﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:45,800 --> 00:00:47,959
‫و این‌گونه آغاز می‌شود:‬

4
00:00:47,960 --> 00:00:51,000
‫فروپاشیِ آن ظاهرِ آراسته...‬

5
00:00:52,440 --> 00:00:56,399
‫...از هم پاشیدنِ زندگی‌ای‬

6
00:00:56,400 --> 00:00:59,040
‫که با دقت برای خودمان چیده‌ایم.‬

7
00:01:01,560 --> 00:01:06,599
‫عاری از هرگونه رسوایی‬

8
00:01:06,600 --> 00:01:11,039
‫و حقایقِ ناخوشایند،‬
‫آرزوهای پنهان و اشتیاق‌های سری.‬

9
00:01:11,040 --> 00:01:14,480
‫اما اگر این‌ها آشکار شوند...‬
‫باید بذاریم دفن بمانند؟‬

10
00:01:15,720 --> 00:01:17,999
‫یا دنبالشون کنیم؟‬

11
00:01:18,000 --> 00:01:22,000
‫و آیا برای عواقبش‬
‫آماده‌ایم؟‬

12
00:01:25,800 --> 00:01:27,520
‫اون خانمی که زنگ زد کی بود؟‬

13
00:01:30,120 --> 00:01:31,520
‫ناراحتت کرد؟‬

14
00:01:33,280 --> 00:01:36,239
‫نه، نه، اصلاً. من فقط...‬

15
00:01:36,240 --> 00:01:37,840
‫بیا اینجا و داروی سرفه‌تو بخور.‬

16
00:01:41,360 --> 00:01:44,240
‫اما مزه‌ش افتضاحه.‬
‫سیاه سرفه هم همین‌طور.‬

17
00:01:48,400 --> 00:01:50,440
‫- حالا برو درسِت رو بخون.‬
‫- برو.‬

18
00:02:09,200 --> 00:02:11,320
‫همه عاشقِ لباسِ من شده بودن.‬

19
00:02:13,600 --> 00:02:17,359
‫داشتم فکر می‌کردم، مامان،‬
‫به یک کتِ سوارکاری جدید نیاز دارم،‬

20
00:02:17,360 --> 00:02:19,239
‫امروز پیش خانم لوئیزا بریم؟‬

21
00:02:19,240 --> 00:02:22,000
‫اوه، اِ... فکر نکنم.‬

22
00:02:23,640 --> 00:02:25,239
‫دیشب گفت که تا‬
‫چند ماه آینده وقتش پره.‬

23
00:02:25,240 --> 00:02:27,279
‫برای چند ماه آینده.‬

24
00:02:27,280 --> 00:02:29,200
‫خب، برای من که وقت پیدا می‌کنه.‬

25
00:02:30,240 --> 00:02:32,279
‫و می‌خواستم برای بچه‌ها یه‌کم شیرینی ببرم.‬

26
00:02:32,280 --> 00:02:33,640
‫نه.‬

27
00:02:35,760 --> 00:02:36,760
‫نه؟‬

28
00:02:39,520 --> 00:02:42,200
‫شاید مادرشون دلش نخواد‬
‫چیزای شیرین بخورن.‬

29
00:02:46,800 --> 00:02:48,559
‫خیلی غم‌انگیزه، مادربزرگ.‬

30
00:02:48,560 --> 00:02:50,279
‫پدرشون قبل از به دنیا اومدنشون فوت کرده،‬

31
00:02:50,280 --> 00:02:52,199
‫و اون مجبور شد به تنهایی‬
‫بزرگشون کنه.‬

32
00:02:52,200 --> 00:02:55,679
‫چه شجاع.‬
‫آره، واقعاً قابل ستایشه.‬

33
00:02:55,680 --> 00:02:58,679
‫این خودش دلیلیه که بیشتر‬
‫بارِ اضافه‌ای رو دوشش نذاریم.‬

34
00:02:58,680 --> 00:03:00,919
‫امشب برای اپرا‬
‫به ما ملحق می‌شی؟‬

35
00:03:00,920 --> 00:03:04,639
‫چیه؟ تراویاتاست؟‬

36
00:03:04,640 --> 00:03:06,959
‫این همه گریه و زاری‬
‫کلافه‌م می‌کنه.‬

37
00:03:06,960 --> 00:03:08,519
‫جون...‬

38
00:03:08,520 --> 00:03:10,239
‫باید اون ابریشمِ صورتی رو بپوشی.‬

39
00:03:10,240 --> 00:03:12,760
‫کارترت‌ها رو به جایگاهمون دعوت کردم.‬

40
00:03:14,000 --> 00:03:15,919
‫چرا؟‬

41
00:03:15,920 --> 00:03:17,560
‫که همه‌مون با هم‬
‫بیشتر آشنا بشیم.‬

42
00:03:22,800 --> 00:03:23,960
‫هوم.‬

43
00:03:29,800 --> 00:03:33,599
‫جون حتماً خیلی خوش‌حاله. این همه‬
‫مرد جوان واسه رقص باهاش صف کشیدن.‬

44
00:03:33,600 --> 00:03:36,879
‫چه منظره‌ای داشت.
‫اون لباس هم، پیروزی تمام عیار بود!‬

45
00:03:36,880 --> 00:03:38,279
‫تقریباً یک فاجعه بود!‬

46
00:03:38,280 --> 00:03:40,359
‫اما اون دختر معجزه کرد.‬
‫دختر؟‬

47
00:03:40,360 --> 00:03:43,999
‫داشتی بهش زل می‌زدی، یادت نیست؟‬
‫اون دختر کوچولوی دوست‌داشتنی.‬

48
00:03:44,000 --> 00:03:46,759
‫می‌تونستی من رو معرفی کنی.‬
‫مواظب بودم که این کار رو نکنم.‬

49
00:03:46,760 --> 00:03:49,999
‫به نظر می‌رسید با جو خیلی صمیمیه.‬
‫خیاط؟‬

50
00:03:50,000 --> 00:03:52,519
‫این کیه؟‬
‫یه دختر جوونِ خوشگل، خیلی جذاب.‬

51
00:03:52,520 --> 00:03:54,959
‫یادآوری کن ببینم، چرا با جو‬
‫اینقدر «صمیمی» بود؟‬

52
00:03:54,960 --> 00:03:57,879
‫خب، شاید جو داشت ازش‬
‫تشکر می‌کرد که روز رو نجات داد.‬

53
00:03:57,880 --> 00:04:01,519
‫می‌تونی ازش وقت بگیری؟‬
‫امیدوارم بتونم.‬

54
00:04:01,520 --> 00:04:04,359
‫بعد از مهمونیِ جون،‬
‫همه دنبالش خواهند بود.‬

55
00:04:04,360 --> 00:04:06,880
‫بریم؟‬
‫اوم.‬

56
00:04:17,640 --> 00:04:19,759
‫داری چی کار می‌کنی؟‬

57
00:04:19,760 --> 00:04:21,280
‫دنبال کار می‌گردم.‬

58
00:04:22,400 --> 00:04:24,639
‫به عنوان ماشین‌نویس؟‬

59
00:04:24,640 --> 00:04:26,280
‫اوه، چقدر حقیرانه.‬

60
00:04:28,000 --> 00:04:29,919
‫به یک چیزی نیاز دارم که فعلاً‬

61
00:04:29,920 --> 00:04:32,239
‫من رو سر پا نگه داره‬
‫تا بتونم راهی برای رفتن به پاریس پیدا کنم.‬

62
00:04:32,240 --> 00:04:36,279
‫هنوز هم دنبالِ این کارِ احمقانه‌ای؟‬

63
00:04:36,280 --> 00:04:37,800
‫چرا نباشم؟‬

64
00:04:54,960 --> 00:04:57,159
‫آه، تبریک!‬
‫ممنونم.‬

65
00:04:57,160 --> 00:04:58,999
‫تبریک می‌گم!‬
‫خیلی ممنونم.‬

66
00:04:59,000 --> 00:05:01,999
‫خیلی متشکرم.‬
‫عالی بود.‬

67
00:05:02,000 --> 00:05:05,519
‫خوش‌حالم که می‌بینمت.‬

68
00:05:05,520 --> 00:05:08,279
‫نکته اینجاست که‬
‫هیچ سابقه قبلی وجود نداره‬

69
00:05:08,280 --> 00:05:10,119
‫که یک رئیس استعفا بده... نه.‬

70
00:05:10,120 --> 00:05:12,879
‫...و بنابراین هیچ پیشینه‌ای برای جانشینیِ‬
‫پسرِ ارشد قبل از مرگ پدرش نیست.‬

71
00:05:12,880 --> 00:05:14,199
‫قبل از مرگ پدرش.‬

72
00:05:14,200 --> 00:05:15,239
‫بنابراین در موردِ جو...‬

73
00:05:15,240 --> 00:05:17,279
‫آیا به طور فزاینده‌ای با اهدافِ شرکت‬
‫در تضاد نیست؟‬

74
00:05:17,280 --> 00:05:20,959
‫اگر این موضوع در هیئت‌مدیره مطرح شود،‬
‫چقدر ممکنه بیشتر منحرف بشه،‬

75
00:05:20,960 --> 00:05:23,079
‫این چطور می‌تونه آیندهٔ‬
‫شرکت رو به خطر بندازه...‬

76
00:05:23,080 --> 00:05:26,839
‫این جنونِ محض است که سنت را‬
‫بر شایستگی ترجیح بدهیم.‬

