﻿1
00:00:06,330 --> 00:00:08,320
الان توی دو راهی هستیم، فیونا

2
00:00:08,320 --> 00:00:10,960
علاقه‌‌م به زمینت از روی طمع نیست

3
00:00:10,960 --> 00:00:12,420
به خاطر بقاست

4
00:00:12,444 --> 00:00:14,846
‫«‌ آنچه گذشت... »

5
00:00:15,890 --> 00:00:20,270
،تا زمانی که اسلحه داشته باشیم
هیچ حرفی از لطف و تلافی نخواهد بود

6
00:00:20,270 --> 00:00:21,640
می‌تونم اسلحه تحویل بدم

7
00:00:21,640 --> 00:00:25,560
،دوست من، اسلحه‌هایی که بهمون فروختی
کدوم گوریـن؟

8
00:00:25,560 --> 00:00:27,260
داستان خیلی جالبی داره

9
00:00:31,070 --> 00:00:32,990
برو، تریشا! پوششت میدم

10
00:00:35,570 --> 00:00:37,070
وینستون؟ تویی؟

11
00:00:37,570 --> 00:00:41,080
تا حالا ندیده بودم کسی
اون‌طوری با اسلحه کار کنه

12
00:00:41,688 --> 00:00:43,920
بیا امیدوار باشیم نیاز نباشه دوباره ببینی

13
00:00:43,920 --> 00:00:46,830
خطر دیروز، فقط بدتر میشه

14
00:00:46,830 --> 00:00:50,070
اون‌قدری از جسپر هالو نیاز دارم
تا سود بزرگی رو نشون بده

15
00:00:50,070 --> 00:00:52,140
تو و بقیه، باقی زمین‌تون رو نگه دارید

16
00:00:52,140 --> 00:00:54,620
‫- چه رأیی دادید؟
‫- رأی بله دادیم

17
00:00:55,400 --> 00:01:02,400
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

18
00:01:03,180 --> 00:01:07,620
شاید حالا، فرصتی دارن تا
کمک‌مون کنن فراموش کنیم

19
00:01:21,410 --> 00:01:23,396
‫حل شد؟

20
00:01:24,700 --> 00:01:25,910
‫فیونا؟

21
00:01:27,420 --> 00:01:28,790
‫فیونا، چی شد؟

22
00:01:32,210 --> 00:01:33,210
‫فیونا، وایسا!

23
00:01:36,590 --> 00:01:37,760
‫بسـه!

24
00:01:40,010 --> 00:01:41,470
‫اونجا چه خبر شد؟

25
00:01:42,310 --> 00:01:43,720
‫خبر داره

26
00:01:43,720 --> 00:01:44,810
‫از چی خبر داره؟

27
00:01:44,810 --> 00:01:46,980
‫می‌دونه جسد مال ویلم نیست

28
00:01:46,980 --> 00:01:49,980
‫درمورد نامه‌ها حرف زد.
‫دالیا رو مقصر می‌دونه

29
00:01:49,980 --> 00:01:51,480
‫«پسر بیچاره‌ش»

30
00:01:52,150 --> 00:01:54,400
می‌خواستم چشماش رو از حدقه در بیارم

31
00:01:54,400 --> 00:01:56,190
‫چی‌کار کردی، فیونا؟

32
00:01:57,950 --> 00:02:00,410
‫- چی‌کار کردی؟
‫- کار درست رو کردم

33
00:02:02,700 --> 00:02:04,040
‫قبول نکردم

34
00:02:04,500 --> 00:02:10,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

35
00:02:11,000 --> 00:02:13,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

36
00:02:14,050 --> 00:02:15,530
‫خانم!

37
00:02:15,530 --> 00:02:17,380
‫حال‌تون خوبـه؟

38
00:02:37,820 --> 00:02:39,490
‫در رو قفل کن، زیویر

39
00:03:12,153 --> 00:03:15,206
« رهاشدگان »
« فصل اول، قسمت ششم »

40
00:03:17,632 --> 00:03:20,779
« رهاشدگان »

41
00:03:28,620 --> 00:03:30,160
‫خوابم نبرد

42
00:03:30,960 --> 00:03:32,420
‫ذهنم خیلی مشغولـه

43
00:03:32,420 --> 00:03:34,170
‫گفتم بیام حواسم رو پرت کنم

44
00:03:35,860 --> 00:03:37,360
‫معامله

45
00:03:38,050 --> 00:03:39,130
‫ون نس...

46
00:03:39,670 --> 00:03:40,800
‫انجام شده؟

47
00:03:41,670 --> 00:03:42,680
‫آره

48
00:03:43,380 --> 00:03:44,550
‫همه‌ش رو تعریف می‌کنم

49
00:03:45,890 --> 00:03:47,600
‫بذار یکم اینجا رو تمیز کنم

50
00:03:49,180 --> 00:03:50,810
‫همه‌تون رو توی بازار می‌بینم

51
00:04:03,110 --> 00:04:04,450
‫دیگه بسـه

52
00:04:14,170 --> 00:04:16,170
‫شرمنده که مصدع اوقات‌تون میشم

53
00:04:17,000 --> 00:04:19,720
‫نلی بوکس، مشاور رِد بِرد...

