﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:34,701 --> 00:00:38,288
‫امروز مادر واقعی‌تون هم
‫تشریف می‌آرن، بانوی من؟

3
00:00:39,920 --> 00:00:41,375
‫{\an8}[ دادگاه طلاق سَنت جورج آغاز می‌شود ]

4
00:00:53,720 --> 00:00:55,680
‫خانم پاتریشیا سَنت جورج.

5
00:00:55,681 --> 00:00:57,723
‫لطفاً اظهار بفرمایید

6
00:00:57,724 --> 00:01:00,435
‫که به چه دلیل درخواست طلاق دادید.

7
00:01:01,353 --> 00:01:02,521
‫زنا.

8
00:01:04,230 --> 00:01:06,899
‫خب برای دادگاه سؤال شده

9
00:01:07,182 --> 00:01:12,531
‫که چرا بعداز ۲۲ سال ازدواج موفق

10
00:01:13,115 --> 00:01:14,740
‫الان این درخواست رو دادید؟

11
00:01:14,961 --> 00:01:16,909
‫چی عوض شده؟

12
00:01:16,948 --> 00:01:18,408
‫وضعیت ازدواجم عوض نشده.

13
00:01:19,204 --> 00:01:21,956
‫همسرم از روز اول زن‌بازی می‌کرده

14
00:01:21,957 --> 00:01:25,668
‫و خیانتش حتی قبل‌از ازدواج

15
00:01:25,669 --> 00:01:28,841
‫و احتمالاً تا امروز هم جریان داشته.

16
00:01:28,866 --> 00:01:30,659
‫اعتراض دارم، جناب قاضی.

17
00:01:30,841 --> 00:01:34,303
‫قطعاً تا امروز که نبوده.

18
00:01:36,847 --> 00:01:38,764
‫پس چرا الان، خانم سَنت جورج؟

19
00:01:38,765 --> 00:01:41,976
‫چون دیگه طاقت ندارم.

20
00:01:41,977 --> 00:01:44,771
‫تحمل بی‌احترامی و دروغ رو ندارم.

21
00:01:46,226 --> 00:01:47,935
‫من دوتا دختر دارم.

22
00:01:48,108 --> 00:01:52,778
‫به نظرم ایستادن در مقابل
‫پدرشون، به اون‌ها یاد می‌ده

23
00:01:52,779 --> 00:01:55,948
‫که هیچ‌وقت به مَردی اجازه ندن

24
00:01:55,949 --> 00:01:59,036
‫مثل پدرشون بهشون بی‌احترامی کنه.

25
00:02:01,205 --> 00:02:03,540
‫قصدم بزرگ‌نمایی
‫موقعیت نیست، آقای سامِرز

26
00:02:04,124 --> 00:02:07,335
‫ولی امروز همچنین به نمایندگی از
‫تمام زنان آمریکا اینجا حضور دارم.

27
00:02:07,336 --> 00:02:10,380
‫زنانی که فکر می‌کنن
‫اراده‌ی آزادشدن رو ندارن.

28
00:02:13,008 --> 00:02:18,847
‫ضمناً فرد خوانده به دادگاه،
‫یعنی جناب سرهنگ...

29
00:02:19,723 --> 00:02:24,185
‫سرهنگ ترِیسی سَنت جورج
‫در یک سال اخیر با اخبار و رسانه

30
00:02:24,186 --> 00:02:25,395
‫درگیر بودن.

31
00:02:26,021 --> 00:02:28,106
‫خیانت ایشون...

32
00:02:36,240 --> 00:02:39,575
‫خیانت ایشون به‌طور گسترده
‫در روزنامه‌ها پوشش داده شده

33
00:02:39,576 --> 00:02:41,327
‫در شرق و غرب کشور...

34
00:02:41,328 --> 00:02:44,830
‫جناب سامرز، فراموش نکنید
‫که در ایالت نیویورک

35
00:02:44,831 --> 00:02:48,042
‫فقط درصورتی درخواست طلاق صادر می‌شه

36
00:02:48,043 --> 00:02:50,921
‫که مدرکی برای
‫ارتکاب خیانت ارائه بشه.

37
00:02:51,421 --> 00:02:52,880
‫در دادگاه عالی

38
00:02:52,976 --> 00:02:58,065
‫رسانه‌های خبری هیچ اعتباری ندارن.

39
00:02:58,470 --> 00:03:00,764
‫استراحتی کوتاه می‌کنیم.

40
00:03:04,226 --> 00:03:05,601
‫برخیزید.

41
00:03:05,602 --> 00:03:07,646
‫چند دقیقه‌ای استراحت...

42
00:04:12,511 --> 00:04:19,099
‫{\an8}[ بوکانیرها ]

43
00:04:21,136 --> 00:04:22,262
‫دالی!

44
00:04:24,139 --> 00:04:25,389
‫دالی!

45
00:04:25,390 --> 00:04:26,725
‫من اینجائـم.

46
00:04:31,188 --> 00:04:33,607
‫می‌خوای برات یه گردن‌بند درست کنم؟

47
00:04:35,859 --> 00:04:36,860
‫اون چیـه؟

48
00:04:37,819 --> 00:04:38,862
‫اون چیـه؟

49
00:04:39,571 --> 00:04:41,031
‫امروز سرحالـی‌ها.

50
00:04:53,293 --> 00:04:55,170
‫رسیدیم خونه، عزیزم.

51
00:04:56,046 --> 00:04:57,881
‫بامزه‌ست، نه؟

52
00:04:59,675 --> 00:05:01,468
‫می‌دونم، عشقم. می‌دونم.

53
00:05:02,928 --> 00:05:05,722
‫یه لباس خوب تنت کنم
‫که بریم قایق‌سواری.

54
00:05:06,723 --> 00:05:08,889
‫برگشتی.
‫حالت... حالت چطوره؟

55
00:05:10,602 --> 00:05:13,522
‫بهتری؟
‫می‌خوای براتون چیزی بیارم؟

56
00:05:14,006 --> 00:05:15,715
‫این هم دست‌کش‌هات.

57
00:05:15,774 --> 00:05:16,899
‫پیدا شد.

58
00:05:16,900 --> 00:05:19,695
‫داری بزرگ می‌شی‌ها.

59
00:05:24,700 --> 00:05:26,784
‫- شیش هفته از مراسم ختم گذشته.
‫- وای...

60
00:05:26,785 --> 00:05:29,683
‫یه‌بار گریه نکرده.
‫حتی من رو نگاه نمی‌کنه.

61
00:05:29,872 --> 00:05:31,206
‫همه‌مون دوستت داریم...

62
00:05:32,499 --> 00:05:33,542
‫ازجمله کُنچیتا.

63
00:05:35,109 --> 00:05:36,359
‫کُنچیتا!

64
00:05:36,503 --> 00:05:38,754
‫لُرد و بانو بمبریج اومدن تسلیت بگن.

65
00:05:38,755 --> 00:05:40,506
‫من و مینی سرمون شلوغـه.

66
00:05:40,507 --> 00:05:42,301
‫باز چه خبره؟
‫می‌خواین برقصین؟

67
00:05:43,177 --> 00:05:44,260
‫لِی‌لِی بازی کنین؟

68
00:05:44,261 --> 00:05:47,306
‫نه، ولی هر دو برای فردا عالی‌ان.

69
00:05:48,682 --> 00:05:49,849
‫حواسش هست

70
00:05:49,850 --> 00:05:52,019
‫- که فردا مراسم یادبوده؟
‫- بله. می‌دونه.

71
00:05:52,728 --> 00:05:56,398
‫باید هر دوشون سیاه بپوشن.

72
00:06:26,428 --> 00:06:27,704
‫- دخترم.
‫- سلام.

73
00:06:28,388 --> 00:06:30,181
‫ببخشین دیر اومدم.

74
00:06:30,182 --> 00:06:33,935
‫اصلاً چرا اومدی؟
‫ازت خواهش کردم که نیای.

75
00:06:33,936 --> 00:06:35,363
‫نمی‌شد این رو از دست بدم.

76
00:06:36,522 --> 00:06:37,689
‫جینی چطوره، عزیزم؟

77
00:06:38,649 --> 00:06:41,651
‫پیش خودمونـه. فرِدی هم با ماست.

78
00:06:41,652 --> 00:06:45,279
‫حالا که سیدون افتاده زندان،
‫همه‌مون یه نفس راحت می‌کِشیم.

79
00:06:45,479 --> 00:06:46,939
‫کُنچیتای بیچاره چی‌کار می‌کنه؟

80
00:06:48,951 --> 00:06:51,702
‫در ظاهر داره عالی زندگی می‌کنه.

81
00:06:51,703 --> 00:06:53,247
‫به‌خاطر مینی تحمل می‌کنه.

82
00:06:54,084 --> 00:06:56,082
‫حرف‌های وکیل امیدوارکننده بود.

83
00:06:56,083 --> 00:06:58,125
‫به‌ندرت از یه زن شهادت می‌گیرن.

84
00:06:58,126 --> 00:07:00,002
‫ولی از وقتی پرونده شروع شده

85
00:07:00,003 --> 00:07:01,504
‫دخترهای زیادی سراغم اومدن.

86
00:07:01,505 --> 00:07:04,466
‫خیلی‌ها هستن که با پدرت رابطه داشتن.

87
00:07:06,134 --> 00:07:08,679
‫دوتاشون قبول کردن که شهادت بدن.

88
00:07:10,138 --> 00:07:11,514
‫می‌تونیم موفق بشیم.

89
00:07:11,515 --> 00:07:12,850
‫پَتی...

90
00:07:14,059 --> 00:07:15,143
‫دنبال تو می‌گردن.

