﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:22,291 --> 00:00:25,458
‫«دختران مرده»
"ساخته‌ی لوئیس استرادا"

3
00:00:26,898 --> 00:00:31,575
‫بر اساس رمانی از
"خورخه ایبارگوئنگویتیا"

4
00:00:47,281 --> 00:00:49,578
‫تاریخشو بزن، بعدش
.یه نگاهی ‫به دخل امروز میندازیم

5
00:00:51,673 --> 00:00:52,651
.‫عصربخیر

6
00:00:53,083 --> 00:00:54,750
‫خوش اومدی آقا، چی نیاز دارین؟

7
00:00:54,775 --> 00:00:56,058
.‫چهار تا پیراشکی لطفاً

8
00:00:56,083 --> 00:00:57,458
.‫الان آماده می‌شه. دو پزو

9
00:01:04,251 --> 00:01:05,251
.‫بفرمایید

10
00:01:06,720 --> 00:01:07,762
.‫نوش جان

11
00:01:09,750 --> 00:01:11,208
.‫ اونو بده من. خودم می‌شمرمش

12
00:01:12,930 --> 00:01:13,930
‫بذار ببینم...

13
00:01:19,416 --> 00:01:21,375
‫منو نمی‌شناسی، سیمون کورونا؟

14
00:01:21,921 --> 00:01:23,976
‫خب، شاید این حافظه‌ات رو به کار بندازه،
‫حرومزاده!

15
00:01:24,559 --> 00:01:26,543
‫نه! آه! آه!

16
00:01:27,416 --> 00:01:31,375
‫آقای سیمون کورونا، هیچ می‌دونی
‫کی می‌خواسته شما رو بکشه؟

17
00:01:31,400 --> 00:01:33,903
‫نه، کوچک‌ترین شکی ندارم
.‫که کی این کارو می‌خواسته بکنه، قربان

18
00:01:34,392 --> 00:01:36,661
‫کاملاً و مطلقاً مطمئنم،

19
00:01:36,686 --> 00:01:39,635
‫چون صورتش رو پشت تفنگی
‫که به سمتم گرفته بود دیدم،

20
00:01:39,874 --> 00:01:42,833
‫ زنی که این کارو کرد
.‫کسی نیست جز سرافینا بالادرو

21
00:01:44,135 --> 00:01:47,824
‫با انجام هماهنگی‌های
مربوطه‌ی لازم ‫برای تضمین دستگیری

22
00:01:47,849 --> 00:01:51,284
.خانم سرافینا بالادرو ‫و همدستانش

23
00:01:51,309 --> 00:01:54,081
‫راستشو بخواید،
‫آدم باید قبول کنه که تو این کشور...

24
00:01:54,106 --> 00:01:55,750
‫عدالت نه فوریه ‫و نه سریع،

25
00:01:56,148 --> 00:01:58,356
‫و آدم نمی‌دونه چی رو بیشتر تحسین کنه،

26
00:01:58,838 --> 00:02:01,757
‫پیچیدگی طاقت‌فرسای بوروکراسی
‫لازم برای اجراش رو،

27
00:02:02,215 --> 00:02:03,773
.‫یا حتمی بودنش رو

28
00:02:11,017 --> 00:02:15,065
‫حکمی که از مسکالا برای ما فرستاده شد و
‫دستور دستگیری سرافینا بالادرو رو می‌داد

29
00:02:15,500 --> 00:02:19,083
‫چندین هفته بین سازمان‌های
‫قضایی مختلف دست به دست شد،

30
00:02:19,108 --> 00:02:24,893
‫تا اینکه بالاخره رسید رو میز من،
.‫و منم بلافاصله برای اجراش اقدام کردم

31
00:02:27,833 --> 00:02:29,299
"ورود پلیس"

32
00:02:33,116 --> 00:02:34,676
‫13 ژانویه 1964

33
00:02:38,081 --> 00:02:40,797
«کنسپسیون دِ روئیز، پلان دِ آباخو»

34
00:02:46,041 --> 00:02:48,534
‫به نظرتون این قضیه چقدر
‫برای سرافینا جدیه، بازرس؟

35
00:02:48,559 --> 00:02:49,976
.‫در بالاترین سطح، سروان

36
00:02:50,375 --> 00:02:52,468
‫برای همین فکر کردم مهمه
‫که فوراً بهتون اطلاع بدم،

37
00:02:52,493 --> 00:02:55,312
‫تا بتونین با وکلاتون تماس بگیرین
.‫و اقدامات لازم رو انجام بدین

38
00:02:55,337 --> 00:02:56,504
‫به چی متهم شده؟

39
00:02:56,833 --> 00:02:58,671
‫اتهامات همه‌شون
.اینجا شرح داده شده، قربان

40
00:02:58,696 --> 00:03:01,404
‫توش توضیح داده شده که
چطور یه تیراندازی ‫و اقدام به قتل

41
00:03:01,429 --> 00:03:03,266
چند هفته پیش
.در توکسپانا فالس اتفاق افتاده

42
00:03:03,291 --> 00:03:04,825
‫یه شهر کوچیک تو مسکالاست،

43
00:03:04,856 --> 00:03:07,007
‫و اسم خانوم بالادرو ‫تو اظهارات شهود

44
00:03:07,032 --> 00:03:08,804
.‫به عنوان تیرانداز اصلی اومده

45
00:03:10,125 --> 00:03:12,458
‫به عنوان یه افسر ارتش کشورمون
‫بهتون قسم می‌خورم

46
00:03:12,483 --> 00:03:14,442
‫و به شرافت مادر خدابیامرزم،

47
00:03:14,467 --> 00:03:17,683
‫که سرافینا هیچ‌کس رو تو توکسپانا فالس
‫یا هر اسم کوفتی دیگه‌ای که داره نمی‌شناسه

48
00:03:17,708 --> 00:03:19,458
‫حتی هیچ‌وقت اونجا نرفته،

49
00:03:19,483 --> 00:03:21,320
‫و ممکنه ‫اصلاً
.ندونه همچین جایی وجود داره

50
00:03:22,181 --> 00:03:24,723
‫می‌دونم حرف شما سنده
‫و از صداقتتون ممنونم

51
00:03:24,975 --> 00:03:26,350
‫ولی من وظیفه دارم،

52
00:03:26,375 --> 00:03:28,833
‫علی‌رغم ارادت زیادی که
‫به خواهرهای بالادرو دارم،

53
00:03:29,122 --> 00:03:30,241
‫از این حکم تبعیت کنم

54
00:03:30,266 --> 00:03:32,713
‫و برای دستگیری دوست مشترکمون
.‫خانوم سرافینا اقدام کنم

55
00:03:33,228 --> 00:03:34,445
.‫متوجه‌م، بازرس

56
00:03:35,083 --> 00:03:37,000
‫ممنون که این موضوع رو
.‫به اطلاع من رسوندین

57
00:03:37,025 --> 00:03:38,483
.‫خواهش می‌کنم سروان

58
00:03:39,166 --> 00:03:42,557
‫ولی یادتون باشه که بالاخره
.من ‫باید این حکم رو اجرا کنم

59
00:03:42,854 --> 00:03:46,375
‫همین الان یه جوخه‌ی کامل رو
 آماده کردم که فردا ‫برن کازینو دل دانزون،

60
00:03:46,400 --> 00:03:48,400
‫و اگه پیداش کنم،
.‫مجبورم بازداشتش کنم

61
00:03:50,125 --> 00:03:51,515
.‫پس دیگه حرفی نمونده

62
00:03:54,250 --> 00:03:55,291
.‫روز خوش

63
00:03:55,916 --> 00:03:57,620
.‫ممنون که وقت گذاشتین، سروان

64
00:04:16,208 --> 00:04:18,208
‫بازرس کوئتو مجبوره حکم رو اجرا کنه

65
00:04:18,233 --> 00:04:20,608
‫اون این اطلاعات رو بهم داد
.‫چون می‌دونست میام پیش شما

66
00:04:20,633 --> 00:04:24,133
‫گفت یه سیمون کورونایی بوده
.‫که شهادت داده تو صحنه جرم بوده

67
00:04:24,158 --> 00:04:26,783
.‫بازرس فردا با حکم جلب میاد اینجا

68
00:04:27,458 --> 00:04:28,734
‫دیدی سرافینا؟

69
00:04:28,759 --> 00:04:30,132
‫تو و این گُه کاری‌هات!

70
00:04:30,416 --> 00:04:32,958
‫چقدر خودخواه،
.‫فقط چون باید انتقام کوفتیتو می‌گرفتی

71
00:04:32,983 --> 00:04:35,606
‫فکر می‌کنی تقصیر منه
‫که خدا منو اینقدر آتیشی مزاج آفریده؟

72
00:04:36,333 --> 00:04:38,333
.‫اگه اینجا پیداش کنن، کارمون تمومه

73
00:04:38,358 --> 00:04:40,266
‫می‌ریم آمریکا قایم می‌شیم، آرکانجلا

74
00:04:40,291 --> 00:04:42,833
‫خونه‌هامو ول کنم برای اون عوضی‌ها؟
‫عمراً!

75
00:04:42,858 --> 00:04:46,192
‫سروان، می‌شه
به اسکالرا بگید‫ راه میفتیم؟

76
00:04:46,217 --> 00:04:47,558
.‫داریم می‌ریم مزرعه

77
00:04:47,583 --> 00:04:49,875
‫بعدش هم رندون رو پیدا کن
‫و ازش یه جوابی بگیر،

78
00:04:49,900 --> 00:04:51,433
.‫چون یه حکم توقیف بهمون بدهکاره

79
00:04:51,458 --> 00:04:52,497
.همین الان

80
00:04:56,625 --> 00:04:58,208
.‫هِرمینیا، زودباش

81
00:04:58,233 --> 00:04:59,406
.‫اومدم
.‫‫سریع‌تر

82
00:04:59,789 --> 00:05:01,205
‫همه چیزو مرتب بذارین

83
00:05:01,692 --> 00:05:03,725
.‫می‌خوام همه چی بی‌نقص به نظر بیاد

84
00:05:03,750 --> 00:05:04,750
‫بجنبین.

85
00:05:05,288 --> 00:05:07,195
‫باید برق بزنه دخترا

86
00:05:07,236 --> 00:05:08,558
.یه تکونی به خودتون بدین

87
00:05:08,583 --> 00:05:10,791
.‫باید زود برگرده ‫که بقیه رو بیاره

88
00:05:13,614 --> 00:05:14,659
.‫سوار شو

89
00:05:25,750 --> 00:05:27,791
‫باید عجله کنی
.‫و زود از اینجا بزنی بیرون

90
00:05:27,816 --> 00:05:29,725
‫و وقتی کارت تموم شد،
.‫این اتاقو تمیز کن

91
00:05:29,750 --> 00:05:32,208
‫همین که همه چی مرتب شد،
‫چند تا جعبه رو پشت ورودی اون در بذار

92
00:05:32,233 --> 00:05:33,483
.‫و از راه پشت‌بوم بیا بیرون

93
00:05:34,291 --> 00:05:36,458
‫گرفتی چی شد، تیچو؟
.‫بله رئیس، همشو گرفتم

94
00:05:37,755 --> 00:05:38,793
‫آرورا!

95
00:05:39,541 --> 00:05:40,726
‫آرورا!

96
00:05:40,980 --> 00:05:43,397
.‫تو اتاق ناهارخوری‌ام، خانوم بالادرو

97
00:05:46,372 --> 00:05:48,375
‫ما برای یه مدتی می‌ریم
.‫یه کار اورژانسی پیش اومده

98
00:05:48,400 --> 00:05:51,025
‫یکی فهمیده ما اینجاییم
.‫دارن میان کازینو رو بگردن

99
00:05:51,050 --> 00:05:54,741
خدای من، امیدوارم این قضیه
.‫منو پیش مقامات به دردسر نندازه

100
00:05:54,766 --> 00:05:56,683
.‫هیچ‌کس مزاحم تو نمی‌شه، آرورا

101
00:05:56,708 --> 00:05:59,041
‫ولی اگه پلیس ازت پرسید
.‫ما رو دیدی، فقط می‌گی نه

102
00:05:59,066 --> 00:06:01,149
‫حقوق این ماهم رو می‌گیرم؟

103
00:06:02,387 --> 00:06:04,041
.‫ها. بذار ببینم

104
00:06:04,541 --> 00:06:05,739
.‫این باید کافی باشه

105
00:06:05,981 --> 00:06:08,391
.‫و یه کم اضافه، محض احتیاط
.‫‫آه. ممنون

106
00:06:08,416 --> 00:06:10,666
‫می‌خوام به چیزی که
‫می‌گم خوب گوش کنی

107
00:06:10,691 --> 00:06:13,524
‫دهنتو می‌بندی
‫و اگه بشنوم ما رو لو دادی،

108
00:06:13,549 --> 00:06:15,385
.‫پیدات می‌کنم و پدرتو درمیارم

109
00:06:16,540 --> 00:06:17,575
‫هوم؟

110
00:06:23,450 --> 00:06:27,641
‫تصور کنین برای زنی همسن من، که یه
‫خدمتگزار وفادار و فداکار خداوند بوده،

111
00:06:27,666 --> 00:06:28,956
...‫چه حالی داره

112
00:06:29,458 --> 00:06:31,333
.‫که تو یه سلول زندان حبس بشه

113
00:06:31,358 --> 00:06:34,192
‫چون چیزی که در ازای کمک به اون
‫خانوم‌ها تو وقت نیازشون گیرم اومد

114
00:06:34,217 --> 00:06:35,759
‫یه حکم هفت سال زندانه،

115
00:06:35,784 --> 00:06:39,117
‫که تو سن من یعنی
.‫تنها راه بیرون رفتنم با کفنـه

116
00:06:43,851 --> 00:06:44,976
.بیاین تو

117
00:07:00,113 --> 00:07:01,821
.‫همه‌تون امشب رو اینجا می‌گذرونین

118
00:07:02,289 --> 00:07:04,268
‫فردا، تصمیم می‌گیریم
.‫باهاتون چیکار کنیم

119
00:07:04,666 --> 00:07:08,278
‫حتی فکر انجام هیچ کار احمقانه‌ای هم به سرتون
‫نزنه، چون اصلاً حوصله ندارم. فهمیدین؟

120
00:07:08,582 --> 00:07:09,683
.‫فهمیدیم

121
00:07:09,708 --> 00:07:11,442
.‫چشمت بهشون باشه، اسکلت

122
00:07:11,759 --> 00:07:12,801
.‫حتماً خانوم

123
00:07:46,666 --> 00:07:48,854
.‫اوه، رزا، عزیزم، تب داری

124
00:07:49,250 --> 00:07:51,500
‫فردا برات یه چایی
.‫مخصوص درست می‌کنم که کمکت کنه

125
00:07:52,916 --> 00:07:54,791
...‫ممنون، اسکلت

126
00:07:56,380 --> 00:07:58,922
.‫خیلی سردمه، و همه جام درد می‌کنه

127
00:08:10,332 --> 00:08:11,587
.‫صبح بخیر خانوم‌ها

128
00:08:11,612 --> 00:08:13,945
‫حالا می‌تونین بیاید بیرون
.‫و برید دستشویی

129
00:08:35,750 --> 00:08:37,416
‫صبح بخیر
‫‫کجا داری می‌ری؟

130
00:08:37,441 --> 00:08:38,691
.‫آی، تیچو

131
00:08:55,000 --> 00:08:56,424
‫شب چطور گذشت؟

132
00:08:56,845 --> 00:08:58,595
‫دخترا دردسری درست کردن؟

133
00:08:59,180 --> 00:09:00,362
‫لازمه مجازاتشون کنم؟

134
00:09:00,666 --> 00:09:02,833
.‫نه خانوم، همه چی آروم و ساکت بود

135
00:09:03,666 --> 00:09:05,281
‫ولی رزا انگار تب و لرز بدی داره،

136
00:09:05,306 --> 00:09:07,067
.‫برای همین دارم براش چایی درست می‌کنم

137
00:09:20,291 --> 00:09:21,500
.‫یه کم دیگه بخور

138
00:09:22,541 --> 00:09:24,625
.‫باید بخوری تا تبت بیاد پایین

139
00:09:26,833 --> 00:09:29,250
.‫تا چند لحظه‌ی دیگه بهتر ‫می‌شی عزیزم

140
00:09:34,554 --> 00:09:35,620
.‫یه کم دیگه

141
00:09:36,672 --> 00:09:37,838
.‫باشه رزا

142
00:09:41,375 --> 00:09:42,382
.‫هوم

143
00:09:44,599 --> 00:09:46,737
‫امیدوارم بدویا تونسته باشه
‫رد رندون رو بزنه

144
00:09:46,762 --> 00:09:49,187
‫و اون حرومزاده رو مجبور کنه
.‫اون حکمای توقیف لعنتی رو رو کنه

145
00:09:49,372 --> 00:09:52,742
‫چیزی که لازم داریم اینه که برای یه مدتی
.بریم ‫آمریکا تا اوضاع اینجا آروم شه

146
00:09:52,767 --> 00:09:54,612
.‫ نمی‌خوام آخرش سر از زندون دربیارم

147
00:09:54,637 --> 00:09:56,625
‫تنها کاری که
.نمی‌تونیم بکنیم اینه که هول شیم

148
00:09:56,650 --> 00:09:59,850
‫اگه رندون بتونه اوضاع رو
‫جمع و جور کنه، رفتن هیچ فایده‌ای نداره

149
00:10:00,457 --> 00:10:01,512
‫خانوم‌ها؟

150
00:10:02,301 --> 00:10:03,322
!‫اسکلت

151
00:10:03,596 --> 00:10:05,781
‫دخترا گفتن به همه‌تون بگم
.‫که حال رزا خیلی بدتر شده

152
00:10:31,625 --> 00:10:32,734
.‫نفس نمی‌کشه

153
00:10:58,666 --> 00:11:00,588
‫14 ژانویه 1964

154
00:11:03,125 --> 00:11:05,729
‫ماه‌ها بود که تو «کنسپسیون د روئیز»
شایعه شده بود

155
00:11:05,754 --> 00:11:09,670
‫که خواهرهای بالادرو و دختراشون
.‫تو کازینو دل دانزون قایم شدن

156
00:11:09,969 --> 00:11:13,719
‫با اینکه من چندین بار اونجا رفته بودم
‫و تایید کرده بودم که متروکه‌ست،

157
00:11:13,744 --> 00:11:16,619
‫تصمیم گرفتم دوباره برگردم
.‫تا مطمئن شم هیچ سرنخ باقی نمونده

158
00:11:19,457 --> 00:11:20,494
"بسته است"

159
00:11:22,286 --> 00:11:23,494
.‫زنجیرا رو باز کنین

160
00:11:34,291 --> 00:11:36,012
.‫جالبه که برقش هنوز وصله

161
00:11:37,041 --> 00:11:38,239
‫آره، جالبه...

