﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,517 --> 00:00:20,061
‫هزاران سال قبل... قبل از اینکه سرقت اختراع بشه،

3
00:00:20,145 --> 00:00:24,607
‫یه گرگِ پیشینِ شرور و مکار مجموعه‌ای از سرقت‌ها رو

4
00:00:24,691 --> 00:00:26,151
‫برای اولین بار در تاریخ انجام داد.

5
00:00:26,234 --> 00:00:27,402
‫تاریخ سرقت! لعنتی!

6
00:00:27,902 --> 00:00:30,196
‫اسم قهرمانِ داستانِ ما... تالیا بود

7
00:00:30,280 --> 00:00:33,199
‫و شجاعتِ مثال‌زدنی اون در کشفِ
‫مرزهای جدید جرم...

8
00:00:33,199 --> 00:00:36,745
‫باعث شکل‌گیری اولین جوخه‌ی حراست شد.

9
00:00:36,828 --> 00:00:38,538
‫یه‌مُشت قلدر.

10
00:00:38,621 --> 00:00:42,125
‫تالیا با موفقیت بارها و بارها از دشمنانش دزدی کرد

11
00:00:42,208 --> 00:00:44,419
‫تا اینکه... کُشته شد.

12
00:00:44,502 --> 00:00:48,256
‫توی یه تعقیب و گریز، افتاد توی یه دریاچه‌ی یخ‌زده.

13
00:00:48,339 --> 00:00:50,717
‫جسد تالیا هزاران ساله که

14
00:00:50,800 --> 00:00:52,927
‫توی این قالبِ یخی نگهداری میشه.

15
00:00:54,220 --> 00:00:57,223
‫عجب اسطوره‌ای.
‫کنده‌کاری‌های دیواره‌ی غار حق مطلب رو ادا نمیکنن.

16
00:00:57,307 --> 00:00:59,059
‫میدونید، همین‌طوری تفریحی یه آزمایش دی‌ان‌ای دادم

17
00:00:59,142 --> 00:01:01,561
‫و معلوم شد من از نوادگانِ مستقیمِ تالیام.

18
00:01:01,644 --> 00:01:03,188
‫دزدی توی خونِ منه.

19
00:01:03,271 --> 00:01:06,149
‫از روزی که دزدی رو شروع کردم، تالیا الگوی من بوده.

20
00:01:06,232 --> 00:01:09,444
‫میدونم مسخره به‌نظر میاد، چون همین حرف رو
‫در مورد گرگِ بزرگ هم زدم

21
00:01:09,527 --> 00:01:12,864
‫ولی اون بیش‌تر ساخته‌ی تخیلاتم بود،
‫اما تالیا واقعیه.

22
00:01:12,947 --> 00:01:15,116
‫معلومه دیگه...

23
00:01:15,200 --> 00:01:17,494
‫چون همه‌تون میتونید ببینیدش، نه؟

24
00:01:17,577 --> 00:01:19,704
‫حالا بیا همین‌طوری بهش نگاه کنیم

25
00:01:19,788 --> 00:01:21,623
‫و در موردِ بزرگیِ تالیا حرف بزنیم.

26
00:01:21,706 --> 00:01:24,292
‫این فرصتیه که بیش‌تر با رگ‌وریشه‌مون آشنا بشیم.

27
00:01:24,375 --> 00:01:27,420
‫راه درازی رو اومدیم، اما قدمِ بعدی بچه‌های بد چیه؟

28
00:01:27,504 --> 00:01:30,840
‫چطور باید بهترین بدترین بچه‌های بد دنیا بشیم؟

29
00:01:30,924 --> 00:01:32,801
‫تصور کنید اون زمان دزدی چه‌جوری بوده.

30
00:01:32,884 --> 00:01:34,052
‫خالصِ خالص.

31
00:01:34,135 --> 00:01:35,762
‫بدون حواس‌پرتی‌های دنیای مدرن مثل...

32
00:01:36,429 --> 00:01:37,472
‫برق.

33
00:01:40,892 --> 00:01:42,268
‫آهای! اینجا چه خبره؟

34
00:01:43,394 --> 00:01:45,688
‫میشه از این به بعد، قبلش بهم یه هشدار بدید؟

35
00:01:58,000 --> 00:02:05,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

36
00:02:28,502 --> 00:02:29,992
‫[سریال بچه‌های بد]

37
00:02:30,942 --> 00:02:35,113
‫بعد از سرقتِ دیشب‌مون عین خرس خوابیدم.

38
00:02:35,196 --> 00:02:36,865
‫تو هیچی رو ندزدیدی.

39
00:02:36,948 --> 00:02:38,992
‫20 دقیقه درِ گوش یه قالب یخ حرف زدی

40
00:02:39,075 --> 00:02:40,743
‫و ما اون گردنبند رو بلند کردیم.

41
00:02:40,827 --> 00:02:45,373
‫عه... دستاوردِ تیم... دستاوردِ رهبرِ...

42
00:02:47,250 --> 00:02:49,294
‫دارم پرواز میکنم! تو داری پرواز میکنی!

43
00:02:49,377 --> 00:02:51,171
‫این بوی دوده؟

44
00:02:52,755 --> 00:02:53,923
‫تالیا؟

45
00:02:56,009 --> 00:02:59,554
‫- دوباره توهم زدم.
‫- واقعیه... و میخواد ما رو بپزه.

46
00:02:59,637 --> 00:03:00,680
‫هوم. نه، نه، نه.

47
00:03:07,812 --> 00:03:09,355
‫آخه چطور ممکنه؟

48
00:03:12,442 --> 00:03:15,194
‫حتما وقتی برق رو قطع کردم،
‫محفظه‌ی انجماد دچار مشکل شده.

49
00:03:15,278 --> 00:03:17,447
‫یخش آب شده و تا خونه تعقیب‌مون کرده!

