﻿1
00:00:02,270 --> 00:00:07,457
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:41,027 --> 00:00:44,369
‫میا: "نمی‌تونم از فکر کردن
"به دیشب دست بردارم

3
00:01:12,360 --> 00:01:13,400
‫دیر اومدی,

4
00:01:15,600 --> 00:01:17,081
‫با چندتا از دوست‌ها بیرون بودم,

5
00:01:19,682 --> 00:01:20,842
‫کدوم دوست‌ها؟

6
00:01:23,640 --> 00:01:25,000
‫چند نفر از همکارا,

7
00:01:27,066 --> 00:01:29,184
‫خواهش می‌کنم این کارو با من نکن,
‫می‌دونم کجا بودی,

8
00:01:31,059 --> 00:01:33,154
‫وقتی اومدی تو رختخواب،
‫بوی اون دختره رو می‌دادی,

9
00:01:36,185 --> 00:01:37,303
‫وای، خدا, معذرت می‌خوام,

10
00:01:41,377 --> 00:01:42,634
‫ما چمون شده؟

11
00:01:46,180 --> 00:01:47,320
‫نمی‌دونم,

12
00:01:54,256 --> 00:01:56,853
‫نمی‌دونم بین تو و اون دختره چه خبره،
‫ولی,,,

13
00:01:59,120 --> 00:02:00,989
‫فکر کنم می‌تونه خطرناک باشه,

14
00:02:06,817 --> 00:02:08,197
‫می‌دونم دلخوری,,,

15
00:02:09,520 --> 00:02:11,600
‫ولی نمی‌خوام چرت‌وپرت بشنوم,

16
00:02:11,625 --> 00:02:12,894
‫چرت‌وپرت نیست,

17
00:02:13,521 --> 00:02:14,574
‫من,,,

18
00:02:15,691 --> 00:02:17,855
بن ‫تو پرونده‌ی مرگ‌ومیرهایی
که دارن ‫بررسیش می‌کنن،

19
00:02:17,880 --> 00:02:19,456
,یه سری چیزای غیرعادی پیدا کرده

20
00:02:20,116 --> 00:02:21,221
‫یعنی چی؟

21
00:02:21,720 --> 00:02:24,359
‫یعنی میا ممکنه روی یه اشتباه
‫سرپوش گذاشته باشه,

22
00:02:26,120 --> 00:02:29,800
‫یعنی ممکنه بیشتر از یک بار
 یه بیمار ‫رو کشته باشه,

23
00:02:34,922 --> 00:02:37,584
‫این یه اتهام خیلی جدیه,

24
00:02:39,040 --> 00:02:40,600
‫یعنی می‌گی مدرک واقعی و

25
00:02:40,640 --> 00:02:43,165
‫قطعی داره که این کار، ‫کارِ خودِ میا بوده؟

26
00:02:43,720 --> 00:02:46,840
‫خب، هنوز داره تحقیق می‌کنه،
‫ولی انگار که,,,

27
00:02:48,371 --> 00:02:50,057
‫چرا داری ازش دفاع می‌کنی؟

28
00:02:54,520 --> 00:02:55,714
‫عاشقش شدی؟

29
00:02:58,960 --> 00:03:00,029
‫نه,

30
00:03:01,640 --> 00:03:03,164
‫از همین می‌ترسی؟

31
00:03:03,460 --> 00:03:05,920
‫واسه همینه که داری این‌همه
‫تهمت بهش می‌زنی؟

32
00:03:05,945 --> 00:03:07,585
‫دارم سعی می‌کنم
زندگیمون رو نجات بدم، ‫لاتی,

33
00:03:07,610 --> 00:03:09,250
‫داری خودتو مسخره می‌کنی,
,,,آه، خدایا

34
00:03:09,275 --> 00:03:10,995
‫تمام نگرانیت همینه؟
‫نه!

35
00:03:11,020 --> 00:03:13,075
‫اینکه جلوی بقیه چطور به نظر بیایم؟
‫چون دیگه حالم به هم می‌خوره,,,

36
00:03:13,100 --> 00:03:16,140
‫ پس اینجوری نگاه می‌کنی؟
 فقط ‫یه یه جور تعهد اجتماعی؟

37
00:03:18,823 --> 00:03:19,863
‫نه,

38
00:03:22,480 --> 00:03:24,960
‫ راجع به خودمون حرف نمی‌زدم,

39
00:03:28,069 --> 00:03:29,294
‫ولی من چرا,

40
00:03:38,987 --> 00:03:40,347
‫تو دیگه دوستم نداری,

41
00:03:44,428 --> 00:03:45,707
‫راستش، من,,,

42
00:03:48,404 --> 00:03:50,004
‫نمی‌دونم چه حسی دارم,

43
00:03:54,120 --> 00:03:55,322
‫اوضاع خیلی داغونه,

44
00:03:57,322 --> 00:03:58,607
‫متأسفم,

45
00:04:00,750 --> 00:04:03,120
‫می‌دونی، اون از سکس استفاده می‌کنه
‫تا به هرچی که می‌خواد برسه,

46
00:04:03,145 --> 00:04:05,579
‫خواهش می‌کنم بس کن, می‌دونم که,,,
‫داره بازیت می‌ده,,,

47
00:04:05,604 --> 00:04:07,370
‫ای خدا! من خودم آدم بزرگیم!

48
00:04:07,395 --> 00:04:10,281
‫خیلی خوب می‌تونم
‫خودم برای خودم تصمیم بگیرم!

49
00:04:11,665 --> 00:04:15,817
‫بعد از اون مهمونی،
تو هالِ خودمون ‫باهام سکس کرد,,,

50
00:04:18,257 --> 00:04:19,860
‫درست وقتی که کنارمون خواب بودی,

51
00:04:27,004 --> 00:04:28,724
,,,‫منظورت اینه که با همدیگه سکس کردین

52
00:04:34,086 --> 00:04:36,966
‫یا تو فقط یه تماشاچی بی‌گناه بودی؟

53
00:05:05,339 --> 00:05:06,386
‫سلام,

54
00:05:07,556 --> 00:05:08,610
‫خوبی؟

55
00:05:09,410 --> 00:05:10,970
‫راستش، تعریفی ندارم,

56
00:05:13,732 --> 00:05:18,595
‫گوش کن، جیکوب, می‌دونم
سر خیلی چیزا ‫با هم تفاهم نداشتیم،

57
00:05:19,887 --> 00:05:22,807
‫ولی الان واقعاً لازم دارم یکی
‫در مورد بابا باهام روراست باشه,

58
00:05:25,979 --> 00:05:28,876
‫از من برمیاد, چی می‌خوای بدونی؟

59
00:05:29,540 --> 00:05:31,135
‫جراح‌ها می‌گن نمی‌تونن عملش کنن،

60
00:05:31,160 --> 00:05:33,880
‫ولی مگه با امتحان کردنش
‫چی رو از دست می‌دیم؟

61
00:05:36,122 --> 00:05:37,562
‫خب، دلیلش اینه که,,,

62
00:05:38,840 --> 00:05:41,960
‫دیگه خیلی دیره,
,سرطان خیلی پیشرفت کرده

63
00:05:43,015 --> 00:05:44,055
‫و از دیدگاه من،

64
00:05:44,080 --> 00:05:45,920
‫ هیچ‌وقت به مریضی با مشکلات قلبی

65
00:05:45,960 --> 00:05:48,424
‫مثل پدرت، داروی بیهوشی عمومی نمی‌زنم,

66
00:05:49,840 --> 00:05:51,466
‫تقریباً صددرصد می‌کشتش,

67
00:05:52,921 --> 00:05:55,552
‫و هیچ متخصص بیهوشی‌ای هم نمی‌خواد
‫مسئولیتش رو به عهده بگیره,

