﻿1
00:00:02,811 --> 00:00:11,832
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:40,762 --> 00:00:42,250
"صبحونه می‌خوری؟"

3
00:00:51,660 --> 00:00:54,527
شارلوت: "ببخشید، دارم برمی‌گردم
",ولی خونه می‌بینمت

4
00:02:31,360 --> 00:02:33,365
"واو، توی آنتورپ حسابی بهمون خوش گذشت"

5
00:02:33,883 --> 00:02:35,055
‫چمدونا رو باز کردم,

6
00:02:37,230 --> 00:02:38,230
،اوف

7
00:02:38,255 --> 00:02:40,640
یکی‌مون باید بپره بره خرید
‫هیچی تو خونه نداریم بخوریم,

8
00:02:42,470 --> 00:02:44,686
‫دوباره با کله افتادیم تو روزمرگی,

9
00:02:44,711 --> 00:02:46,866
‫آره، یه چیزی تو همین مایه‌ها,

10
00:02:48,161 --> 00:02:49,309
‫می‌دونی,,,

11
00:02:49,588 --> 00:02:51,455
,,,داشتم به دیشب فکر می‌کردم

12
00:02:52,324 --> 00:02:53,324
,الان نه

13
00:02:53,885 --> 00:02:56,306
‫ببخشید, از سفر خسته‌م,

14
00:03:13,750 --> 00:03:16,283
"میا: "من خونه‌م، بی‌صبرانه منتظرم ببینمت

15
00:03:52,891 --> 00:03:55,371
‫دیدم برگشتین, سفر خوش گذشت؟

16
00:03:55,635 --> 00:03:56,718
,بله

17
00:03:56,743 --> 00:03:59,057
‫ممنون که حواستون بود,
,خواهش می‌کنم

18
00:03:59,630 --> 00:04:02,688
‫نه مهمون ناخونده‌ای اومد،
,نه خبر خاصی بود

19
00:04:04,019 --> 00:04:05,416
‫خب، راستش,,,

20
00:04:06,561 --> 00:04:09,841
,,,به‌جز این
,عکس‌تون تو روزنامه چاپ شده

21
00:04:10,560 --> 00:04:11,904
‫نگران همین بودین؟

22
00:04:15,000 --> 00:04:17,331
,,,می‌دونم به من ربطی نداره، میا، ولی

23
00:04:17,671 --> 00:04:20,699
کسی دنبال,,,؟
‫ممنون, شب‌خوش,

24
00:04:43,880 --> 00:04:44,946
‫فاک!

25
00:07:26,611 --> 00:07:28,211
‫ببخشید وسط کارتون مزاحم شدم,

26
00:07:29,000 --> 00:07:32,704
‫خواهش می‌کنم، چه مزاحمتی,
,این جدول‌های کوفتی کلافه‌م کرده

27
00:07:32,729 --> 00:07:33,729
,,,و

28
00:07:33,754 --> 00:07:36,977
‫ ببخشید که کارتون رو بیشتر می‌کنم, اوخ,

29
00:07:37,002 --> 00:07:40,924
‫تونستم چندتا از سندهای مالی رو
,از وکیل‌های بنیاد بگیرم

30
00:07:41,411 --> 00:07:42,771
‫یه نگاه به این بنداز,

31
00:07:44,360 --> 00:07:45,960
‫این هزینه‌های کارمندا رو,

32
00:07:45,985 --> 00:07:47,462
‫اینا طبیعی نیستن، مگه نه؟

33
00:07:48,137 --> 00:07:49,775
‫حالا به نوشته‌های ریزش نگاه کن,

34
00:07:50,104 --> 00:07:51,960
‫بخشی از بنیاد داره توسط

35
00:07:52,000 --> 00:07:54,680
‫یه شرکت هلدینگ اداره می‌شه
,که به اسم «هری» ثبت شده

36
00:07:54,720 --> 00:07:56,281
‫خب، این اصلاً جور درنمیاد,

37
00:07:56,859 --> 00:07:58,221
چرا باید این کارو کرده باشه؟

38
00:08:00,160 --> 00:08:02,455
,خب، اصلا نمی‌دونم

39
00:08:02,480 --> 00:08:04,804
‫خدایا، چقدر اینا حوصله‌سربره,

40
00:08:05,129 --> 00:08:09,195
‫فید جیکوب چقدر دِمُده‌س,
یه عکس درست‌حسابی هم نمی‌تونه بگیره

41
00:08:12,614 --> 00:08:13,838
!امکان نداره

42
00:08:13,863 --> 00:08:15,471
‫چیه؟ بیا اینجا ببینم,

43
00:08:16,549 --> 00:08:19,080
‫این میاست؟
,نه بابا

44
00:08:19,105 --> 00:08:20,679
 خودشه؟
,نه

45
00:08:22,120 --> 00:08:23,273
‫واقعاً خودشه؟

46
00:08:23,305 --> 00:08:25,031
,صبح‌بخیر
,صبح‌بخیر

47
00:08:27,181 --> 00:08:28,541
‫ دارین به چی نگاه می‌کنین؟

48
00:08:30,160 --> 00:08:33,501
‫به عکسای تعطیلات شوهرت,
,معلومه خیلی بی‌کارید

49
00:08:34,110 --> 00:08:35,550
‫داشتیم همینو می‌گفتیم,,,

50
00:08:37,357 --> 00:08:40,873
‫این زنه که پشت سرته کُپِ میاست,

51
00:08:43,960 --> 00:08:45,893
‫خودشه, مگه نه؟

52
00:08:50,301 --> 00:08:51,816
‫خب، معلومه که خودش نیست,

53
00:08:57,150 --> 00:08:58,660
‫خب, تو اتاق عمل می‌بینمتون,

54
00:09:01,163 --> 00:09:02,525
‫واکنششو دیدی؟

55
00:09:02,800 --> 00:09:04,160
‫خب اگه اون میا بوده،

56
00:09:05,026 --> 00:09:06,659
 تو «آنتورپ» چیکار می‌کرده؟

57
00:09:10,680 --> 00:09:13,072
‫جیکوب و میا و یه نفر دیگه!

58
00:09:17,859 --> 00:09:19,454
‫می‌تونی با من روراست باشی,

59
00:09:20,854 --> 00:09:22,866
‫خانواده‌ام نمی‌تونن قبول کنن،

60
00:09:24,840 --> 00:09:26,595
ولی من آماده‌ام، می‌فهمی؟

61
00:09:28,498 --> 00:09:30,888
‫سرزنشتون نمی‌کنم
,که می‌خواید بمیرید، آقای پاندیِن

62
00:09:30,913 --> 00:09:32,025
‫سلام,

63
00:09:34,623 --> 00:09:35,740
!سلام

64
00:09:36,053 --> 00:09:37,970
‫سلام آقای پاندیِن، خوشحالم می‌بینمتون,

65
00:09:39,251 --> 00:09:41,171
‫تو اتاق عمل بهتون احتیاج دارم، خانم الدگارد,

66
00:09:43,393 --> 00:09:44,435
‫حتماً,

67
00:09:49,895 --> 00:09:51,944
‫خوبی؟ هی, چطوری؟
,خوبم

68
00:09:52,360 --> 00:09:53,450
‫آلیسا چطوره؟

69
00:09:54,192 --> 00:09:55,495
‫جوون و پرانرژی,

70
00:09:55,520 --> 00:09:58,080
‫عشقِ زندگیه, فقط پدر منو درآورده,

71
00:09:58,120 --> 00:10:00,846
‫از اون لحاظ خوبش نه؟
‫نه، اصلاً از اون لحاظ خوبش نه,

72
00:10:01,872 --> 00:10:04,312
‫می‌خواستی منو ببینی؟
آره, ‫می‌شه درو ببندی لطفاً؟

73
00:10:04,337 --> 00:10:05,491
‫و بشین,

74
00:10:11,313 --> 00:10:14,172
‫خب، ما یه تحقیقی رو شروع کردیم در مورد

75
00:10:14,197 --> 00:10:18,051
‫مرگ آقای گرین، که می‌دونی،
,روز 28ام تو آی‌سی‌یو قلب فوت کرد

76
00:10:18,076 --> 00:10:19,145
,درسته

77
00:10:19,170 --> 00:10:21,570
‫ باید یه جدول زمانی برای اون روز درست کنیم,

78
00:10:21,595 --> 00:10:25,566
‫واسه همین
,,,امیدوار بودم که، امم، شاید بتونی

79
00:10:25,986 --> 00:10:28,107
‫می‌خوای بی سر و صدا کمکت کنم؟
‫دقیقاً,

80
00:10:28,132 --> 00:10:29,200
,هوم

81
00:10:29,498 --> 00:10:31,770
‫ ببین، فکر می‌کنم
،اگه بخوام قدرت‌نمایی کنم

82
00:10:31,795 --> 00:10:33,923
‫بقیه هول می‌کنن,
,,,شروع می‌کنن به ماست‌مالی کردن و

