﻿1
00:00:00,992 --> 00:00:05,216
برای نگاهی اختصاصی به درون
.‫ این قسمت، پس از پخش با ما همراه باشید

2
00:00:10,474 --> 00:00:12,690
...آنجه در قسمت قبل تالاماسکا گذشت

3
00:00:12,715 --> 00:00:15,200
‫اون 752 واقعیه، و تو لندنه.

4
00:00:15,225 --> 00:00:17,241
‫پرونده تحقیقات "سولداد مارسل".

5
00:00:17,266 --> 00:00:18,506
‫جای هیچ نگرانی‌ای نیست.

6
00:00:18,531 --> 00:00:20,733
‫تا وقتی که یه جایگزین بفرسته،
‫که حتماً می‌فرسته.

7
00:00:20,758 --> 00:00:22,174
.یه پله می‌خوایم بیاریمت پایین

8
00:00:22,199 --> 00:00:24,357
‫دیگه اون کاپیتان لعنتی نیستی.

9
00:00:24,382 --> 00:00:26,281
‫کار خودته.
.از این یارو خوشم میاد

10
00:00:26,306 --> 00:00:28,242
‫هیچوقت اسمت رو بهم نگفتی.
.هلن

11
00:00:28,267 --> 00:00:29,577
‫اسمت چیه؟
.گای

12
00:00:29,602 --> 00:00:30,466
‫کاوِز.

13
00:00:30,491 --> 00:00:32,971
‫ بدجوری تو دردسر افتادی.

14
00:00:42,207 --> 00:00:45,452
<font color="#ff0000">"اوکی، این یکی: "بزرگترین کویر</font>

15
00:00:45,589 --> 00:00:46,683
<font color="#ff0000">چند حرفه؟</font>

16
00:00:47,183 --> 00:00:48,119
<font color="#ff0000">شیش</font>

17
00:00:48,520 --> 00:00:49,576
‫ صحرا؟

18
00:00:55,884 --> 00:00:58,256
<font color="#ff0000">اوکی بیست افقی... سه حرف</font>

19
00:00:59,140 --> 00:01:00,660
<font color="#ff0000">"جاده‌ای در ایتالیا"</font>

20
00:01:01,578 --> 00:01:02,782
<font color="#ff0000">بو رو حس می‌کنی؟</font>

21
00:01:04,400 --> 00:01:06,598
<font color="#ff0000">!هی! اونجا وانیستا</font>

22
00:01:10,691 --> 00:01:11,487
<font color="#ff0000">کلیـد؟</font>

23
00:01:11,671 --> 00:01:12,408
<font color="#ff0000">آماده؟</font>

24
00:01:12,433 --> 00:01:13,003
<font color="#ff0000">.سه</font>

25
00:01:13,028 --> 00:01:13,507
<font color="#ff0000">.دو</font>

26
00:01:13,532 --> 00:01:14,064
<font color="#ff0000">.یک</font>

27
00:01:27,881 --> 00:01:29,290
<font color="#ff0000">!همین حالا زنگ بزن آتش‌نشانی</font>

28
00:01:29,564 --> 00:01:32,638
<font color="#ff0000">!اوه خدای من، ممکنه همه چی رو از دست بدیم</font>

29
00:01:46,948 --> 00:01:48,523
دفتـر مـرکـزی تـالامـاسکا

30
00:01:48,548 --> 00:01:49,670
آمستـردام

31
00:01:49,695 --> 00:01:50,803
سال 1972

32
00:01:54,000 --> 00:02:05,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

33
00:02:22,445 --> 00:02:25,833
 تـالامـاسکا

34
00:02:31,480 --> 00:02:33,898
‫ اول اونو زده، ‫بعدش هم خودشو.

35
00:02:33,923 --> 00:02:35,075
‫پرونده بسته‌ست.

36
00:02:35,760 --> 00:02:37,742
‫چقدر می‌خوای طولش بدی؟

37
00:02:38,444 --> 00:02:39,576
‫برو خونه دیگه.

38
00:02:39,600 --> 00:02:41,142
‫می‌تونم جمع و جورش کنم.

39
00:02:41,167 --> 00:02:42,631
‫مطمئنی از پسش برمیای؟

40
00:02:42,978 --> 00:02:44,954
‫خودت گفتی ‫پرونده بسته‌ست.

41
00:02:52,721 --> 00:02:54,452
‫اون آبجوهه که خودش خورده نمیشه.

42
00:02:54,870 --> 00:02:56,496
‫نباید خون بیشتری اینجا باشه؟

43
00:02:56,520 --> 00:02:58,133
‫دقیقاً داشتم به همین فکر می‌کردم.

44
00:02:58,880 --> 00:03:00,684
‫شاید جابجاش کردن.

45
00:03:01,000 --> 00:03:02,414
‫باید رَدِ کشیدگی می‌موند.

46
00:03:04,040 --> 00:03:06,221
‫با لومینول هم چیزی نشون نمی‌ده.

47
00:03:07,293 --> 00:03:08,990
‫دختره که جثه‌ش ریزه.

48
00:03:09,015 --> 00:03:10,315
‫نمی‌تونسته جابجاش کنه.

49
00:03:11,493 --> 00:03:14,429
‫یه تار مو روی بدن پسره پیدا کردم.

50
00:03:16,600 --> 00:03:18,752
‫به نظر نمیاد مال هیچکدوم از قربانیا باشه.

51
00:03:19,023 --> 00:03:20,497
‫بفرستش واسه دی‌ان‌ای.

52
00:03:20,522 --> 00:03:21,604
‫چشم، قربان.

53
00:03:22,482 --> 00:03:24,633
‫و جوابش هم صاف میاد پیش خودم، فهمیدی؟

54
00:03:25,360 --> 00:03:28,375
‫ببینیم دیشب دیگه کی ‫تو این آپارتمان بوده.

55
00:03:29,360 --> 00:03:33,576
.‫دختران واقعی، جذاب و وسوسه‌انگیز
.سکسی، سکسی

56
00:03:33,600 --> 00:03:36,216
‫لهستانیا سمت چپ، لهستانیا سمت راست.

57
00:03:36,240 --> 00:03:37,421
.وسوسه‌انگیز

58
00:03:38,200 --> 00:03:40,665
‫شاید زندگیتو عوض کنه، کی می‌دونه؟

59
00:03:46,800 --> 00:03:48,336
‫رقاص‌ها سمت راست.

60
00:03:51,760 --> 00:03:53,176
‫استریپ کلاب.

61
00:03:53,200 --> 00:03:55,616
‫آسیایی‌ها سمت چپ. لهستانی‌ها سمت راست.

62
00:03:55,640 --> 00:03:58,176
‫جذاب و وسوسه‌انگیز. سکسی، سکـ...

63
00:04:17,000 --> 00:04:18,600
"خانه‌ی پر از دروغ"

64
00:04:39,080 --> 00:04:40,116
.یا خدا

65
00:04:47,240 --> 00:04:48,844
‫اینجا چه گُهی داره اتفاق میفته؟

66
00:04:49,040 --> 00:04:50,695
‫بدجوری تو دردسر افتادی.

67
00:04:52,160 --> 00:04:53,736
‫چاییتو چجوری می‌خوری؟

68
00:04:53,760 --> 00:04:56,390
‫اونقدرام افتضاح نیست،
‫می‌دونی، خودش معجزه‌ست.

69
00:04:57,321 --> 00:05:00,097
‫اصلاً می‌فهمی ‫دیشب چی کشیدم؟

70
00:05:00,122 --> 00:05:03,055
‫ما از وضعیت باخبریم.
‫بابت اون دختر متاسفم.

71
00:05:03,080 --> 00:05:05,013
‫می‌دونم که با هم جور شده بودین.

72
00:05:05,038 --> 00:05:06,536
‫آره، دقیقاً همونجوری که نقشه کشیده بودی.

73
00:05:06,560 --> 00:05:08,216
‫نه، ما هم غافلگیر شدیم.

74
00:05:08,240 --> 00:05:10,416
‫"کاوِز پاپادوریس" آدم ما نبود.

75
00:05:10,440 --> 00:05:12,176
‫پس کی بود؟ نگو که نمی‌دونی.

76
00:05:12,200 --> 00:05:13,256
اون ‫یه جادوگر بود.

77
00:05:13,280 --> 00:05:14,296
‫یه جا...

78
00:05:17,080 --> 00:05:18,156
‫یه چی؟

79
00:05:18,181 --> 00:05:20,016
‫ عضو یه محفل خیلی قدیمی بود

80
00:05:20,040 --> 00:05:22,656
‫تو "سنت جانز وود"، "ریجنتز کانال".

81
00:05:22,680 --> 00:05:24,323
‫امشب براش مراسم آتیش‌افروزی دارن.

82
00:05:24,348 --> 00:05:26,136
‫اونا دوست دارن حواسشون به ما باشه.

83
00:05:26,160 --> 00:05:28,296
‫احتمالاً پاپادوریس هم
.واسه همین اون‌جا بوده

84
00:05:28,320 --> 00:05:31,776
‫استعداد خاصش
،اغواگری و اطلاعات کشیدن بود

85
00:05:31,800 --> 00:05:34,736
‫آدما رو به خودش جذب می‌کرد
‫تا اطلاعات بگیره.

86
00:05:34,760 --> 00:05:36,416
‫پس هر چی بهش گفتی، بهمون بگو.

87
00:05:36,440 --> 00:05:38,303
‫هیچی بهش نگفتم. زیاد حرف نزدیم.

88
00:05:38,328 --> 00:05:39,896
‫یعنی فقط کردی و وِلش کردی؟

89
00:05:39,920 --> 00:05:41,582
‫واقعاً که خیلی باکلاسی.

90
00:05:42,280 --> 00:05:43,334
‫بشین، گای.

91
00:05:43,359 --> 00:05:44,469
‫دیدم که خودشو دار زده.

92
00:05:45,619 --> 00:05:46,908
‫می‌فهمی چی میگم؟

93
00:05:48,014 --> 00:05:50,045
‫و اون یارو آرچی،
همونی ‫که منو فرستادین دنبالش،

94
00:05:50,070 --> 00:05:51,471
‫گلوی اونم بریده شده بود.

95
00:05:52,416 --> 00:05:54,193
‫و اصلاً قرار نبود اونجا باشم ‫که چیزی ببینم.

96
00:05:54,218 --> 00:05:55,376
‫نه، عیسی مسیحِ لعنتی.

97
00:05:55,400 --> 00:05:56,576
‫ممکنه مظنون بشم.

98
00:05:56,600 --> 00:05:58,496
‫نه، گای. رد پات پاک شده.

99
00:05:58,520 --> 00:05:59,525
‫جدی؟

100
00:06:02,960 --> 00:06:04,481
‫و بعدش چی، ها؟

101
00:06:05,960 --> 00:06:09,256
‫همینجوری ماست‌مالیش می‌کنین؟
وانمود می‌کنین هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده؟

102
00:06:09,280 --> 00:06:11,053
‫خب، من یادم نمیره. می‌فهمین؟

103
00:06:12,520 --> 00:06:13,846
‫صورتش کبود شده بود.

104
00:06:15,080 --> 00:06:17,951
‫انگار که داشت... بهم نگاه می‌کرد.

105
00:06:19,760 --> 00:06:22,359
‫الان باید همه‌چیو برام بگی.

