﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:20,930 --> 00:00:23,440
‫نمی‌خوام بگم «بر و بچ ناخلف» اسم خوبی نیست

3
00:00:23,440 --> 00:00:25,730
‫فقط راستش یکم... تابلوئـه

4
00:00:25,730 --> 00:00:26,940
‫واسه همینـه که جواب میده

5
00:00:26,940 --> 00:00:29,650
‫ما بر و بچ ناخلفیم،
‫تا مردم بفهمن با کی طرفن

6
00:00:29,650 --> 00:00:33,860
‫حتماً. با این‌حال می‌تونه باحال‌تر هم باشه،
‫مثل «جغدهای شب‌زنده‌دار»

7
00:00:33,860 --> 00:00:35,070
‫تو هم؟!

8
00:00:35,070 --> 00:00:37,780
‫ورد زبون همه شده، جغدهای شب‌زنده‌دار

9
00:00:37,780 --> 00:00:38,990
‫اسم جذابیـه

10
00:00:38,990 --> 00:00:42,910
‫بر و بچ ناخلف هم خیلی جذابـه.
‫فقط باید معروف‌تر بشه

11
00:00:43,540 --> 00:00:45,870
‫حالا که حرفش شد، همه سر جاشونن؟

12
00:00:51,880 --> 00:00:54,130
‫آماده و منتظرِ علامتم

13
00:00:54,130 --> 00:00:55,630
‫وایسا ببینم،‌ علامت همینـه؟

14
00:00:55,630 --> 00:00:58,340
‫نـه! طبق نقشه پیش برو.
‫استرس هم نگیر

15
00:00:58,340 --> 00:01:01,060
‫می‌دونی که استرس بگیری چی میشه

16
00:01:01,060 --> 00:01:03,560
‫هیچی نمیشه!
‫نمی‌دونم منظورت چیه

17
00:01:09,360 --> 00:01:11,610
‫تارتن؟ تارتن، صدام رو داری؟

18
00:01:11,610 --> 00:01:14,150
‫آره، آره. درمورد اسم،
‫من هم با مار موافقم

19
00:01:14,150 --> 00:01:16,780
‫منظورم این... سؤالم این نبود.
‫سر جاتی؟

20
00:01:16,780 --> 00:01:19,570
‫داش! تا حالا کسی مثل من
‫توی موقعیت نبوده

21
00:01:19,570 --> 00:01:23,540
‫خیلی خب. فقط می‌مونه کوسه.
‫کوسه، خرچنگ افتاد تو تله؟

22
00:01:24,040 --> 00:01:26,120
‫کوسه، دست و پای نگهبان رو بستی دیگه؟

23
00:01:26,620 --> 00:01:30,250
‫ما خیلی هم با هم فرقی نداریم.
‫دو تا بی‌نام و نشونیم

24
00:01:30,250 --> 00:01:33,960
‫قطعاً یکی از ماها نفوذی نیست.
‫اوه! می‌خوای داستان سرهم‌بندیم رو بگم؟

25
00:01:33,960 --> 00:01:35,800
‫صدای ابتکار عمل میاد؟

26
00:01:35,800 --> 00:01:37,970
‫درموردش حرف زده بودیم کوسه.
‫کوسه

27
00:01:37,970 --> 00:01:39,970
‫وای، بسپارش به خودم گرگی

28
00:01:43,520 --> 00:01:45,640
‫عنکبوت!

29
00:01:46,980 --> 00:01:49,600
‫می‌دونی که من واسه هر دزدی‌ای پایه‌م.
‫هر دزدی‌ای

30
00:01:49,600 --> 00:01:51,940
‫اما مگه یه بازی قدیمی چی داره؟

31
00:01:51,940 --> 00:01:54,780
‫فقط چندتا نسخه از بازی «نبرد میوه‌های
‫ فضایی» دهه‌ی ۲۰۰۰ ساخته شد،

32
00:01:54,780 --> 00:01:57,490
‫بعدش از بس اعتیادآور بود،
‫کلاً توقف تولید خورد

33
00:01:57,490 --> 00:02:00,080
‫خواب رو از بچه‌ها گرفته بود،
‫تو خیابون‌ها وحشت حاکم شده بود...

34
00:02:00,080 --> 00:02:01,320
‫جامعه تا فروپاشی پیش رفت

35
00:02:01,320 --> 00:02:04,160
‫و از قضا، این آخرین دستگاهیـه که سالمـه

36
00:02:04,160 --> 00:02:06,810
‫دزدیدنش باعث میشه حسابی اسم در کنیم

37
00:02:10,920 --> 00:02:12,540
‫چرا هنوز علامت ندادن؟

38
00:02:12,540 --> 00:02:13,800
‫احتمالاً مشکلی نباشه

39
00:02:14,220 --> 00:02:15,670
‫مگه این که واقعاً یه مشکلی باشه

40
00:02:15,670 --> 00:02:18,550
‫گرگ، خرچنگ افتاد تو تله؟
‫گرگ؟

41
00:02:18,550 --> 00:02:22,680
‫میشه یکی بگه که آیا خرچنگ
‫به طور قطعی افتاده تو تله؟

42
00:02:30,560 --> 00:02:32,560
‫باز هم معذرت می‌خوام که

43
00:02:32,560 --> 00:02:35,690
‫اولش نفهمیدم تویی،
‫فکر می‌کردم یه عنکبوت عادی‌ای

44
00:02:35,690 --> 00:02:37,740
‫حرفات همچنان توهین‌آمیزن

45
00:02:37,740 --> 00:02:41,110
‫هنوز به هم‌تیمی شدن با یه عنکبوت
‫عادت نکردم...

46
00:02:41,110 --> 00:02:43,240
‫این می‌تونه بهونه‌ی خوبی باشه

47
00:02:45,620 --> 00:02:46,700
‫سلام علیک

48
00:02:46,700 --> 00:02:48,540
‫مطمئنم از خودتون می‌پرسید،

49
00:02:48,540 --> 00:02:51,600
‫این گروه تبه‌کاری خفن و نترس کیا هستن؟

50
00:02:51,600 --> 00:02:53,040
‫ما بر و بچ ناخلفیم

51
00:02:53,040 --> 00:02:54,210
‫دلیلش رو هم می‌بینید

52
00:02:54,210 --> 00:02:57,060
‫آقا ماره رو ببینید.
‫هیچی نیست که نتونه بدزده

53
00:02:58,460 --> 00:02:59,670
‫البته اگه چیزی بمونه

54
00:02:59,670 --> 00:03:02,180
‫بعدش هم می‌رسیم به خانم تارانتولا.
‫ما بهش میگیم تارتن

55
00:03:02,180 --> 00:03:06,180
‫اون یه عنکبوت نابغه تو
‫زمینه‌ی فناوریـه و...

