﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:26,860 --> 00:00:29,480
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

3
00:00:29,480 --> 00:00:31,900
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

4
00:00:31,900 --> 00:00:36,700
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

5
00:00:36,700 --> 00:00:39,160
‫♪ آره ♪

6
00:00:39,160 --> 00:00:42,460
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

7
00:00:42,460 --> 00:00:43,580
‫♪ آره ♪

8
00:00:47,630 --> 00:00:52,340
‫♪ توی دوران سخت ♪

9
00:00:52,340 --> 00:00:56,470
‫♪ نباید روحت رو بفروشی ♪

10
00:00:58,800 --> 00:01:01,470
‫♪ توی خوشی و ناخوشی ♪

11
00:01:03,520 --> 00:01:07,270
‫♪ همه باید بدجوری بدونن ♪

12
00:01:10,360 --> 00:01:13,190
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

13
00:01:13,190 --> 00:01:15,950
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

14
00:01:15,950 --> 00:01:20,240
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

15
00:01:20,240 --> 00:01:21,790
‫♪ آره ♪

16
00:01:23,620 --> 00:01:26,170
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

17
00:01:26,170 --> 00:01:27,500
‫♪ آره ♪

18
00:01:32,800 --> 00:01:37,120
‫« موسسه »

19
00:01:42,060 --> 00:01:45,080
‫« بر اساس رُمانی از استیون کینگ »

20
00:02:47,600 --> 00:02:50,760
‫دستشویی پسرونه انتهای راهرو،
‫سومین در از سمت راستـه

21
00:02:54,660 --> 00:02:55,820
‫مشکلی هست؟

22
00:02:58,380 --> 00:02:59,640
‫خب...

23
00:02:59,640 --> 00:03:01,470
‫من تموم کردم

24
00:03:01,470 --> 00:03:03,720
‫چی؟

25
00:03:08,140 --> 00:03:10,350
تو اصلاً اینجا چی‌کار می‌کنی بچه؟

26
00:03:11,660 --> 00:03:13,400
‫مثل شما آزمون میدم

27
00:03:13,400 --> 00:03:15,900
‫صبر کن ببینم.
‫تو چندسالتـه؟

28
00:03:16,820 --> 00:03:18,110
‫۱۴

29
00:03:18,110 --> 00:03:20,820
‫نابغه‌ای چیزی هستی؟
‫عین فیلم‌ها؟

30
00:03:20,820 --> 00:03:23,990
‫خب، دیشب تو یه هتلِ
‫«هالیدی این اکسپرس» خوابیدم

31
00:03:26,180 --> 00:03:29,240
‫صبر کن. سوال آخر ریاضی رو چند درآوردی؟

32
00:03:29,240 --> 00:03:30,980
‫همون که درمورد هتل بود.
‫یادت هست؟

33
00:03:30,980 --> 00:03:33,130
‫گزینه‌ی الف می‌شد

34
00:03:33,130 --> 00:03:34,420
‫گندش بزنن. مطمئنی؟

35
00:03:53,400 --> 00:03:55,860
‫من جیم زدم

36
00:03:55,860 --> 00:03:58,570
‫خب راستش... اینطوری گولت می‌زنن

37
00:03:58,570 --> 00:04:00,690
‫جیم معادله‌ی خیلی خوبیـه،
‫جدی میگم

38
00:04:00,690 --> 00:04:03,160
‫اما تو قبلاً مالیات اتاق رو

39
00:04:03,160 --> 00:04:04,910
‫با هزینه‌ی هرشب حساب کردی،

40
00:04:04,910 --> 00:04:08,120
‫پس ضرب کردن همه‌چیز داخل پرانتز...

41
00:04:08,120 --> 00:04:10,910
‫باعث میشه که دوبار حسابش کنی

42
00:04:12,080 --> 00:04:13,620
‫اشکالی نداره. مطمئنم که...

43
00:04:13,620 --> 00:04:15,620
‫مطمئنم بقیه‌شون رو درست حساب کردی

44
00:04:15,620 --> 00:04:18,630
‫نه. یادم رفت مالیات کوفتی رو
‫چطوری حساب کنم

45
00:04:18,630 --> 00:04:20,920
‫خیلی گاوم!

46
00:04:22,020 --> 00:04:24,060
همچین آدمی بودن خیلی عجیبـه؟

47
00:04:27,390 --> 00:04:29,680
‫- بعدش هم «ی»
‫- «ی»؟

48
00:04:29,680 --> 00:04:32,890
‫آره معلومـه. «ک-و-سـ-ی»

49
00:04:32,890 --> 00:04:35,020
‫عجیبـه همیشه با حیوون‌هایی بازی می‌کنیم که

50
00:04:35,020 --> 00:04:37,760
‫من نه اسم‌شون رو شنیدم و
‫نه املاشون رو بلدم

51
00:04:37,760 --> 00:04:40,150
‫وای، تلاشت رو کردی رالف

52
00:04:40,150 --> 00:04:42,700
‫از گام اروپایی به سه‌گام معکوس،
‫مستقیم توی سبد

53
00:04:42,700 --> 00:04:44,140
‫به همین خیال باش

54
00:04:44,140 --> 00:04:47,440
‫گوبرت فضا رو برای الیس باز می‌کنه و
‫می‌خواد از سد مدافعش عبور کنه

55
00:04:47,440 --> 00:04:49,140
‫و با گام اروپایی...

56
00:04:49,140 --> 00:04:52,330
‫عجب پرتابی بود اعجوبه.
‫چیزی نمونده بود

57
00:04:52,330 --> 00:04:54,140
‫اما اون گام اروپایی خیلی خفن بود

58
00:04:54,140 --> 00:04:55,500
‫گندش بزنن

59
00:04:55,500 --> 00:04:56,960
‫چی‌شده؟

60
00:04:56,960 --> 00:04:59,090
‫لباس تیمبرولوزم... پاره شد

61
00:04:59,090 --> 00:05:02,340
‫مطمئنم مامانت می‌تونه بدوزتش.
‫چیز خاصی نیست رفیق

62
00:05:02,340 --> 00:05:04,040
‫میشه لطفاً یه لحظه به من توجه کنید؟

63
00:05:04,040 --> 00:05:05,040
‫خانم‌ها و آقایون

64
00:05:05,040 --> 00:05:06,820
‫هرچه زودتر یه داوطلب دیگه پیدا شه،

65
00:05:06,820 --> 00:05:08,890
‫زودتر می‌‌تونیم همه‌ رو سوار کنیم

66
00:05:08,890 --> 00:05:11,350
‫و هنوز فرصت داریم که به موقع برسیم

67
00:05:11,350 --> 00:05:13,740
‫همین الانش هم یه ساعته معطل شدیم!

68
00:05:14,270 --> 00:05:16,020
‫پیشنهاد ما...

69
00:05:16,020 --> 00:05:19,860
‫یه رزرو هدیه برای پرواز ساعت ۶:۴۵ فردا...

70
00:05:21,546 --> 00:05:24,974
‫به همراه یه کوپن هتل و

71
00:05:24,999 --> 00:05:27,164
‫۲۰۰ دلار اعتبار مالیـه

72
00:05:28,680 --> 00:05:32,613
‫اشتباه من رو ببخشید، ‫۲۰۰ دلار نقدی

73
00:05:33,420 --> 00:05:35,160
‫دردی از من دوا نمی‌کنه

74
00:05:35,160 --> 00:05:38,080
‫چهارصد دلار.
‫به‌علاوه‌ی هتل و رزرو مجدد

75
00:05:38,080 --> 00:05:41,240
‫دختره شده مجری مسابقات تلویزیونی.
‫پیشنهاد هزار دلار هم میده؟

76
00:05:43,050 --> 00:05:44,130
‫ششصد دلار

77
00:05:44,130 --> 00:05:46,680
‫خانم

78
00:05:46,680 --> 00:05:48,260
...ششصد

79
00:05:48,260 --> 00:05:50,140
‫به‌علاوه‌ی پس دادن پول بلیطم

80
00:05:50,140 --> 00:05:52,120
‫در این صورت صندلی رو میدید به من

81
00:05:56,440 --> 00:05:58,690
<i>‫کیث هستم.
‫پیغام‌تون رو بذارید</i>

82
00:05:58,690 --> 00:06:01,110
‫سلام کیس. منم تیم

83
00:06:01,110 --> 00:06:02,650
‫گوش کن، فکر کنم آخرش...

84
00:06:02,650 --> 00:06:05,690
‫نشد که بتونم بیام نیویورک

85
00:06:05,690 --> 00:06:08,320
‫امیدوارم پدرت بدونه که
‫چقدر بابت پیشنهادش ممنونم

86
00:06:08,320 --> 00:06:10,320
‫می‌دونم بابات واقعاً به یه نیروی اضافه

87
00:06:10,320 --> 00:06:11,950
‫واسه حفاظت روزانه نیاز نداره

88
00:06:13,340 --> 00:06:15,420
‫آخه فکر می‌کنم...

89
00:06:17,920 --> 00:06:20,820
‫من درحال حاضر اصلاً به دردش نمی‌خورم، پس...

