﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:25,000 --> 00:00:28,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

4
00:00:29,020 --> 00:00:32,820
‫باید بگم این چند سرقت آخرمون خیلی ناجور
‫ بودن چون هی دستگیر می‌شدیم اما

5
00:00:32,820 --> 00:00:35,240
‫تو این یکی مثل آب خوردن
‫اومدیم تو و میریم بیرون

6
00:00:35,240 --> 00:00:37,950
‫ایست! دست‌ها بالا!

7
00:00:38,480 --> 00:00:39,620
‫دارمش!

8
00:00:42,100 --> 00:00:44,000
‫ندارمش

9
00:00:45,790 --> 00:00:48,920
‫تارتن! پیرانا! کد فوق‌العاده قرمز!

10
00:00:48,920 --> 00:00:51,420
‫ما باز دستگیر شدیم

11
00:00:53,300 --> 00:00:55,760
‫- آره، خودمون فهمیدیم
‫- دارم دنبال یه راه فرار می‌گردم

12
00:00:55,760 --> 00:00:58,930
‫لازم نیست گرگ.
‫یه هکر نابغه تو تیم دارید، یادت رفته؟

13
00:00:59,300 --> 00:01:01,010
‫شوت کن!

14
00:01:01,010 --> 00:01:03,600
‫یه تکنولوژی خفن واسه هک ماشین سرهم کردم

15
00:01:04,270 --> 00:01:06,600
‫هر کاری نگهبانه میگه بکنید،
‫برید تو ون،

16
00:01:06,600 --> 00:01:08,270
‫خودم می‌برمش سمت مخفی‌گاه

17
00:01:08,270 --> 00:01:11,110
‫بریم تو ون پلیس؟
‫داریم زور می‌زنیم که این‌طوری نشه

18
00:01:11,110 --> 00:01:12,650
‫بهم اعتماد کن

19
00:01:12,650 --> 00:01:14,280
‫تکنولوژی‌ای نیست که نتونم هکش کنم و

20
00:01:14,280 --> 00:01:16,860
‫این ون پلیس ابوقراضه هم از
‫این قاعده مستثنی نیست

21
00:01:20,030 --> 00:01:22,160
‫من هم باید سوار شم

22
00:01:22,160 --> 00:01:25,660
‫فکر کردی می‌ذارم داداش باله‌ایم
‫بدون من دستگیر شه؟ حرفش هم نزن

23
00:01:25,660 --> 00:01:26,870
‫وای!

24
00:01:29,710 --> 00:01:32,360
‫خب، همون بر و بچ ناخلف خودمونید که.

25
00:01:32,360 --> 00:01:35,220
نکنه راه گم کردید؟

26
00:01:35,220 --> 00:01:38,970
‫وای گری، از دست تو.
‫می‌دونی که جوابش جرمـه

27
00:01:39,580 --> 00:01:41,460
‫این‌قدر با پلیس‌ها پسرخاله نشید!

28
00:01:47,060 --> 00:01:49,600
‫- اوه اوه
‫- اوه اوه؟ اوه اوه دیگه چیـه؟

29
00:01:49,600 --> 00:01:52,570
‫صداییـه که معنیش میشه
‫«یه جای کار می‌لنگـه»

30
00:01:52,570 --> 00:01:54,400
‫می‌دونم. خودم می‌دونم.
‫کجای کار می‌لنگه؟

31
00:01:54,400 --> 00:01:56,820
‫یادتـه گفتم تکنولوژی‌ای نیست که
‫نتونم هکش کنم؟

32
00:01:56,820 --> 00:01:59,490
‫خب، این ون این‌قدر قدیمیـه که
‫اصلاً تکنولوژی نداره

33
00:01:59,490 --> 00:02:02,120
‫وای، عالی شد.
هکرمون بلد نیست هک کنه

34
00:02:35,253 --> 00:02:36,920
« بر و بچِ ناخلف: ورود غیرقانونی »
« فصل اول »

35
00:02:40,110 --> 00:02:42,700
‫خب، این‌طوریش رو دیگه نداشتیم

36
00:02:42,097 --> 00:02:44,747
{\an8}« قسمت پنجم: تارتن، ویگلزورث و کمدلباسی »

37
00:02:42,700 --> 00:02:44,950
‫نرم‌افزایش ماشین‌هک‌کن من همیشه کار می‌کنه

38
00:02:44,950 --> 00:02:46,290
‫شرمنده بابت هلفدونی اما

39
00:02:46,290 --> 00:02:49,580
‫حداقل به مخفی‌گاه‌مون عین یه
‫هتل پنج‌ستاره نگاه می‌کنیم

40
00:02:51,800 --> 00:02:53,500
‫رو تخت‌های زندان خوابم نمی‌بره

41
00:02:53,500 --> 00:02:56,840
‫خیلی فسقلی و خیسـن.
‫اصلاً چرا جنس‌شون سرامیکیـه؟

42
00:02:56,840 --> 00:02:59,340
‫داش، نکنه رو سنگ توالت می‌خوابیدی؟

43
00:02:59,340 --> 00:03:01,921
‫خب،‌ دیگه لازم نیست رو توالت بخوابی

44
00:03:01,946 --> 00:03:04,300
‫چون دفعه آخرمون بود که گیر افتادیم

45
00:03:04,300 --> 00:03:06,810
‫اما تولدت گری نگهبانه‌ست که

46
00:03:06,810 --> 00:03:09,320
‫داداشای‌ باله‌ای می‌خواستن با
‫یه کادو غافلگیرش کنن

47
00:03:09,320 --> 00:03:11,190
‫داداشای باله‌‌ای می‌تونن پُستش کنن

48
00:03:11,190 --> 00:03:12,520
‫داداشای چی؟

49
00:03:12,520 --> 00:03:16,150
‫قبل اومدن تو به تیم، من و پیرانا
‫فهمیدیم فقط ماییم که باله داریم

50
00:03:16,150 --> 00:03:18,860
‫از اون روز به بعد،
‫بهترین دوستای باله‌ای هم شدیم

51
00:03:18,860 --> 00:03:21,320
‫البته خیلی روش فکر نکردیم اما
‫باید بکنیم

52
00:03:21,320 --> 00:03:23,910
‫دست دادن رمزی چطوره؟

53
00:03:23,910 --> 00:03:25,940
‫- داش
‫- حق نمیگم داش؟

54
00:03:27,290 --> 00:03:31,620
‫عاشق انرژی‌تونم اما باید ازش برای
‫جلسه‌ی توفان فکری تیمی استفاده کنیم

55
00:03:31,620 --> 00:03:34,750
‫می‌تونیم وارد جاها بشیم اما
‫باید روی فرارهامون کار کنیم

56
00:03:34,750 --> 00:03:38,550
‫اگه می‌خوایم تبه‌کارهای حرفه‌ای بشیم
‫نباید این‌قدر بیفتیم هلفدونی

57
00:03:38,550 --> 00:03:40,470
‫برای همین فردا اول صبح،

58
00:03:40,470 --> 00:03:43,590
‫بهترین ایده‌هاتون رو درموردِ
‫ بهترین روش‌های فرار کردن می‌خوام

59
00:03:44,900 --> 00:03:47,220
‫بهترین رفقای باله‌ای،
‫خلاف جریان شنا می‌کنن!

