﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:20,833 --> 00:00:25,875
‫«دختران مرده»
"اثری از "لوئیس استرادا

3
00:00:25,900 --> 00:00:31,775
‫بر اساس رمانی از
‫خورخه ایبارگوئنگویتیا

4
00:00:42,698 --> 00:00:44,777
‫19 ژوئن 1960

5
00:00:47,375 --> 00:00:49,301
"صخره عمیق، مسکالا"

6
00:01:10,906 --> 00:01:12,140
‫ روز بخیر آقا.

7
00:01:12,458 --> 00:01:14,606
‫روز بخیر، جناب سرگرد.
‫‫ممنون که خبرمون کردین.

8
00:01:15,502 --> 00:01:16,600
‫کجا پیداش کردین؟

9
00:01:16,625 --> 00:01:17,671
‫جسد اون پایینه.

10
00:01:17,892 --> 00:01:20,622
‫ولی باید از بغل برید پایین،
‫راهش یه کم ناجوره.

11
00:01:21,114 --> 00:01:22,340
‫پس حواسمو جمع می‌کنم.

12
00:01:33,083 --> 00:01:36,041
‫لعنتی، ‫یه دختر مُرده دیگه
.زیر آفتاب داره می‌پزه

13
00:02:01,166 --> 00:02:02,708
‫ببین عاقبتت چی شده.

14
00:02:05,291 --> 00:02:09,106
‫ایوانکو! به اورژانس بگو بیاد،
‫پزشکی قانونی و بازرسم خبر کن.

15
00:02:09,583 --> 00:02:13,125
‫شما لاشخورا هم دو دقیقه وقت دارین
‫عکس‌هاتونو بگیرین، نه بیشتر.

16
00:02:13,150 --> 00:02:14,150
‫بیاین پایین.

17
00:02:35,666 --> 00:02:38,645
‫یک دختر مُرده دیگر در مسکالا!

18
00:02:43,487 --> 00:02:45,575
"این قسمت: "‫انتقام دو جانبه

19
00:02:50,515 --> 00:02:52,132
‫2 ژانویه 1964

20
00:02:55,129 --> 00:02:57,395
‫گوئمز سیرا، مسکالا

21
00:03:00,183 --> 00:03:03,183
‫و بدانید که
‫من و همکارانم در کنار شما هستیم،

22
00:03:03,208 --> 00:03:06,166
‫جناب آدولفو لوپز ماتئوس ارجمند،

23
00:03:06,191 --> 00:03:09,941
‫و اینکه ما فراتر از ششم ژوئیه
‫به حمایت از شما ادامه خواهیم داد،

24
00:03:09,966 --> 00:03:12,214
‫فراتر از اول دسامبر،

25
00:03:12,239 --> 00:03:16,600
‫زمانی که شما سنگین‌ترین ‫و جدی‌ترین
.مسئولیت‌های ملت را بر عهده می‌گیرید

26
00:03:16,625 --> 00:03:20,000
‫لذا، ما در کنار شما خواهیم بود
‫تا به تشویق مردم ادامه دهیم...

27
00:03:20,025 --> 00:03:22,691
‫...برای تحقق والاترین سرنوشت‌شان.

28
00:03:42,781 --> 00:03:43,781
‫رئیس؟

29
00:03:44,916 --> 00:03:46,000
‫رئیس.

30
00:03:46,916 --> 00:03:48,664
‫پول بنزین 12 پزو می‌شه.

31
00:03:48,689 --> 00:03:51,314
‫می‌شه یه کمم
‫برای صبحونه بهم مساعده بدین؟

32
00:03:51,766 --> 00:03:53,891
‫خیلی رو اعصابی، اسکلرا.

33
00:03:57,000 --> 00:04:00,125
‫اینو بگیر. ولی بعداً موقع حساب کتاب
‫باقی‌شو ازت می‌گیرم.

34
00:04:00,150 --> 00:04:01,198
‫ممنون رئیس.

35
00:04:19,520 --> 00:04:20,710
‫خانوم، بیا اینجا.

36
00:04:21,666 --> 00:04:25,375
‫من شکم خوک با سس سبز می‌خوام،
‫با لوبیای سرخ شده و یه تخم‌مرغ.

37
00:04:25,916 --> 00:04:26,875
‫تو چی؟

38
00:04:26,900 --> 00:04:28,100
‫همونو، جناب سروان.

39
00:04:28,125 --> 00:04:31,075
‫واسه منم همونو بیار خوشگله.
‫یه شیر قهوه هم بیار.

40
00:04:33,461 --> 00:04:36,294
‫همیشه دنبال استعداد جدیدی‌ها،
‫خانوم سرافینا.

41
00:04:36,666 --> 00:04:38,750
‫هیچ‌وقت گاردت باز نمی‌شه، نه؟

42
00:04:38,775 --> 00:04:40,141
‫دست خودم نیست جناب سروان.

43
00:04:40,166 --> 00:04:43,041
‫وقتی یه مدت طولانی تو این کار باشی،
‫دیگه ملکه ذهنت می‌شه.

44
00:04:48,916 --> 00:04:51,891
"‫حزب انقلابی سازمانی با پرزیدنت "لوپز ماتئوس
‫مدرنیته و عدالت اجتماعی

45
00:04:52,223 --> 00:04:54,000
"جناب رئیس‌جمهور، آب ما را دزدیدن"

46
00:04:54,025 --> 00:04:55,184
‫اسکلرا، بزن بریم!

47
00:04:56,958 --> 00:04:59,257
‫این زنه... عجب بی‌قرارِ پفیوزیـه.

48
00:05:24,909 --> 00:05:27,000
اسکلرا ‫برو سان‌خوان.
‫با این کاری که می‌خوایم بکنیم،

49
00:05:27,025 --> 00:05:28,650
‫فکر کنم بهتره یه شمع روشن کنم.

50
00:05:28,675 --> 00:05:31,281
‫می‌خوام بانوی معجزات
‫هوامو داشته باشه و حافظ من باشه.

51
00:06:01,291 --> 00:06:03,028
‫خانوم عصربخیر.
‫عصربخیر. چند می‌شه؟

52
00:06:03,791 --> 00:06:05,000
‫پنج پزو، لطفاً.

53
00:06:06,583 --> 00:06:07,768
‫ممنون.

54
00:06:08,020 --> 00:06:09,062
‫خدا خیرت بده.

55
00:06:09,087 --> 00:06:10,167
‫شما هم همینطور.

56
00:06:39,125 --> 00:06:41,250
‫لطفاً نذر منو قبول کن
‫و دعام رو بشنو.

57
00:06:41,275 --> 00:06:43,567
‫تو همیشه هوامو داشتی.

58
00:06:43,592 --> 00:06:47,259
‫ازت می‌خوام، تو رو به بزرگیت قسم،
‫تنهام نذار و بهم قدرتی بده

59
00:06:47,284 --> 00:06:50,992
‫که این مأموریت رو که این همه مدت عذابم داده
‫و زجر کشم کرده با موفقیت تموم کنم.

60
00:06:51,666 --> 00:06:53,875
‫قسم می‌خورم
اگه کمکم کنی ‫انتقامم رو بگیرم،

61
00:06:53,900 --> 00:06:56,650
‫بزرگترین محراب رو برات
‫تو «کنسپسیون» بسازم.

62
00:06:58,500 --> 00:07:01,750
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس. آمین.

63
00:07:14,000 --> 00:07:21,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

64
00:07:22,000 --> 00:07:25,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

65
00:07:31,753 --> 00:07:33,753
‫اینجا نونوایی پیدا می‌شه؟

66
00:07:33,778 --> 00:07:35,873
‫سه تا هست.
‫نزدیکترینشون تو میدونه.

67
00:07:35,898 --> 00:07:37,031
‫ممنون.

68
00:07:41,458 --> 00:07:44,536
‫انگار اینجا خیلی نون دوست دارن.
‫سه تا نونوایی هست.

69
00:07:44,561 --> 00:07:46,125
‫اولیش چند تا خیابون اون‌ورتره.

70
00:07:46,150 --> 00:07:48,192
‫مستقیم برو میدون، ‫یه نگاهی بندازیم.

71
00:08:15,000 --> 00:08:16,000
‫شب‌بخیر.

72
00:08:16,025 --> 00:08:18,483
‫شب‌بخیر.
‫می‌شه چهار تا شیرینی ناپلئونی بدین؟

73
00:08:25,703 --> 00:08:27,957
"نانوایی "گلوریا

74
00:08:40,106 --> 00:08:42,039
‫این نیست. یه خانوم بود.

75
00:08:42,458 --> 00:08:45,125
‫ولی ناپلئونی‌هاش حرف نداره.
‫می‌خوای؟

76
00:09:07,333 --> 00:09:09,166
"نانوایی "فلور توکسپانا

77
00:09:09,191 --> 00:09:11,710
‫شب بخیر.
 اینا شیرینی‌های شماست؟

78
00:09:24,666 --> 00:09:26,458
‫فکر کنم پیداش کردیم، جناب سروان.

79
00:09:26,483 --> 00:09:29,739
‫این یارو که پشت پیشخونه کُپِ همونیه
‫که رئیس عکسشو بهمون نشون داد.

80
00:09:30,262 --> 00:09:32,098
‫ناپلئونی‌هاشم تا الان از همه بهتر بوده.

81
00:09:43,666 --> 00:09:44,666
‫خودشه.

82
00:10:08,958 --> 00:10:11,083
‫منو نمی‌شناسی، سیمون کورونا؟

83
00:10:11,791 --> 00:10:13,916
‫خب، شاید این
حافظه‌تو سر جاش بیاره، ‫حرومزاده!

84
00:10:13,941 --> 00:10:15,375
‫نه، نه!

85
00:10:19,750 --> 00:10:21,291
‫آخ! کمک!

86
00:10:26,986 --> 00:10:28,641
‫شما شلیک نمی‌کنین، جناب سروان؟

87
00:10:28,666 --> 00:10:31,125
‫نه، من حواسم به پشتمونه،
‫تو همین‌طور داخل رو به رگبار ببند.

88
00:11:09,953 --> 00:11:11,656
‫سالتو توکسپانا

89
00:11:21,875 --> 00:11:23,141
‫چه گزارشی داری، افسر؟

90
00:11:23,166 --> 00:11:25,512
‫قربان، 48 تا پوکه پیدا کردیم.

91
00:11:25,537 --> 00:11:27,495
‫تقریباً همه‌شون نظامی‌ان.

92
00:11:27,520 --> 00:11:31,184
‫یکی از گلوله‌ها بازوی خانوم آلداکو رو
‫خراش داده و یه زخم ناجور برداشته.

93
00:11:31,209 --> 00:11:34,500
‫اون و نانوا، سیمون کورونا،
‫یه کم سوختگی سطحی هم دارن.

94
00:11:35,250 --> 00:11:37,520
‫هر دوتاشون دارن
‫منتقل می‌شن بیمارستان.