162
00:11:43,289 --> 00:11:44,666
‫به نظر من که خالیه،

163
00:11:45,375 --> 00:11:48,041
‫ولی می‌خوام وجب به وجبشو
.‫برای پیدا کردن سرنخ بگردم

164
00:11:48,788 --> 00:11:52,038
‫به نظرت عجیب نیست
‫که اینجا پر از خاک نیست؟

165
00:11:52,063 --> 00:11:53,591
.‫اینجا از تمیزی برق می‌زنه

166
00:11:53,626 --> 00:11:55,543
.‫موضوع نظافت خونه نیست، کاسترو

167
00:11:56,133 --> 00:11:58,512
‫ما اینجاییم
.که از خانوم سرافینا ‫آتو بگیریم

168
00:12:04,375 --> 00:12:05,465
.‫تو اینجا بمون

169
00:12:05,958 --> 00:12:07,458
.‫کاسترو، با من بیا

170
00:12:33,145 --> 00:12:34,731
.‫کسی نیست. بیا

171
00:13:17,486 --> 00:13:19,070
.‫دیگه کاری اینجا نداریم

172
00:13:19,095 --> 00:13:20,273
.‫هیچ‌کس اینجا نیست

173
00:13:21,312 --> 00:13:23,478
.بریم، ‫جستجو می‌تونست
.‫همونجا تموم شه

174
00:13:24,125 --> 00:13:26,016
‫ولی سوابق تو «کنسپسیون د روئیز»

175
00:13:26,041 --> 00:13:28,276
‫نشون می‌داد که
.خواهرهای بالادرو ‫یه مزرعه هم دارن

176
00:13:28,301 --> 00:13:30,375
‫من و معاونم
.میریم یه سری به اونجا بزنیم

177
00:14:01,184 --> 00:14:02,100
.‫صبح بخیر

178
00:14:02,125 --> 00:14:03,958
.‫منتظرت بودیم، کوئتو

179
00:14:04,754 --> 00:14:07,893
‫10,000 پزو بگیر و به هر کی پرسید
.‫بگو سرافینا تو هیچ گوری پیدا نمیشه

180
00:14:10,968 --> 00:14:12,426
.‫اینقدر خودتو به موش مردگی نزن

181
00:14:12,451 --> 00:14:16,160
‫یادم نمیاد تو لیست حقوق‌بگیرای ما
.‫نبوده باشی، پس می‌دونم پول نقد دوست داری

182
00:14:18,250 --> 00:14:19,918
.‫زن عاقلی هستی، آرکانجلا

183
00:14:20,375 --> 00:14:22,375
.‫فقط به خاطر خودته که این کارو می‌کنم

184
00:14:25,493 --> 00:14:26,666
.‫روز خوش

185
00:14:32,906 --> 00:14:35,781
‫ولی متاسفانه،
‫اولین باری که رفتیم مزرعه،

186
00:14:35,806 --> 00:14:37,250
.‫دست خالی برگشتیم

187
00:14:37,637 --> 00:14:40,220
‫گزارش تحقیقات من به وضوح
.‫نشون می‌ده که هیچ‌کس رو ندیدیم

188
00:14:45,619 --> 00:14:46,953
‫چطور بود، کاسترو؟

189
00:14:47,947 --> 00:14:49,239
.‫ده هزار پزو

190
00:14:51,531 --> 00:14:52,671
.‫اینم سهم تو

191
00:14:53,416 --> 00:14:56,791
‫اگه راستشو بخوای، حاضر بودم
.‫برای خیلی کمتر از اینم ساکت بمونم، بازرس

192
00:14:57,726 --> 00:14:59,475
‫این خودش یه چیزی رو می‌رسونه، ‫هوم؟

193
00:14:59,500 --> 00:15:02,916
‫اینکه خواهرهای بالادرو
دارن سعی می‌کنن ‫رو چیزی خیلی بدتر

194
00:15:02,941 --> 00:15:04,882
.‫از اتهامات علیه سرافینا سرپوش بذارن

195
00:15:05,215 --> 00:15:06,937
.‫دقیقاً فکر منم همینه، بازرس

196
00:15:07,231 --> 00:15:09,354
‫ هیچ‌وقت ندیدم کسی
‫همچین بسته پولی رو بذاره رو میز

197
00:15:09,379 --> 00:15:10,754
.‫بدون اینکه حتی یه کلمه حرف بزنیم

198
00:15:10,779 --> 00:15:14,321
‫این یعنی فردا برمی‌گردیم
.و کازینو رو ‫با دقت تمام می‌گردیم

199
00:15:41,299 --> 00:15:42,442
.‫گوش کنین آقایون

200
00:15:43,041 --> 00:15:44,958
‫شما، اتاقای طبقه‌ی بالا رو
.‫کامل بگردین

201
00:15:44,983 --> 00:15:46,554
.‫چشم قربان
.‫‫دنیل، از اونجا شروع کن

202
00:15:46,579 --> 00:15:48,954
.‫تو، بار و ‫وجب به وجب اینجا رو بگرد

203
00:15:48,979 --> 00:15:50,414
.‫سوراخ سنبه‌ها رو هم بگردین

204
00:15:50,439 --> 00:15:52,416
.‫کاسترو، ما قسمت مسکونی رو می‌گردیم

205
00:15:52,453 --> 00:15:53,457
.‫چشم، بازرس

206
00:16:15,833 --> 00:16:18,541
‫آه، خانوم بالادرو،
.‫ببین دخترات به چه روزی افتادن

207
00:16:31,041 --> 00:16:34,750
‫حالا مدرک داریم. همه‌ی اینا نشون می‌ده
.‫آدمایی تو این خونه زندگی می‌کردن

208
00:16:35,361 --> 00:16:36,838
.‫این فقط شایعات رو تایید می‌کنه

209
00:16:37,489 --> 00:16:38,791
.یه مدرک درست حسابی نیاز داریم

210
00:16:50,583 --> 00:16:53,125
.‫کاسترو، یه نگاهی به اون انباری بنداز

211
00:16:53,150 --> 00:16:54,231
.‫اطاعت می‌شه

212
00:17:10,265 --> 00:17:11,848
.‫هیچی جز یه تخت تاشو و ابزار نیست

213
00:17:17,168 --> 00:17:19,062
‫اینجا یه بویی میاد،
.مثل بوی سگ مُرده

214
00:17:22,583 --> 00:17:24,833
.خاک این قسمت هم ‫نرمه، کاسترو

215
00:17:26,179 --> 00:17:27,247
‫افسرها؟

216
00:17:27,743 --> 00:17:29,850
‫چیز غیرعادی‌ای هست؟
.‫‫نه، بازرس

217
00:17:29,875 --> 00:17:32,708
‫پس چند تا بیل جور کنین، می‌شه؟
.‫می‌خوام این دور و بر رو بکَنم

218
00:17:45,145 --> 00:17:46,247
.‫نگاه کن، بازرس

219
00:17:50,950 --> 00:17:52,700
.‫بالادروهای کسکش

220
00:17:53,500 --> 00:17:56,791
‫می‌دونستم اون رئیسا دارن یه چیز
‫گنده‌ای رو قایم می‌کنن، ولی این...

221
00:17:58,142 --> 00:18:00,245
‫به نیروی کمکی بیشتری
.از پدرونس احتیاج داریم

222
00:18:00,270 --> 00:18:02,821
‫شما دو تا اینقدر بکَنین
.‫تا جنازه رو دربیارین

223
00:18:24,679 --> 00:18:27,083
‫سریع باشین آقایون!
.‫می‌خوام اینجا محاصره شه

224
00:18:27,108 --> 00:18:29,754
‫گروه آ، شما اون سمتو بگیرین
.گروه ب، شما دور بزنین

225
00:18:30,142 --> 00:18:32,625
.‫کاسترو، تو با من ‫میای تو خونه

226
00:18:32,650 --> 00:18:34,398
.‫چشم قربان
‫‫حواستون به پشت سرتون باشه!

227
00:19:01,041 --> 00:19:02,846
.‫جنده‌ها از قبل جیم شدن

228
00:19:03,125 --> 00:19:05,125
‫پس حتماً فهمیدن
.‫که بهشون شک کردیم

229
00:19:14,000 --> 00:19:16,458
.‫بازرس! تو انبار آدم هست

230
00:19:16,483 --> 00:19:18,317
.‫صدای کمک شنیدیم

231
00:19:18,342 --> 00:19:19,342
‫کاسترو!

232
00:19:30,984 --> 00:19:32,406
‫خدا رو شکر که اینجایین قربان.

233
00:19:32,625 --> 00:19:34,718
ما اینجا
.‫بدون آب و غذا حبس شده بودیم

234
00:19:35,181 --> 00:19:36,743
‫بالادروها کجان؟

235
00:19:36,767 --> 00:19:38,351
‫می‌دونین کجا رفتن؟

236
00:19:40,291 --> 00:19:43,916
‫دیشب تصادفاً مکالمه‌ی بین
.‫سرافینا و خواهرش رو شنیدم

237
00:19:43,941 --> 00:19:47,482
‫یه چیزایی در مورد قطار به مقصد نوگالس،
.‫و بعدش هم در رفتن

238
00:19:48,414 --> 00:19:50,161
.‫افسرها، درخواست نیروی کمکی کنین

239
00:19:50,708 --> 00:19:53,406
‫این خانوم‌ها رو ببرید کلانتری
.‫و بهشون رسیدگی کنین

240
00:19:55,208 --> 00:19:58,708
‫یالا کاسترو. عمراً
.‫بذارم اون دو تا جنایتکار فرار کنن

241
00:20:16,793 --> 00:20:19,603
"ایستگاه قطار پدرونس"

242
00:20:25,442 --> 00:20:26,715
‫سریع باشید آقایون!

243
00:20:27,017 --> 00:20:28,156
‫می‌خوام پیداشون کنین!

244
00:20:31,125 --> 00:20:32,833
.‫شما دو تا، از این واگن شروع کنین

245
00:20:41,500 --> 00:20:43,426
.‫پلیس، باید این قطار رو نگه دارین

246
00:21:01,679 --> 00:21:03,104
‫خانوم بالادرو،

247
00:21:05,406 --> 00:21:06,625
.‫شما بازداشتین

248
00:21:24,010 --> 00:21:25,387
‫15 ژانویه 1964

249
00:21:28,781 --> 00:21:31,133
«کنسپسیون دِ روئیز، پلان دِ آباخو»

250
00:21:35,581 --> 00:21:38,375
‫ اینا اون رئیسایی هستن
.‫که ما رو مثل حیوون حبس کرده بودن

251
00:21:38,400 --> 00:21:40,442
.‫زالوهای نمک‌نشناس. خائن‌ها

252
00:21:40,467 --> 00:21:42,135
.‫اینا همون جنده‌هایی‌ان که این کارو کردن

253
00:21:42,520 --> 00:21:44,033
.‫آشغالای خنجر از پشت زن

254
00:21:44,058 --> 00:21:45,930
.‫اینا همون عجوزه‌هایی‌ان که آدم می‌کشن

255
00:21:45,955 --> 00:21:48,426
‫کصشعره. ما بهتون جا دادیم
.‫و شکم گنده‌تونو سیر کردیم

256
00:21:57,760 --> 00:21:59,801
.‫کوئتوی کیری، خیلی پر رویی

257
00:21:59,826 --> 00:22:02,268
‫می‌تونستیم این قضیه رو
.‫با سر و صدای کمتری جمعش کنیم

258
00:22:03,242 --> 00:22:04,492
.‫اون سلول شماست

259
00:22:06,822 --> 00:22:08,825
.‫واقعاً متاسفم که کار به اینجا کشید

260
00:22:09,250 --> 00:22:11,916
‫ولی جنازه‌ی یه دختر مُرده رو
‫که تو حیاطتون دفن شده بود پیدا کردیم،

261
00:22:11,941 --> 00:22:13,850
‫و این چیزی نیست که
.بتونیم ازش چشم‌پوشی کنیم

262
00:22:13,875 --> 00:22:17,291
‫پس توصیه می‌کنم از این به بعد،
‫حواستون به حرف زدنتون باشه، خانوم بالادرو

263
00:22:17,916 --> 00:22:19,215
.‫شما و خواهرتون

264
00:22:26,285 --> 00:22:28,531
‫فکر نکنم به راحتی بتونیم
.‫از اینجا خلاص شیم

265
00:22:28,864 --> 00:22:30,531
‫چیز جدیدی نیست که
.باهاش روبرو نشده باشیم

266
00:22:30,556 --> 00:22:33,448
‫همه‌ی این کصشعر بازیا رو
.می‌شه ‫با پول و پارتی جمع کرد

267
00:22:33,812 --> 00:22:36,987
‫فقط کاش اون حرومزاده رندون
.‫پیداش می‌شد و دهن اینا رو با پول می‌بست

268
00:22:43,291 --> 00:22:45,281
‫خواهش می‌کنم،
.باید سعی کنیم سریع‌تر بریم

269
00:22:45,833 --> 00:22:49,500
‫چیزی که خیلی مهمه اینه که نباید هیچ مدرکی
.‫پیدا شه که منو به بالادروها وصل کنه

270
00:22:49,525 --> 00:22:51,725
‫می‌خوام یه پرونده‌ی فوری
‫برای پایتخت رو تموم کنم

271
00:22:51,750 --> 00:22:54,583
‫چون هنوز داری سعی می‌کنی
‫برای خواهرهای بالادرو حکم توقیف بگیری؟

272
00:22:54,608 --> 00:22:56,317
.‫نه خوانیتا، برای محافظت از خودمونه

273
00:22:56,342 --> 00:22:59,217
‫لیست قانون‌هایی که تو این سال‌ها
.‫زیر پا گذاشتن یه تومار بلنده

274
00:22:59,242 --> 00:23:01,617
‫و طولی نمی‌کشه
‫که بیان سراغ وکیلشون

275
00:23:03,689 --> 00:23:05,523
.‫داره روز به روز پیچیده‌تر می‌شه

276
00:23:07,278 --> 00:23:10,323
‫کی می‌دونه چقدر طول می‌کشه که
.همینجوری به درآوردن جنازه‌ی دخترا ادامه بدیم

277
00:23:13,104 --> 00:23:16,276
با یافته‌های وحشتناک ‫در کازینو دل دانزون
.خواهرهای بالادرو دستگیر شدند

278
00:23:16,301 --> 00:23:19,895
و اظهارات بسیار افشاگرانه‌ی
‫دخترانی که نجات دادیم،

279
00:23:20,197 --> 00:23:23,767
‫تونستیم به وضوح همدست‌های
‫اصلی بالادروها رو شناسایی کنیم،

280
00:23:23,791 --> 00:23:26,208
.‫و فوراً برای دستگیری ‫همه‌شون اقدام کردیم

281
00:23:27,109 --> 00:23:32,041
‫سروان هرمِنخیلدو بدویا خبر نداشت
‫که خواهرهای بالادرو در بازداشت به سر می‌برن

282
00:23:32,066 --> 00:23:36,054
‫او مشغول آماده شدن برای ملاقات
.با آن‌ها ‫در شهر نوگالس بود

283
00:23:47,906 --> 00:23:50,476
"بانک تجاری پلان د آباخو"

284
00:23:55,403 --> 00:23:57,320
.‫سروان بدویا، با ما بیاید

285
00:23:57,708 --> 00:24:00,166
‫بازرس کوئتو، من اینجا تو حسابم
‫بیشتر از 20,000 پزو دارم

286
00:24:00,191 --> 00:24:01,600
.‫بذار برم، همش مال تو

287
00:24:01,625 --> 00:24:03,198
.‫متاسفانه برای این کارا دیره، قربان

288
00:24:03,223 --> 00:24:06,042
‫باید با ما بیاید
.‫شما بازداشتین، لطفاً سوار شید

