﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:08,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:08,667 --> 00:00:10,208
‫دوستان، باهام حرف بزنین.

3
00:00:10,301 --> 00:00:11,926
‫- به کجا رسیدیم؟
‫- دارم می‌برم...

4
00:00:12,000 --> 00:00:13,333
‫- نمی‌رسیم.
‫- دست بجنبونین.

5
00:00:13,417 --> 00:00:14,542
‫- کمک برسونین.
‫- کارم.

6
00:00:16,094 --> 00:00:17,269
‫کونم پاره‌ست!

7
00:00:17,333 --> 00:00:18,708
‫کمک لطفاً.

8
00:00:20,958 --> 00:00:22,333
‫این سه‌تا رو می‌برم.

9
00:00:22,426 --> 00:00:24,426
‫- وایستا، سفارش‌ها عقب افتاده.
‫- تا کِی؟

10
00:00:24,509 --> 00:00:25,509
‫- یه دقیقه.
‫- باشه.

11
00:00:25,583 --> 00:00:27,083
‫تینا، سه‌تا دیگه بیار.

12
00:00:27,167 --> 00:00:28,833
‫- کمک لطفاً.
‫- بسـه. خوبـه.

13
00:00:28,917 --> 00:00:30,500
‫- کمک برسونین!
‫- ای خدا.

14
00:00:31,083 --> 00:00:33,250
‫- دوستان، واگیو به کجا رسید؟
‫- میز ۱۳.

15
00:00:33,333 --> 00:00:35,042
‫داریم پاره می‌شیم.

16
00:00:35,750 --> 00:00:38,792
‫- واگیو چی شد؟
‫- کسی جوابش رو نمی‌ده؟

17
00:00:38,875 --> 00:00:40,708
‫ناتالی، سفارش‌های من چندتاست؟

18
00:00:40,792 --> 00:00:43,208
‫- دوستان، جواب بدین.
‫- کلاً پنج‌تاست.

19
00:00:43,292 --> 00:00:45,375
‫- شیش‌تا سفارش واگیو داریم.
‫- شیش‌تا؟ پنج‌تا؟ شیش‌تا؟

20
00:00:45,458 --> 00:00:50,417
‫تینا، شیش‌تا واگیو داریم
‫و یه قالب پنیر پارمزان هم می‌خوام.

21
00:00:50,500 --> 00:00:51,500
‫تشکر.

22
00:00:51,583 --> 00:00:54,625
‫دوستان، می‌شه آروم‌تر حرف بزنین؟

23
00:00:54,708 --> 00:00:57,167
‫خودم هم دارم داد می‌زنم.

24
00:00:57,250 --> 00:00:59,042
‫- چَشم!
‫- آروم‌تر بگو.

25
00:00:59,125 --> 00:01:00,125
‫- چَشم.
‫- سپاس.

26
00:01:00,208 --> 00:01:01,208
‫میز ۳۵.

27
00:01:01,292 --> 00:01:02,833
‫- چی شده؟
‫- اون هم یکی می‌خواد.

28
00:01:02,917 --> 00:01:03,917
‫چرا الان می‌گی؟

29
00:01:04,000 --> 00:01:05,500
‫- جسیکا، تو خبر داشتی؟
‫- نه والا.

30
00:01:05,583 --> 00:01:07,042
‫- ریچی غافل‌گیرمون کرد.
‫- چی؟

31
00:01:07,125 --> 00:01:08,875
‫ما خبر نداشتیم.
‫باید به ما بگین.

32
00:01:08,958 --> 00:01:09,958
‫خب ریچی خواسته.

33
00:01:10,042 --> 00:01:12,167
‫باشه، ولی نمی‌دونستیم
‫و باید زودتر می‌گفتی.

34
00:01:12,250 --> 00:01:13,292
‫- باشه.
‫- جدی می‌گم.

35
00:01:13,375 --> 00:01:14,417
‫فهمیدم. باشه.

36
00:01:14,500 --> 00:01:16,417
‫- تینا، یه واگیوی دیگه.
‫- واگیو.

37
00:01:16,500 --> 00:01:18,708
‫- ای وای.
‫- بله، ای وای.

38
00:01:18,792 --> 00:01:20,958
‫لوکا، می‌شه به ناتالی کمک کنی؟

39
00:01:21,042 --> 00:01:22,042
‫- چَشم.
‫- ممنون.

40
00:01:22,125 --> 00:01:23,750
‫دمت گرم، لوکا.
‫باید سریع تمومش کنیم.

41
00:01:23,833 --> 00:01:26,042
‫سرآشپز، می‌خوام
‫دیگه شراب کمتر بریزم...

42
00:01:26,125 --> 00:01:27,542
‫چون مردم توی صف دارن علاف می‌شن

43
00:01:27,625 --> 00:01:29,833
‫- و میزها همچنان پُره.
‫- عالی می‌شه. ممنون.

44
00:01:29,917 --> 00:01:32,000
‫پنج دقیقه پیش
‫باید سه‌تا سفارش آماده می‌شد!

45
00:01:32,083 --> 00:01:33,458
‫آروم... آروم‌تر حرف بزن.

46
00:01:33,542 --> 00:01:34,958
‫دوستان، سرعتی برین جلو...

47
00:01:35,042 --> 00:01:37,125
‫- آروم باش. آروم...
‫- چَشم. فهمیدم.

48
00:01:37,208 --> 00:01:39,708
‫- به کجا رسیدیم؟
‫- هنوز خیلی عقبـیم.

49
00:01:39,792 --> 00:01:42,875
‫- بسیار عالی.
‫- سفارش ساعت ۶:۳۰ هم دیرتر می‌شه.

50
00:01:42,958 --> 00:01:44,725
‫- دوستان، اغراق نمی‌کنم.
‫- بهتری از این نمی‌شه!

51
00:01:44,750 --> 00:01:47,375
‫اوضاع بیرون داره به هم می‌ریزه،
‫ولی فعلاً قابل کنترلـه.

52
00:01:47,458 --> 00:01:49,583
‫- پسرخاله، واگیو چی شد؟
‫- تقریباً تمومـه.

53
00:01:49,667 --> 00:01:53,542
‫لطفاً صدات رو بیار پایین و این‌که باید
‫برای سفارش‌ها قبلش با ما هماهنگ کنی.

54
00:01:53,625 --> 00:01:55,792
‫- می‌خوام به کار سرعت بدم، سیدنی.
‫- لطف داری. ممنون.

55
00:01:55,875 --> 00:01:57,583
‫- ولی من هم همین‌طور.
‫- عقب موندم.

56
00:01:57,667 --> 00:01:59,917
‫- نمی‌خوام برات بهونه بیارم.
‫- والا همه‌مون عقبـیم.

57
00:02:00,000 --> 00:02:01,542
‫آشپزخونه دست منـه
‫و به کمکت نیاز دارم.

58
00:02:01,625 --> 00:02:04,083
‫- باز داری برام قیافه می‌گیری؟
‫- قیافه چیـه؟

59
00:02:04,167 --> 00:02:07,104
‫شرمنده که دوست نداری دستور بشنوی،
‫ولی نمی‌تونی به من دستور بدی.

60
00:02:07,171 --> 00:02:08,750
‫الان داریم دعوا می‌کنیم
‫یا مؤدبانه حرف می‌زنیم؟

61
00:02:08,833 --> 00:02:11,000
‫داریم ارتباط حرفه‌ای برقرار می‌کنیم.

62
00:02:11,083 --> 00:02:15,125
‫فهمیدم، سرآشپز. عذرخواهـم.
‫میز ۷ اضافه شده.

63
00:02:15,208 --> 00:02:16,667
‫- اضافه شده با اجازه‌تون.
‫- میز ۷ واگیو می‌خواد

64
00:02:16,750 --> 00:02:19,208
‫و ما هم تمام
‫تلاش‌مون رو می‌کنیم که آماده بشه.

