﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:18,208 --> 00:00:21,771
‫ظاهراً پارک‌های آبی
‫با یه کبریت میرن رو هوا

3
00:00:21,796 --> 00:00:22,732
‫خداوندا

4
00:00:22,756 --> 00:00:27,096
‫- روی کاغذ ایده‌ی معرکه‌ای بود
‫- تا وقتی که کاغذت دود شد رفت هوا

5
00:00:27,427 --> 00:00:31,157
‫بعد از این دزدی، از این به بعد
‫بر و بچ ناخلف آتیش به پا می‌کنن

6
00:00:31,181 --> 00:00:33,826
‫منظورم استعاریـه،
‫چون آوازه‌مون به گوش همه می‌رسه

7
00:00:33,850 --> 00:00:36,245
‫چون توی لیست اَبَرخلافکارها می‌ریم

8
00:00:36,269 --> 00:00:38,122
‫یه هفته‌ی متوالی دیگه،

9
00:00:38,146 --> 00:00:43,016
‫شرکت‌کنندگان لیست اَبَرخلافکارهای
‫شبکه‌ی ۶ دست‌نخورده باقی می‌مونه

10
00:00:43,360 --> 00:00:46,797
‫اگه من خلافکار بودم و اسمم توی
‫این لیست نبود، از خجالت آب می‌شدم

11
00:00:46,821 --> 00:00:49,467
‫مگه خلافکار بودن چقدر سختـه؟

12
00:00:49,491 --> 00:00:52,386
‫شاید بهتره تو این جامعه
‫یه تکونی به خودتون بدید

13
00:00:52,410 --> 00:00:55,556
‫خبر بعدی مربوط میشه به
‫فرمول آب... اِی داد بی داد!

14
00:00:55,580 --> 00:00:57,725
‫آتش‌سوزی غیرمعمول،
‫اما کاملاً به دور از جرم و جنایت

15
00:00:57,749 --> 00:01:00,478
‫در پارک آبی مسئولین مربوطه رو دستپاچه کرد

16
00:01:00,502 --> 00:01:02,355
‫«کاملاً به دور از جرم و جنایت»؟

17
00:01:02,379 --> 00:01:04,843
‫جرم و جنایت ازش می‌بارید!
‫کار خودمون بود!

18
00:01:06,299 --> 00:01:09,594
‫یه چیز شیرین بزنیم،
‫تلخیِ شکست رو زمین بزنیم

19
00:01:12,472 --> 00:01:15,451
‫پپی، تو و اون دُم‌نهنگی‌هات
‫خوب بلدید کام من رو شیرین کنید

20
00:01:15,475 --> 00:01:16,702
‫وقتی دل و دماغ هیچی رو ندارم

21
00:01:16,726 --> 00:01:18,579
‫وقت واسه حرف زدن با کارتن نداریم

22
00:01:18,603 --> 00:01:21,040
‫ببخشید، یکم زیاده‌روی کردم

23
00:01:21,064 --> 00:01:25,586
‫منظورم این بود که اگه می‌خوایم
‫به شُهرتی که لایقش هستیم برسیم،

24
00:01:25,610 --> 00:01:27,951
‫باید بزرگ، جسورانه و
‫خرابکارانه‌تر فکر کنیم

25
00:01:28,613 --> 00:01:31,199
‫به این میگن یه دزدی مشتی

26
00:01:38,331 --> 00:01:40,281
‫این لیست چه پدرکشتگی‌ای باهامون داره؟

27
00:01:42,426 --> 00:01:46,905
‫هیوستن وقتی ببینـه ماهواره رو دزد برده
‫حسابی از کوره در میره

28
00:01:48,633 --> 00:01:51,775
‫قرصِ ضد گرانش اثرش کِی از بین میره؟

29
00:01:56,266 --> 00:01:59,144
‫بیخیال!
‫لاأقل یه تقدیر مفتضحانه ازمون می‌کردید

30
00:02:00,895 --> 00:02:04,670
‫هرچی آب واسه افتتاحیه‌ی مجدد
‫پارک آبی بود رو دزدیدیم

31
00:02:04,695 --> 00:02:06,268
‫حتماً این یکی دیگه...

32
00:02:14,242 --> 00:02:16,745
‫چیکار کنیم که تو این لیست بریم؟

33
00:02:47,981 --> 00:02:49,530
‫« بر و بچِ ناخلف: ورود غیرقانونی »
‫« فصل اول »

34
00:02:51,279 --> 00:02:53,382
‫یه کاری باید باشه که
‫هنوز به فکرم نرسیده

35
00:02:53,406 --> 00:02:55,009
‫کاری که باهاش دنیا ما رو ببینه
‫« قسمت دوم: دزدیِ شیرین »

36
00:02:55,033 --> 00:02:56,093
‫شرمنده، گرگ

37
00:02:56,117 --> 00:02:58,679
‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببین،
‫امروز از این بدتر نمی‌تونه بشه

38
00:02:58,703 --> 00:03:02,808
‫اگه طرفدار آبنبات‌های دُم‌نهنگی هستید،
‫روزتون قراره خیلی بدتر بشه

39
00:03:02,832 --> 00:03:05,269
‫پپی شیرین‌کام، آبنبات‌ساز محبوب

40
00:03:05,293 --> 00:03:08,856
‫علی‌رغم این که فروش این محصول
‫به میزان حداکثری خودش رسیده و

41
00:03:08,880 --> 00:03:11,025
‫برای بنده که روزم رو باهاش
‫سپری می‌کنم، از نون شب واجب‌تره،

42
00:03:11,049 --> 00:03:13,235
‫اعلام کرده که تولید آبنبات‌های
‫دُم‌نهنگی رو به زودی متوقف می‌کنه

43
00:03:13,259 --> 00:03:16,822
‫قلبم به درد میاد که
‫با دُم‌نهنگی خداحافظی کنم

44
00:03:16,846 --> 00:03:18,824
‫اما لبخند رو از لب‌هاتون دریغ نکنید،

45
00:03:18,848 --> 00:03:21,869
‫چون پپی براتون یه برند جدید از
‫آبنبات‌ها رو آورده که

46
00:03:21,893 --> 00:03:24,288
‫نمی‌تونید جلوش مقاومت کنید

47
00:03:24,312 --> 00:03:28,114
‫لبخند با لب‌هام غریبه‌ست، پپی

48
00:03:28,900 --> 00:03:31,754
‫آخرین جعبه‌اش هم خوردم؟
‫امکان نداره!