83
00:10:34,554 --> 00:10:35,680
‫خب، این‌طوری دیگه، می‌دونی،

84
00:10:35,720 --> 00:10:38,200
‫به حقیقت نمی‌رسیم,
‫آره, خب،

85
00:10:38,240 --> 00:10:39,545
‫بسپارش به من,

86
00:10:39,570 --> 00:10:40,666
‫واقعاً؟
,آره

87
00:10:40,691 --> 00:10:41,968
,عالی می‌شه، ممنون

88
00:10:42,321 --> 00:10:44,247
‫باشه، پس، بعداً می‌بینمت,
‫حتماً,

89
00:10:47,884 --> 00:10:50,510
‫اوه, آخر هفته‌ی رمانتیک‌تون چطور بود؟

90
00:10:50,775 --> 00:10:52,885
‫کارتو ساخت؟!
‫اوه، آره,

91
00:10:58,393 --> 00:11:00,273
‫تستر دریچه لطفاً,

92
00:11:04,201 --> 00:11:06,240
‫و یه نخ بخیه اتی‌باند 2-0,

93
00:11:18,598 --> 00:11:21,463
‫رترکتور رو بکش تا بتونم
,حلقه دریچه سه‌لختی رو ببینم

94
00:11:22,016 --> 00:11:24,696
‫تو دهلیز راست
,ساکشن می‌خوام تا نشتی رو ببینم

95
00:11:27,506 --> 00:11:30,583
‫امم، شاید بهتر باشه
از ساکشن بولت استفاده کنیم، ‫شارلوت,

96
00:11:31,640 --> 00:11:34,720
‫می‌شه لطفاً تو اتاق عمل
 با عنوان صدام کنی، پرستار؟

97
00:11:36,840 --> 00:11:38,906
‫ببخشید,,, خانم رابرتس,

98
00:11:45,207 --> 00:11:46,234
‫هی,

99
00:11:47,000 --> 00:11:49,280
‫معذرت می‌خوام,
,اون تو نباید اون‌قدر خودمونی می‌شدم

100
00:11:49,320 --> 00:11:51,717
‫آخه همین‌طوری هم به اندازه کافی
,دارن پشت سرمون حرف می‌زنن

101
00:11:52,225 --> 00:11:54,431
‫تو هم تو بخش آقای پاندیِن چیکار می‌کردی؟

102
00:11:54,463 --> 00:11:57,323
‫اون که کیس جراحی نیست,
‫می‌دونم لئو برات مهمه,

103
00:11:57,348 --> 00:12:00,112
‫می‌خواستم مطمئن بشم پدرش
,داره مراقبت درست رو دریافت می‌کنه

104
00:12:00,137 --> 00:12:03,316
‫دوستی‌های من ‫هیچ ربطی
,به تصمیم‌های پرستاری تو نداره

105
00:12:04,120 --> 00:12:06,800
‫ سر راه من سبز نشو,
‫می‌تونیم سر کار از هم دوری کنیم؟

106
00:12:06,825 --> 00:12:09,484
‫از مسئول شیفت‌ها می‌خوام
,اگه راه داشته باشه ما رو جدا بذارن

107
00:12:09,509 --> 00:12:11,582
,,‫اگه فکر می‌کنی این‌طوری بهتره,
‫آره، همین‌طوره,

108
00:12:11,607 --> 00:12:12,861
‫به خاطر همه,

109
00:12:13,665 --> 00:12:15,865
‫خب، شاید بتونم,,,
‫ازم فاصله بگیر!

110
00:12:24,332 --> 00:12:29,772
گ,ل,چ,ی,ن  د,ان,ل,و,د

111
00:12:32,427 --> 00:12:34,183
‫صبح‌تون بخیر، دکتر رابرتس,

112
00:12:34,208 --> 00:12:36,209
‫اوه، با دیدن تو خیلی بهتر شدم، امبر,

113
00:12:37,731 --> 00:12:41,171
‫راستش، می‌خواستم ببینم
می‌شه یواشکی یه کمکی بهم بکنی؟

114
00:12:42,396 --> 00:12:43,716
‫چون شمایی، چشم,

115
00:12:44,926 --> 00:12:47,496
‫اگه بشه برنامه شیفت آی‌سی‌یو قلب رو ببینم،

116
00:12:47,521 --> 00:12:49,001
‫برای دوشنبه، 28 اکتبر,

117
00:12:50,285 --> 00:12:51,485
‫حتماً,

118
00:12:54,817 --> 00:12:56,657
‫بیمارستان سلطنتی لیدز، بفرمایید,

119
00:12:59,232 --> 00:13:01,872
‫متأسفم، نمی‌تونم
,این اطلاعات رو تلفنی بهتون بدم

120
00:13:04,790 --> 00:13:06,624
‫ببخشید، ولی نمی‌تونم کمکتون کنم,

121
00:13:07,053 --> 00:13:08,053
الو؟

122
00:13:09,279 --> 00:13:10,439
‫الـو؟

123
00:13:13,611 --> 00:13:16,611
‫کی بود؟
‫یکی که هی زنگ می‌زنه سراغ میا رو می‌گیره,

124
00:13:20,980 --> 00:13:22,204
‫دمت گرم,

125
00:13:25,255 --> 00:13:27,045
‫گفتم بد نیست با هم یه گپی بزنیم,

126
00:13:27,456 --> 00:13:29,054
‫دور از بابا و بیمارستان,

127
00:13:29,430 --> 00:13:30,509
,باشه

128
00:13:30,887 --> 00:13:32,215
‫شک ندارم منو دعوت کردی که

129
00:13:32,240 --> 00:13:34,880
‫دست دوستی برادرانه به سمتم دراز کنی,

130
00:13:34,920 --> 00:13:36,880
‫دارم سعی می‌کنم از کارای بنیاد سر دربیارم,

131
00:13:36,920 --> 00:13:39,815
‫که چطور کار می‌کنه,
واقعاً تنها چیزی که بابا می‌خواد همینه؟

132
00:13:40,179 --> 00:13:42,699
‫ اینکه فقط 5 دقیقه با هم کنار بیایم,

133
00:13:46,160 --> 00:13:47,847
‫شرکت هلدینگ «گرند میلان» چیه؟

134
00:13:50,040 --> 00:13:51,920
‫یه سازمان خیریه که نیست,

135
00:13:52,998 --> 00:13:55,927
‫باشه، یه راه هوشمندانه مالیه

136
00:13:55,952 --> 00:13:58,912
‫برای جدا کردن بخش‌های مختلف کار بنیاد,

137
00:13:58,937 --> 00:14:01,853
‫با تأسیس یه شرکت هلدینگ
,که تنها تو مدیرش باشی

138
00:14:02,651 --> 00:14:06,249
‫بابا ازم خواست بنیاد رو اداره کنم،
,آره، اون‌طوری که خودم صلاح می‌دونم

139
00:14:06,274 --> 00:14:08,759
‫صلاح دونستنت شامل تهدید
به قطع بودجه‌ی بخش جدید هم می‌شه؟

140
00:14:08,784 --> 00:14:09,840
‫ تهدید نکردم,

141
00:14:09,865 --> 00:14:11,897
‫فقط داریم تو اولویت‌هامون تجدید نظر می‌کنیم,

142
00:14:11,922 --> 00:14:14,242
‫و این ممکنه به معنی
,گرفتن چندتا تصمیم سخت باشه

143
00:14:14,267 --> 00:14:17,215
‫این پروژه آخرین آرزوی باباست, میراث‌شه,

144
00:14:17,240 --> 00:14:19,485
‫آره، ولی باید از نظر مالی منطقی باشه، لئو,

145
00:14:19,510 --> 00:14:21,147
‫و در حال حاضر نیست,

146
00:14:21,172 --> 00:14:23,332
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم
,قضیه چیه, ولی راحت نیست

147
00:14:23,357 --> 00:14:25,917
‫خب بفهم!
,نمی‌تونی این کارو باهاش بکنی

148
00:14:26,077 --> 00:14:31,229
‫تو این دو دهه‌ی گذشته
اصلا تو زندگی بابا نبودی، بودی؟

149
00:14:31,645 --> 00:14:34,192
‫  هر بار که برگشتی، انتظار داشتی

150
00:14:34,217 --> 00:14:37,217
‫مثل یه قهرمان ازت استقبال بشه,
و اونم همین کارو کرد، ‫مگه نه؟

151
00:14:37,242 --> 00:14:39,639
هر دفعه، با اینکه لیاقتش رو نداشتی

152
00:14:41,177 --> 00:14:42,737
‫من اینجا سگ‌دو زدم، رفیق,

153
00:14:42,762 --> 00:14:44,871
‫پس حق نداری بهم بگی
,این کارو چطور انجام بدم

154
00:14:45,316 --> 00:14:47,163
‫تو اینجا نبودی که انجامش بدی,
‫الان اینجام,

155
00:14:47,188 --> 00:14:49,155
‫جدی؟ خیلی دیره,

156
00:14:50,303 --> 00:14:53,141
سهم ارثت رو می‌گیری، باشه؟
,بعدش هم می‌تونی گم شی

