﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:23,857 --> 00:00:27,193
‫خیلی‌خب، برو بریم. نقشه‌ی عملیات.

3
00:00:27,277 --> 00:00:33,074
‫مجسمه‌ی حالت‌گرایانه‌ی پسامدرن که
‫بالای صد میلیون دلار ارزش‌گذاری شده.

4
00:00:33,158 --> 00:00:34,909
‫مگه به‌اندازه کافی مجسمه ندزدیدیم؟

5
00:00:35,493 --> 00:00:37,037
‫چیه؟ خیلی خوشگلن.

6
00:00:37,120 --> 00:00:39,998
‫خیال کردی «پنجه قرمزی» به مجسمه‌هایی
‫که داره نگاه میکنه و میگه

7
00:00:40,081 --> 00:00:41,499
‫«گمون کنم این یکی دیگه زیادیه»؟

8
00:00:42,042 --> 00:00:45,211
‫حالا، شما باید تغییر قیافه بدید
‫و حواس نگهبان رو پرت کنید.

9
00:00:49,716 --> 00:00:54,262
‫من منتقد آثار هنری هستم... و اومدم
‫نظر و دیدگاهم رو نسبت به توالت‌هاتون بگم.

10
00:00:54,345 --> 00:00:56,306
‫شنیدم خیلی آوانگاردن.

11
00:00:56,389 --> 00:00:57,390
‫من رو ببر. سریع!

12
00:01:00,769 --> 00:01:04,105
‫عنکبوت، مسلما تو هم باید
‫سیستم امنیتی رو هک کنی.

13
00:01:06,775 --> 00:01:09,611
‫اینطوری من و مار،
‫سیستمِ کِشنده‌ی قابل‌حمل رو وصل میکنیم.

14
00:01:12,655 --> 00:01:14,824
‫بعدش توی ماشینِ پیرانا همدیگه رو میبینیم

15
00:01:14,908 --> 00:01:16,868
‫و مستقیم میریم خونه.

16
00:01:22,373 --> 00:01:26,127
‫دوباره تونستم یه سرقتِ بی‌نظیر
‫رو برنامه‌ریزی کنم.

17
00:01:26,211 --> 00:01:28,880
‫انگار یه چیزی رو از قلم انداختیم.

18
00:01:28,963 --> 00:01:33,051
‫عه... پیرانا، مو لای درز نقشه‌مون نمیره.
‫فکر همه‌جاش رو کردیم.

19
00:01:33,134 --> 00:01:35,303
‫هوم، مطمئنم همینطوره!

20
00:01:35,386 --> 00:01:36,513
‫حالا چرا انقدر عصبانی‌ای؟

21
00:01:36,596 --> 00:01:37,889
‫عصبانیت از سر گرسنگیه داداش؟

22
00:01:37,972 --> 00:01:40,099
‫یه‌خرده از اون کنسروِ ماهیِ عجیب‌غریبی
‫که دوست داری بخور.

23
00:01:40,183 --> 00:01:41,351
‫سورسترامینگ؟

24
00:01:41,434 --> 00:01:44,646
‫اون رو فقط برای
‫مناسبت‌های خیلی خاص میخورم.

25
00:01:44,729 --> 00:01:46,523
‫میدونی، مثل تولد...

26
00:01:46,606 --> 00:01:48,149
‫خیلی‌خب. وقت سرقته.

27
00:01:48,650 --> 00:01:51,945
‫فردا صبح که بیدار شیم،
‫یه مجسمه‌ی جدید داریم که تحسینش کنیم.

28
00:01:59,369 --> 00:02:00,995
‫چی...

29
00:02:01,079 --> 00:02:02,247
‫اینجا چه خبره؟

30
00:02:02,330 --> 00:02:04,124
‫ها؟

31
00:02:04,207 --> 00:02:07,293
‫این بویِ گندِ چیه؟

32
00:02:12,257 --> 00:02:14,467
‫من الان لباس دلقک پوشیدم؟

33
00:02:15,385 --> 00:02:17,095
‫من از دلقک متنفرم!

34
00:02:17,178 --> 00:02:20,640
‫کفش‌هاشون زیادی بزرگه...
‫ماشین‌هاشون هم زیادی کوچکه.

35
00:02:20,723 --> 00:02:22,767
‫خب، خیلی... عجیبه.

36
00:02:23,393 --> 00:02:26,604
‫آهای بچه‌ها، میله‌ای چیزی ندارید
‫من رو بکشید پایین؟

37
00:02:29,566 --> 00:02:30,900
‫دیروز دقیقا چی شد؟

38
00:02:30,984 --> 00:02:33,361
‫هیچی یادم نمیاد.

39
00:02:40,000 --> 00:02:47,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

40
00:03:06,010 --> 00:03:07,764
‫[سریال بچه‌های بد]

41
00:03:08,146 --> 00:03:10,106
‫نمیدونم چرا، ولی حافظه‌ی همه‌مون پاک شده.

42
00:03:11,274 --> 00:03:14,027
‫- عنکبوت چه بوی گندی میده.
‫- شاید.

43
00:03:14,110 --> 00:03:15,486
‫هنوز مطمئن نیستیم بوی منه.

44
00:03:15,570 --> 00:03:17,530
‫خب... مگس که دورته.

45
00:03:17,614 --> 00:03:18,865
‫معلوم نیست!

46
00:03:18,948 --> 00:03:22,660
‫نمیدونم چطور اینطوری شده
‫ولی آقا ماره توی هواست...

47
00:03:22,744 --> 00:03:24,829
‫کوسه شده شبیه بزرگ‌ترین ترسش، یعنی دل‍ـ...

48
00:03:24,913 --> 00:03:25,872
‫اسمش رو نیار!

49
00:03:25,955 --> 00:03:28,666
‫با گفتن این کلمه‌ی ممنوعه،
‫بقیه‌شون هم میان.

50
00:03:28,750 --> 00:03:31,377
‫و میمونه پیرانا. وایسا ببینم.
‫پیرانا اصلا کجاست؟

51
00:03:31,461 --> 00:03:34,797
‫ندیدمش. ولی احتمالا این
‫بوی گند مال خودش باشه.