106
00:06:23,720 --> 00:06:25,094
‫ اینجا چه غلطی می‌کنم؟

107
00:06:26,280 --> 00:06:27,781
‫شما اینجا چه غلطی می‌کنین؟

108
00:06:29,920 --> 00:06:31,336
‫اصلاً قضیه چیه؟

109
00:06:34,160 --> 00:06:36,256
‫می‌تونی تنهامون بذاری، اولیو؟

110
00:06:48,280 --> 00:06:50,876
‫یه چیز خیلی مهم گم شده.

111
00:06:50,901 --> 00:06:52,877
‫اسم رسمی‌ای نداره.

112
00:06:53,120 --> 00:06:57,536
‫ما بهش می‌گیم 752.

113
00:07:04,440 --> 00:07:07,376
‫حس می‌کنم گند زدم، واقعاً گند زدم، نه؟

114
00:07:07,400 --> 00:07:08,896
‫اون زل زد تو چشمام و گفت،

115
00:07:08,920 --> 00:07:11,016
کاری که کردی واقعاً جرات می‌خواست،"

116
00:07:11,040 --> 00:07:13,176
‫که جلوی مافوق وایسی و حقیقتو بگی."

117
00:07:13,200 --> 00:07:14,870
‫پس اووِن اسم اینو میذاره ترفیع؟

118
00:07:14,895 --> 00:07:16,488
‫باید چیزی صداش کنه که هست، رفیق.

119
00:07:16,960 --> 00:07:18,943
‫قراره بشم نماینده‌ی مدیرکل.

120
00:07:19,375 --> 00:07:21,696
‫نمی‌دونستم
.تو جاکارتا هم "خونه‌ی مادر" دارن

121
00:07:21,720 --> 00:07:23,292
‫آره، خب، اندازه‌ی کل این شهر

122
00:07:23,317 --> 00:07:24,927
‫چیزایی هست که تو نمی‌دونی، رابی پسر.

123
00:07:26,040 --> 00:07:28,816
‫خب، اونجا بخشی از یه تیم پیشتازه.

124
00:07:28,840 --> 00:07:32,776
‫اونجا یه خورده مشکل ‫نامیراها رو داریم.

125
00:07:32,800 --> 00:07:35,816
‫آره، باید شروع کنیم ‫به جمع‌آوری اطلاعات.

126
00:07:35,840 --> 00:07:38,576
‫یه سال دیگه کل مجموعه باید راه بیفته.

127
00:07:38,600 --> 00:07:40,600
‫تلوتلو خوران راه میفته،
‫اونم با تویی که خط مقدمی.

128
00:07:43,024 --> 00:07:44,576
‫میرم یه آبجوی دیگه برات بگیرم.

129
00:07:44,600 --> 00:07:47,178
‫یه آبجوی دیگه؟ بی‌خیال.
‫بزنیم یه آبجوی دیگه. یالا، یالا.

130
00:07:53,000 --> 00:07:57,056
‫دست کشیدن روی سر، از نظر مردم جاکارتا،

131
00:07:57,080 --> 00:08:00,776
‫نشونه‌ی بدیُمن و نحسی محسوب میشه.

132
00:08:00,800 --> 00:08:01,970
‫این دیگه چه ...

133
00:08:15,800 --> 00:08:18,404
‫کتابخونه‌ی مرکزی شامل همه‌چیزهایی بود

134
00:08:18,429 --> 00:08:21,736
‫تالاماسکا تو هزار و خورده‌ای
سال اول فعالیتش یاد گرفته بود

135
00:08:21,760 --> 00:08:24,576
‫از زمان تأسیسمون در...
می‌تونی حدس بزنی؟

136
00:08:24,601 --> 00:08:26,288
.راز 752

137
00:08:28,520 --> 00:08:31,496
‫هر رساله، هر پوشه، هر پرونده،

138
00:08:31,520 --> 00:08:34,336
‫شجره‌نامه‌ها، دشمنی‌ها،
،اسم‌های جعلی، محل زندگی

139
00:08:34,360 --> 00:08:36,096
‫رسوایی‌ها، طلسم‌ها.

140
00:08:36,120 --> 00:08:38,901
‫بیشتر از هزار سال دانش دود شد رفت هوا.

141
00:08:39,680 --> 00:08:40,936
‫مگه اینکه نرفته باشه.

142
00:08:43,520 --> 00:08:45,976
‫مگه اینکه یکی
‫تونسته باشه یه پشتیبان ازش درست کنه.

143
00:08:46,000 --> 00:08:48,776
‫یه پشتیبان از یه کتابخونه‌ی کامل؟

144
00:08:48,800 --> 00:08:51,696
‫این همون چیزیه که 752 هست...

145
00:08:51,720 --> 00:08:55,622
‫یه کُدِکس، یه اطلس، یه جلد واحد که شامل

146
00:08:55,647 --> 00:08:58,016
‫تمام دانش انباشته‌شده‌ی تالاماسکاست،

147
00:08:58,040 --> 00:09:00,656
‫که مخفیانه توسط یه فرقه‌ی خودسر
‫از رهبرانمون ساخته شده

148
00:09:00,680 --> 00:09:02,359
‫و بعدش یه جایی قایم شده.

149
00:09:02,384 --> 00:09:05,376
یه لحظه وایسا.‫ یعنی میگی
 هرچی که ‫تو اون کتابخونه‌ی عظیم بوده

150
00:09:05,400 --> 00:09:07,348
‫الان تو این یه دونه کتابه؟

151
00:09:07,373 --> 00:09:09,509
‫می‌دونم، عجیب غریب به نظر میاد،

152
00:09:09,534 --> 00:09:13,750
‫ولی 40 سال پیش هم
‫هیشکی فکر اینترنت رو نمی‌کرد.

153
00:09:15,656 --> 00:09:17,238
‫مردم نظریه‌های مختلفی دارن.

154
00:09:18,320 --> 00:09:20,841
‫بعضیا فکر می‌کنن یه کُده یا یه نقشه.

155
00:09:21,600 --> 00:09:23,456
‫بعضیا میگن میکروفیشه.

156
00:09:23,480 --> 00:09:25,816
‫تو دهه‌ی 70 آخرِ تکنولوژی بود.

157
00:09:25,840 --> 00:09:28,896
‫بعضیا فکر می‌کنن ‫یه شیء جادوییه،

158
00:09:28,920 --> 00:09:30,816
‫مثل جعبه‌ی پاندورا.

159
00:09:30,840 --> 00:09:34,708
‫و بعضیا... خب، بعضیا فکر می‌کنن
‫کل این داستان افسانه‌ست.

160
00:09:34,733 --> 00:09:36,211
‫ولی تو اینطور فکر نمی‌کنی.

161
00:09:36,805 --> 00:09:39,896
‫دانش تنها برگ برنده‌ایه که
.در برابر نامیراها داریم

162
00:09:39,920 --> 00:09:42,160
‫اگه 752 واقعاً وجود داشته باشه،

163
00:09:42,185 --> 00:09:44,696
‫اگه دست ما باشه، بزرگ‌ترین اهرم قدرته.

164
00:09:44,720 --> 00:09:46,536
‫و اگه نباشه، می‌ره دست یه نفر دیگه.

165
00:09:46,560 --> 00:09:48,456
‫اگه اون کتاب دست نااهلش بیفته،

166
00:09:48,480 --> 00:09:50,336
‫تالاماسکا به احتمال زیاد نابود میشه.

167
00:09:50,360 --> 00:09:52,496
‫و زندگی دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه،

168
00:09:52,520 --> 00:09:56,016
‫برای هیشکی، نه فانی‌ها، نه نامیراها.

169
00:09:56,040 --> 00:09:57,111
،باشه

170
00:09:57,136 --> 00:09:59,176
‫دیشب چه گُهی اتفاق افتاد؟

171
00:09:59,200 --> 00:10:01,485
‫ما دلیلی داریم که باور کنیم
.اون کتاب الان توی لندنه

172
00:10:02,080 --> 00:10:04,176
‫اومدن "آرچی" ‫جدیدترین مدرکیه

173
00:10:04,200 --> 00:10:06,416
‫که این تئوری رو تقویت می‌کنه.
.یه دختر مُرده

174
00:10:06,440 --> 00:10:08,056
‫این چه ربطی به "کاوِز" داره؟

175
00:10:08,080 --> 00:10:09,576
‫"آرچی" بیش از یک ساله

176
00:10:09,600 --> 00:10:10,802
‫دنبال ردِ 752 بوده.

177
00:10:10,827 --> 00:10:13,655
‫یه نفر یا یه چیزی اونو به اون دختره رسونده.

178
00:10:13,680 --> 00:10:14,696
‫چرا؟

179
00:10:17,160 --> 00:10:18,534
‫"آرچی" کی بود؟

180
00:10:18,960 --> 00:10:20,736
‫فکر می‌کنیم از طرف یه گروه حاشیه‌ای

181
00:10:20,760 --> 00:10:23,536
‫در "خانه‌ی مادر لندن" مأموریت گرفته بود.

182
00:10:23,560 --> 00:10:24,936
‫خب، "آرچی" کاوِز رو کُشته؟

183
00:10:24,960 --> 00:10:26,616
‫یا یکی دیگه جفتشونو کُشته؟

184
00:10:26,640 --> 00:10:27,896
‫نمی‌دونم.

185
00:10:30,560 --> 00:10:32,976
‫بهت نیاز داریم،
چون با اون دختر در ارتباط بودی

186
00:10:33,000 --> 00:10:34,944
‫تا جواب این قسمت ‫از معما رو پیدا کنی.

187
00:10:34,969 --> 00:10:36,566
‫اون یه هدف بوده.

188
00:10:36,920 --> 00:10:38,936
‫شاید چون چیزی داشته ‫که اونا دنبالش بودن.

189
00:10:38,960 --> 00:10:40,256
‫مثلاً، آره.

190
00:10:40,280 --> 00:10:41,656
‫اوکی، بذار درست متوجه بشم.

191
00:10:41,680 --> 00:10:44,029
‫پس، کاوِز...
.بله

192
00:10:44,054 --> 00:10:46,254
‫‫که تو گرفتن اطلاعات از آدما حرفه‌ایه، مُرده.

193
00:10:46,279 --> 00:10:48,277
‫آرچی، که تو گرفتن اطلاعات خیلی با استعداده،

194
00:10:48,302 --> 00:10:49,416
‫اونم مُرده.

195
00:10:49,440 --> 00:10:51,096
‫و منم اینجام با همون مهارت‌ها،

196
00:10:51,120 --> 00:10:53,096
‫می‌خوای برم همون منطقه فضولی کنم؟

197
00:10:53,120 --> 00:10:54,724
‫‫تو واقعاً بااستعدادی، گای.

198
00:10:54,749 --> 00:10:55,953
‫‫بس کن اینو نگو.

199
00:11:06,040 --> 00:11:07,040
‫‫باشه.

200
00:11:09,045 --> 00:11:10,897
فرض کنیم اون کتاب، اون چیز لعنتی

201
00:11:11,407 --> 00:11:12,447
‫میفته دستتون.

