﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:42,790 --> 00:00:45,340
‫به نَن گفتیم مادرش مُرده
‫و شخصیت مهمی نبوده.

3
00:00:45,340 --> 00:00:49,550
‫حالا چرا همین امروز؟
‫این زن دنبال چیـه؟

4
00:00:49,550 --> 00:00:51,340
‫می‌خواد حقیقت رو به نَن بگه.

5
00:00:52,850 --> 00:00:56,310
‫اگه بفهمه دوباره
‫یه دروغ بَدتر بهش گفتیم

6
00:00:57,220 --> 00:00:58,520
‫دیگه ما رو نمی‌بخشه.

7
00:00:58,520 --> 00:00:59,600
‫من هم باشم، نمی‌بخشم.

8
00:01:00,030 --> 00:01:01,170
‫اون‌وقت از دستش می‌دیم.

9
00:01:06,780 --> 00:01:08,530
‫اجازه بدید. ممنون.

10
00:01:30,010 --> 00:01:31,010
‫چه کلاه قشنگی.

11
00:02:25,890 --> 00:02:32,480
‫{\an8}[ بوکانیرها ]

12
00:02:36,730 --> 00:02:38,820
‫- نمی‌تونم.
‫- گوش کن چی می‌گم، نَن.

13
00:02:38,940 --> 00:02:40,850
‫ما تونستیم جینی رو فراری بدیم.

14
00:02:41,120 --> 00:02:42,400
‫بالاخره موفق شدی.

15
00:02:43,390 --> 00:02:44,710
‫پس تِئو چی؟

16
00:02:44,890 --> 00:02:46,620
‫نمی‌شه تا ابد بهش دروغ بگم.

17
00:02:47,520 --> 00:02:48,770
‫تو کار اشتباهی نکردی.

18
00:02:49,460 --> 00:02:53,800
‫تازه چاره‌ی دیگه‌ای هم نداشتی.

19
00:02:53,800 --> 00:02:55,630
‫تموم شد و رفت.

20
00:02:56,350 --> 00:02:58,140
‫تازه تِئو مهربونـه.

21
00:02:58,760 --> 00:03:00,810
‫خیلی هم دوستت داره.

22
00:03:00,840 --> 00:03:02,500
‫ازت مراقبت می‌کنه.

23
00:03:02,990 --> 00:03:04,570
‫باید باهاش کنار بیای.

24
00:03:05,690 --> 00:03:06,690
‫می‌تونی دیگه؟

25
00:03:07,270 --> 00:03:08,360
‫می‌تونم.

26
00:03:11,970 --> 00:03:17,060
‫حالا برگردیم به مراسم
‫که توش پُر از آدم‌های قشنگـه.

27
00:03:18,990 --> 00:03:20,580
‫یادت نره تو یه قهرمانـی.

28
00:03:21,620 --> 00:03:23,160
‫عروسی‌ت رو ختم به خیر کن.

29
00:03:50,050 --> 00:03:51,160
‫چه خوشگل شدی.

30
00:03:52,410 --> 00:03:53,620
‫خدای من.

31
00:03:54,780 --> 00:03:58,410
‫- نمی‌دونستیم تو...
‫- دعوت‌نامه کم آوردین؟

32
00:04:01,070 --> 00:04:02,910
‫مگه به دستت نرسید؟

33
00:04:02,910 --> 00:04:04,540
‫ما برات فرستادیم.

34
00:04:07,850 --> 00:04:09,390
‫شنیدم نَن خبر داره.

35
00:04:14,140 --> 00:04:15,520
‫بهش چی گفتی؟

36
00:04:16,300 --> 00:04:17,590
‫گفتی من...

37
00:04:17,590 --> 00:04:19,510
‫- مادرجون، تِئو رو ندیدی؟
‫- عع.

38
00:04:20,930 --> 00:04:23,430
‫نه... فکر کنم
‫اونـه که اونجا وایستاده.

39
00:04:24,010 --> 00:04:25,560
‫احتمالاً خودشـه.

40
00:04:26,390 --> 00:04:27,390
‫پَتی.

41
00:04:29,650 --> 00:04:31,150
‫من رو معرفی نمی‌کنی؟

42
00:04:33,900 --> 00:04:35,440
‫عزیزم، ایشون نِل‌ـه.

43
00:04:36,280 --> 00:04:38,070
‫یادتـه ازش بهت گفتم؟

44
00:04:39,130 --> 00:04:42,090
‫خواهرم، خاله نِل.

45
00:04:43,030 --> 00:04:44,490
‫آها. بله.
‫یادمـه. من...

46
00:04:44,490 --> 00:04:46,120
‫ببخشین.
‫نمی‌دونستم تشریف می‌آرین.

47
00:04:46,790 --> 00:04:47,870
‫خودش هم...
‫هیشکی نمی‌دونست.

48
00:04:47,870 --> 00:04:49,870
‫- شما رو از زمانِ...
‫- کوچیک بودی.

49
00:04:51,670 --> 00:04:53,090
‫خیلی کوچیک بودی.

50
00:04:53,960 --> 00:04:57,880
‫گفتم... یه‌کم با هم حرف بزنیم.

51
00:04:57,880 --> 00:05:01,380
‫آخه نَن باید شوهرش رو پیدا کنه.

52
00:05:01,540 --> 00:05:02,550
‫آها. دیدمش.

53
00:05:02,550 --> 00:05:05,220
‫- اونجاست. ببین.
‫- ممنون.

54
00:05:05,220 --> 00:05:07,020
‫- می‌بینمتون.
‫- باشه.

55
00:05:07,970 --> 00:05:08,970
‫خب دیگه.

56
00:05:09,640 --> 00:05:10,640
‫برو بیرون.

57
00:05:12,190 --> 00:05:13,190
‫با هم حرف داریم.

58
00:05:14,690 --> 00:05:16,530
‫بیرون منتظر باش.
‫می‌آم پیشِت.

59
00:05:25,910 --> 00:05:28,910
‫- مبارک باشه.
‫- ممنون. زنده باشید.

60
00:05:52,770 --> 00:05:53,850
‫با اجازه‌تون.

61
00:06:19,210 --> 00:06:21,050
‫عروسی بدون عروس که نمی‌شه.

62
00:06:23,050 --> 00:06:24,720
‫مهمون‌هات دنبالت می‌گردن.

63
00:06:25,510 --> 00:06:27,180
‫تِئو فکر می‌کنه واقعیـه.

64
00:06:27,180 --> 00:06:30,140
‫- فکر می‌کنه واقعاً قصد ازدواج دارم.
‫- خب داری.

65
00:06:30,140 --> 00:06:32,600
‫نه.
‫فقط می‌خواستم خواهرم رو نجات بدم.

66
00:06:33,160 --> 00:06:34,320
‫آخه این چه کاری بود؟

67
00:06:34,690 --> 00:06:35,900
‫باید حقیقت رو بدونه.

68
00:06:35,900 --> 00:06:39,610
‫فقط لازمـه بدونه
‫که یه زن مهربون و وفادار داره.

69
00:06:39,610 --> 00:06:41,690
‫داریم به پسرت دروغ می‌گیم!

70
00:06:41,690 --> 00:06:43,820
‫- باید بهش بگم.
‫- با هم قرار گذاشتیم.