50
00:03:17,530 --> 00:03:18,990
‫یه گرگِ پیشینِ زنده.

51
00:03:19,073 --> 00:03:20,158
‫ترسناک...

52
00:03:20,241 --> 00:03:21,659
‫اما خفن!

53
00:03:22,869 --> 00:03:23,703
‫وای!

54
00:03:23,786 --> 00:03:26,039
‫که... فکر کنم زود نتیجه‌گیری کردم.

55
00:03:30,627 --> 00:03:33,212
‫غنیمتش. غنیمتش رو میخواد.

56
00:03:34,047 --> 00:03:35,548
‫بیا... بگیرش.

57
00:03:36,466 --> 00:03:37,300
‫ها؟

58
00:03:40,220 --> 00:03:42,764
‫ما... دوستیم.

59
00:03:42,847 --> 00:03:44,265
‫سارقیم.

60
00:03:44,349 --> 00:03:45,975
‫بچه‌های بد.

61
00:03:47,727 --> 00:03:49,479
‫د... دوست.

62
00:03:49,562 --> 00:03:51,397
‫د... دزد.

63
00:03:51,481 --> 00:03:52,357
‫بد.

64
00:03:52,440 --> 00:03:55,360
‫آخی! عین خواهر برادرهان.

65
00:03:56,778 --> 00:03:58,363
‫چیه؟ عاشق خواهر و برادرهام.

66
00:03:58,446 --> 00:04:00,156
‫خودم 200تا خواهر برادر دارم.

67
00:04:00,240 --> 00:04:02,659
‫این شما و این بچه‌های توی تخم!

68
00:04:03,993 --> 00:04:05,703
‫گرسنه.

69
00:04:05,787 --> 00:04:07,038
‫گرسنه؟ گرسنه‌شه؟

70
00:04:07,121 --> 00:04:10,041
‫معلومه! عملا چند قرنه هیچی نخوردی.

71
00:04:10,124 --> 00:04:12,335
‫مار... آبنبات چوبی‌هات... لطفا.

72
00:04:13,169 --> 00:04:15,964
‫خوشمزه‌ترین چیزیه که داریم. زود باش.

73
00:04:16,047 --> 00:04:16,881
‫نه.

74
00:04:21,261 --> 00:04:23,721
‫یه منجمد سابق داره همه‌ی یخمک‌هام رو میخوره.

75
00:04:23,805 --> 00:04:25,265
‫اوه، عجب داستانیه.

76
00:04:25,348 --> 00:04:27,558
‫خب... باهاش چی کار کنیم؟

77
00:04:27,642 --> 00:04:29,978
‫نمیتونیم دوباره برش گردونیم توی فریزرش که.

78
00:04:30,061 --> 00:04:31,229
‫اصلا انسانی نیست.

79
00:04:31,312 --> 00:04:33,648
‫خیلی باحاله که اولین سارق، یه خانم بوده.

80
00:04:33,731 --> 00:04:36,651
‫خب... الان خالقِ جرم و جنایت اینجاست!

81
00:04:36,734 --> 00:04:38,319
‫یه‌لحظه فکرش رو بکن.

82
00:04:38,403 --> 00:04:40,154
‫از طرز فکرت خوشم اومد عنکبوت.

83
00:04:40,238 --> 00:04:42,156
‫تالیا میتونه عضو بچه‌های بد بشه.

84
00:04:42,240 --> 00:04:45,285
‫مگه خفن‌تر از اولین سارق هم داریم؟
‫به‌نظرم رای‌گیری کنیم.

85
00:04:45,368 --> 00:04:47,453
‫من همین‌طوریش باورم نمیشه چهار نفر رو میشناسم.

86
00:04:47,537 --> 00:04:49,414
‫واقعا دیگه توی زندگیم جایی برای نفر پنجم ندارم...

87
00:04:49,497 --> 00:04:51,416
‫حتی اگه رزومه‌ی حیرت‌انگیزی داشته باشه.

88
00:04:51,499 --> 00:04:53,376
‫بی‌خیال مار.

89
00:04:53,459 --> 00:04:57,005
‫تالیا جدِ سارق‌مونه. اون سختی کشیده که ما راحت باشیم.

90
00:04:57,088 --> 00:05:00,508
‫اگه اون زمان جراتِ دزدی رو پیدا نمیکرد،
‫خدا میدونست ما الان کجا بودیم.

91
00:05:00,591 --> 00:05:01,426
‫ممکن بود من...

92
00:05:01,509 --> 00:05:03,177
‫نگهبان باشم.

93
00:05:03,261 --> 00:05:04,429
‫چندش!

94
00:05:04,512 --> 00:05:07,015
‫بدتر از نگهبان نداریم! درست میگم؟

95
00:05:07,098 --> 00:05:09,142
‫کاملا درسته آبزی‌جون.

96
00:05:11,060 --> 00:05:13,354
‫محاله با یه نگهبان دوست بشیم...

97
00:05:13,438 --> 00:05:18,026
‫برای همین کاملا موافقِ عضویتِ تالیا هستیم.

98
00:05:18,109 --> 00:05:20,278
‫تالیا هم همین‌طوریش خیلی ازمون خوشش اومده.

99
00:05:20,361 --> 00:05:22,196
‫نگاه کنید چه خوشگل زل زده.

100
00:05:22,280 --> 00:05:24,824
‫آبنباتِ گُنده!

101
00:05:25,700 --> 00:05:28,494
‫بی‌خیال آقا ماره. موقتی عضو گروه بشه.

102
00:05:28,578 --> 00:05:30,371
‫باشه، باشه.

103
00:05:30,455 --> 00:05:33,041
‫انگار جدیدترین عضو بچه‌های بد رو پیدا کردیم.