52
00:03:34,881 --> 00:03:37,216
‫آبزی! اینجایی؟

53
00:03:37,300 --> 00:03:39,552
‫ایناهاشش. فسقلی شیطون.

54
00:03:41,346 --> 00:03:42,597
‫این بالشت رو میگی؟

55
00:03:42,680 --> 00:03:43,890
‫اوه، خودِ خودشه.

56
00:03:43,973 --> 00:03:46,768
‫نه. این کوسن‌ـه.

57
00:03:47,268 --> 00:03:51,731
‫عه... چرا یه‌دفعه‌ای بابت
‫نبودِ پیرانا عذاب‌وجدان گرفتم؟

58
00:03:51,814 --> 00:03:54,108
‫میرم فیلمِ دیروزِ دوربین‌ها رو ببینم.

59
00:03:54,192 --> 00:03:55,902
‫و قبل از اینکه بپرسید، آره...

60
00:03:55,985 --> 00:03:58,196
‫مسلما هر اتفاقی توی
‫لونه‌ی جدید می‌افته رو ضبط میکنم.

61
00:03:58,279 --> 00:03:59,781
‫درست مثل لونه‌ی سابق.

62
00:04:01,658 --> 00:04:03,368
‫از جمله اتاق خواب‌ها و دستشویی‌ها.

63
00:04:03,451 --> 00:04:04,535
‫بازم عجیبه...

64
00:04:04,619 --> 00:04:08,122
‫ولی توی این مورد که نه چیزی یادمونه
‫و نه میدونیم پیرانا کجاست، اوکی باشه.

65
00:04:08,206 --> 00:04:10,041
‫عه...

66
00:04:10,124 --> 00:04:12,794
‫رمزعبورم رو یادم نمیاد.

67
00:04:13,294 --> 00:04:15,213
‫«کوسه خوشتیپه‌ی 2000» رو زدی؟

68
00:04:15,797 --> 00:04:18,800
‫«رمز مار. عجب رمز خوبی. آفرین آقا ماره» چی؟

69
00:04:18,883 --> 00:04:20,551
‫لعنتی! عجب رمزی گذاشتم!

70
00:04:20,635 --> 00:04:22,971
‫یه فایروالِ هک‌نشدنی درست کردم.

71
00:04:23,054 --> 00:04:25,932
‫نمیتونم وارد کامپیوتر خودم بشم!

72
00:04:26,557 --> 00:04:29,519
‫اگه چیزی به کسی بگید... کارتون رو میسازم.

73
00:04:29,602 --> 00:04:31,938
‫موشِ سایبورگ!

74
00:04:35,525 --> 00:04:37,652
‫- این رو از من دورش کنید.
‫- من که رفتم.

75
00:04:42,407 --> 00:04:43,783
‫کمک! کمک!

76
00:04:45,868 --> 00:04:46,703
‫به کار میاد.

77
00:04:48,621 --> 00:04:52,500
‫پس «ربات شیطانی» رو هم اضافه کنید
‫به لیستِ «این دیگه چه کوفتیه؟»

78
00:04:52,583 --> 00:04:54,127
‫پیرانا کجاست؟

79
00:04:56,379 --> 00:04:57,714
‫اوه، خودشه. پیرانا!

80
00:04:57,797 --> 00:05:00,883
‫کمک! من رو از اینجا نجات بده!
‫با خودت چه فکری میکردی...

81
00:05:01,509 --> 00:05:02,969
‫آبزی!

82
00:05:03,052 --> 00:05:05,138
‫کجایی پیرانا؟ پیرانا؟

83
00:05:08,349 --> 00:05:09,350
‫جواب نمیده.

84
00:05:11,019 --> 00:05:13,479
‫این‌همه استرس داره حالم رو خراب میکنه.

85
00:05:13,563 --> 00:05:16,607
‫پیرانا بدجور توی خاطره و همه‌ش هم
‫به‌خاطر ماست. مطمئنم.

86
00:05:16,691 --> 00:05:19,319
‫امکان نداره! بچه‌های بد
‫همیشه هوای همدیگه رو دارن.

87
00:05:19,402 --> 00:05:21,195
‫ما هیچ‌وقت پیرانا رو به خطر نمی‌اندازیم.

88
00:05:21,279 --> 00:05:22,280
‫خب... راستش...

89
00:05:22,363 --> 00:05:27,493
‫سر عملیات کوه آتش‌فشان، خیلی تصادفی
‫بالای ماده‌ی مذاب ولش کردیم.

90
00:05:27,577 --> 00:05:30,163
‫یا اون دفعه که وسط سرقت،
‫بدون اینکه بهش بگیم نقشه رو عوض کردیم

91
00:05:30,246 --> 00:05:32,123
‫و بدبخت توی ماشین منتظرمون موند.

92
00:05:32,206 --> 00:05:33,333
‫اونم سه روز.

93
00:05:33,416 --> 00:05:36,210
‫یا همین پنج دقیقه پیش که آقا ماره،
‫پیرانا رو با بالشت اشتباه گرفت...

94
00:05:36,294 --> 00:05:38,588
‫که راستش رو بخوای... منم اشتباه کردم.

95
00:05:39,172 --> 00:05:42,258
‫- ما دوست‌های بدی هستیم؟
‫- معلومه که نه.

96
00:05:42,341 --> 00:05:45,553
‫ما دوست‌های محشری هستیم.
‫میدونید چرا؟ چون پیرانا رو پیدا میکنیم.

97
00:05:46,137 --> 00:05:48,181
‫ولی اگه نکردیم...
‫میشه اتاقش مال من بشه؟

98
00:05:49,599 --> 00:05:51,642
‫این نقشه... حرف نداره.

99
00:05:51,726 --> 00:05:54,312
‫تضمینیه. مو لای درزش نمیره.

100
00:05:54,395 --> 00:05:57,065
‫چقدر هم خوش‌خط نوشتم. درود بر خودم.

101
00:05:57,148 --> 00:05:57,982
‫خیلی‌خب.