157
00:14:53,166 --> 00:14:55,533
‫بری دور دنیا بگردی،
همون‌طوری که همه می‌دونن می‌ری

158
00:14:56,130 --> 00:14:57,224
‫چیه؟

159
00:14:57,486 --> 00:14:58,486
‫چیه؟

160
00:14:58,511 --> 00:15:00,360
اگه دلت می‌خواد
می‌تونی بری پیش بابا ناله کنی

161
00:15:00,400 --> 00:15:02,077
‫این‌طوری الکی ناراحتش می‌کنی,

162
00:15:02,102 --> 00:15:06,511
‫یا می‌دونی چیه، ‫بهتر از اون،
,از زندگی‌مون گورتو گم کن، مثل همیشه

163
00:15:06,536 --> 00:15:08,656
‫و بذار بزرگترا کارا رو انجام بدن, باشه؟

164
00:15:15,522 --> 00:15:17,855
‫سلام، دکتر رابرتس,
,سلام

165
00:15:17,880 --> 00:15:19,530
‫ ببخشید, می‌تونم یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟

166
00:15:19,555 --> 00:15:20,696
‫بعداً می‌بینمت,
,باشه

167
00:15:22,553 --> 00:15:23,553
,,,امم

168
00:15:24,287 --> 00:15:27,855
‫شارلوت خیلی باهام سرد رفتار می‌کنه,

169
00:15:27,880 --> 00:15:30,085
‫فکر کنم داره با کل این قضیه کلنجار می‌ره,

170
00:15:30,110 --> 00:15:31,293
‫آره, منم همین‌طور,

171
00:15:31,746 --> 00:15:32,866
خب چیکار کنیم؟

172
00:15:33,131 --> 00:15:34,900
‫تاحالا همچین اتفاقی برات افتاده؟

173
00:15:34,925 --> 00:15:37,055
‫فکر می‌کنی راه میفتم تو اروپا
 تری‌سام می‌زنم؟

174
00:15:37,080 --> 00:15:38,638
,,,‫خب، نمی‌دونم، ولی

175
00:15:38,663 --> 00:15:40,271
‫احتمالاً تو تجربه‌ت از ما بیشتره,

176
00:15:41,177 --> 00:15:44,815
‫ببین، تو یه وضعیت ایده‌آل،
دوست داری بعدش چی بشه؟

177
00:15:44,840 --> 00:15:46,840
‫خب، همونی رو می‌خوام که شارلوت می‌خواد،

178
00:15:48,094 --> 00:15:50,280
‫ولی الان نمی‌دونیم چی می‌خواد، پس,,,

179
00:15:51,320 --> 00:15:54,008
‫پس من چی؟
‫تو چی؟

180
00:15:55,160 --> 00:15:57,439
‫خب، میا، ما با هم لحظاتی داشتیم,,,

181
00:15:57,464 --> 00:16:00,175
‫بین ما چیزی نیست,
,,,ببخشید، پس

182
00:16:00,999 --> 00:16:02,900
‫پس چی، فقط یه وسیله بودم
برای رسیدن به اون؟

183
00:16:02,925 --> 00:16:04,995
‫اوه خدای من, به غرور مردونه‌ت برخورده,

184
00:16:05,020 --> 00:16:05,809
,لعنت بهت

185
00:16:05,833 --> 00:16:08,031
‫لعنت به تو!
,اون زن منه

186
00:16:08,056 --> 00:16:09,061
‫آره،

187
00:16:09,850 --> 00:16:12,967
و برام سواله ‫که زنت چه فکری می‌کنه
 اگه بفهمه سر کار مواد می‌زنی؟

188
00:16:14,829 --> 00:16:16,324
‫پس الان داری تهدیدم می‌کنی؟

189
00:16:16,963 --> 00:16:18,763
‫دارم از خودم محافظت می‌کنم,

190
00:16:19,080 --> 00:16:21,560
‫این دوتا به نظر یکی میان؟
‫شاید هم یکی باشن,

191
00:16:24,005 --> 00:16:25,152
‫باید برم,

192
00:16:28,196 --> 00:16:29,674
‫هری اومد منو ببینه,

193
00:16:31,440 --> 00:16:33,903
‫خوشحالم که می‌شنوم,

194
00:16:34,359 --> 00:16:37,586
‫ته دلش پسر خوبیه، مگه نه؟

195
00:16:40,461 --> 00:16:41,509
‫آره,

196
00:16:48,953 --> 00:16:50,934
‫صد درصد میا بود, خیلی عجیبه,

197
00:16:50,968 --> 00:16:54,168
‫رسماً تو عکس پشت سرشون وایساده,

198
00:16:54,669 --> 00:16:56,429
‫و طبق چیزی که همین الان دیدم،

199
00:16:56,454 --> 00:16:59,157
‫قطعاً یه خبرایی بین اون و جیکوب هست,

200
00:17:05,284 --> 00:17:06,342
,سلام

201
00:17:09,563 --> 00:17:12,095
‫جما, سلام, چطوری؟

202
00:17:12,120 --> 00:17:14,695
‫مدتها ازت خبر نداشتم,
,,,خب، راستش

203
00:17:14,720 --> 00:17:18,780
‫  بذار ببینم, جلوی کل بیمارستان
،خودمو سکه‌ی یه پول کردم

204
00:17:18,805 --> 00:17:21,557
‫و رفیق فابم از اون موقع
,یه زنگ هم نزده حالمو بپرسه

205
00:17:22,163 --> 00:17:24,360
‫واقعاً متأسفم, می‌دونی که سفر بودیم؟

206
00:17:24,400 --> 00:17:26,325
‫انتظارم بیشتر از یه پیامک بود,

207
00:17:27,133 --> 00:17:28,528
‫گفتم که ببخشید!

208
00:17:30,210 --> 00:17:32,513
‫تو چته؟ یه چیزیت هست,

209
00:17:34,940 --> 00:17:36,198
‫من باید برم,

210
00:17:37,317 --> 00:17:40,113
‫ببخشید، باشه؟
,بزودی یه نوشیدنی با هم بزنیم

211
00:17:42,329 --> 00:17:43,360
‫باشه, امم,,,

212
00:17:46,540 --> 00:17:49,165
‫شنیدم حال آقای آرنولد بدتر شده,

213
00:17:49,962 --> 00:17:52,847
‫آه، بله, متأسفانه فوت کردن,

214
00:17:55,443 --> 00:17:57,516
‫امروز چطوریم، آقای اشلی؟

215
00:17:57,541 --> 00:18:00,039
‫اون آقای آرنولده,

216
00:18:00,653 --> 00:18:02,222
,آقای اشلی اونجاست

217
00:18:02,261 --> 00:18:03,920
‫نزدیک بود به مریض اوِردوز دارو بدی,

218
00:18:03,960 --> 00:18:05,564
‫باید خودتو جمع و جور کنی,
‫دارم سعی,,,

219
00:18:05,589 --> 00:18:07,125
‫کالبدشکافیش می‌کنن؟

220
00:18:08,600 --> 00:18:11,560
‫خب، دلیلی برای این کار نبود,
,وضعیتش پرخطر بود

221
00:18:29,267 --> 00:18:31,447
‫هیچ‌وقت راحت‌تر نمی‌شه، نه؟

222
00:18:31,472 --> 00:18:33,274
‫آدم خیلی خوش‌اخلاقی نبود,

223
00:18:37,675 --> 00:18:40,978
‫فکر می‌کنم این واکنش ممکنه
,به نظر بعضیا خیلی غیرعادی بیاد

224
00:18:57,975 --> 00:18:59,575
‫همکارا اغلب تحت تأثیر

225
00:18:59,600 --> 00:19:02,226
‫مرگ یه بیمار قرار می‌گیرن،
,فرقی نداره رفتارش چطور بوده

226
00:19:04,520 --> 00:19:07,000
‫من کارم رو درست انجام دادم, وجدانم راحته,

227
00:19:22,938 --> 00:19:25,498
‫یه لحظه وقت دارین، دکتر؟
‫اگه مسیرتون این‌طرفه,

228
00:19:25,523 --> 00:19:27,895
‫دوشنبه یه مریض داشتیم
,که فوت کرد، آقای آرنولد

229
00:19:27,920 --> 00:19:29,160
‫وضعیتش خیلی پرخطر بود,

230
00:19:29,200 --> 00:19:31,634
‫واسه همین حرفی از کالبدشکافی نیست,
‫خب، مشکل چیه؟

231
00:19:31,659 --> 00:19:34,200
‫خب، شما هفته پیش تو بخش بودین
،‫وقتی میا الدگارد نزدیک بود