49
00:03:31,778 --> 00:03:34,673
‫چرا گذاشتی تمومش کنم؟
‫چرا جلوم رو نگرفتی؟

50
00:03:34,697 --> 00:03:39,433
‫- چرا شلوغش می‌کنی؟ آبنباتـه دیگه
‫- یه آبنبات ساده که نیست!

51
00:03:40,078 --> 00:03:43,182
‫وقتی که یه بچه‌کوسه بودم،
‫دُم‌نهنگی همیشه باهام بود

52
00:03:43,206 --> 00:03:46,310
‫اگه باله‌ام آسیبی می‌دید،
‫یا عضو تئاتر مدرسه نمی‌شدم،

53
00:03:46,334 --> 00:03:47,800
‫دُم‌نهنگی کنارم بود

54
00:03:47,825 --> 00:03:50,147
‫وقتی دوستم من رو
‫به تولدش دعوت می‌کرد،

55
00:03:50,171 --> 00:03:52,566
‫اما به عنوان مهمون، نه اجراکننده،

56
00:03:52,590 --> 00:03:54,461
‫خودم رو با پینیاتا آروم می‌کردم

57
00:03:54,486 --> 00:03:57,696
‫و درست حدس زدید،
‫توی پینیاتا پر از دُم‌نهنگی بود

58
00:03:57,720 --> 00:04:01,498
‫ولی الان می‌ترسم که
‫دیگه هیچوقت طعم شادی رو نچشم

59
00:04:06,479 --> 00:04:09,041
‫به خودت بیا، پسر!

60
00:04:09,065 --> 00:04:11,919
‫گول یه لبخند بزرگ و
‫لباس‌های رنگ و وارنگ رو نخور

61
00:04:11,943 --> 00:04:14,338
‫پپی فقط یه رئیس‌شرکتِ تشنه‌ی پولـه که

62
00:04:14,362 --> 00:04:18,175
‫دندون‌های بچه‌ها رو خراب می‌کنه تا
‫یه پولی تو جیب سازمان‌های قاچاقچی دندون بره

63
00:04:18,199 --> 00:04:21,035
‫ما هم بریم تو این کار تا وارد لیست بشیم؟

64
00:04:22,662 --> 00:04:25,724
‫خیلی از ماها حقیقت رو راجع‌به پپی می‌دونیم

65
00:04:25,748 --> 00:04:27,351
‫اون فقط چشمش دنبال پولـه و

66
00:04:27,375 --> 00:04:30,896
‫حاضره هر کاری بکنه تا
‫تو حسابش پول بیشتری بشینه

67
00:04:30,920 --> 00:04:31,814
‫امکان نداره!

68
00:04:31,838 --> 00:04:34,108
‫پپی سودی که بدست میاره رو
‫واسه ساخت مدارسی اهدا می‌کنه که

69
00:04:34,132 --> 00:04:36,152
‫مخصوص بچه‌ی بی‌استعداد
‫در زمینه‌ی ورزش و ریاضی‌ان

70
00:04:36,176 --> 00:04:38,612
‫یه مشت بچه‌ای که جمع و تفریق
‫بلد نباشن به چه دردی می‌خورن؟

71
00:04:38,636 --> 00:04:41,282
‫آسون‌ترین هدف واسه لشکر
‫دندون‌خراب‌کن‌های پپی هستن

72
00:04:41,306 --> 00:04:43,617
‫یه دودوتا چهارتای ساده کن، پسر!

73
00:04:43,641 --> 00:04:46,328
‫نمی‌تونی؟ پپی هم دقیقاً همین رو می‌خواد

74
00:04:46,352 --> 00:04:49,039
‫تارتَن، می‌خوام یه چیزی بهت بگم که
‫خودم زیاد شنیدم

75
00:04:49,063 --> 00:04:50,166
‫هیچ کمکی نمی‌کنی!

76
00:04:50,190 --> 00:04:52,751
‫شاید خودمون بتونیم دستور تهیه‌ی
‫آبنبات دُم‌نهنگی رو پیدا کنیم

77
00:04:52,776 --> 00:04:54,531
‫من خیلی خوب بلدم
‫از روی مزه دستور تهیه رو پیدا کنم

78
00:04:54,556 --> 00:04:55,713
‫اینجوری به درد نمی‌خوره

79
00:04:55,737 --> 00:04:58,174
‫پپی سال‌ها واسه به کمال رسوندن
‫دستور تهیه‌ی آبنبات‌هاش زحمت کشید

80
00:04:58,198 --> 00:05:00,968
‫همه‌شون رو توی کتابی نوشته که
‫به شدت ازش محافظت میشه و

81
00:05:00,992 --> 00:05:03,346
‫توی کارخونه‌ایـه که توش پر از نگهبانـه

82
00:05:03,371 --> 00:05:05,657
‫انگاری یکی یه چیزی واسه مخفی‌کردن داره

83
00:05:06,456 --> 00:05:08,058
‫صبر کن ببینم

84
00:05:08,082 --> 00:05:11,187
‫هم فوق‌امنیتیـه،
‫هم پر از نگهبانـه و هم آبنباتـه؟

85
00:05:11,211 --> 00:05:12,271
‫خودِ خودشـه!

