﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:09,430 --> 00:00:11,110
‫- تِئو، صبر کن.
‫- پس گای اینجا بوده.

3
00:00:11,430 --> 00:00:14,350
‫شب عروسی اینجا بوده، ولی چرا اومده؟

4
00:00:14,430 --> 00:00:16,810
‫- باهام حرف داشت.
‫- اون‌وقت فرداش هم اینجا بوده؟

5
00:00:17,680 --> 00:00:18,810
‫بعدش چی شد، نَن؟

6
00:00:19,480 --> 00:00:21,360
‫اون شب به‌جز حرف‌زدن، چی‌کار کردین؟

7
00:00:22,440 --> 00:00:24,110
‫- هم‌خوابه شدین؟
‫- تِئو.

8
00:00:24,240 --> 00:00:25,800
‫لطفاً دخالت نکنین، مادرجون.

9
00:00:29,570 --> 00:00:30,610
‫صدات نمی‌آد.

10
00:00:31,980 --> 00:00:33,020
‫حرف بزن!

11
00:00:36,520 --> 00:00:37,520
‫بله.

12
00:00:39,160 --> 00:00:40,190
‫گای...

13
00:00:40,930 --> 00:00:42,840
‫توی قصر بود و با هم خوابیدیم.

14
00:00:47,710 --> 00:00:49,420
‫اصلاً نمی‌فهمم.

15
00:00:49,510 --> 00:00:50,510
‫گای اومده سراغت

16
00:00:50,590 --> 00:00:51,760
‫و تو قبولش کردی.

17
00:00:52,010 --> 00:00:55,430
‫پس وقتی با خواهرت سوار
‫کالسکه شد، چرا تو نرفتی؟

18
00:00:55,940 --> 00:00:58,400
‫فکروذکرت گای بوده.
‫خودت هم می‌رفتی دیگه.

19
00:01:01,190 --> 00:01:03,230
‫قرار بود همه‌مون فرار کنیم.

20
00:01:03,260 --> 00:01:04,470
‫چرا نرفتی، نَن؟

21
00:01:05,520 --> 00:01:06,530
‫چرا؟

22
00:01:10,070 --> 00:01:13,620
‫باید ازدواج می‌کردیم تا بتونم
‫از خواهرم محافظت کنم.

23
00:01:17,870 --> 00:01:19,250
‫به جایگاهت نیاز داشتم.

24
00:01:32,840 --> 00:01:33,930
‫تِئو.

25
00:01:37,510 --> 00:01:39,270
‫اگه می‌فهمید من هم دست داشتم...

26
00:01:42,310 --> 00:01:44,020
‫ممنون که بهش نگفتی.

27
00:01:44,100 --> 00:01:45,810
‫حالا هر دو از هم محافظت کردیم.

28
00:02:39,510 --> 00:02:46,080
‫{\an8}[ بوکانیرها ]

29
00:02:49,380 --> 00:02:50,590
‫خبری از لندنی‌ها نشد؟

30
00:02:50,670 --> 00:02:52,770
‫هیشکی هیچی نمی‌دونه.

31
00:02:52,990 --> 00:02:55,470
‫یه هفته‌ست که ازش خبری نیست.
‫مردم دارن بو می‌برن.

32
00:02:56,800 --> 00:02:58,680
‫باید جشن تولد
‫لیزی رو امروز لغو کنیم.

33
00:02:58,760 --> 00:03:02,220
‫کوچیک‌ترین خبری بشه،
‫زنگوله‌ها به صدا درمی‌آن.

34
00:03:02,310 --> 00:03:04,970
‫یعنی باید تحمل کنیم...

35
00:03:05,830 --> 00:03:06,960
‫به سؤال‌ها جواب ندیم...

36
00:03:06,980 --> 00:03:08,400
‫و اگه درباره‌ی دوک پرسیدن...

37
00:03:08,910 --> 00:03:10,040
‫وقتی پرسیدن...

38
00:03:10,860 --> 00:03:12,480
‫می‌گی سفر کاری براش پیش اومده.

39
00:03:13,750 --> 00:03:15,850
‫تا خبری نگرفتیم

40
00:03:16,630 --> 00:03:18,250
‫با متانت رفتار می‌کنیم.

41
00:03:18,390 --> 00:03:20,460
‫اگه برای همیشه رفته باشه چی؟

42
00:03:21,660 --> 00:03:23,330
‫اگه هیچ‌وقت برنگرده؟

43
00:03:25,120 --> 00:03:26,830
‫با همدیگه از پسش برمی‌آیم.

44
00:03:30,290 --> 00:03:33,300
‫تولد لیزی یه جشن
‫شبانه‌ی تابستانه‌ست.

45
00:03:34,210 --> 00:03:38,470
‫یه جشن وسط تابستونـه
‫که مردم باید لباس فرشته بپوشن؟

46
00:03:38,550 --> 00:03:39,550
‫دقیقاً.

47
00:03:39,580 --> 00:03:42,130
‫جای مناسبی برای پیداکردن همسره.
‫خیلی رمانتیکـه.

48
00:03:42,390 --> 00:03:45,180
‫تو که ازدواج کردی.
‫برای من از عشق نگو.

49
00:03:46,480 --> 00:03:49,120
‫شاید من متأهل باشم، خانم مِریگان

50
00:03:49,210 --> 00:03:51,460
‫و یه‌ذره هم ازت بزرگ‌تر باشم

51
00:03:51,490 --> 00:03:55,240
‫ولی حداقل چند برابر تو توی عاشقی

52
00:03:55,320 --> 00:03:59,740
‫و زندگی تجربه دارم
‫و یه بچه‌ی لوس و نمک‌نشناس نیستم!

53
00:04:01,120 --> 00:04:02,760
‫داشت خوب پیش می‌رفت‌ها.

54
00:04:03,700 --> 00:04:06,040
‫چون گفتم از سیبیل
‫خوشم نمی‌آد، ناراحتـی؟

55
00:04:06,120 --> 00:04:10,170
‫هیشکی خوشش نمی‌آد، ولی شاید
‫از صاحب سیبیل خوشت بیاد.

56
00:04:10,960 --> 00:04:12,540
‫از پاهای بلند خوشت نمی‌آد...

57
00:04:12,630 --> 00:04:15,360
‫فکر می‌کنی مَردهایی که
‫گربه دوست دارن، مجرمـن...

58
00:04:15,430 --> 00:04:16,880
‫بله، گربه‌ها خیلی ترسناکـن.

59
00:04:16,960 --> 00:04:18,260
‫من که دوستشون دارم.

60
00:04:18,340 --> 00:04:20,710
‫واجب شد این کالسکه رو نگه دارم

61
00:04:20,890 --> 00:04:22,200
‫که تا تینتاجل پیاده بری

62
00:04:22,220 --> 00:04:26,640
‫تا بلکه بفهمی ازدواج
‫همه‌ش گُل و بلبل نیست

63
00:04:26,730 --> 00:04:30,780
‫و قرار نیست همسرت هر روز
‫برات موهات رو شونه کنه و شعر بخونه.

64
00:04:30,930 --> 00:04:32,230
‫من شعر دوست دارم.

65
00:04:32,310 --> 00:04:33,770
‫من هم همین‌طور

66
00:04:34,570 --> 00:04:36,320
‫ولی خرج زندگی ازش درنمی‌آد.

67
00:04:37,690 --> 00:04:40,910
‫کورا، تو قراره
‫تا آخر عمر با اون مَرد باشی.

68
00:04:41,260 --> 00:04:43,990
‫برای همینـه که اصرار دارم

69
00:04:45,790 --> 00:04:47,080
‫جوراب زرد پاش کنه.