90
00:06:49,380 --> 00:06:50,660
‫ممنونم

91
00:06:50,660 --> 00:06:53,200
‫متجاوز یا مریض روانی نیستی که؟

92
00:06:53,200 --> 00:06:54,870
‫نه خانم

93
00:06:54,870 --> 00:06:57,950
البته مریض روانی غیر از این هم نمیگه

94
00:06:58,940 --> 00:07:00,520
‫تا مِین میری؟

95
00:07:00,520 --> 00:07:02,980
‫از ساکت که اینطور پیداست

96
00:07:02,980 --> 00:07:04,800
‫به‌گمونم هنوز تصمیم نگرفتم

97
00:07:05,440 --> 00:07:07,420
‫اگه اینطوریـه،
‫یه پیشنهاد برات دارم

98
00:07:07,420 --> 00:07:08,978
‫یه‌جورایی توی این کار شریکیم

99
00:07:08,978 --> 00:07:10,440
‫- تو به من لطف می‌کنی‌، من هم...
‫- نه

100
00:07:10,440 --> 00:07:12,550
‫اگه ناراحت نمیشی،
‫لطف کردنی در کار نیست و

101
00:07:12,550 --> 00:07:14,050
‫من هم ازت درخواست نمی‌کنم

102
00:07:14,050 --> 00:07:17,720
‫مسئله اینـه که، پشت وانت من پر از کتابـه

103
00:07:17,720 --> 00:07:20,730
‫چهل و خورده‌ای جعبه‌ست که
‫هرکدوم‌شون مثل چی سنگینن

104
00:07:20,730 --> 00:07:22,810
‫اگه جاهایی که خواستم وایسم،
‫کمکم کنی که

105
00:07:22,810 --> 00:07:24,940
‫بارها رو بزنم و خالی کنم،

106
00:07:24,940 --> 00:07:27,640
‫تا کتاب‌خونه‌ی عمومی دنیسونِ مین می‌برمت

107
00:07:27,640 --> 00:07:28,650
‫خوبه

108
00:07:29,200 --> 00:07:31,280
‫وسایلت رو بذار پشت

109
00:07:43,800 --> 00:07:47,540
‫نزدیک یه ساعت تو دفتر مدیر گریر بودیم

110
00:07:48,553 --> 00:07:51,720
‫شما دونفر از کی درمورد اِ‌م‌آی‌تی
حرف می‌زدید؟
(ام‌آی‌تی: دانشگاه صنعتی ماساچوست)

111
00:07:55,390 --> 00:07:57,390
‫از اکتبر

112
00:07:58,480 --> 00:08:00,230
‫ببینید، گفت حس می‌کنه که

113
00:08:00,230 --> 00:08:03,660
‫«برادریک دی» دیگه بیشتر از این
‫نمی‌تونسته کاری برای من بکنه

114
00:08:04,013 --> 00:08:05,519
‫تو هم موافقی؟

115
00:08:05,544 --> 00:08:08,557
‫که اِم‌آی‌تی جاییـه که باید باشی؟

116
00:08:11,300 --> 00:08:12,650
‫آره. آره

117
00:08:13,280 --> 00:08:14,910
‫آره. من... اینطور فکر می‌کنم

118
00:08:15,740 --> 00:08:17,460
‫راستش...

119
00:08:17,460 --> 00:08:20,660
‫آخه نمی‌دونم... چطوری بگم

120
00:08:21,100 --> 00:08:22,960
‫سعی کن

121
00:08:22,960 --> 00:08:26,520
‫داریم درمورد زیر و رو کردنِ
‫زندگی‌مون حرف می‌زنیم پس...

122
00:08:26,520 --> 00:08:28,080
‫سعی کن

123
00:08:31,100 --> 00:08:34,380
‫مسئله اینـه... خیلی چیزها هست که
‫می‌خوام یادشون بگیرم و...

124
00:08:34,380 --> 00:08:36,470
‫ازشون سر در بیارم

125
00:08:36,470 --> 00:08:39,930
‫باعث میشه حس کنم که خیلی کوچیکم

126
00:08:39,930 --> 00:08:42,390
‫راستش من یه خوابی می‌بینم که

127
00:08:42,390 --> 00:08:45,150
‫رو لبه‌ی یه دره‌ی بی‌انتها وایسادم و

128
00:08:45,150 --> 00:08:47,560
‫پر از چیزهاییـه که چیزی ازشون نمی‌دونم

129
00:08:47,560 --> 00:08:49,468
‫خب به‌گمونم دره‌ی بی‌انتها نمی‌تونه پر باشه

130
00:08:49,493 --> 00:08:51,240
‫واسه همین اسمش رو می‌ذارم شکاف

131
00:08:51,240 --> 00:08:55,110
‫اما تَه نداره.
‫یه پُلی هم هست که

132
00:08:55,110 --> 00:08:57,740
‫دلم می‌خواد از روش رد شم و
‫دستم رو بلندم کنم،

133
00:08:57,740 --> 00:08:59,790
‫بعدش همه‌چیز از تاریکی

134
00:08:59,790 --> 00:09:01,980
‫میان بالا و شناور میشن...

135
00:09:04,660 --> 00:09:06,740
‫ببخشید. بخشید.
‫من دست‌وپا‌چلفتی‌ام. ببخشید

136
00:09:06,740 --> 00:09:07,746
‫ممنون

137
00:09:08,700 --> 00:09:10,280
‫ممنون

138
00:09:14,000 --> 00:09:15,820
‫ببین

139
00:09:15,820 --> 00:09:20,320
‫مغز تو و توانایی‌هاش یه موهبتـه

140
00:09:22,390 --> 00:09:25,310
‫خدا شاهده که از ما به ارث نبردی

141
00:09:25,840 --> 00:09:28,200
‫به گمونم این یعنی ما باید

142
00:09:28,200 --> 00:09:32,150
‫تموم زورمون رو بزنیم تا ببینیم
تو رو تا کجا پیش می‌بره

143
00:09:32,150 --> 00:09:34,570
‫می‌دونی که درمورد دره‌ها چی میگن دیگه؟

144
00:09:34,570 --> 00:09:38,410
‫بهش که نگاه کنی،
‫اون هم به تو نگاه می‌کنه

145
00:09:40,500 --> 00:09:42,140
‫آره، مطمئنم

146
00:10:21,460 --> 00:10:22,780
‫همه‌ی چراغ‌‌ها خاموشن

147
00:10:22,780 --> 00:10:26,120
<i>‫مفهومـه. منتظریم تا شروع کنید</i>

148
00:10:26,680 --> 00:10:30,290
‫اگه پدرمادرش بیدار شن،
‫ممکنه مجبور به درگیری بشیم

149
00:10:30,560 --> 00:10:31,960
‫چاره‌ای نیست

150
00:10:31,960 --> 00:10:33,880
‫۴۵‌ دقیقه‌ی دیگه شروع می‌کنیم

151
00:10:33,880 --> 00:10:36,130
<i>‫مفهومـه. ۴۵ دقیقه تا شروع</i>

152
00:10:50,210 --> 00:10:51,560
‫« تحرکی یافت نشد »

153
00:11:45,460 --> 00:11:46,540
‫مامان؟

154
00:11:46,540 --> 00:11:48,240
‫حتماً بچه. هرچی تو بگی

155
00:11:58,630 --> 00:12:01,720
‫- این هم از آخریش
‫- دست‌تون درد نکنه

156
00:12:01,720 --> 00:12:03,930
‫دست شما درد نکنه

157
00:12:03,930 --> 00:12:04,940
‫سلام

158
00:12:04,940 --> 00:12:07,800
‫همین حالا دیدم یه یارویی
‫پیرهن هاکی روی یخ پوشیده بود

159
00:12:07,800 --> 00:12:09,600
‫به‌گمونم این یه نشونه از خداست که

160
00:12:09,600 --> 00:12:11,850
‫داره میگه برگردم اونور مرز «ورمانت»

161
00:12:12,200 --> 00:12:14,540
‫واقعاً ازتون ممنونم که
‫من رو رسوندید خانم

162
00:12:14,540 --> 00:12:16,560
‫آشنایی باهاتون باعث افتخار بود

163
00:12:20,680 --> 00:12:22,140
‫موفق باشی تیم

164
00:12:22,140 --> 00:12:23,180
‫ممنون

165
00:12:28,520 --> 00:12:31,020
‫« نیازمند یک مامور گشت شبانه »

166
00:12:37,540 --> 00:12:39,170
‫زنم بدش میاد واسه شام دیر کنم

167
00:12:39,170 --> 00:12:40,960
‫پس یه راست بریم سر اصل مطلب

168
00:12:44,960 --> 00:12:47,600
‫همین الان داشتم با پلیس بوستون حرف می‌زدم

169
00:12:47,600 --> 00:12:51,180
‫به‌گمونم یه چندتا مسئله رو تو
‫درخواست‌نامه‌ت جا انداختی

170
00:12:51,180 --> 00:12:54,850
‫یک، سال ۲۰۱۱ به‌خاطر نجات جون افراد،
ازت تقدیر شد

171
00:12:54,850 --> 00:12:57,020
‫۲۰۱۸‌ هم یه بار دیگه این اتفاق تکرار شد

172
00:12:57,480 --> 00:13:00,320
‫سال ۲۰۲۰، پلیس نمونه‌ی سال شدی

173
00:13:00,320 --> 00:13:02,820
‫خب بالاخره باید به یکی می‌دادنش

174
00:13:02,820 --> 00:13:06,000
‫همیشه سروقت می‌اومدم سر کار،
‫هیچوقت به‌خاطر مریضی مرخصی نگرفتم...

175
00:13:06,000 --> 00:13:08,620
‫خیلی‌خب، نمی‌دونم این حرفات ‫از
روی تواضعـه یا

176
00:13:08,620 --> 00:13:11,040
‫عزت نفس پایینت اما خوشم نمیاد

177
00:13:11,540 --> 00:13:13,060
‫خیلی‌خب...

178
00:13:13,060 --> 00:13:14,960
‫اون جایزه حقم بود

179
00:13:14,960 --> 00:13:18,130
‫راستش خیلی یهویی واسه
‫این شغل درخواست دادم

180
00:13:18,130 --> 00:13:19,920
‫اون‌قدر وقت نشد که بخوام
‫اون رو بنویسم

181
00:13:19,920 --> 00:13:23,370
‫اما یادت موند که حادثه‌ی مرکز خریدِ
وست‌فیلد رو بنویسی

182
00:13:25,600 --> 00:13:27,580
‫گفتم این حق رو دارید که بدونید

183
00:13:28,520 --> 00:13:30,430
‫جناب ستوان گفتن اون یارویی که
‫بهش شلیک کردی

184
00:13:30,430 --> 00:13:32,100
‫یه مسلسل با ۲۰۰ تا گلوله داشته

185
00:13:32,100 --> 00:13:35,850
‫«یارو» نبود.
‫یه بچه‌ی ۱۶ ساله بود و

186
00:13:35,850 --> 00:13:39,140
‫به هیچکس هم شلیک نکرده بود

187
00:13:39,140 --> 00:13:42,380
‫چه ۱۶ سالش بوده یا نه،
‫به یه پلیس حمله کرده

188
00:13:45,000 --> 00:13:46,490
‫درسته

189
00:13:46,490 --> 00:13:48,620
‫ستوان گفت که درحال انجام وظیفه نبودی

190
00:13:48,620 --> 00:13:50,410
‫بله، من...