86
00:05:12,295 --> 00:05:15,710
‫دزدکی وارد کارخونه‌ی پپی می‌شیم و
‫کتاب دستور تهیه‌اش رو می‌دزدیم

87
00:05:16,007 --> 00:05:18,319
‫وایسا ببینم، اگه اون کتاب رو بدزدیم،

88
00:05:18,343 --> 00:05:21,739
‫کاری می‌کنیم که تا ابد دیگه کسی
‫آبنبات‌های پپی رو نخوره

89
00:05:21,763 --> 00:05:24,116
‫آبنباتِ یه بچه رو نمی‌گیریم

90
00:05:24,140 --> 00:05:27,696
‫هرچی آبنبات دست بچه‌ها هست رو می‌گیریم

91
00:05:29,354 --> 00:05:32,708
‫با این کار صد درصد
‫می‌ریم تو لیست اَبَرخلافکارها

92
00:05:32,732 --> 00:05:34,084
‫وقتی که وارد کارخونه شدم،

93
00:05:34,108 --> 00:05:37,296
‫می‌تونم دست پپی رو
‫واسه کل دنیا و البته کوسه رو کنم

94
00:05:37,320 --> 00:05:40,549
‫من هم می‌تونم به تارتن ثابت کنم
‫پپی یه فرشته‌ست که

95
00:05:40,573 --> 00:05:42,902
‫هر حرفی تو شعرش می‌زنه
‫عینهو حقیقتـه. مثل...

96
00:05:42,927 --> 00:05:45,303
‫♪ آبنباتم واسه زبونت مثل یه آغوشـه ♪

97
00:05:45,328 --> 00:05:47,932
‫خیلی‌خب، این طرح کلی کارخونه‌ی پپی

98
00:05:47,956 --> 00:05:49,308
‫چقدر بزرگـه!

99
00:05:49,332 --> 00:05:51,685
‫تازه، ورود به بیشتر
‫بخش‌های داخلیش ممنوعـه

100
00:05:51,709 --> 00:05:54,355
‫که اصلاً مشکوک نیست، مگه نه کوسه؟

101
00:05:54,379 --> 00:05:58,484
‫می‌دونم داشتی طعنه می‌زدی،
‫ولی باهات موافقم. اصلاً مشکوک نیست

102
00:05:58,508 --> 00:06:02,446
‫تونستم چندتا از مکان‌های مهمی رو که
‫امکان داره دستور تهیه توش باشه علامت بزنم

103
00:06:02,470 --> 00:06:04,490
‫به نظر من اونجاست،
‫توی آزمایشگاه دال و لام

104
00:06:04,514 --> 00:06:07,952
‫که حدسم اینـه معنیش میشه
‫«دستورالعمل‌ها و لذایذ»

105
00:06:07,976 --> 00:06:09,203
‫عمراً

106
00:06:09,227 --> 00:06:12,498
‫پپی عمراً بذاره چیزی به این مهمی
‫از جلو چشماش دور بشه

107
00:06:12,522 --> 00:06:14,667
‫یه جا خوندم دستور تهیه رو
‫توی دفترش قایم کرده

108
00:06:14,691 --> 00:06:17,628
‫درست کنار شیشه‌ای که توش
‫فرشته‌ی دندون رو حبس کرده

109
00:06:17,652 --> 00:06:19,338
‫اولش که گفتی فقط به پول اهمیت میده،

110
00:06:19,362 --> 00:06:21,632
‫الان میگی فرشته‌ی دندون هم زندونی کرده؟

111
00:06:21,656 --> 00:06:24,259
‫دورغ و دغل‌هات راجع‌به پپی
‫داره هر لحظه مسخره‌تر میشه

112
00:06:24,283 --> 00:06:26,595
‫آره. همه‌مون می‌دونیم که
‫فرشته‌ی دندون وجود خارجی نداره

113
00:06:26,619 --> 00:06:31,266
‫نه. نمی‌دونم زنـه یا مرده یا چی،
‫ولی قطعاً واقعیـه و رفیق شفیق پپیـه

114
00:06:31,290 --> 00:06:33,811
‫میش حواس‌ها رو جمع کنید؟
‫ورود به کارخونه کار آسونی نیست

115
00:06:33,835 --> 00:06:35,604
‫اینجا عینهو قلعه می‌مونه

116
00:06:35,628 --> 00:06:38,983
‫حسگرهای حرکتی،
‫حصارهای برقی، قفل‌های بیومتریک

117
00:06:39,007 --> 00:06:41,151
‫تازه، خدا می‌دونه وقتی وارد شدیم،
‫قراره با چی طرف بشیم

118
00:06:41,175 --> 00:06:43,570
‫این یعنی به کمک همه نیاز داریم

119
00:06:43,594 --> 00:06:47,241
‫وایسا ببینم، منظورت اینـه که
‫دیگه نیازی نیست توی ماشینِ فرار بشینم؟

120
00:06:47,265 --> 00:06:49,243
‫می‌تونم باهاتون واسه دزدی بیام؟

121
00:06:50,268 --> 00:06:51,787
‫قول میدم پشیمون نشی

122
00:06:51,811 --> 00:06:54,206
‫واسه پیدا کردن دستور تهیه
‫دست به هر کاری می‌زنم

123
00:06:54,230 --> 00:06:56,875
‫حتی اگه لازم باشه
‫جونم هم براش میدم

124
00:06:56,899 --> 00:07:00,963
‫پیرانا، حتی فکرش هم نکن که
‫ما رو تو هچل بندازی، خب؟

125
00:07:00,987 --> 00:07:04,466
‫فقط کافیـه اون کتاب رو بلند کنیم،
‫بریم تو لیست اَبَرخلافکارها و

126
00:07:04,490 --> 00:07:07,419
‫تبدیل به بزرگ‌ترین گروه تبهکاری تاریخ بشیم

127
00:07:07,535 --> 00:07:10,663
‫تبهکاریخ! به‌خشکی شانس!
‫یکم دیر به ذهنم خطور کرد

128
00:07:27,764 --> 00:07:28,824
‫واو

129
00:07:28,848 --> 00:07:31,618
‫دهنت وا موند؟
‫به نظر که دهنت وا موند

130
00:07:31,642 --> 00:07:32,642
‫نخیرم!

131
00:07:39,067 --> 00:07:40,109
‫دوربین رو دستکاری کردم

132
00:07:43,363 --> 00:07:46,004
‫واقعاً دهن آدم وا می‌مونه!

