﻿1
00:00:00,342 --> 00:00:02,352
‫ممنون، کارآگاه.

2
00:00:02,377 --> 00:00:04,417
‫ایزابل نگفته بود ‫که پارتنر داره.

3
00:00:04,457 --> 00:00:06,057
‫خب، شاید منم بهتون ملحق شم.

4
00:00:06,097 --> 00:00:07,377
‫ببخشید. میشه...؟

5
00:00:07,417 --> 00:00:08,897
‫میا، بس کن!
‫آره، مشکلی نیست.

6
00:00:08,937 --> 00:00:10,853
‫میا، میا، میا، میا، میا.

7
00:00:10,878 --> 00:00:12,819
‫دیگه خبری از دی‌ان‌ای نباشه، بهم قول بده.

8
00:00:12,844 --> 00:00:15,457
‫سلام الویس.
‫خب، اینم پیتـه.

9
00:00:15,482 --> 00:00:18,202
‫می‌خواستم ببینم می‌تونیم امروز
‫یکم با هم وقت بگذرونیم.

10
00:00:18,257 --> 00:00:19,825
‫ایزابل داره در مورد هویتش دروغ میگه،

11
00:00:19,850 --> 00:00:21,615
‫و داره به شوهرم نخ میده،
‫مطمئنم.

12
00:00:21,640 --> 00:00:24,000
‫اون خرگوشه رو خیلی دوست داره.
‫قضیه‌ش چیه؟

13
00:00:24,417 --> 00:00:28,186
‫رزی از میا دزدیدش.
‫مال میا بود.

14
00:00:28,577 --> 00:00:32,937
‫اگه حواستو جمع کنی، چیزایی از هر جا
‫دستگیرت میشه که باورت نمیشه.

15
00:00:32,977 --> 00:00:36,017
‫با شماره شناسایی من وارد شده.
‫خودشو جای من جا زده.

16
00:00:36,057 --> 00:00:38,017
‫چرا نمی‌تونی قبول کنی
‫چقدر این مورد برام مهمه؟

17
00:00:38,057 --> 00:00:41,297
‫الان قبول دارم.
برات از هر چیزی ‫مهم‌تره، حتی از من.

18
00:00:57,000 --> 00:01:08,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

19
00:01:08,024 --> 00:01:15,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

20
00:01:29,030 --> 00:01:31,849
« ایـزابل »

21
00:02:07,779 --> 00:02:09,337
!هــورا

22
00:02:09,615 --> 00:02:10,667
‫سـلام.

23
00:02:16,537 --> 00:02:21,020
‫امروز تو شورا روز موعوده؟
‫آره، ما بهش می‌گیم روز «ای».

24
00:02:21,045 --> 00:02:24,232
‫و قراره حال اون
بساز ‫بفروشای طمع‌کار رو جا بیاریم.

25
00:02:24,817 --> 00:02:28,217
‫«آسپری پوینت» فروشی نیست.

26
00:02:29,737 --> 00:02:31,777
‫آره.
‫واسه یه جایی مثل «یوریکا».

27
00:02:31,817 --> 00:02:35,355
‫ولی... این شهر
‫قطعاً به خونه‌های بیشتری احتیاج داره.

28
00:02:37,297 --> 00:02:38,766
‫جداً این‌طور فکر می‌کنی؟
‫آره.

29
00:02:38,791 --> 00:02:41,833
‫وگرنه، آدمایی مثل من و بن
‫چطوری از پس هزینه‌های موندن اینجا برمیان؟

30
00:02:41,858 --> 00:02:44,724
‫خب، یه چیزی هم هست به اسم
‫زندگی چند نسلی.

31
00:02:45,717 --> 00:02:46,757
‫فقط گفتم.

32
00:02:47,697 --> 00:02:50,204
‫همه... هوای همو دارن.

33
00:02:53,847 --> 00:02:55,675
‫دوستی به همین چیزاست، اسی.

34
00:03:04,217 --> 00:03:05,482
‫جایی داری میری؟

35
00:03:06,050 --> 00:03:07,954
‫آره. ‫دارم میرم یه خونه اجاره‌ای ببینم.

36
00:03:09,985 --> 00:03:11,593
‫اصلاً وقت تلف نمی‌کنی‌ها.

37
00:03:12,530 --> 00:03:14,121
‫نمی‌تونم که تا ابد اینجا بمونم.

38
00:03:14,146 --> 00:03:17,936
‫بعدشم این قضیه زندگی چند نسلی،
‫واقعاً منصفانه نیست.

39
00:03:18,233 --> 00:03:20,313
‫برای کی؟ برای کی منصفانه نیست؟

40
00:03:21,897 --> 00:03:27,547
‫عزیزم، تو خودت اومدی اینجا، ‫چون می‌خواستی
برای پیش‌پرداخت ‫خونه پول جمع کنی،

41
00:03:27,572 --> 00:03:29,537
‫و منم می‌تونستم مراقب بچه‌ها باشم.

42
00:03:29,577 --> 00:03:33,175
‫و فوق‌العاده بودی مامان.
‫واقعاً فوق‌العاده بودی.

43
00:03:33,200 --> 00:03:36,816
‫ولی... یکم جامون تنگه ‫و...

44
00:03:37,121 --> 00:03:41,081
‫آره، می‌دونم، می‌دونم.
‫دارم خفه میشم، اینو می‌دونم.

45
00:03:44,632 --> 00:03:47,214
‫فقط حس استقلال و آزادی خودمو ندارم.

46
00:03:48,260 --> 00:03:49,378
‫من...

47
00:03:49,719 --> 00:03:52,575
‫و ایزابل هم فکر می‌کنیم بهتره که
‫فضای شخصی خودمون رو داشته باشیم.

48
00:03:52,925 --> 00:03:53,965
‫جداً؟

49
00:03:56,417 --> 00:03:58,337
‫خب، بعضی وقتا وقتی مادری،
‫فکر خوب اینه که

50
00:03:58,377 --> 00:04:00,798
‫آزادی شخصی رو
‫تهِ لیست آرزوهات بذاری.

51
00:04:01,158 --> 00:04:02,198
‫اوه...

52
00:04:03,497 --> 00:04:05,808
‫قرار نیست که همه مثل تو
‫عاشق مادر بودن باشن.

53
00:04:06,937 --> 00:04:08,430
‫ببخشید، نشنیدم. چی؟

54
00:04:08,455 --> 00:04:10,599
‫گفتم قرار نیست همه مثل تو
‫عاشق مادر بودن باشن، مامان.

55
00:04:10,624 --> 00:04:13,227
‫اوه عزیزم، مسابقه که نیست.

56
00:04:24,097 --> 00:04:26,457
‫چهار هزار تا. یه قایق 14 فوتی.
‫خب.

57
00:04:26,497 --> 00:04:28,382
‫موتور 50 اسب بخار.
‫اوکی.

58
00:04:28,407 --> 00:04:30,284
‫نظرت چیه؟
‫نظر من چیه؟

59
00:04:30,599 --> 00:04:32,337
‫من که سر در نمیارم اینا یعنی چی.

60
00:04:32,377 --> 00:04:34,537
‫یعنی خب، خفن به نظر میاد،
‫واقعاً.

61
00:04:34,577 --> 00:04:36,257
‫ولی نمی‌دونم نظرم چیه.

62
00:04:36,297 --> 00:04:39,137
‫خبری از مشتریا نشد؟
‫اومم، نایج؟

63
00:04:39,177 --> 00:04:41,163
‫نه. اصلاً و ابداً.
‫آها. پس هیچی.

64
00:04:41,399 --> 00:04:44,973
‫حداقل ‫قبل از اینکه فروش بره می‌تونیم یه بار
ببریمش ‫ماهیگیری یا یه همچین چیزی ؟

65
00:04:44,998 --> 00:04:46,989
‫نه بابا، می‌خواد قبل از
‫مهمونی خیابونی ردش کنه بره.

66
00:04:47,014 --> 00:04:50,397
‫صبح‌بخیر رفقا.
‫جلسه گشت محله‌ست، ها؟

67
00:04:50,422 --> 00:04:52,217
‫اوه، نه بابا. اون کارِ اِنج‌ه.

68
00:04:52,257 --> 00:04:55,977
‫ما فقط، دور هم جمع می‌شیم
‫و از آرزوهامون حرف می‌زنیم.

69
00:04:56,017 --> 00:04:57,200
‫اوه، چه خوب.

70
00:04:57,225 --> 00:04:59,502
‫هی، کِی قراره دوست‌پسرت رو ببینیم؟

71
00:05:00,177 --> 00:05:03,137
‫قرار نیست ببینیدش، نه.
‫مجبور شد برای کار برگرده.

72
00:05:03,177 --> 00:05:05,977
‫آره، مثل اینکه آدم بدا
‫تعطیلات تابستونی ندارن.

73
00:05:07,337 --> 00:05:08,355
‫خوبه.

74
00:05:08,944 --> 00:05:10,664
‫بعداً می‌بینمتون.
‫فعلاً.

75
00:05:13,177 --> 00:05:14,537
‫بیشتر به نظر میاد رابطه‌شون شکرآبه.

