﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:36,000 --> 00:00:43,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:43,777 --> 00:00:45,746
‫یادداشت شخصی دکتر.

4
00:00:45,879 --> 00:00:50,084
‫تاریخ ستاره‌ای ۸۶۹۳۷۲.۱.

5
00:00:51,385 --> 00:00:54,922
‫"آسمون کم‌کم داره یه رگه‌های نوری

6
00:00:55,022 --> 00:00:57,125
‫از سمت شرق نشون می‌ده."

7
00:00:57,891 --> 00:01:00,728
‫تا حالا چند تا طلوع خورشید دیدم؟

8
00:01:00,861 --> 00:01:05,765
‫تنها، در حالی که بیشتر خدمه
‫تازه دارن بیدار می‌شن،

9
00:01:05,766 --> 00:01:07,968
‫با یه دیدگاه تازه

10
00:01:08,068 --> 00:01:11,505
‫که نتیجه‌ی یه خواب راحت شبونه‌ست.

11
00:01:13,006 --> 00:01:15,976
‫می‌خوام بگم همش توهمه.

12
00:01:16,076 --> 00:01:20,947
‫من تمام مدت اینجا بودم،
‫و هیچ‌چیزی تغییر نکرده.

13
00:01:20,948 --> 00:01:24,552
‫ولی زمان، هیولای اوناست.

14
00:01:24,652 --> 00:01:27,087
‫زمان، هیولای منه.

15
00:01:27,221 --> 00:01:29,723
‫ما رو به شکل‌های متفاوتی گاز می‌گیره.

16
00:01:38,098 --> 00:01:41,434
‫دانشجو تاریما سادال
‫امروز داره پیش ما برمی‌گرده

17
00:01:41,435 --> 00:01:45,273
‫بعد از اینکه از کماش
‫بهبود کامل پیدا کرده.

18
00:01:46,039 --> 00:01:51,011
‫بتازوییدها بهش یه مهارکننده‌ی عصبی
‫تکامل‌یافته‌ی جدید دادن

19
00:01:51,111 --> 00:01:53,781
‫که بهش اجازه می‌ده
‫توانایی‌هاشو کنترل کنه

20
00:01:53,914 --> 00:01:56,950
‫بدون اینکه خطر آسیب زدن به خودش رو داشته باشه.

21
00:01:57,050 --> 00:02:00,020
‫تصمیم گرفته شده
‫که اونو منتقل کنن

22
00:02:00,120 --> 00:02:04,492
‫به آکادمی استارفلیت برای
‫باقی‌مونده‌ی تحصیلاتش.

23
00:02:05,226 --> 00:02:07,294
‫در حالی که بدنش خوب شده،

24
00:02:07,295 --> 00:02:13,167
‫ذهن و روحش
‫احتمالاً زمان بیشتری نیاز داره.

25
00:02:13,301 --> 00:02:16,469
‫دانشجو سادال، خوش اومدی.

26
00:02:16,470 --> 00:02:19,707
‫دکتر و من می‌خواستیم
‫موقع ورودت اینجا باشیم.

27
00:02:20,474 --> 00:02:22,643
‫بله، صدراعظم.
‫فکر کنم به خاطر همین شما...

28
00:02:22,776 --> 00:02:25,413
‫معلومه که به خاطر همین اینجاییم.

29
00:02:26,146 --> 00:02:28,249
‫مطمئنم اینکه
‫شورای استارفلیت،

30
00:02:28,349 --> 00:02:30,484
‫صدراعظم کلرک و شخص خودم

31
00:02:30,584 --> 00:02:31,985
‫تصمیم گرفتیم
‫شما رو منتقل کنیم

32
00:02:32,085 --> 00:02:34,188
‫از کالج جنگ
‫به آکادمی استارفلیت

33
00:02:34,288 --> 00:02:36,657
‫باید چالش‌برانگیز باشه.

34
00:02:38,025 --> 00:02:40,127
‫دانشجو سادال،

35
00:02:40,228 --> 00:02:42,863
‫توانایی‌های همدلی فوق‌العاده‌ای
‫که نشون دادی

36
00:02:42,996 --> 00:02:45,533
‫روی میازاکی، جون خیلی‌ها رو نجات داد،

37
00:02:45,666 --> 00:02:48,135
‫با هزینه‌ی شخصی گزاف.

38
00:02:48,236 --> 00:02:51,004
‫با این حال، شبکه‌ی
‫نورون‌های آینه‌ای شما

39
00:02:51,104 --> 00:02:54,608
‫از یه حادثه‌ی مشابه دیگه جون سالم به در نمی‌بره.

40
00:02:54,708 --> 00:02:58,711
‫شما توی یه تعادل پیچیده
‫زندگی می‌کنید.

41
00:02:58,712 --> 00:03:00,214
‫قربان.

42
00:03:01,982 --> 00:03:04,752
‫تعهد به یه تخصص
‫در علوم یا تحقیقات

43
00:03:04,852 --> 00:03:06,287
‫برای امنیت شما حیاتیه.

44
00:03:06,387 --> 00:03:08,356
‫این توی کالج جنگ
‫امکان‌پذیر نبود.

45
00:03:08,456 --> 00:03:10,057
‫م-من این تصمیم رو
‫درک می‌کنم، قربان.

46
00:03:10,157 --> 00:03:12,593
‫ما مشاوره و حمایت ارائه می‌دیم.

47
00:03:14,895 --> 00:03:17,531
‫هر چی نیاز داشتی بهمون بگو.

48
00:03:24,204 --> 00:03:26,139
‫چیه؟

49
00:03:26,240 --> 00:03:27,675
‫می‌خوای کاری بکنی؟

50
00:03:27,775 --> 00:03:29,709
‫آره، همین فکر رو می‌کردم.

51
00:03:29,710 --> 00:03:34,348
‫پسر، اینجا اوضاع
‫خیلی داره بیخ پیدا می‌کنه.

52
00:03:36,284 --> 00:03:39,520
‫بچه‌ها، من دارم یه جهش غیرعادی
‫توی پیروکسین می‌گیرم...

53
00:03:39,620 --> 00:03:41,221
‫نه بابا، ما توی
‫یه میدان سیارکی هستیم، اوکام!

54
00:03:41,355 --> 00:03:43,557
‫وحشت کردن باعث نابودیمون می‌شه.

55
00:03:43,657 --> 00:03:46,893
‫دانشجوها توی کنار اومدن با هم
‫مشکل دارن.

56
00:03:46,894 --> 00:03:49,397
‫تأثیرات موندگار میازاکی
‫هنوز باهامونه.

57
00:03:49,497 --> 00:03:51,198
‫باید مسیرمون رو عوض کنیم.

58
00:03:51,299 --> 00:03:52,700
‫باید سپرهامون رو فعال کنیم.

59
00:03:52,800 --> 00:03:54,067
‫اینجا کی دستور می‌ده؟

60
00:03:54,201 --> 00:03:55,569
‫شما قراره
‫با هم کار کنید.

61
00:03:55,669 --> 00:03:56,904
‫تماس ناشناس داره میاد.

62
00:03:57,004 --> 00:03:59,139
‫آره، شوخی نکن.

63
00:03:59,907 --> 00:04:01,575
‫- همه‌مون قراره بمیریم!
‫- یه ستاره‌ی دنباله‌داره.

64
00:04:01,675 --> 00:04:03,043
‫می‌خواید چیکار کنم؟

65
00:04:03,143 --> 00:04:04,077
‫- پیشران‌های عقب.
‫- پیشران‌های جلو.

66
00:04:04,211 --> 00:04:05,379
‫کدومش بالاخره؟

67
00:04:05,479 --> 00:04:06,280
‫هیچ‌کدوم! جدی داری
‫این رو می‌پرسی؟

68
00:04:08,115 --> 00:04:09,617
‫آسیب فاجعه‌بار.

69
00:04:09,750 --> 00:04:13,453
‫تمام خدمه از دست رفتن.
‫شبیه‌سازی کامل شد.

70
00:04:13,454 --> 00:04:15,088
‫تبریک می‌گم.

71
00:04:15,188 --> 00:04:19,259
‫یه شکست جانانه
‫توی کار تیمی بود.

72
00:04:19,393 --> 00:04:21,962
‫همه، گورتون رو از روی پل فرماندهی
‫گم کنید بیرون، همین الان. ممنون.

73
00:04:22,062 --> 00:04:23,596
‫مشاوره‌ی تروما

74
00:04:23,597 --> 00:04:25,131
‫انگار کافی نیست.

75
00:04:25,132 --> 00:04:26,867
‫بچه‌هامون کمک بیشتری لازم دارن.

76
00:04:26,967 --> 00:04:29,202
‫ما به یه سری
‫نیروی کمکی جدی نیاز داریم.

77
00:04:29,303 --> 00:04:30,804
‫فکر نمی‌کنی باید...

78
00:04:30,938 --> 00:04:33,307
‫فکر می‌کنم، باید انجام بدیم،

79
00:04:33,441 --> 00:04:35,576
‫و من همین الان دارم
‫یه چیز عجیب رو امتحان می‌کنم.

80
00:04:36,377 --> 00:04:40,047
‫کمربندها رو ببندید، اون هر لحظه
‫ممکنه برسه.

81
00:04:45,853 --> 00:04:47,721
‫هی. چرا ما اینجاییم؟

82
00:04:47,821 --> 00:04:52,159
‫معلوم نیست. پد من مسیرم رو تغییر داد به اینجا.

83
00:04:52,259 --> 00:04:54,061
‫مال منم همین‌طور.

84
00:04:57,631 --> 00:04:59,967
‫- حالت خوبه؟
‫- من خوبم.

85
00:05:00,067 --> 00:05:02,670
‫راستش، داشتم امروز صبح وسایلمون رو جابجا می‌کردم،

86
00:05:02,770 --> 00:05:06,139
‫و مسواکت رو انداختم
‫توی توالت.

87
00:05:06,239 --> 00:05:08,442
‫- چی؟ چندش.
‫- ببخشید.

88
00:05:08,542 --> 00:05:09,810
‫چرا داشتی وسایلمون رو جابجا می‌کردی؟

89
00:05:09,943 --> 00:05:11,879
‫خب، چون تاریما
‫قراره هم‌اتاقی‌مون بشه.

90
00:05:11,979 --> 00:05:14,247
‫توی لیست دیدم، پس...

91
00:05:14,348 --> 00:05:17,518
‫صبر کن. اینجا؟

92
00:05:19,219 --> 00:05:21,221
‫تاریما داره میاد اینجا؟

93
00:05:47,515 --> 00:05:49,182
‫اوه، همه‌تون هنوز خوابید.

94
00:05:49,316 --> 00:05:52,686
‫پاشید، پاشید،
‫وقت قهوه و کلوچه‌ست.

95
00:05:52,786 --> 00:05:54,021
‫حواسا جمع، دانشجوها.

96
00:05:55,523 --> 00:05:57,223
‫من ستوان سیلویا تیلی هستم.

97
00:05:57,224 --> 00:06:00,093
‫من به صورت چرخشی توی ربع بتا
‫با سال‌سومی‌ها هستم.

98
00:06:00,193 --> 00:06:01,795
‫با این حال، طبق دستور صدراعظم،

99
00:06:01,895 --> 00:06:05,699
‫این کلاس برای شما
‫اجباری شده، پس من زودتر به پستتون خوردم.

100
00:06:07,067 --> 00:06:08,869
‫دانشجو ریمی، ستوان.

101
00:06:09,002 --> 00:06:11,138
‫می‌تونم بپرسم
‫این چه درسیه؟

102
00:06:11,238 --> 00:06:12,406
‫تئاتر.

103
00:06:20,247 --> 00:06:22,950
‫ببخشید، ستوان،
‫تئاتر چه ربطی داره

104
00:06:23,050 --> 00:06:24,718
‫- اصلا به...
‫- هشت تا از هر ده دانشجو

105
00:06:24,818 --> 00:06:26,052
‫این سوال رو می‌پرسن.

106
00:06:26,053 --> 00:06:28,422
‫اون دوتای دیگه کاپیتان می‌شن.

107
00:06:28,556 --> 00:06:31,759
‫- ولی کاپیتان‌ها که...
‫- چی می‌گی اگه بهت بگم

108
00:06:31,859 --> 00:06:35,128
‫که تئاتر یکی از
‫قدرتمندترین ابزارهاست

109
00:06:35,228 --> 00:06:37,097
‫برای تغییرات اجتماعی و سیاسی؟

110
00:06:37,197 --> 00:06:39,600
‫تئاتر سیاست‌مداریه.

111
00:06:39,733 --> 00:06:41,769
‫سیاست‌مداری تئاتره.

112
00:06:41,902 --> 00:06:43,771
‫این از اون چیزاییه که شما خرخونا
‫حسابی براش

113
00:06:43,904 --> 00:06:47,675
‫ذوق‌مرگ می‌شید، پس باهاش کلنجار برید

114
00:06:47,775 --> 00:06:49,910
‫تا وقتی بفهمیدش
‫و زندگیتون رو تغییر بده.

115
00:06:50,043 --> 00:06:53,413
‫لطفاً زندگی منو تغییر بدید،
‫ستوان.

116
00:06:54,247 --> 00:06:57,751
‫مورد علاقه. تکلیف خونه: یه نمایشنامه پیدا کنید.

117
00:06:57,851 --> 00:06:59,920
‫من یکیش رو انتخاب می‌کنم
‫که به درد اهدافمون بخوره.

