﻿1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:30,530 --> 00:01:35,490
{\an1}‫مأموریت: 47

3
00:01:30,530 --> 00:01:35,490
{\an1}‫مشکلات آستین

4
00:01:33,990 --> 00:01:37,990
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:01:46,170 --> 00:01:52,090


6
00:01:46,170 --> 00:01:52,090
‫معلم تالار سسیل

7
00:01:46,170 --> 00:01:52,090
‫توماس آستین (55)
‫سال‌های تدریس: 30

8
00:01:53,840 --> 00:01:56,670
‫فقط... خواب بود...

9
00:01:56,670 --> 00:02:00,230
‫چقدر سروصدا می‌کنی. مگه آزار داری؟

10
00:02:00,230 --> 00:02:02,310
‫شـ ـ شرمنده...

11
00:02:04,260 --> 00:02:05,670
‫باز اتفاق افتاد.

12
00:02:05,670 --> 00:02:08,480
‫تازگی‌ها مدام دارم کابوس می‌بینم.

13
00:02:10,270 --> 00:02:13,320
‫به‌خاطر اون حادثه‌ست؟

14
00:02:20,930 --> 00:02:24,730
‫اگه بخوای می‌تونم به یه روانپزشکِ خوب معرفی‌ت کنم.

15
00:02:25,160 --> 00:02:29,550
‫پس اینطوری بود که... هندرسون-سنسه شما رو معرفی کردن.

16
00:02:30,240 --> 00:02:32,590
‫سلام، آستین-سنسه.

17
00:02:32,590 --> 00:02:35,080
‫خیلی ممنون که به دیدنم اومدید.

18
00:02:35,310 --> 00:02:36,930
‫بفرمایید چای.

19
00:02:36,930 --> 00:02:38,800
‫اوه، مرسی.

20
00:02:38,800 --> 00:02:42,130
‫راستش، اخیراً شب‌ها راحت نمی‌تونم چشم روهم بذارم.

21
00:02:42,130 --> 00:02:43,540
‫اعتراف بهش خجالت‌آوره،

22
00:02:43,540 --> 00:02:47,760
‫ولی حس می‌کنم تأثیراتِ اون
‫ حادثه‌ی اتوبوس‌ربایی هنوز از سرم نپریده.

23
00:02:47,760 --> 00:02:50,220
‫اصلاً لازم نیست بابتش خجالت بکشید.

24
00:02:50,720 --> 00:02:55,020
‫حادثه‌ی وحشتناکی بود.
‫شرایطی که دچارش شدید کاملاً طبیعیه.

25
00:02:55,020 --> 00:02:58,300
‫تصوراتی مثل «الان چون آدم گنده‌ای، مشکلی نداری.»

26
00:02:58,300 --> 00:03:00,900
‫یا «نباید ضعیف باشی.» کاملاً غلط هستن.

27
00:03:00,900 --> 00:03:04,880
‫دخترِ خودم درگیر این حادثه بود، پس خوب درک می‌کنم.

28
00:03:04,880 --> 00:03:07,840
‫بیاید در کنار هم زندگی‌مونو به حالت قبل برگردونیم.

29
00:03:08,980 --> 00:03:10,980
‫به‌نظر آدم خوبی میاد.

30
00:03:11,550 --> 00:03:15,660
‫راستی، شنیدم یه‌سری از بچه‌ها هم
‫ دارن اینجا مشاوره می‌گیرن.

31
00:03:15,660 --> 00:03:18,930
‫بله. به‌عنوان یه تیم داریم بهشون مشاوره می‌دیم.

32
00:03:18,930 --> 00:03:23,000
‫در چنین مواقعی، خیلی مهمه که
‫قبل از بحرانی شدن علائم‌تون...

33
00:03:20,720 --> 00:03:22,140
‫توماس آستین.

34
00:03:22,950 --> 00:03:24,770
‫از اونجایی که یکی از مدرس‌های آکادمیه،

35
00:03:23,000 --> 00:03:24,940
‫از سطوح پایین معاینه رو شروع کنیم.

36
00:03:24,770 --> 00:03:27,590
‫با دانش‌آموزها صمیمیه و رابطه‌ی خوبی باهاشون داره.

37
00:03:24,940 --> 00:03:28,210
‫این تنها برای بچه‌ها صدق نمی‌کنه.
‫بزرگسال‌ها هم همین روش رو پیش می‌گیرن.

38
00:03:28,180 --> 00:03:32,320
‫مطمئنم خیلی از فارغ‌التحصیل‌های مشهور آکادمی رو تعلیم داده.

39
00:03:28,210 --> 00:03:30,890
‫اول، باید به‌طور کامل شرایط فعلی‌تونو ارزیابی کنیم،

40
00:03:30,890 --> 00:03:33,150
‫و بعدش مناسب‌ترین شیوه‌ی درمان رو پیدا می‌کنیم.

41
00:03:33,000 --> 00:03:36,060
‫سال‌هاست داره اونجا تدریس می‌کنه،
‫پس مطمئنم شبکه‌ی ارتباطیِ بزرگی داره.

42
00:03:33,150 --> 00:03:36,830
‫و برای رسیدن به هدف، باید یه درمان پیوسته رو شروع کنیم.

43
00:03:36,830 --> 00:03:39,270
‫لطفاً این مورد رو فراموش نکنید.

44
00:03:36,840 --> 00:03:39,270
‫اگه بهم مدیون بشه، ضرری نداره.

45
00:03:39,270 --> 00:03:40,350
‫چشم...

46
00:03:40,830 --> 00:03:43,920
‫حالا می‌تونید بهم بگید چه اتفاقی افتاده؟

47
00:03:47,520 --> 00:03:51,650
‫و اغلب به‌خاطر کابوس‌هام از خواب می‌پرم...

48
00:03:52,180 --> 00:03:54,180
‫این خواب‌ها رو یادتونه؟

49
00:03:54,180 --> 00:03:56,440
‫نه، یادم نمیاد.

50
00:03:56,440 --> 00:03:58,830
‫صحنه‌های اون حادثه رو به یاد میارید؟

51
00:03:59,150 --> 00:04:01,300
‫همم... مطمئن نیستم.

52
00:04:02,230 --> 00:04:04,810
‫از طرف دیگه، دستام می‌لرزه،

53
00:04:04,810 --> 00:04:08,710
‫وسط روز احساس کسالت می‌کنم،
‫و بدون هیچ دلیلِ مشخصی کلافه می‌شم.