60
00:03:48,500 --> 00:03:50,020
‫آره!

61
00:03:50,020 --> 00:03:53,100
‫شرمنده. قبل این که تو بیای،
‫اینم یه قضیه‌ی دیگه بین داداشای باله‌ای بود

62
00:03:53,100 --> 00:03:56,730
‫- متوجه نمیشی
‫- شوخی بین خودتونـه؟ می‌فهمم بابا

63
00:03:56,730 --> 00:03:58,400
‫من و گرگ هم یکیش رو داریم

64
00:03:58,400 --> 00:04:00,900
‫بهترین داداشای پشمالو

65
00:04:00,900 --> 00:04:02,900
‫واسه این که جفت‌مون پشم داریم دیگه

66
00:04:02,900 --> 00:04:03,996
‫مگه نه گرگ؟

67
00:04:04,020 --> 00:04:07,330
‫داداشای پشمالو، خلاف جریان مو می‌ریزن!

68
00:04:08,370 --> 00:04:10,120
‫- دست بردار
‫- امکان نداره

69
00:04:10,120 --> 00:04:12,160
‫شوخی کردم.
‫داری با مار حرف می‌زنی

70
00:04:12,160 --> 00:04:15,580
‫ایول، ایول، چون من دارم با
‫کوسه و پیرانا حرف می‌زنم

71
00:04:15,580 --> 00:04:19,130
‫باله‌ی چپ با باله‌ی چپ،
‫بزن قدش، مشت، بزن قدش

72
00:04:19,130 --> 00:04:21,170
‫- چپ من یا چپ تو؟
‫- جفت‌مون؟

73
00:04:21,170 --> 00:04:22,970
‫آره

74
00:04:22,970 --> 00:04:27,890
‫- وای، چه حرفای خوبی می‌زنیم
‫- ...روی پیتزا. عالیـه

75
00:04:27,890 --> 00:04:31,350
‫- به این میگن ایده‌ی خوب
‫- چقدر خسته و کوفته‌م

76
00:04:31,350 --> 00:04:33,350
‫برم تو اتاقم

77
00:04:33,350 --> 00:04:35,520
‫بهترین رفقای باله‌ای،
‫خلاف جریان شنا می‌کنن!

78
00:04:35,520 --> 00:04:36,900
‫خیلی خب...

79
00:04:36,900 --> 00:04:39,230
‫اول که تکنولوژیم گند زد،

80
00:04:39,230 --> 00:04:41,860
‫بعدشم «داداشای پشمالو
‫خلاف جریان مو می‌ریزن»؟

81
00:04:41,860 --> 00:04:44,240
‫چی تو سرم می‌گذشت؟
‫چه احمقانه

82
00:04:44,240 --> 00:04:46,160
‫آروم بگیر

83
00:04:46,160 --> 00:04:49,120
‫تیم عاشقتـه.
‫حتی تولدت رو هم یادشون موند

84
00:04:49,120 --> 00:04:52,120
‫صبر کن ببینم. اون تولد گری بود.
‫حالا هر چی

85
00:04:52,120 --> 00:04:54,380
‫نکته اینـه که همه‌چی مرتبـه

86
00:04:54,380 --> 00:04:57,670
‫دوربین‌های مخفی‌ای که همه‌جای مخفی‌گاه
‫گذاشتی هم این رو نشون میدن

87
00:04:57,670 --> 00:05:00,380
‫سرقت آخر چه فاجعه‌ای بود

88
00:05:00,380 --> 00:05:03,460
‫تارتن؟ گند زد به فرار

89
00:05:03,460 --> 00:05:05,630
‫آره، به خاطر تارتن خیلی گیر افتادیم...

90
00:05:08,050 --> 00:05:09,800
‫آفرین تارتن

91
00:05:09,800 --> 00:05:12,850
‫همیشه اون بچه‌‌ی عجیب‌غریبِ
‫گوشه‌گیر خونه‌نشین بودی

92
00:05:12,850 --> 00:05:16,320
‫حالا هم که بعد یه عمری، یه گروه عجیب و غریب
‫پیدا کردی که باهاشون خلاف کنی،

93
00:05:16,320 --> 00:05:18,420
‫داری گند می‌زنی بهش

94
00:05:19,230 --> 00:05:22,070
‫اگه تیم تصمیم بگیره که
‫چون جدیدترین عضو گروهم،

95
00:05:22,070 --> 00:05:24,400
‫دیگه بهم نیازی ندارن و
‫بندازنم بیرون چی؟

96
00:05:25,060 --> 00:05:27,110
‫خودت رو جمع‌وجور کن!

97
00:05:27,110 --> 00:05:28,450
‫تو تارتنی

98
00:05:28,450 --> 00:05:30,030
‫می‌تونی درستش کنی

99
00:05:31,950 --> 00:05:35,160
‫با بهترین ایده‌ی برای جلسه‌ی توفان فکری گرگ

100
00:05:35,160 --> 00:05:39,170
‫باید توی فرار کردن خوب بشیم.
‫عالی بشیم. مثلِ...

101
00:05:39,170 --> 00:05:43,210
‫مثلِ بزرگ‌ترین هنرمند فرار کردن تاریخ

102
00:05:45,220 --> 00:05:47,090
‫وقت توفان فکریـه

103
00:05:48,660 --> 00:05:49,720
‫تارتن کجاس؟

104
00:05:49,720 --> 00:05:52,510
‫احتمالاً دست‌شویی.
‫تازه تمیزش کردم، سختـه جلوی خودت رو بگیری

105
00:05:52,510 --> 00:05:54,500
‫خودم به شخصه عاشق بوم نقاشی خالیـم

106
00:06:03,520 --> 00:06:05,400
‫یالا دیگه! یالا!

107
00:06:06,860 --> 00:06:09,280
‫کمکی لازم نداری، تارتن؟

108
00:06:09,280 --> 00:06:10,910
‫اصلاً چی‌کار داری می‌کنی؟

109
00:06:10,910 --> 00:06:14,520
‫واسه فرار کردن کمک لازم داریم

110
00:06:14,520 --> 00:06:15,870
‫با خودم گفتم...