70
00:04:47,160 --> 00:04:49,690
‫نباید حرف بقیه برای شوهرم مهم باشه.

71
00:04:50,130 --> 00:04:52,070
‫چقدر تو لج‌بازی.

72
00:04:52,230 --> 00:04:54,000
‫حداقل لج‌باز و پیر نیستم.

73
00:04:55,800 --> 00:04:57,210
‫برو بیرون.
‫پیاده می‌آی.

74
00:05:40,590 --> 00:05:41,930
‫سلام. خوش اومدین.

75
00:05:42,010 --> 00:05:43,320
‫داری خوب پیش می‌ری.

76
00:05:44,430 --> 00:05:47,470
‫- نوزادمون رو ندیدین؟
‫- نه هنوز.

77
00:05:49,020 --> 00:05:52,480
‫بعداز سخنرانی هفته‌ی پیش‌تون،
‫خیلی‌ها مشتاق همکاری شدن.

78
00:05:53,030 --> 00:05:55,270
‫داریم به دستاورد بزرگی می‌رسیم.

79
00:05:55,310 --> 00:05:56,820
‫حمایت دوک هم می‌تونه خیلی مفید باشه.

80
00:05:56,900 --> 00:05:59,360
‫سه هفته‌ست که
‫ایشون رو ندیدیم، بانوی من.

81
00:06:07,580 --> 00:06:09,410
‫چه خبره؟
‫هیچی نمی‌بینم.

82
00:06:09,490 --> 00:06:12,870
‫چشم‌بند رو وقتی برمی‌داریم
‫که همه‌ی مهمون‌ها رفته باشن.

83
00:06:17,670 --> 00:06:19,210
‫باشه. قبول.

84
00:06:19,300 --> 00:06:21,630
‫- می‌خوایم از پله‌ها بریم پایین.
‫- مراقب باش، اِلیزابت.

85
00:06:21,720 --> 00:06:22,760
‫بس کن.

86
00:06:27,510 --> 00:06:28,600
‫سورپرایز!

87
00:06:29,600 --> 00:06:31,180
‫تولدت مبارک!

88
00:06:37,770 --> 00:06:39,320
‫شِرشِره‌ها ایده‌ی من بود.

89
00:06:39,400 --> 00:06:42,150
‫تا حالا فرشته‌ای
‫به این زیبایی ندیدم.

90
00:06:42,780 --> 00:06:45,030
‫البته فرشته‌های زیبا.

91
00:06:45,110 --> 00:06:46,780
‫- ازش خوشم اومد.
‫- وقت نوشیدنیـه.

92
00:06:46,870 --> 00:06:49,150
‫همه باید نوشیدنی بخوریم.
‫دنبالم بیاین.

93
00:06:49,410 --> 00:06:51,410
‫هم صحنه‌ی رقص داریم و هم موسیقی.

94
00:06:51,500 --> 00:06:53,660
‫همه برای نوزادمون
‫اینجا جمع شدیم، کُنچیتا.

95
00:06:54,540 --> 00:06:55,540
‫به سلامتی.

96
00:06:57,670 --> 00:06:58,840
‫تِئو کجاست؟

97
00:07:00,280 --> 00:07:01,280
‫نَن؟

98
00:07:01,880 --> 00:07:03,720
‫- رفته.
‫- چی؟

99
00:07:07,700 --> 00:07:08,700
‫منظورت چیـه؟

100
00:07:08,720 --> 00:07:10,810
‫وقت رقصیدنـه، دوستان.

101
00:07:11,430 --> 00:07:12,600
‫آره.

102
00:07:36,250 --> 00:07:37,250
‫پدر.

103
00:07:40,630 --> 00:07:42,210
‫- چطوری، پسرم؟
‫- خوبـم.

104
00:07:42,800 --> 00:07:43,800
‫خوبـه.

105
00:08:20,000 --> 00:08:21,000
‫بِلانش؟

106
00:08:22,880 --> 00:08:25,710
‫اگه این‌طوری صدات بزنم،
‫سرم قطع نمی‌شه؟

107
00:08:28,930 --> 00:08:31,550
‫عجیبـه که این‌قدر جَوون موندی.

108
00:08:32,140 --> 00:08:34,310
‫پس از وضعیت زانوهام خبر نداری.

109
00:08:36,890 --> 00:08:39,020
‫چند دهه برات
‫دعوت‌نامه فرستادم و نیومدی.

110
00:08:39,100 --> 00:08:41,190
‫- ولی باز هم فرستادی.
‫- اذیت شدی؟

111
00:08:42,150 --> 00:08:43,270
‫لذت بردم.

112
00:08:45,030 --> 00:08:47,320
‫حالا آفتاب از کدوم طرف دراومده؟

113
00:08:48,150 --> 00:08:49,780
‫هِکتور ازم خواست که بیام.

114
00:08:49,860 --> 00:08:53,200
‫ظاهراً یه برنامه داره.

115
00:08:54,790 --> 00:09:00,790
‫تو هم با مقوله‌ی
‫حمایت از فرزند آشنایـی دیگه.

116
00:09:03,090 --> 00:09:05,300
‫امشب مهمون‌های مهمی داری.

117
00:09:06,510 --> 00:09:08,800
‫و طبق تاریخچه‌مون می‌دونم

118
00:09:08,880 --> 00:09:13,220
‫که این مراسم برات خیلی مهمـه.
‫پس با اجازه می‌رم.

119
00:09:15,850 --> 00:09:17,820
‫باید بهشون نشون بدیم چی بلدیم.

120
00:09:22,730 --> 00:09:27,230
‫متأسفانه این مراسم پُر از
‫شخصیت‌های جَوون و پُرانرژیـه.

121
00:09:27,990 --> 00:09:29,110
‫پس مناسب ماست.

122
00:10:04,730 --> 00:10:08,400
‫لیزی، ظاهراً
‫یه سورپرایز دیگه هم داری.

123
00:10:08,480 --> 00:10:11,030
‫دخترها!
‫من اومدم!

124
00:10:11,110 --> 00:10:13,360
‫مادر! تو اینجا چی‌کار...

125
00:10:13,450 --> 00:10:15,240
‫شما باید جناب رابینسون باشین.

126
00:10:15,320 --> 00:10:16,910
‫سلام، خانم اِمزوُرت.

127
00:10:17,870 --> 00:10:19,240
‫لیزی، ایشون خیلی خوشتیپـن...

128
00:10:20,040 --> 00:10:22,210
‫مخصوصاً با اون سیبیل‌ها.

129
00:10:22,960 --> 00:10:25,000
‫سیاست‌مدارها دقیقاً
‫این‌شکلی نقاشی می‌شن.

130
00:10:25,080 --> 00:10:26,290
‫- مادر!
‫- شما نقاش هستید؟

131
00:10:26,580 --> 00:10:28,880
‫نه بابا. نقاشی‌م افتضاحـه.

132
00:10:28,960 --> 00:10:29,960
‫خودمون می‌دونیم.

133
00:10:30,140 --> 00:10:32,890
‫نظرت با یه احوال‌پرسی چیـه؟

134
00:10:33,540 --> 00:10:36,120
‫«بعداز چندین ماه،
‫از دیدن‌تون خوش‌حالـم، دخترها».

135
00:10:37,430 --> 00:10:41,980
‫خب، نمی‌شد برنامه‌ی
‫آقای رابینسون رو از دست بدم که.

136
00:10:42,640 --> 00:10:43,980
‫مایل به رقص هستید، خانم اِمزوُرت؟

137
00:10:44,420 --> 00:10:45,420
‫بله.