71
00:06:44,400 --> 00:06:45,860
‫من جینی رو فراری می‌دم

72
00:06:46,700 --> 00:06:48,200
‫و مراقبشـم.

73
00:06:48,740 --> 00:06:51,500
‫و حتی به تِئودور نمی‌گم

74
00:06:52,090 --> 00:06:53,840
‫دیشب کی توی اتاقت بود.

75
00:06:55,210 --> 00:06:57,750
‫در قبالش دو وظیفه داری:

76
00:06:58,710 --> 00:07:01,790
‫هیچی به تِئو نمی‌گی

77
00:07:02,280 --> 00:07:03,570
‫و خوشبختش می‌کنی.

78
00:07:04,420 --> 00:07:08,430
‫باید حرف‌گوش‌کن باشی، آنابِل.

79
00:07:09,640 --> 00:07:11,310
‫تصمیمش با خودمـه.

80
00:07:28,240 --> 00:07:30,450
‫لیزی، نَن رو ندیدی؟

81
00:07:31,540 --> 00:07:32,950
‫همین‌الان اینجا بود.

82
00:07:34,200 --> 00:07:36,120
‫جشن قشنگی دارین.

83
00:07:36,120 --> 00:07:39,960
‫پُر از رقص و نوشیدنیـه.

84
00:07:40,630 --> 00:07:42,460
‫البته خودت که سلطان جشن‌هایـی.

85
00:07:42,490 --> 00:07:44,230
‫بعضی جشن‌هایی که رفتم،
‫واقعاً تعریفی نداشته.

86
00:07:44,720 --> 00:07:45,760
‫نه بابا؟

87
00:07:48,390 --> 00:07:50,470
‫آره به خدا. می‌دونم.

88
00:07:52,430 --> 00:07:53,430
‫به سلامتی.

89
00:07:59,270 --> 00:08:00,610
‫اسمش هِکتور رابینسون‌ـه.

90
00:08:00,610 --> 00:08:01,980
‫جداً؟

91
00:08:01,980 --> 00:08:04,390
‫شهروند نمونه‌ست و عضو پارلمانـه.

92
00:08:04,780 --> 00:08:05,980
‫خط فکش هم جذابـه.

93
00:08:07,400 --> 00:08:08,660
‫می‌رم نَن رو پیدا کنم.

94
00:08:13,540 --> 00:08:15,040
‫با اجازه‌تون. ببخشید.

95
00:08:28,930 --> 00:08:31,800
‫خودمونـیم، بهمون خوش گذشت‌ها.

96
00:08:32,760 --> 00:08:33,760
‫مگه نه؟

97
00:08:34,350 --> 00:08:35,350
‫امروز رو می‌گی؟

98
00:08:35,970 --> 00:08:37,890
‫مثل بقیه‌ی عروسی‌ها فقط شلوغ بود.

99
00:08:37,890 --> 00:08:41,400
‫چه خوب که به بهونه‌ی
‫بیماری‌ت فرار کردیم.

100
00:08:42,270 --> 00:08:43,610
‫خسته شدم.

101
00:08:44,860 --> 00:08:50,610
‫نه، منظورم ۳۰ سال زندگیِ
‫عجیب و مشترک‌مون بود.

102
00:08:50,770 --> 00:08:52,300
‫سه تا بچه بزرگ کردیم.

103
00:08:52,740 --> 00:08:55,200
‫که هیچ‌کدوم به دردت نخوردن.

104
00:08:55,200 --> 00:08:58,820
‫بله، تک‌تک‌شون ناامیدم کردن.

105
00:09:00,440 --> 00:09:03,990
‫ولی باز هم به من‌وتو خوش گذشت.

106
00:09:06,130 --> 00:09:09,650
‫نکنه هوس کردی
‫با هم فعالیت فیزیکی داشته باشیم؟

107
00:09:11,060 --> 00:09:12,110
‫حالا...

108
00:09:12,180 --> 00:09:13,850
‫نه همین‌الان.

109
00:09:14,820 --> 00:09:16,740
‫خطری نیست. بشین.

110
00:09:18,940 --> 00:09:21,140
‫می‌تونی دَووم بیاری، زن؟

111
00:09:21,140 --> 00:09:25,650
‫منظورم دوروبَر
‫اون آمریکایی‌ها و ادا و اطوارهاشونـه.

112
00:09:27,320 --> 00:09:30,070
‫کل زندگی‌م کنار
‫چیزهای پُرزرق‌وبرق بودم

113
00:09:30,070 --> 00:09:35,160
‫که به هیچ دردی نخوردن،
‫ولی راحت باهاشون کنار اومدم.

114
00:09:40,160 --> 00:09:41,420
‫می‌رم دراز بِکشم...

115
00:09:42,220 --> 00:09:44,810
‫قبل‌از این‌که برگردیم
‫به این عروسی کوفتی.

116
00:10:02,140 --> 00:10:04,180
‫بابت پدرت خیلی متأسفـم.

117
00:10:08,570 --> 00:10:10,600
‫من و تو که استاد قایم‌باشکـیم

118
00:10:12,100 --> 00:10:13,990
‫ولی از من یکی قایم نشو.

119
00:10:17,490 --> 00:10:18,990
‫آخه هنوز اول راهـیم.

120
00:10:20,160 --> 00:10:22,980
‫تو که مثل من
‫با اون مشکلات غافل‌گیر نشدی

121
00:10:24,590 --> 00:10:26,510
‫یا با ماجرای مادرم.

122
00:10:26,890 --> 00:10:29,170
‫من یه زندگی با تو می‌خوام.

123
00:10:31,090 --> 00:10:32,510
‫این تازه شروعشـه.

124
00:10:34,090 --> 00:10:35,840
‫البته ماجرای مادرت ضدحالـه.

125
00:10:36,890 --> 00:10:38,140
‫واقعاً ضدحالـه.

126
00:10:39,810 --> 00:10:41,560
‫نمی‌شه کاریش کرد، ولی...

127
00:10:44,310 --> 00:10:45,720
‫ولی هنوز همدیگه رو داریم.

128
00:10:57,950 --> 00:10:59,160
‫حالت خوبـه، عزیزم؟

129
00:10:59,160 --> 00:11:01,330
‫خوبـم.
‫منتظر خواهرم هستم.

130
00:11:01,330 --> 00:11:02,540
‫خاله نِل؟

131
00:11:04,460 --> 00:11:06,210
‫نَن، چیزی شده؟

132
00:11:07,290 --> 00:11:08,290
‫آره.

133
00:11:08,290 --> 00:11:10,340
‫نمی‌دونم چی‌کار کنم...

134
00:11:10,340 --> 00:11:13,170
‫با مَرد اشتباهی ازدواج کردم.

135
00:11:18,850 --> 00:11:22,350
‫خواهر جِرالد عذرخواهی کرد
‫که نتونست بیاد عروسی.

136
00:11:27,690 --> 00:11:29,520
‫احساس می‌کنم باید بهش بگم.

137
00:11:30,270 --> 00:11:33,030
‫نمی‌دونم چرا
‫از سیر تا پیازش رو بهتون گفتم.