77
00:05:26,840 --> 00:05:28,919
‫این کار کهنه‌ست، بیهوده‌ست،‬

78
00:05:28,920 --> 00:05:31,039
‫و اگر انجام بشه،‬
‫یک فرصت از دست رفته‌ست.‬

79
00:05:31,040 --> 00:05:32,959
‫این یک نتیجهٔ حتمی نیست.‬

80
00:05:32,960 --> 00:05:34,759
‫اصرار خواهم کرد که در‬
‫هیئت‌مدیره مطرح بشه.‬

81
00:05:34,760 --> 00:05:37,440
‫و در این بین...‬
‫ما مدارک علیهِ جو رو جمع می‌کنیم.‬

82
00:06:13,400 --> 00:06:14,640
‫دیدمش.‬

83
00:06:16,000 --> 00:06:18,280
‫دیشب توی مهمونی،‬
‫اون دختری که تو ونیز بود.‬

84
00:06:20,720 --> 00:06:24,599
‫لوئیزا.‬
‫اون چطور سر از اونجا درآورد؟‬

85
00:06:24,600 --> 00:06:26,840
‫اون لباس می‌دوزه، لباسِ جون رو.‬

86
00:06:28,120 --> 00:06:29,959
‫خب، اون بیوه است.‬
‫توی سوهو زندگی می‌کنه.‬

87
00:06:29,960 --> 00:06:31,960
‫چیزی در این مورد می‌دونستی؟‬
‫نه، اصلاً.‬

88
00:06:33,880 --> 00:06:34,920
‫دوباره می‌خوای ببینیش؟‬

89
00:06:36,200 --> 00:06:37,200
‫نمی‌دونم.‬

90
00:06:45,040 --> 00:06:46,920
‫«بهت گفتن با کی ازدواج کنی؟»‬

91
00:06:49,040 --> 00:06:50,360
‫من آزادانه انتخاب کردم.‬

92
00:06:52,680 --> 00:06:54,320
‫پدرت اولین عشقِ من بود...‬

93
00:06:55,760 --> 00:06:59,919
‫...و وقتی مُرد، مطمئن بودم که‬
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم فراموشش کنم.‬

94
00:06:59,920 --> 00:07:03,560
‫ولی تونستی؟‬
‫هیچ‌چیز قابل قیاس با عشقِ اول نیست.‬

95
00:07:04,680 --> 00:07:07,080
‫ما خودمون رو متقاعد می‌کنیم‬
‫که اون تب واقعی بود.‬

96
00:07:08,160 --> 00:07:13,079
‫و بعد، اگر خوش‌شانس باشیم،‬
‫نیمهٔ گمشدهٔ واقعیمون رو ملاقات می‌کنیم‬

97
00:07:13,080 --> 00:07:17,400
‫و چیزی عمیق‌تر‬
‫کشف می‌کنیم.‬

98
00:07:18,440 --> 00:07:20,680
‫پس، بابا نیمهٔ گمشدهٔ توئه؟‬

99
00:07:21,720 --> 00:07:23,479
‫شاید مثلِ آهن‌ربا.‬

100
00:07:23,480 --> 00:07:25,920
‫جاذبهٔ اضداد.‬

101
00:07:34,880 --> 00:07:38,639
‫آقایان... امروز، می‌تونم اعلام کنم‬

102
00:07:38,640 --> 00:07:41,919
‫که فرصتِ منحصربه‌فردی به فورسایت و شرکا‬
‫پیشنهاد شده.‬

103
00:07:41,920 --> 00:07:45,679
‫دوستِ قدیمیِ من، سِر جیمی باکلند،‬
‫بالاخره در نقشهٔ خودش موفق شده‬

104
00:07:45,680 --> 00:07:48,919
‫که یک قبیله از هندِ علیا رو‬
‫در معادنِ طلای سیلان به کار بگیره.‬

105
00:07:48,920 --> 00:07:51,079
‫این کار با وجودِ‬
‫مشکلاتِ فراوان انجام شد،‬

106
00:07:51,080 --> 00:07:53,439
‫و باید تولیدِ معادنِ‬
‫اون رو دو برابر کنه.‬

107
00:07:53,440 --> 00:07:55,279
‫و عمر کارگرهاش رو کوتاه کنه؟‬

108
00:07:55,280 --> 00:07:58,159
‫خب، این که کسی از پیریِ غم‌انگیز‬
‫در سرزمینِ خشکِ خودش بمیره،‬

109
00:07:58,160 --> 00:08:00,719
‫یا زودتر از موعد به خاطر رطوبت‬
‫در اعماقِ یک معدنِ خارجی،‬

110
00:08:00,720 --> 00:08:02,519
‫به سختی...‬

111
00:08:02,520 --> 00:08:06,199
‫تا وقتی که برای سهام‌دارها سود داشته باشه،‬
‫اهمیتِ کمی داره.‬

112
00:08:06,200 --> 00:08:08,760
‫خب، تصور می‌کنم برای بیوه‌ها‬
‫کمی اهمیت داشته باشه.‬

113
00:08:10,000 --> 00:08:11,280
‫می‌تونم ادامه بدم؟‬

114
00:08:13,120 --> 00:08:14,400
‫متشکرم.‬

115
00:08:15,440 --> 00:08:20,999
‫سِر جیم، به لطفِ شخصیِ من،‬
‫اطلاعِ پیشاپیشی به ما داده‬

116
00:08:21,000 --> 00:08:23,079
‫تا بتونیم از این اطلاعات‬
‫به نفعِ خودمون استفاده کنیم‬

117
00:08:23,080 --> 00:08:25,439
‫با پیشنهاد دادنِ این فرصت‬
‫به مشتریانمون،‬

118
00:08:25,440 --> 00:08:28,599
‫و البته خودمون،‬
‫برای سرمایه‌گذاری.‬

119
00:08:28,600 --> 00:08:33,760
‫این به معنای واقعیِ کلمه،‬
‫یک فرصتِ طلاییه.‬

120
00:08:34,840 --> 00:08:36,280
‫این یک ریسکه.‬

121
00:08:37,760 --> 00:08:40,280
‫که ما سابقهٔ بی‌عیب و نقصی‬
‫در محاسبۀ اون داریم.‬

122
00:08:41,640 --> 00:08:43,240
‫برای من هنوز قمار به نظر می‌رسه.‬

123
00:08:49,160 --> 00:08:50,559
‫موافقیم؟‬

124
00:08:50,560 --> 00:08:52,920
‫بله. موافقم.‬
‫ختم جلسه.‬

125
00:08:57,440 --> 00:08:59,439
‫دیرتر برمی‌گردم.‬
‫یک قرار دارم.‬

126
00:08:59,440 --> 00:09:01,639
‫هوم. کسی هست که ما بشناسیم؟‬

127
00:09:01,640 --> 00:09:03,760
‫نه.‬
‫هوم.‬

128
00:09:26,400 --> 00:09:27,880
‫به سلیقه‌یت می‌خوره؟‬

129
00:09:29,320 --> 00:09:33,159
‫می‌تونم کیفیتِ رنگ‌هاش رو تحسین کنم،‬
‫اما نه، تحت تأثیر قرارم نمی‌ده.‬

130
00:09:33,160 --> 00:09:35,000
‫ممکنه بپرسم چی تو رو تحت تأثیر قرار می‌ده؟‬

131
00:09:36,720 --> 00:09:39,079
‫یک سبکِ پویاتر،‬

132
00:09:39,080 --> 00:09:41,559
‫چیزی که زودگذریِ یک لحظه رو‬
‫به تصویر بکشه،‬

133
00:09:41,560 --> 00:09:43,320
‫نه این که اون رو مثلِ کنسرو حفظ کنه.‬

134
00:09:44,600 --> 00:09:46,879
‫تو یک رمانتیکی.‬

135
00:09:46,880 --> 00:09:50,319
‫نامادریم می‌گه من «کاملاً‬
‫به دردِ جامعهٔ درست‌وحسابی نمی‌خورم».‬

136
00:09:50,320 --> 00:09:52,880
‫جُرمِت؟‬
‫می‌رقصم.‬

137
00:09:54,240 --> 00:09:57,880
‫پولکا، والس؟‬
‫باله.‬

138
00:09:59,160 --> 00:10:03,479
‫آه. مادرم یک رقصنده بود،‬
‫و به نظر میاد که من به ارث بردم...‬

139
00:10:03,480 --> 00:10:06,639
‫استعدادش رو؟‬
‫شور و اشتیاقش رو.‬

140
00:10:06,640 --> 00:10:08,599
‫بفرما، گفتمش.‬
‫حالا فرصتِ فرارِ توئه.‬

141
00:10:08,600 --> 00:10:12,440
‫و با این حال... همون‌طور که می‌بینی...‬

142
00:10:13,880 --> 00:10:15,600
‫...هنوز اینجام.‬

143
00:10:33,600 --> 00:10:36,559
‫پس... فراری نیست.‬

144
00:10:36,560 --> 00:10:38,159
‫از چی؟‬

145
00:10:38,160 --> 00:10:40,359
‫از اپرا، کارترت‌ها،‬

146
00:10:40,360 --> 00:10:43,719
‫نقشه‌ای که دارن تا من رو‬
‫جلوی گرگ‌ها بندازن...‬

147
00:10:43,720 --> 00:10:44,840
‫هوراشیو؟‬

148
00:10:45,920 --> 00:10:47,760
‫اوه، اون بیشتر شبیه یه سگ پودله، نه؟‬

149
00:10:52,400 --> 00:10:55,759
‫ببین کی رو دارم.‬
‫می‌دونم مالِ من نیست.‬

150
00:10:55,760 --> 00:10:58,079
‫اما وقتی کلافه‬
‫یا ناراحتم با خودم می‌برمش...‬