68
00:05:59,827 --> 00:06:01,737
‫ می‌دونم این چیزی نیست که
‫دلت می‌خواد بشنوی,

69
00:06:05,955 --> 00:06:07,141
‫خب، امم,,,

70
00:06:08,622 --> 00:06:10,840
‫حداقل بهترین مراقبت ممکن رو داره,

71
00:06:10,880 --> 00:06:13,600
‫پرستارا,,, پرستارا عالی بودن,

72
00:06:20,561 --> 00:06:21,689
‫میا,

73
00:06:22,103 --> 00:06:23,316
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

74
00:06:23,341 --> 00:06:24,895
‫سرپرستار ازم خواست,

75
00:06:25,380 --> 00:06:26,907
‫خیلی کمبود نیرو دارن,

76
00:06:27,413 --> 00:06:33,653
‫این یه فرشته‌ست که
فرستادنش منو ‫با خودش ببره بهشت,

77
00:06:33,678 --> 00:06:35,918
‫این حرفا رو بذاریم کنار،
‫آقای پاندیِن,

78
00:06:35,943 --> 00:06:41,045
‫فکر کردم تو طرف منی,
‫اون که می‌دونه می‌خوام برم,

79
00:06:41,610 --> 00:06:44,289
‫چرا از این عذاب راحتم نمی‌کنی؟

80
00:06:46,290 --> 00:06:49,104
‫میا، شاید بهتره آقای پاندیِن و
‫پسرشون رو تنها بذاریم,

81
00:06:50,330 --> 00:06:51,535
‫ممنون,

82
00:06:59,363 --> 00:07:00,921
‫اوضاع چطوره، پسر؟

83
00:07:02,627 --> 00:07:04,137
‫چیزی فکرت رو مشغول کرده؟

84
00:07:06,851 --> 00:07:08,504
‫باشه, اوم,,,

85
00:07:11,920 --> 00:07:14,271
‫مطمئن نیستم هاری

86
00:07:14,296 --> 00:07:16,517
‫آدم مناسبی برای اداره‌ی بنیاد باشه,

87
00:07:16,542 --> 00:07:21,387
‫دیگه خسته شدم از این حرفا, می‌دونم که,,,
‫نه، شخصی نیست,

88
00:07:21,412 --> 00:07:24,145
‫این حرفم بر اساس چیزاییه که فهمیدم,
‫ چی هست؟

89
00:07:27,040 --> 00:07:30,924
‫فکر کنم هاری داره سعی می‌کنه
از کل ‫پروژه‌ی بیمارستان بکشه کنار,

90
00:07:31,974 --> 00:07:33,214
‫خب,,,

91
00:07:35,123 --> 00:07:38,742
‫حیف می‌شه,
‫خب، نمی‌تونیم بذاریم این اتفاق بیفته,

92
00:07:38,767 --> 00:07:43,975
‫تو که نمی‌خوای کارا رو دست بگیری,
‫سرزنشت هم نمی‌کنم,

93
00:07:44,000 --> 00:07:45,120
‫این درست نیست,

94
00:07:45,160 --> 00:07:48,400
‫راستش بنیاد برام خیلی مهم شده،

95
00:07:48,425 --> 00:07:52,505
‫واقعاً, قرار نیست بعد از,,,
‫فرار کنم و ولش کنم,

96
00:07:54,012 --> 00:07:55,520
‫بعد از اینکه من رفتم؟

97
00:07:57,867 --> 00:07:59,474
‫خوبه که می‌دونم,

98
00:08:00,602 --> 00:08:04,776
‫آه، خسته‌م, بذار یه وقت دیگه
‫در موردش حرف بزنیم,

99
00:08:05,586 --> 00:08:06,625
,البته

100
00:08:12,549 --> 00:08:15,960
‫می‌دونم ما تو خونواده‌مون
‫زیاد از این حرفا نمی‌زنیم،

101
00:08:16,000 --> 00:08:18,862
‫ولی,,, دوسِت دارم، پسرم,

102
00:08:24,451 --> 00:08:26,811
‫منم دوسِت دارم، بابا,
,اوم

103
00:08:33,061 --> 00:08:36,120
‫این پرونده‌ی آقای آرنولده،
‫که چهارم نوامبر فوت کرد,

104
00:08:36,160 --> 00:08:39,440
‫آره, اینجا می‌تونی لیست تمام
‫داروهایی که تزریق شده رو ببینی,

105
00:08:40,800 --> 00:08:42,140
‫اینجا می‌تونی ببینی

106
00:08:42,165 --> 00:08:45,702
‫که یه دوز مورفین
درست قبل از ‫زمان مرگ ثبت شده,

107
00:08:45,727 --> 00:08:48,945
‫ولی اون مورد بعداً پاک شده,
‫چی,,,؟

108
00:08:49,390 --> 00:08:52,620
‫چرا، مگه زیاد پیش میاد؟
‫خب، هیچ‌وقت,

109
00:08:52,645 --> 00:08:55,016
‫پرستارا اصلاً نباید بدونن
‫چجوری این کارو تو سیستم انجام بدن,

110
00:08:56,907 --> 00:09:00,440
‫خب, پس چرا نوشته،
‫«حذف‌شده توسط م, الدگارد»؟

111
00:09:01,065 --> 00:09:02,115
‫نمی‌دونم,

112
00:09:03,145 --> 00:09:04,505
‫ولی باید با آنت حرف بزنی،

113
00:09:04,530 --> 00:09:07,285
‫چون میا هفته‌ی پیش هم
 نزدیک بود ‫به همون مریض

114
00:09:07,310 --> 00:09:09,421
‫یه دوز مورفین دیگه بزنه,

115
00:09:10,120 --> 00:09:13,000
‫چی؟!
,,,آره, و امم

116
00:09:14,646 --> 00:09:16,991
‫هر دو فکر می‌کنیم
‫شاید یه چیزی مصرف کرده بود,

117
00:09:17,334 --> 00:09:19,640
‫می‌دونم,
خیلی عجیب‌غریب ‫رفتار می‌کرد,

118
00:09:19,680 --> 00:09:21,160
‫چرا همون موقع اینو بهم نگفتی؟

119
00:09:21,200 --> 00:09:22,640
‫می‌دونم، ببخشید, من,,,

120
00:09:22,665 --> 00:09:24,906
‫یعنی، تا قبل از اینکه اینو ببینم،
‫دوزاریم نیفتاده بود,

121
00:09:27,137 --> 00:09:30,400
‫خب, پس در مورد مرگ آقای گرین،

122
00:09:30,425 --> 00:09:33,320
‫می‌تونسته بهش ‫همون پتاسیمی رو
 داده باشه که الان ‫می‌دونیم کشتتش,

123
00:09:34,242 --> 00:09:35,242
‫آره,

124
00:09:38,339 --> 00:09:40,093
‫یه چیز دیگه هم هست,

125
00:09:40,118 --> 00:09:43,544
‫یه مرده از نروژ هی به بیمارستان زنگ می‌زنه
‫و می‌خواد با میا حرف بزنه,

126
00:09:44,760 --> 00:09:49,240
‫واسه همین فکر می‌کنیم ممکنه اونجا
‫بدجوری به دردسر افتاده و در رفته,

127
00:09:51,680 --> 00:09:52,893
‫باشه,

128
00:09:53,260 --> 00:09:55,290
‫لعنتی، این,,, این خیلی بده,

129
00:09:56,726 --> 00:09:59,206
‫امم,,, باشه,

130
00:09:59,231 --> 00:10:02,295
‫باید همین الان جما رو در جریان بذارم و
‫این قضیه رو بررسی کنیم,

131
00:10:02,320 --> 00:10:03,720
‫گندش بزنن,

132
00:10:32,025 --> 00:10:33,425
‫اوه، لعنتی,
چیه؟

133
00:10:35,524 --> 00:10:36,829
‫اوه، یا خدا,

134
00:10:39,520 --> 00:10:41,770
‫هی، میا الدگارد شیفتـه؟

135
00:10:43,737 --> 00:10:45,956
‫آره, تو بخشه‌,
‫مشکلی پیش اومده؟

136
00:10:45,981 --> 00:10:48,546
آره, ‫همین الان از بخش
,بکشش بیرون و بعد بیارش دفتر جما