138
00:11:33,030 --> 00:11:35,460
‫بعضی‌وقت‌ها آدم باید بریزه بیرون.

139
00:11:35,860 --> 00:11:37,780
‫خوش‌حالـم که بهم اعتماد داری.

140
00:11:39,770 --> 00:11:41,810
‫نیاز داشتم با یه غریبه درددل کنم.

141
00:11:41,910 --> 00:11:43,830
‫البته بلانسبت شما.
‫شما خونواده‌مـین.

142
00:11:45,000 --> 00:11:46,330
‫ولی با هم آشنایی نداریم.

143
00:11:47,050 --> 00:11:48,840
‫مهم‌تر از اون این‌که مادرم نیستین.

144
00:11:51,000 --> 00:11:52,370
‫اگه مادرت بود، چی می‌گفت؟

145
00:11:52,460 --> 00:11:55,240
‫نگران می‌شد و بغلم می‌گرفت.

146
00:11:55,340 --> 00:11:59,050
‫سعی می‌کرد مشکل رو حل کنه،
‫ولی فکر نکنم این یکی حل‌شدنی باشه.

147
00:11:59,550 --> 00:12:02,470
‫خب وقتی مشکل حل نمی‌شه

148
00:12:02,470 --> 00:12:06,980
‫چاره‌ای جز تسلیم‌شدن نداریم.

149
00:12:06,980 --> 00:12:12,070
‫آدم بعضی‌وقت‌ها خودش رو
‫با دادزدن و رقصیدن خالی می‌کنه.

150
00:12:12,660 --> 00:12:14,040
‫یا هر کار دیگه‌ای.

151
00:12:14,150 --> 00:12:16,280
‫و بعدش برمی‌گرده به ادامه‌ی زندگی‌ش.

152
00:12:17,160 --> 00:12:18,160
‫نَن.

153
00:12:19,620 --> 00:12:23,330
‫وقتی یه تصمیم
‫با دلایل موجهی گرفته می‌شه

154
00:12:24,800 --> 00:12:25,970
‫دیگه نباید

155
00:12:26,540 --> 00:12:27,960
‫پشیمون بشی.

156
00:12:27,960 --> 00:12:31,290
‫سعی کن زندگی فعلی‌ت رو
‫به چیزی تبدیل کنی که دوست داری.

157
00:12:34,220 --> 00:12:35,350
‫در ضمن

158
00:12:36,130 --> 00:12:37,570
‫درست نیست من بگم

159
00:12:37,600 --> 00:12:40,020
‫ولی همسر خوشتیپی داری

160
00:12:42,250 --> 00:12:43,460
‫و فکر کنم دوستت هم داره.

161
00:12:46,310 --> 00:12:48,440
‫تو هم دوستش داشتی دیگه؟

162
00:12:49,480 --> 00:12:50,900
‫این‌طور فکر می‌کردم.

163
00:12:53,040 --> 00:12:54,090
‫نَن

164
00:12:54,860 --> 00:12:57,360
‫به نظرت پشیمون می‌شی
‫که خواهرت رو نجات دادی؟

165
00:12:57,860 --> 00:12:58,950
‫معلومـه که نه.

166
00:13:00,570 --> 00:13:04,450
‫پس به نظرم ازدواج با دوک

167
00:13:04,450 --> 00:13:06,540
‫بهترین تصمیمیـه که تا حالا گرفتی.

168
00:13:09,950 --> 00:13:11,000
‫نَن!

169
00:13:12,280 --> 00:13:13,610
‫دنبالت بودم.

170
00:13:15,110 --> 00:13:16,170
‫امشب می‌مونین دیگه؟

171
00:13:16,170 --> 00:13:19,260
‫- نه، من...
‫- اگه برین، مامان من رو می‌کُشه.

172
00:13:19,840 --> 00:13:20,880
‫لطفاً بمونین.

173
00:13:23,300 --> 00:13:24,300
‫سلام.

174
00:13:25,680 --> 00:13:26,680
‫علیک سلام.

175
00:13:34,650 --> 00:13:36,610
‫چه سنگینـه.
‫می‌ذارمش روی زانوم.

176
00:13:47,080 --> 00:13:48,950
‫می‌گه دوست نداره...

177
00:13:48,950 --> 00:13:51,870
‫لیزی، می‌شه من رو
‫به بانو مارابل معرفی کنی؟

178
00:13:51,870 --> 00:13:53,380
‫- حتماً.
‫- ممنون.

179
00:14:13,900 --> 00:14:16,020
‫فکر می‌کردم نمی‌آی.

180
00:14:20,440 --> 00:14:21,700
‫تازگی حواسم سر جاش نبوده.

181
00:14:23,030 --> 00:14:25,700
‫خیلی ازت فاصله گرفته بودم.
‫معذرت می‌خوام.

182
00:14:27,770 --> 00:14:29,540
‫باید یه چیزی بهت بگم.

183
00:14:42,130 --> 00:14:44,820
‫حس خیلی خوبیـه که کنار توام

184
00:14:45,810 --> 00:14:47,920
‫و از این به بعد با همـیم.

185
00:14:48,480 --> 00:14:51,600
‫ازدواج با تو
‫بهترین تصمیم زندگی‌م بوده.

186
00:14:55,270 --> 00:14:56,730
‫جای من کنار توئـه.

187
00:16:13,140 --> 00:16:15,610
‫دخترها کمکم کردن
‫و قبل‌از عروسی، رسوندیمش به کالسکه.

188
00:16:16,650 --> 00:16:18,100
‫حتی نمی‌دونم مقصدش کجاست.

189
00:16:18,210 --> 00:16:19,770
‫کاش زودتر بهم می‌گفتی.

190
00:16:20,700 --> 00:16:23,000
‫منظورم ماجرای سیدون و جینی‌ـه.

191
00:16:23,110 --> 00:16:24,860
‫خودم امروز صبح فهمیدم.

192
00:16:26,630 --> 00:16:27,960
‫باید سریع فراریش می‌دادم.

193
00:16:27,980 --> 00:16:29,730
‫تنهایی نمی‌ترسه؟

194
00:16:35,660 --> 00:16:37,080
‫مطمئنـم جاش امنـه.

195
00:16:38,370 --> 00:16:39,460
‫جای هر دوتون امنـه.

196
00:17:08,610 --> 00:17:11,280
‫بیرون نبودی.
‫فکر کردم رفتی.

197
00:17:11,710 --> 00:17:13,710
‫پس همه‌ش دارم ناامیدت می‌کنم.

198
00:17:15,060 --> 00:17:17,690
‫فکر می‌کردم بَدترین قسمت
‫رازمون اینـه که تو مادرش نیستی.

199
00:17:19,120 --> 00:17:20,220
‫ولی در اصل

200
00:17:20,570 --> 00:17:21,810
‫مسئله مادربودنِ منـه.

201
00:17:25,750 --> 00:17:28,970
‫به ترِیسی گفتم وقتی
‫برگردیم نیویورک، ازش طلاق می‌گیرم.

202
00:17:30,380 --> 00:17:31,390
‫چرا الان؟

203
00:17:31,970 --> 00:17:33,180
‫دیگه نمی‌کِشم.

