﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:22,945 --> 00:00:25,361
"‫«دختران مرده» اثری از "لوئیس استرادا

3
00:00:26,583 --> 00:00:30,757
"‫بر اساس رمانی از "‫خورخه ایبارگوئنگویتیا

4
00:00:39,854 --> 00:00:41,911
‫17 ژانویه 1960

5
00:00:43,096 --> 00:00:45,416
"گوئمز سیرا، مسکالا"

6
00:00:57,375 --> 00:01:00,320
‫می‌تونین ببینین که مزرعه خشخاش
‫از اونجا شروع می‌شه، سروان بدویا.

7
00:01:12,500 --> 00:01:14,004
‫اونجان! ایست!

8
00:01:15,362 --> 00:01:16,475
‫زانو بزنین!
‫‫تکون نخورین!

9
00:01:16,500 --> 00:01:19,000
‫بومی‌های لعنتی،
‫دهنتون سرویسه! زانو بزنین!

10
00:01:19,025 --> 00:01:21,817
‫بخوابین رو زمین، حرومزاده‌ها!
!بخوابین زمین کسکشا

11
00:01:21,842 --> 00:01:23,476
‫رو خاک، عوضی!
!بخواب رو زمین کسکش

12
00:01:33,156 --> 00:01:35,171
‫به خدا قسم
فقط اون یارو رو می‌شناسیم که

13
00:01:35,196 --> 00:01:37,830
 بذرها رو ‫میاره و
.برمی‌گرده که شیره رو بخره

14
00:01:38,371 --> 00:01:39,788
‫اسم این احمق چیه؟

15
00:01:44,416 --> 00:01:45,666
‫بهش می‌گن بِتو.

16
00:01:46,252 --> 00:01:48,348
‫اسم اصلیش اومبرتو پاردس بالادروئه.

17
00:01:49,020 --> 00:01:51,562
‫من و افرادم کجا می‌تونیم
‫این اومبرتو پاردس رو پیدا کنیم؟

18
00:01:56,083 --> 00:01:59,583
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که یه جایی
‫تو «سن پدرو دِ لاس کورینتس» زندگی می‌کنه.

19
00:01:59,608 --> 00:02:01,775
‫کار و بار رئیس اونجاست.

20
00:02:01,800 --> 00:02:04,437
‫اون پسر یه رئیس فاحشه‌خونه‌ست
‫که همه بهش می‌گن بالادرونا.

21
00:02:05,500 --> 00:02:06,632
‫این آشغالا رو ول کنین.

22
00:02:09,000 --> 00:02:10,301
‫شما کشاورزا گوش کنین.

23
00:02:11,184 --> 00:02:12,850
‫بهتره هر چی می‌دونستین رو
‫بهم گفته باشین،

24
00:02:12,875 --> 00:02:15,348
‫وگرنه پیداتون می‌کنم ‫و اون زبونای
.دروغگوتون رو از حلقتون می‌کشم بیرون

25
00:02:16,041 --> 00:02:17,125
‫حالا هم گمشید از اینجا.

26
00:02:21,458 --> 00:02:22,791
‫شروع به تیراندازی کن، گروهبان.

27
00:02:23,416 --> 00:02:25,109
‫شروع به تیراندازی، چشم، سروان.

28
00:02:41,645 --> 00:02:43,390
« ورود بدویـا »

29
00:03:01,265 --> 00:03:05,625
پدرونس: 21 کیلومتر
پدرو دلاس کورینتس: 23 کیلومتر

30
00:03:22,080 --> 00:03:25,614
‫قربان ما هنوز باز نکردیم.
‫‫من دنبال خانوم آرکانخلا بالادرو می‌گردم.

31
00:03:27,594 --> 00:03:28,890
‫خانوم، می‌شه بیاین؟

32
00:03:29,978 --> 00:03:31,265
‫این آقا با شما کار داره.

33
00:03:34,875 --> 00:03:37,250
‫برید آماده شید دخترا. الان باز می‌کنیم.

34
00:03:42,208 --> 00:03:43,625
‫شما آرکانخلا بالادرو هستین؟

35
00:03:44,583 --> 00:03:46,567
‫کی می‌خواد بدونه؟
‫‫از دیدنتون خوشبختم.

36
00:03:47,083 --> 00:03:49,106
‫هرمِنخیلدو بدویا در خدمت شماست.

37
00:03:49,458 --> 00:03:52,776
‫خانوم، فکر می‌کنم اطلاعاتی دارم که
 بحث ‫در موردش براتون باید جالب باشه.

38
00:03:52,801 --> 00:03:55,731
‫اگه می‌خوای جنساتو بهم بندازی،
‫بذار خلاصت کنم.

39
00:03:56,291 --> 00:03:58,416
‫ اگه اومدی اینجا
‫که برای لوله‌کشی رشوه بگیری،

40
00:03:58,441 --> 00:04:00,756
.گور بابات، ‫چون همه چیز ردیفه

41
00:04:00,781 --> 00:04:03,171
‫بهتون اطمینان می‌دم
که ‫نه بازرسم نه فروشنده.

42
00:04:03,708 --> 00:04:05,958
‫فقط یه سروان از ارتش قهرمان مکزیک

43
00:04:05,983 --> 00:04:07,543
‫و اومدم اینجا
 تا در مورد ‫مشکل کوچیکی که

44
00:04:07,568 --> 00:04:10,417
‫در رابطه با پسرتون
.اومبرتو برخوردم، صحبت کنم

45
00:04:11,633 --> 00:04:13,383
‫در مورد پسرمه؟ بفرمایید تو.

46
00:04:19,041 --> 00:04:21,926
‫داری از خودت در میاری،
‫تو یه دروغگوی گنده‌بکی!

47
00:04:22,625 --> 00:04:25,000
‫می‌دونم فکر می‌کنین
‫پسرتون یه فرشته معصومه،

48
00:04:25,025 --> 00:04:28,175
‫ولی اون تا خرخره‌ی عزیزش
‫قاطی کار و بار ‫قاچاق هروئین شده.

49
00:04:28,200 --> 00:04:30,804
‫من از روی ادب اینجام، چون
‫مدرک و حکم بازداشتش رو دارم.

50
00:04:32,165 --> 00:04:33,747
‫نمی‌تونم باور کنم.

51
00:04:34,868 --> 00:04:37,614
.‫بچه‌ی نازنین من داره هروئین می‌فروشه

52
00:04:40,416 --> 00:04:42,666
‫خواهش می‌کنم، سروان.

53
00:04:43,558 --> 00:04:46,308
‫اگه می‌دونستین ‫مادر بودن چقدر سخته.

54
00:04:46,333 --> 00:04:47,973
‫من همه چیز به بِتو دادم.

55
00:04:47,998 --> 00:04:49,623
‫فرستادمش بهترین مدرسه‌ها.

56
00:04:50,088 --> 00:04:52,333
‫می‌خواستم بره
‫دانشکده پزشکی و موفق بشه،

57
00:04:52,358 --> 00:04:54,768
‫نه اینکه با اون آشغال خشخاش
‫پول مفت در بیاره.

58
00:04:55,109 --> 00:04:58,176
‫توله‌سگِ خلافکارِ موادفروش!

59
00:04:58,875 --> 00:05:00,791
.‫گریه کردن هیچ‌وقت چیزی رو حل نمی‌کنه

60
00:05:01,666 --> 00:05:04,083
‫می‌دونم خبری نیست که دوست داشتین
 بشنوین، ‫ولی همینه که هست.

61
00:05:06,083 --> 00:05:08,416
‫پس انتظار دارین در مقابل
 این خبر ‫چه واکنشی نشون بدم؟

62
00:05:09,207 --> 00:05:10,877
‫یه عمر سختی ‫و جون کندن

63
00:05:10,902 --> 00:05:14,402
‫با حماقت و خودخواهی اون پسر
‫کاملاً به باد رفت.

64
00:05:15,416 --> 00:05:16,583
‫نه بِتوی من.

65
00:05:17,791 --> 00:05:19,937
‫بِتوی کوچولوی بیچاره‌ی من.

66
00:05:21,708 --> 00:05:25,676
‫حالا باید بقیه عمرش رو ‫تو زندون بپوسه!

67
00:05:26,911 --> 00:05:28,891
‫من اومدم اینجا که سعی کنم
.جلوی این اتفاق رو بگیرم

68
00:05:28,916 --> 00:05:31,625
‫تنها چیزی که نمی‌خوام اینه که
‫آینده پسرتون رو خراب کنم.

69
00:05:33,166 --> 00:05:35,458
‫شاید بتونم ‫یه پارتی‌بازی‌هایی بکنم.

70
00:05:38,718 --> 00:05:39,739
‫دو هزار.

71
00:05:39,764 --> 00:05:41,847
‫سه هزار. چهار هزار.

72
00:05:42,156 --> 00:05:43,166
‫پنج هزار.

73
00:05:44,051 --> 00:05:46,759
‫از ته دلم ‫نمی‌دونم دیگه
.چطور ازتون تشکر کنم

74
00:05:46,784 --> 00:05:48,742
‫نگاه چشماتون خودش بهترین تشکره.

75
00:05:49,458 --> 00:05:50,706
‫باعث افتخارمه.

76
00:05:51,500 --> 00:05:55,333
اگه شما یا خانواده‌تون لطف دیگه‌ای
 خواستین،‫ می‌دونین چطور پیدام کنین،

77
00:05:55,833 --> 00:05:57,625
‫حالا خیالتون راحت باشه.
‫‫ممنون قربان.

78
00:06:01,364 --> 00:06:03,614
‫تو اون کله‌ی پوکت فرو کن، سرافینا.

79
00:06:04,184 --> 00:06:05,916
‫سیمون کورونا هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

80
00:06:05,941 --> 00:06:07,158
‫آه، آرکانخلا.

81
00:06:07,183 --> 00:06:09,516
‫ نمی‌خوام برگرده، ‫می‌خوام زجرش بدم.

82
00:06:09,541 --> 00:06:10,801
‫من تا خرخره تو کارم و

83
00:06:10,826 --> 00:06:13,575
 سعی می‌کنم ‫هر دو تا خونه رو بچرخونم
 در حالی که تو داری قهر می‌کنی

84
00:06:14,679 --> 00:06:16,020
‫ولی بیشتر از اونی که فکرشو بکنی

85
00:06:16,045 --> 00:06:19,000
خوشحال می‌شم ‫کمکت کنم به اون پَستِ
دروغگو نشون بدی ‫انتقام چه مزه‌ای می‌ده.

86
00:06:19,025 --> 00:06:21,823
‫اول باید برای خودم یه اسلحه گیر بیارم.
‫یکی که سوراخای گنده درست کنه.

87
00:06:22,309 --> 00:06:24,463
‫باید از شر سیمون کورونا خلاص شم.

88
00:06:24,488 --> 00:06:26,542
‫مطمئنم که آدم مناسبش رو
‫برای کمک بهت سراغ دارم.

89
00:06:27,182 --> 00:06:28,965
"کاسادل مورینو"

90
00:06:30,096 --> 00:06:31,940
‫3 فوریه 1961

91
00:06:35,132 --> 00:06:37,656
"پدرونس پلن دِ آباخو"

92
00:06:37,993 --> 00:06:41,478
‫اگه نمی‌خوای مشروب بخوری یا بکنی…"
"گورتو گم کن"

93
00:07:10,666 --> 00:07:12,083
‫عصر بخیر، سروان.

94
00:07:13,848 --> 00:07:14,875
‫خوش اومدین.

95
00:07:16,000 --> 00:07:18,898
‫می‌خوام شخصاً ازتون تشکر کنم به خاطر
‫کاری که برای خواهرزاده‌م، بِتو، کردین.

96
00:07:18,923 --> 00:07:20,850
‫لازم نیست برای اون کار ازم تشکر کنی.

97
00:07:20,875 --> 00:07:23,426
‫من در خدمت شما و خانواده‌تون هستم،
‫خانوم سرافینا.

98
00:07:24,020 --> 00:07:25,103
‫دوشیزه بهتره.

99
00:07:25,848 --> 00:07:26,854
‫من ازدواج نکردم.

100
00:07:26,879 --> 00:07:29,879
‫البته. همچین دختر زیبایی‌ای،
‫فرض کردم ازدواج کرده باشین.

101
00:07:32,015 --> 00:07:34,187
‫امشب اینجام ‫چون شنیدم
.به یه اسلحه احتیاج دارین

102
00:07:36,215 --> 00:07:37,379
‫درست شنیدین.

103
00:07:37,708 --> 00:07:39,940
‫یه سلاح می‌خوام که راحت شلیک کنه.

104
00:07:40,291 --> 00:07:41,958
‫کلت یا چیز دیگه‌ای، دوشیزه؟

105
00:07:42,458 --> 00:07:45,340
‫می‌خوام با اولین شلیک بکشمش،
‫با چیزی که تو دستم جا بشه.

106
00:07:47,000 --> 00:07:50,166
‫پیشنهاد من برای شما
‫یه کلت کالیبر 45 نظامیه.

