﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:20,395 --> 00:00:21,730
‫عه...

3
00:00:21,813 --> 00:00:23,815
‫فکر کنم اشتباه شنیدم مامان.

4
00:00:23,898 --> 00:00:27,652
‫چون انگار... گفتی... قراره ازدواج کنی.

5
00:00:27,736 --> 00:00:29,612
‫درسته. فردا.

6
00:00:30,321 --> 00:00:33,408
‫ببین، اگه داری گولم میزنی که با عجله بیام اونجا،

7
00:00:33,408 --> 00:00:34,576
‫بدون که جواب نمیده.

8
00:00:34,659 --> 00:00:36,578
‫من وقتِ این حرف‌ها رو ندارم.

9
00:00:36,661 --> 00:00:38,371
‫باید عروسی رو برنامه‌ریزی کنم.

10
00:00:40,040 --> 00:00:42,417
‫- باید بریم اونجا.
‫- گازش رو بگیر پیرانا!

11
00:00:42,500 --> 00:00:45,086
‫نگران نباش آقا ماره.
‫چشم به‌هم بزنی میرسونمت پیش مامانت.

12
00:00:48,214 --> 00:00:49,632
‫کی نگرانه؟

13
00:00:49,716 --> 00:00:52,135
‫باورم نمیشه استادِ خود موفقیتی

14
00:00:52,218 --> 00:00:53,678
‫داره ازدواج میکنه.

15
00:00:53,762 --> 00:00:56,514
‫اوه! شرط میبندم داره
‫مرتکبِ یه جنایتِ هیجانی میشه.

16
00:00:56,598 --> 00:00:59,059
‫هیجان‌انگیزترین جرمِ دنیا.

17
00:00:59,142 --> 00:01:02,896
‫بعیده. این کار نیاز به احساسات داره.
‫چیزی که مامان من اصلا نداره.

18
00:01:05,356 --> 00:01:08,651
‫هر خبری باشه آقا ماره،
‫به‌عنوان یه تیم ته‌وتوش رو درمیاریم.

19
00:01:11,000 --> 00:01:18,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

20
00:01:21,414 --> 00:01:22,874
‫خیلی‌خب مامان، چه فکری توی سرته؟

21
00:01:24,125 --> 00:01:25,835
‫واقعا که قرار نیست ازدواج کنی؟

22
00:01:25,919 --> 00:01:27,337
‫معلومه که چرا.

23
00:01:27,420 --> 00:01:29,214
‫باورش انقدر سخته؟

24
00:01:29,297 --> 00:01:30,215
‫- آره.
‫- کاملا.

25
00:01:30,298 --> 00:01:31,132
‫- اوهوم.
‫- آره.

26
00:01:31,716 --> 00:01:34,552
‫ولی فقط به‌خاطر اینکه هیچ موجودِ فانی‌ای
‫لیاقتِ تو رو نداره.

27
00:01:34,636 --> 00:01:39,182
‫خب، پس یه شخصِ خاص هست
‫که میخوام باهاش آشنا بشید.

28
00:01:42,811 --> 00:01:46,898
‫هوف! یه چند ساعتی بذار درش باز باشه.
‫محض احتیاط، یه روز بذار باز باشه.

29
00:01:46,981 --> 00:01:50,151
‫- آقای ویگلزورث؟
‫- امکان نداره!

30
00:02:26,359 --> 00:02:27,975
‫[سریال بچه‌های بد]

31
00:02:28,148 --> 00:02:30,942
‫- این شعبده‌باز به‌دردنخور رو گرفتم!
‫- آهای، ضربه‌ی اول رو من باید بزنم.

32
00:02:31,025 --> 00:02:33,153
‫یه چندتا هم برای من بذارید!

33
00:02:33,236 --> 00:02:34,821
‫بچه‌ها.

34
00:02:37,615 --> 00:02:39,242
‫عه... وایسا ببینم؟ کجا رفت؟

35
00:02:39,325 --> 00:02:41,953
‫عجب خوشامدگویی گرمی از طرف

36
00:02:42,036 --> 00:02:44,747
‫هم‌اتاقی‌های سابق و خانواده‌ی آینده‌ام بود.

37
00:02:51,504 --> 00:02:53,339
‫تو چه مرگت شده؟

38
00:02:53,423 --> 00:02:57,051
‫از اینکه دارم ازدواج میکنم که ناراحت نیستی؟ هستی؟

39
00:02:57,135 --> 00:02:59,929
‫به من چه ربطی داره با زندگیِ فلاکت‌بارت چی کار میکنی؟

40
00:03:00,013 --> 00:03:01,264
‫خب، پس مشکلی نیست.

41
00:03:01,347 --> 00:03:03,892
‫از وقتی با ویگلزورث آشنا شدم، من... خب...

42
00:03:04,851 --> 00:03:05,685
‫من...

43
00:03:06,269 --> 00:03:08,521
‫شادم.

44
00:03:10,690 --> 00:03:11,941
‫کل دوران کودکیم

45
00:03:12,025 --> 00:03:14,360
‫بهم میگفتی احساسات، نقطه‌ی ضعف آدمه.

46
00:03:14,444 --> 00:03:17,780
‫بعد حالا خودت رفتی شادی رو پیدا کردی؟
‫اونم با این؟

47
00:03:20,491 --> 00:03:22,035
‫این بدترین آدم دنیاست مامان.

48
00:03:22,118 --> 00:03:26,039
‫با پول گول‌مون زد و یه کاری کرد
‫همه‌مون بیفتیم زندان.

49
00:03:26,122 --> 00:03:28,166
‫اینا که همه‌ش خصلتِ خوبه.

50
00:03:33,796 --> 00:03:37,884
‫مار، اگه نمیتونی برای
‫مادرِ عزیزت خوشحال باشی...