104
00:05:33,124 --> 00:05:36,127
‫گمون کنم یه چیزهایی از غریزه‌ی تبهکارانه‌ی تالیا یاد بگیریم.

105
00:05:36,210 --> 00:05:37,211
‫من که یاد گرفتم.

106
00:05:37,962 --> 00:05:39,547
‫یه کمک میدید؟

107
00:05:39,630 --> 00:05:41,049
‫نه، نه، نه، نه، نه. هی،

108
00:05:41,132 --> 00:05:42,717
‫عنکبوت نمیخوریم، باشه؟

109
00:05:42,800 --> 00:05:44,093
‫خیلی‌خب تالیا.

110
00:05:44,177 --> 00:05:46,554
‫آماده‌ی نشون‌مون بدی دزدی یعنی چی؟

111
00:05:56,981 --> 00:06:01,027
‫فکر نمیکنم بیرون انداختن پول‌ها از ماشین،
‫جزوی از سرقت باشه.

112
00:06:04,697 --> 00:06:07,617
‫شاید غریزه‌ی تبهکارانه‌ی تالیا یه‌خرده قدیمی باشه،

113
00:06:07,700 --> 00:06:10,495
‫ولی نباید اشتباهات‌مون رو بندازیم گردن تازه‌وارد گروه.

114
00:06:10,578 --> 00:06:13,164
‫راستش میخواست ما رو توی گاوصندوق زندانی کنه.

115
00:06:13,247 --> 00:06:15,917
‫اوه! شاید میخواسته همه‌ی پول‌ها رو برای خودش برداره.

116
00:06:16,000 --> 00:06:17,502
‫خیلی تبهکارانه‌ست

117
00:06:17,585 --> 00:06:19,504
‫که ما رو اینطوری قربانی کنه.

118
00:06:19,587 --> 00:06:22,131
‫درست ولی آژیر خطر رو هم فعال کرد.

119
00:06:22,215 --> 00:06:23,132
‫اونم دو بار!

120
00:06:23,216 --> 00:06:25,384
‫تالیا آژیر دوست داره.

121
00:06:25,468 --> 00:06:27,887
‫میگه بی بو! بی بو!

122
00:06:28,971 --> 00:06:30,973
‫هنوز با دنیای ما آشنا نیست.

123
00:06:31,057 --> 00:06:34,393
‫فقط صبر کنید. چیزی نمونده غریزه‌ش فعال بشه.

124
00:06:34,477 --> 00:06:36,854
‫تالیا، آژیر بده.

125
00:06:36,938 --> 00:06:38,106
‫آژیر ندوست.

126
00:06:38,189 --> 00:06:39,398
‫بی بو! بی بو!

127
00:06:39,482 --> 00:06:42,151
‫بی بو! بی بو! بی بو! بی بو!

128
00:06:43,069 --> 00:06:44,695
‫به‌به!

129
00:06:50,201 --> 00:06:51,619
‫این سهمت از سرقت.

130
00:06:52,370 --> 00:06:55,248
‫- میشه آبنبات بخورم؟
‫- نه!

131
00:06:55,331 --> 00:06:58,501
‫خیلی باارزشه. اصلا نباید پول بخوری.

132
00:06:58,584 --> 00:07:01,337
‫خب... برای چی ارزشمنده؟

133
00:07:01,420 --> 00:07:02,922
‫چون عه...

134
00:07:03,005 --> 00:07:05,508
‫گمون کنم چون جامعه میگه باارزشه؟

135
00:07:07,802 --> 00:07:08,886
‫بو! درخت!

136
00:07:08,970 --> 00:07:10,847
‫عجب بویایی‌ای داری‌ها!

137
00:07:10,930 --> 00:07:13,599
‫پول از جنس کاغذه...
‫کاغذ هم از درخت درست میشه.

138
00:07:13,683 --> 00:07:16,144
‫درخت میشه... آتش... بزرگ!

139
00:07:17,478 --> 00:07:19,897
‫- جانمی جان!
‫- این داره چی کار میکنه؟

140
00:07:19,981 --> 00:07:21,107
‫گرگ، جلوش رو بگیر!

141
00:07:21,691 --> 00:07:23,401
‫واقعا برای چی پول باارزشه؟

142
00:07:23,484 --> 00:07:25,278
‫در واقعِ یه قرارداد عمومیه.

143
00:07:27,071 --> 00:07:28,990
‫زیر نظر دارمت.

144
00:07:29,073 --> 00:07:30,825
‫من زیر نظر دارمت.

145
00:07:30,908 --> 00:07:33,619
‫توی بانک میخواستی ما رو گیر بندازی
‫که بتونی پول‌ها رو نگه داری...

146
00:07:33,703 --> 00:07:36,706
‫اما بعدش سوزوندیش،
‫چون میدونی میتونی بازم بدزدی.

147
00:07:36,789 --> 00:07:38,875
‫واقعا کارت درسته‌ها!

148
00:07:38,958 --> 00:07:41,544
‫یه سارقِ خفن... درست مثل خودم.

149
00:07:41,627 --> 00:07:45,047
‫برای همین میخوام یادت بدم
‫چطور رمزِ گاوصندوق رو بشکونی.

150
00:07:45,131 --> 00:07:46,340
‫رمز... بشکونم؟

151
00:07:46,424 --> 00:07:47,967
‫گوشت رو میذاری اینجا...

152
00:07:48,050 --> 00:07:51,721
‫بعد آروم پیچش رو میچرخونی.

153
00:07:53,890 --> 00:07:55,516
‫رمز... شکست!

154
00:07:56,225 --> 00:07:59,854
‫قرار نیست چیزی رو بشکونیم که!
‫حالا دیگه نمیتونیم پولِ توش رو دربیاریم!

155
00:07:59,937 --> 00:08:00,813
‫هیچ‌وقت.