65
00:02:19,292 --> 00:02:20,792
‫- لطف می‌کنی.
‫- و معذرت می‌خوام.

66
00:02:21,417 --> 00:02:23,542
‫- فدای سرت. دمت گرم.
‫- قربونت.

67
00:02:24,042 --> 00:02:25,042
‫ممنون.

68
00:02:25,125 --> 00:02:26,208
‫کونم پاره‌ست.

69
00:02:26,292 --> 00:02:29,917
‫اوضاع چطوره، دوستان؟
‫از بورگاندی راضی‌ایـن؟

70
00:02:30,000 --> 00:02:31,667
‫دوستان، همه ردیفـین؟
‫مشکلی نیست؟

71
00:02:31,750 --> 00:02:33,542
‫آها بله، ممنون.

72
00:02:34,958 --> 00:02:37,125
‫خب، کونم پاره‌ست...
‫کونم پاره‌ست...

73
00:02:37,208 --> 00:02:39,000
‫به‌شدت پاره‌ست.

74
00:02:39,083 --> 00:02:40,375
‫- اوضاع چطوره، گَرت؟
‫- خوبـه.

75
00:02:40,448 --> 00:02:41,573
‫با مهمون‌های عزیزمون حرف می‌زدم.

76
00:02:41,667 --> 00:02:43,958
‫واقعاً ممنونـم بابت صبوری‌تون.
‫به‌زودی نوبت‌تون می‌رسه.

77
00:02:44,042 --> 00:02:46,708
‫- سپاسگزارم.
‫- بله، دمتون گرم.

78
00:02:46,792 --> 00:02:49,833
‫دکتر کاهیل،
‫به‌زودی یه میز خالی می‌شه

79
00:02:49,917 --> 00:02:52,750
‫و شما هم به جشن
‫سالگرد ازدواج‌تون می‌رسین.

80
00:02:52,794 --> 00:02:54,628
‫فامیل ما رو از کجا فهمیدی؟

81
00:02:55,042 --> 00:02:56,833
‫اگه راز ۲۵ سال
‫ازدواج موفق رو بهم بگین...

82
00:02:56,917 --> 00:02:58,208
‫من هم این راز رو بهتون می‌گم.

83
00:02:58,292 --> 00:03:00,125
‫- لطفاً یه‌کم دیگه صبوری کنین.
‫- باشه.

84
00:03:00,208 --> 00:03:01,208
‫- گَرت‌جان.
‫- بله؟

85
00:03:01,292 --> 00:03:04,125
‫- بارون چی می‌گه؟
‫- یه‌کم دیگه بند می‌آد.

86
00:03:04,208 --> 00:03:06,250
‫- یه‌کم یعنی چقدر؟
‫- سه‌چهار دقیقه دیگه.

87
00:03:06,333 --> 00:03:07,917
‫این‌ها رو چی‌کار کنم؟

88
00:03:08,000 --> 00:03:09,000
‫الان یه میز می‌سازیم.

89
00:03:09,083 --> 00:03:11,167
‫- خب چطوری؟
‫- با شعبده‌بازی، عزیزم!

90
00:03:11,250 --> 00:03:13,167
‫- نیلِ عزیز.
‫- داداش، دارم جر می‌خورم

91
00:03:13,250 --> 00:03:15,625
‫- و به‌شدت عقبـم.
‫- داری عالی پیش می‌ری.

92
00:03:15,708 --> 00:03:17,917
‫برو میز ورق‌بازی رو از پایین بیار.

93
00:03:18,000 --> 00:03:19,000
‫- برو.
‫- چی؟ کجا برم؟

94
00:03:19,083 --> 00:03:20,792
‫میز ورق‌بازیِ پایین رو
‫به بالا انتقال بده.

95
00:03:20,875 --> 00:03:21,875
‫- زود باش.
‫- چَشم.

96
00:03:23,042 --> 00:03:25,667
‫- نه، از این‌طرفـه.
‫- کونم پاره‌ست.

97
00:03:26,292 --> 00:03:30,375
‫آقای دی، چطور مطوریـن؟
‫واسه سفارش جدید هیجان‌زده‌ایـن؟

98
00:03:30,458 --> 00:03:31,542
‫- آره، فکر کنم، ولی...
‫- بله.

99
00:03:31,625 --> 00:03:34,583
‫- خیلی وقتـه منتظریـ
‫- بله، متوجهـم و تقصیر منـه.

100
00:03:34,667 --> 00:03:36,833
‫حسابی شرمنده‌ام،
‫ولی داریم جبران می‌کنیم.

101
00:03:36,917 --> 00:03:39,292
‫بچه‌ها دارن یه‌چیز خاص
‫براتون درست می‌کنن.

102
00:03:39,375 --> 00:03:41,708
‫- واقعاً؟ چی درست می‌کنین؟
‫- نمی‌شه بگم که.

103
00:03:41,792 --> 00:03:43,792
‫- یه‌کم صبر کنین. متوجه می‌شین.
‫- یه‌چیز خاص؟

104
00:03:43,875 --> 00:03:46,292
‫آلیگوته رو دوست داشتین؟
‫خفنـه، نه؟

105
00:03:48,042 --> 00:03:49,458
‫دوستان، دست بجنبونین.

106
00:03:49,542 --> 00:03:50,708
‫- با سرعت نور!
‫- چَشم.

107
00:03:50,792 --> 00:03:54,417
‫۱۵ دقیقه‌ست که میز ۳۵ منتظره.

108
00:03:54,500 --> 00:03:56,958
‫- التماس می‌کنم عجله کنین...
‫- ریچی...

109
00:03:57,042 --> 00:03:59,125
‫بچه‌ها، شنیدین دیگه.
‫لطفاً سریع‌تر. ممنون.

110
00:03:59,208 --> 00:04:01,208
‫- یه غافل‌گیری هم می‌خوایم.
‫- گرفتی ما رو دیگه؟

111
00:04:01,292 --> 00:04:03,417
‫در حد دو لقمه غافل‌گیر بشن.

112
00:04:03,500 --> 00:04:06,375
‫- کارم، دو لقمه به سلیقه‌ی خودت.
‫- چَشم.

113
00:04:06,458 --> 00:04:08,625
‫- مرسی! عشق منـین!
‫- آروم‌تر!

114
00:04:08,708 --> 00:04:09,708
‫- مارکوس.
‫- جان؟

115
00:04:09,792 --> 00:04:12,042
‫- پودر ویفر داری؟
‫- دارم. چقدر می‌خوای؟

116
00:04:12,125 --> 00:04:14,875
‫عع... واسه دو لقمه.

117
00:04:14,958 --> 00:04:18,208
‫مثل صفحه‌ی ۷۰
‫مجله‌ی نوما و ناپا بشه.

118
00:04:18,750 --> 00:04:20,625
‫- فهمیدم. تینا؟
‫- جان؟

119
00:04:20,708 --> 00:04:22,042
‫چه ماهی‌ای داریم؟

120
00:04:22,125 --> 00:04:24,833
‫ماهی دودی از خونواده‌ی دیروز.

121
00:04:25,375 --> 00:04:27,208
‫- همون خوبـه.
‫- باشه.

122
00:04:27,292 --> 00:04:28,833
‫اینجا چه خبره؟
‫حواسم بهت هست.

123
00:04:28,917 --> 00:04:31,042
‫همیشه حواسم بهت هست.
‫این چیـه؟

124
00:04:31,792 --> 00:04:34,333
‫باور کن بهت توضیح می‌دم.
‫بچه‌ها، بیاین اینجا.

125
00:04:34,417 --> 00:04:36,500
‫گرت، ریچی و چاکی آماده‌ان.

126
00:04:36,583 --> 00:04:37,750
‫منتظر علامت منـن.

127
00:04:37,833 --> 00:04:39,833
‫باید خیلی سریع باشیم.