54
00:04:08,960 --> 00:04:11,760
‫علائم‌تون درست بعد از حادثه شروع شد؟

55
00:04:11,760 --> 00:04:15,180
‫فکر می‌کنم همینطوره. بله.

56
00:04:15,180 --> 00:04:19,080
‫با مقایسه‌ی حرفاش،
‫جایی که بهش نگاه می‌کنه، رفتارش، تُن صداش،

57
00:04:19,080 --> 00:04:21,900
‫و سازگاریش با موقعیت و اطلاعاتی که داره...

58
00:04:22,250 --> 00:04:26,760
‫تناقض‌های کوچیکی از حرفاش تو ذهنم می‌مونن،
‫ مثل استخونِ ریزی که تو گلوم گیر کرده.

59
00:04:26,760 --> 00:04:28,160
‫می‌گم...

60
00:04:29,460 --> 00:04:33,540
‫با این وضع می‌تونم به کارِ تدریسم ادامه بدم؟

61
00:04:34,130 --> 00:04:36,590
‫اگه آخر به‌خاطرش اخراج بشم...

62
00:04:37,080 --> 00:04:39,030
‫لطفاً نگران نباشید.

63
00:04:39,030 --> 00:04:41,410
‫اگه چیزی که تجربه می‌کنید اختلالِ استرس حاد باشه،

64
00:04:41,410 --> 00:04:43,750
‫در اکثر موارد، به‌تدریج به‌طور طبیعی حل می‌شه.

65
00:04:44,180 --> 00:04:46,800
‫عجله‌ای نیست. با حوصله روی بهبودی‌تون تمرکز کنید.

66
00:04:51,040 --> 00:04:53,810
‫خیلی‌خب. برای امروز تا همینجا کافیه.

67
00:04:53,810 --> 00:04:56,170
‫پنج‌شنبه‌ی هفته بعد می‌بینمتون.

68
00:04:56,170 --> 00:04:58,010
‫خیلی متشکرم.

69
00:05:01,240 --> 00:05:03,960
‫اون مرد داشت دروغ می‌گفت.

70
00:05:03,960 --> 00:05:05,700
‫برنامه‌ی این هفته‌تون.

71
00:05:05,700 --> 00:05:08,260
‫ولی مطمئن نیستم خودش بدونه یا نه.

72
00:05:08,650 --> 00:05:10,380
‫می‌تونی ته‌توشو دربیاری؟

73
00:05:10,380 --> 00:05:11,650
‫اطاعت می‌شه.

74
00:05:15,190 --> 00:05:17,970
‫برای صفر دقیقه و بیست ثانیه باهم حرف زدیم.

75
00:05:20,280 --> 00:05:22,710
‫به‌نظر نمیاد حالم بهتر از قبل شده باشه.

76
00:05:23,200 --> 00:05:27,770
‫دیروز هم دوباره توی خواب ناله می‌کردم،
‫و خانومم سرم داد که ساکت بشم.

77
00:05:31,870 --> 00:05:34,270
‫مدت زیادی با همسرتون زندگی می‌کنید؟

78
00:05:34,270 --> 00:05:38,350
‫عه؟ بله، حدود بیست سال.

79
00:05:38,350 --> 00:05:41,810
‫این چند وقته، شما و همسرتون در مورد چی صحبت می‌کردین؟

80
00:05:41,810 --> 00:05:44,870
‫ها؟ گفتم که، همه‌ش بهم می‌گه ساکت باشم.

81
00:05:44,870 --> 00:05:47,650
‫امم، فکر نکنم بشه اینو صحبت حساب کرد.

82
00:05:47,650 --> 00:05:48,960
‫متوجه نمی‌شم.

83
00:05:48,960 --> 00:05:51,780
‫حرف زدن درباره‌ی خانومم به فرایند درمانم مربوط می‌شه؟

84
00:05:51,780 --> 00:05:54,260
‫بهش گفتید که میاید اینجا؟

85
00:05:55,020 --> 00:05:59,030
‫نـ ـ نه، نگفتم! امکان نداره بتونم بگم!

86
00:05:59,030 --> 00:05:59,990
‫چرا نمی‌گید؟

87
00:05:59,990 --> 00:06:02,040
‫چرا؟ خب...

88
00:06:02,040 --> 00:06:04,820
‫چـ ـ چون می‌ترسم.

89
00:06:05,760 --> 00:06:08,150
‫می‌ترسید؟ از چی می‌ترسید؟

90
00:06:08,150 --> 00:06:11,460
‫از اینکه... نمی‌دونم اگه از الانم بیشتر بی‌مصرف بشم...

91
00:06:11,460 --> 00:06:13,380
‫چی بهم می‌گه.

92
00:06:13,790 --> 00:06:16,650
‫شما یه مدرسِ با اسم و رسم هستید.

93
00:06:16,650 --> 00:06:18,720
‫هـ ـ همچین چیزی مهم نیست!

94
00:06:19,090 --> 00:06:23,010
‫بگذریم، اگه فقط بتونید این عوارضی که
‫از اون حادثه دارم رو حل کنید...

95
00:06:23,770 --> 00:06:28,270
‫معذرت می‌خوام، سنسه، ولی در طول هفته‌ی گذشته،

96
00:06:28,270 --> 00:06:30,280
‫با چندتا از اطرافیان‌تون صحبتی داشتم.

97
00:06:31,700 --> 00:06:37,240
‫سنسه، شما این علائم رو چندین ماه
‫ قبل از این حادثه هم داشتید، درست نمی‌گم؟

98
00:06:39,070 --> 00:06:40,860
‫نـ ـ نه...

99
00:06:40,860 --> 00:06:43,410
‫این به‌خاطر اتوبوس‌ربایی‌ـه!

100
00:06:44,860 --> 00:06:46,900
‫دستام تازگی‌ها می‌لرزن.

101
00:06:46,900 --> 00:06:49,010
‫امیدوارم توی مراسم ورودی مشکلی پیش نیاد.

102
00:06:49,370 --> 00:06:52,010
سنسه؟ سنسه!

103
00:06:52,270 --> 00:06:54,310
‫شرمنده. حواسم پرت بود.

104
00:06:54,310 --> 00:06:57,340
‫آستین-سنسه، خیلی رنگ‌تون پریده.

105
00:06:57,340 --> 00:06:59,910
‫بهتر نیست یکی دیگه رو مسئول اردوی موزه بذاریم؟

106
00:06:59,910 --> 00:07:03,230
‫صرفاً این مدت نتونستم به‌قدر کافی بخوابم. طوری نیست.