95
00:11:41,901 --> 00:11:44,370
‫اورژانس ‫واحد پزشکی سالتو توکسپانا

96
00:12:01,838 --> 00:12:03,083
‫آقای سیمون کورونا،

97
00:12:03,108 --> 00:12:05,900
‫هیچ می‌دونی
‫کی می‌خواسته شما رو بکشه؟

98
00:12:05,925 --> 00:12:08,372
‫قربان، کوچکترین شکی ندارم ‫کار کی بوده.

99
00:12:09,013 --> 00:12:10,721
‫ کاملاً و قطعاً مطمئنم،

100
00:12:10,746 --> 00:12:14,100
‫چون صورتش رو پشت اسلحه‌ای
‫که به طرفم گرفته بود دیدم،

101
00:12:14,125 --> 00:12:17,166
‫ زنی که این کارو کرد
‫کسی نیست جز سرافینا بالادرو.

102
00:12:17,590 --> 00:12:19,250
‫احیاناً می‌دونی به چه دلیلی

103
00:12:19,275 --> 00:12:21,924
‫خانوم بالادرو می‌خواسته
‫امشب شما رو به قتل برسونه؟

104
00:12:22,500 --> 00:12:23,625
‫اوم...

105
00:12:24,875 --> 00:12:27,208
‫راستش یه کم خجالت می‌کشم
‫بگم بله، می‌دونم.

106
00:12:27,233 --> 00:12:28,312
.لطفا، بفرما

107
00:12:29,625 --> 00:12:32,683
‫حقیقتش اینه که من ‫و خانوم
،سرافینا بالادرو با هم رابطه داشتیم

108
00:12:32,708 --> 00:12:36,312
‫و کلی با هم وقت گذروندیم و
‫سه بارم با هم زندگی کردیم.

109
00:12:36,958 --> 00:12:40,125
‫گاهی خوب بود ‫و گاهی هم افتضاح.

110
00:12:40,150 --> 00:12:42,703
‫با هم بودیم، جدا می‌شدیم،
‫از این قهر و آشتی‌های معمول داشتیم.

111
00:12:43,916 --> 00:12:47,041
‫ولی قربان، بین خودمون بمونه،
‫اون سرافینا اصلاً اعصاب نداره.

112
00:12:48,867 --> 00:12:51,742
‫تو سفری که به وراکروز داشتیم
‫برای همیشه ولش کردم.

113
00:12:53,000 --> 00:12:54,706
‫ فکر می‌کنم تمام اون عصبانیت،

114
00:12:54,731 --> 00:12:56,796
‫و چیزی که می‌تونم تصور کنم
‫یه نفرت آتشینه،

115
00:12:56,821 --> 00:12:58,571
که ‫سه سال بعد
.باعث شد این کارو بکنه

116
00:12:59,409 --> 00:13:02,164
‫هیچ‌کدوم از اون تیراندازای دیگه‌ای
‫که باهاش بودن رو دیدی؟

117
00:13:02,189 --> 00:13:03,085
‫نه.

118
00:13:04,217 --> 00:13:06,241
‫ولی می‌تونم با جزئیات کامل
.اون یارو رو توصیف کنم

119
00:13:06,266 --> 00:13:09,159
‫ کسی رو که درست قبل از این ماجرا
.اومد داخل ‫تا ازم شیرینی ناپلئونی بخره

120
00:13:10,125 --> 00:13:12,416
‫نه خیلی قد بلند بود نه خیلی کوتاه،

121
00:13:12,441 --> 00:13:14,107
‫نه خیلی جوون بود نه خیلی پیر.

122
00:13:14,132 --> 00:13:15,960
‫یه آدم... معمولی بود.

123
00:13:17,583 --> 00:13:19,916
‫ولی موهاش رو
.مثل سربازا کوتاه کرده بود

124
00:13:21,276 --> 00:13:23,439
‫هیچ می‌دونی که تیراندازا از کجا

125
00:13:23,464 --> 00:13:25,089
‫اون تفنگ اتوماتیک نظامی

126
00:13:25,114 --> 00:13:28,625
‫یا اون کلت کالیبر 45 رو که باهاش
‫می‌خواستن تو رو بکشن گیر آوردن؟

127
00:13:29,375 --> 00:13:30,333
‫نه.

128
00:13:31,040 --> 00:13:33,207
‫ولی چیزی که
از دورانی که باهاش بودم یادمه

129
00:13:33,416 --> 00:13:36,710
‫اینه که تو تمام مدتی که با اون
‫سرافینا بالادروی آتیشی‌مزاج زندگی می‌کردم،

130
00:13:37,000 --> 00:13:40,739
‫ با تمام رده‌های ارتش
‫سر و سرِ خیلی نزدیکی داشت.

131
00:13:43,041 --> 00:13:45,625
‫اطلاعات بیشتری که به دست آوردیم
‫باهات تماس می‌گیریم.

132
00:13:45,650 --> 00:13:47,025
‫و اگه زحمتی نیست،

133
00:13:47,050 --> 00:13:49,175
‫می‌خواستم اظهاراتت رو
‫برای بایگانی امضا کنی.

134
00:13:49,200 --> 00:13:50,275
‫بله.

135
00:13:55,708 --> 00:13:57,791
‫ممنون. امیدوارم زودتر خوب بشی.

136
00:13:57,816 --> 00:13:58,995
‫من دیگه مرخص می‌شم.

137
00:14:02,166 --> 00:14:05,083
‫و در آخر، قربانی اظهار داشت
‫که در سه نوبت مجزا

138
00:14:05,108 --> 00:14:09,567
‫با زنی به نام سرافینا بالادرو
‫رابطه و زندگی مشترک داشته است.

139
00:14:10,166 --> 00:14:14,250
‫و همچنین وی قادر به تأیید
این موضوع بود ‫که رهبر احتمالی حمله،

140
00:14:14,275 --> 00:14:17,317
‫که قصد جان او را داشته است،
‫سابقه طولانی

141
00:14:17,342 --> 00:14:22,259
‫در برخورداری از روابط نزدیک با اعضای
‫ارتش مکزیک را دارد. نقطه.

142
00:14:22,958 --> 00:14:25,784
‫با نهایت فوریت و احترام،
‫جناب دادستان کل،

143
00:14:25,809 --> 00:14:28,220
‫بدینوسیله اینجانب خواستار همکاری شما

144
00:14:28,245 --> 00:14:31,568
‫به منظور پیشبرد ‫ترتیبات لازم و مقتضی

145
00:14:31,593 --> 00:14:34,958
‫جهت صدور حکم بازداشت
‫شخصی به نام سرافینا بالادرو

146
00:14:34,983 --> 00:14:36,958
‫و همدستان وی می‌باشم.

147
00:14:38,187 --> 00:14:39,476
‫ممنون، خانوم نورما.

148
00:14:40,416 --> 00:14:41,916
‫هر وقت این نامه آماده شد،

149
00:14:41,941 --> 00:14:45,357
‫لطفاً مستقیماً برای
‫دادستان کل ایالت بفرستیدش،

150
00:14:45,382 --> 00:14:48,808
‫تا ایشون برای همتای خودشون
‫در «پلان دِ آباخو» ارسال کنن

151
00:14:48,833 --> 00:14:53,041
‫و فوراً تحقیقات در مورد مظنون
‫سرافینا بالادرو، رو شروع کنن.

152
00:14:53,066 --> 00:14:55,149
‫چشم قربان، فوراً انجامش می‌دم.

153
00:15:04,416 --> 00:15:05,718
‫آقای سیمون کورونا؟

154
00:15:08,291 --> 00:15:10,750
‫جناب، باید با من ‫تشریف بیارین دادسرا.

155
00:15:11,313 --> 00:15:12,605
‫بله، افسر.

156
00:15:13,083 --> 00:15:15,375
‫عزیزم؟
حواست به اینجا باشه، باشه؟

157
00:15:15,400 --> 00:15:16,608
‫باشه آقا، زود برگردی.

158
00:15:26,458 --> 00:15:28,291
‫دادسرای «پلان دِ آباخو»

159
00:15:28,316 --> 00:15:31,274
‫می‌خواد که ما
در مورد ‫نقش یا مشارکت شما،

160
00:15:31,299 --> 00:15:33,433
‫به همراه سرافینا بالادرو،

161
00:15:33,458 --> 00:15:35,317
‫توی یه جور دفن مخفیانه صحبت کنیم.

162
00:15:38,833 --> 00:15:40,750
‫قربان می‌تونم یه سؤال بپرسم؟
‫‫البته.

163
00:15:40,775 --> 00:15:43,025
‫حضورم ‫تو این بازجویی داوطلبانه‌ست؟

164
00:15:43,050 --> 00:15:45,808
‫با پای خودت اومدی اینجا،
‫یا به زور کشوندیمت؟

165
00:15:45,833 --> 00:15:47,875
‫نه. نه، کسی هیچ زوری به کار نبرد.

166
00:15:47,900 --> 00:15:50,016
‫آها، پس با پای خودت اومدی.

167
00:15:50,041 --> 00:15:52,458
‫هرچند این حق رو داری ‫که سکوت کنی.

168
00:15:54,375 --> 00:15:57,083
‫اگه اجازه بدید، ‫قبل از اینکه
.جواب بدم یه سؤال دیگه دارم

169
00:15:57,583 --> 00:15:59,682
‫سرافینا هنوز آزاده
و داره راست راست می‌چرخه؟

170
00:16:00,424 --> 00:16:03,125
‫این گزارش‌ها نشون می‌ده
‫که اتهاماتی علیهش وجود داره.

171
00:16:03,150 --> 00:16:04,908
‫خب این برای ما دو تا معنی داره.

172
00:16:04,933 --> 00:16:07,268
‫یا گرفتنش ‫یا خیلی بهش نزدیک شدن.

173
00:16:07,916 --> 00:16:10,333
‫خیلی‌خب،
‫پس سؤال آخر، قسم می‌خورم.

174
00:16:12,458 --> 00:16:15,583
‫اگه بهتون بگم اون دختری که
‫از تپه قلش دادیم پایین واقعاً چطوری مُرد،

175
00:16:15,608 --> 00:16:18,184
‫کمکی می‌کنه که مطمئن شین
‫اون مدت بیشتری رو تو زندون بگذرونه؟

176
00:16:23,228 --> 00:16:25,750
‫همون یه سؤال کوچیک
‫باعث شد شیش سال بیفتم اینجا.

177
00:16:26,416 --> 00:16:29,959
‫تنها چیزی که از اون دختر بیچاره‌ای
‫که از تپه قلش دادیم پایین می‌دونستم،

178
00:16:29,984 --> 00:16:34,725
‫این بود که اسمش...
‫ارنستینا، هلدا یا النا بود.

179
00:16:36,723 --> 00:16:39,163
‫پرونده ارنستینا، هلدا یا النا

180
00:16:40,166 --> 00:16:42,801
‫بعد از اینکه
‫دو بار با سرافینا زندگی کرده بودم،

181
00:16:42,826 --> 00:16:45,821
‫دوباره راهمون وسط
‫میدون «پاخارس» به هم افتاد.