111
00:06:15,870 --> 00:06:20,838
‫کی بهترین هنرمندِ فرار کردن تاریخـه؟

112
00:06:20,863 --> 00:06:22,040
‫تاریخِ دزدی

113
00:06:22,040 --> 00:06:23,340
‫جا انداختمش!

114
00:06:24,800 --> 00:06:26,380
‫صبر کن ببینم. نکنه منظورت...؟

115
00:06:27,210 --> 00:06:28,220
‫دقیقاً

116
00:06:28,220 --> 00:06:30,640
‫چندین سالـه کسی چیزی ازش نشنیده و
‫طرف کله‌گنده‌ست

117
00:06:30,640 --> 00:06:32,470
‫واسه همین پیدا کردنش کار راحتی نبود اما

118
00:06:32,470 --> 00:06:35,140
‫بسپارش به یه خوره‌ی‌ تکنولوژی مثل من تا...

119
00:06:35,140 --> 00:06:41,060
‫بدنام‌ترین شعبده‌باز و تبه‌کارِ هنرمند
‫فرار کردن تاریخ رو معرفی کنم

120
00:06:41,060 --> 00:06:45,820
‫آقای ویگلزورث شگفت‌انگیز!

121
00:06:48,740 --> 00:06:50,200
‫سـلام!

122
00:06:51,320 --> 00:06:52,700
‫و درود

123
00:06:52,700 --> 00:06:53,950
‫باورم نمیشه خودتی!

124
00:06:53,950 --> 00:06:56,160
‫اون روز با یه بانک کامل غیب شدی!

125
00:06:56,160 --> 00:06:58,200
‫یکی از سرقت‌های محبوبمـه!

126
00:06:58,200 --> 00:07:02,790
‫تو تنها تبه‌کاری هستی که از
‫زندان اولکاتراز فرار کرده،

127
00:07:02,790 --> 00:07:04,960
‫زندانی با شدیدترین تدابیر امنیتی

128
00:07:04,960 --> 00:07:07,710
‫فکر می‌کردم تو اون فرار ناموفق با
‫تابوت آبی مُردی

129
00:07:07,710 --> 00:07:12,050
‫آره، اما فقط واسه این که
‫یه کار خیلی خفن‌تر انجام بدم

130
00:07:12,050 --> 00:07:14,010
‫فرار از مرگ!

131
00:07:14,010 --> 00:07:15,220
‫و حالا اینجام

132
00:07:15,220 --> 00:07:17,770
‫با‌ل‌انگیزه

133
00:07:17,770 --> 00:07:21,100
‫میشه ماهنامه‌ی «فرار از جزیره‌‌ی
‫اولکاتراز»‌ـم ‫رو امضا کنی؟

134
00:07:21,100 --> 00:07:24,230
‫آقای ویگلزورث قبول کردن که هنر فرار رو
‫بهمون آموزش بدن

135
00:07:24,230 --> 00:07:25,940
‫ایده‌ی عالی‌ای بود، تارتن

136
00:07:25,940 --> 00:07:28,030
‫- باریکلا، آبجی باله‌ای
‫- ایول، تارجونی

137
00:07:28,030 --> 00:07:32,740
‫ماییم دیگه. سرشار از ایده‌های ناب که
‫تیم رو متحول می‌کنه

138
00:07:32,740 --> 00:07:35,530
‫می‌تونم یادتون بدم که
تو هنر فرار استاد بشید،

139
00:07:35,530 --> 00:07:37,950
‫فقط با سه تا قسط ۹.۹۹ دلاری و

140
00:07:37,950 --> 00:07:41,750
‫پیش‌پرداخت تضمینی ۵ هزار دلاری،
‫با یه سند چشم‌پوشی از حق قانونی

141
00:07:41,750 --> 00:07:43,540
‫مجله‌ی تو رو هم امضا می‌کنم...

142
00:07:44,460 --> 00:07:45,500
‫با ۲۰ دلار اضافه

143
00:07:48,130 --> 00:07:50,420
‫هی!

144
00:07:50,420 --> 00:07:51,550
‫بریم تو کارش

145
00:07:51,550 --> 00:07:55,340
‫باید از این فرصت که یه تبه‌کار اسطوره رو
‫برای کمک آوردم، نهایت استفاده رو ببریم

146
00:07:55,340 --> 00:07:58,560
‫- البته، پول خیــلی زیادیـه
‫- دست بردار

147
00:07:58,560 --> 00:08:00,020
‫می‌تونید از این...

148
00:08:01,020 --> 00:08:02,440
‫- هی!
‫- این رو باز کن!

149
00:08:02,440 --> 00:08:03,690
‫...برسید به این!

150
00:08:04,310 --> 00:08:05,900
‫وای!

151
00:08:05,900 --> 00:08:07,770
‫ثبت‌نام می‌کنیم، آقای ویگلزورث

152
00:08:07,770 --> 00:08:09,150
‫عالیـه

153
00:08:09,150 --> 00:08:12,570
‫حالا تو طول مدت اقامتم کدوم اتاق قراره که

154
00:08:12,570 --> 00:08:14,490
‫مال بنده بشه؟

155
00:08:15,050 --> 00:08:15,910
‫هان؟

156
00:08:15,910 --> 00:08:19,200
‫دوره‌ی من شامل ۲۴ ساعت آموزش فشرده‌ست

157
00:08:19,200 --> 00:08:21,790
‫اگه می‌‌خواید جواب بده،
‫باید اینجا بمونم

158
00:08:22,960 --> 00:08:25,750
‫بهت می‌خوره کسی باشی که یه اتاق تمیز و
‫مجهز داشته باشه

159
00:08:25,750 --> 00:08:27,750
‫اتاق تو رو برمی‌دارم

160
00:08:27,750 --> 00:08:29,630
‫باعث افتخاره

161
00:08:34,470 --> 00:08:37,510
‫به اولین جلسه‌تون خوش اومدید

162
00:08:37,510 --> 00:08:39,180
‫قراره عالی باشه!

163
00:08:39,180 --> 00:08:42,350
‫توی بیشتر فرارها، به کلید نیاز دارید.
‫ممکنـه بپرسید چرا؟

164
00:08:42,350 --> 00:08:45,900
‫خب، بیشتر اوقات برای باز کردن قفل

165
00:08:46,650 --> 00:08:50,150
‫تصور کنید که کلی کلید دم دست‌تون باشه

166
00:08:50,150 --> 00:08:52,190
‫چه قفلی هست که نتونید بازش کنید؟

167
00:08:52,860 --> 00:08:54,490
‫ویگیلی ووگولی!