138
00:10:59,660 --> 00:11:00,700
‫ببخشید؟

139
00:11:01,830 --> 00:11:02,870
‫ببخشید؟

140
00:11:03,660 --> 00:11:05,910
‫ببخشید، این چنده؟

141
00:11:06,170 --> 00:11:08,840
‫نود سِنت.
‫نود.

142
00:11:09,040 --> 00:11:10,750
‫- نود؟
‫- بله، خانم.

143
00:11:11,780 --> 00:11:13,440
‫صبر کن ببینم.

144
00:11:14,080 --> 00:11:15,130
‫فکر کردی احمقـه؟

145
00:11:15,380 --> 00:11:16,440
‫شاید هستم.
‫ببخشید...

146
00:11:16,730 --> 00:11:18,010
‫نه‌خیر. عذرخواهی نکن.

147
00:11:19,780 --> 00:11:21,890
‫احمق نیست.
‫پنجاه تا بهت می‌ده.

148
00:11:22,150 --> 00:11:24,950
‫- هشتاد.
‫- شصت‌وپنج کافیـه.

149
00:11:25,520 --> 00:11:26,890
‫- باشه.
‫- این رو بده

150
00:11:27,190 --> 00:11:29,860
‫و بهش بگو «اِباستا».
‫عذرخواهی نکن.

151
00:11:30,650 --> 00:11:31,650
‫اِباستا.

152
00:11:32,940 --> 00:11:34,240
‫اصلاً بلد نیستم.

153
00:11:34,510 --> 00:11:36,050
‫می‌خواستم برای گای شام بپزم.

154
00:11:36,070 --> 00:11:37,380
‫نه‌خیر. خیلی هم بلدی.

155
00:11:37,650 --> 00:11:40,370
‫آلِساندرو فکر می‌کنه
‫خانم‌های خوشگل ساده‌لوحـن.

156
00:11:40,395 --> 00:11:41,614
‫ولی فهمید که اشتباه می‌کنه.

157
00:11:43,010 --> 00:11:44,080
‫ببین، جینی.

158
00:11:44,960 --> 00:11:46,460
‫می‌دونم این کار سختـه

159
00:11:46,540 --> 00:11:47,620
‫ولی داری یاد می‌گیری.

160
00:11:47,710 --> 00:11:49,750
‫فعلاً که دارم آشپزی یاد می‌گیرم.

161
00:11:49,840 --> 00:11:51,800
‫ناسلامتی یه بچه زاییدی‌ها.

162
00:11:51,880 --> 00:11:52,960
‫غذا درست‌کردن که کاری نداره.

163
00:11:54,090 --> 00:11:55,300
‫راستی «اِباستا» یعنی چی؟

164
00:11:55,330 --> 00:11:56,920
‫یعنی «کافیـه».

165
00:11:57,050 --> 00:11:59,800
‫ولی تلفظش شبیه
‫کلمه‌ی «حروم‌زاده» هم هست.

166
00:12:02,410 --> 00:12:04,270
‫توی بازار حسابی گُل کاشتی.

167
00:12:04,350 --> 00:12:05,740
‫من زیر بار حرف زور نمی‌رم.

168
00:12:06,190 --> 00:12:08,480
‫زن‌بودن مشکلات خودش رو داره.

169
00:12:08,560 --> 00:12:11,110
‫هر وقت یه مَردی
‫وارد خونواده‌مون می‌شه

170
00:12:11,190 --> 00:12:14,740
‫خواهرم براش غش‌وضعف می‌ره

171
00:12:14,820 --> 00:12:19,160
‫و یه‌جوری دست‌وپاش رو
‫گم می‌کنه انگار چه خبره.

172
00:12:20,660 --> 00:12:23,080
‫- خواهر داری؟
‫- یه دونه.

173
00:12:24,660 --> 00:12:26,120
‫بافندگی‌ت خوبـه‌ها.

174
00:12:26,210 --> 00:12:28,330
‫آره، کسب‌وکار خونوادگی‌مونـه.

175
00:12:28,480 --> 00:12:29,940
‫مادرت خیاط بوده؟

176
00:12:29,960 --> 00:12:35,130
‫مادرم یه زن زیبا بود که عمرش هدر رفت،
‫ولی پدرم ناخدا بود.

177
00:12:35,740 --> 00:12:36,960
‫ناخدای معروفی بود.

178
00:12:37,010 --> 00:12:38,930
‫هیچ‌وقت هم نذاشت سر وقت بخوابم

179
00:12:39,010 --> 00:12:40,680
‫چون مجبورم می‌کرد ببافم.

180
00:12:41,010 --> 00:12:42,580
‫حالا هم این‌کاره‌ام

181
00:12:42,600 --> 00:12:44,930
‫و سرم گرم می‌شه.

182
00:12:45,020 --> 00:12:47,350
‫خرج خودم رو درمی‌آرم
‫و زندگی‌م می‌چرخه.

183
00:12:49,850 --> 00:12:51,360
‫می‌دونی، به ثروتمندها حسودیم نمی‌شه.

184
00:12:51,870 --> 00:12:54,880
‫اون‌ها همه‌ش نگران
‫لباس پوشیدن و انتخاب همسر مناسبـن.

185
00:12:55,860 --> 00:12:59,860
‫حتماً روزها براشون سخت می‌گذره، نه؟

186
00:13:00,450 --> 00:13:03,120
‫- من چه می‌دونم.
‫- بیخیال. کفش‌هات رو دیدم.

187
00:13:03,740 --> 00:13:06,330
‫- ازش پول می‌بارید.
‫- دیگه الان سرم گرمـه.

188
00:13:06,410 --> 00:13:07,500
‫باید مراقب فرِدی باشم.

189
00:13:07,580 --> 00:13:10,710
‫و همسری که خوشتیپـه ولی

190
00:13:11,410 --> 00:13:13,040
‫نمی‌تونه ارضات کنه.

191
00:13:13,460 --> 00:13:14,670
‫ببین، اون‌موقع منظورم...

192
00:13:15,290 --> 00:13:16,360
‫اومدی.

193
00:13:16,380 --> 00:13:18,460
‫بیا بشین.

194
00:13:19,090 --> 00:13:20,430
‫شراب بخور.

195
00:13:20,630 --> 00:13:22,760
‫- چه خبر شده؟
‫- بشین دیگه.

196
00:13:25,310 --> 00:13:26,310
‫خب.

197
00:13:27,470 --> 00:13:31,690
‫وقتی آدم کاری رو بلد نیست،
‫باید تمرین کنه تا بهتر بشه.

198
00:13:33,230 --> 00:13:34,980
‫منظورم آشپزیـه.

199
00:13:37,650 --> 00:13:39,110
‫دیگه آماده‌ست!

200
00:13:46,330 --> 00:13:48,080
‫می‌خوان شما رو ببینن، بانوی من.

201
00:13:49,370 --> 00:13:50,710
‫آقای رید رابینسون؟

202
00:13:51,680 --> 00:13:53,430
‫جناب دوک.
‫ایشون برگشتن.

203
00:14:15,760 --> 00:14:17,090
‫می‌دونستم برمی‌گردی.

204
00:14:17,530 --> 00:14:20,320
‫از مرحله‌ی سختش گذشتی، پسرم.

205
00:14:21,110 --> 00:14:22,220
‫چرا باید قایم بشم؟

206
00:14:23,490 --> 00:14:25,120
‫من نیستم که باید خجالت بِکشم.