107
00:07:51,500 --> 00:07:53,534
‫چقدر باید برای این کلت منتظر بمونم؟

108
00:07:53,559 --> 00:07:54,745
‫و چقدر گرونه؟

109
00:07:55,645 --> 00:07:58,500
‫باید بتونم تو یکی دو هفته
‫براتون گیرش بیارم،

110
00:07:58,525 --> 00:08:00,983
‫و حداکثر 1200 پزو.

111
00:08:01,567 --> 00:08:03,700
‫اگه لازم داشته باشید
.می‌تونم یه پیش‌پرداخت بهتون بدم

112
00:08:04,500 --> 00:08:07,083
‫صورت زیبای شما تمام پیش‌پرداختیه
‫که من لازم دارم، دوشیزه.

113
00:08:08,333 --> 00:08:10,625
‫می‌تونین بهم یاد بدین
‫چطور ازش استفاده کنم؟

114
00:08:11,770 --> 00:08:13,000
‫با کمال میل.

115
00:08:14,250 --> 00:08:17,123
‫حتماً به یه میدون تیر مناسب می‌برمت
‫تا بتونی تمرین کنی

116
00:08:17,148 --> 00:08:18,898
‫و یاد بگیری با سلاحت کار کنی.

117
00:08:19,333 --> 00:08:22,166
‫بهم بگید سروان،
‫از زندگی نظامی لذت می‌برین؟

118
00:08:22,916 --> 00:08:24,250
‫ما همه جورشو می‌بینیم.

119
00:08:25,291 --> 00:08:26,754
‫شب‌هایی هست که بدبختیم،

120
00:08:26,779 --> 00:08:29,679
‫سردمونه و خیلی
.حوصله‌مون سر رفته، و گشنه‌ایم

121
00:08:31,000 --> 00:08:34,041
‫ولی روزهایی هم هست که تا دلم بخواد
‫سوارکاری می‌کنم، که عاشقشم.

122
00:08:35,625 --> 00:08:37,750
‫سوار شدن بر پشت حیوان،

123
00:08:38,325 --> 00:08:39,617
‫مسلط شدن بهش.

124
00:08:41,676 --> 00:08:43,856
‫اطمینان از اینکه
.بدونه کی افسار رو دستش گرفته

125
00:08:45,166 --> 00:08:46,583
‫و بعد رها کردنش.

126
00:08:56,466 --> 00:08:57,466
...آه

127
00:08:57,491 --> 00:08:59,104
!محکم سوارم شو

128
00:09:00,070 --> 00:09:01,417
...آه

129
00:09:02,822 --> 00:09:04,781
‫اوه، خوشم میاد سروان! همینجوری!

130
00:09:05,101 --> 00:09:06,101
...آه

131
00:09:10,625 --> 00:09:11,708
‫چه خوشگله.

132
00:09:12,266 --> 00:09:13,766
‫ساختش عالیه، ها؟

133
00:09:13,791 --> 00:09:16,916
یه سلاح درجه یک
‫و 500 پزو هم هیچی نیست.

134
00:09:17,708 --> 00:09:20,596
‫به ستوان لوپز بگو وقتی
معامله جوش خورد ‫پولشو می‌گیره.

135
00:09:21,875 --> 00:09:23,291
‫مثل همیشه امر، امر شماست قربان.

136
00:09:34,445 --> 00:09:36,343
‫یه سلاح خوشگل برای یه دختر خوشگل.

137
00:09:37,900 --> 00:09:39,359
‫و طبق دستور شما...

138
00:09:40,333 --> 00:09:41,723
‫100 تا فشنگ براق.

139
00:09:45,250 --> 00:09:47,135
‫و اینم 1200 پزوی براق شما.

140
00:09:48,266 --> 00:09:49,596
‫واقعاً خوشگله.

141
00:09:50,026 --> 00:09:52,692
‫حالا فقط باید تصمیم بگیریم
 کجا می‌خوای ‫بری

142
00:09:52,717 --> 00:09:54,397
.تا به سلاحت مسلط بشی

143
00:09:57,079 --> 00:10:00,270
‫هر چی زودتر بهتر،
‫موافق نیستی، سروان؟

144
00:10:31,563 --> 00:10:33,429
"کانسپسیون دِ روئیز: 32 کیلومتر"

145
00:10:34,723 --> 00:10:36,015
‫می‌دونی چی بامزه‌ست؟

146
00:10:36,583 --> 00:10:39,958
‫من صد بار از اینجا رد شدم ولی
هیچ‌وقت ‫به «کنسپسیون دِ روئیز» سر نزدم.

147
00:10:41,000 --> 00:10:43,637
‫چیز زیادی رو از دست ندادی واقعاً.
‫ولی محل خدمت من اینجاست.

148
00:10:56,672 --> 00:10:57,916
‫خوش اومدید، سروان.

149
00:11:06,416 --> 00:11:08,468
‫منو میاری پادگان، ‫سروان؟

150
00:11:08,493 --> 00:11:10,340
‫فکر کردم یه جای خلوت می‌ریم.

151
00:11:10,875 --> 00:11:14,166
‫سرگرد مرخصیه،
‫و سرهنگ هم از اینجا خوشش نمیاد.

152
00:11:14,191 --> 00:11:16,632
‫پس امروز، من بالاترین درجه رو دارم.

153
00:11:17,291 --> 00:11:19,754
‫به همه نیروها دستور ‫تمرینات رزمی دادم

154
00:11:19,779 --> 00:11:21,738
‫تا اینجا برای خودمون خلوت باشه.

155
00:11:22,500 --> 00:11:24,791
"منطقه نظامی ایکس2.اِی"

156
00:11:31,238 --> 00:11:33,210
‫برای شلیک
همیشه سلاح رو ‫با دو دست بگیر.

157
00:11:33,625 --> 00:11:36,036
‫میاریش تا سطح
‫چشم چپت و نگهش می‌داری.

158
00:11:36,458 --> 00:11:38,265
‫و با چشم راستت
‫هدفت رو واضح می‌بینی

159
00:11:38,290 --> 00:11:40,040
‫قبل از اینکه
.به آرومی ماشه رو بچکونی

160
00:11:48,958 --> 00:11:51,203
‫نمی‌دونم 100 تا گلوله
‫کافی باشه یا نه.

161
00:11:51,666 --> 00:11:53,674
‫با چشم بسته هم
‫نمی‌تونستم از این بدتر بزنم.

162
00:11:54,208 --> 00:11:56,492
‫صبر داشته باش.
‫چرا ستاد فرماندهی‌م رو بهت نشون ندم؟

163
00:11:56,750 --> 00:11:58,416
‫برای امروز کافیه.

164
00:11:59,046 --> 00:12:00,087
‫بگیرش.

165
00:12:12,734 --> 00:12:14,291
"هتل گومز"

166
00:12:14,666 --> 00:12:15,916
‫بفرمایید، دوشیزه.

167
00:12:16,634 --> 00:12:18,739
‫این یکی از بهترین‌های شهره.

168
00:12:23,458 --> 00:12:25,781
‫کاش زودتر
باهاتون آشنا شده بودم، ‫سروان.

169
00:12:25,806 --> 00:12:28,875
‫هر وقت با شمام، ‫دلیلی که می‌خواستم
.اسلحه بخرم رو فراموش می‌کنم

170
00:12:29,500 --> 00:12:31,250
‫خیلی خوشحالم که اینو می‌شنوم.

171
00:12:32,166 --> 00:12:34,541
‫چون کشتن یه مرد ‫می‌تونه
.برات دردسر زیادی درست کنه

172
00:12:38,791 --> 00:12:39,984
‫می‌شه صورت‌حساب رو بیارین؟

173
00:12:54,856 --> 00:12:56,564
‫از خدمات راضی نبودین، سروان؟

174
00:12:57,500 --> 00:12:59,875
‫پزوی منو نمی‌خوای؟
‫یکی رو پیدا می‌کنم که بخواد.

175
00:13:19,375 --> 00:13:22,406
‫می‌شه بهم بگید سروان
‫اینجا از قبل فاحشه‌خونه‌ای داشته؟

176
00:13:23,416 --> 00:13:26,471
‫متأسفانه از این لذت بی‌بهره‌ایم.
‫چرا می‌پرسی؟

177
00:13:27,000 --> 00:13:30,333
‫چون «کنسپسیون دِ روئیز» شهر کوچیک و عالی‌ایه
‫برای کسایی که فاحشه‌خونه می‌گردونن.

178
00:13:38,114 --> 00:13:39,645
"تاریخچه خانه‌ها"

179
00:13:42,397 --> 00:13:44,279
"خانواده‌ی صاحب فاحشه‌خانه"

180
00:13:44,562 --> 00:13:46,353
‫دروغ‌های زیادی منتشر شده

181
00:13:46,378 --> 00:13:48,461
‫در مورد خواهرام و کار و بارشون.

182
00:13:48,849 --> 00:13:50,337
‫زبان شیطانی شایعه‌پراکنی می‌کنه

183
00:13:50,362 --> 00:13:52,602
‫که اولین فاحشه‌خونه‌شون رو
‫از پدرم به ارث بردن،

184
00:13:52,627 --> 00:13:54,433
‫که پدرم ‫به خاطر
.ولگردی‌هاش معروف بود

185
00:13:54,458 --> 00:13:56,791
‫خیال محض، ساختگی محض.

186
00:13:57,291 --> 00:13:58,890
‫پدر من یه جنتلمن واقعی بود،

187
00:13:58,915 --> 00:14:01,083
‫که گرفتار ‫دست قدرتمند خداوند شد.

188
00:14:01,875 --> 00:14:03,531
‫باید پرداخت کنی، راه دیگه‌ای نداره.

189
00:14:04,000 --> 00:14:06,604
.پولی ندارم که قرضمو بدم دوشیزه آرکانخلا

190
00:14:06,840 --> 00:14:08,840
‫21 آوریل 1936
‫ با سودی که روش می‌کشین،

191
00:14:09,096 --> 00:14:11,096
‫هیچ‌وقت راهی برای صاف کردنش ندارم.

192
00:14:11,121 --> 00:14:13,287
‫خوشم نمیاد ‫منو احمق فرض کنی.

193
00:14:13,312 --> 00:14:16,728
‫همه تو شهر می‌دونن که
 تو قمار ‫هر چی داشتی باختی.

194
00:14:17,000 --> 00:14:20,312
‫و همون‌طور که می‌دونی، خیریه باز نکردم،
‫یه کسب و کار شرافتمندانه دارم.

195
00:14:20,337 --> 00:14:21,666
‫قباله‌ها تو کیفتـه؟

196
00:14:24,291 --> 00:14:28,125
‫چون آرکانخلا از همه بزرگتر بود،
‫مسئول املاک و دارایی شد.

197
00:14:32,676 --> 00:14:34,384
‫و از اونجایی که اخلاقش اینجوریه،

198
00:14:34,409 --> 00:14:35,867
.مسئولیت املاک به اون سپرده شد

199
00:14:45,689 --> 00:14:46,864
‫بار «راه خوب»

200
00:14:46,898 --> 00:14:51,064
‫اولش با پول قرض دادن به مردم
‫با سود بالا شروع کرد، و بعد...

201
00:14:53,875 --> 00:14:55,307
‫یه فاحشه‌خونه باز کرد.

202
00:14:58,875 --> 00:15:02,041
‫دوشیزه آرکانخلا، از دیدنتون خوشبختم.
‫‫عصربخیر، آلخاندرو.

203
00:15:02,066 --> 00:15:03,274
‫منتظرتون بودم.

204
00:15:04,000 --> 00:15:05,479
‫اینا تمام کلیداییه که لازم دارین.

205
00:15:05,989 --> 00:15:07,046
‫کمک هم دارید.

206
00:15:07,958 --> 00:15:09,687
‫این دخترا کارمندای شما هستن.

207
00:15:10,349 --> 00:15:11,421
.‫با اجازه‌تون

208
00:15:11,703 --> 00:15:12,726
‫البته.

209
00:15:14,833 --> 00:15:16,541
‫سلام دخترا.
‫عصربخیر.

210
00:15:29,333 --> 00:15:31,440
‫با این خراب‌شده چه گهی بخورم؟

211
00:15:39,541 --> 00:15:40,479
.مرسی

212
00:15:42,799 --> 00:15:43,856
‫نه.

213
00:15:43,881 --> 00:15:45,510
!ولم کن. هی

214
00:15:45,535 --> 00:15:46,658
‫دارم کار می‌کنم.

215
00:15:46,683 --> 00:15:48,308
‫پیشم بمون، بهت 20 تا می‌دم.

216
00:15:49,018 --> 00:15:50,281
‫دختر خوبی باش.

217
00:15:52,583 --> 00:15:54,375
‫اینجا رو گوش کن، حرومزاده کثافت.

218
00:15:54,916 --> 00:15:57,812
‫تو پول می‌دی که برات نوشیدنی بیاره،
‫نه اینکه مثل حیوون دستمالی‌ش کنی.