107
00:07:06,260 --> 00:07:10,020
‫هرروز دارید باهاش سروکله می‌زنید، مگه نه؟

108
00:07:10,740 --> 00:07:12,810
‫چیزی که حتی بیشتر از اتوبوس‌ربایی ازش هراس دارید.

109
00:07:14,030 --> 00:07:17,160
‫اصلاً به هیچ دردی نمی‌خوری.

110
00:07:17,160 --> 00:07:21,170
‫شاید به سرویس امنیت ملی گزارشت کنم و بدم ببرنت.

111
00:07:18,660 --> 00:07:22,920
‫باید کنار لباس‌ها، مغزتم یه شستشویی بدی.

112
00:07:21,170 --> 00:07:24,340
‫غذای امشب همبرگرِ درست‌شده از گوشت تلخِ جنابعالیه.

113
00:07:24,340 --> 00:07:26,760
‫چیه؟ خودت گفتی هرچی باشه می‌خوری.

114
00:07:26,760 --> 00:07:27,960
‫نه!

115
00:07:27,960 --> 00:07:30,330
‫اینا همه‌ش به‌خاطر اتوبوس‌ربایی‌ـه.

116
00:07:30,330 --> 00:07:31,590
‫نه، به‌خاطر منه.

117
00:07:31,590 --> 00:07:33,920
‫اینا همه‌ش تقصیر منه.

118
00:07:33,920 --> 00:07:37,090
‫شرمنده که توی بیمارستان بستری شدم.

119
00:07:37,090 --> 00:07:41,760
‫این چند وقته چون مجبور نبودم به خر و پف‌های
‫ رو اعصابت گوش کنم، خیلی راحت می‌خوابیدم.

120
00:07:41,760 --> 00:07:44,550
‫پس می‌تونی تا ابد توی بیمارستان بمونی.

121
00:07:44,550 --> 00:07:47,330
‫و البته که حسابش رو باید خودت از جیب بدی.

122
00:07:50,190 --> 00:07:51,650
‫لطفاً آروم باشید، سنسه!

123
00:07:53,310 --> 00:07:55,680
‫ولی امکان نداره اینطور باشه!

124
00:07:55,680 --> 00:07:59,000
‫چطور ممکنه خانومم از تروریست‌ها هم ترسناک‌تر باشه؟!

125
00:07:59,000 --> 00:08:01,210
‫ترس می‌تونه شکل‌های مختلفی به خودش بگیره.

126
00:08:01,860 --> 00:08:05,330
‫اول، باید احساسِ واقعی‌تونو بپذیرید.

127
00:08:07,350 --> 00:08:09,250
‫دکتر فورجر!

128
00:08:09,250 --> 00:08:11,160
‫باید چه خاکی سرم کنم؟

129
00:08:11,160 --> 00:08:13,440
‫باید با ترس‌تون روبرو بشید.

130
00:08:13,440 --> 00:08:15,000
‫اینجا مهم‌ترین چیز صحبت کردنه.

131
00:08:15,000 --> 00:08:16,800
‫نـــــــــه!

132
00:08:16,800 --> 00:08:21,900
‫مهم نیست چی بهش بگم، تنها جوابی که می‌گیرم چشم‌غره‌ست!

133
00:08:23,540 --> 00:08:26,640
‫بیاید با خونسردی دلیلِ این موضوع رو پیدا کنیم.

134
00:08:27,900 --> 00:08:31,220
‫مسئله اینه که من روحمم خبر نداره چیه.

135
00:08:33,330 --> 00:08:41,290


136
00:08:33,330 --> 00:08:41,290
‫گزارش تحقیقات شبانگاه

137
00:08:33,620 --> 00:08:35,170
‫سالگرد ازدواج‌تو فراموش کردی.

138
00:08:35,170 --> 00:08:37,350
‫تو کارهای خونه و بچه‌داری کمکی نمی‌کنی.

139
00:08:37,350 --> 00:08:39,850
‫جوراب‌های کثیف‌تو رو زمین میندازی.
‫با مادرش مشکل داری.

140
00:08:39,850 --> 00:08:41,290
‫اینا کم دلیل نیستن.

141
00:08:41,580 --> 00:08:44,990
‫خب، حفظِ یه رابطه کار دشواریه.

142
00:08:45,510 --> 00:08:49,280
‫من همیشه وقتی خونه هستم، خیلی حواسمو جمع می‌کنم.

143
00:08:49,280 --> 00:08:52,230
‫اگه هویتِ واقعیم لو بره یا ازدواج‌مون به خطر بیفته،

144
00:08:52,230 --> 00:08:53,970
‫برام مسئله‌ی مرگ و زندگیه.

145
00:08:53,970 --> 00:08:57,570
‫خب، سعی می‌کنم به حالت‌های چهره‌ش توجه کنم.

146
00:08:57,570 --> 00:08:59,100
‫صرفاً توجه به حالاتِ چهره مهم نیست.

147
00:08:59,100 --> 00:09:02,930
‫با توجه به تُن صداش و چیزهای دیگه می‌فهمید چه حسی داره؟

148
00:09:02,930 --> 00:09:05,670
‫با روش‌های زیادی مثل سرعت نفس کشیدنش،
‫تعداد دفعات پلک زدنش،

149
00:09:05,670 --> 00:09:08,120
‫و صدای قدم‌هاش می‌شه اطلاعات کسب کرد.

150
00:09:08,120 --> 00:09:10,860
‫فـ ـ فوق‌العاده‌ست! به تمام این چیزا توجه می‌کنید؟

151
00:09:10,860 --> 00:09:14,150
‫سنپای. این کارها برای انسان عادی غیرممکنه.

152
00:09:14,150 --> 00:09:18,360
‫مهم‌ترین چیز اینه که درست‌حسابی ازش قدردانی کنید.

153
00:09:18,730 --> 00:09:23,000
‫و باید مسئولیتِ خودتون توی خونه هم بشناسید،

154
00:09:23,000 --> 00:09:24,430
‫و تا جایی که می‌تونید کمک‌حال...

155
00:09:24,430 --> 00:09:25,820
‫نـ ـ نمی‌تونم.

156
00:09:26,230 --> 00:09:29,400
‫دارم تمام تلاشمو برای بهتر شدن می‌کنم.

157
00:09:29,400 --> 00:09:33,290
‫ولی یهو حرف زدن یادم می‌ره،
‫یا چون دستام به لرزیدن میفتن، خرابکاری می‌کنم.