56
00:03:06,180 --> 00:03:08,600
‫تو هک کردن حسابی ماهره

57
00:03:08,600 --> 00:03:11,180
‫آقا کوسه، استاد تغییر چهره‌مونـه

58
00:03:12,060 --> 00:03:14,480
‫بعدش هم آقا پیرانا رو داریم که...

59
00:03:17,230 --> 00:03:19,150
‫پلیس‌ها دنبال‌مونن! باید بریم!

60
00:03:20,610 --> 00:03:22,000
‫پیرانا...

61
00:03:22,000 --> 00:03:24,240
‫هیچ‌وقت قابل پیش‌بینی نیست

62
00:03:24,240 --> 00:03:27,490
‫خب، حالا مغز متفکر پشت این تیم خفن کیـه؟

63
00:03:27,490 --> 00:03:29,790
‫بنده‌ی حقیر، آقا گرگه

64
00:03:29,790 --> 00:03:31,810
‫ملقب به «گنده‌ی بدجنس»

65
00:03:32,330 --> 00:03:33,750
‫با کی داری حرف می‌زنی؟

66
00:03:33,750 --> 00:03:34,850
‫واسه اسم در کردن،

67
00:03:34,850 --> 00:03:37,170
‫گفتم بهتره خودمون رو درست‌حسابی معرفی کنم

68
00:03:37,170 --> 00:03:38,590
‫ما بر و بچ ناخلفیم

69
00:03:38,590 --> 00:03:41,090
‫- به نفع‌تونـه که یادتون بمونـه
‫- آره

70
00:03:41,090 --> 00:03:43,010
‫دوربین‌های مداربسته از کار افتادن

71
00:03:43,010 --> 00:03:44,560
‫خاموش‌‌شون کردم...

72
00:03:44,560 --> 00:03:47,680
‫به خاطر قضیه‌ی سرقت و اینا...

73
00:03:47,680 --> 00:03:49,430
‫و حالا می‌رسیم به بهترین بخشش

74
00:03:51,430 --> 00:03:53,170
فرار کردن

75
00:03:54,000 --> 00:04:00,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

76
00:04:01,000 --> 00:04:04,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

77
00:04:05,570 --> 00:04:07,990
‫از اولش هم می‌دونستم راه برگشتی نداریم

78
00:04:07,990 --> 00:04:10,910
‫شاید رمز موفقیت‌مون این بود که
‫با پلیس در بیفتیم

79
00:04:10,910 --> 00:04:14,800
‫«دار و دسته‌ی بدنام، بر و بچ ناخلف،
‫از چنگ پلیس گریختن»

80
00:04:14,800 --> 00:04:16,040
‫خوشم اومد

81
00:04:17,500 --> 00:04:20,630
‫همینـه، خودمون رو میگم،
‫بر و بچ ناخلف

82
00:04:20,630 --> 00:04:24,070
‫همین الان یه متاع خوب دزدیدیم.
‫چطوره یکم سرعت‌مون رو بیشتر...

83
00:04:28,850 --> 00:04:31,310
‫مگه اونا... اونا دنبال ما نبودن؟

84
00:04:33,560 --> 00:04:35,520
‫به گمونم کارهای مهم‌تری داشتن

85
00:04:35,520 --> 00:04:37,980
‫اما... اما ما بر و بچ ناخلفیم

86
00:05:08,793 --> 00:05:10,460
« بر و بچِ ناخلف: ورود غیرقانونی »
« فصل اول »

87
00:05:11,211 --> 00:05:13,195
« قسمت اول: شروع‌های بد »

88
00:05:13,220 --> 00:05:15,890
‫جغدهای شب‌زنده‌دار، دوباره تازیدند

89
00:05:15,890 --> 00:05:18,980
‫دیشب به تموم جواهرفروشی‌های
‫«بازار جواهرات» دستبرد زدند و

90
00:05:18,980 --> 00:05:20,770
‫پس از تعقیب و گریزی نفس‌گیر

91
00:05:20,770 --> 00:05:22,480
‫از چنگ پلیس گریختند

92
00:05:22,480 --> 00:05:24,860
‫وای، ما باید این کار رو می‌کردیم

93
00:05:24,860 --> 00:05:27,410
‫آره، یه بار دیگه میگی واسه چی
‫یه دستگاه بازی مسخره رو دزدیدیم؟

94
00:05:27,410 --> 00:05:29,280
‫خب حالا نرفتیم سرتیتر خبرها

95
00:05:29,280 --> 00:05:32,680
‫مطمئنم سرقت بعدی نوبت ما میشه،
‫مگه نه پیرانا؟

96
00:05:32,680 --> 00:05:37,580
‫این دستگاه جادویی، بزرگ‌ترین چیزیـه که
‫تا حالا دزدیده شده، شرط می‌بندم

97
00:05:37,580 --> 00:05:40,000
‫بازی تموم شد؟
‫حالم از این بازی بهم می‌‌خوره!

98
00:05:40,000 --> 00:05:42,500
‫وای، فرصت مجدد.
‫عجب بازی خفنیـه!

99
00:05:42,500 --> 00:05:43,960
‫با این سرقت جسورانه،

100
00:05:43,960 --> 00:05:47,080
‫جغدهای شب‌زنده‌دار،
‫از «مارماهی‌های لیزلیزی» پیشی گرفتند و

101
00:05:47,080 --> 00:05:51,430
‫جایگاه دوم را در لیست اَبَرخلافکارها‌ی
،اخبار شبانگاهی شبکه ۶ به دست آوردند

102
00:05:51,430 --> 00:05:54,810
‫با وجود این که این لیست
باعث دامن زدن به حس رقابت و

103
00:05:54,810 --> 00:05:57,000
‫احتمالاً تشدید جرم در سطح شهر میشه اما

104
00:05:57,000 --> 00:05:58,980
‫من کی باشم که سنت‌ها رو زیر سؤال ببرم؟

105
00:05:58,980 --> 00:06:00,610
‫یعنی حتی وارد لیست هم نشدیم؟

106
00:06:00,610 --> 00:06:04,360
‫این یعنی وقتی بالأخره وارد شدیم،
‫بیشتر کیف می‌کنیم