289
00:24:26,849 --> 00:24:29,683
‫من بی‌گناهم. داشتم
.از سروان بدویا ‫دستور می‌گرفتم

290
00:24:29,708 --> 00:24:31,247
.‫یه کلمه‌ی دیگه هم حرف نزن، گروهبان

291
00:24:31,272 --> 00:24:33,932
.‫می‌تونی داستانتو ‫تو کلانتری تعریف کنی

292
00:24:38,500 --> 00:24:41,666
‫چیزایی که در موردشون می‌گن راسته؟
.‫‫نه، نه، نه، نه، نه، همش دروغه

293
00:24:41,691 --> 00:24:43,850
‫از خودشون چیز میز درمیارن
‫بالادروها آدمای خوبی‌ان

294
00:24:43,875 --> 00:24:45,916
‫آزارشون به یه مورچه هم نمی‌رسه،
‫من تضمین می‌کنم

295
00:24:45,941 --> 00:24:48,456
.‫‫با ما بیا، اسکالرا
.‫تو بازداشتی

296
00:24:48,891 --> 00:24:50,266
.‫ها؟! من بی‌گناهم

297
00:24:50,291 --> 00:24:51,541
‫کاسترو
‫‫بازرس

298
00:24:51,566 --> 00:24:52,774
‫مگه من چیکار کردم؟

299
00:24:52,799 --> 00:24:55,308
‫خفه شو. بزن بریم. یالا
.‫‫نه، من فقط یه راننده‌ام

300
00:24:55,333 --> 00:24:57,067
‫من فقط یه راننده‌ام. هی!
.‫‫گفتم دهنتو ببند

301
00:24:57,445 --> 00:25:00,291
‫شما رئیسای منو حبس کردین،
.‫پس منم می‌خوام اینجا حبس شم

302
00:25:00,316 --> 00:25:01,232
.‫برو خونه آقا

303
00:25:01,257 --> 00:25:03,975
‫چرا منتظر نمی‌مونی
که  با ‫حکم جلب بیان سراغت؟

304
00:25:04,000 --> 00:25:05,683
‫نمی‌تونی همینجوری
.پاشی بیای ‫و سلول بخوای

305
00:25:05,708 --> 00:25:07,750
.‫من فقط یه راننده‌ام، هیچ کاری نکردم

306
00:25:07,775 --> 00:25:09,192
.‫قسم می‌خورم بی‌گناهم

307
00:25:09,217 --> 00:25:10,891
.‫من برای خواهرهای بالادرو کار می‌کنم

308
00:25:10,916 --> 00:25:13,440
‫نمی‌ذارم منو از این ماجرا بکشید بیرون
‫من بادیگارد‌شونم!

309
00:25:16,875 --> 00:25:18,309
‫آه! عوضی! یالا!

310
00:25:19,500 --> 00:25:23,007
‫آخرین کسایی که گیر افتادن
.‫اولالیا بالادرو و تئوفیلو پینتو بودن

311
00:25:23,848 --> 00:25:25,098
‫اون دو تا می‌تونستن فرار کنن،

312
00:25:25,123 --> 00:25:29,117
‫چون نه عکسی ازشون داشتیم
.و نه اطلاعاتی ‫که بتونیم شناسایی‌شون کنیم

313
00:25:29,142 --> 00:25:32,225
‫ولی وقتی سعی کردن با اتوبوس
‫به سن آنتونیو تگزاس فرار کنن،

314
00:25:32,250 --> 00:25:34,708
‫اسم واقعیشون رو
‫رو یه مدرک مسافرتی نوشتن

315
00:25:34,733 --> 00:25:37,483
‫اینجوری بود که ردشون رو زدیم
.‫و دستگیرشون کردیم

316
00:25:37,508 --> 00:25:39,091
.‫ببرینشون تو، توی سلول‌ها

317
00:25:58,909 --> 00:26:01,183
‫اینجوری بود که زندان ‫«کنسپسیون د روئیز»،

318
00:26:01,208 --> 00:26:04,291
‫که معمولاً جای دو سه تا مست بود
‫که خماریشونو اینجا می‌خوابیدن،

319
00:26:04,316 --> 00:26:08,732
‫برای اولین بار در تاریخش،
.میزبان ‫19 تا مجرم مشکوک شد

320
00:26:10,125 --> 00:26:11,333
،‫فقط یه بار اینو می‌گم

321
00:26:11,833 --> 00:26:13,500
.‫ شما جنده‌ها هم بهتره خوب گوش کنین

322
00:26:14,166 --> 00:26:17,039
‫ما کاری می‌کنیم که
‫همه‌مون هر چه زودتر آزاد شیم

323
00:26:17,500 --> 00:26:20,208
‫این یعنی دهناتونو می‌بندین
.‫و به این کونی‌ها یه کلمه هم حرف نمی‌زنین

324
00:26:20,233 --> 00:26:23,150
‫اگه هر کدومتون وا بره،
‫شاهرگ کیریشو می‌زنم. فهمیدین؟

325
00:26:23,175 --> 00:26:24,296
.‫فهمیدیم

326
00:26:25,309 --> 00:26:27,975
‫بعضی از فاحشه‌هایی که
‫تو انبار پیدا کرده بودیم بهمون گفتن

327
00:26:28,000 --> 00:26:30,385
‫که می‌دونن جنازه‌های
‫بیشتری کجا دفن شدن،

328
00:26:30,410 --> 00:26:32,785
‫برای همینم بود که برگشتیم
‫به همونجایی که نجاتشون داده بودیم

329
00:26:33,051 --> 00:26:34,963
‫و اینجوری بود که
زیر یه درخت تو محوطه‌ی مزرعه

330
00:26:34,988 --> 00:26:36,932
.سه تا ‫دختر مُرده‌ی دیگه پیدا کردیم

331
00:26:48,215 --> 00:26:50,150
« عدالت قاضی پرالتا »

332
00:26:50,445 --> 00:26:53,195
‫از بین تمام پرونده‌هایی که
‫تو دوران کاریم بهشون رسیدگی کردم،

333
00:26:53,220 --> 00:26:57,137
‫هیچ‌کدوم هیچ‌وقت به ابعاد پرونده‌ی
.‫خواهرهای بالادرو و فاحشه‌خونه‌هاشون نرسیده

334
00:26:57,791 --> 00:27:01,250
‫و علی‌رغم چیزهایی که تو رادیو گفته می‌شد
‫و تو روزنامه‌ها چاپ می‌شد،

335
00:27:01,275 --> 00:27:04,150
‫من حرفه‌ای باقی موندم
‫و نذاشتم هیچی رو کارم تاثیر بذاره،

336
00:27:04,175 --> 00:27:07,634
‫و مطمئن شدم که عادل،
.‫بی‌طرف و منصف باقی می‌مونم

337
00:27:08,625 --> 00:27:11,171
‫به نظر من، و با نگاه به گذشته‌ای
،که زمان همیشه بهمون می‌ده

338
00:27:11,196 --> 00:27:13,554
‫تا الان شش کشته بوده!
.که باز هم بیشتر خواهد شد

339
00:27:13,579 --> 00:27:15,664
‫واضحه که مردم ترجیح می‌دادن
‫نسخه‌ای از اتفاقات رو

340
00:27:15,689 --> 00:27:18,356
‫که تو تیتر روزنامه‌ها چاپ می‌شد
.‫باور کنن تا حقیقت واقعی رو

341
00:27:26,916 --> 00:27:30,166
‫خانوم آرکانجلا، مطمئن نیستم
.‫از تیتر امروز خوشتون بیاد

342
00:27:32,125 --> 00:27:34,833
رئیس‌های فاحشه‌خانه و "
"قاتلین ‫دروغگوهای بی‌رحم

343
00:27:35,458 --> 00:27:38,458
‫جوری نوشتن انگار ما فقط
.‫یه مشت قاتل خونسردیم

344
00:27:39,093 --> 00:27:40,600
.‫آه، قصه‌بافهای کصشعرگو

345
00:27:40,625 --> 00:27:42,798
‫عوضی‌ها هر چیزی می‌نویسن
.‫که روزنامه‌هاشونو بفروشن

346
00:27:42,823 --> 00:27:45,933
‫از چیزایی که می‌شه از اظهارات
‫دخترای نجات‌یافته فهمید،

347
00:27:45,958 --> 00:27:48,503
‫ما با یه پرونده‌ی
.خیلی پیچیده طرفیم، جناب وکیل

348
00:27:48,528 --> 00:27:52,375
‫دیگه تقریباً واضح شده،
.‫این پرونده به درایت و احتیاط احتیاج داره

349
00:27:52,400 --> 00:27:54,308
.‫کاملاً حق با شماست، جناب قاضی

350
00:27:54,333 --> 00:27:57,291
‫اولین کاری که باید کرد
.‫اینه که دخترا رو به دو گروه تقسیم کنیم

351
00:27:57,316 --> 00:28:00,731
‫پیشنهاد من اینه که اونایی
،‫که اظهار کردن مورد آزار و اذیت قرار گرفتن

352
00:28:01,166 --> 00:28:04,166
‫بهتره به عنوان
‫قربانی و شاهد شناخته بشن،

353
00:28:04,191 --> 00:28:06,223
،‫و اونایی که به هیچی اشاره نکردن

354
00:28:06,474 --> 00:28:09,933
‫باید به عنوان مجرم
.‫یا همدست بالقوه در نظر گرفته بشن

355
00:28:09,958 --> 00:28:11,550
.‫در همون سطح بالادروها

356
00:28:11,575 --> 00:28:13,242
.‫دقیقاً همینجوری باهاشون برخورد می‌کنیم

357
00:28:22,340 --> 00:28:24,828
‫نفرات زیر، هِرمینیا،

358
00:28:25,250 --> 00:28:29,625
.گوادالوپه، گلوریا، و لوز ماریا

359
00:28:30,013 --> 00:28:33,225
‫خاسینتا، پرلا،

360
00:28:33,250 --> 00:28:35,000
،‫و خوبنسیا

361
00:28:35,384 --> 00:28:37,093
.‫لطفاً با من بیاید خانوم‌ها

362
00:28:46,083 --> 00:28:47,558
‫پس ما چی، جناب وکیل؟

363
00:28:47,583 --> 00:28:49,000
‫می‌خواید ما رو اینجا ول کنین؟

364
00:28:49,875 --> 00:28:51,625
‫بر اساس اظهارات قبلی‌تون،

365
00:28:51,650 --> 00:28:55,641
‫شما همچنان به عنوان ‫همدست
.و مقصر فرضی در نظر گرفته می‌شید

366
00:28:55,666 --> 00:28:56,698
‫چی؟

367
00:28:57,750 --> 00:28:59,406
.‫صبر کنین
‫‫چرا؟

368
00:28:59,833 --> 00:29:01,625
‫چرا آقا؟
.‫‫یه لحظه، جناب وکیل

369
00:29:02,250 --> 00:29:04,495
‫از وکیلمون، ‫آقای رندون، خبری دارین؟

370
00:29:04,520 --> 00:29:06,807
‫نه یه کلمه.
.نه از اون نه از هیچ‌کس دیگه

371
00:29:30,458 --> 00:29:34,007
‫از امروز به بعد، ‫اینجا جاییه که
.شما خانوم‌ها اقامت می‌کنین

372
00:29:34,325 --> 00:29:35,533
‫ فقط برای اینکه روشن باشه،

373
00:29:35,558 --> 00:29:37,891
‫شما دیگه زندانی نیستین،
.‫یا با اتهامی روبرو نیستین

374
00:29:38,512 --> 00:29:40,989
‫جای لوکسی نیست،
.‫ولی شما زنان آزادی هستین

375
00:29:41,014 --> 00:29:43,516
‫می‌تونین هر وقت که خواستین
.‫از کلانتری برید و بیاید

376
00:29:43,541 --> 00:29:45,375
‫فقط یه وظیفه دارین،

377
00:29:45,400 --> 00:29:48,400
‫و اونم اینه که در طول
.‫مراحل قانونی، حاضر باشید

378
00:29:48,905 --> 00:29:49,946
‫متوجه شدید؟

379
00:29:51,166 --> 00:29:53,995
‫غذا هم همون چیزیه که
‫تو زندان بهمون می‌دادن؟

380
00:29:54,020 --> 00:29:55,933
.‫از گِله کردن بدم میاد، ولی افتضاح بود

381
00:29:55,958 --> 00:29:57,750
.‫اینجا بهتر ازتون ‫مراقبت می‌کنیم خانوم‌ها

382
00:29:57,775 --> 00:30:00,067
‫بهتون غذای درست حسابی
.‫و لباس تمیز داده می‌شه

383
00:30:00,666 --> 00:30:01,872
.‫راحت باشین

384
00:30:06,041 --> 00:30:08,791
‫پیدا شدن جنازه‌های بیشتر
‫در مزرعه‌ی رئیس‌ها!

385
00:30:08,816 --> 00:30:10,774
‫سه دختر مرده‌ی دیگه!

386
00:30:12,791 --> 00:30:15,750
‫پیدا شدن جنازه‌های بیشتر
‫در مزرعه‌ی رئیس‌ها!

387
00:30:15,775 --> 00:30:17,608
‫سه دختر مرده‌ی دیگه!

388
00:30:20,166 --> 00:30:23,125
‫پیدا شدن جنازه‌های بیشتر
‫در مزرعه‌ی رئیس‌ها!

389
00:30:23,150 --> 00:30:24,983
‫سه دختر مرده‌ی دیگه!

390
00:30:26,291 --> 00:30:29,583
‫پیدا شدن جنازه‌های بیشتر
‫در مزرعه‌ی رئیس‌ها!

391
00:30:29,608 --> 00:30:31,518
‫سه دختر مرده‌ی دیگه!

392
00:30:32,041 --> 00:30:34,512
‫متوجهم
.‫ولی دیگه هیچ اتاق خالی‌ای نداریم

393
00:30:35,166 --> 00:30:37,083
.‫آه. باشه پس

394
00:30:37,770 --> 00:30:38,793
.‫موفق باشید

395
00:30:39,454 --> 00:30:41,121
‫عصربخیر
.‫‫عصربخیر، خوش اومدید

396
00:30:41,146 --> 00:30:42,641
.‫برای روزنامه‌ی «آلارما» کار می‌کنیم

397
00:30:42,666 --> 00:30:44,981
.‫اتاق باید ‫به اسم روزنامه باشه

398
00:30:45,208 --> 00:30:46,208
.‫بله

399
00:30:47,375 --> 00:30:50,000
‫پس اومدین در مورد قتل‌های
‫خواهرهای بالادرو گزارش تهیه کنین؟

400
00:30:50,025 --> 00:30:51,025
.‫همینطوره

401
00:30:52,140 --> 00:30:53,526
‫تعدادمون زیاده؟

402
00:30:53,551 --> 00:30:54,926
‫نمی‌تونین تصور کنین

403
00:30:54,951 --> 00:30:57,489
‫شما دارین آخرین اتاق منو می‌گیرین
.‫همه‌ی اتاقا پر شده

404
00:30:58,179 --> 00:31:00,304
.‫می‌خوایم هر چه زودتر ‫بریم زندان

405
00:31:00,329 --> 00:31:01,475
‫خیلی دوره؟

406
00:31:01,500 --> 00:31:02,875
.‫اینجا هیچی دور نیست

407
00:31:02,900 --> 00:31:04,308
.‫کنسپسیون شهر کوچیکیه

408
00:31:04,333 --> 00:31:06,791
‫زندان تو ساختمون دادگستریه،
.‫بیشتر از دو دقیقه راه نیست

409
00:31:08,458 --> 00:31:10,223
.‫می‌گم بزنیم بریم
.‫بریم

410
00:31:10,248 --> 00:31:13,250
‫اگه می‌شه حواستون به چمدونامون باشه،
.‫هر وقت تونستین بیاریدشون بالا تو اتاق

411
00:31:13,275 --> 00:31:15,525
.‫حتماً
.‫‫ مثل جونتون از این محافظت کنین

412
00:31:15,550 --> 00:31:16,487
.‫مطمئن باشین

413
00:31:21,972 --> 00:31:23,183
‫خانوم‌های عزیز،

414
00:31:23,208 --> 00:31:28,687
تمام ساکنین کنسپسیون د روئیز ‫عمیقاً تحت
.تاثیر داستان پر از مشقت شما قرار گرفتن

415
00:31:28,712 --> 00:31:31,239
‫امیدواریم از این غذایی ‫که
« توسط بانوان «ولا پرپتوا

416
00:31:31,264 --> 00:31:33,264
.با عشق تقدیم می‌شه لذت ببرید ‫

417
00:31:33,789 --> 00:31:36,330
‫با اعتقاد و افتخار بیکران

418
00:31:36,355 --> 00:31:38,938
‫خوشحالم که قول
‫شورای شهرمون رو اعلام کنم،

419
00:31:39,625 --> 00:31:41,125
.‫که هیچ کم و کسری نخواهید داشت

420
00:31:42,228 --> 00:31:43,293
.‫نوش جان

421
00:32:01,465 --> 00:32:02,812
به ‫آن‌ها گرسنگی می‌دادند!

422
00:32:02,837 --> 00:32:05,754
به آن‌ها ‫روزی فقط 5 دانه لوبیا
‫و یک نان تورتیلا می‌دادند!