54
00:04:19,720 --> 00:04:21,630
‫دیشب به دیدن‌مون اومد

55
00:04:21,630 --> 00:04:23,300
‫سواره‌نظام‌ها کوتاه اومدن

56
00:04:23,300 --> 00:04:24,930
‫رِد بِرد ملاقات رو قبول کرده

57
00:04:24,930 --> 00:04:26,340
‫برای گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز

58
00:04:26,340 --> 00:04:28,810
‫شاید لازم نباشه با خودشون تفنگ ببرن

59
00:04:32,230 --> 00:04:33,640
‫و این ملاقات...

60
00:04:35,400 --> 00:04:37,060
‫کِی و کجاست؟

61
00:04:38,190 --> 00:04:39,610
‫فکر می‌کنم سر ظهر باشه

62
00:04:39,610 --> 00:04:40,820
‫توی «کت کریک»

63
00:04:40,820 --> 00:04:42,690
‫جنگل‌های هم‌مرز با زمین کایوس‌ها

64
00:04:44,240 --> 00:04:45,360
‫کاری نمیشه کرد

65
00:04:45,860 --> 00:04:49,580
‫دیگه به تلاش دولت و قبایل بستگی داره

66
00:04:50,660 --> 00:04:52,080
‫تلاش من چطور؟

67
00:04:52,950 --> 00:04:57,000
‫اون تفنگ‌ها شهر من رو به خون کشیدن،
‫به بچه رو کشتن

68
00:04:57,750 --> 00:05:00,130
‫هنوز دینش ادا نشده

69
00:05:00,800 --> 00:05:02,630
‫چه درخواستی ازشون دارید؟

70
00:05:13,430 --> 00:05:15,060
‫این که فیونا و بقیه

71
00:05:15,600 --> 00:05:17,690
‫سخاوت من رو انکار می‌کنن،

72
00:05:17,690 --> 00:05:20,820
‫من رو مجبور می‌کنه که روش قاطع‌تری رو
‫در پیش بگیرم

73
00:05:20,820 --> 00:05:22,030
‫بنابراین...

74
00:05:22,730 --> 00:05:26,280
‫باید ریشه‌ی علف‌های هرز جسپر هالو رو

75
00:05:26,280 --> 00:05:28,450
‫بخشکونم

76
00:05:29,030 --> 00:05:32,120
‫اگه هم شورشی‌های کایوس دست به داس بشن،

77
00:05:32,120 --> 00:05:34,330
‫کسی نمی‌پرسه کی و چرا

78
00:05:36,330 --> 00:05:38,830
‫آدم‌های کوته‌فکر از سر ترس...

79
00:05:39,750 --> 00:05:42,960
‫این رو فقط یه حمله‌ی بی‌معنی دیگه
‫از طرف وحشی‌های بی‌رحم می‌بینن

80
00:05:42,960 --> 00:05:46,050
‫در ازاش هم هیچی گیر کایوس‌ها نمیاد

81
00:05:47,470 --> 00:05:48,470
‫جک...

82
00:05:50,140 --> 00:05:52,470
‫می‌دونی که من چقدر برای مردمی که

83
00:05:52,470 --> 00:05:55,430
‫قبل از ما توی این زمین بودن،
‫احترام قائلـم

84
00:05:56,140 --> 00:05:59,600
‫عزیزترین آدم زندگیم رو

85
00:05:59,600 --> 00:06:04,230
‫به لطف و درایتِ یه کری شریف سپردم

86
00:06:05,610 --> 00:06:07,030
‫خود اون عزیزت چطور؟

87
00:06:08,240 --> 00:06:11,030
‫به نظرت اِمِت چه نظری درمورد این قضایا داره؟

88
00:06:13,490 --> 00:06:15,830
‫کاری که فقط از پس یه کافر بر میاد

89
00:06:17,790 --> 00:06:19,370
‫و کسی که عقل از سرش پریده

90
00:06:28,590 --> 00:06:30,840
‫ممنونم، جک

91
00:06:34,930 --> 00:06:36,350
‫بابت همه‌چیز

92
00:06:40,850 --> 00:06:43,400
‫با توجه به شرایط فعلی خانواده،

93
00:06:44,650 --> 00:06:46,610
‫صلاح می‌دونم که تو...

94
00:06:48,530 --> 00:06:50,410
‫کارهات رو اینجا تموم کنی و...

95
00:06:52,450 --> 00:06:53,870
‫بری پی کار خودت

96
00:07:09,550 --> 00:07:10,970
‫آقای روچ رو پیدا کن

97
00:07:11,510 --> 00:07:12,890
‫الساعه، خانم

98
00:07:20,770 --> 00:07:21,770
‫جک!

99
00:07:26,440 --> 00:07:28,070
‫معامله‌‌‌ی جسپر هالو

100
00:07:30,860 --> 00:07:32,240
‫قبولش نکردن

101
00:07:33,160 --> 00:07:34,240
‫نه

102
00:07:34,990 --> 00:07:35,990
‫قبول کردن

103
00:07:38,660 --> 00:07:40,790
‫اون خیلی خوشحال بود! اون...

104
00:07:40,790 --> 00:07:41,790
‫ما...

105
00:07:43,920 --> 00:07:45,540
‫آخه چرا باید بهم دروغ بگه؟

106
00:07:56,300 --> 00:07:58,360
‫انداختن این ترس به جون رِد بِرد...