102
00:05:58,066 --> 00:06:00,651
‫خب... میخواستیم این ماموریت رو انجام بدیم

103
00:06:00,735 --> 00:06:04,822
‫که یه مشکلی پیش اومده... ما حافظه‌مون رو
‫از دست دادیم و پیرانا هم گم شده.

104
00:06:04,906 --> 00:06:07,617
‫اگه میخوایم بفهمیم چی شده...
‫باید ببینیم چی کارها کردیم.

105
00:06:08,284 --> 00:06:10,203
‫میدونم خیلی نگرانِ پیراناییم

106
00:06:10,286 --> 00:06:13,039
‫ولی... هیچ‌کس براش
‫سوال نیست من چرا توی هوام؟

107
00:06:13,122 --> 00:06:14,207
‫ناسلامتی توی هوام‌ها!

108
00:06:14,916 --> 00:06:17,877
‫آقا ماره، مطمئنی نمیخوای...

109
00:06:17,960 --> 00:06:18,795
‫چی؟

110
00:06:20,004 --> 00:06:21,130
‫یه بادی در کنی؟

111
00:06:21,214 --> 00:06:23,091
‫برامون شیپورِ طبیعی بزنی؟

112
00:06:23,174 --> 00:06:24,759
‫یه فشاری به خودت بیاری؟

113
00:06:24,842 --> 00:06:26,135
‫مطمئنم.

114
00:06:26,219 --> 00:06:28,054
‫بچه‌ها، تمرکز کنید!

115
00:06:28,137 --> 00:06:30,473
‫باید دست بجنبونیم.
‫پیرانا بهمون نیاز داره.

116
00:06:33,267 --> 00:06:35,103
‫- نه، دوباره نه!
‫- بمیر هیولای پلید!

117
00:06:37,980 --> 00:06:40,817
‫خبری از ماشین نیست...
‫ولی مطمئنم همین‌جا بود.

118
00:06:40,900 --> 00:06:42,193
‫این جایِ چرخ‌هاشه.

119
00:06:43,361 --> 00:06:46,197
‫آره. صد درصد مال پیراناست.

120
00:06:46,280 --> 00:06:48,407
‫الان جایِ چرخ رو مزه کردی؟

121
00:06:48,491 --> 00:06:49,826
‫باید مطمئن میشدم.

122
00:06:49,909 --> 00:06:51,577
‫پس با عجله رفته.

123
00:06:51,661 --> 00:06:54,914
‫ردش تا اون ته هست.
‫این وروجک سبکِ رانندگیش همینه.

124
00:06:54,997 --> 00:06:57,458
‫مثل خُرده نون. شاید ما رو برسونه بهش.

125
00:06:57,542 --> 00:06:59,335
‫کوسه، مار... جایِ چرخ‌ها رو دنبال کنید.

126
00:06:59,418 --> 00:07:01,754
‫عنکبوت، من و تو میریم داخل موزه
‫یه سر و گوشی آب میدیم،

127
00:07:01,838 --> 00:07:03,464
‫شاید فهمیدیم چه اتفاقی افتاده.

128
00:07:08,553 --> 00:07:12,098
‫وقت استراحته. بدم نشد.
‫یه دستشویی باید برم.

129
00:07:17,728 --> 00:07:20,022
‫من نگهبانی میدم.
‫فقط چند دقیقه زمان برای هک...

130
00:07:20,106 --> 00:07:20,940
‫هک شد.

131
00:07:23,526 --> 00:07:25,361
‫چیز غیرعادی‌ای نیست.

132
00:07:25,445 --> 00:07:28,114
‫حتما موقعِ سرقتِ دیروز،
‫فیلم دوربین‌ها رو گذاشتم روی تکرار.

133
00:07:28,197 --> 00:07:31,868
‫حتما یه سرنخی از موقعیتِ پیرانا
‫یه جایی توی موزه هست.

134
00:07:31,951 --> 00:07:33,870
‫انگار باید دقیق‌تر بررسی کنیم.

135
00:07:38,291 --> 00:07:40,960
‫خبری از نوارِ پلیس نیست،
‫نگهبان اضافه نکردن، هیچ‌کس اضطراب نداره.

136
00:07:41,043 --> 00:07:42,420
‫انگار اصلا نیومدیم اینجا.

137
00:07:43,045 --> 00:07:45,256
‫فکر نمیکنم اومده باشیم. یوهو.

138
00:07:46,174 --> 00:07:47,467
‫مجسمه رو ندزدیدیم.

139
00:07:47,550 --> 00:07:50,094
‫همیشه مجسمه رو میدزدیم.
‫اصلا منطقی نیست.

140
00:07:50,595 --> 00:07:51,762
‫آهای!

141
00:07:51,846 --> 00:07:54,140
‫شما دوتا سیبیل اینجا چی کار میکنید؟

142
00:07:55,183 --> 00:07:57,685
‫پرسیدم... شما اینجا چی کار میکنید؟

143
00:07:57,768 --> 00:07:59,061
‫- عه...
‫- عه...

144
00:08:00,605 --> 00:08:04,275
‫چون میتونید از آثار هنری لذت ببرید!
‫یه خوشامدِ گرم میگم به هر دوتون!

145
00:08:09,864 --> 00:08:11,991
‫همه‌جا رو گشتیم.

146
00:08:12,074 --> 00:08:14,118
‫افتادیم دنبال یه ماهی وحشی.

147
00:08:14,202 --> 00:08:16,829
‫که از قضا اسم یکی از نمایش‌هام هم هست.

148
00:08:16,913 --> 00:08:19,582
‫منتقدها گفتن توهینی به تئاتر بوده.

149
00:08:19,665 --> 00:08:22,210
‫حواست رو جمع کن توی فضای باز از دستت در نرم.

150
00:08:22,293 --> 00:08:24,378
‫میدونی که مارها دوست دارن نزدیک زمین باشن.

151
00:08:24,462 --> 00:08:27,757
‫شاید لباسم شبیه دلقک‌ها باشه،
‫ولی هنوزم کوسه‌ام.

152
00:08:27,840 --> 00:08:30,218
‫امکان نداره یه نسیمِ بهاری بتونه من رو...