137
00:10:48,571 --> 00:10:49,653
‫  همین الان,

138
00:10:52,442 --> 00:10:54,202
‫باید با من بیای,

139
00:10:54,227 --> 00:10:55,328
‫من درست وسط,,,

140
00:10:55,353 --> 00:10:57,571
‫جیدن، ‫تنهایی از پسش برمیای؟
‫البته، سرپرستار,

141
00:11:01,169 --> 00:11:02,395
‫چه خبر شده؟

142
00:11:10,120 --> 00:11:13,320
‫خانم الدگارد، به دنبال اطلاعات
‫جدید و مهمی که به دستمون رسیده،

143
00:11:13,360 --> 00:11:14,840
‫مجبور شدیم کمدتون رو بگردیم,

144
00:11:14,880 --> 00:11:18,877
‫خب، بابت این فضولی عذر می‌خوام،
‫ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم,

145
00:11:19,313 --> 00:11:20,640
‫میا، اینا چی‌ان؟

146
00:11:21,817 --> 00:11:23,400
‫نمی‌دونم، مال من نیستن,

147
00:11:23,440 --> 00:11:25,173
‫خب، تو کمد تو پیدا شدن,

148
00:11:25,198 --> 00:11:27,318
‫نمی‌دونم چرا, من نذاشتمشون اونجا,

149
00:11:27,343 --> 00:11:29,023
‫اینا مال یه مریضه,

150
00:11:29,048 --> 00:11:31,560
‫برای مصرف شخصی خودت دزدیدیشون؟

151
00:11:31,600 --> 00:11:34,080
‫نه، ندزدیدم و نذاشتمش تو کمدم,

152
00:11:34,105 --> 00:11:35,559
‫نمی‌دونم کی گذاشتش اونجا,

153
00:11:38,411 --> 00:11:40,891
‫سلام آقای پاندیِن, امروز چطوریم؟

154
00:11:55,314 --> 00:11:58,520
‫ببخشید که مزاحم می‌شم, سرپرستار،

155
00:11:58,560 --> 00:12:00,626
‫یه مرگ مشکوک تو بخش هفت داریم,

156
00:12:01,963 --> 00:12:04,638
‫چی؟
,خب، باشه, بریم

157
00:12:04,875 --> 00:12:06,000
‫همینجا بمون,

158
00:12:06,040 --> 00:12:08,329
‫جیدن، تو پیش خانم الدگارد ‫اینجا بمون,

159
00:12:08,354 --> 00:12:09,453
‫بله، باشه,

160
00:12:12,504 --> 00:12:13,557
‫ممنون,

161
00:12:22,426 --> 00:12:23,952
‫مانیتور رو ازش جدا کرده بودن,

162
00:12:27,507 --> 00:12:28,667
‫خب,

163
00:12:33,747 --> 00:12:37,299
گ  ل  چ  ی  ن - د  ا  ن  ل  ود

164
00:12:44,040 --> 00:12:46,880
‫خب, امروز صبح
کی ‫مراقب آقای پاندیِن بوده؟

165
00:12:49,141 --> 00:12:50,701
‫میا الدگارد,

166
00:12:51,217 --> 00:12:52,138
,درسته

167
00:12:52,162 --> 00:12:53,713
‫ آره, من ازش خواستم جاش وایسه,

168
00:12:53,738 --> 00:12:55,433
‫به طرز وحشتناکی کمبود نیرو داریم,

169
00:12:55,458 --> 00:12:56,538
‫خیلی متأسفم,

170
00:12:57,371 --> 00:12:59,660
‫اوه، نه, اشکالی نداره,
ممنون، آنت, ‫ممنون,

171
00:13:00,511 --> 00:13:01,511
,خیلی‌خب

172
00:13:06,792 --> 00:13:07,807
‫ممنون، جیدن,

173
00:13:07,832 --> 00:13:10,101
‫می‌شه موقع بیرون رفتن در رو ببندی؟
,بله

174
00:13:12,691 --> 00:13:13,920
‫کی مرده؟

175
00:13:14,700 --> 00:13:16,016
‫راج پاندیِن,

176
00:13:17,907 --> 00:13:21,307
‫اوه، چه حیف,
,مرد خیلی خوبی بود

177
00:13:21,332 --> 00:13:23,770
‫ولی داشت خیلی عذاب می‌کشید,

178
00:13:27,986 --> 00:13:30,575
‫تو کمک کردی این عذاب تموم بشه؟

179
00:13:30,600 --> 00:13:32,542
‫ هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم,

180
00:13:33,368 --> 00:13:35,001
‫پس اون داروهای تو کمدت چی؟

181
00:13:35,026 --> 00:13:37,051
‫اه, گفتم که من نذاشتمش اونجا,

182
00:13:37,076 --> 00:13:40,640
‫اینکه داروهای ‫تجویزی رو موقع شیفت می‌دزدی
‫و سوءمصرف می‌کنی رو انکار می‌کنی؟

183
00:13:42,059 --> 00:13:44,199
‫خب,,,
‫با کس دیگه‌ای هم همدست بودی؟

184
00:13:45,761 --> 00:13:47,775
‫چرا در این مورد
با دکتر رابرتز ‫حرف نمی‌زنین؟

185
00:13:47,800 --> 00:13:49,320
‫راستش قبلاً باهاش حرف زدم,

186
00:13:50,425 --> 00:13:52,596
‫اون مچت رو موقع برداشتنشون گرفته، ‫مگه نه؟

187
00:13:53,074 --> 00:13:54,074
‫سلام,

188
00:13:56,726 --> 00:13:57,897
‫اوه، ببخشید,

189
00:13:58,711 --> 00:13:59,922
‫یه لحظه بهم فرصت بدید,

190
00:14:05,581 --> 00:14:08,000
‫اینجا چه خبره؟ ‫یه سری شایعه‌های
عجیب‌غریب ‫به گوشم می‌رسه,

191
00:14:08,040 --> 00:14:10,200
‫آها، قضیه‌ی آقای پاندیِن رو شنیدی؟
‫آره,

192
00:14:10,240 --> 00:14:12,320
‫یکی گفت مرگش طبیعی نبوده,

193
00:14:12,360 --> 00:14:15,105
‫هنوز نمی‌دونیم،
‫ولی این‌طور به نظر میاد,

194
00:14:16,840 --> 00:14:17,909
‫چطوری؟

195
00:14:19,930 --> 00:14:22,549
‫لاتی، تو هیچ‌وقت میا رو
‫تو اتاق آقای پاندیِن دیدی؟

196
00:14:24,730 --> 00:14:25,770
‫اوم,,,

197
00:14:26,617 --> 00:14:27,686
‫یه بار,

198
00:14:28,030 --> 00:14:29,524
‫وقتی اونجا شیفت بود؟

199
00:14:31,097 --> 00:14:32,354
‫راستش، من، امم,,,

200
00:14:34,003 --> 00:14:36,328
‫نباید اونجا می‌بود،
‫و همون‌جا هم بهش گفتم,

201
00:14:39,387 --> 00:14:41,031
‫چیز دیگه‌ای هم هست که باید بدونم؟

202
00:14:43,305 --> 00:14:46,047
‫می‌دونم باهاش دوستی،
‫ولی به حقیقت احتیاج دارم,

203
00:14:48,619 --> 00:14:49,971
‫فقط اینکه، امم,,,

204
00:14:51,459 --> 00:14:55,133
‫اون و مریض ‫داشتن خیلی راحت
در مورد ‫پایان زندگیش حرف می‌زدن,

205
00:14:58,400 --> 00:14:59,577
‫چه افتضاحی,

206
00:15:09,840 --> 00:15:12,866
‫خانم الدگارد، ‫تو پرونده‌ی دو تا از مریض‌های
 ‫تحت مراقبت شما که فوت کردن،

207
00:15:12,891 --> 00:15:14,513
,موارد مشکوکی پیدا کردیم

208
00:15:14,538 --> 00:15:16,073
‫و الان سومین مریض هم

209
00:15:16,098 --> 00:15:18,895
‫برای پایان دادن به زندگیش کمک دریافت کرده،
‫همه‌ش هم تو شیفت تو,