232
00:19:34,240 --> 00:19:36,440
‫دوز مرفین رو به مریض اشتباهی بده,

233
00:19:36,480 --> 00:19:37,981
‫آره، یادمه که شما دخالت کردین,

234
00:19:38,006 --> 00:19:40,022
‫خب، اون مریض آقای آرنولد بود,

235
00:19:40,539 --> 00:19:41,997
‫هوم,
,,,فقط

236
00:19:43,240 --> 00:19:45,918
‫رفتار میا اون روز به نظرتون عجیب نبود؟

237
00:19:46,840 --> 00:19:50,888
آه,,, ‫راستش، یادم نمیاد,
‫از چه نظر؟

238
00:19:50,913 --> 00:19:54,120
‫خب، مثلاً، شاید چیزی مصرف کرده بوده,

239
00:19:54,603 --> 00:19:56,661
من,,, ‫خب، مطمئنم

240
00:19:56,686 --> 00:19:58,851
‫فقط از خستگی کار و استرس زیاد بوده,

241
00:19:58,876 --> 00:20:00,751
‫صادقانه بگم، متوجه چیزی نشدم,
‫آره,

242
00:20:01,240 --> 00:20:03,520
آره، ‫باشه, حتماً حق با شماست,

243
00:20:04,240 --> 00:20:06,933
‫ولی یه چیزی در مورد این دختره هست، مگه نه؟

244
00:20:08,740 --> 00:20:10,372
‫خب، دیگه مزاحم کارتون نمی‌شم، دکتر,

245
00:20:10,397 --> 00:20:11,445
‫روز خوبی داشته باشین,

246
00:20:14,969 --> 00:20:16,507
‫خب، یالا دیگه بگو,,,

247
00:20:16,532 --> 00:20:19,163
ته ‫راهرو ‫دیدمشون،
,داشتن با هم لاس می‌زدن

248
00:20:19,188 --> 00:20:20,249
 ‫اون و میا؟

249
00:20:20,274 --> 00:20:22,880
‫زنش تو اتاق عمل
,حسابی شستش گذاشتش کنار

250
00:20:22,920 --> 00:20:24,800
‫فکر کنم همه‌مون بتونیم حدس بزنیم چرا,

251
00:20:27,634 --> 00:20:29,234
‫عصر خوبی داشته باشین، دکتر,

252
00:20:32,767 --> 00:20:34,021
,تشویقش نکن

253
00:20:34,870 --> 00:20:36,760
‫پرستارا باید هوای همو داشته باشن,

254
00:20:36,785 --> 00:20:39,663
‫من اون کسی نبودم که پشت سر
‫اون مریض بعد از مرگش بد و بیراه گفت,

255
00:20:39,688 --> 00:20:42,578
‫قضیه این نبود، جیدن,
‫چرا، دقیقاً همین بود,

256
00:20:42,603 --> 00:20:44,923
‫برو از سرپرستار بپرس
,نظرش در مورد رفتارش چیه

257
00:20:47,880 --> 00:20:49,232
‫قهوه می‌خوری، عزیزم؟

258
00:20:49,971 --> 00:20:51,316
‫نه، مرسی، ایوان,

259
00:20:53,112 --> 00:20:54,752
‫می‌دونی که زل زدن بی‌ادبیه,

260
00:21:09,041 --> 00:21:10,401
‫  سلام,
‫  سلام,

261
00:21:15,809 --> 00:21:16,880
,,,‫ببین، من

262
00:21:18,059 --> 00:21:20,661
‫حس می‌کنم از وقتی برگشتم
,درست حسابی ندیدمت

263
00:21:21,269 --> 00:21:23,629
‫گفتم شاید یه وقتی
 پایه‌ی یه نوشیدنی باشی، یا,,,؟

264
00:21:23,654 --> 00:21:25,274
‫اوه، آره, حتماً,

265
00:21:30,860 --> 00:21:33,860
‫راستش، محله‌مون فردا
,برای «شب بان‌فایر» مراسم داره

266
00:21:33,885 --> 00:21:36,445
‫و جیکوب هم متأسفانه شیفت شبه,

267
00:21:36,470 --> 00:21:37,943
‫اون ناراحت نمی‌شه؟

268
00:21:38,748 --> 00:21:39,852
‫خدایا، نه,

269
00:21:41,823 --> 00:21:44,945
‫آره, عالی می‌شه, پس، می‌بینمت,

270
00:21:45,699 --> 00:21:46,813
‫باشه,

271
00:21:48,081 --> 00:21:49,705
‫بهتره برم,
‫آره,

272
00:21:53,319 --> 00:21:56,448
‫هی، عزیزم,
,هی, واو

273
00:21:56,790 --> 00:21:59,547
‫چطوره ‫بیرون یه دوری بزنیم؟
‫اه,,,

274
00:22:00,640 --> 00:22:03,480
,,,خیلی دوست دارم, من، امم

275
00:22:04,285 --> 00:22:06,861
خیلی دوست دارم
,فقط حالا حالاها کارم تموم نمی‌شه

276
00:22:07,666 --> 00:22:08,754
,خیلی متأسفم

277
00:22:09,499 --> 00:22:11,248
‫مخصوصاً اومدم اینجا که تو رو ببینم,

278
00:22:11,273 --> 00:22:13,104
‫می‌دونم، و این خیلی لطف بزرگی بود از طرفت،

279
00:22:13,129 --> 00:22:15,169
‫ولی اگه,,, اگه یه زنگ زده بودی،

280
00:22:15,194 --> 00:22:18,102
‫بهت می‌گفتم که وقتت رو تلف نکنی,

281
00:22:18,679 --> 00:22:20,614
‫«لباست قشنگه, آلیسا، فوق‌العاده شدی,»

282
00:22:20,639 --> 00:22:22,635
‫اوه واقعاً شدی, عزیزم،
,فوق‌العاده به نظر میای

283
00:22:22,660 --> 00:22:24,140
‫فقط من,,,
,,,‫می‌شه,

284
00:22:26,143 --> 00:22:28,213
‫یه وقت دیگه؟
‫همیشه یه وقت دیگه,

285
00:22:28,238 --> 00:22:30,316
‫عزیزم، چی می‌خوای بهت بگم؟
،واقعاً متأسفم که من

286
00:22:30,341 --> 00:22:33,535
‫یه شغل پراسترس
,با ساعت‌های کاری احمقانه دارم

287
00:22:33,560 --> 00:22:35,829
‫بی‌خیال, می‌رم با دوستام بگردم,

288
00:22:35,854 --> 00:22:38,160
‫ آدمای هم‌سن و سال خودم
,که هنوز بلدن چطوری خوش بگذرونن

289
00:22:38,200 --> 00:22:39,445
‫آلیسا، نکن,,,

290
00:23:11,211 --> 00:23:13,284
‫بهت گفته بودم یه بار میام بهت سر می‌زنم!

291
00:23:14,200 --> 00:23:15,918
‫بیا تو,
‫ممنون,

292
00:23:15,943 --> 00:23:18,708
‫فقط یه مشت شایعه‌ی مسخره‌ست,
,سروصداش می‌خوابه

293
00:23:19,591 --> 00:23:21,684
‫لازم نیست جلوم الکی فیلم بازی کنی,

294
00:23:22,707 --> 00:23:25,328
‫انتظار داری چیکار کنم، بشینم اینجا بغض کنم؟

295
00:23:26,678 --> 00:23:28,904
‫امم، یه چیزی هست

296
00:23:28,929 --> 00:23:31,329
‫که شنیدم و می‌خواستم بپرسم,

297
00:23:32,040 --> 00:23:34,280
‫بله؟
‫ رفته بودی آنتورپ؟

298
00:23:35,983 --> 00:23:37,287
‫باشه, می‌دونی چیه؟

299
00:23:37,312 --> 00:23:39,520
 لازم نیست بدونم, ‫زندگی خودته,

300
00:23:40,270 --> 00:23:43,760
‫ولی باید بازی رو بلد باشی، میا,

301
00:23:44,500 --> 00:23:48,123
‫یعنی نمی‌تونی ‫هر چیزی که به
,ذهنت می‌رسه رو به زبون بیاری