128
00:04:39,917 --> 00:04:43,083
‫از دَر که رد شدم، نزدیکم می‌مونین.
‫می‌زنم روی شونه‌م و شما پهن می‌کنین.

129
00:04:43,167 --> 00:04:44,208
‫- حلـه؟
‫- بله.

130
00:04:44,292 --> 00:04:45,458
‫- بریم.
‫- یا خدا.

131
00:04:49,583 --> 00:04:50,667
‫دارمت.

132
00:04:54,875 --> 00:04:56,833
‫آروم‌تر.
‫یه‌کم صبر کن و بعدش برو.

133
00:04:56,917 --> 00:04:57,917
‫پشت سرت.

134
00:04:59,167 --> 00:05:00,583
‫بفرمایید.

135
00:05:01,625 --> 00:05:04,208
‫بفرمایید اینجا بشینید.

136
00:05:05,583 --> 00:05:06,583
‫خدمت شما.

137
00:05:07,208 --> 00:05:10,333
‫بهترین جا و میز رستوران تقدیم به شما.

138
00:05:11,583 --> 00:05:15,833
‫الان گَری می‌آد ازتون سفارش می‌گیره.
‫اول با نوشیدنی شروع می‌کنیم.

139
00:05:16,500 --> 00:05:19,417
‫مجدداً ازتون ممنونـیم که صبوری کردین.

140
00:05:19,500 --> 00:05:21,625
‫شرمنده‌تون شدیم. دمتون گرم.

141
00:05:21,708 --> 00:05:23,333
‫- ممنون.
‫- این هم از این.

142
00:05:25,667 --> 00:05:26,658
‫خب...

143
00:05:28,000 --> 00:05:34,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

144
00:05:35,875 --> 00:05:37,292
‫دو دقیقه مونده، دوستان.

145
00:05:37,375 --> 00:05:38,583
‫- رنه، تمومـه؟
‫- بله.

146
00:05:38,667 --> 00:05:40,708
‫- ظرف‌ها رو دارم می‌برم...
‫- دستمال لطفاً.

147
00:05:40,792 --> 00:05:42,875
‫تینا، بی‌زحمت بیا کمک.

148
00:05:42,958 --> 00:05:45,167
‫- رنه، موادم تموم شده.
‫- الان می‌آرم.

149
00:05:45,250 --> 00:05:47,292
‫- کمک می‌خوای، کارم؟
‫- اومدم که ببرم!

150
00:05:47,375 --> 00:05:49,458
‫- تمومـه.
‫- حلالت، پسرخاله.

151
00:05:49,542 --> 00:05:52,708
‫- این یه‌جور تقلید از مدل فرانسویِ...
‫- آره، خوب می‌دونم چیـه.

152
00:05:55,417 --> 00:05:57,042
‫پس خدمت شما.

153
00:05:58,917 --> 00:06:00,244
‫دست بجنبونین!

154
00:06:04,167 --> 00:06:08,792
‫خب، عزیزان دل.
‫شرمنده که معطل شدین.

155
00:06:08,875 --> 00:06:11,292
‫امیدوارم این ارزش
‫صبوری‌تون رو داشته باشه.

156
00:06:11,375 --> 00:06:15,125
‫این یه ادای احترام به یکی از رفقای خفن‌مون
‫توی منطقه‌ی ناپاست به نام «توماس کِلر».

157
00:06:15,208 --> 00:06:17,833
‫کورونتِ سالمونـه که
‫با شوید تزئین شده.

158
00:06:17,917 --> 00:06:20,292
‫انگار دارین یه لقمه بستنی می‌خورین.

159
00:06:20,375 --> 00:06:23,042
‫راستی بین خودمون باشه...

160
00:06:23,125 --> 00:06:25,333
‫این اختصاصی برای شماست‌ها.

161
00:06:25,875 --> 00:06:26,875
‫نوش جون‌تون.

162
00:06:27,044 --> 00:06:28,250
‫مرسی.

163
00:06:29,542 --> 00:06:31,500
‫دوتا میز دیگه هم می‌خوام.

164
00:06:31,583 --> 00:06:34,000
‫- اسم میز جدیدمون چیـه؟
‫- میز ۲۲.

165
00:06:34,083 --> 00:06:37,208
‫- پس به میز ۲۲ خودمون چی بگیم؟
‫- ۲۲ و نیم.

166
00:06:37,292 --> 00:06:39,458
‫- مهمون‌ها رو که لغو نکردی، آره؟
‫- گری.

167
00:06:40,167 --> 00:06:41,708
‫- لطفاً.
‫- چَشم.

168
00:06:42,458 --> 00:06:46,000
‫- الان وقتش نیست، جیمی.
‫- با آقای توماس توی دفتر قرار دارم.

169
00:06:46,083 --> 00:06:48,250
‫- با کی؟ باشه بابا.
‫- چطوری، عمو جِی؟

170
00:06:49,750 --> 00:06:52,042
‫خیلی عجیبـه.
‫همین‌جا بودن.

171
00:06:52,125 --> 00:06:53,958
‫- چندتا بود؟
‫- پنج‌تا... پنج‌تا قاشق.

172
00:06:54,042 --> 00:06:55,500
‫- و الان غیب‌شون زده.
‫- خیلی خوب.

173
00:06:55,583 --> 00:06:57,917
‫نیم‌ساعت وقت داریم
‫میزها رو برای ساعت ۷:۰۰ خالی کنیم.

174
00:06:58,000 --> 00:06:59,042
‫آره، می‌دونم.

175
00:06:59,125 --> 00:07:03,500
‫می‌تونم وعده‌ها رو کوچیک‌تر هم بکنم.

176
00:07:03,583 --> 00:07:05,542
‫- باشه پس.
‫- چیزی لازم ندارین؟

177
00:07:05,625 --> 00:07:07,250
‫چرا... زحمت بِکش...

178
00:07:07,333 --> 00:07:10,125
‫- همین زباله‌ها رو...
‫- فهمیدم. خیلی بو می‌ده.

179
00:07:10,208 --> 00:07:11,458
‫- چَشم.
‫- بی‌بلا.

180
00:07:11,542 --> 00:07:12,958
‫کمک برسونین.

181
00:07:16,951 --> 00:07:20,208
‫- اینجا اذیت نیستی؟
‫- عع سلام!

182
00:07:20,292 --> 00:07:23,125
‫نه، اتفاقاً عاشق زباله‌ام.
‫راحتـم.

183
00:07:24,125 --> 00:07:27,833
‫ریچی گفت هروقت بارون
‫بند اومد، بهش خبر بدم.

184
00:07:27,917 --> 00:07:30,583
‫حداقل این‌جوری مشغول می‌شم.

185
00:07:30,667 --> 00:07:31,792
‫خوبـه.

186
00:07:32,292 --> 00:07:34,542
‫- کمک برسونین.
‫- خب داستان چیـه؟

187
00:07:34,625 --> 00:07:36,708
‫- داستان چی؟
‫- داستان دیگه.

188
00:07:37,500 --> 00:07:39,042
‫- کدوم داستان؟
‫- ریچی.

189
00:07:40,625 --> 00:07:43,417
‫- آها... منظورت چیـه؟
‫-بس کن.

190
00:07:43,500 --> 00:07:44,833
‫واقعاً داستانی بود؟

191
00:07:45,895 --> 00:07:47,683
‫من هم گاهی حس می‌کنم
‫یه داستانی هست...

192
00:07:47,708 --> 00:07:49,417
‫ولی فکر نکنم جدی باشه.

193
00:07:49,500 --> 00:07:50,500
‫مطمئنـی یا الکی می‌گی؟

194
00:07:50,583 --> 00:07:52,208
‫- الان فقط...
‫- کمک لطفاً.

195
00:07:52,292 --> 00:07:54,708
‫- می‌خوام روی سفارش‌های بعدی تمرکز کنم.
‫- ارواح عمه‌ت.