423
00:32:16,333 --> 00:32:18,583
‫خواهش می‌کنم افسر
‫می‌شه لطفاً به اون وکیلی

424
00:32:18,608 --> 00:32:20,991
‫که از ما بازجویی کرد
‫بگید که می‌خوایم دوباره صحبت کنیم؟

425
00:32:21,016 --> 00:32:22,141
‫پیغام چیه؟

426
00:32:22,667 --> 00:32:24,016
‫باید خصوصی صحبت کنیم

427
00:32:24,041 --> 00:32:26,541
‫و چیزایی بهش بگیم
.‫که اخیراً یادمون اومده

428
00:32:26,566 --> 00:32:27,857
.‫و نمی‌تونیم اینجا بگیم

429
00:32:28,541 --> 00:32:29,625
.‫باشه

430
00:32:31,875 --> 00:32:33,016
‫جداً، جنده‌ها؟

431
00:32:33,041 --> 00:32:35,625
‫آماده‌اید هر جور کصشعری بهش بگید
‫که جون خودتونو نجات بدید؟

432
00:32:35,650 --> 00:32:36,900
‫نمک‌نشناسای کیری!

433
00:32:36,925 --> 00:32:39,542
‫یادتون رفته ما شما جنده‌ها رو
‫تو چه وضعی پیدا کردیم؟

434
00:32:39,567 --> 00:32:41,817
‫کثیف، پر از شپش، و گشنه!

435
00:32:42,655 --> 00:32:45,071
‫در صورتجلسه قید شود ‫که حاضرین امروز

436
00:32:45,096 --> 00:32:48,137
‫درخواست کرده‌اند اظهارات اولیه‌ی خود
‫را با اطلاعات جدید اصلاح نمایند،

437
00:32:48,162 --> 00:32:50,323
‫و این کار را با اراده‌ی خود انجام می‌دهند،

438
00:32:50,875 --> 00:32:52,875
.‫فارغ از هرگونه نفوذ بیجا یا اجبار

439
00:32:54,958 --> 00:32:57,375
‫خواهرهای بالادرو
.‫به من و مادرم دروغ گفتن

440
00:32:58,708 --> 00:33:03,187
‫من 15 سالم بود،
.‫و اونا منو حدود 200 پزو خریدن

441
00:33:04,250 --> 00:33:06,833
‫به خونواده‌ام گفتن قراره به عنوان
‫کلفت تو پدرونس کار کنم،

442
00:33:06,858 --> 00:33:09,275
‫ولی به محض اینکه
رسیدم ‫به اون خونه، بهم گفتن

443
00:33:09,300 --> 00:33:11,509
‫کاری که واقعاً باید ‫براشون انجام بدم،

444
00:33:11,534 --> 00:33:12,742
‫طبقه‌ی بالا...

445
00:33:13,518 --> 00:33:16,185
‫ببخشید. گفتی تو چه سنی شروع شد؟

446
00:33:16,210 --> 00:33:18,046
.‫پونزده. اه، ولی این اشتباهه

447
00:33:18,071 --> 00:33:21,511
‫یادمه تازه تولد 13 سالگیمو جشن گرفته بودم
.‫که رسیدم به فاحشه‌خونه

448
00:33:21,953 --> 00:33:25,543
‫و لطفاً تایپ کنین که هیچ‌وقت برای
.‫تمام مدتی که اونجا کار کردم، حقوقی نگرفتم

449
00:33:26,512 --> 00:33:27,932
‫من فقط 12 سالم بود، جناب قاضی،

450
00:33:27,957 --> 00:33:31,183
‫ به خونواده‌ام گفته بودن که قراره
.‫تو یه کارخونه‌ی کبریت‌سازی کار کنم

451
00:33:31,208 --> 00:33:32,666
‫ولی وقتی رسیدم اونجا،

452
00:33:32,691 --> 00:33:35,149
‫معلوم شد اصلاً کارخونه نیست،
.‫یه فاحشه‌خونه‌ست

453
00:33:35,174 --> 00:33:37,758
‫و خواهرا هم ‫دیگه
.هیچ‌وقت نذاشتن از اونجا بیام بیرون

454
00:33:37,783 --> 00:33:40,450
‫منم هیچ پولی
.‫برای کاری که کردم نگرفتم

455
00:33:41,875 --> 00:33:44,340
‫من فکر می‌کردم قراره
‫تو «کاسا دل مولینو» کلفت بشم،

456
00:33:44,365 --> 00:33:45,788
ولی ‫به محض اینکه رسیدم اونجا

457
00:33:45,812 --> 00:33:47,973
رئیس‌ها منو گذاشتن سر کار
.که با مشتری‌ها بخوابم

458
00:33:48,583 --> 00:33:51,390
‫گفتن: «تو اینجایی که جندگی کنی،
‫و شکایتم نکن.»

459
00:33:52,416 --> 00:33:55,187
‫چیز دیگه‌ای هست
‫که بخواین تا وقتی اینجایین بهمون بگید؟

460
00:33:55,212 --> 00:33:57,600
‫بله، جناب وکیل.
.همون چیزی که دوستام گفتن

461
00:33:57,625 --> 00:33:59,617
‫من هیچ‌وقت
.هیچ نوع حقوقی ‫از خواهرا نگرفتم

462
00:34:00,086 --> 00:34:01,336
.‫برای الان کافیه

463
00:34:01,361 --> 00:34:04,016
‫می‌شه لطفاً این خانوم‌های
‫جوون شجاع رو تا اتاقی که

464
00:34:04,273 --> 00:34:07,058
‫همکاراشون اقامت دارن همراهی کنین؟

465
00:34:07,083 --> 00:34:10,039
‫و مطمئن شید که
.‫وضعیت حقوقی‌شون رو اصلاح می‌کنین

466
00:34:10,064 --> 00:34:11,731
‫تا تضمین بشه از این به بعد،

467
00:34:12,083 --> 00:34:14,167
‫باهاشون نه به عنوان مقصر فرضی،

468
00:34:14,192 --> 00:34:16,266
‫بلکه به عنوان قربانی و شاهد برخورد می‌کنیم

469
00:34:16,291 --> 00:34:17,708
.‫چشم، جناب قاضی

470
00:34:19,333 --> 00:34:21,958
‫فریب‌شان دادند
!و به فاحشگی وادارشان کردند

471
00:34:24,958 --> 00:34:27,541
‫از چیزایی که تونستیم
‫از شهادت‌های دخترا بفهمیم،

472
00:34:27,566 --> 00:34:29,083
.‫این پرونده طولانی خواهد بود، قربان

473
00:34:30,625 --> 00:34:33,307
‫بیشترشون زیر سن قانونی‌ان،
‫یا حداقل وقتی شروع کردن بودن،

474
00:34:33,332 --> 00:34:35,823
‫و ماه‌ها شکنجه شدن،
.‫حبس بودن، و گرسنگی کشیدن

475
00:34:37,283 --> 00:34:39,950
‫ما تو همه‌ی جلسات شرکت می‌کنیم
.‫و دوباره با شما هماهنگ می‌کنیم

476
00:34:41,275 --> 00:34:42,364
.‫ممنون، آقای خولیو

477
00:34:47,028 --> 00:34:49,695
‫خولیو بی‌نهایت خوشحاله
.‫و تبریکاتش رو می‌رسونه

478
00:34:50,782 --> 00:34:53,699
‫تصور کن وقتی بالادروها ‫شروع به
.حرف زدن کنن، چقدر بهتر می‌شه

479
00:34:55,332 --> 00:34:56,456
.‫به سلامتی، الیساریو

480
00:34:58,096 --> 00:34:59,475
.‫این فرصت طلایی ماست

481
00:34:59,500 --> 00:35:02,523
‫و شما وجود سه جنازه‌ی دفن شده

482
00:35:02,548 --> 00:35:05,323
‫تو حیاط کازینو دل دانزون
‫رو چطور توضیح می‌دید؟

483
00:35:05,348 --> 00:35:07,556
‫ما نمی‌دونیم اون جنازه‌ها
‫چجوری اونجا پیداشون شده

484
00:35:07,581 --> 00:35:11,456
‫و اگه هم جنازه‌ای هست، حتماً برای این بوده
.‫که یکی می‌خواسته ما رو تو دردسر بندازه

485
00:35:12,156 --> 00:35:14,183
‫در مورد اون سه تا
‫جنازه‌ی دیگه‌ای که زیر درختِ

486
00:35:14,208 --> 00:35:16,708
‫ اون یکی ملک شما، ‫در مزرعه‌ی
 لس آنجلس، پیدا شدن چی می‌گید؟

487
00:35:16,733 --> 00:35:18,879
‫ما اون مزرعه‌ی لعنتی رو خریدیم
.که توش گاو پرورش بدیم

488
00:35:18,904 --> 00:35:21,706
‫بسیاری از خانوم‌های جوانی
‫که تو چهار تا خونه‌ی شما کار می‌کردن

489
00:35:21,731 --> 00:35:23,648
‫ادعا می‌کنن که اسیر شما بودن،

490
00:35:23,673 --> 00:35:26,350
‫شکنجه می‌شدن ‫و تقریباً تا سر حد مرگ
.بهشون گرسنگی می‌دادن

491
00:35:26,375 --> 00:35:29,125
‫می‌گن تنها غذایی
‫که بهشون داده می‌شده

492
00:35:29,150 --> 00:35:31,765
‫روزی یه نون تورتیلا و
.‫چهار پنج تا دونه لوبیا بوده

493
00:35:31,790 --> 00:35:33,600
‫راسته که به دخترا گرسنگی می‌دادین؟

494
00:35:33,625 --> 00:35:35,250
‫اون دخترا دارن مزخزف می‌گن

495
00:35:35,275 --> 00:35:38,340
‫لوس شدن و فکر می‌کنن از این حرفا بالاترن
.‫که غذایی که بقیه می‌خورن رو بخورن

496
00:35:38,365 --> 00:35:40,500
‫ حتی بعضی وقتا بهشون
.‫سوپ رشته هم می‌دادیم

497
00:35:40,525 --> 00:35:42,162
‫خانوم بالادرو...

498
00:35:42,187 --> 00:35:44,516
‫یه تورتیلا؟
.‫‫اینجوری به هیچ جا نمی‌رسیم

499
00:35:44,541 --> 00:35:48,463
‫اینکه یه وکیل بگیرید که بتونه ‫ازتون دفاع
.کنه، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخورداره

500
00:35:48,488 --> 00:35:50,529
.‫اتهامات علیه شما خیلی جدیه

501
00:35:50,554 --> 00:35:52,276
‫به نظر نمیاد هیچ‌کدومتون ‫با جدیتی ‫که

502
00:35:52,301 --> 00:35:54,391
این اتهامات لازم داره
.‫با این قضیه برخورد ‌کنین

503
00:35:54,416 --> 00:35:57,136
‫شما کسی هستین که این قضیه رو
.‫اونجوری که باید مدیریت نمی‌کنین، جناب قاضی

504
00:35:57,161 --> 00:36:00,291
‫وقتی دوستای کله‌گنده‌ی ما تو مقامات بالا
‫بفهمن دارین با ما چیکار می‌کنین،

505
00:36:00,316 --> 00:36:02,058
‫اون وقت می‌بینین
!چقدر جدی هستیم، عوضی

506
00:36:02,083 --> 00:36:04,083
‫برشون گردونین تو سلولشون،
.‫دیگه خسته شدم

507
00:36:04,108 --> 00:36:05,483
‫فکر کردن از دماغ فیل افتادن؟

508
00:36:05,508 --> 00:36:07,323
‫بهم دست نزن!
‫‫دستتو بهم نزن! جرئتشو نداری!

509
00:36:08,930 --> 00:36:11,875
‫در نهایت، برای اینکه مطمئن شیم
‫تحقیقاتمون کامله،

510
00:36:11,900 --> 00:36:14,275
‫آخرین همدست بالقوه رو آوردیم،

511
00:36:14,300 --> 00:36:16,309
‫یعنی نانوا، سیمون کورونا،

512
00:36:16,583 --> 00:36:20,166
‫کسی که شهادتش بعد از
سوءقصد به جونش، ‫قانون رو داغ داغ

513
00:36:20,191 --> 00:36:22,073
.‫دنبال خواهرهای بالادرو فرستاد

514
00:36:36,176 --> 00:36:39,468
‫گوش کنین افسر، ‫می‌شه لطفاً
منو بندازین تو یه سلول دیگه؟

515
00:36:39,493 --> 00:36:40,612
.‫متاسفم آقا

516
00:36:40,637 --> 00:36:42,668
‫این تنها زندان کنسپسیونه

517
00:36:43,132 --> 00:36:46,715
‫ قاضی و افسرهای مسئول دستور دادن
.‫همه‌ی مظنونین با هم نگه داشته بشن

518
00:36:59,958 --> 00:37:01,171
‫چطوری سیمون؟

519
00:37:01,583 --> 00:37:03,729
!‫چه تصادفی
.‫زندگی دوباره ما رو کنار هم قرار داد

520
00:37:03,754 --> 00:37:06,129
‫دیدی به خاطر تو همه‌مون
‫سر از کجا درآوردیم، کونی؟

521
00:37:07,216 --> 00:37:08,975
‫سیمون کورونای کیری!

522
00:37:09,000 --> 00:37:12,083
‫نه تنها از ما پول دزدیدی،
.‫بلکه یه موش کیری هم هستی

523
00:37:12,708 --> 00:37:14,252
.‫از آشنایی باهاتون خوشبختم آقا

524
00:37:14,277 --> 00:37:18,235
‫امیدوار بودم بعد از اون همه حرفی که ‫سرافینا
.در موردت بهم زده، با هم آشنا شیم سیمون

525
00:37:19,166 --> 00:37:22,352
‫سرافینا، آرکانجلا،
.‫قسم می‌خورم یه کلمه هم حرف نزدم

526
00:37:22,377 --> 00:37:23,958
.‫اصلاً نمی‌دونم چرا اینجام

527
00:37:24,437 --> 00:37:25,733
‫جدی؟
.‫‫آه، سیمون

528
00:37:25,758 --> 00:37:28,508
‫کاش می‌دونستی چقدر ‫پشیمونم
.که مستقیم بهت شلیک نکردم

529
00:37:28,533 --> 00:37:30,887
‫ولی اون دیگه مال گذشته‌ست،
.‫و تو اینجا کاملاً در امانی

530
00:37:31,195 --> 00:37:32,328
‫مگه نه، سروان؟

531
00:37:32,875 --> 00:37:34,168
.‫البته که هست

532
00:37:34,193 --> 00:37:36,651
‫مطمئن می‌شیم اون برخوردی
.‫که لیاقتشو داره باهاش بشه

533
00:37:39,423 --> 00:37:40,465
‫هی...

