﻿1
00:00:01,085 --> 00:00:05,181
‫برای نگاهی اختصاصی به درون
.این قسمت، پس از پخش با ما همراه باشید

2
00:00:10,466 --> 00:00:12,184
...آنچه در قسمت قبل تالاماسکا گذشت

3
00:00:13,951 --> 00:00:15,167
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

4
00:00:15,192 --> 00:00:17,157
‫یه چیز خیلی مهم گُم شده.

5
00:00:17,182 --> 00:00:18,443
‫اسمش 752 ئه.

6
00:00:18,468 --> 00:00:19,809
‫وجود خارجی نداره.

7
00:00:19,834 --> 00:00:22,648
‫این چیزیه که سولداد شب مرگش جا گذاشته.

8
00:00:22,673 --> 00:00:24,924
‫رمزنگاریه. یه سطح از جهنم هم بالاتره.

9
00:00:24,949 --> 00:00:28,360
‫خون یه خون‌آشام باستانیه
.از هر چیزی باارزش‌تره

10
00:00:28,385 --> 00:00:29,961
‫این کتونی‌های ورزشی رو دیدی؟

11
00:00:29,986 --> 00:00:31,782
‫یکی هست که نگرانته، می‌دونی.

12
00:00:31,807 --> 00:00:33,472
.نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

13
00:00:33,497 --> 00:00:35,000
‫نگران نباش، رفیق.

14
00:00:35,039 --> 00:00:36,401
‫فقط بین من و توئه،

15
00:00:36,426 --> 00:00:38,540
‫مطمئنم با هم می‌تونیم قضیه رو بفهمیم.

16
00:00:44,000 --> 00:00:55,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

17
00:00:55,024 --> 00:01:02,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

18
00:01:03,000 --> 00:01:06,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

19
00:01:17,003 --> 00:01:19,105
‫فکر نکنم از بودن اینجا بدون اون خوشم بیاد.

20
00:01:19,360 --> 00:01:20,560
‫نگران نباش، عزیزم.

21
00:01:20,585 --> 00:01:23,201
‫مدت زیادی تو این جای لعنتی نمی‌مونی.

22
00:01:23,226 --> 00:01:25,476
‫زود می‌ری برای یه سفر با قطار.

23
00:01:51,568 --> 00:01:53,440
‫متأسفم، میوه و آجیل نیست.

24
00:01:53,498 --> 00:01:55,768
‫فقط یه شیر شکلاتی ساده‌ی قدیمی.

25
00:02:01,218 --> 00:02:02,218
...خب

26
00:02:03,039 --> 00:02:05,938
‫  مرد صندلی 9سی چه رنگی پوشیده؟

27
00:02:06,792 --> 00:02:09,320
‫کفش چرمی آبی.
.نوک پنجه لنگه چپ ساییده شده بود

28
00:02:10,735 --> 00:02:11,960
‫کجا داریم می‌ریم؟

29
00:02:12,278 --> 00:02:13,791
‫یه جای خاص.

30
00:02:14,902 --> 00:02:16,567
اونجا میوه و آجیل دارن؟

31
00:02:17,334 --> 00:02:19,270
‫هر چیزی که بخوای دارن.

32
00:02:19,528 --> 00:02:21,071
‫کوکاکولا چی؟

33
00:02:21,554 --> 00:02:23,248
‫وان‌های حمام پر از کوکاکولا.

34
00:02:23,678 --> 00:02:25,861
‫آناناس؟
آناناس؟

35
00:02:25,886 --> 00:02:28,102
‫اینقدر آناناس می‌خوری
.که از گوش‌هات بزنه بیرون

36
00:02:32,180 --> 00:02:34,031
‫کِی خواهرمو میارن؟

37
00:02:38,875 --> 00:02:41,233
‫اِما. می‌دونی داشتم به چی فکر می‌کردم؟

38
00:02:41,932 --> 00:02:45,010
‫داشتم فکر می‌کردم چند قدم راه بود

39
00:02:45,035 --> 00:02:47,958
‫از تاکسی‌مون تا سکوی قطار.

40
00:02:48,953 --> 00:02:52,444
‫بستگی داره. برای من 466 قدم.

41
00:02:52,469 --> 00:02:54,351
‫ولی تو قدم‌های بلندتری برمی‌داری،

42
00:02:54,376 --> 00:02:56,307
.پس برای تو 327 قدم بود

43
00:02:58,046 --> 00:02:59,686
‫مطمئنم که درست می‌گی.

44
00:02:59,976 --> 00:03:02,551
‫وقتی به جای جدید رسیدم، باید چیکار کنم؟

45
00:03:03,451 --> 00:03:04,544
یه ‫آزمایش دیگه؟

46
00:03:05,136 --> 00:03:07,090
.نه، نه، کارمون با آزمایش تموم شده

47
00:03:07,920 --> 00:03:09,790
نه. تو کار دیگه‌ای انجام می‌دی

48
00:03:10,501 --> 00:03:11,636
.خیلی مهم‌تر

49
00:03:49,065 --> 00:03:52,507
« تالاماسکا، فرقه مذهبی »

50
00:04:31,324 --> 00:04:32,446
.بیا

51
00:04:44,713 --> 00:04:46,471
‫ بهم بگو دختره کیه.

52
00:04:52,600 --> 00:04:54,663
‫چرا یه دختر کوفتی اینقدر برات اهمیت داره؟

53
00:04:54,688 --> 00:04:57,469
‫مهم نیست. کتابم برام مهمه.

54
00:04:57,743 --> 00:05:00,582
‫وقتی یکی بین من و کتابم قرار می‌گیره،

55
00:05:01,120 --> 00:05:02,136
.مهم میشه

56
00:05:02,160 --> 00:05:05,080
‫می‌دونی چیه؟ دیگه بسه.
کتاب مزخرفتو می‌خوای؟

57
00:05:05,105 --> 00:05:06,304
‫برو خودت پیداش کن.

58
00:05:06,329 --> 00:05:08,329
تو فقط داری ازم استفاده می‌کنی

59
00:05:12,845 --> 00:05:14,180
.می‌دونی حق با توئه

60
00:05:14,759 --> 00:05:16,693
‫بعضی وقت‌ها از مردم استفاده می‌کنم.

61
00:05:16,994 --> 00:05:18,698
‫البته همه این کارو می‌کنن، مگه نه؟

62
00:05:18,723 --> 00:05:20,405
‫فقط میزانش فرق داره.

63
00:05:23,058 --> 00:05:24,582
‫من چیزایی می‌خوام.

64
00:05:25,280 --> 00:05:27,376
‫یه زندگی بیرون از سایه‌ها.

65
00:05:27,400 --> 00:05:30,453
‫کمی احترام کوفتی. شأن و منزلت.

66
00:05:30,840 --> 00:05:33,296
‫و عادت دارم آدم‌های
بااستعدادی که دور و برم هستن رو

67
00:05:33,320 --> 00:05:35,567
‫ابزاری ببینم برای به دست آوردن اون چیزا.

68
00:05:36,400 --> 00:05:39,005
‫وسواس به خرج می‌دم. برنامه‌ریزی می‌کنم.

69
00:05:39,459 --> 00:05:41,772
‫اما یه کاری هست که هیچوقت انجام نمی‌دم.

70
00:05:42,240 --> 00:05:43,631
‫دروغ نمی‌گم.

71
00:05:44,309 --> 00:05:47,565
‫و نمی‌تونم تحمل کنم که یکی بهم دروغ بگه.

72
00:06:18,309 --> 00:06:19,370
‫هی!

73
00:06:38,044 --> 00:06:39,975
‫فکر کردی کی هستی، لعنتی؟

74
00:06:40,000 --> 00:06:41,957
‫منو ول کن.
!تو یه بچه‌ای

75
00:06:41,982 --> 00:06:42,937
ها؟

76
00:06:42,962 --> 00:06:46,178
‫فکر کردی می‌تونی بیای توی دنیای من
 و منو توی گودال بندازی؟

77
00:06:46,203 --> 00:06:47,739
‫نمی‌دونم چه اتفاقی بین تو و اون افتاده

78
00:06:47,764 --> 00:06:50,780
‫تو شرایط رو
.اونجوری که من می‌خوام، نمی‌خوای

79
00:06:50,805 --> 00:06:53,390
‫نمی‌تونی.
.اونقدر زنده نبودی که بفهمی

80
00:06:53,415 --> 00:06:56,495
‫توله سگ!
.من از بولیوی تا تگزاس پیاده اومدم

81
00:06:56,520 --> 00:06:58,976
‫هیچی نداشتم، هیچکسو نداشتم.

82
00:06:59,000 --> 00:07:00,976
.بهت گفتم چقدر تو این کار مصممم

83
00:07:01,000 --> 00:07:02,799
‫بهت نشون دادم که این زیر چی دارم می‌سازم.