133
00:07:46,366 --> 00:07:48,490
‫بیشتر عینهو یه
‫دستگاه خودکارِ حرص و طمعـه که

134
00:07:48,515 --> 00:07:52,197
‫جوری طراحی شده تا با بازده بالا کار کنه و

135
00:07:52,222 --> 00:07:53,999
‫هدررفت انرژی و مواد رو کم کنه؟

136
00:07:54,374 --> 00:07:57,001
‫- هان؟
‫- چقدر شرورانه!

137
00:07:57,877 --> 00:07:59,087
‫اون راه ورودیـه

138
00:08:04,175 --> 00:08:07,029
‫از پسش بر میایم. می‌تونیم از
‫این مسیرها واسه عبور استفاده کنیم

139
00:08:07,053 --> 00:08:11,501
‫فقط کافیـه به موقع رد شیم،
‫پرش‌هامون هماهنگ باشه و باهم بریم

140
00:08:11,526 --> 00:08:15,447
‫تمام اون شب‌هایی که می‌رقصیدیم
‫واسه یه همچین روزی بود. حالا!

141
00:08:18,314 --> 00:08:20,709
‫نه، خوب پیش رفتیم.
‫همه‌ش جزئی از نقشه‌ست.

142
00:08:20,733 --> 00:08:23,045
‫خودم می‌خواستم بگم دو گروه شیم
‫تا فضای بیشتری رو پوشش بدیم

143
00:08:23,069 --> 00:08:24,922
‫اگه کتاب رو پیدا کردید خبر بدید

144
00:08:24,946 --> 00:08:29,551
‫یادتون باشه، جدا شدن‌مون
‫به این معنی نیست که رقابتی در کاره

145
00:08:29,575 --> 00:08:31,098
‫همچنان همه‌مون یه تیم‌ایم

146
00:08:31,123 --> 00:08:34,209
‫- ولی مشخصاً قراره رقابت کنیم، نه؟
‫- نابودشون می‌کنیم

147
00:08:39,001 --> 00:08:41,605
‫یه عمر طول می‌کشه تا به اون در برسیم

148
00:08:41,629 --> 00:08:45,591
‫آره، یه حسی بهم میگه که
‫الان قطعاً قراره که رقابت کنیم

149
00:08:48,302 --> 00:08:50,197
‫شرط می‌بندم که
‫با اون میشه مسیرها رو کنترل کرد

150
00:08:50,221 --> 00:08:53,158
‫اگه اونجا بریم،
‫می‌تونم هکش کنم تا صاف ازشون رد شیم و

151
00:08:53,182 --> 00:08:56,078
‫پشتِ اون در، کلکسیون دندون‌های
‫بچه‌هاییـه که پپی جمع کرده

152
00:08:56,102 --> 00:08:59,748
‫که چون شیری هستن،
‫بهرحال میفتن، واسه همین عجیبـه

153
00:08:59,772 --> 00:09:02,126
‫اما لزوماً اونقدر شرورانه نیست

154
00:09:02,150 --> 00:09:04,572
‫پپی کم‌کم داره تو قلبت جا باز می‌کنه، نه؟

155
00:09:04,597 --> 00:09:05,848
‫به همین خیال باش

156
00:09:12,452 --> 00:09:13,744
‫خیالت تخت، کار خودمـه

157
00:09:14,912 --> 00:09:17,224
‫برید، برید، برید!

158
00:09:17,248 --> 00:09:19,810
‫گمونم منظورِ مربی بازیگریم
‫یه چیز دیگه بود

159
00:09:19,834 --> 00:09:23,296
‫وقتی که گفت توی اجراها
‫باید قوس بیشتری به شخصیتم بدم

160
00:09:28,217 --> 00:09:29,611
‫چقدر زمان می‌بره، تارتن؟

161
00:09:29,635 --> 00:09:31,387
‫چیزی نمونده. چند ثانیه‌ی دیگه

162
00:09:33,598 --> 00:09:35,200
‫می‌دونم باید چیکار کنم

163
00:09:35,224 --> 00:09:37,494
‫پیرانا، نه!
‫باز ما رو تو هچل ننداز!

164
00:09:37,518 --> 00:09:40,966
‫از اولش می‌دونستم
‫وقتی به این دزدی اومدم، راه برگشتی ندارم

165
00:09:40,991 --> 00:09:44,662
‫- باید یه راه دیگه‌ای باشه
‫- هنوز خیلی وقت داریم

166
00:09:46,569 --> 00:09:48,738
‫من رو فراموش نکنید!

167
00:09:51,240 --> 00:09:54,261
‫بهترین رفیقی بود که
‫یه باله‌دار می‌تونست داشته باشه و

168
00:09:54,285 --> 00:09:57,473
‫سومین راننده‌ی خوبی که
‫قبول کرد عضو تیم بشه

169
00:09:57,497 --> 00:09:59,475
‫تارتن، تو حرفی چیزی نداری؟

170
00:09:59,499 --> 00:10:02,603
‫پیرانا، خوبی؟

171
00:10:02,627 --> 00:10:05,296
‫خوب واسه یه لحظه‌شـه!
‫چقدر این شکلات خوشمزه‌ست!

172
00:10:09,675 --> 00:10:12,386
‫مسیر رو پیدا کن و دنبال دستور تهیه باش

173
00:10:13,137 --> 00:10:16,557
‫آخرین کسی که از در رد بشه،
‫باید اعتراف کنه راجع‌به پپی اشتباه می‌کرده!

174
00:10:17,934 --> 00:10:23,040
‫طبق نقشه‌ی کارخونه،
‫آزمایشگاه دال و لام باید یه جایی...

175
00:10:23,282 --> 00:10:24,450
‫خودشـه!

176
00:10:28,393 --> 00:10:29,954
‫به تارتن نیاز داریم

177
00:10:29,979 --> 00:10:32,507
‫بیخیال!
‫هر قفلی باشی، من بازت می‌کنم

178
00:10:39,872 --> 00:10:41,061
‫نگفتم؟

179
00:10:42,250 --> 00:10:44,372
‫این هم کتاب دستور تهیه

180
00:10:47,443 --> 00:10:48,754
‫ما برنده شدیم!