51
00:03:38,968 --> 00:03:41,679
‫پس ازت میخوام بری.

52
00:03:43,848 --> 00:03:47,227
‫نه‌تنها نمیتونم براش خوشحال باشم...

53
00:03:47,310 --> 00:03:50,605
‫بلکه یه راهی پیدا میکنم خوشحالیش رو بدزدم.

54
00:03:50,688 --> 00:03:53,024
‫منم دنبال یه راهی بودم تا
‫حسابِ ویگلزورث رو به‌خاطر

55
00:03:53,107 --> 00:03:54,275
‫کثیف کردن اتاقم، کفِ دستش بذارم.

56
00:03:54,359 --> 00:03:56,361
‫با اینکه لونه‌مون رو عوض کردیم،
‫بازم بوش مونده.

57
00:03:56,444 --> 00:03:59,364
‫حس میکنم با موقعیتِ «یک تیر و دو نشان» طرفیم.

58
00:03:59,447 --> 00:04:02,533
‫بچه‌ها، حس میکنم با جنایتِ هیجانی طرفیم.

59
00:04:02,617 --> 00:04:04,035
‫بریم که عروسی رو خراب کنیم!

60
00:04:04,118 --> 00:04:06,663
‫دلم میشکنه وقتی ملکه‌ای مثل سرپنتینا رو

61
00:04:06,746 --> 00:04:08,790
‫کنار کوتوله‌ای مثل ویگلزورث میبینم.

62
00:04:09,374 --> 00:04:12,752
‫هی، اگه ویگلزورث نباشه...
‫عروسی‌ای هم در کار نیست.

63
00:04:12,835 --> 00:04:13,878
‫ادامه بده...

64
00:04:13,962 --> 00:04:18,341
‫یادته میخواست ما رو گیر بندازه؟
‫شاید وقتش باشه لطفش رو جبران کنیم.

65
00:04:19,884 --> 00:04:21,261
‫سلام.

66
00:04:21,344 --> 00:04:24,764
‫ببخشید که انقدر رفتار زشت و بچگونه‌ای داشتم.

67
00:04:24,847 --> 00:04:28,309
‫خیلی خوشحالم داری عضوی از خانواده‌مون میشی.

68
00:04:28,393 --> 00:04:30,061
‫واقعا؟

69
00:04:30,144 --> 00:04:31,604
‫معلومه.

70
00:04:31,688 --> 00:04:35,358
‫اگه قرار باشه با هم فامیل بشیم،
‫باید یه سرقتِ دسته‌جمعی انجام بدیم.

71
00:04:35,441 --> 00:04:38,069
‫هرچی نباشه، از سنت‌های دنیای تبهکارهاست

72
00:04:38,152 --> 00:04:41,531
‫که برای دامادِ آینده یه مهمونیِ سرقتی بگیرن.

73
00:04:41,614 --> 00:04:43,950
‫آره، راست میگه.

74
00:04:44,033 --> 00:04:46,619
‫نظرت چیه بریم «جم‌استون رو»
‫و یه‌خرده دردسر درست کنیم؟

75
00:04:47,120 --> 00:04:48,663
‫عجب ایده‌ی شگفت‌انگیزی.

76
00:04:49,247 --> 00:04:51,332
‫اتفاقا یه حلقه هم لازم دارم.

77
00:05:02,093 --> 00:05:04,512
‫قراره توی روز روشن دزدی کنیم؟

78
00:05:04,595 --> 00:05:06,139
‫آروم باش ویگلزورث.

79
00:05:06,222 --> 00:05:07,849
‫مغازه برای ناهار تعطیله...

80
00:05:07,932 --> 00:05:12,437
‫و عنکبوت هم برای گوشی نگهبان‌ها،
‫کد تخفیفِ ابر بوریتو فرستاده.

81
00:05:13,021 --> 00:05:14,272
‫اصلا نگران نبای ویگلز.

82
00:05:14,355 --> 00:05:18,359
‫از پسش برمیایم... چون با هم فامیلیم.

83
00:05:18,443 --> 00:05:20,653
‫سیستم امنیتی غیرفعال شد.

84
00:05:20,737 --> 00:05:21,863
‫برید، برید، برید.

85
00:05:21,946 --> 00:05:23,865
‫عوق!

86
00:05:24,866 --> 00:05:27,201
‫ای بابا. جا نمیشم.

87
00:05:27,285 --> 00:05:29,120
‫باید تنهایی بری داخل.

88
00:05:29,954 --> 00:05:32,290
‫توی کابینت‌های تنگ‌تر از اینم بودم.

89
00:05:32,373 --> 00:05:33,958
‫تیمِ کانال کولر در موقعیته.

90
00:05:34,042 --> 00:05:36,753
‫امنه. بفرستیدش داخل.

91
00:05:45,111 --> 00:05:46,564
‫شعبده‌باز فرود اومد.

92
00:05:46,564 --> 00:05:51,142
‫ویگلزورث... اصلا عجله نکن.
‫یه حلقه‌ی عالی پیدا کن.

93
00:05:51,225 --> 00:05:53,561
‫ما هم... ما هم حواس‌مون به بیرون هست.

94
00:05:53,644 --> 00:05:55,146
‫خیلی خوبه.

95
00:05:55,229 --> 00:05:58,149
‫به‌خاطر سنِ بالام دیگه کُند و شلخته شدم.

96
00:05:58,232 --> 00:05:59,817
‫عملا یه شکار بی‌دفاعم.

97
00:06:03,613 --> 00:06:04,947
‫بگاز.

98
00:06:06,157 --> 00:06:09,911
‫الو؟ یه دزدِ بی‌همه‌چیز داره از «جِم‌استون رو» دزدی میکنه.

99
00:06:09,994 --> 00:06:12,622
‫عه... عه...