91
00:07:17,640 --> 00:07:18,796
‫به‌به.

92
00:07:19,739 --> 00:07:21,017
‫خوش‌حالـم می‌بینمت.

93
00:07:21,900 --> 00:07:23,735
‫پیشاپیش تبریک می‌گم.

94
00:07:35,080 --> 00:07:36,582
‫خانم سَنت جورج.

95
00:07:38,917 --> 00:07:42,588
‫به نظر خودتون همسر خوبی هستید؟

96
00:07:43,672 --> 00:07:45,966
‫تلاشم رو کردم
‫که یه خونواده‌ی خوشبخت بسازم.

97
00:07:47,718 --> 00:07:48,969
‫و تهش به چی رسیدین؟

98
00:07:50,596 --> 00:07:52,306
‫دوتا دختر گُل بزرگ کردم.

99
00:07:53,557 --> 00:07:55,309
‫تنهایی بزرگشون کردین؟

100
00:07:57,269 --> 00:07:59,479
‫ترِیسی بعضی‌وقت‌ها
‫برای شام بهمون سر می‌زد.

101
00:08:02,712 --> 00:08:06,132
‫خب به من بگین، خانم سَنت جورج.

102
00:08:06,945 --> 00:08:11,658
‫کدوم یک از این درس‌هایی که
‫به‌تنهایی به بچه‌هاتون یاد دادین

103
00:08:12,451 --> 00:08:17,206
‫به دختر بزرگ‌تون
‫انگیزه‌ی فرار از خونه داد

104
00:08:17,915 --> 00:08:20,167
‫و کاری کرد پسرش رو از همسرش بدزده...

105
00:08:20,959 --> 00:08:23,920
‫یه‌هفته ناپدید بشه...

106
00:08:23,921 --> 00:08:28,007
‫و در ملأعام طوری به همسرش تعرض کنه

107
00:08:28,008 --> 00:08:31,469
‫که به آسایشگاه روانی فرستاده بشه؟

108
00:08:31,470 --> 00:08:36,264
‫حالا هم داره به‌تنهایی
‫بچه‌ش رو در لندن بزرگ می‌کنه

109
00:08:36,265 --> 00:08:40,354
‫و درآمدی نداره.
‫تازه همسرش به‌جرم قتل در زندانـه.

110
00:08:42,438 --> 00:08:44,815
‫همسر ویرجینیا اون رو کتک می‌زد!

111
00:08:44,816 --> 00:08:46,484
‫جناب قاضی، لُرد سیدون

112
00:08:46,485 --> 00:08:49,487
‫مَردی بسیار محترم و بااعتبار بودن

113
00:08:49,488 --> 00:08:53,616
‫که بعداز ازدواج با دختر سَنت جورج‌ها

114
00:08:53,617 --> 00:08:58,121
‫به مرز جنون رسید
‫و برادر خودش رو کُشت.

115
00:09:00,123 --> 00:09:04,211
‫چه حیف که سرهنگ
‫سَنت جورج برادری ندارن.

116
00:09:06,880 --> 00:09:10,300
‫همسرتون چطور، خانم سَنت جورج؟

117
00:09:11,385 --> 00:09:16,055
‫وظیفه‌ی زن احترام
‫تام به شوهر خودشـه.

118
00:09:16,056 --> 00:09:19,601
‫همسرتون براتون یه خونه‌ی مجلل
‫در محله‌ای خوش‌نشین فراهم کردن.

119
00:09:21,478 --> 00:09:25,774
‫آیا شما هم
‫به نیازهاشون رسیدگی کردین؟

120
00:09:27,484 --> 00:09:29,236
‫زندگی خصوصی‌تون

121
00:09:30,988 --> 00:09:32,113
‫راضی‌کننده بوده؟

122
00:09:32,114 --> 00:09:34,448
‫این هیچ ربطی به شما نداره.

123
00:09:34,449 --> 00:09:35,993
‫خانم سَنت جورج.

124
00:09:36,910 --> 00:09:39,843
‫همه‌ی ما دقیقاً به‌خاطر جزئیاتِ

125
00:09:39,868 --> 00:09:42,791
‫روابط همسرتون اینجا جمع شدیم.

126
00:09:48,463 --> 00:09:49,756
‫رابطه‌ی نزدیکی داشتیم.

127
00:09:50,507 --> 00:09:52,466
‫پس منظورتون اینـه که همسرتون

128
00:09:52,467 --> 00:09:55,637
‫اون‌قدر سیری‌ناپذیر بودن

129
00:09:56,638 --> 00:09:59,725
‫که سراغ خانم‌های دیگه هم رفتن.

130
00:10:01,226 --> 00:10:04,812
‫پس روابط صمیمانه‌تون

131
00:10:04,813 --> 00:10:07,274
‫هربار توسط همسرتون آغاز می‌شده؟

132
00:10:13,405 --> 00:10:14,531
‫خانم سَنت جورج.

133
00:10:15,991 --> 00:10:17,409
‫فراموش نکنین که قسم خوردین.

134
00:10:18,243 --> 00:10:24,540
‫توی دورانی که
‫از خیانت همسرتون باخبر بودین

135
00:10:24,541 --> 00:10:30,589
‫چه‌کسی آغازگر روابط زناشویی بود؟

136
00:10:36,261 --> 00:10:37,346
‫کی بود؟

137
00:10:45,062 --> 00:10:46,063
‫من.

138
00:10:47,856 --> 00:10:50,025
‫همیشه نه، ولی اغلب.

139
00:10:51,693 --> 00:10:54,905
‫برای این‌که کاری کنم
‫همسرم همیشه به خونه برگرده.

140
00:10:57,157 --> 00:11:00,035
‫و برای آغاز رابطه

141
00:11:02,663 --> 00:11:04,122
‫چه کاری انجام می‌دادین؟

142
00:11:05,832 --> 00:11:07,417
‫مثال بزنین.

143
00:11:08,335 --> 00:11:10,254
‫چه کارهایی بلد بودین؟

144
00:11:13,215 --> 00:11:16,009
‫دستش رو لمس می‌کردین؟

145
00:11:16,760 --> 00:11:18,345
‫در گوش‌شون چیزی می‌گفتین؟

146
00:11:27,479 --> 00:11:28,522
‫روی زانوش می‌نشستم.

147
00:11:36,530 --> 00:11:38,115
‫سؤال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.

148
00:11:45,497 --> 00:11:47,708
‫اولین شاهد رو فرا می‌خونیم.

149
00:11:58,427 --> 00:12:00,387
‫دومین شاهد رو فرا می‌خونیم.

150
00:12:24,411 --> 00:12:25,453
‫باشه. برو.

151
00:12:25,558 --> 00:12:28,352
‫مشکلی پیش اومده، آقای سامِرز؟

152
00:12:32,586 --> 00:12:35,755
‫جناب قاضی، ظاهراً شاهدان

153
00:12:35,756 --> 00:12:37,549
‫که قرار بود شهادت بدن

154
00:12:38,175 --> 00:12:39,675
‫منصرف شدن.

155
00:12:39,676 --> 00:12:42,306
‫هیچ تمایلی به پاسخ‌دادن

156
00:12:42,331 --> 00:12:45,056
‫به سؤالات نماینده‌ی
‫سرهنگ سَنت جورج ندارن.

157
00:12:45,057 --> 00:12:49,894
‫پس هیچ‌کدوم از زنانی که
‫خانم سَنت جورج مدعی خیانت‌شون

158
00:12:49,895 --> 00:12:53,064
‫با همسرشون بوده، نمی‌خوان شهادت بدن؟

159
00:12:53,065 --> 00:12:55,943
‫خیر، جناب قاضی. خیر.

160
00:13:11,157 --> 00:13:12,491
‫نوشیدنی بخوریم.

161
00:13:12,626 --> 00:13:13,710
‫نَن.

162
00:13:14,837 --> 00:13:16,171
‫پَتی.

163
00:13:21,593 --> 00:13:24,720
‫وقتی توی خونواده‌ی ما کسی ناراحتـه

164
00:13:24,721 --> 00:13:26,639
‫بهش کیک می‌دیم.

165
00:13:26,640 --> 00:13:28,766
‫و این هم عرض کنم که این کیک

166
00:13:28,767 --> 00:13:30,185
‫بسیار بزرگـه.

167
00:13:30,936 --> 00:13:33,689
‫امیدوارم ۲۰نفر دیگه هم بیان
‫که توی خوردنش کمک کنن.

168
00:13:34,868 --> 00:13:37,134
‫آرتور شیش‌تا خیابون پیاده رفت
‫تا این کیک رو برامون بگیره.

169
00:13:37,651 --> 00:13:39,236
‫تنها کمکیـه که ازم برمی‌آد.

170
00:13:40,195 --> 00:13:43,573
‫نَن، ایشون همسر نِل هستن؛ آرتور.

171
00:13:43,574 --> 00:13:48,202
‫همه‌ش با خودم درگیر بودم
‫که باید جلوی شما

172
00:13:48,203 --> 00:13:49,537
‫تعظیم کنم یا نه.

173
00:13:49,538 --> 00:13:51,414
‫می‌تونستم تظاهر کنم
‫که اصلاً نمی‌شناسمتون

174
00:13:51,415 --> 00:13:55,085
‫ولی حقیقتش همه‌چی رو
‫درباره‌تون شنیدم.

175
00:13:58,672 --> 00:14:02,634
‫خیال‌تون راحت. به جینی نمی‌گم
‫که شما خواهرزاده‌ی موردعلاقه‌شـین.