202
00:11:12,472 --> 00:11:13,662
‫باهاش چیکار می‌کنی؟

203
00:11:13,920 --> 00:11:16,703
‫نگهش می‌دارم تا نیفته دست کسایی
.که ممکنه باهاش به بقیه آسیب بزنن

204
00:11:19,080 --> 00:11:20,783
‫هیچ انگیزه‌ی پنهانی‌ای در کار نیست؟

205
00:11:22,040 --> 00:11:24,545
‫فکر می‌کنم هیچکس
‫نمی‌تونه این احتمال رو رد کنه

206
00:11:24,570 --> 00:11:26,528
‫که همه‌ی ما
.انگیزه‌های پنهانی داریم، گای

207
00:11:35,290 --> 00:11:37,887
‫خب؟
اون ماجرای کلاب اون شب چی بود؟

208
00:11:37,912 --> 00:11:40,330
‫باور کن،
.به تو خیلی بیشتر از من خوش گذشت

209
00:11:42,040 --> 00:11:44,676
‫من مسئول توام.
.داشتم کنترل‌ت می‌کردم

210
00:11:44,701 --> 00:11:46,677
‫اگه اینقدر
نگران بودی که ‫چی به کاوِز می‌گم،

211
00:11:46,702 --> 00:11:47,822
‫چرا بهم هشدار ندادی؟

212
00:11:47,847 --> 00:11:49,559
‫ببین، نمی‌دونستم هدفش چیه.

213
00:11:49,584 --> 00:11:51,257
‫فکر کردم بهتره بازی رو تا آخر ادامه بدیم.

214
00:11:51,282 --> 00:11:52,406
‫آره، خب، به‌نظرم اون باخت.

215
00:11:52,431 --> 00:11:53,431
،هی

216
00:11:53,853 --> 00:11:54,853
‫ببین...

217
00:11:55,168 --> 00:11:57,685
‫نمی‌دونستم که قراره کُشته بشه، اوکی؟

218
00:12:01,338 --> 00:12:02,874
‫حدس می‌زنم هلن برات

219
00:12:02,899 --> 00:12:05,011
‫تمام داستان و افسانه‌ی 752 رو تعریف کرده.

220
00:12:05,036 --> 00:12:06,532
‫چیه، باور نداری وجود داره؟

221
00:12:07,370 --> 00:12:08,655
‫اکثر آدما باور ندارن.

222
00:12:09,379 --> 00:12:13,025
‫ببین، چیزایی می‌دونه که من نمی‌دونم.
‫و به چیزایی دسترسی داره که من ندارم.

223
00:12:13,402 --> 00:12:15,061
‫خب اینجوری نیست که به حرفش شک کنم.

224
00:12:15,086 --> 00:12:17,036
‫خب... یه جورایی به نظر میاد شک داری.

225
00:12:19,320 --> 00:12:21,650
‫فقط زیادی بهش گیر داده، همین.

226
00:12:22,168 --> 00:12:24,905
‫یه کم رفتاراش... نمی‌دونم، عجیب شده.

227
00:12:25,971 --> 00:12:27,200
‫ سرگردونه.

228
00:12:27,481 --> 00:12:29,299
.معلومه که دست آدم‌های ماهری سپردنم

229
00:12:29,596 --> 00:12:31,012
‫هی، ببین.

230
00:12:31,576 --> 00:12:33,218
‫اگه اون کتاب وجود نداشته باشه و

231
00:12:33,243 --> 00:12:35,895
‫کتابخونه با اون همه اطلاعات
‫سوخته و به خاک تبدیل شده باشه،

232
00:12:36,836 --> 00:12:39,120
‫تالاماسکا چطور هنوز ‫این همه قدرت داره؟

233
00:12:39,144 --> 00:12:41,014
‫داریم در مورد
یه سبک زندگی حرف می‌زنیم

234
00:12:41,039 --> 00:12:43,334
‫که قرن‌هاست تقریباً
‫بدون تغییر وجود داشته،

235
00:12:43,963 --> 00:12:45,160
‫با آدم‌هایی که

236
00:12:46,241 --> 00:12:48,719
‫حافظه‌ی خیلی خیلی طولانی‌ای دارن.

237
00:12:51,576 --> 00:12:53,519
‫اگه می‌خوای یکی یه دروغی رو باور کنه،

238
00:12:53,544 --> 00:12:55,945
‫فقط کافیه بارها و بارها ‫بهش بگی...

239
00:12:55,974 --> 00:12:57,185
...بارها

240
00:12:57,401 --> 00:12:58,456
.و بارها

241
00:13:04,183 --> 00:13:06,499
‫ببخشید، راستش مسیرم از اون‌وره.

242
00:13:10,959 --> 00:13:12,199
.باهات تماس می‌گیرم

243
00:13:13,677 --> 00:13:14,940
‫یکم بخواب.

244
00:13:15,649 --> 00:13:16,896
‫آره، همین کارو می‌کنم.

245
00:13:18,371 --> 00:13:19,776
‫دقیقاً همین کارو می‌کنم.

246
00:14:06,782 --> 00:14:07,918
‫کتاب.

247
00:14:08,171 --> 00:14:09,171
‫کتاب.

248
00:15:18,719 --> 00:15:20,319
"تماس‌گیرنده ناشناس"

249
00:15:23,704 --> 00:15:24,896
‫الو؟

250
00:15:25,379 --> 00:15:26,436
‫ گای؟

251
00:15:27,608 --> 00:15:28,698
‫بله.

252
00:15:28,723 --> 00:15:30,619
‫فقط می‌خواستم مطمئن شم
‫اوضاع مرتبه.

253
00:15:31,892 --> 00:15:33,150
"آقای "اوسترهاوس

254
00:15:34,184 --> 00:15:35,992
‫خانواده در اولویته، درسته؟

255
00:15:36,017 --> 00:15:37,953
‫می‌تونی هر چقدر خواستی استراحت کنی.

256
00:15:38,160 --> 00:15:39,717
...نه، بله، ممنون که

257
00:15:41,018 --> 00:15:42,018
.تماس گرفتین

258
00:15:42,409 --> 00:15:43,620
‫خیلی لطف کردین.

259
00:15:44,200 --> 00:15:45,214
..‫ببین.

260
00:15:46,053 --> 00:15:48,079
‫اگه مسئله‌ی دیگه‌ای هست،

261
00:15:48,800 --> 00:15:51,156
‫مشکل مالی داری، یا خواستی در مورد

262
00:15:51,433 --> 00:15:53,818
‫بهتر شدن شرایط کارت صحبت کنیم، حتماً بگو.

263
00:15:53,843 --> 00:15:55,237
‫تو واقعاً واسه ما مهمی.

264
00:15:55,262 --> 00:15:56,855
‫ممنونم، ممنونم. نه.

265
00:15:57,370 --> 00:15:59,155
‫واقعاً قدردانم که زنگ زدین.

266
00:15:59,180 --> 00:16:00,396
‫باعث شد به خیلی چیزا فکر کنم.

267
00:16:00,421 --> 00:16:02,196
‫هر وقت خواستی زنگ بزن.
.اوکی، ممنون. بله

268
00:16:33,640 --> 00:16:35,459
‫ کاش اینجا بود.

269
00:16:40,938 --> 00:16:42,138
‫کمکی از دستم بر میاد؟

270
00:16:43,280 --> 00:16:46,199
‫من از دوستان... کاوِز بودم.

271
00:16:46,658 --> 00:16:48,092
‫تاحالا ندیدمت.

272
00:16:48,874 --> 00:16:50,232
‫دوست جدیدش بودم.

273
00:16:53,194 --> 00:16:54,344
‫متأسفم.

274
00:16:57,960 --> 00:16:59,536
‫قصد فضولی نداشتم، فقط...

275
00:16:59,560 --> 00:17:01,416
‫اگه خواستی می‌تونی ادای احترام کنی.

276
00:17:11,520 --> 00:17:14,416
‫ این کیه... این کیه... این غریبه کیه؟

277
00:17:14,440 --> 00:17:15,816
‫آره، این دیگه کیه؟

278
00:17:15,840 --> 00:17:17,056
‫ کاوِز رو می‌شناخت.

279
00:17:17,080 --> 00:17:18,216
‫یه دوست بود.

280
00:17:18,240 --> 00:17:20,158
‫معلومه از اون مدل دوستاش بوده.

281
00:17:20,884 --> 00:17:22,256
‫کجا باهاش آشنا شدی؟

282
00:17:23,150 --> 00:17:24,369
‫تو یه بار.

283
00:17:24,588 --> 00:17:25,616
.درسته

284
00:17:25,640 --> 00:17:26,616
‫همون‌طور که گفتم.

285
00:17:26,640 --> 00:17:27,640
.زبون‌دراز

286
00:17:39,720 --> 00:17:41,509
‫سخته باور کنم که رفته.

287
00:17:47,040 --> 00:17:48,108
‫این...

288
00:17:52,141 --> 00:17:55,736
‫خب معلومه که یه دورهمی... خانوادگیه.

289
00:17:55,760 --> 00:17:56,801
‫من میرم...

290
00:18:17,955 --> 00:18:19,019
‫هی.

291
00:18:19,371 --> 00:18:20,371
‫گای؟

292
00:18:22,520 --> 00:18:23,629
‫من دوریس‌ام.

293
00:18:25,192 --> 00:18:26,509
‫ ازت برام گفته بود.

294
00:18:28,516 --> 00:18:29,643
‫ گفته بود؟

295
00:18:32,960 --> 00:18:34,440
‫ تازه باهاش آشنا شده بودم.

296
00:18:36,053 --> 00:18:37,587
‫می‌گفت یه پسر حسابی و باحالی.

297
00:18:39,640 --> 00:18:42,456
‫البته همیشه قضاوتش درست نبود.

298
00:18:48,182 --> 00:18:49,233
‫بیا.

299
00:18:53,307 --> 00:18:55,590
‫اگه ندونی چی شده، از این‌جا که نگاه کنی

300
00:18:55,968 --> 00:18:57,506
‫انگار یه مهمونی شاده و خوشحال.

301
00:18:57,531 --> 00:18:58,997
‫ آره، مهمونی قشنگیه.

302
00:18:59,755 --> 00:19:01,331
‫یه مهمونی خیلی صورتی.

303
00:19:02,229 --> 00:19:03,582
‫ رنگ مورد علاقه‌ش بود.

304
00:19:04,800 --> 00:19:08,419
‫همسایه‌هاتون فکر نمی‌کنن... عجیبه؟

305
00:19:08,720 --> 00:19:10,471
‫بیشتر همسایه‌هامون کولی هستن.

306
00:19:11,240 --> 00:19:12,880
‫به نظر نمیاد براشون مهم باشه.

307
00:19:26,493 --> 00:19:27,725
‫داری چیکار می‌کنی؟

308
00:19:27,750 --> 00:19:28,777
‫هیچی.

309
00:19:30,280 --> 00:19:32,255
‫اگه می‌خوای چیزی بپرسی، راحت بپرس.

310
00:19:34,040 --> 00:19:35,815
‫تو... یعنی اونا... چی هستن؟

311
00:19:36,280 --> 00:19:37,515
‫مهمه؟

312
00:19:38,720 --> 00:19:40,717
‫می‌دونم چی هستی، لازم نیست بپرسم.

313
00:19:41,029 --> 00:19:42,826
‫تو یه دروغگویی.
تو تازه منو دیدی، باشه؟

314
00:19:42,851 --> 00:19:44,095
‫تو عضو تالاماسکایی.

315
00:19:45,040 --> 00:19:46,696
‫واسه همین دنبالت بود.

316
00:19:46,720 --> 00:19:49,430
‫اون جاسوس کوچولوی ما بود.
اون ‫معمولاً...

317
00:19:51,281 --> 00:19:53,857
‫معمولاً به امثال تو اعتماد نمی‌کرد.