107
00:07:58,360 --> 00:08:01,520
‫فقط برای اینـه که معامله‌ی اسلحه رو
نجات بدیم؟

108
00:08:01,520 --> 00:08:03,020
‫نگرانی؟

109
00:08:03,900 --> 00:08:06,860
‫نگرانی‌هات به خاطر خطرناک بودنشـن یا
‫وجدانت؟

110
00:08:06,860 --> 00:08:09,280
‫به صلاحـه که به سمت هیچ‌کدوم‌شون
‫زیادی متمایل نشم

111
00:08:09,280 --> 00:08:10,780
‫می‌سپارمش به دوپار و

112
00:08:10,780 --> 00:08:13,080
‫با مُخبرمون تو سواره‌نظام‌ها حرف می‌زنم

113
00:08:13,080 --> 00:08:15,300
‫ببینیم می‌تونیم این صلح رو بهم بزنیم یا نه

114
00:08:15,300 --> 00:08:17,000
‫آقای روچ

115
00:08:18,330 --> 00:08:19,540
‫زیویر، من...

116
00:08:20,330 --> 00:08:25,040
‫- بابت دیشب،‌ باید بگم که...
‫- می‌دونم، کانستنس

117
00:08:25,960 --> 00:08:28,170
‫من فقط یه حواس‌پرتی به‌موقع بودم

118
00:08:29,670 --> 00:08:32,000
‫و اتفاق خیلی خوشایندی بود

119
00:08:32,680 --> 00:08:35,060
‫اما فقط در همین حد

120
00:08:36,050 --> 00:08:37,050
‫بله

121
00:08:38,350 --> 00:08:40,100
‫خوبـه

122
00:08:43,310 --> 00:08:45,980
‫- ببخشید
‫- فکر می‌کنم دیگه کارمون تموم شده‌، پسر

123
00:08:46,810 --> 00:08:48,940
‫کاری که ازم خواستید رو انجام میدم، خانم

124
00:08:52,990 --> 00:08:55,070
‫کاری که آقای روچ بهش اشاره کردن...

125
00:08:55,070 --> 00:08:56,740
‫به من مربوط نیست

126
00:08:57,700 --> 00:08:59,200
‫من یاد گرفتم، مادر

127
00:08:59,780 --> 00:09:02,370
‫تلاش برای جلب اعتماد شما کار بیهوده‌ایـه

128
00:09:05,290 --> 00:09:06,800
‫هر مأموریتی که...

129
00:09:06,800 --> 00:09:09,800
‫بهم محول کنید رو انجام میدم

130
00:09:09,840 --> 00:09:11,550
‫جک رو با یه اسب باربر دیدم

131
00:09:11,550 --> 00:09:14,130
‫داره میره شمال تا جواب‌های
‫نظرسنجی رو جمع کنه؟

132
00:09:17,590 --> 00:09:18,590
‫بشین

133
00:09:25,480 --> 00:09:27,270
‫نمیشه نظرش رو عوض کرد

134
00:09:27,270 --> 00:09:29,940
‫مادر فکرش سر جاش نیست، جک

135
00:09:29,940 --> 00:09:32,070
‫وندربیلت بهش فشار آورده

136
00:09:33,230 --> 00:09:36,490
‫من به پدرت قول دادم که اینجا بمونم،

137
00:09:36,490 --> 00:09:38,030
‫هر طوری که بتونم، کمک کنم

138
00:09:38,030 --> 00:09:41,870
‫دیگه نمی‌دونم چطوری می‌تونم کمک کنم

139
00:09:41,870 --> 00:09:44,370
‫پدر تو رو مثل برادرش دوست داشت، جک

140
00:09:46,830 --> 00:09:48,670
‫داروهای کریِ تو...

141
00:09:49,420 --> 00:09:51,250
‫دردش رو تسکین دادن اما...

142
00:09:51,250 --> 00:09:53,360
‫آرامش تو بود که...

143
00:09:53,360 --> 00:09:55,100
‫ذهنش رو تسکین داد

144
00:09:55,670 --> 00:09:57,430
‫می‌دونست که ما بهش نیاز داریم

145
00:10:03,180 --> 00:10:04,890
‫سرباز سواره‌نظام

146
00:10:05,600 --> 00:10:07,040
‫قضیه چیه، جک؟

147
00:10:14,980 --> 00:10:17,700
‫چرا این سواره‌نظامه داره با
‫آقای روچ حرف می‌زنه؟

148
00:10:17,700 --> 00:10:18,950
‫نمی‌دونم

149
00:10:19,740 --> 00:10:22,700
‫- جک، قضیه چیـه؟ چطوری می‌تونم...
‫- فقط...

150
00:10:23,280 --> 00:10:24,910
‫- همین‌جا منتظر بمون
‫- نـه!

151
00:10:24,910 --> 00:10:27,300
‫دیگه نمی‌تونم منتظر بمونم

152
00:10:27,300 --> 00:10:28,330
‫من فقط...

153
00:10:28,330 --> 00:10:31,670
‫یکی باید راستش رو بهم بگه تا
‫بدونم چطور می‌‌تونم کمک کنم

154
00:10:31,670 --> 00:10:32,710
‫خواهش می‌کنم

155
00:10:36,710 --> 00:10:37,840
‫حق با توئـه، پسر

156
00:10:37,840 --> 00:10:40,380
‫اسب و تفنگت رو بیار

157
00:10:46,020 --> 00:10:48,270
‫آخرین خدمتم به پدرت

158
00:11:14,920 --> 00:11:16,630
‫امروز مدرسه تعطیل بود، آقا معلم؟

159
00:11:17,630 --> 00:11:20,340
‫روز مقدس مجمعـه

160
00:11:20,340 --> 00:11:23,140
‫به گمونم بدم نمیاد با
اون کت‌شلوار شیک ببینمت

161
00:11:24,390 --> 00:11:25,470
‫درستـه

162
00:11:34,940 --> 00:11:35,940
‫ممنون

163
00:11:37,820 --> 00:11:38,980
‫شاید...