153
00:08:30,301 --> 00:08:31,594
‫وای!

154
00:08:33,679 --> 00:08:34,847
‫وای!

155
00:08:35,556 --> 00:08:36,390
‫ای وای.

156
00:08:38,392 --> 00:08:40,311
‫اگه سوالی داشتید، حتما بپرسید.

157
00:08:41,521 --> 00:08:44,690
‫میشه بپرسم... من برات آشنام؟ من نه‌ها!

158
00:08:44,774 --> 00:08:47,068
‫یعنی، دیروز یه نسخه‌ی همین‌قدر خوشتیپ اما

159
00:08:47,151 --> 00:08:50,988
‫به‌شدت شرورتر از من رو توی موزه ندیدی؟

160
00:08:51,489 --> 00:08:53,115
‫به احتمال زیاد با یه دلقک.

161
00:08:55,493 --> 00:08:56,619
‫به مگس‌ها کاری نداشته باش.

162
00:08:57,119 --> 00:08:58,329
‫هوم. میدونید چیه؟

163
00:08:58,412 --> 00:09:00,998
‫راستش هیچی از دیروز یادم نمیاد.

164
00:09:01,082 --> 00:09:03,793
‫انگار یه‌دفعه ذهنم از کار افتاده.

165
00:09:03,876 --> 00:09:06,712
‫هی. نمیدونم چرا ولی توی
‫دفتر نگهبانی بوی گند میاد.

166
00:09:06,796 --> 00:09:08,506
‫فکر کنم یه نفر اونجا بوده.

167
00:09:11,551 --> 00:09:13,761
‫وایسا ببینم.

168
00:09:13,844 --> 00:09:16,138
‫شما همون‌هایی هستید که
‫«پسر غمگین» رو دزدیدن!

169
00:09:16,222 --> 00:09:18,599
‫واقعا باعث افتخاره که من رو میشناسید.

170
00:09:20,393 --> 00:09:21,227
‫بگیرشون!

171
00:09:24,146 --> 00:09:28,067
‫آخه یعنی باد از تو قوی‌تره؟
‫باشگاه میری چی کار میکنی رفیق؟

172
00:09:28,150 --> 00:09:29,443
‫حسابی وزنه میزنم!

173
00:09:29,527 --> 00:09:32,238
‫الان چون این لباس‌ها تنمه،
‫حالم خوش نیست.

174
00:09:32,321 --> 00:09:34,574
‫خب این لباس لامصب رو دربیار.

175
00:09:34,657 --> 00:09:36,867
‫به لباسِ دلقکی دست بزنم؟

176
00:09:36,951 --> 00:09:37,910
‫چندش!

177
00:09:40,371 --> 00:09:41,789
‫وای!

178
00:09:43,708 --> 00:09:46,502
‫میگم، الان که اون بالایی
‫دنبال پیرانا هم بگرد.

179
00:09:46,586 --> 00:09:49,213
‫خیلی‌خب. آروم باش. آروم باش.

180
00:09:49,297 --> 00:09:50,715
‫تو یه مارِ پرنده‌ای.

181
00:09:50,798 --> 00:09:52,550
‫اولین مارِ پرنده.

182
00:09:52,633 --> 00:09:54,385
‫برای خودت پیشگامی هستی.

183
00:09:54,468 --> 00:09:55,886
‫اصلا این وضع رو دوست ندارم.

184
00:09:56,762 --> 00:09:58,347
‫- ها؟
‫- سلام عرض شد.

185
00:09:58,431 --> 00:10:00,474
‫اینجا... اینجا چه خبره؟

186
00:10:00,558 --> 00:10:02,935
‫نکنه بادکنکِ هلیومی‌ای چیزی خوردی؟

187
00:10:03,019 --> 00:10:04,687
‫- نه. چرا باید همچین کاری بکنم؟
‫- هوم.

188
00:10:04,770 --> 00:10:08,941
‫اسکل‌ها برای اینکه بتونن فقط
‫پرواز رو تجربه کنن، دست به هر کار عجیبی میزنن.

189
00:10:09,025 --> 00:10:11,402
‫وای! هی!

190
00:10:15,031 --> 00:10:17,867
‫همه‌مون که به‌اندازه‌ی تو
‫خوش‌شانس نیستیم.

191
00:10:17,950 --> 00:10:19,910
‫من... من درسم رو گرفتم.

192
00:10:19,994 --> 00:10:20,870
‫هی ریکی...

193
00:10:20,953 --> 00:10:25,082
‫امکانش هست من رو
‫ببری پایین پیش رفیقم؟ هوم؟

194
00:10:25,166 --> 00:10:28,628
‫اونم بعد از اون‌همه بلایی که
‫تو و تیمت سر باشگاه جغدها آوردید؟

195
00:10:28,711 --> 00:10:30,504
‫هرچی دوست داری بگو. برام مهم نیست!

196
00:10:30,588 --> 00:10:33,007
‫- مراقب تیر برق باش!
‫- ها؟

197
00:10:40,139 --> 00:10:41,974
‫گرفتمش!

198
00:10:42,558 --> 00:10:43,684
‫اوه!

199
00:10:48,272 --> 00:10:50,483
‫مراقب باش! قدمتش چند صد ساله.

200
00:10:51,859 --> 00:10:52,860
‫نه!

201
00:10:54,862 --> 00:10:57,948
‫کجا با این عجله؟ محاصره شدید.

202
00:10:58,532 --> 00:11:01,035
‫این دفعه دیگه راهِ فراری ندارید.

203
00:11:06,957 --> 00:11:08,626
‫- هی!
‫- اوه، بی‌خیال!

204
00:11:11,587 --> 00:11:13,589
‫شانس آوردیم.

205
00:11:14,465 --> 00:11:17,051
‫کوسه پیام داد.
‫ماشین رو پیدا کردن. بریم.

206
00:11:23,140 --> 00:11:24,725
‫اوه. چی شده؟

207
00:11:24,809 --> 00:11:26,769
‫آره، آره، دیگه برقی شدم.

208
00:11:26,852 --> 00:11:30,314
‫فقط خوشحالم که برگشتم روی زمین.
‫وقتی داشتم می‌افتادم پایین، ماشین رو دیدم.