118
00:07:00,020 --> 00:07:02,656
‫با صدای بلند می‌خونیمش،
‫بحث می‌کنیم، کالبدشکافیش می‌کنیم،

119
00:07:02,756 --> 00:07:04,423
‫و برای اونایی که هنوز درگیرن

120
00:07:04,424 --> 00:07:07,394
‫با گیجی و دلخوری،

121
00:07:07,495 --> 00:07:09,797
‫برام مهم نیست.

122
00:07:09,930 --> 00:07:12,666
‫- این درس رو بیفتید، ترم رو مشروط می‌شید.
‫- چی؟

123
00:07:12,766 --> 00:07:15,435
‫پس هیجان‌زده بشید، جوجه‌های کوچولو.

124
00:07:15,536 --> 00:07:19,607
‫فردا، تئاتر کار می‌کنیم.

125
00:07:33,787 --> 00:07:35,488
‫من تازه از تئاتر موزیکال کلینگان
‫سوییچ کردم

126
00:07:35,489 --> 00:07:38,158
‫به ملودرام‌های قرن بیستم زمین.

127
00:07:38,291 --> 00:07:40,126
‫این فوق‌العاده‌ست.

128
00:07:40,127 --> 00:07:44,064
‫نصفش رو خوندم.

129
00:07:44,164 --> 00:07:45,566
‫کدوم نمایشنامه؟

130
00:07:45,666 --> 00:07:48,802
‫همه‌شون.

131
00:07:48,936 --> 00:07:51,338
‫عاشق نمایشنامه‌هام.

132
00:07:51,471 --> 00:07:53,507
‫- باشه.
‫- اونا هنرن.

133
00:07:53,641 --> 00:07:55,007
‫اونا-اونا وجود نداشتن

134
00:07:55,008 --> 00:07:57,310
‫تا وقتی که از مغز
‫یکی اومدن بیرون.

135
00:07:57,410 --> 00:07:59,813
‫مثل این بالشت می‌مونه.

136
00:07:59,913 --> 00:08:04,384
‫این بالشت تظاهر بیرونی
‫انگیزه‌ی خلاقانه‌ی یه نفره.

137
00:08:04,484 --> 00:08:07,320
‫ای-این بالشت تئاتره.

138
00:08:07,420 --> 00:08:08,988
‫ببخشید.

139
00:08:08,989 --> 00:08:11,024
‫فهمیدم که من خیلی زیادی‌ام.

140
00:08:11,158 --> 00:08:13,326
‫توی یه روز خوب،
‫یه کوچولو زیاده‌روی‌ام.

141
00:08:13,460 --> 00:08:15,027
‫در مواقع نادر...

142
00:08:15,028 --> 00:08:16,063
‫من "سم"ام!

143
00:08:16,163 --> 00:08:18,298
‫"کند در واکنش.

144
00:08:18,398 --> 00:08:20,801
‫"من هنوز حتی بیدار نشدم، و اصلا
‫نمی‌تونم انرژی وسط روز تو رو تحمل کنم

145
00:08:20,901 --> 00:08:23,336
‫قبل از اینکه حتی شورتم رو
‫از لای پام بکشم بیرون."

146
00:08:23,436 --> 00:08:25,272
‫اوه.

147
00:08:25,372 --> 00:08:27,908
‫- داستان واقعیه.
‫- عذرخواهی نکن.

148
00:08:28,008 --> 00:08:29,543
‫راستش، تو اولین
‫نفر اینجایی

149
00:08:29,677 --> 00:08:31,879
‫که مثل یه هیولای تمام‌عیار بهم نگاه نمی‌کنه.

150
00:08:34,848 --> 00:08:39,385
‫آیا... قبل از الان خندیده بودی؟
‫منظورم اینه، از وقتی...

151
00:08:39,386 --> 00:08:42,455
‫از وقتی اومدی اینجا؟

152
00:08:42,556 --> 00:08:44,191
‫آره، گیج‌کننده‌ست.

153
00:08:44,291 --> 00:08:48,061
‫یه اتفاقی میفته،
‫یه چیزی... بزرگ.

154
00:08:48,896 --> 00:08:52,032
‫و... اون همیشه
‫با توئه،

155
00:08:52,132 --> 00:08:55,603
‫ولی تو فقط
‫مجبوری به زندگی ادامه بدی.

156
00:08:55,703 --> 00:08:59,239
‫و هنوزم
‫دلایلی برای خندیدن پیدا می‌کنی،

157
00:08:59,372 --> 00:09:01,742
‫که مسخره‌ست.

158
00:09:02,876 --> 00:09:05,045
‫این-این حسش مثل...

159
00:09:05,145 --> 00:09:07,615
‫حس هیچی نداره.

160
00:09:08,682 --> 00:09:10,549
‫اوه.

161
00:09:10,550 --> 00:09:12,119
‫ببخشید.

162
00:09:18,826 --> 00:09:19,892
‫نه.

163
00:09:19,893 --> 00:09:22,596
‫سم، م-من متاسفم.

164
00:09:24,598 --> 00:09:26,299
‫- خوبی؟
‫- آره.

165
00:09:27,701 --> 00:09:29,336
‫من خوبم.

166
00:09:31,038 --> 00:09:33,273
‫من خوبم.

167
00:11:11,500 --> 00:11:17,500
‫« پــیــشــتــازان فــضــا: آکــادمــی اســتــارفــلــیــت »

168
00:11:39,232 --> 00:11:42,903
‫ستوان سیلویا تیلی.

169
00:11:43,036 --> 00:11:45,005
‫خب، شایعه حقیقت داره.
‫اون اینجاست.

170
00:11:45,105 --> 00:11:46,906
‫می‌دونی، می‌تونستم حسش کنم
‫توی دندونام.

171
00:11:46,907 --> 00:11:49,576
‫مثلاً، درست تهِ
‫دندونای آسیابم.

172
00:11:49,709 --> 00:11:52,512
‫شروع کردن به درد گرفتن
‫مثل وقتی که خمیر کوکی می‌خوری.

173
00:11:52,612 --> 00:11:54,914
‫عشق ورزیدن اشکالی نداره...

174
00:11:54,915 --> 00:11:58,885
‫واقعاً؟ این خوش‌بینیِ
‫بی‌وقفه‌ی تو کابوسه.

175
00:11:58,886 --> 00:12:00,552
‫ما زنانی هستیم که زمان فراموشمون کرده.

176
00:12:00,553 --> 00:12:03,023
‫خوش‌بینی یعنی من دارم
‫قایقِ لعنتیِ خودمو پارو می‌زنم.

177
00:12:03,123 --> 00:12:06,393
‫- چی می‌خوریم؟
‫- یه چیزی که درصد الکل داشته باشه.

178
00:12:07,694 --> 00:12:08,895
‫آره.

179
00:12:08,896 --> 00:12:11,263
‫من، من خوندم
‫در مورد میازاکی.

180
00:12:11,264 --> 00:12:12,232
‫اونا چطورن؟

181
00:12:12,365 --> 00:12:14,934
‫درست وسط معرکه.

182
00:12:14,935 --> 00:12:16,770
‫اون ضرب‌المثله چی می‌گه؟

183
00:12:16,904 --> 00:12:20,407
‫"این بار نیست که می‌شکندت،
‫بلکه نحوه‌ی حمل کردنشه"؟

184
00:12:20,507 --> 00:12:23,210
‫اونا هیچ ایده‌ای ندارن
‫که چطوری حملش کنن.

185
00:12:23,310 --> 00:12:25,577
‫هیچی. واسه همینه که صدات کردم.

186
00:12:25,578 --> 00:12:27,113
‫اونا به مشاوره‌ی جدی تروما نیاز دارن

187
00:12:27,114 --> 00:12:29,448
‫بدون اینکه بدونن
‫این مشاوره‌ی تروماست.

188
00:12:29,449 --> 00:12:30,683
‫آره.

189
00:12:30,784 --> 00:12:32,619
‫می‌خوام که جادوت رو
‫روی اونا پیاده کنی.

190
00:12:32,752 --> 00:12:35,823
‫خب، جاه‌طلبی باعث می‌شه بعضیاشون
‫حداقل مشارکت کنن.

191
00:12:35,923 --> 00:12:38,992
‫بقیه، که قابل درکه،
‫معیارشون رو گم کردن.

192
00:12:39,092 --> 00:12:40,292
‫تاریما.

193
00:12:40,293 --> 00:12:41,594
‫تجربه‌شو داشتم.

194
00:12:41,694 --> 00:12:43,296
‫چی باعث شد شماها دووم بیارید؟

195
00:12:43,396 --> 00:12:45,597
‫استارفلیت.

196
00:12:45,598 --> 00:12:47,100
‫این رو یادم می‌مونه.

197
00:12:47,234 --> 00:12:49,469
‫داشتم فکر می‌کردم
‫که کل این تلاش فقط

198
00:12:49,569 --> 00:12:50,937
‫خیلی زیاده، خیلی زوده.

199
00:12:50,938 --> 00:12:53,273
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت آماده نیست، کاپیتان.

200
00:12:53,406 --> 00:12:55,408
‫سم رو دیدی؟

201
00:12:55,508 --> 00:12:57,310
‫مورد علاقه.

202
00:12:57,410 --> 00:12:58,879
‫خیلی شاده.

203
00:12:58,979 --> 00:13:00,047
‫سرود شادی؟

204
00:13:00,147 --> 00:13:01,849
‫آره عزیزم.

205
00:13:07,087 --> 00:13:09,890
‫تو هم تا همین چند وقت پیش
‫یکی از اونا بودی.

206
00:13:09,990 --> 00:13:14,094
‫به ساحل امن برسونشون، ستوان.

207
00:13:14,962 --> 00:13:17,030
‫اطاعت، کاپیتان.

208
00:13:24,771 --> 00:13:27,007
‫هی.

209
00:13:27,140 --> 00:13:29,576
‫داری عادت می‌کنی؟

210
00:13:30,978 --> 00:13:33,046
‫ببین، می‌دونم مثل عوضیا به نظر میام،

211
00:13:33,146 --> 00:13:35,182
‫ولی واقعاً نمی‌دونم
‫چی باید بگم.

212
00:13:35,315 --> 00:13:37,617
‫چیزی لازم داری؟

213
00:13:39,386 --> 00:13:41,554
‫چرا نمی‌تونی بهم نگاه کنی؟

214
00:13:43,790 --> 00:13:46,459
‫دقیقاً دنبال چی می‌گردم؟

215
00:13:54,334 --> 00:13:56,103
‫توی اوج داستان،

216
00:13:56,203 --> 00:13:59,039
‫وقتی خاندانِ رقیب
‫خوراکِ جنگجو رو می‌خورن،

217
00:13:59,172 --> 00:14:02,009
‫می‌فهمی که بهشون...

218
00:14:02,142 --> 00:14:06,379
‫بهشون قلب‌ها
‫و بیضه‌های چهارگانهِ

219
00:14:06,479 --> 00:14:08,381
‫پدراشون که قبل از اونا بودن، داده شده.

220
00:14:08,481 --> 00:14:12,519
‫خون تا قوزکِ پا
‫روی صحنه جاری می‌شه،

221
00:14:12,652 --> 00:14:16,855
‫و شادی و سرور
‫سراسر سرزمین رو فرامی‌گیره.

222
00:14:16,856 --> 00:14:19,192
‫باشه.

223
00:14:19,292 --> 00:14:21,694
‫بله، چقدر قدرتمند،

224
00:14:21,828 --> 00:14:24,564
‫و چقدر خوب روایت شد.

225
00:14:24,697 --> 00:14:27,400
‫من که عاشق اپرای کلینگانم.

226
00:14:27,500 --> 00:14:28,835
‫اون، اون اشتیاق،

227
00:14:28,936 --> 00:14:32,404
‫اون دسیسه، اون قتل.

228
00:14:32,405 --> 00:14:33,873
‫چقدر قتل.

229
00:14:34,007 --> 00:14:35,542
‫عافیت باشه.

230
00:14:35,675 --> 00:14:39,479
‫- مریضی؟
‫- من با جاق-وُد درگیرم.

231
00:14:39,579 --> 00:14:42,548
‫منظورش اینه که سرما خورده
‫و حاضر نیست دوا درمون کنه.

232
00:14:42,549 --> 00:14:45,986
‫- ممکنه واگیردار باشه.
‫- جیدن،

233
00:14:46,086 --> 00:14:47,387
‫تو از این کلاس مرخصی.

234
00:14:47,520 --> 00:14:49,156
‫لطفاً برگرد به اقامتگاهت
‫و قرنطینه شو

235
00:14:49,256 --> 00:14:51,058
‫تا دوره‌ش بگذره.

236
00:14:51,191 --> 00:14:52,592
‫بله، ستوان.

237
00:14:52,692 --> 00:14:54,627
‫برای همه‌تون توی تلاش‌های آینده‌تون
‫آرزوی موفقیت دارم.

238
00:14:54,727 --> 00:14:57,429
‫- خب، نفر بعدی کیه؟
‫- من، من، من.

239
00:14:57,430 --> 00:14:59,732
‫- من، من، من.
‫- سم.

240
00:15:01,234 --> 00:15:03,937
‫بله-بله-بله-بله.
‫سلام، سلام. اسم من سمه.

241
00:15:04,071 --> 00:15:07,807
‫نمایشنامه‌ی من مال زمینِ باستانه.