207
00:14:25,700 --> 00:14:27,200
‫- اینجا خونه‌ی منـه.
‫- آفرین.

208
00:14:29,040 --> 00:14:32,790
‫ماجرای نَن یه مانع کوچیکـه
‫و اگه بتونین با هم...

209
00:14:32,870 --> 00:14:34,670
‫حرف از آشتی نزن!

210
00:14:35,830 --> 00:14:39,800
‫فقط بحث هم‌خوابگی‌شون نیست.
‫پشت‌سرم نقشه ریختن.

211
00:14:40,180 --> 00:14:44,340
‫این‌قدر وقیح بودن که می‌خواستن
‫من رو تا آخر عمر یه احمق فرض کنن.

212
00:14:47,470 --> 00:14:48,600
‫نَن باید بره پی کارش.

213
00:14:48,750 --> 00:14:50,290
‫حتی حرف طلاق رو نزن.

214
00:14:50,310 --> 00:14:52,480
‫می‌دونم که ازدواج‌مون
‫دائمی بوده، مادر

215
00:14:52,510 --> 00:14:54,430
‫ولی مجبور نیستم اینجا نگهش دارم.

216
00:14:56,130 --> 00:14:59,220
‫چی‌کار کنم که از این قصر بره؟

217
00:15:00,730 --> 00:15:01,780
‫بهم بگو.

218
00:15:05,530 --> 00:15:09,740
‫اگه واقعاً می‌خوای نَن از اینجا بره...

219
00:15:09,830 --> 00:15:10,910
‫راه دیگه‌ای نداره.

220
00:15:11,660 --> 00:15:13,460
‫می‌فرستیمش بره.

221
00:15:16,040 --> 00:15:17,160
‫ولی قبلش

222
00:15:20,000 --> 00:15:22,510
‫باید برای تینتاجل
‫یه وارث به دنیا بیاره.

223
00:15:30,560 --> 00:15:33,640
‫خانم‌ها و آقایان،
‫جناب دوک تشریف آوردند.

224
00:16:37,160 --> 00:16:38,540
‫توی اتاق می‌بینمت.

225
00:16:49,470 --> 00:16:52,890
‫هم مادر اومده
‫و هم احتمال خواستگاری هست!

226
00:16:53,560 --> 00:16:55,970
‫حتی اگه دست‌وپاش رو
‫می‌بستیم، باز می‌اومد.

227
00:16:56,350 --> 00:16:58,100
‫- نگران نباش.
‫- پس اینجایـی.

228
00:16:58,190 --> 00:16:59,940
‫واقعاً شرمنده‌ام.

229
00:17:00,440 --> 00:17:02,650
‫- چرا؟
‫- نیت مادرم خیره

230
00:17:02,730 --> 00:17:05,070
‫فقط مراقب حرف‌هاش نیست.

231
00:17:05,150 --> 00:17:09,119
‫مادرتون هم مهربونـه و هم جذاب.
‫تازه رازنگه‌دار هم نیست.

232
00:17:10,950 --> 00:17:14,790
‫اگه ازت بخوام جشن رو بیخیال بشی

233
00:17:14,870 --> 00:17:17,410
‫و باهام قدم بزنی، اِشکالی نداره؟

234
00:17:27,420 --> 00:17:28,630
‫مِیبل، دیدی؟

235
00:17:28,890 --> 00:17:31,430
‫آقای رابینسون لیزی رو برد پیاده‌روی!

236
00:17:31,630 --> 00:17:33,670
‫من هم کنارت وایستادم، مادر.

237
00:17:34,020 --> 00:17:35,600
‫دارم می‌بینمشون.

238
00:17:35,760 --> 00:17:38,730
‫شاهد قضیه هستم
‫و نیازی نیست توضیح بدی.

239
00:17:40,440 --> 00:17:43,190
‫امیدوارم تو هم
‫از انگلستان راضی بوده باشی.

240
00:17:44,480 --> 00:17:48,360
‫اینجا فقط بهم سخت گذشته
‫و حالم بَد بوده.

241
00:17:48,860 --> 00:17:50,360
‫البته فکر کنم طبیعیـه.

242
00:17:50,610 --> 00:17:54,030
‫تلاش کردی رفتارت رو درست کنی؟

243
00:17:54,120 --> 00:17:55,680
‫که باعث خجالت نشی؟

244
00:17:56,360 --> 00:17:57,680
‫و مثل یه آدم معمولی باشی؟

245
00:17:58,950 --> 00:18:02,580
‫هنوز معنای «معمولی» رو نمی‌دونم،
‫چه برسه به این‌که باشم.

246
00:18:18,180 --> 00:18:20,480
‫آره. همین‌جا خوبـه.

247
00:18:22,850 --> 00:18:24,940
‫همین‌جا وایستم؟

248
00:18:25,020 --> 00:18:26,150
‫- عالیـه.
‫- بگو کجا وایستم.

249
00:18:27,020 --> 00:18:31,070
‫چیزی که می‌خوام ازت بپرسم،
‫خالصانه‌ترین سؤال زندگی‌م بوده.

250
00:18:31,526 --> 00:18:33,410
‫و از الان واضحـه که چیـه.

251
00:18:39,790 --> 00:18:41,500
‫لیزی اِمزوُرت.

252
00:18:42,460 --> 00:18:44,710
‫من مَرد جاه‌طلبی هستم

253
00:18:45,420 --> 00:18:49,340
‫ولی بیشتر از هرچیز،
‫می‌خوام نگهبان قلبت باشم.

254
00:18:50,550 --> 00:18:53,680
‫تا بتونم خوشبختت کنم...

255
00:18:54,140 --> 00:18:57,100
‫مراقبت باشم
‫و همه‌ی خواسته‌هات رو برآورده کنم

256
00:18:57,300 --> 00:19:01,060
‫که امیدوارم تشکیل
‫خونواده هم جزوش باشه.

257
00:19:01,930 --> 00:19:05,440
‫و البته یه خونه که کنار
‫شومینه‌ش چند تا صندلی باشه

258
00:19:06,310 --> 00:19:09,980
‫و گاهی بریم توی حیاط برقصیم.

259
00:19:11,900 --> 00:19:13,200
‫با من ازدواج می‌کنی، اِلیزابت؟

260
00:19:14,320 --> 00:19:15,320
‫بله.

261
00:19:15,950 --> 00:19:16,990
‫آره.

262
00:19:17,070 --> 00:19:18,120
‫آره.

263
00:19:19,590 --> 00:19:20,710
‫بله.

264
00:19:29,130 --> 00:19:30,340
‫هِکتور و لیزی!

265
00:19:30,420 --> 00:19:33,510
‫چه رمانتیک.
‫مثل جَوونی‌های شما.

266
00:19:34,550 --> 00:19:36,050
‫فکر کردی اگه این‌طوری تحریکم کنی

267
00:19:36,130 --> 00:19:38,850
‫ناراحت می‌شم
‫و دیگه کاری به کارِت ندارم؟

268
00:19:49,860 --> 00:19:52,940
‫فکر کرده مادر تجربه‌ست.

269
00:19:52,973 --> 00:19:54,835
‫انگار همه‌چیزِ دنیا رو دیده.

270
00:19:56,240 --> 00:19:57,240
‫جَوونـه دیگه.

271
00:19:58,910 --> 00:20:00,190
‫توی این سن طبیعیـه.

272
00:20:00,370 --> 00:20:02,370
‫من‌وتو هم یه‌جورهایی
‫تازه‌عروس‌وداماد هستیم.

273
00:20:02,450 --> 00:20:04,250
‫کورا هیچی از زندگی واقعی نمی‌فهمه.