100
00:06:12,705 --> 00:06:16,626
‫قوی‌ترین نیروهاتون رو بفرستید.
‫یادتون باشه، اصلا رحم نکنید.

101
00:06:29,514 --> 00:06:32,934
‫مامان، خبر بد دارم.

102
00:06:33,017 --> 00:06:36,813
‫توی سرقت‌مون... راستش... آقای ویگلزورث...

103
00:06:39,690 --> 00:06:42,443
‫- درود و ادب!
‫- چطور تونستی...

104
00:06:42,527 --> 00:06:43,736
‫اوه!

105
00:06:43,820 --> 00:06:46,489
‫یه استادِ فرار هیچ‌وقت رازش رو نمیگه.

106
00:06:46,572 --> 00:06:48,491
‫عزیزم، باید ما رو میدیدی.

107
00:06:48,574 --> 00:06:50,868
‫رفتیم داخل، خزیدیم و عین یه تیم کار کردیم...

108
00:06:50,952 --> 00:06:52,787
‫نه، عین یه خانواده.

109
00:06:52,870 --> 00:06:55,581
‫بیا اینجا ببینم شیطونِ نفرت‌انگیز.

110
00:07:04,549 --> 00:07:08,177
‫ولی... شماها اصلا بپاهای خوبی نیستیدها!

111
00:07:08,261 --> 00:07:09,679
‫حتی یه هشدار ساده هم ندادید.

112
00:07:09,762 --> 00:07:12,557
‫انگار میخواستید از شر من خلاص شید.

113
00:07:14,684 --> 00:07:18,604
‫مگه تعجب داره که آقا گرگه همچین
‫نقشه‌ی داغونی کشیده؟

114
00:07:18,688 --> 00:07:21,482
‫مگه بچه‌های بد اصلا هنوز دزدی میکنن؟

115
00:07:21,566 --> 00:07:24,819
‫اینطور که من شنیدم، خیلی درگیر برنامه‌ریزی تولد و

116
00:07:24,902 --> 00:07:26,654
‫وقت‌گذرونی با نگهبان‌ها و

117
00:07:26,737 --> 00:07:29,657
‫رقابت سرِ دوری از سرقتید.

118
00:07:29,740 --> 00:07:32,702
‫- واقعا غم‌انگیزه.
‫- اینا رو از کجا میدونی؟

119
00:07:32,785 --> 00:07:34,537
‫پس واقعا خبرنامه‌هام رو میخونه!

120
00:07:35,329 --> 00:07:36,414
‫ویگلز کوچولو...

121
00:07:36,497 --> 00:07:40,918
‫فردا قراره من رو به شادترین مادرخوانده‌ی
‫جرم‌وجنایت تاریخ تبدیل کنی.

122
00:07:41,002 --> 00:07:42,795
‫تاریخ سرقت!

123
00:07:42,879 --> 00:07:44,213
‫خوب شد.

124
00:07:44,922 --> 00:07:47,258
‫خیلی‌خب، انگار از اون چیزی که
‫فکر میکردیم قراره سخت‌تر باشه.

125
00:07:47,341 --> 00:07:48,801
‫یه نقشه‌ی جدید میخوایم.

126
00:07:49,302 --> 00:07:52,305
‫نقشه‌ای... که از پس برنامه‌ریزیش برمیام.

127
00:07:55,141 --> 00:07:58,769
‫- ببخشید. سرپنتینا رفت روی مخم.
‫- خب، بهتره یه فکری بکنیم.

128
00:07:58,853 --> 00:08:02,315
‫دلیلِ بدبختیِ من، مادرمه.
‫برای همین محاله بذارم به شادی برسه.

129
00:08:03,065 --> 00:08:07,904
‫نگران... نباشید.
‫چون من، دانشجوی جنایتِ هیجانی‌ام.

130
00:08:07,987 --> 00:08:09,113
‫پنج ستونِ اصلی داره.

131
00:08:09,197 --> 00:08:11,407
‫بیگانگی افراطی...

132
00:08:11,491 --> 00:08:12,950
‫وسوسه‌ی خیره‌کننده...

133
00:08:13,034 --> 00:08:16,370
‫زمزمه‌های دروغین... بدشانسی

134
00:08:16,454 --> 00:08:17,747
‫و اگه همه‌ی اینا شکست بخوره...

135
00:08:18,372 --> 00:08:19,207
‫رسوایی.

136
00:08:19,707 --> 00:08:22,793
‫اولی رو امتحان کردیم.
‫پس گزینه‌ی بعدی... وسوسه‌ست.

137
00:08:22,877 --> 00:08:24,837
‫مار و کوسه... این رو انجام بدید.

138
00:08:25,338 --> 00:08:28,090
‫عنکبوت، تو، تو، عه... عه...

139
00:08:28,174 --> 00:08:31,719
‫باید ذهن سرپنتینا رو بر علیه ویگلزورث مسموم کنه.
‫اونم با استفاده از قدرت...

140
00:08:31,802 --> 00:08:33,638
‫زمزمه‌های دروغین.

141
00:08:33,721 --> 00:08:34,555
‫حله.

142
00:08:34,639 --> 00:08:38,309
‫اگه نتونم قانعش کنم که لیاقتش
‫بیش‌تر از اون پیرمردِ یه لا قباست...

143
00:08:38,392 --> 00:08:41,270
‫اون موقع مطمئن میشم عروسی‌ای
‫که لایقشه رو بگیره.

144
00:08:41,354 --> 00:08:42,355
‫چی؟ نه!

145
00:08:42,438 --> 00:08:45,149
‫ما اینجاییم که شادی رو بدزدیم، یادته؟

146
00:08:45,233 --> 00:08:48,110
‫پیرانا، پیش عنکبوت بمون.
‫نذار سرپنتینا بره روی مخش.

147
00:08:48,194 --> 00:08:50,947
‫روی من حساب کن.
‫من در برابر بازی‌های ذهنی مصونم.