242
00:15:07,907 --> 00:15:09,576
‫هزار سال قدمت داره.

243
00:15:09,676 --> 00:15:11,945
‫اسمش هست "شهر ما"
‫نوشته‌ی تورنتون وایلدر.

244
00:15:12,045 --> 00:15:16,583
‫- اوه.
‫- موضوع خاصی نداره.

245
00:15:16,683 --> 00:15:21,254
‫شهر کوچیک، لحظات کوچیک، ولی
‫باید دارم غریزه پیدا می‌کنم

246
00:15:21,354 --> 00:15:26,426
‫چون همزمان در مورد
‫یه چیز دیگه‌ست.

247
00:15:26,526 --> 00:15:28,295
‫- یه چیز بزرگتر.
‫- نه.

248
00:15:28,395 --> 00:15:30,330
‫کمدیِ قلب‌ها
‫و بیضه‌های جیدن

249
00:15:30,430 --> 00:15:31,531
‫خیلی جالب‌تر به نظر میاد.

250
00:15:31,631 --> 00:15:32,732
‫این-این فقط مردمه

251
00:15:32,832 --> 00:15:34,267
‫توی این لحظات خیلی کوچیک.

252
00:15:34,367 --> 00:15:35,968
‫امیلی و جورج.

253
00:15:35,969 --> 00:15:38,438
‫اونا بچه‌ان،

254
00:15:38,538 --> 00:15:40,173
‫و نوجوونای عاشقن،

255
00:15:40,273 --> 00:15:42,642
‫و بعد ازدواج می‌کنن.

256
00:15:42,742 --> 00:15:44,944
‫اون می‌میره، و بعد سعی می‌کنه

257
00:15:45,078 --> 00:15:46,979
‫- که برگرده به همون جوری که...
‫- این چه ربطی داره

258
00:15:46,980 --> 00:15:48,982
‫به... نمی‌دونم...
‫روندن یه سفینه فضایی؟

259
00:15:49,749 --> 00:15:52,485
‫خب، به مردم ربط داره،

260
00:15:52,619 --> 00:15:53,820
‫به موجودات ارگانیک.

261
00:15:53,953 --> 00:15:56,656
‫یه چیزی در مورد
‫ماهیتِ اصلی‌شون.

262
00:15:56,756 --> 00:16:00,127
‫یه چیزی که عاشقشم.
‫نمی‌تونم دقیق بیانش کنم،

263
00:16:00,260 --> 00:16:03,163
‫ولی واقعیه.

264
00:16:03,263 --> 00:16:08,135
‫و یه ربطی داره
‫به یه جور نافرمانیِ امیدوارانه.

265
00:16:09,902 --> 00:16:13,273
‫معنی میده؟

266
00:16:13,373 --> 00:16:14,674
‫کاملاً.

267
00:16:14,807 --> 00:16:17,077
‫من اون نمایشنامه رو می‌شناسم. بی‌نظیره.

268
00:16:17,177 --> 00:16:19,979
‫سم، تو نقش امیلی رو می‌خونی؟

269
00:16:20,080 --> 00:16:20,913
‫آره؟

270
00:16:21,014 --> 00:16:22,814
‫- اجازه هست؟
‫- آ... آ...

271
00:16:22,815 --> 00:16:23,850
‫ممنون.

272
00:16:23,950 --> 00:16:25,152
‫اوکام...

273
00:16:25,252 --> 00:16:27,487
‫- مدیر صحنه.
‫- ایول.

274
00:16:27,620 --> 00:16:29,589
‫کیلب... جورج.

275
00:16:29,689 --> 00:16:33,360
‫جنسیس...
‫مامانِ جورج، خانم گیبز.

276
00:16:37,397 --> 00:16:38,698
‫من مامانتم؟

277
00:16:38,798 --> 00:16:40,532
‫انقدر وحشت‌زده‌ام،
‫که حتی نمی‌دونم چی بگم.

278
00:16:40,533 --> 00:16:44,203
‫یه پله عقب افتادی، میر. خجالت نداره،
‫ولی یه ذره خجالت داره.

279
00:16:44,204 --> 00:16:45,372
‫باشه.

280
00:16:45,472 --> 00:16:47,274
‫این نقل‌قول.
‫"زندگیِ روستا

281
00:16:47,374 --> 00:16:50,043
‫در برابر زندگیِ ستاره‌ها."

282
00:16:52,645 --> 00:16:54,414
‫تاریما، به نظرت
‫معنیش چیه؟

283
00:16:58,285 --> 00:17:00,787
‫خب،
‫این یه نمایشنامه‌ی باستانیه،

284
00:17:00,887 --> 00:17:03,356
‫پس اونا هنوز چرخه‌ی زندگیِ
‫ستاره رو کشف نکرده بودن،

285
00:17:03,490 --> 00:17:08,328
‫ولی زمین در آستانه‌ی
‫یه جنگ بود،

286
00:17:08,428 --> 00:17:10,363
‫و اونا می‌دونستن یه روستا...

287
00:17:10,463 --> 00:17:12,799
‫یه عمری داره

288
00:17:12,899 --> 00:17:15,535
‫و یه روزِ پایانی.

289
00:17:16,669 --> 00:17:19,139
‫بله، ولی پایان‌یافتگی...

290
00:17:19,239 --> 00:17:21,674
‫هست...

291
00:17:22,709 --> 00:17:24,277
‫دکتر.

292
00:17:24,911 --> 00:17:26,846
‫- دانشجو داره میاد.
‫- سم؟

293
00:17:26,946 --> 00:17:28,115
‫رسیدگی فوری لازم است.

294
00:17:28,215 --> 00:17:29,349
‫عقب وایستید، بهش فضا بدید.

295
00:17:29,449 --> 00:17:30,583
‫سم، سم، هی، بیدار شو.

296
00:17:30,683 --> 00:17:31,618
‫دکتر کجاست؟

297
00:17:31,718 --> 00:17:33,953
‫سم!

298
00:17:40,327 --> 00:17:42,895
‫اسکن کامل سیستم در حال انجامه.

299
00:17:47,567 --> 00:17:51,738
‫اون وصله‌ای که مهندسای هولوگرام
‫درست کردن هفته‌هاست که داره خراب می‌شه.

300
00:17:51,871 --> 00:17:54,641
‫چرا الان بار اوله
‫که اومدی پیش من؟

301
00:17:59,912 --> 00:18:01,914
‫لطفاً گلیچ‌ها رو توضیح بده.

302
00:18:02,048 --> 00:18:05,585
‫حسش مثل...
‫سقوط کردن توی خودمه

303
00:18:05,718 --> 00:18:10,823
‫و تماشای یه ماشین که سعی می‌کنه
‫کار کنه بدون اینکه کسی کنترلش کنه.

304
00:18:11,624 --> 00:18:14,261
‫تو ماشین نیستی، سم.

305
00:18:14,361 --> 00:18:17,197
‫نقص فنی شناسایی شد.

306
00:18:18,030 --> 00:18:21,168
‫اسکن کامل سیستم تمام شد.

307
00:18:31,911 --> 00:18:33,613
‫اوضاع چطوره؟

308
00:18:37,284 --> 00:18:40,152
‫پردازنده‌هاش هفته‌هاست
‫که دارن اورلود می‌شن.

309
00:18:40,153 --> 00:18:41,754
‫از زمان میازاکی تا حالا.

310
00:18:41,854 --> 00:18:46,125
‫با وجود مراجعه‌های مکررش
‫به اسپای هولوگرام، همچنان ادامه داره.

311
00:18:46,226 --> 00:18:47,727
‫اورلودها
‫باعث گلیچ‌ها می‌شن.

312
00:18:47,827 --> 00:18:51,330
‫هر گلیچ مدارِ ریستِ
‫اون رو فعال می‌کنه،

313
00:18:51,331 --> 00:18:53,833
‫که اونم اورلود می‌شه،
‫و باعث یه گلیچ دیگه می‌شه.

314
00:18:53,933 --> 00:18:56,135
‫این خودمولده.

315
00:18:56,236 --> 00:18:58,971
‫- یه لوپ.
‫- باشه.

316
00:18:59,071 --> 00:19:00,573
‫خب چطوری بشکنیمش؟

317
00:19:00,673 --> 00:19:03,343
‫چرا اصلاً پردازنده‌های من
‫دارن اورلود می‌شن؟

318
00:19:03,476 --> 00:19:05,745
‫نمی‌دونم.

319
00:19:05,845 --> 00:19:09,416
‫نمی‌دونم
‫چطوری درستت کنم، سم.

320
00:19:17,056 --> 00:19:18,658
‫می‌تونیم بریم "کَسک"؟

321
00:19:18,791 --> 00:19:20,360
‫کسک.

322
00:19:20,493 --> 00:19:21,860
‫سازندگان توی کسک هستن.

323
00:19:21,861 --> 00:19:23,563
‫کسک دنیای فوتونیک‌هاست.

324
00:19:23,663 --> 00:19:25,365
‫بخشی از فدراسیون نیست.

325
00:19:25,498 --> 00:19:26,999
‫ما نمی‌تونیم حواسمون بهت باشه،

326
00:19:27,099 --> 00:19:28,368
‫و هیچ راهی برای
‫تضمین اینکه

327
00:19:28,501 --> 00:19:29,769
‫بذارن برگردی وجود نداره.

328
00:19:29,869 --> 00:19:33,406
‫البته اگه بخوای برگردی.
‫می‌خوای؟

329
00:19:34,841 --> 00:19:35,808
‫بسیار خب.

330
00:19:35,908 --> 00:19:37,677
‫فوتونیک یا غیرفوتونیک،

331
00:19:37,777 --> 00:19:41,179
‫اگه اسکورت داشته باشه کارشون سخت‌تر می‌شه، دکتر.

332
00:19:41,180 --> 00:19:43,082
‫اسکورت‌های فدراسیون.

333
00:19:43,182 --> 00:19:45,485
‫ما می‌بریمت، سم. هر دوتامون.

334
00:19:45,585 --> 00:19:47,853
‫من وسیله‌ی انتقال رو آماده می‌کنم.

335
00:19:47,854 --> 00:19:49,889
‫حاضر شید.

336
00:20:06,072 --> 00:20:08,308
‫شاتل پنج
‫اجازه‌ی پرواز دریافت کرد.

337
00:20:08,408 --> 00:20:10,543
‫موفق باشید، صدراعظم.

338
00:20:24,391 --> 00:20:26,726
‫باورم نمی‌شه همین‌طوری گذاشت رفت.

339
00:20:26,826 --> 00:20:28,594
‫آره، حتماً جدیه.

340
00:20:28,595 --> 00:20:31,964
‫حدس می‌زنم نمی‌تونستن
‫هیچ وقتی رو تلف کنن.

341
00:20:45,500 --> 00:20:48,500
‫.تاریما، امیلی رو واسه تو می‌ذارم

342
00:20:57,256 --> 00:21:00,126
‫نمایشنامه به تو رسید و به من یه...

343
00:21:00,226 --> 00:21:02,629
‫به من یه مسواک رسید؟

344
00:21:02,729 --> 00:21:04,597
‫هی، تو می‌تونی امیلی باشی.

345
00:21:10,036 --> 00:21:11,538
‫آره، خب،

346
00:21:11,638 --> 00:21:13,906
‫سم تو رو می‌خواست، پس...

347
00:21:15,342 --> 00:21:17,143
‫...عوضی‌بازی در نیار.

348
00:21:19,211 --> 00:21:20,447
‫آره.

349
00:21:21,280 --> 00:21:22,449
‫تاریما،

350
00:21:22,549 --> 00:21:25,452
‫فکر کنم
‫تو الان امیلی ما می‌شی؟

351
00:21:28,287 --> 00:21:30,623
‫عالیه. باشه.

352
00:21:30,723 --> 00:21:32,324
‫امروز می‌خوام یه کم
‫بپرم جلوتر،

353
00:21:32,325 --> 00:21:35,962
‫پس، پرده‌ی دوم، عروسی
‫امیلی و جورج.

354
00:21:36,062 --> 00:21:38,998
‫ستوان، تمرکز کردن روی هرچی که این هست سخته...

355
00:21:39,131 --> 00:21:40,967
‫آره، ما حتی نمی‌دونیم
‫چه اتفاقی داره واسه سم میفته.

356
00:21:41,067 --> 00:21:42,335
‫- آره.
‫- همین الان.

357
00:21:42,469 --> 00:21:43,803
‫هیچ‌کس هیچی بهمون
‫نمی‌گه، پس...

358
00:21:43,903 --> 00:21:46,238
‫- نمی‌دونم.
‫- سم داره می‌ره به دنیای خودش.

359
00:21:46,339 --> 00:21:47,440
‫غیر از این،
‫گمانه‌زنی نکنید.

360
00:21:47,540 --> 00:21:49,241
‫بیشتر از اینکه کمک کنه آسیب می‌زنه،

361
00:21:49,342 --> 00:21:52,978
‫و شما یه وظیفه‌ای دارید،
‫پس، صفحه‌ی ۷۴.

362
00:21:52,979 --> 00:21:56,182
‫جورج و امیلی می‌رسن
‫به کلیسا برای عروسیشون،

363
00:21:56,315 --> 00:21:58,451
‫هر دو دارن سعی می‌کنن از زیرش در برن.

364
00:21:58,551 --> 00:21:59,719
‫دانشجو اوکام؟

365
00:22:00,820 --> 00:22:03,155
‫"امیلی، در حالی که
‫تور عروسیش رو پوشیده...