182
00:16:45,846 --> 00:16:46,902
‫15 ژوئن 1960
"پاخارس، پلان دِ آباخو"

183
00:16:46,927 --> 00:16:49,260
‫اولش فکر کردم ‫یکیه که شبیه‌شه.

184
00:16:50,000 --> 00:16:52,779
‫ولی همین‌طور که خرامان خرامان
‫بهم نزدیک می‌شد، تنم به لرزه افتاد.

185
00:16:52,804 --> 00:16:55,250
‫اول زانوهام،
‫بعد پاهام، بعد همه جام.

186
00:16:56,054 --> 00:16:59,345
‫و از خودم پرسیدم
‫که هنوزم عاشقشم یا نه؟

187
00:17:01,166 --> 00:17:03,299
‫و همه چیز مثل همیشه اتفاق افتاد.

188
00:17:03,708 --> 00:17:07,395
‫باهام بدرفتاری کرد، که باعث شد
‫احساس گناه و پشیمونی کنم.

189
00:17:07,420 --> 00:17:09,875
‫مثل اون موقعی که
‫با یه فروشنده دوره‌گرد خوابید،

190
00:17:09,900 --> 00:17:11,415
‫یا اون باری که زیر تخت رو نگاه کردم

191
00:17:11,440 --> 00:17:13,791
‫و جوراب و شورت‌هایی رو پیدا کردم
‫که مال من نبودن.

192
00:17:13,827 --> 00:17:15,707
‫فارغ از اینکه چطور اتفاق افتاد،

193
00:17:15,732 --> 00:17:18,641
‫باعث شد اون کارای اداری رو
‫که برای انجامش اومده بودم فراموش کنم،

194
00:17:18,666 --> 00:17:21,815
‫و تمام ذهنم درگیر
‫فکر این تصادف عجیب و غریب شد.

195
00:17:22,903 --> 00:17:25,641
‫منم حس کردم
 که سرافینا ‫هنوز عاشقمه.

196
00:17:25,666 --> 00:17:28,059
‫اون سیلی‌ای که بهم زد
‫یه نشونه واقعی از علاقه‌اش بود.

197
00:17:31,333 --> 00:17:34,350
‫چطوری سیمون؟
‫چه عجب از این طرفا، پاخارس؟

198
00:17:34,375 --> 00:17:37,593
‫خبری نیست، اومدم چند تا برگه رو
‫برای یه نونوایی جدید پر کنم.

199
00:17:37,618 --> 00:17:40,083
‫ ساعت 2 قرار دارم،
‫واسه همین داشتم وقت می‌گذروندم.

200
00:17:40,108 --> 00:17:42,067
‫تو چی؟
‫اومدی به دوستت سر بزنی، یا چی؟

201
00:17:42,092 --> 00:17:43,384
‫کاغذبازیای حوصله‌سربر.

202
00:17:43,411 --> 00:17:46,198
‫یه کار کوچیک برای خونه «پدرونس» دارم،
‫ولی تا ساعت 1 وقت دارم.

203
00:17:47,500 --> 00:17:49,692
‫خب، حالا که هر دوتامون وقت داریم،
‫می‌تونم برات...

204
00:17:50,153 --> 00:17:51,643
‫مسخره‌بازی در نیار، سیمون.

205
00:17:58,666 --> 00:18:00,906
‫یه اتاق برامون بگیر.
‫‫اوهوم.

206
00:18:02,325 --> 00:18:04,534
‫تازه، ‫اگه بهم فرصت داده بود،

207
00:18:04,559 --> 00:18:06,695
‫همونجا ازش می‌خواستم
‫که دوباره با من باشه.

208
00:18:08,333 --> 00:18:12,416
‫اون موقع، سرافینا
‫باید حدود 38 سالش می‌بود.

209
00:18:13,661 --> 00:18:16,823
‫ولی با اون چشمای خمار ‫و لبای غنچه‌ایش،

210
00:18:17,846 --> 00:18:19,387
‫شبیه یه فرشته جوون بود.

211
00:18:19,830 --> 00:18:21,539
‫صبح بخیر...
‫‫ما یه اتاق می‌خواستیم.

212
00:18:21,564 --> 00:18:23,147
‫شب تا صبح یا ساعتی؟

213
00:18:23,500 --> 00:18:25,207
‫نصف روز.
‫‫نصف روز، بله.

214
00:18:29,333 --> 00:18:30,333
‫ممنون.

215
00:18:30,358 --> 00:18:31,358
‫خواهش می‌کنم.

216
00:18:47,551 --> 00:18:49,635
"هتل تجاری شماره 13"
"خوش آمدید"

218
00:19:40,041 --> 00:19:41,390
‫ساعت رو نگاه کن!

219
00:19:41,415 --> 00:19:43,458
‫ قرار بود ‫فقط چند ساعت بیرون باشم.

220
00:19:43,483 --> 00:19:45,817
‫نمی‌خوام دخترا و "اسکلت" نگرانم بشن.

221
00:19:45,842 --> 00:19:48,675
‫به نونوایی هم گفتم ‫بعد از ظهر برمی‌گردم.

222
00:19:48,700 --> 00:19:50,933
‫بهتره بجنبیم
‫وگرنه به آخرین اتوبوس نمی‌رسیم.

223
00:19:50,958 --> 00:19:52,299
‫راست می‌گی.
‫‫زود باش.

224
00:19:56,500 --> 00:19:57,500
‫یکی دیگه.

225
00:19:58,666 --> 00:19:59,715
‫مرسی.

226
00:20:08,333 --> 00:20:10,101
‫اگه تند بریم، به اتوبوسم می‌رسم.

227
00:20:15,652 --> 00:20:16,908
"خوش آمدید"

228
00:20:17,929 --> 00:20:19,529
"هتل تجاری شماره 13"

229
00:21:03,224 --> 00:21:06,016
‫اگه آروم بیدار شده بودم،
‫وسایلم رو جمع کرده بودم،

230
00:21:06,041 --> 00:21:08,583
‫و زده بودم به جاده
‫که برگردم «سالتو توکسپانا»،

231
00:21:08,608 --> 00:21:09,983
‫این دیدارم با سرافینا

232
00:21:10,008 --> 00:21:12,508
‫می‌شد یکی از اون
 اتفاقای بی‌شماری ‫که تو زندگیم افتاده

233
00:21:12,533 --> 00:21:13,781
‫و دیگه یادم نمیومد.

234
00:21:17,291 --> 00:21:18,891
‫ولی انگار قسمت این بود.

235
00:21:19,497 --> 00:21:22,205
‫اون روز، سرنوشتم برای همیشه
‫به اون زن گره خورد.

236
00:21:29,439 --> 00:21:33,266
‫می‌دونی، من با ماشین اومدم؟
‫با ماشین خودم می‌رسونمت خونه.

237
00:21:33,291 --> 00:21:35,000
‫عجب آدم کله‌گنده‌ای شدی، سیمون.

238
00:21:35,025 --> 00:21:36,775
‫با ماشین شخصی و این حرفا.
‫‫آره.

239
00:21:36,800 --> 00:21:38,843
‫ولی دیروز باید «پدرونس» می‌بودم.

240
00:21:38,868 --> 00:21:41,201
‫امروز هم ناهار با «آرکانخلا»
‫تو «سن پدرو» قرار دارم.

241
00:21:41,226 --> 00:21:42,629
‫هیچی دیگه نگو.

242
00:21:43,083 --> 00:21:44,676
‫می‌ریم «سن پدرو» و ناهارت.

243
00:21:49,875 --> 00:21:51,260
‫ممنون. بفرمایید.

244
00:21:51,860 --> 00:21:54,195
‫ ببین ‫سرنوشت
.عجب حرومزاده‌ی مکاریـه

245
00:21:54,220 --> 00:21:58,428
‫اگه رفته بودم پیش مکانیک
‫و بهم گفته بود: «شرمنده‌ام رفیق،

246
00:21:58,453 --> 00:22:01,078
‫معلوم شده اون قطعه پیدا نمی‌شه.
‫ماشینت هنوز آماده نیست...»

247
00:22:03,460 --> 00:22:05,164
‫منم سرافینا رو ‫می‌رسوندم ایستگاه اتوبوس،

248
00:22:05,189 --> 00:22:07,145
‫هر کدوم راه خودمون رو می‌رفتیم،

249
00:22:07,170 --> 00:22:09,089
‫و هیچ‌کدوم از این اتفاقا نمی‌افتاد.

250
00:22:13,348 --> 00:22:15,098
‫ولی ماشین مثل روز اولش شده بود.

251
00:22:15,640 --> 00:22:17,667
‫با اولین استارت مثل شیر غرید.

252
00:22:18,799 --> 00:22:20,051
‫و اینم از من،

253
00:22:20,375 --> 00:22:23,500
‫که به خاطر داشتن یه مکانیک خوب
‫شیش سال پشت میله‌های زندونم.

254
00:22:28,500 --> 00:22:31,833
‫من همیشه تحت تأثیر طبیعت وحشی
‫این اطراف قرار می‌گیرم، تو چطور؟

255
00:22:34,583 --> 00:22:37,965
‫این نشون می‌ده که «پلان دِ آباخو»
‫اصلاً به گرد پای «مسکالا» هم نمی‌رسه.

256
00:22:38,465 --> 00:22:42,382
‫تو و این گه‌خوریای برتری‌جویانه‌ت، سیمون.
‫همش می‌خوای برگردی به اصل و ریشه‌ت.

257
00:22:42,407 --> 00:22:43,907
‫و به هر دلیلی که هست،

258
00:22:43,932 --> 00:22:46,224
‫آخرش منو ول می‌کنی
‫و برمی‌گردی به دهات خودت.

259
00:22:46,249 --> 00:22:48,950
‫فکر می‌کنی بودن با یه
رئیس فاحشه‌خونه ‫خجالت‌آوره.

260
00:22:48,975 --> 00:22:50,558
‫از کاری که می‌کنم خجالت می‌کشی.

261
00:22:50,583 --> 00:22:53,416
‫بس کن سرافینا! ‫برام مهم نیست که
.یه فاحشه‌خونه رو می‌گردونی

262
00:22:53,441 --> 00:22:55,917
‫این قضیه من
‫و ریشه‌هام هم چرت و پرته.

263
00:22:55,942 --> 00:22:58,041
‫چرا همش سعی می‌کنی دعوا راه بندازی

264
00:22:58,066 --> 00:23:00,649
‫سر چیزی که
‫هیچ‌کدوممون نمی‌تونیم کاریش کنیم؟

265
00:23:01,875 --> 00:23:03,989
‫این بحث به هیچ جا نمی‌رسوندت.

266
00:23:04,895 --> 00:23:07,301
‫تنها کاری که می‌کنه اینه که
‫حال هر دوتامون رو خراب می‌کنه.

267
00:23:08,289 --> 00:23:10,455
‫همیشه همین‌طوری بود.