210
00:15:18,920 --> 00:15:20,459
‫من سر شیفت بودم، سرپرستار,,,

211
00:15:20,484 --> 00:15:23,600
‫همچنین داروهای ‫تجویزی رو
موقع شیفت دزدیدی ‫و سوءمصرف کردی,

212
00:15:23,625 --> 00:15:25,897
‫در نتیجه، از همین الان تعلیق می‌شی،

213
00:15:25,922 --> 00:15:29,400
‫تا وقتی که این قضیه رو به شورای
‫پرستاری و مامایی ارجاع بدیم,

214
00:15:29,425 --> 00:15:32,156
‫در طول دوره‌ی تعلیقت حق نداری
همکارات رو ببینی ‫یا باهاشون حرف بزنی,

215
00:15:32,181 --> 00:15:34,942
‫متوجه شدی؟
‫این یه اشتباهه,

216
00:15:35,676 --> 00:15:38,960
‫الان حراست تو رو می‌بره پیش کمدت
‫تا وسایلت رو برداری،

217
00:15:39,000 --> 00:15:41,000
‫به جز اون چیزایی که
‫ما به عنوان مدرک نگه می‌داریم,

218
00:15:41,040 --> 00:15:42,680
‫بعدش هم از ساختمون می‌برنت بیرون,

219
00:16:26,036 --> 00:16:28,000
‫ولم کنین! خودم دارم می‌رم، باشه؟

220
00:16:43,418 --> 00:16:45,072
‫همین امروز صبح دیدمش,

221
00:16:46,360 --> 00:16:48,520
‫اونقدرها هم بدحال به نظر نمی‌رسید,,,

222
00:16:48,560 --> 00:16:51,360
‫روحیه خوبی داشت,
,واقعاً متأسفم

223
00:16:53,026 --> 00:16:55,066
‫درد داشت؟ چی شده؟

224
00:16:58,160 --> 00:17:01,179
‫لئو، ما مجبوریم کالبدشکافی انجام بدیم,

225
00:17:03,282 --> 00:17:04,322
‫چرا؟

226
00:17:04,832 --> 00:17:08,209
‫خب، این احتمال وجود داره که ‫یه نفر
,کمک کرده باشه تا مرگش تسریع بشه

227
00:17:10,200 --> 00:17:12,560
‫می‌دونم این یه شوک بزرگه

228
00:17:12,600 --> 00:17:14,715
‫علاوه بر همه‌ی چیزایی که قبلاً بهتون گفتم,

229
00:17:15,002 --> 00:17:17,849
‫معلومه که داریم سعی می‌کنیم از
‫اصل ماجرا سر در بیاریم,

230
00:17:17,874 --> 00:17:21,164
‫اون پرستاره، میا،
،که همین الان بردنش بیرون

231
00:17:21,189 --> 00:17:22,373
‫اون بوده,,,؟
,آره

232
00:17:23,093 --> 00:17:24,813
‫ولی هنوز کل داستان رو نمی‌دونیم,

233
00:17:31,640 --> 00:17:32,870
‫می‌خوام ببینمش,

234
00:17:33,836 --> 00:17:34,901
‫حتماً,

235
00:18:23,080 --> 00:18:24,206
‫خداحافظ، بابا,

236
00:18:26,826 --> 00:18:28,675
‫حداقل دیگه عذاب نمی‌کشه,

237
00:18:29,383 --> 00:18:30,903
‫ باید بدونم چی شده,

238
00:18:32,155 --> 00:18:33,570
‫ خودش نخواسته که بره,

239
00:18:35,560 --> 00:18:38,088
‫ برای رفتن پرپر می‌زد,
‫چطور می‌تونی این حرفو بزنی؟

240
00:18:38,113 --> 00:18:39,190
,حقیقته

241
00:18:43,770 --> 00:18:45,896
‫دل منم به اندازه‌ی تو شکسته، فهمیدی؟

242
00:18:48,578 --> 00:18:50,040
‫ولی خودش می‌خواست که بره,

243
00:18:51,170 --> 00:18:54,271
‫نه اینجوری,
‫ما که نمی‌دونیم,

244
00:18:55,120 --> 00:18:58,208
‫خب که چی، مگه فرقی هم می‌کنه؟
‫برای من فرق می‌کنه,

245
00:19:05,297 --> 00:19:07,146
‫می‌خوای کارای اداریش رو انجام بدم؟

246
00:19:09,324 --> 00:19:12,644
‫مثلاً چی؟
‫هماهنگی مراسم ختم،

247
00:19:12,669 --> 00:19:14,777
‫حرف زدن با وکیل در مورد وصیت‌نامه,

248
00:19:15,057 --> 00:19:16,165
‫من مشکلی ندارم,

249
00:19:17,211 --> 00:19:18,705
‫آه، مطمئنم که نداری,

250
00:19:20,690 --> 00:19:21,760
ببخشید؟

251
00:19:22,053 --> 00:19:24,814
‫فکر کنم یه بخشی از وجودت
‫می‌خواست از سر راهت کنار بره

252
00:19:24,839 --> 00:19:26,690
‫تا بتونی هر کاری دلت می‌خواد بکنی,

253
00:19:29,057 --> 00:19:32,097
‫اینو نشنیده می‌گیرم چون
‫هر دومون تو شوک هستیم,

254
00:19:47,616 --> 00:19:48,726
‫ایوان,

255
00:19:49,163 --> 00:19:51,697
‫خوشحالم می‌بینمت,
,سلام، آلن

256
00:19:52,400 --> 00:19:54,895
‫ببخشید سرزده اومدم,

257
00:19:54,920 --> 00:19:57,694
‫قضیه,,, میاست,

258
00:19:58,386 --> 00:20:00,057
‫خیلی نگرانشم,

259
00:20:00,909 --> 00:20:04,218
‫سر کار براش مشکلی پیش اومده،
‫و در رو هم باز نمی‌کنه,

260
00:20:04,243 --> 00:20:05,323
‫ دیدیش؟

261
00:20:06,760 --> 00:20:08,880
‫من نه, متأسفم,

262
00:20:17,505 --> 00:20:19,225
‫می‌خوای بیای تو؟
‫ممنونم,

263
00:20:23,160 --> 00:20:26,416
‫خونه‌ی قشنگی داری,
‫خیلی گرم و خودمونیه,

264
00:20:27,360 --> 00:20:29,514
‫فقط یه کم سلیقه‌ی زنونه کم داره,

265
00:20:31,134 --> 00:20:32,162
,,,یعنی

266
00:20:32,800 --> 00:20:34,695
منظورم این نبود ‫که دنبال,,,

267
00:20:34,720 --> 00:20:36,956
‫زیادی نگرانی, پیش من می‌تونی
‫هر چی دوست داری بگی,

268
00:20:41,320 --> 00:20:42,320
‫امم,,,

269
00:20:44,115 --> 00:20:45,915
‫بله, فقط شیر, ممنون,

270
00:20:48,640 --> 00:20:50,503
‫از اتفاقی که برای میا افتاده متأسفم,

271
00:20:51,152 --> 00:20:52,793
‫اون باهام خیلی مهربون بوده,

272
00:20:53,820 --> 00:20:58,462
‫آره, ‫دختر جوون خیلی سردرگمیه،
‫ولی قلب مهربونی داره,

273
00:21:00,720 --> 00:21:02,287
‫و فکر می‌کنه تو هم همین‌طوری,

274
00:21:06,480 --> 00:21:08,032
‫می‌دونم چی کار کردی، آلن,

275
00:21:11,225 --> 00:21:13,425
‫ولی معتقدم آدما می‌تونن عوض بشن,

276
00:21:18,553 --> 00:21:20,033
‫این از لطف توئه، ایوان,

277
00:21:24,891 --> 00:21:26,353
‫امیدوارم بتونم ثابتش کنم,

278
00:21:31,091 --> 00:21:34,794
‫می‌دونی، عاشق ‫رمان‌های "هری هوله"م,

279
00:21:36,680 --> 00:21:37,945
‫«پلنگ» رو خوندی؟

280
00:21:39,960 --> 00:21:41,400
‫آره, امم,,,

281
00:21:42,560 --> 00:21:44,040
‫عالی بود, اه,,,

282
00:21:45,880 --> 00:21:50,695
‫فکر کنم مورد علاقه‌م «الهه‌ی انتقام» باشه,
‫اوه، نه، اون یکی رو نخوندم,