219
00:15:57,837 --> 00:16:00,083
‫اگه چیز بیشتری می‌خوای
‫اول با من حرف می‌زنی.

220
00:16:00,750 --> 00:16:03,583
‫چقدر پیشنهاد داد، پترا؟
‫‫بیست پزو برای نشستن.

221
00:16:05,614 --> 00:16:06,637
‫بیست پزو؟

222
00:16:07,414 --> 00:16:09,247
‫30 تا بده می‌تونه پیشت بشینه.

223
00:16:09,272 --> 00:16:12,356
‫ده تای دیگه هم بدی می‌تونی ببریش تو
‫انباری و هر کاری می‌خوای بکنی.

224
00:16:16,083 --> 00:16:19,166
‫بعداً سهم خودتو می‌گیری، پترا.
‫‫چشم، دوشیزه آرکانخلا.

225
00:16:26,349 --> 00:16:28,497
‫و اون موقع بود که خواهرم فهمید

226
00:16:28,817 --> 00:16:31,859
‫که زن‌ها خیلی بیشتر
‫از هر آبجو یا رامی پول در میارن.

227
00:16:34,770 --> 00:16:36,776
‫2 مه 1939
...‫آرکانخلا اونقدر خوب کار کرد

228
00:16:36,801 --> 00:16:39,562
 که بعد از دو سال ‫کافه رو فروخت
‫و «کاسا دل مولینو» رو باز کرد.

229
00:16:39,884 --> 00:16:42,384
‫فاحشه‌خونه خیلی زود
‫برای خودش اسم و رسمی به هم زد.

230
00:16:42,409 --> 00:16:45,176
‫نه فقط تو «پدرونس»،
‫بلکه تو کل «پلان دِ آباخو».

231
00:16:57,833 --> 00:16:59,666
‫خوش بگذره قربان.

232
00:17:03,708 --> 00:17:05,041
‫حسابی هواشو داشته باش.

233
00:17:05,875 --> 00:17:07,041
‫مواظب خودت باش، عزیزم.

234
00:17:08,111 --> 00:17:10,043
‫راضی به نظر میای.
‫اون لبخندت همه چیزو می‌گه.

235
00:17:19,250 --> 00:17:20,500
‫بفرمایید رئیس.

236
00:17:25,625 --> 00:17:29,541
‫ولی خواهرم همیشه جاه‌طلب بوده،
‫خیلی زود، یه فاحشه‌خونه براش کافی نبود.

237
00:17:29,566 --> 00:17:31,347
‫یکی دیگه تو «مسکالا» می‌خواست.

238
00:17:31,372 --> 00:17:32,891
‫جوابتون چیه، نماینده مجلس؟

239
00:17:32,916 --> 00:17:34,708
‫مشکلیه ‫که برام یه مجوز بگیری

240
00:17:34,733 --> 00:17:36,850
‫تا تو «سن پدرو دِ لاس کورینتس»
کارمو شروع کنم؟

241
00:17:36,875 --> 00:17:38,625
‫متأسفانه فکر کنم سخت باشه.

242
00:17:38,650 --> 00:17:40,692
‫با این چیزی که شما پیشنهاد می‌دید،
‫نمی‌تونم انجامش بدم.

243
00:17:40,717 --> 00:17:44,009
‫اینجا تو «مسکالا»، خیلی مذهبی‌تر
‫از «پلان دِ آباخو» هستن.

244
00:17:44,034 --> 00:17:45,492
‫و پیچیده‌تر.

245
00:17:45,750 --> 00:17:47,323
‫اون رقمی که گفتی چند بود؟

246
00:17:47,348 --> 00:17:49,139
‫برای من، ماهی 2000 تاست.

247
00:17:50,114 --> 00:17:53,703
‫و خانوم آرکانخلا هم هر وقت سر می‌زنم
‫اجازه می‌ده مهمونش باشم.

248
00:17:53,965 --> 00:17:55,132
‫پس حله دیگه.

249
00:17:55,157 --> 00:17:57,516
‫شما ماهی 2500 پزو به من می‌دید،

250
00:17:57,541 --> 00:18:00,104
‫و اگه هوس کردم از خدمات
‫کسب و کار جدیدتون بهره‌مند بشم،

251
00:18:00,129 --> 00:18:01,641
‫اصرار دارم که پولشو بپردازم.

252
00:18:01,666 --> 00:18:03,166
‫از سبک شما خوشم میاد.

253
00:18:03,191 --> 00:18:04,982
‫چیزی که خواستید رو بهتون می‌دم.

254
00:18:05,541 --> 00:18:08,125
‫ولی با دخترایی
‫که من به «سن پدرو» میارم،

255
00:18:08,150 --> 00:18:11,483
‫پشیمون می‌شید که با همکارتون
‫سر یه شرایط چونه نزدید.

256
00:18:11,508 --> 00:18:12,716
‫به سلامتی!

257
00:18:12,741 --> 00:18:14,158
‫به سلامتی!
‫‫به سلامتی.

258
00:18:18,666 --> 00:18:20,083
‫از این طرف، دخترا.

259
00:18:20,500 --> 00:18:23,512
‫این آقایون پدرخوانده‌های جدیدمون هستن،
‫می‌خوام حسابی بهشون برسید.

260
00:18:25,172 --> 00:18:26,308
‫آه، خدای من.

261
00:18:26,333 --> 00:18:28,666
‫آه، چه دخترخوانده‌ی دوست‌داشتنی‌ای؟
‫چطوری عزیزم؟

262
00:18:28,691 --> 00:18:30,399
‫چرا اول اسمت رو بهم نمی‌گی؟

263
00:18:30,424 --> 00:18:32,641
‫کامیلا.
‫‫می‌تونم یه نوشیدنی مهمونت کنم، کامیلا؟

264
00:18:32,666 --> 00:18:33,918
‫عوضی‌های احمق.

265
00:18:34,666 --> 00:18:37,926
‫می‌خوام بدونی که دارم می‌رم
‫«سن پدرو دِ لاس کورینتس».

266
00:18:38,708 --> 00:18:41,833
‫می‌خوام اگه می‌خوای، کار و بار
‫خیابون مولینو رو به دست بگیری.

267
00:18:44,445 --> 00:18:46,361
‫باید در موردش صحبت کنیم، آرکانخلا.

268
00:18:46,386 --> 00:18:49,958
‫اگه کاری باشه که بتونم بدون غافل شدن
‫از بقیه مسئولیت‌هام انجامش بدم،

269
00:18:49,983 --> 00:18:51,060
‫شاید بشه.

270
00:18:51,085 --> 00:18:52,601
‫باید چیکار کنم؟

271
00:18:52,626 --> 00:18:54,917
‫مدیریت کارای روزمره‌ش، ‫همین.

272
00:18:55,250 --> 00:18:58,622
‫همه چیز از قبل کاملاً مرتبه.
‫تئوفیلو هم می‌تونه کمکت کنه.

273
00:18:58,647 --> 00:19:02,375
‫همیشه فکر می‌کردم خیلی مهمه
‫که کسب و کار خانوادگی پابرجا باشه.

274
00:19:02,749 --> 00:19:05,707
‫تو خیابون مولینو
‫چه جور کسب و کاری داری؟

275
00:19:06,208 --> 00:19:07,393
‫رستورانه؟

276
00:19:09,048 --> 00:19:10,465
‫نه، ائولالیا.

277
00:19:11,536 --> 00:19:14,429
‫به خدا قسم، ‫تو تنها زنی هستی که
 ‫که با بالا رفتن سن احمق‌تر می‌شه.

278
00:19:15,083 --> 00:19:16,458
‫یه فاحشه‌خونه‌ست.

279
00:19:18,760 --> 00:19:20,398
‫آ... چ...چی؟

280
00:19:20,750 --> 00:19:22,106
‫گوش کن، خواهر.

281
00:19:22,131 --> 00:19:24,937
‫من و تئوفیلو شاید فقیر باشیم،
‫ولی آبرومند و نجیبیم.

282
00:19:24,962 --> 00:19:28,098
‫باید جنازه هر دوتامون رو دفن کنی
‫تا پامون رو تو اون مکان گناه‌آلود بذاریم.

283
00:19:31,791 --> 00:19:35,000
‫فراموش کنین اصلاً چیزی پرسیدم،
‫مقدس‌نماهای احمق. کون‌لق هردوتون.

284
00:19:36,625 --> 00:19:39,657
‫سرافینا قبول کرد
‫که مدیریت «کاسا دل مولینو» رو به عهده بگیره

285
00:19:39,682 --> 00:19:41,541
‫چون جوون و ساده بود.

286
00:19:41,566 --> 00:19:45,723
‫و مثل همیشه، داشت یکی از اون
‫دل‌شکستگی‌های بی‌شمارش رو تحمل می‌کرد.

287
00:19:46,595 --> 00:19:47,734
‫گوش کن، سرافینا.

288
00:19:48,625 --> 00:19:51,541
‫قدیمی‌ترین شغل دنیا ‫فاحشگیه.

289
00:19:52,125 --> 00:19:55,457
‫ولی برای اینکه کسب و کار خوب پیش بره،
‫به نظم احتیاج داری.

290
00:19:55,906 --> 00:19:57,010
‫دخترا!

291
00:19:59,416 --> 00:20:02,791
‫مهم‌ترین چیز ‫اینه که
،مشتری‌ها احساس راحتی کنن

292
00:20:02,816 --> 00:20:05,024
‫تا هر چقدر که می‌تونن پول خرج کنن.

293
00:20:05,049 --> 00:20:09,008
‫برای همینه که مهمه دخترا
‫همیشه مرتب و تمیز به نظر برسن.

294
00:20:09,033 --> 00:20:10,075
‫سریع!

295
00:20:10,100 --> 00:20:11,578
‫همه تو صف!

296
00:20:12,747 --> 00:20:13,865
‫دستا بیرون!

297
00:20:15,556 --> 00:20:16,570
‫رزا!

298
00:20:17,812 --> 00:20:20,750
‫در مورد گوش‌هات بهت چی گفتم؟
‫برو بشورشون.

299
00:20:20,775 --> 00:20:22,150
‫چشم، دوشیزه آرکانخلا.

300
00:20:22,175 --> 00:20:25,590
‫آرایشتم دوباره عوض کن
‫که شبیه جنده بشی، نه دلقک!

301
00:20:26,625 --> 00:20:28,953
‫درها ساعت هشت باز می‌شن،

302
00:20:28,978 --> 00:20:31,093
و ‫همه چیز باید قبل از اون آماده باشه.

303
00:20:31,458 --> 00:20:33,891
‫آبجوها باید سرد باشن،
‫دستگاه موسیقی باید روشن باشه،

304
00:20:33,916 --> 00:20:35,343
‫و تابلو هم روشن.

305
00:20:36,017 --> 00:20:38,475
‫بعضی مشتریا میان
‫که فقط کارشون رو بکنن.

306
00:20:38,500 --> 00:20:42,448
‫نه نوشیدنی می‌خورن نه می‌رقصن،
‫یه دختر انتخاب می‌کنن و می‌رن بالا تو اتاق.

307
00:20:43,000 --> 00:20:45,558
‫ولی بقیه میان ‫که شب رو
.با نوشیدنی خوش بگذرونن

308
00:20:45,583 --> 00:20:47,416
‫ با همه باید خوب رفتار بشه.

309
00:20:47,916 --> 00:20:50,791
‫بعضیا دوست دارن با دخترا برقصن،
‫و وقتی گرم شدن،

310
00:20:50,816 --> 00:20:53,649
‫دختر مورد علاقه‌شون رو
‫برای اون شب انتخاب می‌کنن.

311
00:20:53,674 --> 00:20:56,299
‫ولی تو باید مطمئن شی
‫که دخترا دارن تمام تلاششون رو می‌کنن

312
00:20:56,324 --> 00:20:58,125
‫تا مشتریا رو بکشونن طبقه بالا.

313
00:20:58,166 --> 00:21:02,718
‫ما حواسمون به دخل هست و سوابق
‫هر چیزی که اتفاق میفته رو نگه می‌داریم.

314
00:21:02,743 --> 00:21:03,867
‫40 تا می‌شه.

315
00:21:06,625 --> 00:21:09,250
‫با اینکه کلی مشروب می‌فروشیم
‫و سود خوبی می‌کنیم،

316
00:21:09,275 --> 00:21:11,442
‫هیچ‌وقت تو نوشیدنی‌ها
.آب قاطی نمی‌کنیم

317
00:21:11,467 --> 00:21:14,017
‫اگه کسی رام سفارش بده،
.بهش رام می‌دیم

318
00:21:14,042 --> 00:21:16,388
‫اگه تکیلا بخوان،
‫بهشون تکیلا می‌دیم،

319
00:21:16,413 --> 00:21:17,955
‫چون هدف اصلی این کسب و کار

320
00:21:17,980 --> 00:21:21,147
‫اینه که دخترا هر شب به بیشترین
‫تعداد مرد سرویس بدن.