268
00:23:10,480 --> 00:23:14,018
‫من یه چیز رمانتیک می‌گفتم،
‫و اونم با گارد حمله می‌اومد جلو.

269
00:23:14,663 --> 00:23:15,864
‫اه... اوه!

270
00:23:18,916 --> 00:23:20,208
‫آه...

271
00:23:37,666 --> 00:23:39,833
‫می‌دونی چیه سرافینا؟
‫خیلی بهش فکر کردم،

272
00:23:39,858 --> 00:23:42,067
‫و فکر کنم بهتره
‫تو رو دم خونه خواهرت پیاده کنم،

273
00:23:42,092 --> 00:23:44,266
‫و با یه بوس و یه «خدا به همرات»
‫از هم جدا شیم.

274
00:23:44,291 --> 00:23:47,448
‫سرافینا منو برای ناهار به خونه
‫خواهرش آرکانخلا دعوت کرده بود.

275
00:23:47,750 --> 00:23:50,000
‫ترجیح می‌دادم برم دندونپزشکی
‫تا اینکه اونو ببینم.

276
00:23:50,387 --> 00:23:51,762
‫این حس دوطرفه بود.

277
00:23:51,787 --> 00:23:53,496
‫من از اون بدم میومد، اون از من.

278
00:23:53,521 --> 00:23:55,104
‫حداقل باید یه سلام بکنی.

279
00:23:56,667 --> 00:23:59,291
.‫ولی خدا تقدیر می‌کنه، و شیطون دخالت

280
00:23:59,316 --> 00:24:02,399
‫یه جوری نگام کرد،
‫و منم مجبور شدم از ماشینم پیاده شم

281
00:24:02,424 --> 00:24:04,966
‫و با اون خواهر
.غول‌پیکر چشم‌خوکیش حرف بزنم

282
00:24:14,838 --> 00:24:17,058
‫چشممون به جمالت روشن شد، سیمون.

283
00:24:17,083 --> 00:24:19,891
‫ خوشحالم دوباره می‌بینمت.
‫‫منم همینطور، آرکانخلا.

284
00:24:19,916 --> 00:24:21,208
‫حیف که نمی‌تونم بمونم.

285
00:24:21,233 --> 00:24:22,725
‫البته که می‌مونی!

286
00:24:22,750 --> 00:24:25,512
‫باید برگشتنت رو
‫بعد از این همه مدت جشن بگیریم.

287
00:24:25,945 --> 00:24:27,995
‫الان یه بشقاب دیگه هم برات می‌ذارم.
‫‫لازم نیست...

288
00:24:28,020 --> 00:24:30,635
‫غذای خوشمزه‌ای داریم،
‫پس نمی‌تونی رد کنی.

289
00:24:31,822 --> 00:24:34,438
‫واقعاً وضعت خوب شده‌ها، سیمون.

290
00:24:35,250 --> 00:24:36,708
‫بهتره ماشینو بیاری تو حیاط،

291
00:24:36,733 --> 00:24:38,864
‫که بچه‌های محل ‫خط خطیش نکنن.

292
00:24:39,333 --> 00:24:41,416
‫برو در رو باز کن! یالا.
‫‫چشم خانوم.

293
00:24:42,000 --> 00:24:43,000
‫بیا.

294
00:25:05,875 --> 00:25:07,333
‫بیا تو. بیا تو.

295
00:25:07,898 --> 00:25:09,304
‫از راه بار می‌ریم تو.

296
00:25:13,416 --> 00:25:14,375
‫با اجازه.

297
00:25:17,291 --> 00:25:18,497
‫از این طرف، سیمون.

298
00:25:24,870 --> 00:25:25,870
!بیا

299
00:25:26,245 --> 00:25:28,817
‫ تو لیاقت یه غذای درست و حسابی
‫تو اتاق ناهارخوری رو داری.

300
00:25:34,369 --> 00:25:35,536
‫رسیدیم، سیمون.

301
00:25:36,258 --> 00:25:37,424
،دخترا، یه بطری

302
00:25:37,449 --> 00:25:39,308
‫تکیلای اعلا رو با یه لیوان بیارید.

303
00:25:39,333 --> 00:25:41,225
‫بشین. بشین سیمون.

304
00:25:41,250 --> 00:25:43,500
‫نمی‌دونی چقدر از دیدنت خوشحالم.

305
00:25:43,958 --> 00:25:46,500
‫از آخرین باری که رفتی، مردهایی که
‫خواهرم با خودش آورده اینجا

306
00:25:46,525 --> 00:25:48,067
‫یکی از یکی فاجعه‌تر بودن.

307
00:25:48,092 --> 00:25:49,109
‫بفرما!

308
00:25:50,098 --> 00:25:51,473
‫این یکی مخصوصه.

309
00:25:51,814 --> 00:25:53,502
‫فقط برای مهمونای عزیزمون.

310
00:25:54,153 --> 00:25:55,245
‫از خودت پذیرایی کن.

311
00:25:56,171 --> 00:25:58,604
‫ باید با خواهرم حرف بزنم،
‫بعدش ناهار می‌خوریم.

312
00:26:42,273 --> 00:26:44,036
‫اگه قراره تنها و گشنه بمونم، سرافینا،

313
00:26:44,061 --> 00:26:46,909
‫ترجیح می‌دم راه بیفتم برم خونه.
‫‫منو ببخش، می‌دونم طول کشید، سیمون.

314
00:26:46,934 --> 00:26:49,582
‫ولی خواهرم خیلی ناراحته
‫و احتیاج داشت حرف بزنه.

315
00:26:49,859 --> 00:26:51,025
‫یه مشکلی پیش اومده.

316
00:26:51,499 --> 00:26:52,596
‫چه مشکلی؟

317
00:26:54,625 --> 00:26:57,043
‫دیشب آخر وقت، یکی از دخترا رو
‫تو اتاق مُرده پیدا کردن.

318
00:26:57,068 --> 00:26:59,497
‫خواهرمم دلش شکسته.
‫‫کدوم دختر؟

319
00:26:59,522 --> 00:27:02,515
‫یه چیزی مثل ارنستینا،
‫هلدا، النا، هر چی که بود.

320
00:27:02,540 --> 00:27:03,998
‫تو این دختره رو نمی‌شناختی.

321
00:27:04,916 --> 00:27:07,500
‫مشکل اینه که
‫آرکانخلا نمی‌دونه باهاش چیکار کنه.

322
00:27:07,525 --> 00:27:10,858
‫به مرده‌شور خبر می‌دید، یه مراسم ‫و یه
.خاکسپاری آبرومندانه براش راه می‌اندازین

323
00:27:10,883 --> 00:27:12,731
‫به این سادگی‌ها هم نیست، سیمون.

324
00:27:13,078 --> 00:27:15,164
‫طفلکی مرگ خیلی خشنی داشته.

325
00:27:15,541 --> 00:27:18,770
‫هر نوع مراسمی
‫پای مأمورای دادسرا رو باز می‌کنه.

326
00:27:21,040 --> 00:27:22,104
‫خب...

327
00:27:23,291 --> 00:27:24,541
‫لطفاً بیا یه نگاه بنداز.

328
00:27:26,166 --> 00:27:28,083
‫تو این قضیه واقعاً به کمکت احتیاج دارم.

329
00:27:32,208 --> 00:27:35,906
‫اگه مقامات بفهمن ‫یه مشتری
.کشتتش، درِ اینجا رو تخته می‌کنن

330
00:27:36,166 --> 00:27:38,266
‫بعد از اینکه مشتری رفت
‫دیگه از اتاق بیرون نیومد.

331
00:27:38,291 --> 00:27:41,833
‫چند تا از دخترا اینجوری پیداش کردن،
‫طفلکی رو مثل یه تیکه گوشت تیکه تیکه کرده.

332
00:27:41,858 --> 00:27:44,150
‫باید هر چه سریع‌تر
‫از اینجا ببریمش بیرون.

333
00:27:44,175 --> 00:27:46,058
‫یکی رو می‌خوایم که
.ما رو تا «مسکالا» برسونه

334
00:27:46,083 --> 00:27:49,401
‫بعد جسدش رو یه جایی کنار جاده
پرت می‌کنیم ‫که کسی هم پیداش نکنه.

335
00:27:49,426 --> 00:27:52,134
‫مشکل اینه که
‫هیچ‌کس نمی‌دونه اسکلرا کجا رفته.

336
00:27:52,159 --> 00:27:54,833
‫اون تنها راننده‌ایه که
 بهش اعتماد داریم ‫و دهنش قرصه.

337
00:27:54,858 --> 00:27:57,192
.اینم یه دلیل دیگه‌ست که اینقدر پریشونم

338
00:28:00,958 --> 00:28:04,125
‫لازم نیست نگران پیدا کردن ‫یه راننده
.دیگه باشین، من این کارو براتون می‌کنم

339
00:28:05,418 --> 00:28:06,516
‫به یه شرط.

340
00:28:06,541 --> 00:28:07,875
‫ بهش دست نمی‌زنم.

341
00:28:07,900 --> 00:28:09,733
‫هنوز حرف از دهنم در نیومده بود...

342
00:28:09,758 --> 00:28:12,039
‫ممنون سیمون.
‫‫...که از گفتن تک تک کلماتش پشیمون شدم.

343
00:28:13,433 --> 00:28:16,433
‫به اسکلرا خبر بدید
‫که دیگه بهش احتیاجی نداریم!

344
00:28:16,458 --> 00:28:19,104
‫شما دو تا هم! کمکم کنین این
‫فرشته بیچاره رو از اینجا ببریم بیرون.

345
00:28:19,375 --> 00:28:21,187
تا ‫یه دقیقه پیش،
فقط یه بدبخت گشنه بودم

346
00:28:21,212 --> 00:28:23,462
‫که امیدوار بود
.بالاخره ناهارش رو بیارن

347
00:28:23,934 --> 00:28:24,975
‫و یه دقیقه بعد،

348
00:28:25,000 --> 00:28:28,528
‫داوطلب شده بودم که دو تا خواهر
‫و یه جنازه رو به «سیرا دِ مسکالا» ببرم.

349
00:28:39,625 --> 00:28:43,083
‫بزن کنار، سیمون.
‫الان به اندازه کافی دور شدیم.

350
00:28:52,000 --> 00:28:59,000


351
00:29:08,333 --> 00:29:10,416
‫سیمون، یه کم زور بازو به کارمون میاد.

352
00:29:22,394 --> 00:29:23,463
‫بلند کن!

353
00:29:24,458 --> 00:29:25,635
‫خودشه.

354
00:29:30,541 --> 00:29:33,250
‫یک، دو، سه!

355
00:30:08,548 --> 00:30:09,757
‫برای تو، سیمون.

356
00:30:09,782 --> 00:30:13,657
‫این 500 پزو برای پول بنزین
‫و یه کم اضافه برای زحمتی که کشیدی.