283
00:21:50,720 --> 00:21:53,120
‫خب، من,,, یه نسخه ازش دارم,

284
00:21:53,145 --> 00:21:56,400
‫می‌تونم,,, بهتون قرضش بدم؟

285
00:21:57,096 --> 00:21:58,326
‫اگه اشکالی نداره,

286
00:21:59,120 --> 00:22:00,320
‫نه، امم,,,

287
00:22:02,645 --> 00:22:04,086
‫باعث افتخارمه,

288
00:22:05,066 --> 00:22:06,146
‫یه لحظه,

289
00:22:23,769 --> 00:22:24,813
,اوه

290
00:22:25,266 --> 00:22:28,579
‫ ببخشید پرستار, می‌شه
 یه لیوان دیگه ‫برام بیارین؟ ممنون,

291
00:22:30,040 --> 00:22:31,445
‫حالتون خوبه، دکتر؟

292
00:22:34,240 --> 00:22:35,360
‫خوبم,

293
00:22:45,600 --> 00:22:47,360
‫ببین,
‫اوه!

294
00:22:47,400 --> 00:22:51,219
‫داشتم دنبال دستشویی‌ می‌گشتم,
‫حتماً, اون یکی در، اون پایین,

295
00:22:51,244 --> 00:22:52,319
‫عالیه، ممنون,

296
00:23:05,939 --> 00:23:06,988
‫نه،

297
00:23:07,702 --> 00:23:09,635
,اون‌جوری که به نظر میاد نیست

298
00:23:27,485 --> 00:23:32,800
گ  ل  چ  ی  ن - د  ا  ن  ل  و  د

299
00:23:54,183 --> 00:23:55,296
‫میا!

300
00:24:00,674 --> 00:24:02,434
‫میا، می‌دونم اونجایی,

301
00:24:04,800 --> 00:24:06,074
‫خواهش می‌کنم در رو باز کن,

302
00:24:08,240 --> 00:24:09,601
‫ به خاطر تو اینجام,

303
00:24:22,516 --> 00:24:23,756
‫سلام، میا,

304
00:24:24,809 --> 00:24:26,208
‫می‌دونم خونه‌ای,

305
00:24:36,408 --> 00:24:38,789
‫شما یک پیام جدید دارید,

306
00:24:39,322 --> 00:24:43,202
‫سلام، میا, می‌دونم خونه‌ای,
‫اون تو دیدمت,

307
00:24:43,227 --> 00:24:45,330
‫هر وقت آماده بودی بهم زنگ بزن
‫میام پیشت,

308
00:25:48,186 --> 00:25:50,297
‫می‌دونی، با پارتنرش تو نروژ حرف زدم,

309
00:25:51,120 --> 00:25:53,033
‫هی به بیمارستان زنگ می‌زد،
‫نگرانش بود,

310
00:25:54,331 --> 00:25:56,352
‫ولش کرده در رفته، پولش رو هم دزدیده,

311
00:25:59,091 --> 00:26:00,904
‫هر دومون بازی خوردیم، لاتی,

312
00:26:01,700 --> 00:26:02,978
‫بیا قبولش کنیم,

313
00:26:05,170 --> 00:26:06,875
,,,‫ بیا سعی کنیم بگذریم و

314
00:26:07,730 --> 00:26:10,063
زندگیم رو ‫به روال عادی برگردونم,

315
00:26:14,330 --> 00:26:16,173
‫می‌رم دوری می‌زنم،
بعدش هم ‫شام رو درست می‌کنم,

316
00:27:12,948 --> 00:27:14,927
‫سلام، لئو,

317
00:27:15,497 --> 00:27:16,562
‫لاتی,

318
00:27:18,080 --> 00:27:20,440
‫به خاطر پدرت خیلی متأسفم,

319
00:27:21,585 --> 00:27:23,448
‫ممنون, شوک بزرگی بود,

320
00:27:24,129 --> 00:27:25,129
,آره

321
00:27:25,921 --> 00:27:30,103
‫اگه شایعه‌ها در مورد اتفاقی که
‫افتاده درست باشه,,,

322
00:27:31,225 --> 00:27:33,679
‫اون‌وقت من مسئولم که متوجه نشدم,

323
00:27:34,235 --> 00:27:36,455
‫دیوونه نشو,
معلومه که ‫مسئول نیستی,

324
00:27:36,480 --> 00:27:40,482
‫خب، حس خیلی بدی در موردش دارم,
‫خواهش می‌کنم این‌جوری نباش,

325
00:27:42,240 --> 00:27:44,560
‫ببین، دلم می‌خواد یه چهره‌ی آشنا ببینم,

326
00:27:44,585 --> 00:27:46,234
‫پایه‌ی یه نوشیدنی نیستی؟

327
00:27:46,259 --> 00:27:47,699
‫آره، آره,

328
00:27:48,598 --> 00:27:49,715
,الان میام

329
00:27:52,480 --> 00:27:54,624
‫ممنون که اومدی,
حالت چطوره؟

330
00:27:55,400 --> 00:27:58,374
‫حسابی گند زدم، لاتی,
‫نه، نزدی,

331
00:27:58,399 --> 00:28:02,157
‫زدم, تقریباً مطمئنم
 هاری ‫بنیاد رو نابود می‌کنه,

332
00:28:02,182 --> 00:28:04,667
‫ تازه امروز جرئت کردم به بابا بگم,

333
00:28:05,177 --> 00:28:07,794
‫دیگه خیلی دیره,
‫تو که نمی‌دونی, باید صبرکنی ببینی چی می‌شه,

334
00:28:09,761 --> 00:28:12,639
‫بابا,,, فکر می‌کرد نمی‌خوام اینجا بمونم,

335
00:28:13,124 --> 00:28:15,720
‫ولی اگه می‌تونستم
 میراثش رو ادامه بدم، ‫می‌موندم,

336
00:28:17,249 --> 00:28:21,289
‫خب، می‌دونم که اوضاع بین ما
‫یه کم پیچیده بوده،

337
00:28:21,314 --> 00:28:23,634
‫ولی واقعاً دلم می‌خواد این کارو بکنی,

338
00:28:28,080 --> 00:28:29,320
‫میا رو دیدی؟

339
00:28:31,058 --> 00:28:33,439
‫نه، تا وقتی دارن تحقیق می‌کنن اجازه ندارم,

340
00:28:35,280 --> 00:28:38,760
‫لئو، می‌دونم چی گفتی،
‫ولی واقعاً حس خیلی بدی دارم که,,,

341
00:28:38,800 --> 00:28:40,920
‫نه، تو مسئول نیستی,

342
00:28:42,240 --> 00:28:44,640
‫شاید تو آدم‌شناسی خیلی افتضاح بودم,

343
00:28:44,680 --> 00:28:47,657
‫ببین, اگه اون این کارو کرده باشه
‫ازش عصبانی‌ام،

344
00:28:47,682 --> 00:28:49,911
‫چون آماده‌ی خداحافظی با بابا نبودم,

345
00:28:51,183 --> 00:28:53,480
‫ولی اون واقعاً باهاش مهربون و دلسوز بود,

346
00:28:53,520 --> 00:28:54,690
‫بابا عاشقش بود,

347
00:28:56,546 --> 00:28:58,835
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم شاید خودش
‫ازش خواسته این کارو بکنه,

348
00:29:01,491 --> 00:29:02,788
‫می‌تونم باورش کنم,

349
00:29:04,522 --> 00:29:06,575
‫ولی از نظر اخلاقی، کاملاً اشتباهه,

350
00:29:06,600 --> 00:29:09,033
‫این روش کارمون به عنوان
 دکتر یا پرستار ‫نیست, ولی,,,