156
00:08:00,897 --> 00:08:04,108
‫آخ! هرچی گفتم رو پس میگیرم.
‫ما اصلا مثل هم نیستیم فسقلیِ...

157
00:08:04,192 --> 00:08:05,485
‫تو فسقلی‌ای.

158
00:08:05,568 --> 00:08:06,611
‫وای!

159
00:08:08,237 --> 00:08:12,283
‫آقا گرگه، کم‌کم دارم حس میکنم
‫در مورد تالیا اشتباه میکردی.

160
00:08:12,825 --> 00:08:14,911
‫بی‌خیال. این غریزه‌ی تبهکارانه‌اشه.

161
00:08:14,994 --> 00:08:17,038
‫تازه، همه دل‌شون میخواد ما رو با سنگ بزنن.

162
00:08:17,121 --> 00:08:19,081
‫میخواست من رو کباب کنه.

163
00:08:19,165 --> 00:08:21,292
‫شاید تالیا نمیخواسته کبابت کنه.

164
00:08:21,375 --> 00:08:23,085
‫شاید میخواسته گرم نگهت داره.

165
00:08:23,169 --> 00:08:26,589
‫چون نمیخواد مثل خودش، تبدیل به قالب یخ بشی.

166
00:08:26,672 --> 00:08:28,424
‫حرف از غذا شد...

167
00:08:28,508 --> 00:08:32,303
‫آره، من و کوسه توی این فکر بودیم
‫که یخچال رو دوباره پُر کنیم...

168
00:08:32,386 --> 00:08:34,305
‫چون... تالیا هرچی بوده رو خورده.

169
00:08:34,388 --> 00:08:36,307
‫عجب اشتهایی داره‌ها!

170
00:08:36,390 --> 00:08:38,851
‫ما یه سر میریم فروشگاه...

171
00:08:38,935 --> 00:08:40,686
‫که چندتا... گوشت بلند کنیم.

172
00:08:40,770 --> 00:08:42,939
‫- آره.
‫- به سمت گوشت‌فروشی!

173
00:08:46,150 --> 00:08:49,403
‫باورم نمیشه دروغ گفتیم.
‫اگه بفهمن چی؟

174
00:08:49,487 --> 00:08:51,614
‫وای! نباید بذاریم بفهمن.

175
00:08:51,697 --> 00:08:54,659
‫هرچی آبرو جمع کردیم، از بین میره...
‫اگه بچه‌ها بفهمن که دوست‌مون...

176
00:08:54,742 --> 00:08:56,118
‫اینم رفقای خودم!

177
00:08:56,202 --> 00:08:58,037
‫وای!

178
00:08:58,120 --> 00:08:59,247
‫آروم باشید رفقا.

179
00:09:00,456 --> 00:09:02,166
‫هوف! نگهبان گری!

180
00:09:02,250 --> 00:09:04,877
‫هنوزم وقتی با یونیفرم می‌بینیمت،
‫از ترس زهره‌ترک میشیم.

181
00:09:04,961 --> 00:09:07,255
‫درک میکنم. ولی توی «محدوده‌ی دوستی» جاتون امنه.

182
00:09:08,214 --> 00:09:10,883
‫مجرمین و مامورین قانون

183
00:09:10,967 --> 00:09:14,887
‫باید اختلافات‌شون رو کنار بذارن و
‫در آرامش با هم زندگی کنن.

184
00:09:14,971 --> 00:09:16,389
‫با تاس‌بازی!

185
00:09:18,516 --> 00:09:20,977
‫از وقتی بهمون یاد دادی، معتادش شدیم.

186
00:09:21,060 --> 00:09:22,144
‫یوهو!

187
00:09:22,228 --> 00:09:26,065
‫درک میکنم. تاس خیلی خفنه.
‫هیچ‌وقت نمیدونی قراره چی پیش بیاد.

188
00:09:26,148 --> 00:09:27,608
‫درست عین زندگی.

189
00:09:27,692 --> 00:09:31,070
‫یعنی... اصلا فکرش رو نمیکردیم با تو دوست بشیم گری.

190
00:09:31,153 --> 00:09:32,238
‫ولی الان دوستیم.

191
00:09:32,321 --> 00:09:36,450
‫سه رفیقِ ابدی که پیوندشون
‫به واسطه‌ی عشق به تاس شکل گرفته.

192
00:09:36,534 --> 00:09:37,868
‫بریم که تاس بریزیم!

193
00:09:37,952 --> 00:09:40,454
‫ببین چطور از زیر پا تاس میریزم.

194
00:09:40,538 --> 00:09:42,123
‫میخوام تاسِ کات‌دار بریزم.

195
00:09:42,206 --> 00:09:44,041
‫هنر کردید!

196
00:09:48,087 --> 00:09:49,880
‫تاس میریزم کیف کنی!

197
00:09:49,964 --> 00:09:51,132
‫یوهو!

198
00:09:52,383 --> 00:09:54,385
‫رفقای تاسی تا ابد!

199
00:09:54,468 --> 00:09:57,263
‫کی میخواد دومینوی تاسی بازی کنیم؟

200
00:09:58,389 --> 00:10:01,017
‫ایولا!

201
00:10:01,100 --> 00:10:02,184
‫لعنتی!

202
00:10:02,268 --> 00:10:04,812
‫یادم رفت توی محدوده‌ی دوستی، موبایل آنتن نمیده.

203
00:10:04,895 --> 00:10:08,441
‫20 تماس از دست رفته از عنکبوت... 20 پیام؟

204
00:10:08,524 --> 00:10:10,901
‫شما دوتا کجایید؟ گوشت لازم دارید.

205
00:10:10,985 --> 00:10:14,238
‫تالیا گرسنه‌ست. میخواد من رو بخوره.

206
00:10:14,322 --> 00:10:15,990
‫کمک! لونه. همین الان.