151
00:10:58,080 --> 00:11:01,840
‫...و همیشه حالم رو خوب می‌کنه.‬

152
00:11:03,120 --> 00:11:04,640
‫به خاطر همین خریدی؟‬

153
00:11:06,760 --> 00:11:09,520
‫هدیه بود. از طرفِ یک دوست.‬

154
00:11:10,840 --> 00:11:12,400
‫کسی که تو ایتالیا دیدم.‬

155
00:11:13,680 --> 00:11:15,240
‫یک دل‌بستگی؟‬

156
00:11:16,320 --> 00:11:18,559
‫کوتاه‌مدت.‬
‫بذار حدس بزنم.‬

157
00:11:18,560 --> 00:11:20,519
‫اون «مناسب» نبود.‬

158
00:11:20,520 --> 00:11:22,799
‫بهت اجازه نمی‌دادن دنبالش بری.‬

159
00:11:22,800 --> 00:11:24,840
‫فقط راهمون از هم جدا شد.‬

160
00:11:26,000 --> 00:11:27,360
‫و بعد تو مامان رو ملاقات کردی.‬

161
00:11:28,720 --> 00:11:30,200
‫آره.‬

162
00:11:31,400 --> 00:11:33,839
‫مطمئن نیستم بخوام عاشق بشم.‬

163
00:11:33,840 --> 00:11:35,920
‫مثلِ شکنجه می‌مونه.‬

164
00:11:37,640 --> 00:11:39,640
‫خب، می‌تونه فوق‌العاده هم باشه.‬

165
00:11:41,720 --> 00:11:43,080
‫هوم.‬

166
00:11:44,520 --> 00:11:47,039
‫جیمز: جو انگار هیچ‌وقت یاد نمی‌گیره.‬

167
00:11:47,040 --> 00:11:49,319
‫امروز تو اتاق هیئت‌مدیره،‬

168
00:11:49,320 --> 00:11:51,919
‫دربارهٔ بیوه‌ها و قمار‬
‫حرف می‌زد.‬

169
00:11:51,920 --> 00:11:55,279
‫اوه، سیریلِ بیچاره. وقتی می‌دونه
‫دارم می‌رم بیرون‬ چقدر غصه می‌خوره.‬

170
00:11:55,280 --> 00:11:57,039
‫می‌خوای بمونم و نوازشش کنم؟‬

171
00:11:57,040 --> 00:11:58,279
‫اوه، نه عزیزم!‬

172
00:11:58,280 --> 00:12:00,719
‫این تمامِ هدفِ امشب رو‬
‫خراب می‌کنه.‬

173
00:12:00,720 --> 00:12:02,519
‫هدف اینه که جون و من رو‬
‫جلوی کارترت‌ها آویزون کنیم‬

174
00:12:02,520 --> 00:12:04,159
‫و امیدوار باشیم طعمه رو بگیرن؟‬

175
00:12:04,160 --> 00:12:06,519
‫اون چیزی که پدرت درک نمی‌کنه،‬
‫نیازِ ما به هدایت شدن با‬

176
00:12:06,520 --> 00:12:08,279
‫فهم تجاریِ قوی هست.‬

177
00:12:08,280 --> 00:12:12,399
‫عزیزم، ما فقط می‌خوایم کسی رو پیدا کنی‬
‫که لیاقتِ تو رو داشته باشه.‬

178
00:12:12,400 --> 00:12:14,999
‫اگه می‌خوایم موقعیتمون رو به عنوان‬
‫کارگزارانِ برترِ لندن حفظ کنیم،‬

179
00:12:15,000 --> 00:12:17,959
‫هیئت‌مدیره باید نگران باشه.‬
‫و چقدر خوش‌تیپ به نظر می‌رسی.‬

180
00:12:17,960 --> 00:12:20,639
‫هیئت‌مدیره نگران خواهد بود.‬
‫اون دختر نمی‌تونه در برابرِ تو مقاومت کنه.‬

181
00:12:20,640 --> 00:12:22,440
‫من حتماً اینو تضمین می‌کنم.‬

182
00:12:46,640 --> 00:12:49,359
‫خانم کارترت، خوش‌حالم که‬
‫افتخار دادید به ما ملحق بشید.‬

183
00:12:49,360 --> 00:12:50,799
‫اوه، عزیزم.‬

184
00:12:50,800 --> 00:12:54,679
‫وقتی در کنارِ خانوادهٔ درخشانِ فورسایت‬
‫دیده بشی،‬

185
00:12:54,680 --> 00:12:56,679
‫کیه که این فرصت رو از دست بده؟‬

186
00:12:56,680 --> 00:12:58,799
‫هوم.‬

187
00:12:58,800 --> 00:13:01,400
‫دیدنِ این همه جوون‬
‫لذت‌بخشه...‬

188
00:13:02,400 --> 00:13:06,439
‫...اما ناراحت‌کننده است که فکر کنیم‬
‫به ندرت سرنوشتِ خودشون دستشونه.‬

189
00:13:06,440 --> 00:13:08,999
‫من دوست دارم فکر کنم ما نظراتشون رو‬
‫در نظر می‌گیریم.‬

190
00:13:09,000 --> 00:13:12,439
‫چیزی که مهمه سنته، ثبات.‬

191
00:13:12,440 --> 00:13:15,000
‫بدونِ تغییرِ نگهبان‌ها‬
‫با عجله و شتاب‌زدگی.‬

192
00:13:17,680 --> 00:13:19,959
‫اما آیا گاهی،‬
‫همین دیدگاهِ تازه نیست‬

193
00:13:19,960 --> 00:13:21,479
‫که دقیقاً مورد نیاز است؟‬

194
00:13:21,480 --> 00:13:23,720
‫به شرطی که نامزدِ پیشنهادی‬
‫از پسِ کار بربیاد.‬

195
00:13:25,080 --> 00:13:28,320
‫فهمیدم که شما یک خوانندهٔ مشتاقی.‬
‫اِ، خب، من...‬

196
00:13:30,480 --> 00:13:34,199
‫فرانکنشتاین رو خوندی؟‬

197
00:13:34,200 --> 00:13:35,559
‫اِ، نه، من...‬

198
00:13:35,560 --> 00:13:38,919
‫می‌بینی که با اون موجود‬
‫همدردی پیدا می‌کنی.‬

199
00:13:38,920 --> 00:13:42,039
‫اختیاری از خودش نداره،‬
‫مجبوره دستورات بقیه رو اجرا کنه،‬

200
00:13:42,040 --> 00:13:45,000
‫تا این که البته، شورش می‌کنه.‬

201
00:13:51,320 --> 00:13:54,040
‫آه، به نظر میاد‬
‫کیفِ پولم رو خونه جا گذاشتم.‬

202
00:13:55,080 --> 00:13:58,479
‫شاید بتونم پدرتون رو‬
‫متقاعد کنم.‬

203
00:13:58,480 --> 00:14:00,160
‫یا شاید اصلاً نخوری.‬

204
00:14:03,080 --> 00:14:04,999
‫اوه، پسرعموهای من.‬

205
00:14:05,000 --> 00:14:08,640
‫مامان، من فقط یه لحظه...‬
‫حتماً.‬

206
00:14:16,880 --> 00:14:18,120
‫اوه!‬

207
00:14:22,360 --> 00:14:23,720
‫هوم.‬

208
00:14:25,280 --> 00:14:28,480
‫معذرت می‌خوام.‬
‫آسیب دیدی؟‬

209
00:14:30,520 --> 00:14:32,999
‫به نظرت مثلِ بانویی هستم که‬
‫در مخمصه‌ گیر کرده؟‬

210
00:14:33,000 --> 00:14:34,560
‫برعکس.‬

211
00:14:35,800 --> 00:14:38,399
‫با دوستانت اینجایی؟‬
‫خانواده‌م.‬

212
00:14:38,400 --> 00:14:41,599
‫مادرم فکر می‌کنه اینجا بهترین جاست‬
‫که آدمای درست رو ببینی.‬

213
00:14:41,600 --> 00:14:43,359
‫آیا من تو اون دسته قرار می‌گیرم؟‬

214
00:14:43,360 --> 00:14:45,560
‫جداً شک دارم.‬

215
00:14:47,160 --> 00:14:48,480
‫بوی یک یاغی به مشامم می‌رسه؟‬

216
00:14:51,000 --> 00:14:52,200
‫جون فورسایت.‬

217
00:14:54,160 --> 00:14:55,240
‫فیلیپ بوسینی.‬

218
00:14:57,560 --> 00:14:59,040
‫ماجراجو.‬

219
00:15:06,480 --> 00:15:09,760
‫دخترا: زود باش!‬

220
00:15:23,560 --> 00:15:26,439
‫♪ خداحافظ‬

221
00:15:26,440 --> 00:15:29,959
‫♪ ای گذشته‬

222
00:15:29,960 --> 00:15:33,239
‫♪ رؤیاهای زیبا‬

223
00:15:33,240 --> 00:15:37,799
‫♪ و خندان... ♪‬

224
00:15:38,960 --> 00:15:44,359
‫♪ گل‌های رزِ صورتت‬

225
00:15:44,360 --> 00:15:47,879
‫♪ حالا... ♪‬

226
00:15:47,880 --> 00:15:50,559
‫هوم.‬
‫هوم.‬

227
00:15:50,560 --> 00:15:52,799
‫من تراویاتا رو می‌پرستم.‬

228
00:15:52,800 --> 00:15:54,919
‫آدم رو آب می‌کنه،‬
‫نمی‌کنه؟‬

229
00:15:54,920 --> 00:15:59,119
‫♪ پشتیبان‬

230
00:15:59,120 --> 00:16:04,399
‫♪ آن بانویِ منحرف‬

231
00:16:04,400 --> 00:16:07,159
‫♪ لبخند بزن‬

232
00:16:07,160 --> 00:16:11,079
‫♪ به آرزو‬

233
00:16:11,080 --> 00:16:13,359
‫♪ برای او‬

234
00:16:13,360 --> 00:16:18,159
‫♪ آه، ببخش‬

235
00:16:18,160 --> 00:16:21,839
‫♪ تو او را بپذیر‬

236
00:16:21,840 --> 00:16:25,440
‫♪ ای خدا‬

237
00:16:30,600 --> 00:16:36,999
‫♪ اکنون تو‬

238
00:16:37,000 --> 00:16:40,479
‫♪ همه‌چیز‬

239
00:16:40,480 --> 00:16:45,439
‫♪ به پایان رسید. ♪‬

240
00:17:04,800 --> 00:17:07,759
‫دلت برام تنگ شده بود، شیرینم؟‬

241
00:17:07,760 --> 00:17:11,560
‫اوه، قهر نکن.‬
‫قول می‌دم جبران کنم.‬

242
00:17:12,760 --> 00:17:16,280
‫تراویاتا همیشه تأثیرگذاره.‬
‫عشقِ از دست رفته و این حرف‌ها.‬