148
00:08:51,989 --> 00:08:55,535
‫نکنه الان دارید من رو بازی ذهنی میدید؟
‫وای! از ذهنم برو بیرون داداش!

149
00:08:55,618 --> 00:08:57,370
‫من میرم لونه یه‌سری از
‫چیزهایی که دزدیدیم رو بیارم.

150
00:08:57,453 --> 00:09:01,165
‫ویگلزورث آدم بِکَنیه.
‫شاید بتونیم با پول راضیش کنیم.

151
00:09:01,249 --> 00:09:03,960
‫بریم یه زوجِ خوشحال رو نابود کنیم.

152
00:09:06,254 --> 00:09:07,964
‫میبینی؟ هنوزم میتونم.

153
00:09:08,047 --> 00:09:10,299
‫تو اصلا در حد من نیستی... بزرگ خانمِ بدجنس...

154
00:09:11,342 --> 00:09:12,343
‫ها؟

155
00:09:12,969 --> 00:09:14,554
‫ای وای.

156
00:09:14,637 --> 00:09:16,305
‫قفله.

157
00:09:16,389 --> 00:09:17,723
‫بچه‌ها. بچه‌ها!

158
00:09:20,101 --> 00:09:21,936
‫نه، نه!

159
00:09:24,730 --> 00:09:28,776
‫مامان، دارم ویگلزورث رو میبرم بیرون عه... که عه...

160
00:09:28,859 --> 00:09:31,028
‫پدر پسری با هم وقت بگذرونیم؟

161
00:09:31,821 --> 00:09:35,157
‫اوه. آره. همین.

162
00:09:39,996 --> 00:09:42,123
‫اوه سرپنتینا.

163
00:09:42,206 --> 00:09:44,667
‫واقعا تحسین برانگیزه که معیارت
‫برای ازدواج، ظاهر نیست.

164
00:09:44,750 --> 00:09:46,419
‫چون عه... ویگلزورث...

165
00:09:46,502 --> 00:09:48,504
‫طرف شبیهِ بویِ استفراغه.

166
00:09:48,588 --> 00:09:50,673
‫میدونم میخواید چی کار کنید.

167
00:09:50,756 --> 00:09:53,426
‫میخواید با ویگلز کوچولو به‌هم بزنم.

168
00:09:53,968 --> 00:09:59,098
‫به‌جاش، شاید شما دوتا بتونید توی...
‫جشنِ عروسیم باشید.

169
00:09:59,181 --> 00:10:00,099
‫ایول!

170
00:10:00,182 --> 00:10:02,351
‫هیچ‌کس به‌اندازه‌ی من برات احترام قائل نیست.

171
00:10:02,435 --> 00:10:06,647
‫نه عنکبوت! داره بازیت میده!
‫این دقیقا همون کاریه که گرگ گفت نکنیم.

172
00:10:06,731 --> 00:10:09,692
‫من؟ ذهنِ شگفت‌انگیز شما رو بازی بدم؟

173
00:10:09,775 --> 00:10:12,445
‫- اوه، امکان نداره بتونم.
‫- وایسا ببینم. واقعا؟

174
00:10:12,528 --> 00:10:15,281
‫گرگ به‌اندازه‌ی کافی جدیت نمیگیره.

175
00:10:17,408 --> 00:10:20,286
‫درسته. من ساده‌لوح نیستم.
‫ایول تیم سرپنتینا!

176
00:10:20,369 --> 00:10:21,912
‫پس دیگه حله.

177
00:10:21,996 --> 00:10:24,123
‫پاتریشا، تو حلقه‌ام رو میاری.

178
00:10:24,206 --> 00:10:26,083
‫میتونی روی پاتریشا حساب کنی.

179
00:10:31,547 --> 00:10:33,215
‫ای وای.

180
00:10:33,716 --> 00:10:35,509
‫- الان برمیگردم.
‫- تو. خرچنگِ محتاج.

181
00:10:35,593 --> 00:10:38,971
‫با اون ماشین تحریرِ الکترونیکت،
‫برنامه‌ریزی عروسیم رو انجام بده.

182
00:10:39,055 --> 00:10:39,889
‫خب، بذار ببینم...

183
00:10:39,972 --> 00:10:44,060
‫میخوام وقتی وارد سالن میشم،
‫آهنگ «مارش عروسی» نواخته بشه.

184
00:10:44,143 --> 00:10:45,102
‫صد درصد.

185
00:10:45,186 --> 00:10:47,438
‫صد البته توسطِ آهنگ‌سازش.

186
00:10:48,230 --> 00:10:51,192
‫عه... فلیکس مندلسون سال 1847 مُرده.

187
00:10:51,275 --> 00:10:54,111
‫خب، اگه از پسِ کار برنمیای...

188
00:10:54,195 --> 00:10:55,988
‫پنج دقیقه زمان بده.

189
00:10:57,573 --> 00:11:00,242
‫پسرم، مهم‌ترین نصیحتِ پدرانه‌ای

190
00:11:00,326 --> 00:11:01,786
‫که میتونم بهت بکنم، اینه...

191
00:11:01,869 --> 00:11:05,331
‫قانون پنج ثانیه، یه دروغه که اولین بار
‫شرکتِ یخچال‌سازی گفته.

192
00:11:05,414 --> 00:11:08,042
‫من همه‌ی غذاهام رو توی
‫دمای محیط، روی زمین نگه میدارم.

193
00:11:08,125 --> 00:11:09,001
‫ساندویچِ زمینی؟

194
00:11:10,836 --> 00:11:12,088
‫اصلا و ابدا.

195
00:11:12,171 --> 00:11:14,215
‫یعنی، ممنون...

196
00:11:14,715 --> 00:11:15,841
‫بابا.