534
00:37:40,992 --> 00:37:42,578
.‫این سر و صدا رو تموم کنین

535
00:38:35,666 --> 00:38:37,666
‫آه!
‫‫چی شده؟

536
00:39:00,083 --> 00:39:04,000
‫محاکمه‌ی خواهرهای بالادرو نمی‌تونه
.‫بدون داشتن وکیل ادامه پیدا کنه

537
00:39:04,437 --> 00:39:05,520
‫و حدس بزن چی؟

538
00:39:06,156 --> 00:39:08,093
‫به عنوان یکی از
،وکلای تسخیری فعال ما

539
00:39:08,118 --> 00:39:11,028
‫ باید پرونده‌شونو به عهده بگیرید،
.‫آقای سسپدس

540
00:39:11,053 --> 00:39:13,784
‫اون خانوما همش از
.‫دوستای کله‌گنده‌شون حرف می‌زنن

541
00:39:13,809 --> 00:39:15,225
‫چرا یکی از اونا رو استخدام نمی‌کنن؟

542
00:39:15,250 --> 00:39:19,058
‫وقتی این ماجرا شروع شد، اصرار داشتن
 که ‫وکیل رندون میاد نجاتشون می‌ده،

543
00:39:19,083 --> 00:39:20,914
‫ولی هیچ‌وقت پیداش نشد،

544
00:39:20,939 --> 00:39:23,231
‫و به نظر میاد دیگه
.‫کاری به کارشون نداره

545
00:39:23,666 --> 00:39:27,041
‫دلیل خوبیم داره. حالا هیچ‌کس
.‫نمی‌خواد وکالتشونو قبول کنه

546
00:39:27,066 --> 00:39:28,274
.‫دیگه حرفشو نزن

547
00:39:28,604 --> 00:39:30,531
‫برای دفاع از خودم،
می‌خوام تو صورتجلسه ثبت شه

548
00:39:30,556 --> 00:39:33,640
‫که هردومون می‌دونیم که حتی معجزه هم
.‫برای نجات موکل‌های من کافی نخواهد بود

549
00:39:34,067 --> 00:39:35,645
.‫هیچ‌وقت نمی‌شه گفت، سسپدس

550
00:39:35,916 --> 00:39:37,940
‫عدالت تو این کشور کوره،

551
00:39:37,965 --> 00:39:39,631
.‫حتی برای زن‌هایی مثل اونا

552
00:39:40,059 --> 00:39:41,475
.‫به شما احتیاجی نداریم، جناب وکیل

553
00:39:41,500 --> 00:39:44,541
‫شما وکیل ما نیستین، نه می‌خوایم
.‫و نه احتیاج داریم رو پرونده‌مون باشین

554
00:39:44,566 --> 00:39:46,151
.‫هیچ‌وقت به یه غریبه اعتماد نمی‌کنیم

555
00:39:46,176 --> 00:39:48,225
‫وظیفه‌ی من دفاع از کساییه
.‫که تو وضعیت‌های بغرنج هستن

556
00:39:48,250 --> 00:39:50,667
‫اگه وکیلی برای دفاع از خودتون
.‫نداشته باشین، اوضاع بدتر می‌شه

557
00:39:50,692 --> 00:39:52,338
‫ما که بهتون گفتیم بی‌گناهیم

558
00:39:52,645 --> 00:39:54,929
‫و هیچی در مورد
.‫چیزایی که می‌گن نمی‌دونیم

559
00:39:55,333 --> 00:39:57,723
چیزیه که اتفاق میفته
...چه بخواید چه نخواید

560
00:39:57,748 --> 00:40:01,308
‫اینه که هردوی شما مورد
.‫بازجویی و استنطاق قرار می‌گیرین

561
00:40:01,333 --> 00:40:03,223
.‫و بعد از اون، ادعای بی‌گناهی می‌کنین

562
00:40:03,248 --> 00:40:05,184
.‫و اینجاست که پای وکیل به میون میاد

563
00:40:05,823 --> 00:40:07,808
‫چرا باید به شما اعتماد کنیم
 که بهمون کمک کنین؟

564
00:40:07,833 --> 00:40:10,734
‫چون کار من اینه که سعی کنم
.نذارم ‫شما خانوم‌ها برید زندان

565
00:40:10,759 --> 00:40:12,375
‫شما باور دارین که بی‌گناهیم؟

566
00:40:12,400 --> 00:40:14,391
‫من اون کسی نیستم که
.در این مورد تصمیم می‌گیره

567
00:40:14,416 --> 00:40:17,460
‫ولی اگه قول بدید حقیقت رو بگین
‫و هر وقت ازتون خواستم همکاری کنین،

568
00:40:17,485 --> 00:40:19,936
‫اون وقت منم تمام تلاشمو می‌کنم
.‫که از اینجا بیارمتون بیرون

569
00:40:19,961 --> 00:40:23,127
‫اگه قراره وکیل‌مون باشین
.‫بهتره فکر کنین که دروغ نمی‌گیم

570
00:40:23,625 --> 00:40:26,448
‫و اگه سریع ما رو از اینجا بیارید بیرون،
.‫جیبـاتونو پر می‌کنیم

571
00:40:26,681 --> 00:40:29,056
‫اتهامات علیه شما ‫خنده‌دار نیست

572
00:40:29,081 --> 00:40:31,683
‫و قاضی هم از طرز
.‫حرف زدنتون باهاش خوشش نمیاد

573
00:40:31,708 --> 00:40:34,916
‫پس جر و بحث و توهین رو تموم کنین،
‫که مطلقاً هیچ فایده‌ای نداره

574
00:40:34,941 --> 00:40:37,024
.‫و فقط وضعیتتون رو بدتر می‌کنه

575
00:40:40,713 --> 00:40:43,547
‫خیلی‌خب پس
.‫به عنوان وکیل مدافع قبولتون می‌کنیم

576
00:40:44,416 --> 00:40:46,666
‫تصمیم خیلی خوبیه
.‫منم فوراً دست به کار می‌شم

577
00:40:51,416 --> 00:40:53,645
.‫خواهرا ما رو ‫مثل زندانی حبس می‌کردن

578
00:40:54,312 --> 00:40:57,676
‫یه کاری من و سه تا از دوستام کردیم
‫که رئیسا رو عصبانی کرد،

579
00:40:58,024 --> 00:40:59,528
.‫اونا هم ما رو با هم حبس کردن

580
00:40:59,553 --> 00:41:01,750
‫یه روز، خانوم سرافینا بهم گفت:
‫«این چوب رو بردار

581
00:41:01,775 --> 00:41:04,937
‫و دوستاتو محکم بزن،
‫و اگه ببینم داری شل می‌زنی،

582
00:41:04,962 --> 00:41:06,951
‫خودم می‌زنمت ‫تا درس عبرت بگیری!»

583
00:41:06,976 --> 00:41:09,851
‫هنوز جای ضربه‌ها
.‫رو بدنم کبوده، جناب قاضی

584
00:41:11,958 --> 00:41:13,000
‫نظم رو رعایت کنین!

585
00:41:13,747 --> 00:41:15,183
‫نظم دادگاه را رعایت کنین!

586
00:41:15,208 --> 00:41:18,241
‫اونا حساب همه‌ی مشتریامون رو نگه می‌داشتن،
.‫ولی پول جا و غذامونو ازش کم می‌کردن

587
00:41:18,266 --> 00:41:20,933
‫چون بهشون گفتم مدرسه نرفتم،
.‫می‌دونستن حساب کتاب بلد نیستم

588
00:41:20,958 --> 00:41:22,491
.‫این یعنی فقط بدهی بالا آوردم

589
00:41:22,516 --> 00:41:24,641
.‫تو هیچی نیستی جز ‫یه مار بدبخت، آرورا

590
00:41:24,666 --> 00:41:26,875
‫ما تا قرون آخر پولی که
.‫بهت بدهکار بودیم رو دادیم

591
00:41:26,900 --> 00:41:29,525
‫حتی برات لباس و کفش هم خریدیم
.‫که خوشگل به نظر بیای

592
00:41:29,550 --> 00:41:30,823
‫غیر از اینه؟!

593
00:41:32,291 --> 00:41:35,458
‫اون زن‌هایی که بقایاشون
‫تو کازینو دفن شده بود،

594
00:41:35,483 --> 00:41:36,980
‫می‌دونی چجوری به اونجا رسیدن؟

595
00:41:37,005 --> 00:41:38,255
.‫بله، جناب قاضی

596
00:41:38,875 --> 00:41:41,958
‫یادمه دیدم اون دو تا خواهر،
‫آرکانجلا و سرافینا

597
00:41:41,983 --> 00:41:45,284
‫اومدن پشت فلیزا و اولیا و
.هولشون دادن تا از بالکن افتادن پایین

598
00:41:46,000 --> 00:41:48,916
‫طفلکیا رو زمین مچاله شده بودن
.‫و سرشون داشت خونریزی می‌کرد

599
00:41:48,941 --> 00:41:50,965
.‫و بعدش هم تو حیاط ‫دفنشون کردن

600
00:41:50,990 --> 00:41:52,276
.‫ نهایت سنگدلیه

601
00:41:52,301 --> 00:41:54,433
‫داری کصشعر می‌گی، دروغگوی کثیف!

602
00:41:54,458 --> 00:41:57,583
‫محض رضای خدا، ‫گوش نکنین آقا.
!آرکانجلا

603
00:41:57,608 --> 00:41:59,683
‫هیچ‌کدوم از دخترا هیچ‌وقت
.غذای کافی برای خوردن نداشتن

604
00:41:59,708 --> 00:42:02,458
‫چند باری حتی مجبور شدیم
‫از تو آشغالا ته‌مونده غذا برداریم

605
00:42:02,483 --> 00:42:05,034
‫در حالی که اونا داشتن با تخم‌مرغ
.‫و خورشت گوشت دلی از عزا درمیاوردن

606
00:42:05,059 --> 00:42:07,698
‫تو فقط یه دروغگوی کثیفِ
.‫خنجر از پشت زنی، ماری کارمن

607
00:42:07,723 --> 00:42:10,250
‫با همه‌تون مثل
.‫دخترای خودمون رفتار می‌شد

608
00:42:11,221 --> 00:42:13,141
.‫ این بدترین قسمتش نبود، آقا

609
00:42:13,166 --> 00:42:15,333
‫وقتایی بود
‫که اینقدر طولانی حبس می‌شدیم،

610
00:42:15,358 --> 00:42:18,817
‫که بعضی از نزدیک‌ترین دوستام
.‫مریض شدن و بدون اینکه دکتری ببینه، مُردن

611
00:42:18,842 --> 00:42:21,139
‫تعجب نکنین اگه این دور و برو بکَنین
 ‫و ببینین این دو تا،

612
00:42:21,164 --> 00:42:22,833
.دخترای مُرده‌ی بیشتری رو دفن کردن

613
00:42:23,158 --> 00:42:24,325
!خدای من

614
00:42:24,785 --> 00:42:25,854
‫نظم رو رعایت کنین!

615
00:42:26,668 --> 00:42:27,668
‫نظم رو رعایت کنین!

616
00:42:31,458 --> 00:42:35,179
‫«قربانیان بی‌گناه و بیچاره از مصائب
‫روزانه‌ی خود می‌گویند

617
00:42:35,204 --> 00:42:38,120
‫و جهنم واقعی‌ای که در زمان حبس
‫در خانه‌ی وحشت تجربه کرده‌اند.»

618
00:42:38,375 --> 00:42:41,291
‫«تنها یک حکم عبرت‌آموز
‫عمق گناهان این خواهران را نشان داده

619
00:42:41,316 --> 00:42:42,786
‫و عدالت را برقرار خواهد کرد.»

620
00:42:42,811 --> 00:42:44,049
.‫الهام‌بخش بود، چوچو

621
00:42:44,822 --> 00:42:48,612
‫چند تا عکس خوب از خواهرا گرفتم
‫وقتی داشتن به دخترا توهین می‌کردن

622
00:42:48,637 --> 00:42:50,720
.‫فکر کنم برای مقاله‌ات عالی‌ان

623
00:42:51,392 --> 00:42:52,453
.‫سه تای بهترین

624
00:42:55,208 --> 00:42:56,281
‫نظرت چیه؟

625
00:42:56,875 --> 00:42:58,062
.‫‫همون چیزیه که لازم داریم

626
00:42:58,087 --> 00:43:00,068
‫نسخه‌ی خودتون از «آلارما» رو تهیه کنین!

627
00:43:00,093 --> 00:43:01,550
‫کفتارها! قانون را به سخره می‌گیرند!

628
00:43:01,575 --> 00:43:02,956
‫مشکل اینجا بود که این داستان

629
00:43:02,981 --> 00:43:05,722
چنان ‫کنجکاوی بیمارگونه‌ای
....در سراسر کشور رو برانگیخت

630
00:43:06,174 --> 00:43:09,782
‫که شروع به ایجاد هرج و مرج
.‫در دادگستری و دادگاه کرد

631
00:43:11,387 --> 00:43:12,651
‫نظم رو رعایت کنین!

632
00:43:13,554 --> 00:43:14,906
‫‫سکوت لطفاً!

633
00:43:16,473 --> 00:43:19,796
‫وقتی رسیدیم مزرعه،
‫یکی از دوستامون به اسم رزا تب کرد

634
00:43:19,821 --> 00:43:22,292
‫اون موقع بود که دیدم این خانوم
‫بهش نزدیک شد و در گوشش گفت:

635
00:43:22,317 --> 00:43:24,354
‫«نگران نباش، ‫یه چایی برات
«درست می‌کنم که خوبت کنه

636
00:43:24,379 --> 00:43:26,286
‫و رزای بیچاره مجبور شد
‫تا قطره‌ی آخرشو بخوره

637
00:43:26,311 --> 00:43:28,507
‫و چند ساعت بعد،
.‫خدا بردش پیش خودش

638
00:43:29,992 --> 00:43:32,641
‫چون اون خانوم یه جادوگره،
‫و هیچ‌وقت از رزا خوشش نمیومد،

639
00:43:32,666 --> 00:43:35,250
‫و با یکی از معجون‌های
.‫مرگبارش مسمومش کرد

640
00:43:38,129 --> 00:43:39,440
.‫گوادالوپه

641
00:43:41,203 --> 00:43:43,786
‫من مجبور شدم اونجا باشم،
‫چون اسکلت اینو گفت،

642
00:43:43,811 --> 00:43:45,241
‫و وقتی «داغ کردنش» تموم شد،

643
00:43:45,266 --> 00:43:48,459
‫یه نوشابه‌ی خنک برداشت و ریخت
.‫تو حلق بلانکا، و همون باعث مرگش شد

644
00:43:48,484 --> 00:43:50,239
‫چیز دیگه‌ای هم هست، خانوم؟

645
00:43:50,264 --> 00:43:52,750
‫هر وقت یکی از ما ‫حامله می‌شد،

646
00:43:52,775 --> 00:43:56,440
‫اسکلت یکی از اون چایی معجون‌هاشو
 درست می‌کرد ‫تا بچه رو سقط کنیم،

647
00:43:56,465 --> 00:43:59,208
‫و هیچ‌وقت بهمون نمی‌گفت
‫چه جور جادو جنبلی استفاده می‌کنه،

648
00:43:59,233 --> 00:44:01,463
‫و با همه‌ی اون
.‫بچه‌های به دنیا نیومده چیکار کرده

649
00:44:01,999 --> 00:44:03,137
‫جناب قاضی،

650
00:44:03,166 --> 00:44:06,083
‫قسم می‌خورم، قسم می‌خورم که
.‫هیچ‌کدوم از اینا اتفاق نیفتاده

651
00:44:07,673 --> 00:44:09,262
‫همدست، جادوگر و کرکس!

652
00:44:11,333 --> 00:44:13,125
‫رنج، بی‌عدالتی‌های وحشتناک،
.‫لجن انسانی

653
00:44:13,150 --> 00:44:16,025
‫یادته اون موقع که جارو رو برداشتی
‫کرکسا رو فراری بدی،

654
00:44:16,050 --> 00:44:17,690
‫و اونا فقط بال بال زدن؟

655
00:44:18,625 --> 00:44:19,991
‫نمی‌دونم این اتفاق افتاده یا نه

656
00:44:20,016 --> 00:44:22,549
‫چون از بچگی مجبور بودم
‫کرکسا رو فراری بدم،

657
00:44:22,574 --> 00:44:25,991
‫برای همین نمی‌تونم بگم
.اون دفعه‌ای که ‫می‌گی بال بال زدن یا نه

658
00:44:26,833 --> 00:44:28,791
‫همون موقع که سرافینا اومد سراغت،

659
00:44:28,816 --> 00:44:30,933
‫کلت‌شو بهت داد ‫و داد زد، دستور داد:

660
00:44:30,958 --> 00:44:32,500
‫«تیچو، اون لاشخورا رو بزن!»

661
00:44:32,525 --> 00:44:33,725
‫چیزی یادت میاد؟

662
00:44:33,750 --> 00:44:36,226
.‫نه، فکر نکنم اون روز اونجا بوده باشم

663
00:44:38,166 --> 00:44:40,208
...‫این حقیقت نداره که تو اون روز اونجا بودی

664
00:44:40,233 --> 00:44:42,766
‫و آرکانجلا ازت خواست
‫از شر فلیزا و اولیا راحت شین،

665
00:44:42,791 --> 00:44:45,768
‫و تو اونا رو دقیقاً کنار جایی که ‫بلانکا رو
 تو حیاط چال کرده بودی، دفن کردی؟

666
00:44:46,583 --> 00:44:47,975
.‫نه، هیچ‌وقت این کارو نکردم

667
00:44:48,000 --> 00:44:51,250
‫حتماً اینو تو خیالاتت دیدی یا خوابشو دیدی
.‫چون من چاله‌ها رو نکندم

668
00:44:55,215 --> 00:44:56,308
.‫ببرینش

669
00:44:56,333 --> 00:44:57,725
‫«اِوستیکو ناترا...

670
00:44:57,750 --> 00:45:00,387
‫ملقب به «تیچو» یا «گورکن»،

671
00:45:00,604 --> 00:45:03,500
‫می‌خواست خودش را نسبت به حقایق
‫بی‌اطلاع جلوه دهد.»

672
00:45:03,525 --> 00:45:07,287
‫«ولی تنها با نگاه کردن
،به چهره‌ی در هم پیچیده‌اش

673
00:45:07,312 --> 00:45:09,612
‫که پر از شرارت، بی‌رحمی و خشم است...

674
00:45:09,637 --> 00:45:11,698
‫می‌توانیم حقیقت شوم را ‫خودمان ببینیم،

675
00:45:11,723 --> 00:45:13,801
‫و آن این است که بادیگارد بالادروها

676
00:45:13,826 --> 00:45:16,848
‫باید حداقل مرگ دوازده نفر دیگر
‫را بر وجدان خود داشته باشد.»

677
00:45:17,546 --> 00:45:18,546
‫نه

678
00:45:19,273 --> 00:45:23,231
‫«حداقل... صد مرگ دیگه»

679
00:45:25,157 --> 00:45:28,343
‫خفه شو تئوفیلو
.‫دیگه اینقدر مزخرف دروغ نگو

680
00:45:29,262 --> 00:45:31,720
‫ یه روز با اون چهار تا دختر اومد و گفت:

681
00:45:31,745 --> 00:45:34,301
‫«باید اینا رو زیر یه سقف بذاری،
‫و بهشون غذا بدی.»

682
00:45:34,326 --> 00:45:36,475
‫«و اگه دیدی یکیشون سعی می‌کنه فرار کنه،

683
00:45:36,500 --> 00:45:39,666
‫با تفنگی که بهت دادم از گاو و گوسفندا
‫محافظت کنی، بهش شلیک می‌کنی.»

684
00:45:39,691 --> 00:45:41,391
‫دروغگوی کثیف عوضی!