181
00:10:48,779 --> 00:10:50,943
‫یعنی...
‫منظورم اینـه که هدف رو پیدا کردیم

182
00:10:50,967 --> 00:10:53,695
‫بیاید برگردیم به درب ورودی و
‫از کارخونه خارج بشیم

183
00:10:53,719 --> 00:10:56,907
‫منتظر من نمونید!
‫دستگاه شکلات‌سازی منو بلعید!

184
00:10:56,931 --> 00:11:01,119
‫قراره باله‌هام تا دسته
‫برن توی کاراملِ داغ و...

185
00:11:01,143 --> 00:11:03,813
‫اوه! چه کیفی میده!

186
00:11:04,647 --> 00:11:07,417
‫انگاری پیرانا بازم ما رو تو هچل انداخت

187
00:11:07,441 --> 00:11:10,254
‫بیا اول پیداش کنیم و
‫بعدش از اینجا بریم. کجا میری؟

188
00:11:10,278 --> 00:11:13,799
‫- می‌خوام گاوصندوق رو جیرینگی باز کنم
‫- بیخیال. کتاب رو که پیدا کردیم

189
00:11:13,823 --> 00:11:16,366
‫می‌دونم، اما اگه گاوصندوق ببینم،
‫باید بازش کنم

190
00:11:16,390 --> 00:11:17,772
‫این راه و رسم دزدجماعتـه

191
00:11:21,956 --> 00:11:22,975
‫فلس‌هام!

192
00:11:22,999 --> 00:11:25,227
‫حتماً این آبنبات‌ها خیلی خوشمزه‌ان که

193
00:11:25,251 --> 00:11:27,604
‫پپی کتابش رو بیرون گذاشته و
‫اونا رو توی گاوصندوق

194
00:11:27,628 --> 00:11:30,482
‫باید تمرکزمون روی مأموریت که
‫محوریتش با نخوردنـه، باشه

195
00:11:30,506 --> 00:11:31,984
‫شرمنده، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

196
00:11:32,008 --> 00:11:33,268
‫آره، من هم همینطور

197
00:11:37,930 --> 00:11:41,076
‫این عکس یه جوریـه!
‫انگار داره نگاه‌مون می‌کنه

198
00:11:41,100 --> 00:11:43,262
‫دقیقاً. عالی نیست؟

199
00:11:45,980 --> 00:11:49,084
‫دارم درست می‌بینم؟
‫آخرین دُم‌نهنگی روی کره‌ی زمین!

200
00:11:49,108 --> 00:11:52,421
‫حتی فکرش هم نکن.
‫شنیدی که گرگ چی گفت.

201
00:11:52,445 --> 00:11:56,300
‫باید پیرانا رو پید کنیم و فلنگو ببندیم
‫قبل از این که اون لباس‌رنگی بویی ببره

202
00:11:56,324 --> 00:11:57,741
‫الکی منتظر من نمونید!

203
00:11:57,766 --> 00:12:02,014
‫از دست کارامل‌ها جون سالم به در بردم،
‫ولی رسیدم به آخر خط تولید، پرسِ شکلات!

204
00:12:02,038 --> 00:12:03,515
‫الانـه که پرسم کنـ...

205
00:12:03,539 --> 00:12:06,977
‫راستش، فراموش کنید.
‫عینهو ماساژ می‌مونه.

206
00:12:07,001 --> 00:12:08,103
‫اعتراف کن، تارتن

207
00:12:08,127 --> 00:12:11,231
‫شاید پپه اون غولِ روان‌پریشی که
‫شما ازش ساختید نیست

208
00:12:11,255 --> 00:12:14,693
‫شاید اون فقط عاشق آبنبات درست کردنـه.
‫اینقدر باورش سختـه؟

209
00:12:14,717 --> 00:12:17,404
‫با وجود تمامی مدارکی که
‫ثابت می‌کنه نظریاتی که ما حقیقت‌جویان پپی

210
00:12:17,428 --> 00:12:19,823
‫توی فضای مجازی راجع‌بهشون
‫حرف می‌زنیم حقیقت دارن،

211
00:12:19,847 --> 00:12:23,410
‫محالـه کسی بدون این که
‫مغزش تاب برداشته باشه اونقدر خوشحال باشه

212
00:12:23,434 --> 00:12:25,704
‫ولی شاید یه کوچولو بهش سخت گرفتم و

213
00:12:25,728 --> 00:12:27,581
‫گمونم از آبنبات‌هاش خوشم میاد

214
00:12:27,605 --> 00:12:29,833
‫دیدی؟ بهت که گفتم پپی اصلاً...

215
00:12:33,341 --> 00:12:34,753
‫تارتن! نه!

216
00:12:39,658 --> 00:12:41,345
‫باید کمکش کنم

217
00:12:41,369 --> 00:12:44,121
‫تارتن مهم‌تر از آبنباتـه، خب؟

218
00:12:44,705 --> 00:12:47,100
‫اما از طرفی هم
‫هر وقت که می‌خوام تصمیم سختی بگیرم،

219
00:12:47,124 --> 00:12:48,667
‫معمولاً دُم‌نهنگی می‌خورم

220
00:12:56,801 --> 00:12:58,362
‫سلام!

221
00:12:58,386 --> 00:13:02,199
‫شرمنده. نمی‌خواستم پاورچین
‫تو تاریکی بیام که بترسونمت

222
00:13:02,223 --> 00:13:04,201
‫فقط دوست دارم
‫توی مصرف برق صرفه‌جویی کنم

223
00:13:04,225 --> 00:13:06,370
‫محیط زیست و از اینجور چیزها دیگه

224
00:13:06,394 --> 00:13:08,372
‫ولی اینقدر پرحرفی کردم که

225
00:13:08,396 --> 00:13:12,334
‫نذاشتم حتی خودت رو معرفی کنی

226
00:13:12,358 --> 00:13:15,673
‫اوه، طوری نیست.
‫اسم من تارتنـه.