176
00:14:05,137 --> 00:14:07,847
‫کل مسیر اینجا رو با نِل

177
00:14:07,848 --> 00:14:10,099
‫می‌گفتیم و می‌خندیدیم

178
00:14:10,100 --> 00:14:12,268
‫و به مسافرهای دیگه توجه نمی‌کردیم.

179
00:14:12,269 --> 00:14:14,353
‫ولی موقع پیاده‌شدن از کِشتی

180
00:14:14,354 --> 00:14:16,063
‫آرتور بهش کمک کرد که وسایلش رو بیاره

181
00:14:16,064 --> 00:14:19,442
‫و بعدش به کلاه آرتور خندیدن
‫و همین دیگه.

182
00:14:19,443 --> 00:14:21,278
‫حقیقتاً کلاه زشتی بود.

183
00:14:22,154 --> 00:14:26,575
‫می‌دونستین من هیچ‌وقت...
‫مادر واقعی‌م رو ندیدم.

184
00:14:28,994 --> 00:14:31,246
‫شنیدم فوت کردن.
‫متأسفـم.

185
00:14:31,872 --> 00:14:34,208
‫تا امروز متوجه نبودش نشده بودم.

186
00:14:35,250 --> 00:14:38,045
‫ولی مطمئنـم اگه اینجا بود

187
00:14:39,254 --> 00:14:42,424
‫توی دادگاه شهادت می‌داد، مگه نه؟

188
00:14:44,927 --> 00:14:47,804
‫ما بریم یه بطری دیگه باز کنیم.

189
00:14:48,472 --> 00:14:49,890
‫زود برمی‌گردیم.

190
00:14:58,106 --> 00:15:02,110
‫یه اتاق بزرگـه که توش پُر از گُلـه.

191
00:15:02,986 --> 00:15:07,198
‫اونجا همه از بابایی
‫به خوبی یاد می‌کنن.

192
00:15:07,199 --> 00:15:08,950
‫باحالـه، نه؟

193
00:15:08,951 --> 00:15:11,536
‫پس فقط همین یه‌بار رو
‫لباس مشکی می‌پوشیم.

194
00:15:11,537 --> 00:15:13,372
‫ولی توی ذهن‌مون

195
00:15:14,831 --> 00:15:17,250
‫به لباس‌های قرمز یا صورتی فکر می‌کنیم

196
00:15:17,251 --> 00:15:22,548
‫و تصور می‌کنیم داریم به اردک‌ها غذا می‌دیم
‫یا درشکه‌ها رو تماشا می‌کنیم.

197
00:15:23,507 --> 00:15:28,512
‫شاید فردا خیلی‌ها رو
‫ببینی که ناراحتـن.

198
00:15:29,137 --> 00:15:30,931
‫ولی اون چیـه که
‫باعث خوش‌حالی ما می‌شه؟

199
00:15:31,849 --> 00:15:33,433
‫مثلاً رقصیدن.

200
00:15:34,309 --> 00:15:35,727
‫دوست داریم قِر بدیم، نه؟

201
00:15:37,563 --> 00:15:39,397
‫بدن رو بلرزونیم.

202
00:15:39,398 --> 00:15:42,441
‫پس تصور می‌کنیم یه جای دیگه هستیم

203
00:15:42,442 --> 00:15:44,777
‫به همدیگه دست تکون می‌دیم

204
00:15:45,035 --> 00:15:47,037
‫انگار که یه جای دوریـم.

205
00:15:48,115 --> 00:15:50,284
‫این‌طوریـه که از درون
‫خوش‌حال می‌مونیم.

206
00:16:04,381 --> 00:16:06,049
‫نَن چیز دیگه‌ای نگفت؟

207
00:16:07,301 --> 00:16:08,552
‫نه هنوز.

208
00:16:09,344 --> 00:16:10,678
‫به نظرت می‌گه؟

209
00:16:10,679 --> 00:16:14,099
‫بذار این محاکمه تموم بشه.

210
00:16:17,561 --> 00:16:18,562
‫ببین.

211
00:16:19,354 --> 00:16:21,564
‫اگه لازم باشه،
‫من می‌تونم شهادت بدم...

212
00:16:21,565 --> 00:16:23,816
‫و بذارم آرتور بشنوه؟

213
00:16:23,817 --> 00:16:25,444
‫نه. به‌هیچ‌وجه.

214
00:16:26,486 --> 00:16:27,654
‫- آخه پَتی...
‫- اِلنور.

215
00:16:29,198 --> 00:16:32,326
‫قراره بچه به دنیا بیاری.
‫اولویت تو اونـه.

216
00:16:37,664 --> 00:16:39,208
‫- شب به‌خیر.
‫- شب به‌خیر.

217
00:17:02,397 --> 00:17:03,732
‫هونوریا پیش مادرشـه؟

218
00:17:04,691 --> 00:17:05,857
‫طبق معمول.

219
00:17:05,858 --> 00:17:08,193
‫البته مادرش تنها عضو خونواده‌شـه

220
00:17:08,194 --> 00:17:09,987
‫که غم بزرگی دیده.

221
00:17:10,149 --> 00:17:12,652
‫کاش هونوریا بتونه
‫خودش رو از اونجا خلاص کنه.

222
00:17:35,430 --> 00:17:36,640
‫حالت چطوره؟

223
00:17:38,058 --> 00:17:39,434
‫می‌گذرونیم.

224
00:17:39,935 --> 00:17:41,478
‫جینی، کُنچیتا...

225
00:17:42,813 --> 00:17:43,814
‫خودت چطوری؟

226
00:17:45,816 --> 00:17:47,025
‫مثل سابق.

227
00:17:50,612 --> 00:17:51,613
‫تو چی؟

228
00:17:53,323 --> 00:17:54,324
‫من هم مثل سابق.

229
00:18:12,342 --> 00:18:13,343
‫بانو هونوریا.

230
00:18:14,887 --> 00:18:18,514
‫اگه نظرت عوض شد،
‫ماجرای فرانسه هنوز برقراره.

231
00:18:18,515 --> 00:18:20,934
‫باعث افتخار اون مدرسه‌ست
‫که شما معلمش بشی.

232
00:18:22,853 --> 00:18:25,352
‫الان دیگه شدنی نیست، ولی ممنون.

233
00:18:32,279 --> 00:18:34,364
‫شما هم تشریف آوردین، بانوی من.

234
00:18:34,948 --> 00:18:36,115
‫معلومـه که می‌آم.

235
00:18:36,306 --> 00:18:39,726
‫امیدوارم هیچ‌وقت با غم
‫از دست دادن پسر آشنا نشین.

236
00:18:41,747 --> 00:18:42,831
‫دوتا پسر.

237
00:18:45,334 --> 00:18:46,731
‫یکی رو از دست دادم و یکی...

238
00:18:47,461 --> 00:18:49,421
‫ازم دور شد.

239
00:18:50,172 --> 00:18:51,256
‫غم غیرقابل‌تصوریـه.

240
00:19:20,118 --> 00:19:21,119
‫زود بیدار شدی.

241
00:19:22,412 --> 00:19:23,539
‫خوابم نمی‌برد.

242
00:19:24,122 --> 00:19:25,415
‫من هم همین‌طور.

243
00:19:29,253 --> 00:19:30,337
‫مادر...

244
00:19:31,255 --> 00:19:32,922
‫می‌دونم خیلی وقتـه حرف نزدیم.

245
00:19:32,923 --> 00:19:36,175
‫روزی که تو و نِل رفتین
‫و بعداز عروسی‌م...

246
00:19:36,176 --> 00:19:37,803
‫داشتم فکر می‌کردم...

247
00:19:38,303 --> 00:19:40,556
‫بعداً درباره‌ش حرف می‌زنیم.

248
00:19:41,598 --> 00:19:42,975
‫بهت قول می‌دم.

249
00:19:44,351 --> 00:19:46,686
‫بذار این دادگاه لعنتی تموم بشه.

250
00:19:46,687 --> 00:19:48,272
‫مگه نتیجه‌ش به نفع‌مون نیست؟

251
00:19:48,981 --> 00:19:53,985
‫اون‌ها مدرک می‌خوان.
‫اگه مادر واقعی‌م اینجا بود...

252
00:19:53,986 --> 00:19:57,822
‫- اگه نمُرده بود...
‫- نَن، لطفاً بس کن.

253
00:19:57,823 --> 00:19:59,074
‫اون می‌تونه کمکمون کنه.

254
00:20:01,827 --> 00:20:03,412
‫دیدی که دیروز چی شد.

255
00:20:05,289 --> 00:20:07,040
‫نباید توی دادگاه
‫با کسی اون‌طوری رفتار بشه.

256
00:20:09,835 --> 00:20:12,212
‫توی زندگی‌م خیلی اشتباه کردم.

257
00:20:13,255 --> 00:20:14,756
‫من رو ببخش.

258
00:20:16,258 --> 00:20:18,760
‫ولی مطمئنـم دیگه آخرشـه.

259
00:20:23,348 --> 00:20:24,433
‫تا اون‌موقع...

260
00:20:27,978 --> 00:20:30,147
‫مادر واقعی‌ت نمی‌تونه بیاد.

261
00:20:37,112 --> 00:20:39,489
‫پس خودم شهادت می‌دم.

262
00:20:40,282 --> 00:20:41,617
‫ببین، آنابل...

263
00:20:42,618 --> 00:20:44,702
‫باز یه داستان جدید برات درست می‌کنن.

264
00:20:44,703 --> 00:20:46,495
‫بهت گفتم اصلاً نیا اینجا.