318
00:19:53,882 --> 00:19:56,284
‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌کنیم.
‫ولی واقعاً ازت خوشش اومده بود.

319
00:19:56,600 --> 00:19:57,878
‫منم از اون خوشم اومده بود.

320
00:19:58,892 --> 00:20:00,279
‫خب، فکر می‌کردم اون...

321
00:20:01,986 --> 00:20:02,986
.اصیله

322
00:20:04,003 --> 00:20:05,168
‫اصیل؟

323
00:20:06,760 --> 00:20:07,864
‫چی؟

324
00:20:09,366 --> 00:20:11,816
‫این حرفو وقتی می‌زنن که دارن
‫راجع‌به یه گردنبند خاک‌خورده

325
00:20:11,840 --> 00:20:13,816
‫توی حراجی حرف می‌زنن.

326
00:20:14,790 --> 00:20:16,203
‫اون فراتر از این حرفا بود.

327
00:20:18,000 --> 00:20:19,108
‫اون...

328
00:20:23,200 --> 00:20:24,252
‫ باحال بود.

329
00:20:26,680 --> 00:20:27,976
‫قرمز شدی.

330
00:20:30,280 --> 00:20:32,691
‫تو به درد این کار نمی‌خوری.
.دوریس، صبر کن

331
00:20:32,716 --> 00:20:35,470
،کاوِز یه چیزی داشت، یه کتاب تو کوله‌پشتیش

332
00:20:37,514 --> 00:20:38,532
‫کتاب؟

333
00:20:38,557 --> 00:20:42,000
‫آره، یه کتاب چرمی، یه جورایی عجیب‌غریب.

334
00:20:42,025 --> 00:20:43,325
‫آره، دفتر خاطراتش بود.

335
00:20:45,922 --> 00:20:47,618
‫فقط عکسای قدیمی رو توش می‌چسبوند.

336
00:20:47,894 --> 00:20:49,351
‫خاطرات و از اینجور چیزا.

337
00:20:49,376 --> 00:20:50,387
،آره، خب

338
00:20:50,412 --> 00:20:52,264
همیشه با خودش می‌بردش؟

339
00:20:53,405 --> 00:20:54,780
...‫من... فکر می‌کنم

340
00:20:56,994 --> 00:20:58,409
یه نفر دنبال اون کتاب بود

341
00:20:58,434 --> 00:21:01,290
‫‫و فکر می‌کنم کاوِز
.بی‌خودی وسط ماجرا گیر افتاد

342
00:21:01,315 --> 00:21:04,537
‫و حالا قراره اون تالاماسکای خیرخواه
بیان قضیه رو حل کنن

343
00:21:04,562 --> 00:21:07,080
‫و عدالتی که کاوِز بیچاره
‫حقشه رو براش فراهم ‌کنن؟

344
00:21:08,367 --> 00:21:10,423
‫نمی‌شه بهشون اعتماد کرد، گای.

345
00:21:10,448 --> 00:21:11,628
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

346
00:21:12,355 --> 00:21:13,862
‫نمی‌تونی بهشون اعتماد کنی.

347
00:21:14,231 --> 00:21:16,759
‫فقط یه نگاه بنداز به بلایی که
.سر سولِداد مارسل آوردن

348
00:21:18,300 --> 00:21:20,222
‫سولِداد مارسل دیگه کیه؟

349
00:22:11,997 --> 00:22:14,961
گزارش در مورد حرکات و رفت و آمدهای"
"دکتر آرتور جیمسون

350
00:22:16,641 --> 00:22:18,734
"مدیر مغز و اعصاب کودکان و تحقیقات فراحسی"

351
00:22:22,396 --> 00:22:24,743
"اشپورد گرینج، ساری "
"مرکز اطفال تالاماسکا"

352
00:22:53,391 --> 00:22:56,177
‫گفتی می‌خوای به محض اینکه
،آرچی گزارش داد، خبر داشته باشی

353
00:22:57,017 --> 00:22:59,141
‫الان خبردار شدیم، دیگه گزارش نمی‌ده.

354
00:22:59,784 --> 00:23:01,581
‫منظورم اینه که دیگه گزارش نمی‌ده...

355
00:23:02,357 --> 00:23:03,357
.هیچوقت

356
00:23:13,047 --> 00:23:16,583
‫شش هفته‌ست که تیم
.سیگنال‌هامون رو شب‌کار کردی

357
00:23:16,608 --> 00:23:18,984
‫مامورین میدانی‌مون حسابی خسته شدن.

358
00:23:19,009 --> 00:23:22,145
‫دیویدسون یه ماهه تو نایتزبریج به کمینِ نشسته

359
00:23:22,170 --> 00:23:23,415
‫و حتی نمی‌دونه چرا.

360
00:23:23,787 --> 00:23:26,453
.و شنیدم چکرز رو فرستادی جاکارتا

361
00:23:26,720 --> 00:23:29,240
‫منابع شعبه رو هم مصادره کردی

362
00:23:29,265 --> 00:23:31,455
اونم ‫واسه یه تعقیب‌وگریز بی‌نتیجه.

363
00:23:31,480 --> 00:23:33,696
‫روحیه‌ها پایین اومده. کل تیمم مضطربه.

364
00:23:33,721 --> 00:23:36,638
‫و حالا پلیس داره
‫در مورد مرگ "آرچی" تحقیق می‌کنه.

365
00:23:37,300 --> 00:23:40,368
‫می‌ترسم آمستردام دیگه بیشتر از این تحمل نکنه.

366
00:23:40,913 --> 00:23:41,913
.هوم

367
00:23:43,194 --> 00:23:45,108
‫فکر می‌کردم آمستردام اجازه می‌ده

368
00:23:45,133 --> 00:23:47,103
‫ هر "خونه مادر"ی ‫مستقل عمل کنه.

369
00:23:47,128 --> 00:23:49,769
‫تا یه حدی، بله، اما وقتی که سقوط می‌کنن،

370
00:23:49,794 --> 00:23:51,320
‫بدجوری سقوط می‌کنن.

371
00:23:51,593 --> 00:23:53,525
‫دوست داری دائم پشت سرتو نگاه کنی،

372
00:23:54,806 --> 00:23:56,679
‫منتظر بمونی آمستردام بیاد...

373
00:23:57,400 --> 00:23:58,842
دمار از روزگارت دربیاره؟

374
00:23:59,695 --> 00:24:02,039
‫چون فکر نمی‌کنم
.باید اون‌قدر قدرت داشته باشن

375
00:24:03,367 --> 00:24:05,281
واقعاً همه‌ی این ماجرا در مورد همینه؟

376
00:24:05,707 --> 00:24:06,707
قدرت؟

377
00:24:07,225 --> 00:24:08,281
‫بستگی داره.

378
00:24:08,509 --> 00:24:09,545
...یعنی

379
00:24:09,774 --> 00:24:11,496
‫از دید تو که نگاه کنیم،

380
00:24:12,075 --> 00:24:13,879
‫ماجرا درواقع برمی‌گرده به سرطان،

381
00:24:14,726 --> 00:24:15,769
درسته؟

382
00:24:22,426 --> 00:24:25,871
جاودانگی ممکنه
... سخت و دردسرساز باشه، ‫اما

383
00:24:28,696 --> 00:24:31,151
.واقعاً مرگ یه حروم‌زاده‌ست

384
00:24:32,192 --> 00:24:33,377
...‫و این

385
00:24:35,260 --> 00:24:36,940
.یه تعقیب و گریز بی‌نتیجه نیست

386
00:24:37,880 --> 00:24:39,694
‫فکر می‌کنی چرا آرچی کشته شد؟

387
00:24:40,293 --> 00:24:42,447
.واسه اینکه نزدیک شدیم. به همین دلیله

388
00:24:43,539 --> 00:24:45,618
‫کتاب اینجاست، تو لندن،

389
00:24:46,104 --> 00:24:48,440
‫و ما تنها کسایی نیستیم که اونو می‌خوایم.

390
00:25:05,449 --> 00:25:07,175
‫ولی باید قوی و محکم بمونیم.

391
00:25:08,819 --> 00:25:10,086
‫پاپَس نکشین.

392
00:25:10,886 --> 00:25:12,901
‫دست و پاتونو از ترس آمستردام گم نکنین.

393
00:25:13,240 --> 00:25:14,298
‫به من نگاه کن.

394
00:25:15,083 --> 00:25:16,935
‫غر زدن در مورد کارمنداتو تموم کن.

395
00:25:17,399 --> 00:25:18,488
‫باشه؟

396
00:25:31,391 --> 00:25:32,628
‫آفرین پسر.

397
00:25:32,653 --> 00:25:34,792
‫شیمی‌درمانی درستش نمی‌کنه، رفیق.

398
00:25:35,524 --> 00:25:37,380
‫و هی، چکرز... یعنی،

399
00:25:37,692 --> 00:25:39,127
‫شاید عاشق جاکارتا بشه.

400
00:25:54,719 --> 00:25:56,471
"سرویس امنیتی ام‌آی5"
"ریچل ویک‌فیلد"

401
00:26:12,224 --> 00:26:13,258
اوضاع ‫چطوره؟

402
00:26:13,753 --> 00:26:15,649
‫خب، دارم بازی "والی کجاست" رو

403
00:26:15,674 --> 00:26:17,650
‫با کل شهر لندن بازی می‌کنم.

404
00:26:17,970 --> 00:26:20,945
‫پس...
کار شرافتمندانه شخصیت می‌سازه

405
00:26:21,357 --> 00:26:23,800
.ولی برنامه ‌شبم رو هم به فنا داده

406
00:26:24,507 --> 00:26:25,603
‫یه قرار مهم.

407
00:26:28,146 --> 00:26:29,958
‫چرا هنوز داریم روی این تحقیق می‌کنیم؟

408
00:26:30,421 --> 00:26:33,091
‫فکر کردم همه چی تموم شده.
.قتل-خودکشی

409
00:26:33,819 --> 00:26:35,383
"بهش بگو "بررسی لازم

410
00:26:38,691 --> 00:26:41,087
‫ریج، باید یه چیزی رو امضا کنی.

411
00:26:41,112 --> 00:26:42,728
‫سرم شلوغه. بعداً انجام می‌دم.

412
00:26:42,753 --> 00:26:45,009
‫فکر کنم باید حالا بیای و انجامش بدی.

413
00:26:46,431 --> 00:26:48,271
‫حدود 10 دقیقه.
.باشه

414
00:26:50,214 --> 00:26:54,247
‫سلام خانم... مامور ویک‌فیلد.

415
00:26:54,272 --> 00:26:55,973
‫ام‌آی5، ریـج.

416
00:26:56,240 --> 00:26:59,064
‫می‌فهمم که به پرونده من علاقه‌مند شدین.

417
00:26:59,647 --> 00:27:01,103
‫مایلین بیاین به دفترم؟

418
00:27:01,128 --> 00:27:02,808
اون می‌خواد پرونده‌ی عکس‌های کالبدشکافیِ

419
00:27:02,839 --> 00:27:05,195
.اون قتل-خودکشی رو امضا کنین و تحویل بگیرین

420
00:27:05,220 --> 00:27:08,112
‫می‌تونم بپرسم
چرا به اون عکس‌ها نیاز دارین؟

421
00:27:08,137 --> 00:27:09,671
‫خب، هر چقدر دوست دارین بپرسین.

422
00:27:09,913 --> 00:27:11,697
‫ولی متاسفانه جوابی نمی‌تونم بدم.