685
00:45:41,416 --> 00:45:43,640
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت بهت نگفت
‫به دخترا شلیک کنی، احمق!

686
00:45:44,122 --> 00:45:46,737
‫وقتی از تفنگ برای متوقف کردن
‫فراری‌ها استفاده کردم، جناب قاضی،

687
00:45:46,762 --> 00:45:50,507
‫داشتم از دستورات صریحی اطاعت می‌کردم
.‫که مستقیماً از آرکانجلا گرفته بودم

688
00:45:50,532 --> 00:45:52,282
‫من همچین دستوری ندادم، آشغال!

689
00:45:52,588 --> 00:45:54,588
‫اون خانوما صاحب سه تا فاحشه‌خونه بودن

690
00:45:55,083 --> 00:45:57,575
.‫و کلی پول درمیاوردن، شاید میلیون‌ها

691
00:45:57,600 --> 00:46:00,801
‫و هیچ‌وقت به اندازه‌ی کافی بهمون پول
.نمی‌دادن که زندگی کنیم و مثل گداها بودیم

692
00:46:01,020 --> 00:46:02,817
‫اگه اینقدر حریص و خسیس نبودن،

693
00:46:02,842 --> 00:46:04,884
.‫مطمئنم اوضاع یه جور دیگه پیش می‌رفت

694
00:46:04,909 --> 00:46:07,023
‫تو یه خائن و یه احمقی، تئوفیلو!

695
00:46:08,211 --> 00:46:09,549
.‫به اندازه‌ی کافی شنیدم

696
00:46:10,625 --> 00:46:12,416
‫ولم کن!
‫‫بهم دست نزن کسکش!

697
00:46:12,916 --> 00:46:15,951
‫سروان بود که به رئیس‌ها پیشنهاد داد
.‫چجوری ما رو مجازات کنن

698
00:46:15,976 --> 00:46:18,600
‫دیدم رفت تو حیاط
‫وقتی چند تا ترکه‌ی می‌خواست،

699
00:46:18,625 --> 00:46:21,366
‫و هر کدومو می‌زد کف دستش
‫تا ببینه کدوم بیشتر درد داره

700
00:46:21,391 --> 00:46:24,016
‫و بعد، وقتی ما رو می‌زد،
‫از همون استفاده می‌کرد،

701
00:46:24,041 --> 00:46:25,375
.‫و بهش افتخار هم می‌کرد

702
00:46:25,400 --> 00:46:28,650
‫جناب قاضی، می‌خوام مشخص کنم
‫که معتقد بودم این دخترا

703
00:46:28,675 --> 00:46:31,159
‫مرتکب یه عمل
‫حساب‌شده‌ی سرپیچی شدن،

704
00:46:31,184 --> 00:46:33,892
‫و لازم بود که جلوشونو گرفت
.‫و تو نطفه خفه‌اش کرد

705
00:46:33,917 --> 00:46:36,926
‫و هنوزم فکر می‌کنین اون بهترین راه
‫برای برخورد با قضیه بود، سروان؟

706
00:46:37,544 --> 00:46:38,676
.‫بله، همینطوره

707
00:46:39,000 --> 00:46:42,541
‫به عنوان یه افسر مفتخرِ نیروهایی که
‫می‌کوشند از ملت والای ما محافظت کنند،

708
00:46:42,566 --> 00:46:45,502
‫خطیرترین وظیفه‌ی من تضمین
.‫نظم و انضباط در بین همه‌ی سربازهاست

709
00:46:46,075 --> 00:46:50,367
‫«مرد نظامی بی‌قلب،
‫سروان هرمِنخیلدو بدویا،

710
00:46:50,392 --> 00:46:52,958
‫کسی بود که نه تنها پیشنهاد می‌داد،

711
00:46:54,500 --> 00:46:57,923
‫بلکه مجازاتی که بالادروها برای قربانیانشان

712
00:46:58,417 --> 00:47:00,395
‫ در نظر می‌گرفتند، اجرا می‌کرد.»

713
00:47:01,083 --> 00:47:04,148
‫ما بیرون مشغول رخت‌شویی
.و کارای دیگه بودیم ‫که سروان اومد

714
00:47:04,173 --> 00:47:07,565
‫اولین چیزی که توجهشو جلب کرد
.یه برآمدگی ‫زیر سایه‌ی انباری بود

715
00:47:08,500 --> 00:47:10,198
‫پرسید: «اون چیه؟»

716
00:47:10,223 --> 00:47:13,012
‫سرافینا هم جواب داد:
‫«اون بلانکائه.»

717
00:47:13,037 --> 00:47:15,943
‫بعدش سروان عصبانی شد و با
‫صدای خیلی بلند شروع کرد به حرف زدن:

718
00:47:15,968 --> 00:47:19,308
‫«به تیچو بگید با ماشین ببرش
 یه دوری بزنه ‫و ببرتش اون سر شهر،

719
00:47:19,333 --> 00:47:21,932
‫و بندازتش تو آشغال‌دونی
‫که غذای سگا بشه.»

720
00:47:21,957 --> 00:47:24,183
.‫ فقط داشتم شوخی می‌کردم، جناب قاضی

721
00:47:24,208 --> 00:47:26,823
‫واقعاً فکر می‌کنین یه افسر نشان‌دار
‫همچین مزخرفاتی می‌گه؟

722
00:47:28,351 --> 00:47:31,668
‫«افسر شوم...
«‫بی‌رحمانه ما را کتک زدند و شکنجه کردند

723
00:47:31,693 --> 00:47:34,456
سروان شوم و همدست بالادروها»
«‫بر سر دختران خشم گرفت.

724
00:47:34,481 --> 00:47:36,932
‫شریک زندگی ‫سرافینا بالادرو،

725
00:47:36,957 --> 00:47:41,223
‫ یکی از مردان بی‌شمار
‫در کلکسیون ترسناک معشوقه‌هایی بود

726
00:47:41,851 --> 00:47:46,476
.‫که او برای مقاصد پلید خود، ازش ‫استفاده می‌کرد

727
00:47:47,153 --> 00:47:48,528
...‫درست به شیوه‌ی

728
00:47:49,187 --> 00:47:50,187
...‫همان

729
00:47:51,375 --> 00:47:52,958
...‫بیوه‌ی سیاهِ

730
00:47:54,055 --> 00:47:55,013
‫مخوف.»

731
00:47:57,000 --> 00:47:59,781
‫وقتی روزنامه‌ها شروع به چاپ
‫تیترهایی کردن که اشاره داشت

732
00:47:59,806 --> 00:48:02,675
‫رئیس‌ها قدرت قابل توجه ‫و بانفوذی...

733
00:48:03,072 --> 00:48:06,250
‫ در سراسر ایالت ‫پلان د آباخو دارن،

734
00:48:06,875 --> 00:48:10,041
و اینکه دادگاه اونا رو
.گناهکار بدونه تقریباً غیرممکنه

735
00:48:10,875 --> 00:48:15,000
واکنش فوری من این بود که مطمئن بشم
.تمام اموالشون کاملاً مصادره بشه

736
00:48:15,025 --> 00:48:19,150
‫با نیت کامل برای
.محافظت از ‫غرامت آینده‌ی قربانیان

737
00:48:19,768 --> 00:48:22,826
‫داری اجازه می‌دی اون کونی‌ها
‫اموالمونو بدزدن؟

738
00:48:22,851 --> 00:48:26,392
‫اون حرومزاده‌ها از اول همینو می‌خواستن!

739
00:48:26,417 --> 00:48:28,539
‫داریم همه چیزمونو از دست می‌دیم!

740
00:48:30,322 --> 00:48:31,515
!آرکانجلا

741
00:48:31,875 --> 00:48:34,595
‫افسر. افسر!
‫‫جناب وکیل!

742
00:48:34,620 --> 00:48:37,250
‫یه آمبولانس یا دکتر لطفاً،
.‫یکی از خانوم‌ها غش کرده

743
00:48:37,275 --> 00:48:39,174
‫چیکار کنیم ‫که خونه‌هامونو نگیرن؟

744
00:48:39,750 --> 00:48:40,793
‫چی شده؟

745
00:48:41,250 --> 00:48:43,750
.‫می‌رم کمک خبر کنم، تکون نخور
.‫‫کجا برم آخه؟ برو خبر کن

746
00:48:43,775 --> 00:48:45,192
.‫بهش هوا برسونین. هوا برسونین

747
00:48:45,217 --> 00:48:46,425
.‫آرکانجلا

748
00:48:48,875 --> 00:48:50,398
.‫ببخشید. معذرت می‌خوام

749
00:48:50,423 --> 00:48:53,106
‫وکیل سسپدس، چیزی که می‌خوام بپرسم
‫ممکنه شما رو تو معذوریت قرار بده

750
00:48:53,131 --> 00:48:54,547
‫شما به وکیل مدافع منصوب شدین،

751
00:48:54,572 --> 00:48:56,700
‫ولی آیا باور دارین ‫بالادروها بی‌گناهن؟

752
00:48:57,208 --> 00:48:59,479
.‫مطمئناً سوال سختی پرسیدی

753
00:48:59,833 --> 00:49:02,171
‫من از این دو خانوم دفاع می‌کنم
‫چون وظیفه‌مه،

754
00:49:02,196 --> 00:49:05,559
‫چون وقتی هیچ‌کس پرونده رو قبول نکرد،
.‫من به عنوان وکیل تسخیری منصوب شدم

755
00:49:05,584 --> 00:49:08,126
‫ولی این حرف منو یادتون باشه،
.‫یه کلمه از حرفاشونم باور ندارم

756
00:49:08,151 --> 00:49:11,766
‫برعکس، فکر می‌کنم جوخه‌ی اعدام
.‫چیزیه که لیاقت این رئیس‌هاست

757
00:49:11,791 --> 00:49:14,958
‫ای کاش تو ایالت
،‫پلان د آباخو غیرقانونی نشده بود

758
00:49:14,983 --> 00:49:16,058
.‫آقایون

759
00:49:19,978 --> 00:49:20,971
‫مجازات اعدام!

760
00:49:20,996 --> 00:49:24,635
 ‫بدون شک، مخصوصاً که
.‫وکیل خودشون هم همین درخواست رو داره

761
00:49:24,660 --> 00:49:27,035
‫این نقل قول،
.‫تحریک‌آمیز و تاسف‌آور بود

762
00:49:27,375 --> 00:49:29,666
‫نقل قول‌های دیگه‌ای هم بود،
‫بی‌مورد و اغراق‌آمیز،

763
00:49:29,691 --> 00:49:32,149
‫و فشار فزاینده
‫از طرف همه‌ی جناح‌ها،

764
00:49:32,708 --> 00:49:34,458
.‫از جمله از طرف پایتخت

765
00:49:35,374 --> 00:49:38,915
‫آلارما! آلارما!
 شهادت‌ها ‫خواهرهای بالادرو رو...

766
00:49:38,940 --> 00:49:43,558
‫ولی تا اون موقع، پرونده
.‫توجه بین‌المللی رو به خودش جلب کرده بود

767
00:49:44,176 --> 00:49:47,745
‫و کنسپسیون د روئیز
.‫تبدیل به یه سیرک به تمام معنا شد

768
00:49:53,540 --> 00:49:58,549
‫یه جایی، من حداقل 119 نفر رو شمردم
‫که تو جلسات دادگاه حاضر بودن

769
00:49:58,891 --> 00:50:00,745
.‫که هیچ ربطی به اونجا نداشتن

770
00:50:08,093 --> 00:50:09,718
‫خواهرهای اهریمنی!

771
00:50:11,583 --> 00:50:13,541
!‫مرگ بر بالادروها

772
00:50:15,596 --> 00:50:16,891
‫آلارما! آلارما!

773
00:50:16,916 --> 00:50:19,917
‫شهادت‌ها خواهرهای بالادرو رو
‫پای چوبه‌ی دار می‌بره!

774
00:50:20,163 --> 00:50:22,700
‫در مورد جادوگران تشنه به خون بخوانید!
«آنها تشنه به خون بودند»

775
00:50:22,725 --> 00:50:26,184
‫ولی محاکمه باید ادامه پیدا می‌کرد،
‫ همونطور که رویه دادگاه حکم می‌کرد،

776
00:50:26,209 --> 00:50:31,501
‫مجبور شدیم بعضی از ادعاها رو با حضور
.‫قربانیان و متهمین در محل بازسازی کنیم

777
00:50:35,117 --> 00:50:36,620
‫نظم رو رعایت کنین لطفاً، همه!

778
00:50:36,645 --> 00:50:37,620
.‫ممنون

779
00:50:39,632 --> 00:50:40,933
.‫لطفاً ادامه بدید خانوم‌ها

780
00:50:40,958 --> 00:50:43,291
.‫انبار همونجاییه که ‫اسکلت بهش چایی داد

781
00:50:43,316 --> 00:50:45,441
.‫و طولی نکشید که زهر اونو کشت

782
00:50:45,466 --> 00:50:46,466
‫غیر از اینه؟

783
00:50:46,491 --> 00:50:48,926
‫و اونجا هم جاییه که
.‫دوستام از پشت تیر خوردن

784
00:50:49,500 --> 00:50:51,679
‫داشتیم سعی می‌کردیم فرار کنیم،
.‫و بعدش صدای شلیک شنیدم

785
00:50:52,250 --> 00:50:54,299
.‫آقای تئوفیلو تو چارچوب در وایساده بود

786
00:50:54,324 --> 00:50:56,734
‫خانوم اولالیا از خونه اومد بیرون
.‫و تفنگ رو بهش داد

787
00:50:57,429 --> 00:50:59,637
‫با چیزی که می‌گن موافقید، ‫خانوم اولالیا؟

788
00:51:05,375 --> 00:51:07,458
‫باید بریم یه نگاهی
.‫به محل دفن بندازیم، جناب قاضی

789
00:51:07,483 --> 00:51:08,528
.‫هر طور شما بخواید

790
00:51:15,117 --> 00:51:16,762
‫لیاقتشون مرگه!

791
00:51:18,250 --> 00:51:20,458
‫اینجا همونجاییه که قبرها رو کندی، تیچو؟

792
00:51:20,483 --> 00:51:21,671
.‫بله، جناب قاضی

793
00:51:22,884 --> 00:51:24,218
‫و کی ازت خواست؟

794
00:51:24,243 --> 00:51:25,924
.‫رئیسم، خانوم سرافینا که اونجاست

795
00:51:27,250 --> 00:51:30,750
‫گفت: «نمی‌خوام کسی که
با ماشین رد می‌شه ‫بتونه چیزی ببینه.»

796
00:51:30,775 --> 00:51:34,542
‫و مطمئنی فقط سه تا
‫خانوم جوون اینجا مردن؟

797
00:51:34,957 --> 00:51:37,183
‫می‌دونم تنها کسایی که
.من دفن کردم ‫این سه تا بودن

798
00:51:37,208 --> 00:51:39,625
‫و اون سه تای دیگه هم هستن
.‫که تو کازینو دفن کردم

799
00:51:40,541 --> 00:51:43,135
‫اگه جنازه‌ی دیگه‌ای هم هست، قربان،
.‫من نمی‌دونم کجاست

800
00:51:43,973 --> 00:51:46,575
‫خانوم‌ها،
می‌شه ‫قبر رو بهمون نشون بدید؟

801
00:51:49,762 --> 00:51:51,239
‫خشم فزاینده‌ی عمومی،

802
00:51:51,264 --> 00:51:55,526
که تا حدی با تیترهای همیشگی
...و اغراق‌آمیز روزنامه‌ها تحریک می‌شد

803
00:51:55,551 --> 00:51:57,801
‫گاهی به خشمی آشکار تبدیل می‌شد،

804
00:51:57,826 --> 00:51:59,409
‫و در بیش از یک مورد،

805
00:51:59,783 --> 00:52:03,117
این خشم به صورت افراطی‌ درآمد
.و به فراخوان‌هایی برای دارزدن متهم انجامید

806
00:52:08,307 --> 00:52:11,516
‫تا ابد بندازینشون زندان!
‫اونا قاتلن، بندازینشون زندان!