366
00:22:03,255 --> 00:22:05,190
‫"اونم عقب می‌کشه،

367
00:22:05,191 --> 00:22:09,328
‫وقتی جماعت رو می‌بینه می‌ترسه."

368
00:22:11,831 --> 00:22:13,533
‫امیلی؟

369
00:22:16,936 --> 00:22:19,972
‫"توی تمام عمرم هیچ‌وقت انقدر احساس تنهایی نکرده بودم.

370
00:22:20,072 --> 00:22:22,875
‫"و جورج اونجا،
‫یه جوری به نظر میاد که...

371
00:22:22,975 --> 00:22:23,810
‫"ازش متنفرم.

372
00:22:23,910 --> 00:22:25,512
‫کاش مرده بودم."

373
00:22:25,612 --> 00:22:28,347
‫واو، باشه.
‫"من نمی‌خوام ازدواج کنم."

374
00:22:29,115 --> 00:22:32,452
‫"چرا نمی‌تونم برای یه مدت
‫همین‌طوری که هستم بمونم؟"

375
00:22:32,552 --> 00:22:35,187
‫جدی می‌گم، ستوان،

376
00:22:35,321 --> 00:22:38,224
‫- چرا اون...؟
‫- هیچ‌کدوممون نمی‌دونیم
‫این صحنه در مورد چیه.

377
00:22:38,357 --> 00:22:39,692
‫هیچ‌کدوممون اهمیت نمی‌دیم.

378
00:22:39,792 --> 00:22:40,893
‫سم اهمیت می‌ده.

379
00:22:41,027 --> 00:22:43,029
‫اون کاپیتانی نباش که تخریب می‌کنه.

380
00:22:43,129 --> 00:22:44,897
‫اون کاپیتانی باش که بالا می‌بره.

381
00:22:44,997 --> 00:22:47,166
‫و فکر می‌کنی
‫معنیش چیه، دانشجو؟

382
00:22:52,639 --> 00:22:55,907
‫یه انتظاری ازشون هست...

383
00:22:55,908 --> 00:22:58,044
‫که ازدواج کنن...

384
00:22:58,144 --> 00:23:00,513
‫و خوشحال باشن...

385
00:23:00,613 --> 00:23:05,552
‫ولی اونا خیلی طولش می‌دن
‫قبل از اینکه بگن...

386
00:23:05,685 --> 00:23:07,086
‫چی می‌خوان.

387
00:23:08,755 --> 00:23:10,222
‫کی رو واقعاً می‌خوان.

388
00:23:11,357 --> 00:23:13,460
‫به‌طرز عجیبی واقعی بود.

389
00:23:13,560 --> 00:23:15,294
‫فکر کنم یه چیزای
‫بیشتری اونجا هست.

390
00:23:15,394 --> 00:23:17,263
‫کسی نظری نداره؟

391
00:23:17,396 --> 00:23:19,165
‫میر؟

392
00:23:20,433 --> 00:23:25,738
‫نمی‌دونم، شاید اون
‫چیزی رو که قراره بخواد، نمی‌خواد.

393
00:23:26,773 --> 00:23:29,307
‫چیزایی که به نظر میاد بقیه می‌خوان.

394
00:23:29,308 --> 00:23:31,778
‫خوبه. تاریما.

395
00:23:31,878 --> 00:23:35,982
‫امیلی می‌گه
‫از جورج متنفره. چرا؟

396
00:23:37,216 --> 00:23:39,452
‫اون تا چند ثانیه قبل از این لحظه عاشقش بود،

397
00:23:39,552 --> 00:23:42,288
‫پس الان هیچ‌وقت انقدر احساس
‫تنهایی نکرده؟

398
00:23:42,421 --> 00:23:45,492
‫ببخشید، نمی‌شه یکی
‫فقط نخواد این کار رو بکنه؟

399
00:23:45,592 --> 00:23:46,826
‫این چیه؟

400
00:23:46,926 --> 00:23:49,995
‫این، همه-همه‌ی اینا.

401
00:23:49,996 --> 00:23:54,000
‫و تبدیل نشه به یه
‫بحران روانی حماسی؟

402
00:23:54,133 --> 00:23:56,468
‫باور داری امیلی
‫انقدر ساده‌ست؟

403
00:23:56,469 --> 00:23:59,005
‫نه، ولی شاید
‫فقط یه لحظه‌ست

404
00:23:59,138 --> 00:24:01,974
‫و-و اون سعی نمی‌کنه...

405
00:24:04,811 --> 00:24:07,313
‫...خودش رو تیکه پاره کنه تا دنبال
‫یه ترومای کصشر بگرده.

406
00:24:07,446 --> 00:24:11,684
‫دانشجو، داری پاتو از گلیمت درازتر می‌کنی.

407
00:24:14,987 --> 00:24:16,388
‫ببخشید، ستوان.

408
00:24:16,489 --> 00:24:20,159
‫باشه. باشه، برگردیم
‫به نمایشنامه؟

409
00:24:20,292 --> 00:24:23,362
‫مدیر صحنه،
‫تنها شخصیتی که وجود داره

410
00:24:23,496 --> 00:24:26,332
‫هم داخل و هم خارج
‫از نمایشنامه.

411
00:24:26,432 --> 00:24:29,168
‫نظرمون چیه؟

412
00:24:29,268 --> 00:24:30,903
‫دانشجو اوکام؟

413
00:24:35,041 --> 00:24:37,544
‫در مورد دنیات بیشتر بهمون بگو، سم.

414
00:24:37,644 --> 00:24:40,847
‫می‌دونم کَسک توی یه پیکربندیِ

415
00:24:40,947 --> 00:24:42,849
‫منحصربه‌فرد از فضا-زمان قرار داره.

416
00:24:42,982 --> 00:24:45,851
‫بله، با یه گرادیانِ
‫گرانشی شدید،

417
00:24:45,852 --> 00:24:47,620
‫پس زمان اونجا سریع‌تر می‌گذره.

418
00:24:47,720 --> 00:24:52,024
‫هر سه روز روی زمین
‫برابر با پنج سال توی کسک‌ه.

419
00:24:52,124 --> 00:24:55,862
‫وویجر با یه سیاره‌ی
‫مشابه برخورد کرد،

420
00:24:55,962 --> 00:24:59,766
‫فقط با یه هسته‌ی
‫تاکیونی... گوتانا.

421
00:24:59,866 --> 00:25:02,234
‫من اونجا یه عمر کامل رو
‫تجربه کردم

422
00:25:02,368 --> 00:25:05,471
‫توی مدتی که برای سفینه ۱۸ دقیقه بود.

423
00:25:05,572 --> 00:25:08,073
‫سازندگان به کسک نقل‌مکان کردن

424
00:25:08,074 --> 00:25:10,743
‫وقتی ارگانیک‌هایی
‫که اون‌ها رو ساخته بودن منقرض شدن.

425
00:25:11,678 --> 00:25:15,514
‫بعدش ارتباطشون رو
‫با کل جهان قطع کردن.

426
00:25:15,615 --> 00:25:18,217
‫فکر می‌کردن امن‌تره.

427
00:25:18,317 --> 00:25:20,620
‫اونا تو رو ساختن.

428
00:25:20,720 --> 00:25:21,888
‫فرستاده‌شون.

429
00:25:22,021 --> 00:25:24,056
‫اینجا برای خدمت.

430
00:25:26,525 --> 00:25:27,794
‫بار سنگینیه، بچه.

431
00:25:27,894 --> 00:25:30,262
‫دنیای تو چطوری درک می‌کنه

432
00:25:30,362 --> 00:25:33,732
‫یه هولوگرام باستانی رو که تمام وجودش رو

433
00:25:33,733 --> 00:25:35,134
‫توی سفینه‌های استارفلیت گذرونده؟

434
00:25:35,234 --> 00:25:36,603
‫بهت که گفتم،

435
00:25:36,736 --> 00:25:39,972
‫به عنوان یه مربی ایده‌آل.

436
00:25:42,074 --> 00:25:45,244
‫حتی... حتی اگه
‫بهترین نبوده باشی،

437
00:25:45,377 --> 00:25:49,115
‫- بیا صادق باشیم حالا...
‫- این هیچ‌وقت هدف من نبود.

438
00:25:53,219 --> 00:25:55,421
‫من دارم سعی می‌کنم با دید
‫تشخیصی به این قضیه نگاه کنم.

439
00:25:55,521 --> 00:25:58,090
‫من وقت برای
‫هیچ مزخرف دیگه‌ای ندارم.

440
00:25:58,190 --> 00:26:01,928
‫این مزخرف نیست. این زندگی منه.

441
00:26:04,096 --> 00:26:07,066
‫و-و-و من نیاز دارم
‫که چرت و پرت بگم

442
00:26:07,166 --> 00:26:09,201
‫چون اگه دارم حرف می‌زنم،
‫یعنی از بین نرفتم

443
00:26:09,301 --> 00:26:11,838
‫بدون اینکه اصلاً زندگی کرده باشم.

444
00:26:12,605 --> 00:26:15,074
‫می‌دونی، می‌دونی،
‫می‌دونی من چی می‌خوام؟

445
00:26:15,174 --> 00:26:17,308
‫من می‌خوام با باسن بخورم زمین

446
00:26:17,309 --> 00:26:20,646
‫و-و از خجالت بمیرم

447
00:26:20,647 --> 00:26:23,449
‫و بعد بهترین دوستم
‫باعث بشه حالم بهتر بشه.

448
00:26:23,549 --> 00:26:25,985
‫من می‌خوام، من می‌خوام
‫ش-شیش بار نظرم رو عوض کنم

449
00:26:26,085 --> 00:26:29,088
‫قبل از سفارش دادن،
‫و حتی غذا هم نخورم.

450
00:26:29,188 --> 00:26:31,457
‫م-م-من می‌خوام یه یاغی باشم،

451
00:26:31,557 --> 00:26:35,995
‫مثل کیلب،
‫مثل-مثل صدراعظم.

452
00:26:38,464 --> 00:26:41,634
‫من می‌خوام عاشق بشم.

453
00:26:41,734 --> 00:26:43,502
‫تا حالا عاشق شدی؟

454
00:26:43,636 --> 00:26:45,003
‫می‌-می‌تونی جواب بدی؟

455
00:26:45,004 --> 00:26:46,505
‫سم.

456
00:26:46,639 --> 00:26:48,775
‫- بهم نگو این مزخرفه.
‫- سم،

457
00:26:48,875 --> 00:26:50,008
‫باید آروم باشی.

458
00:26:50,009 --> 00:26:51,010
‫- باید استراحت کنی.
‫- حله.

459
00:26:51,143 --> 00:26:53,512
‫حله. من خوبم. حله.

460
00:26:54,413 --> 00:26:55,681
‫من خوبم.

461
00:26:55,682 --> 00:26:56,848
‫سریِ هم‌هواییِ نظامی.

462
00:26:56,849 --> 00:26:59,551
‫حالت خواب.

463
00:27:17,103 --> 00:27:18,004
‫پیام ورودی

464
00:27:18,104 --> 00:27:20,406
‫از تاریما سادال.

465
00:27:46,498 --> 00:27:48,100
‫پیامت رو گرفتم.

466
00:27:48,868 --> 00:27:51,403
‫ظاهراً که این‌طوره.

467
00:27:53,172 --> 00:27:54,741
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

468
00:27:54,874 --> 00:27:56,542
‫من ذهن‌خوان نیستم.

469
00:27:56,642 --> 00:27:58,110
‫من فقط...

470
00:27:59,478 --> 00:28:01,748
‫...نمی‌خوام
‫چیز اشتباهی بگم.

471
00:28:04,483 --> 00:28:06,385
‫من هستم ولی.

472
00:28:10,056 --> 00:28:12,124
‫یه ذهن‌خوان.

473
00:28:12,959 --> 00:28:14,592
‫قبلاً شوخی‌ها رو می‌گرفتی.

474
00:28:14,593 --> 00:28:18,564
‫من یه کم حواسم پرتِ
‫اون راه رفتن کابوی‌طور قدیمی‌ت شده.

475
00:28:18,664 --> 00:28:20,565
‫قراره با این چیز جدیدت
‫مشروب بخوری؟

476
00:28:20,566 --> 00:28:23,102
‫اشک‌های کرساری.

477
00:28:23,235 --> 00:28:26,338
‫سفیر اینو داد به
‫بابام. حالا مال منه.

478
00:28:26,438 --> 00:28:29,208
‫اینا رو توی بشکه‌هایی که از
‫چوب بومی ساخته شده کهنه می‌کنن و پرتاب می‌کنن

479
00:28:29,308 --> 00:28:31,077
‫توی مدار و اونجا شناور می‌مونن
‫برای مثلاً یه قرن.

480
00:28:31,177 --> 00:28:34,246
‫می‌دونستی چوب
‫می‌تونه توی فضا دووم بیاره؟

481
00:28:34,346 --> 00:28:36,749
‫یه شاتش بهت یه حالِ خوش می‌ده.
‫دو تا مست و پاتیلت می‌کنه.

482
00:28:36,883 --> 00:28:38,751
‫سه تا می‌فرستت بهداری،

483
00:28:38,851 --> 00:28:40,820
‫ولی پایان خوش.

484
00:28:41,720 --> 00:28:43,389
‫چون من اینو دارم.

485
00:28:43,489 --> 00:28:48,627
‫مهارکننده‌ی عصبیِ
‫غیرتهاجمیِِ نویِ نوم.