168
00:08:54,490 --> 00:08:56,780
‫- اونا رو از کجا آورد؟
‫- همین رو بگو

169
00:08:56,780 --> 00:08:58,740
‫باید این‌ور اون‌ور ببریمش؟

170
00:08:58,740 --> 00:08:59,870
‫یه‌جورایی

171
00:08:59,870 --> 00:09:04,000
‫اما قایم کردن دسته‌کلیدی به این بزرگی
‫کار خیلی سختیـه

172
00:09:04,000 --> 00:09:07,670
‫برای همینـه که باید قورت‌شون بدید و

173
00:09:07,670 --> 00:09:10,000
‫با شکم‌تون این‌ور اون‌ور ببریدش

174
00:09:10,000 --> 00:09:12,420
‫همم، توجهم رو جلب کردی

175
00:09:12,420 --> 00:09:15,630
‫این رو قورت بدیم؟
‫یه‌جورایی غیرممکن به‌نظر...

176
00:09:15,630 --> 00:09:17,561
‫پس واسه چی من تموم کردم؟

177
00:09:17,586 --> 00:09:21,886
‫همم، این‌قدر قورت دادید که
‫هوس میان‌وعده کردم

178
00:09:25,140 --> 00:09:27,100
‫سلام آقای ویگلزورث

179
00:09:27,100 --> 00:09:28,810
‫خودشی دیگه؟

180
00:09:28,835 --> 00:09:32,061
‫چون اون کلک دست‌بند باحال بود اما

181
00:09:32,143 --> 00:09:34,110
‫آخه قورت دادن کلید؟

182
00:09:34,110 --> 00:09:35,240
‫واقعاً؟

183
00:09:35,240 --> 00:09:37,200
‫قراره به جایی برسه دیگه؟

184
00:09:39,120 --> 00:09:41,200
‫تارتن، حس می‌کنم...

185
00:09:43,490 --> 00:09:46,120
‫حس می‌کنم یه چیزی هست که
‫ذهنت رو درگیر کرده

186
00:09:46,870 --> 00:09:50,210
‫جداً؟ معلومـه

187
00:09:50,210 --> 00:09:53,340
‫آخه من جدیدترین عضو بر و بچ ناخلفم و

188
00:09:53,340 --> 00:09:55,260
‫تو آخرین سرقت‌مون بدجوری گند زدم و

189
00:09:55,260 --> 00:09:58,340
‫همه باتجربه‌ترن و شوخی‌های
خودمونیِ باله‌ای دارن

190
00:09:58,340 --> 00:10:00,850
‫شَکَم درست بود

191
00:10:00,850 --> 00:10:04,180
آوردنت ایده‌ من بود که به همه یادآوری کنم
‫من هم نقشی توی تیم دارم

192
00:10:04,180 --> 00:10:07,060
‫دوره‌ی تو باید جواب بده چون اگه نده

193
00:10:07,060 --> 00:10:09,060
‫جفت‌مون پرت میشیم بیرون

194
00:10:09,060 --> 00:10:12,570
‫بیرون این مخفی‌گاه دنج که سقف بالای سر و
‫توالت قابل استفاده داره؟

195
00:10:12,570 --> 00:10:14,940
‫عجب مخمصه‌ای. من می‌خوام...

196
00:10:14,940 --> 00:10:18,860
‫منظورم اینـه که،
‫من می‌خوام تو اینجا بمونی

197
00:10:18,860 --> 00:10:21,030
‫و می‌تونم کمک کنم

198
00:10:21,030 --> 00:10:22,170
‫می‌تونی؟

199
00:10:22,530 --> 00:10:25,830
‫من رو تا آخر این دوره‌ی طولانی
‫اما مؤثر نگه دار تا

200
00:10:25,830 --> 00:10:29,040
‫بر و بچ ناخلف رو به بهترین خلاف‌کارها
تبدیل کنم و

201
00:10:29,040 --> 00:10:31,250
‫این‌طوری تو هم جلوشون ضایع نمیشی

202
00:10:31,250 --> 00:10:32,750
‫قبولـه

203
00:10:33,250 --> 00:10:35,330
‫قدم بعدی برای استاد شدن در فرار

204
00:10:35,355 --> 00:10:38,590
‫غلبه به ضعف‌های بدنـه

205
00:10:38,590 --> 00:10:41,550
‫آره! لعنت به ضعف!

206
00:10:41,550 --> 00:10:42,930
‫یالا کوسه

207
00:10:42,930 --> 00:10:44,890
‫یالا دیگه،‌ برو!

208
00:10:46,770 --> 00:10:48,180
‫برو، داداش باله‌ای!

209
00:10:50,390 --> 00:10:51,900
‫وای نه!

210
00:10:52,940 --> 00:10:54,270
‫یه ساعت شد

211
00:10:54,270 --> 00:10:57,530
‫نمیشه تو برنامه‌ریزی درس عجله کرد.
‫توی حموم ایده‌ می‌گیره

212
00:11:01,070 --> 00:11:06,040
‫توانایی حرکت بدون صدا بهتون کمک می‌کنه تا
‫موقع سرقت، شناسایی نشید

213
00:11:06,040 --> 00:11:08,000
‫برای آزمایش سکوت‌تون،

214
00:11:08,000 --> 00:11:09,040
‫یه چرتی می‌زنم

215
00:11:09,830 --> 00:11:13,460
‫اگه حتی با کوچیک‌ترین صدا بیدار شم،
‫مردود میشید

217
00:11:20,050 --> 00:11:21,130
‫هان؟

218
00:11:21,130 --> 00:11:23,050
‫هیس!

219
00:11:23,050 --> 00:11:25,390
‫چرا باز این کار رو کردم؟

220
00:11:25,390 --> 00:11:28,310
‫کلید موفقیت، پشتکار و باوره!

221
00:11:28,310 --> 00:11:32,060
‫چیزی که شکست به نظر میاد،
‫اغلب اوقات قدمی به سمت پیروزیـه،

222
00:11:32,060 --> 00:11:33,770
‫پس ادامه بده

223
00:11:33,770 --> 00:11:37,070
‫آره، نباید نا امید شیم.
‫باید به تلاش‌مون ادامه بدیم

224
00:11:37,070 --> 00:11:39,140
‫تکنولوژی ماشین‌هک‌کنم یه بار شکست خورد اما

225
00:11:39,140 --> 00:11:42,000
‫دلیل نمیشه که نتونم راهش بندازم

226
00:11:43,200 --> 00:11:45,320
‫همینـه. الان نباید جا بزنی

227
00:11:45,320 --> 00:11:48,870
‫۹۰ درصدِ فرار، خواستنـه و
‫۱۰ درصدش عرق ریختن

228
00:11:48,870 --> 00:11:51,505
‫حالا که تو داری خودت رو آزاد می‌کنی،

229
00:11:51,530 --> 00:11:53,790
‫من میرم این ناخن‌ها رو تو اتاقم بگیرم

230
00:11:53,790 --> 00:11:56,590
‫چی؟! قبول کردم تو اتاقم بخوابی،

231
00:11:56,590 --> 00:11:58,670
‫نه که با میخچه‌های پات کثیفش کنی!