164
00:11:40,860 --> 00:11:43,450
‫دفعه‌ی بعد که کت‌شلوار پوشیدم...

165
00:11:44,440 --> 00:11:46,220
‫بتونیم یه روزی رو پیش هم باشیم

166
00:11:47,200 --> 00:11:48,370
‫کنار دلتا قدم بزنیم

167
00:11:49,200 --> 00:11:50,200
‫بریم پیک‌نیک

168
00:11:52,080 --> 00:11:53,080
‫شاید

169
00:11:55,250 --> 00:11:57,630
‫تازه من فقط از کت‌شلوار نیست که خوشم میاد

170
00:12:00,010 --> 00:12:01,550
‫کلی کار داری، دختر

171
00:12:11,100 --> 00:12:12,480
‫وای، البی

172
00:12:19,610 --> 00:12:21,440
‫حالا می‌دونی چه حسی داره

173
00:12:32,290 --> 00:12:33,910
‫سرباز سواره‌نظام

174
00:12:33,910 --> 00:12:36,460
‫واسه همینـه داریم افراد خودمون رو
تعقیب می‌کنیم؟

175
00:12:36,460 --> 00:12:39,090
‫افرادتون دارن میرن تا خیانت کنن

176
00:12:39,880 --> 00:12:41,630
‫مادر خبر داره؟

177
00:12:41,630 --> 00:12:42,840
‫خود مادر درخواست داده

178
00:12:43,670 --> 00:12:46,470
‫رِد بِرد، برای جنگ اسلحه لازم داشت

179
00:12:46,470 --> 00:12:49,260
‫مادرت برای برنده شدن تو جنگ خودش،
‫بدجوری کمک لازم داره

180
00:12:49,260 --> 00:12:51,640
‫- ای خدا. هالو رو میگی
‫- آره

181
00:12:51,640 --> 00:12:55,310
‫و امروز رِد بِرد با رئسای کایوس و
‫سرخت‌پوست‌ها نشست و برخاست داره

182
00:12:55,310 --> 00:12:57,600
‫درمورد یه صلح احتمالی حرف می‌زنن تا...

183
00:12:57,600 --> 00:12:58,900
‫به همه‌ی جنگ‌ها پایان بده

184
00:12:58,900 --> 00:13:01,320
‫همچین چیزی برای مادرت خوشایند نیست

186
00:13:14,080 --> 00:13:15,220
‫تریش

187
00:13:15,220 --> 00:13:16,220
‫صبح به‌خیر

188
00:13:16,220 --> 00:13:17,880
‫- مطمئنم که...
‫- من به هیچی مطمئن نیستم!

189
00:13:17,880 --> 00:13:19,420
‫همش فیلم بود؟

190
00:13:19,420 --> 00:13:20,630
‫چی؟

191
00:13:20,630 --> 00:13:21,960
‫یه داستان تلخ بود؟

192
00:13:21,960 --> 00:13:25,090
‫احساساتت...این که می‌گفتی از همون
‫روز اول آشنایی‌مون عاشقم شدی؟

193
00:13:25,090 --> 00:13:28,510
‫- من داستانی نگفتم...
‫- همش کلک بود تا سفره‌ی دلم رو باز کنی؟

194
00:13:28,510 --> 00:13:30,600
‫و بعدش هم لِنگ‌هام رو؟

195
00:13:30,600 --> 00:13:33,970
‫- من نمی‌...
‫- الیاس، من دیگه از هیچی سر در نمیارم

196
00:13:48,530 --> 00:13:49,660
‫صبح به‌خیر

197
00:14:27,780 --> 00:14:30,030
‫باید بهمون توضیح بدی

198
00:14:31,700 --> 00:14:35,160
‫حالی‌مون کن که چرا اون معامله رو رد کردی

199
00:14:36,830 --> 00:14:39,670
‫با کانستنس حرف زدم.
‫تو چشماش نگاه کردم

200
00:14:40,370 --> 00:14:44,210
‫می‌دونه که اون جسد ویلم نبود،
‫بهمون مشکوک شده

201
00:14:44,840 --> 00:14:46,960
‫اون فقط دنبال زمینـه

202
00:14:46,960 --> 00:14:50,180
‫به زنی که خانواده‌ش رو می‌فروشه،
اعتمادی نیست

203
00:14:51,640 --> 00:14:53,280
‫تو همچین حقی نداشتی

204
00:14:54,510 --> 00:14:55,930
‫ما رأی داده بودیم

205
00:14:58,430 --> 00:15:00,850
‫قضیه به این سادگی‌ها نبود

206
00:15:01,400 --> 00:15:02,400
‫نـه

207
00:15:03,940 --> 00:15:07,860
‫قضیه این بود که تو می‌خوای همه‌‌ی
‫اهرم‌‌های فشار کوفتی رو داشته باشی

208
00:15:09,580 --> 00:15:11,700
‫همه‌چی رو به نفع خودش عوض می‌کنه

209
00:15:13,410 --> 00:15:16,330
‫جنون الهیشـه که همه‌ی قدم‌هاش رو
‫تعیین می‌کنه!