196
00:07:55,625 --> 00:07:58,583
‫با عموم، چاکی و یه دختره به نام «چیز»

197
00:07:58,667 --> 00:08:01,500
‫رفتیم به کرِیزی ماری.

198
00:08:02,125 --> 00:08:03,917
‫- واسه چی؟
‫- امتیاز ساخت.

199
00:08:04,000 --> 00:08:05,000
‫آها.

200
00:08:05,583 --> 00:08:08,000
‫- حتماً موفق نشدین.
‫- دقیقاً.

201
00:08:09,417 --> 00:08:10,750
‫پولی برای عمو نمونده، ناتالی.

202
00:08:12,792 --> 00:08:13,875
‫می‌دونم.

203
00:08:16,875 --> 00:08:18,542
‫ولی دوست ندارم از اینجا برم.

204
00:08:21,083 --> 00:08:22,250
‫حالا هنوز وقت هست.

205
00:08:25,083 --> 00:08:30,042
‫بفرمایید. خجالت نکِشین.
‫معجزه اینجا اتفاق می‌افته.

206
00:08:30,125 --> 00:08:31,500
‫دوستان، سلام کنین.

207
00:08:31,583 --> 00:08:33,667
‫- سلام.
‫- سلام.

208
00:08:33,750 --> 00:08:35,833
‫خانم و آقای میچِل از دوستانم هستن
‫و از اوهایو اومدن.

209
00:08:35,917 --> 00:08:37,500
‫- سلام.
‫- سلام.

210
00:08:37,583 --> 00:08:39,792
‫- عالی بود؛ بی‌نظیر.
‫- لطف دارین.

211
00:08:39,875 --> 00:08:42,083
‫- یه‌کم احساساتی شدم.
‫- بس کن، آلِن.

212
00:08:42,167 --> 00:08:44,000
‫- سرآشپز.
‫- غذا عالی بود. واقعاً ممنونـیم.

213
00:08:44,083 --> 00:08:46,958
‫همین سر شب با پرواز اومدن
‫و دوست نداشتن از پای میز بلند شن.

214
00:08:47,042 --> 00:08:50,083
‫واسه همین گفتم بهشون نشون بدم
‫که چطوری سوسیس درست می‌کنیم.

215
00:08:50,167 --> 00:08:52,458
‫- که این‌طور.
‫- بله، خوش اومدین.

216
00:08:52,542 --> 00:08:56,542
‫خیلی... ممنونـیم که تشریف آوردین.

217
00:08:56,625 --> 00:08:59,000
‫خوش‌حالـم... که اینجا می‌بینمتون.

218
00:08:59,083 --> 00:09:01,042
‫- عع، کارمن‌جان...
‫- بله؟

219
00:09:01,125 --> 00:09:03,583
‫... قراره آشپزخونه رو به شما نشون بده.

220
00:09:03,667 --> 00:09:06,500
‫- چی؟
‫- باهاشون حرف بزن. یه‌چیزی نشون بده.

221
00:09:06,583 --> 00:09:08,917
‫بله خب، تخصص من هم همینـه.

222
00:09:09,000 --> 00:09:10,708
‫دقیقاً و این که...

223
00:09:10,792 --> 00:09:12,500
‫- کارمن...
‫- بله؟

224
00:09:12,583 --> 00:09:15,708
‫... بِرزاتو رو حتماً می‌شناسین.

225
00:09:15,792 --> 00:09:19,250
‫یه آشپز معروف جهانیـه

226
00:09:19,333 --> 00:09:22,792
‫- و توی رستوران‌های بزرگی بوده.
‫- صدالبته.

227
00:09:22,875 --> 00:09:26,083
‫و قراره از دنیای ما
‫براتون تعریف کنه.

228
00:09:26,667 --> 00:09:28,958
‫بله، به دنیای ما خوش اومدین...

229
00:09:29,917 --> 00:09:32,958
‫این «مراحل رسیدن به موفقیت» رو می‌بینین؟

230
00:09:33,042 --> 00:09:36,292
‫سعی کنین در سکوت کامل
‫این رو مطالعه کنین.

231
00:09:37,333 --> 00:09:40,125
‫- نوار سبزه... از کِلر یه‌چیزی ساختن.
‫- آخ از دست تو.

232
00:09:47,958 --> 00:09:50,083
‫آخرین بار، کِی همه‌چی این‌قدر ساکت بود؟

233
00:09:50,167 --> 00:09:53,042
‫فکر کنم... سال‌ها پیش بود.

234
00:09:53,125 --> 00:09:54,208
‫- دقیقاً.
‫- آره.

235
00:10:03,050 --> 00:10:04,558
‫این لباس بهت می‌آد.

236
00:10:04,583 --> 00:10:06,833
‫- عع؟ خدایی؟
‫- آره.

237
00:10:06,917 --> 00:10:09,750
‫از این مدل‌های خاصـه که هرجا نیست...

238
00:10:09,833 --> 00:10:11,917
‫- آره می‌دونم.
‫- آره دیگه.

239
00:10:13,125 --> 00:10:14,625
‫تو هم این لباست...

240
00:10:15,360 --> 00:10:17,101
‫چیـه؟ کیسه‌ی زباله‌ست؟

241
00:10:17,333 --> 00:10:18,333
‫آره؟

242
00:10:51,540 --> 00:10:53,853
‫دارم ساعت‌مچی داداشم رو می‌فروشم.

243
00:10:56,083 --> 00:10:57,667
‫رسماً بی‌خایه شدم.

244
00:10:58,417 --> 00:10:59,500
‫باورم نمی‌شه.

245
00:10:59,583 --> 00:11:02,333
‫فقط یه‌کم نرم شدی.
‫نگران نباش.

246
00:11:02,417 --> 00:11:04,417
‫نرم‌بودن که اِشکالی نداره.

247
00:11:04,500 --> 00:11:07,000
‫اتفاقاً سفت‌شدن سخت‌تره.

248
00:11:08,833 --> 00:11:10,833
‫نه، سخت‌تر نیست.

249
00:11:12,542 --> 00:11:14,250
‫تو چرا هنوز اینجایـی؟

250
00:11:14,333 --> 00:11:15,875
‫سؤال بسیار خوبیـه.

251
00:11:15,958 --> 00:11:18,375
‫مثلاً می‌خواد ضرر آمار غلطی که
‫بهم داده بود رو جبران کنه.

252
00:11:18,458 --> 00:11:20,083
‫فیلم «اِسپنگلیش» رو دیدی؟

253
00:11:20,167 --> 00:11:23,667
‫ساندویچی که آدام سَندلر درست می‌کنه رو
‫در واقع کِلر بهش یاد داده.

254
00:11:23,750 --> 00:11:25,375
‫ندیدمش، ولی مشخصـه چیز جالبیـه.

255
00:11:25,458 --> 00:11:27,333
‫کارگردانش جیم بروکس‌ـه.
‫حرف نداره.

256
00:11:27,417 --> 00:11:29,667
‫این هم دقیقاً یه اسپنگلیش‌ـه.

257
00:11:31,125 --> 00:11:34,333
‫- سلام، چطوری؟
‫- قربونت. خوبـم. تو خوبـی؟

258
00:11:34,417 --> 00:11:36,792
‫- آره، عالی‌ام.
‫- باشه.

259
00:11:37,417 --> 00:11:40,917
‫- داشتم به پیتر کمک می‌کردم.
‫- می‌دونم. خودم ازت خواستم.

260
00:11:41,000 --> 00:11:43,792
‫آره... راست می‌گی.

261
00:11:43,875 --> 00:11:46,250
‫- من برگردم سر کارم.
‫- باورم نمی‌شه.

262
00:11:46,333 --> 00:11:47,875
‫کاواتلی برای میز ۲۲ و نیم!

263
00:11:47,958 --> 00:11:49,333
‫- چَشم.
‫- میز ۲۲ و نیم؟

264
00:11:49,417 --> 00:11:50,542
‫یعنی چی؟

265
00:11:50,625 --> 00:11:53,167
‫همچنان کونم پاره‌ست...