76
00:05:14,577 --> 00:05:16,658
‫امروز صبح یکی دم پنجره بود.
‫آره! درسته.

77
00:05:16,683 --> 00:05:18,290
‫دیشبم تا دیروقت چراغاشون روشن بود.

78
00:05:18,315 --> 00:05:20,457
‫خوبه که بدونم هر دوتون
‫شب و روز در حال پاییدن هستین.

79
00:05:20,497 --> 00:05:22,697
‫پاییدن چیه. من نمی‌پام.
‫تو که... من که...

80
00:05:22,737 --> 00:05:24,617
‫نه. من تا دیروقت بیدارم
.دارم رو پایان‌نامه‌م کار می‌کنم

81
00:05:27,977 --> 00:05:29,276
‫اوه، اسی اینجا نیست.

82
00:05:29,301 --> 00:05:31,634
‫رفته دنبال خونه بگرده،
‫اونم به لطف تو.

83
00:05:32,748 --> 00:05:34,056
‫من بهش نگفتم از اینجا بره.
‫آره، خب،
‫ولی این‌طور برداشت کرده.

84
00:05:35,457 --> 00:05:38,286
‫باید خیلی مراقب حرف زدنت باشی،
‫مخصوصاً جلوی اسی.

85
00:05:38,311 --> 00:05:40,564
‫باشه. می‌دونی کِی برمی‌گرده؟

86
00:05:40,589 --> 00:05:42,417
‫خب، امیدوارم قبل از رأی‌گیری شورا برگرده.

87
00:05:46,037 --> 00:05:47,170
‫دلیل خاصی داره؟

88
00:05:47,195 --> 00:05:49,757
‫آره. می‌خواستم در مورد
‫خرگوش عروسکی رزی ازش بپرسم.

89
00:05:50,765 --> 00:05:52,043
‫یه خرگوش؟

90
00:05:52,068 --> 00:05:54,495
‫گم شده.
‫می‌خواستم یه جدیدشو براش بگیرم.

91
00:05:54,520 --> 00:05:56,281
‫فقط می‌خواستم بدونم
‫شماها از کجا خریدینش؟

92
00:05:56,306 --> 00:05:57,706
‫خب، اینو باید از فرن بپرسی.

93
00:05:57,731 --> 00:06:00,491
‫آره پرسیدم.
‫قبلاً مال میا بوده.

94
00:06:02,305 --> 00:06:03,903
‫جداً؟
‫آره.

95
00:06:05,457 --> 00:06:08,261
‫پس احتمالاً ‫تو یا اسی براش گرفتین؟

96
00:06:10,300 --> 00:06:13,537
‫اوه، خدایا. اون در طول این سال‌ها
‫کلی عروسک نرم داشته.

97
00:06:13,577 --> 00:06:17,436
‫آره، این یکیش قیافه‌ش قدیمیه.
‫یکم درب و داغونه.

98
00:06:17,461 --> 00:06:19,325
‫فقط عضوی از خونواده
.می‌تونه دوسِش داشته باشه

99
00:06:19,350 --> 00:06:22,974
‫اومم، نه. متأسفم، نمی‌تونم کمکت کنم.

100
00:06:22,999 --> 00:06:24,039
‫مطمئنی؟

101
00:06:25,608 --> 00:06:27,477
‫یه پاپیون کوچولو ‫دور گردنش داره.

102
00:06:28,657 --> 00:06:30,471
‫نه، نمی‌دونم. شرمنده.

103
00:06:32,257 --> 00:06:33,542
‫الانه که دیرم بشه.

104
00:06:34,439 --> 00:06:35,479
‫اوه.

105
00:07:45,737 --> 00:07:47,881
‫سلام.
‫سلام.

106
00:07:48,138 --> 00:07:49,818
‫نمی‌دونستم داری اسباب‌کشی می‌کنی.

107
00:07:49,843 --> 00:07:52,505
‫بالاخره تصمیم گرفتم بند ناف رو ببرم.

108
00:07:53,337 --> 00:07:55,738
‫زندگی کردن با «بارب» هم
‫نباید کار آسونی باشه.

109
00:07:56,153 --> 00:07:58,397
‫خیلی لطف داشته ‫که گذاشته بمونیم.

110
00:07:59,722 --> 00:08:02,199
‫فکر زندگی با مامانم، ‫میگرن‌م عود می‌کنه.

111
00:08:02,794 --> 00:08:05,062
‫بعد از به دنیا اومدن «آلی»
‫یه مدتی پیش ما موند.

112
00:08:05,092 --> 00:08:06,999
‫یه کار درست هم نمی‌تونستم انجام بدم.

113
00:08:07,024 --> 00:08:08,750
‫آره خب، خیلی به گوشم آشناست.

114
00:08:08,775 --> 00:08:10,295
‫یه نکته بچه‌داری دیگه بهم بگه...

115
00:08:14,097 --> 00:08:15,977
‫می‌دونی که ‫نیت مامان خیره،

116
00:08:16,017 --> 00:08:17,996
‫منم موافقم
‫که باید از محیط زیست محافظت کنیم،

117
00:08:18,021 --> 00:08:20,987
‫ولی این شهر
‫واقعاً به مسکن بیشتری احتیاج داره.

118
00:08:22,057 --> 00:08:24,473
‫شرط می‌بندم سر شام
‫بحث‌های جالبی راه میندازه.

119
00:08:25,657 --> 00:08:27,577
‫میای آشپزخونه رو ببینی؟
‫آره.

120
00:08:34,168 --> 00:08:35,708
‫بن هم موافقه.

121
00:08:35,733 --> 00:08:39,613
‫یعنی بدون ساخت و سازهای جدید،
‫ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم خونه بخریم.

122
00:08:40,497 --> 00:08:42,697
‫خوش به حالت که شوهری داری
‫که باهات هم‌عقیده‌ست.

123
00:08:45,737 --> 00:08:48,148
‫به هر حال، اگه خواستی،
‫زود بهم خبر بده،

124
00:08:48,173 --> 00:08:50,656
‫چون این یکی خیلی ‫خواهان داشته.

125
00:08:50,681 --> 00:08:53,453
‫جداً؟
‫باورت نمیشه.

126
00:08:54,817 --> 00:08:58,180
‫باشه، پس من یه دوری می‌زنم.
‫راحت باش.

127
00:09:13,257 --> 00:09:15,284
‫اوه! سلام بر شما.

128
00:09:16,177 --> 00:09:18,005
‫هی، بابا. اون فرنـه.

129
00:09:18,913 --> 00:09:20,340
‫اوه، راستی؟

130
00:09:21,671 --> 00:09:23,951
‫خیله‌خب، بزن بریم پسرا.

131
00:09:26,177 --> 00:09:27,575
‫هی! یواش‌تر.

132
00:09:43,857 --> 00:09:52,091
‫تالاب‌هایمان را نجات بدید.
‫هی.

133
00:09:52,777 --> 00:09:56,053
‫جلسه چطور پیش میره؟
‫آره، خیلی جذابه.

134
00:09:56,078 --> 00:09:59,457
‫می‌دونستی طبق تبصره 14.5
‫قانون شهری مرغ و خروس،

135
00:09:59,497 --> 00:10:02,492
‫حداکثر می‌تونی سه تا مرغ
‫تو حیاط خلوتت داشته باشی؟

136
00:10:03,408 --> 00:10:06,257
‫جنیفر... «یوریکا» چی شد؟

137
00:10:06,297 --> 00:10:09,361
‫اوه، اعضای شورا یه تنفس گرفتن،
‫ولی مورد بعدی همینه.

138
00:10:09,967 --> 00:10:11,256
‫نتیجه خیلی نزدیکه.

139
00:10:12,417 --> 00:10:14,288
‫باشه، زود خودمو می‌رسونم.

140
00:10:14,313 --> 00:10:16,781
‫اومم، کلایو اینجاست.

141
00:10:18,217 --> 00:10:20,763
‫اِنج، باید دنبال ‫یه کار دیگه بگردم؟

142
00:10:22,577 --> 00:10:26,297
‫نه، نه، درست میشه. ‫من تو راهم.

143
00:10:32,937 --> 00:10:34,902
‫من می‌تونم به هر چیزی که می‌خوام برسم.

144
00:10:37,577 --> 00:10:38,976
‫من لایق رویاهامم.

145
00:10:40,057 --> 00:10:41,694
‫می‌تونم به هر چیزی که می‌خوام برسم.

146
00:10:45,417 --> 00:10:47,417
‫من لایق رویاهامم!

147
00:10:52,685 --> 00:10:53,725
‫باشه.

148
00:11:00,617 --> 00:11:04,217
‫می‌خوایم شهر خوشگلمون
‫تبدیل به یه جنگل بتنی بشه؟

149
00:11:04,257 --> 00:11:07,271
‫من به مبارزه علیه
‫ساخت و ساز بی‌رویه ادامه میدم.

150
00:11:07,617 --> 00:11:09,433
‫ممنون، ‫عضو شورا آقای گریوز.