232
00:11:58,670 --> 00:12:02,380
‫احتمالاً‌ بخشی از روش‌های
آقای ویگلزورث باشه، مگه نه؟

233
00:12:02,380 --> 00:12:03,420
‫کاملاً...

234
00:12:03,420 --> 00:12:04,720
‫درستـه

235
00:12:04,720 --> 00:12:07,930
‫دارم به پیرانا، خواسته‌ای واقعی
برای فرار میدم

236
00:12:08,700 --> 00:12:10,810
‫تارتن، تو خیلی باهوشی

237
00:12:10,810 --> 00:12:12,640
‫نذار این یکی از کفت بره

238
00:12:14,000 --> 00:12:19,000


239
00:12:20,440 --> 00:12:23,570
‫چقدر هم پوست‌پوستن

240
00:12:25,780 --> 00:12:27,240
‫مسخره‌ست

241
00:12:27,240 --> 00:12:30,620
‫به نظرم وقتشـه این پیرمرد خرفت رو
‫پرت کنیم بیرون

242
00:12:30,620 --> 00:12:32,660
‫نـه! باید این دوره رو تموم کنیم

243
00:12:32,660 --> 00:12:35,670
‫نمیشه که به خاطر یه اشتباه
‫کسی رو بندازی بیرون

244
00:12:35,670 --> 00:12:37,130
‫درست نمیگم، ولف؟

245
00:12:37,130 --> 00:12:38,960
‫دیدی؟ گرگ هم باهام موافقـه

246
00:12:40,380 --> 00:12:41,630
‫شاید حق با تارتن باشه

247
00:12:42,800 --> 00:12:45,550
‫نه، یه بوهایی میاد.
‫این دیگه چیـه...؟

248
00:12:47,850 --> 00:12:51,390
‫پیری با کلاه من کلکش رو سوار کرد؟

249
00:12:51,390 --> 00:12:55,100
‫شاید اسطوره باشه اما دیگه رو مخ شده

250
00:12:55,100 --> 00:12:59,440
‫این چند هفته‌ی اخیر باعث شده تو
‫رژیم غذایی بدون انسانم، تجدیدنظر کنم

251
00:12:59,440 --> 00:13:00,580
‫صبر کن ببینم

252
00:13:00,604 --> 00:13:03,504
یعنی از اومدن ویگلزورث
‫سه هفته‌ست که می‌گذره؟

253
00:13:04,450 --> 00:13:07,910
‫- جربیل روی پیتزا؟ عجب هیولایی
‫- باید حرف بزنیم

254
00:13:07,910 --> 00:13:10,490
‫باشه، باشه، حتماً

255
00:13:10,490 --> 00:13:14,000
اما بعد از درس یهویی‌مون
‫درموردِ معطل کردن

256
00:13:14,750 --> 00:13:17,500
‫یه هنرمند فرار خوب، همیشه به
‫معطل کردن نیاز داره،

257
00:13:17,500 --> 00:13:19,130
‫که بخوام واضح‌تر بگم،

258
00:13:19,130 --> 00:13:22,300
‫راهی برای خریدن وقت اضافه
‫برای فرار کردنـه

259
00:13:22,300 --> 00:13:24,880
‫که بخوام واضح‌تر بگم...

260
00:13:24,880 --> 00:13:27,930
‫صبر کن ببینم.
داری من رو معطل می‌کنی؟

261
00:13:27,930 --> 00:13:32,060
‫گاهی اوقات، بهترین راه یادگیری
‫تجربه کردنـه، شاگرد جان

262
00:13:32,600 --> 00:13:34,310
‫بگو قضیه چیـه

263
00:13:34,310 --> 00:13:36,520
‫چندین روزه هیچی یادمون ندادی

264
00:13:36,520 --> 00:13:39,810
‫غذامون رو می‌خوری.
‫رو تخت پیرانا می‌خوابی

265
00:13:40,780 --> 00:13:41,940
‫حقیقتش...

266
00:13:41,940 --> 00:13:44,570
‫من فقط اینجام تا سقفی بالای سرم داشته باشم

267
00:13:44,570 --> 00:13:48,200
‫- راستش، سابقه‌ی کیفری من شکست‌خورده‌ست
‫- چی؟

268
00:13:48,200 --> 00:13:49,490
‫اما تو از اولکاتراز فرار...

269
00:13:49,490 --> 00:13:54,200
‫اساساً من به خاطر خوش‌رفتاری
‫از جزیره‌ی‌ اولکاتراز آزاد شدم

270
00:13:54,200 --> 00:13:56,290
‫و بعد از این که رفقای تبه‌کارم رو لو دادم.

271
00:13:56,290 --> 00:13:58,290
‫اما به نظر من، این خودش فرار به حساب میاد

272
00:13:58,790 --> 00:14:01,960
‫خلاصه، تا جایی که تونستم از اون فرار
‫استفاده کردم اما

273
00:14:01,960 --> 00:14:04,300
‫شهرتم که کم شد، کار و بارم هم کساد شد

274
00:14:04,300 --> 00:14:08,430
‫وقتی تارتن پیدام کرد،‌
این‌قدر بی‌کار بودم که ‫مجبور شدم بدوشمش

275
00:14:08,970 --> 00:14:10,680
‫راستی، شیرمون هم تموم شده

276
00:14:10,680 --> 00:14:13,430
‫تعجبی نداره که میگن با قهرمان‌هات روبرو نشو

277
00:14:13,430 --> 00:14:16,520
‫پول‌مون رو پس بده و از اینجا برو

278
00:14:16,520 --> 00:14:19,810
‫وای، عزیزم.
‫اون دیگه خرج شد

279
00:14:19,810 --> 00:14:22,190
‫چطوری به این سرعت ۵ هزار دلار رو
‫حیف و میل کردی؟

280
00:14:22,190 --> 00:14:24,860
‫عمراً اگه واسه جکوزی خرجش کرده باشم...

281
00:14:24,860 --> 00:14:27,490
‫ربطی نداره اما این اتاق شیر آب داره؟

282
00:14:27,490 --> 00:14:28,990
‫دیگه بسـه!