265
00:20:46,496 --> 00:20:48,123
‫مگه من مدرک محکمی نیستم؟

266
00:20:49,249 --> 00:20:52,793
‫ناسلامتی معروف‌ترین
‫فرزند نامشروع نیویورکـم.

267
00:20:52,794 --> 00:20:56,840
‫چیزی برای مخفی‌کردن ندارم.
‫با کمال میل شهادت می‌دم.

268
00:20:58,842 --> 00:21:00,052
‫کسی دیگه رو نداریم.

269
00:21:19,947 --> 00:21:21,240
‫بالاخره اومدی.

270
00:21:21,949 --> 00:21:22,950
‫سلام.

271
00:21:24,284 --> 00:21:26,869
‫ببین، جناب عاشق‌پیشه.
‫بعداز امروز...

272
00:21:26,870 --> 00:21:31,250
‫سعی کنین برای مراسم
‫بعدیِ ازدواج برنامه بچینین.

273
00:21:34,294 --> 00:21:36,213
‫راستش رو بخوای

274
00:21:37,631 --> 00:21:40,050
‫احتمال عروسی دوباره نداریم.

275
00:21:40,551 --> 00:21:42,761
‫- ای وای...
‫- آره.

276
00:21:43,595 --> 00:21:46,180
‫بهم نمی‌خوره به‌این‌راحتی کم بیارم.

277
00:21:46,181 --> 00:21:49,684
‫فکر می‌کردم قضیه موقتیـه.

278
00:21:49,827 --> 00:21:51,869
‫اون‌طوری از پسش برمی‌اومدم.

279
00:21:51,937 --> 00:21:54,273
‫ولی حقیقت اینـه که...

280
00:21:55,274 --> 00:21:56,567
‫بااین‌که خیلی عجیبـه...

281
00:21:58,026 --> 00:21:59,319
‫لیزی نظرش رو عوض کرد.

282
00:22:02,739 --> 00:22:04,074
‫یعنی کلاً تمام.

283
00:22:26,680 --> 00:22:27,848
‫اومد.

284
00:22:31,059 --> 00:22:32,895
‫من همین‌جائـم. باشه؟

285
00:22:38,442 --> 00:22:40,319
‫سلام. بیا بهت...

286
00:22:41,153 --> 00:22:43,779
‫لُردها، خانم‌ها و آقایان عزیز.

287
00:22:43,780 --> 00:22:46,365
‫به آموزشکده‌ی بارتون خوش آمدید.

288
00:22:46,366 --> 00:22:50,453
‫امروز دور هم جمع شدیم
‫تا یاد و خاطره‌ی

289
00:22:50,454 --> 00:22:54,374
‫نخبه‌ی آموزشکده،
‫لُرد ریچارد مارابل رو زنده کنیم.

290
00:23:03,008 --> 00:23:04,051
‫نَن‌کوچولو.

291
00:23:06,011 --> 00:23:07,137
‫البته...

292
00:23:08,889 --> 00:23:10,164
‫دیگه کوچیک نیستی.

293
00:23:10,641 --> 00:23:14,393
‫دیشب توی کافه همه بهم
‫می‌گفتن که چقدر خوشگل شدی.

294
00:23:14,633 --> 00:23:16,271
‫و چقدر شبیه انگلیسی‌هایـی.

295
00:23:19,900 --> 00:23:21,443
‫رفتار دوک باهات چطوره؟

296
00:23:25,113 --> 00:23:26,406
‫این‌قدر خوبـه، ها؟

297
00:23:29,701 --> 00:23:30,827
‫خواهرت چطوره؟

298
00:23:31,745 --> 00:23:34,581
‫دوست داشت بیاد... به‌خاطر مادر.

299
00:23:35,707 --> 00:23:36,875
‫می‌دونم.

300
00:23:37,918 --> 00:23:38,919
‫ببین، نَن...

301
00:23:40,003 --> 00:23:44,257
‫می‌خوام بدونی که من نمی‌خواستم

302
00:23:44,258 --> 00:23:45,968
‫همچین سیرکی راه بندازم.

303
00:23:47,427 --> 00:23:49,846
‫می‌خوام همه‌چی مثل سابق بشه
‫و مادرت دوستم داشته باشه.

304
00:23:49,847 --> 00:23:51,181
‫می‌خوام دخترهام بتونن...

305
00:23:52,349 --> 00:23:53,725
‫به چشم‌هام نگاه کنن.

306
00:23:56,395 --> 00:23:57,646
‫همیشه همین رو می‌خواستم.

307
00:24:03,986 --> 00:24:05,028
‫بگذریم.

308
00:24:06,029 --> 00:24:08,907
‫من می‌فهمم، نَن.

309
00:24:10,576 --> 00:24:12,911
‫می‌فهمم چرا داری
‫برای مادرت این کار رو می‌کنی.

310
00:24:26,675 --> 00:24:27,926
‫من رو ببخش، نَن.

311
00:24:31,013 --> 00:24:32,598
‫نمی‌خواستم این‌طوری بشه، دخترم.

312
00:24:45,604 --> 00:24:49,983
‫قطعاً باعث تسلی خانواده‌ی بریتلسی است

313
00:24:50,032 --> 00:24:51,596
‫که یاد ایشان همیشه

314
00:24:51,621 --> 00:24:53,160
‫در این مکان زنده خواهد ماند.

315
00:24:59,029 --> 00:25:02,887
‫{\an8}(صحبت به زبان لاتین)

316
00:25:03,212 --> 00:25:05,756
‫خداوند او را به بهشت فرا خواند.

317
00:25:06,256 --> 00:25:09,885
‫لحظه‌ای سکوت تا فاتحه‌ای خوانده شود.

318
00:25:23,148 --> 00:25:24,732
‫بشین سر جات...

319
00:25:24,733 --> 00:25:25,817
‫ببخشید.

320
00:25:26,568 --> 00:25:27,945
‫کُنچیتا.

321
00:25:28,529 --> 00:25:31,989
‫تعجبی نداره که یه بچه‌ی لوس
‫بار می‌آری که دائماً محتاج توجهـه

322
00:25:31,990 --> 00:25:35,451
‫ولی حداقل تو باید بدونی
‫که الان موقع عزاداریـه.

323
00:25:35,452 --> 00:25:39,081
‫چطور جرئت می‌کنین به من، دخترم
‫یا هرکی دیگه بگین چطور سوگواری کنه؟

324
00:25:39,685 --> 00:25:40,964
‫خجالت نمی‌کِشین؟

325
00:25:44,372 --> 00:25:46,416
‫اتفاقاً ریچارد حالش
‫از این موقعیت به هم می‌خورد.

326
00:25:47,297 --> 00:25:49,298
‫الکی نگین تسلی‌بخشـه.

327
00:25:49,299 --> 00:25:50,551
‫این هیچی تسلی‌ای نداره!

328
00:25:52,548 --> 00:25:55,311
‫زندگی دیکی توی یه لوح تقدیر زشت

329
00:25:55,336 --> 00:25:57,724
‫و ساختمونی که ازش
‫متنفر بود، خلاصه نمی‌شه.

330
00:25:58,517 --> 00:26:00,853
‫دخترمون یادبودشـه!

331
00:26:01,834 --> 00:26:05,588
‫هر روزِ خدا می‌خوام بهش یادآوری کنم

332
00:26:05,633 --> 00:26:09,653
‫که پدرش چه مَرد بزرگ و بی‌نظیری بود!

333
00:26:11,944 --> 00:26:13,719
‫کسی که یه‌شب تابستونی توی نیویورک

334
00:26:13,949 --> 00:26:16,952
‫تا خود صبح رقصید...

335
00:26:19,204 --> 00:26:22,207
‫اون هم نیمه‌برهنه.

336
00:26:24,585 --> 00:26:25,586
‫درضمن...

337
00:26:26,420 --> 00:26:30,716
‫خدا ریچارد رو به بهشت نبرد.

338
00:26:32,885 --> 00:26:34,678
‫هیچ خدایی با بنده‌ش
‫همچین کاری نمی‌کنه.

339
00:26:41,977 --> 00:26:42,978
‫جینی.

340
00:26:46,231 --> 00:26:47,315
‫کُنچیتا.

341
00:26:47,316 --> 00:26:48,692
‫باشه، مینی.

342
00:26:49,359 --> 00:26:50,944
‫حق با توئـه.

343
00:26:51,570 --> 00:26:53,447
‫خدا این کار رو با دیک نکرد.

344
00:26:54,198 --> 00:26:57,409
‫پس کار کی بود؟
‫کی رو مقصر می‌دونی؟

345
00:26:58,179 --> 00:26:59,744
‫می‌خوای درباره‌ش حرف بزنیم؟

346
00:26:59,745 --> 00:27:02,246
‫بله. می‌خوام.
‫چون دیگه...

347
00:27:02,247 --> 00:27:04,720
‫- دیگه طاقت ندارم، کُنچیتا.
‫- عع، طاقت نداری؟

348
00:27:04,958 --> 00:27:06,793
‫الهی بمیرم برات.

349
00:27:07,753 --> 00:27:09,880
‫می‌دونی چرا دلم نمی‌آد
‫حتی نگاهت کنم؟

350
00:27:10,547 --> 00:27:12,382
‫چون تو رو مقصر می‌دونم.

351
00:27:13,050 --> 00:27:16,427
‫البته من مثل خبرنگارها
‫تو رو مقصر نمی‌دونم.

352
00:27:16,428 --> 00:27:20,014
‫فرار تو به ایتالیا باعث نشد
‫شوهرت تفنگ به دست بگیره.

353
00:27:20,015 --> 00:27:21,891
‫تو رو مقصر می‌دونم
‫چون هربار که می‌بینمت

354
00:27:21,892 --> 00:27:24,186
‫یادم می‌آد چی از دست دادم.

