:11,634
‫الان فرنک تماس گرفت
‫ظاهرا جبار با بمب توی سفارتخونه‌ست

231
00:28:11,713 --> 00:28:13,114
‫ظاهرا چی؟

232
00:28:13,194 --> 00:28:16,313
‫مدرکی دارن مبنی بر اینکه
‫همین الان جبار اینجاست

233
00:28:17,434 --> 00:28:18,874
‫مراقبـش باش

234
00:28:18,954 --> 00:28:21,073
‫وقتی که توی اردوگاه‌های آموزشی
‫با عمر آشنا شدی،

235
00:28:21,154 --> 00:28:24,874
‫یه وقتی واسش پاسپورت رومانی
‫که جور نکردی، کردی؟

236
00:28:27,914 --> 00:28:31,553
‫من تا حالا اون پاسپورت‌ها رو ندیدم،
‫اگه سوالت اینه

237
00:28:33,874 --> 00:28:35,993
‫ساشا کنوین!

238
00:28:44,313 --> 00:28:46,793
‫هدفـمون جبار حسنــه

239
00:28:46,874 --> 00:28:50,273
‫ممکنه شش تیغه کرده باشه،
‫شایدم خودش رو شبیه به اسرائیلی‌ها کرده

240
00:28:50,354 --> 00:28:53,954
‫احتمال خیلی زیاد هم اسمش رو تغییر داده
‫فورا پیداش کنید

241
00:28:54,033 --> 00:28:57,033
‫,,,برای کمک به این جوانان
‫که رویاهای بزرگتری در سر داشته باشن،

242
00:28:57,114 --> 00:29:01,553
‫در زمینۀ ورزشی بهتر بشن
‫و برای خودشون آینده‌ای بسازن

243
00:29:01,634 --> 00:29:06,753
‫همونطور که خبر دارید، چنین فرصت‌هایی
‫برای نسلِ من وجود نداشته

244
00:29:06,834 --> 00:29:08,354
‫کاملا برعکس بوده

245
00:29:11,954 --> 00:29:13,914
‫با عرض پوزش، گزارش دادن

246
00:29:13,993 --> 00:29:17,354
‫توی زیرزمین سفارتخونه
‫نشتی گاز شده

247
00:29:17,434 --> 00:29:20,553
‫متاسفانه همگی باید
‫ساختمون رو تخلیه کنیم

248
00:29:20,634 --> 00:29:24,793
‫کنفرانس بعد از رسیدگی به
‫این مسئله، ادامه پیدا می‌کنه

249
00:29:24,874 --> 00:29:27,073
بفرمایید، بفرمایید

250
00:29:42,713 --> 00:29:47,354
‫قربان؟ ساک دستیتون رو فراموش کردید

251
00:30:12,434 --> 00:30:14,033
‫خودشه!

252
00:30:31,194 --> 00:30:33,834
‫از این بابت متاسفم

253
00:30:33,914 --> 00:30:37,713
‫معمولا اینطوری شلوغ پلوغ نمی‌شه

254
00:30:37,793 --> 00:30:40,434
‫واقعا اینجا اکثرا یکنواخته

255
00:30:42,793 --> 00:30:44,914
‫اصلا نمی‌فهمی چی دارم می‌گم، نه؟

256
00:30:59,033 --> 00:31:02,313
‫- نه، نه، نه، ولش کن
‫- بذار برم!

257
00:31:03,914 --> 00:31:07,194
‫هیچکس به من نزدیک نشه، من یه بمب دارم!
‫تا دو دقیقۀ دیگه منفجر می‌شه!

258
00:31:07,273 --> 00:31:11,233
‫- تفنگت رو بذار زمین! فورا!
‫- هرکاری می‌گه بکن

259
00:31:13,834 --> 00:31:15,634
‫بندازش این طرف

260
00:31:18,394 --> 00:31:22,194
‫روی زمین دراز بکشید!
‫روی زمین دراز بکشید! فورا!

261
00:31:36,394 --> 00:31:38,793
‫بخوابید روی زمین!

262
00:31:38,874 --> 00:31:40,394
‫بسه!

263
00:31:41,713 --> 00:31:45,634
‫خوبی؟ والتر ببرش
‫لطفا به یه جای امن ببرش!

264
00:31:45,713 --> 00:31:47,473
‫برو، برو، برو!