351
00:29:09,058 --> 00:29:11,799
,,,می‌دونم این حرفم عجیب به نظر میاد

352
00:29:12,544 --> 00:29:14,096
‫اگه چیزیه که بابا می‌خواسته،

353
00:29:14,120 --> 00:29:16,215
‫اینکه بهش کمک کرده
 ازش یه آدم ‫شیطانی می‌سازه؟

354
00:29:17,538 --> 00:29:18,937
‫مطمئن نیستم این‌طور باشه,

355
00:29:27,279 --> 00:29:28,319
‫جم,

356
00:29:29,134 --> 00:29:33,263
‫نه، مشکلی نیست, اتفاقاً دارم با لاتی
‫خونه‌ی خودم یه چیزی می‌خورم,

357
00:29:33,288 --> 00:29:34,408
‫یه سر بیا اینجا,

358
00:29:37,287 --> 00:29:38,385
‫باشه,

359
00:29:40,080 --> 00:29:42,880
‫چی,,,؟
می‌خواد فوراً با هر دومون ‫حرف بزنه,

360
00:30:00,000 --> 00:30:02,168
‫عصر بخیر,
‫هی، چطوری؟

361
00:30:03,718 --> 00:30:06,015
‫ببخشید, امم، آیزاک،

362
00:30:07,960 --> 00:30:09,648
 تلفنی باهم ‫حرف زدیم,

363
00:30:12,360 --> 00:30:15,560
‫شما دکتر هستین؟
‫آره، سلام, جیکوب,

364
00:30:16,764 --> 00:30:19,224
‫سلام, از دیدنتون خوشبختم,
‫ممنونم,

365
00:30:20,280 --> 00:30:23,485
‫خیلی ازتون ممنونم,
‫نه، خواهش می‌کنم، خوشحال شدم کمک کردم,

366
00:30:23,750 --> 00:30:25,815
‫خیلی خوشحالم که دوباره به هم رسیدین,
‫آره,

367
00:30:25,840 --> 00:30:28,409
‫خب، راستش,,, ببخشید مزاحمتون شدم,

368
00:30:28,434 --> 00:30:31,914
‫یعنی، با تمام این اتفاقا، واقعاً,,,

369
00:30:33,655 --> 00:30:36,631
,,,‫یعنی، اون,,, اون واقعاً

370
00:30:37,265 --> 00:30:40,148
‫عادت داره از مشکلاتش فرار کنه,

371
00:30:40,851 --> 00:30:42,377
‫و خب، ما,,,

372
00:30:43,080 --> 00:30:44,880
‫قرار بود با هم ازدواج کنیم,

373
00:30:46,160 --> 00:30:47,330
‫جداً؟
‫آره,

374
00:30:47,760 --> 00:30:49,494
,خدایا، من,,, نمی‌دونستم

375
00:30:49,519 --> 00:30:53,575
‫آره, نه، نه, داشتیم برای آخر امسال
واسه‫ عروسی برنامه‌ریزی می‌کردیم،

376
00:30:53,600 --> 00:30:55,066
‫که یهو اون رفت،

377
00:30:55,988 --> 00:30:57,168
,,,و الان فقط

378
00:30:57,697 --> 00:30:58,983
‫آره,
,آره

379
00:31:00,050 --> 00:31:02,850
‫اون,,, چیزی در مورد
‫مشکلاتش سر کار گفت؟

380
00:31:04,448 --> 00:31:08,202
‫نه, خب، فرصتی نشد
 در مورد ‫چیزی حرف بزنیم، پس,,,

381
00:31:08,670 --> 00:31:09,763
‫اون، امم,,,

382
00:31:10,363 --> 00:31:11,970
بدجوری ‫تو دردسر افتاده,

383
00:31:13,119 --> 00:31:14,212
‫باشه,

384
00:31:15,520 --> 00:31:16,830
‫آره, اون، امم,,,

385
00:31:17,915 --> 00:31:20,448
‫این دقیقاً به کشیا می‌خوره,

386
00:31:22,025 --> 00:31:23,025
‫کشیا؟

387
00:31:24,200 --> 00:31:28,320
‫آره, میا، این اسم واقعیش نیست,,,
‫میا,,, اسم واقعیش نیست,

388
00:31:28,345 --> 00:31:29,413
‫خدایا,

389
00:31:29,691 --> 00:31:32,526
‫واو, آره، ببخشید, این، امم,,,
‫داستانش طولانیه,

390
00:31:32,551 --> 00:31:35,255
‫نه,,, خب، ببین،
نمی‌خوام ‫وقتت رو بگیرم،

391
00:31:35,280 --> 00:31:37,880
,,,‫ولی
 واقعاً امیدوارم مشکلتون ‫حل بشه,

392
00:31:37,920 --> 00:31:40,333
‫منم امیدوارم, و بازم ممنون,
‫نه,

393
00:31:40,768 --> 00:31:42,537
‫شب‌بخیر,
‫باشه، شب‌بخیر, شب‌بخیر,

394
00:31:54,314 --> 00:31:55,776
‫سلام,
‫سلام,

395
00:31:56,738 --> 00:31:57,980
‫خوبی؟ چه خبر؟

396
00:32:00,011 --> 00:32:02,071
‫حس بدی دارم که اینو میگم،

397
00:32:02,096 --> 00:32:03,299
‫مخصوصاً برای تو، ‫لئو،

398
00:32:03,324 --> 00:32:05,696
چون ممکنه ‫به اتفاقی که
 برای پدرت افتاده ‫ربط داشته باشه,

399
00:32:07,400 --> 00:32:09,359
‫ترجیح می‌دم بدونم,
 چی پیدا کردی؟

400
00:32:09,835 --> 00:32:11,664
‫این باید کاملاً بین خودمون بمونه,

401
00:32:16,603 --> 00:32:19,327
‫دلیلی که به میا شک داریم
اینه که اسمش

402
00:32:19,352 --> 00:32:21,941
‫با مرگ‌های دیگه‌ای تو بیمارستان
‫در ارتباط بوده,

403
00:32:21,966 --> 00:32:25,409
,خدای من
‫آره، می‌دونم, واقعاً نباید اینو جایی بگین,

404
00:32:26,520 --> 00:32:29,080
‫مدرک اصلی این بود که اون
 سابقه‌ی ‫داروی مسکنِ

405
00:32:29,120 --> 00:32:31,305
‫یکی از مریض‌هایی که مرده بود
‫رو دستکاری کرده,

406
00:32:32,360 --> 00:32:35,549
‫بخش آی‌تی چکش کرد,
تازه دیشب ‫ساعت 7 عصر دستکاری شده,

407
00:32:35,574 --> 00:32:38,335
‫و میا تو برنامه‌ی اون شیفت نبوده,

408
00:32:38,360 --> 00:32:41,143
‫اون موقع قطعاً سر کار نبوده,
‫از کجا می‌دونی؟

409
00:32:42,280 --> 00:32:44,160
‫چون من باهاش بودم,

410
00:32:46,224 --> 00:32:48,253
‫خب این یعنی چی؟

411
00:32:48,827 --> 00:32:50,680
‫هر کی دستکاریش کرده شاید نمی‌دونه

412
00:32:50,720 --> 00:32:52,639
‫که ما می‌تونیم بفهمیم چی شده,

413
00:32:53,053 --> 00:32:54,204
‫اگه کار میا نبوده،

414
00:32:54,229 --> 00:32:56,789
‫شاید کار کسی بوده که می‌خواسته
‫همه‌چیز رو بندازه گردن اون,

415
00:33:19,439 --> 00:33:20,479
‫گرسنه‌ای؟

416
00:33:38,113 --> 00:33:40,360
‫البته, ولی شما هم درک می‌کنین
‫که دارم سعی می‌کنم

417
00:33:40,400 --> 00:33:42,091
,,,آبروی یه بیمارستان رو مدیریت کنم ‫و

418
00:33:42,349 --> 00:33:44,659
می‌دونین، ‫اگه داستانی مثل این
به بیرون درز کنه

419
00:33:44,684 --> 00:33:47,480
‫آسیبی که به آبرومون می‌زنه,,,
‫خب، از دیدگاه شورای پرستاری،

420
00:33:47,520 --> 00:33:49,800
‫بعید می‌دونم بتونین
 از خبر کردن ‫پلیس طفره برین,

421
00:33:49,840 --> 00:33:51,863
‫ولی بیاین فردا در موردش صحبت کنیم,
,باشه

422
00:33:52,399 --> 00:33:56,560
‫‫باشه، ما، امم,,, فردا می‌بینیمتون,
‫ممنون, خداحافظ, خداحافظ,

423
00:34:05,156 --> 00:34:06,172
‫آخ,

424
00:34:07,313 --> 00:34:08,354
‫سلام!