207
00:10:20,202 --> 00:10:22,997
‫- اینجا چه خبره؟
‫- بذارید بگم چه خبره.

208
00:10:23,080 --> 00:10:26,626
‫این به‌اصطلاح غریزه‌ی تبهکارانه‌ی تالیا کاملا الکیه.

209
00:10:26,709 --> 00:10:30,046
‫اصلا براش مهم نیست چی سمتش می‌اندازیم،
‫لونه رو نابود کرده

210
00:10:30,129 --> 00:10:33,674
‫و بدتر از همه، نمیذاره بریم دزدی‌مون رو بکنیم!

211
00:10:33,758 --> 00:10:37,887
‫نه، نه. به‌نظرم بدترین بخشش اینه که
‫هِی میخواد من رو بخوره.

212
00:10:37,970 --> 00:10:41,599
‫گرگ، قبول کن. اینطوری نمیشه!

213
00:10:41,682 --> 00:10:43,684
‫شماها تالیا رو درک نمیکنید.

214
00:10:43,768 --> 00:10:48,522
‫اون یه... یه حالتِ خالصی از دزدی رو توی خودش داره.
‫برخوردِ ما باهاش کاملا اشتباه بوده.

215
00:10:48,606 --> 00:10:51,108
‫سعی کردیم تالیا مثل ما دزدی کنه...

216
00:10:51,192 --> 00:10:53,861
‫ولی ما باید بیش‌تر شبیه اون بشیم.

217
00:10:53,944 --> 00:10:55,404
‫واقعا مسخره‌ست!

218
00:10:55,488 --> 00:10:56,947
‫محاله بتونیم از پیرزنی که

219
00:10:57,031 --> 00:10:59,450
‫به توستر پارس میکنه، چیزی یاد بگیریم!

220
00:11:01,160 --> 00:11:02,953
‫بی‌خیال. یه‌لحظه فکر کنید.

221
00:11:03,037 --> 00:11:06,832
‫شاید برای اینکه بهترین سارق‌های این دنیا بشیم،
‫باید به گذشته نگاه کنیم.

222
00:11:06,916 --> 00:11:10,628
‫کی جرم رو بهتر از مخترعش درک میکنه؟
‫چی برای از دست دادن داریم؟

223
00:11:12,505 --> 00:11:13,547
‫شرافت‌مون!

224
00:11:18,469 --> 00:11:23,808
‫تالیا برای پول، دزدی نمیکنه.
‫دزدی رو به‌خاطرِ عملش انجام میده.

225
00:11:23,891 --> 00:11:26,102
‫از مادیات جدا بشید.

226
00:11:26,185 --> 00:11:29,230
‫- انقدر پول رو نسوزون!
‫- هیچی برامون نمیمونه!

227
00:11:29,313 --> 00:11:31,023
‫تو هم مثل من فکر میکنی؟

228
00:11:31,899 --> 00:11:34,026
‫شما دوتا هِی کجا میرید؟

229
00:11:34,110 --> 00:11:36,779
‫برای کنترل این گرگِ پیشین باید همه باشن.

230
00:11:36,862 --> 00:11:39,698
‫عه... عه...

231
00:11:39,782 --> 00:11:40,950
‫گوشت‌فروشی!

232
00:11:45,454 --> 00:11:46,539
‫شکوندن... رمز!

233
00:11:49,917 --> 00:11:52,878
‫خیلی خوب با غریزه‌ی ابتداییت خو گرفتی.

234
00:11:52,962 --> 00:11:54,088
‫حتما باید امتحانش کنم.

235
00:11:54,171 --> 00:11:58,217
‫باید گرگ‌ترین گرگ باشم.
‫لازمه مجرمِ درونم رو متمرکز کنم.

236
00:11:58,300 --> 00:12:00,386
‫شکوندن... رمز!

237
00:12:04,181 --> 00:12:06,142
‫نکنه تو هم میخوای با سنگ بزنی توی سرم؟

238
00:12:08,477 --> 00:12:09,478
‫وای! وای!

239
00:12:15,901 --> 00:12:16,735
‫ایول!

240
00:12:18,737 --> 00:12:20,698
‫یه‌خرده عذاب‌وجدان دارم بچه‌ها رو ول کردیم.

241
00:12:20,781 --> 00:12:22,741
‫ما بچه‌های بدیم.

242
00:12:22,825 --> 00:12:25,369
‫باید کارهای بد بکنیم... نه؟

243
00:12:25,953 --> 00:12:29,415
‫هی، حال‌تون خوبه؟
‫به‌نظر میاد حواس‌تون پرته.

244
00:12:29,498 --> 00:12:33,669
‫احتمالا ترجیح میدید یه بازی واقعی بکنید.
‫مثلا کارت‌بازی.

245
00:12:33,752 --> 00:12:37,590
‫عه... چی؟ نه! مسخره‌بازی درنیار گری.

246
00:12:37,673 --> 00:12:40,009
‫اون بیرون، همه‌چیز یه بازیه.

247
00:12:40,092 --> 00:12:43,053
‫ولی اینجا، توی محدوده‌ی دوستی، هیچ قانونی نداریم.

248
00:12:43,137 --> 00:12:44,972
‫میتونیم خودِ واقعی‌مون باشیم.

249
00:12:45,055 --> 00:12:47,349
‫هیچ‌جا رو به‌اندازه‌ی اینجا دوست نداریم.

250
00:12:48,142 --> 00:12:49,351
‫هک نه!

251
00:12:51,645 --> 00:12:55,149
‫تالیا میگه تکنولوژی به‌درد نمیخوره
‫و باعث حواس‌پرتی میشه.

252
00:12:55,232 --> 00:12:57,693
‫باید با اتکا به خودمون دزدی کنیم.
‫متوجه نیستی؟

253
00:12:59,695 --> 00:13:01,447
‫نه!