486
00:28:49,428 --> 00:28:51,998
‫پس نمی‌تونم به کسی آسیب بزنم.

487
00:28:57,469 --> 00:29:00,272
‫به سلامتیِ مهارکننده‌م.

488
00:29:03,000 --> 00:29:10,000


489
00:29:13,552 --> 00:29:15,421
‫من...

490
00:29:20,827 --> 00:29:22,594
‫دلم برات تنگ شده بود.

491
00:29:22,694 --> 00:29:24,964
‫آره، پیامت رو گرفتم.

492
00:29:26,298 --> 00:29:28,767
‫حدس می‌زنم یه کم طول کشید
‫تا بفرستیش.

493
00:29:28,868 --> 00:29:34,006
‫ببین، می‌دونم چه حسی داره
‫که اینجا باشی و نخوای باشی.

494
00:29:35,374 --> 00:29:38,144
‫ولی به مرور زمان یه جورایی
‫تسلیمش می‌شی، و این...

495
00:29:38,244 --> 00:29:39,545
‫و بعدش شبیه...

496
00:29:39,645 --> 00:29:43,315
‫شبیه رهاییِ گرمِ
‫هیپوترمیه. آره.

497
00:29:43,415 --> 00:29:44,984
‫آره، دقیقاً.

498
00:29:45,084 --> 00:29:47,653
‫این مثل یه انسدادِ
‫مکانیسم‌های سمیت تحریکی

499
00:29:47,753 --> 00:29:49,321
‫و جریان خون مغزیه.

500
00:29:49,421 --> 00:29:51,023
‫باهاش می‌جنگی تا وقتی
‫چیزی که از مغزت باقی مونده

501
00:29:51,157 --> 00:29:52,991
‫رگ‌های خونیش رو گشاد می‌کنه،
‫و بعد، تا به خودت میای،

502
00:29:52,992 --> 00:29:55,494
‫تختت جوری
‫گرم و محکم درست شده،

503
00:29:55,594 --> 00:29:57,429
‫که می‌تونه توی
‫خلأ فضا دووم بیاره.

504
00:29:57,529 --> 00:29:59,131
‫یه کم متفاوته
‫وقتی همه بهت نگاه می‌کنن

505
00:29:59,231 --> 00:30:01,200
‫انگار که یه نارنجکی.

506
00:30:08,975 --> 00:30:11,343
‫دستت رو بذار رو دهنم.

507
00:30:11,443 --> 00:30:13,245
‫چی؟

508
00:30:13,345 --> 00:30:15,081
‫دستت رو بذار رو دهنم.

509
00:30:15,181 --> 00:30:17,683
‫می‌خوام بگم "سمیت تحریکی".

510
00:30:29,695 --> 00:30:32,064
‫سمیت تحریکی.

511
00:30:32,164 --> 00:30:35,067
‫- واقعاً قلقلک می‌ده.
‫- سمیت تحریکی.

512
00:30:35,201 --> 00:30:37,904
‫سمیت تحریکی.

513
00:30:57,189 --> 00:30:58,924
‫باشه. بس کن.

514
00:30:58,925 --> 00:31:02,227
‫بس کن. وایسا، وایسا، وایسا،
‫وایسا، وایسا، وایسا.
‫- چی؟

515
00:31:02,228 --> 00:31:05,631
‫تو مستی. تو مستی.

516
00:31:08,034 --> 00:31:10,469
‫از دختری که مغزش داره ذوب می‌شه ترسیدی؟

517
00:31:12,071 --> 00:31:12,972
‫بیا بس کنیم.

518
00:31:13,072 --> 00:31:15,207
‫تاریما.

519
00:31:18,744 --> 00:31:22,114
‫ولی تو داشتی دنبالم می‌افتادی که.

520
00:31:22,248 --> 00:31:23,849
‫پس اون قضیه‌ش چیه؟

521
00:31:24,616 --> 00:31:27,285
‫یه جورایی جذبِ اون
‫نسخه‌ی هیولایی شدی؟ انگار مثلاً،

522
00:31:27,286 --> 00:31:30,056
‫«می‌خوام تا جایی که می‌شه
‫به اون سیاهی نزدیک شم،

523
00:31:30,156 --> 00:31:31,623
‫«لمسش کنم،

524
00:31:31,723 --> 00:31:33,926
‫بدونم که بهش دست زدم،
‫و بعد در برم»

525
00:31:34,060 --> 00:31:36,795
‫چون اون سیاهی واقعیه

526
00:31:36,929 --> 00:31:40,199
‫و یه هیولا در واقع
‫خیلی فازِت نیست.

527
00:31:40,299 --> 00:31:41,800
‫این تو نیستی.

528
00:31:41,934 --> 00:31:44,003
‫تو از کجا می‌دونی؟

529
00:31:47,606 --> 00:31:50,776
‫چرا نمی‌ری جنسیس رو پیدا کنی،

530
00:31:50,876 --> 00:31:53,912
‫حالا که شدی یه
‫پسربچه‌ی خوبِ آکادمی؟

531
00:31:59,085 --> 00:32:00,786
‫رنجوندنِ من باعث نمی‌شه
‫حالت هیچ تغییری بکنه.

532
00:32:00,886 --> 00:32:02,621
‫غلطه.

533
00:32:02,754 --> 00:32:06,458
‫حالم خیلی هم عالیه.

534
00:32:19,705 --> 00:32:23,242
‫«نظری دارید آقای وب؟»

535
00:32:23,342 --> 00:32:27,179
‫«اگه از من بپرسید، شهر خیلی معمولی‌‌ای هست.»

536
00:32:27,279 --> 00:32:29,048
‫«یه کم باادب‌تر از بقیه.»

537
00:32:29,148 --> 00:32:31,650
‫هی. هی.

538
00:32:31,783 --> 00:32:33,319
‫- آروم، آروم. گرفتمت.
‫- ببخشید.

539
00:32:33,419 --> 00:32:35,154
‫- نه. من اینجام، حواسم هست.
‫- نه. نه.

540
00:32:35,254 --> 00:32:37,356
‫معذرت می‌خوام. من...

541
00:32:38,790 --> 00:32:41,727
‫من... باهات چپ افتادم.

542
00:32:45,364 --> 00:32:49,335
‫تو دقیقاً شبیه یه دختری هستی
‫که باهاش بزرگ شدم.

543
00:32:49,435 --> 00:32:52,004
‫اون خیلی میهن‌پرست بود.

544
00:32:52,104 --> 00:32:53,872
‫اون عادت داشت این سرود باستانی

545
00:32:53,972 --> 00:32:56,375
‫بتازوید رو هر سال توی نمایش استعدادها بخونه،

546
00:32:56,508 --> 00:32:58,344
‫و یه جورایی شبیه...
‫یه جورایی، مثلاً،

547
00:32:58,477 --> 00:33:00,211
‫یه ضربِ خاصی داشت.
‫این‌طوری بود که...

548
00:33:06,185 --> 00:33:08,520
‫باشه، باشه. مراقب باش، مراقب باش.

549
00:33:08,654 --> 00:33:11,190
‫یه شب توی این مهمونی...

550
00:33:12,358 --> 00:33:15,327
‫...توی یه سرسره لوله‌ای گیر کرد.

551
00:33:18,530 --> 00:33:21,167
‫و دیگه هیچ‌وقت
‫اون آدم سابق نشد.

552
00:33:26,004 --> 00:33:27,639
‫باشه، باشه.

553
00:33:28,740 --> 00:33:30,209
‫واو.

554
00:33:30,976 --> 00:33:33,212
‫یالا. خیلی نزدیکی.

555
00:33:36,048 --> 00:33:37,283
‫آره.

556
00:34:02,874 --> 00:34:06,478
‫کاش می‌تونستم برگردم
‫به تاریمایِ دانشکده‌ی جنگ.

557
00:34:06,578 --> 00:34:09,115
‫قبل از اینکه همه چی...

558
00:34:10,082 --> 00:34:13,185
‫قبل از اینکه همه چی به گه کشیده بشه.

559
00:34:14,320 --> 00:34:17,489
‫اون موقع می‌تونستم انتخاب کنم،
‫می‌دونی؟

560
00:34:21,227 --> 00:34:24,196
‫اون موقع خیلی چیزا بودم.

561
00:34:24,296 --> 00:34:27,065
‫انگار یه عمر ازش گذشته.

562
00:34:28,300 --> 00:34:29,668
‫الان فقط...

563
00:34:31,036 --> 00:34:33,272
‫...اینم، حدس می‌زنم.

564
00:34:33,372 --> 00:34:34,873
‫نه.

565
00:34:35,874 --> 00:34:39,345
‫تو فقط توی مسیری هستی
‫که برسی به «توی» بعدی.

566
00:34:41,413 --> 00:34:42,981
‫شاید همه‌مون هستیم.

567
00:34:43,081 --> 00:34:46,885
‫تو خیلی مهربونی.

568
00:34:46,985 --> 00:34:49,488
‫تعجبی نداره که کیلب ازت خوشش میاد.

569
00:34:49,588 --> 00:34:52,191
‫ما فقط دوستیم.

570
00:34:53,058 --> 00:34:54,960
‫آره.

571
00:34:56,128 --> 00:34:58,230
‫گمونم...

572
00:34:58,330 --> 00:35:02,734
‫از توی پناهگاه، هیچ‌وقت ندیدم
‫چه جور دوستایی.

573
00:35:05,704 --> 00:35:09,375
‫تو مثل یه پناهگاه وسط طوفانی.

574
00:35:09,475 --> 00:35:12,511
‫می‌دونی؟ من نمی‌تونم اون باشم.

575
00:35:13,412 --> 00:35:15,647
‫واسه هیچ‌کس.

576
00:35:27,993 --> 00:35:30,329
‫این بالشه خیلی زشته.

577
00:35:34,099 --> 00:35:35,534
‫آره.

578
00:35:43,175 --> 00:35:47,979
‫در حال پخش توسکا،
‫"و ستاره‌ها می‌درخشیدن."

579
00:35:48,079 --> 00:35:51,383
‫داشتم اون نمایشنامه‌ای که اون انتخاب کرد رو می‌خوندم.

580
00:35:51,483 --> 00:35:53,385
‫هنوز کاملاً درکش نمی‌کنم،

581
00:35:53,519 --> 00:35:57,523
‫ولی شخصیتِ
‫مدیر صحنه برام جالبه.

582
00:35:59,958 --> 00:36:02,127
‫اون خارج از زمان وجود داره.

583
00:36:02,228 --> 00:36:06,765
‫خارج از داستان، همین‌طور که رد می‌شه.

584
00:36:06,865 --> 00:36:08,234
‫مثل ما.

585
00:36:09,868 --> 00:36:11,837
‫مثل اون.

586
00:36:13,205 --> 00:36:15,774
‫فکر می‌کنی به همین خاطر
‫انتخابش کرد؟

587
00:36:17,843 --> 00:36:19,878
‫شاید.

588
00:36:20,846 --> 00:36:26,218
‫جالبه که نمایشنامه
‫توی تاریکی شروع و تموم می‌شه.

589
00:36:28,520 --> 00:36:30,087
‫نویسنده
‫مشخصاً دستور داده

590
00:36:30,088 --> 00:36:35,394
‫نورِ نیمه، بدون دکور یا وسایل صحنه،
‫فقط مینیمالیسمِ بی‌صدا.

591
00:36:35,527 --> 00:36:38,897
‫نبودِ رنگ تا زمانی که

592
00:36:38,997 --> 00:36:42,434
‫یه شخصیت شانس اینو داشته باشه
‫که واقعاً...

593
00:36:42,568 --> 00:36:44,470
‫به عقب نگاه کنه.

594
00:36:47,573 --> 00:36:50,809
‫یه لحظه وقتی داره اتفاق میفته
‫فقط یه لحظه‌ست،

595
00:36:50,909 --> 00:36:52,311
‫ولی وقتی تبدیل به خاطره می‌شه،

596
00:36:52,411 --> 00:36:56,948
‫که داره از شدت محتوا،
‫احساس، نوستالژی،

597
00:36:57,048 --> 00:36:58,450
‫و حسرت می‌ترکه،

598
00:36:58,550 --> 00:37:02,020
‫اون موقع‌ست که رنگ
‫یهو روی صحنه فوران می‌کنه.

599
00:37:04,256 --> 00:37:06,692
‫یه راهیه واسه گفتن اینکه

600
00:37:06,792 --> 00:37:09,295
‫این چیزای پیش‌پاافتاده هستن که...

601
00:37:09,428 --> 00:37:11,730
‫همه چیزن.

602
00:37:27,446 --> 00:37:29,281
‫کَسک.

603
00:37:56,942 --> 00:37:58,810
‫ما کجاییم؟

604
00:38:00,346 --> 00:38:02,748
‫این چیه؟

605
00:38:04,249 --> 00:38:05,851
‫شما دکتر هستید.

606
00:38:05,984 --> 00:38:08,687
‫ما داستان‌های زیادی در مورد شما شنیدیم.

607
00:38:08,787 --> 00:38:12,190
‫موجود فوتونیکی
‫که بین ارگانیک‌ها زندگی کرده

608
00:38:12,290 --> 00:38:14,693
‫برای نُه قرن.

609
00:38:14,793 --> 00:38:18,195
‫ما خاطرات شما رو اسکن کردیم
‫و خونه‌تون رو بازسازی کردیم

610
00:38:18,196 --> 00:38:21,032
‫تا بین ما احساس راحتی کنید.