151
00:11:09,458 --> 00:11:11,914
‫عضو دیگه‌ای از شورا هست که بخواد
‫در مورد این موضوع صحبت کنه؟

152
00:11:14,613 --> 00:11:15,653
‫نه؟

153
00:11:16,617 --> 00:11:18,777
‫با این حساب، در خصوص اعطای ‫مجوز ساخت

154
00:11:18,817 --> 00:11:21,784
‫برای ساخت و ساز موسوم به
‫«یوریکا»، همه موافق‌ها؟

155
00:11:27,697 --> 00:11:28,977
‫همه مخالف‌ها؟

156
00:11:31,034 --> 00:11:32,177
‫طرح تصویب شد.

157
00:11:32,858 --> 00:11:34,446
‫مجوز «یوریکا» صادر شد.

158
00:11:40,097 --> 00:11:42,466
‫لب مرزی بودها.
‫هیچ‌وقت بهش شک نداشتم.

159
00:11:45,903 --> 00:11:47,190
‫خوشحالی؟

160
00:11:48,177 --> 00:11:49,775
‫دیگه راه رو برای بقیه باز کردی.

161
00:11:51,388 --> 00:11:54,897
‫کلایو، چی بهت گفته بودم؟
‫نمیشه جلوی پیشرفت رو گرفت، مگه نه؟

162
00:11:54,937 --> 00:11:56,697
‫به‌زودی از اون منظره زیبا ‫لذت می‌بری...

163
00:11:56,722 --> 00:11:59,115
‫میشه چند کلمه خصوصی صحبت کنیم؟
‫آره.

164
00:12:02,137 --> 00:12:04,617
‫اون تو بودی. شنیدی، مگه نه؟
‫مجوزه رو گرفتیم.

165
00:12:04,657 --> 00:12:06,103
‫این خبر عالیه.

166
00:12:06,128 --> 00:12:09,137
‫خبر عالی برای تو،
‫خبر عالی برای پروژه.

167
00:12:09,177 --> 00:12:12,125
‫ولی، اوم،
.متأسفانه، هنوزم می‌خوام بکشم کنار

168
00:12:12,697 --> 00:12:15,756
‫نه، نه، تو خودت گفتی «مجوز رو بگیر»،
‫ما هم گرفتیمش.

169
00:12:15,781 --> 00:12:18,097
‫نمی‌تونی همین‌طوری ‫زیر همه چی بزنی.

170
00:12:18,137 --> 00:12:19,137
‫نه، می‌تونم، می‌تونم.

171
00:12:19,177 --> 00:12:21,655
‫آخه ببین، هنوز مهلت انصراف دارم.

172
00:12:22,457 --> 00:12:25,777
‫کلایو، داری اشتباه بزرگی می‌کنی.
‫برگرد به محل پروژه.

173
00:12:25,817 --> 00:12:27,657
‫یه نگاه دیگه بهش بنداز.
‫اونجا خاصه.

174
00:12:27,697 --> 00:12:29,973
‫دقیقاً. حق با دخترم بود.

175
00:12:29,998 --> 00:12:32,377
‫حق با همسایه‌ت و همه دوستاش بود.

176
00:12:33,084 --> 00:12:34,189
‫اونجا خاصه.

177
00:12:36,337 --> 00:12:40,184
‫شرمنده، ولی
من بیعانه‌مو ‫تا فردا لازم دارم.

178
00:12:40,619 --> 00:12:43,299
‫نمی‌تونی همین‌جوری
بخوای که ‫بیعانه‌ت رو ظرف...

179
00:12:43,577 --> 00:12:46,505
،‫24 ساعت پس بگیری
‫وگرنه مجبورم به وکیلم زنگ بزنم.

180
00:13:15,457 --> 00:13:17,217
‫اوه، بچه نشو.

181
00:13:17,704 --> 00:13:19,003
‫عوضیِ از خود راضی.

182
00:13:19,937 --> 00:13:22,297
‫امیدوارم خوش‌رفتاری کنی، مامان.
‫اوه، چرا باید بکنم؟

183
00:13:22,337 --> 00:13:24,075
‫خب، چون اِنج همسایمونه

184
00:13:24,100 --> 00:13:26,443
‫و مهمونی خیابونی هم در پیشه
‫و باید با هم کنار بیایم.

185
00:13:26,468 --> 00:13:28,985
‫به تو چه ربطی داره؟
‫تو که داری از اینجا میری.

186
00:13:29,010 --> 00:13:30,920
‫اون قراره کمک کنه یه جایی پیدا کنیم.

187
00:13:31,706 --> 00:13:33,451
‫اوه، از اون که خونه اجاره نمی‌کنی، نه؟

188
00:13:33,476 --> 00:13:35,542
‫اوه، اصلاً نمی‌دونی ‫چقدر سخته

189
00:13:35,567 --> 00:13:37,908
‫که یه خونه اجاره‌ای درست و حسابی
‫تو «آسپری پوینت» پیدا کنی.

190
00:13:37,933 --> 00:13:39,162
‫ببین، عزیزم،

191
00:13:39,581 --> 00:13:42,730
عزیزم، ‫می‌دونم وقتی میا به دنیا اومد
‫اوضاع برات خیلی سخت شد،

192
00:13:42,755 --> 00:13:45,389
‫ولی اگه دوباره بخوای اجاره‌نشین بشی
‫ سخت‌تر میشه.

193
00:13:45,643 --> 00:13:47,657
‫اول از همه،
‫مجبوری برگردی سر کار.

194
00:13:47,861 --> 00:13:49,649
‫شاید این به نفعم باشه.

195
00:13:50,705 --> 00:13:51,838
‫گوش کن عزیزم،

196
00:13:52,722 --> 00:13:55,247
.تو خیلی خوش‌شانسی
‫تو این شانس مادری رو داری.

197
00:13:55,272 --> 00:13:57,334
‫مجبور نیستی تصمیمایی بگیری
‫که بعداً پشیمون بشی.

198
00:13:57,359 --> 00:13:59,245
‫تصمیمایی که حتی منم نداشتم.
‫آها، فهمیدم.

199
00:13:59,270 --> 00:14:01,002
‫تو یه قدیس بودی
‫که منو تنهایی بزرگ کردی.

200
00:14:01,027 --> 00:14:02,750
‫تمومش کن، تمومش کن!

201
00:14:03,187 --> 00:14:04,542
‫منظورم این نبود.

202
00:14:05,777 --> 00:14:08,217
‫عزیزم، فقط میگم، ‫نمی‌تونی ازش لذت ببری؟

203
00:14:08,257 --> 00:14:10,416
‫نمی‌تونی تا وقتی کوچیکن
‫ازش لذت ببری؟

204
00:14:10,441 --> 00:14:12,577
‫لذت ببرم؟
‫آره. واقعاً انقدر سخته؟

205
00:14:12,617 --> 00:14:16,137
‫خیلی هم لذت می‌برم مامان.
‫وقتی تو حمومن لذت می‌برم.

206
00:14:16,177 --> 00:14:17,897
‫وقتی هم که خوابن لذت می‌برم.

207
00:14:17,937 --> 00:14:19,697
‫و وقتی هم که
‫ازشون مراقبت می‌کنی لذت می‌برم.

208
00:14:19,737 --> 00:14:21,537
‫صداتو بیار پایین.
‫نه، تو خفه شو.

209
00:14:22,777 --> 00:14:24,843
‫من مثل تو توی این کار خوب نیستم.

210
00:14:25,305 --> 00:14:27,952
‫من از اینکه یه اسباب‌بازی
‫دائمی باشم لذت نمی‌برم

211
00:14:27,977 --> 00:14:31,344
‫یا یه منبع غذا، یا اینکه هیچ وقت
‫فضایی برای خودم بودن نداشته باشم.

212
00:14:31,369 --> 00:14:34,371
‫حق با توئه مامان،
‫ زیادی خودخواهم که مادر خوبی باشم.

213
00:14:36,322 --> 00:14:38,969
‫بس کن!
‫لطفاً این‌جوری نگام نکن.

214
00:14:39,866 --> 00:14:41,697
‫اوه، بزرگ شدی.
‫اوه!

215
00:14:42,078 --> 00:14:43,238
‫خدایا!

216
00:14:44,746 --> 00:14:46,001
‫اوه، خدای من.

217
00:15:10,977 --> 00:15:13,897
‫اوه، همسایه‌های مورد علاقه‌ی من!

218
00:15:13,937 --> 00:15:15,217
‫اوه، سلام.
.عزیزم

219
00:15:16,854 --> 00:15:18,097
‫خوبی؟
‫آره.

220
00:15:18,137 --> 00:15:20,872
‫فکر کنم رابطه‌مو ‫با مامانم ترکوندم،
...ولی

221
00:15:21,218 --> 00:15:25,045
من خوبم
‫اوه. متأسفم. ‫هی، آب می‌خوای؟

222
00:15:25,294 --> 00:15:26,495
‫آره، ممنون.

223
00:15:27,307 --> 00:15:28,826
‫باید اتفاق میفتاد.

224
00:15:29,817 --> 00:15:31,604
‫به هر حال،
‫الان داریم میریم خرید،

225
00:15:31,629 --> 00:15:34,137
‫بعدش هم برای مهمونی خیابونی
.‫کاپ‌کیک درست کنیم، اگه کمک کنی

226
00:15:34,177 --> 00:15:35,609
‫مامان گفت ناراحتی.