357
00:30:14,035 --> 00:30:16,743
‫ولی اگه یه روزی بشنوم که تو
‫این قضیه رو پیش کسی بازگو کردی،

358
00:30:16,768 --> 00:30:19,239
‫پیدات می‌کنم، ‫و این دفعه
.دیگه برای خوشگذرونی نیست

359
00:30:19,264 --> 00:30:20,284
‫فهمیدی؟

360
00:30:21,083 --> 00:30:22,823
‫بعداً با هم حساب می‌کنیم، خواهر.

361
00:30:23,325 --> 00:30:24,492
‫مواظب خودت باش.

362
00:30:24,825 --> 00:30:27,192
‫چه تصادف فوق‌العاده‌ای بود
‫که به سیمون برخوردی.

363
00:30:32,125 --> 00:30:34,773
‫از اونجا، من و سرافینا
‫راهی «پدرونس» شدیم،

364
00:30:34,798 --> 00:30:36,882
‫جایی که شیش ماه رو با هم گذروندیم،

365
00:30:37,208 --> 00:30:41,625
‫ بعد از اون بود که برای سومین
 و آخرین بار، ‫تو «وراکروز» ولش کردم.

366
00:30:44,908 --> 00:30:46,073
"یک عشق قدیمی"

367
00:30:46,098 --> 00:30:48,465
‫بذارید براتون تعریف کنم
که قضایا واقعاً چطور اتفاق افتاد

368
00:30:48,490 --> 00:30:51,531
‫با اون سیمون کورونای
‫آدم‌فروشِ حرومزاده‌ی جیره‌خوار.

369
00:30:52,072 --> 00:30:55,475
‫وقتی اولین بار پاشو تو «کاسا دل مولینو» گذاشت،
‫به زور خوندن و نوشتن بلد بود.

370
00:30:55,500 --> 00:30:57,167
‫بی‌فرهنگ بود و احمق به نظر می‌رسید.

371
00:30:58,400 --> 00:31:01,110
‫فقط چون گنده و خوشتیپ بود
‫توجهم رو جلب کرد،

372
00:31:01,135 --> 00:31:02,754
‫و شبیه «پدرو اینفانته» بود.

373
00:31:02,779 --> 00:31:04,588
‫12 مارس 1952
‫پدرونس، پلان دِ آباخو

374
00:31:06,583 --> 00:31:09,708
‫هی، پیکو.
‫حواست به دخل باشه.

375
00:31:09,733 --> 00:31:11,692
‫دقیقاً می‌دونم ‫چقدر توشه، عوضی.

376
00:31:11,717 --> 00:31:13,384
‫نه، ولی ممنون که پرسیدی.

377
00:31:13,892 --> 00:31:14,979
‫راحت باش رئیس.

378
00:31:27,634 --> 00:31:29,134
‫چطوری خوشتیپ؟

379
00:31:29,159 --> 00:31:31,036
‫اون اخماتو باز کن و منو ببر واسه رقص.

380
00:31:31,061 --> 00:31:32,831
‫اوه، نه، من نمی‌رقصم.

381
00:31:32,856 --> 00:31:34,939
‫اصلاً بلد نیستم. شما بفرمایید.

382
00:31:35,641 --> 00:31:37,474
‫پس من می‌رقصونمت، بیا.

383
00:31:39,541 --> 00:31:41,958
‫محکم منو بگیر،
‫بهت نشون می‌دم چطوریه، هوم؟

384
00:32:02,473 --> 00:32:04,215
‫فکر کنم خودتو دست کم گرفته بودی.

385
00:32:05,083 --> 00:32:06,625
‫یه نوشیدنی مهمونم کن، چطوره؟

386
00:32:06,650 --> 00:32:10,400
‫بازم فکر می‌کنی خودمو دست کم گرفتم،
‫ولی تقریباً هیچی پول ندارم.

387
00:32:11,671 --> 00:32:13,600
‫شاید بعداً بخوای
‫بابت این از خدا تشکر کنی،

388
00:32:13,625 --> 00:32:15,932
‫چون کاری کرده که
‫رئیس اینجا از قیافه‌ت خوشش بیاد.

389
00:32:16,416 --> 00:32:19,051
‫هر چی داری بده به من،
‫بقیه‌ش مهمون من.

390
00:32:21,083 --> 00:32:24,916
‫پیکوچولو! یه بطر تکیلا بیار.
‫از اون خوباش‌ها. با دو تا لیوان.

391
00:32:24,941 --> 00:32:26,168
‫چشم رئیس.
‫‫بشین.

392
00:32:31,541 --> 00:32:33,208
‫بگو اسمت چیه، عزیزم.

393
00:32:33,233 --> 00:32:35,608
‫کجا قایم شده بودی
‫که تا حالا ندیده بودمت؟

394
00:32:35,633 --> 00:32:37,317
‫اسم من سیمون کوروناست.

395
00:32:38,125 --> 00:32:41,377
‫ اهل یه روستای کوچیکم به اسم
‫«سالتو توکسپانا»، اون طرفای «مسکالا».

396
00:32:41,402 --> 00:32:42,648
‫می‌شناسیدش؟

397
00:32:43,083 --> 00:32:44,500
‫مثل بهشته.

398
00:32:45,625 --> 00:32:48,833
‫یه سر اومدم «پدرونس»
‫تا یه لطفی برای رئیسم بکنم.

399
00:32:50,177 --> 00:32:52,393
‫به نظر دستای خیلی قوی‌ای داری.

400
00:32:53,403 --> 00:32:54,747
‫از بس خمیر ورز دادم.

401
00:32:56,164 --> 00:32:57,676
‫ نونوای فوق‌العاده‌ای‌ام.

402
00:33:00,141 --> 00:33:02,016
‫من سرافینام، سیمون.

403
00:33:02,333 --> 00:33:03,666
‫سرافینا بالادرو.

404
00:33:04,739 --> 00:33:06,766
‫و شانست
،همین‌طور داره بهتر و بهتر می‌شه

405
00:33:06,791 --> 00:33:08,708
‫چون بعد از اینکه دوش بگیری
‫و اون خمیرایی که

406
00:33:08,733 --> 00:33:10,781
‫مطمئنم
...تو نافت گیر کرده رو بشوری

407
00:33:11,458 --> 00:33:13,125
‫قراره با هم بخوابیم.

408
00:33:18,250 --> 00:33:20,973
‫راستش، اون دفعه اول،
‫به زور خودمو کنترل می‌کردم.

409
00:33:20,998 --> 00:33:23,498
‫سیمون گنده و قوی بود
و چیز خیلی گنده‌ای داشت

410
00:33:25,916 --> 00:33:28,541
با این‌که خیلی خنگ بود
.همیشه خیلی لطیف رفتار می‌کرد

411
00:33:29,929 --> 00:33:31,299
‫سیمون. سیمون.

412
00:33:32,750 --> 00:33:33,666
‫سیمون!

413
00:33:34,333 --> 00:33:35,520
‫یواش‌تر.

414
00:33:36,177 --> 00:33:38,174
‫یواش‌تر. آروم، آروم.

415
00:33:38,750 --> 00:33:41,750
‫قبلاً رقصیدن رو بهت یاد دادم،
‫اینم یادت می‌دم.

416
00:33:42,567 --> 00:33:44,641
‫اینجوری.
‫‫خوشت میاد، سرافینا؟

417
00:33:44,666 --> 00:33:46,116
‫آه، آره!
‫‫اینجوری، سرافینا؟

418
00:33:46,141 --> 00:33:47,433
‫آره.

419
00:33:47,458 --> 00:33:49,666
‫من تربیتش کردم. آموزشش دادم.

420
00:33:49,691 --> 00:33:52,566
‫و اگه سیمون برای خودش کسی شد،
‫همه‌شو مدیون منه.

421
00:33:52,591 --> 00:33:56,143
‫چون وقتی دیدمش، مثل پسر بچه‌ای بود
‫که انگار گرگ‌ها بزرگش کرده باشن.

422
00:33:56,766 --> 00:33:59,237
‫و با اینکه رابطه‌مون
‫مثل همه بالا و پایین داشت،

423
00:33:59,262 --> 00:34:01,679
‫مشکلات اصلی
.حدوداً بعد از یک سال شروع شد

424
00:34:02,083 --> 00:34:04,000
‫آها، خب، می‌بینم، می‌بینم. ادامه بده.

425
00:34:04,025 --> 00:34:05,942
‫نمی‌خوای با دو تا امتحان کنی؟

426
00:34:05,967 --> 00:34:09,550
‫همزمان؟
‫‫البته! همین باید باشه!

427
00:34:09,575 --> 00:34:12,283
‫یعنی دو برابر حساب می‌کنی؟
‫‫نه، دیوونه!

428
00:34:12,308 --> 00:34:14,308
‫خدای من!

429
00:34:14,333 --> 00:34:16,296
‫امشب رو دور افتادی جناب!

430
00:34:16,321 --> 00:34:17,812
‫به سلامتی‌ت!

431
00:34:19,706 --> 00:34:20,915
‫به سلامتی امشب!

432
00:34:39,016 --> 00:34:40,989
‫ قیافه ماتم‌زده رو گرفتی، ‫سیمون؟

433
00:34:41,306 --> 00:34:44,515
‫آه، خانوم اِسکِل. وقتی دلتنگ دهاتم می‌شم
‫قیافه‌م اینجوری می‌شه، می‌دونی؟

434
00:34:44,833 --> 00:34:47,550
‫می‌بینی، یه روز از همین روزا
‫می‌زنم و برمی‌گردم «توکسپانا».

435
00:34:47,575 --> 00:34:49,433
‫این خیلی بی‌رحمانه می‌شه، سیمون.

436
00:34:49,458 --> 00:34:51,583
‫نمی‌تونی بری،
‫تو برای ما خیلی مهمی.

437
00:34:51,608 --> 00:34:53,150
‫صبح‌بخیر، سیمون.

438
00:34:54,525 --> 00:34:57,031
‫خوب خوابیدی؟ صبح‌بخیر.
‫‫ صبح‌بخیر؟

439
00:34:57,056 --> 00:35:00,278
‫لعنتی، سرافینا،
‫ساعت دو بعد از ظهرِ کوفتیه.

440
00:35:01,166 --> 00:35:03,721
‫لطفاً اگه چیز دیگه‌ای خواستین
‫تو آشپزخونه صدام کنین.

441
00:35:04,348 --> 00:35:05,640
‫همین نزدیکام.

442
00:35:07,367 --> 00:35:10,366
‫این دفعه دیگه چته؟
‫بازم یکی از اون اخلاقای عنته؟

443
00:35:10,391 --> 00:35:11,573
‫اخلاق عن نیست.

444
00:35:11,784 --> 00:35:13,534
‫ تا ساعت 4 صبح ‫نیومدی تو رختخواب،

445
00:35:13,559 --> 00:35:17,308
‫بعد از اینکه با مشتری‌هات لاس زدی و
‫سر به سرشون گذاشتی، احتمالاً خدمات هم ارائه دادی.