611
00:38:21,166 --> 00:38:22,834
‫شما سازندگان هستید.

612
00:38:22,934 --> 00:38:26,037
‫ما اجازه‌ی دسترسی به دنیامون رو نمی‌دیم،

613
00:38:26,137 --> 00:38:31,577
‫اما درک می‌کنیم که این‌ها
‫شرایط فوق‌العاده‌ای هستن.

614
00:38:35,447 --> 00:38:38,016
‫سریِ هم‌هواییِ میل،

615
00:38:38,149 --> 00:38:40,752
‫قدم بذار جلو.

616
00:38:43,522 --> 00:38:46,223
‫از اونجایی که ما دیگه به‌طور منظم
‫ارتباط برقرار نمی‌کنیم،

617
00:38:46,224 --> 00:38:50,295
‫از شنیدن خبر نقص فنی شما
‫از طرف استارفلیت متعجب شدیم.

618
00:38:50,396 --> 00:38:53,264
‫به ما اعتماد داری که «ازدحام» کنیم؟

619
00:38:54,065 --> 00:38:56,001
‫«ازدحام» یعنی چی؟

620
00:38:56,101 --> 00:38:57,235
‫اونا سیستمم رو در دست می‌گیرن

621
00:38:57,369 --> 00:38:59,204
‫و تمام داده‌هام رو بررسی می‌کنن.

622
00:38:59,304 --> 00:39:02,874
‫ما باید علت اصلی
‫نقص فنی رو شناسایی کنیم.

623
00:39:02,974 --> 00:39:05,377
‫همون‌طور که دکتر تشخیص داده،

624
00:39:05,511 --> 00:39:09,214
‫مشکل جدی‌تر از
‫یه ساطع‌کننده‌ی معیوبه.

625
00:39:09,347 --> 00:39:13,952
‫دکتر، می‌شه، می‌شه-می‌شه،
‫می‌شه دستم رو بگیرید؟

626
00:39:19,725 --> 00:39:21,993
‫لطفاً؟

627
00:39:35,741 --> 00:39:37,543
‫من آماده‌م.

628
00:40:05,103 --> 00:40:07,038
‫وحشت نکن.

629
00:40:08,674 --> 00:40:11,276
‫اعتماد کن. ما الان خودِ اوییم،

630
00:40:11,409 --> 00:40:13,111
‫و دسترسی پیدا خواهیم کرد
‫به خاطرات شنیداریِ

631
00:40:13,211 --> 00:40:14,813
‫سریِ هم‌هواییِ میل.

632
00:40:17,248 --> 00:40:19,484
‫شبیه اینه که
‫داری توی خودت سقوط می‌کنی.

633
00:40:19,485 --> 00:40:23,622
‫و تماشای ماشینی که سعی داره
‫بدون هیچ کنترلی کار کنه.

634
00:40:23,722 --> 00:40:26,257
‫معلم موسیقیم یه بار ازم پرسید
‫چرا انتخاب کردم

635
00:40:26,357 --> 00:40:28,126
‫که ترمین یاد بگیرم.

636
00:40:28,259 --> 00:40:30,160
‫فکر کنم،
‫چون حسِ خودمو داره.

637
00:40:30,161 --> 00:40:33,631
‫ت-تو اولین دانشجوی
‫هولوگرافیک مایی.

638
00:40:33,632 --> 00:40:34,866
‫اولین از نوعِ ما...
‫به عنوان مربی جدیدم...

639
00:40:34,966 --> 00:40:35,901
‫- نه.
‫- لطفاً.

640
00:40:36,001 --> 00:40:37,469
‫من مربیِ هیچ‌کس نیستم.

641
00:40:37,569 --> 00:40:38,637
‫من مربیِ هیچ‌کس نیستم.

642
00:40:38,770 --> 00:40:40,639
‫مربیِ هیچ‌کس.
‫مربیِ هیچ‌کس.

643
00:40:40,772 --> 00:40:42,407
‫مربیِ هیچ‌کس.

644
00:40:45,744 --> 00:40:48,146
‫داره چه بلایی سرش میاد؟

645
00:40:48,246 --> 00:40:49,681
‫داره می‌میره؟

646
00:40:49,781 --> 00:40:51,349
‫در حال جستجو...

647
00:40:51,483 --> 00:40:54,685
‫در حال جستجو... در حال جستجو...

648
00:40:54,686 --> 00:40:56,488
‫در حال جستجو...

649
00:40:58,924 --> 00:41:00,991
‫بسیار خب، پرده‌ی سوم.

650
00:41:00,992 --> 00:41:03,662
‫باشه، دیروز داشتیم در مورد
‫جورج و امیلی حرف می‌زدیم.

651
00:41:03,762 --> 00:41:07,232
‫چرا شما بچه‌ها فکر می‌کنید که
‫ایده‌ی ازدواج یهو

652
00:41:07,332 --> 00:41:09,367
‫واسه هر دوشون انقدر دردناکه؟

653
00:41:18,343 --> 00:41:19,444
‫کیلب؟

654
00:41:20,679 --> 00:41:25,516
‫امیلی می‌گه: «چرا نمی‌تونم برای
‫یه مدت همین‌طوری که هستم بمونم؟»

655
00:41:25,517 --> 00:41:26,885
‫چون...

656
00:41:28,153 --> 00:41:31,356
‫...اونا می‌دونن اون آدمی
‫که همین الان هستن...

657
00:41:36,962 --> 00:41:39,898
‫اونا دارن سعی می‌کنن
‫قطار رو نگه دارن.

658
00:41:40,031 --> 00:41:42,901
‫داره خیلی تند حرکت می‌کنه،

659
00:41:43,034 --> 00:41:45,136
‫و اونا آماده نیستن.

660
00:41:46,304 --> 00:41:50,141
‫اون طرفِ خط، همه چی
‫قراره متفاوت باشه.

661
00:41:52,043 --> 00:41:54,045
‫اونا خیلی عصبانی‌ان.

662
00:41:54,179 --> 00:41:56,047
‫آره. عصبانی از چی؟

663
00:41:58,550 --> 00:42:00,552
‫حدس می‌زنم، از اینکه هیچ انتخابی نیست.

664
00:42:00,652 --> 00:42:03,354
‫- نمی‌تونی همون‌طوری که هستی بمونی.
‫- آره.

665
00:42:03,454 --> 00:42:06,592
‫و نمی‌تونی برگردی عقب.

666
00:42:11,563 --> 00:42:16,167
‫تاریما، چیز جالب‌تری
‫اون دور و بر هست؟

667
00:42:22,774 --> 00:42:24,042
‫شماها جدی می‌گید؟

668
00:42:25,410 --> 00:42:29,414
‫- نمی‌بینید داره چیکار می‌کنه؟
‫- دارم چیکار می‌کنم؟

669
00:42:29,547 --> 00:42:32,050
‫اون داره هی هل میده و هلمون میده
‫تا وقتی که ترومامون رو بالا بیاریم

670
00:42:32,150 --> 00:42:33,918
‫روی زمین، تا بتونه

671
00:42:33,919 --> 00:42:35,753
‫واسه خودش نوشابه باز کنه
‫که کارش رو خوب انجام داده.

672
00:42:35,754 --> 00:42:38,088
‫درسته.
‫من دارم این کار رو واسه تشویق انجام می‌دم.

673
00:42:38,089 --> 00:42:40,525
‫نه، می‌فهمم.
‫تو یه جریانی رو پشت سر گذاشتی،

674
00:42:40,626 --> 00:42:43,094
‫و حالا می‌خوای همه
‫بذارن کار خودت رو بکنی.

675
00:42:43,194 --> 00:42:45,430
‫که دقیقاً چیه؟

676
00:42:47,432 --> 00:42:49,968
‫خب، تا وقتی که
‫داری اونو می‌فهمی،

677
00:42:50,068 --> 00:42:52,070
‫دوستات دارن سعی می‌کنن
‫در مورد یه چیزی حرف بزنن.

678
00:42:52,170 --> 00:42:53,605
‫مشکل اونا نیستن، تویی.

679
00:42:53,705 --> 00:42:56,307
‫و تو حتی اونجا نبودی.
‫نمی‌تونی بدونی.

680
00:42:56,407 --> 00:42:58,944
‫آره، ولی ما بودیم، تی.

681
00:43:00,111 --> 00:43:04,082
‫من از بازی کردنِ این بازیِ
‫«من خوبم» وقتی نیستم، خسته شدم.

682
00:43:05,951 --> 00:43:07,318
‫ما خوب نیستیم.

683
00:43:07,418 --> 00:43:08,620
‫دیوارای این جا
‫دیگه حتی

684
00:43:08,754 --> 00:43:10,221
‫شبیه قبل به نظر نمیان.

685
00:43:10,989 --> 00:43:13,224
‫باشه، عالیه، عالیه،
‫پس بیاید یه نمایشنامه بخونیم

686
00:43:13,324 --> 00:43:14,625
‫در مورد یه دختر که می‌میره

687
00:43:14,626 --> 00:43:16,561
‫تا همه‌مون با مردن آدما
‫کنار بیاییم.

688
00:43:18,063 --> 00:43:19,798
‫اینکه امیلی یه روحه مشکلی نداره
‫چون، چی،

689
00:43:19,931 --> 00:43:21,700
‫یه درسایی در مورد زندگی یاد می‌گیره؟

690
00:43:21,800 --> 00:43:22,901
‫درسش چیه؟

691
00:43:23,001 --> 00:43:25,704
‫- بس کن.
‫- نه. درسش چیه؟

692
00:43:25,804 --> 00:43:27,639
‫من مجبور نیستم
‫هیچی بهت بگم.

693
00:43:27,739 --> 00:43:28,606
‫در واقع، مجبوری.

694
00:43:28,707 --> 00:43:31,843
‫اگه می‌خوای ردم کنی، ردم کن.

695
00:43:31,977 --> 00:43:33,311
‫واقعاً؟ ترجیحت اینه؟

696
00:43:33,411 --> 00:43:35,846
‫انقدر مستأصلی که
‫نمی‌خوای قاطی شی؟

697
00:43:35,847 --> 00:43:37,315
‫تو هیچی در مورد من نمی‌دونی.

698
00:43:37,415 --> 00:43:41,953
‫می‌دونم که واقعاً نمی‌خوای
‫دختر روحه باشی.

699
00:43:46,858 --> 00:43:48,059
‫دختر روحه؟

700
00:43:49,427 --> 00:43:52,931
‫من می‌خواستم برم
‫دانشکده‌ی جنگ.

701
00:43:53,031 --> 00:43:55,166
‫من داشتم...

702
00:43:56,501 --> 00:43:58,169
‫داشتم اونجا دوست پیدا می‌کردم.

703
00:43:58,269 --> 00:43:59,370
‫داشتم یه زندگی جدید می‌ساختم.

704
00:43:59,470 --> 00:44:01,006
‫می‌دونستم اونجا می‌خوام کی باشم.

705
00:44:01,106 --> 00:44:04,042
‫و بعدش برگشتم،
‫و همه چی فقط ناپدید شد.

706
00:44:04,142 --> 00:44:05,543
‫من حتی حق انتخاب نداشتم.

707
00:44:05,643 --> 00:44:07,112
‫آدما حتی بهم
‫توی چشمم نگاه نمی‌کنن

708
00:44:07,212 --> 00:44:09,647
‫وقتی اینجا توی راهرو راه می‌رم.

709
00:44:09,748 --> 00:44:11,882
‫هیچ‌کس نمی‌خواد بهم دست بزنه.

710
00:44:11,883 --> 00:44:15,520
‫فکر می‌کنی من می‌ترسم از اینکه نقش
‫یه روح رو توی یه نمایشنامه‌ی احمقانه بازی کنم؟

711
00:44:15,620 --> 00:44:17,188
‫من همین الانشم دختر روحه هستم.

712
00:44:17,322 --> 00:44:18,924
‫نه، نیستی.

713
00:44:22,694 --> 00:44:24,495
‫نیستی،
‫چون برگشتی.

714
00:44:24,595 --> 00:44:26,064
‫- بس کن.
‫- کل قضیه همینه.

715
00:44:26,164 --> 00:44:27,733
‫اینه، جنگ همینه...

716
00:44:27,833 --> 00:44:29,034
‫که هی به برگشتن ادامه بدی.

717
00:44:29,167 --> 00:44:31,036
‫این چیزیه که سم توی این
‫نمایشنامه خیلی دوست داشت.

718
00:44:31,136 --> 00:44:33,805
‫به همین خاطره که
‫این نقش رو داد به تو.

719
00:44:33,905 --> 00:44:36,274
‫ولی می‌تونی هر دو رو داشته باشی.

720
00:44:36,374 --> 00:44:38,043
‫- مجبوری.
‫- لطفاً...

721
00:44:38,143 --> 00:44:39,444
‫تاریما.

722
00:44:39,544 --> 00:44:42,547
‫من خیلی متأسفم
‫بابت اتفاقی که افتاد.

723
00:44:43,648 --> 00:44:47,418
‫من... خیلی متأسفم.

724
00:44:49,054 --> 00:44:51,089
‫ولی فرقِ بین
‫تو و امیلی اینه که،

725
00:44:51,189 --> 00:44:53,091
‫تو یه روح نیستی.

726
00:44:53,224 --> 00:44:54,893
‫تو فرصتِ برگشتن داری.