243
00:17:20,160 --> 00:17:23,120
‫شاید باید عشقِ پیدا شده رو جشن بگیریم.‬

244
00:17:24,240 --> 00:17:25,440
‫شاید باید این کار رو بکنیم.‬

245
00:17:42,280 --> 00:17:44,600
‫باور می‌کنی جون امشب چطور بود؟‬

246
00:17:45,840 --> 00:17:48,080
‫مُصمم بود که همکاری نکنه.‬

247
00:17:50,000 --> 00:17:53,040
‫کارترت‌ها، نقشه‌های ما.‬

248
00:17:54,640 --> 00:17:56,240
‫باهاش حرف می‌زنی؟‬

249
00:17:57,320 --> 00:17:58,640
‫چی بگم؟‬

250
00:17:59,760 --> 00:18:02,280
‫این که برای هر کاری زمانی هست و جایی.‬

251
00:18:03,480 --> 00:18:05,720
‫و زمانِ جون الانه.‬

252
00:18:08,640 --> 00:18:10,080
‫اون ۱۸ سالشه.‬

253
00:18:12,440 --> 00:18:15,640
‫باید کارهای بچگانه رو کنار بذاره.‬

254
00:18:17,960 --> 00:18:20,239
‫اون تو رو می‌پرسته.‬

255
00:18:20,240 --> 00:18:24,800
‫اگه بهش بگی ما فقط کسی رو انتخاب می‌کنیم‬
‫که لیاقتش رو داشته باشه...‬

256
00:18:28,720 --> 00:18:32,040
‫اما شاید تو فکر می‌کنی پدرت‬
‫انتخابِ اشتباهی برای تو کرد؟‬

257
00:18:44,600 --> 00:18:46,160
‫من خودم انتخاب کردم.‬

258
00:19:16,680 --> 00:19:18,120
‫باید بری.‬

259
00:19:21,120 --> 00:19:22,680
‫نمی‌تونم تحمل کنم که ترکت کنم.‬

260
00:19:25,280 --> 00:19:26,840
‫خانواده‌ت بهت نیاز دارن.‬

261
00:19:28,120 --> 00:19:30,000
‫پدرت احضارت کرده که برگردی خونه.‬

262
00:19:31,080 --> 00:19:32,320
‫وقتی برگردم...‬

263
00:19:33,600 --> 00:19:34,760
‫...تو کجا خواهی بود؟‬

264
00:19:36,000 --> 00:19:37,360
‫فلورانس؟ رُم؟‬

265
00:19:39,200 --> 00:19:42,359
‫برام نامه می‌نویسی،‬
‫بهم می‌گی کجا هستی؟‬

266
00:19:42,360 --> 00:19:43,680
‫جو، بسه.‬

267
00:19:46,560 --> 00:19:47,960
‫بیا تظاهر نکنیم.‬

268
00:19:50,200 --> 00:19:51,320
‫چی رو؟‬

269
00:19:52,360 --> 00:19:54,119
‫این چند ماهِ گذشته...‬

270
00:19:54,120 --> 00:19:55,759
‫باارزش‌ترین روزهای زندگیِ من بودن.‬

271
00:19:55,760 --> 00:19:57,680
‫برای منم همین‌طور. اما...‬

272
00:19:59,320 --> 00:20:01,360
‫...ما همیشه می‌دونستیم‬
‫که به پایان می‌رسن.‬

273
00:20:03,200 --> 00:20:05,119
‫چرا باید به پایان برسن؟‬

274
00:20:05,120 --> 00:20:09,119
‫چون من خدمتکارِ بانوهام،‬
‫و شما یک جنتلمن هستید.‬

275
00:20:09,120 --> 00:20:12,440
‫چی؟ مگه هیچ جنتلمنی با‬
‫خدمتکارِ بانوها ازدواج نکرده؟‬

276
00:20:14,560 --> 00:20:15,760
‫داری خواب می‌بینی.‬

277
00:20:18,720 --> 00:20:20,080
‫باور کن، خواب نمی‌بینم.‬

278
00:20:23,320 --> 00:20:26,799
‫اگه یک سالِ دیگه هم‬
‫همین احساس رو داشتی...‬

279
00:20:26,800 --> 00:20:28,840
‫من تا ۵۰ سال دیگه هم‬
‫همین احساس رو دارم.‬

280
00:20:34,440 --> 00:20:35,800
‫پس من آدرست رو دارم.‬

281
00:20:37,240 --> 00:20:38,960
‫نامه می‌نویسم.‬

282
00:20:42,560 --> 00:20:43,880
‫هر جا که باشی...‬

283
00:20:46,160 --> 00:20:47,520
‫...میام پیشت.‬

284
00:21:24,760 --> 00:21:26,079
‫جو...‬
‫لوئیزا.‬

285
00:21:26,080 --> 00:21:27,440
‫لوئیزا، لطفاً.‬

286
00:21:40,880 --> 00:21:42,440
‫لطفاً صداتو بیار پایین.‬

287
00:21:44,040 --> 00:21:45,600
‫دستیارم خوابیده.‬

288
00:21:48,080 --> 00:21:49,560
‫چرا اومدی؟‬

289
00:21:53,200 --> 00:21:54,960
‫صادقانه بگم، نمی‌دونم.‬

290
00:21:58,520 --> 00:22:00,520
‫اومدم تا ثابت کنم تو زاییدهٔ خیالِ من نیستی؟‬

291
00:22:04,280 --> 00:22:08,720
‫یا برای دیدنِ تنها کسی...‬
‫که من رو کاملاً درک می‌کرد.‬

292
00:22:10,600 --> 00:22:13,679
‫می‌کرد. ما حالا خیلی فرق داریم.‬

293
00:22:13,680 --> 00:22:15,080
‫و با این حال اینجاییم.‬

294
00:22:27,000 --> 00:22:28,440
‫هنوز نقاشی می‌کنی؟‬

295
00:22:32,080 --> 00:22:33,200
‫به ندرت.‬

296
00:22:34,640 --> 00:22:37,320
‫یکی از چیزهای زیادی بود که‬
‫ترکشون کردم تا به خدای تجارت خدمت کنم.‬

297
00:22:39,800 --> 00:22:41,120
‫از شنیدنش ناراحتم.‬

298
00:22:43,920 --> 00:22:46,960
‫حالا در موردِ شوهرت بگو.‬
‫شوهرِ درگذشته‌م.‬

299
00:22:48,040 --> 00:22:51,280
‫اصلاً فایده‌ای داره...؟‬
‫خب، خوش‌حال بودی؟‬

300
00:22:54,160 --> 00:22:55,680
‫دوستش داشتی؟‬

301
00:23:00,600 --> 00:23:04,120
‫اِ، اون دستیارمه.‬
‫اِ، اون توی خواب راه می‌ره.‬

302
00:23:05,400 --> 00:23:06,520
‫باید بری.‬

303
00:23:07,880 --> 00:23:09,960
‫لطفاً دیگه اینجا نیا.‬

304
00:25:01,920 --> 00:25:03,600
‫هوم.‬

305
00:25:09,560 --> 00:25:11,079
‫نیازی نبود انقدر‬
‫به زحمت بیفتی.‬

306
00:25:11,080 --> 00:25:13,999
‫من با نون و پنیر هم خوش‌حالم.‬
‫اوه، منم همین‌طور.‬

307
00:25:14,000 --> 00:25:16,799
‫و وقتی طبیعت یک ضیافت‬
‫برای روح مهیا می‌کنه،‬

308
00:25:16,800 --> 00:25:18,440
‫آدم دیگه به چی نیاز داره؟‬

309
00:25:20,320 --> 00:25:23,160
‫وقتی پاریس زندگی می‌کردیم،‬
‫کنارِ سِن پیک‌نیک می‌کردیم.‬

310
00:25:27,000 --> 00:25:28,559
‫اونجا خوش‌حال بودی.‬

311
00:25:28,560 --> 00:25:31,439
‫وقتی مادرم زنده بود‬
‫و می‌تونستم رقصیدنش رو تماشا کنم.‬

312
00:25:31,440 --> 00:25:33,719
‫و مقدر شده بود که تو راهِ اون رو‬
‫دنبال کنی؟‬