265
00:32:00,993 --> 00:32:05,073
‫- قربان,,, قربان,,, من بودم این کار رو نمی‌کردم
‫- می‌دونی باید کدومشون رو ببُری؟

266
00:32:05,154 --> 00:32:10,033
‫واحد تسلیحاتی گذروندم
‫روشی که برای ساخت این چیزها دارن،

267
00:32:10,114 --> 00:32:13,354
‫اینه که یا واقعا پیچیده‌ست
‫و به ظاهر ساده می‌سازنش،

268
00:32:13,434 --> 00:32:17,634
‫یا اینکه ساده‌ست و
‫به ظاهر پیچیده می‌سازنش

269
00:32:17,713 --> 00:32:19,194
‫خب؟

270
00:32:25,434 --> 00:32:27,954
‫گمونم مدل پیچیده‌اشون بوده

271
00:32:57,834 --> 00:32:59,914
‫کسی این پایین اومد الان؟
‫یه آقای مصری؟

272
00:32:59,993 --> 00:33:01,753
‫نه، هیچکسی نیومد

273
00:33:51,954 --> 00:33:53,993
‫دوباره با همدیگه روبه‌رو شدیم

274
00:33:55,273 --> 00:34:00,313
‫باز هم توی جای اشتباهی
‫و در زمان اشتباهیـه

275
00:34:04,354 --> 00:34:06,633
‫شاکاروف برای این کار فرستادتت؟

276
00:34:08,033 --> 00:34:11,673
‫نمی‌دونستم دخترت قراره اینجا باشه

277
00:34:13,274 --> 00:34:15,314
‫مگه مهم بود اصلا؟

278
00:34:16,633 --> 00:34:18,673
‫اهمیت داشت که یه چاقو
‫زیر گلوش گذاشتی؟

279
00:34:18,754 --> 00:34:23,794
‫بیخیال ویکتور!
‫تو عضو کاگ‌‌ب هستی
‫(سرویس اطلاعات شوروی سابق)

280
00:34:23,874 --> 00:34:29,274
‫فکر نمی‌کردی که رویای آمریکاییت
‫رو ارزون بدست بیاری,,,

281
00:34:30,794 --> 00:34:32,354
‫درست می‌گم؟

282
00:34:54,394 --> 00:34:57,394
‫- همه حالـشون خوبه؟
‫- پدرم کجاست؟

283
00:34:57,473 --> 00:35:01,033
‫یه جسد پیدا شده، مظنون شناسایی شده
‫مرگش تایید شده

284
00:35:01,113 --> 00:35:02,673
‫بابا!

285
00:35:06,754 --> 00:35:08,633
‫من رو ببخش

286
00:35:11,033 --> 00:35:12,794
‫لطفا من رو ببخش

287
00:35:56,714 --> 00:35:58,394
‫فرنک جکسون هستم

288
00:35:58,473 --> 00:35:59,993
‫کارتر مدارک رو امضا کرد

289
00:36:00,073 --> 00:36:03,073
‫دو ساعت دیگه می‌تونیم
‫سوار هواپیماش کنیم

290
00:36:03,153 --> 00:36:06,153
‫عجب عوضیِ رو مخی هستی تو بخدا،
‫ترکوندی فرنک!

291
00:36:06,234 --> 00:36:07,794
‫هیچوقت ایمانـم رو از دست ندادم اسکات

292
00:36:07,874 --> 00:36:10,993
‫- توی واشنگتن می‌بینمت
‫- باشه

293
00:36:15,914 --> 00:36:18,193
‫کاری نکن که پشیمون بشم ویکتور

294
00:36:27,914 --> 00:36:32,593
‫بفرما عزیزم
‫می‌تونم پیشتون بشینم؟

295
00:36:52,874 --> 00:36:55,193
‫خب چطوری به آلمان اومدی؟

296
00:36:58,914 --> 00:37:01,473
‫می‌خواد بدونه چطوری به اینجا اومدی؟

297
00:37:03,394 --> 00:37:06,553
‫یکی از دوست‌های مامانـم
‫بهم کمک کرد

298
00:37:06,633 --> 00:37:08,033
‫توی یه ماشین مخفیـم کرد

299
00:37:08,113 --> 00:37:12,274
‫تا اینکه به اتریش رسیدم
‫و بعدش با ماشین به اینجا اومدم

300
00:37:12,354 --> 00:37:14,593
‫یکی از دوستانِ مادرش

301
00:37:14,673 --> 00:37:18,153
‫توی یه ماشین مخفیش کردن
‫و بعدش از اتریش تا اینجا رو با ماشین اومد

302
00:37:19,553 --> 00:37:22,153
‫بهت پاسپورت جعلی
‫و مدارک دادن؟

303
00:37:22,234 --> 00:37:25,234
‫بهت پاسپورت یا مدرکی چیزی دادن؟

304
00:37:25,314 --> 00:37:28,394
‫اصلا روحمم خبر نداره سر مرز
‫چی بهشون نشون دادن، من خوابیده بودم

305
00:37:28,473 --> 00:37:31,193
‫خبر نداره، خواب بود

306
00:37:31,274 --> 00:37:33,033
‫و بعدش اینجا پیاده‌ات کردن؟

307
00:37:33,113 --> 00:37:36,754
‫- خودشون دم سفارتخونه رسوندنت؟
‫- دو چهارراه اونورتر

308
00:37:36,834 --> 00:37:38,673
‫دو تا چهارراه اونورتر

309
00:37:44,673 --> 00:37:49,754
‫- این دوست مامان کیه؟ من رو می‌شناخت؟
‫- نه، حرفی ازت نزد