807
00:52:14,753 --> 00:52:16,078
!دارشون بزنین

808
00:52:32,104 --> 00:52:35,049
‫اون بالکن اون بالا همونجاییه ‫که
.رئیسا اون دو تا دخترو هول دادن پایین

809
00:52:36,708 --> 00:52:39,708
‫و اون اتاق هم جاییه که
.‫خواهرا بارها ما رو شکنجه دادن

810
00:52:39,733 --> 00:52:42,192
‫شما خودتون
!همدیگه رو زدین! متظاهرها

811
00:52:42,217 --> 00:52:44,433
.‫دروغگوهای کثیف. جنده‌های کصشعرگو

812
00:52:44,458 --> 00:52:45,754
.‫همه، آروم باشین

813
00:52:45,779 --> 00:52:47,487
.‫لطفاً از این طرف دنبال من بیاید

814
00:52:47,828 --> 00:52:49,057
.‫از این طرف لطفاً

815
00:52:49,916 --> 00:52:52,250
‫گفتین کدوم طرف؟
.‫‫توله‌سگای نمک‌نشناس

816
00:52:52,275 --> 00:52:53,286
.از ‫این طرف

817
00:52:57,658 --> 00:53:00,323
‫یه روز، وقتی خواهرا
‫داشتن با سروان بدویا حرف می‌زدن،

818
00:53:00,516 --> 00:53:02,768
‫ شنیدیم که گفتن
.‫نقشه دارن همه‌مونو بکشن

819
00:53:02,793 --> 00:53:04,823
.‫و همه‌مونو همینجا چال کنن

820
00:53:05,118 --> 00:53:06,262
‫درست می‌گم دخترا؟

821
00:53:06,287 --> 00:53:07,371
.‫آره
.‫‫آره، آره

822
00:53:07,396 --> 00:53:08,348
.‫هوم

823
00:53:09,094 --> 00:53:11,515
‫بله، خانوم سوکورو،
‫شما چیز دیگه‌ای برای گفتن دارین؟

824
00:53:12,208 --> 00:53:15,144
‫یه بار نصف‌شب،
‫خانوم آرکانجلا، و خانوم سرافینا،

825
00:53:15,169 --> 00:53:18,167
‫و سروان بدویا ما رو بردن رو پشت‌بوم
.‫و سعی کردن ما رو بندازن پایین

826
00:53:18,630 --> 00:53:20,734
‫این کارو نکردن دخترا؟
.‫‫آره

827
00:53:21,431 --> 00:53:23,515
‫چرا نریم سراغ ‫بازسازی صحنه‌ی بعدی؟

828
00:53:41,679 --> 00:53:43,085
‫بهم بگید سروان،

829
00:53:43,507 --> 00:53:45,195
آیا ارتش جایی بود ‫که این مجازات‫ِ

830
00:53:45,220 --> 00:53:47,656
بی‌رحمانه و غیرمعمول رو یاد گرفتید

831
00:53:47,937 --> 00:53:49,598
‫که این خانوم‌ها رو وادار به انجامش کردین؟

832
00:53:50,202 --> 00:53:51,452
.‫نه، جناب قاضی

833
00:53:51,477 --> 00:53:54,269
‫این یکی به خصوص
.‫الهام گرفته از خودم بود

834
00:53:55,875 --> 00:53:59,247
‫و خواهرا هم دور می‌چرخیدن و ما رو می‌زدن
.‫در حالی که ما سنگ‌ها رو نگه داشته بودیم

835
00:54:00,665 --> 00:54:01,870
‫خانوم آرکانجلا،

836
00:54:02,791 --> 00:54:04,875
‫می‌شه لطفاً
 این ترکه رو ‫برای ما نگه دارین؟

837
00:54:11,498 --> 00:54:12,851
"مردم خواستار عدالت هستند"

838
00:54:12,876 --> 00:54:14,398
‫می‌خواستند کفتارها را دار بزنند!

839
00:54:14,423 --> 00:54:15,423
.‫پلیس آن‌ها را نجات داد

840
00:54:15,448 --> 00:54:19,543
‫علی‌رغم فشار عظیم رسانه‌ای
 برای اینکه ‫جنازه‌های بیشتری پیدا کنیم،

841
00:54:19,806 --> 00:54:22,998
‫هر چقدر هم که گشتیم
‫هیچ‌وقت نتونستیم پیداشون کنیم،

842
00:54:23,603 --> 00:54:26,167
‫ولی... به لطف شهادت‌هایی
،‫که قربانیان به ما دادن

843
00:54:26,192 --> 00:54:28,317
‫و بازسازی‌های دقیق صحنه،

844
00:54:28,713 --> 00:54:31,630
‫تونستیم مدارک کافی
‫برای متهم کردن مظنونین به دست بیاریم،

845
00:54:31,655 --> 00:54:34,429
‫که رسماً به ما اجازه داد
‫اونا رو تو بازداشت نگه داریم

846
00:54:34,454 --> 00:54:38,098
‫و برای صدور احکام
.‫فردی و عادلانه‌شون اقدام کنیم

847
00:54:38,958 --> 00:54:41,747
‫نمی‌ذارم اینجوری باهام رفتار شه،
‫حرومزاده‌های شپشو!

848
00:54:42,002 --> 00:54:43,753
‫من آرکانجلا بالادرو هستم

849
00:54:43,778 --> 00:54:45,198
.‫و هیچ کاری نکردم

850
00:54:45,223 --> 00:54:47,286
.لطفاً درست رفتار کنین، خانم

851
00:54:47,573 --> 00:54:48,957
"اداره پلیس کنسپسیون د روئیز"

852
00:54:49,520 --> 00:54:50,585
‫بعدی!

853
00:54:53,379 --> 00:54:55,046
.‫تابلو رو بیار بالا لطفاً

854
00:54:57,375 --> 00:54:58,604
.‫نیم‌رخ راست

855
00:55:00,437 --> 00:55:01,728
.‫نیم‌رخ چپ

856
00:55:04,234 --> 00:55:05,359
‫بعدی!

857
00:55:06,625 --> 00:55:09,073
‫خیلی خجالت‌آوره
‫خدا در موردمون چی فکر می‌کنه؟

858
00:55:09,773 --> 00:55:11,604
.‫نباید گریه کنین لطفاً، خانوم

859
00:55:12,518 --> 00:55:13,666
.‫نیم‌رخ راست

860
00:55:14,719 --> 00:55:15,679
‫راست!

861
00:55:17,509 --> 00:55:18,593
‫بعدی!

862
00:55:22,333 --> 00:55:24,458
.‫سروان، لطفاً عینک‌تونو بردارین

863
00:55:27,153 --> 00:55:28,375
.‫نیم‌رخ راست

864
00:55:30,125 --> 00:55:31,541
!‫نیم‌رخ چپ

865
00:55:34,694 --> 00:55:35,789
‫بعدی!

866
00:55:37,984 --> 00:55:39,200
.‫نیم‌رخ راست

867
00:55:40,291 --> 00:55:41,416
.‫نیم‌رخ چپ

868
00:55:42,583 --> 00:55:43,661
!‫بعدی

869
00:55:45,062 --> 00:55:46,603
‫می‌شه یه کم زانوهاتو خم کنی؟

870
00:55:46,825 --> 00:55:47,700
.‫بیشتر

871
00:55:48,236 --> 00:55:49,239
.‫خوبه

872
00:55:49,461 --> 00:55:50,488
.‫نیم‌رخ راست

873
00:55:51,580 --> 00:55:52,622
‫پایین‌تر!

874
00:55:53,666 --> 00:55:54,930
.‫نیم‌رخ چپ

875
00:55:57,768 --> 00:55:58,948
‫بعدی!

876
00:56:07,117 --> 00:56:09,923
‫به عنوان بخشی از یک
‫تحقیق دقیق و کامل...

877
00:56:10,603 --> 00:56:14,016
‫و ارزیابی مدارک ارائه شده
‫توسط همه‌ی طرفین،

878
00:56:14,041 --> 00:56:17,760
‫اکنون برای ابلاغ احکام
.‫به همه‌ی متهمین اقدام می‌کنم

879
00:56:18,666 --> 00:56:22,054
‫ازتون می‌خوام تا جایی که می‌تونین
.‫آرامش خودتونو حفظ کنین

880
00:56:25,390 --> 00:56:27,362
‫سروان هرمِنخیلدو بدویا...

881
00:56:29,962 --> 00:56:31,823
‫به جرم همدستی در ارتکاب جرم،

882
00:56:32,101 --> 00:56:36,184
‫و به عنوان مغز متفکر اعمال
‫شرح داده شده در کیفرخواست شما،

883
00:56:36,541 --> 00:56:39,875
‫در تمام موارد گناهکار شناخته شده،
.‫و بدین وسیله به 25 سال حبس محکوم می‌شوید

884
00:56:42,433 --> 00:56:43,487
‫قاتل!

885
00:56:43,512 --> 00:56:44,544
‫«سروان بدویا»
‫25 سال

886
00:56:46,322 --> 00:56:47,697
.‫خوانا کورنخو

887
00:56:49,142 --> 00:56:51,601
‫زنی به نام خوانا کورنخو،

888
00:56:52,041 --> 00:56:53,625
‫ملقب به اسکلت،

889
00:56:54,291 --> 00:56:59,333
‫ده سال برای قتل درجه یک
،‫در مرگ خانوم رزا نون

890
00:56:59,845 --> 00:57:03,387
‫چهار سال دیگر
‫برای انجام سقط جنین‌های مخفیانه،

891
00:57:03,412 --> 00:57:06,815
‫و شش سال دیگر
‫برای سهل‌انگاری جنایی شدید

892
00:57:06,840 --> 00:57:09,832
.‫که منجر به مرگ خانوم بلانکا شد

893
00:57:12,421 --> 00:57:13,815
‫«اسکلت»
‫20 سال

894
00:57:14,101 --> 00:57:17,042
.‫تئوفیلو پینتو و اولالیا بالادرو

895
00:57:19,829 --> 00:57:22,002
‫برای آقای تئوفیلو پینتو،

896
00:57:22,416 --> 00:57:23,625
‫20 سال

897
00:57:24,058 --> 00:57:27,766
‫برای دو فقره قتل درجه یک ‫با نیت قبلی،

898
00:57:27,791 --> 00:57:29,916
.‫سوءنیت و بهره‌گیری از موقعیت

899
00:57:29,941 --> 00:57:33,482
‫برای اولالیا بالادرو،
‫همسر و همدست او،

900
00:57:33,507 --> 00:57:37,173
‫15 سال
برای برداشتن تفنگ ‫از داخل خانه

901
00:57:37,198 --> 00:57:38,948
‫و دادن آن به همسرش

902
00:57:38,973 --> 00:57:42,221
‫با نیت کامل برای اینکه
.‫او به دو قربانی شلیک کند

903
00:57:44,156 --> 00:57:45,395
.‫15 سال

904
00:57:45,420 --> 00:57:46,664
‫20 سال

905
00:57:47,083 --> 00:57:50,458
‫اِوستیکو ناترا، معروف به تیچو

906
00:57:50,483 --> 00:57:51,900
‫یا گورکن،

907
00:57:52,715 --> 00:57:56,132
‫12 سال برای نقض قوانین دفن انسان

908
00:57:56,157 --> 00:57:59,768
‫و برای همدستی
.‫در جرایم مختلف متهمین

909
00:58:02,125 --> 00:58:03,333
‫12 سال

910
00:58:04,541 --> 00:58:07,500
‫برای راننده، ‫فولخنسیو پرز،

911
00:58:07,832 --> 00:58:09,942
‫که معمولاً به او اسکالرا هم گفته می‌شود،

912
00:58:10,416 --> 00:58:13,635
‫شش سال برای نقض
‫قوانین متعدد راهنمایی و رانندگی،

913
00:58:14,083 --> 00:58:17,916
.‫قاچاق جنسی، ‫و قاچاق جنسی بین ایالتی

914
00:58:18,828 --> 00:58:20,286
‫«اسکالرا»
‫6 سال

915
00:58:22,055 --> 00:58:23,263
‫نیکولاس پرز،

916
00:58:23,697 --> 00:58:25,796
‫معروف به نیکولاس شجاع،

917
00:58:26,250 --> 00:58:30,070
‫شش سال برای جرایم ‫اقدام به قتل،

918
00:58:30,320 --> 00:58:33,843
.‫غصب عناوین، ‫و سوءاستفاده از قدرت

919
00:58:36,989 --> 00:58:39,166
‫«نیکولاس شجاع»
‫6 سال

920
00:58:39,191 --> 00:58:40,857
‫سیمون کورونا

921
00:58:42,916 --> 00:58:46,458
‫برای سیمون کورونا،
‫که اخیراً به او نانوا هم گفته می‌شود،

922
00:58:47,166 --> 00:58:51,208
‫شش سال برای جرایم ‫دفن مخفیانه

923
00:58:51,233 --> 00:58:53,025
‫و مشارکت در جرم

924
00:58:54,043 --> 00:58:55,418
‫«نانوا»
‫6 سال

925
00:58:56,554 --> 00:58:57,845
‫و برای دو نفر آخر،

926
00:58:58,587 --> 00:59:00,796
‫سرافینا و آرکانجلا بالادرو

927
00:59:01,255 --> 00:59:03,297
‫کار خودشون بود!
‫‫اونا گناهکارن!

928
00:59:09,280 --> 00:59:10,301
‫خواهش می‌کنم!

929
00:59:12,023 --> 00:59:14,773
‫برای جرایم قتل ‫درجه یک،

930
00:59:14,798 --> 00:59:17,225
‫سهل‌انگاری جنایی و اعمال غیرقانونی،

931
00:59:17,250 --> 00:59:19,312
‫سلب غیرقانونی آزادی،

932
00:59:19,916 --> 00:59:21,833
‫آزار و اذیت جسمی و روحی،

933
00:59:21,858 --> 00:59:24,278
‫در اختیار داشتن سلاح گرم
،به دست آمده از راه غیرقانونی

934
00:59:24,303 --> 00:59:26,266
‫استفاده و حمل عمدی سلاح‌های مذکور،

935
00:59:26,291 --> 00:59:27,914
‫فساد اخلاقی افراد زیر سن قانونی،

936
00:59:27,939 --> 00:59:29,023
‫جاکشی،

937
00:59:29,048 --> 00:59:32,641
‫محروم کردن شخص ثالث از درآمد،
‫کلاهبرداری،

938
00:59:32,666 --> 00:59:35,541
‫تجاوز به ملک
 و تصرف ‫ملک توقیف شده،

939
00:59:35,566 --> 00:59:38,060
‫نقض قوانین دفن بقایای انسانی،

940
00:59:38,085 --> 00:59:40,921
‫نقض مقررات ‫حمل و نقل فدرال،

941
00:59:40,946 --> 00:59:42,739
‫و اختفای اموال،

942
00:59:43,266 --> 00:59:46,687
‫این دادگاه شما را در تمام
‫اتهامات ذکر شده در اینجا،

943
00:59:46,712 --> 00:59:49,424
‫سرافینا و آرکانجلا بالادرو،

944
00:59:49,843 --> 00:59:51,259
.‫گناهکار تشخیص می‌دهد

945
00:59:58,992 --> 01:00:00,242
‫سکوت لطفاً!

946
01:00:00,267 --> 01:00:02,699
‫نباید به حرف
‫اون کسکشا گوش می‌کردین!

947
01:00:02,724 --> 01:00:04,516
‫من و خواهرم بی‌گناهیم!

948
01:00:05,166 --> 01:00:08,333
‫تو هیچی نیستی جز
‫یه خودفروخته‌ی فاسدِ بی‌مصرف، پرالتا!

949
01:00:08,358 --> 01:00:10,479
‫و شما هم هیچی نیستین
‫جز یه مشت حرومزاده‌ی دروغگو،

950
01:00:10,504 --> 01:00:11,671
‫ تک تکتون!

951
01:00:13,955 --> 01:00:15,215
‫آشغالا!

952
01:00:15,240 --> 01:00:17,183
‫شما جنده‌ها در مورد ما دروغ می‌گین!

953
01:00:17,208 --> 01:00:19,507
‫خودتون می‌دونین که هیچ‌وقت،
.هیچ‌کس رو نکشتیم

954
01:00:23,041 --> 01:00:25,333
‫شما سر سوزنی
‫از عدالت حالیتون نمی‌شه!

955
01:00:25,358 --> 01:00:28,176
‫من و خواهرم ترجیح می‌دیم دارمون بزنن
‫تا با این ننگ و عار کنار بیایم!

956
01:00:28,874 --> 01:00:33,684
‫در نتیجه، در مورد پرونده‌ی
‫سرافینا و آرکانجلا بالادرو،

957
01:00:34,041 --> 01:00:38,666
‫شما زندانی شده و موظف به
گذراندن ‫حکم 35 سال حبس،

958
01:00:38,691 --> 01:00:41,971
‫غیرقابل تبدیل ‫و بدون امکان
.هیچ‌گونه عفو مشروطی خواهید بود

959
01:00:54,708 --> 01:00:59,041
‫عدالت اجرا شد!
‫کفتارها در زندان خواهند مُرد!

960
01:00:59,750 --> 01:01:02,458
‫همه‌ی شغال‌ها محکوم شدند.