313
00:25:33,720 --> 00:25:35,560
‫همون‌طور که مقدر شده بود‬
‫تو راهِ پدرت رو دنبال کنی؟‬

314
00:25:38,360 --> 00:25:40,440
‫به نظر میاد که تو اعداد استعداد دارم.‬

315
00:25:41,840 --> 00:25:44,639
‫اون‌ها به روشِ خودشون،‬
‫جادویی دارن که من رو مجذوب می‌کنه.‬

316
00:25:44,640 --> 00:25:46,599
‫تو باعث می‌شی‬
‫اون‌ها کاملاً مرموز به نظر برسن.‬

317
00:25:46,600 --> 00:25:49,360
‫خب، همین‌طور هم هستن.‬
‫اما در عینِ حال خیلی کاربردی.‬

318
00:25:50,600 --> 00:25:54,879
‫مثلِ تو، آدم تکنیک‌ها رو یاد می‌گیره،‬
‫مهارتش رو تمرین می‌کنه.‬

319
00:25:54,880 --> 00:25:59,040
‫اما فراتر از اون...‬
‫آدم یاد می‌گیره به غریزه‌ش اعتماد کنه.‬

320
00:26:02,240 --> 00:26:04,079
‫دقیقاً همین‌طوره.‬

321
00:26:04,080 --> 00:26:06,599
‫البته که من ادعای‬
‫هیچ نوعِ هنرمندی رو ندارم.‬

322
00:26:06,600 --> 00:26:09,680
‫شاید خودت رو دستِ کم می‌گیری.‬

323
00:26:11,000 --> 00:26:18,000


324
00:26:19,680 --> 00:26:24,679
‫رقصت، تنها حرفه‌ایه که‬
‫تا حالا بهش فکر کردی؟‬

325
00:26:24,680 --> 00:26:28,359
‫تمامِ زندگیم رو برای اون آماده شدم.‬
‫و اگر تستِ انتخابیم خوب پیش بره...‬

326
00:26:28,360 --> 00:26:29,599
‫تستِ انتخابی؟‬

327
00:26:29,600 --> 00:26:32,319
‫جواهراتم رو فروختم که برم و شانسِ‬
‫پیوستن به گروهِ باله رو امتحان کنم.‬

328
00:26:32,320 --> 00:26:35,039
‫تو پاریس؟‬
‫بله، تو پاریس.‬

329
00:26:35,040 --> 00:26:36,680
‫و این قراره کی باشه؟‬

330
00:26:38,320 --> 00:26:39,720
‫یک ماهِ دیگه می‌رم.‬

331
00:26:40,760 --> 00:26:42,520
‫اوه.‬

332
00:26:50,360 --> 00:26:53,679
‫من مطمئنم که اون خانم کارترت رو‬
‫هدف گرفته.‬

333
00:26:53,680 --> 00:26:58,359
‫پارگتر بهم گفت امروز بعدازظهر‬
‫باهاش کنارِ رودخونه پیک‌نیک داره!‬

334
00:26:58,360 --> 00:27:01,679
‫که فقط می‌تونه به این معنی باشه...‬
‫یک اعلامیهٔ قریب‌الوقوع.‬

335
00:27:01,680 --> 00:27:06,239
‫مطمئنم همه موافقیم که اولیویا کارترت‬
‫انتخابِ عالی‌ایه.‬

336
00:27:06,240 --> 00:27:10,480
‫قطعاً برای مردی که مقدر شده‬
‫رئیس بشه، مناسبه.‬

337
00:27:11,560 --> 00:27:12,600
‫خانم هرون...‬

338
00:27:13,760 --> 00:27:15,679
‫...ما فقط چند هفته‌ست‬
‫که همدیگه رو می‌شناسیم،‬

339
00:27:15,680 --> 00:27:18,439
‫پس من هیچ حقّی ندارم که‬
‫هیچ انتخابی رو زیر سؤال ببرم.‬

340
00:27:18,440 --> 00:27:20,199
‫اما امروز وقتی شنیدم
‫دربارهٔ پاریس حرف می‌زدی...‬

341
00:27:20,200 --> 00:27:22,039
‫آه، فکر کردی من بی‌احتیاط و‬
‫بی‌مسئولیتم.‬

342
00:27:22,040 --> 00:27:23,679
‫به هیچ وجه.‬

343
00:27:23,680 --> 00:27:26,639
‫اون انگیزه، اون اشتیاق رو درک کردم،‬

344
00:27:26,640 --> 00:27:29,999
‫و تشخیص دادم که دلم می‌خواد‬
‫تشویقش کنم.‬

345
00:27:30,000 --> 00:27:31,439
‫تشویق کنی؟‬

346
00:27:31,440 --> 00:27:34,439
‫درسته که پاریس کمی‬
‫شهرتِ مشکوکی داره...‬

347
00:27:35,640 --> 00:27:37,959
‫...اگرچه خودم‬
‫اون رو فریبنده دیدم.‬

348
00:27:37,960 --> 00:27:39,239
‫شما قبلاً اونجا بودید؟‬

349
00:27:39,240 --> 00:27:41,199
‫در جوانی،‬

350
00:27:41,200 --> 00:27:43,519
‫و بدم نمیاد دوباره ازش دیدن کنم...‬

351
00:27:43,520 --> 00:27:46,359
‫اگر شما اونجا باشید.‬

352
00:27:46,360 --> 00:27:50,639
‫هرچند، خانوادهٔ من، خب،‬
‫بدونِ شک مخالفت خواهند کرد.‬

353
00:27:50,640 --> 00:27:53,200
‫شاید لازم نباشه بهشون بگیم.‬

354
00:28:08,680 --> 00:28:10,200
‫خانم فورسایت.‬

355
00:28:12,920 --> 00:28:15,120
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم.‬

356
00:28:16,520 --> 00:28:18,520
‫نمی‌شینید؟‬

357
00:28:23,560 --> 00:28:25,800
‫همیشه در موردِ تو‬
‫کنجکاو بودم...‬

358
00:28:27,360 --> 00:28:29,880
‫...دختری که برای اولین بار‬
‫قلبِ جو رو تسخیر کرد.‬

359
00:28:31,520 --> 00:28:33,839
‫نه این که او هرگز‬
‫دربارهٔ تو حرف زده باشه.‬

360
00:28:33,840 --> 00:28:36,039
‫آدم فقط به طور غریزی می‌دونه...‬

361
00:28:36,040 --> 00:28:38,360
‫...که نفرِ اول نبوده.‬

362
00:28:42,240 --> 00:28:44,120
‫چی باعث شد بیای خونهٔ من؟‬

363
00:28:45,680 --> 00:28:48,560
‫ازم خواهش کردی.‬
‫و تو کنجکاو بودی.‬

364
00:28:50,120 --> 00:28:51,719
‫و امیدوار بودی اون رو ببینی؟‬

365
00:28:51,720 --> 00:28:53,719
‫من هرگز تلاش نکردم که اون رو ببینم.‬
‫من...‬

366
00:28:53,720 --> 00:28:55,319
‫من هیچ‌وقت تلاش نکردم باهاش تماس بگیرم،‬

367
00:28:55,320 --> 00:28:57,440
‫من... من هیچ‌وقت ازش‬
‫چیزی نخواستم.‬

368
00:28:59,000 --> 00:29:02,079
‫اون دربارهٔ بچه‌ها می‌دونه؟‬
‫نه.‬

369
00:29:02,080 --> 00:29:04,519
‫درک می‌کنی که اون هرگز نباید بدونه.‬

370
00:29:04,520 --> 00:29:07,119
‫این کار نابودش می‌کنه.‬

371
00:29:07,120 --> 00:29:09,839
‫تو کارِ اون، آبرو همه‌چیزه.‬

372
00:29:09,840 --> 00:29:11,639
‫و تو کارِ من.‬

373
00:29:11,640 --> 00:29:15,839
‫من با دستِ خالی اومدم اینجا،‬
‫به تنهایی دو تا بچه‌ رو بزرگ کردم...‬

374
00:29:15,840 --> 00:29:18,519
‫...در حالی که داشتم یک کسب‌وکار‬
‫هم می‌ساختم.‬

375
00:29:18,520 --> 00:29:21,319
‫جداً فکر می‌کنی که می‌خوام‬
‫اسمِ خوبِ خودم رو به خطر بندازم؟‬

376
00:29:21,320 --> 00:29:22,800
‫و اگه اون بخواد تو رو ببینه؟‬

377
00:29:25,640 --> 00:29:27,160
‫بهش می‌گم بره.‬

378
00:30:27,400 --> 00:30:30,079
‫فکر می‌کردم روزهای خط‌خطی کردنِ تو‬
‫خیلی وقته تموم شده.‬

379
00:30:30,080 --> 00:30:31,759
‫چیزی می‌خواستی، سومز؟‬

380
00:30:31,760 --> 00:30:33,280
‫شاید باید همه‌ش رو ول کنی.‬

381
00:30:34,480 --> 00:30:37,760
‫از این کارِ سخت دست بکشی، و هر چقدر‬
‫دلت می‌خواد نقاشی کنی.‬

382
00:30:38,960 --> 00:30:40,120
‫شاید باید این کار رو بکنم.‬

383
00:30:41,680 --> 00:30:42,880
‫چرا نمی‌کنی؟‬

384
00:30:44,160 --> 00:30:47,480
‫از پدرِ من بپرس، یا پدرِ خودت.‬
‫آه، البته.‬

385
00:30:49,240 --> 00:30:51,040
‫تو اینجایی تا ما رو نجات بدی.‬

386
00:30:52,760 --> 00:30:54,000
‫چه کارِ شرافتمندانه‌ای.‬

387
00:30:57,800 --> 00:30:59,080
‫روز خوبی داشته باشی، سومز.‬

388
00:31:11,880 --> 00:31:15,239
‫اولین باری که تو آکسفورد مشت‌زنی کردیم،‬
‫چی گفتم؟‬