158
00:09:33,290 --> 00:09:34,570
‫نتیجه‌ی عکس می‌ده.

159
00:09:34,570 --> 00:09:36,460
‫مگه چقدر از زنت می‌ترسی؟

160
00:09:37,280 --> 00:09:41,250
‫پس اول از همه، بیاید با درمانِ آسیب روحی‌تون شروع کنیم.

161
00:09:41,720 --> 00:09:44,880
‫روبرو شدن با ترس‌هاتون کار سختیه،

162
00:09:44,880 --> 00:09:47,980
‫و هرچی بیشتر ازش اجتناب کنید،
‫درمان‌تون رو به تعویق میندازید.

163
00:09:48,530 --> 00:09:53,190
‫اول، باید با ترس‌تون روبرو بشید، و به مرور بهش غلبه کنید.

164
00:09:54,520 --> 00:09:56,560
‫به‌نظرتون از پسش برمیام؟

165
00:09:56,560 --> 00:09:59,310
‫نگران نباشید. باهمدیگه انجامش می‌دیم.

166
00:10:00,210 --> 00:10:03,000
‫چشماتونو ببندید و آروم نفس بکشید.

167
00:10:03,000 --> 00:10:06,820
‫اول، سعی کنید زمانی رو به یاد بیارید که همسرتون ترسوندتون.

168
00:10:07,360 --> 00:10:08,520
‫چشم.

169
00:10:15,810 --> 00:10:16,590
‫بس کن!

170
00:10:16,590 --> 00:10:19,510
‫وقتی چاقو دستت گرفتی، اون‌شکلی بهم نگاه نکن!

171
00:10:19,000 --> 00:10:20,480
‫چیزی نیست، سنسه!

172
00:10:20,480 --> 00:10:22,800
‫شما توی مطب هستید! جاتون امنه!

173
00:10:23,160 --> 00:10:26,500
‫بسه! اون پیازها رو به چشمام نمال!

174
00:10:26,500 --> 00:10:29,980
‫ببخشید که بی‌اجازه پودینگتو خوردم!

175
00:10:28,860 --> 00:10:31,990
‫واقعاً می‌شه سرِ جوراب و پودینگ جنگ راه انداخت؟

176
00:10:31,510 --> 00:10:34,020
‫چشمام! چشمام! سوختم!

177
00:10:33,990 --> 00:10:36,450
‫ازدواج واقعی... به‌نظر سخته.

178
00:10:34,020 --> 00:10:36,950
‫آآی! دارم می‌میرم!

179
00:10:37,310 --> 00:10:42,010
‫اگه من زنتون بودم،
‫هیچ‌وقت نمی‌ذاشتم همچین اتفاقی بیفته، سنپای.

180
00:10:37,780 --> 00:10:42,450
‫تو رو خدا بس کن! هرکاری بخوای می‌کنم!
‫فقط جون مادرت رحم کن!

181
00:10:42,450 --> 00:10:45,450
{\an9}‫روز بعد

182
00:10:43,280 --> 00:10:45,450
‫صبح بخیر، آستین-سنسه.

183
00:10:45,920 --> 00:10:48,160
‫اوضاع بین شما و همسرتون چطوره؟

184
00:10:48,160 --> 00:10:52,490
‫یکم زمان برد، ولی کم‌کم می‌تونم باهاش صحبت کنم.

185
00:10:52,490 --> 00:10:54,820
‫این اولین قدم به سمت صلحه.

186
00:10:54,820 --> 00:10:58,340
‫و این‌گونه، دنیا کمی صلح‌آمیزتر شد.

187
00:10:59,430 --> 00:11:03,430
{\an1}‫مأموریت: 47

188
00:10:59,430 --> 00:11:03,430
{\an1}‫یه دورهمی عادی

189
00:11:02,140 --> 00:11:04,860
‫اه، این کار تمومی نداره!

190
00:11:04,860 --> 00:11:06,340
‫همینو بگو!

191
00:11:06,340 --> 00:11:08,780
‫خب، اضافه کاری خوش بگذره، عزیزان.

192
00:11:08,780 --> 00:11:10,220
‫رئیس، چطوره یه نوشیدنی بخوریم؟

193
00:11:10,220 --> 00:11:11,730
‫چه فکر خوبی!

194
00:11:11,730 --> 00:11:12,820
‫لعنت بهش!

195
00:11:13,600 --> 00:11:15,780
‫می‌خواید کمک‌تون کنم؟

196
00:11:16,200 --> 00:11:19,490
‫خدایی؟ سنپای، فرشته‌ای بخدا!

197
00:11:19,490 --> 00:11:23,510
‫هنوز فرصت نکردم بابت اینکه آشپزی یادم دادید تشکر کنم.

198
00:11:23,510 --> 00:11:25,690
‫آره. باید برام جبرانش کنی.

199
00:11:25,690 --> 00:11:27,820
‫شارون، تو هم کمک کن!

200
00:11:27,820 --> 00:11:29,460
‫خداوکیلی؟ چه گیری کردیم.

201
00:11:38,870 --> 00:11:42,400
‫این چند وقته بیشتر باهامون صحبت می‌کنی، سنپای.

202
00:11:42,400 --> 00:11:43,330
‫عه؟!

203
00:11:43,330 --> 00:11:45,600
‫ا ـ اگه مزاحم شدم، ببخشید!

204
00:11:45,600 --> 00:11:48,140
‫نه، اشکالی که نداره.

205
00:11:49,050 --> 00:11:50,060
‫درسته...

206
00:11:50,530 --> 00:11:53,390
‫قبلاً فکر کنم فاصله‌م رو ازشون حفظ می‌کردم...

207
00:11:53,390 --> 00:11:56,000
‫تا هویتم به‌عنوان یه آدمکش مخفی بمونه.

208
00:11:56,680 --> 00:11:58,020
‫ولی عجیبه...

209
00:11:58,300 --> 00:12:02,570
‫الان حتی باید چیزای بیشتری مثل ازدواجم رو ازشون مخفی کنم.

210
00:12:02,960 --> 00:12:06,280
‫راستی، دخترت بعد از حادثه‌ی اتوبوس‌ربایی حالش خوبه؟

211
00:12:06,940 --> 00:12:09,940
‫بله. آنیا-سان خیلی بهتر شده.

212
00:12:09,940 --> 00:12:11,810
‫راستش، تمام مدت حالش خوب بود.