191
00:13:50,410 --> 00:13:52,290
‫بعد از شیفتم یه سر رفتم مرکز خرید تا

192
00:13:52,290 --> 00:13:54,460
‫واسه یه مراسم عروسی،
‫کفش مجلسی بخرم

193
00:13:54,460 --> 00:13:55,460
‫هنوز لباس فرم تنم بود

194
00:13:55,460 --> 00:13:58,250
‫یه خانمه از پارکینگ دوید سمتم و

195
00:13:58,250 --> 00:14:00,980
‫گفت یه یارویی رو دیده که از
‫ماشینش تفنگ آورده بیرون

196
00:14:00,980 --> 00:14:03,100
‫- تا الان که همه‌چیز مرتبـه
‫- بله

197
00:14:03,100 --> 00:14:05,670
‫بله، تا این که مامورهای اعزامی

198
00:14:05,670 --> 00:14:09,640
‫فهمیدن که بوی الکل میدم و
‫ازم آزمایش گرفتن

199
00:14:10,100 --> 00:14:13,360
‫تو «بیچ‌کومبرز» دوتا پیک «اولد فشند»
‫خورده بودم

200
00:14:13,360 --> 00:14:15,100
‫درست قبل این که برم کفش‌فروشی

201
00:14:15,100 --> 00:14:17,270
‫خب اون‌موقع شیفت تو نبود

202
00:14:17,270 --> 00:14:19,350
‫اما لباس فرم تنم بود

203
00:14:20,040 --> 00:14:23,520
‫اداره تصمیمش رو به عهده‌ی خودم گذاشت،
‫که استعفا بدم یا اخراج شم

204
00:14:23,880 --> 00:14:26,360
‫زیاد مشروب می‌خوری؟

205
00:14:26,360 --> 00:14:29,360
‫می‌خوردم...
‫تا یه مدت بعد از اون اتفاق

206
00:14:29,360 --> 00:14:33,160
‫اون‌قدری زیاد بود که
‫فاتحه‌ی ازدواجم رو خوند اما نه بیشتر

207
00:14:33,900 --> 00:14:37,750
‫اگه الان ازت تست الکل بگیرم
‫دهنت چه بویی میده؟

208
00:14:38,020 --> 00:14:39,620
‫خودتون بگیرید تا بفهمید

209
00:14:39,620 --> 00:14:41,980
‫نه...

210
00:14:41,980 --> 00:14:45,090
‫فکر نکنم این کار رو بکنم

211
00:14:45,090 --> 00:14:47,970
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه

212
00:14:48,720 --> 00:14:52,640
‫خب پسر، تو واسه این کار خیلی سَری

213
00:14:52,640 --> 00:14:54,580
‫اما اگه خودت می‌خوای مشکلی نیست

214
00:14:54,580 --> 00:14:56,020
‫خب می‌خوام

215
00:14:56,420 --> 00:14:57,810
‫باشه

216
00:14:57,810 --> 00:15:00,270
‫همین امشب کارت شروع میشه.
‫از ۸ تا ۶

217
00:15:00,270 --> 00:15:02,690
‫- به همین راحتی؟
‫- به همین راحتی

218
00:16:24,690 --> 00:16:30,260
‫« انتخاب خودمه که شاد باشم »

219
00:16:30,260 --> 00:16:32,620
‫می‌خواستم بکنمش،
‫«انتخاب خودمـه که مزخرف باشم»

220
00:16:32,620 --> 00:16:35,360
‫اما گفتم شاید خودکارم رو ازم بگیرن

221
00:16:35,880 --> 00:16:38,700
‫آره، بعضی‌وقتا نادیده می‌گیرن
‫بعضی‌وقتا هم نه

222
00:16:39,020 --> 00:16:41,790
‫اسم من کالیشاست.
‫بگی «شا» هم جواب میدم

223
00:16:42,600 --> 00:16:44,960
‫اینجا چه‌خبره؟ الان کجاییم؟

224
00:16:44,960 --> 00:16:46,580
‫به «موسسه» خوش اومدی

225
00:16:46,580 --> 00:16:49,420
‫موسسه‌ی چی؟

226
00:16:49,420 --> 00:16:53,380
‫خب، یادمـه که روز اول
‫خودم هم چقدر سوال داشتم

227
00:16:53,380 --> 00:16:55,090
‫راستش معمولاً راحت‌تره که...

228
00:16:55,090 --> 00:16:56,640
ما هنوز تو مینیاپولیسیم؟

229
00:17:01,283 --> 00:17:04,980
<i>‫نه، قطعاً که هنوز تو مینیاپولیس نیستیم توتو</i>

230
00:17:04,980 --> 00:17:08,060
<i>‫اینجا مِینـه. حداقل چیزیـه که اون‌ها میگن</i>

231
00:17:08,060 --> 00:17:09,820
<i>‫اون‌ها دیگه کی‌ان؟</i>

232
00:17:10,340 --> 00:17:13,530
<i>‫مثل این که نمی‌تونی
‫جلوی خودت رو بگیری،‌ آره؟</i>

233
00:17:13,940 --> 00:17:16,570
<i>‫بچه باهوش‌ها این‌طوری‌ان؟</i>

234
00:17:16,570 --> 00:17:17,980
<i>‫از کجا فهمیدی؟</i>

235
00:17:17,980 --> 00:17:20,280
‫یه خلاصه‌ی کوتاه از
تموم تازه‌واردها بهمون میدن

236
00:17:20,280 --> 00:17:22,540
‫اسمت لوک الیسـه،
‫اهل مینیاپولیسی

237
00:17:22,820 --> 00:17:24,700
‫از بسکتبال و شطرنج خوشت میاد و

238
00:17:24,700 --> 00:17:26,670
‫باهوش هم هستی

239
00:17:26,670 --> 00:17:29,210
‫خب حالا چقدر باهوشی؟
‫نه، نه

240
00:17:29,210 --> 00:17:32,460
‫فکر کنم سوال اصلی این باشه که
‫تو «د.آ»ای یا «د.ج»؟

241
00:17:32,460 --> 00:17:35,380
این رو هیچوقت درموردِ
تازه‌واردها بهمون نمیگن

242
00:17:35,380 --> 00:17:37,640
‫خب، نفهمیدم چی گفتی

243
00:17:37,640 --> 00:17:39,660
‫د.آ همون دورآگاهیـه.
‫د.ج هم...

244
00:17:39,660 --> 00:17:41,200
دورجنبی

245
00:17:41,200 --> 00:17:43,240
‫خب حالا تو کدومی؟

246
00:17:43,240 --> 00:17:45,940
‫به‌گمونم وقتی کسی میاد اینجا

247
00:17:45,940 --> 00:17:48,560
‫نمی‌تونه جفتش باشه،
‫اما به‌نظرم تو د.ج باشی

248
00:17:49,480 --> 00:17:50,610
‫من د.آ هستم

249
00:17:51,060 --> 00:17:52,400
‫یعنی می‌تونی ذهن‌خونی کنی؟

250
00:17:52,680 --> 00:17:56,220
‫همیشه می‌تونستم،
‫کم و بیش

251
00:17:58,490 --> 00:18:00,990
‫خب، بعضی‌وقتا چیزها دورم تکون می‌خورن

252
00:18:00,990 --> 00:18:02,620
‫اما... این کافی نیست که...

253
00:18:02,620 --> 00:18:03,700
‫بیارنت اینجا؟

254
00:18:07,000 --> 00:18:08,830
‫ما...

255
00:18:08,830 --> 00:18:10,880
‫ما رو دزدیدن؟

256
00:18:10,880 --> 00:18:12,340
<i>‫بهش میگن «به خدمت درآوردن»</i>

257
00:18:13,260 --> 00:18:14,610
<i>‫مثل ارتش؟</i>

258
00:18:15,620 --> 00:18:18,010
<i>‫نمی‌دونم</i>

259
00:18:18,010 --> 00:18:19,470
<i>‫مامان‌بابامون خبر دارن کجاییم؟</i>

260
00:18:19,470 --> 00:18:21,090
‫میشه باهاشون حرف بزنیم یا...

261
00:18:21,440 --> 00:18:24,600
‫نه راستش، ظاهراً کارمون
‫این‌قدر محرمانه‌ست که

262
00:18:24,600 --> 00:18:28,480
‫نمی‌تونیم هیچ تماسی
‫با بیرون داشته باشیم

263
00:18:28,480 --> 00:18:31,310
<i>‫خب بالاخره یکی باید اینجا رو اداره کنه</i>

264
00:18:31,310 --> 00:18:32,440
<i>‫خانم سیگسبی</i>

265
00:18:32,440 --> 00:18:35,540
<i>‫بجز مسائل پزشکی که
‫وظیفه‌ش به‌عهده‌ی دکتر هندریکسـه</i>

266
00:18:35,880 --> 00:18:36,820
‫مسائل پزشکی؟

267
00:18:36,820 --> 00:18:38,820
‫بیشتر فقط آزمایشـه

268
00:18:38,820 --> 00:18:40,800
‫و تزریقات.
‫کلی تزریقات

269
00:18:40,800 --> 00:18:43,330
‫حداقل تو «بخش جلویی» که اینطوریـه

270
00:18:43,330 --> 00:18:45,640
‫- الان تو «بخش جلویی»ایم
‫- «بخش پشتی»‌ای هم هست؟

271
00:18:45,640 --> 00:18:48,120
‫آره، دوره‌ی بخش جلویی رو که
‫تموم کردیم، میریم اونجا

272
00:18:48,120 --> 00:18:49,720
‫می‌تونیم از زمین بازی ببینیمش

273
00:18:49,720 --> 00:18:51,290
‫اینجا که نه ولی...