274
00:20:04,870 --> 00:20:05,870
‫و حتی مرگ.

275
00:20:06,370 --> 00:20:07,660
‫یا بچه‌دارشدن.

276
00:20:07,920 --> 00:20:09,250
‫و یا پرداخت بدهی قصاب.

277
00:20:09,840 --> 00:20:12,460
‫ای وای. پول قصاب رو ندادیم.

278
00:20:16,730 --> 00:20:17,880
‫عصر به‌خیر، بانوی من.

279
00:20:22,740 --> 00:20:25,450
‫تِئودور حالش خوبـه؟

280
00:20:26,140 --> 00:20:27,480
‫سرش شلوغـه.

281
00:20:31,820 --> 00:20:34,110
‫واقعاً هم‌رنگ جماعت شدی.

282
00:20:34,610 --> 00:20:35,820
‫اینجا خونه‌مـه دیگه.

283
00:20:35,900 --> 00:20:39,240
‫می‌دونی که اکثر مردم
‫همچین خونه‌ای ندارن.

284
00:20:40,870 --> 00:20:43,410
‫مثلاً خونه‌ی خودم این‌همه بُرج نداره.

285
00:20:47,000 --> 00:20:50,670
‫راستش هِکتور امشب بهم نیاز نداشت.

286
00:20:52,630 --> 00:20:54,550
‫فقط منتظر فرصت بودم.

287
00:20:55,710 --> 00:21:01,220
‫حالا که حواس همه
‫به ازدواج تینتاجل پرتـه

288
00:21:01,250 --> 00:21:02,250
‫داشتم...

289
00:21:03,180 --> 00:21:07,850
‫فکر می‌کردم شاید
‫این‌روزها حضورت اینجا

290
00:21:08,850 --> 00:21:09,940
‫ضروری نباشه.

291
00:21:10,770 --> 00:21:14,150
‫شاید پسر تو خودکفا باشه
‫و بهت نیازی نداشته باشه.

292
00:21:14,780 --> 00:21:15,780
‫تبریک می‌گم

293
00:21:16,320 --> 00:21:17,440
‫ولی پسر من بهم نیاز داره.

294
00:21:20,360 --> 00:21:22,110
‫اون قانون‌شکن...

295
00:21:23,620 --> 00:21:27,410
‫اون دختر سرکشی که می‌شناختم...

296
00:21:27,750 --> 00:21:28,910
‫چه بلایی سرش اومد؟

297
00:21:30,370 --> 00:21:32,130
‫از این‌جور مراسم متنفر بودی.

298
00:21:32,910 --> 00:21:35,530
‫اون قدیم‌ها که
‫جَوون و ایده‌آل‌گرا بودیم

299
00:21:35,550 --> 00:21:40,720
‫و اعضای این جامعه رو مسخره می‌کردیم...

300
00:21:41,300 --> 00:21:47,180
‫فکرش رو می‌کردی
‫یه‌روز خودت جزوشون بشی؟

301
00:21:50,190 --> 00:21:53,020
‫اوایل فکر می‌کردم سخت‌ترین قسمتش

302
00:21:53,190 --> 00:21:57,480
‫این بود که من رو
‫برای رسیدن به قدرت پس زدی.

303
00:21:59,230 --> 00:22:01,630
‫ولی سخت‌تر از اون این بود که

304
00:22:03,370 --> 00:22:04,890
‫دیدم همون فرصت رو هم هدر دادی.

305
00:22:08,120 --> 00:22:09,200
‫ایده‌آل‌گرا؟

306
00:22:10,460 --> 00:22:12,330
‫فقط دو تا جَوون خام بودیم.

307
00:22:15,000 --> 00:22:22,000


308
00:22:24,550 --> 00:22:26,140
‫واقعاً این‌کاره‌ام.

309
00:22:26,220 --> 00:22:27,220
‫موفق شدی.

310
00:22:27,470 --> 00:22:28,770
‫آفرین، جینی.

311
00:22:32,560 --> 00:22:34,230
‫دوباره بگین «آفرین».

312
00:22:45,670 --> 00:22:47,360
‫پشیمونـی که اومدی، نه؟

313
00:22:47,920 --> 00:22:49,210
‫نه بابا.

314
00:22:50,250 --> 00:22:52,120
‫اتفاقاً غذات...

315
00:22:52,210 --> 00:22:53,460
‫حرف نداره؟

316
00:23:49,100 --> 00:23:50,100
‫تِئو؟

317
00:23:56,020 --> 00:23:57,150
‫بالاخره اومدی.

318
00:24:02,690 --> 00:24:03,740
‫خوش‌حالـم.

319
00:24:05,650 --> 00:24:08,740
‫وقتی نبودی، خیلی عذاب کشیدم.

320
00:24:09,950 --> 00:24:11,100
‫می‌خوام تلاشم رو بکنم...

321
00:24:14,370 --> 00:24:15,460
‫و کاری کنم متوجه بشی...

322
00:24:28,510 --> 00:24:30,640
‫- تِئو.
‫- بگو که من رو می‌خوای.

323
00:24:31,220 --> 00:24:32,260
‫می‌خوامت.

324
00:24:46,700 --> 00:24:47,700
‫تِئو؟

325
00:24:49,280 --> 00:24:50,280
‫نمی‌تونم.

326
00:24:54,280 --> 00:24:55,540
‫نمی‌تونم باهات زندگی کنم...

327
00:24:58,080 --> 00:24:59,250
‫نمی‌تونم حتی نگاهت کنم...

328
00:25:01,420 --> 00:25:02,420
‫خدا به دادمون برسه.

329
00:25:04,000 --> 00:25:05,210
‫حتی نمی‌شه ازت طلاق بگیرم.

330
00:25:15,720 --> 00:25:17,980
‫ولی نهاد رسمی
‫با جدایی‌مون مشکلی نداره.

331
00:25:20,400 --> 00:25:22,280
‫می‌تونی از قصر بری، بعداز این‌که...

332
00:25:25,022 --> 00:25:26,022
‫بعداز این‌که...

333
00:25:27,003 --> 00:25:28,249
‫بعداز این‌که چی؟

334
00:25:34,740 --> 00:25:35,830
‫که یه وارث داشته باشیم.

335
00:25:43,590 --> 00:25:45,800
‫منظورت از «نهاد رسمی» مادرتـه؟

336
00:27:26,100 --> 00:27:27,440
‫به هم معرفی نشدیم.

337
00:27:30,090 --> 00:27:31,590
‫من لُرد ویتلسی هستم.

338
00:27:33,150 --> 00:27:34,330
‫ویتلسی؟

339
00:27:35,490 --> 00:27:37,240
‫اولش می‌خواستم
‫گریتلسی رو انتخاب کنم.

340
00:27:38,080 --> 00:27:39,240
‫سلام.

341
00:27:39,740 --> 00:27:42,750
‫از اون‌طرف راهرو دیدمتون

342
00:27:43,170 --> 00:27:44,880
‫و هیجان زیادی بهم دست داد.

343
00:27:45,670 --> 00:27:47,420
‫شما همسر ندارین؟

344
00:27:47,750 --> 00:27:50,670
‫یه خانم به‌شدت زیبا دارم.

345
00:27:51,780 --> 00:27:54,880
‫یه‌تنه کل خونواده‌م رو
‫از بدبختی نجات داد

346
00:27:55,170 --> 00:27:58,220
‫و کاری کرد هرروز عاشق‌تر بشم.

347
00:27:58,720 --> 00:28:00,010
‫پس عجب زنیـه.