84
00:07:02,824 --> 00:07:04,936
‫می‌دونی چی می‌خوام نابود کنم.

85
00:07:04,960 --> 00:07:07,240
‫ولی حرفمو باور نمی‌کنی.

86
00:07:08,760 --> 00:07:09,760
،در عوض

87
00:07:11,062 --> 00:07:13,856
‫ سعی می‌کنی بری تو کله‌ام
.و این دور و بر رو بگردی

88
00:07:13,880 --> 00:07:16,328
‫آره، آره.

89
00:07:16,800 --> 00:07:19,696
‫حس‌کردم از وقتی از هتل اومدیم بیرون،
.داری سعی می‌کنی ذهنمو بخونی

90
00:07:19,720 --> 00:07:21,936
‫فکر می‌کنی زرنگی؟
فکر می‌کنی خیلی بلدی؟

91
00:07:21,960 --> 00:07:26,279
.تو هیچ برگه‌ای نداری
من... همه‌ی برگه‌ها رو دارم

92
00:07:33,366 --> 00:07:34,455
‫بگو.

93
00:07:35,639 --> 00:07:36,935
چی رو بگم؟

94
00:07:36,960 --> 00:07:38,210
‫می‌دونی چی رو بگی.

95
00:07:38,840 --> 00:07:41,005
‫ببین، برخلاف تو، من تو این کار خیلی ماهرم.

96
00:07:41,331 --> 00:07:44,124
‫و تمام شب داشتم
،دور کاسه حلیمِ مغزت ورجه وورجه می‌کردم

97
00:07:44,149 --> 00:07:45,815
‫و تو حسابی قفلش کردی.

98
00:07:45,840 --> 00:07:49,816
‫مثلاً، "اون دختری که کتاب کوفتی منو داره؟"

99
00:07:49,840 --> 00:07:52,976
‫اما اون حس‌های غریزی‌ای هستن
.که نمی‌تونی قایمشون کنی

100
00:07:53,000 --> 00:07:55,246
‫پس ادامه بده، بگو...

101
00:07:56,440 --> 00:07:57,730
.چی تو ذهنته

102
00:08:00,530 --> 00:08:01,525
‫بگو.

103
00:08:04,036 --> 00:08:05,164
‫بگو.

104
00:08:07,160 --> 00:08:08,799
‫نمی‌خوام بمیرم.

105
00:08:09,560 --> 00:08:10,573
‫چی؟

106
00:08:13,880 --> 00:08:15,320
‫نمی‌خوام بمیرم.

107
00:08:18,360 --> 00:08:19,991
‫تو قرار نیست بمیری.

108
00:08:26,155 --> 00:08:27,931
‫من بهت هدف می‌دم.

109
00:08:50,475 --> 00:08:51,951
‫نه. خواهش می‌کنم.

110
00:08:51,976 --> 00:08:52,982
.نه

111
00:08:53,309 --> 00:08:54,597
...‫می‌دونی، یه لحظه

112
00:08:54,622 --> 00:08:56,515
‫واقعاً فکر کردم تو فرق داری.

113
00:08:58,602 --> 00:09:01,782
‫اما تو دقیقاً همون چیزی هستی
.که تالاماسکا به دام می‌ندازه

114
00:09:02,200 --> 00:09:05,056
‫همون خائن کثیفی که باعث مرگ خانواده‌ام شد.

115
00:09:05,080 --> 00:09:06,178
‫شروع کن به کَندن.

116
00:09:08,284 --> 00:09:09,574
‫گور بابات.

117
00:09:16,014 --> 00:09:18,150
‫پس اگه بخوام تو رو بدم دست اونا،

118
00:09:18,175 --> 00:09:20,151
‫تکه تکه این کارو می‌کنم.

119
00:09:20,176 --> 00:09:24,175
‫تو رو می‌ذارم تو یه سوراخ
.که تا ابد ازت تغذیه کنن

120
00:09:24,200 --> 00:09:27,077
‫و بهم اعتماد کن، دردناکه و بو گندوئه.

121
00:09:27,102 --> 00:09:31,015
‫و تو رو به جنونی می‌کشونه
.که حتی نمی‌تونی تصورش رو بکنی

122
00:09:31,040 --> 00:09:34,074
‫خیلی بدتر از بلایی که
.سر اون بیچاره تو هتل داشت میومد

123
00:09:34,099 --> 00:09:36,155
‫و خیلی بدتر از اینکه یکی از اونا بشی.

124
00:09:36,180 --> 00:09:38,424
‫آره، خب، البته کار آسونی نیست،

125
00:09:38,449 --> 00:09:40,465
‫اما به صدای اون دیوونه‌های عوضی گوش کن.

126
00:09:40,490 --> 00:09:42,746
‫شارژ هستن. شور و شوق دارن.

127
00:09:42,771 --> 00:09:44,968
‫هدف دارن.

128
00:09:48,091 --> 00:09:50,037
‫واقعاً می‌خوای بدونی اون دختر کیه؟

129
00:09:51,939 --> 00:09:54,035
‫باشه. بهت می‌گم.

130
00:09:54,060 --> 00:09:56,180
من ‫نمی‌دونم.

131
00:09:57,800 --> 00:10:00,216
‫درست مثل تو، منم داشتم سعی می‌کردم بفهمم.

132
00:10:00,240 --> 00:10:02,278
‫و این عین حقیقته.

133
00:10:02,880 --> 00:10:05,102
‫مهم نیست. بِکَن.

134
00:10:05,480 --> 00:10:08,616
‫برو به جهنم.
.ما همین الانم تو جهنمیم، عزیزم

135
00:10:16,480 --> 00:10:17,569
‫هی.

137
00:11:07,040 --> 00:11:08,416
‫زود باش!

138
00:11:08,440 --> 00:11:09,508
‫یالا.

139
00:11:18,684 --> 00:11:19,714
‫بدو!

140
00:11:40,640 --> 00:11:42,430
‫دوریس! یالا دیگه!

141
00:11:50,400 --> 00:11:51,556
‫درو ببند!

142
00:12:12,134 --> 00:12:13,240
‫اوه، لعنتی.

143
00:12:36,000 --> 00:12:38,089
‫خدای من. اون دیگه چه کوفتی بود؟

144
00:12:41,360 --> 00:12:42,558
‫تو کی هستی؟

145
00:12:45,320 --> 00:12:48,400
‫من دختری‌ام
.که همین الان دوبار جونتو نجات داد

146
00:12:49,560 --> 00:12:51,005
‫پس خواهش می‌کنم.

147
00:12:51,030 --> 00:12:52,926
‫چرا همش منو دنبال می‌کنی؟

148
00:12:52,951 --> 00:12:53,951
.اوه

149
00:12:54,513 --> 00:12:55,877
‫ اینقدر به خودت ننداز.

150
00:12:58,395 --> 00:12:59,395
،ببین

151
00:13:00,699 --> 00:13:02,301
‫ با اینکه شک داری،

152
00:13:02,326 --> 00:13:04,982
‫من مطمئنم که
.اون همون کسیه که کاوز رو کشته

153
00:13:05,007 --> 00:13:06,863
‫جاسپر؟
.آره

154
00:13:10,545 --> 00:13:14,107
‫فکر می‌کنی مُرده؟
.نه، بعید می‌دونم

155
00:13:14,132 --> 00:13:16,238
،‫باشه. خب، ما باید این وَن رو بندازیم جایی

156
00:13:16,263 --> 00:13:17,426
‫و گم و گور شیم.

157
00:13:17,778 --> 00:13:19,776
‫ما؟
.ما. آره، ما

158
00:13:23,960 --> 00:13:24,997
‫خب که چی؟

159
00:13:25,640 --> 00:13:27,743
‫مثلاً می‌ریم یه جای روستایی؟
.نه

160
00:13:28,360 --> 00:13:30,656
‫جاسپر همه امکانات "خانه مادر" لندن رو داره.

161
00:13:30,680 --> 00:13:33,013
‫فقط مسأله زمانه که ما رو پیدا کنه.

162
00:13:33,560 --> 00:13:35,111
‫تو انگلستان نمی‌تونیم جایی بریم.

163
00:13:35,136 --> 00:13:36,733
‫خب این یعنی چی؟

164
00:13:40,839 --> 00:13:43,000
‫جراحی پلاستیک ترمیمی.

165
00:13:45,434 --> 00:13:47,209
‫اثر انگشتامون رو با سمباده پاک کنیم.

166
00:13:52,369 --> 00:13:53,421
‫حالت خوبه؟

167
00:13:53,658 --> 00:13:54,745
‫خب...

168
00:13:56,189 --> 00:13:57,189
.آره

169
00:14:00,264 --> 00:14:02,360
‫باشه، خب، باید از کشور خارج بشیم.