302
00:23:48,148 --> 00:23:49,479
‫و باید با «آنت» خوب باشی,

303
00:23:49,504 --> 00:23:51,503
‫اوه، بی‌خیال, از روز اول باهام چپ افتاده,

304
00:23:51,528 --> 00:23:52,928
‫عاشق این کاره,

305
00:23:53,550 --> 00:23:55,271
‫خب، تو هم کارو براش راحت می‌کنی,

306
00:23:55,985 --> 00:23:57,728
تو دختر جذابی هستی، ‫میا,

307
00:23:58,381 --> 00:24:00,487
,می‌تونستی با زبونت همه‌شونو خام کنی

308
00:24:01,565 --> 00:24:03,777
‫باشه، سعیمو می‌کنم,

309
00:24:03,802 --> 00:24:06,088
‫خوبه,
,چالش رو قبول می‌کنم

310
00:24:06,714 --> 00:24:09,086
‫اونور خیابون آتیش روشن کردن, میای بریم؟

311
00:24:10,857 --> 00:24:12,100
‫خواهش می‌کنم,

312
00:24:13,204 --> 00:24:17,721
گ  ل  چ  ی  ن - د  ا  ن  ل  ود

313
00:24:29,021 --> 00:24:30,889
‫تنهایی، آلن؟

314
00:24:31,483 --> 00:24:32,483
‫گلوریا,

315
00:24:33,116 --> 00:24:37,461
‫امیدوارم از این ترقه‌های کوفتی در نکنن,

316
00:24:38,000 --> 00:24:41,920
‫خب، شب بان‌فایره,
,احتمالش خیلی زیاده

317
00:24:41,960 --> 00:24:45,678
‫می‌دونی «آقای اسنافلز»
چقدر ناراحت می‌شه؟

318
00:24:46,164 --> 00:24:47,681
‫به‌سختی می‌تونم تصور کنم,

319
00:24:49,320 --> 00:24:52,760
‫ اینو راب راه انداخته,
چرا با خودش در موردش حرف نمی‌زنی؟

320
00:24:55,973 --> 00:24:57,049
‫اوه، خب،

321
00:24:57,074 --> 00:24:58,815
‫خواهرم با شوهرش آنلاین آشنا شد،

322
00:24:58,840 --> 00:25:01,541
‫و هیچ‌وقت هم از گفتنش خسته نمی‌شه,
‫آها,

323
00:25:01,566 --> 00:25:04,006
‫من که خیلی ناامید شدم,

324
00:25:04,031 --> 00:25:06,335
‫خیلی از مردا در مورد سنشون دروغ می‌گن,

325
00:25:06,360 --> 00:25:08,507
‫من که پیرزن نیستم,
‫نمی‌خوام با یه بازنشسته قرار بذارم,

326
00:25:08,532 --> 00:25:10,381
‫آدمای خوب هم پیدا می‌شن,

327
00:25:11,235 --> 00:25:12,720
‫بذار پروفایلت رو برات بنویسم،

328
00:25:12,745 --> 00:25:15,109
‫جوری معرفی‌ت می‌کنم که
همه برای این ملکه‌ی جذاب صف بکشن

329
00:25:15,134 --> 00:25:17,414
‫شاید بذارم این کارو بکنی,
‫آره، باید بذاری,

330
00:25:23,120 --> 00:25:25,873
‫اون کیه؟
‫دوستمه آلن,

331
00:25:28,425 --> 00:25:29,678
‫چی، مجرده؟

332
00:25:31,560 --> 00:25:34,299
‫آره, مجرده, از وقتی زنش رفته تنها بوده,

333
00:25:34,324 --> 00:25:35,473
‫ولی، امم,,,

334
00:25:36,707 --> 00:25:38,552
‫چرا ترکش کرده؟

335
00:25:40,080 --> 00:25:42,375
‫قضیه‌ش,,, پیچیده‌ست,

336
00:25:43,764 --> 00:25:47,091
‫قاتله یا دزد بانک؟

337
00:25:47,116 --> 00:25:48,599
‫نه، هیچ‌کدوم,

338
00:25:51,880 --> 00:25:53,284
‫خب پس، معرفیم کن,

339
00:25:57,063 --> 00:25:58,194
‫باشه,

340
00:25:59,693 --> 00:26:01,696
‫سلام، آلن,
‫سلام، میا,

341
00:26:02,560 --> 00:26:05,507
این همکارمه، ایوان, ‫اونم پرستاره,

342
00:26:06,290 --> 00:26:08,632
‫خوشبختم، ‫ایوان,
‫منم خوشبختم، آلن,

343
00:26:09,373 --> 00:26:13,823
ایوان می‌گفت که ‫دوستیابی آنلاین رو
,امتحان کرده، ولی خیلی ناامیدکننده بوده

344
00:26:14,444 --> 00:26:15,444
,,,خب

345
00:26:16,070 --> 00:26:18,599
‫ حالا که فهمیدم، کارمو راحت کردی,

346
00:26:19,240 --> 00:26:21,360
‫بهتره آدم یکی رو

347
00:26:21,385 --> 00:26:24,321
‫به روش سنتی، تو دنیای واقعی
 پیدا کنه، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

348
00:26:26,113 --> 00:26:27,654
‫آره, می‌تونم,,,

349
00:26:28,960 --> 00:26:31,128
‫می‌تونم براتون چیزی بیارم؟

350
00:26:31,807 --> 00:26:32,912
‫نه چیزی نمی‌خوام,

351
00:26:33,481 --> 00:26:35,321
‫من بدم نمیاد یه کاسه سوپ دیگه بخورم,

352
00:26:37,007 --> 00:26:38,348
‫الان برمی‌گردم,

353
00:26:41,767 --> 00:26:43,570
‫محله‌ی قشنگی زندگی می‌کنی,

354
00:26:43,889 --> 00:26:45,478
‫اینجا جهنم توئه، مگه نه؟

355
00:26:46,240 --> 00:26:48,702
‫من اینو نگفتم,
‫لازم نبود بگی,

356
00:26:51,626 --> 00:26:53,146
‫دلم براش تنگ شده، می‌دونی,

357
00:26:53,962 --> 00:26:55,040
‫برای چی؟

358
00:26:55,840 --> 00:26:57,450
‫کنایه‌های نیش‌دارت,

359
00:26:58,730 --> 00:27:01,355
‫خب، لازم بود حالت گرفته بشه,

360
00:27:02,220 --> 00:27:03,943
,یا حداقل اون موقع‌ها لازم بود

361
00:27:04,622 --> 00:27:07,245
‫شاید این روزا آدم خاکی‌تری شدی,

362
00:27:07,765 --> 00:27:11,831
‫بیخیال, لاتی، تو خوب حالمو جا آوردی,

363
00:27:18,250 --> 00:27:21,620
‫خب,,, آخر هفته‌ی رمانتیکت چطور بود؟

364
00:27:23,844 --> 00:27:25,284
‫چطور؟ چی شنیدی؟

365
00:27:27,120 --> 00:27:29,960
‫همین‌طوری پرسیدم,
,,,خیلی

366
00:27:32,073 --> 00:27:33,454
‫جالب بود,

367
00:27:37,920 --> 00:27:40,160
‫خدایا، تو نور آتیش
,خیلی دوست‌داشتنی شدی

368
00:27:42,781 --> 00:27:44,934
‫همه تو نور آتیش دوست‌داشتنی می‌شن، لئو,

369
00:28:24,068 --> 00:28:27,628
‫امروز کی کارت تموم می‌شه؟
‫بعد از ساعت خواب تو,

370
00:28:33,842 --> 00:28:36,422
‫بیمارستان سلطنتی لیدز، امبر صحبت می‌کنه,

371
00:28:39,040 --> 00:28:41,657
‫امم، میا الان اینجا نیست,

372
00:28:41,682 --> 00:28:42,902
‫می‌خواید پیغام بذارید؟

373
00:28:43,629 --> 00:28:46,412
‫همون‌طور که قبلاً بهتون گفتم،
‫ نمی‌تونیم اطلاعات شخصی افراد رو بدیم,

374
00:28:46,437 --> 00:28:47,947
 می‌شه لطفا دیگه زنگ نزنید؟

375
00:28:49,490 --> 00:28:50,780
‫قبلاً هم زنگ زده؟

376
00:28:51,879 --> 00:28:53,879
‫یه جراحت چاقو تو قفسه سینه چپ داریم,

377
00:28:53,904 --> 00:28:55,908
‫بیمار تاکی‌کارده و فشارش پایینه,

378
00:28:55,933 --> 00:28:57,493
‫احتمالاً آسیب قلبی‌ه,
‫باشه,

379
00:28:59,018 --> 00:29:00,978
‫امیدوارم جیکوب
,از اینکه من اینجام ناراحت نشه

380
00:29:03,177 --> 00:29:05,081
‫خب، اینجا که نیست،
پس مشکل منم نیست، مگه نه؟

381
00:29:05,480 --> 00:29:06,680
‫به سلامتی,

382
00:29:12,666 --> 00:29:13,666
,,,خب

383
00:29:15,079 --> 00:29:17,337
برگشتن واقعا چطوره؟

384
00:29:18,370 --> 00:29:19,586
‫واقعا؟
,آره

385
00:29:21,019 --> 00:29:22,201
,,,خب

386
00:29:23,169 --> 00:29:25,360
‫سعی کردم درگیر بنیاد خانواده‌ام بشم،

387
00:29:25,400 --> 00:29:27,071
‫چون فکر می‌کردم شاید تحت تأثیر قرارت بده,

388
00:29:28,263 --> 00:29:29,351
‫چی؟

389
00:29:29,683 --> 00:29:30,683
,آره

390
00:29:30,984 --> 00:29:32,104
,چه احمقی بودم

391
00:29:32,929 --> 00:29:34,640
‫بعدش هم گیر افتادم

392
00:29:34,665 --> 00:29:37,614
‫یه چیزی فهمیدم
,که ممکنه قلب بابام رو بشکنه

393
00:29:37,639 --> 00:29:38,652
‫پس، به سلامتی,

394
00:29:38,959 --> 00:29:40,223
‫به نظر افتضاح میاد,

395
00:29:44,228 --> 00:29:46,110
‫چرا فکر کردی منو تحت تأثیر قرار می‌ده؟

396
00:29:47,443 --> 00:29:48,452
‫نمی‌دونم,

397
00:29:50,181 --> 00:29:52,821
‫همیشه بیش از حد برام مهم بوده
,که تو در مورد من چی فکر می‌کنی