227
00:15:37,857 --> 00:15:39,569
‫اون به خاطر اینه که، اوم...

228
00:15:39,594 --> 00:15:43,901
‫دیدیم «جولز» با سرعت رفت.
‫اوه، آره.

229
00:15:45,457 --> 00:15:48,568
‫خب، من، اوم،
‫اومدم اینجا که تنها باشم.

230
00:15:48,593 --> 00:15:50,084
‫و الانم هستم.

231
00:15:51,543 --> 00:15:52,801
‫نه کاملاً.

232
00:15:56,161 --> 00:15:59,952
‫آره خب، منم دیگه.
‫اوم، کار شماها چی شد؟

233
00:15:59,977 --> 00:16:01,657
‫خب، به نصیحتت گوش کردم،

234
00:16:01,682 --> 00:16:03,548
‫فکر کنم یه جایی ‫برای اجاره پیدا کردم.

235
00:16:04,072 --> 00:16:05,249
.چه خوب

236
00:16:05,446 --> 00:16:08,166
‫مامان که خوشحال نشد.
‫آره، گفت.

237
00:16:15,537 --> 00:16:18,777
...آره. هر کلکی سوار کرد
‫باج‌گیری عاطفی، دادن عذاب وجدان.

238
00:16:18,817 --> 00:16:21,337
‫یه نمایش کامل «ای دادِ بی‌داد».
‫از مزایای تک‌فرزند بودنه.

239
00:16:21,377 --> 00:16:23,337
‫با منت همراهه، نه؟
‫با طناب.

240
00:16:23,377 --> 00:16:25,497
‫قطعاً طناب.
‫غل و زنجیر.

241
00:16:25,537 --> 00:16:27,097
‫نگاه کن این پنی‌ه...

242
00:16:28,497 --> 00:16:32,057
‫اوه، خدای من، خودشه.
‫چطوری پیداش کردی؟

243
00:16:32,097 --> 00:16:34,597
‫اوه، رزی اتفاقی تو بیمارستان
‫جاش گذاشته بود.

244
00:16:34,622 --> 00:16:37,177
‫آه، باشه. خب، بعداً یواشکی
‫برش می‌گردونم به فرن.

245
00:16:37,202 --> 00:16:38,482
‫اون مال منه.

246
00:16:38,507 --> 00:16:40,544
‫خرگوش کوچولوی خیلی محبوبیه، ‫مگه نه؟

247
00:16:40,569 --> 00:16:42,609
‫آره.
‫حسابی دست به دست چرخیده.

248
00:16:42,634 --> 00:16:43,754
‫قبلاً مال من بود.

249
00:16:45,457 --> 00:16:48,497
‫پس میای؟
‫آره. با کمال میل.

250
00:16:49,977 --> 00:16:53,617
‫هی! هی! قبل از اینکه جیم بشین،
‫تخته‌هاتونو با شلنگ بشورین.

251
00:16:53,657 --> 00:16:56,785
‫اول من.
‫ تو ماشین اول من گفته بودم.

252
00:17:01,983 --> 00:17:04,063
‫بابا، بازش کن.
‫باشه، صبر کن.

253
00:17:26,234 --> 00:17:27,277
‫خوبی؟

254
00:17:28,132 --> 00:17:29,172
‫آره.

255
00:17:32,377 --> 00:17:34,140
‫می‌خوای بگی
چه کوفتی داره اتفاق می‌افته؟

256
00:17:36,457 --> 00:17:37,473
‫هیچی.

257
00:17:39,025 --> 00:17:40,125
.فقط خسته‌ام

258
00:17:42,273 --> 00:17:44,501
‫بعدشم، همون‌طور که گفتم،
‫اوضاع مالی‌مون یکم خرابه.

259
00:17:46,442 --> 00:17:47,518
‫یکم؟

260
00:17:48,727 --> 00:17:51,537
‫ماشین کلی زیر قسطه،
‫سر یه قایق داری خودتو می‌خوری

261
00:17:51,577 --> 00:17:54,097
‫و سرِ «بارب» و «یوریکا» هم
‫خودتو به آب و آتیش می‌زنی.

262
00:17:55,417 --> 00:17:58,015
‫من احمق نیستم.
‫بدجوری تو دردسر افتادیم.

263
00:17:58,864 --> 00:17:59,864
...خب

264
00:18:00,792 --> 00:18:02,271
‫می‌خوای بگی ‫عمقش چقدره؟

265
00:18:07,308 --> 00:18:08,348
‫اِنج...

266
00:18:13,337 --> 00:18:16,166
‫ممکنه از بیعانه یه خریدار برای
‫پرداخت قسط خونمون استفاده کرده باشم.

267
00:18:18,417 --> 00:18:19,898
‫و حالا پولشو می‌خواد.

268
00:18:21,925 --> 00:18:22,965
‫کدومشون؟

269
00:18:24,574 --> 00:18:25,614
‫کلایو.

270
00:18:26,977 --> 00:18:28,594
‫و بیعانه پروژه‌ی یوریکاش.

271
00:18:29,777 --> 00:18:32,217
‫خب. باشه. خب.

272
00:18:35,057 --> 00:18:37,568
‫یعنی از حساب امانی
‫آژانس برداشتش کردی؟

273
00:18:37,937 --> 00:18:40,886
‫یعنی ممکنه سر همچین کاری
‫پروانه‌تو از دست بدی؟

274
00:18:42,057 --> 00:18:44,057
‫می‌خواستم سریع بذارمش سر جاش،

275
00:18:44,097 --> 00:18:47,337
‫ولی بعدش افزایش نرخ سود و
‫قسط‌های استودیو...

276
00:18:49,617 --> 00:18:51,466
‫و حالا هم داره به وکیل تهدیدم می‌کنه.

277
00:18:53,273 --> 00:18:54,509
‫خیلی پوله.

278
00:18:55,497 --> 00:18:57,625
‫خیلی پوله.
‫قراره خونه رو از دست بدیم؟

279
00:18:57,897 --> 00:19:01,384
‫این اتفاق نمیفته.
‫ نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.

280
00:19:08,255 --> 00:19:09,505
‫منظورت «ما» بود.

281
00:19:12,716 --> 00:19:14,221
‫نمی‌ذاریم این اتفاق بیفته.

282
00:19:40,257 --> 00:19:42,351
‫هاپوئه باید بره ساحل.

283
00:19:42,801 --> 00:19:45,481
‫کاش منم می‌رفتم ساحل.

284
00:19:45,506 --> 00:19:48,671
‫تو دریا هوا خوب و خنکه.
‫تو هم می‌تونی بیای.

285
00:19:49,417 --> 00:19:52,199
‫تو داری با «پیت» میری،
‫فکر کنم خیلی هیجان‌زده‌ست.

286
00:20:04,223 --> 00:20:05,414
‫چه خبر شده؟

287
00:20:06,217 --> 00:20:09,579
‫داریم میریم ساحل؟
‫ باید برای کار برم سفر.

288
00:20:12,377 --> 00:20:14,011
‫باید بری یا می‌خوای بری؟

289
00:20:14,420 --> 00:20:17,451
‫یه ماه، روی دریاییم
‫شایدم شیش هفته.

290
00:20:19,697 --> 00:20:22,417
‫بعد از این همه مزخرفات
و بلایی ‫که سرمون آوردی،

291
00:20:22,457 --> 00:20:23,620
‫داری میری؟

292
00:20:25,678 --> 00:20:26,718
‫متأسفم.

293
00:20:30,257 --> 00:20:32,926
‫نمی‌تونی همین‌جوری قول بدی
‫و بعدش بزنی زیرش.

294
00:20:34,497 --> 00:20:37,143
‫اون یه بچه‌ست.
‫می‌دونم.

295
00:20:37,777 --> 00:20:39,650
...شاید حالش با تو‫ بهتر باشه

296
00:20:41,273 --> 00:20:42,393
.شایدم بدون من

297
00:20:47,457 --> 00:20:48,857
‫پس ساحل نمی‌ریم؟

298
00:20:51,550 --> 00:20:52,590
‫نه.

299
00:20:54,977 --> 00:20:57,100
‫خب. خودت میری تو ‫بهش بگی؟

300
00:20:58,897 --> 00:21:00,193
‫اگه تو بگی بهتره.

301
00:21:18,510 --> 00:21:19,684
‫خب...

302
00:21:21,417 --> 00:21:23,316
‫پیت امروز ساحل نمیاد.

303
00:21:24,937 --> 00:21:29,046
‫و اشکالی نداره
‫اگه عصبانی یا ناراحت باشی.

304
00:21:29,577 --> 00:21:33,155
‫بعضی وقتا دوست دارم
‫روی احساساتم اسم بذارم.

305
00:21:35,017 --> 00:21:36,924
‫تو هم می‌خوای روی حست ‫یه اسم بذاری؟

306
00:21:39,678 --> 00:21:40,766
‫گرسنه‌م.

307
00:21:43,417 --> 00:21:47,937
‫باشه. این احساس نیست، ‫ولی
.بازم اشکالی نداره

308
00:21:49,017 --> 00:21:52,768
‫هویج با هامِس چطوره؟

309
00:21:53,377 --> 00:21:55,777
‫«... و تنها خلوص لحظه را باقی گذاشت.»