170
00:14:02,883 --> 00:14:03,883
.آره

171
00:14:06,640 --> 00:14:08,096
‫فکر می‌کنی محفل "مید اِ وِیل" کمکمون کنن؟

172
00:14:08,120 --> 00:14:09,976
‫نه، نه، نه، نه، نه. اونا رو نمی‌خوام.

173
00:14:11,360 --> 00:14:13,180
‫اونا زیادی درگیر این ماجرا هستن.

174
00:14:15,440 --> 00:14:18,120
‫کسی رو داری که واقعاً بتونی بهش اعتماد کنی؟

175
00:14:21,040 --> 00:14:22,205
‫آره، شاید.

176
00:14:28,360 --> 00:14:31,280
توی کتاب قوانین کارمندان
.انجام این کار ممنوعه

177
00:14:32,240 --> 00:14:33,271
‫نه، نیست.

178
00:14:33,650 --> 00:14:35,450
‫تو واقعاً چک کردی، مگه نه؟

179
00:14:36,664 --> 00:14:38,895
‫چی اینقدر مهمه که نمی‌تونه تا صبح صبر کنه؟

180
00:14:38,920 --> 00:14:40,496
‫همون شکلیه که قبلاً بود.

181
00:14:40,520 --> 00:14:41,791
‫درسته.

182
00:14:42,160 --> 00:14:44,159
‫دارم یه اسکریپت، حمله فراگیر اجرا می‌کنم.

183
00:14:44,184 --> 00:14:48,439
‫شاید روزها، ماه‌ها،
.قرن‌ها طول بکشه، نمی‌دونم

184
00:14:48,721 --> 00:14:50,335
‫هر چی که هست، اینقدر مهم بوده

185
00:14:50,360 --> 00:14:52,581
‫که باعث کشته شدن سولداد مارسل شده.

186
00:14:52,920 --> 00:14:54,899
.اما دلیل تماسم این نبود

187
00:14:56,376 --> 00:14:57,353
.هوم

188
00:15:00,132 --> 00:15:02,652
‫خیلی چیزا رو می‌شه از کفش یه مرد فهمید.

189
00:15:07,240 --> 00:15:09,318
‫مرد ما با کتونی‌های زرد.
.اوهوم

190
00:15:10,100 --> 00:15:11,874
‫کد تشخیص چهره رو یه کم دستکاری کردم

191
00:15:11,899 --> 00:15:14,247
‫که تو تصاویر
،خام دوربین دنبال کفش‌هاش بگرده

192
00:15:14,635 --> 00:15:15,792
.و بفرما

193
00:15:15,817 --> 00:15:17,003
‫تو نابغه‌ای.

194
00:15:18,775 --> 00:15:21,506
‫برای مردی
.به این خوش‌تیپی تقریباً ناعادلانه‌ست

195
00:15:22,412 --> 00:15:24,216
‫حداقل لثه‌های سالمی داری.

196
00:15:25,712 --> 00:15:26,922
‫آزمایشگاهه.

197
00:15:27,896 --> 00:15:30,138
‫تطبیق دی‌اِن‌اِی برای یه نفر سوم تو صحنه.

198
00:15:30,749 --> 00:15:33,855
‫چی؟ تو خیابون هپ‌وُرث؟
 همون قتل-خودکشی ما؟

199
00:15:33,880 --> 00:15:36,180
‫حالا دیگه می‌شه
.راحت اسمشو قتل مضاعف گذاشت

200
00:15:37,718 --> 00:15:40,733
‫مستقیماً به شبکه
.دوربین‌های مداربسته شهر وصل شدیم

201
00:15:40,758 --> 00:15:42,775
‫یه تیم کامل دارم که دارن

202
00:15:42,800 --> 00:15:44,992
‫تصاویر رو در لحظه، جمع‌آوری و جستجو می‌کنن.

203
00:15:45,595 --> 00:15:47,743
‫ما وارد سرورهای کنترل گذرنامه شدیم

204
00:15:47,768 --> 00:15:49,231
‫و مأمورامون تو هیترو،

205
00:15:49,256 --> 00:15:51,888
‫گتویک و تمام ایستگاه‌های اصلی قطار هستن.

206
00:15:51,913 --> 00:15:54,745
‫اما... اوون... چیزی تو رو اذیت می‌کنه؟

207
00:15:56,288 --> 00:15:58,206
‫نه.
 نه؟

208
00:15:59,608 --> 00:16:00,885
‫مطمئنی؟

209
00:16:02,228 --> 00:16:03,950
‫پس چرا بهم نگاه نمی‌کنی؟

210
00:16:07,993 --> 00:16:09,636
‫متنفرم از اینکه فکر کنم

211
00:16:09,661 --> 00:16:12,480
‫دارم به حساسیت‌های
.ظریف بریتانیایی‌ت برمی‌خورم

212
00:16:13,200 --> 00:16:15,807
‫پیداشون می‌کنیم، بهت قول می‌دم.

213
00:16:16,468 --> 00:16:18,354
‫فقط یه کم طول می‌کشه، همین.

214
00:16:18,597 --> 00:16:20,626
‫اونا منو آتیش زدن، اوون.

215
00:16:21,158 --> 00:16:23,755
‫پس ترجیح می‌دم همین الان
.اون حرومزاده‌ها رو پیداشون کنم

216
00:16:23,780 --> 00:16:24,805
‫البته.

217
00:16:24,830 --> 00:16:26,880
‫اما حتی با وجود تمام امکانات ما،

218
00:16:26,905 --> 00:16:30,391
‫ردیابی دو نفر اونم تو یه شهر 9 میلیونی؟

219
00:16:30,416 --> 00:16:33,735
‫مثل این می‌مونه که
.بخوای تو دل یه توفان زمزمه‌ای رو بشنوی

220
00:16:33,760 --> 00:16:36,856
‫خب، شاید من یه پروانه کوچولو بشناسم

221
00:16:36,880 --> 00:16:38,828
‫که بتونه این همه سر و صدا رو قطع کنه.

222
00:17:05,426 --> 00:17:06,733
‫زود برمی‌گردم.

223
00:17:07,034 --> 00:17:08,155
.سریع باش

224
00:17:36,993 --> 00:17:38,644
اصلاً ‫باورت نمی‌شه!

225
00:18:10,478 --> 00:18:12,573
‫مستقیم برو پایین، از در سمت راست.

226
00:18:32,532 --> 00:18:34,476
‫یه سکه بنداز تو شیار.

227
00:18:47,355 --> 00:18:48,731
‫می‌شه بریم یه جا حرف بزنیم؟

228
00:18:48,756 --> 00:18:50,175
‫همین‌جا داریم حرف می‌زنیم.

229
00:18:51,017 --> 00:18:52,310
‫ما اینجوری کار نمی‌کنیم.

230
00:18:52,335 --> 00:18:53,902
‫باید بدونم چه اتفاقی داره می‌افته.

231
00:18:53,927 --> 00:18:55,659
‫اتفاقاً شما دقیقاً همینجوری کار می‌کنین.

232
00:18:55,684 --> 00:18:57,983
‫آدم‌ها رو تو تاریکی نگه می‌دارین
.و همونجا ولشون می‌کنین

233
00:18:58,008 --> 00:19:00,480
‫ما با تو تماس می‌گیریم. پروتکل اینه.

234
00:19:00,505 --> 00:19:01,643
‫تو جواب ندادی.

235
00:19:01,668 --> 00:19:03,746
‫ما از پروتکل خیلی فاصله گرفتیم، هلن.

236
00:19:03,771 --> 00:19:06,029
‫من هرچه سریع‌تر یه پَک خروج نیاز دارم.

237
00:19:06,054 --> 00:19:07,753
‫پول نقد، پاسپورت، بلیت هواپیما.

238
00:19:07,778 --> 00:19:09,434
‫تا آخر امروز باید از کشور خارج شده باشم.

239
00:19:09,459 --> 00:19:10,727
‫مسخره‌ست. این کارو نمی‌کنم.

240
00:19:10,752 --> 00:19:11,801
‫بشین.

241
00:19:14,346 --> 00:19:15,348
‫بشین.

242
00:19:29,870 --> 00:19:31,130
‫بهت نیاز دارم،

243
00:19:32,040 --> 00:19:34,268
.به کمکت نیاز دارم، و تو باید کمکم کنی

244
00:19:34,969 --> 00:19:38,280
‫من هر کاری که گفتی انجام دادم.
"رفتم به "خانه مادر

245
00:19:38,305 --> 00:19:41,336
‫ به جاسپر نزدیک شدم.
.اونقدر نزدیک که نزدیک بود کشته بشم

246
00:19:41,361 --> 00:19:42,919
‫و حالا تو خطر بزرگی افتادم.