398
00:29:54,760 --> 00:29:55,811
‫به هرحال،

399
00:29:56,250 --> 00:30:00,539
تظاهر کردم ‫و با یه عالمه
,آدم حوصله‌سربر دست دادم

400
00:30:00,564 --> 00:30:02,414
‫پس امیدوارم ارزشش رو داشته باشه,

401
00:30:02,439 --> 00:30:04,779
‫من 20 سال گذشته رو
,داشتم همین کارو می‌کردم

402
00:30:05,506 --> 00:30:08,520
‫کاری که تو می‌کنی تظاهر نیست,
,تو یه جراح قلب فوق‌العاده‌ای

403
00:30:08,545 --> 00:30:10,671
‫کار تو واقعیه,
,,,‫نه، ولی

404
00:30:10,696 --> 00:30:13,101
‫دکتر شارلوت رابرتس بودن،

405
00:30:13,960 --> 00:30:17,513
‫و همه‌ی بقیه‌ی این چیزا,
،سیاست‌بازی‌های داخلی

406
00:30:17,538 --> 00:30:21,862
‫جنسیت‌زدگی حال‌به‌هم‌زن،
,انتظاراتی که از رفتارم دارن

407
00:30:21,887 --> 00:30:23,004
,,,همه‌ی اینا

408
00:30:24,506 --> 00:30:26,310
,کلی انرژی عاطفی از آدم می‌گیره

409
00:30:26,335 --> 00:30:28,135
‫فکر کنم تازه دارم اینو می‌فهمم,

410
00:30:30,219 --> 00:30:32,960
‫فکر کنم یه جورایی
,منو وسط بحران میانسالیم گیر انداختی

411
00:30:33,000 --> 00:30:34,745
,الان یه تیکه گُه شدم، واقعاً به‌هم‌ریخته‌م

412
00:30:34,770 --> 00:30:35,923
‫همه‌ اینطور نیستیم؟

413
00:30:37,011 --> 00:30:39,175
‫خب،تا همین اواخر، این‌طور فکر نمی‌کردم،

414
00:30:39,809 --> 00:30:40,973
‫چی عوض شده؟

415
00:30:42,663 --> 00:30:44,111
‫توضیحش یه کم سخته,

416
00:30:44,920 --> 00:30:47,200
‫انگشتم روی شکاف بطن راسته,

417
00:30:47,225 --> 00:30:48,920
‫نخ پرولین 3-0 با پد پلیت بده,

418
00:30:48,945 --> 00:30:50,001
‫سریع,

419
00:30:52,863 --> 00:30:54,689
‫ساکشن,
,قلب خالیه

420
00:30:54,714 --> 00:30:58,200
‫خون زیادی از دست داده,
,‏‏6 واحد خون اوی منفی می‌خوایم

421
00:30:58,240 --> 00:31:00,920
‫الان دو واحد اینجا داریم,
‫6 تا لازم داریم,

422
00:31:00,960 --> 00:31:02,640
‫می‌دونم، 4 تای دیگه تو راهه,

423
00:31:06,270 --> 00:31:08,840
‫شنیدم زنت اون روز
‫حسابی به پرستار مورد علاقه‌ات پریده,

424
00:31:12,675 --> 00:31:13,812
‫بفرمایید,

425
00:31:15,713 --> 00:31:16,911
‫خون رسید,

426
00:31:17,888 --> 00:31:19,202
‫بهت برخورد؟

427
00:31:21,190 --> 00:31:22,224
‫خوبی؟

428
00:31:22,249 --> 00:31:24,920
‫دیگه تو اتاق عمل غلط می‌کنی
,با من این‌طوری حرف بزنی

429
00:31:24,960 --> 00:31:26,595
‫دندوناتو خرد می‌کنم تو دهنت,

430
00:31:27,431 --> 00:31:28,684
‫شوخی بود,

431
00:31:29,514 --> 00:31:31,312
‫چه مرگته روانی؟

432
00:31:32,360 --> 00:31:33,600
,خدای من

433
00:31:43,192 --> 00:31:45,184
‫و بعد یهویی از ناکجاآباد،

434
00:31:45,488 --> 00:31:47,694
‫پیدات می‌شه و
,منو یاد یه زندگی ساده‌تر میندازی

435
00:31:48,499 --> 00:31:51,673
‫وقتی جوون و سرخوش بودیم,
‫اوه، بیخیال لاتی,

436
00:31:51,698 --> 00:31:54,008
‫ما هم یه افتضاح به تمام معنا بودیم,

437
00:31:55,637 --> 00:31:56,762
‫متأسفم,

438
00:31:57,496 --> 00:31:58,577
‫لازم نیست بگی,

439
00:31:58,602 --> 00:32:01,466
‫نه، باید بگم, متأسفم,

440
00:32:03,511 --> 00:32:05,335
‫من گزینه‌ی منطقی رو انتخاب کردم,

441
00:32:05,718 --> 00:32:07,960
‫همیشه برام سوال بوده که آیا کار درستی بوده،

442
00:32:07,985 --> 00:32:09,726
‫یا اینکه باید با هم می‌بودیم,

443
00:32:10,158 --> 00:32:11,838
‫خواهش می‌کنم این کارو با من نکن,

444
00:32:15,253 --> 00:32:16,813
‫ هنوز اون بلیت رو دارم,

445
00:32:19,259 --> 00:32:20,993
‫اوه، بیخیال,
‫جدی دارمش,

446
00:32:37,187 --> 00:32:40,151
‫نمی‌تونم ‫تصور کنم چقدر سخت بود
,که بدون من سوار هواپیما بشی

447
00:32:40,977 --> 00:32:42,498
‫ببخشید که پیچوندمت,

448
00:32:43,809 --> 00:32:45,369
‫می‌تونی منو ببخشی؟

449
00:33:00,210 --> 00:33:02,209
‫صبرکن, صبرکن,

450
00:33:07,415 --> 00:33:09,164
‫باید بدونم چت شده,

451
00:33:09,189 --> 00:33:10,365
‫اوه، خدایا,

452
00:33:10,842 --> 00:33:12,468
,پس یه چیزایی شنیدی

453
00:33:15,859 --> 00:33:18,557
‫جیکوب داره خیانت می‌کنه؟
‫ببخشید,

454
00:33:19,080 --> 00:33:20,766
,,,سوال خیلی شخصیه، ولی

455
00:33:21,936 --> 00:33:24,693
تو لیاقتش رو داری که ‫با کسی باشی
که به اندازه‌ی کافی قدر تو رو بدونه

456
00:33:24,718 --> 00:33:26,097
‫و اگه,,,
‫اون نیست,,,

457
00:33:27,320 --> 00:33:29,414
قضیه ‫یه نفر دیگه‌ست,,,

458
00:33:31,032 --> 00:33:32,111
‫هردومون,,,

459
00:33:34,664 --> 00:33:36,560
‫نمی‌دونم، خدایا,,,

460
00:33:39,525 --> 00:33:40,997
‫باشه, خب,,,

461
00:33:45,066 --> 00:33:49,630
‫ما تو آنتورپ,,, با میا تری‌سام داشتیم،

462
00:33:50,466 --> 00:33:52,586
‫و فکر کنم گند زد به همه چی,

463
00:33:54,073 --> 00:33:57,440
‫قسم می‌خورم، تاحالا
,هیچ‌وقت همچین اتفاقی نیفتاده بود

464
00:33:57,465 --> 00:34:01,747
‫من حتی هیچ‌وقت جذب ‫یه زن نشده بودم،
,,,چه برسه به اینکه ببوسمش، و

465
00:34:03,286 --> 00:34:05,490
‫فکر کنم اون خیلی از من خوشش میاد,

466
00:34:05,515 --> 00:34:07,400
‫و در عین حال فکر می‌کنم دیوونه‌ست,

467
00:34:07,425 --> 00:34:10,090
‫خدای من، به حرفام گوش کن,
!واو

468
00:34:11,043 --> 00:34:13,520
‫قرار بود من اون سرکش و دیوونه‌هه باشم!