425
00:34:08,960 --> 00:34:12,560
‫سلام,
,اوه، لعنتی, واقعاً متأسفم

426
00:34:13,890 --> 00:34:18,464
‫اوه,,, ببین، راستش رو بخوای،
‫روز خیلی گندی بود,

427
00:34:20,756 --> 00:34:21,796
‫باشه,

428
00:34:23,019 --> 00:34:25,904
‫داری چی کار می‌کنی؟
‫دیگه به اینا احتیاجی پیدا نمی‌کنی,

429
00:34:28,000 --> 00:34:30,475
‫چرا؟ چی,,,
چرا داری الان ‫این کارو می‌کنی؟

430
00:34:30,500 --> 00:34:33,973
‫اوه، دکتر گرگستون،
‫نگو که غافلگیر شدی,

431
00:34:34,512 --> 00:34:37,832
‫تو حوصله‌سربری، پیری
‫و زیادی هم کار می‌کنی,

432
00:34:37,857 --> 00:34:39,633
‫واسه همین دارم از خودت یاد می‌گیرم،

433
00:34:39,658 --> 00:34:42,200
‫و دارم تو رو با یه مدل جوون‌تر عوض می‌کنم,
‫باشه, آلیسا، می‌شه,,,

434
00:34:42,225 --> 00:34:44,065
‫می‌شه لطفاً در این مورد ‫با هم حرف بزنیم؟

435
00:34:44,090 --> 00:34:46,942
‫بعداً می‌بینمت؟ ‫خب، گمون نکنم,

436
00:34:47,360 --> 00:34:49,000
‫ وجه مشترک زیادی نداریم، ‫مگه نه؟

437
00:34:54,963 --> 00:34:56,428
‫بذار یه چیزی رو روشن کنیم,

438
00:34:56,654 --> 00:34:59,951
‫مرگ پدر من قطعاً طبیعی نبوده؟

439
00:35:00,658 --> 00:35:04,316
‫این‌طور به نظر میاد,
مانیتورهاش ‫از برق کشیده شده بود,

440
00:35:06,518 --> 00:35:09,521
‫اگه کار میا نبوده,,,
‫پس بقیه‌ی مرگ‌ها چی؟

441
00:35:10,800 --> 00:35:14,200
‫هیچ مدرک قطعی‌ای وجود نداره که اونو
‫مستقیماً به هر‌کدوم از مرگ‌ها ربط بده,

442
00:35:14,240 --> 00:35:16,920
‫همه‌ش مدارک غیرمستقیمه,
‫ولی داشته دارو می‌دزدیده,

443
00:35:18,472 --> 00:35:19,512
‫واقعاً؟

444
00:35:20,538 --> 00:35:21,710
‫خب، این جالبه,

445
00:35:22,806 --> 00:35:23,832
‫چرا؟

446
00:35:25,920 --> 00:35:28,920
‫چیه؟
چیزی می‌دونی که بهمون نگفتی؟

447
00:35:31,728 --> 00:35:34,368
‫نمی‌تونم اینو طوری بگم که حس نکنی

448
00:35:34,393 --> 00:35:37,928
‫دارم سعی می‌کنم ازدواجت رو خراب کنم,
‫ولی این‌طور نیست، ‫قسم می‌خورم,

449
00:35:38,538 --> 00:35:41,127
‫می‌دونم, چی هست؟

450
00:35:41,448 --> 00:35:43,380
‫من میا رو تو یه راهرو دیدم,

451
00:35:43,405 --> 00:35:47,992
‫یه چیزی مصرف کرده بود
و از چیزایی که ‫می‌شنیدم، تنها نبود,

452
00:35:48,806 --> 00:35:51,640
‫باید خودتو جمع‌وجور کنی,
‫دارم سعی می‌کنم, فقط بدجوری خمارم,

453
00:35:51,680 --> 00:35:54,492
‫چطور روت تأثیر نذاشته؟
‫چند وقته داری مصرف می‌کنی؟

454
00:35:55,680 --> 00:35:58,600
‫اگه بخوام حدس بزنم،
می‌گم ‫جیکوب بهش داده بود،

455
00:35:58,640 --> 00:35:59,960
‫و خودش بیشتر مصرف می‌کرد

456
00:36:00,000 --> 00:36:03,040
‫واسه همین
 به اثراتش ‫بیشتر از اون عادت داشت,

457
00:36:05,400 --> 00:36:06,799
‫خیلی متأسفم، لاتی,

458
00:36:08,810 --> 00:36:10,050
‫چی شده؟

459
00:36:12,788 --> 00:36:13,948
‫اون، امم,,,

460
00:36:15,355 --> 00:36:16,824
‫قبلاً هم این کارو کرده,

461
00:36:17,770 --> 00:36:19,112
‫تو دانشکده‌ی پزشکی,

462
00:36:24,520 --> 00:36:27,520
‫شاید بهتره اینم بهتون بگم،
‫فکر کنم بن از جیکوب خواسته

463
00:36:27,560 --> 00:36:29,920
‫تا کارای کثیفش رو تو این تحقیقات
‫یواشکی انجام بده،

464
00:36:29,960 --> 00:36:32,160
‫واسه همین به همه‌چی دسترسی داره,

465
00:36:32,200 --> 00:36:34,680
‫پس ممکنه همون بوده که
‫پرونده‌ها رو دستکاری کرده,

466
00:36:34,720 --> 00:36:36,760
‫قطعاً ممکنه,
‫نه,

467
00:36:38,080 --> 00:36:40,480
‫دلیلی هم داره
که بخواد ‫میا رو بی‌اعتبار کنه؟

468
00:36:44,690 --> 00:36:46,810
‫خوبی، لاتی؟
‫آره,

469
00:36:49,705 --> 00:36:52,065
‫بله, یه دلیلی داره,

470
00:36:55,066 --> 00:36:57,493
‫خب,,, حالا چی کار کنیم؟

471
00:36:59,441 --> 00:37:03,403
‫فکر کنم قبل از اینکه با بن حرف بزنم باید
‫مطمئن شم جیکوب داشته چی کار می‌کرده

472
00:37:03,428 --> 00:37:05,697
‫چون اون خیلی به جیکوب وفاداره,

473
00:37:05,722 --> 00:37:08,000
‫و اصلاً بهش اعتماد ندارم ‫که چیزی نگه,

474
00:37:08,040 --> 00:37:10,353
‫اگه جیکوب بو ببره چی؟
‫نباید بفهمه,

475
00:37:11,400 --> 00:37:15,520
 باید شیش‌دونگ ‫حواسمون بهش باشه تا
 مطمئن شیم ‫چیز دیگه‌ای رو دستکاری نمی‌کنه،

476
00:37:15,560 --> 00:37:18,638
‫وگرنه هیچ‌وقت نمی‌فهمیم
 مسئول ‫این مرگ‌ها کی بوده,

477
00:37:18,663 --> 00:37:21,565
‫و در این حین، من برم خونه
‫و وانمود کنم همه‌چی عادیه؟

478
00:37:37,365 --> 00:37:38,598
‫هنوز اینو داری؟

479
00:37:52,538 --> 00:37:54,489
‫فکر می‌کردم می‌خوای
‫پدر و مادرت رو فراموش کنی,