283
00:14:34,240 --> 00:14:35,854
‫گرفتمت! چی؟

284
00:14:37,620 --> 00:14:41,000
‫دوباره گول این کلک‌هات رو نمی‌خورم.
‫زودتر بیا بیرون

285
00:14:43,500 --> 00:14:46,260
‫- من ترس از فضای بسته دارم!
‫- شرمنده. موقتی اینجایی

286
00:14:46,260 --> 00:14:49,550
‫تا این که یه نقشه به ذهنم برسه،
‫البته بعد از چندتا حموم دیگه

287
00:14:49,550 --> 00:14:51,180
‫بهش فکر می‌کنم

288
00:14:51,180 --> 00:14:53,550
‫وای. خیلی خب

289
00:14:55,930 --> 00:14:57,930
‫سلام، رفقای بر و بچ خفنم!

290
00:14:57,930 --> 00:14:59,890
‫جانم؟

291
00:14:59,890 --> 00:15:01,810
‫- رفقا؟
‫- نشنیدی؟

292
00:15:01,810 --> 00:15:04,270
‫گرگ این‌قدر از نقشم توی تیم راضی بود که

293
00:15:04,270 --> 00:15:06,940
‫عضویت دائم بهم داد

294
00:15:06,940 --> 00:15:08,690
‫- چی؟
‫- می‌تونه همچین کاری بکنه؟

295
00:15:08,690 --> 00:15:11,660
‫آره، ویگلزورث، این جزو قرارمون نبود

296
00:15:13,240 --> 00:15:15,700
‫نه که اصلاً قراری داشته باشیم‌ها،

297
00:15:15,725 --> 00:15:18,410
‫اصلاً درمورد کی داریم حرف می‌زنیم؟

298
00:15:18,410 --> 00:15:22,290
‫گرگ. حالا داره پشت سر ما
‫تصمیمات گروهی می‌گیره

299
00:15:22,290 --> 00:15:26,090
‫اون گوله‌ی پشمالو کجاس؟
‫باس برم حالش رو جا بیارم

300
00:15:26,090 --> 00:15:27,880
‫الان می‌برمت پیشش

301
00:15:27,880 --> 00:15:29,760
‫هان؟ اینجا دیگه کجاس؟

302
00:15:29,760 --> 00:15:32,840
‫قرار بود من رو ببری پیش گرگ،
‫نه کمدلباسی چندش‌آورت

303
00:15:32,840 --> 00:15:35,890
‫- همین کار رو هم کردم. اون... همین‌جاست
‫- هوی!

304
00:15:35,890 --> 00:15:37,850
‫ولم کن! هوی، دستت رو بکش!

305
00:15:42,230 --> 00:15:43,360
‫هی

306
00:15:43,360 --> 00:15:45,060
‫می‌دونی گرگ و مار کجان؟

307
00:15:45,060 --> 00:15:47,670
‫فکر کنم بالأخره فهمیدم چطوری میشه
‫ماشین‌ها رو هک کرد

308
00:15:47,670 --> 00:15:50,360
‫شرمنده این رو بهت میگم تارتن، اما...

309
00:15:50,360 --> 00:15:52,240
‫تصمیم گرفتن بدون تو برن دزدی

310
00:15:52,240 --> 00:15:55,030
‫- جداً؟
‫- صداشون رو شنیدم

311
00:15:55,030 --> 00:15:57,620
‫حق داشتی که می‌ترسیدی اما نگران نباش

312
00:15:57,620 --> 00:15:59,790
‫هنوز نقشه‌مون سر جاشـه

313
00:15:59,790 --> 00:16:01,660
‫آره. درستـه

314
00:16:01,660 --> 00:16:03,500
‫ممنون که بهم گفتی

315
00:16:08,960 --> 00:16:10,510
‫هی، آقای ویگلزورث

316
00:16:10,510 --> 00:16:14,010
‫درمورد یه چیزی سؤال دارم که
‫حس می‌کنم جاش خالیـه

317
00:16:14,010 --> 00:16:15,680
‫جـ-جـ-جاش خالیـه؟

318
00:16:16,260 --> 00:16:18,890
‫داداش باله‌ای من فکر می‌کنه
‫شما می‌دونید کجاس

319
00:16:18,890 --> 00:16:21,020
‫مطمئن باش که نمی‌دونم

320
00:16:21,020 --> 00:16:22,180
‫اما می‌دونید

321
00:16:22,180 --> 00:16:24,690
‫حس می‌کنم تواناییم برای
‫حضور روی صحنه کم شده و

322
00:16:24,690 --> 00:16:26,650
‫عاشق وسایل نمایشی شمام

323
00:16:26,650 --> 00:16:30,190
‫شما از کجا وسایل‌تون رو... دقیقاً همین!
‫مثل این بمب دودزا

324
00:16:30,190 --> 00:16:31,690
‫وقت خیلی خوبی برای نشون دادنِ...

325
00:16:31,690 --> 00:16:33,820
‫پیرانا؟ ویگلز...

326
00:16:38,700 --> 00:16:40,660
‫این کلاه ماره؟

327
00:16:41,160 --> 00:16:43,910
‫اما اون هیچ‌وقت بدون کلاهش کاری نمی‌کنه

328
00:16:46,330 --> 00:16:48,750
‫راستش، سابقه‌ی کیفری من شکست‌خورده‌ست

329
00:16:50,500 --> 00:16:53,630
‫دلیل این که پیدا کردنش سخت بود،
‫این نبود که آدم مهمیـه

330
00:16:53,630 --> 00:16:55,880
‫دلیلش این بود که دورانش به سر اومده بود!

331
00:16:57,260 --> 00:16:59,260
‫هوی!‌ هوی!

332
00:16:59,260 --> 00:17:01,970
‫هوی! ولم کن! هوی، دستت رو بکش!

333
00:17:04,140 --> 00:17:05,230
‫کوسه؟ پیرانا؟

334
00:17:05,810 --> 00:17:07,310
‫کمک‌تون رو لازم دارم

335
00:17:07,310 --> 00:17:08,810
‫اونا دیگه کوشن؟

336
00:17:08,810 --> 00:17:10,570
‫شرمنده این رو بهت میگم تارتن اما

337
00:17:10,570 --> 00:17:13,070
‫اونا هم بدون تو رفتن دزدی

338
00:17:13,600 --> 00:17:14,700
‫جداً؟

339
00:17:14,700 --> 00:17:18,570
‫شاید بهتره بیخیال این بشی که خودت رو
‫تو دل بر و بچ ناخلف جا کنی

340
00:17:18,570 --> 00:17:21,290
‫- می‌تونیم با همدیگه تیم شیم
‫- وای، شرمنده

341
00:17:21,290 --> 00:17:24,960
‫منظورم این بود که، «جداً؟
‫فکر کردی از یه سوراخ، دو بار گزیده میشم»؟

342
00:17:24,960 --> 00:17:26,420
‫- آره؟
‫- نه!