727
00:44:59,697 --> 00:45:02,233
‫فکر کنم همه اینجا
‫می‌خوان که برگردی.

728
00:45:16,882 --> 00:45:19,617
‫نمی‌تونم.

729
00:45:33,865 --> 00:45:35,934
‫آسیبش فراتر از تعمیره.

730
00:45:36,067 --> 00:45:38,904
‫راهی برای نجاتش نیست.

731
00:45:39,905 --> 00:45:41,272
‫- چی؟
‫- این

732
00:45:41,372 --> 00:45:42,974
‫نتیجه‌گیریِ قابل‌قبولی نیست.

733
00:45:43,108 --> 00:45:45,143
‫همین‌طوری ول می‌کنید این بچه بره؟

734
00:45:45,243 --> 00:45:47,779
‫چیزی رو که ساختنش واسه ما
‫دو قرن طول کشید،

735
00:45:47,879 --> 00:45:51,116
‫شما توی ۲۰۹ روز کشتید.

736
00:45:52,283 --> 00:45:55,152
‫دنیای شما این کار رو کرد. نه ما.

737
00:45:55,153 --> 00:45:58,489
‫ما یه فرستاده رو دوباره
‫به کشتارگاه نمی‌فرستیم.

738
00:46:00,291 --> 00:46:03,160
‫ما هرچی لازم بود بدونیم رو فهمیدیم.

739
00:46:03,161 --> 00:46:05,630
‫این قضیه همین الان تموم می‌شه.

740
00:46:05,763 --> 00:46:07,665
‫سریِ هم‌هواییِ میل.

741
00:46:07,765 --> 00:46:09,700
‫خاتمه بده.

742
00:46:27,485 --> 00:46:29,354
‫تاریما.

743
00:46:30,188 --> 00:46:33,558
‫اون، اون نمی‌مونه.

744
00:46:35,326 --> 00:46:37,528
‫می‌دونم نمی‌مونه.

745
00:46:39,865 --> 00:46:41,366
‫پس سم چی؟

746
00:46:41,466 --> 00:46:44,469
‫تا الان باید یه چیزی
‫به ما می‌گفتن.

747
00:46:44,569 --> 00:46:47,605
‫- این حقیقت
‫که نگفتن یعنی...
‫- نه، نکن.

748
00:46:49,140 --> 00:46:51,309
‫اون، امم...

749
00:46:52,443 --> 00:46:54,345
‫اینو قبل از رفتن واسه من گذاشت.

750
00:46:57,883 --> 00:46:59,317
‫چرا؟

751
00:46:59,417 --> 00:47:01,019
‫چون این خودِ سمه.

752
00:47:02,954 --> 00:47:05,390
‫بعضی وقتا از تورنتون وایلدر حرف می‌زنه و بعضی وقتا

753
00:47:05,490 --> 00:47:07,557
‫بهت یه مسواک می‌ده
‫تا بگه «دوستت دارم»،

754
00:47:07,558 --> 00:47:09,260
‫چون برای اون،

755
00:47:09,360 --> 00:47:11,696
‫مسواک‌ها همین‌قدر باحالن.

756
00:47:13,865 --> 00:47:16,201
‫کاش الان اینجا بود.

757
00:47:17,936 --> 00:47:20,305
‫فکر می‌کنی می‌دونست؟

758
00:47:21,372 --> 00:47:23,574
‫که چقدر اوضاع خراب بود؟

759
00:47:25,810 --> 00:47:28,546
‫فکر کنم می‌دونست.

760
00:47:29,380 --> 00:47:31,216
‫می‌دونست.

761
00:47:31,316 --> 00:47:34,920
‫چیزایی که ستوان تیلی
‫داشت می‌گفت،

762
00:47:35,020 --> 00:47:37,388
‫تلاش برای پیدا کردن راهی
‫واسه نگه داشتنِ هر دو...

763
00:47:38,756 --> 00:47:42,392
‫...این کاری بود که سم داشت می‌کرد
‫وقتی نمایشنامه رو انتخاب کرد.

764
00:47:42,393 --> 00:47:44,896
‫و ما آشغال‌تر از اون بودیم
‫که بفهمیم،

765
00:47:44,996 --> 00:47:48,934
‫ولی اون می‌دونست که انجام دادنش،
‫خوندنش، هرچی...

766
00:47:49,700 --> 00:47:52,938
‫...اون نافرمانیِ
‫امیدوارانه‌ش بود.

767
00:47:54,039 --> 00:47:57,842
‫- اون جنگیدنش بود.
‫- اون نگه داشتنِ هر دوش بود.

768
00:48:18,229 --> 00:48:20,065
‫«بدون پرده. بدون دکور.

769
00:48:20,165 --> 00:48:23,734
‫تماشاچی وقتی می‌رسه
‫یه صحنه‌ی خالی رو توی نورِ نیمه می‌بینه...»

770
00:48:23,834 --> 00:48:26,437
‫- اوکام، بی‌خیال، پسر.
‫- داری چیکار می‌کنی؟

771
00:48:29,707 --> 00:48:31,676
‫«مدیر صحنه وارد می‌شه

772
00:48:31,776 --> 00:48:33,111
‫«و شروع می‌کنه به گذاشتن یه میز

773
00:48:33,211 --> 00:48:35,846
‫و سه تا صندلی
‫پایینِ صحنه سمتِ چپ.»

774
00:48:51,662 --> 00:48:55,967
‫«وقتی سالن نمایش
‫توی تاریکیِ مطلقه...»

775
00:48:57,735 --> 00:48:59,737
‫«...اون صحبت می‌کنه.»

776
00:49:02,573 --> 00:49:04,842
‫من یه توضیح بهت بدهکارم

777
00:49:04,942 --> 00:49:07,645
‫واسه اینکه چرا نتونستم
‫دستت رو بگیرم.

778
00:49:09,447 --> 00:49:14,719
‫چرا نتونستم انجام بدم...
‫خیلی کارا رو.

779
00:49:17,422 --> 00:49:20,891
‫من زمانی هولوگرام‌هایی مثل خودمون می‌ساختم.

780
00:49:21,792 --> 00:49:23,594
‫من یه خانواده ساختم.

781
00:49:24,495 --> 00:49:26,697
‫من یه دختر داشتم، بِل.

782
00:49:27,865 --> 00:49:30,968
‫من مردنش رو دیدم
‫وقتی بچه بود.

783
00:49:31,069 --> 00:49:32,703
‫بابایی؟

784
00:49:32,837 --> 00:49:36,041
‫۸۰۰ سال پیش بود.

785
00:49:36,174 --> 00:49:38,343
‫پیشم می‌مونی؟

786
00:49:38,476 --> 00:49:39,944
‫دیروز بود.

787
00:49:40,045 --> 00:49:41,779
‫من همین‌جا می‌مونم.

788
00:49:42,680 --> 00:49:44,049
‫قول می‌دم.

789
00:49:45,216 --> 00:49:47,185
‫از لحظه‌ای که
‫اولین بار اومدی سمتم

790
00:49:47,318 --> 00:49:49,454
‫توی غرفه‌ی باشگاه اپرا

791
00:49:49,554 --> 00:49:52,857
‫با شیرین‌ترین،
‫امیدوارترین لبخند...

792
00:49:54,625 --> 00:49:57,361
‫...من دخترم رو دیدم...

793
00:49:58,663 --> 00:50:01,532
‫...و جوری که
‫عادت داشت لبخند بزنه.

794
00:50:02,733 --> 00:50:06,371
‫من صرفاً نمی‌تونستم ریسکش رو بکنم.

795
00:50:08,239 --> 00:50:12,610
‫حس کردنِ اون گمگشتگی، دوباره.

796
00:50:14,345 --> 00:50:15,746
‫گمشده.

797
00:50:16,547 --> 00:50:19,550
‫متأسفم که نتونستم
‫دستت رو بگیرم.

798
00:50:19,684 --> 00:50:23,788
‫من فقط... فکر می‌کردم
‫می‌تونم دووم بیارم،

799
00:50:23,888 --> 00:50:27,925
‫ولی... حالا اینجاییم.

800
00:50:32,330 --> 00:50:33,598
‫الو؟

801
00:50:33,698 --> 00:50:36,434
‫هنوز اینجایید؟

802
00:50:37,435 --> 00:50:39,070
‫هستیم،

803
00:50:39,170 --> 00:50:41,172
‫و اندوه شما رو می‌شنویم،
‫دکتر.

804
00:50:41,272 --> 00:50:45,410
‫ما از تعمیرِ
‫سریِ هم‌هواییِ میل امتناع نمی‌کنیم.

805
00:50:45,510 --> 00:50:47,112
‫ما صرفاً نمی‌تونیم.

806
00:50:47,245 --> 00:50:49,747
‫چرا؟ شما با یه نسخه‌ی
‫سم شروع کردید.

807
00:50:49,847 --> 00:50:51,782
‫نمی‌تونید برگردید بهش؟

808
00:50:53,251 --> 00:50:55,120
‫مسیرهای عصبیِ اون

809
00:50:55,253 --> 00:50:58,623
‫فراتر از درک ما
‫توسعه پیدا کردن.

810
00:50:59,424 --> 00:51:02,459
‫وقتی ما اونو ساختیم،
‫انتخاب کردیم که برنامه‌نویسیش نکنیم

811
00:51:02,460 --> 00:51:06,097
‫با خاطرات یا تجربیاتِ از پیش موجود.

812
00:51:06,197 --> 00:51:09,600
‫ما یه فوتونیکِ بدونِ تعصب
‫و بهینه می‌خواستیم.

813
00:51:09,734 --> 00:51:11,602
‫ولی...

814
00:51:11,736 --> 00:51:15,439
‫بدونِ تجربیاتِ،

815
00:51:15,440 --> 00:51:17,941
‫خب، بزرگ شدن، اون

816
00:51:17,942 --> 00:51:21,746
‫هیچ زمینه‌ای برای درک
‫احساساتش نداشت، هیچ...

817
00:51:21,846 --> 00:51:23,648
‫ظرفیتی برای تاب‌آوری.

818
00:51:23,748 --> 00:51:26,816
‫به همین خاطره که پردازنده‌هاش
‫اورلود کردن.

819
00:51:26,817 --> 00:51:29,453
‫ضریه‌ای که توی میازاکی خورد
‫باعث مرگش نشد.

820
00:51:29,454 --> 00:51:32,822
‫گسترشِ موجیِ آسیب
‫به سیستمش بعد از اون بود.

821
00:51:32,823 --> 00:51:35,793
‫تروما اون رو غرق کرد.

822
00:51:35,893 --> 00:51:40,298
‫شما برنامه‌نویسیِ پردازش کردنش رو
‫بهش ندادید.

823
00:51:40,398 --> 00:51:43,734
‫پس ما هم در حقش کوتاهی کردیم.

824
00:51:46,171 --> 00:51:48,673
‫تاب‌آوری.

825
00:51:48,773 --> 00:51:50,741
‫ما اینو توی کودکی یاد می‌گیریم.

826
00:51:50,841 --> 00:51:53,178
‫ولی اون هیچ‌وقت کودک نبود.

827
00:51:54,579 --> 00:51:58,816
‫چی می‌شه اگه بتونن
‫سم رو دوباره بسازن...

828
00:51:58,916 --> 00:52:01,986
‫و چیزی رو که نیاز داشت بهش بدن؟

829
00:52:02,086 --> 00:52:03,888
‫یه کودکی؟

830
00:52:04,722 --> 00:52:06,023
‫از نظر تئوری، ولی...

831
00:52:06,157 --> 00:52:07,492
‫از اونجایی که اون‌ها انطباق پیدا کردن

832
00:52:07,592 --> 00:52:09,827
‫با پیوستارِ منحصر‌به‌فردِ
‫فضا-زمانِ اینجا،

833
00:52:09,960 --> 00:52:13,197
‫هیچ نیاز
‫یا تجربه‌ای از کودکی ندارن.

834
00:52:13,198 --> 00:52:17,202
‫پس اون به یه چیز بیشتر نیاز داره.

835
00:52:17,302 --> 00:52:20,405
‫اون به یه نفر نیاز داره.

836
00:52:22,840 --> 00:52:24,475
‫یه والد.

837
00:52:25,376 --> 00:52:26,511
‫نه.

838
00:52:26,644 --> 00:52:28,213
‫تو...

839
00:52:28,346 --> 00:52:30,248
‫داشتی هی اون رو پس می‌زدی
‫و پس می‌زدی.

840
00:52:30,348 --> 00:52:32,049
‫من اون آدم نیستم.

841
00:52:32,149 --> 00:52:33,884
‫خب، داری خیلی سخت می‌جنگی
‫که ثابتش کنی.

842
00:52:35,786 --> 00:52:38,323
‫و من همین الان بهت می‌گم،
‫اگه من بودم؟

843
00:52:38,423 --> 00:52:40,258
‫لطفاً بس کن.

844
00:52:42,793 --> 00:52:46,231
‫تنها چیزی که بهم اجازه می‌ده
‫ابدیتم رو تحمل کنم

845
00:52:46,364 --> 00:52:48,899
‫اینه که مجبور نباشم عاشقِ کسی باشم.

846
00:52:52,470 --> 00:52:56,040
‫منظورت اینه که مجبور نباشی
‫دوباره عاشقِ کسی باشی.

847
00:53:00,645 --> 00:53:02,447
‫حق با توئه.

848
00:53:03,481 --> 00:53:04,882
‫من یه ترسو‌ام.