107
00:06:04,360 --> 00:06:08,990
‫«گربه‌های خونگی‌» هم از ما بالاترن؟
‫به فلس‌هام برخورد

108
00:06:08,990 --> 00:06:12,450
‫اونا هر جونده‌ی فسقلی‌ای رو ببینن
‫ شکار می‌کنن و بعد هم اصلاً نمی‌خورن‌شون

109
00:06:12,450 --> 00:06:14,080
‫از اسراف غذا خیلی بدم میاد

110
00:06:14,080 --> 00:06:17,040
‫با به نمایش گذاشتن تابلو نقاشیِ
‫معروفِ «پسرک غمگین»

111
00:06:17,040 --> 00:06:19,940
‫پس از یک دهه سرقت توسط «سرخ پنجه»،

112
00:06:19,940 --> 00:06:24,220
‫جغدهای شب‌زنده‌دار این فرصت رو دارند تا
‫رتبه‌ی اول رو تصاحب کنند،

113
00:06:24,220 --> 00:06:26,920
‫البته من کسی رو برای سرقتش ترغیب نمی‌‌کنم.
‫این کار رو نکنید

114
00:06:26,920 --> 00:06:29,260
‫یعنی نمی‌خوان هیچی از
‫دزدی دستگاه بازی ما بگن؟

115
00:06:29,260 --> 00:06:31,930
‫به همه گفتم بودن تلویزیون قراره نشونم بده

116
00:06:31,930 --> 00:06:33,470
‫پسر، باید هله‌هوله بخورم

117
00:06:34,220 --> 00:06:37,810
‫- به گمونم فقط خودمون موندیم
‫- من گشنه‌م نیست. البته ممنون

118
00:06:37,810 --> 00:06:39,690
‫خب، من هم یه کاری دارم

119
00:06:39,690 --> 00:06:43,060
‫دنبال یه دزدی دیگه نیستم،
‫چون این یکی که خوب از آب در نیومد

120
00:06:43,060 --> 00:06:46,730
‫چی؟ منظورم... اون نیست

121
00:06:58,830 --> 00:07:01,190
‫نمی‌خوام درموردش حرف بزنم

122
00:07:01,210 --> 00:07:06,090
‫خیلی حیف شد، چون...
‫من اصلاً واسه همین اومدم این بالا

123
00:07:06,090 --> 00:07:09,260
‫اما اگه نمی‌خوای حرف بزنی،
‫من از اینجا میرم. بعداً حرف می‌زنیم

124
00:07:09,260 --> 00:07:13,050
‫خیلی واسه دزدی اون دستگاه تلاش کردیم و
‫هیشکی اصلاً نفهمید

125
00:07:13,050 --> 00:07:14,145
‫آخه...

126
00:07:14,170 --> 00:07:15,430
‫واقعاً باور داشتم...

127
00:07:15,430 --> 00:07:18,100
‫که با استعدادهای بی‌نظیر و
‫قریضه‌ی دست‌کجی‌مون و

128
00:07:18,100 --> 00:07:20,560
‫عشق همگانی‌مون به سرقت،

129
00:07:20,560 --> 00:07:24,270
‫می‌تونستیم به بهترین تیمِ
خلاف‌کاری‌ تاریخ تبدیل بشیم

130
00:07:24,270 --> 00:07:26,480
‫شاید زیادی بدبین باشم اما...

131
00:07:26,480 --> 00:07:29,860
‫حس می‌کنم همه دل‌شون می‌خواد برن تا
‫به کارهای خودشون برسن

132
00:07:29,860 --> 00:07:31,570
‫به نظرم اشکال از اسمـه

133
00:07:31,570 --> 00:07:34,240
‫خلاصـه، تو راست میگی.
‫هر کی باید راه خودش رو بره

134
00:07:34,240 --> 00:07:36,410
‫هان؟ صبر کن ببینم.
‫منظور من این نبود

135
00:07:36,410 --> 00:07:38,790
‫مار، تو بهترین رفیق منی

136
00:07:38,790 --> 00:07:41,100
‫تو دیگه این حرف رو نزن.
‫نباید جا بزنیم

137
00:07:41,100 --> 00:07:44,660
‫با هم که باشیم قوی‌تریم و
‫واسه این کار به تو نیاز دارم

138
00:07:46,790 --> 00:07:50,090
‫- داشتی جیم می‌شدی تا تنهایی کار کنی؟
‫- کی؟ من؟

139
00:07:50,090 --> 00:07:52,930
‫نه. یکم صورتم چاییده بود

140
00:07:54,760 --> 00:07:56,280
‫معلومـه که داشتم جیم می‌شدم

141
00:07:59,140 --> 00:08:01,060
‫ببین، تو گرگی

142
00:08:01,060 --> 00:08:04,270
‫باید توی دسته باشی تا
‫پشتِ همدیگه رو بو بکشید

143
00:08:04,270 --> 00:08:07,690
‫اصلاً هیچ گرگی نداریم که تنها باشه

144
00:08:07,690 --> 00:08:10,860
‫اما من چی؟
‫من یه مار تنهام

145
00:08:12,570 --> 00:08:13,700
‫می‌فهمم

146
00:08:13,700 --> 00:08:16,320
‫به گمونم «بر و بچ ناخلف»
واقعاً ایده‌ی احمقانه‌ای بود

147
00:08:17,240 --> 00:08:19,990
‫تو رؤیاپردازی، گرگ.
‫واسه همینـه که دوستت دارم

148
00:08:22,500 --> 00:08:24,770
‫خب، تو قسمت طنز روزنامه‌‌ها می‌بینمت

149
00:08:27,687 --> 00:08:31,800
‫« به زودی: نمایشگاه پسرک غمگین »

150
00:08:33,510 --> 00:08:35,050
‫پسرک غمگین

151
00:08:36,090 --> 00:08:38,720
‫هر کی اون رو بدزده،
‫حسابی اسم در می‌کنه

152
00:08:38,720 --> 00:08:42,060
‫البته واسه دزدیدنش، تیم لازمـه

153
00:08:42,770 --> 00:08:44,140
‫بر و بچ ناخلف؟

154
00:08:44,730 --> 00:08:46,900
‫بر و بچ ناخلف بدزدنش؟ هه!

155
00:08:46,900 --> 00:08:49,440
‫واسه تأکید یه «هه‌» دیگه هم میگم! هه!