204
00:17:35,470 --> 00:17:37,560
‫خسته شدی؟ همین؟
‫حوصله‌ت سر رفته؟

205
00:17:39,810 --> 00:17:42,190
‫- بهم احترام نمی‌ذاره.
‫- این‌که چیز جدیدی نیست.

206
00:17:42,190 --> 00:17:43,690
‫دیگه... الان تصمیمم رو گرفتم.

207
00:17:43,690 --> 00:17:47,130
‫چون حالا دخترت دوک‌بانو شده
‫و آبروت حفظ می‌شه.

208
00:17:47,780 --> 00:17:52,200
‫وقتی با خواهرت هم‌خوابه شد،
‫طلاق نگرفتی. حالا چی شده؟

209
00:17:52,200 --> 00:17:54,490
‫- می‌خوای تنوع بدی؟
‫- یادت می‌آد؟

210
00:17:56,080 --> 00:17:57,480
‫جینی کوچیک بود...

211
00:17:57,960 --> 00:18:01,500
‫ما آه در بساط نداشتیم
‫و تو بی‌سرپناه بودی.

212
00:18:02,920 --> 00:18:08,010
‫زمانی که من داشتم
‫زحمت می‌کِشیدم و عرق می‌ریختم

213
00:18:08,710 --> 00:18:11,970
‫و یواشکی زیر فشار زندگی گریه می‌کردم

214
00:18:13,300 --> 00:18:15,340
‫تو داشتی خوش می‌گذروندی
‫و مست می‌کردی

215
00:18:15,350 --> 00:18:18,640
‫و بهم می‌خندیدی که چرا همه‌ش
‫نگران خواب‌وخوراک جینی‌ام.

216
00:18:18,640 --> 00:18:22,560
‫همه‌ش تقصیر من بود، آره؟
‫فقط منِ بی‌حیا این کارها رو کردم.

217
00:18:23,270 --> 00:18:26,610
‫بیشتر از ترِیسی، تو رو مقصر می‌دونم،
‫چون اون یه مَرده.

218
00:18:27,270 --> 00:18:28,770
‫هر روزِ خدا یکی وسوسه‌ش می‌کنه.

219
00:18:28,780 --> 00:18:31,140
‫از اون انتظار داشتم.

220
00:18:32,320 --> 00:18:36,700
‫ولی از خواهرم انتظار نداشتم
‫که باهاش هم‌خوابه بشه.

221
00:18:37,330 --> 00:18:39,580
‫پس چقدر اذیتت کردم.

222
00:18:40,080 --> 00:18:41,420
‫عجب زن هرزه‌ای بودم.

223
00:18:41,590 --> 00:18:43,340
‫نَن هنوز اول زندگی‌شـه.

224
00:18:45,880 --> 00:18:47,880
‫اصلاً به نفعش نیست که الان بفهمه.

225
00:18:47,880 --> 00:18:50,840
‫الان زندگی نَن برات مهم شده؟

226
00:18:51,380 --> 00:18:54,380
‫نه، فقط به ضررتـه که از دستش بدی.

227
00:18:54,380 --> 00:18:58,890
‫خودت بهم سپردیش که مراقبش باشم.

228
00:18:58,890 --> 00:19:00,220
‫تو ازم گرفتیش.

229
00:19:03,020 --> 00:19:05,190
‫خودت تنهاش گذاشتی.

230
00:19:05,770 --> 00:19:08,520
‫سعی کردم برگردم، ولی نذاشتی.

231
00:19:08,520 --> 00:19:10,820
‫هنوز خیلی جَوونـه.

232
00:19:12,360 --> 00:19:14,280
‫هنوز بچه‌ست.

233
00:19:20,260 --> 00:19:23,530
‫وقتی من با شوهرت هم‌خوابه شدم،
‫یه سال از نَن کوچیک‌تر بودم.

234
00:19:40,140 --> 00:19:43,060
‫نَن، وقتی وارد انگلیس شدیم،
‫غریب بودیم

235
00:19:43,060 --> 00:19:45,020
‫ولی حالا دوک‌بانو شدی.

236
00:19:54,490 --> 00:19:55,740
‫به یاد جینی.

237
00:21:30,420 --> 00:21:31,710
‫همه‌چی برام مثل بازی بود.

238
00:21:33,540 --> 00:21:36,240
‫تابستون اون سال

239
00:21:37,430 --> 00:21:39,350
‫توی حال خودم نبودم.

240
00:21:40,880 --> 00:21:43,060
‫همه‌ش منتظر بودم یه بزرگ‌تری بیاد

241
00:21:44,040 --> 00:21:45,390
‫و من رو راهنمایی کنه.

242
00:21:46,400 --> 00:21:47,480
‫تا مراقب خودم باشم.

243
00:21:48,060 --> 00:21:49,250
‫ولی هیشکی نیومد.

244
00:21:53,310 --> 00:21:56,350
‫رابطه‌م با ترِیسی جدی نبود

245
00:21:56,760 --> 00:21:59,490
‫ولی کم‌کم عادت شد.

246
00:22:03,620 --> 00:22:04,910
‫و تو...

247
00:22:04,910 --> 00:22:07,740
‫همیشه من رو از دردسر نجات می‌دادی.

248
00:22:18,880 --> 00:22:21,440
‫اندازه‌ی دو دهه خسته‌ام.

249
00:22:25,140 --> 00:22:27,390
‫وقتی بچه داری،
‫زمانی برای استراحت نمی‌مونه.

250
00:22:29,060 --> 00:22:31,520
‫ولی معناش این نیست
‫که مادر خوبی بودم.

251
00:22:33,150 --> 00:22:36,770
‫قبل‌از دخترهای خودم،
‫یه خواهرکوچولو داشتم.

252
00:22:41,200 --> 00:22:42,780
‫باید ازت مراقبت می‌کردم.

253
00:22:45,000 --> 00:22:52,000


254
00:22:54,120 --> 00:22:55,380
‫می‌دونی چی خوب می‌شه؟

255
00:22:59,840 --> 00:23:01,470
‫این‌که برای عید پاک بیای خونه‌ی ما.

256
00:23:04,340 --> 00:23:06,930
‫همیشه دوست داشتیم
‫دخترها یه خاله داشته باشن.

257
00:23:15,560 --> 00:23:19,980
‫هر موقعیت دیگه‌ای بود،
‫با کمال میل خاله‌شون می‌شدم.

258
00:23:21,110 --> 00:23:22,420
‫حتی اگه دیروز بود.

259
00:23:23,120 --> 00:23:24,140
‫ولی...

260
00:23:30,370 --> 00:23:32,000
‫ولی دیگه دیدمش.

261
00:23:33,540 --> 00:23:34,870
‫باهاش حرف هم زدم.

262
00:23:37,210 --> 00:23:38,210
‫دیدم که...

263
00:23:40,920 --> 00:23:41,920
‫اون...

264
00:23:43,380 --> 00:23:45,630
‫لبخندش مثل خودمـه.

265
00:23:49,470 --> 00:23:52,710
‫عاشق لحظه‌ای شدم که دستش رو

266
00:23:54,410 --> 00:23:55,410
‫روی دستم گذاشت.

267
00:23:55,610 --> 00:23:58,050
‫۱۹ سالـه که دست نَن

268
00:23:59,410 --> 00:24:00,890
‫توی دست‌های تو بوده

269
00:24:00,940 --> 00:24:02,070
‫نه من.