389
00:31:15,240 --> 00:31:17,880
‫این که هیچ‌وقت مبارز نمی‌شم‬
‫چون نظم و انضباط ندارم.‬

390
00:31:19,920 --> 00:31:22,279
‫تعجب می‌کنم چطور با هم دوست شدیم.‬

391
00:31:22,280 --> 00:31:24,359
‫چون هر دومون به کیسه‌بوکس نیاز داشتیم.‬

392
00:31:24,360 --> 00:31:26,399
‫و من دلم برای سومز تنگ شده بود.‬

393
00:31:28,800 --> 00:31:30,480
‫خب، برادر...‬

394
00:31:31,960 --> 00:31:35,079
‫...تعدادی از ما با هم حرف می‌زدیم،‬
‫و اِ... خب،‬

395
00:31:35,080 --> 00:31:37,879
‫ما مشتاقیم که چشم‌انداز جو رو‬
‫برای شرکت بشنویم.‬

396
00:31:37,880 --> 00:31:39,079
‫چشم‌انداز؟‬
‫اوهوم.‬

397
00:31:39,080 --> 00:31:42,120
‫قبل از رأی‌گیری.‬
‫کدوم رأی‌گیری؟‬

398
00:31:43,160 --> 00:31:45,159
‫هیچ رأی‌گیری‌ای در کار نیست.‬
‫تصمیم با منه.‬

399
00:31:45,160 --> 00:31:47,919
‫آره، اما باید تصویب بشه.‬
‫این سنته.‬

400
00:31:47,920 --> 00:31:50,879
‫پسرِ ارشد به پسرِ ارشد.‬

401
00:31:50,880 --> 00:31:52,519
‫خب، با احترام...‬

402
00:31:52,520 --> 00:31:55,159
‫خب، شما با سنت شکنی کردی‬
‫وقتی جو رو قبل از مرگِ خودت‬

403
00:31:55,160 --> 00:31:56,959
‫به ریاست نشوندی.‬

404
00:31:56,960 --> 00:31:58,680
‫با این حال...‬
‫منظورم اینه، مطمئناً...‬

405
00:31:59,720 --> 00:32:00,879
‫...می‌خواید که تمامِ هیئت‌مدیره‬

406
00:32:00,880 --> 00:32:03,479
‫کاملاً پشتِ انتصابِ جدید‬
‫باشن؟‬

407
00:32:03,480 --> 00:32:05,880
‫فکر نکن نمی‌دونم دنبالِ چی هستی.‬

408
00:32:07,000 --> 00:32:09,799
‫تو جایزه رو برای سومز نشونه گرفتی.‬

409
00:32:09,800 --> 00:32:12,760
‫فکر می‌کنم هر دومون می‌دونیم‬
‫اون مردِ بهتری برای این کاره.‬

410
00:32:23,200 --> 00:32:25,519
‫آیزاک؟ اِ، فقط کنجکاوم،‬

411
00:32:25,520 --> 00:32:28,559
‫آیا از شرکای دیگه‬
‫چیزی حس کردی‬

412
00:32:28,560 --> 00:32:30,680
‫در موردِ ارتقای جو چی فکر می‌کنن؟‬

413
00:32:32,200 --> 00:32:34,079
‫من می‌دونم چی فکر می‌کنم.‬

414
00:32:34,080 --> 00:32:35,280
‫بگو بهم.‬

415
00:32:36,320 --> 00:32:39,519
‫اون پرشوره،‬
‫و برای مصالحه مشکل داره.‬

416
00:32:39,520 --> 00:32:43,919
‫هوم. اما به خاطرِ همینه که‬
‫این شرکت بهش نیاز داره.‬

417
00:32:43,920 --> 00:32:47,600
‫تو این ده سال،‬
‫اون هرگز شما رو ناامید نکرده.‬

418
00:32:49,520 --> 00:32:51,160
‫باور ندارم که هرگز این کار رو بکنه.‬

419
00:32:53,960 --> 00:32:55,360
‫ممنونم، آیزاک.‬

420
00:33:07,240 --> 00:33:08,680
‫پدرت همین الان به من گفت.‬

421
00:33:09,960 --> 00:33:13,239
‫غیرقابل باوره، ایدهٔ رأی‌گیری؟ !‬

422
00:33:13,240 --> 00:33:14,839
‫انتظار می‌رفت.‬

423
00:33:14,840 --> 00:33:17,279
‫خب، می‌دونی جیمز داره برنامه‌ریزی می‌کنه‬
‫که تو شکست بخوری.‬

424
00:33:17,280 --> 00:33:18,680
‫درسته.‬

425
00:33:19,840 --> 00:33:21,200
‫ناامیدش کن.‬

426
00:33:23,040 --> 00:33:25,600
‫تو چشم‌انداز رو داری، توانایی رو داری.‬

427
00:33:26,920 --> 00:33:28,120
‫تو لیاقتش رو داری.‬

428
00:33:29,360 --> 00:33:30,719
‫ما لیاقتش رو داریم.‬

429
00:33:30,720 --> 00:33:34,720
‫پس بذاریم در موردِ قدمِ بعدیمون‬
‫خیلی حساب‌شده عمل کنیم.‬

430
00:33:36,440 --> 00:33:39,400
‫و اون رو تو یک لحظهٔ جنون‬
‫به هدر ندیم.‬

431
00:33:55,640 --> 00:33:58,039
‫سیریل. دست بده.‬

432
00:33:58,040 --> 00:34:01,639
‫دست بده. دست بده.‬

433
00:34:01,640 --> 00:34:04,599
‫سیریل، دست بده. دست بده... آخ!‬

434
00:34:04,600 --> 00:34:07,199
‫آفرین، سیریل.‬

435
00:34:07,200 --> 00:34:10,239
‫خیلی بامزه‌ست.‬
‫بفرمایید، سگِ باهوش.‬

436
00:34:13,640 --> 00:34:15,679
‫یک نفر از خودش راضی به نظر می‌رسه.‬

437
00:34:15,680 --> 00:34:19,359
‫خانم کارترت خوش‌حاله!‬
‫سومز خوش‌حاله، اگر عقل تو سرش باشه!‬

438
00:34:19,360 --> 00:34:23,039
‫که مطمئنم هست.‬
‫خب، نباید دیر کنم.‬

439
00:34:23,040 --> 00:34:27,079
‫به جون گفتم با خودم می‌برمش،‬
‫اما فرانسیس بهش اجازه نداده بره.‬

440
00:34:27,080 --> 00:34:29,560
‫کجا بره؟‬
‫پیشِ خیاط، خانم لوئیزا.‬

441
00:34:30,760 --> 00:34:34,199
‫که لباسِ عروس هم می‌دوزه.‬
‫چرا فرانسیس بهش اجازه نداد؟‬

442
00:34:34,200 --> 00:34:36,359
‫نمی‌دونم،‬
‫اما کاملاً اصرار داشت.‬

443
00:34:36,360 --> 00:34:37,839
‫«جون نباید بره».‬

444
00:34:37,840 --> 00:34:39,959
‫خب، من خودم دارم می‌رم شهر.‬
‫می‌تونم برسونمت؟‬

445
00:34:39,960 --> 00:34:41,080
‫خیابانِ سیلک تو سوهو؟‬

446
00:34:42,600 --> 00:34:45,479
‫یک جواهرفروشی نزدیکِ اونجاست.‬
‫نمی‌خوای به ما ملحق بشی؟‬

447
00:34:45,480 --> 00:34:48,320
‫ممنونم، نه.‬
‫من خودم کارام رو ردیف می‌کنم.‬

448
00:34:57,360 --> 00:35:01,200
‫عزیزم. حالت خوبه؟‬
‫آره.‬

449
00:35:03,400 --> 00:35:07,000
‫یعنی، یک موضوعی توجهِ من رو‬
‫جلب کرده.‬

450
00:35:08,600 --> 00:35:10,480
‫مطمئن نیستم چطور باید مدیریتش کنم.‬

451
00:35:15,440 --> 00:35:18,320
‫اون خانم، اِ...‬
‫خانم دارتی هستن؟‬

452
00:35:24,240 --> 00:35:25,560
‫اِ، خانم بِرن خونه‌ هستن؟‬

453
00:35:29,920 --> 00:35:32,840
‫بچه‌ها، اون‌ها رو بذارید زمین. بیاید اینجا.‬

454
00:35:38,560 --> 00:35:39,720
‫سلام.‬

455
00:35:41,280 --> 00:35:43,120
‫آیا شما...؟‬
‫بچه‌های من، بله.‬

456
00:35:52,040 --> 00:35:54,839
‫و پدرشون؟‬
‫فوت کردن.‬

457
00:35:54,840 --> 00:35:58,960
‫خیلی وقت پیش،‬
‫قبل از این که ما به دنیا بیایم.‬

458
00:36:01,360 --> 00:36:03,319
‫چند سالته؟‬
‫ده سال.‬

459
00:36:03,320 --> 00:36:05,479
‫هانا، بچه‌ها رو ببر.‬
‫اما، مامان...‬

460
00:36:05,480 --> 00:36:07,679
‫لطفاً هر چی می‌گم انجام بده.‬
‫باید با این آقا صحبت کنم.‬