247
00:19:43,847 --> 00:19:45,330
‫و باید از انگلستان برم،

248
00:19:45,355 --> 00:19:47,879
‫و تو تنها کسی هستی
.که می‌تونی کمکم کنی این کارو بکنم

249
00:19:48,948 --> 00:19:50,478
‫مأموریتمون چی می‌شه؟

250
00:19:51,930 --> 00:19:53,711
‫چه مأموریتی؟

251
00:19:55,162 --> 00:19:57,392
‫هیچ مأموریتی وجود نداره.

252
00:19:58,702 --> 00:20:00,155
‫نیروهای بزرگ‌تری در کارن

253
00:20:00,180 --> 00:20:02,088
‫که اصلاً نمی‌تونی درکشون کنی، گای.

254
00:20:02,113 --> 00:20:03,953
‫من لو رفتم، هلن.

255
00:20:04,428 --> 00:20:05,464
‫قضیه ربطی به تو نداره.

256
00:20:05,489 --> 00:20:06,720
‫اما به من ربط داره.

257
00:20:07,997 --> 00:20:10,453
‫تو این لحظه، ربط داره.

258
00:20:12,298 --> 00:20:13,524
‫و خودتم می‌دونی.

259
00:20:15,866 --> 00:20:18,128
‫و می‌دونم یه جای خالی در درونت داری.

260
00:20:20,733 --> 00:20:23,453
‫می‌دونم یه زخمی هست
.که هیچوقت واقعاً خوب نشده

261
00:20:23,478 --> 00:20:25,677
‫می‌تونم حسش کنم. باور کن.

262
00:20:25,981 --> 00:20:27,795
‫و دقیقاً نمی‌دونم اون چیه،

263
00:20:27,820 --> 00:20:29,800
‫اما اینو می‌دونم که برات مهمم.

264
00:20:30,802 --> 00:20:32,545
‫و برات سخته که اینو نشون بدی.

265
00:20:32,570 --> 00:20:35,056
‫چون اگه نشون بدی،
.ممکنه کارمون به خطر بیفته

266
00:20:35,081 --> 00:20:37,817
‫ممکنه به من آسیب برسه،
و تو نمی‌خوای این اتفاق بیفته، مگه نه؟

267
00:20:43,200 --> 00:20:44,240
‫نه.

268
00:20:44,768 --> 00:20:46,264
‫پس یه زخم جدید رو درست

269
00:20:46,289 --> 00:20:48,120
‫کنار زخم قدیمی‌ت باز نکن.

270
00:20:49,670 --> 00:20:52,720
‫اگه کمکم نکنی، هلن، اگه نخوای کمکم کنی...

271
00:20:55,315 --> 00:20:56,541
‫من مُردم.

272
00:21:20,129 --> 00:21:22,042
‫این مأموریت غیررسمیه، مگه نه؟

273
00:21:23,141 --> 00:21:24,243
‫آره.

274
00:21:24,670 --> 00:21:26,289
‫و منم غیررسمی‌ام، مگه نه؟

275
00:21:26,994 --> 00:21:28,030
‫آره.

276
00:21:28,552 --> 00:21:30,408
‫و تو دنبال یه چیزی می‌گردی، مگه نه؟

277
00:21:33,651 --> 00:21:35,653
‫چیزی فراتر از فقط اون کتاب؟

278
00:21:37,070 --> 00:21:38,087
‫آره.

279
00:21:38,812 --> 00:21:40,481
‫یه چیز خیلی شخصی.

280
00:21:43,920 --> 00:21:46,535
‫و ریش‌سفیدای تالاماسکا
اگه از این موضوع باخبر بشن

281
00:21:46,560 --> 00:21:48,782
‫خیلی هم خوشحال نمی‌شن، مگه نه؟

282
00:21:54,625 --> 00:21:56,662
‫اگه کمکم کنی از اینجا برم بیرون، قول می‌دم

283
00:21:56,687 --> 00:21:58,305
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم تا کمکت کنم

284
00:21:58,330 --> 00:22:00,205
اون چیزی رو که
‫دنبالشی پیدا کنی، بهت قول می‌دم.

285
00:22:01,598 --> 00:22:04,813
‫تو بهم نیاز داری و هردومون اینو می‌دونیم.

286
00:22:10,023 --> 00:22:11,273
‫دیگه خودسری ممنوع.

287
00:22:11,298 --> 00:22:12,822
.دیگه سرپیچی از پروتکل ممنوع

288
00:22:12,847 --> 00:22:15,803
‫اگه دقیقاً کاری رو که می‌گم
.انجام بدی، از اینجا می‌برمت بیرون

289
00:22:16,239 --> 00:22:17,304
‫قول می‌دم.

290
00:22:17,603 --> 00:22:19,666
‫یه روز وقت می‌خوام
.تا همه وسایل رو آماده کنم

291
00:22:19,691 --> 00:22:21,664
‫تا اون موقع باید ساکت بمونی.

292
00:22:21,689 --> 00:22:23,983
‫از خونه امن استفاده کن، اونجا در امانی.

293
00:22:25,617 --> 00:22:27,541
‫چرا مامان من فراریه؟

294
00:22:27,566 --> 00:22:29,742
‫چیکار کرده که
 تالاماسکا رو اینقدر عصبانی کرده؟

295
00:22:29,767 --> 00:22:32,120
‫الان وقتش نیست
.که رو اعصاب من راه بری، گای

296
00:22:36,873 --> 00:22:38,139
‫باشه، یه چیز دیگه.

297
00:22:39,122 --> 00:22:40,612
.دو تا پَک خروج می‌خوام

298
00:22:40,637 --> 00:22:42,819
‫دارم از اینجا می‌رم بیرون
.و یکی رو هم با خودم می‌برم

299
00:22:42,844 --> 00:22:44,860
‫کی؟
.دوریس، نمی‌شناسیش

300
00:22:45,180 --> 00:22:46,913
اوه ‫به خاطر خدا.

301
00:22:47,933 --> 00:22:49,460
‫خب، اون کمکم کرد، هلن.

302
00:22:51,028 --> 00:22:52,356
‫اون کمکم کرد.

303
00:22:52,755 --> 00:22:54,244
‫و حالا منم بهش کمک می‌کنم.

304
00:22:55,516 --> 00:22:56,548
.خیلی‌خب

305
00:22:57,202 --> 00:22:58,684
.همینی که تو می‌خوای

306
00:23:00,560 --> 00:23:02,033
‫من یه نقشه دارم. بیا.

307
00:23:02,058 --> 00:23:04,302
‫فقط چیزای ضروری رو بردار.

308
00:23:04,327 --> 00:23:06,463
‫بقیه‌اش رو جا بذار.

309
00:23:06,488 --> 00:23:08,551
‫اجازه بده کمکت کنیم.

310
00:23:09,742 --> 00:23:11,679
‫بگو کجا داری می‌ری، دوریس؟

311
00:23:14,157 --> 00:23:15,502
‫برای خودت خوبه.

312
00:23:19,629 --> 00:23:23,597
‫هر کدومتون به یه عکس پاسپورتی
.و یه اسم مستعار نیاز دارین

313
00:23:25,000 --> 00:23:30,000


314
00:23:31,800 --> 00:23:35,047
‫عکسا رو برای
.همکارم تو جاده لنس‌داون بذارین

315
00:23:35,072 --> 00:23:37,037
‫یه صندوق پستی "خبرنگار یکشنبه" هست.

316
00:23:37,062 --> 00:23:39,472
‫عکسا رو تو ارتفاع زانو داخلش بذارین.

317
00:23:44,493 --> 00:23:46,159
‫مستقیم برید خونه امن.

318
00:23:46,184 --> 00:23:47,720
.هر چی نیاز دارین اونجاست

319
00:23:47,745 --> 00:23:50,139
‫غذا و یه دست لباس برای عوض کردن.

320
00:23:50,164 --> 00:23:51,355
‫وقتی رسیدید اونجا،

321
00:23:51,380 --> 00:23:53,496
،‫به هیچ عنوان پاتونو تا پس فردا شب

322
00:23:53,521 --> 00:23:54,561
.بیرون نذارین

323
00:23:55,850 --> 00:23:58,556
‫تو ایستگاه واترلو، سکوی 9،

324
00:23:58,581 --> 00:24:00,217
ساعت 8 شب همدیگه رو می‌بینیم

325
00:24:00,242 --> 00:24:01,583
‫از این کار مطمئنی؟

326
00:24:02,006 --> 00:24:04,235
‫نه، ولی تنها چیزیه که داریم.

328
00:24:17,071 --> 00:24:19,615
‫هی، جِی.
‫سلام. تنهایی؟

329
00:24:19,640 --> 00:24:20,782
‫آره.