446
00:35:17,333 --> 00:35:21,225
‫آه، سیمون.
‫باید بفهمی، این جزئی از کاره.

447
00:35:21,250 --> 00:35:23,541
‫و اگه من این کارو نکنم،
‫کدوم گهی رو بخوریم؟

448
00:35:23,566 --> 00:35:25,867
‫فکر می‌کنی من
‫حال می‌کنم سربار تو باشم؟

449
00:35:25,892 --> 00:35:27,559
‫ فقط نمی‌خوام جاکش باشم.

450
00:35:27,584 --> 00:35:30,538
‫اگه نمی‌خوای کسی به چشم
‫یه جیره‌خوار بهت نگاه کنه، پس برو سر کار.

451
00:35:30,563 --> 00:35:33,721
‫می‌تونی به متصدی بار کمک کنی
‫یا ژتون‌های دخترا رو بهشون بدی.

452
00:35:33,746 --> 00:35:35,418
‫قبلاً هم گفتم نه، سرافینا. ها؟

453
00:35:36,166 --> 00:35:39,651
‫ هیچ‌وقت پیشخدمت، یا جاکش،
‫یا دربان نمی‌شم. من یه نونوای کوفتی‌ام!

454
00:35:43,638 --> 00:35:46,138
‫اون سه باری که
‫سیمون کورونا با من زندگی کرد،

455
00:35:46,163 --> 00:35:47,770
‫همیشه یه مرد جیره‌خوار بود.

456
00:35:49,397 --> 00:35:52,039
‫هیچ‌وقت مجبور نبود برای درآوردن
‫یه قرون پول هم کوچکترین تلاشی بکنه

457
00:35:52,064 --> 00:35:53,981
‫چون عرق ریختن من
. خرج همه چیز رو می‌داد

458
00:35:57,323 --> 00:35:59,597
تو مدتی که من براش کار می‌کردم
‫مردای زیادی بودن

459
00:35:59,622 --> 00:36:01,168
‫که به سرافینا بالادرو نزدیک بودن

460
00:36:02,166 --> 00:36:04,917
‫ولی مؤدب‌ترین و
‫باشخصیت‌ترینشون سیمون کورونا بود.

461
00:36:05,791 --> 00:36:08,833
‫همیشه منو «خانوم اِسکِل» صدا می‌کرد،
‫و دخترای اینجا رو «خانوم‌ها».

462
00:36:08,858 --> 00:36:12,510
‫اگه چیزی می‌خواست،
می‌گفت «اگه ‫زحمتی نیست» و «خیلی ممنونم».

463
00:36:12,736 --> 00:36:15,778
‫و وقتی از اتاق بیرون میومد،
‫همیشه به من توجه می‌کرد.

464
00:36:15,803 --> 00:36:17,725
‫صبح شما بخیر، خانوم اِسکِل.

465
00:36:18,125 --> 00:36:21,250
‫خیلی زود بیدار شدین آقای سیمون،
‫حتی برای شما. خوب نخوابیدین؟

466
00:36:21,275 --> 00:36:23,760
‫راستش، تمام شب
‫داشتم به دهاتم فکر می‌کردم.

467
00:36:24,333 --> 00:36:27,125
‫فقط این دفعه فرق داشت.
‫یه خواب خیلی خیلی واقعی دیدم

468
00:36:27,150 --> 00:36:29,221
‫که برگشته بودم به «سالتو توکسپانا»،

469
00:36:29,625 --> 00:36:31,833
‫با یه دختری که
،سال‌ها پیش باهاش دوست بودم

470
00:36:32,375 --> 00:36:35,562
‫و دست تو دست هم
‫کنار «رودخونه سنگی» قدم می‌زدیم.

471
00:36:35,587 --> 00:36:39,337
‫و غروب خورشید رو تماشا می‌کردیم،
‫و پرنده‌ها روی درختا آواز می‌خوندن.

472
00:36:40,291 --> 00:36:41,558
‫همه چیز خیلی قشنگ بود.

473
00:36:41,583 --> 00:36:45,250
‫آقای سیمون بیچاره، این غربت‌زدگی شما
‫داره تبدیل به وسواس می‌شه.

474
00:36:45,275 --> 00:36:48,351
‫باید دست از عذاب دادن خودتون بردارین.
‫ببینین داره باهاتون چیکار می‌کنه.

475
00:36:52,030 --> 00:36:54,113
‫اشتهام کور شد، ببخشید.

476
00:37:05,390 --> 00:37:06,500
‫چه خبره، اسکلت؟

477
00:37:07,203 --> 00:37:08,286
‫سیمون کجاست؟

478
00:37:09,333 --> 00:37:11,682
‫اون بیرون
‫تو حیاط داره غصه می‌خوره.

479
00:37:11,707 --> 00:37:13,248
‫صبحونه هم نخورد.

480
00:37:25,200 --> 00:37:26,940
‫برای قهر کردن یه کم زود نیست؟

481
00:37:28,208 --> 00:37:30,379
‫زندگیم تو «پدرونس» هیچ معنایی نداره.

482
00:37:31,458 --> 00:37:34,473
‫ اینجا هیچ‌جوره نمی‌تونم خوشحال باشم،
‫باید برگردم «توکسپانا».

483
00:37:37,853 --> 00:37:39,645
‫اگه بخوای، تو هم می‌تونی بیای.

484
00:37:40,125 --> 00:37:41,430
‫پس کار و بار چی می‌شه، سیمون؟

485
00:37:41,455 --> 00:37:43,120
‫من تصمیمم رو گرفتم.

486
00:37:44,416 --> 00:37:45,958
‫همین امروز بعد از ظهر می‌رم.

487
00:37:46,458 --> 00:37:47,833
‫فکر کردم باید بدونی.

488
00:38:05,166 --> 00:38:07,768
‫این یه دعوای عشقی ‫از روی حسادت نبود،

489
00:38:07,793 --> 00:38:09,203
‫که البته اونا زیاد هم داشتن.

490
00:38:09,558 --> 00:38:10,766
‫این یه مشکل عمیق‌تر بود،

491
00:38:10,791 --> 00:38:13,575
‫و اون مشکل بیشتر به خاطر
‫عادت آقای سیمون به غیب شدنش بود.

492
00:38:14,541 --> 00:38:17,578
‫سه بار برای مدت طولانی رفت،
‫و فقط دو بار برگشت.

493
00:38:18,625 --> 00:38:21,208
‫دفعاتی هم که می‌خواست
‫بره و نمی‌تونست، زیاد بود.

494
00:38:24,183 --> 00:38:26,183
‫دیگه واقعاً دارم می‌رم، خانوم اِسکِل.

495
00:38:26,208 --> 00:38:27,958
‫ولی نمی‌خواستم ‫بدون خداحافظی برم

496
00:38:27,983 --> 00:38:29,358
‫و تشکر بابت محبت‌تون،

497
00:38:29,383 --> 00:38:31,028
‫اتوبوسم ساعت 8 حرکت می‌کنه.

498
00:38:31,333 --> 00:38:33,291
‫دخترا، سریع بیاید پایین!

499
00:38:35,708 --> 00:38:37,208
‫باعث افتخارم بود، خانوم‌ها.

500
00:38:39,208 --> 00:38:41,375
‫دلم برای صبحونه‌هات تنگ می‌شه.
‫‫مواظب خودت باش.

501
00:38:41,400 --> 00:38:42,733
‫هستم.
‫‫خدا پشت و پناهت.

502
00:38:42,758 --> 00:38:43,633
‫ممنون.

503
00:38:45,218 --> 00:38:46,426
‫درو باز کنین!

504
00:38:47,226 --> 00:38:48,916
‫درو باز کنین!

505
00:38:48,941 --> 00:38:50,127
‫اومدم!

506
00:38:53,875 --> 00:38:55,750
‫عصربخیر، خانوم.
.‫عصربخیر

507
00:38:55,775 --> 00:38:57,808
‫ دنبال مردی
‫به اسم سیمون کورونا می‌گردیم.

508
00:38:57,833 --> 00:39:00,034
‫نه قربان، ایشون صبح زود
‫رفتن ایستگاه اتوبوس.

509
00:39:01,145 --> 00:39:04,016
‫اگه آقای کورونا برگشت، بهش بگو
‫یه راست بیاد پادگان پیش من.

510
00:39:04,041 --> 00:39:05,833
‫ما حکم بازداشتش رو داریم.

511
00:39:05,858 --> 00:39:08,400
‫اگه پیداش نشه،
‫عواقبش پای خودشه.

512
00:39:08,425 --> 00:39:09,425
‫فهمیدم.

513
00:39:10,780 --> 00:39:13,062
‫شما دو تا اینجا بمونین.
.چهارچشمی بپایین

514
00:39:13,087 --> 00:39:14,087
‫‫چشم قربان!

515
00:39:30,041 --> 00:39:31,375
‫هنوز اون بیرونن.

516
00:39:34,585 --> 00:39:37,558
‫وقتی سیمون دید که دارن
‫دم خونه می‌پانش،

517
00:39:37,583 --> 00:39:39,375
‫ماه‌ها جرأت نکرد از خونه بره بیرون.

518
00:39:40,619 --> 00:39:43,809
‫اون دفعه شانس آورد،
‫ولی شانسش همیشه تموم می‌شه.

519
00:40:10,791 --> 00:40:13,708
‫سه پزوی کیری،
‫لعنت به این جنده‌های خسیس.

521
00:40:32,406 --> 00:40:34,366
"ایستگاه اتوبوس پدرونس"

522
00:40:34,957 --> 00:40:36,635
"سالتو توکسپانا-مسکالا"

523
00:40:55,906 --> 00:40:57,156
‫اتوبوس رو حرکت نده.

524
00:41:12,458 --> 00:41:14,364
‫سیمون کورونا، تو بازداشتی.

525
00:41:16,041 --> 00:41:17,833
"منطقه نظامی پدرونس"

526
00:41:21,166 --> 00:41:22,411
‫سیمون کورونا.

527
00:41:22,950 --> 00:41:25,083
‫بازم نوبت توالت‌شویی توئه، بجنب.

528
00:41:30,083 --> 00:41:31,833
‫اون دهن کیریتو ببند!

529
00:41:49,450 --> 00:41:51,242
‫جوری تمیزش کن
.که بشه از رو زمین غذا خورد

530
00:42:06,833 --> 00:42:08,692
‫نمی‌دونم چطور ازتون تشکر کنم،
.جناب سروان

531
00:42:10,125 --> 00:42:12,434
‫ولی یه لطف دیگه هم می‌خوام.
‫‫البته خانوم.

532
00:42:12,832 --> 00:42:14,651
‫مثل همیشه در خدمتتونم.

533
00:42:15,437 --> 00:42:16,875
‫می‌خوام سیمون رو آزاد کنی.

534
00:42:17,655 --> 00:42:19,829
‫هنوز یه کتک دیگه طلب داره‌ها،
‫نمی‌خواین نوش جان کنه؟

535
00:42:20,288 --> 00:42:22,329
‫فکر کنم اون احمق درسش رو یاد گرفته.