266
00:11:53,250 --> 00:11:55,333
‫اگه این رو بندازیم میز آخر...

267
00:11:55,417 --> 00:11:57,500
‫- می‌تونیم به همه‌شون برسیم.
‫- نه، ببین داداش...

268
00:11:57,577 --> 00:11:59,542
‫۲۰ دقیقه دیگه مهمون‌ها می‌رسن
‫و اوضاع خیتـه.

269
00:11:59,625 --> 00:12:02,000
‫- مجبوریـم یه میز رو خالی کنیم.
‫- حرص نخور، رفیق!

270
00:12:02,083 --> 00:12:04,583
‫- عشقم، نگران نباش. چیزی نمی‌شه.
‫- نکن، داداش...

271
00:12:04,667 --> 00:12:07,750
‫خب، خوشگل‌های بلا!
‫به‌زودی نوبت شما می‌رسه.

272
00:12:07,833 --> 00:12:09,792
‫عمداً خوشگل‌ها رو نزدیک
‫پنجره‌ها نگه داشتیم...

273
00:12:09,846 --> 00:12:11,113
‫- برای غذا نیومدم.
‫- که مشتری جذب کنین.

274
00:12:11,167 --> 00:12:12,542
‫در خدمتـم، قربان.

275
00:12:12,625 --> 00:12:14,917
‫توماس هستم. برای غذا نیومدم.
‫با جیمز قرار دارم.

276
00:12:15,000 --> 00:12:16,625
‫با کالینوفسکی؟
‫چه قراری؟

277
00:12:16,708 --> 00:12:18,083
‫می‌خواد بهم یه ساعت‌مچی بفروشه.

278
00:12:20,250 --> 00:12:25,042
‫آها، آقای توماس.
‫شرمنده یادم رفته بود.

279
00:12:25,125 --> 00:12:28,292
‫می‌خواستم بهتون زنگ بزنم
‫و بگم جیمز توی ترافیک گیر کرده.

280
00:12:28,375 --> 00:12:30,833
‫گفت بهتون بگم یه قرار جدید بذارین.

281
00:12:30,917 --> 00:12:32,000
‫شرمنده‌ام واقعاً.

282
00:12:32,083 --> 00:12:34,333
‫- از مسیر دوری اومدم.
‫- متوجهـم.

283
00:12:34,417 --> 00:12:36,208
‫اشتباه از من بود
‫و براتون جبران می‌کنم.

284
00:12:36,292 --> 00:12:39,167
‫- مشکلی نیست. بگین زنگ بزنه.
‫- یه دنیا معذرت.

285
00:12:39,250 --> 00:12:43,167
‫اتفاقاً آقای لوکا توی
‫کپنهاگن خیلی وقت گذرونده.

286
00:12:43,250 --> 00:12:44,750
‫- لوکاجان؟
‫- جانم؟

287
00:12:44,833 --> 00:12:46,208
‫خانم و آقای میچِل هستن.

288
00:12:46,292 --> 00:12:47,750
‫- سلام، قربان.
‫- سلام، قربان.

289
00:12:47,833 --> 00:12:51,333
‫داشتم بهشون می‌گفتم
‫یه زمانی توی کپنهاگن بودی.

290
00:12:51,417 --> 00:12:55,000
‫آها... بله بله...
‫توی کپنهاگن زندگی کردم.

291
00:12:55,083 --> 00:12:56,500
‫خیلی عقبـیم.

292
00:12:56,583 --> 00:12:57,708
‫- بعله.
‫- چطوری؟

293
00:12:57,792 --> 00:13:00,333
‫- میز ۲۲ و نیم؟
‫- آره دیگه.

294
00:13:00,417 --> 00:13:02,542
‫چندنفر رو لغو کردی؟

295
00:13:05,000 --> 00:13:06,250
‫هیشکی.

296
00:13:07,708 --> 00:13:09,625
‫- اون‌وقت چرا؟
‫- عع...

297
00:13:10,875 --> 00:13:13,542
‫قبلاً از همه متنفر بودم
‫و حالا عاشق همه‌ام.

298
00:13:13,625 --> 00:13:16,083
‫- عع...
‫- نمی‌تونستم نه بگم، سیدنی‌جان.

299
00:13:16,167 --> 00:13:20,500
‫از دستور مستقیم سرپیچی کردی.
‫تصمیم گرفته شده بود.

300
00:13:20,583 --> 00:13:22,375
‫می‌دونم ریدم.
‫شرمنده‌ام.

301
00:13:22,458 --> 00:13:25,708
‫ولی من ۱۵ سالـه توی
‫این ساختمون کار کردم

302
00:13:25,792 --> 00:13:28,583
‫و باور کن اینجا جادوی خاصی داره.

303
00:13:28,667 --> 00:13:31,292
‫آدم‌هایی رو دیدم که توی
‫این ساختمون عاشق شدن...

304
00:13:31,375 --> 00:13:35,208
‫خندیدن، اشک ریختن و مُردن...
‫ولی اینجا همچنان پابرجاست.

305
00:13:35,292 --> 00:13:37,542
‫رسماً بهم بی‌احترامی کردی.

306
00:13:37,625 --> 00:13:38,958
‫- بیرون بارون می‌آد.
‫- می‌دونم.

307
00:13:39,042 --> 00:13:41,458
‫داریم از نو متولد می‌شیم؛
‫تطهیر پیدا می‌کنیم.

308
00:13:41,542 --> 00:13:44,958
‫داریم یه تاریخ جدید رقم می‌زنیم

309
00:13:45,042 --> 00:13:48,833
‫و هر اتفاقی که تا حالا توی
‫این سالن افتاده، برای همین لحظه بوده.

310
00:13:48,917 --> 00:13:51,500
‫همه‌ی افراد این اتاق...
‫کسایی که قبل‌از ما بودن...

311
00:13:51,583 --> 00:13:52,708
‫کسایی که بعداز ما می‌آن...

312
00:13:52,792 --> 00:13:54,500
‫- و تاریخچه‌ی اینجا...
‫- لطفاً ساکت شو.

313
00:13:54,583 --> 00:13:55,875
‫و عشقی که توش جریان داره...

314
00:13:57,625 --> 00:13:59,000
‫این‌ها ما رو ناامید نمی‌کنن.

315
00:14:00,917 --> 00:14:02,167
‫به کجا رسیدیم؟

316
00:14:06,250 --> 00:14:12,958
‫عع... دوستان،
‫دسرهای میز ۱۱، ۳۳، ۴۵...

317
00:14:14,375 --> 00:14:19,500
‫۲۱ و ۲۲ونیم رو آماده کنین.

318
00:14:19,583 --> 00:14:21,167
‫- چَشم.
‫- دمت گرم.

319
00:14:24,583 --> 00:14:25,958
‫بعداً حسابت رو می‌رسم.

320
00:14:27,400 --> 00:14:28,525
‫- چَشم.
‫- نه...

321
00:14:29,292 --> 00:14:31,250
‫منظورم لفظی نبود...

322
00:14:32,167 --> 00:14:33,875
‫به‌صورت فیزیکی حسابت رو می‌رسم.

323
00:14:33,958 --> 00:14:36,458
‫حلـه. دوتا میز دیگه داریم و تمام.

324
00:14:37,000 --> 00:14:38,167
‫به جون خودم.

325
00:14:38,958 --> 00:14:40,167
‫پسرخاله...

326
00:14:40,833 --> 00:14:42,167
‫این‌ها رو کجا بذاریم؟

327
00:14:43,875 --> 00:14:47,625
‫دوستان، یه خوش‌آمد درخورِ
‫خرس‌ها به آنت و پال بدین.

328
00:14:47,708 --> 00:14:49,000
‫از شامبورگ اومدن.