197
00:11:15,925 --> 00:11:19,095
‫وای، کمک! شعبده‌باز لازم دارم.

198
00:11:19,178 --> 00:11:20,471
‫من شعبده‌بازم.

199
00:11:20,554 --> 00:11:22,890
‫داروی قلبم توی دستگاه فروش خودکار گیر کرده

200
00:11:22,973 --> 00:11:25,351
‫و همین الان یه سکه لازم دارم.

201
00:11:25,434 --> 00:11:27,103
‫منظورت اینطوریه؟

202
00:11:27,186 --> 00:11:28,979
‫ویگل واگل!

203
00:11:29,480 --> 00:11:32,274
‫خدای من! امتحانم رو با موفقیت گذروندی.

204
00:11:32,358 --> 00:11:35,069
‫چرا که من، والتر گامبو هستم...

205
00:11:35,152 --> 00:11:39,532
‫استعدادیابِ برنامه‌ی «شعبده‌بازی تمام اقیانوس و چند دریا».

206
00:11:39,615 --> 00:11:44,286
‫خیلی خوشحال میشیم که به شما... آخرین...
‫بلیط حضور توی مسابقه رو بدیم.

207
00:11:44,370 --> 00:11:47,581
‫شعبده‌بازی تمام اقیانوس و چند دریا

208
00:11:47,665 --> 00:11:50,042
‫این چند وقت همه‌چیز بر وفق مراد ویگلزورث بوده.

209
00:11:50,126 --> 00:11:52,128
‫ولی امشب حرکت میکنیم

210
00:11:52,211 --> 00:11:55,256
‫و فقط میتونیم به یک شرکت‌کننده اتاق بدیم.

211
00:11:55,339 --> 00:11:56,966
‫نمیتونید همسرتون رو با خودتون بیارید.

212
00:11:58,884 --> 00:12:02,012
‫عجب پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ای، نه؟

213
00:12:02,096 --> 00:12:05,766
‫ببین، باید حرفه‌ی شعبده‌بازیت رو دنبال کنی.
‫مطمئنم مامان درک میکنه.

214
00:12:07,000 --> 00:12:12,000


215
00:12:13,190 --> 00:12:14,108
‫من...

216
00:12:14,608 --> 00:12:15,651
‫من نمیتونم.

217
00:12:16,152 --> 00:12:18,154
‫- ها؟
‫- ببخشید آقای گامبو.

218
00:12:18,237 --> 00:12:22,032
‫با اینکه خیلی وسوسه برانگیزه،
‫معشوقم از حرفه‌ام برام مهم‌تره.

219
00:12:24,535 --> 00:12:29,748
‫خب، وسوسه شاید شکست خورده باشه،
‫ولی روشِ بدشانسی، تضمینیه.

220
00:12:29,832 --> 00:12:32,001
‫20 دقیقه دیگه جلوی فروشگاه میبینمت.

221
00:12:32,084 --> 00:12:34,712
‫البته من رو نمیبینی...
‫چون قراره تغییر قیافه بدم.

222
00:12:47,808 --> 00:12:50,728
‫گوشیم آنتن نمیده.
‫بیسیمم کار نمیکنه.

223
00:12:50,811 --> 00:12:53,397
‫هرچقدر هم داد بزنم،
‫هیچ‌کس صدام رو نمیشنوه!

224
00:12:59,028 --> 00:13:02,156
‫شاید حق با سرپنتیناست.
‫شاید مهارتم رو از دست دادم.

225
00:13:07,077 --> 00:13:09,663
‫وای، این من رو یاد گذشته می‌اندازه.

226
00:13:09,747 --> 00:13:12,666
‫دیبی، مربیم... قبلا عاشق اینا بود.

227
00:13:13,167 --> 00:13:17,296
‫اگه الان من رو میدید، بهم میگفت بی‌خیال
‫این وسوسه بشم و از روی زمین پا شم.

228
00:13:20,925 --> 00:13:22,551
‫هوم.

229
00:13:23,802 --> 00:13:27,223
‫داره با یه پرنده‌ی اسباب‌بازی حرف میزنه؟

230
00:13:27,306 --> 00:13:29,808
‫خیلی‌خب. یه آزمایشگاه زیست‌مهندسی رو هک کردم

231
00:13:29,892 --> 00:13:32,853
‫تا دی‌ان‌ای یه گونه‌ی فوت‌شده رو بدزدم تا بتونم...

232
00:13:32,937 --> 00:13:35,231
‫این داستان آخرش چی میشه؟

233
00:13:35,314 --> 00:13:37,816
‫حق با توئه.
‫نیازی نیست با جزئیات حوصله‌ات رو سر ببرم

234
00:13:37,900 --> 00:13:40,653
‫ولی خیالت راحت که یه فلیکس مدلسونِ
‫کاملا بازسازی‌شده

235
00:13:40,736 --> 00:13:42,738
‫توی عروسیت اجرا میکنه.

236
00:13:42,821 --> 00:13:43,989
‫اوه، درسته.

237
00:13:44,073 --> 00:13:47,326
‫الان که فکرش رو میکنم،
‫میخوام تمرکز روی خودم باشه.

238
00:13:47,409 --> 00:13:51,664
‫میخوام توی سکوت محض بخزم توی آغوش عشقم.

239
00:13:52,248 --> 00:13:55,251
‫البته. چرا به ذهن خودم نرسید؟

240
00:13:55,334 --> 00:13:57,962
‫کلونِ مدلسون میتونه عروسی یکی دیگه رو خراب کنه.

241
00:13:58,045 --> 00:14:00,245
‫حالا بیا در مورد رنگ صحبت کنیم.

242
00:14:00,339 --> 00:14:03,801
‫میخوام همه‌چیز دقیقا هم‌رنگ آسمونِ روزِ

243
00:14:03,884 --> 00:14:05,970
‫اولین سرقتم باشه.