849
00:53:06,116 --> 00:53:08,319
‫نه بیشتر از من.

850
00:53:12,390 --> 00:53:16,059
‫ولی ما... الان اینجاییم.

851
00:53:16,060 --> 00:53:19,063
‫وقتشه که
‫تعریف کردن داستان رو تموم کنی.

852
00:53:19,163 --> 00:53:20,898
‫بخشی از اون باش.

853
00:53:26,471 --> 00:53:28,506
‫بقیش با من.

854
00:53:49,093 --> 00:53:50,995
‫الو؟

855
00:53:51,862 --> 00:53:54,098
‫الو؟

856
00:53:54,198 --> 00:53:55,500
‫بله، دکتر.

857
00:53:57,802 --> 00:54:00,771
‫من والدش می‌شم. اینجا.

858
00:54:00,905 --> 00:54:02,440
‫توی کَسک.

859
00:54:02,540 --> 00:54:03,741
‫بذارید من انجامش بدم.

860
00:54:03,841 --> 00:54:06,276
‫اگه واقعاً می‌خواید تعمیرش کنید.

861
00:54:06,277 --> 00:54:07,778
‫با ساعتِ زمین،

862
00:54:07,878 --> 00:54:11,648
‫۱۷ سال فقط چند روز طول می‌کشه،
‫و وقتی برگردیم،

863
00:54:11,649 --> 00:54:14,285
‫فقط چند هفته
‫از اینجا گذشته.

864
00:54:14,419 --> 00:54:17,322
‫متوجه پیامدهاش هستید،
‫دکتر؟

865
00:54:17,455 --> 00:54:19,289
‫اون آدمِ دیگه‌ای می‌شه.

866
00:54:19,290 --> 00:54:21,692
‫اون دو سری
‫خاطره خواهد داشت:

867
00:54:21,792 --> 00:54:24,662
‫یکی از زندگی اولش...
‫همون ۲۰۹ روزی

868
00:54:24,762 --> 00:54:26,764
‫که توی آکادمی استارفلیت گذروند...

869
00:54:26,864 --> 00:54:28,599
‫و یکی هم از زندگی دومش...

870
00:54:28,699 --> 00:54:32,570
‫همون ۱۷ سالی که اینجا
‫با شما بزرگ شده.

871
00:54:34,238 --> 00:54:36,641
‫اون اراده‌ی قوی‌ای داره.

872
00:54:37,975 --> 00:54:40,445
‫و کلی حامی که راهنماییش کنن.

873
00:54:43,113 --> 00:54:44,749
‫اون هیچ‌وقت بی‌خیال من نشد.

874
00:54:44,849 --> 00:54:48,953
‫منم دوباره بی‌خیالش نمی‌شم.

875
00:54:50,287 --> 00:54:51,822
‫لطفاً.

876
00:54:57,127 --> 00:55:00,565
‫چشم، دکتر.

877
00:55:12,643 --> 00:55:17,081
‫ستاره‌ی صبح همیشه

878
00:55:17,181 --> 00:55:20,017
‫درست یه دقیقه قبل از رفتنش
‫عجیب پرنور می‌شه.

879
00:55:22,387 --> 00:55:24,422
‫مگه نه؟

880
00:55:32,997 --> 00:55:37,001
‫خب، همون‌طور که گفتم،
‫نزدیکای سحره،

881
00:55:37,101 --> 00:55:39,570
‫و یه روز دیگه شروع شده.

882
00:55:40,705 --> 00:55:43,573
‫اون دکتر گیبزه که داره از
‫خیابون اصلی میاد پایین.

883
00:55:45,376 --> 00:55:49,380
‫داره از سرِ یه زایمان برمی‌گرده.

884
00:55:53,884 --> 00:55:56,887
‫گرفتمت.

885
00:55:58,222 --> 00:56:01,058
‫آها، بریم بالا.

886
00:56:03,227 --> 00:56:04,895
‫عزیزم.

887
00:56:06,697 --> 00:56:10,768
‫این باغچه‌ی خانمِ وبه.

888
00:56:10,901 --> 00:56:13,871
‫درست مثل مال خانم گیبز.

889
00:56:13,971 --> 00:56:16,941
‫فقط اینکه
‫کلی گل آفتاب‌گردون بیشتر داره.

890
00:56:28,853 --> 00:56:30,354
‫شهر قشنگیه.

891
00:56:30,455 --> 00:56:32,623
‫می‌دونی چی می‌گم؟

892
00:56:34,592 --> 00:56:37,294
‫ما این‌طوری بودیم...

893
00:56:38,295 --> 00:56:40,798
‫...موقع بزرگ شدن‌مون

894
00:56:40,931 --> 00:56:42,432
‫و موقع ازدواج کردن‌مون.

895
00:56:42,433 --> 00:56:45,469
‫حاضری...؟
‫یعنی، می‌تونی بشی...؟

896
00:56:45,470 --> 00:56:47,237
‫و توی زندگی کردن‌مون.

897
00:56:49,339 --> 00:56:52,443
‫همه‌مون می‌دونیم چه جوریه.

898
00:56:52,543 --> 00:56:57,181
‫زمان و روزای آفتابی.

899
00:56:58,983 --> 00:57:01,251
‫روزای بارونی.

900
00:57:05,189 --> 00:57:08,959
‫آره. حتی ستاره‌ها هم ناپدید می‌شن.

901
00:57:09,093 --> 00:57:12,897
‫با این حال، همه می‌دونن
‫با تمام وجودشون...

902
00:57:12,997 --> 00:57:14,163
‫دوستت دارم، عزیزم.

903
00:57:14,164 --> 00:57:15,499
‫...که یه چیزی...

904
00:57:15,500 --> 00:57:17,301
‫منم دوستت دارم.

905
00:57:17,401 --> 00:57:19,169
‫...ابدیه.

906
00:57:20,605 --> 00:57:24,642
‫اون همه اتفاق داشت می‌افتاد،
‫و ما هیچ‌وقت ندیدیم.

907
00:57:24,775 --> 00:57:30,147
‫آیا هیچ انسانی موقع زندگی کردن،
‫واقعاً زندگی رو درک می‌کنه؟

908
00:57:30,247 --> 00:57:35,385
‫منظورم اینه، هر، هر لحظه‌ش رو؟

909
00:57:36,621 --> 00:57:38,656
‫همون‌طور که شاعره گفت،

910
00:57:38,789 --> 00:57:42,158
‫باید عاشق زندگی باشی
‫تا زندگی داشته باشی،

911
00:57:42,159 --> 00:57:45,996
‫و باید زندگی داشته باشی
‫تا عاشق زندگی باشی.

912
00:57:46,096 --> 00:57:48,899
‫خداحافظ تیک‌تاکِ ساعت‌ها.

913
00:57:49,867 --> 00:57:52,136
‫و گلای آفتاب‌گردونِ مامان.

914
00:57:52,236 --> 00:57:57,207
‫و غذا و قهوه...

915
00:57:58,008 --> 00:58:02,011
‫...و لباسای اتوکشیده‌ی نو
‫و حمومِ داغ

916
00:58:02,012 --> 00:58:05,550
‫و خوابیدن و بیدار شدن.

917
00:58:07,618 --> 00:58:09,954
‫عاشق اون پسره بودن...

918
00:58:11,722 --> 00:58:15,059
‫...و یه بالشِ زشت و احمقانه...

919
00:58:16,426 --> 00:58:19,196
‫...از طرف مهربون‌ترین دختری
‫که تا حالا می‌شناختیم.

920
00:58:20,698 --> 00:58:24,201
‫هرچقدر نگاه می‌کنم
‫سیر نمی‌شم.

921
00:58:40,885 --> 00:58:42,719
‫کارت عالی بود، قرمز.

922
00:58:55,065 --> 00:58:56,901
‫هی، تو باید با من بیای

923
00:58:57,001 --> 00:58:58,402
‫به یکی از ماجراجویی‌هام،
‫همین روزا.

924
00:58:58,502 --> 00:59:00,070
‫سال‌سومیا
‫یه کم «رینو» توی زندگیشون

925
00:59:00,170 --> 00:59:01,839
‫لازم دارن.

926
00:59:01,939 --> 00:59:05,042
‫جسارتاً، خیلی خیلی خوبه
‫که برگشتین.

927
00:59:05,142 --> 00:59:06,944
‫اونا واقعاً بهتون نیاز دارن.

928
00:59:07,044 --> 00:59:08,745
‫اون زیگوت‌های کوچولو؟

929
00:59:08,746 --> 00:59:11,415
‫تیم مهندسیِ دو،
‫انبارِ بارِ یک.

930
00:59:11,548 --> 00:59:14,952
‫تیم مهندسیِ دو،
‫انبارِ بارِ یک.

931
00:59:15,052 --> 00:59:16,621
‫ممنون، ستوان.

932
00:59:16,754 --> 00:59:18,255
‫خواهش می‌کنم، کاپیتان.

933
00:59:18,355 --> 00:59:20,257
‫- زود برمی‌گردی؟
‫- معلومه که آره.

934
00:59:20,390 --> 00:59:22,159
‫می‌بینمت، بچه جون.

935
00:59:28,899 --> 00:59:33,003
‫«زندگیِ روستا
‫در برابرِ زندگیِ ستاره‌ها.»

936
00:59:34,605 --> 00:59:36,607
‫ما روستاییم.

937
00:59:37,441 --> 00:59:40,444
‫تشکیل شده از لحظه‌های ریزه‌میزه‌ای
‫که قراره بلعیده بشن

938
00:59:40,544 --> 00:59:42,346
‫توسط لحظه‌های بزرگ، و...

939
00:59:42,446 --> 00:59:44,615
‫تنها چیزی که
‫مطمئنیم اینه که

940
00:59:44,715 --> 00:59:46,951
‫یه روز همه‌مون رفتنی هستیم.

941
00:59:48,285 --> 00:59:49,954
‫می‌دونیم، ولی...

942
00:59:52,056 --> 00:59:53,958
‫...ادامه می‌دیم.

943
00:59:55,025 --> 00:59:58,395
‫شاید همینه که
‫ارزشمندش می‌کنه.

944
01:00:00,097 --> 01:00:03,167
‫هر اتفاقی که افتاد،

945
01:00:03,267 --> 01:00:05,002
‫تقصیر تو نیست.

946
01:00:05,870 --> 01:00:07,471
‫ولی تو خودت اینو می‌دونی،
‫و...

947
01:00:07,604 --> 01:00:10,775
‫باعث نمی‌شه حست تغییری کنه،
‫پس چه فایده، نه؟

948
01:00:12,142 --> 01:00:13,844
‫واقعاً چرا؟

949
01:00:16,246 --> 01:00:19,149
‫به زودی می‌بینمت، دانشجو سادال.

950
01:00:20,050 --> 01:00:22,352
‫بچه‌ها، خیلی خب، ببینید...

951
01:00:28,826 --> 01:00:31,128
‫یادداشت شخصیِ کاپیتان اِیک.

952
01:00:31,228 --> 01:00:34,899
‫تاریخ ستاره‌ای ۸۶۹۴۰۸.۶۷.

953
01:00:36,166 --> 01:00:41,438
‫سم و دکتر توی دو هفته‌ی زمینی
‫۱۷ سال زندگی کردن.

954
01:00:42,639 --> 01:00:45,275
‫فقط اونا نیستن.

955
01:00:49,446 --> 01:00:51,381
‫وقتی نمایش تموم می‌شه،

956
01:00:51,515 --> 01:00:54,684
‫مدیر صحنه
‫دوباره میاد روی صحنه

957
01:00:54,685 --> 01:00:57,021
‫و با همه خداحافظی می‌کنه.

958
01:00:57,988 --> 01:01:00,290
‫«اوناهاش ستاره‌ها
‫که دارن اون کارِ قدیمی،

959
01:01:00,390 --> 01:01:03,360
‫اون حرکتِ متقاطع و قدیمی‌شون رو
‫توی آسمون انجام می‌دن.»

960
01:01:05,029 --> 01:01:08,265
‫«دانشمندان هنوز سر این مسئله
‫به نتیجه نرسیدن،

961
01:01:08,365 --> 01:01:11,635
‫«ولی به نظر میاد فکر می‌کنن که
‫هیچ موجود زنده‌ای اون بالا نیست.

962
01:01:11,736 --> 01:01:14,404
‫«فقط گچ یا آتیش.

963
01:01:14,538 --> 01:01:17,975
‫«فقط این یکیه
‫که داره زور می‌زنه...

964
01:01:18,075 --> 01:01:22,378
‫تمام مدت تقلا می‌کنه
‫تا یه چیزی از خودش بسازه.»

965
01:01:52,076 --> 01:01:56,180
‫زندگی یه نقطه‌ی کوچیکِ دلخراش
‫و محشر توی کائناته.

966
01:01:57,381 --> 01:02:00,684
‫همه چی مهمه
‫و هیچی مهم نیست.

967
01:02:03,587 --> 01:02:05,122
‫چیزی که همیشه قطعی بوده:

968
01:02:05,255 --> 01:02:07,624
‫زمان هم ابدیه

969
01:02:07,758 --> 01:02:10,327
‫هم به‌طرز دردناکی محدود.

970
01:02:12,797 --> 01:02:16,299
‫ولی چه حیف می‌شد
‫اگه هر لحظه‌ش رو زندگی نمی‌کردیم.

971
01:02:17,000 --> 01:02:37,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