227
00:13:15,698 --> 00:13:17,881
‫سلام، تارتن. چطوری؟

228
00:13:17,905 --> 00:13:21,551
‫خوب، گمونم. شما چطوری؟

229
00:13:21,575 --> 00:13:22,803
‫بد

230
00:13:22,827 --> 00:13:25,389
‫کلی مهمون ناخونده و غریبه که

231
00:13:25,413 --> 00:13:29,684
‫مطمئنم بهشون دعوت‌نامه‌ی شخصی‌ای
‫واسه گشت‌وگذار توی کارخونه نفرستاده بودم،

232
00:13:29,708 --> 00:13:30,990
‫بی‌اجازه وارد شدن و

233
00:13:31,015 --> 00:13:33,688
‫می‌خوان جلوی
‫نقشه‌ی شرورانه‌ی من رو بگیرن!

234
00:13:33,712 --> 00:13:35,982
‫راستش، ما فقط اومدیم که دستور تـ...

235
00:13:36,006 --> 00:13:38,527
‫وایسا ببینم.
‫گفتی «نقشه‌ی شرورانه»؟

236
00:13:38,551 --> 00:13:41,851
‫- من گفتم؟
‫- مطمئنم که گفتی! می‌دونستم!

237
00:13:41,876 --> 00:13:44,949
‫واسه همینـه که میگم
‫تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

238
00:13:44,974 --> 00:13:47,661
‫کاش کوسه اینجا بود تا
‫حسابی به روش میاوردم

239
00:13:47,685 --> 00:13:50,789
‫خیلی چیزها
‫توی اینترنت راجع‌بهم خوندی، نه؟

240
00:13:50,813 --> 00:13:52,165
‫نه که فقط خونده باشم

241
00:13:52,189 --> 00:13:54,501
‫من اولین کسی بودم که
‫نظریه دندون‌های...

242
00:13:54,525 --> 00:13:56,294
‫نظریه‌ات به گوشم رسیده!

243
00:13:56,318 --> 00:13:58,755
‫هرچی که تو اینترنت
‫راجع‌بهم می‌نویسن رو می‌خونم

244
00:13:58,779 --> 00:14:01,341
‫یه کارخونه‌ی وحشتناک که
‫واسه هیچکس مهم نیست

245
00:14:01,365 --> 00:14:05,195
‫من تمام زندگیم رو وقفش کردم
‫تا مردم رو خوشحال کنم!

246
00:14:05,220 --> 00:14:08,554
‫نه. توی اینترنت
‫همه فکر می‌کنن که من یه... چطور بگم،

247
00:14:08,579 --> 00:14:11,570
رئیس‌شرکتِ تشنه‌ی پولی؟

248
00:14:11,617 --> 00:14:14,858
‫چه گیری به دندون دادی؟
‫من اسب آبی خوبی بودم!

249
00:14:14,883 --> 00:14:15,889
‫دیگه نیستی؟

250
00:14:15,914 --> 00:14:18,066
‫ولی تو و رفقای مجازیت

251
00:14:18,090 --> 00:14:20,819
‫حتماً باید همیشه مسخره‌ام می‌کردید

252
00:14:20,843 --> 00:14:24,656
‫تا وقتی که حس کردم
‫دیگه اسب آبی خوبی نیستم!

253
00:14:24,680 --> 00:14:26,450
‫اصلاً دوست نداشتم اینجوری باشم

254
00:14:26,474 --> 00:14:29,369
‫گفتم لابد همه‌ی اونایی که
‫نظرهای نامحترمی می‌ذارن

255
00:14:29,393 --> 00:14:31,955
‫احتمالاً خودشون هم
‫دوست ندارن همچین آدمی باشن

256
00:14:31,979 --> 00:14:34,291
‫واسه همین یه آبنبات جدید ساختم که
‫ذهن رو کنترل می‌کنه و

257
00:14:34,315 --> 00:14:37,711
‫کاری می‌کنه که همه
‫جوری که من می‌خوام رفتار کنن

258
00:14:37,735 --> 00:14:39,347
‫که منظورم محترمانه‌ست!

259
00:14:42,531 --> 00:14:45,844
‫باورم نمیشه. فکر می‌کردم پپی
‫با آبنبات‌هاش خیر مردم رو می‌خواد

260
00:14:45,868 --> 00:14:48,913
‫ولی اگه همه خوب و محترم باشن که
‫دیگه قشنگ نیست!

261
00:14:49,789 --> 00:14:51,349
‫وقتشـه کار درست رو انجام بدم

262
00:14:51,373 --> 00:14:53,918
‫که تمام این مدت
‫همین نقشه رو داشتم

263
00:14:57,046 --> 00:14:58,774
‫از اولش هم درست قضاوتت کردم

264
00:14:58,798 --> 00:15:00,484
‫لاأقل از اونجایی که
‫بابت نظرات اینترنتی‌ای که

265
00:15:00,508 --> 00:15:04,070
‫خدا می‌دونه من توش دخیل بودم یا نه،
‫تصمیم گرفتی که شرور باشی

266
00:15:04,094 --> 00:15:06,990
‫مسئله اینجاست که
‫من و گروهم بد جونورهایی هستیم

267
00:15:07,014 --> 00:15:09,326
‫در واقع، بر و بچ ناخلف‌ایم

268
00:15:09,350 --> 00:15:10,577
‫تابحال اسمتون هم نشنیدم

269
00:15:10,601 --> 00:15:13,288
‫اگه واقعاً ناخلفید بگید ببینم،
‫اومدید اینجا که به من ملحق شید؟

270
00:15:13,312 --> 00:15:15,624
‫نه! ما صرفاً ناخلفیم، شرور نیستیم

271
00:15:15,648 --> 00:15:18,399
‫تازه‌شم، امکان نداره من و دوستام
‫بذاریم از این ماجرا قسر در بری

272
00:15:21,987 --> 00:15:24,090
‫عنکبوتِ بامزه‌ای هستی، می‌دونستی؟

273
00:15:24,114 --> 00:15:26,784
‫دقیقاً منظورت کدوم دوست‌هاتـه؟

274
00:15:28,994 --> 00:15:30,806
‫واو، چه به موقع پیداتون شد

275
00:15:30,830 --> 00:15:33,249
‫بیرونِ در منتظر بودید یا...؟

276
00:15:36,128 --> 00:15:37,880
‫چه بلایی سرشون آوردی؟

277
00:15:38,420 --> 00:15:43,443
‫از بس که موش‌های آزمایشگاهی خوبی بودن،
‫حتی زحمت کشیدن این هم پس دادن و

278
00:15:43,467 --> 00:15:45,713
‫حالا که می‌دونم آبنباتم
‫ذهنشون رو کنترل می‌کنه،

279
00:15:45,738 --> 00:15:48,280
‫دیگه به این کتاب مسخره و عتیقه،

280
00:15:48,305 --> 00:15:50,278
‫یا هر مدرک دیگه‌ای نیازی ندارم!