156
00:08:49,440 --> 00:08:53,320
‫اگه این کار رو بکنیم،
‫نه تنها از جغدهای شب‌زنده‌دار توی

157
00:08:53,320 --> 00:08:57,140
‫لیست اَبَرخلافکارها پیشی می‌گیریم،
‫بلکه گربه‌های خونگی رو هم می‌زنیم کنار

158
00:08:59,240 --> 00:09:02,250
‫باشه، واسه یه سرقت دیگه هم می‌مونم

159
00:09:02,250 --> 00:09:04,520
‫اما اگه این هم جواب نداد، دیگه نیستم

160
00:09:05,290 --> 00:09:07,716
‫نقاشی پسرک غمگین از زمانی که
‫سرخ پنجه دزدیدش،

161
00:09:07,741 --> 00:09:08,766
‫به نمایش گذاشته نشده،

162
00:09:08,790 --> 00:09:11,380
‫تازه اون هم واسه این برگردوندنش که
‫ثابت کنه می‌تونه

163
00:09:11,380 --> 00:09:13,050
‫که خیلی باحالـه

164
00:09:13,580 --> 00:09:15,550
‫و این یعنی اگه ما بدزدیمش،

165
00:09:15,550 --> 00:09:19,220
هم‌سطحِ سرخ پنجه میشیم

166
00:09:19,220 --> 00:09:22,930
‫اوه! اوه! لطفاً بگو که باید تو
‫نقش پسرک غمگین فرو برم

167
00:09:22,930 --> 00:09:24,390
‫باز شروع شد

168
00:09:24,390 --> 00:09:26,310
‫اشتیاقت رو دوست دارم، اما نه

169
00:09:26,310 --> 00:09:27,940
‫احتمالاً به صلاحم باشه

170
00:09:27,940 --> 00:09:31,650
‫این همه غم و غصه
پیشونی آدم رو چروک می‌کنه

171
00:09:31,650 --> 00:09:36,700
‫آره، حالا اگه تونستیم بدزدیمش هم،
‫لازم نیست آویزونش کنیم دیگه؟

172
00:09:36,700 --> 00:09:38,560
‫اینجا به اندازه‌ی کافی افسرده‌کننده‌ست

173
00:09:38,560 --> 00:09:41,200
‫بیخیال نقاشی بشید. البته نشید.
‫چون باید بدزدیمش

174
00:09:41,200 --> 00:09:43,040
‫اما قضیه اصلاً پسرک غمگین نیست

175
00:09:43,040 --> 00:09:45,200
‫قضیه اینـه که باید ثابت کنیم پسران ناخلف...

176
00:09:45,200 --> 00:09:47,580
‫یعنی... بر و بچ ناخلف،
‫با دزدیدنِ تابلوی «برو و بچ غمگین»

177
00:09:47,580 --> 00:09:50,580
‫یعنی... تابلوی پسرک غمگین‌،
‫بهترین‌هان... یعنی بدترین‌هان

178
00:09:50,580 --> 00:09:52,020
‫خودتون می‌فهمید چی میگم

179
00:09:52,710 --> 00:09:54,010
‫هنوز از اسمش مطمئنی؟

180
00:09:54,010 --> 00:09:56,670
‫هزار در صد.
‫ما بر و بچ ناخلفیم

181
00:09:56,670 --> 00:09:59,090
‫و به زودی، معروف میشیم

182
00:09:59,090 --> 00:10:01,430
‫یالا دیگه! می‌خوای با من در بیفتی؟

183
00:10:01,430 --> 00:10:03,680
‫شما انبه‌ها نمی‌دونید با کی طرفید!

184
00:10:03,680 --> 00:10:06,260
‫خیلی خب، این کارها فایده‌ای نداره

185
00:10:08,810 --> 00:10:10,940
‫پیرانا، رفیق... تو اصلاً خوابیدی؟

186
00:10:12,900 --> 00:10:15,530
‫وای، ممنون رفیق.
‫خودم نمی‌تونستم قطعش کنم

187
00:10:15,530 --> 00:10:17,700
‫خواهش می‌کنم.
‫ما یه تیمیـم

188
00:10:17,700 --> 00:10:21,740
‫و باید تیمی کار کنیم،
‫چون دزدیدن پسرک غمگین، کار آسونی نیست

189
00:10:21,740 --> 00:10:24,330
‫موزه تدابیر امنیتی بیشتری به کار گرفته

190
00:10:24,330 --> 00:10:28,160
‫ایول! بالأخره یه سرقتی که توش می‌تونم
‫مهارت‌هام رو به چالش بکشم

191
00:10:28,160 --> 00:10:32,730
‫این نقشه دیگه باید بگیره چون
‫شغل دومم خیلی حوصله‌‌سربره

192
00:10:34,250 --> 00:10:35,760
‫نه که شغل دومی داشته باشم‌ها

193
00:10:36,840 --> 00:10:40,180
‫تک‌تک تبه‌کارهای این شهر می‌خوان
‫این نقاشی رو به چنگ بیارن

194
00:10:40,180 --> 00:10:42,720
‫واسه همین ما باید امشب بدزدیمش،

195
00:10:42,720 --> 00:10:45,970
‫قبل از افتتاحیه‌ی نمایشگاه فردا

196
00:10:45,970 --> 00:10:49,230
‫نقاشی توی طبقه‌ی بالای نمایشگاهـه

197
00:10:49,230 --> 00:10:51,980
‫تو قدم اول، کوسه ‫باید خودش رو
بازرس ساختمونی جا بزنه و

198
00:10:51,980 --> 00:10:55,230
‫نگهبان رو وادار کنه که
‫لایه‌ی اول امنیتی رو خاموش کنه

199
00:10:55,230 --> 00:10:56,570
‫موزه بسته‌ست قربان

200
00:10:56,570 --> 00:11:00,110
‫هیچ ساختمونی برای من بسته نیست،
‫من بازرس رسمی ساختمونیـم

201
00:11:00,110 --> 00:11:03,160
‫این هم مدارک رسمیم.
‫از اینترنت نگرفتم‌شون

202
00:11:03,160 --> 00:11:07,500
‫با افتتاحیه‌ی نمایشگاه فردا،
‫اصلاً نباید ریسک کنیم

203
00:11:07,500 --> 00:11:08,528
‫می‌بینی؟

204
00:11:08,553 --> 00:11:12,000
‫فونداسیون اینجا یه تَرَک بخوره،
‫ممکنـه کل بنا فرو بریزه

205
00:11:12,000 --> 00:11:13,500
‫همچین چیزی می‌خوای؟

206
00:11:13,500 --> 00:11:14,960
‫مردم داخل گیر میفتن،

207
00:11:14,960 --> 00:11:18,340
‫مجبور میشن برای زنده موندن
‫آثار هنری ارزشمند رو بخورن

208
00:11:18,340 --> 00:11:19,620
‫همچین چیزی می‌خوای؟!