480
00:38:00,003 --> 00:38:02,064
‫نمی‌فهمی چرا فرار کردم؟

481
00:38:15,642 --> 00:38:17,585
‫تو منو تو یه قفس لعنتی نگه داشته بودی,

482
00:38:18,380 --> 00:38:19,935
‫من باعث شدم همچین حسی داشته باشی؟

483
00:38:26,629 --> 00:38:27,825
‫واقعاً متأسفم,

484
00:38:29,368 --> 00:38:30,543
‫واقعاً؟

485
00:38:33,160 --> 00:38:36,047
‫چرا تهدید کردی
 قضیه‌ی پول رو ‫به همه میگی؟

486
00:38:43,790 --> 00:38:46,747
<font color="#ff7632">گذشته‌ی جنایی خانواده‌ی لهستانی"
"گریبانشان را می‌گیرد</font>

487
00:38:46,772 --> 00:38:48,435
<font color="#ff7632">"میلیون‌ها پول دزدیده‌شده هنوز پیدا نشده"</font>

488
00:38:51,920 --> 00:38:54,076
‫یادم نمیاد همچین کاری کرده باشم,
‫کردی,

489
00:38:54,840 --> 00:38:57,247
‫می‌خواستی منو پیش مدیرهام لو بدی,

490
00:38:57,272 --> 00:39:00,696
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم,
‫نه، تو رو تو بیمارستان دیدم,

491
00:39:06,850 --> 00:39:09,249
,,‫آره، چون داشتم همه رو دعوت می‌کردم,

492
00:39:11,689 --> 00:39:13,206
‫به جشن نامزدی‌مون,

493
00:39:14,187 --> 00:39:15,347
‫چی؟

494
00:39:16,612 --> 00:39:18,105
‫آره,
,نه

495
00:39:18,130 --> 00:39:21,077
,,,تو گفتی می‌خوای
چی، ‫چی بگم؟

496
00:39:22,732 --> 00:39:23,892
‫چی بگم؟

497
00:39:30,220 --> 00:39:32,660
‫مطمئنی از خودت در نیاوردی؟

498
00:39:39,340 --> 00:39:40,464
‫چقدر بدبینی,

499
00:39:43,439 --> 00:39:44,479
‫می‌دونم,,,

500
00:39:45,882 --> 00:39:48,431
‫دوران خیلی دیوونه‌کننده‌ای بود,

501
00:40:00,000 --> 00:40:02,640
‫اوه، چه به‌موقع,
هنوز شام نخوردی؟

502
00:40:02,665 --> 00:40:05,020
‫نه، بشین, من می‌کِشم,

503
00:40:07,560 --> 00:40:08,720
‫کجا بودی؟

504
00:40:10,130 --> 00:40:12,606
‫رفتم یه سر به لئو بزنم, ببخشید,

505
00:40:13,387 --> 00:40:16,187
‫اشکالی نداره, حالش چطوره؟

506
00:40:17,406 --> 00:40:19,194
‫همونطور که انتظار میرفت,

507
00:40:21,349 --> 00:40:22,389
‫خب,,,

508
00:40:23,241 --> 00:40:25,680
‫سلام منو بهش رسوندی؟
‫اوهوم,

509
00:40:26,422 --> 00:40:27,621
‫بفرما، عزیزم,

510
00:40:28,985 --> 00:40:31,241
‫ممنون,
‫نوش جون,

511
00:40:34,627 --> 00:40:36,217
او‫م, بد نشده,,,

512
00:40:37,902 --> 00:40:39,222
‫اگه تعریف از خودم نباشه,

513
00:40:42,626 --> 00:40:44,298
‫بن همین الان پیام داد,

514
00:40:45,110 --> 00:40:46,732
دارن فکر می‌کنن ‫پلیس رو خبر کنن,

515
00:40:47,520 --> 00:40:49,174
‫دقیقاً چیزی که بیمارستان لازم نداره,

516
00:40:49,374 --> 00:40:50,397
,هوم

517
00:40:50,422 --> 00:40:52,812
‫با این حال، اتهامای خیلی جدی‌ای علیه‌شه,

518
00:40:53,275 --> 00:40:54,641
‫فکر کنم چاره‌ی دیگه‌ای ندارن,

519
00:40:55,694 --> 00:40:56,972
,به گمونم نه

520
00:41:00,960 --> 00:41:02,304
‫خوشحالم که برگشتی,

521
00:41:06,481 --> 00:41:07,637
‫آره، منم همین‌طور,

522
00:41:24,051 --> 00:41:25,279
‫یکی دیگه می‌خوری؟

523
00:41:26,586 --> 00:41:27,864
‫فکر کنم کافیه,

524
00:41:30,211 --> 00:41:34,191
‫امیدوار بودم بگی آره
تا بتونی ‫یه کم بیشتر بمونی,

525
00:41:35,840 --> 00:41:37,327
‫نمی‌خوای تنها باشی؟

526
00:41:38,427 --> 00:41:41,337
‫ از این می‌ترسم که
 دوباره ‫غم بهم هجوم بیاره,

527
00:41:44,769 --> 00:41:46,205
‫و وقتی با توام،

528
00:41:47,040 --> 00:41:50,200
‫حس می‌کنم می‌تونم برای یه دقیقه
‫فراموشش کنم,

529
00:41:54,958 --> 00:41:55,958
,,,خب، پس

530
00:41:57,669 --> 00:41:59,200
,شاید یکی دیگه بخورم

531
00:42:29,539 --> 00:42:31,625
‫عزیزم، نمیای بخوابی؟

532
00:43:00,830 --> 00:43:01,910
‫لاتی؟

533
00:43:24,933 --> 00:43:25,973
‫شب‌بخیر,

534
00:43:49,520 --> 00:43:50,560
‫کشیا,

535
00:43:52,370 --> 00:43:53,498
‫عزیزم,

536
00:43:55,633 --> 00:43:57,798
,,‫می‌دونم,,, تنها بودن,

537
00:43:59,200 --> 00:44:00,200
,سخته

538
00:44:01,640 --> 00:44:03,080
‫ولی دیگه تنها نیستی,

539
00:44:04,625 --> 00:44:07,535
،باشه، فکر کنم برای امروز کافیه
,جمعش می‌کنیم

540
00:44:09,920 --> 00:44:11,071
‫جلسه‌ی عالی‌ای بود,

541
00:44:12,446 --> 00:44:15,246
‫جداً؟
‫جداً,

542
00:44:18,192 --> 00:44:21,160
‫فکر کنم باید در موردش حرف بزنیم,
‫در مورد چی حرف بزنیم؟

543
00:44:21,680 --> 00:44:25,160
‫اتفاقی که داره اینجا میفته,
‫چه اتفاقی داره اینجا میفته؟

544
00:44:25,185 --> 00:44:28,892
‫فکر کنم تو داری سعی می‌کنی
‫تو این جلسه‌ها منو اغوا کنی,

545
00:44:29,240 --> 00:44:30,240
‫کشیا,,,

546
00:44:33,389 --> 00:44:34,509
‫بیا اینجا,

547
00:44:39,640 --> 00:44:40,920
‫بیا پیشم بشین,

548
00:44:53,416 --> 00:44:54,551
‫بیا اینجا,

549
00:44:58,523 --> 00:44:59,621
‫بیا,

550
00:45:17,715 --> 00:45:18,715
‫هی,

551
00:45:23,620 --> 00:45:26,162
‫تو یه بلایی سر من آوردی،
‫کشیا,

552
00:45:26,187 --> 00:45:28,227
‫من یه بلایی سر تو آوردم؟

553
00:45:35,760 --> 00:45:37,640
‫تو روانشناس منی,
‫اشکالی نداره,

554
00:45:41,160 --> 00:45:45,072
‫تو می‌خوای بیشتر از اون باشم،
‫خب اشکالی نداره,

555
00:45:53,793 --> 00:45:54,913
‫ دوباره بپوشش,

556
00:46:09,421 --> 00:46:10,461
,بپوشش

557
00:46:24,285 --> 00:47:29,681
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