321
00:21:21,172 --> 00:21:22,812
‫برای همینه که دخترا ‫اجازه ندارن

322
00:21:22,837 --> 00:21:25,307
‫هیچ مشتری‌ای رو که می‌خواد
‫باهاشون وقت بگذرونه، رد کنن.

323
00:21:25,332 --> 00:21:27,290
‫کنترل کردن اینم خیلی مهمه

324
00:21:27,315 --> 00:21:29,379
‫که کی می‌ره طبقه بالا
‫و کی میاد پایین.

325
00:21:29,804 --> 00:21:31,100
‫برای «کاسا دل مولینو»،

326
00:21:31,125 --> 00:21:33,791
‫«اسکلت» مسئول
‫ثبت و ضبط همه ایناست.

327
00:21:33,816 --> 00:21:37,274
‫اون پایین پله‌ها مستقر می‌شه،
‫و وقتی یه مشتری می‌خواد بره بالا،

328
00:21:37,299 --> 00:21:39,826
‫به دختره یه حوله تمیز و یه ژتون می‌ده،

329
00:21:39,851 --> 00:21:42,791
‫و بسته به نوع سرویس
‫و مدتی که مشتری خواسته،

330
00:21:42,816 --> 00:21:44,482
‫رنگ ژتون فرق می‌کنه.

331
00:21:44,507 --> 00:21:47,090
‫برای لیچا، برای کار معمول 40 پزو می‌شه.

332
00:21:47,115 --> 00:21:51,115
‫این دفعه چرا 40 تا، اسکلت؟
‫هفته پیش برای آرورا فقط 30 تا بود.

333
00:21:51,140 --> 00:21:53,723
‫چون لیچا بهترین اعتبار رو
‫تو این خونه داره، قربان.

334
00:21:53,748 --> 00:21:56,231
‫اگه نمی‌خوای اینقدر خرج کنی،
‫رزا یا مارتا رو امتحان کن.

335
00:21:56,256 --> 00:21:57,506
‫اونا ساعتی 20 تا میشه.

336
00:21:57,531 --> 00:21:59,742
‫اون می‌دونه
‫برای هر دختر چقدر بگیره،

337
00:21:59,767 --> 00:22:01,792
‫چون کیفیت همشون یکی نیست.

338
00:22:01,817 --> 00:22:04,151
‫و اگه یه وقت مشکلی پیش بیاد
‫و یه مشتری زیادی خشن باشه

339
00:22:04,176 --> 00:22:06,176
‫یا بیشتر از پولی که داده بخواد...

340
00:22:06,201 --> 00:22:07,975
‫نگهبانا می‌رن ترتیبش رو می‌دن.

341
00:22:08,000 --> 00:22:11,112
‫خیلی از مشتریا فکر می‌کنن حق دارن
‫دخترا رو بزنن یا باهاشون بدرفتاری کنن.

342
00:22:11,137 --> 00:22:12,784
‫من کاری نکردم.
‫‫قرار هم نیست بکنی!

343
00:22:12,809 --> 00:22:14,473
‫اینم وظیفه اسکلتـه ‫که مطمئن شه

344
00:22:14,498 --> 00:22:16,917
وقتی کار دختره برای
‫سرویس دادن تموم می‌شه،

345
00:22:17,273 --> 00:22:19,360
.دخترا ‫سالم برمی‌گردن پایین

346
00:22:19,385 --> 00:22:22,923
‫باید سریع خودشو
‫تمیز کنه و برگرده سر کار.

347
00:22:22,948 --> 00:22:27,750
‫یه فاحشه با اخلاق کاری خوب می‌تونه
‫شبی به پنج شیش تا مشتری سرویس بده.

348
00:22:28,333 --> 00:22:30,601
‫ولی دخترای فوق‌العاده، بیشتر می‌تونن.

349
00:22:30,813 --> 00:22:33,239
‫و چند تایی هم هستن که
.حتی می‌تونن دو برابر این کار کنن

350
00:22:33,958 --> 00:22:36,000
‫دیشب بازم ده تا داشتی، مگه نه؟

351
00:22:36,500 --> 00:22:38,114
‫تبریک می‌گم، لیچا.

352
00:22:38,139 --> 00:22:42,058
‫همین‌طور ادامه بده، شاید بتونی بدهی‌ای
‫که به من داری رو صاف کنی.

353
00:22:42,083 --> 00:22:43,699
‫برو استراحت کن.
‫‫چشم خانوم.

354
00:22:43,724 --> 00:22:45,864
‫مردم هر چی می‌خوان بگن بگن،

355
00:22:45,889 --> 00:22:49,764
‫ولی من 20 سال برای این خواهرا کار کردم
‫و می‌تونم بگم رئیسای فوق‌العاده‌ای بودن.

356
00:22:50,000 --> 00:22:52,198
‫من هیچ شکایتی ندارم،
‫و اونا هم همین‌طور.

357
00:22:53,375 --> 00:22:56,218
برای همینه که
.به اون دو تا همیشه وفادارم

358
00:22:56,792 --> 00:22:58,656
‫ اگه کل این ماجرا ‫پیچیده بشه

359
00:22:58,681 --> 00:23:00,433
‫و پلیس ما رو بندازه زندان،

360
00:23:00,458 --> 00:23:03,088
‫ چیزی نیست جز
‫یه بدشانسی که گریبان‌گیرمون شده.

361
00:23:05,083 --> 00:23:07,406
‫شخصاً، فکر می‌کنم
‫اینجا برای شما یه مکان عالیه.

362
00:23:08,458 --> 00:23:11,625
‫برای ساختن اونجور کسب و کاری که
 می‌خوای، ‫از این مناسب‌تر نمی‌شه.

363
00:23:11,945 --> 00:23:13,292
‫عاشقش شدم، سروان.

364
00:23:13,317 --> 00:23:14,600
‫چند قیمت گذاشتن؟

365
00:23:14,625 --> 00:23:16,291
‫سی و سه هزار پزو،

366
00:23:16,316 --> 00:23:18,732
‫و با کاری که می‌شه اینجا کرد،
‫می‌دونم که داری مفت می‌خریش.

367
00:23:18,757 --> 00:23:21,298
‫صاحباش دو تا خانوم مسنن
‫که باید بفروشنش

368
00:23:21,323 --> 00:23:24,766
‫چون باید پول انتقال
برادرشون ‫به تیمارستانِ

369
00:23:24,791 --> 00:23:26,859
‫خواهران روحانی تو «پدرونس» رو بدن.

370
00:23:26,884 --> 00:23:29,058
‫هوم. اگه دست من بود،
‫همین امروز می‌خریدمش.

371
00:23:29,083 --> 00:23:30,885
‫فقط باید با خواهرمم مطرحش کنم.

372
00:23:33,665 --> 00:23:36,893
‫بهش فکر کن، آرکانخلا.
‫اونجا کلی پول در میاره.

373
00:23:36,918 --> 00:23:39,291
‫به خدا قسم،
‫«کنسپسیون دِ روئیز» بهترین جاست

374
00:23:39,316 --> 00:23:41,137
‫برای اینکه یه فاحشه‌خونه دیگه باز کنیم.

375
00:23:41,166 --> 00:23:44,500
‫یعنی درآمدمون تو «مکزیکو لیندو»
‫و «کاسا دل مولینو» کافی نیست؟

376
00:23:44,525 --> 00:23:47,150
‫کارمون خیلی خوبه،
‫ولی اون، تو منطقه فاحشه‌هاست.

377
00:23:47,175 --> 00:23:48,842
‫پس پیدا کردن جنده‌ها آسونه.

378
00:23:49,447 --> 00:23:52,225
‫ولی «کنسپسیون» تمام اون
جنتلمن‌هایی رو ‫که اینجا نمیان جذب می‌کنه

379
00:23:52,250 --> 00:23:53,799
‫چون نمی‌خوان دیده بشن.

380
00:23:54,375 --> 00:23:57,870
‫به علاوه، این روستا بین «پدرونس»
‫و «سن پدرو»ئه، و یه پادگانم اونجاست.

381
00:23:57,895 --> 00:23:59,729
‫می‌خوای تو پادگان فاحشه‌خونه بزنی؟

382
00:24:00,791 --> 00:24:03,916
 یه جای عالی برای فروش با ‫سروان دیدم،
.می‌تونیم همین امروز بخریمش

383
00:24:03,941 --> 00:24:06,024
‫چیزی که تو این ایده
.ازش خوشم نمیاد همینه

384
00:24:06,049 --> 00:24:08,799
‫این سروانه که باعث شده
‫مثل یه توله‌سگ عاشق رفتار کنی.

385
00:24:08,824 --> 00:24:10,832
‫چرا تو همیشه اینقدر شکاکی؟

386
00:24:10,857 --> 00:24:12,933
‫هرمِنخیلدو فقط می‌خواد بهمون کمک کنه.

387
00:24:12,958 --> 00:24:16,143
‫من تو رو با اون یارو آشنا کردم
‫چون می‌خواستم کمکت کنم اسلحه بخری.

388
00:24:16,168 --> 00:24:18,000
‫نه اینکه شما دو تا عاشق و معشوق بشید.

389
00:24:18,606 --> 00:24:20,898
‫من حق دارم
‫زندگی کیری خودمو بکنم، نه؟

390
00:24:23,551 --> 00:24:25,843
‫با اونش نمی‌تونم مخالفت کنم!

391
00:24:42,145 --> 00:24:43,316
‫چه مسیری.

392
00:24:43,809 --> 00:24:45,542
‫این خیابونا پر از چاله‌ان.

393
00:24:46,541 --> 00:24:48,166
‫ولی نه به اندازه این یکی.

394
00:24:48,191 --> 00:24:50,221
‫حتی حصارشم از خاکه.

395
00:24:51,791 --> 00:24:54,916
‫گذشته از این که
‫پلاک 85 هم خوب نیست.

396
00:24:54,941 --> 00:24:57,398
‫جمعش می‌شه 13،
 ‫که می‌دونیم نحسه.

397
00:24:58,278 --> 00:24:59,707
‫بیا تو یه نگاهی بنداز.

398
00:25:00,625 --> 00:25:01,666
‫اینجا بد نیست.

399
00:25:03,375 --> 00:25:06,317
‫دیوارهای دورش خوب و بلنده،
‫و حیاطشم جاداره.

400
00:25:09,618 --> 00:25:12,993
‫می‌تونیم چند تا اتاق
‫با حموم اون بالا بسازیم.

401
00:25:13,875 --> 00:25:16,010
‫و مرغدونی هم ‫می‌تونه بره اون طرف.

402
00:25:22,375 --> 00:25:24,916
‫چیزی که می‌خوایم بدونیم
...‫اینه که ‫برای باز کردن

403
00:25:24,941 --> 00:25:27,475
 ‫ یه کسب و کار جدید ‫تو شهر قشنگتون
مشکلی خواهیم داشت یا نه؟

404
00:25:27,500 --> 00:25:30,713
‫و شما خوب می‌دونین
‫داریم در مورد چه کسب و کاری صحبت می‌کنیم

405
00:25:30,738 --> 00:25:33,000
‫چون یکی از
.مشتریای دائمی باارزش ما هستین

406
00:25:33,406 --> 00:25:36,704
‫با این اقدام جدیدتون
به هیچ مشکلی ‫برنمی‌خورین، اصلاً و ابداً،

407
00:25:36,729 --> 00:25:39,416
‫چون فرماندار کابیناس نظر مساعدی داره

408
00:25:39,441 --> 00:25:43,482
‫برای حمایت از تمام سرمایه‌گذاری‌های
 محلی ‫که باعث رونق ایالت ما می‌شه.

409
00:25:44,208 --> 00:25:48,375
‫ فقط امیدوارم که شما خواهران
‫با اون درایت همیشگی‌تون عمل کنین.

410
00:25:48,400 --> 00:25:50,534
‫شما همیشه خیلی سخاوتمند بودین.

411
00:25:51,239 --> 00:25:52,558
‫درایت ما تضمین شده‌ست.

412
00:25:52,583 --> 00:25:54,933
‫البته که شما مهمون افتخاری ما
‫در افتتاحیه بزرگ هستین.

413
00:25:54,958 --> 00:25:57,193
‫ما داریم برای یه ایده
کاملاً جدید برنامه‌ریزی می‌کنیم

414
00:25:57,218 --> 00:25:58,833
‫که هیچ‌کس تا حالا ندیده.

415
00:25:59,656 --> 00:26:01,926
‫مطمئنم ایده شما
هیچ ‫مشکلی نخواهد داشت.

416
00:26:02,392 --> 00:26:03,850
‫به شهر ما خوش اومدین.

417
00:26:03,933 --> 00:26:08,808
‫این ملک به نام هر دو دوشیزه
 آرکانخلا ‫و دوشیزه سرافینا بالادرو

418
00:26:08,833 --> 00:26:12,291
‫به عنوان شرکای برابر ثبت شده و
‫از این پس «خریداران» نامیده می‌شوند.