209
00:11:31,148 --> 00:11:32,483
‫اما به‌نظرتون عجیب پارک نکرده؟

210
00:11:35,194 --> 00:11:36,404
‫آخه چرا باید ماشین رو قایم کنه؟

211
00:11:36,487 --> 00:11:39,990
‫وقتی مجسمه رو هم ندزدیدیم،
‫برای چی انقدر با عجله از موزه رفته؟

212
00:11:41,033 --> 00:11:43,035
‫زود باش. جواب بده پیرانا.

213
00:11:43,119 --> 00:11:44,912
‫اوه، باز همون‌طوری شدم.

214
00:11:44,995 --> 00:11:46,622
‫دل‌پیچه‌های عذاب‌وجدان.

215
00:11:46,705 --> 00:11:48,916
‫ما هیچ کاری نکردیم... احتمالا.

216
00:11:48,999 --> 00:11:51,502
‫بیاید بازم بگردیم.
‫حتما یه جایی همین نزدیکی‌هاست.

217
00:11:53,045 --> 00:11:54,171
‫پیرانا... تویی؟

218
00:11:57,133 --> 00:11:58,259
‫دور شید!

219
00:12:01,554 --> 00:12:04,306
‫وای. یه‌لحظه زهره‌ترک شدم بچه‌ها.

220
00:12:05,099 --> 00:12:06,434
‫د... د... د...

221
00:12:06,517 --> 00:12:08,102
‫دلقک!

222
00:12:10,396 --> 00:12:13,065
‫عه... ما الان اسکالی رو کُشتیم؟

223
00:12:13,566 --> 00:12:17,903
‫فکر نمیکنم بزهای بدخلق با کُشتن رئیس‌شون
‫به دستِ تیم رقیب خوب کنار بیان.

224
00:12:17,987 --> 00:12:21,657
‫اوه! این قتل‌عام دلقک کِی تموم میشه؟

225
00:12:24,160 --> 00:12:27,037
‫اسکالی نمُرده.
‫فقط انقدر ترسوندیمش که غش کرد.

226
00:12:27,121 --> 00:12:29,415
‫من فکر میکردم بزهای غش‌کُن یه افسانه‌ان...

227
00:12:29,498 --> 00:12:33,294
‫مثل پیتزای سفید یا فیزیوتراپ،
‫ولی انگار اشتباه میکردم.

228
00:12:33,377 --> 00:12:34,920
‫اینا هر دوشون واقعی‌ان.

229
00:12:35,004 --> 00:12:36,088
‫واقعا واقعی‌ان؟

230
00:12:36,172 --> 00:12:38,174
‫آخ.

231
00:12:38,257 --> 00:12:41,051
‫آخه چرا اسکالی توی صندوق‌عقب بود؟
‫هیچی با عقل جور درنمیاد!

232
00:12:41,135 --> 00:12:43,888
‫کم‌کم دارم حس میکنم شدیم
‫همون سارق‌های تازه‌کار.

233
00:12:43,971 --> 00:12:46,223
‫یا بدتر... شدیم دوست‌های بد.

234
00:12:46,307 --> 00:12:47,516
‫ما دوست‌های بدی نیستیم.

235
00:12:47,600 --> 00:12:52,021
‫فقط نمیدونیم پیرانا کجاست...
‫چرا پشت تلفن انقدر از دست‌مون عصبانی بود...

236
00:12:52,104 --> 00:12:54,648
‫یا بعضی وقت‌ها کوسن میشه یا نه.

237
00:12:54,732 --> 00:12:57,026
‫پس، زود باشید.
‫بیاید عقل‌هامون رو بریزیم روی هم و حلش کنیم.

238
00:12:57,109 --> 00:12:58,235
‫نظرات... بگید.

239
00:12:58,819 --> 00:13:02,615
‫خب، اگه اسکالی اینجا پیش ماست،
‫پس شاید پیرانا پیش بزهای بدخلق‌ـه.

240
00:13:02,698 --> 00:13:04,658
‫نمیشه گفت چرا همه‌چیز خراب شده

241
00:13:04,742 --> 00:13:07,828
‫یا کدوم آدم عاقلی سس الفردو روی پیتزا میزنه،

242
00:13:07,912 --> 00:13:10,164
‫ولی این فرضیه‌ی منه.

243
00:13:10,247 --> 00:13:12,082
‫اتفاقا منطقیه.

244
00:13:12,166 --> 00:13:14,543
‫باید به بزهای بدخلق بگیم که
‫یکی از اعضاشون رو داریم...

245
00:13:14,627 --> 00:13:16,879
‫و ببینیم حاضرن در ازاش پیرانا رو بدن یا نه.

246
00:13:20,174 --> 00:13:21,008
‫جدا؟

247
00:13:21,592 --> 00:13:23,469
‫کسی شماره‌ی بزهای بدخلق رو نداره؟

248
00:13:25,000 --> 00:13:31,000


249
00:13:32,102 --> 00:13:34,021
‫جنس‌تون رو آوردیم. مال ما رو آوردید؟

250
00:13:35,105 --> 00:13:35,981
‫نه.

251
00:13:38,025 --> 00:13:39,568
‫آره!

252
00:13:40,986 --> 00:13:43,239
‫دیدید چه‌جوری حالِ طرف رو گرفتم؟

253
00:13:43,322 --> 00:13:45,282
‫خوب حالش رو گرفتی!

254
00:13:45,366 --> 00:13:46,992
‫- آره.
‫- بدجور ضایع شد. آره!

255
00:13:47,076 --> 00:13:49,828
‫یه‌خرده خشونت به خرج دادن
‫پیرانا رو گذاشتن توی اون ساک.

256
00:13:49,912 --> 00:13:52,623
‫ولی گمون کنم همین چیزهاست
‫که بزهای بدخلق رو بزهای بدخلق میکنه.

257
00:13:52,706 --> 00:13:55,459
‫الان اون تو حالش خوبه؟
‫گفتیم بلایی سرش نیاد.