423
00:27:14,847 --> 00:27:16,355
‫خودم سر صحنه بودم.

424
00:27:16,380 --> 00:27:17,876
‫مطمئنم می‌تونم اطلاعاتی بدم...

425
00:27:17,901 --> 00:27:19,877
‫فقط امضای شما لازمه. ممنون.

426
00:27:23,617 --> 00:27:24,791
‫ببخشید.

427
00:27:25,244 --> 00:27:27,331
می‌تونم مدرک شناسایی شما رو ببینم؟

428
00:27:27,356 --> 00:27:29,791
‫قبلاً بررسی شده، ریج. همه چی مورد تاییده.

429
00:27:31,039 --> 00:27:32,582
‫باید با کارآگاه هاف تماس بگیرم؟

430
00:27:34,146 --> 00:27:35,391
‫نه، نه.

431
00:27:36,299 --> 00:27:37,662
‫نیازی نیست.

432
00:27:39,329 --> 00:27:40,372
‫عالیه.

433
00:27:41,769 --> 00:27:43,311
‫از خدماتتون ممنونم.

434
00:27:50,373 --> 00:27:53,486
.ام‌آی5، ‫بیشتر شبیه ام‌آی10ئه

435
00:27:53,511 --> 00:27:55,715
‫یه نسخه از اون عکس‌ها برام چاپ کن.

436
00:27:55,740 --> 00:27:57,046
هوم؟
‫الان!

437
00:28:11,735 --> 00:28:13,431
‫داری اشتباه بزرگی می‌کنی.

438
00:28:13,456 --> 00:28:14,548
‫ یه پسرعمو دارم

439
00:28:14,573 --> 00:28:16,248
‫که تو پلیس متروپولیتن کار می‌کنه.

440
00:28:16,273 --> 00:28:17,737
‫خیلی مقامش بالاست. می‌دونی چرا؟

441
00:28:17,762 --> 00:28:19,121
.چون یه عوضیِ تمام‌عیاره

442
00:28:20,191 --> 00:28:21,767
‫هیچ رحم و مروتی نداره.

443
00:28:21,792 --> 00:28:22,982
‫حرفمو شنیدی؟

444
00:28:23,007 --> 00:28:24,205
‫میاد سراغت.

445
00:28:25,400 --> 00:28:27,797
‫تو و اون روانی عجیب غریب آمریکایی.

446
00:28:44,245 --> 00:28:45,676
‫باشه، باشه.

447
00:28:45,701 --> 00:28:48,597
‫می‌تونیم یه راه حلی پیدا کنیم،
من و تو، مگه نه؟

448
00:28:50,767 --> 00:28:52,383
‫چی... چی دوست داری؟

449
00:28:52,408 --> 00:28:55,159
‫چی دوست داری؟ م- مواد؟

450
00:28:55,656 --> 00:28:56,992
‫دختر؟ دختر؟

451
00:28:57,017 --> 00:28:59,537
من... ‫می‌تونم برات هر چیزی جور کنم.

452
00:29:00,162 --> 00:29:01,247
‫هر چیزی.

453
00:29:02,676 --> 00:29:03,676
...هر

454
00:29:06,963 --> 00:29:08,023
‫این کارو نکن.

455
00:29:09,907 --> 00:29:12,418
‫خواهش می‌کنم این کارو نکن.
‫منو نکُش، خواهش می‌کنم.

456
00:29:12,443 --> 00:29:13,775
‫من نمی‌خوام بکُشمت.

457
00:29:46,476 --> 00:29:48,532
‫آب... آب.

458
00:29:48,557 --> 00:29:50,303
‫یالا.
.آب، لطفاً

459
00:29:54,248 --> 00:29:55,344
‫بخور.

460
00:30:00,122 --> 00:30:01,618
.اینم از این

461
00:30:25,225 --> 00:30:26,876
‫حالا قسمت سختش شروع می‌شه.

462
00:30:45,000 --> 00:30:52,000


463
00:33:08,052 --> 00:33:10,047
‫تو بهم گفتی که می‌تونی
‫با دنبال کردن یه نفر،

464
00:33:10,072 --> 00:33:11,504
‫خیلی چیزا در موردش یاد بگیری.

465
00:33:11,529 --> 00:33:13,719
‫لعنتی، نمی‌فهمم
‫تو این خراب‌شده چی کار می‌کنی.

466
00:33:14,601 --> 00:33:15,921
تو ‫اینجا چه کار می‌کنی؟

467
00:33:16,237 --> 00:33:17,478
‫چطور پیدام کردی؟

468
00:33:17,873 --> 00:33:20,089
‫تو رو جلوی آپارتمانت دیدم و دنبالت کردم.

469
00:33:20,114 --> 00:33:21,690
‫آپارتمانم؟ چطور...

470
00:33:21,715 --> 00:33:24,491
.چشمم خورد به یه ماشین مشکی جلوی پورکی

471
00:33:24,516 --> 00:33:26,682
‫پس الیو رو پیچوندم، برگشتم،

472
00:33:26,707 --> 00:33:28,333
‫و منتظر شدم تا بیای بیرون.

473
00:33:28,834 --> 00:33:30,677
‫بعد یه تاکسی گرفتم و دنبالت کردم.

474
00:33:31,662 --> 00:33:33,638
‫ولی البته، به راننده آدرس اشتباه دادی،

475
00:33:33,663 --> 00:33:36,279
‫چون سر از یه
چای فروشی تو "کامدن لین" درآوردم

476
00:33:36,304 --> 00:33:38,528
‫و باید از در پشتی فرار کرده باشی،

477
00:33:39,230 --> 00:33:40,649
‫چون اونجا بود که گمت کردم.

478
00:33:41,760 --> 00:33:42,760
،واسه همین

479
00:33:43,134 --> 00:33:44,449
محله رو زیر و رو کردم

480
00:33:44,872 --> 00:33:48,115
‫تا یه مغازه‌ی بی‌روح
‫با یه آپارتمان بالای سرش پیدا کردم

481
00:33:48,700 --> 00:33:50,381
‫که پرده‌هاش کشیده شده بود.

482
00:33:54,482 --> 00:33:55,705
‫و تمام.

483
00:33:56,420 --> 00:33:58,013
‫واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم.

484
00:33:59,225 --> 00:34:01,057
‫تو بهم کتاب‌هایی دادی
که در مورد جاسوسی بخونم

485
00:34:01,082 --> 00:34:02,816
‫خوندمشون. ما کتاب دوست داریم.

486
00:34:02,841 --> 00:34:05,098
‫و درباره رعایت پروتکل چی گفتن؟

487
00:34:05,123 --> 00:34:08,179
ما باهات تماس می‌گیریم
.اینطوری کار می‌کنه

488
00:34:08,204 --> 00:34:09,563
‫اینجا چه جور جاییه؟

489
00:34:10,253 --> 00:34:12,813
‫اینجا یه مرکز تالاماسکاست. یا بوده.

490
00:34:13,170 --> 00:34:14,466
‫یه مرکز فوق سری.

491
00:34:21,904 --> 00:34:24,031
‫به نظر جای دنجی میاد.

492
00:34:24,357 --> 00:34:25,622
‫پر از انرژی مثبته!

493
00:34:25,969 --> 00:34:28,200
‫قبلاً اینجا چی کار می‌کردن،
‫توله‌سگ شکنجه می‌دادن؟

494
00:34:28,855 --> 00:34:31,071
‫از وقتی بچه بودم منو زیر نظر داشتن،

495
00:34:31,096 --> 00:34:32,251
‫درست مثل تو.

496
00:34:32,622 --> 00:34:35,324
‫فقط صرفاً منو زیر نظر نداشتن.

497
00:34:35,717 --> 00:34:37,693
‫وقتی هشت سالم بود منو آوردن اینجا.

498
00:34:37,718 --> 00:34:38,772
‫آوردنت اینجا؟

499
00:34:38,797 --> 00:34:40,413
‫آره، آوردنم که اینجا زندگی کنم.

500
00:34:40,764 --> 00:34:42,653
‫والدینت همین‌جوری ولت کردن بری؟

501
00:34:43,086 --> 00:34:44,949
‫حرف زیادی برای گفتن نداشتن.

502
00:34:46,095 --> 00:34:48,231
‫تالاماسکا تو اون سن
‫تو رو برای چی می‌خواست؟

503
00:34:48,256 --> 00:34:50,006
‫منو آوردن اینجا برای آزمایش.

504
00:34:51,556 --> 00:34:53,253
‫حدود بیست نفر بودیم.

505
00:34:57,721 --> 00:34:59,857
.تست نوار مغزی آماده‌ست

506
00:34:59,882 --> 00:35:00,882
.ببین

507
00:35:02,628 --> 00:35:04,820
 می‌خواستن ببینن
 ذهن من چی‌کار می‌تونه بکنه

508
00:35:04,845 --> 00:35:06,671
‫ توانایی خاصی دارم یا نه.

509
00:35:07,725 --> 00:35:10,022
‫حافظه، ریاضیات، شهود.

510
00:35:10,813 --> 00:35:13,542
‫همه‌ش بخشی از یه برنامه فوق‌محرمانه بود.

511
00:35:13,567 --> 00:35:15,439
‫ امواجش چطوره؟
‫ امواج بتا.

512
00:35:15,760 --> 00:35:16,957
چه جور برنامه‌ای بود؟

513
00:35:17,687 --> 00:35:19,183
‫هیچ‌وقت نفهمیدم.

514
00:35:24,471 --> 00:35:27,583
‫هرچی که دنبالش بودن،
.فکر کنم زیاد ازش نداشتم

515
00:35:28,471 --> 00:35:30,207
‫آخر سر منو فرستادن آمریکا.

516
00:35:30,684 --> 00:35:31,927
‫کمبریج، ماساچوست.

517
00:35:31,952 --> 00:35:33,368
‫عموم منو پذیرفت.

518
00:35:52,321 --> 00:35:54,283
‫فقط برای دو سال اینجا بودم.

519
00:35:55,589 --> 00:35:57,565
‫بقیه خیلی بیشتر موندن.

520
00:36:12,320 --> 00:36:15,833
‫پس تالاماسکا ازت
یه موش آزمایشگاهی درست کرده

521
00:36:16,227 --> 00:36:18,306
‫و بعد تو با خودت فکر می‌کنی،

522
00:36:18,797 --> 00:36:21,277
‫"آره، این همون کسیه که
‫وقتی بزرگ شدم  می‌خوام براش کار کنم."

523
00:36:32,122 --> 00:36:34,398
‫وقتی هیچی نداشتم،
.اونا یه زندگی بهم دادن

524
00:36:35,735 --> 00:36:37,532
‫یه هفته قبل از اینکه بیام اینجا،

525
00:36:37,557 --> 00:36:39,213
‫هردوی پدر و مادرم در جا مُردن

526
00:36:39,238 --> 00:36:41,245
‫وقتی ماشین‌مون خورد به تیر برق.

527
00:36:41,798 --> 00:36:43,918
‫بابام پشت فرمون بود. اهل مشروب بود.

528
00:36:48,407 --> 00:36:50,891
‫درست مثل مامان من که اهل مواد بود، نه؟

529
00:36:51,492 --> 00:36:54,200
‫این همون قسمتیه که می‌خوای
‫بهم بگی اونقدرام با هم فرقی نداریم؟

530
00:36:54,225 --> 00:36:57,608
‫بچه‌هایی که از خانواده‌های متلاشی میان
‫جاسوس‌های فوق‌العاده‌ای می‌شن.