270
00:24:03,030 --> 00:24:03,900
‫۱۹ سال.

271
00:24:09,740 --> 00:24:10,980
‫شاید من خودخواهـم.

272
00:24:12,150 --> 00:24:13,150
‫آره، احتمالاً.

273
00:24:13,790 --> 00:24:15,330
‫اصلاً به همین معروفـم.

274
00:24:16,080 --> 00:24:19,010
‫ولی نمی‌تونم کنارش باشم

275
00:24:19,420 --> 00:24:21,500
‫و هیچی بهش نگم.

276
00:24:37,810 --> 00:24:38,810
‫چیزی بهش نمی‌گم.

277
00:24:40,440 --> 00:24:41,440
‫نگران نباش.

278
00:24:42,440 --> 00:24:45,490
‫می‌دونم دختر سرسختیـه

279
00:24:46,860 --> 00:24:49,070
‫و از پس خودش برمی‌آد.

280
00:24:49,330 --> 00:24:51,420
‫فقط نمی‌تونم تحمل کنم

281
00:24:52,480 --> 00:24:54,550
‫که براش یه آشنای غریبه باشم.

282
00:25:07,520 --> 00:25:09,150
‫صبح به‌خیر، بانو.

283
00:25:09,930 --> 00:25:12,260
‫امروز این لباس براتون انتخاب شده.

284
00:25:13,560 --> 00:25:16,520
‫ببخشین.
‫یعنی الان باید...؟

285
00:25:54,970 --> 00:25:56,050
‫بانو؟

286
00:25:56,270 --> 00:25:57,770
‫بانوی ارشد منتظرتون هستن.

287
00:26:05,070 --> 00:26:07,690
‫چرا دیشب درباره‌ی پدرت بهم نگفتی؟

288
00:26:07,690 --> 00:26:09,190
‫چون خوش‌حال بودی.

289
00:26:10,950 --> 00:26:12,100
‫گفتم بذارم

290
00:26:12,460 --> 00:26:13,740
‫یه روز دیگه هم

291
00:26:13,740 --> 00:26:16,830
‫ندونی که قراره بشی بانو بریتلِسی.

292
00:26:19,410 --> 00:26:21,180
‫هنوز برام قابل‌هضم نیست.

293
00:26:22,090 --> 00:26:25,190
‫مادرم و هونوریا

294
00:26:25,210 --> 00:26:29,260
‫همه‌ی قرض و بدهی‌هاشون رو
‫عملاً به ما سپردن.

295
00:26:29,260 --> 00:26:30,630
‫و ما هم که آه در بساط نداریم...

296
00:26:32,510 --> 00:26:34,890
‫داشتیم از مهلکه دور می‌شدیم‌ها.

297
00:26:36,890 --> 00:26:38,470
‫ولی حالا برگشتیم وسطش.

298
00:26:39,270 --> 00:26:42,940
‫- معذرت می‌خوام.
‫- این‌ها تقصیر تو نیست، دیکی.

299
00:26:43,560 --> 00:26:44,560
‫دست تو که نبوده.

300
00:26:45,980 --> 00:26:47,610
‫تقصیر قضاوت اشتباه پدر منـه

301
00:26:47,610 --> 00:26:49,740
‫و اتفاق بَدی که برای پدر تو افتاد.

302
00:26:50,570 --> 00:26:51,850
‫برای پول‌ها هم...

303
00:26:52,610 --> 00:26:54,260
‫یه نگاهی به
‫حساب‌کتاب‌هامون می‌ندازم.

304
00:26:56,240 --> 00:26:57,660
‫از حساب‌کتاب سر درمی‌آری؟

305
00:26:57,660 --> 00:27:00,580
‫بابام کل زندگی‌ش
‫درحال حساب‌کتاب بود.

306
00:27:05,750 --> 00:27:07,040
‫تنگ‌تر بشه، لطفاً.

307
00:27:08,710 --> 00:27:09,790
‫تنگ‌تر.

308
00:27:10,170 --> 00:27:11,790
‫لباس رو سنگین کنین.

309
00:27:12,000 --> 00:27:14,840
‫اگه باد بزنه و مُچ پا دیده بشه،
‫توجه زیادی جلب می‌کنه.

310
00:27:15,850 --> 00:27:17,740
‫قراره بریم به مراسم رقص
‫بانو هادِستاک با مضمون سیاه و سفید.

311
00:27:17,800 --> 00:27:20,350
‫بزرگ‌ترین جشن فصلـه
‫و اولین مراسم بانوی شما.

312
00:27:20,350 --> 00:27:23,670
‫خبری نشده؟
‫جینی جاش امنـه؟

313
00:27:23,790 --> 00:27:25,650
‫گفتم که حواسم بهش هست.

314
00:27:25,650 --> 00:27:26,770
‫خیلی عذر می‌خوام.

315
00:27:27,440 --> 00:27:30,270
‫بابت ماجرای دیشب با گای عذر می‌خوام.

316
00:27:30,280 --> 00:27:35,360
‫این اشتباه بزرگ با گوش‌دادن
‫به حرف‌های من جبران می‌شه.

317
00:27:35,990 --> 00:27:38,660
‫خدا رو شکر عقلت کار کرد
‫و به تِئو نگفتی.

318
00:27:39,540 --> 00:27:42,540
‫دیگه نباید سرخود کاری بکنی.

319
00:27:43,120 --> 00:27:44,160
‫تو همسر یه‌نفر هستی.

320
00:27:44,710 --> 00:27:46,210
‫هرکسی می‌تونه یه همسر باشه

321
00:27:46,210 --> 00:27:47,960
‫- ولی تو...
‫- دوک‌بانو هستم.

322
00:27:47,960 --> 00:27:52,550
‫اون هم یه آمریکایی
‫که مرکز توجه همه‌ست.

323
00:27:52,900 --> 00:27:54,430
‫باید سرت پایین باشه

324
00:27:54,880 --> 00:27:56,370
‫و حاشیه درست نکنی.

325
00:28:27,920 --> 00:28:29,560
‫مامان، ببین!
‫خودشونـن!

326
00:28:29,920 --> 00:28:31,180
‫خانم کُنچیتا کلاسون!

327
00:28:31,920 --> 00:28:34,800
‫- وقت به‌خیر، بانو مارابِل.
‫- سلام.

328
00:28:35,630 --> 00:28:38,010
‫عروسی‌تون توی نیویورک
‫مثل داستان‌های عاشقانه بود.

329
00:28:38,010 --> 00:28:39,340
‫کورا یه دفترچه داره و همه‌ی

330
00:28:39,340 --> 00:28:41,080
‫- دسرهای کاناپه‌ی مراسم‌تون رو ثبت کرده.
‫- مادر!

331
00:28:41,120 --> 00:28:43,640
‫- الکی می‌گه.
‫- راست می‌گم.

332
00:28:45,020 --> 00:28:46,020
‫من کورائـم.

333
00:28:46,020 --> 00:28:48,810
‫مِریگان. منظورش کورا مِریگان‌ـه.

334
00:28:48,810 --> 00:28:50,190
‫همون فروشگاه بزرگ مِریگان؟

335
00:28:50,190 --> 00:28:52,190
‫همسرم صاحب اونجاست.