348
00:28:00,850 --> 00:28:02,810
‫هرروز با امید دیدنش
‫از خواب بیدار می‌شم

349
00:28:03,890 --> 00:28:04,890
‫ولی شما...

350
00:28:07,940 --> 00:28:10,780
‫دوست دارم برم یه گوشه
‫و توی وجودت غرق بشم.

351
00:28:38,550 --> 00:28:40,720
‫گفتین هر دو به هم کمک می‌کنیم

352
00:28:40,800 --> 00:28:44,390
‫ولی تا حالا هیچ‌کس
‫به‌اندازه‌ی شما تحقیرم نکرده بود

353
00:28:44,470 --> 00:28:46,960
‫که به پسرتون بگین
‫ازم مثل یه وسیله استفاده کنه.

354
00:28:46,980 --> 00:28:49,520
‫بهتون اعتماد کردم.
‫حتی ازتون محافظت کردم.

355
00:28:49,770 --> 00:28:53,810
‫فقط یه راه فرار برای
‫هر دوتون پیشنهاد دادم.

356
00:28:54,230 --> 00:28:55,280
‫وقتی وارث داشته باشیم...

357
00:28:55,360 --> 00:28:58,280
‫وارثی در کار نیست.
‫کار نهاد دیگه تمومـه.

358
00:28:59,570 --> 00:29:03,080
‫من و پسرت آخرین
‫دوک‌بانو و دوک تینتاجل می‌شیم.

359
00:29:03,160 --> 00:29:06,250
‫شاید این ازدواجی که ما رو
‫توش گیر انداختین، دائمی باشه

360
00:29:06,330 --> 00:29:11,420
‫ولی این جایگاهی که برای نگهداریش
‫جون کندین، با ما از بین می‌ره

361
00:29:11,960 --> 00:29:13,090
‫و تقصیر خودتونـه.

362
00:29:14,920 --> 00:29:15,990
‫آنابِل.

363
00:29:42,190 --> 00:29:43,190
‫تِئو!

364
00:29:44,560 --> 00:29:46,230
‫دنبال نَن می‌گشتم.

365
00:29:47,330 --> 00:29:49,550
‫ولی به‌جاش اول به تو می‌گم.

366
00:29:55,210 --> 00:29:56,380
‫- با هِکتور؟
‫- بله!

367
00:29:56,960 --> 00:29:58,170
‫معلومـه.

368
00:29:59,050 --> 00:30:01,510
‫اگه با هر زن دیگه‌ای ازدواج می‌کرد

369
00:30:01,560 --> 00:30:02,960
‫می‌گفتم اون زن خیلی خوش‌شانسـه.

370
00:30:06,930 --> 00:30:07,930
‫ولی تو...

371
00:30:09,060 --> 00:30:10,350
‫اون لیاقت تو رو نداره.

372
00:30:17,030 --> 00:30:18,110
‫این چه حرفیـه؟

373
00:30:19,400 --> 00:30:20,820
‫چون تو نظیر نداری.

374
00:30:22,160 --> 00:30:24,240
‫البته هِکتور مَرد خوبیـه.

375
00:30:24,320 --> 00:30:25,530
‫خوشتیپـه و اهداف مشخصی داره.

376
00:30:25,620 --> 00:30:28,040
‫مطمئنـم همسرش زندگی خیلی خوبی داره.

377
00:30:28,120 --> 00:30:29,540
‫خب این مشکلش چیـه؟

378
00:30:30,210 --> 00:30:33,630
‫فکر نمی‌کنم تو به یه زندگی معمولی

379
00:30:33,710 --> 00:30:35,380
‫راضی باشی.

380
00:30:51,130 --> 00:30:53,690
‫بالاخره اومد.
‫لیزی؟

381
00:30:54,190 --> 00:30:55,610
‫- لیزی؟
‫- لیزی؟

382
00:30:56,360 --> 00:30:57,520
‫چی شد؟

383
00:30:57,610 --> 00:31:00,360
‫خانم‌ها و آقایان،
‫لطفاً توجه بفرمایید.

384
00:31:01,610 --> 00:31:04,740
‫فقط یه سیاست‌مدار موذی

385
00:31:04,820 --> 00:31:07,950
‫حاضره از فرصت استفاده کنه
‫تا درباره‌ی خودش حرف بزنه

386
00:31:08,090 --> 00:31:11,840
‫برای همین فعلاً نمی‌خوام
‫از خوش‌حالی خودم چیزی بگم.

387
00:31:13,100 --> 00:31:18,520
‫به‌جاش تولد اِلیزابت دل‌ربا رو
‫بهش صمیمانه تبریک می‌گم.

388
00:31:21,220 --> 00:31:22,220
‫و همچنین

389
00:31:23,470 --> 00:31:26,690
‫اعلام می‌کنم که این بانوی زیبا

390
00:31:29,470 --> 00:31:32,170
‫به درخواست ازدواج با من
‫جواب مثبت داد.

391
00:31:46,870 --> 00:31:48,030
‫خیلی خوش‌حال شدم.

392
00:31:57,880 --> 00:32:00,000
‫به مادرت می‌گم
‫قراردادمون رو لغو کنه.

393
00:32:00,550 --> 00:32:02,920
‫وقتی مطمئن نباشی،
‫ازدواج سخت می‌شه...

394
00:32:02,950 --> 00:32:04,200
‫اگه هیشکی ازم خوشش نیاد چی؟

395
00:32:04,880 --> 00:32:06,050
‫یا اگه...

396
00:32:06,130 --> 00:32:08,660
‫اگه مثل شما
‫عشق در نگاه اول نداشته باشم؟

397
00:32:08,680 --> 00:32:09,680
‫کورا.

398
00:32:10,350 --> 00:32:12,770
‫کی گفته من و دیک
‫توی نگاه اول عاشق شدیم؟

399
00:32:12,910 --> 00:32:15,540
‫- توی رزونامه‌ها...
‫- روزنامه‌ها رو ول کن.

400
00:32:16,200 --> 00:32:18,750
‫توی واقعیت، پاش رفت روی دامنم.

401
00:32:19,820 --> 00:32:20,820
‫و بعدش...

402
00:32:20,900 --> 00:32:22,990
‫بعدش با کسی رقصید که ازش متنفر بودم.

403
00:32:23,070 --> 00:32:28,450
‫بعدش هم یه برج شراب رو ریخت پایین.

404
00:32:30,990 --> 00:32:32,290
‫این‌که خیلی بامزه بوده.

405
00:32:32,370 --> 00:32:33,620
‫آره، الان بامزه‌ست.

406
00:32:34,290 --> 00:32:35,660
‫الان اون دیکیِ منـه

407
00:32:36,250 --> 00:32:39,170
‫ولی اگه عشق زندگی‌م نمی‌شد

408
00:32:39,920 --> 00:32:43,130
‫الان نشسته بودم با دوست‌هام
‫به کارهاش می‌خندیدم.

409
00:32:43,530 --> 00:32:45,620
‫چرا این حرف‌ها رو
‫همون روز اول بهم نگفتی؟

410
00:32:45,800 --> 00:32:47,470
‫به‌جای اون تمرینات مسخره.

411
00:32:47,550 --> 00:32:49,690
‫چی بگم به خدا.

412
00:32:49,710 --> 00:32:51,560
‫فکر کردم باید اصولی پیش برم.

413
00:32:51,640 --> 00:32:53,890
‫باید می‌ذاشتی طبیعی پیش بره.

414
00:32:56,230 --> 00:32:59,400
‫کورا، کسی مجبورت نکرده
‫همین‌الان ازدواج کنی.