213
00:12:11,810 --> 00:12:13,410
‫آها. خوبه.

214
00:12:13,410 --> 00:12:16,730
‫وایسا ببینم! جای چرت‌وپرت گفتن، کارتونو بکنین!

215
00:12:16,730 --> 00:12:18,170
‫خودت که بدتری.

216
00:12:22,410 --> 00:12:24,540
‫تموم شد!

217
00:12:24,760 --> 00:12:26,390
‫خب پس، من دیگه می‌رم.

218
00:12:26,390 --> 00:12:27,730
‫دستت درد نکنه!

219
00:12:27,730 --> 00:12:29,770
‫واقعاً خیلی کمک رسوندی، سنپای.

220
00:12:29,770 --> 00:12:31,980
‫پسر، دارم از گشنگی می‌میرم.

221
00:12:31,980 --> 00:12:34,850
‫امشب شام مهمون شما دوتام، نه؟

222
00:12:34,850 --> 00:12:36,740
‫تچ. سگ خورد.

223
00:12:37,220 --> 00:12:38,950
‫تو هم میای دیگه، نه، سنپای؟

224
00:12:39,970 --> 00:12:40,830
‫عه؟

225
00:12:40,830 --> 00:12:41,900
‫هه؟

226
00:12:40,830 --> 00:12:41,900
‫هه؟

227
00:12:41,900 --> 00:12:44,190
‫ا ـ اشکالی نداره؟

228
00:12:44,190 --> 00:12:46,040
‫خب... گمونم.

229
00:12:46,040 --> 00:12:47,510
‫چه عجیب.

230
00:12:47,510 --> 00:12:49,610
‫یه میز همون جای همیشگی رزرو می‌کنم.

231
00:12:49,610 --> 00:12:51,940
‫د ـ درسته، یور.

232
00:12:51,940 --> 00:12:54,580
‫این‌جور تعاملات برای عادی به‌نظر رسیدن ضرورریه!

233
00:12:54,830 --> 00:12:59,060
‫اوه... پـ ـ پس باید به همسرم زنگ بزنم
‫و بگم برای شام نمی‌رسم.

234
00:12:59,060 --> 00:13:02,800
‫ایش، شاید همون بهتره مهمونت نکنم.

235
00:13:05,060 --> 00:13:09,430
‫واقعاً که، کاش دامینیک یکم بیشتر
‫دل و جیگر واسه پا پیش گذاشتن داشت.

236
00:13:09,430 --> 00:13:11,340
‫لعنت بهش!

237
00:13:11,340 --> 00:13:14,390
‫دقیقاً! باید دل و جیگرشونو دربیاری!

238
00:13:14,680 --> 00:13:17,190
‫پس تو این‌شکلی مست می‌شی، ها؟

239
00:13:17,190 --> 00:13:20,150
‫درشته. اشمم یور‌ـه.

240
00:13:20,150 --> 00:13:22,150
‫هوی میلی، زیادی بهش دادی.

241
00:13:22,150 --> 00:13:24,360
‫ولی من فقط گفتم یه لیوان بخوره.

242
00:13:24,630 --> 00:13:26,760
‫اوضاع شماها چطوره، سنپای؟

243
00:13:26,760 --> 00:13:28,600
‫رابطه‌ت با شوهرت خوب پیش می‌ره؟

244
00:13:28,600 --> 00:13:29,320
‫عه؟

245
00:13:29,320 --> 00:13:30,640
‫می‌خوام بشنوم!

246
00:13:30,640 --> 00:13:33,300
‫تو پر و پاچه‌ی هم می‌رید؟ ای شیطونا!

247
00:13:33,300 --> 00:13:37,220
‫نه... یعنی، یه بچه‌ی کوچیک داریم، پس...

248
00:13:37,220 --> 00:13:40,210
‫عه؟ زوج‌های بچه‌دار هم می‌تونن باهم لاس بزنن.

249
00:13:40,210 --> 00:13:42,080
‫مگه نه، شارون؟

250
00:13:42,080 --> 00:13:44,260
‫من از اول هم هیچ‌وقت تو پر و پاچه‌ی شوهرم نمی‌رفتم.

251
00:13:44,260 --> 00:13:49,210
‫لـ ـ لوید-شان می‌ذاره زندگی خوبی کنارش داشته باشم...

252
00:13:49,470 --> 00:13:50,990
‫«زندگی خوب» یعنی چی؟

253
00:13:50,990 --> 00:13:53,390
‫چیز دیگه‌ای نیست؟ یعنی هیچ دلخوری‌ای ازش نداری؟

254
00:13:53,390 --> 00:13:56,290
‫می‌خوام بشنوم رابطه‌ت چطوری از هم می‌پاشه.

255
00:13:56,290 --> 00:13:59,440
‫می‌خوام بهت بگم اون بازنده رو ول کنی بره.

256
00:13:59,690 --> 00:14:02,890
‫هـ ـ هیچ دلخولی‌ای ازش ندارم.

257
00:14:03,480 --> 00:14:06,110
‫یور-سان، غذا حاضره.

258
00:14:06,370 --> 00:14:09,330
‫محض احتیاط یه بسته غذای بوند هم برمی‌دارم.

259
00:14:09,330 --> 00:14:12,420
‫کاغذبازی‌های شهرداری؟ از قبل ترتیبشو دادم.

260
00:14:12,420 --> 00:14:14,530
‫شرکت گاز هم خبر کردم.

261
00:14:14,530 --> 00:14:15,930
‫حتماً خسته‌ای.

262
00:14:15,930 --> 00:14:19,490
‫من خودم همه‌چیو تمیز می‌کنم، تو می‌خوای برو دوش بگیر.

263
00:14:20,100 --> 00:14:21,460
‫نه، هیچی...

264
00:14:21,460 --> 00:14:23,940
‫داری دروغ می‌گی! مگه خر گیر آوردی؟!

265
00:14:23,940 --> 00:14:27,800
‫آره. هیچ مردی نیست که انقدر بی‌عیب و نقص باشه!

266
00:14:28,130 --> 00:14:31,430
‫فهمیدم قضیه چیه. لابد یه‌جور حقه‌ی ازدواج سوار کرده.

267
00:14:31,430 --> 00:14:32,710
‫داره سرت کلاه می‌ذاره!

268
00:14:32,710 --> 00:14:36,090
‫هوم هوم! باید زودتر قبل از اینکه پولاتو بالا بکشه ولش کنی!