310
00:21:55,817 --> 00:22:00,257
‫«و دیگر نتوانست بی‌حرکت بماند
‫پس با حرکت او همراه شد،»

311
00:22:00,297 --> 00:22:03,617
‫«و همزمان با ضربه زدن و
فرو رفتن عمیقش، ‫به استقبال او رفت.»

312
00:22:03,657 --> 00:22:06,094
‫«و آنگاه لرزش ناگهانی
و شدیدی ‫در اندام نهانی‌اش»

313
00:22:06,119 --> 00:22:10,239
‫«با هجوم بذر او، او را
‫به جدایی‌ای آسمانی سوق داد.»

314
00:22:11,777 --> 00:22:15,832
‫واو. آره. واقعاً صحنه رو
‫جلوی چشم آدم میاره. آره.

315
00:22:15,857 --> 00:22:18,530
‫اسمش چی بود دوباره؟
‫اوه، بوثبی تورلینگتون.

316
00:22:19,177 --> 00:22:22,323
‫آره، اون، هم‌عصر ‫«دی. اچ. لارنس» بود،

317
00:22:22,348 --> 00:22:23,868
‫ولی به اندازه اون معروف نبود.

318
00:22:23,893 --> 00:22:25,577
‫در واقع، اصلاً معروف نبود.

319
00:22:26,293 --> 00:22:28,577
‫آره.
‫که نکته اصلی پایان‌نامه‌ام هم همینه.

320
00:22:28,855 --> 00:22:29,895
.واو
‫آره.

321
00:22:31,977 --> 00:22:35,036
‫یعنی دولت بهت پول میده
‫که کل روز رو از اینا بخونی؟

322
00:22:35,061 --> 00:22:37,120
‫آه... خب، نه کل روز، ولی، آره.

323
00:22:39,337 --> 00:22:41,857
‫فکر می‌کنی منم باید بخونمش؟
‫حتماً.

324
00:22:41,897 --> 00:22:43,236
‫آره، حتماً. آره.

325
00:22:44,777 --> 00:22:47,459
‫می‌تونیم یه باشگاه کتاب‌خونی راه بندازیم.
‫آره.

326
00:22:47,817 --> 00:22:52,007
‫اوه، فرن فکر می‌کنه که من باید،
‫با آدمای بیشتری معاشرت کنم، خب...

327
00:22:53,737 --> 00:22:56,257
‫آره، آره.
‫اوه، من با لوکاس صحبت می‌کنم.

328
00:22:56,297 --> 00:22:57,990
‫اوه، عالیه. آره.
.خوبه. عالیه

329
00:22:58,015 --> 00:22:59,735
‫عاشق این روحیه اجتماعی‌ام.

330
00:23:00,617 --> 00:23:01,942
‫اونا تو آشپزخونه‌ان.

331
00:23:02,318 --> 00:23:04,697
‫آماده باش. اوضاع اون تو خرابه.

332
00:23:04,737 --> 00:23:06,416
‫آره، اسی گفت.

333
00:23:06,999 --> 00:23:10,036
‫اسی، به بارب گفته ‫که
.ما تو این فکریم که از اینجا بریم

334
00:23:10,977 --> 00:23:13,589
‫آها.
‫برای همین دارم دوری می‌کنم.

335
00:23:14,018 --> 00:23:16,038
‫منطقيه.
‫خیلی دوری می‌کنم.

336
00:23:17,057 --> 00:23:20,035
‫سلام؟
‫‫هی. بیا تو.

337
00:23:20,810 --> 00:23:22,857
‫دیگه تقریباً وقتشه
‫که سری بعدی رو بپزیم.

338
00:23:22,897 --> 00:23:25,465
‫آره. من عاشق کاپ‌کیک نیم‌پزم.

339
00:23:25,490 --> 00:23:26,924
‫سلام.
‫سلام.

340
00:23:27,769 --> 00:23:30,496
‫خیله‌خب...
‫هی. ببین چی برات آوردم.

341
00:23:31,448 --> 00:23:33,545
‫آه... شکر!

342
00:23:34,303 --> 00:23:36,457
‫و یکی دیگه.
‫چقدر زیادن.

343
00:23:36,497 --> 00:23:38,857
‫اوه، نه.
‫چه اتفاقی برای «پنی» افتاده؟

344
00:23:38,897 --> 00:23:41,928
‫دستشو با فر سوزونده.
‫درست مثل مامانی.

345
00:23:41,953 --> 00:23:44,421
‫می‌خوام ببرمش...
‫وایسا. کجا به دنیا اومده بودم، دوباره؟

346
00:23:44,446 --> 00:23:46,634
‫بیمارستان «جیلانگ»، اونم مثل مامانی.

347
00:23:47,977 --> 00:23:50,701
خب، امیدوارم نیازی به پیوند
.پوست یا مو نداشته باشه

348
00:23:50,726 --> 00:23:52,931
‫کارتون تو وصله پینه کردنش
‫خیلی خوب بوده.

349
00:23:53,417 --> 00:23:56,217
‫می‌تونیم ساعت خوشِ نوشیدنیِ
‫خودمونو داشته باشیم. اوه.

350
00:23:56,257 --> 00:23:59,097
‫شیر دوشیدم.
‫اوه. براش تایمر گذاشتی؟

351
00:23:59,137 --> 00:24:01,108
‫آره مامان.
‫من اینا رو می‌برم.

352
00:24:01,897 --> 00:24:03,737
‫امشب دیگه شام لازم نداری.

353
00:24:03,777 --> 00:24:06,568
‫این‌قدر مایه کیک خوردی.
‫همه‌ش تخم‌مرغ خام بود.

354
00:24:06,593 --> 00:24:08,657
‫دل‌درد می‌گیره.
‫بیا، دختر خوب.

355
00:24:08,682 --> 00:24:11,544
‫همین‌طور که کار می‌کنیم
.تمیز هم می‌کنیم

356
00:24:12,497 --> 00:24:14,438
‫چه حسی در مورد ‫تصمیم «یوریکا» داری؟

357
00:24:15,897 --> 00:24:17,217
‫موضوع بعدی.
‫ببخشید.

358
00:24:18,466 --> 00:24:21,989
‫هی، از ایزابل پرسیدی
‫کاپ‌کیک مورد علاقه‌ش چیه؟

359
00:24:22,897 --> 00:24:27,440
‫اومم، فکر کنم بگم
‫کاپ‌کیک مرغ مگس‌خوار مامانم.

360
00:24:28,337 --> 00:24:30,497
‫تو، اوه،
‫هنوزم با مامانت آشپزی می‌کنی؟

361
00:24:31,457 --> 00:24:35,574
‫آره، می‌کردم.
‫امم، اون... تازگی فوت کرده.

362
00:24:35,937 --> 00:24:37,221
‫فکر کردم بهت گفته باشم.

363
00:24:37,246 --> 00:24:40,652
‫نه. اوه، یادم رفت.
‫اوه، خیلی متأسفم.

364
00:24:41,165 --> 00:24:42,880
‫خب، به سلامتی...

365
00:24:43,385 --> 00:24:44,816
‫اوپس. اسمش چی بود؟

366
00:24:46,217 --> 00:24:47,587
‫اسمش لیندا بود.

367
00:24:50,126 --> 00:24:51,291
‫به سلامتی لیندا.

368
00:24:52,915 --> 00:24:56,108
‫خب، بیا.
ما این ‫تیشرت رو در میاریم.

369
00:24:56,817 --> 00:24:58,914
‫بدو برو تو حموم.
.اوه

370
00:24:59,968 --> 00:25:02,087
‫این تیشرت رو میندازم تو سطل آشغال.

371
00:25:06,000 --> 00:25:13,000


372
00:25:16,137 --> 00:25:18,537
‫نمی‌دونم چرا مامان
‫هنوز اینا رو گذاشته تو ویترین.

373
00:25:18,577 --> 00:25:20,687
‫این چیه؟
نمایشگاهه؟

374
00:25:21,857 --> 00:25:23,231
‫میا کتاب می‌خواد.

375
00:25:23,969 --> 00:25:25,818
‫خوش گذشت.
‫آره، خوش گذشت.

376
00:25:30,258 --> 00:25:31,548
‫یکی برای تو راهی؟

377
00:25:32,572 --> 00:25:33,585
‫آره.

378
00:25:34,097 --> 00:25:35,777
‫اگه دوست داری دو تا بردار.
‫آه. کافیه.

379
00:25:46,466 --> 00:25:47,466
‫کی برده؟

380
00:25:47,491 --> 00:25:50,377
‫اوه، نپرس.
‫بارب راهیت کرد؟

381
00:25:50,402 --> 00:25:52,042
‫آره، دارن میا رو می‌خوابونن.

382
00:25:52,067 --> 00:25:53,670
‫پس قطعاً برای یه دست دیگه می‌مونم.

383
00:25:53,695 --> 00:25:55,209
‫ایزابل، بذار حدس بزنم -

384
00:25:55,234 --> 00:25:57,297
‫داری پرونده رو بی‌خیال میشی
‫و برمی‌گردی خونه؟

385
00:25:57,337 --> 00:26:00,495
‫آرزو به دلت می‌مونه.
خدایا، ‫کار کردن برای تو چقدر سخته.