274
00:18:51,290 --> 00:18:53,170
‫خودم هم نمی‌تونم بگم اونجا چه‌خبره

275
00:18:53,170 --> 00:18:54,590
‫ارتباطی باهاش نداریم

276
00:18:54,590 --> 00:18:56,510
‫سیگسبی و هندریکس چی میگن؟

277
00:18:56,510 --> 00:18:58,680
<i>‫خیلی میلی ندارن که جواب سوالات‌مون رو بدن</i>

278
00:18:58,680 --> 00:19:00,220
‫کِی می‌تونم ببینم‌شون؟

279
00:19:00,640 --> 00:19:02,010
‫گفتنش سختـه

280
00:19:02,010 --> 00:19:05,040
‫معمولاً اولش اجازه میدن که تازه‌واردها
‫یکم پرسه بزنن

281
00:19:08,960 --> 00:19:10,600
‫چرا اینطوری این کار رو می‌کنن؟

282
00:19:10,600 --> 00:19:13,810
‫همم. تاحالا به فکر کسی نرسیده بود
‫همچین سوالی بپرسه

283
00:19:14,580 --> 00:19:17,890
‫اگه پرونده‌ش رو بخونی، متوجه میشی

284
00:19:19,800 --> 00:19:20,828
<i>‫می‌‌خوان بهمون بگن</i>

285
00:19:20,853 --> 00:19:23,460
‫اینجا اونقدرا بد نیست و

286
00:19:23,460 --> 00:19:27,480
‫فهمیدن که اگه از یه بچه‌ی دیگه بشنویم،
‫احتمال بیشتری داره که باهاش کنار بیایم

287
00:19:27,480 --> 00:19:30,000
‫پیش‌بینی می‌کنه و
‫متوجه چیزهایی میشه که بقیه نمیشن

288
00:19:30,000 --> 00:19:31,370
‫واسه مدت طولانی

289
00:19:31,370 --> 00:19:35,210
‫درمورد قدرت‌های مشاهده‌ای و
‫تحلیلیش حرف می‌زنه

290
00:19:35,680 --> 00:19:37,900
‫چرا اتاق‌ها رو مثل اتاق‌های خودمون
درست کردن؟

291
00:19:41,550 --> 00:19:44,600
‫راستش، اگه پسره همون‌قدری که
‫میگی باهوش باشه

292
00:19:44,600 --> 00:19:47,560
‫بهتره واسه «مرحله‌ی پساتعامل» درنظرش بگیریم

293
00:19:47,920 --> 00:19:49,800
قبلاً این بحث رو کردیم

294
00:19:49,800 --> 00:19:53,180
‫- چرا نمیشه...
‫- مرحله‌ی پساتعامل فعلاً متوقف ‌شده

295
00:19:53,460 --> 00:19:56,421
‫اولویت اصلی تو اینـه که

296
00:19:56,446 --> 00:19:59,115
‫روند انتقال رو بدون وقفه جلو ببری

297
00:19:59,140 --> 00:20:01,740
‫خودت که سوژه‌های جدید رو دیدی

298
00:20:01,740 --> 00:20:04,390
‫می‌دونی که چقدر شرایط محدود شدن

299
00:20:08,410 --> 00:20:11,250
<i>‫دوتا نیمه...</i>

300
00:20:11,250 --> 00:20:12,260
<i>‫همیشه اینطوری‌ای؟</i>

301
00:20:12,260 --> 00:20:15,250
‫- داره با خودش حرف می‌زنه
‫- آره

302
00:20:15,820 --> 00:20:18,110
‫مطمئنم زیاد این کار رو می‌کنه

303
00:20:28,560 --> 00:20:30,680
‫فکر کنم آماده‌ست که من رو ببینه

304
00:20:36,770 --> 00:20:38,400
‫راستش اینجا اونقدرا هم بد نیست

305
00:20:38,400 --> 00:20:40,400
‫بازی ویدیویی داریم،
‫فیلم داریم

306
00:20:40,780 --> 00:20:43,150
زمین بازی تا دیروقت بازه

307
00:20:43,150 --> 00:20:46,240
‫هی، فقط حواست باشه

308
00:20:46,240 --> 00:20:47,780
‫هرکاری که میگن رو بکنی

309
00:20:47,780 --> 00:20:49,700
‫راستی، تاحالا آبله‌مرغون گرفتی؟

310
00:20:49,700 --> 00:20:50,700
‫چـ...

311
00:20:53,660 --> 00:20:55,520
‫کالیشا

312
00:20:58,340 --> 00:20:59,535
‫لوک

313
00:20:59,560 --> 00:21:01,840
‫خانم سیگسبی مایلن باهاتون صحبت کنن

314
00:21:02,500 --> 00:21:04,360
‫لباس‌هات رو عوض کن

315
00:21:22,980 --> 00:21:26,260
‫وای، مطمئنم ۷۵ سال پیش
‫این شاهکار بوده

316
00:21:27,910 --> 00:21:30,910
‫راستش یه‌جورایی باحالـه

317
00:21:30,910 --> 00:21:32,620
‫قبلاًها مُد بوده

318
00:21:34,040 --> 00:21:35,640
‫سه‌جای شهر پانچ‌کارت هست تا

319
00:21:35,640 --> 00:21:37,460
مسیر گشتت رو ثبت کنی

320
00:21:37,460 --> 00:21:39,060
دو سر خیابون واتر رو پانچ می‌زنی

321
00:21:39,060 --> 00:21:41,420
‫اول اداره‌ی پلیس و بعدش هم بانک

322
00:21:41,420 --> 00:21:43,380
‫یه بار دیگه هم جلوی
‫جواهرفروشی هاپر توی گاریش

323
00:21:43,380 --> 00:21:45,130
‫بعدش هم برگرد اداره

324
00:21:45,130 --> 00:21:47,300
‫می‌تونی بقیه‌ی درها رو
‫با گچ علامت بذاری

325
00:21:47,300 --> 00:21:49,220
‫فقط تو راه برگشت پاکش کن

326
00:21:49,220 --> 00:21:51,430
‫یه چرخه‌ی ۳-۴‌ کیلومتریـه

327
00:21:51,430 --> 00:21:55,396
‫اد ویتلاک قبلاً توی هرشیفت
شیش‌بار این مسیر رو می‌رفت

328
00:21:55,693 --> 00:21:56,956
‫یعنی میشه چقدر؟

329
00:21:57,680 --> 00:21:59,270
‫۲۲ کیلومتر؟

330
00:21:59,270 --> 00:22:00,520
‫ظاهراً هرروز باید کلی راه برم

331
00:22:00,520 --> 00:22:02,110
‫با درو یه برنامه زمانی می‌چینیم

332
00:22:02,110 --> 00:22:03,640
‫دو شب در هفته تعطیلید

333
00:22:03,640 --> 00:22:04,860
‫احتمالاً دوشنبه و سه‌شنبه

334
00:22:04,860 --> 00:22:06,400
‫شهر معمولاً بعد از آخر هفته خلوتـه

335
00:22:06,400 --> 00:22:07,740
‫اما شاید مجبور شیم جابجات کنیم

336
00:22:07,740 --> 00:22:09,220
‫البته اگه دووم بیاری

337
00:22:11,280 --> 00:22:14,410
‫مشکل خاصی با من داری مامور گالیکسون؟

338
00:22:14,760 --> 00:22:17,150
‫اگه داری همین الان بگو

339
00:22:18,590 --> 00:22:20,670
‫فقط زمان مشخص می‌کنه

340
00:22:20,670 --> 00:22:24,130
‫نکته اینـه که ما دسته‌ی خوبی هستیم.
‫کوچیکیم اما خوبیم

341
00:22:24,130 --> 00:22:26,420
‫تو فقط یه آدم معمولی‌ای

342
00:22:26,420 --> 00:22:28,220
‫مردم گشت‌های پیاده رو مسخره می‌کنن اما

343
00:22:28,220 --> 00:22:31,440
‫برای نیروی کوچیکی مثل ما حیاتیـه

344
00:22:31,440 --> 00:22:34,200
‫«یه قطره پیش‌گیری بهتر از
‫یه اقیانوس درمانـه»

345
00:22:34,200 --> 00:22:35,880
‫بابابزرگم این رو می‌گفت

346
00:22:35,880 --> 00:22:36,775
‫باشه

347
00:22:36,800 --> 00:22:38,920
‫اون هم یه گشت‌ پیاده بود

348
00:22:38,920 --> 00:22:41,920
برای همین واسه این کار درخواست دادم

349
00:22:41,920 --> 00:22:44,690
‫گشت پیاده یه شغل آنالوگ
‫تو یه عصر دیجیتالـه

350
00:22:45,200 --> 00:22:48,200
‫شاید هم اینجا یه شهر آنالوگ باشه

351
00:22:48,680 --> 00:22:50,390
‫من که از خدامـه

352
00:23:04,720 --> 00:23:06,000
‫سلام آقای استک‌هاوس

353
00:23:06,000 --> 00:23:08,220
‫حتماً بچه. هرچی تو بگی

354
00:23:08,900 --> 00:23:13,220
‫صبر کن... اون...
‫نه، ولم کن!