254
00:13:02,031 --> 00:13:05,826
‫هیچ میدونی گیر آوردن
‫یه کارت گرافیکِ خوب چقدر سخت بود؟

255
00:13:07,000 --> 00:13:13,000


256
00:13:14,627 --> 00:13:16,670
‫نگهبان... سریع.

257
00:13:20,716 --> 00:13:23,302
‫درسته. اگه سریع باشی
‫میتونی از دست نگهبان‌ها فرار کنی.

258
00:13:30,809 --> 00:13:32,645
‫چطوره پنج دقیقه استراحت کنیم؟

259
00:13:35,523 --> 00:13:38,484
‫هوم! چه بوی خوبی میاد.

260
00:13:39,443 --> 00:13:41,904
‫ببین کی بالاخره برگشته.

261
00:13:41,987 --> 00:13:45,449
‫شما دوتا کجا بودید؟
‫چیزی نمونده بود کباب خانم گرگه بشیم.

262
00:13:46,450 --> 00:13:47,451
‫گوشت‌فروشی؟

263
00:13:48,869 --> 00:13:52,289
‫خیلی عجیبه... چون شما
‫به‌دردنخورها هیچ گوشتی نیاوردید!

264
00:13:52,373 --> 00:13:54,458
‫این چند وقت به‌طرز عجیبی هِی میرید بیرون.

265
00:13:54,542 --> 00:13:56,502
‫البته درک میکنم همه‌مون آدم‌های مشکوکی هستیم،

266
00:13:56,585 --> 00:13:59,838
‫ولی وقتی بچه‌های بد بهتون نیاز دارن،
‫نباید غیب‌تون بزنه!

267
00:14:00,470 --> 00:14:03,300
‫همه همه‌ش غر میزنن که من
‫اهل کارِ تیمی نیستم.

268
00:14:03,384 --> 00:14:05,678
‫خب... دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

269
00:14:05,761 --> 00:14:08,347
‫- ببخشید.
‫- الان دیگه اومدیم.

270
00:14:08,430 --> 00:14:11,559
‫خوبه. چون حالا که گرگ شده
‫مریدِ فرقه‌ی تالیا...

271
00:14:11,642 --> 00:14:13,727
‫باید با همدیگه درستش کنیم.

272
00:14:13,811 --> 00:14:17,273
‫باورم نمیشه یه تازه‌وارد رو به
‫بچه‌های بد ترجیح داده!

273
00:14:17,273 --> 00:14:19,483
‫- آره.
‫- عه... اصلا درست نیست.

274
00:14:19,567 --> 00:14:22,278
‫فقط دستم بهش برسه... له و لورده‌اش میکنم.

275
00:14:23,696 --> 00:14:25,573
‫دوست ندارم این حرف رو بزنم ولی...

276
00:14:25,656 --> 00:14:28,158
‫میدونم. باید دوستی‌مون با
‫گری کوچولو رو تموم کنیم.

277
00:14:31,161 --> 00:14:32,121
‫سریع!

278
00:14:32,872 --> 00:14:34,206
‫آقا گرگه کجاست؟

279
00:14:40,796 --> 00:14:42,882
‫این وضع نباید ادامه پیدا کنه.

280
00:14:42,965 --> 00:14:44,925
‫خوب میدونم چطور درستش کنم.

281
00:14:54,852 --> 00:14:57,062
‫احتمالا تالیا زودتر از من رسید، نه؟

282
00:14:58,480 --> 00:15:00,232
‫میگم... تالیا رو ندیدید؟

283
00:15:00,316 --> 00:15:01,567
‫معلومه که دیدیمش.

284
00:15:01,650 --> 00:15:04,987
‫خودمون هم فرستادیمش بیرون.

285
00:15:05,070 --> 00:15:07,281
‫- چی؟
‫- یعنی پرتش کردیم بیرون.

286
00:15:07,364 --> 00:15:08,908
‫از در... و لونه.

287
00:15:08,991 --> 00:15:10,784
‫و از زندگی‌هامون. برای همیشه!

288
00:15:10,868 --> 00:15:12,995
‫باروم نمیشه اینطوری دورم زدید.

289
00:15:13,078 --> 00:15:13,913
‫ببین...

290
00:15:13,996 --> 00:15:17,708
‫به‌لطف تالیا، گرفتار یه‌عالمه عادت و ایده‌ی عجیب‌غریب شدی

291
00:15:17,791 --> 00:15:19,919
‫و میخواستی ما رو هم مجبور کنی
‫انجام‌شون بدیم.

292
00:15:20,002 --> 00:15:22,922
‫دیگه خسته شدیم. عضویت موقتی... کنسله.

293
00:15:23,005 --> 00:15:25,591
‫تالیا به‌درد عضویت توی بچه‌های بد نمیخوره.

294
00:15:26,550 --> 00:15:30,220
‫با اینکه خداحافظی با کسی که
‫حسابی باهاش دوست شدی، سخته...

295
00:15:30,304 --> 00:15:33,474
‫بعضی وقت‌ها باید برای صلاحِ تیم هم که شده،
‫یه کاری رو انجام بدی.

296
00:15:33,557 --> 00:15:34,683
‫آره.

297
00:15:39,647 --> 00:15:42,691
‫ببخشید. باید گریه کنیم.

298
00:15:44,151 --> 00:15:47,154
‫بدجور برای تالیا احترام قائلم که
‫اولین سارق دنیا بوده

299
00:15:47,237 --> 00:15:50,032
‫ولی... راستش رو بخوای، دزد خوبی نیست.

300
00:15:50,115 --> 00:15:53,827
‫باشه، قبول دارم. رابطه‌مون با تالیا خوب پیش نمیرفت

301
00:15:53,911 --> 00:15:56,205
‫ولی هرچی نباشه، جدِ منه.