386
00:26:01,287 --> 00:26:03,174
‫اتفاقاً آرزو می‌کنم، ایزابل،

387
00:26:03,199 --> 00:26:04,897
‫مخصوصاً از وقتی که آخرین تلاشت

388
00:26:04,937 --> 00:26:07,697
‫رسماً تبدیل به یه مسئله برای همکارای من
‫تو «نیو ساوت ولز» شده.

389
00:26:07,737 --> 00:26:08,777
‫آره، قبول دارم،

390
00:26:08,817 --> 00:26:11,457
‫احتمالاً باید تو جلسه
‫با منابع انسانی شرکت می‌کردم.

391
00:26:11,497 --> 00:26:14,617
‫احتمالاً.
‫می‌تونی یه چیزی رو برام چک کنی؟

392
00:26:14,657 --> 00:26:16,697
‫جداً؟
‫آره، یه چیز کوچیکه.

393
00:26:16,737 --> 00:26:18,854
‫یه پرونده بیمارستان تو «جیلانگ»ئه.

394
00:26:18,879 --> 00:26:20,749
‫فقط اینکه اونا هیچ‌وقت
‫اطلاعات رو بهم نمیدن.

395
00:26:20,774 --> 00:26:22,555
‫دلیل خوبی هم دارن، ایزابل.

396
00:26:26,017 --> 00:26:27,271
‫خواهش می‌کنم، هلن.

397
00:26:29,424 --> 00:26:30,800
‫چی می‌خوای بدونی؟

398
00:27:15,337 --> 00:27:16,897
‫عجب معامله‌ای کرد.

399
00:27:19,274 --> 00:27:21,770
‫ممنون. می‌دونم سخت بود.

400
00:27:24,017 --> 00:27:25,448
‫قحطی قایق که نیومده.

401
00:27:27,697 --> 00:27:30,755
‫ببین، می‌دونم این مشکل رو حل نمی‌کنه،
‫ولی یه شروعه.

402
00:27:32,273 --> 00:27:33,518
‫شروع خوبیه.

403
00:27:36,537 --> 00:27:39,217
‫شاید بتونیم خرج
‫مهمونی خیابونی رو کم کنیم.

404
00:27:39,257 --> 00:27:41,664
‫نه بنر غول‌پیکر، نه قصر بادی.

405
00:27:42,274 --> 00:27:43,561
‫برای این کار دیگه دیره.

406
00:27:45,113 --> 00:27:46,774
‫گذشته از این، مردم چی فکر می‌کنن؟

407
00:27:49,065 --> 00:27:50,460
‫کی به فکر مردم اهمیت میده؟

408
00:27:57,332 --> 00:27:58,857
‫می‌خوام همه‌ش تموم بشه.

409
00:27:58,897 --> 00:28:00,942
‫قراره تا بالای سرت رو بپوشونم.

410
00:28:05,017 --> 00:28:07,377
‫نصف شن‌های ساحل رو
‫با موهاشون میارن خونه.

411
00:28:07,417 --> 00:28:10,682
‫اوه، همیشه میشه
قبل از اومدن تو خونه ‫با شلنگ شستشون.

412
00:28:11,937 --> 00:28:14,062
‫می‌دونم موندن ما ‫راحت نبوده، مامان،

413
00:28:14,087 --> 00:28:16,137
‫ولی من و بن ‫واقعاً قدردانیم.

414
00:28:16,177 --> 00:28:18,738
‫اوه، آره، می‌دونم.
‫ببین، شماها به یه جای مستقل احتیاج دارین.

415
00:28:20,177 --> 00:28:21,437
‫و منم رو مخم.

416
00:28:22,857 --> 00:28:25,443
‫همش دماغم رو تو کاری می‌کنم
‫که بهم مربوط نیست.

417
00:28:25,793 --> 00:28:28,646
‫و بعضی وقتا باهات مثل یه بچه
‫رفتار می‌کنم چون تو بچه منی.

418
00:28:28,911 --> 00:28:32,181
‫تو بچه منی.
‫اوه، شماها همه بچه‌های منین.

419
00:28:32,206 --> 00:28:33,342
‫خوش به حالت.

420
00:28:34,497 --> 00:28:36,847
‫ببین، اسی، الان می‌خوام
‫باهات جدی صحبت کنم...

421
00:28:39,842 --> 00:28:41,337
‫چون به حرفات گوش دادم،

422
00:28:41,377 --> 00:28:43,852
‫و داشتم فکر می‌کردم
‫چطوری می‌تونم کمکت کنم.

423
00:28:44,904 --> 00:28:47,582
‫مسئله همینه مامان،
‫تو نمی‌تونی در مورد احساساتم کمکی کنی.

424
00:28:47,607 --> 00:28:50,687
‫می‌دونم.
‫ولی می‌تونم در مورد خونه کمکت کنم.

425
00:28:52,409 --> 00:28:55,236
‫برای همین می‌خوام
قبل از اینکه بمیرم ‫خونه مال تو باشه.

426
00:28:56,017 --> 00:28:58,022
‫اوه، خدایا. قرار نیست که...؟

427
00:28:58,047 --> 00:29:01,968
‫نه، نه. می‌خوام
‫همین الان خونه رو داشته باشی.

428
00:29:02,505 --> 00:29:04,484
‫همین الان، قبل از اینکه اتفاقی بیفته.

429
00:29:04,886 --> 00:29:06,275
‫چرا باید این کار رو بکنی، مامان؟

430
00:29:06,300 --> 00:29:07,966
‫چون به هر حال به تو میرسه،

431
00:29:08,236 --> 00:29:10,591
‫پس چه بهتر که، وقتی
.بهش احتیاج داری داشته باشیش

432
00:29:10,616 --> 00:29:13,342
‫آره، ولی تو کجا زندگی می‌کنی؟
‫اوه، نگران من نباش.

433
00:29:15,343 --> 00:29:16,343
...چی بگم

434
00:29:18,217 --> 00:29:19,427
‫شاید برم سفر.

435
00:29:23,009 --> 00:29:25,238
‫تو که به زور از شهر خارج میشی.
‫می‌دونم، می‌دونم.

436
00:29:25,263 --> 00:29:27,823
...‫ولی
فکر کنم وقتشه ‫که این کارو بکنم.

437
00:29:30,817 --> 00:29:33,217
‫نه، نه. این واقعاً دیوونگیه.

438
00:29:33,257 --> 00:29:35,557
‫نمی‌تونی خونه‌تو ببخشی.
‫دیگه دیره.

439
00:29:36,108 --> 00:29:37,494
‫فرن داره کاراشو می‌کنه.

440
00:29:39,257 --> 00:29:40,617
‫جدی مامان، کجا می‌خوای زندگی کنی؟

441
00:29:40,657 --> 00:29:43,257
‫خب،
می‌دونی، ‫میشم یه کوچ‌نشین مسن.

442
00:29:43,297 --> 00:29:45,631
‫خب، تو که موهات سفید نیست.
‫این چیزیه که تو فکر می‌کنی.

443
00:29:46,577 --> 00:29:49,697
‫حالا، یالا، بیا همین الان این قضیه رو
حلش کنیم ‫تا دیگه جر و بحث نکنیم.

444
00:29:50,674 --> 00:29:54,459
،خیله‌خب، پس بعد از من تکرار کن
‫«بله... ممنون مامان.»

445
00:29:54,484 --> 00:29:56,319
‫«این خیلی دست و دلبازیه از طرف تو»

446
00:29:56,843 --> 00:29:58,536
زودباش، ‫بله... بله...

447
00:29:58,817 --> 00:29:59,937
"ممنون مامان"

448
00:29:59,977 --> 00:30:01,624
"این خیلی دست و دلبازیه از طرف تو"

449
00:30:01,649 --> 00:30:04,827
‫ولی نمی‌تونم بدون اینکه اول
‫با بن صحبت کنم بله بگم.

450
00:30:04,852 --> 00:30:05,927
‫خب...

451
00:30:06,977 --> 00:30:08,625
‫اوه، خب، اگه بتونیم پیداش کنیم.

452
00:30:08,650 --> 00:30:10,250
‫چند تا صدف ‫اینجا داری؟

453
00:30:10,742 --> 00:30:12,856
‫28 تا دارم.
‫28 تا؟!

454
00:30:13,833 --> 00:30:16,354
‫یالا، بیا بغلم. یالا.

455
00:30:17,156 --> 00:30:18,977
‫اوه، عزیزم. اوه!

456
00:30:28,097 --> 00:30:31,681
‫هی، جورج
‫هی، جورج

457
00:30:31,706 --> 00:30:34,946
‫هی، جورج،
.می‌تونم ببینمت

458
00:30:38,792 --> 00:30:39,986
‫اینا رو نگاه.

459
00:30:44,577 --> 00:30:47,257
‫یالا. ادامه بده.
‫یه بچه سمت راسته.

460
00:30:47,297 --> 00:30:49,359
‫بچه سمت راست.
‫دیدمش. مُرد.

461
00:31:28,617 --> 00:31:30,977
‫جاهایی شن رفته که ‫روحمم خبر نداشت.