330
00:24:21,458 --> 00:24:23,632
‫یه چیزی تو رادارم ظاهر شده،

331
00:24:23,657 --> 00:24:25,254
‫و مطمئن نبودم باید...

332
00:24:26,040 --> 00:24:27,640
.می‌دونی، قضیه حساسه

333
00:24:27,665 --> 00:24:29,088
‫و ممکنه هیچی نباشه، اما...

334
00:24:29,113 --> 00:24:31,009
‫لطفاً نگو که راجع به هلنـه.

335
00:24:31,518 --> 00:24:33,765
‫اولیو، ما با دختره یه مشکل جدی داریم.

336
00:24:33,790 --> 00:24:36,686
‫من اصلاً نمی‌تونم
.چیزی رو که می‌بینم، درک کنم

337
00:24:37,043 --> 00:24:38,504
‫فکر کنم اینجا به کمک نیاز دارم.

338
00:24:39,527 --> 00:24:41,466
‫اونجایی؟ اولیو؟

339
00:24:48,325 --> 00:24:49,447
‫اون کی بود؟

340
00:24:51,128 --> 00:24:52,156
‫جِی.

341
00:24:52,724 --> 00:24:53,836
‫جِی؟

342
00:24:55,312 --> 00:24:58,679
‫یه بررسی پیشینه در مورد
.اون مأمور منطقه‌ای تو پارما بود

343
00:24:58,875 --> 00:24:59,937
‫اوکیه.

344
00:25:00,174 --> 00:25:01,613
‫چیز غیرعادی‌ای نیست.

345
00:25:05,573 --> 00:25:07,029
‫گای تو دردسره.

346
00:25:07,054 --> 00:25:08,550
‫باید از کشور خارجش کنیم.

347
00:25:08,575 --> 00:25:09,677
‫کجاست؟

348
00:25:10,015 --> 00:25:11,761
‫تو محفل "مِید اِ وِیل" مخفی شده.

349
00:25:12,920 --> 00:25:15,636
‫با جادوگرها؟
.تو خونه قایقی. آره

350
00:25:18,040 --> 00:25:19,173
‫یالا، بریم.

351
00:25:51,707 --> 00:25:53,022
‫اینجا کجاست؟

352
00:25:55,836 --> 00:25:57,869
‫یه خونه امن تالاماسکاست.

353
00:26:04,764 --> 00:26:07,155
‫دقیقاً چرا حرف این زنو باور می‌کنی؟

354
00:26:07,465 --> 00:26:10,801
‫یعنی... شاید... کمکت کنه.

355
00:26:10,826 --> 00:26:13,002
‫شاید بزرگیه، ولی چرا آخه

356
00:26:13,027 --> 00:26:15,129
باید ‫خودشو
به دردسر بندازه تا به من کمک کنه؟

357
00:26:15,154 --> 00:26:16,654
‫چون بهم قول داد که این کارو می‌کنه.

358
00:26:16,679 --> 00:26:17,914
‫و فکر می‌کنی چه جور قول‌هایی

359
00:26:17,939 --> 00:26:20,377
 به کسی مثل سولداد مارسل داده بود؟

360
00:26:20,662 --> 00:26:22,717
‫نمی‌دونم، هیچ تصوری ندارم که دقیقاً

361
00:26:22,742 --> 00:26:24,297
‫چه بلایی سر سولداد مارسل اومده.

362
00:26:24,322 --> 00:26:25,556
‫تو هم نمی‌دونی.

363
00:26:26,671 --> 00:26:29,163
‫اگه هلنِ تو اونو تحویل جاسپر داده باشه چی؟

364
00:26:29,188 --> 00:26:32,365
‫اگه هلنِِ تو یه جاسوس باشه چی؟

365
00:26:33,069 --> 00:26:34,548
‫قضیه تالاماسکا همینه.

366
00:26:34,573 --> 00:26:36,509
‫هیچوقت نمی‌فهمی کجای کاری،

367
00:26:37,010 --> 00:26:38,599
‫یا چطور ازت استفاده می‌کنن.

368
00:26:40,428 --> 00:26:42,268
‫من به تالاماسکا اعتماد ندارم.

369
00:26:42,293 --> 00:26:43,822
‫نه، ولی به اون اعتماد داری.

370
00:26:44,360 --> 00:26:46,040
.کسی که همیشه قایم می‌شه

371
00:26:50,369 --> 00:26:52,500
تو خودتم بدون راز نیستی

372
00:26:52,957 --> 00:26:54,811
‫من هیچوقت نگفتم باید بهم اعتماد کنی.

373
00:27:04,999 --> 00:27:07,199
‫اصلاً چرا از اول عضو تالاماسکا شدی؟

374
00:27:10,935 --> 00:27:11,935
.اوکی

375
00:27:12,846 --> 00:27:15,063
‫خب، من کلاس سوم بودم.

376
00:27:15,468 --> 00:27:17,732
‫کلاس خانم رُزوود، جدول ضرب.

377
00:27:17,757 --> 00:27:20,274
‫و من تو حفظ کردن
.شش ضربدر هشت مشکل داشتم

378
00:27:20,687 --> 00:27:21,934
‫و اون هی می‌گفت:

379
00:27:22,381 --> 00:27:25,857
‫"شیش هشت تا، چهل و هشته، چه راحت می‌شه"

380
00:27:25,882 --> 00:27:28,096
‫و بعدش یه چشمک گنده
.و اغراق‌آمیز بهم می‌زد به این شکل

381
00:27:29,802 --> 00:27:32,029
‫و خیلی مسخره بود و اصلاً کمکم نمی‌کرد.

382
00:27:32,054 --> 00:27:33,805
‫اما شدیداً ازش خوشم می‌اومد.

383
00:27:34,151 --> 00:27:38,032
‫اون هی این کارو می‌کرد، "شش هشت تا 48 تا."

384
00:27:38,566 --> 00:27:40,735
‫و من اونجا ایستاده بودم و تماشاش می‌کردم.

385
00:27:41,101 --> 00:27:42,549
‫و بعد مدیر مدرسه اومد تو،

386
00:27:44,612 --> 00:27:47,430
‫و یه حس خاصی تو اتاق پیچید،

387
00:27:48,429 --> 00:27:50,044
‫و یه چیزی تو گوشش زمزمه کرد.

388
00:27:52,003 --> 00:27:55,042
‫ فقط یادمه... اون چرخید...

389
00:27:57,418 --> 00:28:00,040
‫و دقیقاً به من نگاه کرد.

390
00:28:02,560 --> 00:28:05,278
‫و یه نگاهی بود که قبلاً ندیده بودم.

391
00:28:08,430 --> 00:28:09,638
‫از هیچکس.

392
00:28:09,663 --> 00:28:12,384
‫انگار تمام رنگ‌های دنیام داشت ناپدید می‌شد،

393
00:28:14,788 --> 00:28:16,919
‫ اون اولین نفری بود که ازش خبر داشت.

394
00:28:18,495 --> 00:28:20,071
‫و من قبل از اینکه،

395
00:28:21,189 --> 00:28:22,723
کسی بهم بگه، فهمیدم

396
00:28:22,748 --> 00:28:23,992
‫که مادرم مُرده.

397
00:28:30,019 --> 00:28:31,471
‫کس دیگه‌ای رو نداشتم،

398
00:28:31,496 --> 00:28:34,031
‫واسه همین منو فرستادن
.تا با خانواده‌های سرپرست زندگی کنم

399
00:28:35,200 --> 00:28:36,245
‫و اونجا...

400
00:28:39,796 --> 00:28:40,849
‫سخت بود؟

401
00:28:42,370 --> 00:28:43,598
‫سرد بود.

402
00:28:51,032 --> 00:28:52,446
‫حالا، بعد از این همه سال...

403
00:28:54,949 --> 00:28:58,079
‫هلن رو دیدم و بهم گفت که...

404
00:29:01,015 --> 00:29:03,768
‫مادرم در واقع مأمور تالاماسکا بوده.

405
00:29:04,134 --> 00:29:05,961
‫و اون داستان که مُرده،

406
00:29:05,986 --> 00:29:08,152
‫یه دروغ بوده که تالاماسکا سرهم کرده.

407
00:29:08,177 --> 00:29:10,313
‫اون نمرده، فقط...

408
00:29:13,450 --> 00:29:15,910
‫فقط یه کاری کرد که عصبانیشون کنه.

409
00:29:17,091 --> 00:29:18,726
‫چی؟
.نمی‌دونم

410
00:29:19,422 --> 00:29:21,235
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که هنوز زنده‌ست

411
00:29:21,260 --> 00:29:22,546
‫و از اون روزی که 9 سالم بوده

412
00:29:22,571 --> 00:29:24,501
‫داشته از دست اونا قایم می‌شده.