531
00:36:57,633 --> 00:36:59,089
‫ما خوب بلدیم راز نگه داریم.

532
00:36:59,114 --> 00:37:01,149
‫راحت به آدما اعتماد نمی‌کنیم.

533
00:37:01,174 --> 00:37:03,817
‫مخصوصاً اونایی که
 بارها و بارها ‫بهمون دروغ می‌گن.

534
00:37:08,165 --> 00:37:10,061
‫چی می‌خوای، گای؟ چرا دنبالم اومدی؟

535
00:37:10,086 --> 00:37:11,611
‫حقیقت رو می‌خوام. همشو.

536
00:37:11,636 --> 00:37:12,816
‫حقیقت؟

537
00:37:14,772 --> 00:37:15,858
‫خیلی‌خب.

538
00:37:20,337 --> 00:37:23,113
به ‫"خونه مادر لندن" نفوذ کردن.

539
00:37:23,138 --> 00:37:26,474
‫گرگوری اووِن، رئیس‌شون، عوض شده.

540
00:37:26,499 --> 00:37:29,617
‫اون داره از یه خون‌آشام
به اسم جسپر دستور می‌گیره

541
00:37:29,642 --> 00:37:33,563
‫که باور داریم داره از ‫نیروها
 و منابع تالاماسکا استفاده می‌کنه

542
00:37:33,588 --> 00:37:35,630
‫تا چیزی به اسم هفت‌پنج‌دو رو پیدا کنه.

543
00:37:35,655 --> 00:37:37,238
‫می‌ترسیم خیلی بهش نزدیک شده باشه.

544
00:37:37,263 --> 00:37:39,336
‫برای همینه که تو رو
.این‌قدر سریع وارد ماجرا کردیم

545
00:37:39,361 --> 00:37:41,537
‫ولی با اتفاق‌هایی که این چند روز افتاده،

546
00:37:41,562 --> 00:37:44,157
‫باید سریع‌تر عمل کنی، باید نزدیک‌تر بشی.

547
00:37:44,182 --> 00:37:46,337
‫می‌خوایم بری داخل "خونه مادر".

548
00:37:46,362 --> 00:37:48,590
‫چطور این کارو بکنم؟
.در بزن برو تو

549
00:37:49,053 --> 00:37:50,238
‫همین‌جوری راحت؟

550
00:37:50,817 --> 00:37:52,738
تو ‫باهوشی، گای. حس درونیت قویه.

551
00:37:52,763 --> 00:37:53,850
‫می‌تونم یه نقشه بهت بدم،

552
00:37:53,875 --> 00:37:56,731
‫ولی مطمئنم هر کاری همون لحظه
تصمیم بگیری ‫خیلی بهتر جواب می‌ده.

553
00:37:56,756 --> 00:37:58,019
‫داری برام پاپوش درست می‌کنی.

554
00:37:59,894 --> 00:38:01,494
‫سولداد مارسل.

555
00:38:02,655 --> 00:38:05,031
‫یه دختر مرده دیگه، نه؟

556
00:38:05,056 --> 00:38:07,158
‫اون آدم بدبخت قبل از من کشته شد.

557
00:38:07,183 --> 00:38:09,634
‫به نظرت نباید
در موردش یه چیزی بهم می‌گفتی؟

558
00:38:09,659 --> 00:38:11,915
‫دادن اطلاعات بیشتر
‫تو رو در معرض خطر بیشتری قرار می‌داد.

559
00:38:11,940 --> 00:38:13,716
اوه، ‫واقعاً؟

560
00:38:15,291 --> 00:38:17,147
‫یعنی داشتی ازم محافظت می‌کردی؟
.آره

561
00:38:17,172 --> 00:38:18,951
دیگه ‫از چی داری ازم محافظت می‌کنی؟

562
00:38:19,479 --> 00:38:21,030
‫در مورد مادرم چی می‌دونی؟

563
00:38:22,571 --> 00:38:25,187
‫می‌دونم هنوز زنده‌ست
.و یه زمانی عضو تالاماسکا بوده

564
00:38:25,212 --> 00:38:26,941
‫هیچی نمی‌دونی. فکر می‌کنی می‌دونی

565
00:38:26,966 --> 00:38:28,322
‫پس روشنم کن!

566
00:38:28,860 --> 00:38:31,073
‫مادرم چه ربطی به هفت‌پنج‌دو داره؟

567
00:38:31,098 --> 00:38:32,714
‫چون مطمئنم یه ارتباطی هست.

568
00:38:32,739 --> 00:38:34,811
‫و مطمئنم به خاطر همینه که اینجام.

569
00:38:34,836 --> 00:38:37,252
‫مادرت کار خیلی بدی کرد. گمش کردیم.

570
00:38:37,277 --> 00:38:38,893
!گمشو
.اون یه فراریه

571
00:38:38,918 --> 00:38:41,094
‫تالاماسکا سال‌هاست دنبالشه.

572
00:38:41,119 --> 00:38:42,279
‫چرا؟ چی‌کار کرده؟

573
00:38:42,304 --> 00:38:44,848
‫گای، هر چی بیشتر بهت بگم،
‫خطر بیشتری تهدیدت می‌کنه.

574
00:38:44,873 --> 00:38:46,127
‫چرنده.

575
00:38:47,436 --> 00:38:49,688
‫من فقط یه طعمه‌ام. همین.

576
00:38:49,997 --> 00:38:52,853
‫داری ازم استفاده می‌کنی تا اونو بیرون بکشی.

577
00:38:52,878 --> 00:38:54,934
‫کل دلیل استخدام من همینه.

578
00:38:54,959 --> 00:38:56,613
‫موضوع پیچیده‌تر از این حرفاست، گای.

579
00:38:56,638 --> 00:38:58,472
‫آره، مطمئنم که هست، هلن.

580
00:38:58,497 --> 00:38:59,833
‫اصلاً اسم واقعیت هم این نیست، نه؟

581
00:38:59,858 --> 00:39:02,080
‫معلومه که نیست.
!لعنت بهت

582
00:39:03,826 --> 00:39:05,533
.دیگه تموم کردم، باشه؟ تمومه

583
00:39:05,558 --> 00:39:07,654
‫دارم برمی‌گردم نیویورک،
.همون کار کاوِت رو قبول می‌کنم

584
00:39:07,679 --> 00:39:08,862
‫متأسفم، گای،

585
00:39:09,771 --> 00:39:11,851
‫ولی اون گزینه دیگه روی میز نیست.

586
00:39:11,876 --> 00:39:12,894
‫دیگه نیست.

587
00:39:12,919 --> 00:39:14,706
‫دیگه نیست؟ یعنی چی؟

588
00:39:16,273 --> 00:39:19,007
‫فرض کن همین الان
.برم و دیگه هیچ‌وقت برنگردم

589
00:39:20,292 --> 00:39:21,406
‫چی می‌شه؟

590
00:39:21,431 --> 00:39:23,918
‫اگه جای تو بودم، این کارو نمی‌کردم.

591
00:39:25,087 --> 00:39:27,063
‫کاری که بهت محول کردم حیاتیـه،

592
00:39:27,088 --> 00:39:28,893
‫و وقت زیادی نداریم.

593
00:39:29,424 --> 00:39:32,125
‫برو به "خانه مادر"،
‫از آموزش‌هات استفاده کن،

594
00:39:32,562 --> 00:39:33,820
‫برو پیش "جاسپر"،

595
00:39:33,845 --> 00:39:37,341
‫و بفهم چقدر به هفت‌پنج‌دو نزدیک شده.

596
00:39:40,675 --> 00:39:43,091
‫واقعاً امیدوارم همه‌ی اینا
‫ارزششو برات داشته باشه.

597
00:40:14,493 --> 00:40:15,693
‫این مردِ توئه.

598
00:40:16,332 --> 00:40:19,285
‫این پسره تو تمام فیلم‌های آرچی حضور داره.

599
00:40:21,178 --> 00:40:22,563
‫اینجا دوباره هست.

600
00:40:24,822 --> 00:40:27,133
‫این بیچاره هیچ‌وقت نفهمید که دنبالشه.

601
00:40:35,310 --> 00:40:37,519
‫پس دیگه خبری از قتل-خودکشی نیست.

602
00:40:38,665 --> 00:40:41,067
‫پس این مرد مرموز کیه؟

603
00:40:55,264 --> 00:40:57,959
‫اینجا نسبتاً آرومه، نه؟

604
00:40:58,819 --> 00:41:01,195
‫آره، می‌تونه باشه.

605
00:41:01,220 --> 00:41:02,464
‫فکر کنم بستگی داره.

606
00:41:04,647 --> 00:41:06,215
‫خب، تو کار من،

607
00:41:06,240 --> 00:41:07,240
...وقتی

608
00:41:07,427 --> 00:41:08,853
‫ یه اتفاقی مثل این پیش میاد،

609
00:41:08,878 --> 00:41:10,634
.یه چیزی به اسم "پروفایل" درست می‌کنیم

610
00:41:10,659 --> 00:41:11,649
‫مثل یه داستانه.

611
00:41:11,674 --> 00:41:13,117
‫آره، می‌دونم پروفایل چیه.

612
00:41:13,742 --> 00:41:15,198
‫البته که می‌دونی، آره.

613
00:41:15,527 --> 00:41:16,660
‫همه چیز روبراهه؟

614
00:41:18,570 --> 00:41:19,622
‫آره.

615
00:41:21,315 --> 00:41:23,552
‫شماها اصلاً کی هستید؟

616
00:41:24,746 --> 00:41:25,804
‫فقط دوستیم.

617
00:41:26,092 --> 00:41:28,615
‫همه‌تون تو یه خونه قایقی زندگی می‌کنین؟

618
00:41:28,640 --> 00:41:30,479
‫یکم غیرعادیه، فکر نمی‌کنی؟

619
00:41:32,402 --> 00:41:33,471
‫ازدواج کردی؟

620
00:41:34,759 --> 00:41:35,850
‫نه.

621
00:41:36,159 --> 00:41:37,239
‫تنها زندگی می‌کنی؟

622
00:41:37,915 --> 00:41:38,924
‫آره.

623
00:41:39,354 --> 00:41:40,552
‫راضی هستی؟

624
00:41:42,403 --> 00:41:45,260
‫اگه غیرمعموله،
.شاید مشکلت از معمولی باشه

625
00:41:46,443 --> 00:41:48,884
‫می‌فهمم الان زمان سختیه.

626
00:41:49,291 --> 00:41:51,477
‫و می‌دونم شما دو تا با هم صمیمی بودین.

627
00:41:52,510 --> 00:41:54,236
‫اما من به کمکت نیاز دارم،

628
00:41:54,261 --> 00:41:55,549
‫چون کاوز به نظر نمیاد

629
00:41:55,574 --> 00:41:57,016
‫از اون دخترای جوونی باشه

630
00:41:57,041 --> 00:41:58,257
‫که به خودش آسیب بزنه.

631
00:41:58,282 --> 00:41:59,605
‫داستانش این‌جوری نیست.

632
00:41:59,630 --> 00:42:02,630
‫و اگه واقعاً اینطور نیست،
‫حیفه که اینجوری گفته بشه.

633
00:42:06,928 --> 00:42:08,328
‫به این نگاه کن.