415
00:32:59,480 --> 00:33:00,590
‫پدرم مجبورم کرده.

416
00:33:00,810 --> 00:33:02,520
‫مادرم هم همین‌طور.

417
00:33:02,610 --> 00:33:03,730
‫خب من بهشون می‌گم.

418
00:33:03,900 --> 00:33:05,150
‫آروم‌آروم پیش می‌ریم.

419
00:33:05,550 --> 00:33:06,850
‫یا اصلاً تمومش می‌کنیم.

420
00:33:07,570 --> 00:33:10,660
‫ضمناً قرار نیست شوهر پیدا کنی.

421
00:33:11,200 --> 00:33:12,990
‫قراره با یکی زندگی کنی.

422
00:33:13,630 --> 00:33:14,790
‫با سلام‌علیک شروع کن.

423
00:33:16,290 --> 00:33:20,380
‫بخشی از زمان باارزش
‫خودت رو به بقیه بده.

424
00:33:25,550 --> 00:33:27,510
‫جوراب‌هاش زرده؟

425
00:33:28,210 --> 00:33:30,670
‫کورا...!
‫ببین...

426
00:33:31,350 --> 00:33:32,930
‫نمی‌گم بری خواستگاری کنی، ولی...

427
00:33:33,720 --> 00:33:36,680
‫- فکر نکنم بتونم...
‫- برو سلام کن. خیلی هم می‌تونی.

428
00:33:37,640 --> 00:33:38,640
‫برو.

429
00:33:47,690 --> 00:33:48,780
‫سلام.

430
00:33:49,150 --> 00:33:50,160
‫سلام.

431
00:33:50,740 --> 00:33:52,120
‫فکر کنم بتونیم ادامه بدیم.

432
00:33:53,790 --> 00:33:55,650
‫خدمات شخصی‌سازی‌شده راه می‌ندازیم.

433
00:33:55,990 --> 00:33:58,120
‫هر دختری می‌تونه آزادانه

434
00:33:58,750 --> 00:34:03,680
‫و با هر سلیقه‌ی متفاوتی،
‫عشقش رو انتخاب کنه.

435
00:34:04,132 --> 00:34:06,024
‫عاشق وقتی‌ام که می‌گی «عشق».

436
00:34:10,010 --> 00:34:13,340
‫فقط یادت نره باید پول قصاب رو بدی.

437
00:34:13,590 --> 00:34:14,630
‫گم شو.

438
00:34:15,680 --> 00:34:16,680
‫بیا بریم.

439
00:34:28,090 --> 00:34:29,880
‫چرا همچین روزی اومدی؟

440
00:34:31,280 --> 00:34:33,240
‫من توی مادری کم نذاشتم.

441
00:34:34,820 --> 00:34:37,450
‫هر زمان دیگه‌ای می‌اومدی،
‫از مهارت من متعجب می‌شدی.

442
00:34:40,000 --> 00:34:44,080
‫ولی توی بَدترین روز مادربودنم اومدی.

443
00:34:45,170 --> 00:34:51,130
‫شاید فکر کردم امروز
‫وقتشـه که بهت یادآوری کنم.

444
00:34:51,220 --> 00:34:52,550
‫که پیر شدم؟

445
00:34:52,630 --> 00:34:53,900
‫که کی بودی.

446
00:35:01,580 --> 00:35:03,210
‫تو دلم رو شکستی.

447
00:35:04,712 --> 00:35:06,093
‫دل خودم رو شکستم.

448
00:35:11,820 --> 00:35:13,070
‫آره خب...

449
00:35:14,490 --> 00:35:15,490
‫من

450
00:35:16,410 --> 00:35:18,490
‫به‌شدت خواستنی‌ام.

451
00:35:19,860 --> 00:35:22,160
‫مطمئنـم در نبود من عذاب کشیدی.

452
00:35:23,410 --> 00:35:24,590
‫ولی اعتراف می‌کنم

453
00:35:25,630 --> 00:35:27,460
‫که وقتی فهمیدم

454
00:35:27,540 --> 00:35:33,760
‫یکی دیگه رو انتخاب کردی،
‫نابود شدم و هنوز خوب نیستم.

455
00:35:37,050 --> 00:35:41,810
‫هنوز نمی‌فهمم چرا
‫این زندگی رو انتخاب کردی.

456
00:35:43,940 --> 00:35:45,730
‫ولی ظاهراً برات ارزشمنده.

457
00:35:47,230 --> 00:35:48,650
‫و تو هم برای من ارزشمندی.

458
00:35:51,030 --> 00:35:52,740
‫ولی هنوز باهوشـی‌ها.

459
00:35:52,820 --> 00:35:55,110
‫این آنابِل... دوک‌بانوی جدید...

460
00:35:55,770 --> 00:35:58,160
‫مورد عالی‌ای
‫برای وارث انتخاب کردی.

461
00:35:59,870 --> 00:36:03,210
‫به نظرم دیگه وظیفه‌ی
‫مادری‌ت رو کامل کردی.

462
00:36:07,500 --> 00:36:09,920
‫همه‌چی رو رها کردی که اینجا باشی.

463
00:36:11,590 --> 00:36:13,010
‫منظورت اینـه که تو رو رها کردم.

464
00:36:13,200 --> 00:36:14,700
‫مگه من همه‌چی‌ت نبودم؟

465
00:36:19,760 --> 00:36:23,060
‫اگه بذاری دختره بره،
‫همه‌ی زحماتت هدر می‌ره.

466
00:36:23,890 --> 00:36:29,310
‫اگه کاری کنم که براشون
‫فرصت آشتی پیش بیاد

467
00:36:29,820 --> 00:36:31,530
‫و تِئو ازم متنفر بشه...

468
00:36:32,900 --> 00:36:33,900
‫به نظرت می‌ارزه؟

469
00:36:53,460 --> 00:36:55,880
‫اینجا اتاق خصوصی بانوی ارشده.

470
00:36:55,970 --> 00:36:57,590
‫من دوک‌بانوی اینجام!

471
00:37:22,990 --> 00:37:25,290
‫«گای... جینی...»

472
00:37:33,620 --> 00:37:34,750
‫چطور پیش رفت؟

473
00:37:34,880 --> 00:37:36,050
‫منظورم مادرتـه.

474
00:37:37,260 --> 00:37:39,150
‫دیوونه‌م می‌کنه.

475
00:37:39,760 --> 00:37:41,720
‫و هیچ‌وقت من رو نمی‌فهمه.

476
00:37:42,640 --> 00:37:43,850
‫مثل همه‌ی مادرها.

477
00:37:47,140 --> 00:37:48,770
‫حداقل خوش‌حالـم

478
00:37:50,060 --> 00:37:53,860
‫که مهم‌ترین آدم زندگی‌مون خودمونـیم.

479
00:38:04,080 --> 00:38:05,080
‫کُنچیتا.

480
00:38:06,410 --> 00:38:11,250
‫فکر کنم تو مسئول
‫همسریابی هستی، درستـه؟

481
00:38:11,330 --> 00:38:12,380
‫در خدمتـم.

482
00:38:12,460 --> 00:38:14,170
‫این مِیبل همه‌ش لج‌بازی می‌کنه...

483
00:38:14,200 --> 00:38:15,360
‫مِیبل؟

484
00:38:15,710 --> 00:38:17,260
‫دختر خیلی خوبیـه.

485
00:38:17,340 --> 00:38:20,800
‫ولی خوبی‌هاش رو مخفی می‌کنه.

486
00:38:21,390 --> 00:38:25,100
‫یکی باید کمکش کنه حواسش سر جاش بیاد.