413
00:29:27,779 --> 00:29:29,531
‫پس واسه همین بهشون ملحق شدی؟

414
00:29:29,960 --> 00:29:31,010
‫آره.

415
00:29:33,955 --> 00:29:35,173
‫که پیداش کنم.

416
00:29:39,040 --> 00:29:42,192
‫پس تمام قضیه میراها در برابر فناناپذیرها،

417
00:29:42,823 --> 00:29:46,639
‫خوب در برابر بد، آینده جهان...

418
00:29:46,664 --> 00:29:49,693
‫من قرار بود کارمو
.تو رشته حقوق قراردادها شروع کنم

419
00:29:54,065 --> 00:29:55,959
‫می‌دونی، ازش دلخور بودم؟

420
00:29:58,436 --> 00:29:59,769
‫تمام زندگیم...

421
00:30:01,412 --> 00:30:02,784
...از وقتی بچه بودم

422
00:30:02,809 --> 00:30:05,656
... ‫بهم گفته بودن که اون یه معتاده، و

423
00:30:06,974 --> 00:30:10,218
‫ بی‌مسئولیت و خودخواهه،

424
00:30:10,243 --> 00:30:13,207
‫و اینکه من اصلاً براش مهم نبودم.

425
00:30:14,144 --> 00:30:16,140
‫اینکه بفهمی این حقیقت نداره، یه چیزه.

426
00:30:16,165 --> 00:30:17,253
‫اما برای اون چی؟

427
00:30:17,678 --> 00:30:20,786
‫ تمام این سال‌ها... بیرون بوده،

428
00:30:20,811 --> 00:30:22,925
‫و می‌دونسته پسرش احساس رها شدن داشته.

429
00:30:23,504 --> 00:30:25,196
...‫می‌تونی تصور کنی

430
00:30:26,360 --> 00:30:28,094
 برای یه مادر چه حسی داره؟

431
00:30:29,037 --> 00:30:30,058
‫نه.

432
00:30:30,464 --> 00:30:32,183
‫پس اگه شانسی وجود داشته باشه، یعنی،

433
00:30:32,208 --> 00:30:35,952
‫حتی یه شانس کوچیک
...که بتونم از دردسر نجاتش بدم

434
00:30:39,340 --> 00:30:41,014
‫تا آخر دنیا می‌رم تا این کارو بکنم.

435
00:30:43,178 --> 00:30:44,293
‫اسمش چی بود؟

436
00:30:45,364 --> 00:30:46,445
‫آنا.

437
00:30:50,314 --> 00:30:51,994
‫آنا لیماس.

439
00:31:43,575 --> 00:31:44,742
‫پیداشون کردیم.

440
00:31:45,515 --> 00:31:47,371
‫بعد از غروب آفتاب اقدام می‌کنیم.

441
00:31:52,074 --> 00:31:53,780
‫خب، کلی لباس هست.

442
00:31:55,422 --> 00:31:57,632
‫نمی‌دونم قراره تو این ‫دو روز چیکار کنیم.

443
00:32:29,693 --> 00:32:30,751
‫زدیم به هدف.

444
00:32:46,498 --> 00:32:47,498
.هوم

445
00:32:47,878 --> 00:32:48,895
‫آره.

446
00:32:48,920 --> 00:32:50,581
‫می‌گم، تو شبیه جیمز می‌شی.

447
00:32:52,632 --> 00:32:54,927
‫تو اصلاً شبیه جولیا نمی‌شی.

448
00:32:56,669 --> 00:32:58,195
‫اولین اسمی بود که به ذهنم رسید.

449
00:32:58,220 --> 00:33:01,400
‫خب، اگه یه مأمور مرزی جلوت رو گرفت،

450
00:33:02,749 --> 00:33:04,157
‫داستان پشت جولیا چیه؟

451
00:33:05,509 --> 00:33:07,272
‫خب، در واقع اون یه آدم زیرک و مشکوکه.

452
00:33:07,479 --> 00:33:08,643
...اون

453
00:33:09,622 --> 00:33:12,575
‫علاقه‌ی بچگی‌ش به خزنده‌شناسی رو دنبال کرد.

454
00:33:12,873 --> 00:33:14,130
‫خزنده‌شناسی؟

455
00:33:14,645 --> 00:33:16,718
‫بیخیال، علم خزندگانه.

456
00:33:19,106 --> 00:33:23,946
‫به هر حال، ‫اون دیوانه‌وار عاشق
،استاد راهنمای پرانرژی‌ش می‌شه

457
00:33:23,971 --> 00:33:26,547
‫که یه مرد جذاب برزیلی بود

458
00:33:26,572 --> 00:33:29,991
‫که با تک‌گویی‌های طولانی‌ش

459
00:33:30,027 --> 00:33:32,777
در مورد اژدهای آمازونی

460
00:33:32,802 --> 00:33:34,004
‫وسوسه‌اش می‌کرد.

461
00:33:35,000 --> 00:33:37,541
‫تا اینکه فهمید اون مثل حیوونایی که

462
00:33:37,566 --> 00:33:39,366
‫ادعا می‌کرد دوستشون داره،

463
00:33:39,391 --> 00:33:40,754
.خون‌سرد و بی‌احساسه

464
00:33:40,779 --> 00:33:44,090
‫و به همین دلیل، اون راهی یورکشایر می‌شه

465
00:33:44,883 --> 00:33:46,695
.تا یه پناهگاه مارمولک راه بندازه

466
00:33:47,254 --> 00:33:48,511
‫خیلی خوبه.

467
00:33:48,536 --> 00:33:50,183
‫آقای ما، جیمز چی؟

468
00:33:50,484 --> 00:33:51,756
‫جیمز؟

469
00:33:53,010 --> 00:33:54,010
...خب

470
00:33:55,917 --> 00:33:58,520
‫ در مورد پدرش شنیدی،

471
00:33:58,545 --> 00:34:00,295
‫ماهیگیر معروف ماهی کولی،

472
00:34:00,320 --> 00:34:01,398
‫فیتزجرالد مک‌آرتور؟

473
00:34:01,423 --> 00:34:03,266
 البته که شنیدم، من یه بزرگسالم

474
00:34:03,291 --> 00:34:04,180
‫البته.

475
00:34:04,205 --> 00:34:07,026
‫و همسر دوم تک‌پا و خشنش، کورا،

476
00:34:07,051 --> 00:34:10,569
‫با اون بالون‌سوار بین‌قاره‌ای بهش خیانت کرد؟

477
00:34:10,594 --> 00:34:11,721
.اوه

478
00:34:11,745 --> 00:34:14,321
‫چستر اوکلاهاما.
.چستر اوکلاهاما. درسته

479
00:34:15,048 --> 00:34:17,315
‫و اینکه فیتزجرالد چقدر ناامید بود،

480
00:34:17,340 --> 00:34:19,301
‫که خودشو انداخت توی سوراخ تنفسیِ

481
00:34:19,326 --> 00:34:21,685
‫یه نهنگ عنبر در حال عبور،

482
00:34:21,979 --> 00:34:23,835
‫و پسر جوونش، جیمز رو

483
00:34:23,860 --> 00:34:26,199
،گذاشت تا حرفه پدرش رو ادامه بده

484
00:34:26,224 --> 00:34:28,423
‫و تو دریاهای تنها پرسه بزنه تا

485
00:34:28,448 --> 00:34:30,661
تنها دوستی که همیشه داشت پرورش بده

486
00:34:31,280 --> 00:34:32,461
‫ماهی کولی ساده.

487
00:34:34,405 --> 00:34:35,584
‫حالا اینجاست،

488
00:34:35,609 --> 00:34:37,225
‫که داره تو حومه شهر

489
00:34:38,124 --> 00:34:40,487
پرسه می‌زنه دنبال این زن

490
00:34:41,386 --> 00:34:45,080
‫که یه پناهگاه مارمولک راه انداخته.

491
00:34:58,668 --> 00:34:59,707
‫من بردم.

492
00:34:59,939 --> 00:35:01,057
‫اوه!

493
00:35:02,136 --> 00:35:03,136
...خب

494
00:35:04,230 --> 00:35:05,298
‫ حالا چی؟
...خب

495
00:35:05,323 --> 00:35:06,775
‫ اگه بریم نیویورک،

496
00:35:08,322 --> 00:35:09,651
،می‌تونیم اونجا تلاشمون رو بکنیم

497
00:35:09,676 --> 00:35:10,946
‫اما ممکنه دنبالمون باشن.