961
01:01:02,801 --> 01:01:04,468
‫آرورا باتیستا

962
01:01:04,493 --> 01:01:06,215
شهرداری کنسپسیون د روئیز"
"‫و کلیسای کاتولیک

963
01:01:06,304 --> 01:01:07,937
‫پرلا پیلار کاردونا

964
01:01:09,017 --> 01:01:10,989
‫گوادالوپه انریکز

965
01:01:12,000 --> 01:01:13,495
‫گلوریا لوپز

966
01:01:14,684 --> 01:01:16,218
‫لوز ماریا مندز

967
01:01:17,361 --> 01:01:19,145
‫سوکورو مونتس

968
01:01:20,375 --> 01:01:22,460
‫ماریا دل کارمن رگولس

969
01:01:23,958 --> 01:01:25,625
‫خاسینتا ریِس

970
01:01:26,583 --> 01:01:28,510
‫هِرمینیا سولورسانو

971
01:01:32,291 --> 01:01:33,625
‫خطاب به شما خانوم‌ها،

972
01:01:33,916 --> 01:01:37,416
‫من از طرف خودم،
‫و همکارانم در مقامات دولتی

973
01:01:37,441 --> 01:01:41,599
‫کنسپسیون د روئیز
‫و ایالت بزرگ پلان د آباخو

974
01:01:41,624 --> 01:01:45,915
‫صحبت می‌کنم که این افتخار ماست
.‫که برای همه‌ی شما عدالت را به ارمغان آوردیم

975
01:01:46,291 --> 01:01:49,541
‫بسیاری به ما گفتن ‫که قدرت عظیم

976
01:01:49,566 --> 01:01:52,566
‫و دوستان بانفوذی وجود دارن
‫که از بالادروها محافظت کرده

977
01:01:52,591 --> 01:01:54,183
‫و اجازه می‌دن به راحتی قسر در برن،

978
01:01:54,208 --> 01:01:56,958
‫و بدین ترتیب جلوی یک
!مجازات عبرت‌آموز رو خواهند گرفت

979
01:01:57,476 --> 01:01:59,892
‫ولی بار دیگر، ما به شما نشان دادیم،

980
01:01:59,917 --> 01:02:01,375
‫که عدالت کور است

981
01:02:01,400 --> 01:02:04,093
‫و ما در کشوری زندگی می‌کنیم
.‫که به حاکمیت قانون احترام می‌گذارد

982
01:02:04,583 --> 01:02:06,125
‫و به عنوان مدرک مادی،

983
01:02:06,150 --> 01:02:09,608
‫شما چک‌هایی را برای غرامتی
‫منصفانه و سزاوار در دست دارین

984
01:02:09,633 --> 01:02:11,731
‫در ازای اعتمادی که
.به این سیستم نشان دادید

985
01:02:27,250 --> 01:02:28,956
‫زنده‌باد کنسپسیون د روئیز!

986
01:02:28,981 --> 01:02:31,391
‫زنده‌باد!
‫‫زنده‌باد پلان د آباخو!

987
01:02:31,416 --> 01:02:33,487
‫زنده‌باد!
‫‫زنده‌باد مکزیک!

988
01:02:33,512 --> 01:02:35,516
‫زنده‌باد!
‫‫زنده‌باد مکزیک!

989
01:02:35,541 --> 01:02:38,133
‫زنده‌باد!
‫‫زنده‌باد مکزیک!

990
01:02:38,158 --> 01:02:39,700
‫زنده‌بـاد!

991
01:02:43,625 --> 01:02:47,333
♪ فولاد و لگام را مهیا سازید ♪

992
01:02:47,358 --> 01:02:51,067
♪ باشد که زمین ‫در مرکزش بلرزد ♪

993
01:02:51,092 --> 01:02:54,570
♪ از غرش پرطنین توپ ♪

994
01:02:55,556 --> 01:03:00,265
‫بیایید پدر آسمانی‌مان را شکر گوییم
 که گذاشت ‫این زنان جوان بی‌گناه

995
01:03:00,290 --> 01:03:03,140
‫از این تجربه‌ی تراژیک
.‫و دردناک جان سالم به در ببرند

996
01:03:03,165 --> 01:03:06,183
،و باشد که پروردگارمان، ‫پدر قادر متعال و ابدی

997
01:03:06,208 --> 01:03:08,125
‫آینده‌ای بهتر به تک تک شما ارزانی دارد،

998
01:03:08,150 --> 01:03:10,817
‫به دور از رذایل
.و گناهانی که متحمل شدید

999
01:03:10,842 --> 01:03:12,800
.‫بیایید دعا کنیم که چنین باشد

1000
01:03:13,583 --> 01:03:15,835
‫ایمان دارم به خدای یگانه،

1001
01:03:15,860 --> 01:03:17,735
‫پدر قادر مطلق،

1002
01:03:17,760 --> 01:03:19,926
‫خالق آسمان و زمین،

1003
01:03:19,951 --> 01:03:22,340
،‫و همه‌ی چیزهای دیدنی و نادیدنی

1004
01:03:22,365 --> 01:03:24,037
‫ایمان دارم به یک خداوند،

1005
01:03:24,062 --> 01:03:25,266
‫عیسی مسیح،

1006
01:03:25,291 --> 01:03:26,833
‫یگانه پسر خدا،

1007
01:03:26,858 --> 01:03:28,233
‫مولود از پدر،

1008
01:03:28,258 --> 01:03:30,159
‫پیش از همه‌ی اعصار،

1009
01:03:30,461 --> 01:03:31,622
‫خدا از خدا،

1010
01:03:31,647 --> 01:03:32,832
‫نور از نور،

1011
01:03:32,857 --> 01:03:35,524
‫خدای حقیقی از خدای حقیقی،

1012
01:03:35,549 --> 01:03:38,049
‫که مولود است و نه مخلوق،

1013
01:03:38,375 --> 01:03:40,707
‫و هم‌ذات با پدر است،

1014
01:03:40,732 --> 01:03:42,857
‫و همه چیز به واسطه‌ی او آفریده شد،

1015
01:03:42,882 --> 01:03:45,757
‫برای ما آدمیان، و برای نجات ما،

1016
01:03:45,782 --> 01:03:49,448
‫در زمان پنتیوس پیلاتس ‫از آسمان فرود آمد،

1017
01:03:49,875 --> 01:03:52,000
‫رنج کشید و دفن شد،

1018
01:03:52,025 --> 01:03:56,817
‫و در روز سوم،
.‫دوباره برخاست و به آسمان صعود کرد

1019
01:03:57,166 --> 01:03:59,833
‫و او بر دست راست ‫پدر نشسته است،

1020
01:03:59,858 --> 01:04:03,900
‫و از آنجا با جلال باز خواهد گشت
‫تا زندگان و مردگان را داوری کند،

1021
01:04:03,925 --> 01:04:05,925
.‫و ملکوت او را پایانی نخواهد بود

1022
01:04:17,916 --> 01:04:22,208
‫اگه بخوام صادق باشم، اعتراف می‌کنم
.‫که در مورد بالادروها یه کم زیاده‌روی کردیم

1023
01:04:22,661 --> 01:04:27,207
‫مخصوصاً وقتی که گفتیم اونا
.‫دها و حتی صدها دختر رو کشتن

1024
01:04:28,884 --> 01:04:31,082
‫ولی شرایط ایجاب می‌کرد که این کارو بکنیم

1025
01:04:31,711 --> 01:04:33,586
‫چون به لطف کار سخت‌کوشانه‌ی ما،

1026
01:04:33,611 --> 01:04:36,229
ما مشکلات جدی‌ای رو
،در سراسر مکزیک برملا کردیم

1027
01:04:36,254 --> 01:04:37,879
‫مثل فاحشگی نوجوانان،

1028
01:04:38,481 --> 01:04:39,564
‫جاکشی،

1029
01:04:40,173 --> 01:04:41,507
‫قاچاق جنسی،

1030
01:04:42,048 --> 01:04:43,715
‫ناپدید شدن‌های حل‌نشده،

1031
01:04:44,416 --> 01:04:45,833
‫کودک‌آزاری...

1032
01:04:46,770 --> 01:04:48,151
،اما بزرگ‌ترین مشکل

1033
01:04:48,176 --> 01:04:49,759
...‫فساد و همدستیِ

1034
01:04:49,784 --> 01:04:52,151
.مقام‌های دولتی در همه سطوح بود

1035
01:04:54,041 --> 01:04:57,127
‫حالا، دوست نداریم از خودمون تعریف کنیم،
‫مگه اینکه لیاقتشو داشته باشیم،

1036
01:04:57,458 --> 01:05:00,143
مطمئنم که شما به‌خوبی
،قدرت کلمات مکتوب رو درک می‌کنین

1037
01:05:01,166 --> 01:05:04,089
‫ولی متقاعد شدم که
،کار ما ‫روی پرونده‌ی خواهرهای بالادرو

1038
01:05:04,114 --> 01:05:06,926
‫یه نقطه‌ی عطف در نحوه‌ی کار
‫روزنامه‌نگارها اینجا تو مکزیک بود،

1039
01:05:06,951 --> 01:05:11,451
‫و از اون به بعد، همه‌ی رسانه‌ها،
‫از جمله رادیو و تلویزیون،

1040
01:05:12,208 --> 01:05:14,125
.‫سخت تلاش کردن که سبک ما رو تقلید کنن

1041
01:05:15,125 --> 01:05:16,406
‫اون ماموریت اینقدر...

1042
01:05:17,416 --> 01:05:19,166
‫بزرگ و موفق بود،

1043
01:05:19,791 --> 01:05:23,250
‫که برای مدتی، سعی کردیم داستان‌های
‫بیشتری رو برای خواننده‌هامون بیاریم،

1044
01:05:23,275 --> 01:05:25,317
‫برای همین رد تمام
‫شخصیت‌های اصلی محاکمه رو زدیم

1045
01:05:25,342 --> 01:05:27,168
.‫تا دوباره اونا رو در کانون توجه قرار بدیم

1046
01:05:27,798 --> 01:05:31,096
‫ولی چیزی که پیدا کردیم اینقدر
‫افسرده‌کننده و کسل‌بار از آب دراومد،

1047
01:05:31,952 --> 01:05:33,410
.که ‫فراموشش کردیم

1048
01:05:36,840 --> 01:05:38,781
«پایان‌بخش»

1049
01:05:41,318 --> 01:05:46,023
‫سیمون کورونا از زخم چاقویی که
.‫تو زندان برداشته بود، بهبودی پیدا کرد

1050
01:05:46,405 --> 01:05:48,275
‫17 ژانویه 1976
.‫هیچ‌وقت نفهمیدن کار کی بود

1051
01:05:48,747 --> 01:05:51,726
‫اون دوران محکومیتش رو
‫تو ایالت مسکالا گذروند،

1052
01:05:51,751 --> 01:05:53,582
‫جایی که رفتارش نمونه بود،

1053
01:05:54,166 --> 01:05:57,166
‫و وقتی آزاد شد،
‫به توکسپانا فالس برگشت،

1054
01:05:57,191 --> 01:05:59,649
‫و اونجا یه نونوایی جدید باز کرد
.‫و با خوشی زندگی می‌کنه

1055
01:06:02,791 --> 01:06:05,916
‫گروهبان شجاع، نیکولاس،
.‫از ارتش اخراج شد

1056
01:06:06,361 --> 01:06:08,875
‫اون تو زندان کفاشی یاد گرفت،

1057
01:06:09,301 --> 01:06:11,051
.‫و الان کفاشی خودشو داره

1058
01:06:13,156 --> 01:06:16,203
‫تیچو، گورکن،
‫سعی کرد دوباره برگرده و بادیگارد بشه،

1059
01:06:16,916 --> 01:06:19,948
‫ولی نشد، و الان به عنوان
.‫باربر تو یه انبار کار می‌کنه

1060
01:06:20,179 --> 01:06:22,470
‫هر فرصتی گیر بیاره
.‫به خواهرهای بالادرو سر می‌زنه

1061
01:06:22,495 --> 01:06:24,161
.‫چون هنوز خیلی بهشون ارادت داره

1062
01:06:25,807 --> 01:06:27,833
‫اسکالرا دوباره راننده شد،

1063
01:06:27,858 --> 01:06:31,187
‫و الان صاحب یه ناوگان ماشین
‫تو «سن پدرو د لاس کورینتس» ـه

1064
01:06:31,447 --> 01:06:35,281
‫شایعه شده تو شهر
‫که اون ناوگان رو با پول بالادروها خریده

1065
01:06:35,306 --> 01:06:38,421
‫و هفتگی حساب کتابا رو
.‫به خواهرا گزارش می‌ده

1066
01:06:38,820 --> 01:06:41,153
‫برو سن پدرو، سریع باش، ها؟

1067
01:06:41,178 --> 01:06:42,136
.‫برو

1068
01:06:43,049 --> 01:06:45,098
‫اولالیا بالادرو هم آزاد شد

1069
01:06:45,123 --> 01:06:47,082
‫اون بیرون زندان پاخارس
‫یه دکه داره

1070
01:06:47,107 --> 01:06:49,609
‫که توش آبنبات، کلوچه،
.‫و شیرینی‌های سنتی می‌فروشه

1071
01:06:49,879 --> 01:06:53,187
‫به امید دیدن آزادی
.‫شوهرش، تئوفیلو پینتو، منتظر مونده

1072
01:06:55,583 --> 01:06:59,073
‫سروان هرمِنخیلدو بدویا ‫داره
،دوران محکومیتش رو تو پدرونس می‌گذرونه

1073
01:06:59,098 --> 01:07:03,556
‫جایی که فرمانده‌ی یه بنده و زندانی‌ها و
‫نگهبان‌ها ازش حساب می‌برن

1074
01:07:04,541 --> 01:07:08,041
‫آرکانجلا و سرافینا بالادرو
.‫تو زندان زنان حبس هستن

1075
01:07:08,066 --> 01:07:09,457
.‫یه غذا و یه نوشابه

1076
01:07:09,791 --> 01:07:12,083
‫علاوه بر گردوندن ‫چندین کسب و کار،

1077
01:07:12,108 --> 01:07:14,081
‫نزول‌خور هم هستن، و شایعه شده،

1078
01:07:14,106 --> 01:07:15,885
.‫رئیس چند تا از زندانی‌ها هم هستن

1079
01:07:15,910 --> 01:07:18,132
‫گفته می‌شه یه ثروت
‫دیگه به هم زدن،

1080
01:07:18,157 --> 01:07:20,032
‫این یکی بالای 100,000 پزوئـه

1081
01:07:20,057 --> 01:07:21,375
‫ولی با این وجود...

1082
01:07:21,400 --> 01:07:23,108
‫بالادروها کوچک‌ترین شانسی ندارن

1083
01:07:23,133 --> 01:07:25,292
.‫که دوباره از پشت اون دیوارها بیان بیرون

1084
01:07:25,317 --> 01:07:26,400
.‫یه غذای دیگه

1085
01:07:29,375 --> 01:07:31,375
‫ولی زن‌هایی که
...تو فاحشه‌خونه‌ها کار می‌کردن

1086
01:07:32,083 --> 01:07:34,332
‫خیلی تلاش کردیم
.‫ولی حتی یه نفرشونم پیدا نکردیم

1087
01:07:36,208 --> 01:07:38,932
‫فکر می‌کنیم همه‌شون راه خودشونو
.رفتن ‫و ما ردشونو گم کردیم

1088
01:07:42,645 --> 01:07:44,562
‫اینکه چه بلایی سرشون اومده رو
.فقط می‌شه حدس زد

1089
01:07:52,416 --> 01:07:53,726
.‫صف ببندین، آقایون

1090
01:07:54,056 --> 01:07:56,088
‫15 ژوئن 1960

1091
01:08:04,541 --> 01:08:05,875
.‫تنهام، اِرنستینا

1092
01:08:06,799 --> 01:08:08,041
.‫بیا یه کم خوش بگذرونیم

1093
01:08:08,066 --> 01:08:09,774
‫منو ارنستینا صدا نکن،

1094
01:08:09,799 --> 01:08:11,320
.‫هلدا یا النا هم همینطور

1095
01:08:12,041 --> 01:08:14,750
‫ یادآوری اسمم اونقدرام سخت نیست
.‫اسمم ماریاست

1096
01:08:15,291 --> 01:08:16,395
.‫بریم بالا

1097
01:08:16,791 --> 01:08:17,835
.‫عالیه

1098
01:08:22,786 --> 01:08:23,831
.‫سی پزو

1099
01:08:23,856 --> 01:08:24,689
.‫بفرما

1100
01:08:25,958 --> 01:08:27,125
.‫راهو نشون بده، خوشگله

1101
01:08:27,150 --> 01:08:28,632
.‫با کمال میل
.‫‫منظورم ماریا بود

1102
01:09:38,041 --> 01:09:40,541
.‫برخی از وقایع روایت شده واقعی هستند

1103
01:09:40,566 --> 01:09:42,566
.‫تمام شخصیت‌ها ساختگی می‌باشند

1104
01:09:52,153 --> 01:09:53,698
"دختـران مـرده"

1105
01:09:55,782 --> 01:09:57,862
"پیـوسـت"

1106
01:09:59,709 --> 01:10:01,129
:‫در تصویر

1107
01:10:02,060 --> 01:10:04,075
‫1. آرکانجلا بالادرو

1108
01:10:04,525 --> 01:10:06,333
‫2. اسکلت

1109
01:10:07,593 --> 01:10:09,134
‫3. سرافینا بلادرو

1110
01:10:09,666 --> 01:10:15,421
‫4. بلانکا… سیاه بود (درگذشت 17 ژوئیه)

1111
01:10:15,446 --> 01:10:20,655
‫5. اوالیا (درگذشت 14 سپتامبر)

1112
01:10:20,680 --> 01:10:22,971
‫6. فلیـزا

1113
01:10:22,996 --> 01:10:26,395
‫7. رزا (درگذشت 15 ژانویه)

1114
01:10:26,734 --> 01:10:30,309
‫8. لوپه (تو توالت جا نمی‌شد)

1115
01:10:30,750 --> 01:10:34,825
‫9. آرورا باتیستا (غرامت دریافت کرد)

1116
01:10:35,416 --> 01:10:41,031
‫10 و 11: (دو زنی که توسط
(‫تئوفیلو پینتو کشته شدند

1117
01:10:48,125 --> 01:10:51,458
« دختـران مـرده »

1118
01:13:01,541 --> 01:13:07,291
‫تقدیـم به یـاد و نبـوغِ
"خورخه ایبارگوئنگویتیا"

1119
01:13:08,526 --> 01:13:28,526
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