355
00:23:24,360 --> 00:23:25,980
‫خوش اومدی لوک

356
00:23:27,253 --> 00:23:31,940
‫خب، با آقای استک‌هاوس،
‫رئیس حراست آشنا شدی

357
00:23:31,940 --> 00:23:34,360
‫ایشون هم دکتر هندریکس هستن

358
00:23:34,360 --> 00:23:36,760
‫ایشون معمار علم نوینی هستن که

359
00:23:36,760 --> 00:23:37,880
‫اینجا انجامش میدیم

360
00:23:37,880 --> 00:23:40,300
‫من خانم سیگسبی هستم و...

361
00:23:40,300 --> 00:23:42,290
‫رئیسی، می‌دونم

362
00:23:42,680 --> 00:23:45,720
‫و می‌دونید که می‌دونم چون
‫دیدید که کالیشا بهم گفت

363
00:23:45,720 --> 00:23:47,080
‫خب چرا زودتر نمیگید که

364
00:23:47,080 --> 00:23:49,320
‫اینجا دقیقاً چه‌خبره؟

365
00:23:49,320 --> 00:23:51,880
‫ببخشید. آخه تو...

366
00:23:51,880 --> 00:23:55,020
نسبت به بیشترِ تازه‌واردهایی که می‌بینیم
‫آروم‌تری

367
00:23:55,020 --> 00:23:56,850
‫تو کلی دردسر افتادین تا بیاریدم اینجا،

368
00:23:56,850 --> 00:23:58,270
‫اون‌وقت می‌خواید چی‌کار کنم؟

369
00:23:58,270 --> 00:24:00,480
‫جیغ و داد بزنم و
‫التماس کنم بذارید برم خونه؟

370
00:24:01,160 --> 00:24:03,200
‫فایده‌ای هم داره؟

371
00:24:03,200 --> 00:24:05,340
‫به هیچ وجه.
‫لطفاً بشین

372
00:24:08,480 --> 00:24:10,990
‫ممنونم دکتر هندریکس

373
00:24:11,620 --> 00:24:14,520
‫از اینجا به بعدش رو بسپارید به خودم

374
00:24:14,520 --> 00:24:16,940
‫بی‌صبرانه منتظرم باهات کار کنم

375
00:24:25,900 --> 00:24:27,261
‫گاهی‌اوقات...

376
00:24:27,286 --> 00:24:31,280
‫تازه‌واردهای ما به‌خاطر سردرگمی

377
00:24:31,280 --> 00:24:33,090
‫شروع به پرخاشگری می‌کنن

378
00:24:33,090 --> 00:24:36,840
‫برای همین آقای استک‌هاوس
‫همراهی‌تون می‌کنن تا

379
00:24:36,840 --> 00:24:40,220
‫متقاعد بشیم که به کسی آسیب نمی‌زنید

380
00:24:40,220 --> 00:24:41,730
‫از جمله به خودتون

381
00:24:41,730 --> 00:24:45,460
‫اما تو که به کسی آسیب نمی‌زنی،
‫مگه نه لوک؟

382
00:24:47,580 --> 00:24:49,280
‫نه

383
00:24:49,280 --> 00:24:50,590
‫ممنون

384
00:24:55,800 --> 00:24:56,940
‫نوشابه بخور

385
00:25:00,040 --> 00:25:01,120
‫خیلی‌خب

386
00:25:01,720 --> 00:25:02,900
‫جیلی بیلی می‌خوای؟

387
00:25:03,480 --> 00:25:04,750
‫چرا؟

388
00:25:04,750 --> 00:25:07,020
‫که ببینی چه رنگی انتخاب می‌‌کنم تا

389
00:25:07,020 --> 00:25:09,400
‫بتونی شخصیتم رو برانداز کنی؟

390
00:25:09,400 --> 00:25:11,670
‫نه، چون جیلی بیلی دوست دارم و

391
00:25:11,670 --> 00:25:13,840
‫گفتم شاید تو هم دوست داشته باشی

392
00:25:13,840 --> 00:25:15,470
‫اما...

393
00:25:15,960 --> 00:25:18,680
‫انگار از تحلیل کردن خوشت میاد

394
00:25:18,680 --> 00:25:20,220
‫هرچی بیشتر روی منطق تمرکز کنم

395
00:25:20,220 --> 00:25:23,180
‫کمتر مجبورم به دزدیده شدنم فکر کنم

396
00:25:23,900 --> 00:25:25,770
‫ما اینجا این کلمه رو به‌کار نمی‌بریم

397
00:25:26,200 --> 00:25:28,280
‫درستـه. ما رو به خدمت درآوردین

398
00:25:28,280 --> 00:25:30,980
‫و می‌خوام اولین نفری باشم که...

399
00:25:30,980 --> 00:25:32,720
‫بهت تبریک میگه

400
00:25:34,500 --> 00:25:35,530
‫بابتِ؟

401
00:25:35,530 --> 00:25:38,030
‫بابت اینجا بودنت

402
00:25:38,030 --> 00:25:42,116
‫کاری که قراره جزئی ازش باشی،

403
00:25:42,141 --> 00:25:46,185
‫بدون شک مهم‌ترین کاریـه که

404
00:25:46,210 --> 00:25:48,830
‫داره تو سرتاسر کره‌ی زمین انجام میشه

405
00:25:48,830 --> 00:25:51,460
‫بدون شک تو...

406
00:25:51,460 --> 00:25:54,400
‫قراره ‫نقشی روتوی
نجات دنیا ایفا کنی

407
00:25:54,400 --> 00:25:57,540
‫خیلی‌خب. می‌خوام همین حالا
‫با مامان‌بابام حرف بزنم

408
00:25:57,540 --> 00:26:01,640
‫همونطور که کالیشا گفت
‫امکانش نیست

409
00:26:01,640 --> 00:26:05,060
‫بذار باهاشون حرف بزنم،
‫بعدش هرکاری خواستی می‌کنم

410
00:26:05,060 --> 00:26:07,780
‫ما الان مشغول مذاکره نیستیم لوک

411
00:26:07,780 --> 00:26:09,780
‫پسری با هوش تو

412
00:26:09,780 --> 00:26:12,980
‫نباید مشکلی توی فهم مسائل داشته باشه

413
00:26:15,660 --> 00:26:17,570
‫بدون کار ما

414
00:26:17,570 --> 00:26:21,590
‫دنیایی که می‌شناسیم از بین میره

415
00:26:22,240 --> 00:26:24,250
‫این یه مسئله‌ی شخصی نیست

416
00:26:24,250 --> 00:26:26,710
‫مسئولیت منـه که

417
00:26:26,710 --> 00:26:28,580
‫تضمین کنم این کار عملی بشه،

418
00:26:28,580 --> 00:26:32,260
‫پس... عملی هم میشه

419
00:26:32,260 --> 00:26:34,700
‫و کار ما دقیقاً‌ چیه؟

420
00:26:36,040 --> 00:26:39,160
‫این رو به هم‌خدمتی‌هات می‌سپارم تا

421
00:26:39,160 --> 00:26:40,460
‫برات توضیح بدن

422
00:26:40,460 --> 00:26:43,810
‫اگه از یه بچه‌ی دیگه بشنوی،
‫احتمال بیشتری داره تا باهاش کنار بیای

423
00:26:43,810 --> 00:26:48,020
‫درواقع این یه کلمه‌ی دیگه‌ایـه که
‫به کار نمی‌بریمش

424
00:26:48,020 --> 00:26:50,310
‫شماها اینجا بچه نیستید

425
00:26:50,820 --> 00:26:53,650
‫نه ساعت خواب دارید.
‫نه وظایف روزانه

426
00:26:53,650 --> 00:26:56,200
‫نه غذایی هست که مجاز نباشید بخورید

427
00:26:56,200 --> 00:26:58,200
‫دارید کارهای بزرگونه می‌کنید

428
00:26:58,200 --> 00:27:00,240
‫پس باید مثل بزرگ‌ها باهاتون رفتار شه

429
00:27:00,240 --> 00:27:02,910
‫اما همزمان باید توجه داشته باشید که...

430
00:27:02,910 --> 00:27:05,410
‫اینجا خونه‌تون نیست

431
00:27:05,740 --> 00:27:08,210
‫اینجا مدرسه‌تون نیست

432
00:27:08,210 --> 00:27:11,220
‫اگه اینجا قانونی رو زیر پا بذارید

433
00:27:11,220 --> 00:27:13,260
‫عواقب بزرگونه‌ای هم داره

434
00:27:14,020 --> 00:27:16,460
‫اون‌وقت قوانین چی هستن؟

435
00:27:16,460 --> 00:27:17,720
‫خوشحالم که پرسیدی

436
00:27:17,720 --> 00:27:21,100
‫قانون اصلی اینـه که از
‫تمام دستوراتی که

437
00:27:21,100 --> 00:27:24,620
‫کارکنان بهتون میدن،
‫بی‌چون و چرا پیروی کنید

438
00:27:24,880 --> 00:27:28,800
‫چندتا آمپول بهتون تزریق میشه

439
00:27:28,930 --> 00:27:31,480
‫چندتا آزمایش ازتون گرفته میشه

440
00:27:31,480 --> 00:27:34,150
‫همه‌شون رو می‌پذیرید

441
00:27:34,150 --> 00:27:38,780
‫به‌جز چندتا مورد استثنا...

442
00:27:38,780 --> 00:27:42,450
اون‌قدرها براتون ناخوشایند نیستن

443
00:27:42,450 --> 00:27:44,840
‫دائماً وضعیت روانی و فیزیکی‌تون

444
00:27:44,840 --> 00:27:47,240
‫زیرنظر گرفته میشه

445
00:27:47,240 --> 00:27:49,620
‫بعدش هم که خدمت‌تون تموم شد

446
00:27:49,620 --> 00:27:53,040
‫حافظه‌تون رو پاک می‌کنیم و
‫می‌فرستیم‌تون خونه

447
00:27:53,040 --> 00:27:55,570
‫خونه؟ پیش پدرمادرم؟

448
00:27:56,100 --> 00:27:57,490
‫آره، معلومـه

449
00:27:59,180 --> 00:28:00,420
‫اون‌ها زنده‌ن؟

450
00:28:00,780 --> 00:28:02,800
‫آره، معلومه که زنده‌ن

451
00:28:02,800 --> 00:28:04,410
‫مگه ما هیولاییم؟

452
00:28:04,475 --> 00:28:07,560
‫می‌دونن من این‌جام؟

453
00:28:07,561 --> 00:28:09,145
‫طبیعتاً بله

454
00:28:09,146 --> 00:28:10,980
‫به‌هرحال...