210
00:15:16,330 --> 00:15:19,040
‫حالا انگا تریشا با دامنش خودت رو
وسوسه نمی‌کرد

211
00:15:19,040 --> 00:15:20,620
‫الان وقتش نیست

212
00:15:21,120 --> 00:15:23,340
‫الان داریم درمورد معامله حرف می‌زنیم

213
00:15:23,830 --> 00:15:27,960
‫برادرت منطق حالیش نیست.
‫ون نس دم گوشش پچ پچ می‌کنه

214
00:15:29,050 --> 00:15:30,170
‫اشتباه بزرگیـه؟

215
00:15:31,170 --> 00:15:32,190
‫هان؟

216
00:15:32,720 --> 00:15:35,970
‫این که می‌خوام زندگی‌ای داشته باشم که
‫از تقوا و غضب به دوره؟

217
00:15:35,970 --> 00:15:37,640
‫این که عاشق کسی باشم؟

218
00:15:39,140 --> 00:15:41,390
‫ما تو اون خونه گیرِ تو افتادیم

219
00:15:44,100 --> 00:15:45,190
‫همم

220
00:15:45,980 --> 00:15:47,360
‫به کُس مایه‌دار کردی،

221
00:15:47,360 --> 00:15:50,280
‫فکر کردی از همه‌مون بهتری، پسر؟
‫همین‌طوره؟

222
00:15:53,360 --> 00:15:56,330
‫- می‌کشمت!
‫- دستت رو بکش!

223
00:15:56,330 --> 00:15:58,950
‫- بس کن! چی‌کار می‌‌کنی؟
‫- مامان، بس کن!

224
00:15:58,950 --> 00:16:00,620
‫- بس کنید!
‫- بسـه!

225
00:16:00,620 --> 00:16:02,750
‫بسـه! بسـه!

226
00:16:03,750 --> 00:16:04,830
‫بسـه

227
00:16:10,260 --> 00:16:12,050
‫ازم خواستید بهتون ملحق بشم

228
00:16:12,630 --> 00:16:13,930
‫رأی بدم

229
00:16:13,930 --> 00:16:14,970
‫دعوا کنم

230
00:16:15,510 --> 00:16:17,470
‫اما فقط دعوا کردن بلدید

231
00:16:18,350 --> 00:16:19,520
‫عذرتون موجه نیست

232
00:16:19,960 --> 00:16:21,430
‫شما اصلاً هم‌خون نیستید

233
00:16:21,430 --> 00:16:23,060
‫این دیوونگیـه

234
00:16:23,060 --> 00:16:24,810
‫دیوونگی نیست

235
00:16:25,480 --> 00:16:26,480
‫ما خونواده‌ایـم

236
00:16:28,230 --> 00:16:29,320
‫حرف از خونواده شد

237
00:16:30,400 --> 00:16:33,240
‫لباس‌های ویلم رو تن یه سرباز کردی و

238
00:16:33,240 --> 00:16:35,910
‫دادیش به گرگ‌های کوفتی که تیکه‌پاره‌ش کنن

239
00:16:35,910 --> 00:16:37,870
‫- چی؟
‫- من هم دیدم

240
00:16:38,620 --> 00:16:40,620
‫بابا، پس چرا چیزی نگفتی؟

241
00:16:41,450 --> 00:16:43,400
‫کشیشت چی، فیونا؟

242
00:16:43,400 --> 00:16:45,580
‫اون هم کار خودت بود؟

243
00:16:45,580 --> 00:16:46,580
‫بهشون بگو

244
00:16:51,880 --> 00:16:54,630
‫من اون سربازه رو انداختم جلوی گرگ‌ها

245
00:16:56,840 --> 00:16:58,470
‫ون نس رو رد کردم

246
00:16:58,470 --> 00:16:59,720
‫کشیش خودم رو کشتم

247
00:17:02,600 --> 00:17:05,190
‫و حاضرم هزار بار دیگه این کار رو بکنم

248
00:17:05,730 --> 00:17:07,440
‫چون اینجا خونه‌ی منـه

249
00:17:08,060 --> 00:17:09,730
‫اینجا خونه‌ی تخمی منـه!

250
00:17:10,270 --> 00:17:12,260
‫و من حاضرم واسه این خونواده آدم بکشم

251
00:17:22,000 --> 00:17:29,000


252
00:18:02,790 --> 00:18:05,080
‫فکر کردی نفهمیدیم داریم تعقیب میشیم؟

253
00:18:05,950 --> 00:18:07,000
‫هان؟

254
00:18:07,000 --> 00:18:09,670
‫سفیدپوسته نرمت کرده، کری

255
00:18:09,670 --> 00:18:11,170
‫مهارت‌های ردیابیت تخمیـه

256
00:18:13,550 --> 00:18:15,460
نه ‫به تخمی بودن مهارت‌های تو

257
00:19:39,550 --> 00:19:41,220
‫نـه!

258
00:20:19,420 --> 00:20:20,920
‫کری کثافت!

259
00:20:35,650 --> 00:20:37,360
‫مرگ اون کایوس...