419
00:26:12,316 --> 00:26:15,024
‫و از مالکین فعلی،

420
00:26:15,049 --> 00:26:17,766
‫دوشیزه الپیدیا و دوشیزه رزا سرانو،

421
00:26:17,791 --> 00:26:20,500
‫که از این پس «فروشندگان» نامیده می‌شوند،
‫خریداری می‌گردد.

422
00:26:20,525 --> 00:26:23,525
‫این معامله به مبلغ
‫33,000 پزو، به صورت نقد،

423
00:26:23,550 --> 00:26:27,041
‫که مستقیماً به فروشندگان
‫منتقل خواهد شد، انجام می‌شود.

424
00:26:29,269 --> 00:26:30,866
‫دخالت من در اینجا به پایان می‌رسه.

425
00:26:31,458 --> 00:26:33,083
‫خیلی ممنون، جناب وکیل.

426
00:26:33,791 --> 00:26:35,500
‫از هر دوتون برای اومدنتون تشکر می‌کنم.

427
00:26:35,525 --> 00:26:36,608
‫ممنون بابت کمکتون.

428
00:26:36,633 --> 00:26:38,475
‫ممنونم خانوم‌ها. باعث افتخار بود.

429
00:26:38,500 --> 00:26:39,864
‫بازم ممنون.
‫‫سروان.

430
00:26:49,333 --> 00:26:51,291
‫من باید کلاهم رو ‫از دفتر وکیل بردارم.

431
00:26:51,316 --> 00:26:53,232
‫شما دو تا برید،
‫منم دم در بهتون می‌رسم.

432
00:26:53,257 --> 00:26:54,379
‫چشم، سروان.

433
00:27:01,458 --> 00:27:03,551
‫روز خوبی برای هر دوتاتون بود، مگه نه؟

434
00:27:03,576 --> 00:27:05,500
‫بالاخره می‌تونین
‫از شر اون آشغالدونی خلاص شید.

435
00:27:05,525 --> 00:27:08,108
‫شما کمکمون کردین خیلی بیشتر
‫از چیزی که امید داشتیم گیرمون بیاد.

436
00:27:08,517 --> 00:27:10,187
‫اینم کمیسیون شما.

437
00:27:10,708 --> 00:27:13,541
‫ممنونم خانوم‌ها.
‫حالا نباید خریدارا رو منتظر بذارم.

438
00:27:15,708 --> 00:27:18,166
‫و اینم البته سهم شماست،
‫جناب وکیل.

439
00:27:18,791 --> 00:27:19,750
‫ممنون.

440
00:27:20,104 --> 00:27:22,291
‫شما اون ملک رو
‫با قیمت خیلی خوبی برامون جور کردین،

441
00:27:22,316 --> 00:27:24,024
‫قطعاً لیاقت این کمیسیون رو دارین.

442
00:27:24,414 --> 00:27:26,875
‫ اینا هم برای شماست
...‫که چرخ‌ها رو روغن‌کاری کنین

443
00:27:26,900 --> 00:27:29,242
‫پیش مقامات ‫«کنسپسیون دِ روئیز».

444
00:27:29,750 --> 00:27:32,364
‫می‌خوام از همین الان تو جیبمون باشن
‫تا از هر مشکلی جلوگیری کنیم.

445
00:27:32,389 --> 00:27:35,514
‫نگران هیچی نباش، ‫آرکانخلا،
.من راه رو برات هموار می‌کنم

446
00:27:36,588 --> 00:27:39,333
‫اگه چیزی که سروان بدویا ‫در مورد
،کارتون بهمون گفت رو درست یادم باشه

447
00:27:39,358 --> 00:27:41,942
‫شما اخیراً چند تا فاحشه‌خونه
‫و نایت‌کلاب تو «تیخوانا» ساختین.

448
00:27:41,967 --> 00:27:45,175
‫حافظه‌تون عالیه خانوم،
‫من همه جور و همه اندازه‌ش رو ساختم.

449
00:27:45,200 --> 00:27:48,658
‫فکر کنم هر دوتون عاشق این نقشه‌هایی بشید
‫که مخصوص شما طراحی کردم. هوم؟

450
00:27:48,683 --> 00:27:50,359
‫ما یه چیز خاص و جدید می‌خوایم.

451
00:27:50,625 --> 00:27:52,418
‫یه چیزی می‌خوایم
‫که توجه مردم رو جلب کنه

452
00:27:52,443 --> 00:27:54,782
‫و تبدیل به
.بزرگترین فاحشه‌خونه «باخیو» بشه

453
00:27:54,807 --> 00:27:57,041
‫پس خوشحال می‌شین که بشنوین
‫دکور استوایی مُده.

454
00:27:57,066 --> 00:27:59,732
‫ اخیراً یه کلاب با تم جنگلی کار کردم،
‫و مشتریا عاشقش شدن.

455
00:27:59,757 --> 00:28:02,218
‫به نظرم بهتره از این فضای زیبا
‫نهایت استفاده رو بکنیم

456
00:28:02,243 --> 00:28:03,766
‫و اتاق‌های پذیرایی خصوصی اضافه کنیم.

457
00:28:03,791 --> 00:28:06,541
‫اینجوری که حرف می‌زنین
‫معلومه که نقشه ما رو فهمیدین.

458
00:28:06,566 --> 00:28:08,045
‫مشتاقم که طرح‌هاتون رو ببینم.

459
00:28:08,070 --> 00:28:10,664
‫با اون پیش‌پرداختی که بهم قول دادین
 ‫تا یه هفته دیگه آماده می‌شه،

460
00:28:10,689 --> 00:28:13,018
‫بعدش پروژه ‫و نقشه‌های
.ساختمون رو بهتون نشون می‌دم

461
00:28:14,125 --> 00:28:16,612
‫اینم اون 1500 پزویی ‫که خواسته بودین.

462
00:28:16,994 --> 00:28:19,119
‫منتظریم که زودتر ازتون خبر بگیریم.

463
00:28:20,041 --> 00:28:22,500
‫پانزده تا اتاق خواب و پانزده تا حموم.

464
00:28:22,525 --> 00:28:25,007
‫یه سوئیت دوست‌داشتنی
.برای هر خانوم دوست‌داشتنی

465
00:28:25,500 --> 00:28:27,708
‫پانزده تا ‫برای شروع یه عدد عالیه.

466
00:28:28,046 --> 00:28:30,291
‫ولی باید دوراندیشی کنیم
‫تا بتونیم بعداً بهش اضافه کنیم

467
00:28:30,316 --> 00:28:31,558
‫وقتی که کار و بار سکه شد.

468
00:28:31,583 --> 00:28:34,666
‫عاقلانه گفتید.
پیشنهاد می‌کنم که ‫سالن رقص بزرگ با

469
00:28:34,691 --> 00:28:36,808
‫نقاشی‌های دیواری‌ای که زندگی
اقیانوسی رو نشون می‌ده تزئین بشه

470
00:28:36,833 --> 00:28:40,000
‫و گونه‌های مختلفی مثل کوسه و
سفره‌ماهی ‫رو از سقف آویزون کنیم

471
00:28:40,025 --> 00:28:42,275
‫تا حس زیر آب بودن رو بده،

472
00:28:42,300 --> 00:28:45,259
‫و همچنین نورهایی
 با رنگ‌های مختلف ‫برای بهتر کردن فضا.

473
00:28:45,523 --> 00:28:47,564
‫خیلی دوست دارم یه بالکن هم باشه.

474
00:28:47,968 --> 00:28:49,475
‫برای موسیقی و خواننده‌ها.

475
00:28:49,500 --> 00:28:51,416
‫آه، این یه ایده عالیه.

476
00:28:51,441 --> 00:28:54,316
‫در مورد اون اتاق‌های
پذیرایی خصوصی ‫که صحبت کردیم،

477
00:28:54,341 --> 00:28:56,883
‫پیشنهاد می‌کنم هر کدوم
تم مخصوص خودشو داشته باشه

478
00:28:56,908 --> 00:28:59,283
‫یکی سبک مراکشی، و یکی شرقی،

479
00:28:59,308 --> 00:29:02,142
‫تا تأثیر کلی‌ش
‫جدید و عجیب و غریب باشه.

480
00:29:02,458 --> 00:29:06,792
‫از تابلوی نئونی شروع می‌کنیم که جلو
‫و وسط ورودی قرار می‌گیره. هوم؟

481
00:29:09,343 --> 00:29:11,479
‫من می‌رم یه چیزی بخورم.
‫‫نوش جان قربان.

482
00:29:11,504 --> 00:29:13,933
‫لطفاً ساعت شیش بیدارم کنین.
‫‫شیش صبح.

483
00:29:13,958 --> 00:29:15,791
‫ممنون قربان.
‫‫شب خوبی داشته باشید.

484
00:29:21,517 --> 00:29:23,565
‫چطوری رفیق؟ منو یادت میاد؟

485
00:29:23,590 --> 00:29:24,756
‫سوار شو.

486
00:29:27,587 --> 00:29:28,765
‫کف ماشین!

487
00:29:35,000 --> 00:29:42,000


488
00:29:48,989 --> 00:29:50,125
‫زانو بزن.
‫‫نه.

489
00:29:50,150 --> 00:29:51,400
‫بخواب رو زمین!
‫‫آخ!

490
00:29:52,416 --> 00:29:54,291
‫اومدم بهت یه خبر خوب بدم، رفیق من.

491
00:29:54,316 --> 00:29:56,107
‫رئیس خیلی خوب تو رو یادشه.

492
00:29:56,132 --> 00:29:58,257
‫مخصوصاً به خاطر اون کار
تخمی‌ای ‫که براش کردی.

493
00:29:58,282 --> 00:29:59,789
‫گرم‌ترین درودهاش رو برات فرستاده.

494
00:30:01,958 --> 00:30:04,375
نظرش در مورد
‫دکور «جادوی استوایی» تو اینه.

495
00:30:17,333 --> 00:30:19,583
‫معمار کسکش ‫دود شده رفته هوا.

496
00:30:19,608 --> 00:30:22,192
‫خوشبختانه همه نقشه‌ها رو
‫پیش سرکارگر، ناچو، گذاشته بود،

497
00:30:22,217 --> 00:30:24,259
‫که فهمیدم خودش هم اوستا بناست.

498
00:30:24,517 --> 00:30:25,850
‫اوستا ناچو، چطوری؟

499
00:30:25,875 --> 00:30:27,291
‫مشغول نقشه‌های شماییم، رئیس.

500
00:30:29,500 --> 00:30:31,706
‫چه خبر؟ هنوز طبق برنامه‌ایم؟

501
00:30:31,731 --> 00:30:35,375
‫برنامه‌مون فشرده‌ست، واقعاً باید سعی کنیم
‫قبل از فصل بارون تمومش کنیم.

502
00:30:35,400 --> 00:30:38,067
‫داریم تلاش مضاعف می‌کنیم که
‫برای سپتامبر آماده‌ش کنیم.

503
00:30:38,092 --> 00:30:41,467
‫اگه تو چیزی کمک خواستی،
‫به سروان بدویا خبر می‌دی.

504
00:30:41,492 --> 00:30:42,956
‫اون مثل خانواده می‌مونه.

505
00:30:42,981 --> 00:30:45,141
‫این کارو سریع انجام می‌دی،
‫ولی از سر و تهش نزن.

506
00:30:45,166 --> 00:30:46,940
‫نمی‌خوام اینجا رو سرم خراب شه.

507
00:30:47,836 --> 00:30:49,995
‫هنوزم داری
‫برای نوازنده‌ها بالکن می‌سازی؟

508
00:30:50,020 --> 00:30:52,275
‫خوشگل‌ترین فاحشه‌خونه‌ای رو
می‌خوام ‫که کسی تا حالا دیده.

509
00:30:52,300 --> 00:30:53,342
‫ همینطور می‌شه.

510
00:30:57,132 --> 00:30:59,458
« دو حادثه و یک لغزش »

511
00:31:03,914 --> 00:31:05,435
"کازینو دل دانزون"

512
00:31:05,460 --> 00:31:07,208
‫15 سپتامبر 1961

513
00:31:07,233 --> 00:31:08,477
‫ اجازه بدید، گوش کنید.

514
00:31:08,502 --> 00:31:11,002
‫امشب فقط کسایی که تو لیست
 مهمونا هستن ‫می‌تونن بیان تو.

515
00:31:11,027 --> 00:31:13,444
‫از شما دعوت می‌کنیم فردا برگردید
‫که برای همه بازه.

516
00:31:14,418 --> 00:31:15,625
‫اسمتون قربان؟

517
00:31:16,416 --> 00:31:17,458
‫کارلوس کومودو.

518
00:31:18,125 --> 00:31:20,125
‫خوش اومدین. شب خوبی داشته باشین.

519
00:31:20,150 --> 00:31:21,150
‫ممنون.