455
00:28:10,981 --> 00:28:14,651
‫فکر می‌کنم بزودی متوجه این بشی که

456
00:28:14,652 --> 00:28:18,530
‫زمان این‌جا... خیلی سریع می‌گذره لوک

457
00:28:18,531 --> 00:28:20,323
‫و وقتی از پیش‌مون بری،

458
00:28:20,324 --> 00:28:24,911
‫وقتی یه‌روز صبح دوباره
‫توی تخت خودت بیدار بشی،

459
00:28:24,912 --> 00:28:29,207
‫احساس می‌کنی هیچ کدوم
‫از این اتفاق‌ها واقعیت نداشته

460
00:28:29,208 --> 00:28:32,502
‫تنها بخش بدش این‌که یادت نمی‌مونه

461
00:28:32,503 --> 00:28:36,005
‫این‌که ازت خواستن خدمت کنی،
‫چه افتخار بزرگی بوده

462
00:28:36,006 --> 00:28:40,218
‫نه فقط برای کشورت، بلکه برای تمام بشریت!

463
00:28:40,219 --> 00:28:43,054
‫هر کدوم از بچه‌های این‌جا چند
‫نفر رو می‌شناسن؟

464
00:28:43,055 --> 00:28:44,722
‫دوستاشون توی مدرسه، خانواده‌شون؟

465
00:28:44,723 --> 00:28:46,642
‫نمی‌تونید که حافظه‌ی همه‌شون رو پاک کنید

466
00:28:48,686 --> 00:28:51,272
‫وقتی بفهمی چه کارهایی از
‫دست‌مون برمیاد کُرک و پرات می‌ریزه

467
00:28:56,735 --> 00:28:58,529
‫از آشنایی‌ت خوشحال شدم

468
00:29:01,991 --> 00:29:04,784
‫اتاقم...

469
00:29:04,785 --> 00:29:08,830
‫درواقع که جای راحتی نیست، درسته؟

470
00:29:08,831 --> 00:29:10,915
‫فقط می‌خواین وانمود کنید

471
00:29:10,916 --> 00:29:13,793
‫راحتیِ من براتون مهمه

472
00:29:13,794 --> 00:29:18,173
‫من می‌دونم که شرایط فعلی

473
00:29:18,174 --> 00:29:21,217
‫خیلی برای تو سخته لوک

474
00:29:21,218 --> 00:29:24,345
‫اما اگه فقط کارهایی که بهت می‌گیم رو انجام بدی،

475
00:29:24,346 --> 00:29:28,766
‫خیلی سریع از این‌جا می‌زنی بیرون

476
00:29:28,767 --> 00:29:33,105
‫دوباره می‌ری با رالف فوتبال بازی می‌کنی

477
00:30:20,027 --> 00:30:24,030
‫بذارید باهاتون صادق باشم، مردمِ وطن‌پرست

478
00:30:24,031 --> 00:30:26,157
‫می‌خوام واقعیت رو بهتون بگم

479
00:30:26,158 --> 00:30:28,576
‫اون‌ها نمی‌خوان شما چیزی بدونین،

480
00:30:28,577 --> 00:30:32,163
‫چون فکر می‌کنن طاقت شنیدن حقیقت رو ندارید

481
00:30:32,164 --> 00:30:33,623
‫اما ما طاقت‌ش رو داریم

482
00:30:33,624 --> 00:30:35,250
‫- سلام.
‫- مگه نه؟

483
00:30:35,251 --> 00:30:37,752
‫پس جای اد وایت‌لایک تو رو آوردن!

484
00:30:37,753 --> 00:30:40,672
‫شنیده بودم یکی رو پیدا کردن...

485
00:30:40,673 --> 00:30:41,965
‫من تیم‌ جیم‌سون‌ام،
‫نیروی جدید گشت شبانه

486
00:30:41,966 --> 00:30:45,218
‫منم انی لدو ام، پیرزن عجیب‌غریب

487
00:30:47,179 --> 00:30:50,014
‫یادم رفته، اسم این یارو چی بود؟

488
00:30:50,015 --> 00:30:53,142
‫جورج آلمن رو نمی‌شناسی؟

489
00:30:53,143 --> 00:30:56,020
‫تو هم چشم‌هات به‌روی حقیقت بستی؟

490
00:30:56,021 --> 00:30:58,231
‫دندون پُرکرده داری؟

491
00:30:58,232 --> 00:30:59,899
‫ببخشید؟

492
00:30:59,900 --> 00:31:01,651
‫دهنت رو باز کن

493
00:31:01,652 --> 00:31:03,111
‫چرا؟

494
00:31:03,112 --> 00:31:05,071
‫چون این‌طوری حرف‌های مردم رو شنود می‌کنن

495
00:31:10,931 --> 00:31:14,447
‫عالیه، یکی عقلشو به‌کار انداخته
‫و واسه‌ت دندون طلا گذاشته

496
00:31:14,748 --> 00:31:16,916
‫ارتش زحمت‌ش رو کشیده

497
00:31:16,917 --> 00:31:19,961
‫مطمئنم ارزون‌ترین گزینه رو انتخاب کردن

498
00:31:19,962 --> 00:31:21,588
‫شاید هم به‌خاطر اینه که می‌دونستن

499
00:31:21,589 --> 00:31:23,841
‫جنس‌های بازار چینیـه!

500
00:31:25,801 --> 00:31:29,762
‫یعنی شما فکر می‌کنی دولت چین

501
00:31:29,763 --> 00:31:31,599
‫توی دهن ما دستگاه شنود کار می‌ذاره؟

502
00:31:33,058 --> 00:31:36,227
‫شوخی می‌کنید دیگه؟

503
00:31:36,228 --> 00:31:40,024
‫خودت چی فکر می‌کنی قهرمان؟

504
00:31:41,609 --> 00:31:43,610
‫مامانم بهم می‌گفت «قهرمان»

505
00:31:43,611 --> 00:31:45,612
‫می‌دونم!

506
00:31:45,613 --> 00:31:47,739
‫به یکی از شخصیت‌های اون سریال معروفه می‌گفتن

507
00:31:47,740 --> 00:31:49,574
‫همونی که کلی بازیگر سیاه‌پوست داشت

508
00:31:49,575 --> 00:31:51,576
‫«پورک و...

509
00:31:51,577 --> 00:31:53,328
‫«پورک اند و بینز»
‫یه‌ همچین چیزی

510
00:31:53,329 --> 00:31:54,622
‫«پورگی و بس»

511
00:31:56,832 --> 00:31:59,709
‫از کجا می‌دونی؟

512
00:32:01,962 --> 00:32:04,047
‫یه لطفی در حق خودت بکن

513
00:32:04,048 --> 00:32:07,216
‫پادکست «جواهرات جورج» رو گوش کن

514
00:32:07,217 --> 00:32:11,095
‫چون هر روز توی این دنیا یه سری اتفاقات میفته...

515
00:32:11,096 --> 00:32:15,225
‫که آدم به هیچ عنوان باورش نمی‌شه

516
00:32:23,000 --> 00:32:30,000


517
00:32:39,500 --> 00:32:42,126
‫بالاخره بعد از کلی تلاش گیرت آوردم

518
00:32:42,127 --> 00:32:44,545
‫فکر می‌کردم 48 ساعت مرخصی دارم

519
00:32:44,546 --> 00:32:47,256
‫فقط خواستم حالت رو بپرسم

520
00:32:47,257 --> 00:32:49,759
‫پرونده‌ی نیروی بعدی رو دیدی؟

521
00:32:49,760 --> 00:32:51,260
‫آره

522
00:32:51,261 --> 00:32:53,012
‫خانواده‌ش وضعیت خیلی بدی دارن

523
00:32:53,013 --> 00:32:55,139
‫که عملیات ربودن‌ش رو سخت‌تر می‌کنه

524
00:32:55,140 --> 00:32:57,350
‫اما داستانِ پوششی‌مون رو طبیعی‌تر جلوه می‌ده

525
00:32:57,351 --> 00:33:00,728
‫به محض این‌که برگشتی
‫سناریوهای مختلف رو مرور می‌کنیم

526
00:33:00,729 --> 00:33:03,523
‫پرونده رو با دقت بررسی کن

527
00:33:03,524 --> 00:33:05,901
‫همیشه همین‌کارو می‌کنم

528
00:33:09,154 --> 00:33:10,822
‫عملیات ربودن الیس...

529
00:33:10,823 --> 00:33:13,157
‫خوب نیست اینقدر به گذشته فکر کنیم

530
00:33:13,158 --> 00:33:15,368
‫تموم شد رفت پی کارش

531
00:33:15,369 --> 00:33:17,287
‫فقط به‌خاطر این‌که
‫دستپاچه‌مون کردن شکست خورد!