336
00:28:52,190 --> 00:28:55,400
‫من عاشق اون فروشگاهـم.

337
00:28:55,400 --> 00:28:57,740
‫جواهراتش، لباس‌هاش، کلاه‌هاش...

338
00:28:57,740 --> 00:29:00,280
‫لباس‌های زنانه و کفش!

339
00:29:00,280 --> 00:29:01,700
‫وای، باورم نمی‌شه.

340
00:29:02,200 --> 00:29:03,740
‫برای ملاقات کی اومدین لندن؟

341
00:29:03,740 --> 00:29:05,250
‫هرکی قسمت بشه.

342
00:29:05,870 --> 00:29:08,790
‫توی کِشتی گفتیم شاید یه لُرد...

343
00:29:08,790 --> 00:29:11,580
‫بارون، وایس‌کُنت،
‫اِرل، مارکیز یا دوک ببینین؟

344
00:29:10,980 --> 00:29:11,590
‫{\an8}(دوک: بالاترین مقام اشرافی بعداز شاه و شاهزاده.
‫مارکیز: اشراف‌زاده‌ای که معمولاً به مناطق مرزی حکومت می‌کنه.
‫اِرل: اشراف‌زاده‌ای با رتبه‌ی متوسط و حاکم ناحیه‌ای کوچیک.
‫وایس‌کُنت: رتبه‌ای پایین‌تر از کُنت مثل معاون کُنت.
‫بارون: پایین‌ترین رتبه‌ی اشراف‌زاده‌های رسمی و صاحب مِلک و املاک.
‫لُرد: عنوان عمومی خطاب به هرکدوم از موارد بالا.)

345
00:29:11,710 --> 00:29:16,090
‫ولی فهمیدیم که اسم ما
‫فقط برای نیویورکی‌ها اهمیت داره.

346
00:29:16,090 --> 00:29:19,840
‫برای این جماعت،
‫من فقط دختر یه صاحب فروشگاهـم.

347
00:29:19,970 --> 00:29:23,250
‫و هیچ آشنایی هم توی لندن نداریم.

348
00:29:23,560 --> 00:29:25,220
‫از الان دیگه دارین.

349
00:29:28,100 --> 00:29:29,230
‫خب، حالا همه هستیم.

350
00:29:29,430 --> 00:29:30,430
‫چی شده؟

351
00:29:30,460 --> 00:29:32,570
‫کُنچیتا می‌گه باید با هم حرف بزنیم.

352
00:29:35,940 --> 00:29:37,030
‫هونوریا؟

353
00:29:37,030 --> 00:29:38,320
‫حرفی نداری؟

354
00:29:38,320 --> 00:29:40,740
‫فکر نکنم.

355
00:29:42,660 --> 00:29:43,920
‫سخن هوشمندانه‌ای نداری؟

356
00:29:47,060 --> 00:29:48,090
‫پد...

357
00:29:48,290 --> 00:29:49,390
‫حالت چطوره...

358
00:29:50,600 --> 00:29:51,710
‫پدر؟

359
00:29:51,730 --> 00:29:52,790
‫- خوب نیستم.
‫- آها.

360
00:29:52,790 --> 00:29:55,750
‫- این هم از این.
‫- مشکل‌مون دیگه حل شد.

361
00:29:55,750 --> 00:29:56,670
‫می‌شه بریم؟

362
00:29:56,670 --> 00:29:59,760
‫لطفاً بشین، مادر.
‫لطفاً.

363
00:30:00,300 --> 00:30:01,840
‫کاش جِیمز اینجا بود.

364
00:30:01,840 --> 00:30:02,970
‫یعنی اون می‌دونست چی بگه؟

365
00:30:02,970 --> 00:30:06,520
‫نه بابا، ولی حداقل برام شراب می‌ریخت.

366
00:30:19,880 --> 00:30:21,210
‫عذر می‌خوام.

367
00:30:21,660 --> 00:30:23,450
‫یه جلسه‌ی فوری داشتم.

368
00:30:25,170 --> 00:30:26,420
‫توی مجلس عوام.

369
00:30:26,570 --> 00:30:28,410
‫آها. بله.

370
00:30:28,410 --> 00:30:31,750
‫من و خواهرم فعلاً
‫با خونواده‌ی مارابِل هستیم.

371
00:30:31,750 --> 00:30:33,580
‫می‌خوای بپرسم از دیک...؟

372
00:30:33,580 --> 00:30:36,000
‫نه، نیومدم لُرد مارابِل رو ببینم.

373
00:30:37,000 --> 00:30:40,420
‫توی عروسی خیلی پشیمون شدم
‫که از شما نخواستم با هم برقصیم.

374
00:30:40,420 --> 00:30:42,940
‫نه، نیازی به پشیمونی نیست.

375
00:30:43,300 --> 00:30:48,010
‫البته رقصیدن رو خیلی دوست دارم
‫ولی بیشتر دوست داشتم حرف بزنیم.

376
00:30:48,020 --> 00:30:49,730
‫پس تکلیف مشخص شد.

377
00:30:50,250 --> 00:30:54,230
‫باید حسابی برقصیم و صحبت کنیم.

378
00:30:54,230 --> 00:30:55,650
‫خیلی هم عالی.

379
00:30:56,440 --> 00:30:58,940
‫به مراسم رقص سیاه‌وسفید
‫بانو هادِستاک تشریف می‌آری؟

380
00:30:58,940 --> 00:31:00,030
‫بله.

381
00:31:01,320 --> 00:31:02,950
‫ولی حقیقتاً نمی‌دونم
‫کدوم مجلس رو می‌گی.

382
00:31:02,950 --> 00:31:04,030
‫درستـه.

383
00:31:05,900 --> 00:31:09,040
‫احتمالاً خواهرت در جریان باشه...

384
00:31:09,180 --> 00:31:11,170
‫- خدایا. از آخر دیوونه‌م می‌کنه.
‫- داره چی‌کار می‌کنه؟

385
00:31:11,300 --> 00:31:13,290
‫- بی‌ادبی می‌کنه.
‫- به نظر هیجان‌زده‌ست.

386
00:31:13,460 --> 00:31:14,960
‫- کلاً همین‌طوریـه.
‫- عجب.

387
00:31:14,960 --> 00:31:17,140
‫باید برم دست‌وپاش رو ببندم.

388
00:31:20,160 --> 00:31:22,970
‫بی‌صبرانه منتظر
‫رقص‌مون هستم، اِلیزاب اِمزوُرت.

389
00:31:22,970 --> 00:31:23,930
‫لیزی هستم.

390
00:31:23,930 --> 00:31:25,010
‫- لیزی.
‫- آره.

391
00:31:25,010 --> 00:31:26,220
‫من هم هِکتورم.

392
00:31:27,600 --> 00:31:28,560
‫رابینسون؟

393
00:31:29,680 --> 00:31:31,430
‫هِکتور رابینسون!

394
00:31:32,940 --> 00:31:35,100
‫- واقعاً شرمنده‌ام.
‫- اِشکالی نداره.

395
00:31:49,730 --> 00:31:51,440
‫- به کجا رسیدین؟
‫- فکر کنم

396
00:31:52,200 --> 00:31:54,290
‫حرف‌های لازم زده شد.