209
00:11:19,620 --> 00:11:20,930
‫وای، نه

210
00:11:20,930 --> 00:11:22,760
‫نه، نه، نه

211
00:11:22,760 --> 00:11:24,600
‫خیلی خوشم اومدها

212
00:11:24,600 --> 00:11:28,770
‫اما شاید یکم زیادی ابتکار عمل
‫به خرج دادی رفیق

213
00:11:28,770 --> 00:11:31,420
‫اما من واسه بازرسیم، یه داستان کامل
‫سرهم‌بندی کرده بودم

214
00:11:31,420 --> 00:11:34,610
‫طرف رنج‌کشیده‌ست،
‫سال‌ها کار آبدیده‌ش کرده

215
00:11:34,610 --> 00:11:37,940
‫قول داده بودی که می‌تونم با بر و بچ ناخلف،
‫توی بازیگری جولان بدم

216
00:11:37,940 --> 00:11:39,150
‫کی گفته نمی‌تونی؟

217
00:11:39,150 --> 00:11:43,950
‫فقط برام سؤالـه که آیا این بازرسی که میگی،
‫می‌تونه همه‌ی اینا رو تو خودش بریزه؟

218
00:11:43,950 --> 00:11:45,830
‫تو اعماق درونش تا

219
00:11:45,830 --> 00:11:48,700
‫نگهبانه بهش مشکوک نشه

220
00:11:48,700 --> 00:11:52,140
‫چون تو این‌قدر بازیگر خوبی هستی که
‫همه شک می‌کنن

221
00:11:52,670 --> 00:11:55,880
‫به گمونم بتونم از اول روی کاراکترم کار کنم

222
00:11:55,880 --> 00:11:57,130
‫کار و بار همه‌ی زندگی اونـه،

223
00:11:57,130 --> 00:11:58,920
‫وقت واسه گپ زدن نداره

224
00:11:58,920 --> 00:12:02,050
‫چون کار تنها چیزیـه که
می‌تونه حواس اون رو از

225
00:12:02,050 --> 00:12:04,180
‫گذشته‌ی تاریکش پرت کنه

226
00:12:04,180 --> 00:12:08,010
‫بذار خودم سیستم امنیتی‌شون رو هک کنم.
‫می‌تونیم بیخیال این مسخره‌بازی‌ها بشیم

227
00:12:08,010 --> 00:12:11,430
‫آژیرهای محوطه فقط از داخل موزه
می‌تونن خاموش بشن

228
00:12:11,430 --> 00:12:14,083
‫و وقتی کوسه نگهبان رو
‫واسه این کار راضی کرد،

229
00:12:14,108 --> 00:12:15,771
‫تو مرحله دوم رو شروع می‌کنی،

230
00:12:15,796 --> 00:12:18,046
‫لیزهای داخلیِ تشخیص حرکت رو هک می‌کنی

231
00:12:19,000 --> 00:12:25,000


232
00:12:26,990 --> 00:12:28,620
‫لبخند به لب‌هاش آوردم

233
00:12:29,820 --> 00:12:31,830
‫تارتن؟

234
00:12:31,830 --> 00:12:34,960
‫تو اصلاً باحال نیستی.
‫قول داده بودی حسابی حال می‌کنیم

235
00:12:34,960 --> 00:12:37,210
‫مگه باحال‌تر از یه نقشه‌ی
بی‌عیب و نقص هم داریم؟

236
00:12:38,380 --> 00:12:41,300
‫پشتیبانی تلفنی آراکنا‌تک.
‫لقب خانوادگی‌مونـه

237
00:12:41,300 --> 00:12:43,090
‫خب دیگه، نمی‌خواد به من دروغ بگی

238
00:12:43,090 --> 00:12:46,050
‫چی؟ نه، دروغم کجا بود؟
‫یه لحظه

239
00:12:46,050 --> 00:12:49,220
‫بابت تماس‌تون مچکریم خانم.
‫سیستم رو خاموش‌روشن کردید؟

240
00:12:49,890 --> 00:12:50,890
‫عمه‌مـه

241
00:12:50,890 --> 00:12:53,980
‫خیلی بلد نیست با کامپیوتر کار کنه و
‫ادب و نزاکت هم براش مهمـه

242
00:12:53,980 --> 00:12:56,190
‫صبر کن ببینم.
اون‌وقت من باید چی‌کار بکنم؟

243
00:12:56,190 --> 00:12:58,360
‫به اون هم می‌رسیم.
‫تو باید صبور باشی

244
00:12:58,360 --> 00:13:01,110
‫من صبر لازم برای صبوری کردن رو ندارم

245
00:13:01,110 --> 00:13:02,570
‫پس خبر خوبی برات دارم

246
00:13:02,570 --> 00:13:06,660
‫دوست من، الان این فرصت رو داری تا
‫رو صبوریت کار کنی،

247
00:13:06,660 --> 00:13:11,160
‫چون نقش تو ایجاب می‌کنه که
خیلی صبوری کنی

248
00:13:11,160 --> 00:13:14,300
‫ما علامت میدیم، تو میای دنبال‌مون

249
00:13:14,300 --> 00:13:16,300
‫عین اون‌موقع، دیوارها رو خراب نکنی‌ها

250
00:13:16,300 --> 00:13:18,630
‫بابا! صبر کردن سخت‌کار کار دنیاس

251
00:13:18,630 --> 00:13:22,210
‫- فقط می‌شینی. کاری نمی‌خواد بکنی
‫- حواسم همه‌جا میره

252
00:13:22,210 --> 00:13:25,930
‫مثلاً اگه یه دار و دسته‌ی دیگه بخواد دقیقاً
‫همون‌موقع از همون‌جا دزدی کنه چی؟

253
00:13:25,930 --> 00:13:28,340
‫بعدش من و اون یکی راننده
‫علامت‌هامون قاتی بشه و