260
00:20:38,820 --> 00:20:41,400
‫تو توش تقصیری نداشتی، جک

261
00:20:42,070 --> 00:20:43,860
‫فقط همین یه مرگ نیست، پسر

262
00:20:44,450 --> 00:20:46,990
‫یه مشت حوا‌س‌پرت دارن با
سرنوشت صلح بازی می‌کنن

263
00:20:48,660 --> 00:20:50,290
‫هزاران نفر می‌میرن

264
00:20:58,250 --> 00:20:59,880
‫تو راه که داشتیم می‌اومدیم...

265
00:20:59,880 --> 00:21:01,340
‫این یارو رو با یکی دیگه دیدیم

266
00:21:01,340 --> 00:21:02,880
‫استخونی با چشم‌های شیری‌رنگ

267
00:21:03,970 --> 00:21:05,930
‫مدارک شخصی نداره

268
00:21:06,890 --> 00:21:08,220
‫جز این

269
00:21:08,220 --> 00:21:10,640
‫هر مأمور و مسئولی که یه روز
‫با اینجا فاصله داره...

270
00:21:11,180 --> 00:21:15,440
‫باید بیفته دنبال اون جاکش چشم‌شیری‌رنگ.
‫قبل از اعدامش، یه چندتا سؤال ازش دارم

271
00:21:23,280 --> 00:21:26,980
‫دفعه‌ی بعد که روچ من رو ببینه،
‫احتمالاً یه گلوله تو سرم خالی می‌کنه

272
00:21:27,360 --> 00:21:30,280
‫مادرت همه‌‌‌ی کارهای امروزم رو
‫خیانت برداشت می‌کنه

273
00:21:31,830 --> 00:21:33,040
‫من براش خطرناکـم

274
00:21:37,830 --> 00:21:38,960
‫کجا میری؟

275
00:21:40,290 --> 00:21:42,250
‫زخم‌های بیشتری هست که باید درمان کنم

276
00:21:43,370 --> 00:21:45,000
‫تو هم همین‌طور

277
00:21:47,300 --> 00:21:49,430
‫خانواده‌ت بهت نیاز داره، پسر

278
00:21:49,430 --> 00:21:50,800
‫یه آدم مقتدر مثل تو

279
00:21:51,760 --> 00:21:53,220
‫با ذهنی آروم

280
00:21:54,980 --> 00:21:56,770
‫باید حقیقت رو به مادرت نشون بدی

281
00:21:58,230 --> 00:21:59,230
‫می‌دونم

282
00:22:05,320 --> 00:22:07,200
‫من بهت مدیونم، جک کری

283
00:22:32,550 --> 00:22:34,560
‫آقای ون نس؟

284
00:22:34,560 --> 00:22:36,850
‫اطلاعات زیادی از اون اسم پیدا کردم

285
00:22:36,850 --> 00:22:38,230
آ وینستون

286
00:22:53,160 --> 00:22:55,330
‫اون یارو کریه دخالت کرد

287
00:22:55,330 --> 00:22:56,910
‫افرادم رو تعقیب کرد

288
00:22:56,910 --> 00:22:58,460
‫پسرتون هم باهاش بوده!

289
00:22:58,460 --> 00:23:01,170
‫گرت الان تموم ریز و درشت ماجرا رو می‌دونه

290
00:23:03,090 --> 00:23:04,290
‫یه روز صبر کن

291
00:23:05,460 --> 00:23:07,380
‫بعدش برو پیش رِد بِرد

292
00:23:08,760 --> 00:23:11,470
‫هنوز معامله‌مون تموم نشده

293
00:23:11,470 --> 00:23:13,470
‫خانم، مسئله‌ی مهم‌تری هست

294
00:23:13,470 --> 00:23:16,520
‫سواره‌نظام‌ها می‌دونن که دوپار توی
‫اون قتل نقش داشته

295
00:23:16,520 --> 00:23:19,480
‫اگه پیداش کنن، جفت‌مون رو لو میده

296
00:23:19,480 --> 00:23:21,850
‫پس تو باید اول پیداش کنی

297
00:23:21,850 --> 00:23:23,420
‫افرادم رو قبلاً فرستادم دنبالش

298
00:23:23,420 --> 00:23:25,230
‫کریه رو چی‌کار کنیم؟

299
00:23:25,230 --> 00:23:27,040
‫کاری هست که باید بکنم؟

300
00:23:27,650 --> 00:23:28,900
‫جک رفته

301
00:23:29,860 --> 00:23:31,990
‫اون دیگه واسه من کار نمی‌کنه

302
00:23:32,910 --> 00:23:35,580
‫آگاهی پسرم رو بسپار به خودم

303
00:24:05,940 --> 00:24:07,770
‫داروهای کریِ اونـه

304
00:24:09,820 --> 00:24:12,320
‫نمیاد پس‌شون بگیره

305
00:24:14,660 --> 00:24:15,660
‫می‌دونم

306
00:24:17,620 --> 00:24:18,740
‫با روچ حرف زدی؟

307
00:24:20,870 --> 00:24:21,870
‫آره

308
00:24:27,040 --> 00:24:30,760
‫حدأقل حالا متوجهی که چرا می‌خواستم
‫از همه‌ی این قضایا فاصله بگیری

309
00:24:33,180 --> 00:24:34,510
‫فریب

310
00:24:35,430 --> 00:24:36,640
‫خیانت

311
00:24:37,720 --> 00:24:38,850
‫قتل

312
00:24:39,890 --> 00:24:42,980
‫کدوم مادره که نخواد بچه‌ش از
‫این چیزا فاصله بگیره؟