536
00:42:23,083 --> 00:42:24,541
‫خواسته‌ی شما برام یه امره خانم.

537
00:42:24,566 --> 00:42:25,774
‫ممنون، جناب سروان.

538
00:42:26,528 --> 00:42:29,445
‫خوبنسیا! نیکولاسا! بیاید پایین.

539
00:42:35,208 --> 00:42:38,247
‫جناب سروان رو ببرین بالا
‫و مثل یه پادشاه از این مرد پذیرایی کنین.

540
00:42:38,272 --> 00:42:41,442
‫به «اسکلت» بگو مهمون ماست
‫هر چقدر که دلش بخواد می‌تونه وقت بگذرونه.

541
00:42:43,685 --> 00:42:48,560
‫همیشه برای هر کاری که از دستم بربیاد
‫در خدمتتونم، خانوم سرافینا. به سلامتی شما.

542
00:42:48,585 --> 00:42:49,641
‫به سلامتی.

543
00:42:54,458 --> 00:42:55,458
‫بریم بالا.

544
00:42:56,375 --> 00:42:58,083
‫بریم طبقه بالا.

545
00:43:04,541 --> 00:43:06,558
‫خیلی خوبه ‫که دوباره
،برگشتین پیشمون، آقای سیمون

546
00:43:06,583 --> 00:43:08,875
‫و امیدوارم فکر نکنین دارم فضولی می‌کنم،

547
00:43:08,900 --> 00:43:12,391
‫ولی دقیقاً جرمتون چیه که
‫سروان زاراته اینجوری دنبالتونه؟

548
00:43:12,416 --> 00:43:14,123
‫آه، خانوم اِسکِل...

549
00:43:14,148 --> 00:43:17,939
‫اگه بهت بگم، تو هم در جریان رازی قرار
می‌گیری ‫که به آدمای خیلی کمی گفتمش.

550
00:43:21,809 --> 00:43:23,520
‫من مثل قبر ساکتم، آقای سیمون.

551
00:43:24,250 --> 00:43:27,362
‫برای همینه که بهم می‌گن «اسکلت»،
‫چون همه رازها رو با خودم به گور می‌برم.

552
00:43:27,387 --> 00:43:29,059
‫هیچ حرفی از لبام بیرون نمیاد.

553
00:43:30,333 --> 00:43:33,659
‫همین‌طور که تو چشمام نگاه می‌کنی،
‫داری تو چشمای یه سرباز فراری نگاه می‌کنی.

554
00:43:34,479 --> 00:43:36,750
‫وقتی جوون بودم،
‫تو سواره‌نظام ثبت نام کردم،

555
00:43:36,775 --> 00:43:39,141
‫و زندگی راحتی داشتم،
‫پس به سخت‌گیری‌ها عادت نداشتم،

556
00:43:39,166 --> 00:43:41,000
‫به اطاعت از دستور و سخت کار کردن.

557
00:43:41,025 --> 00:43:43,543
‫و سه ماه
‫مونده به اینکه خدمتم تموم بشه،

558
00:43:43,875 --> 00:43:45,637
‫پستم رو ترک کردم و زدم به چاک.

559
00:43:46,742 --> 00:43:47,742
‫حقیقته.

560
00:43:48,829 --> 00:43:49,949
‫خدای من.

561
00:43:50,698 --> 00:43:54,291
‫ولی بعدش، تو سال 1960،
‫وقتی سرافینا آوردش خونه،

562
00:43:54,316 --> 00:43:55,691
‫به نظر آروم‌تر شده بود.

563
00:43:55,716 --> 00:43:59,042
‫بعضی از این آدمای فضول دوست داشتن بگن
‫به خاطر جرمی بود که با هم مرتکب شدن.

564
00:44:00,000 --> 00:44:02,375
‫ولی خدا شاهده که
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چی تغییرش داد.

565
00:44:06,190 --> 00:44:07,979
‫اوه، نگاه کنین، نگاه کنین
!نگاه کنین، خانوم‌ها

566
00:44:08,004 --> 00:44:09,671
‫اون کیه؟ اون خوشگله کیه، ها؟

567
00:44:10,205 --> 00:44:11,813
‫کی اینجوری با ناز راه می‌ره؟

568
00:44:11,838 --> 00:44:13,375
‫می‌رقصی؟
‫‫آره.

569
00:44:13,696 --> 00:44:15,762
‫بازم تو می‌رقصونی؟
‫‫البته.

570
00:44:19,237 --> 00:44:21,417
‫عاشق اینم که
.می‌بینم حواست به دخل هست

571
00:44:21,442 --> 00:44:22,454
‫آه، سیمون...

572
00:44:22,479 --> 00:44:25,091
‫دارم پولا رو می‌شمرم.
‫ببین چی یادم دادی.

573
00:44:25,393 --> 00:44:27,583
‫از اون سه دوره‌ای که
‫من و سیمون با هم بودیم،

574
00:44:27,608 --> 00:44:28,858
‫سومی از همه بهتر بود.

575
00:44:30,104 --> 00:44:33,308
‫فکر کنم ماجرای ارنستینا،
‫هلدا یا النا ما رو به هم نزدیکتر کرد.

576
00:44:33,333 --> 00:44:34,661
‫ یه آدم دیگه شده بود.

577
00:44:35,863 --> 00:44:37,363
‫خیلی کمتر از قبل غر می‌زد،

578
00:44:37,388 --> 00:44:39,906
‫و هر روز عمیق‌تر
‫و بی‌اختیارتر عاشقش می‌شدم.

579
00:44:40,307 --> 00:44:41,292
.آه

580
00:44:41,317 --> 00:44:43,098
‫منو ببر «وراکروز».

581
00:44:45,114 --> 00:44:47,239
‫همیشه دلم می‌خواست اقیانوس رو ببینم.

582
00:44:48,166 --> 00:44:50,458
‫هر جا تو بخوای می‌ریم، ملکه‌ی من.

583
00:44:56,708 --> 00:44:59,708
‫اونقدر احمق بودم ‫که فکر می‌کردم
.عشقمون تا ابد ادامه پیدا می‌کنه

584
00:45:00,641 --> 00:45:03,453
‫اونقدر خوشحال بودم که
‫یهو هوس دیدن اقیانوس به سرم زد.

585
00:45:04,041 --> 00:45:06,516
‫3000 پزو از پول نقد خودمو براش برداشتم.

586
00:45:06,541 --> 00:45:09,625
‫باید می‌دونستم که یه اتفاقی می‌افته،
‫و اینجور خوشی‌ها هیچ‌وقت موندگار نیست.

587
00:45:13,557 --> 00:45:15,274
‫18 دسامبر 1960

588
00:45:30,061 --> 00:45:31,963
"هتل دلپورتو"

589
00:45:36,284 --> 00:45:37,350
‫سلام!
‫‫سلام.

590
00:45:37,375 --> 00:45:38,448
‫اتاق‌هاتون شبی چنده؟

591
00:45:38,473 --> 00:45:40,526
‫بستگی داره خوشگله.
‫چقدر می‌خوای پیش ما بمونی؟

592
00:45:43,958 --> 00:45:45,708
‫چهار پنج شب،
‫شایدم یه کم بیشتر.

593
00:45:46,064 --> 00:45:48,164
‫بهت یه تخفیف ویژه می‌دم.
‫هفته‌ای 300.

594
00:45:56,351 --> 00:45:57,351
‫بفرمایید.

595
00:45:59,541 --> 00:46:01,573
‫خوبه. طبقه دومه.

596
00:46:01,598 --> 00:46:02,656
‫ممنون.
‫‫از منظره لذت ببرید.

597
00:46:02,681 --> 00:46:03,681
‫ممنون.

598
00:46:15,666 --> 00:46:18,765
‫شروع نکن سیمون،
‫حوصله ندارم!

599
00:46:18,790 --> 00:46:20,531
‫گرما داره منو می‌کشه.

600
00:46:32,875 --> 00:46:35,891
‫بعدش، از اینکه ‫بهش گفتم
.ولم کنه احساس گناه کردم

601
00:46:35,916 --> 00:46:37,401
‫بعد ذهنم شروع کرد به هزار راه رفتن،

602
00:46:37,426 --> 00:46:40,497
‫به این فکر ‌کردم که اگه منو دور از خونه
‫به خاطر یه زن دیگه ول کنه چی می‌شه.

603
00:46:40,522 --> 00:46:43,897
‫چون همه می‌دونن که
‫«وراکروز» سرزمین وسوسه‌هاست.

604
00:47:10,906 --> 00:47:11,947
‫سیمون؟

605
00:47:13,759 --> 00:47:16,301
‫سیمون، لطفاً برای اون حرفم منو ببخش.

606
00:47:16,326 --> 00:47:17,565
‫بگو که می‌بخشی.

607
00:47:18,414 --> 00:47:21,122
‫لازم نیست این کارو بکنم، ‫سرافینا،
.چیزی برای بخشیدن وجود نداره

608
00:47:24,718 --> 00:47:26,558
‫چرا برنگردیم هتل،
‫کفشای رقصمون رو بپوشیم،

609
00:47:26,583 --> 00:47:28,583
‫تا بتونیم خوش بگذرونیم، ها؟

610
00:47:28,608 --> 00:47:29,692
.بریم

611
00:48:39,875 --> 00:48:42,596
‫به سلامتی خودمون، سرافینا،
«و به سلامتی «وراکروز

612
00:48:42,840 --> 00:48:44,932
‫به سلامتی خودمون، سیمون،
.و به سلامتی عشق‌مون

613
00:48:49,166 --> 00:48:51,000
‫یه چیزی می‌خوام ازت بپرسم.

614
00:48:52,195 --> 00:48:53,403
‫هر چی که بخوای.

615
00:48:53,923 --> 00:48:56,257
‫قول بده که دیگه
 هیچ‌وقت ‫منو ترک نمی‌کنی.

616
00:48:59,916 --> 00:49:01,458
‫به تو و به خدا قسم می‌خورم.

617
00:49:01,926 --> 00:49:05,184
‫سیمون، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫اینجوری دیوونه‌وار عاشق بشم.

618
00:49:08,708 --> 00:49:10,546
‫کاش زندگی
.همیشه همینقدر شیرین باشه

619
00:49:18,541 --> 00:49:20,958
‫عکس؟ با پس‌زمینه اقیانوس؟
‫‫نه، ممنون.

620
00:49:20,983 --> 00:49:22,710
‫من عکس می‌خوام! یالا.

621
00:49:26,457 --> 00:49:27,707
‫بخند خوشگله!

622
00:49:29,414 --> 00:49:30,539
‫حالا نوبت توئه!

623
00:49:34,462 --> 00:49:36,129
‫هی، بازوها رو ببین!

624
00:49:42,502 --> 00:49:43,581
‫شوره!

625
00:49:48,288 --> 00:49:49,621
‫دوستم داری، نه؟

626
00:49:50,791 --> 00:49:52,551
‫با تمام وجودم.