244
00:14:06,637 --> 00:14:07,721
‫اوه.

245
00:14:08,264 --> 00:14:09,431
‫من رو باش...

246
00:14:09,515 --> 00:14:13,185
‫بیرون یه فروشگاه، بدون هیچ دلیلی،
با پسرِ آینده‌ام وایسادم.

247
00:14:13,769 --> 00:14:16,355
‫اصلا فکرش نمیکردم هیچ‌کدوم از
‫هدف‌هام توی زندگی محقق بشن.

248
00:14:16,355 --> 00:14:20,401
‫اینکه ازدواج کنم و تشکیل خانواده بدم...
‫فرار از برج تایت‌روپ رو انجام بدم.

249
00:14:20,484 --> 00:14:21,735
‫چی گفتی؟

250
00:14:21,819 --> 00:14:25,573
‫فرار از برج تایت‌روپ، سخت‌ترین کار
‫برای متخصص‌های فراره.

251
00:14:26,073 --> 00:14:29,827
‫یه حقه‌ی خطرناک که هیچ شعبده‌بازی
‫تا حالا با موفقیت انجامش نداده.

252
00:14:30,536 --> 00:14:31,912
‫جدی میگی؟

253
00:14:31,996 --> 00:14:34,790
‫میگم عه... بابا...

254
00:14:34,874 --> 00:14:36,584
‫به دوتا از هدف‌هات رسیدی.

255
00:14:36,667 --> 00:14:39,587
‫باید بری سراغ هدف سوم، نه؟

256
00:14:39,670 --> 00:14:42,756
‫خیلی خطرناکه. الان باید به فکر خانواده‌ام باشم.

257
00:14:42,840 --> 00:14:44,300
‫شمایی که اونجایی!

258
00:14:44,383 --> 00:14:46,802
‫آقای ویگلزورث!

259
00:14:46,886 --> 00:14:48,596
‫اسمم رو از کجا میدونی؟

260
00:14:48,679 --> 00:14:54,226
‫ارواح همه‌چیز رو بهم میگن و
‫یه پیام برات دارن!

261
00:14:54,310 --> 00:14:55,561
‫این ظرفِ قهوه‌ست؟

262
00:14:55,644 --> 00:14:57,313
‫گرگ بودجه‌ی وسایلم رو قطع کرده، یادته؟

263
00:14:57,396 --> 00:15:01,025
‫حالا... بیا پشتِ حباب‌های حقیقت‌نما رو ببینیم.

264
00:15:01,108 --> 00:15:03,319
‫اوه، عشقِ شگفت‌انگیزی میبینم.

265
00:15:04,194 --> 00:15:05,738
‫عروسی میبینم.

266
00:15:05,821 --> 00:15:08,157
‫آخرش با فاجعه تموم میشه!

267
00:15:08,240 --> 00:15:10,075
‫یه تراژدی!

268
00:15:10,159 --> 00:15:11,577
‫و وای! خدای من!

269
00:15:11,660 --> 00:15:14,455
‫یک صد سال نفرین برای معشوقه‌ات!

270
00:15:14,538 --> 00:15:15,539
‫اوه!

271
00:15:15,623 --> 00:15:17,166
‫نه!

272
00:15:17,249 --> 00:15:19,460
‫پسر، عجب زوجِ بدشانسی هستید.

273
00:15:19,543 --> 00:15:21,545
‫خب، گمون کنم باید عروسی رو کنسل کنی.

274
00:15:27,384 --> 00:15:28,886
‫لطفا. لطفا، لطفا، لطفا.

275
00:15:30,429 --> 00:15:31,972
‫کار کرد!

276
00:15:32,056 --> 00:15:34,308
‫گرگه؟ جواب بده.

277
00:15:34,391 --> 00:15:36,101
‫باید با داداشی‌هام مشورت کنم.

278
00:15:36,185 --> 00:15:37,978
‫مار! خدا رو شکر. گوش کن...

279
00:15:38,062 --> 00:15:40,064
‫چی؟ گرگ، صدات قطع و وصل میشه.

280
00:15:40,147 --> 00:15:42,232
‫- کمکم کن. گیر کردم.
‫- اوه، منم همینطور.

281
00:15:42,316 --> 00:15:46,195
‫بین عشقِ زندگیم و نصیحت یه کف‌بینِ سر راهی گیر کردم.

282
00:15:46,278 --> 00:15:49,156
‫چی؟ نه! نه، نه، نه.
‫باید آنتن قوی‌تر باشه.

283
00:15:49,239 --> 00:15:50,908
‫باید... قوی‌تر باشه.

284
00:15:50,991 --> 00:15:53,410
‫حق با توئه آقا گرگه.
‫همه‌مون باید قوی باشیم.

285
00:15:53,494 --> 00:15:55,371
‫رابطه‌ی من و سرپنتینا هم قویه.

286
00:15:55,454 --> 00:15:57,581
‫بی‌خیال حرف‌های این کف‌بین.

287
00:15:57,665 --> 00:15:59,667
‫همه‌چیز رو خراب کردی گرگ!

288
00:15:59,750 --> 00:16:02,836
‫مار، تو دفتر گیر کردم!
‫مار! مار!

289
00:16:02,920 --> 00:16:04,797
‫نه، نه! نه، نه، نه! وای!

290
00:16:04,880 --> 00:16:06,548
‫ن‍ـ... نه! نه!

291
00:16:08,175 --> 00:16:10,427
‫گرگ خرابش کرد. اسکل.

292
00:16:10,511 --> 00:16:12,513
‫فقط یه ستون از جنایت هیجانی مونده.

293
00:16:14,515 --> 00:16:16,976
‫رسوایی.

294
00:16:17,059 --> 00:16:19,603
‫خوب میدونم باید چی کار کنم.