397
00:31:57,040 --> 00:32:00,150
‫اقلام قابل‌فروش‌مون رو بررسی کردم.

398
00:32:00,290 --> 00:32:03,210
‫می‌تونیم عمارت روستا رو بفروشیم.

399
00:32:03,220 --> 00:32:04,340
‫به‌هیچ‌وجه.

400
00:32:04,340 --> 00:32:06,510
‫پس حداقل می‌شه اسب‌ها رو فروخت.

401
00:32:06,510 --> 00:32:09,010
‫اون‌وقت کالسکه‌ها رو خودمون بِکشیم؟

402
00:32:09,010 --> 00:32:10,990
‫پس می‌تونیم نقاشی‌ها رو
‫به مزایده بذاریم...

403
00:32:11,010 --> 00:32:12,180
‫عمراً بذارم.

404
00:32:18,610 --> 00:32:19,830
‫می‌تونیم

405
00:32:21,870 --> 00:32:23,110
‫چند تا مستأجر رو بیرون کنیم؟

406
00:32:23,130 --> 00:32:25,490
‫- مادر!
‫- همین‌طوریش قراره بیرون بندازنمون.

407
00:32:25,490 --> 00:32:26,710
‫همه‌مون رو.

408
00:32:26,820 --> 00:32:29,010
‫تا الان چطوری بدون فروش دَووم آوردین؟

409
00:32:29,160 --> 00:32:32,080
‫آخرین مشکل‌مون رو
‫با یه آمریکایی پول‌دار حل کردیم.

410
00:32:52,810 --> 00:32:55,680
‫پدر، چیزی هست که بخوای...

411
00:33:08,810 --> 00:33:09,930
‫خداحافظت.

412
00:33:35,430 --> 00:33:38,690
‫- ممنون که بهم گوش دادین.
‫- کاری نکردم که.

413
00:33:39,390 --> 00:33:41,060
‫کاش می‌موندین.

414
00:33:43,230 --> 00:33:45,140
‫باید به زندگی‌م برسم.

415
00:33:45,230 --> 00:33:48,320
‫نمی‌ذارم بدون من برگردی به زندگی‌ت.

416
00:33:49,860 --> 00:33:52,320
‫عزیزم، هر خبری از جینی شد،
‫برام نامه بنویس.

417
00:33:52,630 --> 00:33:55,290
‫من می‌رم خونه. شاید بخواد
‫به اونجا خبر برسونه.

418
00:33:55,310 --> 00:33:56,230
‫باشه.

419
00:33:56,260 --> 00:34:00,290
‫هروقت بهم احتیاج داشتی،
‫سریع می‌آم پیشِت.

420
00:34:00,920 --> 00:34:03,920
‫پَتی، داری چی‌کار می‌کنی؟

421
00:34:05,550 --> 00:34:07,220
‫قرار بود تا فردا نریم.

422
00:34:07,380 --> 00:34:09,170
‫تو هروقت دوست داشتی، برو.

423
00:34:09,170 --> 00:34:11,430
‫منظورت چیـه؟
‫بلیطم دست توئـه‌ها.

424
00:34:11,430 --> 00:34:12,930
‫- ترِیسی.
‫- بله؟

425
00:34:15,180 --> 00:34:18,510
‫ببخش که یه هفته پیش
‫گفتم ازت طلاق می‌خوام.

426
00:34:18,530 --> 00:34:21,100
‫می‌دونم، عزیزم.
‫تو کلاً حواست سر جاش نیست.

427
00:34:21,100 --> 00:34:23,480
‫باید دو دهه‌ی پیش این رو می‌گفتم.

428
00:34:25,940 --> 00:34:27,820
‫بلیط تو می‌شه مال خواهرم.

429
00:34:30,240 --> 00:34:34,950
‫آها. پس دو تایی هم‌دست شدین، آره؟

430
00:34:36,240 --> 00:34:37,870
‫بله، هم‌دست شدیم.

431
00:34:39,210 --> 00:34:40,870
‫خوش‌حال شدم شنیدم.

432
00:34:41,620 --> 00:34:45,880
‫از دوران قدیم هیچ حرفی نزدین.

433
00:34:46,570 --> 00:34:47,960
‫هیچ‌وقت چیزی نگفتین.

434
00:34:48,130 --> 00:34:49,890
‫چند وقت شده؟

435
00:34:50,220 --> 00:34:52,430
‫چند وقت با هم قهر بودین؟

436
00:35:00,600 --> 00:35:01,940
‫نوزده سال.

437
00:35:10,940 --> 00:35:13,320
‫زمان زیادی بی‌خواهر بودی.

438
00:35:21,140 --> 00:35:23,110
‫به خونواده خوش برگشتین، خاله نِل.

439
00:35:35,390 --> 00:35:36,850
‫ببینم چی‌کار می‌کنی‌...

440
00:35:38,120 --> 00:35:39,330
‫بانوی من.

441
00:35:39,430 --> 00:35:41,730
‫هیچی از دوک‌بانو بودن سر درنمی‌آرم.

442
00:35:42,850 --> 00:35:44,190
‫تو هنوز همون نَن هستی.

443
00:35:46,580 --> 00:35:50,040
‫فقط لطفاً این قصر رو هم مال خودت کن

444
00:35:51,280 --> 00:35:52,280
‫و رنگش رو قرمز کن.

445
00:36:06,330 --> 00:36:08,000
‫بهت افتخار می‌کنم.

446
00:36:16,050 --> 00:36:19,050
‫مطمئنـی همه‌چی برداشتی، اِلنور؟

447
00:36:40,840 --> 00:36:44,300
‫به خدمتکارها می‌گم وسایلت رو
‫جمع کنن و یه کالسکه خبر کنن.

448
00:36:44,520 --> 00:36:45,940
‫یه بلیط جدید هم می‌خوای.

449
00:37:00,300 --> 00:37:01,390
‫ازت ممنونـم.

450
00:37:18,680 --> 00:37:22,980
‫تخصص همسرم همینـه که
‫با جامعه‌ی لندن وفق پیدا کنه.

451
00:37:23,100 --> 00:37:25,730
‫تخصص شوهرم هم
‫آشنایی کامل با لُردهاست.

452
00:37:25,750 --> 00:37:28,460
‫بله خب.
‫خودشون هم لُرد هستن.

453
00:37:29,330 --> 00:37:30,670
‫- بله.
‫- درستـه.

454
00:37:30,670 --> 00:37:32,460
‫- دقیقاً.
‫- وای، کورا.

455
00:37:32,460 --> 00:37:34,690
‫فکرش رو می‌کردی اولین حضورت

456
00:37:34,710 --> 00:37:36,550
‫توی مراسم رقص سیاه‌وسفید باشه؟

457
00:37:36,550 --> 00:37:37,720
‫نه واقعاً!

458
00:37:40,340 --> 00:37:43,350
‫به نظرتون من هم
‫مثل شما پایان خوشی دارم؟

459
00:37:43,350 --> 00:37:46,520
‫هم آغاز، هم نقطه‌ی اوج
‫و هم پایانش برات خوش می‌شه.