462
00:31:32,457 --> 00:31:34,789
‫بارب کجاست؟
‫داره بچه‌ها رو با شلنگ می‌شوره.

463
00:31:36,777 --> 00:31:38,029
‫خب، شرطش چیه؟

464
00:31:38,857 --> 00:31:40,977
‫قراره یه وام مسکن ‫گنده بگیریم یا...؟

465
00:31:41,017 --> 00:31:42,118
‫نه. تسویه‌ش کرده.

466
00:31:42,143 --> 00:31:44,257
‫نمی‌دونم، اینکه وقتی برگرده
‫پیچ و تاب خوردنش رو ببینی

467
00:31:44,297 --> 00:31:45,967
‫و انتظار داشته باشه پیش ما بمونه.

468
00:31:46,537 --> 00:31:47,624
‫تو چی گفتی؟

469
00:31:47,649 --> 00:31:49,697
‫گفتم شاید
‫تو یه نگرانی‌هایی داشته باشی.

470
00:31:49,737 --> 00:31:51,617
‫اوه، آره، نگرانم
‫که شاید داریم توهم می‌زنیم

471
00:31:51,657 --> 00:31:53,215
‫یا تو یه دنیای موازی زندگی می‌کنیم.

472
00:31:53,240 --> 00:31:55,947
...اگه می‌خواد خونه رو بهمون بده

473
00:31:57,225 --> 00:32:00,017
‫مشکلی هست؟
‫آره. این باج‌گیری عاطفیه.

474
00:32:00,057 --> 00:32:03,590
‫تا آخر عمر مدیونش میشم.
‫مدیون اون بودن بهتر از بانک بودنه.

475
00:32:03,615 --> 00:32:05,253
‫فکر نمی‌کنی که ‫این یه ذره عجیبه

476
00:32:05,278 --> 00:32:07,781
‫که درست همون لحظه‌ای که حرف
‫از رفتن می‌زنیم این کار رو می‌کنه؟

477
00:32:07,806 --> 00:32:09,383
‫اتفاقی نیست، اس.

478
00:32:09,408 --> 00:32:11,272
‫و هیچ‌وقتم نمیذاره
این موضوع رو ‫فراموش کنی.

479
00:32:11,297 --> 00:32:13,329
‫ببین، داره سعی می‌کنه ‫بره رو مخم،

480
00:32:13,354 --> 00:32:16,135
‫و داره سعی می‌کنه بهم یادآوری کنه که
‫ بدون اون هیچ کاری نمی‌تونم بکنم.

481
00:32:16,160 --> 00:32:17,403
‫حتی اگه این درست باشه...

482
00:32:19,417 --> 00:32:21,547
‫ می‌تونه زندگی خونواده‌مون رو
‫از این رو به اون رو کنه.

483
00:32:25,954 --> 00:32:26,954
...ولی

484
00:32:27,192 --> 00:32:29,297
‫ اگه قراره ‫اذیتت کنه، اس،

485
00:32:29,337 --> 00:32:30,337
‫بگو نه.

486
00:32:31,697 --> 00:32:34,328
‫ما در هر صورت حالمون خوبه.
‫باشه.

487
00:32:36,225 --> 00:32:37,377
‫بیا اینجا.

488
00:33:10,290 --> 00:33:11,417
‫چی گفتن؟

489
00:33:12,057 --> 00:33:13,819
‫من خوبم، ممنون. تو چطوری؟

490
00:33:13,844 --> 00:33:17,212
‫ببخشید. من، امم،‫یکم حواسم پرته.

491
00:33:17,237 --> 00:33:20,333
‫خب من اسم خونواده رو
‫تو آرشیو بیمارستان «جیلانگ» چک کردم،

492
00:33:20,358 --> 00:33:24,256
‫و تأیید شد که استر آکوتو دخترش،
‫میا رو تو «جیلانگ» به دنیا آورده.

493
00:33:24,281 --> 00:33:27,530
‫آره، منطقیه.
‫اسی هم همونجا به دنیا اومده.

494
00:33:28,297 --> 00:33:30,014
‫طبق گفته بیمارستان که این‌طور نیست.

495
00:33:33,175 --> 00:33:34,369
‫ایزابل؟

496
00:33:36,257 --> 00:33:37,871
‫ایزابل، هنوز پشت خطی؟

497
00:34:04,257 --> 00:34:05,761
‫کافئین؟
‫مرسی.

498
00:34:15,577 --> 00:34:17,220
‫در مورد یه چیزی نظرتو می‌خوام.

499
00:34:17,657 --> 00:34:19,157
‫من از اونا زیاد دارم.

500
00:34:19,919 --> 00:34:20,919
‫چی هست؟

501
00:34:22,537 --> 00:34:26,137
‫مامان می‌خواد همین الان خونه‌ش رو
‫به عنوان هدیه به من و بن بده.

502
00:34:28,246 --> 00:34:30,646
‫واو، این...

503
00:34:31,754 --> 00:34:33,310
‫اسی، این فوق‌العاده‌ست.

504
00:34:36,497 --> 00:34:37,589
‫نه؟

505
00:34:38,765 --> 00:34:40,366
‫می‌دونم که سخاوتمندانه‌ست.

506
00:34:40,391 --> 00:34:42,351
‫و برای خونواده فوق‌العاده میشه.

507
00:34:43,537 --> 00:34:45,988
‫فقط نمی‌دونم
‫برای خودم خیلی خوب باشه یا نه.

508
00:34:47,417 --> 00:34:50,057
‫نه فکر زندگی کردن ‫باهاش تا وقتی که...

509
00:34:50,097 --> 00:34:52,499
‫نه، اون داره میره.
‫داره اسباب‌کشی می‌کنه.

510
00:34:52,737 --> 00:34:55,029
‫چی؟ برای همیشه؟
‫میره سفر.

511
00:34:55,937 --> 00:34:57,643
‫میگه مطمئن نیست ‫برای چه مدت،

512
00:34:57,668 --> 00:34:59,937
‫ولی وقتی برگرده،
‫می‌خواد یه جای کوچیک اجاره کنه.

513
00:34:59,977 --> 00:35:01,337
‫اوه، پس مشکل چیه؟

514
00:35:02,777 --> 00:35:03,857
‫نمی‌دونم، فقط...

515
00:35:03,897 --> 00:35:07,656
‫حس بدی دارم که اینو میگم،
‫ولی حس می‌کنم تقلبه.

516
00:35:08,417 --> 00:35:09,737
‫انگار، من خونه رو

517
00:35:09,777 --> 00:35:13,029
‫به عنوان بخشی از این زندگی تصور می‌کردم
که ‫من و بن با هم می‌سازیمش.

518
00:35:13,054 --> 00:35:14,094
‫اوهوم.

519
00:35:16,137 --> 00:35:22,779
‫فکر می‌کنم این بهتون فضا میده
‫که والدین بهتری هم باشین،

520
00:35:23,485 --> 00:35:27,057
‫چون دیگه اون فشار مالی رو ندارین
‫که رو سرتون سنگینی کنه.

521
00:35:29,737 --> 00:35:31,238
‫تو لیاقتشو داری، اسی.

522
00:35:34,177 --> 00:35:36,607
‫آره،
.آره، شاید حق با تو باشه

523
00:35:37,537 --> 00:35:42,532
‫آره، فکر کنم تو و بن باید امشب
‫بارب رو بیرون ببرین و بله رو بگین.

524
00:35:42,572 --> 00:35:43,897
‫جشن بگیرین.

525
00:35:43,922 --> 00:35:46,506
‫ برای بچه‌ها یه کم سوپ
‫و یه در بازکن بذاریم؟

526
00:35:49,025 --> 00:35:51,703
‫امم.
‫نه، من... ازشون مراقبت می‌کنم.

527
00:35:52,697 --> 00:35:57,120
‫آره. این پیشنهاد یک‌بار مصرف،
‫غیرقابل‌مذاکره و غیرقابل‌استرداد منه.

528
00:35:57,659 --> 00:36:00,217
‫اوه، پسر.
‫این خیلی سخاوتمندانه‌ست.

529
00:36:00,257 --> 00:36:01,551
‫آره، خوش می‌گذره.

530
00:36:21,145 --> 00:36:23,296
‫اون هیچ‌وقت استراحت نمی‌کنه؟

531
00:36:23,321 --> 00:36:24,773
‫ببخشید. چی گفتی؟

532
00:36:26,177 --> 00:36:28,617
‫اوه، فقط،
.تو همیشه در حال جنب و جوشی

533
00:36:28,657 --> 00:36:31,012
‫خب، بخاطر مهمونی خیابونیه.
‫اوهوم.

534
00:36:36,445 --> 00:36:38,248
‫سلام.
‫سلام.

535
00:36:38,273 --> 00:36:39,577
‫ممنون.
‫خواهش می‌کنم.

536
00:36:39,617 --> 00:36:42,552
‫میا. پرستار بچه مخصوص‌ت اینجاست.

537
00:36:42,577 --> 00:36:44,306
‫سلام. چطوری؟

538
00:36:44,773 --> 00:36:47,006
‫اوه، فکر کردم
‫بچه‌ها رو هم با خودمون می‌بریم.