258
00:13:55,543 --> 00:13:58,963
‫معلومه. تا حالا اینا رو با دست جابه‌جا کردی؟

259
00:13:59,046 --> 00:14:01,715
‫حالا معامله میکنیم یا نه؟

260
00:14:06,762 --> 00:14:08,222
‫وای، وای، وای!

261
00:14:08,305 --> 00:14:10,849
‫شما اسکالی رو آوردید؟ عه...

262
00:14:10,933 --> 00:14:14,853
‫فکر کردیم میخواید شاخِ بریده‌شده‌ی
‫اسکالی رو بیارید، نه خودش رو.

263
00:14:14,937 --> 00:14:16,021
‫اسکالی رو نمیخواید؟

264
00:14:16,105 --> 00:14:20,901
‫بعد از اینکه با خواهرهای همه‌مون دوست شد،
‫از گروه بیرونش کردیم.

265
00:14:20,985 --> 00:14:24,196
‫تازه، وقتی شاخش رو بریدید، وجهه‌اش خراب شد.

266
00:14:24,280 --> 00:14:25,656
‫معامله کنسله داداش.

267
00:14:25,739 --> 00:14:29,243
‫این کوچولو رو میبریم و
‫برای تفریح میزنیم سیاه‌وکبودش میکنیم.

268
00:14:29,326 --> 00:14:30,411
‫به‌به!

269
00:14:30,494 --> 00:14:32,788
‫- مُشت اول رو من میزنم!
‫- چه خفن!

270
00:14:34,790 --> 00:14:35,916
‫زود باشید. باید بریم دنبال‌شون.

271
00:14:45,718 --> 00:14:47,928
‫مهمون داریم ستون‌ها!

272
00:14:57,897 --> 00:14:59,857
‫داریم میایم پیرانا. طاقت بیار.

273
00:15:06,697 --> 00:15:09,283
‫زورم به این یارو نمیرسه. هی رفیق...

274
00:15:09,366 --> 00:15:11,619
‫وزنه چند کیلویی میزنی؟
‫روتینِ باشگاهت رو برام میفرستی؟

275
00:15:11,702 --> 00:15:14,038
‫انقدر دلقک‌بازی درنیار. بسپرش به من.

276
00:15:14,121 --> 00:15:15,706
‫ترجیح میدادم یه جور دیگه بگی.

277
00:15:15,789 --> 00:15:17,583
‫وایسا ببینم. چی کار...

278
00:15:35,726 --> 00:15:37,603
‫آبزیِ من! نه!

279
00:15:37,686 --> 00:15:40,397
‫وای پسر! پینیاتا خراب شد!

280
00:15:40,481 --> 00:15:41,649
‫گندش بزنن!

281
00:15:41,732 --> 00:15:44,026
‫درستش... پیراناست.

282
00:15:44,109 --> 00:15:45,486
‫- ها؟
‫- ها؟

283
00:15:47,529 --> 00:15:50,115
‫وایسا ببینم.
‫واقعا پینیاتا آوردید؟ برای چی؟

284
00:15:50,199 --> 00:15:51,867
‫خودت گفتی این رو میخوای.

285
00:15:51,951 --> 00:15:56,330
‫گفتی «چیزی که میخواید، دستِ ماست.
‫در ازاش یه پینیاتا میخوایم».

286
00:15:56,413 --> 00:15:58,123
‫آره. همین رو گفتی.

287
00:15:58,207 --> 00:16:00,960
‫نگفتم پینیاتا. گفتم پیرانا!

288
00:16:01,043 --> 00:16:02,252
‫دوست‌مون...

289
00:16:02,336 --> 00:16:06,131
‫که با شماها درگیر شده... برای همین
‫اسکالی رو توی صندوق‌عقب‌مون پیدا کردیم.

290
00:16:07,216 --> 00:16:11,428
‫چیزی در مورد دوستِ پیرانات نمیدونم.
‫البته اگه اسمش همین باشه.

291
00:16:11,512 --> 00:16:14,932
‫به‌نظرم دوست‌های واقعی باید بدونن
‫رفیق‌شون کجاست.

292
00:16:15,015 --> 00:16:16,308
‫- درست میگم؟
‫- آره!

293
00:16:16,392 --> 00:16:19,645
‫قبلا هم گفتم... چند هفته پیش
‫حالِ اسکالی رو گرفتیم.

294
00:16:19,728 --> 00:16:21,563
‫با... باورم نمیشه.

295
00:16:21,647 --> 00:16:24,274
‫هی، اشکالی نداره الان که ناتامون رو خراب کردید،
‫اسکالی رو ببریم و

296
00:16:24,358 --> 00:16:25,776
‫دوباره یه گوشمالیش بدیم؟

297
00:16:30,656 --> 00:16:34,368
‫اوه، ببخشید که اونجا ضایعت کردم.
‫خیلی بی‌انصافی بود.

298
00:16:34,451 --> 00:16:35,536
‫بای!

299
00:16:43,419 --> 00:16:46,588
‫اصلا دوست ندارم این رو بگم ولی
‫شاید واقعا دوست‌های بدی هستیم.

300
00:16:46,672 --> 00:16:48,090
‫اصلا خجالتی نداره.

301
00:16:48,716 --> 00:16:50,384
‫باشه. یه‌خرده زشته.

302
00:16:50,467 --> 00:16:52,386
‫دیگه نمیتونم انکار کنم.

303
00:16:52,469 --> 00:16:54,972
‫بویِ گندم داره دیوونه‌ام میکنه!

304
00:16:55,055 --> 00:16:57,349
‫میرم یه دوش بگیرم... شاید هم بیش‌تر.

305
00:16:57,433 --> 00:17:02,688
‫از صبح توی این زندانِ دلقکی بودم...
‫حالا هم تنها آبزیم رو از دست دادم؟

306
00:17:02,771 --> 00:17:05,482
‫فکر کنم الان بالا بیارم.

307
00:17:06,650 --> 00:17:07,985
‫ها؟

308
00:17:08,736 --> 00:17:10,404
‫یادم نمیاد موبایل خورده باشم.

309
00:17:10,487 --> 00:17:13,073
‫این یه گوشی ساده نیست.
‫گوشی پیراناست!