355
00:27:24,770 --> 00:27:29,398
‫تو رو مقصر می‌دونم که همه‌ش
‫دوروبرم می‌پلکی و بهم لبخند می‌زنی

356
00:27:29,399 --> 00:27:30,900
‫و برات سؤالـه که چرا گریه نمی‌کنم.

357
00:27:30,901 --> 00:27:32,766
‫آخه چرا...

358
00:27:33,237 --> 00:27:35,030
‫چرا همه دوست دارن اشک بریزم؟

359
00:27:35,697 --> 00:27:38,282
‫تو مقصری چون
‫مثل یه بیوه باهام رفتار می‌کنی

360
00:27:38,283 --> 00:27:40,827
‫ولی خودم نخواستم که بیوه باشم!

361
00:27:46,291 --> 00:27:48,836
‫باشه.
‫من دوستت دارم.

362
00:27:51,129 --> 00:27:52,631
‫خیلی دوستت دارم، کُنچیتا.

363
00:27:53,465 --> 00:27:54,758
‫بس کن.

364
00:27:58,095 --> 00:28:00,639
‫هروقت خواستی حرف بزنیم، من آماده‌ام.

365
00:28:03,000 --> 00:28:10,000


366
00:28:12,109 --> 00:28:15,821
‫دوک‌بانوی تینتاجل رو فرا می‌خونیم.

367
00:28:25,399 --> 00:28:26,692
‫بانوی من.

368
00:28:27,624 --> 00:28:30,586
‫رابطه‌تون با پدرتون رو
‫چطور توصیف می‌کنین؟

369
00:28:32,546 --> 00:28:34,965
‫بچه که بودم، قهرمان زندگی‌م بود.

370
00:28:35,716 --> 00:28:38,384
‫همه‌ش ما رو می‌خندوند
‫و برامون هدیه می‌خرید.

371
00:28:38,385 --> 00:28:39,595
‫الان چطور؟

372
00:28:41,054 --> 00:28:42,306
‫چه احساسی دارید؟

373
00:28:44,975 --> 00:28:46,089
‫احساس خجالت.

374
00:28:47,769 --> 00:28:49,193
‫آدم تا وقتی خودش بالغ نشه

375
00:28:49,218 --> 00:28:51,314
‫نمی‌تونه والدین
‫و رابطه‌شون رو درک کنه

376
00:28:51,315 --> 00:28:54,036
‫و حالا دارم به‌وضوح می‌بینم
‫که چه رفتاری با مادرم داره.

377
00:28:55,110 --> 00:28:56,569
‫می‌گه عاشق مادرمـه.

378
00:28:56,570 --> 00:28:59,447
‫ولی در واقع فقط
‫ظاهر مادرم رو دوست داره.

379
00:28:59,448 --> 00:29:03,159
‫دوست داره مردم ازش تعریف کنن.
‫می‌خواد با مادرم جلوی بقیه پُز بده.

380
00:29:03,160 --> 00:29:08,372
‫مادرم کسیـه که من و خواهرِ
‫بی‌گناه و شجاعم رو بزرگ کرد.

381
00:29:08,373 --> 00:29:11,375
‫و در جواب همه‌ی خیانت‌هاش

382
00:29:11,376 --> 00:29:13,836
‫مادرم با عشق و محبت بهش پاسخ داد.

383
00:29:13,837 --> 00:29:17,673
‫از ما در برابر اشتباهات متعدد
‫پدرم با بقیه‌ی زن‌ها محافظت کرد.

384
00:29:17,674 --> 00:29:19,810
‫اشتباهاتی که
‫کل زندگی‌م درحال تکرار بود.

385
00:29:20,010 --> 00:29:23,680
‫و حتی با زنی که من رو
‫به دنیا آورد هم تکرار شد.

386
00:29:25,641 --> 00:29:27,725
‫بانوی من، ببینید...

387
00:29:27,959 --> 00:29:30,229
‫ما این شایعه رو شنیدیم، ولی...

388
00:29:30,823 --> 00:29:32,323
‫پس اجازه بدین تأییدش کنم.

389
00:29:32,439 --> 00:29:34,649
‫من می‌دونم پدرم خیانت‌کاره

390
00:29:34,650 --> 00:29:37,945
‫چون خودم حاصل یکی از خیانت‌هاش هستم.

391
00:29:40,155 --> 00:29:41,740
‫سؤال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.

392
00:29:48,455 --> 00:29:50,498
‫بانوی من؟ سرورم؟

393
00:29:50,499 --> 00:29:53,793
‫دوک‌بانوی اعظم؟ همین خوبـه؟

394
00:29:54,050 --> 00:29:57,386
‫شنیدم توی انگلستان آدم معروفی هستین.

395
00:29:58,363 --> 00:30:00,115
‫من یه دوک‌بانوام، اگه منظورتون اینـه.

396
00:30:00,366 --> 00:30:02,076
‫پس باید براتون
‫یه صندلی طلاکوب می‌آوردیم.

397
00:30:03,512 --> 00:30:05,097
‫یه تاج هم می‌ذاشتیم روی سرتون.

398
00:30:06,348 --> 00:30:08,767
‫یه بشقاب ساندویچ
‫خیارشور هم بَد نمی‌شد.

399
00:30:10,593 --> 00:30:12,261
‫سخنرانی بسیار زیبایی بود

400
00:30:12,396 --> 00:30:17,317
‫اون هم در وصف زنی
‫که مادر واقعی‌تون نیست.

401
00:30:18,485 --> 00:30:22,780
‫ولی ما توی این دادگاه
‫با مدرک سروکار داریم.

402
00:30:22,781 --> 00:30:24,532
‫مدرک محکم.

403
00:30:24,533 --> 00:30:28,995
‫حالا شما مدرکی برای ارائه دارین

404
00:30:28,996 --> 00:30:32,498
‫که نشون بده دختر
‫پاتریشیا سَنت جورج نیستین؟

405
00:30:32,499 --> 00:30:34,877
‫چون در ظاهر که شبیه همدیگه‌ایـن.

406
00:30:38,714 --> 00:30:40,423
‫مدرکی دارین؟

407
00:30:40,424 --> 00:30:42,800
‫خودش بهم گفت.
‫پدرم هم گفت.

408
00:30:42,801 --> 00:30:44,051
‫عذر می‌خوام، دوک‌بانو.

409
00:30:44,156 --> 00:30:45,241
‫پدرتون کدومـه؟

410
00:30:48,640 --> 00:30:50,767
‫سرهنگ ترِیسی سَنت جورج پدرمـه.

411
00:30:54,560 --> 00:30:55,947
‫از کجا معلوم ایشون پدرتونـه؟

412
00:30:58,496 --> 00:31:03,279
‫یعنی باید به حرف شما بسنده کنیم؟

413
00:31:03,603 --> 00:31:06,856
‫اصلاً می‌دونین مادر واقعی‌تون کیـه؟
‫اسمش چیـه؟

414
00:31:17,002 --> 00:31:18,754
‫اسمش رو بهم نگفتن.

415
00:31:19,421 --> 00:31:22,298
‫جناب سرهنگ، شما می‌دونین

416
00:31:22,299 --> 00:31:24,509
‫مادر واقعی این خانم جوان کیـه؟

417
00:31:24,510 --> 00:31:27,678
‫موقع تولدش حضور داشتین؟

418
00:31:27,679 --> 00:31:29,348
‫خیر. حضور نداشتم.

419
00:31:30,349 --> 00:31:31,474
‫پس آیا می‌تونین

420
00:31:31,757 --> 00:31:35,729
‫مشخص کنین که پدر واقعی‌شون کیـه؟

421
00:31:41,068 --> 00:31:42,069
‫نه، نمی‌تونم.

422
00:31:44,655 --> 00:31:47,823
‫پس نه مدرک ولادت داریم
‫و نه گواهی تولد؟

423
00:31:47,824 --> 00:31:48,909
‫خیر.

424
00:31:50,661 --> 00:31:51,870
‫همه‌شون نابود شدن.

425
00:31:56,542 --> 00:32:02,046
‫پس نمی‌دونم دوک‌بانو
‫چه ارتباطی به این پرونده دارن

426
00:32:02,199 --> 00:32:05,244
‫و چرا داریم
‫وقت دادگاه رو تلف می‌کنیم.

427
00:32:47,593 --> 00:32:49,761
‫نمی‌تونستم اینجا تنهات بذارم.

428
00:32:50,512 --> 00:32:51,555
‫گفتم...

429
00:32:53,724 --> 00:32:54,933
‫همین نزدیکی‌ها باشم.

430
00:32:55,934 --> 00:32:57,436
‫به‌عنوان دوستت.

431
00:34:22,688 --> 00:34:26,941
‫خب پس می‌رم داخل و...

432
00:34:26,942 --> 00:34:29,110
‫- سؤال می‌کنی.
‫- سؤال می‌کنم.

433
00:34:30,529 --> 00:34:31,737
‫آره.

434
00:34:57,681 --> 00:35:00,309
‫مادرت نگران شده بود.
‫کجا بودی؟

435
00:35:00,976 --> 00:35:03,395
‫درست حدس زدم؟
‫خودتـی؟

436
00:35:04,938 --> 00:35:07,107
‫مادرم قبل‌از رفتن
‫می‌خواست همین رو بگه؟

437
00:35:08,448 --> 00:35:10,693
‫- مادرت داره استراحت می‌کنه. من...
‫- موضوع مادرم نیست.