498
00:35:10,971 --> 00:35:14,015
‫پس شاید راحت‌تر باشه
.تو شمال ایالت گم و گور بشیم

499
00:35:14,689 --> 00:35:18,216
‫یا می‌تونیم بریم
.ساحل غربی، شاید کالیفرنیا

500
00:35:19,006 --> 00:35:20,433
درمورد منطقه ‫"بیگ سِر" شنیدی؟

501
00:35:20,458 --> 00:35:21,914
‫گای...
.می‌گن اونجا خیلی قشنگه

502
00:35:22,602 --> 00:35:24,096
‫ منظورم بقیه امروزه.

503
00:35:25,572 --> 00:35:27,590
‫نمی‌تونم یه بازی تخته‌ای دیگه بازی کنم.
‫من...

504
00:35:31,916 --> 00:35:33,716
‫احتمالاً بهتره یه کم استراحت کنیم.

505
00:35:52,715 --> 00:35:54,811
‫چیه؟ هیچی.

506
00:36:12,790 --> 00:36:14,203
‫صورت قشنگی داری، عزیزم.

507
00:36:59,676 --> 00:37:01,086
‫هنوز هیچی؟

508
00:37:04,758 --> 00:37:07,319
‫باید بری خونه، یه کم بخوابی.

509
00:37:08,173 --> 00:37:10,091
‫اینطوری کمتر دردسر درست می‌کنم.

510
00:37:10,116 --> 00:37:11,692
‫حداقل یه استراحت بکن.

511
00:37:12,807 --> 00:37:13,938
...‫شاید

512
00:37:14,246 --> 00:37:16,713
.بذاری برات یه کم غذا و یه لیوان آبجو بخرم

513
00:37:18,587 --> 00:37:20,032
‫انگار گرسنه‌ت شده.

514
00:37:22,225 --> 00:37:25,102
‫فکر کنم از یه لقمه کوچیک بدم نیاد.

515
00:38:55,784 --> 00:38:57,742
‫داری یه چیزی رو ازم مخفی می‌کنی.

516
00:39:11,358 --> 00:39:12,216
« ورود موفقیت‌آمیز »

517
00:39:46,482 --> 00:39:47,974
"اولیو ماری"
بایگانی تالاماسکا

518
00:39:47,999 --> 00:39:49,786
"نام مستعار: "کریسالیس
‏20 مارس 1992، نیویورک

519
00:39:49,944 --> 00:39:51,343
"محرمانه"

520
00:40:32,459 --> 00:40:33,547
‫کجاست؟

521
00:40:34,584 --> 00:40:36,735
‫وقتی مردم بهم نزدیک می‌شن،
.این اتفاق می‌افته

522
00:40:36,760 --> 00:40:38,273
‫میشه بهم حقیقت رو بگی؟

523
00:40:38,298 --> 00:40:40,035
‫دیگه نمی‌تونیم به هلن اعتماد کنیم.

524
00:40:40,060 --> 00:40:41,554
‫اونا می‌خوان فرار کنن.

525
00:40:42,997 --> 00:40:44,089
‫تو کی هستی؟

526
00:40:49,267 --> 00:40:50,815
‫فکر کنم می‌دونم مادرت کجاست.

527
00:40:58,195 --> 00:40:59,982
‫فقط بگو دختره کیه.

528
00:41:00,187 --> 00:41:02,463
‫چرا یه دختر کوفتی اینقدر برات اهمیت داره؟

529
00:41:02,488 --> 00:41:03,591
‫مهم نیست.

530
00:41:03,616 --> 00:41:05,088
.کتابم برام مهمه

531
00:41:05,393 --> 00:41:08,329
‫وقتی یکی بین من و کتابم قرار می‌گیره،

532
00:41:08,966 --> 00:41:09,966
.مهم میشه

533
00:41:15,117 --> 00:41:19,075
‫در قسمت پنجم،
چیزی که خیلی زود متوجه می‌شیم

534
00:41:19,100 --> 00:41:21,434
‫اینه که جاسپر نقشه‌هایی برای گای داره.

535
00:41:22,888 --> 00:41:24,072
‫فکر می‌کنی زرنگی؟

536
00:41:24,097 --> 00:41:25,255
فکر می‌کنی خیلی بلدی؟

537
00:41:25,280 --> 00:41:26,638
.تو هیچ برگه‌ای نداری

538
00:41:26,663 --> 00:41:29,457
من... همه‌ی برگه‌ها رو دارم

539
00:41:29,828 --> 00:41:33,400
‫حالا گای واقعاً از خط قرمز جاسپر عبور کرده،

540
00:41:33,870 --> 00:41:35,632
‫و جاسپر بهش می‌فهمونه.

541
00:41:35,657 --> 00:41:37,673
‫من از جاسپر می‌ترسم. من...

542
00:41:37,707 --> 00:41:38,783
.من ازش می‌ترسم

543
00:41:38,808 --> 00:41:39,948
‫بیاید صادق باشیم.

544
00:41:43,699 --> 00:41:46,695
‫برامون مهم بود که
.این صحنه رو توی زیرزمین بسازیم

545
00:41:46,720 --> 00:41:48,687
‫اینجا جاییه که دیدیم

546
00:41:48,712 --> 00:41:52,224
‫این حیوون‌های وحشتناک
.یا ساخته می‌شن یا نگهداری می‌شن

547
00:41:52,249 --> 00:41:53,830
‫حالا ما در دنیای بازگشته‌ها هستیم.

548
00:41:53,855 --> 00:41:56,792
‫واقعاً در ابتدای قسمت پنجم
.در دنیای بازگشته‌ها هستیم

549
00:41:56,817 --> 00:42:00,712
‫آره، ما پایین، روی این
.کف سردِ یه زیرزمین هستیم

550
00:42:00,737 --> 00:42:03,672
‫من می‌گم، "نمی‌تونستیم اینو
 تو یه استودیو با بخاری بگیریم؟

551
00:42:03,697 --> 00:42:04,948
‫یه لاته می‌تونم بخورم؟"

552
00:42:04,973 --> 00:42:06,061
‫شروع کن به کَندن.

553
00:42:10,546 --> 00:42:12,137
‫آره، قفس‌ها واقعاً خوب کار می‌کنن.

554
00:42:12,162 --> 00:42:14,976
‫من یه اهرم بزرگ دارم،
.که نیک هی مسخره‌ام می‌کنه

555
00:42:15,001 --> 00:42:16,712
‫می‌گه، "واقعاً دوست داری باهاش بازی کنی."

556
00:42:16,737 --> 00:42:18,546
‫و من می‌گم، "صدای روش رو گوش کن."

557
00:42:19,821 --> 00:42:21,840
‫گفتم، "گوش کن، اون قطعه رو از صحنه بردار،

558
00:42:21,865 --> 00:42:23,561
‫به عنوان هدیه پایان فیلمبرداری بهم بده

559
00:42:23,586 --> 00:42:25,202
‫تا بذارمش تو گاراژم تو خونه،

560
00:42:25,227 --> 00:42:27,469
‫و بلندش کنم و اتفاقاتی بیفته."

561
00:42:29,534 --> 00:42:31,230
‫وقتی گای به خاطر اتفاق هتل

562
00:42:31,255 --> 00:42:33,991
‫و این واقعیت که
،چیزایی رو از جاسپر پنهون کرده

563
00:42:34,016 --> 00:42:36,208
‫حسابی با جاسپر به مشکل می‌خوره،

564
00:42:36,233 --> 00:42:38,409
‫دوریس می‌پره وسط تا نجاتش بده.

565
00:42:41,000 --> 00:42:42,799
‫وقتی خوندمش، گفتم، آره،

566
00:42:42,824 --> 00:42:43,961
‫برو جلو، دوریس.

567
00:42:44,514 --> 00:42:46,417
‫خودم آتیشو شلیک کردم، اما نه به سمت بیل.

568
00:42:46,442 --> 00:42:48,594
‫بیل اینجا بود، یه پرده سبز اینجا بود،

569
00:42:48,619 --> 00:42:52,371
‫بنابراین اون واکنش خودشو
.به پرتاب شعله توسط من فیلمبرداری کرد

570
00:42:52,396 --> 00:42:54,609
‫بعدش پرده سبز رو برداشتن و ازم فیلم گرفتن

571
00:42:54,634 --> 00:42:56,765
‫که دارم شعله رو از قوطی اسپری پرتاب می‌کنم.

572
00:42:56,790 --> 00:42:58,702
‫ بعدش اون دو تا تصویر رو با هم ترکیب کردن

573
00:42:58,727 --> 00:43:02,303
‫تا طوری به نظر برسه که دارم
.شعله رو به سمت بیل پرتاب می‌کنم

574
00:43:02,328 --> 00:43:03,836
‫اما در واقع اینطور نیست.

575
00:43:03,861 --> 00:43:05,806
‫داریم جاسپر رو می‌بینیم که آتیش گرفته،

576
00:43:05,831 --> 00:43:08,166
‫که توسط بدلکار بن انجام شده، که...