310
00:17:13,157 --> 00:17:14,533
‫چند ساعت پیش بهمون زنگ زد.

311
00:17:14,616 --> 00:17:17,786
‫یعنی وقتی گوشیش توی شکمت بوده، پس...

312
00:17:20,372 --> 00:17:21,707
‫- بالا بیار پسر!
‫- تخ کن!

313
00:17:26,795 --> 00:17:28,756
‫چی؟ کل مدت توی شکمم بوده؟

314
00:17:32,509 --> 00:17:34,803
‫چیزی نمونده بود اون تو هضم بشم!

315
00:17:34,887 --> 00:17:37,598
‫برای چی من رو خوردی؟
‫چرا انقدر طول کشید بیاریم بیرون؟

316
00:17:37,681 --> 00:17:40,726
‫میدونم عجیب به‌نظر میاد...
‫ولی هیچ‌کدوم یادمون نمیاد دیروز چی شد.

317
00:17:41,310 --> 00:17:42,936
‫بیدار شدیم... تو نبودی

318
00:17:43,020 --> 00:17:45,773
‫و از صبح این مگس‌ها دارن دور من میچرخن.

319
00:17:45,856 --> 00:17:47,566
‫دلیلش رو هم نمیدونیم.

320
00:17:47,649 --> 00:17:50,235
‫پس یادت نمیاد برای سرقتِ مجسمه اومدی؟

321
00:17:50,319 --> 00:17:52,279
‫همه‌تون رفتید داخل... 20 دقیقه بعدش

322
00:17:52,362 --> 00:17:54,531
‫گفتید بیام لونه که اصلا منطقی نبود.

323
00:17:54,615 --> 00:17:57,659
‫منم برگشتم و به‌محض اینکه
‫اومدم داخل، کوسه خوردم!

324
00:17:57,743 --> 00:17:59,244
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

325
00:17:59,328 --> 00:18:02,539
‫دقیقا داداش!
‫بدترین تولد دنیا بود!

326
00:18:03,165 --> 00:18:04,041
‫تولد؟

327
00:18:04,833 --> 00:18:06,710
‫باورم نمیشه دوباره یادتون رفت!

328
00:18:06,794 --> 00:18:09,338
‫نقشه... خیلی بی‌نقصه.

329
00:18:09,421 --> 00:18:11,090
‫دست‌خطم... شاهکاره.

330
00:18:12,633 --> 00:18:13,467
‫عه...

331
00:18:14,635 --> 00:18:16,011
‫تولدت مبارک؟

332
00:18:16,095 --> 00:18:17,971
‫اون دست‌خط منه.

333
00:18:20,349 --> 00:18:21,433
‫کمک!

334
00:18:21,934 --> 00:18:24,436
‫محاله امروز یه دوستِ دیگه
‫رو هم از دست بدم.

335
00:18:27,356 --> 00:18:31,193
‫هوف! هی... تمیز شدم؟ تمیزم کرد؟

336
00:18:31,276 --> 00:18:32,528
‫اوه!

337
00:18:32,611 --> 00:18:35,114
‫- عالی شد.
‫- خیلی بهتر شد!

338
00:18:35,614 --> 00:18:38,033
‫وایسا ببینم. کم‌کم داره یادم میاد.

339
00:18:38,117 --> 00:18:39,118
‫منم همینطور.

340
00:18:39,701 --> 00:18:40,994
‫منم همین‌طور.

341
00:18:41,078 --> 00:18:45,290
‫همه‌چیز از پارسال شروع شد...
‫که به‌کُل تولد پیرانا رو یادمون رفت.

342
00:18:45,374 --> 00:18:47,292
‫پیرانا هم اصلا خوب برخورد نکرد.

343
00:18:49,044 --> 00:18:50,838
‫حالا این رو فراموش کنید!

344
00:18:53,257 --> 00:18:55,384
‫قسم خوردیم سال بعد یادمون نره.

345
00:18:55,467 --> 00:18:57,719
‫ولی دیروز که روزِ تولدش بود...

346
00:18:58,971 --> 00:19:01,598
‫دوباره به‌کُل تولدش رو یادمون رفت!

347
00:19:01,682 --> 00:19:02,933
‫ما دوست‌های بدی هستیم!

348
00:19:03,016 --> 00:19:05,519
‫- حالا چی کار کنیم؟
‫- الان‌هاست که بیدار بشه!

349
00:19:05,602 --> 00:19:08,021
‫تصمیم گرفتیم یه مهمونیِ غافل‌گیرانه بگیریم.

350
00:19:08,605 --> 00:19:10,941
‫و برای این کار، باید پیرانا رو
‫از لونه خارج میکردیم

351
00:19:11,024 --> 00:19:13,110
‫که من سریع یه نقشه‌ی سرقتِ الکی ترتیب دادم.

352
00:19:13,193 --> 00:19:15,696
‫انگار یه چیزی رو از قلم انداختیم.

353
00:19:16,738 --> 00:19:19,158
‫حالا که پیرانا توی ماشینِ جلوی موزه بود،

354
00:19:19,241 --> 00:19:20,742
‫ما رفتیم سراغِ کارهای تولد.

355
00:19:21,326 --> 00:19:23,954
‫همه‌مون میدونیم که پیرانا عاشق دلقکه...

356
00:19:24,037 --> 00:19:26,832
‫برای همین قورباغه‌ام رو قورت دادم
‫و لباسِ دلقکی خریدم

357
00:19:26,915 --> 00:19:29,126
‫تا تولدش خاص‌تر از خاص بشه.

358
00:19:29,209 --> 00:19:31,545
‫منم یه‌مُشت بادکنک هلیومی رو

359
00:19:31,628 --> 00:19:33,547
‫خوردم که بتونم بدزدم‌شون.

360
00:19:33,630 --> 00:19:34,548
‫اما بعدش...

361
00:19:36,884 --> 00:19:38,135
‫برای یه کادویِ ویژه،

362
00:19:38,218 --> 00:19:41,471
‫جدیدترین جاروبرقیِ خودکار رو که تحویلِ فوری
‫هم داشت از بازار سیاه سفارش دادم.