438
00:35:12,905 --> 00:35:15,407
‫- آرتور الان برمی‌گرده...
‫- تو مادرمـی؟

439
00:35:21,663 --> 00:35:22,789
‫آره؟

440
00:35:23,999 --> 00:35:25,000
‫آره.

441
00:35:27,878 --> 00:35:29,296
‫من مادرتـم.

442
00:35:31,548 --> 00:35:33,080
‫پس جای تعجب نداره.

443
00:35:33,975 --> 00:35:35,433
‫خیلی ترسویـی.

444
00:35:36,803 --> 00:35:39,055
‫کل زندگی‌ت جرئت نکردی بهم نزدیک بشی.

445
00:35:39,056 --> 00:35:41,182
‫- سعی کردم بیام پیشِت...
‫- برام مهم نیست

446
00:35:41,183 --> 00:35:43,476
‫قصدت چی بوده.
‫چرا الان شهادت نمی‌دی؟

447
00:35:43,477 --> 00:35:46,938
‫بعداز اون‌همه لطفی
‫که مادرم به تو و من کرد

448
00:35:46,939 --> 00:35:48,648
‫و بهت اجازه داد آزاد زندگی کنی

449
00:35:48,649 --> 00:35:51,108
‫حالا می‌خوای تنهایی
‫بار همه‌چی رو به دوش بِکشه؟

450
00:35:51,109 --> 00:35:53,236
‫توی این دنیا فقط تویـی

451
00:35:53,237 --> 00:35:54,696
‫که می‌تونی همه‌چی رو عوض کنی.

452
00:35:55,197 --> 00:35:57,074
‫پس چرا داری راحت قسر در می‌ری؟

453
00:36:00,160 --> 00:36:01,161
‫این چه طرز حرف‌زدنـه؟

454
00:36:01,995 --> 00:36:06,165
‫- تو هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی.
‫- خودت خواستی که ندونم.

455
00:36:06,166 --> 00:36:08,125
‫این‌قدر قلمبه‌سلمبه واسه‌م حرف نزن.

456
00:36:08,297 --> 00:36:10,837
‫تو هیچی از این دنیا نمی‌دونی.

457
00:36:10,838 --> 00:36:13,381
‫توی یه عمارت بزرگ شدی
‫و با یه دوک ازدواج کردی...

458
00:36:13,382 --> 00:36:16,133
‫هیچ‌وقت احساس سرما،
‫گرسنگی یا تنهایی نکردی.

459
00:36:16,134 --> 00:36:18,386
‫- تو من رو نمی‌فهمی.
‫- چطور؟

460
00:36:18,387 --> 00:36:20,138
‫چون شخصیت پیچیده‌ای داری؟

461
00:36:21,265 --> 00:36:25,017
‫من خیلی بیشتر از تو زندگی کردم
‫و سختی کشیدم، آنابل.

462
00:36:25,018 --> 00:36:26,144
‫مطمئن باش.

463
00:36:27,020 --> 00:36:28,688
‫پدرمادرم آس‌وپاس بودن.

464
00:36:28,689 --> 00:36:30,440
‫خواهرم تنهام گذاشت.

465
00:36:31,400 --> 00:36:33,442
‫شوهر خواهرم باهام
‫مثل یه فاحشه رفتار می‌کرد

466
00:36:33,443 --> 00:36:35,487
‫و بعدش هم شوهر زن‌های دیگه اومدن.

467
00:36:36,905 --> 00:36:39,198
‫تنها چیزی که می‌تونستم

468
00:36:39,199 --> 00:36:41,367
‫ازش محبت بی‌قیدوشرط بگیرم، دخترم بود

469
00:36:41,368 --> 00:36:44,036
‫که ازم گرفتنش
‫و بهش یاد دادن ازم متنفر باشه.

470
00:36:44,037 --> 00:36:45,913
‫و وقتی به سنی رسیدم

471
00:36:45,914 --> 00:36:48,219
‫که فکر کردم زندگی‌م تمومـه

472
00:36:48,458 --> 00:36:49,543
‫با یه مَرد خوب آشنا شدم.

473
00:36:49,898 --> 00:36:52,524
‫آرتور من رو دوست داره
‫و بهم یه فرصت جدید داده

474
00:36:52,754 --> 00:36:55,965
‫تا زندگی‌ای داشته باشم
‫که بقیه توی جَوونی بهش رسیدن.

475
00:36:55,966 --> 00:36:58,635
‫یه خونواده.
‫یه زندگی.

476
00:36:59,845 --> 00:37:03,932
‫ضمناً خود پَتی بهم گفته شهادت ندم.

477
00:37:04,641 --> 00:37:07,059
‫اگه شهادت بدم...

478
00:37:07,060 --> 00:37:09,103
‫اگه اسمم سر زبون‌ها بیُفته...

479
00:37:09,104 --> 00:37:10,731
‫هم آرتور من رو ترک می‌کنه

480
00:37:12,107 --> 00:37:15,903
‫و هم بچه‌م قبل‌از تولدش،
‫می‌شه بچه‌ی یه فاحشه.

481
00:37:16,778 --> 00:37:18,113
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیُفته.

482
00:37:19,156 --> 00:37:20,907
‫پس داری یه کار جدید می‌کنی.

483
00:37:20,908 --> 00:37:22,451
‫این بار به بچه‌ت اهمیت می‌دی.

484
00:37:25,579 --> 00:37:26,955
‫تو برای من چی‌کار کردی؟

485
00:37:32,377 --> 00:37:34,296
‫نذاشتم بچه‌ی یه فاحشه باشی.

486
00:38:00,030 --> 00:38:01,618
‫اون چیـه؟

487
00:38:03,992 --> 00:38:05,827
‫توی دهنت نکن، فرِدی.

488
00:38:08,330 --> 00:38:09,623
‫این چیـه؟

489
00:38:11,583 --> 00:38:13,252
‫- سلام.
‫- سلام.

490
00:38:15,672 --> 00:38:17,382
‫سلام، فرِدی.

491
00:38:20,259 --> 00:38:23,804
‫یه‌کم کیک آوردم
‫که از مادرت عذرخواهی کنم.

492
00:38:29,643 --> 00:38:31,144
‫نه...

493
00:38:37,651 --> 00:38:39,278
‫ببین چی‌کار کرد...

494
00:38:58,547 --> 00:39:01,300
‫اولین دعوای زندگی‌م
‫با مادرم رو تجربه کردم.

495
00:39:08,432 --> 00:39:12,351
‫این‌که توی یه‌روز پدرم رو از دست بدم

496
00:39:12,352 --> 00:39:14,979
‫و یه مادر پیدا کنم، دیگه نوبره.

497
00:39:14,980 --> 00:39:17,982
‫همیشه گفتم هر کاری از تو برمی‌آد.

498
00:39:17,983 --> 00:39:20,110
‫و الان بهت افتخار می‌کنم.
‫چه احساسی داری؟

499
00:39:22,988 --> 00:39:23,989
‫متفاوت.

500
00:39:25,157 --> 00:39:28,035
‫ولی مثل سابق.
‫حداقل به جواب رسیدم.

501
00:39:28,535 --> 00:39:30,536
‫جواب همیشه خوبـه.

502
00:39:30,537 --> 00:39:32,121
‫خیلی مفیده.

503
00:39:32,540 --> 00:39:35,250
‫بله. مفیده.

504
00:39:38,921 --> 00:39:40,172
‫مفیده مثل

505
00:39:41,840 --> 00:39:43,509
‫بشقاب.

506
00:39:44,176 --> 00:39:46,011
‫- بشقاب؟
‫- بشقاب.

507
00:39:46,512 --> 00:39:48,471
‫فقط همین به ذهنت رسید؟

508
00:39:48,472 --> 00:39:50,264
‫خب بشقاب‌ها هم مفیدن دیگه.

509
00:39:50,265 --> 00:39:52,391
‫وگرنه غذا می‌ریزه روت.

510
00:39:52,392 --> 00:39:56,062
‫بله. درستـه.
‫بشقاب‌ها مفیدن.

511
00:39:56,063 --> 00:40:00,275
‫پس یه‌چیز دیگه
‫که مفیده... دست‌هائـن.

512
00:40:01,818 --> 00:40:02,819
‫دست‌ها مفیدن؟

513
00:40:03,320 --> 00:40:04,530
‫آره، مفیدن.

514
00:40:07,592 --> 00:40:09,384
‫این رو گفتی که دستم رو بگیری؟

515
00:40:09,409 --> 00:40:11,954
‫ببخشین. شما دوک‌بانو هستین؟

516
00:40:13,789 --> 00:40:16,415
‫- نه. نه...
‫- خیلی‌ها اشتباه می‌گیرنش.

517
00:40:16,416 --> 00:40:17,708
‫تازه من...

518
00:40:17,709 --> 00:40:19,752
‫اون خیلی بدبخت‌تر از منـه.

519
00:40:19,753 --> 00:40:21,755
‫و لباس‌هاش هم قشنگ‌تره.

520
00:40:48,156 --> 00:40:49,157
‫چیزی شده؟

521
00:40:57,708 --> 00:40:59,626
‫باید یه‌چیزی بهت بگم.

522
00:41:10,012 --> 00:41:11,013
‫بفرمایید.

523
00:41:14,391 --> 00:41:15,558
‫جینی گفت احتمالاً بیداری.

524
00:41:15,559 --> 00:41:18,728
‫مینی داره روی
‫سر فرِدی نون تُست می‌ذاره.

525
00:41:18,729 --> 00:41:20,438
‫کنار هم گوگولی‌ان.

526
00:41:20,439 --> 00:41:22,024
‫دیگه یه خونواده شدیم.