460
00:37:46,520 --> 00:37:47,680
‫همه‌چی‌تموم می‌شه.

461
00:37:48,850 --> 00:37:50,140
‫خانم مِریگان.

462
00:37:50,150 --> 00:37:54,570
‫- مراحل رو متوجه شدین؟
‫- تحصیلات، معرفی و یه سرپرست.

463
00:37:54,570 --> 00:37:58,610
‫- و وقتی کورا از راهرو عبور می‌کنه...
‫- دوباره مراحل طی می‌شه.

464
00:37:58,610 --> 00:38:00,910
‫اون‌قدر اضطراب دارم
‫که احتمالاً اون مرحله رو رد کنم.

465
00:38:01,620 --> 00:38:04,030
‫نگران نباش. گازت نمی‌گیرن.

466
00:38:44,930 --> 00:38:47,480
‫{\an8}[ گای توارت ]

467
00:38:54,790 --> 00:38:57,300
‫طبقه‌ی پایین یه کُت هست

468
00:38:58,110 --> 00:38:59,500
‫که متعلق به گای‌ـه.

469
00:39:03,260 --> 00:39:05,850
‫اون هم به‌اندازه‌ی تو
‫توی این قصر زندگی کرده.

470
00:39:05,850 --> 00:39:06,970
‫چند هفته پیش از اینجا رفت.

471
00:39:08,680 --> 00:39:09,770
‫قبلاً اینجا نبود.

472
00:39:10,770 --> 00:39:15,020
‫پس یه بررسی کلی
‫از تعداد کُت‌هامون داشتی.

473
00:39:15,020 --> 00:39:16,650
‫گزارش کاملش رو برام بفرست.

474
00:39:17,360 --> 00:39:19,440
‫دلش برای کُتش تنگ نمی‌شه؟
‫چند وقت گذشته؟

475
00:39:19,940 --> 00:39:22,280
‫فقط می‌دونم از اینجا رفته.

476
00:39:23,030 --> 00:39:25,380
‫بعداز جشن سال نو رفت
‫که دور دنیا بچرخه.

477
00:39:25,870 --> 00:39:27,450
‫پس به کُتش نیاز داره.

478
00:39:27,450 --> 00:39:28,700
‫گای مَرد خوش‌پوشیـه.

479
00:39:28,700 --> 00:39:31,540
‫حتماً لباس اضافه داره.

480
00:39:37,040 --> 00:39:38,250
‫حق با توئـه.

481
00:40:03,090 --> 00:40:07,900
‫{\an8}[ بانو سیدون همچنان مفقود است. آیا مجنون شده یا فوت کرده؟ ]

482
00:40:29,140 --> 00:40:30,310
‫همسرم کجاست؟

483
00:40:33,770 --> 00:40:34,980
‫باید ببینمش.

484
00:40:41,440 --> 00:40:42,440
‫کجاست؟

485
00:40:46,530 --> 00:40:48,740
‫- نمی‌دونم.
‫- دروغ نگو.

486
00:40:49,620 --> 00:40:53,370
‫حق منـه که بدونم کجاست...

487
00:40:53,370 --> 00:40:55,540
‫هیچ حقی در قبال خواهرم نداری.

488
00:41:01,170 --> 00:41:05,630
‫وقتی ببینمش، ازش
‫عذرخواهی می‌کنم که اذیتش کردم.

489
00:41:05,630 --> 00:41:06,680
‫- و بعد...
‫- اذیتش کردی؟

490
00:41:07,720 --> 00:41:09,800
‫کل بدنش کبود شده بود.

491
00:41:10,510 --> 00:41:12,100
‫حالم رو به هم می‌زنی.

492
00:41:15,810 --> 00:41:17,070
‫بالاخره که پیداش می‌کنم.

493
00:41:23,780 --> 00:41:25,240
‫سلامت رو بهش می‌رسونم.

494
00:41:43,630 --> 00:41:47,880
‫{\an8}[ بانو سیدون همچنان مفقود است. آیا مجنون شده یا فوت کرده؟ ]

495
00:42:06,900 --> 00:42:08,110
‫همسرم عاشق اینجا می‌شه.

496
00:42:16,620 --> 00:42:19,620
‫امیدوارم خوشتون اومده باشه،
‫خانم و آقای توارت.

497
00:42:28,610 --> 00:42:30,010
‫کجاست؟
‫خواهرم کجاست؟

498
00:42:30,010 --> 00:42:31,390
‫بهت که گفتم.

499
00:42:31,510 --> 00:42:33,140
‫اگه ندونی، جاش امن‌تره.

500
00:42:33,140 --> 00:42:35,260
‫سیدون اومده اینجا.

501
00:42:35,260 --> 00:42:38,560
‫می‌گه می‌خواد پیداش کنه.
‫اگه ندونم کجاست، نمی‌تونم مراقبش باشم.

502
00:42:38,560 --> 00:42:39,770
‫من مراقبشـم.

503
00:42:39,770 --> 00:42:41,230
‫وقتی برگرده خونه چی؟

504
00:42:47,280 --> 00:42:48,440
‫آنابِل.

505
00:42:49,030 --> 00:42:50,820
‫گفتین اگه دوک‌بانو بشم...

506
00:42:50,820 --> 00:42:54,200
‫خواهرت از شوهرش فرار کرده
‫و بچه‌ش رو دزدیده.

507
00:42:54,200 --> 00:42:57,620
‫هیچ‌کس نمی‌تونه اون رو
‫بدون مجازات برگردونه.

508
00:42:57,620 --> 00:43:00,000
‫ولی چون خواهرش دوک‌بانوئـه،
‫دولت دنبالش نمی‌ره.

509
00:43:00,000 --> 00:43:01,080
‫ولی سیدون می‌ره.

510
00:43:01,080 --> 00:43:04,830
‫وقتی هر روز توی روزنامه باشه،
‫فرقی نمی‌کنه کجا قایم بشه.

511
00:43:04,840 --> 00:43:07,300
‫ما روی احتمالات حساب نمی‌کنیم.

512
00:43:08,010 --> 00:43:10,090
‫امشب همه منتظر دوک‌بانو هستن.

513
00:43:10,090 --> 00:43:12,010
‫الان وظیفه‌ت لج‌بازی نیست.

514
00:43:12,630 --> 00:43:15,050
‫باید لباس مشکی‌ت رو بپوشی

515
00:43:15,050 --> 00:43:19,520
‫و بی‌سروصدا پشت شوهرت باشی
‫تا ماجرا تموم بشه.

516
00:43:20,470 --> 00:43:23,850
‫مطمئنـم اخبار جنجالی
‫جای خواهرت رو توی روزنامه می‌گیره.

517
00:43:23,940 --> 00:43:27,230
‫حالا برو مثل یه دوک‌بانو رفتار کن.

518
00:44:29,920 --> 00:44:31,170
‫چش شده؟

519
00:44:32,130 --> 00:44:33,670
‫داره حواس همه رو پرت می‌کنه.

520
00:44:47,270 --> 00:44:48,360
‫جل‌الخالق.

521
00:45:03,070 --> 00:45:06,200
‫{\an8}[ دوک‌بانوی سرخ‌پوش مراسم را نورانی کرد ]

522
00:45:17,850 --> 00:45:37,850
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