302
00:15:56,288 --> 00:16:00,000
‫ما حیوون‌های گله‌ای هستیم و محاله
‫تنهایی توی این دنیای مدرن دووم بیاره.

303
00:16:00,084 --> 00:16:03,379
‫پس میرم پیداش میکنم و برش میگردونم.
‫کی باهام میاد؟

304
00:16:06,799 --> 00:16:09,093
‫آره... نمیدونم با خودم چه فکری میکردم.

305
00:16:14,431 --> 00:16:15,557
‫تالیا!

306
00:16:18,477 --> 00:16:21,730
‫فکر کن گرگ. الان ترسیده و تنهاست.
‫کجا ممکنه رفته باشه؟

307
00:16:22,314 --> 00:16:23,983
‫اوه. فهمیدم!

308
00:16:32,408 --> 00:16:35,953
‫فقط وایسا تا بقیه‌ی بچه‌ها این رو بشنون.
‫تو واقعا سارق بزرگی هستی.

309
00:16:36,036 --> 00:16:39,331
‫نگاهش کن. یه نفری داری لباست رو
‫از نمایشگاه میدزدی.

310
00:16:39,415 --> 00:16:42,334
‫نمیدزدم. مالِ خودمه.

311
00:16:42,418 --> 00:16:43,377
‫خودم!

312
00:16:43,460 --> 00:16:46,255
‫همین اعتمادبه‌نفسه که تو رو
‫یه سارقِ بزرگ میکنه.

313
00:16:46,338 --> 00:16:47,673
‫دنیا مال توئه.

314
00:16:48,424 --> 00:16:52,052
‫هی، هی! هی، آروم.
‫تالیا، نباید گردنبند رو برگردونی.

315
00:16:52,136 --> 00:16:54,221
‫دزدها چیزی رو برنمیگردونن.

316
00:17:02,479 --> 00:17:04,231
‫عاشق این وقت‌گذرونی‌های چند روز اخیرمونم.

317
00:17:04,314 --> 00:17:06,150
‫این لبخندهای توی سکوت هم که محشره.

318
00:17:08,110 --> 00:17:10,446
‫از... از پسش برنمیام کوسه.

319
00:17:10,529 --> 00:17:12,197
‫باید قوی باشیم.

320
00:17:29,423 --> 00:17:31,467
‫گری! گری!

321
00:17:31,550 --> 00:17:33,802
‫باید باهات به‌هم بزنیم!

322
00:17:33,886 --> 00:17:35,512
‫عه... چی؟

323
00:17:35,596 --> 00:17:37,389
‫مشکل از تو نیست. مشکل ماییم.

324
00:17:37,473 --> 00:17:40,350
‫اگه بقیه‌ی بچه‌های بد بفهمن که
‫با یه نگهبان دوستیم،

325
00:17:40,434 --> 00:17:41,643
‫درجا از گروه بیرون‌مون میکنن!

326
00:17:41,727 --> 00:17:46,148
‫این رابطه‌ی ما هیچ‌جوره جواب نمیده ولی خودت...

327
00:17:46,231 --> 00:17:47,274
‫تاس بریز.

328
00:17:47,357 --> 00:17:49,151
‫یعنی چی نمیتونید با یه نگهبان دوست باشید؟

329
00:17:49,234 --> 00:17:51,028
‫خودم دیدم توی شهر با اون

330
00:17:51,111 --> 00:17:53,864
‫خانم گرگه که صد درصد پلیسه، میگردید.

331
00:17:54,406 --> 00:17:55,699
‫تالیا رو میگی؟

332
00:17:55,783 --> 00:17:57,659
‫اون دزده، نه نگهبان.

333
00:17:57,743 --> 00:18:00,120
‫اوهوم. یعنی من فرق نگهبان و دزد رو نمیفهمم؟

334
00:18:00,746 --> 00:18:03,123
‫تالیا اولین دزد نبوده.

335
00:18:03,207 --> 00:18:05,292
‫این یعنی...

336
00:18:08,087 --> 00:18:11,381
‫تالیا، واقعا لازمه دو بار توی یه روز، هوازی کار کنیم؟

337
00:18:12,633 --> 00:18:13,884
‫وای!

338
00:18:25,395 --> 00:18:26,522
‫گردنبند... بده!

339
00:18:27,523 --> 00:18:29,316
‫اگه میخوای برش گردونی، نمیدم.

340
00:18:29,399 --> 00:18:31,485
‫دزد که نباید اینطوری رفتار کنه!

341
00:18:31,568 --> 00:18:35,739
‫انقدر اون چوب رو توی هوا نچرخون.
‫شبیه این...

342
00:18:37,449 --> 00:18:38,909
‫نگهبان؟ وایسا ببینم.

343
00:18:39,535 --> 00:18:41,578
‫تو نگهبان بودی؟ نه، نه، نه.

344
00:18:46,500 --> 00:18:51,004
‫نه!

345
00:18:51,505 --> 00:18:53,382
‫تو اصلا دزد نیستی.

346
00:18:54,633 --> 00:18:57,845
‫برای همینه هیچ‌کدوم از اون مهارت‌های دزدی‌ای
‫که یادت میدادیم رو نمیفهمیدی.

347
00:19:06,103 --> 00:19:07,563
‫زود باش! بپر بالا گرگ!

348
00:19:21,493 --> 00:19:24,621
‫حق با شما بود!
‫تالیا جایی توی بچه‌های بد نداره. اون یه...

349
00:19:24,705 --> 00:19:25,747
‫نگهبانه. میدونیم!

350
00:19:26,498 --> 00:19:28,292
‫عه... گری راهنمایی‌مون کرد.

351
00:19:28,375 --> 00:19:30,377
‫گری؟ همون پلیسه؟

352
00:19:30,460 --> 00:19:31,920
‫ما بهت خیانت کردیم.