281
00:15:55,437 --> 00:15:56,540
‫اون چیـه؟

282
00:15:56,564 --> 00:15:59,417
‫اسید سیتریکِ غلظت بالا

283
00:15:59,441 --> 00:16:02,003
‫معمولاً واسه ترش کردن آبنبات‌هام
‫ازش استفاده می‌کنم

284
00:16:02,027 --> 00:16:05,382
‫اما این یکی قراره حسابی شیرین باشه

285
00:16:05,628 --> 00:16:10,177
‫لطف می‌کنید یکم از اون آبنبات‌هام رو
‫به دوست‌هاتون هم تعارف کنید؟

286
00:16:10,202 --> 00:16:11,495
‫بله، پپی

287
00:16:24,884 --> 00:16:27,821
‫همگی، حالا دیگه وقتشـه برید تو اسید

288
00:16:27,845 --> 00:16:30,574
‫نگران نباشید،
‫فقط اولش درد داره

289
00:16:30,598 --> 00:16:33,183
‫بعدش دیگه چیزی رو حس نمی‌کنید

290
00:16:49,713 --> 00:16:50,927
‫من هنوز زنده‌ام!

291
00:16:50,951 --> 00:16:52,411
‫هنوز زنده‌ام!

292
00:16:53,495 --> 00:16:54,723
‫اون بالا چیکار می‌کنید؟

293
00:16:54,747 --> 00:16:57,745
‫حمام واسه لایه‌برداریـه؟
‫من هم میام!

294
00:16:58,042 --> 00:17:00,836
‫فکر نکنم واسه پوست خوب باشه

295
00:17:01,712 --> 00:17:05,514
‫بدک نمیشه
‫اگه یکم اینجا رو به آشوب بکشیم

296
00:17:12,222 --> 00:17:14,117
‫سر جاتون بمونید!

297
00:17:14,141 --> 00:17:16,453
‫منم، پپی شیرین‌کام

298
00:17:16,477 --> 00:17:20,290
‫دزد رؤیاها و
‫نابودکننده‌ی روحِ طرفدارانم از ابدالدهر و

299
00:17:20,314 --> 00:17:24,044
‫بهتون دستور میدم تا
‫از اون دیگِ مرگبارِ اسید دور شید

300
00:17:24,068 --> 00:17:25,503
‫به حرفش گوش نکنید!

301
00:17:25,527 --> 00:17:27,881
‫معلومـه که یکی
‫عکسِ من رو جلوی خودش گرفته

302
00:17:27,905 --> 00:17:30,342
‫صدای من مگه اینجوریـه؟
‫چه بی چشم و رو!

303
00:17:30,366 --> 00:17:33,762
‫به اون زنی که میگه
‫به حرفم گوش ندید، گوش ندید

304
00:17:33,786 --> 00:17:35,597
‫باید از دستورات من پیروی کنید

305
00:17:35,622 --> 00:17:37,961
‫از دستورات من پیروی می‌کنید و

306
00:17:37,986 --> 00:17:42,729
‫من بهتون دستور میدم که برگردید و
‫مستقیم از جایگاه بپرید!

307
00:17:42,800 --> 00:17:44,464
‫نه، عقبکی بیاید!

308
00:17:45,464 --> 00:17:48,133
‫- اما قبلش برگردید!
‫- و بچرخید به چپ!

309
00:18:02,022 --> 00:18:03,332
‫جانمی جان!

310
00:18:06,360 --> 00:18:07,486
‫اِی وای بر من!

311
00:18:16,078 --> 00:18:19,440
‫باید بریم!
‫الانـه که اینجا رو سرمون خراب شه!

312
00:18:19,832 --> 00:18:22,185
‫اونقدری روی نقشه‌ی خودم
‫وقت گذاشتم که

313
00:18:22,209 --> 00:18:24,729
‫نذارم جونورهایی مثل شما خرابش کنن!

314
00:18:24,753 --> 00:18:27,381
‫پشمالو، تویی که درازی،
‫اون ماهیـه رو بگیریدش!

315
00:18:39,727 --> 00:18:42,354
‫باید مزاحمین رو از بین ببرم

316
00:18:43,397 --> 00:18:44,916
‫وایسا! هنوز خودم‌ام!

317
00:18:44,940 --> 00:18:49,087
‫می‌دونم عصبانی‌ای و ذهنت تحت‌کنترلـه و
‫اینا تقصیر رفیقتـه، کوسه،

318
00:18:49,111 --> 00:18:51,339
‫چون اون آبنبات رو بهت ترجیح داد

319
00:18:51,363 --> 00:18:54,551
‫واقعاً رفیق بدیـه

320
00:18:54,575 --> 00:18:57,053
‫نه، نه. نه، نه، نه.
‫رفیق خیلی خوبیـه.

321
00:18:57,077 --> 00:19:00,932
‫می‌دونم که اون دلش می‌خواد بهت بگه که
‫متأسفـه از این که به حرفت گوش نداده

322
00:19:00,956 --> 00:19:05,294
‫وقتی که بهش گفتی پپی...
‫یعنی، من یه نقشه‌ی شومی تو سرمـه

323
00:19:09,214 --> 00:19:11,258
‫به نظرت می‌تونی ببخشیش؟

324
00:19:17,131 --> 00:19:20,051
‫البته که می‌تونم

325
00:19:21,810 --> 00:19:23,830
‫امکان نداره!

326
00:19:23,854 --> 00:19:27,208
‫از تنها چیزی که
‫شیرین‌تر از آبنباتـه استفاده کرد!