254
00:13:28,930 --> 00:13:31,350
‫اشتباهی برم دنبال اون یکی دار و دسته

255
00:13:31,850 --> 00:13:33,970
‫خب... شما زیاد میاید این طرفا؟

256
00:13:34,890 --> 00:13:35,910
‫نه؟

257
00:13:36,270 --> 00:13:37,480
‫چه کاپشن قشنگی

258
00:13:41,280 --> 00:13:42,440
‫ترغیبش نکن کوسه

259
00:13:42,440 --> 00:13:44,860
‫- پیرانا، همچین اتفاقی نمیفته
‫- اما اگه افتاد چی؟

260
00:13:44,860 --> 00:13:47,360
‫اون بازرس ساختمونه به نکات خوبی اشاره کرد

261
00:13:47,360 --> 00:13:49,990
‫منظورت اون کاراکتر خیالیـه که
‫کوسه از خودش در آورد؟

262
00:13:49,990 --> 00:13:51,780
‫خیلی طبیعی بازی کردم، نه؟

263
00:13:51,780 --> 00:13:53,910
‫آره. اگه ساختمون بریزه چی؟

264
00:13:59,580 --> 00:14:02,880
‫باید ماشین رو تا بالای موزه به
‫پرواز در بیارم تا همون‌موقع

265
00:14:02,880 --> 00:14:04,980
‫بپرید بالا؟

266
00:14:07,640 --> 00:14:09,840
‫باریکلا! عجب داستان هیجان‌انگیزی

267
00:14:09,840 --> 00:14:11,890
‫پیرانا، هیچ‌جوره همچین اتفاقی نمیفته

268
00:14:11,890 --> 00:14:14,600
‫دلیل اصلیش هم اینـه که
‫با این وضع فرار کردن‌های ما،

269
00:14:14,600 --> 00:14:17,980
‫بعیده که بتونیم همزمان بپریم

270
00:14:17,980 --> 00:14:20,560
‫بعدشم، ماشین ما که نمی‌تونه پرواز کنه

271
00:14:20,560 --> 00:14:22,400
‫خب، شاید باید بتونه

272
00:14:22,400 --> 00:14:25,280
‫وقتی قبول کردم عضو بر و بچ ناخلف بشم،
‫یه چیزی رو بهم قول دادی

273
00:14:25,280 --> 00:14:28,360
‫یادم نیست چی بود اما حس می‌کنم
‫آشوب توش بود، نه صبوری

274
00:14:31,570 --> 00:14:33,700
‫همین یه کار آخر.
‫قول دادی

275
00:14:33,700 --> 00:14:36,120
‫قیافه‌م به کسایی می‌خوره که
‫سر قول‌شون وایمیسن؟

276
00:14:36,120 --> 00:14:38,900
‫با واقعیت‌ها کنار بیار، گرگی.
‫معلومـه این نقشه نمی‌گیره

277
00:14:38,900 --> 00:14:41,680
‫واقعیت‌ها فقط به این دلیل درست هستند که
‫مردم بهشون باور دارن

278
00:14:41,680 --> 00:14:44,090
‫بیخیال، ما از پسش بر میایم

279
00:14:44,090 --> 00:14:45,320
‫به خاطر من

280
00:14:45,320 --> 00:14:47,190
‫خواهش می‌کنم

281
00:14:47,720 --> 00:14:51,800
‫باشه. این کار رو واسه شکست دادنِِ
‫گربه‌های خونگی می‌‌کنم

282
00:14:52,510 --> 00:14:53,900
‫جواب میده

283
00:14:53,900 --> 00:14:55,620
‫باید جواب بده

284
00:15:01,560 --> 00:15:03,730
‫صبورانه منتظر می‌مونم

285
00:15:03,730 --> 00:15:06,320
‫صبورانه منتظر می‌مونم.
‫لازم نیست نگران چیزی باشم

286
00:15:07,860 --> 00:15:08,886
‫اوه اوه!

287
00:15:09,530 --> 00:15:12,530
‫شاید راه‌حل اینـه که حواس ذهنت رو پرت کنی

288
00:15:13,030 --> 00:15:14,280
‫اوه!

289
00:15:19,370 --> 00:15:20,710
‫موزه بسته‌ست قربان

290
00:15:22,630 --> 00:15:26,590
‫بازرس ساختمان هستم. برای بازرسی،
‫دسترسی کامل به ساختمون رو می‌خوام

291
00:15:26,590 --> 00:15:28,320
‫لطفاً آژیرهای محوطه رو قطع کنید

292
00:15:28,320 --> 00:15:31,320
‫من تخته‌گیره دارم،
‫پس معلومـه که همه فکر و ذکرم کاره

293
00:15:31,320 --> 00:15:34,390
‫اوه، البته قربان

294
00:15:34,390 --> 00:15:36,640
‫وارد شدیم. واقعاً جواب داد

295
00:15:36,640 --> 00:15:39,850
‫شاید درمورد این قضیه‌ی «هر چی کمتر، بهتر»
‫حق با تو باشه، گرگ

296
00:15:39,850 --> 00:15:41,380
‫شاید هم به‌ خاطر تخته‌گیره بود

297
00:15:41,380 --> 00:15:43,480
‫باید بیشتر بازیگری کنم

298
00:15:43,480 --> 00:15:44,506
‫به گوشم

299
00:15:45,360 --> 00:15:47,070
‫لایه‌ی دوم هشدارها قطع شدند

300
00:15:47,760 --> 00:15:49,150
‫نوبت ماست

301
00:15:49,150 --> 00:15:50,820
‫این نقشه زیادی‌ پیچیده‌ست

302
00:15:50,820 --> 00:15:52,860
‫کار من همیشه با «بزن در رویی» راه افتاده

303
00:15:53,450 --> 00:15:55,490
‫خب یه صدباری هم افتادی هلفدونی

304
00:15:55,490 --> 00:15:57,700
‫همیشه هم با بزن در رویی،
‫تونستم فرار کنم

305
00:15:57,700 --> 00:15:59,790
‫نه زدن داریم، و نه در رفتن

306
00:15:59,790 --> 00:16:03,710
‫ما اومدیم اینجا پسرک غمگین رو بدزدیم.
‫فقط همین. طبق نقشه جلو برو

307
00:16:03,710 --> 00:16:05,040
‫گرگی، بیخیال

308
00:16:05,040 --> 00:16:08,380
‫همیشه با نقشه‌هات موافق نیستم اما
‫همیشه طبق‌شون پیش میرم