329
00:14:49,083 --> 00:14:51,208
‫امشب بهترین میز مال اون‌ها بود.

330
00:14:51,292 --> 00:14:52,875
‫وال و آلن میچل رو می‌شناسین؟

331
00:14:52,958 --> 00:14:53,958
‫- نه.
‫- سلام.

332
00:14:54,042 --> 00:14:55,208
‫با هم آشنا بشین.

333
00:14:55,292 --> 00:14:57,042
‫- خیلی خوش‌وقتـم.
‫- بسیار عالی.

334
00:14:57,125 --> 00:14:58,125
‫ایشون از آشپزها هستن.

335
00:14:58,208 --> 00:15:00,250
‫خیلی چیزها از کپنهاگن می‌دونن
‫و مسئول اون پشت هستن.

336
00:15:00,333 --> 00:15:02,042
‫- لوکا؟
‫- جان؟

337
00:15:03,833 --> 00:15:06,542
‫الان با مهمون‌ها هستم، عزیزم.

338
00:15:06,625 --> 00:15:09,125
‫به‌به، کپنهاگن بودین؟
‫بسیار عالی.

339
00:15:09,208 --> 00:15:11,417
‫کارشون حرف نداره.
‫دست‌پخت‌شون معرکه‌ست.

340
00:15:11,500 --> 00:15:13,792
‫مسیر موفقیت‌شون رو اینجا نوشتن.

341
00:15:20,000 --> 00:15:27,000


342
00:15:37,724 --> 00:15:39,833
‫- دوستان، اوضاع خیتـه.
‫- چی شده؟

343
00:15:39,917 --> 00:15:42,583
‫مهمون‌ها زودتر رسیدن و مجبوریـم
‫۱۵تا میز رو یه‌هو خالی کنیم.

344
00:15:42,667 --> 00:15:44,167
‫ای بابا... مجبورن صبر کنن.

345
00:15:44,250 --> 00:15:45,500
‫مجبوریـم چندتا رو بفرستیم.

346
00:15:45,583 --> 00:15:46,583
‫نه‌خیر، هیشکی نمی‌ره.

347
00:15:46,667 --> 00:15:48,542
‫- هیشکی نمی‌ره، رنه.
‫- پس چی‌کار کنیم؟

348
00:15:48,625 --> 00:15:51,167
‫ریچی، یادتـه گفتی وقتی
‫بارون بند اومد، بهت بگم؟

349
00:15:51,250 --> 00:15:52,250
‫- آره.
‫- حدس بزن چی شده.

350
00:15:52,333 --> 00:15:54,083
‫- عشق منـی، پیت.
‫- من هم دوستت دارم.

351
00:15:54,167 --> 00:15:55,375
‫- حالا گم شو!
‫- گم شو!

352
00:15:55,458 --> 00:15:56,667
‫- گم شو!
‫- گرت.

353
00:15:56,750 --> 00:15:59,333
‫با چی‌چی و چاکی
‫برین حیاط رو تمیز کنین.

354
00:15:59,417 --> 00:16:01,042
‫قشنگ یه جای گرم و نرم می‌خوام.

355
00:16:01,125 --> 00:16:03,875
‫یکی از سطل‌های
‫زباله رو پُر از یخ می‌کنین

356
00:16:03,958 --> 00:16:05,333
‫و هرچی آبجوی رایگان داریم،
‫می‌ریزین توش.

357
00:16:05,417 --> 00:16:07,917
‫مهمون‌ها رو می‌برین اونجا
‫و براشون یه جشن خفن می‌گیرین.

358
00:16:08,000 --> 00:16:09,917
‫نبینم نوشابه بهشون بدین.
‫تِد هم کمک‌تون می‌کنه.

359
00:16:10,000 --> 00:16:13,083
‫رنه، میز ۳۲، ۳۳ و ۲۱ رو
‫می‌بری توی حیاط.

360
00:16:13,167 --> 00:16:16,625
‫بهشون می‌گی یه وعده
‫دسر ویژه براشون تدارک دیدیم.

361
00:16:16,708 --> 00:16:19,292
‫گری، به مارکوس می‌گی
‫یه وعده دسر ویژه درست کنه.

362
00:16:19,375 --> 00:16:21,417
‫حتی اگه یه شکلات فندقی
‫کیت‌کت هم بود، مهم نیست.

363
00:16:21,509 --> 00:16:25,009
‫دست می‌جنبونین، ولی کسی
‫نباید از دیدن شما هول کنه.

364
00:16:25,083 --> 00:16:27,125
‫خوشم اومد، داداش.
‫باید سرعت آشپزی رو هم بیشتر کنیم.

365
00:16:27,208 --> 00:16:29,250
‫پنج‌تا خونواده‌ی بزرگ هم دارن می‌آن.

366
00:16:29,333 --> 00:16:31,583
‫- تا تهش؟
‫-تا تهش.

367
00:16:33,042 --> 00:16:35,250
‫عمو جِی، کجایـی؟

368
00:16:36,500 --> 00:16:37,583
‫عمو؟

369
00:16:43,042 --> 00:16:44,417
‫دزد قاشق‌ها!

370
00:16:44,500 --> 00:16:46,417
‫دزد قاشق نیستم؛ اسمم «چیز»ـه.

371
00:16:46,500 --> 00:16:49,667
‫- من هم نماینده‌ی عدالتم.
‫- چه عدالتی؟

372
00:16:49,750 --> 00:16:51,333
‫عدالت قاشق‌چنگال.

373
00:16:51,417 --> 00:16:54,500
‫من قاشق‌هات رو ندزدیدم.
‫خودم یه‌عالمه قاشق دارم.

374
00:16:54,583 --> 00:16:55,875
‫فازت چیـه، حاجی؟

375
00:16:55,958 --> 00:16:57,708
‫همین‌طور نشستی که دزد قاشق بیـ

376
00:16:57,792 --> 00:16:59,583
‫چرا گزارش من دست توئـه؟

377
00:17:00,583 --> 00:17:02,000
‫این گزارش توئـه؟

378
00:17:03,875 --> 00:17:05,458
‫- یه فکری دارم.
‫- بگو.

379
00:17:05,542 --> 00:17:08,458
‫وعده‌های میز ۴ و ۵ توی ظرف مشترک می‌ره.
‫می‌خوام یه‌کم خلوت کنم.

380
00:17:08,542 --> 00:17:09,708
‫- خوبـه. برو.
‫- باشه.

381
00:17:09,792 --> 00:17:10,792
‫- ریچی.
‫- جان؟

382
00:17:10,875 --> 00:17:13,458
‫- ساعت ۷:۳۰ من ردیفـه دیگه؟
‫- دارمت، رفیق.

383
00:17:13,542 --> 00:17:15,167
‫ای وای!
‫کونم پاره‌ست!

384
00:17:15,958 --> 00:17:17,875
‫- خب، چی‌ها داریم؟
‫- باتری داریم.

385
00:17:17,958 --> 00:17:19,625
‫- آهن‌ربا.
‫- دو نخ سیگاری توی داشبورد.

386
00:17:19,708 --> 00:17:20,917
‫- یه بلندگوی گنده دارم.
‫- مداد دارم.

387
00:17:21,000 --> 00:17:22,417
‫- چوب‌شور دارم.
‫- یه عروسک چینی دارم.

388
00:17:22,500 --> 00:17:25,583
‫- سه بسته قرص آرام‌بخش دارم.
‫- شمع رومی دارم. قرص شل‌کننده دارم.

389
00:17:25,667 --> 00:17:26,958
‫- کوکایین دارم.
‫- کوکایین نه.

390
00:17:27,042 --> 00:17:28,708
‫- چرا نه؟
‫- یادتـه دفعه‌ی قبل چی شد؟

391
00:17:28,792 --> 00:17:30,500
‫- آره، خوب یادمـه.
‫- پس کوکایین نه.