539
00:36:47,316 --> 00:36:49,393
‫اوه، مطمئنم ایزابل
‫کارای بهتری برای انجام دادن داره.

540
00:36:49,418 --> 00:36:52,097
‫نه، واقعاً ندارم.
‫ عاشق وقت گذروندن باهاشونم.

541
00:36:52,137 --> 00:36:53,397
‫اوه، بیاین شلوغش نکنیم.

542
00:36:53,422 --> 00:36:55,537
‫بیاین فقط یه غذای
‫تایلندی بیرون‌بر بگیریم و...

543
00:36:55,577 --> 00:36:57,266
‫مامان، این یه اتفاق خیلی بزرگه، لطفاً.

544
00:36:57,291 --> 00:36:59,137
‫ ما واقعاً می‌خوایم
‫درست و حسابی تشکر کنیم.

545
00:36:59,177 --> 00:37:00,751
‫آره. شام مهمون ما.

546
00:37:01,251 --> 00:37:03,155
‫اسی در مورد خونه بهم گفت.

547
00:37:03,441 --> 00:37:04,921
‫چه حرکت فوق‌العاده‌ای.

548
00:37:04,946 --> 00:37:08,009
‫اوه، آره.
.کاریه که والدین می‌کنن

549
00:37:09,097 --> 00:37:10,429
‫والدین من که قطعاً نکردن.

550
00:37:29,217 --> 00:37:30,644
‫اس. اِنج...

551
00:37:31,297 --> 00:37:32,475
.من میرم تو

552
00:37:32,740 --> 00:37:35,315
‫باشه، خب،
‫همین بیرون به کارم ادامه میدم.

553
00:37:35,340 --> 00:37:36,449
‫باشه.

554
00:38:14,454 --> 00:38:16,254
‫ایزابل؟

555
00:38:17,658 --> 00:38:19,843
‫هیس، هیس، هیس.

556
00:38:20,488 --> 00:38:21,528
‫هیس!

557
00:38:21,888 --> 00:38:23,617
‫می‌خوای «پنی» رو ببری گردش؟

558
00:38:23,657 --> 00:38:27,197
‫اوه! «پنی» بره گردش.
‫باشه. آره، بیا.

559
00:38:27,577 --> 00:38:31,480
‫برات یه کتاب می‌خونم،
‫و بعدش هر دوتون رو می‌خوابونم، باشه؟

560
00:40:01,598 --> 00:40:04,131
"‏6 می 1993"
"بیمارستان زنان سیدنی بزرگ"

561
00:40:23,604 --> 00:40:24,937
‫ایزابل، نمی‌تونی همین‌طور...

562
00:40:24,962 --> 00:40:28,305
‫هی، اه، می‌خوام برام با بیمارستان
‫زنان « سیدنی بزرگ» تماس بگیری

563
00:40:28,330 --> 00:40:29,737
‫و چک کنی...
‫الان نمی‌تونم.

564
00:40:29,777 --> 00:40:31,577
‫ چک کنی که «باربارا واکر»
‫اونجا زایمان کرده یا نه.

565
00:40:31,617 --> 00:40:33,097
‫نمی‌تونم ایزابل،
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

566
00:40:33,137 --> 00:40:34,328
‫فقط این کار کوفتی رو بکن.

567
00:40:35,657 --> 00:40:37,355
‫ببخشید. لطفاً؟

568
00:40:38,999 --> 00:40:40,201
‫خواهش می‌کنم، هلن.

569
00:41:05,760 --> 00:41:08,861
"ایزابل هترینگتون، حمایت کودکان"
‏30 آوریل 2027

570
00:41:26,078 --> 00:41:27,418
.سلام
.سلام

571
00:41:27,443 --> 00:41:29,097
‫بچه‌ها خوابِ خوابن.
‫فرشته‌های کاملی بودن.

572
00:41:29,137 --> 00:41:31,057
‫اوه، برای یه نوشیدنی ‫آخر شب می‌مونی؟

573
00:41:31,097 --> 00:41:33,342
‫اوه، نه، نمی‌تونم،
‫باید کارمو تحویل بدم، ولی ممنون.

574
00:41:33,367 --> 00:41:36,127
‫ممنون، ایزابل.
‫آره. خواهش می‌کنم.

575
00:42:32,057 --> 00:42:35,348
‫می‌دونستم. می‌دونستم مشکوکه
‫و شماها همه‌تون بهم خندیدین.

576
00:42:38,977 --> 00:42:42,381
‫ایزابل هترینگتون،
‫و برای حمایت از کودکان کار می‌کنه.

577
00:42:42,406 --> 00:42:44,337
‫اونا مراقب بچه‌هایی‌ان که
‫تو دردسر افتادن، درسته؟

578
00:42:44,377 --> 00:42:46,776
‫اینجا «پلزنت کورت»ئه.
‫ما والدین خوبی هستیم.

579
00:42:47,131 --> 00:42:49,832
‫اون تو تعطیلاته
‫احتمالاً در مورد اسمش دروغ گفته

580
00:42:49,857 --> 00:42:52,322
‫تا شماها کاری رو که
‫الان دارین می‌کنین نکنین.

581
00:42:52,798 --> 00:42:55,866
‫ما حق داریم بدونیم ‫کی اونور خیابون
زندگی می‌کنه. ‫شاید یه روانی باشه.

582
00:42:59,257 --> 00:43:01,286
‫چیه؟ اِنج؟

583
00:43:07,017 --> 00:43:08,537
‫خب، الان حس بدی دارم.

584
00:43:14,457 --> 00:43:16,617
‫خدایا. خانواده‌ی بیچاره.

585
00:43:28,922 --> 00:43:31,476
‫این آخرین لطفی بود که در حقت کردم، ‫ایزابل.

586
00:43:32,978 --> 00:43:34,604
‫شانس آوردی که لطف خوبی بود.

587
00:43:35,281 --> 00:43:36,401
‫باشه.

588
00:43:37,057 --> 00:43:41,172
‫باربارا واکر
‫در ششم می 1993 بستری شده.

589
00:43:41,697 --> 00:43:44,737
‫اون «کلر استر واکر» رو به دنیا آورده،

590
00:43:44,777 --> 00:43:46,822
‫هفت پوند و پنج اونس.

591
00:43:47,897 --> 00:43:49,185
‫ولی اون مُرده.

592
00:43:50,017 --> 00:43:52,286
‫بچه همون روز مُرده.

593
00:43:52,864 --> 00:43:54,464
به علت ‫عفونت نوزادی.

594
00:43:55,857 --> 00:43:58,257
‫اسی نمی‌تونه بچه‌ی اون باشه.

595
00:44:00,503 --> 00:44:01,690
‫ایزابل...

596
00:44:09,428 --> 00:44:11,617
‫من باید یه چیزی ‫از ماشین بردارم، ایزابل.

597
00:44:11,657 --> 00:44:13,337
‫می‌تونی مراقب خواهرت باشی؟

598
00:44:13,377 --> 00:44:14,622
‫دو دقیقه‌ای برمی‌گردم.

599
00:44:15,178 --> 00:44:16,189
.خیلی‌خب

600
00:44:57,932 --> 00:45:00,410
‫هی! داری چیکار می‌کنی؟

601
00:45:01,857 --> 00:45:04,857
‫کجا داری میری؟

602
00:45:07,302 --> 00:45:10,022
‫اون خواهر منه!

603
00:46:08,866 --> 00:46:28,866
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

604
00:46:36,246 --> 00:46:38,687
‫وقت عکسه.

605
00:46:38,712 --> 00:46:41,206
‫اِنج می‌خواد عکس رو ‫زودتر بگیره.

606
00:46:41,231 --> 00:46:42,792
‫حتماً باید لخت باشیم؟

607
00:46:42,817 --> 00:46:46,257
‫اِنج گفت می‌خواد مردم
‫لباس رسمی-اسپرت بپوشن.

608
00:46:46,297 --> 00:46:48,746
‫این یه سنت تو «پلزنت کورت»ئه
‫و باید حفظ بشه.

609
00:46:48,771 --> 00:46:50,457
‫ایزابل چی؟
‫اون باید تو عکس باشه.

610
00:46:50,497 --> 00:46:51,497
‫اوه، نه. نه.

611
00:46:51,537 --> 00:46:54,412
‫اوه، اصولا
‫ساکن «پلزنت کورت» نیست.

612
00:46:54,437 --> 00:46:57,257
‫از روزی که رسیده اینجا
‫داشته بهمون دروغ می‌گفته.

613
00:46:57,297 --> 00:46:59,165
‫اون برای حمایت از کودکان کار می‌کنه.

614
00:47:00,137 --> 00:47:02,863
‫من در مورد خونواده‌ت می‌دونم.
‫در موردت تحقیق کردم.

615
00:47:02,888 --> 00:47:04,959
‫باید واقعاً وحشتناک بوده باشه.

616
00:47:04,984 --> 00:47:07,312
‫پیداش کردم. دی‌ان‌ای دارم.

617
00:47:07,337 --> 00:47:08,790
‫قول بده صبر ‌کنی.

618
00:47:08,815 --> 00:47:12,815
‫تو یه چیزی از من داری.
‫و می‌خوام پسش بدی.

619
00:47:14,511 --> 00:47:15,659
‫نه.