577
00:43:08,531 --> 00:43:09,941
‫خیلی واقعی به نظر میاد.

578
00:43:09,966 --> 00:43:11,189
‫این قسمت واقعاً عالیه.

579
00:43:11,214 --> 00:43:13,379
‫یعنی، واقعیه.
.اکشن، اِی

580
00:43:13,404 --> 00:43:15,920
‫اون محافظ و اینجور چیزا داره،
.اما واقعاً در حال سوختنه

581
00:43:16,927 --> 00:43:18,903
‫من استوری‌بردهام رو نگاه کردم،

582
00:43:18,928 --> 00:43:21,759
‫و کاری که می‌خوام اینجا بکنم اینه که
،همونطور که اون تو شعله‌هاست

583
00:43:21,784 --> 00:43:24,058
‫به هل دادن دوریس ادامه می‌ده

584
00:43:24,083 --> 00:43:26,173
‫تا اینکه اونو از پله‌ها به پایین هل می‌ده.

585
00:43:26,800 --> 00:43:29,683
‫اون زمین می‌خوره و بعد جاسپر ضربه می‌خوره.

586
00:43:29,708 --> 00:43:31,085
‫اون پایین میفته.

587
00:43:32,480 --> 00:43:35,090
‫یه نمای فوق‌العاده پویا و هیجان‌انگیزه.
‫و در آخر،

588
00:43:35,115 --> 00:43:37,136
‫بازگشته‌ها از اون قفس‌ها

589
00:43:37,161 --> 00:43:40,102
‫میان و از گوشه می‌پیچن تا دنبالش کنن.

590
00:43:40,127 --> 00:43:43,007
‫پس، آره، خیلی پویاست. همه‌ش تو
.بخش‌های کوچیک فیلمبرداری شده

591
00:43:43,032 --> 00:43:44,488
‫اما در نهایت، همه‌ش با هم جمع می‌شه

592
00:43:44,513 --> 00:43:46,856
‫تو یه ترکیب باشکوه از لذت.

593
00:43:46,881 --> 00:43:51,665
‫روز بعد، من و گای رو داشتیم که
،به سمت ماشین می‌دویدیم

594
00:43:51,690 --> 00:43:54,047
‫و تمام بازگشته‌ها روی ماشین می‌پریدن.

595
00:43:54,072 --> 00:43:56,059
‫این یه سکانس اکشن بزرگه،

596
00:43:56,084 --> 00:43:58,460
‫و به نظرم خیلی سرگرم‌کننده و خشونت‌آمیزه.

597
00:43:58,485 --> 00:44:02,383
‫هم دستگیری و هم فرار گای و دوریس

598
00:44:02,408 --> 00:44:04,464
‫از دست جاسپر و بازگشته‌ها

599
00:44:04,489 --> 00:44:07,088
‫یه اوج واقعی برای این سریال عالیه.

600
00:44:07,113 --> 00:44:09,392
‫اکشن واقعاً به طور کامل خودشو نشون می‌ده.

601
00:44:11,627 --> 00:44:13,470
‫یه سکه بنداز تو شیار.

602
00:44:16,560 --> 00:44:19,064
‫من واقعاً اون صحنه توی
،تیر کوپید رو دوست داشتم

603
00:44:19,089 --> 00:44:21,865
‫که تو نمایش پیپ‌شو
بین هلن و گای بازی می‌کردیم

604
00:44:21,880 --> 00:44:26,359
‫اگه کمکم نکنی، هلن،
.اگه نخوای کمکم کنی، من مُردم

605
00:44:26,966 --> 00:44:28,234
‫فکر می‌کنم تو اون لحظه،

606
00:44:28,259 --> 00:44:32,090
‫دوسوگرایی هلن نسبت به تالاماسکا

607
00:44:32,115 --> 00:44:35,120
‫اونقدر عزم درونی‌ش رو از بین برده

608
00:44:35,145 --> 00:44:39,005
‫که به طور خاصی در معرض تغییره.

609
00:44:39,030 --> 00:44:42,355
‫من مدل نوشته شدن این صحنه رو دوست دارم،

610
00:44:42,380 --> 00:44:46,459
‫چون گای به یه نقطه از بلوغ رسیده

611
00:44:46,484 --> 00:44:49,024
‫که حالا داره فرماندهی می‌کنه.

612
00:44:49,049 --> 00:44:51,736
‫می‌دونه که هلن دنبال خواهرشه،

613
00:44:51,787 --> 00:44:55,003
‫و می‌دونه که 752 می‌تونه پاسخ اون باشه.

614
00:44:55,028 --> 00:44:57,313
‫و بنابراین اینجا دست بالا رو داره.

615
00:44:57,338 --> 00:44:58,741
‫از این مطمئنی؟

616
00:44:59,040 --> 00:45:01,487
‫نه، ولی فقط همینو داریم.

617
00:45:02,204 --> 00:45:04,008
‫دوریس از همون اول

618
00:45:04,033 --> 00:45:06,009
‫نسبت به رفتن به خونه امن شکاکه.

619
00:45:06,034 --> 00:45:08,357
‫و فکر می‌کنه این به طور بالقوه خطرناکه.

620
00:45:08,382 --> 00:45:11,186
‫اما این دو نفر یک شب رو
،اونجا تو اون مکان سپری می‌کنن

621
00:45:11,211 --> 00:45:13,149
‫و تنها چیزی که دارن همدیگه‌ست.

622
00:45:13,440 --> 00:45:16,200
‫گای و دوریس با هم صمیمی شدن

623
00:45:16,533 --> 00:45:18,320
‫و تا حدی به هم وابسته شدن،

624
00:45:18,345 --> 00:45:20,361
‫با اینکه هنوز هم نسبت به هم محتاطن.

625
00:45:20,386 --> 00:45:22,242
،یه جورایی حس یه واحه رو میده

626
00:45:22,267 --> 00:45:24,403
‫یه ریتم آهسته‌تر از بقیه سریال.

627
00:45:24,428 --> 00:45:27,844
‫خوب بود چون شخصیت‌ها
 خیلی آسیب‌پذیر به نظر می‌رسیدن

628
00:45:27,869 --> 00:45:29,589
‫و مثل دو تا بچه‌ بودن.

629
00:45:33,109 --> 00:45:34,201
‫من بردم.

630
00:45:34,472 --> 00:45:35,696
.اوه

631
00:45:39,374 --> 00:45:40,799
‫ما فکر می‌کنیم که بازگشته‌ها

632
00:45:40,824 --> 00:45:42,209
‫دارن دنبال گای و دوریس میان،

633
00:45:42,234 --> 00:45:43,970
‫امیدواریم تا آخرین ثانیه،

634
00:45:43,995 --> 00:45:46,108
همین‌جور بمونه
.تا می‌فهمیم که مقصدشون اونجا نیست

635
00:45:48,682 --> 00:45:50,855
‫ما چهار یا پنج قتل رو تو قایق داشتیم،

636
00:45:50,880 --> 00:45:53,656
‫اما طوری زمان‌بندی شده بود که
،وقتی بازگشته روی سقف فرود میاد

637
00:45:53,698 --> 00:45:55,737
‫همراه با اون به هوا پرتاب می‌شه،

638
00:45:55,762 --> 00:45:58,178
فرود میاد، ‫سقف می‌شکنه
،و تو اولین پنجره میفته

639
00:45:58,203 --> 00:46:00,139
‫و می‌بینیم که گردن یکی خورده می‌شه،

640
00:46:00,164 --> 00:46:02,620
‫و بعد می‌بینیم که
.گلوی یکی دیگه بریده می‌شه

641
00:46:02,645 --> 00:46:05,845
‫پس، تو چهار تا پنجره،
.تو هر پنجره یه قتل داشتیم

642
00:46:07,423 --> 00:46:10,409
‫من خیلی زود می‌دونستم که اولیو یه جاسوسه.

643
00:46:10,434 --> 00:46:11,890
‫گفتم، عالیه. معلومه که هست.

644
00:46:11,915 --> 00:46:12,953
‫کاملاً منطقیه.

645
00:46:12,978 --> 00:46:14,770
‫اون به خاطر تصویر بزرگتر اینجاست...

646
00:46:14,795 --> 00:46:16,931
‫"چی منو به 752 می‌رسونه؟"

647
00:46:16,956 --> 00:46:18,312
‫و اون جاسپره.

648
00:46:18,337 --> 00:46:21,433
‫و جاسپر زنده‌ست، اما اونا اونو سوزوندن،

649
00:46:21,458 --> 00:46:24,576
و حالا حس انتقام‌جویانه تازه‌ای پیدا کرده

650
00:46:24,601 --> 00:46:26,337
‫تا تو قسمت ششم دنبالشون بیاد.

651
00:46:31,685 --> 00:46:51,685
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