327
00:19:27,232 --> 00:19:29,169
‫دوستی حقیقی

328
00:19:29,193 --> 00:19:33,965
‫شاید بد نباشه کوسه
‫دفعه‌ی بعد بیشتر به حرفم گوش بده

329
00:19:33,989 --> 00:19:36,742
‫در حال حاضر
‫ایشون نمی‌تونه همچین قولی به شما بده

330
00:19:37,451 --> 00:19:39,576
‫وای! باشه، قبولـه!

331
00:19:50,881 --> 00:19:52,508
‫هی!

332
00:19:57,262 --> 00:20:00,366
‫کوسه، میشه یه کمکی برسونی
‫قبل از اینکه باز شما رو تو هچل بندازم؟

333
00:20:00,390 --> 00:20:03,262
‫کافیـه، عزیزانم

334
00:20:03,894 --> 00:20:05,330
‫صورتت یه جوریـه

335
00:20:05,354 --> 00:20:07,505
‫آره، تو رئیس ما نیستی

336
00:20:08,489 --> 00:20:11,367
‫اگه از قدرتِ دوستی حقیقی استفاده کنم چی؟

337
00:20:15,405 --> 00:20:17,141
‫باشه! الان چی؟

338
00:20:17,908 --> 00:20:19,076
‫بله، پپی

339
00:20:20,634 --> 00:20:23,137
‫چی شد؟ باید از اینجا بریم!

340
00:20:30,668 --> 00:20:33,399
‫تارتن، به نظرت می‌تونی یه راهی
‫واسه رد شدن از اون در برامون پیدا کنی؟

341
00:20:33,424 --> 00:20:34,424
‫الان ردیفش می‌کنم!

342
00:21:00,826 --> 00:21:03,596
‫باورم نمیشه نتونستیم
‫کتاب دستور تهیه رو بیاریم

343
00:21:03,620 --> 00:21:06,224
‫باورم نمیشه قهرمان آبنباتِ من

344
00:21:06,248 --> 00:21:08,643
‫یه شرور آبنباتیِ تشنه‌ی پول بود!

345
00:21:08,667 --> 00:21:12,397
‫دلم می‌خواد اسمش رو پیروزی بذارم،
‫ولی راستش خودم هم گیچ شدم

346
00:21:12,421 --> 00:21:14,585
‫بالاخره راجع‌به پپی حق با من بود یا نه؟

347
00:21:14,610 --> 00:21:16,242
‫یا شاید اونقدری که اشتباه می‌کردم که
‫باعث شد درست بگم،

348
00:21:16,267 --> 00:21:18,152
‫چون نظرات اشتباهم باعث شد اون بد بشه؟

349
00:21:18,177 --> 00:21:19,487
‫سردرد شدم

350
00:21:19,511 --> 00:21:21,614
‫آره، شما هم حس می‌کنید که

351
00:21:21,638 --> 00:21:25,368
‫وقتی کارخونه رو منفجر کردیم و
‫جلوی نقشه‌ی شرورانه‌ی پپی رو گرفتیم

352
00:21:25,392 --> 00:21:26,870
‫کارِ... خوبی انجام دادیم؟

353
00:21:26,894 --> 00:21:28,955
‫خب، من به نوبه‌ی خودم
‫خوشحالم که این کار رو کردیم

354
00:21:28,979 --> 00:21:33,065
‫گفتنش برام سختـه، ولی فکر نکنم
‫دیگه از خوردن آبنبات‌های پپی لذت ببرم

355
00:21:33,201 --> 00:21:37,190
‫باید از آبنبات‌های پپی لذت ببری

356
00:21:37,215 --> 00:21:39,595
‫پیرانا، رفتی آبنباتِ کنترل ذهن رو خوردی؟

357
00:21:39,620 --> 00:21:42,844
‫آره. گفت حین دزدی قسمت نشد بخوره و
‫حس کرد بین‌مون تک افتاده

358
00:21:42,868 --> 00:21:45,889
‫این آبنباته ذائقه‌ام رو عوض کرده و

359
00:21:45,913 --> 00:21:48,808
‫دیگه حتی نمی‌تونم واسه این که
‫حالم خوب شه دم‌نهنگی بخورم

360
00:21:48,832 --> 00:21:50,728
‫دوای دردت دست منـه، رفیق

361
00:21:51,126 --> 00:21:52,920
‫نه! وای به حالت!

362
00:21:59,593 --> 00:22:02,030
‫خدا می‌دونه امشب
‫چه خبری می‌خواد جای ما رو بگیره

363
00:22:02,054 --> 00:22:04,782
‫گفتی اسم این گروه پست و رذل چی بود؟

364
00:22:04,806 --> 00:22:08,995
‫خودشون رو «بر و بچ ناخلف» صدا می‌زدن

365
00:22:09,019 --> 00:22:10,824
‫توی برنامه‌ی زنده اسم‌مون رو گفت!

366
00:22:10,892 --> 00:22:12,968
‫دزدکی اومدن تو و

367
00:22:12,993 --> 00:22:17,712
‫کارخونه‌ای که یه عمر
‫زندگیم رو پاش گذاشتم و

368
00:22:17,736 --> 00:22:20,101
‫توش چیزی جز آبنبات‌های معمولی که

369
00:22:20,126 --> 00:22:23,091
‫اصلاً ذهن رو کنترل نمی‌کنن ساخته میشه رو
‫نابود کردن

370
00:22:23,116 --> 00:22:25,929
‫در حالی که این توضیحات
‫به طرز عجیبی دقیق به حساب میاد،

371
00:22:25,953 --> 00:22:29,557
‫به نظرم به جرئت میشه گفت
‫دوران کودکی نسل‌های آینده

372
00:22:29,581 --> 00:22:33,603
‫توسط گروه خلافکار تازه‌کار و
‫خطرناکی دزدیده شده

373
00:22:33,627 --> 00:22:37,190
‫همگی باید حسابی از
‫بر و بچ ناخلف بترسیم

374
00:22:37,214 --> 00:22:38,924
‫خودشـه!

375
00:22:39,500 --> 00:22:59,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