469
00:34:13,545 --> 00:34:14,702
‫می‌دونم,

470
00:34:16,495 --> 00:34:18,784
‫چطوری به همه چی گند زده؟
‫نمی‌دونم، من,,,

471
00:34:19,823 --> 00:34:22,045
‫یهو جیکوب دیگه کافی نبود,

472
00:34:23,289 --> 00:34:25,867
‫انگار بیشتر از اون می‌خوام,

473
00:34:25,892 --> 00:34:28,815
چرا؟ چرا یهو همچین حسی دارم؟

474
00:34:28,840 --> 00:34:29,840
،هی، هی

475
00:34:30,234 --> 00:34:31,257
,,,خب

476
00:34:31,517 --> 00:34:35,073
شاید حوصله‌ات سر رفته بوده و
,لازم داشتی یه تکونی به زندگیت بدی

477
00:34:35,098 --> 00:34:37,360
‫و,,, این اتفاق همین کارو کرده,

478
00:34:39,011 --> 00:34:40,338
,و حالا گیج شدی

479
00:34:41,990 --> 00:34:43,200
‫آره، همینه,

480
00:34:44,897 --> 00:34:46,057
‫دقیقاً همینه,

481
00:34:48,480 --> 00:34:51,519
,,,‫پس,,, احتمالاً

482
00:34:51,544 --> 00:34:54,664
‫ وقت مناسبی نیست
که منم قاطی این ماجرا کنی، ها؟

483
00:34:58,160 --> 00:35:00,320
‫نه,
,,,پس

484
00:35:02,279 --> 00:35:03,360
یه ‫دوست؟

485
00:35:05,620 --> 00:35:06,709
یه ‫دوست,

486
00:35:08,922 --> 00:35:10,337
‫اوه، لعنتی, خودشه,

487
00:35:11,040 --> 00:35:13,768
‫می‌خوای از در پشتی برم بیرون؟
,نمی‌خوام شر درست کنم

488
00:35:13,793 --> 00:35:15,673
‫آره, ببخشید، آره,

489
00:35:30,236 --> 00:35:31,836
‫مواظب خودت باش، لاتی,
,باشه

490
00:35:44,448 --> 00:35:47,065
‫سلام، آتیش‌بازی چطور بود؟

491
00:35:47,760 --> 00:35:49,495
‫آره، خوش گذشت, کار چطور بود؟

492
00:35:50,260 --> 00:35:51,260
‫نپرس,

493
00:35:53,600 --> 00:35:54,797
‫مهمون داشتی؟

494
00:35:56,040 --> 00:35:57,227
‫فقط برای یه لحظه,

495
00:36:00,332 --> 00:36:01,447
‫میا؟

496
00:36:02,312 --> 00:36:04,942
‫اگه خیلی می‌خوای بدونی، لئو بود,
,دعوتش کردم به آتیش‌بازی

497
00:36:06,556 --> 00:36:07,777
‫میا اونجا بود؟

498
00:36:09,212 --> 00:36:11,080
‫چرا یهو در مورد میا عجیب غریب شدی؟

499
00:36:11,105 --> 00:36:12,330
‫نشدم, فقط پرسیدم,

500
00:36:12,696 --> 00:36:15,912
فکر می‌کردم خیلی ‫طرفدار اینی
,که میا بخشی از زندگی‌مون باشه

501
00:36:18,846 --> 00:36:20,106
‫این چیزیه که تو می‌خوای؟

502
00:36:21,509 --> 00:36:25,120
‫نه, به نظرم ‫یه کار احمقانه‌ی کوفتی بود،
,و مثل سگ‌پشیمونم

503
00:36:27,948 --> 00:36:29,840
‫یا اینکه فقط می‌خوای مال خودت باشه؟

504
00:36:29,880 --> 00:36:31,005
‫تهش همینه؟

505
00:36:32,511 --> 00:36:34,605
‫فکر نکنم به من علاقه‌ای داشته باشه,

506
00:36:47,000 --> 00:36:48,815
‫فکر می‌کردم امروز شیفتی,

507
00:36:49,403 --> 00:36:51,241
‫با یکی جامو عوض کردم,

508
00:36:52,264 --> 00:36:55,294
‫از اومدن به سر کار طفره نمی‌ری، ‫می‌ری؟

509
00:36:55,319 --> 00:37:00,455
‫نه، فقط یکم,,, سالاد و پنیر و نونه,

510
00:37:00,480 --> 00:37:02,810
‫خیلی ساده‌ست, خوبه؟
‫اوه، ممنونم,

511
00:37:02,835 --> 00:37:04,155
‫خیلی لطف کردی,

512
00:37:05,248 --> 00:37:06,266
‫ببخشید,

513
00:37:09,640 --> 00:37:11,321
‫سلام, بیا تو,

514
00:37:15,128 --> 00:37:16,247
‫سلام، ایوان,

515
00:37:17,666 --> 00:37:19,211
‫نمی‌دونستم قراره اینجا باشی,

516
00:37:19,657 --> 00:37:21,297
‫ببخشید، یادم رفت بگم,

517
00:37:22,382 --> 00:37:24,496
‫بچه‌ها، من باید ده دقیقه بپرم بیرون,

518
00:37:24,521 --> 00:37:28,397
‫ولی شما شروع کنین به خوردن،
,همین الان برمی‌گردم

519
00:37:35,482 --> 00:37:36,762
‫منم نمی‌دونستم,

520
00:37:37,944 --> 00:37:39,875
‫فکر کنم به این می‌گن پاپوش دوختن,

521
00:37:40,884 --> 00:37:43,771
‫خب، حیفه که بذاریم
,این همه غذای خوب حروم بشه

522
00:37:46,049 --> 00:37:47,129
‫باشه,

523
00:38:02,387 --> 00:38:05,272
‫خب,,, ما کنار آتیش زیاد حرف نزدیم,

524
00:38:05,625 --> 00:38:07,005
‫ شغلتون چیه؟

525
00:38:08,547 --> 00:38:10,627
‫من حسابدارم,
‫هوم,

526
00:38:11,680 --> 00:38:14,109
‫راستش خیلی حوصله‌سربره,
‫سرگرمی خاصی دارین؟

527
00:38:14,134 --> 00:38:15,134
,,,امم

528
00:38:15,824 --> 00:38:18,589
‫یه کم باغبونی, از این جور کارا,

529
00:38:18,614 --> 00:38:19,666
‫اهوم,

530
00:38:21,568 --> 00:38:23,721
‫متأسفانه آدم خیلی
,هیجان‌انگیزی نیستم, ببخشید

531
00:38:23,746 --> 00:38:24,986
‫تشخیصش با منه,

532
00:38:44,519 --> 00:38:47,521
‫میا می‌گه گذشته‌ی نسبتاً پیچیده‌ای داشتین,

533
00:38:49,309 --> 00:38:52,568
‫ولی خیلی آدم آرومی به نظر می‌رسید,
,,,نمی‌تونم تصور کنم

534
00:38:52,593 --> 00:38:54,592
‫شما چطور وارد حرفه‌ی پرستاری شدین؟

535
00:38:56,026 --> 00:38:57,825
‫رازتون این‌قدر بده؟

536
00:38:59,404 --> 00:39:02,119
‫ببینید، نمی‌دونم چی می‌خواین بگم، من,,,

537
00:39:03,160 --> 00:39:04,680
‫این فکر من نبود,,,

538
00:39:07,255 --> 00:39:09,485
‫فکر کنم بهتره برم,
‫نه، نه, لطفاً بمونین,

539
00:39:10,872 --> 00:39:12,502
‫هنوز به سالادتون دست هم نزدید,

540
00:39:12,808 --> 00:39:14,199
‫من سالاد دوست ندارم,

541
00:39:15,040 --> 00:39:17,111
‫ اصلاً باورم نمی‌شه
,کسی واقعاً سالاد دوست داشته باشه

542
00:39:17,136 --> 00:39:18,147
‫شما سالاد دوست دارین؟

543
00:39:18,760 --> 00:39:19,800
‫من دوست دارم,

544
00:39:21,176 --> 00:39:23,919
‫خب پس، این رابطه
,از اولش هم به جایی نمی‌رسید

545
00:39:24,865 --> 00:39:26,058
‫هی، بچه‌ها,

546
00:39:28,022 --> 00:39:31,873
‫ببین کیو پیدا کردم, هنری!
‫فکر کنم یه کوچولو گم شدم!