532
00:33:23,043 --> 00:33:25,002
‫به محض این‌که خبر ام‌آی‌تی پخش می‌شد،

533
00:33:25,003 --> 00:33:27,880
‫توجه تمامی رسانه‌ها به این پسره الیس جلب می‌شد

534
00:33:27,881 --> 00:33:30,133
‫- اون تصمیم...
‫- کاش اون حرومزاده‌ها

535
00:33:30,134 --> 00:33:32,135
‫یه‌بار بیان توی یکی از
‫عملیات‌هامون شرکت کنن

536
00:33:32,136 --> 00:33:34,263
‫تا ببینن تصمیمات‌شون چه تبعاتی داره

537
00:33:38,976 --> 00:33:40,811
‫ببخشید قربان

538
00:34:36,366 --> 00:34:37,886
‫« کیت: داری میای؟ »

539
00:34:40,287 --> 00:34:42,955
‫یه مورد مشکوک داریم

540
00:34:42,956 --> 00:34:44,625
‫دریافت شد

541
00:35:07,689 --> 00:35:09,690
‫چطور می‌تونیم کمک‌تون کنیم؟

542
00:35:11,769 --> 00:35:13,970
‫نمی‌دونم، توی جاده 161
‫پیچیدیم توی خروجی اشتباهی

543
00:35:14,071 --> 00:35:15,780
‫و وقتی فهمیدیم راه رو اشتباه اومدیم

544
00:35:15,781 --> 00:35:17,240
‫دیدیم وسط جنگل گیر افتادیم

545
00:35:17,241 --> 00:35:19,116
‫اصلاً آنتن نداریم

546
00:35:19,117 --> 00:35:21,160
‫آره، این درخت‌های کاج آنتن‌‌ها رو ضعیف می‌کنن

547
00:35:21,161 --> 00:35:22,454
‫آره

548
00:35:24,289 --> 00:35:26,123
‫اون طرف چه‌خبره؟

549
00:35:26,124 --> 00:35:28,043
‫آزمایشگاه بیماری‌های عفونی

550
00:35:31,630 --> 00:35:33,715
‫پُر از چیزهای چندش!

551
00:35:35,926 --> 00:35:39,971
‫خب، از همون مسیری که اومدین برگردین

552
00:35:39,972 --> 00:35:42,598
‫سر جاده آتش‌نشانی بپیچین سمت
‫چپ، بعد سه‌راهی رو برید سمت راست

553
00:35:42,599 --> 00:35:44,559
‫مستقیم برمی‌گردین به جاده 161

554
00:35:44,560 --> 00:35:47,353
‫- اول چپ، بعد راست
‫- بیا بریم ویل

555
00:35:47,354 --> 00:35:49,272
‫چشم. الان می‌ریم. ممنون

556
00:35:49,273 --> 00:35:51,023
‫خواهش می‌کنم، مراقبت کنید

557
00:36:07,124 --> 00:36:09,543
‫خانم سیگسبی جریان سکه‌ها رو واسه‌ت توضیح داد؟

558
00:36:10,669 --> 00:36:12,545
‫نه

559
00:36:12,546 --> 00:36:17,341
‫معلومه که با این همه ورودی جدید یادش نمی‌مونه

560
00:36:17,342 --> 00:36:22,179
‫به بچه‌هایی حرف‌گوش‌کن‌ان به عنوان پاداش سکه می‌دیم

561
00:36:22,180 --> 00:36:24,807
‫باهاشون می‌تونی از دستگاه خوراکی بگیری

562
00:36:31,899 --> 00:36:34,317
‫سلام خوشگل‌خانم، چطوری؟

563
00:36:34,318 --> 00:36:36,653
‫بد نیستم

564
00:36:38,697 --> 00:36:41,575
‫تو چطوری لوک؟ به این‌جا عادت کردی؟

565
00:36:45,537 --> 00:36:47,747
‫روزه سکوت گرفته؟

566
00:36:47,748 --> 00:36:50,541
‫فعلاً اشکالی نداره، ولی حواست باشه

567
00:36:50,542 --> 00:36:52,668
‫اگه با ما راه بیای، ما هم باهات راه میایم!

568
00:36:52,669 --> 00:36:55,463
‫با شرایط کنار بیا تا اذیت نشی

569
00:36:55,464 --> 00:36:58,299
‫از روی تجربه می‌گم، لوکِ عزیزم

570
00:36:58,300 --> 00:37:01,261
‫از روی تجربه. بیا داخل

571
00:37:07,434 --> 00:37:10,811
‫زیاد طول نمی‌کشه

572
00:37:10,812 --> 00:37:12,898
‫برو بشین آقای قهرمان

573
00:37:22,407 --> 00:37:24,158
‫بهت گفتم بشین!

574
00:37:24,159 --> 00:37:27,745
‫می‌خوای چیکار کنی؟ واسه‌م تتو بزنی؟

575
00:37:27,746 --> 00:37:30,247
‫خدای من نه

576
00:37:30,248 --> 00:37:32,458
‫فقط می‌خوام یه تراشه کوچیک بذارم
‫توی لاله گوش‌ت، چیز خاصی نیست

577
00:37:32,459 --> 00:37:34,835
‫برای همه‌ مهمون‌هامون اجباریه. مثلِ پیرسینگ زدنه

578
00:37:34,836 --> 00:37:36,712
‫من مهمون نیستم. زندانی‌ام!

579
00:37:36,713 --> 00:37:38,965
‫و اجازه نمی‌دم چیزی بذاری توی گوشم!

580
00:37:38,966 --> 00:37:41,968
‫ولی من اینکارو می‌کنم

581
00:37:41,969 --> 00:37:43,678
‫ببین، یه‌ذره بیشتر درد نداره
‫زود تموم می‌شه

582
00:37:43,679 --> 00:37:45,721
‫مورین کلی سکه بهت می‌ده‌ها

583
00:37:45,722 --> 00:37:47,223
‫نظرت چیه؟

584
00:37:47,224 --> 00:37:49,267
‫نه

585
00:37:56,733 --> 00:37:58,484
‫مطمئنی؟

586
00:37:58,485 --> 00:37:59,568
‫بله

587
00:38:20,048 --> 00:38:23,467
‫شرط می‌بندم این خیلی بیشتر
‫از سوراخ کردن گوش‌ت درد داره

588
00:38:23,468 --> 00:38:26,637
‫باز هم می‌خوای؟

589
00:38:26,638 --> 00:38:28,889
‫نه

590
00:38:28,890 --> 00:38:31,268
‫حالا می‌شینی روی صندلی؟

591
00:38:41,361 --> 00:38:43,237
‫خب، مثل آدم رفتار می‌کنی

592
00:38:43,238 --> 00:38:45,197
‫یا دست و پات رو ببندم؟

593
00:38:45,198 --> 00:38:46,533
‫مثل آدم رفتار می‌کنم

594
00:38:59,671 --> 00:39:01,714
‫خیلی‌خب رفیق

595
00:39:01,715 --> 00:39:03,382
‫فعلاً کارمون تموم شد

596
00:39:03,383 --> 00:39:05,843
‫این گاز رو داشته باش اگه خون اومد استفاده کن

597
00:39:05,844 --> 00:39:08,637
‫یکم هم یخ بذار روش

598
00:39:08,638 --> 00:39:10,515
‫و از ادامه‌ی روزت لذت ببر

599
00:39:14,227 --> 00:39:15,187
‫روز به‌خیر

600
00:39:22,569 --> 00:39:25,237
‫سلام

601
00:39:25,238 --> 00:39:27,406
‫تیم،

602
00:39:27,407 --> 00:39:29,033
‫با بیدیلیا آشنا شو

603
00:39:29,034 --> 00:39:31,203
‫عاشقِ اینه که به مهمون‌هامون سلام کنه

604
00:39:32,412 --> 00:39:33,413
‫بیدیلیا

605
00:39:35,332 --> 00:39:36,916
‫گشت شبانه چطوره؟

606
00:39:36,917 --> 00:39:38,417
‫آهان، خب...

607
00:39:38,418 --> 00:39:40,503
‫فعلاً که یه شب گذشته،
‫اما تا همین‌جا خوب بوده

608
00:39:40,504 --> 00:39:42,880
‫که اینطور.
‫من که به هیچ قیمتی

609
00:39:42,881 --> 00:39:45,341
‫واسه شرکت مزخرف اون یارو اسنوفلیک کار نمی‌کنم

610
00:39:45,342 --> 00:39:47,510
‫حتی اگه بتونم تمام روز

611
00:39:47,511 --> 00:39:50,054
‫باسن افسر گالیکسون رو دید بزنم

612
00:39:50,055 --> 00:39:51,932
‫خیلی دافه!

613
00:39:54,601 --> 00:39:57,436
‫شب خوبی داشته باشید آقای هالیستر

614
00:39:57,437 --> 00:40:00,107
‫چی شد؟ ناراحت شدی؟

615
00:40:00,732 --> 00:40:04,568
‫سلام. شما هم از این‌ور می‌رید؟

616
00:40:04,569 --> 00:40:06,529
‫اومده بودم وسایل موردنیازم رو بخرم

617
00:40:06,530 --> 00:40:09,990
‫جورج این آخر هفته یه ویژه‌برنامه خیلی مهم داره

618
00:40:09,991 --> 00:40:13,077
‫به هیچ عنوان نمی‌خوام وسط برنامه قطع بشم

619
00:40:13,078 --> 00:40:15,162
‫خب، می‌خواین توی حمل وسایل کمک‌تون کنم؟

620
00:40:15,163 --> 00:40:16,872
‫منم باید یه سر برم اداره و شیفتم رو شروع کنم

621
00:40:16,873 --> 00:40:18,999
‫شاید یه‌ذره معطل بشید، اما...

622
00:40:19,000 --> 00:40:21,794
‫می‌تونم کارهام رو عقب بندازم

623
00:40:21,795 --> 00:40:24,713
‫خیلی‌خب پس، بریم

624
00:40:24,714 --> 00:40:27,675
‫فکر نکن وقتی داشتی با اون یارو صحبت می‌کردی ندیدمت!

625
00:40:27,676 --> 00:40:29,802
‫آقای هالیستر؟

626
00:40:29,803 --> 00:40:32,763
‫خب من توی هتلش زندگی می‌کنم،
‫چه اشکالی داره باهاش صحبت کنم؟

627
00:40:32,764 --> 00:40:38,102
‫اون مرد...حسابی می‌ره روی عصابم

628
00:40:44,943 --> 00:40:46,193
‫سلام

629
00:40:46,194 --> 00:40:47,987
‫سلام

630
00:40:47,988 --> 00:40:49,697
‫خانم مرموز برگشت

631
00:40:49,698 --> 00:40:51,532
‫بهت که گفتم

632
00:40:51,533 --> 00:40:53,701
‫بعضی وقت‌ها مجبور می‌شم
‫خیلی یهویی شهر رو ترک کنم

633
00:40:57,998 --> 00:40:59,374
‫هی الکس

634
00:41:00,917 --> 00:41:02,126
‫حله

635
00:41:02,127 --> 00:41:04,795
‫الان؛ خب...