527
00:41:24,359 --> 00:41:27,279
‫می‌خواستم این رو نشونت بدم.

528
00:41:28,447 --> 00:41:30,216
‫وای چقدر زشتـه، هونوریا.

529
00:41:30,657 --> 00:41:32,326
‫این مال دیک بود.

530
00:41:33,202 --> 00:41:34,786
‫مال دوران بچگی‌شـه.

531
00:41:35,746 --> 00:41:37,539
‫گفتم شاید مینی خوشش بیاد.

532
00:41:39,708 --> 00:41:41,710
‫ممنون.
‫دوستش دارم.

533
00:41:43,337 --> 00:41:44,338
‫جدی می‌گم.

534
00:41:46,089 --> 00:41:47,216
‫دیگه الان یه خونواده‌ایـم.

535
00:41:47,799 --> 00:41:49,467
‫تو هم عمه‌ی موردعلاقه‌ی مینی‌ای.

536
00:41:49,468 --> 00:41:52,221
‫- به بقیه‌ی دخترها نگی‌ها.
‫- نمی‌گم.

537
00:41:53,555 --> 00:41:56,016
‫و اینجا همیشه خونه‌ی تو می‌مونه.

538
00:41:57,392 --> 00:42:00,561
‫ولی الان چندتا خواهر داری و این یعنی

539
00:42:00,562 --> 00:42:02,856
‫دیگه نیازی نیست
‫زندگی‌ت رو برای مادرت بذاری.

540
00:42:03,732 --> 00:42:06,151
‫بهت قول نمی‌دم
‫که هیچ‌وقت باهاش کنار بیام.

541
00:42:08,070 --> 00:42:11,073
‫ولی مراقبش هستم
‫تا تو به زندگی‌ت برسی.

542
00:42:11,907 --> 00:42:14,868
‫دیک همیشه دوست داشت
‫از اینجا خلاص بشی.

543
00:42:15,577 --> 00:42:20,499
‫از همه بیشتر به تو باور داشت.

544
00:42:25,546 --> 00:42:27,172
‫ممنونـم، کُنچیتا.

545
00:42:30,008 --> 00:42:31,009
‫ممنون.

546
00:42:36,890 --> 00:42:37,933
‫این هم پیدا کردم.

547
00:42:43,564 --> 00:42:46,275
‫این رو دیک توی تابستونی
‫که نیویورک بود، نوشته.

548
00:42:47,943 --> 00:42:49,194
‫بخونش.

549
00:42:51,071 --> 00:42:52,072
‫ممنون.

550
00:42:59,413 --> 00:43:01,706
‫هونوریای عزیزم.

551
00:43:01,707 --> 00:43:05,502
‫من با زنی فوق‌العاده آشنا شدم.

552
00:43:07,129 --> 00:43:10,131
‫تفاوت کُنچیتا کلاسون با خونواده‌ی ما

553
00:43:10,132 --> 00:43:12,425
‫مثل فرق بین کتابخونه و سیرکـه.

554
00:43:12,426 --> 00:43:15,261
‫و مطمئنـم وقتی ببینیش،
‫هم ازش خوشت می‌آد

555
00:43:15,262 --> 00:43:18,098
‫و هم شاید بترسی.

556
00:43:19,766 --> 00:43:22,226
‫اولین بار توی سالن
‫رقص میدون مَدیسون دیدمش.

557
00:43:22,227 --> 00:43:24,437
‫داشت طوری قهقهه می‌زد

558
00:43:24,438 --> 00:43:27,441
‫که انگار هیچی خنده‌دارتر
‫توی این دنیا نیست.

559
00:43:28,734 --> 00:43:32,111
‫خیلی بی‌ریا و نترسـه.

560
00:43:32,112 --> 00:43:35,489
‫به زندگی‌م طعم جدیدی داده، هونوریا.

561
00:43:35,490 --> 00:43:37,491
‫کُنچیتا مثل یه الماس درخشان می‌مونه.

562
00:43:37,492 --> 00:43:39,535
‫وقتی می‌رقصه، دنیا بهش خیره می‌شه.

563
00:43:39,536 --> 00:43:43,165
‫وقتی بهم نگاه می‌کنه،
‫انگار دنیا رو بهم دادن.

564
00:43:45,083 --> 00:43:47,836
‫مطمئنـم قراره تا آخر عمر
‫دوستش داشته باشم.

565
00:43:49,880 --> 00:43:52,131
‫حتی اگه فردا بمیرم

566
00:43:52,132 --> 00:43:55,385
‫امروز کاملاً ارزشش رو داشته

567
00:43:57,513 --> 00:44:00,599
‫که غرق در روشنایی
‫بی‌انتهای اون بشم

568
00:44:03,477 --> 00:44:04,853
‫و دستش رو بگیرم.

569
00:44:09,884 --> 00:44:11,510
‫سلام من رو به سگ‌ها برسون.

570
00:44:12,653 --> 00:44:14,613
‫دوستت دارم.
‫ازطرف دیک.

571
00:44:29,795 --> 00:44:31,630
‫باز یه‌چیزی یادم رفت.

572
00:44:36,051 --> 00:44:38,011
‫تصور کن من بزرگت می‌کردم.

573
00:44:38,595 --> 00:44:40,514
‫یعنی هرشب اون‌طوری بحث می‌کردیم؟

574
00:44:41,723 --> 00:44:42,724
‫حتی بَدتر.

575
00:44:43,517 --> 00:44:45,310
‫فاجعه می‌شد.

576
00:44:45,978 --> 00:44:48,689
‫نمی‌دونم زندگی‌ت رو خراب کردم
‫یا بهت لطف کردم.

577
00:44:54,570 --> 00:44:56,655
‫نمی‌تونستم اون‌زمان
‫مادری باشم که تو لایقشـی.

578
00:44:58,907 --> 00:45:00,033
‫خودم یه دختر جَوون بودم.

579
00:45:04,496 --> 00:45:09,917
‫نمی‌فهمم چرا ناراحت شدم

580
00:45:09,918 --> 00:45:11,670
‫وقتی شنیدم قراره بچه بیاری.

581
00:45:12,546 --> 00:45:16,258
‫شاید چون تو هم دل داری.

582
00:45:21,847 --> 00:45:25,559
‫بالاخره آماده شدیم.
‫آرتور نمی‌آد؟

583
00:45:26,268 --> 00:45:28,103
‫یه‌کم... یه‌کم دودل بود.

584
00:46:01,011 --> 00:46:02,386
‫باید زودتر می‌اومدم پیشِت.

585
00:46:02,387 --> 00:46:03,722
‫ولی سرت شلوغ بود، نه؟

586
00:46:04,806 --> 00:46:06,517
‫- با رید رابینسون؟
‫- نه.

587
00:46:07,935 --> 00:46:08,936
‫ترسیده بودم.

588
00:46:11,021 --> 00:46:13,482
‫خیلی چیزها هست
‫که باید بابتش عذرخواهی کنم.

589
00:46:14,233 --> 00:46:15,275
‫و...

590
00:46:15,776 --> 00:46:18,862
‫- می‌دونم هیچ‌وقت من رو کامل نمی‌بخـ
‫- فکر کردی عذرخواهی کافیـه؟

591
00:46:19,446 --> 00:46:21,822
‫اگه دخالت نمی‌کردی، نَن با گای می‌رفت

592
00:46:21,823 --> 00:46:23,866
‫و عروسی برگزار نمی‌شد.
‫فوقش دلم می‌شکست.

593
00:46:23,867 --> 00:46:26,463
‫ولی حداقل می‌تونستم
‫بعدش دوباره عاشق بشم.

594
00:46:27,746 --> 00:46:30,472
‫الان هم لیزی اِمزوُرت رو دوست دارم.
‫می‌دونستی؟

595
00:46:30,874 --> 00:46:31,958
‫اون هم من رو دوست داره.

596
00:46:31,959 --> 00:46:34,377
‫اِلیزابت؟
‫نامزد هِکتور؟

597
00:46:34,378 --> 00:46:35,462
‫نه.

598
00:46:36,213 --> 00:46:38,549
‫اِلیزابتِ من.
‫لیزیِ من.

599
00:46:39,508 --> 00:46:41,509
‫زنی که می‌تونستم باهاش خوشبخت بشم...

600
00:46:41,510 --> 00:46:43,303
‫البته اگه دخالت نمی‌کردی.

601
00:46:48,308 --> 00:46:49,393
‫چرا همون‌موقع نرفتی سراغش؟

602
00:46:52,980 --> 00:46:55,107
‫بعداز فوت پدر، چرا نرفتی سراغ رید؟

603
00:46:56,316 --> 00:46:59,361
‫چون اون‌موقع
‫یه مَرد توی زندگی‌م داشتم.

604
00:47:03,824 --> 00:47:04,825
‫تو.

605
00:47:13,750 --> 00:47:15,335
‫و فقط تو برام مهم بودی.

606
00:47:24,136 --> 00:47:25,262
‫دلم برات تنگ شده بود.

607
00:47:32,060 --> 00:47:33,270
‫من هم همین‌طور.

608
00:47:55,667 --> 00:47:57,461
‫برید عقب، لطفاً.

609
00:48:17,981 --> 00:48:19,399
‫می‌دونی که می‌تونم

610
00:48:20,526 --> 00:48:21,985
‫راحت این قضیه رو جمع کنم، پَتی.

611
00:48:24,655 --> 00:48:28,992
‫می‌تونیم هر دو از اینجا بریم.
‫انگارنه‌انگار که چیزی شده.

612
00:48:31,245 --> 00:48:34,288
‫- برخیزید.
‫- تو برنده نمی‌شی.