309
00:16:08,380 --> 00:16:12,220
‫جدی؟ یعنی رفتیم شهربازی
‫جز دستگاه، هیچی ندزدیدی؟

310
00:16:15,300 --> 00:16:16,800
‫نمی‌دونم این از کجا پیداش شد

311
00:16:17,640 --> 00:16:21,730
‫چیـه خب؟ من دزدم.
‫اگه دزدی نکنم دیگه خودم رو نمی‌شناسم

312
00:16:21,730 --> 00:16:25,840
‫بعدشم، وقتی عضو این گروه شدم،
‫قولی بهم دادی که واو به واو تکرار می‌کنم

313
00:16:25,840 --> 00:16:27,820
‫«دزدی بی حد و حصر»

314
00:16:29,060 --> 00:16:30,530
‫تو هم دزد فوق‌العاده‌ای هستی

315
00:16:30,530 --> 00:16:33,700
‫اما اگه می‌خوایم اسم بر و بچ ناخلف رو
‫بندازیم بندازیم سر زبون‌ها،

316
00:16:33,700 --> 00:16:35,410
‫باید این کار رو بکنیم و
‫واسه‌ی‌ اون،

317
00:16:35,410 --> 00:16:37,410
‫باید طبق نقشه پیش بریم

318
00:16:39,200 --> 00:16:41,160
‫پایه‌ها مجهز به حسگر وزن هستند

319
00:16:41,160 --> 00:16:44,160
‫اگه چیزی برداشته بشه،
‫آژیر مستقیماً به شرکت امنیتی ارسال میشه

320
00:16:44,160 --> 00:16:45,250
‫بازی تمومـه

321
00:16:45,250 --> 00:16:46,960
‫وای، آخه واسه چی؟

322
00:16:46,960 --> 00:16:49,460
‫با تو نبودم. بعدش هم،
‫مگه نشنیدی الان چی گفتم؟

323
00:16:49,460 --> 00:16:50,960
‫من همینم که هستم

324
00:16:50,960 --> 00:16:52,170
‫رو کار تمرکز کن

325
00:17:00,640 --> 00:17:02,600
‫از نزدیک که می‌بینم،
‫یه چیز دیگه‌ست

326
00:17:08,150 --> 00:17:10,940
‫نقاشش واقعاً تونسته غمش رو به تصویر بکشه

327
00:17:10,940 --> 00:17:13,070
‫نمی‌دونم چی داری میگی

328
00:17:14,150 --> 00:17:16,410
‫من اصلاً... غمگین نیستم

329
00:17:18,490 --> 00:17:20,080
‫ربطی نداره اما...

330
00:17:20,080 --> 00:17:21,740
‫...واسه چی صورتم خیس شده؟

331
00:17:27,040 --> 00:17:29,500
‫دیگه شورش رو در آوردیم.
‫نباید نگاه کنیم. نبین

332
00:17:29,500 --> 00:17:30,670
‫نمی‌تونم

333
00:17:30,670 --> 00:17:33,130
‫جلوی خودت رو بگیر.
‫جلوی خودت رو بگیر!

334
00:17:33,130 --> 00:17:36,380
‫بیا این نقاشی مزخرف رو بدزدیم و
‫زودتر بزنیم به چاک

335
00:17:38,766 --> 00:17:39,780
‫وای

336
00:17:41,260 --> 00:17:42,350
‫صبر کن

337
00:17:42,350 --> 00:17:46,600
‫اول باید به مردم بفهمونیم
‫این بر و بچ ناخلف بودن که دزدیدنش

338
00:17:46,600 --> 00:17:50,810
‫باید مثل هنرمندها، کارمون رو امضا کنیم.
‫این‌طوری همه اسم‌مون رو می‌فهمن

339
00:17:50,810 --> 00:17:54,360
‫کاش اسپری رنگ یا مهر اختصاصی داشتم

340
00:17:54,360 --> 00:17:55,650
‫این کار رو در میاره؟

341
00:17:57,570 --> 00:17:59,950
‫آره. راستش، حرف نداره

342
00:18:00,620 --> 00:18:01,660
‫قلاب بگیر

343
00:18:09,460 --> 00:18:10,460
‫وای!

344
00:18:11,290 --> 00:18:12,750
‫اوه

345
00:18:12,750 --> 00:18:13,816
‫وای، نه

346
00:18:20,010 --> 00:18:23,470
‫زود باش، اگه گیر بیفتیم
‫از این پسره هم غمگین‌تر میشی،‌ زود باش!

347
00:18:27,520 --> 00:18:29,850
‫قضیه چیـه؟ چی‌کار کنم؟

348
00:18:29,850 --> 00:18:32,690
‫الان باید خودت رو نشون بدی کوسه.
‫ابتکار عمل به خرج بده

349
00:18:37,360 --> 00:18:39,780
این آژیرها کوچیک‌ترین نگرانی ما هستند

350
00:18:39,780 --> 00:18:42,870
‫اینجا از پایه و اساس تق و لقـه،

351
00:18:42,870 --> 00:18:44,450
‫عین زندگی خودم

352
00:18:44,450 --> 00:18:47,200
‫چون من با کارم ازدواج کردم!

353
00:18:50,040 --> 00:18:53,210
‫تارتن، بگو که می‌تونی یه کاریش بکنی.
الو؟

354
00:18:53,210 --> 00:18:56,050
‫متأسفم که گوشی‌تون کار نمی‌کنه قربان

355
00:18:56,050 --> 00:18:59,930
‫میشه بپرسم، اگه کار نمی‌کنه
‫چطوری دارید با من صحبت می‌کنید؟

356
00:18:59,930 --> 00:19:02,090
‫- تارتن، کمک کن
‫- لطفاً وایسا

357
00:19:02,090 --> 00:19:05,760
‫- وایسا ببینم، با منی؟ من که نمی‌تونم وایسم
‫- توری‌ها خودکار فعال شدن

358
00:19:05,760 --> 00:19:07,560
‫نمی‌تونم کنترل‌شون کنم

359
00:19:07,560 --> 00:19:09,940
‫- عالیـه
‫- اصلاً هم نیست

360
00:19:10,440 --> 00:19:14,520
‫- تا اونجا که می‌تونستم نگهبان رو معطل کردم
‫- دووم بیار گرگ. می‌تونم برات وقت بخرم

361
00:19:29,710 --> 00:19:32,670
‫به گمونم حق با تو بود.
‫سقف آرزوهام زیادی بلند بود

362
00:19:33,250 --> 00:19:35,210
‫باید قبلش می‌ذاشتم بری

363
00:19:35,620 --> 00:19:36,960
‫الان برو

364
00:19:36,960 --> 00:19:38,690
‫تا خیلی دیر نشده

365
00:19:40,120 --> 00:19:42,600
‫- لازم نیست دوبار بهم بگی
‫- وایسا ببینم‌، جدی داری میری؟

366
00:19:42,600 --> 00:19:44,800
‫آخه فکر می‌کردم... باشه، خوبـه

367
00:19:44,800 --> 00:19:48,060
‫با خودم حرف می‌زنم چون تو دیگه رفتی

368
00:20:00,110 --> 00:20:01,530
‫وای...