520
00:31:22,369 --> 00:31:23,661
‫عصر بخیر قربان، و خوش اومدین.

521
00:31:23,686 --> 00:31:26,083
‫می‌شه اسمتون رو بپرسم
‫تا بهشون اطلاع بدم تشریف آوردید؟

522
00:31:26,108 --> 00:31:29,775
‫می‌تونین اطلاع بدید ارنستو کانالس،
‫منشی فرماندار اینجاست.

523
00:31:29,800 --> 00:31:30,800
‫البته قربان.

524
00:31:33,708 --> 00:31:37,104
‫جناب منشی سانابریا،
!خیلی خوشحالم که می‌بینمتون

525
00:31:38,541 --> 00:31:41,012
‫برای مهمونای
عزیزمون از این طرف، ‫آقایون.

526
00:31:41,037 --> 00:31:43,333
‫خواهران بالادرو منتظر شما هستن.
‫‫بفرمایید.

527
00:31:43,358 --> 00:31:45,650
‫می‌خوان یه خوشامدگویی حسابی بهتون بگن.

528
00:31:45,675 --> 00:31:48,539
‫چه تصمیم فوق‌العاده‌ای ‫که امشب
.این همه راه رو اومدی اینجا، کارلوس

529
00:31:48,564 --> 00:31:50,926
‫تصمیم مسئولانه، کانالس، ‫این بود که

530
00:31:50,951 --> 00:31:53,457
‫برای جشن استقلال
تو «مسکالا» ‫پیش فرماندار می‌موندم

531
00:31:53,916 --> 00:31:56,041
‫ولی یه دروغ مصلحتی کوچیک گفتم
‫تا از زیرش در برم.

532
00:31:56,066 --> 00:31:57,357
‫وفاداری من به دفتره،

533
00:31:57,382 --> 00:31:59,507
‫ولی نمی‌تونستم
‫این نمایش نور رو از دست بدم، نه؟

534
00:32:02,083 --> 00:32:03,750
‫بریم میزبانامون رو ببینیم.

535
00:32:03,775 --> 00:32:07,254
‫تمام پس‌اندازمون رو گذاشتیم ‫تا این کازینوی
.دوست‌داشتنی رو برای شماها باز کنیم

536
00:32:07,279 --> 00:32:09,375
‫ولی کاملاً مطمئنیم
‫که سرمایه‌گذاری خوبی بود،

537
00:32:09,400 --> 00:32:11,575
‫چون درجه یک کار کردیم،
‫مخصوصاً رو دخترا.

538
00:32:11,959 --> 00:32:15,588
‫شما پول‌ساز هستین.
‫‫رئیس، اونا اینجان. جناب منشی‌ها.

539
00:32:16,917 --> 00:32:19,541
‫ آقای کانالس، ‫چه افتخاریه که
.به شما اینجا خوشامد بگیم

540
00:32:19,566 --> 00:32:21,817
‫این افتخار تماماً از آنِ منه،
.دوشیزه آرکانخلا

541
00:32:21,842 --> 00:32:23,842
‫مخصوصاً که می‌تونم شما رو
‫به دوست و همکارم،

542
00:32:23,867 --> 00:32:27,317
‫دست راست فرماندار محترم ما،
‫جناب کابیناس،

543
00:32:27,666 --> 00:32:30,135
‫منشی خصوصیشون،
.کارلوس سانابریا، معرفی کنم

544
00:32:30,160 --> 00:32:34,475
‫از آشنایی با هر دوی شما خوشبختم،
‫خواهران بالادرو، هوم.

545
00:32:34,500 --> 00:32:36,140
‫باید بگم که یه کم ازتون دلخورم

546
00:32:36,165 --> 00:32:38,953
‫که درهای اینجا رو
‫تو «پلان دِ آباخو» باز کردین،

547
00:32:38,978 --> 00:32:42,385
‫در حالی که «مکزیکو لیندوی» افسانه‌ای شما
‫تو ایالت برتر ماست.

548
00:32:43,406 --> 00:32:45,541
‫لطفاً ما رو به خاطر
‫هر رنجشی که ایجاد کردیم ببخشید،

549
00:32:45,566 --> 00:32:48,089
‫ولی اگه اینجا تو «پلان دِ آباخو»
‫همونقدر که امیدواریم موفق باشیم،

550
00:32:48,114 --> 00:32:49,614
‫شاید یکی هم تو «مسکالا» باز کنیم.

551
00:32:51,182 --> 00:32:53,933
‫من و خواهر جاه‌طلبم باور داشتیم
‫که از اونجا به بعد صعود می‌کنیم.

552
00:32:53,958 --> 00:32:56,307
‫که هنوز قله‌های زیادی
.برای فتح کردن داریم

553
00:32:57,000 --> 00:32:59,713
‫ولی اون افتتاحیه بزرگ
‫اوج صعود ما تو جایگاه اجتماعیمون بود.

554
00:33:00,848 --> 00:33:02,395
‫دو تا حادثه‌ی بی‌اهمیت و یه گیر کوچیک

555
00:33:02,420 --> 00:33:04,479
.‫رویاهای بزرگ‌مون رو دود کرد و به هوا فرستاد

556
00:33:04,504 --> 00:33:06,379
‫ایشون رئیس ‫گله‌دارای منطقه‌ست.

557
00:33:06,404 --> 00:33:07,600
‫خوشبختم.
‫‫همچنین.

558
00:33:07,625 --> 00:33:11,166
‫و ایشون هم بازرس کوئتو،
‫رئیس پلیس اینجا تو «کنسپسیون»

559
00:33:11,191 --> 00:33:13,307
‫و یکی از وفادارترین دوستان ما هستن.

560
00:33:13,332 --> 00:33:14,917
‫در خدمتتونم.
‫منم همینطور.

561
00:33:16,083 --> 00:33:18,445
‫خانوم. کشیش تشریف آوردن.

562
00:33:18,470 --> 00:33:20,928
‫دعاهام مستجاب شد!

563
00:33:20,953 --> 00:33:23,578
‫چه افتخاریه که شما اینجایید
‫تا به ما تبرک بدید.

564
00:33:23,603 --> 00:33:24,766
‫آه، فرزندم.

565
00:33:24,791 --> 00:33:26,975
‫این شب رو
‫به هیچ قیمتی از دست نمی‌دادم.

566
00:33:27,000 --> 00:33:28,791
‫شکر خدا.

567
00:33:28,816 --> 00:33:31,566
‫خب پس، حالا ما
‫دعای خیر پروردگار رو هم داریم.

568
00:33:31,591 --> 00:33:34,216
‫باعث افتخارمه
...‫که شما آقایون رو معرفی کنم

569
00:33:34,241 --> 00:33:36,426
‫به کازینو دل دانزون!

570
00:33:39,182 --> 00:33:40,266
‫بالاخره!

571
00:33:40,291 --> 00:33:41,625
‫جناب وکیل.

572
00:33:43,416 --> 00:33:45,666
‫خدای من! این فوق‌العاده‌ست!

573
00:33:45,691 --> 00:33:47,732
‫شما خیلی بهمون کمک کردین، مگه نه؟

574
00:33:47,757 --> 00:33:50,173
‫اوه خدای من.

575
00:33:50,198 --> 00:33:52,151
‫قسمت مورد علاقه من بالکنه.

576
00:33:52,176 --> 00:33:53,956
‫اون پری دریایی واقعاً بی‌نظیره.

577
00:33:54,723 --> 00:33:55,933
‫مثل یه اقیانوسه.

578
00:33:55,958 --> 00:33:57,229
‫همینو می‌خواستیم.
...اه

579
00:33:59,259 --> 00:34:01,582
‫خانوم بالادرو!

580
00:34:05,875 --> 00:34:07,114
‫تبریک می‌گم.

581
00:34:11,250 --> 00:34:13,125
‫ اجازه بدید، یه لحظه.

582
00:34:13,750 --> 00:34:15,885
‫اسکلت! دخترا رو بفرست تو!

583
00:34:39,570 --> 00:34:42,266
‫یه لحظه، فقط یه لحظه دیگه!

584
00:34:42,291 --> 00:34:44,850
‫قبل از اینکه جشن رو شروع کنیم،

585
00:34:44,875 --> 00:34:48,440
‫کشیش مورد علاقه ما قراره
با یه دعای خیر رسمی ‫بهمون تبرک بده.

586
00:34:48,465 --> 00:34:49,674
‫بفرمایید، پدر مارسیال.

587
00:34:50,687 --> 00:34:54,208
‫پروردگارا، از تو می‌خواهیم
‫که به کازینو دل دانزون برکت دهی

588
00:34:55,083 --> 00:34:57,567
‫و به صاحبان فوق‌العاده فداکار،
‫و مؤمنش برکت دهی،

589
00:34:57,592 --> 00:35:00,659
‫بندگان باایمان تو،
‫آرکانخلا و سرافینا بالادرو.

590
00:35:01,627 --> 00:35:05,794
‫لطفاً به تمام کسانی که تو را می‌پرستند
‫سلامتی و سعادت عطا فرما،

591
00:35:05,819 --> 00:35:07,742
‫ای عیسی مسیح، پروردگار ما.

592
00:35:08,083 --> 00:35:11,792
‫به نام پدر،
‫پسر، و روح‌القدس.

593
00:35:11,817 --> 00:35:13,151
‫آمین.
‫‫آمین.

594
00:35:22,958 --> 00:35:26,937
‫آقایون! من و خواهرم می‌خوایم
‫حضور شما رو اینجا با هم جشن بگیریم.

595
00:35:26,962 --> 00:35:29,087
‫امشب همه چیز مهمون ماست.

596
00:35:33,125 --> 00:35:35,125
‫بفرمایید، آقایون.

597
00:35:35,150 --> 00:35:37,233
‫نذاشتید حرفم تموم شه.

598
00:35:37,258 --> 00:35:38,937
‫غذا و نوشیدنی مهمون ماست،

599
00:35:38,962 --> 00:35:41,725
‫ولی چه لطفی داشت
‫اگه دخترا هم مجانی بودن؟

600
00:35:41,750 --> 00:35:43,460
‫پس لطفاً رعایت کنید

601
00:35:43,485 --> 00:35:45,640
‫و با اسکلت دوست‌داشتنی‌مون
.تو صف وایسید

602
00:36:14,348 --> 00:36:18,208
‫هم‌وطنان! زنده باد مکزیک!

603
00:36:18,233 --> 00:36:19,692
‫زنده بـاد!

604
00:36:19,717 --> 00:36:22,675
‫زنده باد استقلال ملی ما!

605
00:36:22,700 --> 00:36:24,183
‫زنده بـاد!

606
00:36:24,208 --> 00:36:27,450
‫زنده باد قهرمانانی که به ما
‫آزادی و حریت بخشیدند!

607
00:36:27,475 --> 00:36:29,100
‫زنده بـاد!

608
00:36:29,125 --> 00:36:31,833
‫زنده باد خواهران بالادرو!

609
00:36:31,858 --> 00:36:33,400
‫زنده بـاد!

610
00:36:33,425 --> 00:36:36,350
‫زنده باد کازینو دل دانزون!

611
00:36:36,375 --> 00:36:37,708
‫زنده بـاد!

612
00:36:37,733 --> 00:36:39,525
‫زنده باد مکزیک!

613
00:36:39,550 --> 00:36:42,683
‫زنده باد!
‫زنده باد مکزیک!

614
00:36:42,708 --> 00:36:44,125
‫زنده بـاد!

615
00:36:44,150 --> 00:36:45,787
‫زنده باد مکزیک!

616
00:36:45,812 --> 00:36:48,312
‫زنده بـاد!

617
00:36:56,333 --> 00:36:58,408
‫آقایون، می‌تونم یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟

618
00:36:58,433 --> 00:37:00,641
‫یه سورپرایز کوچیک داریم.
.لطفاً با ما همراه بشید

619
00:37:00,666 --> 00:37:02,416
‫خوش بگذرون.
‫‫بعداً میام پیدات می‌کنم.

620
00:37:02,441 --> 00:37:03,516
‫به زودی می‌بینمت.

621
00:37:03,541 --> 00:37:04,833
‫از این طرفه.

622
00:38:24,875 --> 00:38:26,179
‫فوق‌العاده بود!

623
00:38:26,204 --> 00:38:28,181
‫آفرین!
‫‫زیباست!

624
00:38:28,587 --> 00:38:30,879
‫عالی بود! عالی بود!

625
00:38:33,375 --> 00:38:35,000
‫چه اجرایی!

626
00:38:37,541 --> 00:38:38,698
‫باشکوهه!

627
00:38:41,125 --> 00:38:44,875
‫یه اجرای
درخور ‫یه کاباره‌ی سطح جهانی.

628
00:38:44,900 --> 00:38:47,315
‫به نظرم
.به خوبیِ «مولن روژ» تو پاریس بود

629
00:38:47,340 --> 00:38:50,173
‫خانوم‌ها،
واقعاً ‫سنگ تموم گذاشتید.