269
00:14:36,090 --> 00:14:37,770
‫ا ـ اونطوری نیست!

270
00:14:38,030 --> 00:14:40,470
‫منم که دارم فریبش می‌دم.

271
00:14:41,020 --> 00:14:44,100
‫ز ـ زوج‌ها عادیه که از هم دلخول باشن؟

272
00:14:44,100 --> 00:14:45,690
‫آره! خیلی هم زیاد!

273
00:14:45,940 --> 00:14:48,540
‫فقط اولش به‌هم دل‌وقلوه می‌دین.

274
00:14:48,540 --> 00:14:50,900
‫وقتی باهم زندگی کنین ایرادای همو بیشتر می‌بینین.

275
00:14:50,900 --> 00:14:54,900
‫به قرارمون خیلی دیر رسیده و هرهر می‌خنده،

276
00:14:54,900 --> 00:14:56,870
‫جدی می‌خوام کله‌شو بکَنم.

277
00:14:56,870 --> 00:15:01,000
‫وقتی شوهرم پولامونو حیف‌ومیل می‌کنه
‫یا کلی بهونه میاره، منم همین حسو دارم.

278
00:15:01,000 --> 00:15:02,530
‫آره، همینو بگو!

279
00:15:02,530 --> 00:15:06,960
‫تازه، وقتی هی واسه تفریحاتم غر می‌زنه
‫می‌خوام تا می‌خوره شکمشو پاره کنم.

280
00:15:07,530 --> 00:15:10,300
‫آره به‌خدا!

281
00:15:07,920 --> 00:15:28,860


282
00:15:07,920 --> 00:15:28,860
{\an1}‫مسته

283
00:15:08,280 --> 00:15:10,350
‫این باورنکردنیه.

284
00:15:10,300 --> 00:15:11,410
‫آره.

285
00:15:10,350 --> 00:15:14,740
‫گمونم هرکی سر قرار می‌ره درواقع یه آدمکش‌‌ـه.

286
00:15:11,410 --> 00:15:12,490
‫مگه نه؟ تازه‌شم...

287
00:15:12,490 --> 00:15:12,890
‫آره.

288
00:15:12,890 --> 00:15:17,640
‫وقتی هم بهش می‌گم خسته‌م،
‫می‌خواد ادا دربیاره که اون بیشتر خسته‌ست، فقط می‌خوام...

289
00:15:14,740 --> 00:15:17,650
‫مغازه‌دار هیش‌وقت اینو بهم یاد نداد.

290
00:15:18,100 --> 00:15:22,950
‫چون قبل اینکه آدمکش بشم ازدواج کردم عجیبم؟

291
00:15:22,950 --> 00:15:24,560
‫اوه، باید چیکار کنم؟

292
00:15:24,560 --> 00:15:26,360
‫شاید بهتره اینو با اونا درمیون بذارم و...

293
00:15:26,360 --> 00:15:28,860
‫نه، باید خونشردی‌تو حفظ کنی، یور. تو نمی‌تونی.

294
00:15:28,860 --> 00:15:30,400
‫باید خودتو وفق بدی.

295
00:15:30,400 --> 00:15:32,830
‫باید جوری رفتار کنی که انگار بعد از ازدواج آدمکش شدی!

296
00:15:32,830 --> 00:15:37,530
‫راشتی، منم خیلی‌وقتا فکر کشتنشو می‌کنم.

297
00:15:37,530 --> 00:15:38,670
‫مثلاً چی شده بود؟

298
00:15:38,670 --> 00:15:41,500
‫ها؟ امم، آه...

299
00:15:41,930 --> 00:15:48,910
‫مـ ـ من املت‌هامو شیرین دوشت دارم،
‫ولی لوید-سان به فکر شلامتیِ آنیا-شانه،

300
00:15:48,910 --> 00:15:52,830
‫سر همین اصلاً شیرین درشتشون نمی‌کنه و عصبی می‌شم.

301
00:15:52,830 --> 00:15:55,210
‫درواقع اشلاً عصبیم نمی‌کنه.

302
00:15:55,540 --> 00:15:58,620
‫یعنی چی؟ آره، سلیقه‌ها توی غذا فرق داره، ولی...

303
00:15:58,620 --> 00:16:02,280
‫اگه واسه همچین چیزی می‌خوای بکشیش، شاید دکتر لازم باشی.

304
00:16:02,280 --> 00:16:04,940
‫وقتی برات غذا درست می‌کنه که نباید غر بزنی.

305
00:16:04,940 --> 00:16:07,870
‫حالا نمی‌خواد یه‌چیزی سرهم کنی، سنپای.

306
00:16:07,870 --> 00:16:09,150
‫ولی راشته!

307
00:16:09,150 --> 00:16:13,600
‫ما فقط یه خانواده‌ی عادی هستیم
‫که هرروز می‌جنگیم و همدیگه رو خونی و مالی می‌کنیم!

308
00:16:13,600 --> 00:16:14,740
‫لطفاً باورم کنیــن!

309
00:16:14,740 --> 00:16:16,160
‫خب این هیچیش عادی نیست!

310
00:16:16,160 --> 00:16:17,380
‫به ‌هر صورت!

311
00:16:17,380 --> 00:16:20,840
‫همه‌شیِ لوید-شان رو مخم می‌ره!

312
00:16:20,840 --> 00:16:23,440
‫خون جلو چشمامو گرفته!

313
00:16:23,440 --> 00:16:24,710
‫باشه، باشه.

314
00:16:28,340 --> 00:16:30,190
‫این... این جواب نمی‌ده.

315
00:16:30,190 --> 00:16:34,300
‫باید یه‌جوری خودمو شابت کنم وگرنه گزارشم می‌کنن!

316
00:16:34,300 --> 00:16:36,200
‫الکل، نجاتم بده!

317
00:16:36,200 --> 00:16:38,430
‫آهای، داری زیاده‌روی می‌کنی، سنپای.

318
00:16:45,350 --> 00:16:47,370
‫خیلی می‌بشخید.

319
00:16:48,650 --> 00:16:50,280
‫عه؟ سنپای؟!

320
00:16:54,160 --> 00:16:57,400
‫برای اینکه زندگی زناشویی‌ت رو حفظ کنی،

321
00:16:57,400 --> 00:16:59,460
‫اجازه می‌خوای که همسرتو بکشی؟

322
00:17:00,390 --> 00:17:03,100
‫یه‌شیز خیلی ضروریه.

323
00:17:03,100 --> 00:17:05,610
‫همم... بسیار خب.