295
00:16:25,234 --> 00:16:28,737
‫برای تزئین وسطِ میز، ارکیده‌ی شبح میخوام.

296
00:16:28,821 --> 00:16:31,865
‫پیدا کردن‌شون غیرممکنه.
‫اما نه برای تو. مطمئنم.

297
00:16:38,497 --> 00:16:40,374
‫تو الان مثلا چی هستی؟

298
00:16:41,083 --> 00:16:43,127
‫اوه، راستش خودم هم نمیدونم.

299
00:16:43,210 --> 00:16:45,421
‫فکر کنم لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنم برداشتم.
‫اولین باره.

300
00:16:45,504 --> 00:16:46,964
‫بگو سیب!

301
00:16:48,048 --> 00:16:50,509
‫دوتا قهوه برای پدر و پسر.

302
00:16:57,558 --> 00:17:00,519
‫اوه! اوه، آقای... آقای ویگلزورث.

303
00:17:00,602 --> 00:17:03,022
‫من جینم. جین فورماژیو. بله، کارآگاه خصوصی.

304
00:17:03,105 --> 00:17:05,399
‫خبرِ رسواکننده‌ای دارم. بفرمایید.

305
00:17:07,651 --> 00:17:12,114
‫سرپنتینا... مجذوبِ حقه‌های کارتی
‫یه شعبده‌باز دیگه شده؟

306
00:17:12,197 --> 00:17:13,907
‫ولی اینا فقط مال من و اون بود.

307
00:17:13,991 --> 00:17:15,242
‫آره، مامانم همینه دیگه.

308
00:17:15,325 --> 00:17:18,412
‫میذاره هرکسی براش حقه اجرا کنه.

309
00:17:19,621 --> 00:17:23,500
‫معلومه دیگه. آدمِ پیری مثل من
‫هیچ‌وقت لیاقتِ اون رو نداره.

310
00:17:24,501 --> 00:17:28,380
‫باید بهش نشون بدم که این پیرمرد
‫هنوز میتونه کارهای حیرت‌انگیز بکنه.

311
00:17:28,464 --> 00:17:29,298
‫ها؟

312
00:17:29,381 --> 00:17:33,093
‫میدونم چقدر به این وقت‌گذرونیِ پدر پسری نیاز داری...
‫ولی باید یه کاری بکنم.

313
00:17:34,136 --> 00:17:36,055
‫- الان چی شد؟
‫- حسابی چُرت لازمم.

314
00:17:47,149 --> 00:17:49,777
‫آقای ویگلزورث زنگ زد
‫و گفت عروسی کنسله،

315
00:17:49,860 --> 00:17:51,278
‫چون لایقِ سرپنتینا نیست.

316
00:17:51,361 --> 00:17:54,156
‫میخواد به‌جاش روی یه برجی چیزی راه بره.

317
00:17:54,239 --> 00:17:57,826
‫اصلا میدونه چقدر برای این عروسی زحمت کشیدیم؟

318
00:17:59,119 --> 00:18:00,913
‫- ایول!
‫- وای مامان.

319
00:18:00,996 --> 00:18:03,248
‫من واقعا...

320
00:18:03,332 --> 00:18:05,250
‫واقعا از شنیدن این خبر خفن...

321
00:18:05,334 --> 00:18:07,127
‫چیز، خوفناک متاسفم، مامان.

322
00:18:13,467 --> 00:18:14,593
‫این اشکه؟

323
00:18:15,511 --> 00:18:16,762
‫ولی تو هیچ‌وقت گریه نمیکنی.

324
00:18:16,845 --> 00:18:20,724
‫آخه چی نظرش رو عوض کرده
‫که دلم رو بشکونه؟

325
00:18:23,143 --> 00:18:25,687
‫زود باش حلقه. کجایی؟

326
00:18:26,188 --> 00:18:30,025
‫از این دفتر خارج میشم.
‫به سرپنتینا ثابت میکنم اشتباه میکنه.

327
00:18:30,109 --> 00:18:32,402
‫من گرگِ بدِ بزرگم.

328
00:18:33,153 --> 00:18:34,571
‫وای! وای!

329
00:18:37,866 --> 00:18:38,700
‫چی رو از دست دادم؟

330
00:18:38,784 --> 00:18:41,161
‫تیفانی فلافیت هستم با خبری فوری.

331
00:18:41,245 --> 00:18:46,792
‫آقای ویگلزورث شگفت‌انگیز قراره
‫فرار از برج تایت‌روپ رو انجام بده.

332
00:18:46,875 --> 00:18:50,129
‫حقه‌ای که تا به حال با موفقیت انجام نشده.

333
00:18:50,212 --> 00:18:55,300
‫من هواشناس نیستم، ولی حدس میزنم
‫تا چند دقیقه دیگه بارشِ شعبده‌باز خواهیم داشت.

334
00:18:57,553 --> 00:18:59,388
‫نمیتونم نگاه کنم.

335
00:18:59,471 --> 00:19:01,098
‫ویگلز کوچولوی بیچاره.

336
00:19:01,682 --> 00:19:04,935
‫مامان، من درستش میکنم.
‫ما درستش میکنیم. مگه نه بچه‌ها؟

337
00:19:05,018 --> 00:19:06,145
‫- آره!
‫- صد درصد.

338
00:19:06,228 --> 00:19:07,104
‫هوات رو داریم.

339
00:19:07,187 --> 00:19:09,898
‫- باید یه جوری بریم اون بالا.
‫- لوله بازکن!

340
00:19:09,982 --> 00:19:11,483
‫بیاید لوله بازکن بخرید!

341
00:19:11,567 --> 00:19:14,653
‫با قدرتِ مکش بالا برای گرفتگی‌های بزرگ!

342
00:19:27,749 --> 00:19:29,251
‫وای، طرف حتما میمیره!