630
00:38:50,198 --> 00:38:54,141
‫ساده و شگفت‌انگیز تماشایی بود.

631
00:38:54,166 --> 00:38:55,958
‫معتقدم که
.این لیاقت یه بسلامتی رو داره

632
00:38:55,983 --> 00:38:58,108
‫به سلامتی.
‫‫به سلامتی ما، خواهر.

633
00:38:58,133 --> 00:38:59,159
‫به سلامتی.

634
00:39:01,393 --> 00:39:02,934
‫و یه چرخ. هوم.

635
00:39:02,959 --> 00:39:04,668
‫یه کم دیگه بازم می‌رقصیم، ‫باشه؟

636
00:39:04,693 --> 00:39:07,627
‫هنوز نرو عزیزم.
.کارمون تموم نشده

637
00:39:16,500 --> 00:39:17,625
‫به سلامتی خانوم‌ها.

638
00:39:17,650 --> 00:39:19,417
‫به سلامتی.
.و به سلامتی شما

639
00:39:35,395 --> 00:39:36,500
‫یه بوس.

640
00:39:38,125 --> 00:39:39,333
‫آه، لعنتی.

641
00:39:40,125 --> 00:39:42,125
‫وای، خدای من.

642
00:39:44,291 --> 00:39:45,862
‫اوم، قربان.
‫‫یه بوس.

643
00:39:46,718 --> 00:39:47,884
‫اوم، قربان...

644
00:39:51,250 --> 00:39:52,875
‫فقط یه کوچولو.

645
00:39:53,492 --> 00:39:56,533
‫ممنون بابت رقص.
‫از باقی شب لذت ببرید.

646
00:39:57,635 --> 00:39:58,708
‫قربان.

647
00:39:59,762 --> 00:40:00,781
‫ولی چرا؟

648
00:40:04,458 --> 00:40:05,708
‫یه رقص؟
.نه

649
00:40:07,399 --> 00:40:09,524
‫هوم. هر جور راحتی.
 می‌رقصی؟

650
00:40:09,549 --> 00:40:11,198
‫نه؟ واقعاً؟

651
00:40:13,375 --> 00:40:14,448
‫آشغال!

652
00:40:17,375 --> 00:40:18,875
‫اینجا جای مرداست!

653
00:40:22,853 --> 00:40:24,228
‫اوه. اوم...

654
00:40:25,406 --> 00:40:26,887
‫از اینجا گمشو بیرون،

655
00:40:27,375 --> 00:40:28,585
!سوسول

656
00:40:37,291 --> 00:40:39,916
‫در کجاست؟
.ببخشید

657
00:40:45,447 --> 00:40:47,531
‫چه رفتار فضاحت‌باری، آقای کانالس!

658
00:40:47,556 --> 00:40:49,424
‫تا حالا همچین چیزی دیده بودین؟

659
00:40:50,041 --> 00:40:53,208
‫شما خبر داشتین که همکارتون
‫از این تمایلات رنج می‌بره؟

660
00:40:53,233 --> 00:40:56,684
‫این بیماری غیراخلاقی،
‫خدازده‌ی رسوا؟

661
00:40:56,709 --> 00:40:59,333
‫دوشیزه بالادرو، من خبر نداشتم. نه.

662
00:41:02,416 --> 00:41:04,083
‫یکی دیگه؟ البته.
‫لطفاً.

663
00:41:07,083 --> 00:41:10,576
‫عواقب جشن
افتتاحیه بزرگ ‫کازینو دل دانزون

664
00:41:10,601 --> 00:41:12,791
‫زیان‌بار و غیرقابل‌پیش‌بینی بود،

665
00:41:13,354 --> 00:41:16,666
‫و البته تلاش‌های من برای هموار کردن راه
‫موفقیتش، تو صورتم منفجر شد.

666
00:41:16,691 --> 00:41:19,183
‫فرماندار،
‫باورتون نمی‌شد چی می‌دیدید.

667
00:41:19,208 --> 00:41:22,141
‫طوری که منشی کانالس با صاحبای
‫اون فاحشه‌خونه رفتار می‌کرد

668
00:41:22,166 --> 00:41:23,833
‫انگار که یه جور قهرمان ملی بودن.

669
00:41:23,858 --> 00:41:25,699
‫من به ندرت
.شاهد همچین کفرگویی‌ای بودم

670
00:41:25,724 --> 00:41:28,058
‫با تمام احترام،
‫شما باید یه اقدام فوری بکنین.

671
00:41:28,083 --> 00:41:30,276
‫روایت‌های متعددی از داستان وجود داره

672
00:41:30,301 --> 00:41:32,456
‫که به نیت‌ها
‫یا انگیزه‌های مختلفی اشاره می‌کنن،

673
00:41:32,481 --> 00:41:35,475
‫مثل شاخه‌هایی که
‫از یه ریشه جوونه می‌زنن.

674
00:41:35,500 --> 00:41:37,252
‫و ریشه اینه.

675
00:41:37,583 --> 00:41:40,507
‫از بین تمام فرماندارایی
‫که «پلان دِ آباخو» تا حالا داشته،

676
00:41:40,532 --> 00:41:45,006
‫کابیناس
جاه‌طلب‌ترین ‫و آرمان‌گراترینشون بود.

677
00:41:45,031 --> 00:41:47,497
‫شما به سرعت تأیید خواهید کرد
‫که خواهران بالادرو و کانالس

678
00:41:47,522 --> 00:41:49,833
‫یه اتحاد ناشایست دارن.

679
00:41:49,858 --> 00:41:52,067
‫تا جایی که ما می‌دونیم،
.می‌تونه شریکشون باشه

680
00:41:52,092 --> 00:41:53,976
‫می‌بینید که اغراق نمی‌کردم، قربان؟

681
00:41:54,001 --> 00:41:55,918
‫بدترین چیز در مورد
‫یه رسوایی به این بزرگی

682
00:41:55,943 --> 00:41:59,901
‫اینه که می‌تونه به طور جبران‌ناپذیری
‫آینده سیاسی شما رو به خطر بندازه.

683
00:42:00,166 --> 00:42:04,070
‫کافیه. ما قراره این رسوایی رو
‫با اقدام و نیروی فوری خاموش کنیم.

684
00:42:05,645 --> 00:42:08,750
‫کابیناس ریاست‌جمهوری رو
.هدف گرفته، ‫کابیناس وارد صحنه شد

685
00:42:08,775 --> 00:42:10,895
‫جوون و مشتاق
‫برای پیشرفت و رسیدن به جاهای بالا.

686
00:42:12,791 --> 00:42:15,934
‫برای اینکه خودشو تو موقعیت مناسبی
‫برای رقابت ریاست‌جمهوری قرار بده،

687
00:42:15,959 --> 00:42:18,516
‫یه سری
‫پروژه‌های عظیم رو به عهده گرفت.

688
00:42:18,747 --> 00:42:20,141
"تسلط بر نیروهای طبیعی"

689
00:42:20,166 --> 00:42:24,301
‫هم‌وطنان!
...با افتخار و رضایت بی‌اندازه‌ست

690
00:42:24,326 --> 00:42:28,706
‫که ما این اثر باشکوه رو
‫برای مردم «پلان دِ آباخو» افتتاح می‌کنیم.

691
00:42:28,731 --> 00:42:33,231
‫طاق نصرت‌ها، سدها، پل‌ها، بزرگراه‌ها...

692
00:42:34,221 --> 00:42:37,583
‫که البته،
‫دولتش رو به سرعت ورشکست کرد.

693
00:42:37,608 --> 00:42:39,692
‫زنده باد پلان دِ آباخو!

694
00:42:39,717 --> 00:42:42,916
‫کنفرانس حامیان ‫او در نهایت
چاره‌ای جز ‫افزایش مالیات نداشت،

695
00:42:43,409 --> 00:42:46,075
‫که باعث ناآرامی‌های مردمی زیادی شد.

696
00:42:48,375 --> 00:42:50,465
‫با تمام احترام، فرماندار کابیناس،

697
00:42:50,490 --> 00:42:53,391
‫چطور می‌تونین وانمود کنین که
‫افزایش دوباره مالیات به نفع ماست

698
00:42:53,416 --> 00:42:56,725
‫وقتی که ایالت ما شبیه خوک‌دونیه
‫و خدماتی که پولشو می‌دیم دریافت نمی‌کنیم؟

699
00:42:56,750 --> 00:42:58,708
‫شیرهای آب ما تمام سال خشک‌ان،

700
00:42:58,733 --> 00:43:01,150
‫ولی وقتی بارون میاد، خیابون‌ها
‫و خونه‌هامون رو آب برمی‌داره.

701
00:43:01,175 --> 00:43:04,016
‫ما فقط گرفتار سیل بارون نیستیم
‫بلکه گرفتار سیل گناه و فساد هم هستیم،

702
00:43:04,041 --> 00:43:06,000
‫تو فاحشه‌خونه‌ها و قمارخونه‌ها.

703
00:43:06,025 --> 00:43:11,120
‫تمام این لانه‌های بی‌اخلاقی،
‫که با فساد رهبران ما تحمل می‌شن.

704
00:43:13,333 --> 00:43:17,208
‫برای راضی کردن نسبی
‫صداهای ناراضی و بانفوذ،

705
00:43:17,601 --> 00:43:20,434
‫اون تمام مشکلات برملا شده
‫و خدمات ناقص رو در نظر گرفت

706
00:43:20,801 --> 00:43:23,345
‫و ارزون‌ترین راه‌حل رو اجرا کرد.

707
00:43:23,375 --> 00:43:27,760
‫همانطور که بارها ‫از فرماندار خودتون،
...کابیناس، دیدید و شنیدید

708
00:43:28,299 --> 00:43:30,666
‫2 مارس 1962
‫این وظیفه ماست که تضمین کنیم

709
00:43:30,691 --> 00:43:33,816
‫امنیت اخلاقی و جسمی ‫فرزندانمون رو

710
00:43:33,841 --> 00:43:36,710
‫با اطمینان از اینکه
‫اقداماتی انجام می‌دیم و متعهد می‌شیم

711
00:43:37,166 --> 00:43:40,541
‫تا این وسوسه‌های شیطانی
‫رو از محله‌هامون پاک کنیم

712
00:43:40,566 --> 00:43:43,232
‫و از تکثیر
‫بیماری‌های مقاربتی جلوگیری کنیم.

713
00:43:43,697 --> 00:43:46,058
‫ولی برای انجام این کار،
‫شما باید از تلاش‌های ما حمایت کنین

714
00:43:46,083 --> 00:43:47,583
‫برای محافظت از فضایل خانوادگی‌مون

715
00:43:47,608 --> 00:43:50,725
‫با بالا بردن دستتون
‫در حمایت از این قانون امروز.

716
00:43:50,750 --> 00:43:51,926
‫موافقان؟

717
00:43:52,254 --> 00:43:53,695
"کنگره پلان دِ آباخو"

718
00:43:54,583 --> 00:43:56,317
‫رأی‌گیری با اتفاق آرا تصویب شد.

719
00:43:56,791 --> 00:43:59,500
"نقشه جمهوری مکزیک"

720
00:44:05,245 --> 00:44:06,625
"قانون اخلاق"

721
00:44:06,661 --> 00:44:11,911
‫با این کار، او دستور داد که
‫تمام فاحشه‌خانه‌های ایالت بسته شوند.

722
00:44:12,875 --> 00:44:18,458
‫قانون اخلاق «پلان دِ آباخو»،
هرگونه شکل فاحشگی را ممنوع می‌کرد

723
00:44:18,958 --> 00:44:21,815
و حتی کسانی را که در فاحشه‌خانه‌ها

724
00:44:21,840 --> 00:44:24,842
.مشروب سرو می‌کردند نیز مجرم می‌دانست

725
00:44:24,867 --> 00:44:25,837
"جشن تمام شد"

726
00:44:25,862 --> 00:44:28,635
‫با ابتکار فرماندار کابیناس،
‫به مدت 30 دقیقه مورد بررسی قرار گرفت.

727
00:44:28,660 --> 00:44:29,992
.به رأی گذاشته شد

728
00:44:30,017 --> 00:44:33,364
"فاحشه‌ها و گردانندگان قمارخانه"

729
00:44:33,389 --> 00:44:35,114
".بسته شد"

730
00:44:35,139 --> 00:44:38,770
"فاحشگی در پلان دِ آباخو ممنوع شد"

731
00:44:39,711 --> 00:44:44,351
سپس ‫در تاریخ دوم مارس 1962 با اتفاق آرا
.تصویب شد و با تشویق فراوان همراه شد

732
00:44:45,541 --> 00:44:49,414
قانون اخلاقی با سختگیری بی‌سابقه

733
00:44:49,851 --> 00:44:53,833
.در ایالت پلان دِ آباخو به اجرا درآمد

734
00:44:55,458 --> 00:44:57,833
،و عملاً تا پایان همان ماه

735
00:44:59,083 --> 00:45:02,872
‫تک تک ‫فاحشه‌خانه‌های
.ایالت را تعطیل کرده بودند

736
00:45:10,744 --> 00:45:12,786
‫من فقط یه پیام‌رسانم، متأسفم.