634
00:42:10,162 --> 00:42:12,138
‫تصویر واضحی از صورتش نداریم،

635
00:42:12,163 --> 00:42:13,891
‫اما این کفش‌های ورزشی رو دیدی؟

636
00:42:15,041 --> 00:42:16,062
‫نه.

637
00:42:17,031 --> 00:42:18,678
‫نه، تا حالا ندیدمشون.

638
00:43:27,283 --> 00:43:30,499
‫متاسفم، اصلاً نمی‌فهمم
‫درباره چی حرف می‌زنی.

639
00:43:30,524 --> 00:43:32,100
‫تا کی می‌خوایم این بازی رو ادامه بدیم؟

640
00:43:32,580 --> 00:43:34,719
‫من مرد مسئولم.

641
00:43:34,744 --> 00:43:37,585
‫می‌فهمی؟
.داری با همون مرد حرف می‌زنی

642
00:43:37,610 --> 00:43:39,704
‫همون مردی که
به آرچی پول داد تا یه زن رو دار بزنه

643
00:43:39,729 --> 00:43:41,321
‫بعد اونو کشت تا دهنش رو ببنده؟

644
00:43:42,222 --> 00:43:44,862
‫نگران نباش، اوون.
.می‌دونم تقصیر تو نبود

645
00:43:47,428 --> 00:43:48,798
‫داری اون بالا گوش می‌دی؟

646
00:43:50,105 --> 00:43:52,014
‫می‌دونم گوش می‌دی. حسش می‌کنم.

647
00:43:53,632 --> 00:43:55,166
‫می‌خوای برم پیش پلیس؟

648
00:43:57,015 --> 00:43:58,472
‫یه پرونده قتل دوگانه بزرگ.

649
00:43:58,497 --> 00:44:00,788
‫مطمئنم خوشحال می‌شن
.یه سرنخ درست و حسابی داشته باشن

650
00:44:01,205 --> 00:44:03,532
‫می‌خوای بیان همه جای اینجا رو بگردن؟

651
00:44:04,325 --> 00:44:06,702
‫می‌خوای اسمت رو بهشون بدم، جاسپر؟

652
00:44:07,617 --> 00:44:11,053
‫درسته. اسم لعنتی‌ت رو می‌دونم، مرد.

653
00:44:11,411 --> 00:44:13,427
‫خب، مطمئنم نگهبان امنیتی شیفت شب ما

654
00:44:13,452 --> 00:44:15,268
‫از این کار تو خیلی خوشحال می‌شه...

655
00:44:40,505 --> 00:44:41,622
‫پلیس، ‌ها؟

656
00:44:45,462 --> 00:44:46,597
‫لطفاً این کارو نکن.

657
00:44:48,645 --> 00:44:50,221
‫باید اوون رو ببخشی.

658
00:44:50,246 --> 00:44:52,430
‫اون مرد خیلی مریضیه. سرطان داره.

659
00:44:53,061 --> 00:44:55,357
‫ولی یه ترتیبی داریم

660
00:44:55,382 --> 00:44:56,838
‫که همه چیز رو درست می‌کنه.

661
00:44:58,636 --> 00:45:00,080
‫کم‌کم. می‌دونی،

662
00:45:01,000 --> 00:45:02,356
.اگه بخواد همکاری کنه

663
00:45:06,555 --> 00:45:07,708
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

664
00:45:07,733 --> 00:45:09,083
‫اومدم تو رو ببینم.

665
00:45:09,108 --> 00:45:11,246
‫باشه، حالا همدیگه رو دیدیم.
 بعدش چی؟

666
00:45:12,397 --> 00:45:13,775
‫من عضو تالاماسکام.

667
00:45:14,415 --> 00:45:16,998
‫چند هفته پیش
 تو نیویورک منو جذب کردن

668
00:45:17,836 --> 00:45:20,030
‫گرچه مدت‌ها بود منو زیر نظر داشتن.

669
00:45:22,043 --> 00:45:24,036
‫منو آوردن اینجا
‫چون یه مشکلی پیش اومده بود

670
00:45:24,061 --> 00:45:25,997
‫توی "خانه مادر لندن"
.اینطوری بهم گفتن

671
00:45:26,022 --> 00:45:27,292
‫بهم گفتن "آرچی" رو تعقیب کنم.

672
00:45:27,317 --> 00:45:29,773
‫دیدم اون با جادوگر چی کرد
.و یکی دیگه چی کارش کرد

673
00:45:29,798 --> 00:45:31,654
‫شاید اون یه نفر تو باشی. نمی‌دونم.

674
00:45:31,982 --> 00:45:34,391
‫نه، نه، می‌تونم بهت اطمینان بدم،
.کار من نیست

675
00:45:35,193 --> 00:45:36,471
‫هردوشون رو پیدا کردم.

676
00:45:38,534 --> 00:45:40,654
‫همه جا خون بود، "کاوِز" آویزون بود.

677
00:45:41,997 --> 00:45:44,173
اونا ‫ گفتن باید بهت نزدیک‌تر بشم.

678
00:45:44,740 --> 00:45:46,711
‫در خونتو بزنم، مثل کاری که الان کردم.

679
00:45:47,515 --> 00:45:50,287
‫خودمو جا کنم، شاید اینجا یه کار پیدا کنم،

680
00:45:50,312 --> 00:45:51,968
‫راهی پیدا کنم تا توجهت رو جلب کنم.

681
00:45:55,894 --> 00:45:57,484
‫خب، توجهت رو جلب کردم؟

682
00:46:00,595 --> 00:46:02,611
‫چرا همه اینا رو به من می‌گی؟

683
00:46:02,636 --> 00:46:04,159
‫چون بهم دروغ گفتن.

684
00:46:05,068 --> 00:46:06,188
.بارها و بارها

685
00:46:06,598 --> 00:46:07,856
‫سولداد مارسل.

686
00:46:07,881 --> 00:46:09,057
‫بهم نگفتن چه بلایی سرش اومده،

687
00:46:09,082 --> 00:46:10,368
‫ولی خودم فهمیدم.

688
00:46:11,984 --> 00:46:13,710
‫فکر کردن می‌تونن منو بفرستن اینجا

689
00:46:13,735 --> 00:46:15,006
...تا یه طعمه باشم

690
00:46:15,705 --> 00:46:16,705
.مثل اون

691
00:46:17,554 --> 00:46:19,534
‫فکر کردن من قابل تعویضم، مثل اون.

692
00:46:19,559 --> 00:46:22,136
‫فکر کردن همینجوری... قبول می‌کنم.

693
00:46:22,542 --> 00:46:23,750
‫ولی من این کارو نمی‌کنم.

694
00:46:24,505 --> 00:46:26,060
‫فکر کردن بچه اونام، ولی

695
00:46:26,385 --> 00:46:28,257
.من بچه کوفتی‌شون نیستم

696
00:46:29,496 --> 00:46:30,814
‫زندگی منو دزدیدن.

697
00:46:32,201 --> 00:46:33,560
‫مادرمو ازم گرفتن.

698
00:46:34,560 --> 00:46:35,912
‫تمام زندگیم، از بچگی،

699
00:46:36,713 --> 00:46:38,457
.فکر می‌کردم اون مُرده

700
00:46:38,482 --> 00:46:40,511
‫ولی نمرده بود. عضو تالاماسکا بود.

701
00:46:42,252 --> 00:46:44,117
‫می‌دونستن و بهم نگفتن.

702
00:46:46,198 --> 00:46:47,219
‫اون.

703
00:46:47,717 --> 00:46:48,728
‫هلن.

704
00:46:49,887 --> 00:46:51,000
..‫می‌دونست.

705
00:46:51,545 --> 00:46:52,935
‫و بهم نگفت.

706
00:46:54,751 --> 00:46:56,359
اون‫ ازم استفاده کرد.

707
00:46:56,997 --> 00:47:00,062
‫یه بچه بدون خانواده، بدون دوست.

708
00:47:02,585 --> 00:47:04,161
‫بهم یه شانس داد تا متعلق باشم،

709
00:47:04,186 --> 00:47:06,362
‫عضو چیزی باشم، عضو یه خانواده.

710
00:47:06,387 --> 00:47:08,043
‫اینطوری بهم گفت،

711
00:47:12,523 --> 00:47:13,720
‫همه‌ش چرنده.

712
00:47:15,252 --> 00:47:16,640
‫زندگیمو نابود کرد.

713
00:47:18,041 --> 00:47:19,519
‫اونا زندگیمو نابود کردن.

714
00:47:20,486 --> 00:47:21,964
‫دیگه تمومش کردم.

715
00:47:28,269 --> 00:47:29,371
،می‌خوام برم

716
00:47:29,952 --> 00:47:31,632
...چون به نظر نمیاد خیلی

717
00:47:33,491 --> 00:47:34,669
‫علاقه‌مند باشی.

718
00:47:37,178 --> 00:47:38,919
‫بهم نگفتی چی می‌خوای.

719
00:47:40,968 --> 00:47:42,245
‫می‌خوام تاوانش رو بدن…

720
00:47:44,099 --> 00:47:45,498
‫بابت کاری که با من کردن...

721
00:47:46,336 --> 00:47:47,502
‫با مادرم.

722
00:47:48,634 --> 00:47:51,370
‫و دقیقاً چطوری می‌خوای
 کاری کنی که تاوانش رو بدن؟

723
00:47:53,567 --> 00:47:54,590
‫کتاب.

724
00:47:54,778 --> 00:47:55,835
‫کتاب؟

725
00:47:56,453 --> 00:47:57,854
‫همون هفت‌پنج‌دو.

726
00:47:59,226 --> 00:48:01,227
‫با چشمای خودم دیدمش.

727
00:48:04,989 --> 00:48:06,445
‫توی کوله‌ی جادوگره بود.

728
00:48:06,470 --> 00:48:08,021
‫اون لعنتی دستش بود.

729
00:48:12,506 --> 00:48:14,122
‫پس می‌دونی چه شکلیه.

730
00:48:14,147 --> 00:48:15,828
‫و می‌دونم پیش کیه.

731
00:48:16,190 --> 00:48:18,099
‫چون می‌دونم کی آرچی رو کشت.

732
00:48:21,289 --> 00:48:23,845
‫من و تو می‌تونیم بعد از همه اینا
‫با هم خوش بگذرونیم.

733
00:48:27,462 --> 00:48:29,183
‫خب، باهات تماس می‌گیرم.

734
00:48:29,538 --> 00:48:31,698
‫نه، نمی‌تونم بذارم تو این وقت شب

735
00:48:31,723 --> 00:48:33,080
‫بری تو خیابونا.

736
00:48:33,105 --> 00:48:34,933
‫نه تو این محله‌ی لعنتی.

737
00:48:34,958 --> 00:48:36,067
‫بمون.

738
00:48:40,315 --> 00:48:41,567
‫واقعا باید برم.

739
00:48:41,592 --> 00:48:42,620
‫اصرار می‌کنم.

740
00:49:16,049 --> 00:49:17,216
‫ سوراخ‌ها رو می‌بینی؟

741
00:49:18,056 --> 00:49:19,222
‫گاز گرفتن خون‌آشام.

742
00:49:19,963 --> 00:49:21,487
همون کسی که آرچی رو کشت

743
00:49:22,431 --> 00:49:24,217
‫همون کسیه که کتاب رو برداشته.

744
00:49:24,541 --> 00:49:26,277
‫ خواهرم همه چیز منه.

745
00:49:26,302 --> 00:49:28,879
‫همه کاری که تونستم کردم تا پیداش کنم.