461
00:36:07,680 --> 00:36:08,960
‫زود میام پیشتون.‬

462
00:36:22,240 --> 00:36:23,960
‫پدرشون کیه؟‬

463
00:36:27,040 --> 00:36:28,640
‫اون مُرده؟‬

464
00:36:30,120 --> 00:36:31,280
‫مُرده؟‬

465
00:36:37,920 --> 00:36:39,040
‫تقریباً همین‌طوره.‬

466
00:36:44,840 --> 00:36:47,479
‫خدای من، لوئیزا،‬
‫نمی‌تونستی به من بگی؟‬

467
00:36:47,480 --> 00:36:48,720
‫چی باید می‌گفتم؟‬

468
00:36:50,240 --> 00:36:52,760
‫من هیچ ادعایی نسبت به تو نداشتم.‬
‫ما به زور همدیگه رو می‌شناختیم.‬

469
00:36:54,400 --> 00:36:57,960
‫من خودم رو همون‌طوری که بودم دیدم -‬
‫یک تفریحِ موقت.‬

470
00:37:00,160 --> 00:37:01,599
‫من عاشقت بودم!‬

471
00:37:01,600 --> 00:37:03,839
‫تو من رو می‌خواستی، همون‌طور که من تو رو.‬

472
00:37:03,840 --> 00:37:07,879
‫و اون‌چه که داشتیم... کوتاه و بی‌ملاحظه بود‬

473
00:37:07,880 --> 00:37:10,320
‫و هرگز نمی‌تونست به جایی برسه.‬

474
00:37:14,120 --> 00:37:16,479
‫بعد از ونیز باید دنبالم می‌گشتی.‬

475
00:37:16,480 --> 00:37:17,959
‫تو خانوادهٔ من رو می‌دونستی،‬
‫اسمم رو می‌دونستی.‬

476
00:37:17,960 --> 00:37:21,479
‫من دنبالت گشتم...‬
‫وقتی فهمیدم باردارم.‬

477
00:37:21,480 --> 00:37:23,639
‫قصد داشتم که‬
‫حتماً پیدات کنم.‬

478
00:37:23,640 --> 00:37:24,920
‫پس چرا این کار رو نکردی؟‬

479
00:37:26,280 --> 00:37:28,680
‫من تو روزنامه در موردِ ازدواجت خوندم.‬

480
00:37:31,200 --> 00:37:33,800
‫دیگه چی کار می‌تونستم بکنم‬
‫جز این که خودم کارام رو ردیف کنم؟‬

481
00:37:35,360 --> 00:37:37,640
‫به اندازهٔ کافی پول دربیاورم تا‬
‫برای زایمانم کنار بذارم؟‬

482
00:37:38,640 --> 00:37:40,119
‫تعمیر لباس و گلدوزی قبول می‌کردم،‬

483
00:37:40,120 --> 00:37:42,800
‫هر کاری که می‌تونستم‬
‫تا برای بچه‌م تأمین کنم.‬

484
00:37:44,760 --> 00:37:46,719
‫که در نهایت دو تا بچه بود.‬

485
00:37:46,720 --> 00:37:49,599
‫اما اگه بهم می‌گفتی...‬
‫بعد چی؟‬

486
00:37:49,600 --> 00:37:52,520
‫تو زن داشتی،‬
‫فرزندخوانده، یک نامِ خانوادگی.‬

487
00:37:55,160 --> 00:37:57,000
‫قرار بود من رازِ گناه‌آلودِ تو باشم؟‬

488
00:37:58,400 --> 00:38:00,800
‫بهتر بود خودم برای بچه‌هام تأمین کنم.‬

489
00:38:02,440 --> 00:38:04,120
‫بچه‌های ما.‬

490
00:38:07,080 --> 00:38:09,600
‫بچه‌های ما.‬

491
00:38:11,000 --> 00:38:12,400
‫اون‌ها هرگز نباید بفهمن.‬

492
00:38:15,120 --> 00:38:16,840
‫لطفاً کار رو سخت نکن.‬

493
00:38:19,080 --> 00:38:21,359
‫لازم نیست زندگیِ ما‬
‫به هم بریزه‬

494
00:38:21,360 --> 00:38:23,280
‫فقط به این دلیل که‬
‫دوباره همدیگه رو ملاقات کردیم.‬

495
00:38:31,800 --> 00:38:33,080
‫هر طور که بخوای.‬

496
00:38:36,320 --> 00:38:38,240
‫اما اول، می‌خوام دوباره‬
‫بچه‌ها رو ببینم.‬

497
00:38:40,360 --> 00:38:41,720
‫این کار رو نکن.‬

498
00:38:43,760 --> 00:38:45,640
‫لطفاً بذار ببینمشون، لوئیزا.‬

499
00:38:47,520 --> 00:38:48,680
‫لطفاً.‬

500
00:39:02,120 --> 00:39:03,560
‫بچه‌ها، بیاید اینجا.‬

501
00:39:07,640 --> 00:39:08,880
‫و قطعیه؟‬

502
00:39:10,080 --> 00:39:11,360
‫بچه‌ها مالِ اونن؟‬

503
00:39:12,440 --> 00:39:13,720
‫بدونِ شک.‬

504
00:39:16,320 --> 00:39:19,919
‫و اون نمی‌دونه؟ آیا کسِ دیگه‌ای می‌دونه؟‬

505
00:39:19,920 --> 00:39:21,679
‫و نباید هم بدونن.‬

506
00:39:21,680 --> 00:39:24,679
‫مخصوصاً جیمز و سومز.‬
‫دقیقاً.‬

507
00:39:24,680 --> 00:39:26,759
‫این دختر چقدر قابل‌اعتماده؟‬

508
00:39:26,760 --> 00:39:30,039
‫ممکنه تهدید کنه که لوِش می‌ده؟‬
‫باور ندارم این کار رو بکنه.‬

509
00:39:30,040 --> 00:39:32,119
‫داره نقش یه بیوه رو بازی می‌کنه...‬

510
00:39:32,120 --> 00:39:34,320
‫خوبه.‬
‫...و یه خیاطِ آبرومنده.‬

511
00:39:35,720 --> 00:39:38,440
‫پس ما مطمئن‌ایم که‬
‫این موضوع دیگه کش پیدا نمی‌کنه.‬

512
00:39:39,640 --> 00:39:40,840
‫همین‌طوره.‬

513
00:39:48,600 --> 00:39:49,600
‫بیا.‬

514
00:39:50,760 --> 00:39:53,040
‫ایشون یکی از دوستای من هستن.‬

515
00:40:00,680 --> 00:40:02,400
‫سلام.‬

516
00:40:04,560 --> 00:40:06,119
‫من جو هستم.‬

517
00:40:06,120 --> 00:40:08,000
‫چه جالب! منم همین‌طور.‬

518
00:40:09,800 --> 00:40:12,360
‫ولی همه منو جاس صدا می‌کنن.‬

519
00:40:14,800 --> 00:40:16,200
‫می‌تونم جاس صداتون کنم؟‬

520
00:40:21,720 --> 00:40:23,359
‫من هالی هستم.‬

521
00:40:23,360 --> 00:40:26,000
‫می‌دونم سنش بیشتر می‌زنه،‬
‫ولی ما دوقلوییم.‬

522
00:40:29,840 --> 00:40:31,400
‫از ملاقاتت خوش‌وقتم، هالی.‬

523
00:40:32,920 --> 00:40:34,240
‫داری گریه می‌کنی؟‬

524
00:40:37,680 --> 00:40:39,400
‫بله، دارم گریه می‌کنم.‬

525
00:40:41,160 --> 00:40:42,360
‫ناراحتی؟‬

526
00:40:43,920 --> 00:40:44,920
‫نه.‬

527
00:40:46,480 --> 00:40:47,640
‫خوش‌حالم.‬

528
00:40:50,360 --> 00:40:52,240
‫خوش‌حال‌تر از اون چیزی که فکرشو می‌کنی.‬

529
00:40:55,640 --> 00:40:56,880
‫ببخشید.‬

530
00:40:59,080 --> 00:41:02,119
‫نمی‌خوام شما رو بترسونم.‬
‫اصلاً قصد این کار رو ندارم.‬

531
00:41:02,120 --> 00:41:03,600
‫لطفاً باید برید.‬

532
00:41:04,680 --> 00:41:06,399
‫قراره مشتری داشته باشم.‬

533
00:41:06,400 --> 00:41:08,480
‫درِ پشتی، از این طرف.‬

534
00:41:16,360 --> 00:41:18,120
‫لطفاً دیگه اینجا نیاید.‬

535
00:41:37,960 --> 00:41:39,120
‫شام می‌بینمت، بابا.‬

536
00:41:50,320 --> 00:41:52,920
‫جاس، هالی، یالا.‬

537
00:41:54,160 --> 00:41:56,800
‫ولی مامان، من نمی‌خوام...‬
‫ممنونم، هالی.‬

538
00:42:06,600 --> 00:42:08,840
‫هوم.‬

539
00:42:28,800 --> 00:42:31,040
‫بهم گفتن دنبال من بودید.‬

540
00:42:34,520 --> 00:42:36,639
‫همین الان از سوهو اومدم.‬

541
00:42:36,640 --> 00:42:38,040
‫بله؟‬

542
00:42:39,320 --> 00:42:40,720
‫از طرف خیاط، لوئیزا.‬

543
00:42:42,240 --> 00:42:44,240
‫من و اون سال‌ها پیش همدیگه رو می‌شناختیم.‬

544
00:42:45,280 --> 00:42:46,440
‫خبر دارم.‬

545
00:42:47,720 --> 00:42:49,600
‫خودم دیدمش.‬

546
00:42:51,400 --> 00:42:54,160
‫پس در مورد...؟‬
‫بچه‌ها. بله.‬

547
00:43:00,280 --> 00:43:02,400
‫هیچ‌چیزی در مورد وجودشون...‬

548
00:43:04,160 --> 00:43:05,360
‫...ساده نیست.‬

549
00:43:07,520 --> 00:43:10,480
‫و مشخصاً پیامدهایی داره. بله.‬

550
00:43:12,640 --> 00:43:14,600
‫احتمال لو رفتن.‬

551
00:43:16,720 --> 00:43:18,320
‫و اینکه چطور می‌شه
‫ازش علیه‌تون استفاده کرد.‬