313
00:24:47,400 --> 00:24:51,280
‫فکر می‌کردم پند نیک پدرت
‫کمتر روت تأثیر بذاره

314
00:24:56,950 --> 00:25:00,200
‫معلومـه تبدیل شدم به اهریمنی که
‫باید از دستش فرار کنی

315
00:25:00,990 --> 00:25:02,950
‫من از دستت فرار نمی‌کنم، مادر

316
00:25:04,080 --> 00:25:06,000
‫می‌خوام برت گردونم خونه

317
00:25:06,630 --> 00:25:07,830
‫دیگه کسی رو نمی‌کشیم

318
00:25:08,420 --> 00:25:09,840
‫به قانون متوسل میشیم

319
00:25:16,680 --> 00:25:20,220
‫آدام وینستون یه مارشال ویژه بود

320
00:25:20,220 --> 00:25:23,060
‫مستقیماً از اندرو جکسون دستور می‌گرفت

321
00:25:26,310 --> 00:25:30,230
‫کمک کرد تا تگزاس از چنگ زمین‌دارهای
‫مکزیکی آزاد بشه

322
00:25:32,610 --> 00:25:34,740
‫بعدش بنا به دلایل نامعلومی،

323
00:25:34,740 --> 00:25:36,230
تبدیل به آدم دیگه‌ای شد

324
00:25:36,610 --> 00:25:38,820
‫یه شبه ۸ تا رنجر رو کشت

325
00:25:41,030 --> 00:25:44,080
‫سواره‌نظام‌هایی که فرستادن دنبالش هم
کشته شدن

326
00:25:44,440 --> 00:25:46,670
‫این قضیه مال ۲۰ سال پیشـه

327
00:25:46,670 --> 00:25:50,340
‫اما همچنان برای سرش جایزه هست

328
00:25:53,000 --> 00:25:55,010
‫چرا داری این چیزها رو نشون من میدی؟

329
00:25:55,590 --> 00:25:57,850
‫کاملاً مطمئنم که مشروب‌ساز آروم و عینکی‌مون،

330
00:25:59,010 --> 00:26:02,000
‫آدام وینستونـه

331
00:26:05,390 --> 00:26:06,940
‫خدایا

332
00:26:09,150 --> 00:26:10,900
‫مهارت تیراندازیش...

333
00:26:12,020 --> 00:26:14,570
‫این‌طوری می‌تونیم هالو رو تصاحب کنیم

334
00:26:15,610 --> 00:26:17,740
‫مایلز باید بهمون بفروشه وگرنه اعدام میشه

335
00:26:17,740 --> 00:26:20,240
‫با دسترسی اون به رودخونه،
‫تسلط فیونا از بین میره

336
00:26:20,660 --> 00:26:22,680
‫بقیه هم مجبور میشن وا بدن

337
00:26:22,990 --> 00:26:24,410
‫چه رهاشدگان باشه، چه نباشه،

338
00:26:24,410 --> 00:26:27,330
‫این‌قدری برامون سود داره که
‫وندربیلت رو راضی کنیم

339
00:26:27,830 --> 00:26:29,520
‫و همین‌طوری رشد می‌کنیم

340
00:26:29,830 --> 00:26:31,500
‫اون‌وقت همه‌ی این کارها رو...

341
00:26:32,500 --> 00:26:33,500
‫تنهایی کردی؟

342
00:26:34,210 --> 00:26:35,210
‫بله، مادر

343
00:26:36,840 --> 00:26:39,090
‫و این تنها راه پیش‌رومونـه

344
00:26:40,180 --> 00:26:43,470
‫دیگه اجازه نمیدم حرفی از
‫شورش یا خیانت زده بشه

345
00:26:50,020 --> 00:26:51,730
‫پس به روش تو انجامش میدیم

346
00:26:54,020 --> 00:26:56,360
‫جنیـه، قرار بود بیاد اینجا رو برق بندازه

347
00:26:59,700 --> 00:27:00,820
‫نـه

348
00:27:01,700 --> 00:27:02,700
‫خفه شو!

349
00:27:12,330 --> 00:27:17,380
‫پول، نقره، چندتا اسب،
‫آب و غذا می‌خوام

350
00:27:17,380 --> 00:27:18,970
‫تا خودم رو برسونم جنوب

351
00:27:20,130 --> 00:27:21,760
‫پسره رو بفرست بیاره!

352
00:27:21,760 --> 00:27:23,640
‫بعدش هم دو دستی تقدیمت کنیم؟

353
00:27:24,220 --> 00:27:26,600
‫پس واسه چی فکر کردی اومدم اینجا؟

354
00:27:27,560 --> 00:27:29,980
‫تو هم درست به اندازه‌ی من پات گیره

355
00:27:30,440 --> 00:27:32,440
‫اگه من دستگیر شم،

356
00:27:32,440 --> 00:27:34,610
‫مامانت رو به مأمورها لو میدم

357
00:27:35,150 --> 00:27:38,740
‫یاغی‌هاش، اسلحه‌های زیرزمینیش، خیانتش

358
00:27:39,320 --> 00:27:40,570
‫قتلش

359
00:27:41,200 --> 00:27:44,910
‫تموم نقره‌های این ساحل هم نمی‌تونن مانع
‫بسته شدن طناب دار به دور گردنش بشن

360
00:27:44,910 --> 00:27:46,490
‫هر چی می‌خواد رو بهش بده

361
00:27:59,840 --> 00:28:01,130
‫خیلی احمقی، پسر!