737
00:45:13,583 --> 00:45:16,343
‫اگه چاره‌ای داشتم اینجا نبودم،
‫دوشیزه سرافینا.

738
00:45:16,368 --> 00:45:19,167
‫حالا ببینیم کی ماهی
‫500 تا تو جیبت می‌ذاره، خائن.

739
00:45:19,747 --> 00:45:21,039
‫فقط دارم کارمو انجام می‌دم.

740
00:45:21,064 --> 00:45:23,833
‫هرچند همه
تو شهر ‫قدردان سخاوت شما بودن.

741
00:45:23,858 --> 00:45:25,692
‫نمی‌دونیم چطور قراره سر کنیم.

742
00:45:26,621 --> 00:45:27,746
‫دلمون براتون تنگ می‌شه.

743
00:45:33,125 --> 00:45:36,500
‫لازم نیست بشمری، آرکانخلا.
‫گفتیم 11,000 تا.

744
00:45:36,812 --> 00:45:38,312
‫برای هر کدوم هزار تا.

745
00:45:38,337 --> 00:45:40,083
‫مواظب دخترام باش، سیرنیو.

746
00:45:41,206 --> 00:45:42,558
‫دخترام رو مثل بچه‌هام دوست دارم،

747
00:45:42,583 --> 00:45:44,965
‫و اینکه سرپناهشون رو ازشون می‌گیرم
‫داره منو می‌کشه.

748
00:45:44,990 --> 00:45:46,799
‫لازم نیست نگران سرپناهشون باشی.

749
00:45:46,833 --> 00:45:49,190
‫از قبل برای چند تا
‫خونه مختلف تقسیم شدن.

750
00:45:49,215 --> 00:45:50,906
‫تو «گواتاپارو» و «خالوسته».

751
00:45:51,869 --> 00:45:53,328
‫خیلی خوب باهاشون رفتار می‌کنن.

752
00:45:53,353 --> 00:45:55,061
‫ممنون.
‫‫بسیارخب، پس.

753
00:45:56,218 --> 00:45:57,500
‫خداحافظ، دخترا!

754
00:45:58,164 --> 00:46:00,100
‫خدا بهتون برکت بده و مواظبتون باشه.

755
00:46:00,125 --> 00:46:01,833
‫خداحافظ، خانوم آرکانخلا.

756
00:46:05,938 --> 00:46:07,315
"تعطیـل"

757
00:46:13,916 --> 00:46:16,833
‫تیچو! اسکلت! یالا! وقت رفتنه!

758
00:46:36,661 --> 00:46:38,101
"کازینو دل دانزون"

759
00:46:42,458 --> 00:46:44,333
‫واقعاً دیگه باید بریم، خواهر.

760
00:46:44,358 --> 00:46:46,573
‫فقط گذاشتن بیایم تو
‫که لباسامون رو برداریم.

761
00:46:47,372 --> 00:46:50,010
‫کل این ماجرا تا چند ماه دیگه
‫می‌خوابه، نگران نباش.

762
00:46:50,315 --> 00:46:51,424
‫ اگه ادامه پیدا کنه،

763
00:46:51,449 --> 00:46:54,270
اگه لازم بشه ‫تا دیوان عالی
.کشور هم می‌کشونیمش

764
00:46:55,208 --> 00:46:57,208
‫من به "قدیس جود" دعا کردم
‫و بهت اطمینان می‌دم

765
00:46:57,233 --> 00:46:58,858
‫که کاری می‌کنه بتونیم برگردیم

766
00:46:58,883 --> 00:47:00,921
‫به این مکانی
‫که تبرک خداوند رو دریافت کرده.

767
00:47:01,603 --> 00:47:03,734
‫همه چیز رو برای برگشتمون
‫دست‌نخورده می‌ذاریم.

768
00:47:04,171 --> 00:47:05,962
‫به خدا دعا می‌کنیم که زودتر باشه.

769
00:47:06,507 --> 00:47:07,507
‫بریم خونه.

770
00:47:42,821 --> 00:47:44,548
"پلیس پلان دِ آباخو"

771
00:47:47,703 --> 00:47:49,668
"تعطیـل"

772
00:48:27,641 --> 00:48:28,932
‫خیلی‌خب، دخترا.

773
00:48:30,718 --> 00:48:33,058
همون‌طور که خودتون می‌دونین
،‫به روزای سختی افتادیم

774
00:48:33,083 --> 00:48:35,901
‫و باید آستین‌هامون رو بالا بزنیم
‫تا ازش رد شیم.

775
00:48:36,508 --> 00:48:38,565
‫تا وقتی یه راه‌حل بهتر پیدا کنیم،

776
00:48:38,590 --> 00:48:40,674
‫همه‌تون باید برای خوابیدن
‫اتاق‌هاتون رو شریک بشید

777
00:48:40,699 --> 00:48:43,206
‫همین‌طور وقتی دارین
مشتری‌ها رو راضی می‌کنین، ‫فهمیدین؟

778
00:48:48,119 --> 00:48:49,919
‫دهناتونو ببندین، جنده‌های احمق!

779
00:48:50,156 --> 00:48:51,583
‫حرف خواهرمو شنیدین!

780
00:48:52,016 --> 00:48:54,308
‫فردا زود باز می‌کنیم،
‫پس بهتره یه کم استراحت کنین.

781
00:48:54,333 --> 00:48:57,541
‫و اولین کسی که جواب پس بده
‫یا غر بزنه کارش تمومه.

782
00:48:58,041 --> 00:48:59,625
‫حالا خفه شید و برید تو اتاق‌هاتون.

783
00:49:04,309 --> 00:49:05,742
‫من یه زن تاجر هستم.

784
00:49:07,416 --> 00:49:10,583
‫اینم 5,000 تا برای شما ‫که این
.قضیه رو ماست‌مالی کنید، جناب قاضی

785
00:49:11,125 --> 00:49:12,833
‫باید این تعلیق‌ها رو لغو کنید.

786
00:49:12,858 --> 00:49:15,423
‫من از هیچ چیز بیشتر از کمک به شما
‫ خوشحال نمی‌شم، دوشیزه بالادرو.

787
00:49:15,448 --> 00:49:17,975
‫چیزی که ازم می‌خواین رسیدگی کنم
‫فقط یه تعلیق ساده نیست.

788
00:49:18,000 --> 00:49:20,725
‫شما ازم می‌خواین
‫مصونیت قضایی بدم تا بهتون اجازه بدم

789
00:49:20,750 --> 00:49:24,081
‫یه قانون جدید رو که حمایت
‫متفق‌القول کنگره رو داشته دور بزنین.

790
00:49:24,106 --> 00:49:26,940
‫این دقیقاً همون چیزیه که سعی کردم
‫قبل از اینکه بیایم بهتون توضیح بدم.

791
00:49:26,965 --> 00:49:30,423
‫تو دخالت نکن،رندون.
‫من بهت پول نمی‌دم که نظر بدی.

792
00:49:31,870 --> 00:49:33,046
،قاضی پرالتا

793
00:49:33,674 --> 00:49:35,916
‫‫من به شدت به کمکتون
.برای بازگشایی احتیاج دارم

794
00:49:36,986 --> 00:49:38,543
‫فقط بگید چقدر، جناب قاضی.

795
00:49:39,208 --> 00:49:41,497
‫خجالت نکشید،
.دست و دلبازی من حرف نداره

796
00:49:41,786 --> 00:49:45,006
‫از پیشنهاد سخاوتمندانه‌تون ممنونم،
‫ولی نمی‌تونم تعلیق‌ها رو لغو کنم،

797
00:49:45,031 --> 00:49:46,823
‫هر چقدر هم که سخاوتمند باشین.

798
00:49:47,182 --> 00:49:49,100
‫خود فرماندار این قانون رو پیشنهاد داده،

799
00:49:49,125 --> 00:49:51,616
‫و کاملاً مصممه ‫که اجرای اون

800
00:49:51,641 --> 00:49:53,683
‫به هیچ وجه با مانع روبرو نشه.

801
00:49:53,708 --> 00:49:55,614
‫گور بابای فرماندار ‫و همین‌طور تو.

802
00:49:55,639 --> 00:49:58,135
‫شما فقط می‌شینین و
‫راهی پیدا می‌کنین که ما رو اذیت کنین!

803
00:49:59,596 --> 00:50:01,498
‫ولی بهتون هشدار می‌دم
 که من دست برنمی‌دارم

804
00:50:01,523 --> 00:50:03,272
‫تا وقتی همه خونه‌هام رو
،دوباره باز کنم

805
00:50:03,297 --> 00:50:05,963
‫حتی اگه مجبور شم شکایتم رو
‫پیش رئیس‌جمهور جاکش ببرم!

806
00:50:07,333 --> 00:50:10,000
‫اه... لطفاً ما رو ببخشید، جناب قاضی.

807
00:50:13,666 --> 00:50:16,083
‫دارم به این فکر می‌کنم که
‫«سنت جود» واقعاً ما رو رها کرده.

808
00:50:16,108 --> 00:50:18,058
‫ درست فکر نمی‌کنی، آرکانخلا.

809
00:50:18,083 --> 00:50:20,333
‫این اولین باری نیست
‫که تا خرخره تو گه فرو رفتیم.

810
00:50:21,708 --> 00:50:25,088
‫فردا می‌رم به «اخنیا» التماس کنم،
‫امیدوارم ده تا دختر دیگه رو برداره.

811
00:50:25,416 --> 00:50:27,083
‫لازم نیست دخترای بیشتری رو بفروشیم.

812
00:50:27,108 --> 00:50:29,083
‫باید صبر کنیم ‫تا این قانون رو لغو کنن،

813
00:50:29,108 --> 00:50:30,766
‫و تلاشمون رو بذاریم رو «مکزیکو لیندو»،

814
00:50:30,791 --> 00:50:32,997
‫ همیشه کارش محکم بوده
‫و ما رو از این مخمصه رد می‌کنه.

815
00:50:34,665 --> 00:50:36,265
‫امیدوارم حق با تو باشه، خواهر.

816
00:50:36,789 --> 00:50:37,975
‫چون خیلی حیف می‌شه

817
00:50:38,000 --> 00:50:40,958
‫که بعد از این همه سال کار شرافتمندانه،
‫آخرش ورشکست بشیم.

818
00:50:40,983 --> 00:50:42,900
‫خدا از این بدبختی دور نگه‌مون داره.
‫به نام پدر...

819
00:50:42,925 --> 00:50:44,226
‫پسر و روح‌القدس.

820
00:50:46,333 --> 00:50:48,416
‫فعلاً، ‫همه‌تون اینجا می‌مونین.

821
00:50:49,083 --> 00:50:52,541
‫خواهرم می‌خواست تعداد بیشتری از شما رو
 بفروشه، ‫ولی قانعش کردم که صبر کنه.

822
00:50:52,955 --> 00:50:55,325
‫پس این یعنی
‫باید تلاشتون رو دو برابر کنین.

823
00:50:55,350 --> 00:50:57,417
‫اونایی که قبول نکنن
.جاشون رو از دست می‌دن

824
00:50:57,442 --> 00:50:58,475
‫فهمیدین؟

825
00:50:58,500 --> 00:50:59,750
‫فهمیدیم.

826
00:51:00,375 --> 00:51:02,125
‫تیچو، اسکالرا، لاپورتا.

827
00:51:02,426 --> 00:51:04,801
‫برید دخترا.
.سر جاهاتون. یالا

828
00:51:12,502 --> 00:51:14,609
"مکزیکو لـیندو"

829
00:51:15,791 --> 00:51:17,125
‫از این طرف، آقایون.

830
00:51:39,541 --> 00:51:41,600
‫می‌شه لطفاً
یه کم سیگار بهم بدی، اسکلت؟

831
00:51:41,625 --> 00:51:43,833
‫می‌دونی که باید
‫اون بالا مراقب‌شون باشی؟

832
00:51:44,166 --> 00:51:47,250
‫بهت گفتم، مگه نه؟
‫خدا در رو می‌بنده، پنجره رو باز می‌کنه.

833
00:51:47,590 --> 00:51:49,512
‫هیچی میوه ممنوعه نمی‌شه.

834
00:51:50,103 --> 00:51:51,645
‫و مردا هم خیلی شبیه مگس‌ان.

835
00:51:51,670 --> 00:51:54,754
‫هر چی زودتر یه جمعی از
جنس خودشون رو ببینن، ‫سریع‌تر میان.

836
00:52:18,791 --> 00:52:20,541
‫بفرمایید.
‫ممنون.

837
00:52:27,333 --> 00:52:29,750
‫چیزی که پروردگار با یه دست می‌گیره

838
00:52:30,250 --> 00:52:32,625
‫با اون یکی دست بهمون برمی‌گردونه.

839
00:52:39,575 --> 00:52:59,575
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