324
00:17:05,610 --> 00:17:08,130
‫اگه این دنیا رو تبدیل به جایی زیباتر می‌کنه.

325
00:17:10,580 --> 00:17:11,760
‫یور-سان.

326
00:17:12,120 --> 00:17:16,300
‫اینکه بخوای به‌خاطر یه املت منو بکشی یه رفتار غیرعادیه.

327
00:17:16,300 --> 00:17:18,250
‫نه، لوید-شان.

328
00:17:18,250 --> 00:17:19,740
‫من خیلی هم عادی‌ام،

329
00:17:19,740 --> 00:17:23,720
‫پش اگه نخوام کشی بفهمه یه آدمکشم باید بکشمت.

330
00:17:30,480 --> 00:17:32,700
‫بابا! مامان!

331
00:17:32,700 --> 00:17:34,440
‫باهمدیگه نجنگیــن!

332
00:17:34,440 --> 00:17:38,330
‫آنیا املت‌شو می‌خوره، پس تو رو خدا نجنگین!

333
00:17:39,260 --> 00:17:43,690
‫امم، خانم، لطفاً چاقوتونو بیرون نبرید...

334
00:17:45,170 --> 00:17:48,670
‫نمی‌تونم بکشمش! کشتن کار بدیه!

335
00:17:48,910 --> 00:17:52,250
‫صاحب رستوران هم اجازه‌شو نمی‌ده.

336
00:17:52,670 --> 00:17:55,100
‫چی داری می‌گی؟ از این جوکای زیرپوستیه؟

337
00:17:55,100 --> 00:17:56,130
‫چه خنده‌دار.

338
00:17:56,470 --> 00:18:00,010
‫باشه سنپای. ثابت کردی تو و شوهرت کبوترای عاشقین.

339
00:18:00,010 --> 00:18:02,710
‫ولی واقعاً اونطوری که می‌گید نیشت!

340
00:18:02,710 --> 00:18:04,110
‫آه، چقدر مسخره.

341
00:18:04,110 --> 00:18:07,210
‫بیاید زودتر جمعش کنیم که سنپای برگرده پیش عشقش.

342
00:18:07,210 --> 00:18:08,270
‫راست می‌گی.

343
00:18:08,270 --> 00:18:09,580
‫ای بابا!

344
00:18:09,580 --> 00:18:12,250
‫شرط می‌بندم تا برگردی خونه قراره از لب و لوچه‌ش آویزون شی.

345
00:18:12,250 --> 00:18:13,650
‫نـ ـ نـ ـ نـ ـ نخیرم!

346
00:18:13,650 --> 00:18:15,640
‫عه‌وا! مثلاً بوس خوش‌آمدگویی؟

347
00:18:15,640 --> 00:18:16,850
‫گـ ـ گفتم نمی‌کنم!

348
00:18:16,850 --> 00:18:18,240
‫احتمالاً باهمدیگه حموم می‌کنین.

349
00:18:18,240 --> 00:18:19,650
‫نمی‌کنیم!

350
00:18:19,650 --> 00:18:23,610
‫هه! هه! هه!

351
00:18:21,110 --> 00:18:23,610
‫چشه؟ چقدر بانمک شده.

352
00:18:24,370 --> 00:18:27,840
‫ولی خب، یه بوس خوش‌آمدگویی که یه‌چیز عادیه.

353
00:18:28,900 --> 00:18:29,790
‫آره.

354
00:18:30,180 --> 00:18:33,030
‫حتی اگه ازش دلخور باشی، لااقل دیگه اینکارو می‌کنی.

355
00:18:33,030 --> 00:18:34,270
‫آره آره.

356
00:18:34,270 --> 00:18:34,950
‫عه؟

357
00:18:34,950 --> 00:18:37,400
‫همه اینکارو می‌کنن. عادیه.

358
00:18:37,400 --> 00:18:38,260
‫عـــه؟!

359
00:18:39,230 --> 00:18:42,700
‫یه بوس خوش‌آمدگویی... عادیه؟!

360
00:18:42,700 --> 00:18:44,730
‫می‌شه صورت‌حساب‌مونو بیارین؟

361
00:18:48,190 --> 00:18:49,570
‫به‌نظرت انجامش می‌ده؟

362
00:18:49,570 --> 00:18:51,920
‫25 پنت می‌بندم که نه.

363
00:18:51,920 --> 00:18:53,900
‫شاید یکم زیاده‌روی کردیم.

364
00:18:54,210 --> 00:18:57,130
‫سنپای خیلی دیگه معصومه.

365
00:18:57,130 --> 00:18:59,120
‫از تماشا کردنش خجالت می‌کشم.

366
00:18:59,850 --> 00:19:02,680
‫اتفاقاً حرف زدن باهاش خیلی جالبه.

367
00:19:02,680 --> 00:19:04,680
‫بعداً باز باید دعوتش کنیم.

368
00:19:08,960 --> 00:19:10,250
‫خوش اومدی، یور-سان.

369
00:19:10,560 --> 00:19:12,290
‫خوش گذشت؟

370
00:19:12,290 --> 00:19:15,720
‫خوشحالم رابطه‌ش با همکاراش داره بهتر می‌شه.

371
00:19:16,060 --> 00:19:18,010
‫بـ ـ بو...

372
00:19:17,170 --> 00:19:24,260
‫دوباره
‫همون
‫دماسنج

373
00:19:19,220 --> 00:19:21,050
‫شاید بهش خوش نگذشته؟

374
00:19:21,050 --> 00:19:22,680
‫بوس خوش‌آمدگویی...

375
00:19:22,680 --> 00:19:25,400
‫بوس خوش‌آمدگویی! بوس خوش‌آمدگویی!
‫بوس خوش‌آمدگویی!

376
00:19:25,400 --> 00:19:27,410
‫بوس خوش‌آمدگویی! بوس خوش‌آمدگویی!

377
00:19:30,090 --> 00:19:31,150
‫نمی‌تونم...

378
00:19:32,940 --> 00:19:33,770
‫اوه.

379
00:19:35,960 --> 00:19:38,490
‫انگار یکم زیادی نوشیدنی خوردی، یور-سان.

380
00:19:38,480 --> 00:19:43,820
‫و   دومی

381
00:19:38,780 --> 00:19:41,870
‫می‌خواد بوسم کنه! راه فراری نیست!

382
00:19:42,920 --> 00:19:43,840
‫ای وای.