613
00:48:34,727 --> 00:48:37,041
‫شاید تونم طلاق بگیرم

614
00:48:37,042 --> 00:48:39,670
‫ولی هربار که یه زن
‫درخواست تو رو رد کنه...

615
00:48:40,337 --> 00:48:43,465
‫یا همسری از حقش دفاع کنه
‫و یا معشوقه‌ای آزاد بشه...

616
00:48:44,007 --> 00:48:45,175
‫برنده‌ی ماجرا منـم.

617
00:48:47,135 --> 00:48:48,220
‫لطفاً بشینید.

618
00:48:48,668 --> 00:48:52,379
‫ازاونجاکه مدرک محکمی
‫در پرونده ارائه نشده

619
00:48:52,599 --> 00:48:54,810
‫- این جلسه...
‫- جناب قاضی.

620
00:48:55,310 --> 00:48:58,021
‫می‌خوایم آخرین شاهد رو فرا بخونیم.

621
00:49:32,306 --> 00:49:34,141
‫من اِلنور بروکس هستم.

622
00:49:34,641 --> 00:49:36,602
‫خواهر کوچیک‌تر پاتریشیا سَنت جورج.

623
00:49:41,607 --> 00:49:45,068
‫و مطمئنـم همسرش بهش خیانت کرده

624
00:49:47,362 --> 00:49:49,198
‫چون من مادر واقعی نَن هستم.

625
00:49:51,658 --> 00:49:53,951
‫نظم رو رعایت کنید.

626
00:49:53,952 --> 00:49:56,163
‫سکوت کنید.

627
00:49:57,956 --> 00:50:03,753
‫هم نامه‌هایی دارم که
‫با اسم و امضای ترِیسی نوشته شده

628
00:50:03,754 --> 00:50:05,297
‫و کارهاش رو توضیح داده

629
00:50:06,673 --> 00:50:09,760
‫و هم رسید هتل‌هایی که با هم بودیم.

630
00:50:10,761 --> 00:50:11,845
‫مدرک بیشتری لازمـه؟

631
00:50:37,204 --> 00:50:38,247
‫عالی بود!

632
00:50:39,206 --> 00:50:41,124
‫- خانم جورج! اینجا رو نگاه کنین!
‫- ممنونـم.

633
00:50:43,752 --> 00:50:44,962
‫ممنون.

634
00:50:48,257 --> 00:50:49,258
‫آفرین، پَتی.

635
00:50:50,133 --> 00:50:51,133
‫تبریک می‌گم.

636
00:50:51,134 --> 00:50:52,677
‫پس دست‌به‌یکی کردین.

637
00:50:52,678 --> 00:50:54,428
‫باریکلا به شما.

638
00:50:54,429 --> 00:50:56,514
‫ولی نه می‌ذارم
‫یه‌قرون ازم بهتون برسه

639
00:50:56,515 --> 00:50:57,890
‫و نه هیچ‌وقت من رو ببینین.

640
00:50:57,891 --> 00:51:00,269
‫خودمون زندگی‌مون رو می‌گردونیم.

641
00:51:14,074 --> 00:51:16,410
‫تو فوق‌العاده‌ای.

642
00:51:17,077 --> 00:51:18,703
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

643
00:51:18,704 --> 00:51:21,247
‫کل شب رو باهات حرف می‌زنم.

644
00:51:21,248 --> 00:51:24,167
‫- بعدش لطفاً بذار جینی رو ببینم.
‫- حتماً.

645
00:51:24,168 --> 00:51:25,586
‫عع، گای!

646
00:51:28,046 --> 00:51:30,089
‫بالاخره اومدی.
‫ازت ممنونـم

647
00:51:30,090 --> 00:51:32,259
‫که مراقب هر دو دخترهام بودی.

648
00:52:28,467 --> 00:52:29,472
‫اومدی.

649
00:52:33,395 --> 00:52:35,230
‫بی‌زحمت برام چایی بیار.

650
00:52:35,822 --> 00:52:36,823
‫نه.

651
00:52:38,992 --> 00:52:40,410
‫نمی‌تونم. شرمنده‌ام.

652
00:52:41,828 --> 00:52:43,621
‫البته نه، شرمنده نیستم.

653
00:52:43,622 --> 00:52:47,041
‫نمی‌تونم برات چایی بیارم، مادر
‫چون دارم می‌رم فرانسه.

654
00:52:47,042 --> 00:52:49,794
‫- مسخره نشو، هونوریا.
‫- مسخره نیستم.

655
00:52:49,795 --> 00:52:51,963
‫هیچ‌وقت مسخره‌بازی درنیاوردم.
‫فکر کنم مشکلم همین بوده.

656
00:52:51,964 --> 00:52:53,841
‫یا حداقل یکی از مشکلاتم بوده.

657
00:52:55,634 --> 00:52:58,594
‫می‌خوام مسخره، احساساتی و شجاع باشم.

658
00:52:58,595 --> 00:53:01,723
‫و بیشتری از هرچیزی،
‫می‌خوام ریچارد اینجا باشه.

659
00:53:02,224 --> 00:53:04,600
‫می‌دونم تو هم همین رو می‌خوای.
‫واقعاً متأسفـم.

660
00:53:04,601 --> 00:53:08,479
‫ولی از این متأسف نیستم
‫که می‌خوام زندگی خودم رو داشته باشم.

661
00:53:08,480 --> 00:53:11,023
‫نمی‌خوام تا آخر عمر
‫با پشیمونی زندگی کنم، مادر.

662
00:53:11,024 --> 00:53:14,443
‫می‌خوام یه‌کم مسخره،
‫احساساتی و شجاع باشم.

663
00:53:14,444 --> 00:53:16,362
‫پس موفق باشی.

664
00:53:16,775 --> 00:53:20,208
‫چند ساعت دیگه
‫که ترسیدی و نظرت عوض شد

665
00:53:20,233 --> 00:53:21,909
‫خودت برمی‌گردی پیشم.

666
00:53:21,995 --> 00:53:23,372
‫نظرم عوض نمی‌شه.

667
00:53:24,371 --> 00:53:26,039
‫من اون آدم سابق نیستم.

668
00:53:26,665 --> 00:53:29,750
‫شاید حتی در آینده
‫کلاً یه آدم دیگه بشم.

669
00:53:29,941 --> 00:53:31,460
‫شاید غافل‌گیرت کنم، مادر.

670
00:53:31,461 --> 00:53:35,632
‫تو هیچ‌وقت توی
‫زندگی‌ت غافل‌گیرم نکردی.

671
00:53:43,515 --> 00:53:45,474
‫- یه کارت بردار.
‫- داشتیم می‌بردیم‌ها...

672
00:53:45,475 --> 00:53:47,351
‫همه‌ش می‌آی سراغ من!

673
00:53:47,352 --> 00:53:49,228
‫دوستتون دارم.

674
00:53:49,229 --> 00:53:51,940
‫- فقط همین یه خواهر رو داری دیگه.
‫- یه‌لحظه بلند شو.

675
00:53:53,025 --> 00:53:54,026
‫چی شده؟

676
00:53:57,112 --> 00:53:59,322
‫باورم نمی‌شه...

677
00:53:59,323 --> 00:54:01,365
‫شماها خبر داشتین؟

678
00:54:01,366 --> 00:54:02,451
‫نه!

679
00:54:06,997 --> 00:54:08,874
‫دیگه می‌خوام برم فرانسه.

680
00:54:09,791 --> 00:54:11,502
‫بهت افتخار می‌کنم.

681
00:54:27,935 --> 00:54:29,978
‫چجوری تا الان نفهمیدین؟

682
00:54:30,938 --> 00:54:32,189
‫مِیبل.

683
00:54:35,067 --> 00:54:36,860
‫عجب سفر طولانی‌ای بود.

684
00:54:37,361 --> 00:54:40,071
‫به نظرت وقتی برسیم، فرِدی بیداره؟

685
00:54:40,072 --> 00:54:42,782
‫اگه خواب باشه هم مطمئنـم
‫جینی مشکلی نداره که بیدارش کنیم.

686
00:54:42,783 --> 00:54:44,243
‫اگه بیدارش نکنین، خودم می‌کنم.

687
00:54:45,410 --> 00:54:46,578
‫حتماً خیلی بزرگ شده.

688
00:54:47,621 --> 00:54:48,747
‫سریع رشد می‌کنه.

689
00:54:49,414 --> 00:54:50,874
‫جینی هم همین‌طوری بود.

690
00:55:00,551 --> 00:55:02,636
‫وای! اومدن!

691
00:55:04,137 --> 00:55:06,472
‫- سلام، مِیبل!
‫- نَن!

692
00:55:06,473 --> 00:55:08,391
‫- خوش اومدین!
‫- ممنون!

693
00:55:08,392 --> 00:55:09,726
‫سلام!

694
00:55:36,628 --> 00:55:37,774
‫مِیبل.

695
00:55:38,201 --> 00:55:39,284
‫این مال کیـه؟

696
00:55:39,309 --> 00:55:40,965
‫مال لیزی‌ـه.

697
00:55:40,966 --> 00:55:43,467
‫داره دربه‌در دنبال جفتش می‌گرده.

698
00:55:43,468 --> 00:55:45,304
‫خیلی خوش‌حالـیم که برگشتی، نَن.

699
00:55:49,099 --> 00:55:50,142
‫ببخشین.

700
00:56:15,459 --> 00:56:16,960
‫نَن.

701
00:56:20,839 --> 00:56:22,174
‫این پالوماست.

702
00:56:25,052 --> 00:56:26,178
‫من همسر گای هستم.

703
00:56:35,871 --> 00:56:55,871
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