487
00:38:25,420 --> 00:38:27,100
‫فکر نکنم این‌طوری...

488
00:38:27,180 --> 00:38:29,350
‫خودش هم دوست داره خوشبخت باشه.

489
00:38:29,740 --> 00:38:32,230
‫بهت دو برابر کارمزد می‌دم، خوبـه؟

490
00:39:07,720 --> 00:39:08,770
‫چی شده؟

491
00:39:16,060 --> 00:39:17,070
‫چیزی شده؟

492
00:39:19,570 --> 00:39:21,490
‫- مادر؟
‫- باهات حرف دارم.

493
00:39:23,950 --> 00:39:26,160
‫من دیدمشون.

494
00:39:27,200 --> 00:39:29,850
‫گای و آنابِل رو می‌گم.

495
00:39:31,120 --> 00:39:32,540
‫شب عروسی.

496
00:39:38,250 --> 00:39:39,250
‫خبر داشتی؟

497
00:39:46,720 --> 00:39:48,100
‫و گذاشتی باهاش ازدواج کنم؟

498
00:39:48,930 --> 00:39:50,100
‫دیگه دیر شده بود.

499
00:39:50,770 --> 00:39:53,390
‫به همه گفته بودی
‫که عاشق یه فرزند نامشروع شدی.

500
00:39:54,100 --> 00:39:56,150
‫اگه لغوش می‌کردیم، همه‌مون تحقیر...

501
00:39:56,180 --> 00:39:58,080
‫حداقل یه‌روز
‫تحقیر می‌شدم، نه یه عمر.

502
00:39:59,780 --> 00:40:02,070
‫ولی حالا نَن من رو
‫توی قفس ازدواجش گیر انداخته.

503
00:40:02,150 --> 00:40:03,150
‫کار نَن نبود.

504
00:40:04,970 --> 00:40:06,270
‫چاره‌ای نداشت.

505
00:40:07,450 --> 00:40:08,700
‫تقصیر اون نبود.

506
00:40:10,200 --> 00:40:11,470
‫طرف اون رو می‌گیری؟

507
00:40:11,830 --> 00:40:14,000
‫من بهش پیشنهاد دادم

508
00:40:15,710 --> 00:40:16,880
‫که ادامه بده.

509
00:40:18,460 --> 00:40:21,960
‫می‌دونستم هر کاری می‌کنه
‫تا از خواهرش مراقبت کنه.

510
00:40:22,630 --> 00:40:24,510
‫من بودم که مجبورش کردم.

511
00:40:25,720 --> 00:40:26,890
‫کار من بود.

512
00:40:27,430 --> 00:40:29,640
‫قفس تو رو من ساختم.

513
00:40:30,510 --> 00:40:31,520
‫قفلش هم من زدم.

514
00:40:32,100 --> 00:40:35,390
‫نَن هم کنارت توی قفسـه.

515
00:40:35,890 --> 00:40:39,180
‫به‌خاطر قدرت تو نبود.

516
00:40:40,610 --> 00:40:43,320
‫در واقع من قدرتم رو بهش
‫نشون دادم و تسلیمش کردم.

517
00:40:44,380 --> 00:40:46,570
‫اگه به یه اندازه به هر دوتون بَدی شده

518
00:40:47,780 --> 00:40:48,950
‫و مقصرش منـم...

519
00:40:50,990 --> 00:40:52,120
‫نمی‌شه آشتی کنین؟

520
00:40:52,200 --> 00:40:53,700
‫برای ظاهرسازی نمی‌گم.

521
00:40:56,830 --> 00:40:58,040
‫برای زندگی خودت.

522
00:40:59,120 --> 00:41:00,210
‫اگه دوستش داری...

523
00:41:00,290 --> 00:41:02,000
‫برو بیرون.

524
00:41:02,880 --> 00:41:04,800
‫از اتاقم و از قصرم برو بیرون.

525
00:41:04,880 --> 00:41:08,340
‫تو دیگه سرپرست این نهاد نیستی.

526
00:41:08,430 --> 00:41:10,510
‫- تِئودور، من...
‫- برو بیرون.

527
00:41:30,410 --> 00:41:31,410
‫نَن.

528
00:41:32,420 --> 00:41:34,140
‫- می‌خواستم ازت تشکر...
‫- پیداش کردم.

529
00:41:36,000 --> 00:41:37,870
‫- گای؟
‫- و جینی.

530
00:41:37,900 --> 00:41:39,380
‫فهمیدم کجائـن.
‫توی ایتالیائـن.

531
00:41:41,710 --> 00:41:43,500
‫- مگه هنوز بهش فکر...
‫- فکروذکرم همونـه.

532
00:41:43,550 --> 00:41:45,470
‫فکر کنم دیر شده.
‫نمی‌دونم الان چه احساسی داره.

533
00:41:46,970 --> 00:41:49,180
‫چند هفته پیش بهم نامه نوشت
‫و احوالت رو پرسید.

534
00:41:49,800 --> 00:41:50,890
‫نامه کجاست؟

535
00:41:51,890 --> 00:41:53,010
‫سوزوندمش.

536
00:41:53,100 --> 00:41:54,520
‫نخوندم.

537
00:41:55,100 --> 00:41:56,600
‫- چرا؟
‫- به‌خاطر خودت.

538
00:41:56,630 --> 00:41:58,250
‫خودت گفتی باید گای رو فراموش کنی.

539
00:41:59,310 --> 00:42:00,350
‫هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم.

540
00:42:01,150 --> 00:42:02,940
‫- پس تِئو...
‫- من و تِئو تموم کردیم.

541
00:42:05,110 --> 00:42:06,190
‫مطمئنـی؟

542
00:42:06,920 --> 00:42:08,290
‫دیگه دوستش نداری؟

543
00:42:08,450 --> 00:42:09,950
‫نه.
‫از اولش گای رو دوست داشتم.

544
00:42:14,870 --> 00:42:15,920
‫پس برو.

545
00:42:19,750 --> 00:42:22,290
‫مگه فقط عشقت برات مهم نیست؟

546
00:42:41,270 --> 00:42:42,350
‫تِئو؟

547
00:42:42,830 --> 00:42:44,670
‫حرفی که اون‌موقع زدی...

548
00:42:44,690 --> 00:42:46,280
‫شادی‌ت رو خراب کردم.

549
00:42:46,360 --> 00:42:48,530
‫- خیلی احمق و خودخواهـم.
‫- من...

550
00:42:49,840 --> 00:42:51,920
‫اون حرف‌ها رو که زدی

551
00:42:53,490 --> 00:42:54,560
‫حس خوبی گرفتم.

552
00:42:54,580 --> 00:42:56,560
‫و به نظرم حق با توئـه.
‫باید دنبال کسی باشم

553
00:42:56,580 --> 00:42:58,140
‫که قدرتمنده.

554
00:42:58,160 --> 00:43:00,540
‫- آخه من...
‫- نباید اصلاً حرف می‌زدم.

555
00:43:01,580 --> 00:43:02,580
‫من رو ببخش.

556
00:43:03,750 --> 00:43:06,460
‫اتفاقاً باید قدر اون
‫ازدواج بی‌آلایش رو بدونی.

557
00:43:06,850 --> 00:43:07,850
‫خوش‌حال باش.

558
00:43:10,680 --> 00:43:12,350
‫ببخشین، باید نَن رو پیدا کنم

559
00:43:12,610 --> 00:43:14,760
‫تا تکلیفم باهاش مشخص بشه
‫تو ندیدیش؟

560
00:43:57,940 --> 00:44:17,940
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