627
00:49:54,875 --> 00:49:58,838
‫تصمیم گرفتم که سهمم رو ‫از کار و بار
.به خواهرم بفروشم و بیام بیرون

628
00:49:58,863 --> 00:50:01,238
‫کار کردن تو فاحشه‌خونه رو
‫برای همیشه بذارم کنار.

629
00:50:02,375 --> 00:50:05,958
‫و هر چقدر پول لازم داشته باشی بهت می‌دم
‫تا نونوایی‌ای که همیشه می‌خواستی رو بخری.

630
00:50:06,473 --> 00:50:08,895
‫یه زندگی جدید برای خودمون
‫تو «توکسپانا» می‌سازیم.

631
00:50:21,411 --> 00:50:25,083
‫می‌خوام بیای روم و جوری باهام
‫عشق‌بازی کنی که تا حالا نکردی.

632
00:50:41,214 --> 00:50:43,641
‫حس می‌کردم هیچ‌وقت
‫هیچ‌کس رو اینقدر عمیق دوست نداشتم.

633
00:50:43,666 --> 00:50:46,432
‫و اینکه عشقی که من و سیمون
به هم داشتیم ‫تا ابد ادامه پیدا می‌کنه.

634
00:50:46,457 --> 00:50:47,476
.آه

635
00:50:47,500 --> 00:50:49,458
‫برای همین بود که
.همه چیز رو براش رو کردم

636
00:50:51,374 --> 00:50:52,708
‫سیمون.
‫‫هوم؟

637
00:50:53,833 --> 00:50:56,375
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم
‫که شاید نخوای بدونی.

638
00:50:56,778 --> 00:50:59,403
‫ نمی‌خوام هیچ رازی ‫بینمون باشه.

639
00:51:00,853 --> 00:51:02,062
‫بگو، سرافینا.

640
00:51:03,958 --> 00:51:07,448
‫من بودم که از سروان زاراته
‫خواستم بپاد و بازداشتت کنه.

641
00:51:08,135 --> 00:51:11,208
‫ازش خواستم به سربازاش بگه
تو پادگان ‫مثل سگ باهات رفتار کنن

642
00:51:11,233 --> 00:51:13,198
‫و اونقدر نگهت دارن تا
‫مطمئن شم که ترکم نمی‌کنی.

643
00:51:17,975 --> 00:51:20,225
‫می‌دونم حتماً فکر می‌کنی
‫کار وحشتناکی کردم،

644
00:51:20,250 --> 00:51:22,812
‫ولی فقط به این خاطر این کارو کردم که
‫نمی‌تونم بدون تو زندگی کنم.

645
00:51:27,640 --> 00:51:28,924
‫الان ازم متنفری؟

646
00:51:32,887 --> 00:51:33,887
‫نه.

647
00:51:40,106 --> 00:51:41,418
‫بیا بریم یه چیزی بخوریم.

648
00:51:42,085 --> 00:51:43,073
‫خیلی گشنمه.

649
00:51:43,833 --> 00:51:45,291
همه ‫جاها بسته نیستن؟

650
00:51:46,916 --> 00:51:48,583
‫یه چیزی پیدا می‌کنیم، مطمئنم.

651
00:51:51,166 --> 00:51:52,406
‫لباس بپوش بریم.

652
00:51:59,125 --> 00:52:01,778
‫کدوم احمقی
‫رازهاشو به معشوقه‌ش می‌گه؟

653
00:52:02,250 --> 00:52:03,890
‫فکرهام داشتن سرم فریاد می‌زدن،

654
00:52:03,915 --> 00:52:06,114
‫«حسابی به گا دادی خودتو،
‫سرافینا، جنده احمق.»

655
00:52:42,416 --> 00:52:43,791
‫باید برم دستشویی.

656
00:52:45,000 --> 00:52:48,458
‫ از بار برامون یه رام می‌گیرم،
و میارمش ‫تو اتاق که با هم بخوریم.

657
00:52:48,483 --> 00:52:51,500
‫هوم؟ پولم یه کم کمه،
‫کیف پولتو بهم قرض می‌دی؟

658
00:52:55,750 --> 00:52:57,465
‫نمی‌خوام یه سانت هم تکون بخوری.

659
00:52:57,490 --> 00:53:00,365
‫می‌ترسم اگه بیرون این درها
 نمونی ‫دیگه پیدات نکنم.

660
00:53:00,390 --> 00:53:02,557
‫هر جا تو بگی منتظر می‌مونم، سیمون.

661
00:53:05,536 --> 00:53:07,012
‫ورود زنان ممنوع

662
00:53:22,296 --> 00:53:24,385
‫بعد از یه مدت، نگران شدم.

663
00:53:25,958 --> 00:53:27,500
‫نکنه اتفاقی براش افتاده؟

664
00:53:28,406 --> 00:53:30,947
‫نکنه وقتی داشته رام می‌خریده
‫سکته کرده و مُرده؟

665
00:53:39,269 --> 00:53:40,686
‫وایسا! وایسا!

666
00:53:45,458 --> 00:53:48,057
‫هی، خوشگله! بیا اینجا!

667
00:54:36,997 --> 00:54:38,885
‫تو خوشگل‌تر از اونی که تنها راه بری!

668
00:55:08,625 --> 00:55:10,416
‫آقا؟
‫‫شب‌بخیر!

669
00:55:10,441 --> 00:55:12,411
‫اون مردی که
‫با من اینجا بود رو ندیدین؟

670
00:55:12,916 --> 00:55:16,007
‫دوید طبقه بالا چمدونش رو برداره،
‫بعدش با ماشینش گازشو گرفت و رفت.

671
00:55:16,032 --> 00:55:19,616
‫ولی وقتی در مورد حساب کتاب پرسیدم،
‫ گفت شما حساب می‌کنین.

672
00:55:32,728 --> 00:55:35,838
‫اینم پاداش صادق بودن
‫با مردی که لیاقتش رو نداشت.

673
00:55:36,573 --> 00:55:38,845
‫ اون لحظه‌ای بود که شروع کردم
‫به نقشه کشیدن برای انتقامم.

674
00:55:39,391 --> 00:55:42,391
‫چون اگه من نمی‌تونستم سیمون کورونا رو
 داشته باشم، ‫پس هیچ‌کس نباید می‌داشت.

675
00:55:58,635 --> 00:56:00,390
‫منو یادت میاد، سیمون کورونا؟

676
00:56:00,415 --> 00:56:02,540
‫شاید این کمکت کنه یادت بیاد، عوضی!

677
00:56:19,398 --> 00:56:20,690
‫بمیر، حرومزاده!

678
00:56:27,916 --> 00:56:29,625
‫جون بکن دیگه!

679
00:56:29,650 --> 00:56:32,747
‫اگه من نتونم داشته باشمت،
!پس هیچ‌کس نمی‌تونه

680
00:56:35,734 --> 00:56:37,025
‫برات چایی آوردم.

681
00:56:38,286 --> 00:56:39,542
‫خودم برات درستش کردم.

682
00:56:39,805 --> 00:56:41,680
‫بخورش تا کابوس‌هات تموم بشن.

683
00:56:46,013 --> 00:56:47,680
‫اونجاست، "اسکلت".

684
00:56:48,333 --> 00:56:50,291
‫اون حرومزاده داره ما رو نگاه می‌کنه.

685
00:56:50,316 --> 00:56:52,607
‫چرا اون کسکش نمی‌میره؟

686
00:56:53,500 --> 00:56:54,674
‫اونجا هیچی نیست.

687
00:56:57,414 --> 00:56:59,622
‫تب باعث شده توهم بزنی.

688
00:57:01,416 --> 00:57:03,026
‫داری روح و جن می‌بینی.

689
00:57:09,541 --> 00:57:11,375
‫سیمون، بهت احتیاج دارم.

690
00:57:13,791 --> 00:57:15,541
‫اینجوری منو ول نکن.

691
00:57:17,041 --> 00:57:20,666
‫قسم می‌خورم اگه برگردی پیشم،
‫به خاطر «وراکروز» می‌بخشمت،

692
00:57:20,691 --> 00:57:21,899
‫و نمی‌کشمت.

693
00:57:24,250 --> 00:57:26,534
‫می‌بخشمت، سیمون.

694
00:57:58,750 --> 00:58:00,875
‫تو اون کله‌ی پوکت فرو کن، خواهر.

695
00:58:00,900 --> 00:58:03,198
‫سیمون کورونا هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

696
00:58:03,223 --> 00:58:04,612
‫می‌دونم برنمی‌گرده!

697
00:58:05,375 --> 00:58:07,840
‫ نمی‌خوام برگرده،
‫می‌خوام زجرش بدم.

698
00:58:08,903 --> 00:58:11,787
‫اگه من نتونم اون حرومزاده دروغگو رو
 داشته باشم، ‫پس هیچ‌کس نمی‌تونه.

699
00:58:11,812 --> 00:58:13,103
‫پس یه کاری بکن!

700
00:58:13,128 --> 00:58:14,299
‫من تا خرخره غرق کارم،

701
00:58:14,324 --> 00:58:17,159
دارم سعی می‌کنم ‫هر دو تا خونه رو
بچرخونم در حالی که تو داری قهر می‌کنی

702
00:58:18,298 --> 00:58:21,725
‫ولی بیشتر از اونی که فکرشو بکنی خوشحال
 می‌شم ‫کمکت کنم به اون پَستِ دروغگو نشون بدی

703
00:58:21,750 --> 00:58:23,031
‫انتقام چه مزه‌ای می‌ده.

704
00:58:23,916 --> 00:58:25,049
‫خب پس نقشه‌ت چیه؟

705
00:58:25,074 --> 00:58:26,116
‫هه.

706
00:58:26,914 --> 00:58:30,141
‫یه دوجین گلوله تو قلبش خالی کنم
‫و کف زمین تو خونش برقصم.

707
00:58:30,609 --> 00:58:33,536
‫اول باید برای خودم یه اسلحه گیر بیارم.
‫یکی که سوراخای گنده درست کنه.

708
00:58:33,868 --> 00:58:35,968
‫باید از شر سیمون کورونا خلاص شم.

709
00:58:36,333 --> 00:58:37,666
‫و باید زود این کارو بکنم.

710
00:58:38,541 --> 00:58:40,582
‫مطمئنم که آدم مناسبش رو
‫برای کمکت سراغ دارم.

711
00:58:40,947 --> 00:58:42,947
‫یکی از معدود آدمایی که
.کاملاً بهش اعتماد دارم

712
00:58:44,168 --> 00:58:46,126
‫تا حالا در مورد «بدویا» بهت چیزی گفتم؟

713
00:58:49,062 --> 00:58:50,924
‫مردی که انتقامت رو برات می‌گیره

714
00:58:51,875 --> 00:58:54,750
‫سروان هرمِنِخیلدو بدویاست.

715
00:59:11,127 --> 00:59:31,127
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