353
00:19:32,004 --> 00:19:35,424
‫اولش فقط گری دستگیرمون کرد.
‫بعد یهو دیدیم داریم با گری گپ میزنیم.

354
00:19:35,507 --> 00:19:38,093
‫تا به خودمون اومدیم،
‫داشتیم با گری تاس‌بازی میکردیم!

355
00:19:38,177 --> 00:19:41,430
‫خیلی سریع اتفاق افتاد.
‫معذرت میخوایم ولی دیگه تموم شده.

356
00:19:41,513 --> 00:19:42,848
‫اصلا باورم نمیشه!

357
00:19:42,931 --> 00:19:46,310
‫شما دوتا با یه نگهبان دوست شدید
‫و تیم رو توی خطر انداختید.

358
00:19:50,355 --> 00:19:51,523
‫مثل خودم.

359
00:19:51,607 --> 00:19:54,610
‫ولی حداقل من نمیدونستم تالیا نگهبانه.

360
00:19:54,693 --> 00:19:57,779
‫حتی اگه الان که بهش فکر میکنم
‫میبینم یه‌عالمه نشونه وجود داشته.

361
00:20:00,365 --> 00:20:02,701
‫آره، باشه. دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

362
00:20:02,784 --> 00:20:04,620
‫منم... منم معذرت میخوام.

363
00:20:05,978 --> 00:20:06,805
‫ای وای!

364
00:20:15,130 --> 00:20:17,716
‫جرم... بد! کارتون... تموم!

365
00:20:24,681 --> 00:20:27,517
‫چی کار کنیم؟
‫نمیتونم پرتش کنم پایین!

366
00:20:41,448 --> 00:20:44,451
‫پیرانا... میدونی باید چی کار کنی.

367
00:20:52,251 --> 00:20:55,295
‫اینجا کجاست؟
‫الان کجای مشکل‌مون حل شد؟

368
00:20:58,173 --> 00:20:59,716
‫گیر افتادید!

369
00:20:59,800 --> 00:21:00,634
‫نه!

370
00:21:01,718 --> 00:21:04,596
‫از منه نگهبان بشنو،
‫ازت میخوام همین الان دست نگهداری.

371
00:21:04,680 --> 00:21:05,847
‫ها؟

372
00:21:05,931 --> 00:21:08,809
‫اینجا محدوده‌ی دوستیه.

373
00:21:09,726 --> 00:21:11,812
‫اجازه‌ی درگیری نداریم.

374
00:21:12,437 --> 00:21:13,981
‫محدوده‌ی دوستی؟

375
00:21:16,275 --> 00:21:17,609
‫نگهبان.

376
00:21:18,110 --> 00:21:18,944
‫نگهبان!

377
00:21:19,736 --> 00:21:21,947
‫گری... با تالیا آشنا شو.

378
00:21:22,531 --> 00:21:25,075
‫شاید این پایانِ مسیرِ دوستیِ ما باشه...

379
00:21:25,158 --> 00:21:27,869
‫ولی به‌نظرمون شما دوتا خوب با هم کنار میاید.

380
00:21:27,953 --> 00:21:30,872
‫اینطوری هم تالیا توی دنیای مدرن تنها نیست...

381
00:21:30,956 --> 00:21:33,166
‫هم... تو یکی رو داری که باهاش وقت بگذرونی.

382
00:21:33,250 --> 00:21:35,377
‫میتونید دوست‌هایی باشید که ما تونستیم باشیم.

383
00:21:37,421 --> 00:21:40,048
‫آبزی‌ها... هیچ‌وقت کارتون رو فراموش نمیکنم.

384
00:21:40,716 --> 00:21:45,053
‫و شاید... توی اون محدوده‌ی دوستیِ بزرگِ آسمونی دیدم‌تون.

385
00:21:45,554 --> 00:21:47,514
‫اگه تاس برامون خوب بیاد.

386
00:21:52,019 --> 00:21:56,773
‫میدونم تو یه نگهبانی... و من دزدم ولی...
‫با هم دوست شده بودیم.

387
00:21:56,857 --> 00:21:58,650
‫گری! گری!

388
00:21:58,734 --> 00:22:00,152
‫بی بو! بی بو!

389
00:22:00,902 --> 00:22:03,155
‫خیلی‌خب. شاید هم نشده بودیم.

390
00:22:03,238 --> 00:22:04,281
‫خداحافظ تالیا.

391
00:22:05,824 --> 00:22:06,992
‫هنوزم باورم نمیشه.

392
00:22:07,075 --> 00:22:09,703
‫فهمیدم که جدِ من، اولین سارق نیست.

393
00:22:10,370 --> 00:22:12,664
‫میدونید چیه؟
‫بیاید بی‌خیال آشنایی با رگ‌وریشه‌مون بشیم.

394
00:22:12,748 --> 00:22:14,291
‫من از نیاکانم بهترم.

395
00:22:14,374 --> 00:22:18,003
‫چرخه رو شکوندم و ذاتِ خوبم رو... پلید کردم.

396
00:22:26,657 --> 00:22:27,885
‫نه عنکبوت! جواب نده! نکن!

397
00:22:27,885 --> 00:22:28,929
‫سرپنتینا!

398
00:22:28,929 --> 00:22:31,600
‫مورچه‌ی کامپیوتری... باید با پسرکم صحبت کنم.

399
00:22:31,683 --> 00:22:33,351
‫یه خبر مهم دارم.

400
00:22:33,435 --> 00:22:34,811
‫چی شده؟

401
00:22:34,895 --> 00:22:36,813
‫قراره ازدواج کنم!

402
00:22:36,897 --> 00:22:38,023
‫اونم فردا!

403
00:22:38,500 --> 00:22:58,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