369
00:20:05,320 --> 00:20:09,580
‫سلام بچه‌ها.
‫نگران من نباشیدها

370
00:20:09,580 --> 00:20:12,790
‫من گرگ گنده‌ی بدجنسـم، یادتونـه؟
‫خودم هوای خودم رو دارم

371
00:20:16,760 --> 00:20:18,110
‫شما برید

372
00:20:20,960 --> 00:20:23,340
‫دارید به همون چیزی فکر می‌کنید که
‫من هم دارم می‌کنم؟

373
00:20:23,340 --> 00:20:24,380
‫- نه
‫- احتمالاً‌ نه

374
00:20:24,380 --> 00:20:25,970
‫کمربندها رو ببندید

375
00:20:25,970 --> 00:20:28,910
‫قراره از زمین بلند شیم

376
00:20:35,380 --> 00:20:37,670
‫چی‌کار داره می‌کنه...

377
00:20:38,900 --> 00:20:39,980
‫جواب میده

378
00:21:01,460 --> 00:21:04,460
‫با گزارش زنده از تیفانی فلافیت از
‫موزه‌ی هنر همراه‌تون هستیم،

379
00:21:04,460 --> 00:21:07,260
‫جایی که یک گروه جدید تبهکاری
‫با کمال وقاحت بهش دستبرد زده

380
00:21:07,260 --> 00:21:09,700
‫اسم‌شون؟ بر و بچ ناخلفـه

381
00:21:09,700 --> 00:21:12,930
‫- اسم‌ ما رو گفت
‫- تیفانی فلافیت ما رو می‌شناسه!

382
00:21:12,930 --> 00:21:16,020
‫رفتیم تو تلویزیون.
‫یعنی معروف شدیم!

383
00:21:16,780 --> 00:21:17,850
‫آرکناتک...

384
00:21:17,850 --> 00:21:19,820
‫حالا که این‌طور شد... من استعفا میدم

385
00:21:19,820 --> 00:21:22,650
‫با وجود عبور از تدابیر امنیتی شدید موزه،

386
00:21:22,650 --> 00:21:26,070
‫بر و بچ ناخلف مرموز
‫نقاشی پسرک غمگین معروف رو ندزدیدند

387
00:21:26,070 --> 00:21:28,280
‫یعنی فقط می‌خواستن ثابت کنن که
‫تواناییش رو دارن؟

388
00:21:28,280 --> 00:21:30,950
‫یا نکنه یه گروه هنری نمایشی هستن؟

389
00:21:32,140 --> 00:21:34,620
‫لازم نیست... فکر کنم موفق شدیم

390
00:21:34,620 --> 00:21:38,630
‫واسه این که نتونسم نقاشی رو بدزدم،
‫معذرت‌خواهی کردم دیگه؟

391
00:21:38,630 --> 00:21:40,790
‫- نه خیرم
‫- اصلاً همچین کاری نکردی

392
00:21:42,710 --> 00:21:44,670
‫اوه. باشه

393
00:21:44,670 --> 00:21:46,430
‫الان معذرت‌خواهی می‌کنم

394
00:21:47,130 --> 00:21:48,390
‫برو که رفتیم

395
00:21:48,390 --> 00:21:52,100
‫شرمنده که بعد از اون همه گیر دادن،
‫خودم یه کار خارج از برنامه کردم

396
00:21:52,640 --> 00:21:53,890
‫- قبولـه
‫- بد نیست

397
00:21:53,890 --> 00:21:57,230
‫این قشنگ‌ترین حرفیـه که
‫تا حالا یکی بهم زده بود

398
00:21:57,230 --> 00:21:58,730
‫زحمت نکش گرگ

399
00:21:58,730 --> 00:22:02,360
‫تو نا خلفی و بر و بچ ناخلف،‌
‫قوانین رو زیر پا می‌ذارن

400
00:22:02,360 --> 00:22:04,190
‫خب؟

401
00:22:04,190 --> 00:22:06,490
‫قبول می‌کنی اسم خوبیـه دیگه؟

402
00:22:06,490 --> 00:22:08,240
‫خب، به گمونم بدک نیست

403
00:22:08,240 --> 00:22:12,280
‫اما «مار و بر و بچ ناخلفش»...
‫بهش می‌خوره بهتر باشه

404
00:22:12,280 --> 00:22:15,700
‫- یعنی می‌مونی؟
‫- آره. خیلی خب

405
00:22:15,700 --> 00:22:18,250
‫البته تا وقتی که یه گروه بهتری پیدا شه

406
00:22:18,250 --> 00:22:21,540
‫امکان نداره، چون ما بهترینیم

407
00:22:21,540 --> 00:22:23,340
‫شاید نتونستیم دزدی کنیم اما

408
00:22:23,340 --> 00:22:26,010
‫تونستیم اسم بر و بچ ناخلف رو
‫بندازیم سر زبون‌ها

409
00:22:26,010 --> 00:22:28,340
‫حالا باید به همه نشون بدیم که کی هستیم

410
00:22:28,340 --> 00:22:30,050
‫با دزدی وسایل؟

411
00:22:30,050 --> 00:22:32,300
‫- با دزدیدن هر چیزی
‫- من هم می‌تونم ابتکار به خرج بدم؟

412
00:22:32,300 --> 00:22:35,100
‫من می‌تونم چیزهایی رو هک کنم که
‫تا حالا کسی هک نکرده؟

413
00:22:35,100 --> 00:22:37,350
‫- من باید آشوب کنم
‫- تو قول یه کار باحال داده بودی

414
00:22:37,350 --> 00:22:39,100
‫آشوب هم داریم یا نه؟

415
00:22:39,100 --> 00:22:41,270
‫آره، قول میدم

416
00:22:42,340 --> 00:23:02,340
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