362
00:28:01,130 --> 00:28:04,090
‫بسـه! کاری بهش نداشته باش!

363
00:28:04,090 --> 00:28:05,720
‫فقط... نه!

364
00:28:05,720 --> 00:28:08,350
‫هر چی بخوای بهت میدم

365
00:28:10,180 --> 00:28:11,560
‫بهت قول میدم

366
00:28:19,070 --> 00:28:20,110
‫خیلی خب

367
00:28:20,610 --> 00:28:21,610
‫راه بیفت

368
00:28:22,650 --> 00:28:23,700
‫یالا!

369
00:28:24,780 --> 00:28:25,860
‫مادر

370
00:29:20,460 --> 00:29:23,050
‫همچنان فکر می‌کنم کاری که کردی اشتباه بود

371
00:29:25,340 --> 00:29:27,470
‫اما حرفایی که از روی عصبانیت زدم...

372
00:29:29,890 --> 00:29:31,680
‫حق داشتی از دستم عصبانی باشی

373
00:29:32,560 --> 00:29:34,730
‫حرفایی که از زبون وامونده‌م اومد بیرون...

374
00:29:36,140 --> 00:29:37,270
‫نفرت‌انگیز بودن

375
00:29:39,560 --> 00:29:40,940
‫معذرت می‌خوام

376
00:30:03,550 --> 00:30:04,590
‫آقای ون نس؟

377
00:30:07,510 --> 00:30:10,240
‫اون حرف‌هایی که درمورد خانم زد درست بود؟

378
00:30:10,720 --> 00:30:12,970
‫دوپار خیلی عصبانی بود، جنی

379
00:30:13,560 --> 00:30:15,230
‫کاملاً مشخص بود

380
00:30:15,230 --> 00:30:17,280
‫پس چرا اومد تا ازمون محافظت کنه و

381
00:30:17,280 --> 00:30:20,110
‫بعدش آقای روچ اون رو کشت؟

382
00:30:26,650 --> 00:30:27,820
‫ببخشید، آقا

383
00:30:28,490 --> 00:30:31,620
‫دارم میرم رو مخ‌تون.
‫دیگه ساکت میشم

384
00:30:31,620 --> 00:30:34,490
‫به گمونم کلانتر فردا صبح همه‌چیز رو
‫حل و فصل می‌کنن

385
00:30:35,040 --> 00:30:36,100
‫بله

386
00:30:37,330 --> 00:30:39,420
‫مطمئنم که ترتیبش داده میشه

387
00:30:47,920 --> 00:30:49,090
‫تو کارت رو بکن

388
00:30:49,720 --> 00:30:53,300
‫هیلدی و بیتریس رو میارم تا کمکت کنن
‫این کثافت‌کاری رو تمیز کنی

389
00:30:58,060 --> 00:30:59,640
‫حالت خوبـه، پسر؟

390
00:31:07,990 --> 00:31:12,070
‫جنی هم شاهد دیوونه‌بازی دوپار بود

391
00:31:13,410 --> 00:31:15,950
‫اون حمله کرده به من،
‫جنی رو کشته

392
00:31:16,450 --> 00:31:19,040
‫اگه تو کارت رو نمی‌کردی،
‫به مادر هم صدمه می‌زد

393
00:31:19,750 --> 00:31:21,040
‫محافظت منظورمـه

394
00:31:25,980 --> 00:31:27,280
‫جنی دهن‌لقی می‌کنه

395
00:31:27,920 --> 00:31:30,840
‫دوپار حرف از قتل و خیانت زد

396
00:31:38,470 --> 00:31:40,100
‫از این لحظه به بعد...

397
00:31:41,440 --> 00:31:45,440
‫هیچ اتفاقی بدون اطلاع و اجازه‌ی تو،
‫تو این خانواده نمی‌افته

398
00:32:12,550 --> 00:32:15,050
‫نـه! نـه! نـه!

399
00:32:16,760 --> 00:32:17,890
‫خدایا

400
00:32:18,600 --> 00:32:19,680
‫جنی

401
00:32:33,570 --> 00:32:35,070
‫شرمنده که مزاحم میشیم

402
00:32:36,660 --> 00:32:39,120
‫اومدی درخواست بعدی‌شون رو بگی؟

403
00:32:39,120 --> 00:32:40,910
‫خانم ون نس دیگه هیچ درخواستی نداره

404
00:32:42,660 --> 00:32:44,500
‫با سوءاستفاده از احساسات ملت خشمگین،

405
00:32:45,120 --> 00:32:48,590
‫هالو رو ویران می‌کنه

406
00:32:53,170 --> 00:32:54,760
‫یعنی چی، کری؟

407
00:32:54,760 --> 00:32:56,340
‫خودتون رو آماده کنید

408
00:32:57,510 --> 00:32:59,100
‫جهنم به پا میشه

409
00:33:00,000 --> 00:33:07,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

410
00:33:07,980 --> 00:33:10,199
‫بقیه رو بیدار کنید.
‫همین حالا

411
00:33:10,224 --> 00:33:15,224
‫♪ Dorothy - Wicked Ones ♪