392
00:17:30,583 --> 00:17:32,458
‫- سه‌تا پینیاتا دارم.
‫- توپُر یا توخالی؟

393
00:17:32,542 --> 00:17:33,833
‫- نمی‌دونم.
‫- توپُر یا توخالی؟

394
00:17:33,917 --> 00:17:36,042
‫- فکر کنم توپُره.
‫- بالاخره هست یا نه؟

395
00:17:36,125 --> 00:17:38,292
‫- با چی بشکنیمشون؟
‫- من چماق دارم.

396
00:17:38,375 --> 00:17:40,708
‫- ما هم داریم.
‫- هزارتا پاکت چیپس دارم.

397
00:17:40,792 --> 00:17:42,375
‫- این رو خیلی هستم.
‫- آره.

398
00:17:45,561 --> 00:17:46,686
‫- به کجا رسیدیم؟
‫- سرآشپز.

399
00:17:46,750 --> 00:17:48,167
‫بله.

400
00:17:48,250 --> 00:17:50,208
‫- با توئـم.
‫- مگه برات مهمـه؟

401
00:17:51,250 --> 00:17:53,250
‫- نفهمیدم؟
‫- من کل روز کونم پاره شده

402
00:17:53,333 --> 00:17:54,583
‫و تو رفتی پیِ کس‌وشعر گفتن.

403
00:17:55,167 --> 00:17:57,208
‫اصلاً خوشم نیومد
‫این‌طوری باهام حرف زدی.

404
00:17:57,292 --> 00:17:58,667
‫من هم خوشم نیومد کار رو می‌پیچونی.

405
00:17:58,692 --> 00:18:00,417
‫- چون قرار نیست اینجا باشی، دلیل نمی‌شه...
‫- می‌پیچونم؟

406
00:18:00,490 --> 00:18:02,073
‫- خوب می‌دونم...
‫- من هم زحمت می‌کِشم...

407
00:18:02,167 --> 00:18:03,750
‫دارم هم‌زمان دو کار می‌کنم.

408
00:18:03,833 --> 00:18:05,292
‫چه مرگت شده؟

409
00:18:05,375 --> 00:18:07,500
‫- کمک برسونین.
‫- کسخلـی چیزی هستی؟

410
00:18:07,583 --> 00:18:10,167
‫من کسخل نیستم،
‫دارم کار می‌کنم. تو چی؟

411
00:18:10,250 --> 00:18:12,583
‫- همین مونده تو بهم کار یاد بدی.
‫- الان چی‌کار می‌کنی؟

412
00:18:12,667 --> 00:18:14,458
‫- خیلی خوب دیگه.
‫- آروم باشین.

413
00:18:14,542 --> 00:18:15,708
‫چه خبره اینجا؟

414
00:18:15,792 --> 00:18:17,042
‫دستت رو بنداز!

415
00:18:19,625 --> 00:18:21,500
‫- صداتون رو می‌شنون‌ها!
‫- آهای! چه خبره؟

416
00:18:23,083 --> 00:18:24,625
‫بچه‌ها، بس کنین!

417
00:18:24,708 --> 00:18:26,208
‫خفه شین! خفه شین!

418
00:18:26,292 --> 00:18:28,333
‫پس گم شو برو همون کپنهاگن!

419
00:18:28,417 --> 00:18:29,417
‫- با کمال میل!
‫- برو بیرون، باشه؟

420
00:18:29,509 --> 00:18:32,467
‫من از همچین آشغال‌دونی‌ای رفتم
‫که آخرش مثل کارمی نشم!

421
00:18:32,542 --> 00:18:36,250
‫- می‌خواستم بهت کمک کنم!
‫- آهای، چه خبرتونـه؟

422
00:18:36,333 --> 00:18:38,167
‫تینا، کمک کن لطفاً.

423
00:18:38,250 --> 00:18:39,417
‫چَشم، سرآشپز.

424
00:18:40,000 --> 00:18:41,667
‫این اصلاً بامزه نبود.

425
00:18:43,125 --> 00:18:45,250
‫معذرت می‌خوام.
‫اشتباه از من بود.

426
00:18:45,333 --> 00:18:46,875
‫- عیب نداره. حالت خوبـه؟
‫- آره.

427
00:18:46,958 --> 00:18:49,333
‫مطمئن؟
‫پس برگرد سر کارِت.

428
00:18:49,958 --> 00:18:52,708
‫- شرمنده‌ام.
‫- حواست به کارِت باشه.

429
00:18:53,792 --> 00:18:54,792
‫ادامه بدین.

430
00:18:57,583 --> 00:18:58,750
‫دعوا شده؟

431
00:18:58,833 --> 00:19:01,917
‫مهم نیست.
‫تو برو به کارِت برس.

432
00:19:02,875 --> 00:19:04,083
‫چیزی نیست.

433
00:19:04,167 --> 00:19:05,792
‫کمک برسونین. ممنون.

434
00:19:05,875 --> 00:19:08,083
‫اگه خبری شد، بی‌سیم بزنین.

435
00:19:20,542 --> 00:19:21,542
‫آخ.

436
00:19:24,957 --> 00:19:28,165
‫ببین، می‌دونم حق تو نیست
‫که این‌طوری اذیت بشی.

437
00:19:28,458 --> 00:19:29,583
‫فقط من اذیت نشدم.

438
00:19:29,667 --> 00:19:31,750
‫هم بقیه اذیت شدن و هم خودت.

439
00:19:31,833 --> 00:19:34,375
‫امروز وقت این کارها نیست، مارکوس.

440
00:19:34,458 --> 00:19:35,625
‫معذرت می‌خوام.

441
00:19:37,000 --> 00:19:40,292
‫معاون انجمن مادرهای
‫فوت‌شده نباید این‌طوری رفتار کنه.

442
00:19:44,042 --> 00:19:46,458
‫می‌دونم نباید امشب
‫بابام رو دعوت می‌کردم.

443
00:19:47,292 --> 00:19:48,292
‫ولی...

444
00:19:49,458 --> 00:19:52,833
‫یه‌هو ذوق کردم که جایزه گرفتم.

445
00:19:53,333 --> 00:19:56,417
‫که اون هم به‌لطف تو
‫و بچه‌های رستوران بود.

446
00:19:57,167 --> 00:20:00,083
‫و اگه این رستوران تعطیل بشه...

447
00:20:00,667 --> 00:20:01,833
‫دیگه هیچی ندارم...

448
00:20:01,917 --> 00:20:06,333
‫فکر نکنم بتونم تنهایی ادامه بدم...

449
00:20:07,917 --> 00:20:11,167
‫اولاً جایزه‌ت رو به‌لطف ما نگرفتی.

450
00:20:11,250 --> 00:20:15,375
‫جایزه گرفتی چون بااستعداد،
‫خلاق و زحمت‌کشـی.

451
00:20:16,458 --> 00:20:19,458
‫ثانیاً درستـه، مجبور نبودی
‫بابات رو دعوت کنی.

452
00:20:19,542 --> 00:20:21,292
‫در واقع مجبور به هیچ کاری نیستی.

453
00:20:21,375 --> 00:20:23,667
‫تو یه انسان مستقلـی.

454
00:20:25,917 --> 00:20:28,208
‫دعوتش کردم،
‫چون نمی‌شد مامانم رو دعوت کنم.

455
00:20:38,292 --> 00:20:42,833
‫ببین، کار توی اینجا
‫آرزوی هیشکی نبوده.

456
00:20:43,500 --> 00:20:47,208
‫هر رستوران دیگه‌ای توی دنیا

457
00:20:47,292 --> 00:20:50,250
‫حداقل ۲ درصد اوضاعش از اینجا بهتره.

458
00:20:50,875 --> 00:20:54,417
‫حتی دیوارهای ساختمون
‫داره از هم می‌پاشه.

459
00:20:54,500 --> 00:20:58,042
‫و مَردهای گنده دارن توی
‫این چاردیواری شکست می‌خورن.