746
00:49:28,904 --> 00:49:30,960
خودتو قاطی چه جهنمی کردی؟

747
00:49:31,181 --> 00:49:32,352
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

748
00:49:39,069 --> 00:49:40,385
‫وقت نمایش، بچه.

749
00:49:45,637 --> 00:49:47,200
به ‫"خونه مادر لندن" نفوذ کردن.

750
00:49:47,545 --> 00:49:50,481
‫گرگوری اوون، نفر ارشد اونجا، عوض شده

751
00:49:50,506 --> 00:49:54,904
‫ داره از یه خون‌آشام
‫به اسم "جاسپر" دستور می‌گیره.

752
00:50:00,174 --> 00:50:02,907
«کاری در دست اقدام»
فصل اول. قسمت سوم

753
00:50:04,229 --> 00:50:06,264
‫"اوا سورهوگ"، که ‫کارگردان این قسمته،

754
00:50:06,289 --> 00:50:08,169
‫واقعاً می‌خواست
‫داستان رو با هیجان شروع کنیم.

755
00:50:09,048 --> 00:50:11,504
‫اصلاً می‌فهمی ‫دیشب چی کشیدم؟

756
00:50:11,529 --> 00:50:14,139
‫و واقعاً نشون بدیم که به اینجا تعلق نداره،

757
00:50:14,164 --> 00:50:16,460
‫و تالاماسکا قابل اعتماد نیست.

758
00:50:16,485 --> 00:50:18,221
‫بشین، گای.
‫دیدم که خودشو دار زده.

759
00:50:18,246 --> 00:50:21,590
‫هلن آماده‌ست که بذاره حرف‌هاشو خالی کنه.

760
00:50:21,615 --> 00:50:23,897
‫ اون یارو آرچی، همون کسی که
 منو مجبور کردی تعقیبش کنم؟

761
00:50:23,922 --> 00:50:24,944
‫گلوش پاره شده بود.

762
00:50:24,969 --> 00:50:28,825
‫اما بعد باید بهش در مورد
 ‫هدف عمیق‌تری یادآوری کنی.

763
00:50:28,850 --> 00:50:30,944
‫اگه هفت‌پنج‌دو وجود داشته باشه،

764
00:50:30,969 --> 00:50:33,543
‫این نهایت اهرم فشاره.
‫برای ما، اگه دست ما باشه.

765
00:50:33,568 --> 00:50:35,304
‫یا برای کسی دیگه اگه دستش باشه.

766
00:50:35,329 --> 00:50:38,406
اون اهمیتی نمی‌ده چی برای ارائه داره
.داره وارد ماجرا می‌شه

767
00:50:38,431 --> 00:50:40,874
‫خب؟
اون ماجرای کلاب اون شب چی بود؟

768
00:50:40,899 --> 00:50:43,474
‫معلوم می‌شه که الیو رابط مستقیم اونه.

769
00:50:43,827 --> 00:50:44,827
...ببین

770
00:50:45,407 --> 00:50:47,704
‫ نمی‌دونستم قراره کشته بشه، باشه؟

771
00:50:48,229 --> 00:50:49,592
‫و بعد از مرگ کاوِز،

772
00:50:49,617 --> 00:50:52,675
‫جای طبیعی برای گای
‫اینه که بره به این مراسم ختم.

773
00:50:58,272 --> 00:51:01,288
‫ تو اپیزود 3، اولین نگاه واقعی رو

774
00:51:01,313 --> 00:51:03,889
.‫به گروه جادوگران روی خونه قایقی داریم

775
00:51:03,914 --> 00:51:07,711
‫و اینکه چطور
.اون بخش کوچیک کانال رو کنترل می‌کنن

776
00:51:08,536 --> 00:51:11,272
‫پیتر والپول، طراح صحنه شگفت‌انگیزمون،

777
00:51:11,297 --> 00:51:15,360
‫و تیمش، خونه قایقی رو تقریباً از صفر ساختن.

778
00:51:16,261 --> 00:51:17,917
‫چه زندگی دیوونه‌کننده‌ایه

779
00:51:17,942 --> 00:51:20,402
‫وقتی می‌تونی یه ایده عجیب ‫و غریب
 تنهایی تو یه اتاق داشته باشی

780
00:51:20,427 --> 00:51:21,958
"‫و فکر کنی، "این هرگز جواب نمی‌ده.

781
00:51:21,983 --> 00:51:23,325
‫و بعد می‌بینی، و می‌گی، "واو،

782
00:51:23,350 --> 00:51:25,166
.‫یکی واقعاً منو جدی گرفت

783
00:51:25,191 --> 00:51:28,017
‫فراتر از اون چیزی رفت که حتی امیدوار بودم."

784
00:51:28,462 --> 00:51:30,878
 این فقط یه صحنه زیبا بود
 که کنار هم قرار گرفت

785
00:51:30,903 --> 00:51:32,519
‫و جوری تو اون محیط جا افتاد

786
00:51:32,544 --> 00:51:35,000
‫که به نظرم به نمایش ما عمق واقعی می‌ده

787
00:51:35,025 --> 00:51:36,896
‫و اون چیزی نیست که لزوماً انتظار داشته باشی

788
00:51:36,921 --> 00:51:38,685
‫وقتی به جادوگرها فکر می‌کنی.

789
00:51:38,903 --> 00:51:41,559
‫خیلی سرد بود، خیلی خیلی سرد،

790
00:51:41,584 --> 00:51:43,720
‫و اولین روز فیلم‌برداری من بود.

791
00:51:43,745 --> 00:51:47,000
همه صحنه‌ها در میداِی‌ویل با گروه جادوگران

792
00:51:47,025 --> 00:51:48,601
‫فوق‌العاده دیدنیه.

793
00:51:48,626 --> 00:51:50,482
‫گای با دوریس ملاقات می‌کنه.

794
00:51:50,507 --> 00:51:52,806
‫اون عزادار بهترین ‫دوستشه، "کاوِز"،

795
00:51:52,831 --> 00:51:56,017
‫و قراره خیلی چیزها رو
.درباره این رابطه بفهمیم

796
00:51:56,042 --> 00:51:57,378
‫ اکشن.

797
00:51:58,064 --> 00:52:00,726
‫من دوریس هستم.
.اون درمورد تو بهم گفته

798
00:52:00,751 --> 00:52:03,348
‫در ابتدا، بخشی از دوریس
‫نمی‌خواد هیچ کاری با اون داشته باشه،

799
00:52:03,373 --> 00:52:05,402
‫چون این می‌تونه براش خطرناک باشه.

800
00:52:05,427 --> 00:52:07,231
‫می‌دونم تو کی هستی. لازم نیست بپرسم.

801
00:52:07,256 --> 00:52:09,436
‫همین الان با من آشنا شدی، ‫باشه؟
.عضو تالاماسکایی

802
00:52:09,461 --> 00:52:13,037
‫بخشی دیگه از اون
.می‌بینه که‫ ذاتاً آدم خوبیه

803
00:52:13,062 --> 00:52:14,697
‫و این که قراره خودش رو بکشه.

804
00:52:14,722 --> 00:52:16,578
‫و شاید بخشی از اون فکر می‌کنه،

805
00:52:16,603 --> 00:52:19,319
‫نتونستم ‫کاوِز رو نجات بدم،
‫ولی شاید بتونم گای رو نجات بدم.

806
00:52:19,344 --> 00:52:21,198
‫تو برای این کار ساخته نشدی.

807
00:52:29,400 --> 00:52:34,136
‫این که هلن
‫پسره رو به دام جاسپر می‌فرسته،

808
00:52:34,161 --> 00:52:37,377
‫حتی بعد از باز شدن این در،

809
00:52:37,402 --> 00:52:40,014
‫و وقتی اونا با هم
‫در یه مسیر صمیمیت هستن،

810
00:52:40,039 --> 00:52:43,343
‫نشون می‌ده که
 هلن ‫یه آدم آسیب‌دیده‌ست.

811
00:52:43,959 --> 00:52:45,575
‫پس، فرض کن همین حالا برم.

812
00:52:45,600 --> 00:52:47,096
‫دیگه برنگردم.

813
00:52:47,121 --> 00:52:49,677
‫واقعا اگه جای تو بودم این کارو نمی‌کردم.

814
00:52:50,687 --> 00:52:53,543
‫هلن می‌گه، تو خودت راهشو پیدا کن.
‫هر جور که بهش برسی،

815
00:52:53,568 --> 00:52:56,144
‫هر داستانی که بسازی خیلی بهتر از

816
00:52:56,169 --> 00:52:58,385
‫چیزیه که من بتونم برات بنویسم.

817
00:53:04,697 --> 00:53:06,799
‫جاسپر به همه گوش می‌ده.

818
00:53:07,096 --> 00:53:08,392
‫اینجا چه‌کار می‌کنی؟

819
00:53:08,417 --> 00:53:09,550
‫ اومدم تو رو ببینم.

820
00:53:09,575 --> 00:53:11,431
‫باشه، حالا همدیگه رو دیدیم. بعدش چی؟

821
00:53:11,456 --> 00:53:12,792
‫آیا بهشون باور داره؟

822
00:53:12,817 --> 00:53:14,399
‫من عضو تالاماسکام.

823
00:53:14,871 --> 00:53:18,127
‫ممکنه باور کنه، ممکنه نه.
.ولی مهم نیست

824
00:53:18,152 --> 00:53:20,128
‫اونا گفتن باید بهت نزدیک‌تر بشم.

825
00:53:20,153 --> 00:53:22,409
‫در خونتو بزنم، مثل کاری که الان کردم.

826
00:53:22,434 --> 00:53:24,210
‫ مثل اینه که،
دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم

827
00:53:24,235 --> 00:53:26,211
‫پس همه کارت‌هامو روی میز می‌ذارم.

828
00:53:26,236 --> 00:53:27,652
‫اگه خواستی بردارش.

829
00:53:27,677 --> 00:53:28,933
‫به من گفته شده توسط هلن بیام،

830
00:53:28,958 --> 00:53:30,315
‫و همینو دارم می‌گم.

831
00:53:30,340 --> 00:53:32,097
‫چرا داری همه اینا رو به من می‌گی؟

832
00:53:32,122 --> 00:53:33,818
‫بذار ادامه بدن. من می‌فهمم

833
00:53:33,843 --> 00:53:35,699
‫که کجاها تو دنیای من جا می‌گیرن.

834
00:53:35,724 --> 00:53:37,980
‫من و تو می‌تونیم بعد از همه اینا
‫با هم خوش بگذرونیم.

835
00:53:38,005 --> 00:53:40,821
‫چون همه چیز حول اینه
‫که جاسپر چی می‌خواد به دست بیاره.

836
00:53:40,846 --> 00:53:42,822
.واقعا باید برم
.اصرار دارم

837
00:53:43,624 --> 00:53:48,480
‫بیل فیشنر که نقش جاسپر رو بازی می‌کنه، ‫‫
به طرز جنون‌آمیزی کاریزماتیکه

838
00:53:48,505 --> 00:53:50,841
‫که نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری
‫و عاشقش نشی.

839
00:53:50,866 --> 00:53:53,141
‫نمی‌گم "شیفته" کلمه درستیه،

840
00:53:53,166 --> 00:53:56,896
‫اما فکر می‌کنم "جاسپر"
.واقعاً از این پسره گای خوشش میاد

841
00:53:57,500 --> 00:54:17,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