310
00:37:52,153 --> 00:37:55,513
‫این دوست یه خانـمه
‫ولی اسمش رو هم نمی‌دونه

311
00:37:57,113 --> 00:37:59,033
‫تا حالا قبلا دیده بودتـش؟

312
00:37:59,113 --> 00:38:00,834
‫قبلا تا حالا دیدیش؟

313
00:38:00,914 --> 00:38:04,473
‫چند باری که با مامان بیرون
‫رفته بودم، دیدمش

314
00:38:04,553 --> 00:38:07,673
‫فقط یه چندباری با مامانـش

315
00:38:10,193 --> 00:38:15,473
‫در ازای اینکه تا اینجا بیارنش
‫ازش چیزی خواستن؟

316
00:38:15,553 --> 00:38:19,593
‫چیزی تحویل بده؟
‫قولی بده؟

317
00:38:19,673 --> 00:38:21,473
‫در مقابل چیزی ازت خواستن؟

318
00:38:21,553 --> 00:38:24,314
‫چیزی بیاری
‫یا قولی بدی؟

319
00:38:29,234 --> 00:38:33,033
‫ممنون، دیگه سوالی ندارم

320
00:38:37,113 --> 00:38:40,993
‫هی، یه هدیه از طرف بابات آوردم برات

321
00:38:41,073 --> 00:38:43,553
‫نشد که به مقصد برسه

322
00:38:49,073 --> 00:38:51,073
‫تنهات می‌ذارم

323
00:38:54,073 --> 00:38:57,993
‫ایلانای عزیزتر از جانـم،

324
00:38:58,073 --> 00:39:02,033
‫نمی‌تونم تصور کنم بخاطر من
‫چه‌ها که نکشیدی

325
00:39:02,113 --> 00:39:08,193
فقط ازت می‌خوام حرف‌های اون شبـم رو
آویزۀ گوشت بکنی

326
00:39:08,274 --> 00:39:12,553
برای ‫نجات پیدا کردن،
‫فقط بخاطر همین رفتم

327
00:39:13,914 --> 00:39:18,234
‫من رفتم چون می‌خوام زندگیـت
‫عاری از هرگونه رمز و راز باشه

328
00:39:19,954 --> 00:39:24,234
‫آخرین شانسِ من برای
‫تقدیم کردنِ این زندگی به تو بوده

329
00:39:31,954 --> 00:39:36,473
‫توی آمریکا بالاخره آزاد خواهی بود
‫آزادیـش مثل رومانی نیست

330
00:39:37,914 --> 00:39:39,834
‫توی رومانی،
‫باید خودمون رو به فساد می‌کشیدیم

331
00:39:39,914 --> 00:39:43,993
‫تا یه رژیم فاسد سر پا بمونه

332
00:39:44,073 --> 00:39:50,274
‫منم همینکار رو کردم، احتمالا شنیدی
‫که متهم به چه اتهاماتی شدم

333
00:39:50,354 --> 00:39:54,274
‫اما تو زندگیِ متفاوتی خواهی داشت

334
00:39:54,354 --> 00:39:57,914
‫بهت قول می‌دم که آزاد و رها باشی

335
00:40:32,754 --> 00:40:36,633
‫خب بالاخره به آزادی رسیدن
‫چه احساسی داره؟

336
00:40:36,714 --> 00:40:42,673
‫من هرگز آزاد نخواهم بود
‫چائوشسکو تا روز مرگـش، دنبالـم می‌گرده

337
00:40:42,754 --> 00:40:45,993
‫هیچوقت دستش بهت نمی‌رسه
‫دیگه الان سازمان سیا پشتــته

338
00:40:46,073 --> 00:40:49,513
‫قراره با هویت جدید
‫به یه جای امن برای زندگی بفرستیمت

339
00:40:50,914 --> 00:40:54,234
‫نگران نباش ویکتور
‫به اون رویا می‌رسی

340
00:40:55,993 --> 00:40:58,354
‫از کدوم رویا حرف می‌زنی؟

341
00:40:58,434 --> 00:41:01,033
بعنوان یک شهروند توی آمریکا پیر می‌شی

342
00:41:02,513 --> 00:41:05,754
‫گمونم سعی کنم از این یه مورد
هم جون سالم به در ببرم

343
00:41:05,778 --> 00:41:19,690
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

344
00:41:19,714 --> 00:41:22,714
‫در 17 سپتامبر سال 1978،
‫مذاکرات کمپ دیوید با امضای دو چارچوب

345
00:41:22,794 --> 00:41:25,794
‫مبنی بر صلح در خاورمیانه توسط رئیس‌جمهور سادات

346
00:41:25,874 --> 00:41:28,714
‫و نخست وزیر به نتیجه رسید

347
00:41:28,738 --> 00:41:48,738
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