383
00:19:44,130 --> 00:19:47,370
‫اینطوری باز قراره به لوید-شان آشیب بزنم...

384
00:19:47,370 --> 00:19:51,760
‫ممکنه ناخودآگاه بزنم بکشمش!

385
00:19:47,370 --> 00:19:55,830
‫و   دومی

386
00:19:51,760 --> 00:19:54,360
‫باید مقاومت کنی، یور!!

387
00:19:56,360 --> 00:19:58,130
‫بوشاه!

388
00:19:58,130 --> 00:19:59,480
‫عــــه؟!

389
00:19:59,800 --> 00:20:03,010
‫چه نوشیدنی‌ای خوردی که به این وضع افتادی؟

390
00:20:03,010 --> 00:20:05,110
‫خیلی شلمنده! شلمنده!

391
00:20:05,110 --> 00:20:07,120
‫من عادی نیشتم!

392
00:20:07,120 --> 00:20:09,220
‫اشکالی نداره! اول بیا یکم آب بخور.

393
00:20:09,220 --> 00:20:12,240
‫لـ ـ لـ ـ لـ ـ لوید-شان می‌خواد بوسم کنه!

394
00:20:12,240 --> 00:20:13,020
‫لطفاً آروم باش!

395
00:20:13,020 --> 00:20:16,590
‫بابا و مامان باز دارن بلندبلند لاس می‌زنن.

396
00:20:16,610 --> 00:20:26,610
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

397
00:21:48,330 --> 00:21:50,910
‫با اخبار صبحگاهیِ فضا در خدمتتون هستیم.

398
00:21:48,450 --> 00:21:52,460
{\an1}‫مأموریت: 47

399
00:21:48,450 --> 00:21:52,460
{\an1}‫فرود روی ماه

400
00:21:50,910 --> 00:21:54,310
‫در حین اینکه رقابت فضاپیمایی میان غرب و شرق تشدید می‌شود،

401
00:21:54,310 --> 00:21:59,970
‫به مدیر دفتر طراحی تجربی شماره ۳، گالاگر،
‫افزایش بودجه‌ی قابل توجهی اعطا شده.

402
00:21:55,880 --> 00:21:57,190
‫اوووه!

403
00:21:57,190 --> 00:21:59,650
‫موندم قراره اوتوس 7 رو پرتاب کنن یا نه!

404
00:21:59,650 --> 00:22:01,290
‫خیلی هیجان دارم!

405
00:22:01,290 --> 00:22:03,400
‫فقط امیدوارم منفجر نشه.

406
00:22:03,990 --> 00:22:05,650
‫چطور می‌تونین همچین حرفی بزنین؟!

407
00:22:05,650 --> 00:22:07,500
‫دامیان-سامای بو گندو!

408
00:22:07,500 --> 00:22:08,810
‫بو نمی‌دم.

409
00:22:08,810 --> 00:22:12,770
‫انگاری فقط دارن توسعه‌شونو سریع می‌کنن که از غرب جا نمونن.

410
00:22:12,770 --> 00:22:16,430
‫تازه، کی دلش می‌خواد فضا بره
‫وقتی هیچ هوایی نیست و می‌میری؟

411
00:22:16,430 --> 00:22:18,470
‫غذای خوشمزه هم نداره.

412
00:22:19,180 --> 00:22:23,750
‫شما دوتا هیچ درک نمی‌کنین فضا چقدر شگفت‌انگیزه!

413
00:22:24,100 --> 00:22:26,650
‫آهای، مدرسه داره شروع می‌شه ها.

414
00:22:26,650 --> 00:22:29,240
‫گوم بوم! گابوم!

415
00:22:29,240 --> 00:22:33,260
‫موشک حالا با موفقیت روی ماه فرود اومـــد!

416
00:22:33,260 --> 00:22:34,080
‫ووش!

417
00:22:35,470 --> 00:22:39,660
‫ظاهراً وقتی امروز صبح اخبار رو درباره‌ی فضا شنیده
‫حسِ ماجراجوییش گل کرده.

418
00:22:39,660 --> 00:22:44,580
‫اووه، پس تو هم یه آدم فهمیده‌ای که عجایبِ فضا رو درک می‌کنه!

419
00:22:45,110 --> 00:22:48,470
‫آنیا می‌خواد یه قلعه روی ماه بسازه و اونجا زندگی کنه.

420
00:22:48,470 --> 00:22:50,740
‫می‌فهمم! قشنگ می‌فهمم چی می‌گی!

421
00:22:50,740 --> 00:22:52,660
‫رنگ و طرحِ موشکی که ساختی...

422
00:22:52,660 --> 00:22:54,250
‫حتماً از روی اورتوسِ کلاس K بوده!

423
00:22:54,250 --> 00:22:54,810
‫چمدونم.

424
00:22:55,410 --> 00:22:58,740
‫می‌دونستی؟ مدیر گلاگر اون مدل رو هشت سال پیش طراحی کرده!

425
00:22:58,740 --> 00:23:01,190
‫خیلی چیزا بلدی ها.

426
00:23:02,240 --> 00:23:06,120
‫همف. اکتشافات فضایی توسط دولت انجام می‌شه.

427
00:23:06,510 --> 00:23:08,220
‫و ـ وقتی یه سیاستمدار بشم،

428
00:23:08,220 --> 00:23:11,520
‫کاری می‌کنم سفر کردن به ماه آسون‌تر بشه... و اینا...

429
00:23:11,520 --> 00:23:13,040
‫کمک! کمک!

430
00:23:13,040 --> 00:23:15,050
‫اتاقکِ خلبان آتیش گرفته!

431
00:23:15,730 --> 00:23:17,220
‫خونسردی‌تو حفظ کن، کمک‌خلبان!

432
00:23:17,220 --> 00:23:19,700
‫نه! همین الان یه کاری کن!

433
00:23:19,700 --> 00:23:21,590
‫اول باید اکسیژن رو تخلیه کنیم...

434
00:23:20,910 --> 00:23:23,950
‫اگه بخوای صداتو بشنوه، باید بلندتر حرف بزنی.

435
00:23:21,590 --> 00:23:23,100
‫اول آب.

436
00:23:24,570 --> 00:23:25,950
‫و فرار کردیم!

437
00:23:36,940 --> 00:23:39,940
{\an1}‫مأموریت: 48

438
00:23:36,940 --> 00:23:39,940
{\an1}‫وضعیت فوق‌العاده درجه 3

439
00:23:40,010 --> 00:23:42,010
‫