343
00:17:26,420 --> 00:17:29,210
‫قبول دارم، تو دزدی آخر اشتباه بزرگی کردم و

344
00:17:29,210 --> 00:17:31,920
‫و اشتباه‌ بزرگ‌ترم این بود که
‫این کار رفت توی مخم و

345
00:17:31,920 --> 00:17:35,090
‫بزرگ‌ترین اشتباهم این بود که
‫گذاشتم موقع ناامیدیم، گولم بزنی

346
00:17:35,090 --> 00:17:37,220
‫اما دیگه مهم نیست

347
00:17:37,220 --> 00:17:39,260
‫باید دوستام رو نجات بدم

348
00:17:39,260 --> 00:17:40,930
‫من؟ تو رو گول بزنم؟

349
00:17:40,930 --> 00:17:42,810
‫تارتن، اصلاً امکان نداره

350
00:17:42,810 --> 00:17:44,060
‫داره!

351
00:17:44,060 --> 00:17:45,560
‫دوربین‌ها رو چک کردم و

352
00:17:45,560 --> 00:17:49,150
‫دیدم که گرگ و مار رو انداختی توی
‫کمددیواری چندشت

353
00:17:49,150 --> 00:17:53,110
‫رفتم کمک‌شون کنم اما اونجا نبودن.
‫بگو چی‌کارشون کردی

354
00:17:54,940 --> 00:17:56,950
‫وای، دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

355
00:17:56,950 --> 00:17:59,530
‫من آدم بدی نیستم، خب هستم اما

356
00:17:59,555 --> 00:18:01,120
‫اونقدرا بد نیستم

357
00:18:01,120 --> 00:18:02,120
‫من...

358
00:18:02,120 --> 00:18:03,580
‫اصلاً نقشه‌ای نداشتم

359
00:18:03,580 --> 00:18:07,120
‫فقط من گشنه‌مـه و گیج شدم و
‫نمی‌دونم چی‌کار دارم می‌کنم

360
00:18:07,830 --> 00:18:09,500
‫دوستات توی ون حمل زندانی‌هان

361
00:18:09,500 --> 00:18:12,130
‫به خاطر یه سری جرم من‌درآوردی لوشون دادم

362
00:18:12,130 --> 00:18:14,510
‫- چی؟!
‫- به خاطر سلامتی خودم بود

363
00:18:14,510 --> 00:18:17,470
‫هر دفعه که به اون کمددیواری نگاه می‌کردم

364
00:18:17,470 --> 00:18:19,260
‫سینه‌م یه‌طور عجیبی می‌شد

365
00:18:19,260 --> 00:18:23,260
‫به خاطر کارهایی که کردم،
‫یه جورایی حس بدی گرفتم

366
00:18:23,260 --> 00:18:25,220
‫داری درمورد عذاب وجدان حرف می‌زنی؟

367
00:18:25,220 --> 00:18:26,930
‫من چی‌کار کردم؟

368
00:18:26,930 --> 00:18:30,310
‫باید کمکم کنی درستش کنم.
‫بعدش هم گم میشی بیرون!

369
00:18:30,310 --> 00:18:33,270
‫کم‌کم دارم حس تو رو درک می‌کنم،

370
00:18:33,270 --> 00:18:35,940
‫شاید دیگه کسی دلش نخواد اینجا باشم

371
00:18:35,940 --> 00:18:37,610
‫دقیقاً همین‌طوره!

372
00:18:37,610 --> 00:18:39,530
‫اصلاً من رو با خودت مقایسه نکن

373
00:18:39,530 --> 00:18:42,200
‫تو یه مفت‌خور حقه‌بازی،
‫من پرتلاشم

374
00:18:42,200 --> 00:18:44,240
‫و تو کاری که می‌کنم، خیلی ماهرم

375
00:18:44,240 --> 00:18:45,790
‫پس دهنت رو ببند و برو تو ماشین

376
00:18:45,790 --> 00:18:48,620
‫چون پای من به پدال‌ها نمی‌رسه...
‫یا حتی فرمون

377
00:18:52,250 --> 00:18:55,011
‫دارم یه برنامه‌ی پیشرفته‌ی
ماشین‌هک‌کن بی‌سیم رو ‫

378
00:18:55,036 --> 00:18:57,895
روی یه دیش ماهواره‌ی کوچیک
‫نصب و آپلود می‌کنم و

379
00:18:57,920 --> 00:19:00,340
‫دست‌فرمون تو حساب رو مخمـه

380
00:19:00,340 --> 00:19:02,800
‫شرمنده. این گردالیه خیلی گیج‌کننده‌ست

381
00:19:02,800 --> 00:19:04,300
‫فرمون رو داری میگی؟

382
00:19:04,810 --> 00:19:07,350
‫تو... تا حالا رانندگی کردی دیگه؟

383
00:19:07,350 --> 00:19:09,390
‫وای! یه ون پلیس رو اون جلو می‌بینم

384
00:19:09,390 --> 00:19:10,770
‫چقدر هم سریع داره میره

385
00:19:10,770 --> 00:19:13,440
‫پدال برو-برو رو فشار میدم تا
‫ببینم می‌رسیم یا نه

386
00:19:13,440 --> 00:19:14,570
‫بسپارش به خودم

387
00:19:16,360 --> 00:19:19,400
‫ایست! ایست، ایست، ایست

388
00:19:26,120 --> 00:19:29,660
‫- نمی‌دونم دست کیـه اما برش دار
‫- اینجا توالت داره؟

389
00:19:30,250 --> 00:19:32,670
‫تارتن اومده نجات‌مون بده

390
00:19:32,670 --> 00:19:34,880
‫ازمون خواسته برسیم به حساب راننده

391
00:19:34,880 --> 00:19:37,000
‫چطوری؟ ما به زور می‌تونیم جم بخوریم

392
00:19:37,000 --> 00:19:39,380
‫آره. اینجا از اون طنابه هم تنگ‌تره

393
00:19:39,380 --> 00:19:42,380
‫همینـه! ناخن‌های پای ویگلزورث

394
00:19:42,380 --> 00:19:45,100
‫داش، اوضاع به اندازه کافی قاراشمیش هست،
‫تو دیگه نمک رو زخمم نپاش

395
00:19:45,100 --> 00:19:45,950
‫اشتباه می‌کنی

396
00:19:45,950 --> 00:19:48,156
‫اوضاع باید از این هم بدتر باشه تا

397
00:19:48,181 --> 00:19:50,730
‫دلیلی برای فرار کردن داشته باشیم،

398
00:19:50,730 --> 00:19:52,640
‫درست مثل حرفی که ویگلزورث زد

399
00:19:52,640 --> 00:19:56,020
‫پیرانا، متنفرم این رو بگم اما
‫امکانش هست که...؟

400
00:19:56,020 --> 00:19:59,440
‫تو فقط من رو واسه گوزیدن می‌خوای اما باشه

401
00:20:01,490 --> 00:20:04,200
‫- حتی خودم هم بدم میاد!
‫- نمی‌تونم نفس بکشم! نه!