460
00:20:59,333 --> 00:21:00,583
‫ولی هنوز کنار همدیگه‌ایـم.

461
00:21:01,458 --> 00:21:05,250
‫اساس کار ما این ساختمون نیست...

462
00:21:06,792 --> 00:21:07,917
‫خودمونـیم.

463
00:21:08,708 --> 00:21:10,375
‫و بهت قول می‌دم...

464
00:21:12,958 --> 00:21:14,375
‫فردا هم اینجا هستیم.

465
00:21:14,458 --> 00:21:16,917
‫فردا می‌بینمت.

466
00:21:21,250 --> 00:21:22,250
‫حلـه.

467
00:21:24,833 --> 00:21:26,708
‫و درضمن...

468
00:21:29,000 --> 00:21:31,708
‫اگه مامانت زنده بود،
‫حسابی بهت افتخار می‌کرد.

469
00:21:37,625 --> 00:21:39,208
‫حالا لطف می‌کنی بری سر کارِت؟

470
00:21:40,458 --> 00:21:41,542
‫چَشم.

471
00:22:18,500 --> 00:22:19,583
‫ریدم.

472
00:22:24,583 --> 00:22:27,417
‫یه مهمون واسه میز ۳۰، ساعت ۷:۳۰.

473
00:22:27,500 --> 00:22:29,417
‫- نمی‌شه، داداش.
‫- می‌شه.

474
00:22:29,500 --> 00:22:32,417
‫مهمون مارکوس، ساعت ۷:۳۰.
‫یادداشت کن.

475
00:22:32,500 --> 00:22:34,958
‫اون دوتا که از ساعت ۵:۴۵
‫نشستن رو بفرست توی حیاط.

476
00:22:35,042 --> 00:22:36,667
‫- چی؟
‫- یه ماشین هم براشون جور کن.

477
00:22:36,750 --> 00:22:40,792
‫بفرستشون رستوران مارجیز. پیتر رو
‫پیدا کن و بگو دسر جامبو ترتل اسپلیت بزنه.

478
00:22:40,875 --> 00:22:42,583
‫- پولش با ما.
‫- با کدوم پول؟

479
00:22:43,458 --> 00:22:45,792
‫- آه در بساط نداریم.
‫- خودم پرداخت می‌کنم.

480
00:22:47,125 --> 00:22:49,458
‫حلالت، داداش.
‫پس نصف پولش با من.

481
00:22:49,542 --> 00:22:51,167
‫- دمت گرم.
‫- فدات.

482
00:22:51,250 --> 00:22:52,417
‫بدو!

483
00:22:53,250 --> 00:22:54,792
‫ردیفـی؟

484
00:22:56,167 --> 00:22:58,708
‫آره، خوبـم.
‫خوبـم...

485
00:23:01,292 --> 00:23:02,708
‫صدای فریاد شنیدم.

486
00:23:08,167 --> 00:23:09,208
‫آره؟

487
00:23:12,125 --> 00:23:16,000
‫حدوداً پنج ساعت پیش
‫می‌خواستم تخلیه کنم، ولی...

488
00:23:16,917 --> 00:23:18,625
‫الان خوبـم... تخلیه شدم...

489
00:23:19,833 --> 00:23:21,458
‫- مطمئنـی؟
‫- آره.

490
00:23:22,250 --> 00:23:24,000
‫داریم با نهایت جیره‌بندی پیش می‌ریم.

491
00:23:24,083 --> 00:23:29,292
‫گوشت‌های نصفه رو دوباره
‫نصف می‌کنیم و باز دوباره و دوباره...

492
00:23:29,375 --> 00:23:32,833
‫دیگه چیزی نمونده، ولی اوضاع خوبـه...
‫ببخشین، من...

493
00:23:34,532 --> 00:23:37,199
‫استرس ندارم‌ها، فقط...

494
00:23:37,750 --> 00:23:39,250
‫می‌دونم؛ حس بی‌چارگیـه.

495
00:23:40,698 --> 00:23:43,292
‫- و مزخرفـه.
‫- آره.

496
00:23:46,750 --> 00:23:47,988
‫حتی فکرکردن بهش هم...

497
00:23:48,542 --> 00:23:53,875
‫حس بی‌چارگی بهم می‌ده...

498
00:23:55,125 --> 00:23:57,917
‫دوست ندارم این‌طوری باشم.

499
00:23:59,375 --> 00:24:00,917
‫نگران این چیزها نباش.

500
00:24:01,000 --> 00:24:04,125
‫لطفاً سعی نکن دلداریم بدی.

501
00:24:05,458 --> 00:24:06,458
‫باشه.

502
00:24:10,417 --> 00:24:12,333
‫حالا واقعاً صدام رو شنیدی؟

503
00:24:12,417 --> 00:24:14,583
‫یعنی بچه‌ها هم شنیدن؟

504
00:24:14,667 --> 00:24:16,500
‫- تا ایالت میشیگان شنیدن.
‫- عالیـه.

505
00:24:17,776 --> 00:24:19,000
‫بسیار عالی.

506
00:24:23,359 --> 00:24:24,847
‫عادتمـه توی تنهایی داد بزنم.

507
00:24:29,458 --> 00:24:31,292
‫ولی من اگه جای تو بودم...

508
00:24:33,125 --> 00:24:35,292
‫سر بقیه داد می‌زدم.

509
00:24:38,013 --> 00:24:39,475
‫فرق من و تو اینـه.

510
00:24:42,792 --> 00:24:43,792
‫می‌بینمت.

511
00:25:02,083 --> 00:25:03,083
‫حاجی...

512
00:25:06,500 --> 00:25:07,583
‫معذرت.

513
00:25:10,457 --> 00:25:11,833
‫من هم شرمنده‌ام، داداش.

514
00:25:11,917 --> 00:25:14,083
‫نه، تقصیر خودم بود.

515
00:25:14,750 --> 00:25:16,583
‫امروز همه‌ش درحال دویدن بودی.

516
00:25:20,644 --> 00:25:21,800
‫رفتارم درست نبود.

517
00:25:22,227 --> 00:25:24,420
‫اصلاً کل داستان کس‌وشعر بود.

518
00:25:26,000 --> 00:25:27,833
‫- آره، واقعاً کس‌وشعر بود.
‫- آره.

519
00:25:29,750 --> 00:25:32,167
‫- تینا چه زوری داره.
‫- آره لامصب.

520
00:25:35,917 --> 00:25:37,583
‫راستی...

521
00:25:38,792 --> 00:25:40,167
‫بهت دروغ گفتم، داداش.

522
00:25:43,083 --> 00:25:45,417
‫توی فرودگاه دِنور موقع استراحت...

523
00:25:47,042 --> 00:25:48,958
‫اولین باری بود که
‫ساندویچ مک‌گریدلز خوردم.

524
00:25:54,708 --> 00:25:57,250
‫دیگه واجب شد
‫از جلوی چشم‌هام گم شی.

525
00:26:06,667 --> 00:26:08,542
‫جمع شین، دوستان.

526
00:26:11,292 --> 00:26:14,042
‫- وقتش رسیده.
‫- نوبت منتقده.

527
00:26:14,917 --> 00:26:16,083
‫حلـه.

528
00:26:16,167 --> 00:26:18,542
‫- باید خودی نشون بدیم.
‫- افتادیم روی غلتک.

529
00:26:18,625 --> 00:26:21,208
‫- آخرین دوره، بچه‌ها.
‫- و حسابی بدوبدو داریم.

530
00:26:21,292 --> 00:26:22,583
‫و مواد خیلی کم.

531
00:26:22,667 --> 00:26:24,083
‫ولی ناامید نمی‌شیم.

532
00:26:24,167 --> 00:26:25,750
‫راه‌حلی دارین؟

533
00:26:31,641 --> 00:26:32,761
‫من دارم.

534
00:26:36,274 --> 00:26:56,274
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