547
00:39:32,377 --> 00:39:35,280
‫سلام، هنری، درسته؟ لطفاً بشینید,

548
00:39:35,825 --> 00:39:39,039
‫اوه, سرگیجه نداری، هنری؟

549
00:39:39,064 --> 00:39:42,192
‫حالم از این بهتر نبوده,
,اینقدر شلوغش نکن

550
00:39:56,520 --> 00:39:57,556
‫میا,

551
00:39:58,289 --> 00:39:59,289
,سلام

552
00:39:59,643 --> 00:40:02,383
‫من,,, همین الان هنری رو پیدا کردم
,که تو خیابونشون سرگردون بود

553
00:40:02,408 --> 00:40:04,248
‫حالش کاملاً خوبه,
,,,خدایا، امم

554
00:40:05,240 --> 00:40:08,640
‫اوه، خدای من,
,من الان باید برم تو یه عمل دیگه

555
00:40:08,665 --> 00:40:10,672
‫امم، بذار ببینم می‌تونم کنسلش کنم,

556
00:40:10,697 --> 00:40:12,549
‫نه، نه، نگران نباش، حالش خوبه,

557
00:40:12,574 --> 00:40:16,482
‫امم، من با آلن و ایوان اینجام،
,و می‌تونیم مراقبش باشیم

558
00:40:17,053 --> 00:40:18,405
‫می‌تونیم برش گردونیم,

559
00:40:18,777 --> 00:40:20,999
‫به آلن بگو که,,, که خیلی لطف می‌کنه,

560
00:40:21,024 --> 00:40:24,969
‫باشه، پس وقتی رسوندیمش
,آسایشگاه بهت پیام می‌دم

561
00:40:25,560 --> 00:40:26,727
‫ممنون، میا,

562
00:40:27,677 --> 00:40:28,821
‫خواهش می‌کنم,

563
00:40:32,314 --> 00:40:33,803
‫بیمار آماده‌ست، خانم رابرتس,

564
00:40:37,760 --> 00:40:40,327
‫اوه، جیکوب, جیکوب,
,فقط می‌خواستم بپرسم

565
00:40:41,120 --> 00:40:43,118
‫می‌خواستم بپرسم
,قضیه‌ی اون تحقیقات به کجا رسید

566
00:40:43,822 --> 00:40:47,570
‫آه، آره، نمی‌خوام نگرانت کنم،
,ولی ممکنه یه چیزی پیدا کرده باشم

567
00:40:48,032 --> 00:40:49,390
‫یه چیزی یا یه کسی؟

568
00:40:50,800 --> 00:40:52,880
‫ببین، باید چندتا برنامه شیفت رو

569
00:40:52,920 --> 00:40:54,970
‫با هم چک کنم، ولی بهت خبر می‌دم,

570
00:40:55,240 --> 00:40:56,954
‫باشه, باشه، عالیه,

571
00:40:56,979 --> 00:40:58,933
‫ولی هر چی زودتر بهتر، باشه؟

572
00:40:58,958 --> 00:41:00,037
,بله

573
00:41:00,313 --> 00:41:01,313
,ممنون

574
00:41:04,429 --> 00:41:08,591
‫هنوز اینجایی؟ روز طولانی‌ای بود,
‫آره، می‌فهمم چی می‌گی,

575
00:41:10,640 --> 00:41:14,265
‫ببین، متأسفانه
,یه برنامه شیفت جدید می‌خوام

576
00:41:15,240 --> 00:41:17,388
‫بخش 5؟ دوشنبه چهارم؟

577
00:41:19,530 --> 00:41:20,534
‫ممنون,

578
00:41:23,120 --> 00:41:24,198
‫ببین، حالا که اینجام،

579
00:41:24,223 --> 00:41:25,985
‫کیه که هی زنگ می‌زنه سراغ میا رو می‌گیره؟

580
00:41:26,010 --> 00:41:30,018
‫اوه، یه پسره از نروژ,
,خیلی عوضیه, ول‌کن هم نیست

581
00:41:32,453 --> 00:41:34,929
‫شماره‌شو بده به من,
,بذار خودم حلش کنم

582
00:41:35,200 --> 00:41:37,497
‫نه، نباید بدم,
,خودم ردیفش می‌کنم

583
00:41:52,000 --> 00:41:53,089
‫عالیه,

584
00:42:23,723 --> 00:42:24,765
‫سلام,

585
00:42:26,480 --> 00:42:31,096
‫می‌خواستم برای همه‌ی کارایی که
,امروز برای پدرم کردی ازت تشکر کنم

586
00:42:31,335 --> 00:42:32,621
‫کاری نکردم,

587
00:42:33,400 --> 00:42:36,912
‫نه, آسایشگاه گفت که
,خیلی باهاش مهربون بودی

588
00:42:37,231 --> 00:42:39,537
‫آره، مرد خیلی دوست‌داشتنی‌ایه,

589
00:42:40,303 --> 00:42:42,279
,حالش خوب بود
‫فقط یه کم گیج شده بود,

590
00:42:45,800 --> 00:42:47,979
‫در مورد همه‌ی اینا
,خیلی احساس گناه می‌کنم

591
00:42:48,944 --> 00:42:50,741
‫مامانم همین یه سال پیش فوت کرد،

592
00:42:50,766 --> 00:42:52,991
‫و حالا دارم بابام رو هم از دست می‌دم،

593
00:42:53,867 --> 00:42:55,334
‫این حس رو می‌فهمم,

594
00:43:01,408 --> 00:43:03,248
‫منم هردوی پدر و مادرمو از دست دادم,

595
00:43:05,934 --> 00:43:07,458
‫خیلی متأسفم که اینو می‌شنوم,

596
00:43:09,063 --> 00:43:10,103
,ممنونم

597
00:43:14,880 --> 00:43:16,114
‫دوست داری بیای تو؟

598
00:43:18,146 --> 00:43:19,166
‫آره,

599
00:43:32,963 --> 00:43:34,033
,خیلی‌خب

600
00:44:06,360 --> 00:44:09,360
‫سلام، من دکتر جیکوب رابرتس هستم,

601
00:44:09,385 --> 00:44:12,345
‫فکر می‌کنم شما
,با میا الدگارد تماس می‌گرفتید

602
00:44:18,993 --> 00:44:20,473
‫چرا؟ مگه چیکار کرده؟

603
00:44:22,560 --> 00:44:25,842
‫درضمن باید بابت طوری که توی
،اتاق عمل باهات حرف زدم عذرخواهی کنم

604
00:44:26,827 --> 00:44:29,100
‫ چون ‫همه‌شون دارن در
مورد ما شایعه‌پراکنی می‌کنن، ها؟

605
00:44:31,449 --> 00:44:33,115
‫می‌دونن که تو آنتورپ بودی,

606
00:44:34,641 --> 00:44:36,720
‫واسه همینه که باید فاصله‌مو حفظ کنم,

607
00:44:37,171 --> 00:44:38,198
‫ببخشید,

608
00:44:44,580 --> 00:44:45,669
‫باشه,

609
00:44:49,960 --> 00:44:53,326
‫پس ما چی می‌شیم؟
‫منظورت از «ما» چیه؟

610
00:44:53,351 --> 00:44:55,958
‫اون اتفاقی که افتاد اون معنی‌ای رو نمی‌ده
,که تو فکر می‌کنی

611
00:44:55,983 --> 00:44:59,375
‫بهت گفتم،
,من یه جراح پیر و متأهل حوصله‌سربرم

612
00:44:59,400 --> 00:45:01,752
‫باورم نمی‌شه,
‫از من چی می‌خوای؟

613
00:45:04,924 --> 00:45:06,764
‫اصلاً نمی‌تونم درکت کنم,

614
00:45:08,927 --> 00:45:10,437
‫نمی‌دونم چی می‌خوای,

615
00:45:10,462 --> 00:45:13,005
‫نمی‌دونم چرا حس می‌کنی
,باید کارایی که می‌کنی رو انجام بدی

616
00:45:14,533 --> 00:45:17,381
‫ببخشید، حس می‌کنم داری بازی درمیاری,
,و منم دیگه کشش ندارم

617
00:45:29,720 --> 00:45:30,999
‫من عاشقتم,

618
00:45:35,815 --> 00:45:37,335
‫من می‌ترسم,

619
00:45:43,440 --> 00:45:44,513
‫منم همین‌طور,

620
00:46:06,000 --> 00:46:09,015
‫نه، این من نیستم,
,من این کارا رو نمی‌کنم

621
00:46:09,040 --> 00:46:11,553
‫پس چرا داره این اتفاق میفته؟
‫نمی‌دونم,

622
00:46:12,610 --> 00:46:14,398
‫انگار تسخیرم کردی,

623
00:46:15,200 --> 00:46:17,258
‫نمی‌تونم بزنم زندگیمو خراب کنم,

624
00:46:17,911 --> 00:46:19,431
‫ولی تو منو می‌خوای,

625
00:46:20,433 --> 00:46:21,553
‫تو منو می‌خوای,

626
00:46:25,469 --> 00:46:26,656
‫این کارو با من نکن,

627
00:46:42,574 --> 00:47:47,629
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