402
00:20:09,200 --> 00:20:11,710
‫وای، اکسیژن

403
00:20:11,710 --> 00:20:13,250
‫اون پشت چه خبره؟

404
00:20:13,750 --> 00:20:15,500
‫شرمنده بابت این گری

405
00:20:15,500 --> 00:20:18,250
‫اما من و پیرانا همچنان می‌خوایم
‫واست کادوی تولد بفرستیم

406
00:20:18,250 --> 00:20:20,300
‫وای! ممنون داداشای باله‌ای...

407
00:20:22,930 --> 00:20:24,050
‫هی!

408
00:20:24,050 --> 00:20:27,050
‫- فعلاً داداشای باله‌ای!
‫- هان؟ صبر کن ببینم

409
00:20:27,050 --> 00:20:29,890
‫- کی می‌خواد این رو برونه؟
‫- فرمون دست تارتنـه

410
00:20:32,520 --> 00:20:34,700
‫از پسش بر میای تارتن

411
00:20:39,820 --> 00:20:41,690
‫هه، جواب داد!

412
00:20:41,690 --> 00:20:44,990
‫خب معلومـه که جواب میده.
‫من نابغه‌م!

413
00:20:47,490 --> 00:20:49,370
‫بریم خونه

414
00:20:51,580 --> 00:20:55,620
‫- کی گفته عنکبوت‌ها رانندگی بلد نیستن؟
‫- من هم همین رو میگم!

415
00:20:56,210 --> 00:20:58,210
‫پیرانا، باید درمورد رژیم غذاییت حرف بزنیم

416
00:20:58,210 --> 00:21:01,920
‫اما باید بگم که خیلی خوشحالم
‫از اون کمددیواری فرار کردیم

417
00:21:01,920 --> 00:21:04,090
‫اونجا واقعاً هم تنگ به نظر می‌اومد

418
00:21:04,090 --> 00:21:07,590
‫الان وقت خوبیـه که بگم همه‌ی این ماجراها
‫آخرین امتحانم برای

419
00:21:07,590 --> 00:21:11,560
‫تست کردن شما بود که ببینم می‌تونید از
‫توانایی‌هاتون تو دنیای واقعی استفاده کنید؟

420
00:21:11,560 --> 00:21:13,740
‫گمشو!

421
00:21:16,810 --> 00:21:18,310
‫بالأخره

422
00:21:18,310 --> 00:21:22,110
‫اما اگه فکر کردید من جایی میرم،
‫یه بلای دیگه هم سرتون میارم

423
00:21:22,110 --> 00:21:23,690
‫این تیم به من نیاز داره

424
00:21:23,690 --> 00:21:26,660
‫آره، می دونیم.
‫چرا فکر کردی نمی‌دونیم؟

425
00:21:27,610 --> 00:21:32,200
‫نمی‌دونم. نیش و کنایه‌های مار؟
‫جوک‌های خودمونی‌تون که نمی‌فهمم؟

426
00:21:32,200 --> 00:21:36,460
‫و این که شنیدم می‌گفتید به خاطر من
‫خیلی گیر افتادید

427
00:21:36,460 --> 00:21:39,330
‫ما کی گفتیم...؟
‫اوه، اوه!

428
00:21:39,330 --> 00:21:41,210
‫اوه، تو...

429
00:21:41,210 --> 00:21:44,380
‫تارتن، باید ادامه‌‌ش رو هم گوش می‌کردی

430
00:21:44,380 --> 00:21:46,240
‫می‌دونم فیلم دوربین‌ها رو نگه می‌داری

431
00:21:46,240 --> 00:21:50,778
‫الو؟ نشنیدی چی گفتم؟
‫حرفات برام مهم نیست. من عالیـم!

432
00:21:50,803 --> 00:21:53,325
‫آره، ما هم داشتیم همین رو می‌گفتیم

433
00:21:53,350 --> 00:21:54,680
‫وایسا ببینم، چی؟

434
00:21:54,680 --> 00:21:57,480
‫آره، به خاطر تارتن خیلی گیر افتادیم...

435
00:21:57,480 --> 00:22:00,560
‫چون از وقتی که اومده،
‫کمک‌مون کرده جاهای بیشتری بریم

436
00:22:00,560 --> 00:22:01,820
‫استعدادش رو داره

437
00:22:01,820 --> 00:22:04,900
‫مطمئنم با اون ماسماسکی که داره
‫زودی همه‌چی رو ردیف می‌کنه

438
00:22:04,900 --> 00:22:06,780
‫بعدش هم دیگه راحت می‌تونیم فرار کنیم

439
00:22:07,280 --> 00:22:09,950
‫خب، ضایع شدم

440
00:22:09,950 --> 00:22:13,290
‫فقط خواستم بدونی که نیش و کنایه زدن من،
‫روش ابراز علاقه‌‌مـه،

441
00:22:13,290 --> 00:22:15,950
‫بدون این که واقعاً ابراز علاقه کنم

442
00:22:15,950 --> 00:22:17,910
‫در ضمن، جفت‌مون فکر می‌کنیم که

443
00:22:17,910 --> 00:22:20,765
‫قضیه‌ی داداش‌های باله‌ای خیلی رو مخـه،

444
00:22:20,789 --> 00:22:22,210
‫پس بهتره که نهفمی

445
00:22:22,210 --> 00:22:23,670
‫راستش، خودم هم نمی‌فهمم

446
00:22:23,670 --> 00:22:26,010
‫کوسه یه چیزهایی از خودش در میاره و
‫من هم ادامه میدم

447
00:22:26,010 --> 00:22:29,930
‫چی؟ من فکر می‌کردم تو از خودت در میاری و
‫من هم ادامه میدم

448
00:22:29,930 --> 00:22:31,470
‫بزن بالش!

449
00:22:31,470 --> 00:22:33,430
‫شرمنده تارتن.
فعلاً مجبوری تحمل‌مون کنی

450
00:22:34,260 --> 00:22:36,890
‫ایول! اوم... طوری نیست حالا

451
00:22:39,819 --> 00:22:41,279
‫هیس!

452
00:22:42,240 --> 00:23:02,240
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