363
00:19:41,555 --> 00:19:43,932
‫طرف قول داد که سالمِ سالمه.

364
00:19:44,016 --> 00:19:45,517
‫راستش من ازش نپرسیدم.

365
00:19:45,601 --> 00:19:47,394
‫الان که فکر میکنم شک‌برانگیزه.

366
00:19:56,111 --> 00:19:56,945
‫گرفتمت!

367
00:20:04,328 --> 00:20:07,998
‫حالا که مهمونی آماده بود،
‫فقط باید پیرانا رو برمیگردوندیم لونه.

368
00:20:08,081 --> 00:20:09,917
‫منم خوب میدونستم چطور این کار رو بکنم.

369
00:20:11,877 --> 00:20:14,171
‫پیرانا! سریع بیا لونه
‫وگرنه همه‌مون میمیریم!

370
00:20:14,254 --> 00:20:17,966
‫و وقتی که پیرانا توی راه بود،
‫خوراکی موردعلاقه‌اش رو درست کردم.

371
00:20:18,050 --> 00:20:21,136
‫سورسترامینگ. همون ماهی کنسروی.

372
00:20:21,220 --> 00:20:22,512
‫چی شده؟

373
00:20:22,596 --> 00:20:25,182
‫اما یه‌دفعه... پیرانا زودتر
‫از اینکه حاضر بشیم، رسید.

374
00:20:25,265 --> 00:20:27,976
‫منم ترسیدم و خوردمش که نتونه ببینه.

375
00:20:31,063 --> 00:20:33,190
‫قرار بود یه چیز موقتی باشه.

376
00:20:33,273 --> 00:20:35,025
‫اصلا موقتی نبود!

377
00:20:35,108 --> 00:20:38,987
‫آخرین چیزی که یادمه، این بود که عنکبوت
‫اون ماهی کنسروی عجیب‌غریب رو باز کرد.

378
00:20:39,071 --> 00:20:41,365
‫آره. برای چی حافظه‌مون پاک شده؟

379
00:20:44,910 --> 00:20:47,704
‫به‌خاطر اینکه سورسترامینگ
‫به‌شدت بوی بدی میده

380
00:20:47,788 --> 00:20:51,291
‫و این برندش انقدر قویه که نباید
‫توی فضای بسته خوردش. متوجهید؟

381
00:20:51,375 --> 00:20:52,668
‫روش برچسب هشدار هم داره.

382
00:20:52,751 --> 00:20:57,214
‫«فقط در فضاهای باز بخورید،
‫وگرنه دچار فراموشی میشوید».

383
00:20:57,297 --> 00:20:59,007
‫میدونی که این یعنی چی، نه؟

384
00:20:59,091 --> 00:21:01,593
‫یعنی ما دوست‌های بدی نیستیم!

385
00:21:02,094 --> 00:21:05,472
‫خب، چیزی نمونده بود بذارید
‫توی روده‌ی بزرگ کوسه، بپوسم...

386
00:21:08,058 --> 00:21:09,810
‫ولی تولدم رو یادتون بود

387
00:21:09,893 --> 00:21:12,729
‫و در نهایت نذاشتید اون تو بپوسم.

388
00:21:12,813 --> 00:21:14,648
‫پس نظر من اینه که...

389
00:21:14,731 --> 00:21:16,400
‫واقعا دوست‌های خوبی هستید؟

390
00:21:16,483 --> 00:21:17,734
‫قبوله.

391
00:21:17,818 --> 00:21:19,569
‫ممنون رفیق. بزن قدش.

392
00:21:20,070 --> 00:21:20,946
‫وایسا ببینم.

393
00:21:21,029 --> 00:21:24,366
‫گمون کنم هنوز یه چیزی روشن نشده.

394
00:21:25,867 --> 00:21:28,578
‫آره! من بدجور خسته‌ام.

395
00:21:29,579 --> 00:21:30,747
‫میرم یه چشمی روی هم بذارم.

396
00:21:30,831 --> 00:21:32,916
‫ممنون بابت تولد رفقای عزیزم.

397
00:21:33,917 --> 00:21:35,377
‫چرا اسکالی توی صندوق‌عقب بود؟

398
00:21:36,962 --> 00:21:40,090
‫بعد از اینکه گرگ بهم زنگ زد،
‫انقدر استرس گرفتم

399
00:21:40,173 --> 00:21:42,217
‫که شاید یه کوچولو
‫با عجله رانندگی کرده باشم.

400
00:21:44,011 --> 00:21:46,847
‫میرم رفقای احمقم رو نجات بدم.

401
00:21:46,930 --> 00:21:48,932
‫همه‌چیز به من بستگی داره.

402
00:21:49,016 --> 00:21:52,019
‫با اینکه هیچ‌وقت تولدم رو یادشون نمیمونه.

403
00:22:03,822 --> 00:22:06,240
‫خیلی ترسیده بودم،
‫برای همین ماشین رو قایم کردم!

404
00:22:06,264 --> 00:22:07,351
‫نمیدونستم چی کار کنم!

405
00:22:09,286 --> 00:22:11,371
‫دوباره آهنگ میخوندی و رانندگی میکردی، نه؟

406
00:22:11,455 --> 00:22:13,415
‫حرفی توی دلت مونده؟
‫توی روم بگو داداش!

407
00:22:13,498 --> 00:22:15,876
‫پس گمون کنم همینه. معما حل شد.

408
00:22:15,959 --> 00:22:18,295
‫بچه‌های بد شاید استادِ جرم و جنایت باشن...

409
00:22:18,378 --> 00:22:21,256
‫ولی بد نیست یه کوچولو مهارت‌هامون
‫توی تولد گرفتن رو بهتر کنیم.

410
00:22:21,340 --> 00:22:22,799
‫هنوز برای مهمونی دیر نیست.

411
00:22:23,300 --> 00:22:27,179
‫حدس بزنید کی هشت‌تا پا داره و
‫یه قوطی سورسترامینگ اضافه آورده؟

412
00:22:27,262 --> 00:22:28,555
‫نکن!

413
00:22:29,000 --> 00:22:49,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