552
00:43:19,960 --> 00:43:23,240
‫درست وقتی که به هر چی براش تلاش کردیم،‬
‫خیلی نزدیک شدیم.‬

553
00:43:27,200 --> 00:43:31,279
‫ما یک شریک... یک خانواده هستیم.‬

554
00:43:31,280 --> 00:43:34,599
‫بیا این قضیه رو پیچیده یا به خطر نندازیم.‬

555
00:43:34,600 --> 00:43:37,880
‫می‌تونیم همه اینا رو پشت سر بذاریم‬
‫و مثل قبل ادامه بدیم.‬

556
00:43:40,040 --> 00:43:44,199
‫فکر نمی‌کنم متوجه باشی.‬
‫نمی‌تونم مثل قبل ادامه بدم.‬

557
00:43:44,200 --> 00:43:47,839
‫قبل‌تر، بی‌خبر بودم.‬
‫ولی تو هیچ وظیفه‌ای نداری.‬

558
00:43:47,840 --> 00:43:50,560
‫نمی‌تونم وجود دو تا آدم رو‬
‫نادیده بگیرم، فرانسیس.‬

559
00:43:54,720 --> 00:43:56,600
‫منظورت اینه که می‌خوای قبولشون کنی؟‬

560
00:43:57,960 --> 00:43:59,840
‫منظورم اینه که وجودشون رو انکار نکنم.‬

561
00:44:11,920 --> 00:44:13,240
‫فعلاً...‬

562
00:44:15,400 --> 00:44:18,720
‫...بهم قول بده که هیچ‌کس نباید بدونه.‬

563
00:44:20,560 --> 00:44:23,120
‫برای تو به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره...‬

564
00:44:24,160 --> 00:44:26,279
‫...فاجعه‌بار خواهد بود،‬

565
00:44:26,280 --> 00:44:28,880
‫برای ما به‌عنوان خانواده،‬
‫و برای من به‌عنوان همسرت.‬

566
00:44:32,080 --> 00:44:33,240
‫قول می‌دم.‬

567
00:44:40,440 --> 00:44:41,680
‫چطور تونستی؟‬

568
00:46:12,320 --> 00:46:14,600
‫چی شنیدی؟‬
‫همه‌ش رو.‬

569
00:46:23,360 --> 00:46:25,280
‫من اونو قبل از اینکه‬
‫من و مادرت با هم آشنا بشیم می‌شناختم.‬

570
00:46:26,720 --> 00:46:29,399
‫ولی این هیچ فرقی برای ما نمی‌کنه.‬
‫تو هنوز دخترِ عزیزِ منی.‬

571
00:46:29,400 --> 00:46:31,439
‫به‌جز اینکه حالا باید تو رو تقسیم کنم.‬
‫نه.‬

572
00:46:31,440 --> 00:46:33,760
‫مامان باید تو رو تقسیم کنه.‬
‫نه!‬

573
00:46:44,960 --> 00:46:47,039
‫کارِ اونه، مگه نه؟‬

574
00:46:47,040 --> 00:46:49,720
‫لوئیزا، همونی که اینو بهت داده؟‬

575
00:47:11,560 --> 00:47:12,919
‫دوشیزه هرون، منو ببخشید،‬

576
00:47:12,920 --> 00:47:15,559
‫ولی به قصد محقق کردن‬
‫بحث اخیرمون،‬

577
00:47:15,560 --> 00:47:17,440
‫خواستم براتون یه هدیه بیارم.‬

578
00:47:23,920 --> 00:47:27,120
‫اوه! خیلی خوشگلن.‬

579
00:47:28,160 --> 00:47:30,479
‫ممنونم.‬

580
00:47:30,480 --> 00:47:32,879
‫امیدوارم که باعث بشن‬
‫سفرتون به پاریس سرعت بگیره‬

581
00:47:32,880 --> 00:47:36,040
‫و به خواسته‌هاتون برسید.‬

582
00:47:38,120 --> 00:47:42,119
‫اوه، آقای فورسایت،‬
‫شما چه دوست خوبی برای من بودید.‬

583
00:47:43,720 --> 00:47:46,159
‫امیدوارم.‬

584
00:47:46,160 --> 00:47:48,079
‫واقعاً همین‌طوره.‬

585
00:47:48,080 --> 00:47:49,240
‫با این حال...‬

586
00:47:53,280 --> 00:47:56,119
‫...با اجازه‌تون، من...‬

587
00:47:56,120 --> 00:48:00,440
‫دوست دارم خودم رو چیزی
‫فراتر از یک دوست بدونم.‬

588
00:48:03,040 --> 00:48:06,079
‫منو ببخشید.‬

589
00:48:06,080 --> 00:48:09,320
‫من در امور کاری‬
‫خیلی با تجربه‌م.‬

590
00:48:10,960 --> 00:48:13,080
‫اما در امور قلبی، نه چندان.‬

591
00:48:14,680 --> 00:48:18,200
‫که... رک بگم،‬
‫تا حالا لمس نشده.‬

592
00:48:19,760 --> 00:48:21,840
‫توسط هیچ‌کسی، تا اینکه...‬

593
00:48:24,920 --> 00:48:27,519
‫باور کنید،‬
‫هرگز قصد نداشتم اینقدر زود صحبت کنم،‬

594
00:48:27,520 --> 00:48:30,680
‫اما با توجه به سفر قریب‌الوقوعتون، من...‬

595
00:48:32,280 --> 00:48:34,079
‫...دیگه نمی‌تونم ناگفته بذارم‬
‫چیزی رو که از همون لحظه می‌دونستم،‬

596
00:48:34,080 --> 00:48:35,520
‫از لحظه‌ای که شما رو دیدم.‬

597
00:48:41,360 --> 00:48:43,080
‫شما آرزوی قلبِ من هستید.‬

598
00:48:44,320 --> 00:48:48,640
‫نمی‌تونم زندگی‌ای رو بدون شما تصور کنم.‬

599
00:48:50,600 --> 00:48:52,360
‫آقای فورسایت، این...‬

600
00:48:53,920 --> 00:48:55,599
‫...غیرمنتظره‌ست.‬

601
00:48:55,600 --> 00:48:59,120
‫ولی امیدوارم ناخوشایند نباشه؟‬
‫من...‬

602
00:49:01,000 --> 00:49:04,199
‫اگه بخوام صادق باشم،‬
‫من... کمی حیرت‌زده‌م.‬

603
00:49:04,200 --> 00:49:05,879
‫ما به‌ندرت همدیگه رو می‌شناسیم.‬

604
00:49:05,880 --> 00:49:09,640
‫ولی همین اندازه که می‌شناسیم،‬
‫شاید ما رو به... امیدواری برسونه؟‬

605
00:49:11,000 --> 00:49:13,760
‫شاید. اِم...‬

606
00:49:19,520 --> 00:49:21,280
‫پس اجازه بدید یک چیز دیگه هم بگم.‬

607
00:49:22,720 --> 00:49:25,360
‫مطمئنم می‌تونیم خوشبخت بشیم.‬

608
00:49:26,760 --> 00:49:30,079
‫ولی اگه حس کردید نمی‌تونیم،‬
‫هرچند خدا به من کمک کنه،‬

609
00:49:30,080 --> 00:49:32,240
‫من آسمون و زمین رو به هم می‌دوزم‬
‫تا این اتفاق بیفته...‬

610
00:49:33,760 --> 00:49:37,000
‫...من شما رو آزاد می‌کنم‬
‫و شما رها خواهید بود.‬

611
00:49:39,120 --> 00:49:40,120
‫این...‬

612
00:49:41,280 --> 00:49:42,600
‫...خیلی سخاوتمندانه‌ست.‬

613
00:49:44,120 --> 00:49:46,400
‫ولی اگه با نامزدی ما موافقت کنید...‬

614
00:49:47,520 --> 00:49:49,120
‫...با هم به پاریس می‌ریم.‬

615
00:49:50,160 --> 00:49:52,480
‫و از اونجا، برای آینده‌مون
‫برنامه‌ریزی می‌کنیم.‬

616
00:49:54,480 --> 00:49:58,240
‫و همه‌چیز اون‌طور می‌شه‬
‫که آرزوش رو داشتید، و حتی بهتر.‬

617
00:50:05,000 --> 00:50:08,639
‫فقط تصور کن، سیریل...‬

618
00:50:08,640 --> 00:50:12,679
‫سومزِ عزیزمون نامزد کنه‬
‫و جای جو رو در ریاست هیئت‌مدیره بگیره.‬

619
00:50:14,600 --> 00:50:17,320
‫اون روز ممکنه نزدیک‌تر از چیزی باشه‬
‫که فکرش رو می‌کنی.‬

620
00:50:37,240 --> 00:50:38,720
‫یالا، بچه.‬

621
00:50:39,760 --> 00:50:41,280
‫حرفت رو بزن.‬

622
00:50:42,000 --> 00:51:02,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