343
00:19:29,334 --> 00:19:31,837
‫وای! ببینید چقدر بالاست!

344
00:19:33,338 --> 00:19:34,965
‫زود باشید بچه‌ها. سریع‌تر.

345
00:19:35,048 --> 00:19:38,594
‫دارم تا جایی که میشه سریع میزنم.
‫تو چه‌ات شده پسر؟

346
00:19:38,677 --> 00:19:42,639
‫هیچی. دیدنِ گریه‌ی مادرم،
‫اصلا به‌همم نریخته.

347
00:19:46,602 --> 00:19:48,312
‫وای...

348
00:19:49,688 --> 00:19:51,023
‫آها.

349
00:19:51,106 --> 00:19:54,610
‫حالا وقتشه با دقت، خیلی با دقت...

350
00:19:55,611 --> 00:19:56,528
‫ها؟

351
00:20:00,949 --> 00:20:03,869
‫- ویگلزورث، سفت بچسب!
‫- پسرم، تویی؟

352
00:20:03,952 --> 00:20:07,456
‫مارم. نیازی نیست این حقه‌ی مسخره رو انجام بدی.

353
00:20:07,539 --> 00:20:12,044
‫من... من بازیت دادم. قضیه شخصی نبود.
‫خب، بود چون ازت خوشم نمیاد.

354
00:20:12,127 --> 00:20:13,295
‫ولی مامانم دوستت داره

355
00:20:13,378 --> 00:20:18,967
‫و با اینکه گفتنش خیلی برام دردناکه...
‫اما میخوام خوشحال باشه.

356
00:20:19,468 --> 00:20:21,428
‫برای خوشحالیش هم، تو باید زنده باشی.

357
00:20:21,511 --> 00:20:22,804
‫یه کوچولو دیگه دیره...

358
00:20:26,266 --> 00:20:27,226
‫نه!

359
00:20:28,602 --> 00:20:30,646
‫آره!

360
00:20:30,729 --> 00:20:33,023
‫پسرم... تو نجاتم دادی!

361
00:20:35,442 --> 00:20:38,320
‫گمون کنم حالا که حقه‌ی ویگلزورث شکست خورد،
‫بهتره برگردیم پایین.

362
00:20:38,403 --> 00:20:39,905
‫وایسا ببینم.

363
00:20:39,988 --> 00:20:43,200
‫کی گفته حقه‌ش موفقیت‌آمیز نبوده؟

364
00:20:48,580 --> 00:20:50,499
‫ویگل واگل!

365
00:20:51,500 --> 00:20:54,586
‫دوستان، به‌نظر میاد که آقای ویگلزورث شگفت‌انگیز

366
00:20:54,670 --> 00:20:58,757
‫همین الان برای اولین بار، فرار از برج تایت‌روپ رو انجام داد

367
00:20:58,840 --> 00:21:02,386
‫و رکوردِ جدیدی در حقه‌های
‫هوایی غیرضروری ثبت کرد.

368
00:21:14,564 --> 00:21:18,735
‫آقای ویگلزورث، من والتر گامبو هستم.
‫استعدادیابِ بین‌المللی

369
00:21:18,819 --> 00:21:21,655
‫برای برنامه‌ی «شعبده‌بازی تمام اقیانوس و چند دریا».

370
00:21:21,738 --> 00:21:23,782
‫بریم با هم صحبت کنیم.

371
00:21:25,659 --> 00:21:27,119
‫یعنی چی بیش‌تر زمان میخوای؟

372
00:21:27,202 --> 00:21:29,913
‫از صبح این اسکل‌ها رو از لونه‌شون کشیدم بیرون.

373
00:21:29,997 --> 00:21:32,332
‫مامان... با کی داری حرف میزنی؟

374
00:21:33,709 --> 00:21:36,878
‫داشتم با تلفن صحبت میکردم؟
‫انقدر احساساتی شدم که یادم میره.

375
00:21:38,964 --> 00:21:41,133
‫- این چیه اینجا؟
‫- اشک مصنوعی.

376
00:21:41,216 --> 00:21:43,510
‫مامان هیچ‌وقت گریه نمیکنه. میدونستم!

377
00:21:43,593 --> 00:21:45,345
‫معلومه که گریه نمیکنم.

378
00:21:45,429 --> 00:21:48,181
‫فکر کردی موجودی مثل من میذاره

379
00:21:48,265 --> 00:21:52,936
‫با آب نمکی که از چشمش خارج میشه، کُشته بشه؟

380
00:21:53,020 --> 00:21:55,063
‫وایسا ببینم. اصلا قرار نبوده ازدواج کنی، نه؟

381
00:21:55,147 --> 00:21:56,898
‫عنکبوت، میتونی بفهمی به کی زنگ زده؟

382
00:21:56,982 --> 00:21:58,442
‫قبل از اینکه بگی شروع کردم آقا گرگه.

383
00:21:58,525 --> 00:22:01,028
‫رد تماس‌گیرنده رو زدم و رسیدم به...

384
00:22:01,111 --> 00:22:02,612
‫لونه‌مون؟

385
00:22:04,323 --> 00:22:06,450
‫همه‌ی اینا یه بازی بود که
‫ما رو از لونه خارج کنی؟

386
00:22:06,533 --> 00:22:10,162
‫مامان... میخواستم شادیت رو ازت بگیرم...
‫ولی اصلا شدنی نیست.

387
00:22:10,245 --> 00:22:12,456
‫چون یه خائنِ بدبختِ به‌دردنخوری.

388
00:22:12,539 --> 00:22:15,375
‫اینا همه‌ش ویژگی خوب بود. هوم.

389
00:22:35,020 --> 00:22:37,314
‫دیبی... واقعا خودتی؟

390
00:22:38,482 --> 00:22:40,400
‫سلام پسرجون.

391
00:22:41,000 --> 00:23:01,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