636
00:41:04,796 --> 00:41:07,298
‫آخرین بار داشتیم درمورد چی صحبت می‌کردیم؟

637
00:41:07,299 --> 00:41:10,092
‫داشتی درمورد کارـت بهم می‌گفتی

638
00:41:10,093 --> 00:41:12,928
‫چه بامزه. اصلاً یادم نمیاد

639
00:41:12,929 --> 00:41:14,930
‫حسابی مست بودی

640
00:41:14,931 --> 00:41:16,849
‫من؟ عمراً

641
00:41:16,850 --> 00:41:18,559
‫ولی جدی، چرا از کارـت هیچی نمی‌گی؟

642
00:41:18,560 --> 00:41:20,561
‫قبلاً درموردش حرف زدیم

643
00:41:20,562 --> 00:41:23,689
‫نمی‌تونم، مخصوصاً با شما

644
00:41:23,690 --> 00:41:26,525
‫وقتی با هم آشنا شدیم تو می‌دونستی من خبرنگارـم

645
00:41:26,526 --> 00:41:28,569
‫نمی‌تونستم ازت مخفی کنم

646
00:41:28,570 --> 00:41:31,906
‫آره، ولی من مگه فقط واسه صحبت کردن اومدم سراغت؟

647
00:41:31,907 --> 00:41:33,032
‫بفرمایید

648
00:41:33,033 --> 00:41:34,200
‫ممنونم

649
00:41:34,201 --> 00:41:35,367
‫نه؟

650
00:41:35,368 --> 00:41:36,869
‫نه

651
00:41:36,870 --> 00:41:40,372
‫ببین، توی دنیسون هرکسی نظریه خودش رو درباره این‌که

652
00:41:40,373 --> 00:41:41,999
‫شما دارید توی جنگل چیکار می‌کنید داره

653
00:41:43,668 --> 00:41:45,336
‫کیسی که توی پمپ‌بنزین کار می‌کنه

654
00:41:45,337 --> 00:41:47,404
‫می‌گفت بعد از این‌که منقطه 51 لو رفته

655
00:41:48,590 --> 00:41:49,924
‫سفینه‌های فضایی‌شون رو آوردن پیشِ شما

656
00:41:51,384 --> 00:41:53,510
‫برای همین پرواز پهپاد توی اون منطقه ممنوعه

657
00:41:53,511 --> 00:41:55,639
‫سفینه فضایی؟

658
00:41:56,681 --> 00:41:59,516
‫از اون طرف، جون که توی غذاخوری کار می‌کنه

659
00:41:59,517 --> 00:42:01,644
‫می‌گه شما یه آزمایشگاه
‫فرمول غذایی اون‌جا راه انداختید

660
00:42:01,645 --> 00:42:04,480
‫مثلاً واسه خوراکی و اینجور چیزها،
‫و این همه تدابیر امنیتی

661
00:42:04,481 --> 00:42:07,441
‫برای محافظت از دستورهای پخت سری و محرمانه‌ست!

662
00:42:07,442 --> 00:42:10,236
‫ادویه‌ و گیاهان مختلف...

663
00:42:10,237 --> 00:42:12,738
‫نظر خودت چیه؟

664
00:42:12,739 --> 00:42:14,740
‫نظر من اینه که یه دختر جذاب مثل تو

665
00:42:14,741 --> 00:42:16,867
‫واسه‌ش مهم نیست شغلش چیه

666
00:42:43,687 --> 00:42:45,605
‫عمراً

667
00:42:48,191 --> 00:42:50,859
‫ولی خب ممکنه...

668
00:42:57,826 --> 00:43:00,119
‫سلام. اومدم ببرمت بریم شام بخوریم

669
00:43:00,120 --> 00:43:02,162
‫گوشواره‌ت هم که بهت دادن

670
00:43:02,163 --> 00:43:05,332
‫آره، باید بهت می‌گفتم

671
00:43:05,333 --> 00:43:07,793
‫فکر نمی‌کنم اگه می‌گفتی هم چیزی عوض نمی‌شد

672
00:43:07,794 --> 00:43:09,420
‫اما خب می‌دونی

673
00:43:09,421 --> 00:43:11,339
‫یه‌لحظه هم‌زمان از همه‌طرف تحت فشار قرار گرفتم

674
00:43:13,049 --> 00:43:15,467
‫باشه. زودباش بریم

675
00:43:15,468 --> 00:43:18,387
‫بچه‌ها چشم به راه‌ت هستن.
‫حتی نیکی...

676
00:43:18,388 --> 00:43:21,850
‫که به‌زور احساسات‌ش رو نشون می‌ده

677
00:43:25,103 --> 00:43:28,981
‫وقتی داشتیم درمورد توانایی ذهن‌خونی‌ات حرف می‌زدیم

678
00:43:28,982 --> 00:43:32,234
‫یه‌لحظه حواسم پرت شد و نفهمیدم چی گفتی

679
00:43:32,235 --> 00:43:34,820
‫- خب...
‫- چطوری انجامش می‌دی؟

680
00:43:34,821 --> 00:43:37,531
‫خب راستش اونقدرها هم که بقیه فکر می‌کنن جالب نیست

681
00:43:37,532 --> 00:43:39,408
‫مثلاً می‌تونم اسم مامان‌بزرگت رو بگم

682
00:43:39,409 --> 00:43:42,161
‫البته اگه توی ذهنت بهش فکر کنی

683
00:43:42,162 --> 00:43:43,663
‫نمی‌تونم کل مغزت رو بگردم

684
00:43:51,671 --> 00:43:53,214
‫ربکا

685
00:43:54,924 --> 00:43:56,384
‫ولی خب بازم خیلی خفنه‌ها

686
00:44:01,890 --> 00:44:03,390
‫خیلی‌خب

687
00:44:03,391 --> 00:44:06,185
‫از عشق و عاشقی خبری نیست‌ها،
‫جدی نگیری

688
00:44:06,186 --> 00:44:09,730
‫شاید حتی استعداد خدا دادی نباشه،
‫شاید هم باشه

689
00:44:09,731 --> 00:44:11,607
‫چند روز بعد از این‌که اومدم این‌جا،

690
00:44:11,608 --> 00:44:13,359
‫تقریباً دو هفته قرنطینه‌م کردن

691
00:44:13,360 --> 00:44:14,778
‫هیچ آمپولی هم بهم تزریق نکردن

692
00:44:17,906 --> 00:44:19,531
‫یعنی چی؟

693
00:44:19,532 --> 00:44:23,035
‫منظورم اینه که من شاید هنوز ناقل باشم

694
00:44:23,036 --> 00:44:24,912
‫و ممکنه تو هم مبتلا بشی

695
00:44:24,913 --> 00:44:27,414
‫اینطوری یکم بیشتر توی «بخش جلویی» می‌مونی!

696
00:44:27,415 --> 00:44:30,542
‫من فکر می‌کردم «بخش‎‌ پشتی» چیز خوبیه، درستته؟

697
00:44:30,543 --> 00:44:32,002
‫زودتر می‌ریم خونه

698
00:44:32,003 --> 00:44:33,921
‫همینطوریه...ظاهراً

699
00:44:33,922 --> 00:44:35,214
‫یکم بده دیگه!

700
00:44:35,215 --> 00:44:36,548
‫حالت خوبه؟

701
00:44:36,549 --> 00:44:38,926
‫غذاهای بشقاب تو خوشمزه‌تره، جورج!
‫نه!

702
00:44:38,927 --> 00:44:40,386
‫سلام بچه‌ها

703
00:44:40,387 --> 00:44:42,221
‫لوک؟ درست گفتم؟
‫جورج الس!

704
00:44:42,222 --> 00:44:44,348
‫مطمئنم شا من رو معرفی کرده

705
00:44:44,349 --> 00:44:45,933
‫اون دیوونه‌ی منـه

706
00:44:45,934 --> 00:44:47,851
‫خیلی اوضاع‌ت خرابه.
‫بذار یه‌چیزی برات بیارم

707
00:44:47,852 --> 00:44:49,520
‫منم آیریس‌ام

708
00:44:49,521 --> 00:44:51,313
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم

709
00:44:51,314 --> 00:44:53,065
‫نظرت درمورد این‌جا چیه؟

710
00:44:53,066 --> 00:44:55,692
‫خوش می‌گذره یا خیلی خوش می‌گذره؟

711
00:44:55,693 --> 00:44:58,737
‫آره، اما من هنوز حتی نمی‌دونم این‌جا کجاست

712
00:44:58,738 --> 00:45:00,656
‫- پس به جمع‌مون خوش اومدی
‫- ممنونم

713
00:45:00,657 --> 00:45:02,366
‫بگو ببینم، تو «د.ج» ای، درسته؟

714
00:45:02,367 --> 00:45:03,867
‫مثبتی یا منفی؟

715
00:45:03,868 --> 00:45:06,453
‫من نمی‌...

716
00:45:06,454 --> 00:45:08,580
‫مثبت یعنی با اراده خودت از قدرت‌ـت استفاده می‌کنی

717
00:45:08,581 --> 00:45:10,207
‫حداقل اکثر اوقات...

718
00:45:10,208 --> 00:45:11,750
‫خب پس من منفی‌ام

719
00:45:11,751 --> 00:45:13,293
‫مطمئنی؟

720
00:45:13,294 --> 00:45:15,045
‫آره، من حتی نمی‌تونم گوشم رو تکون بدم

721
00:45:15,046 --> 00:45:16,964
‫ایول! د.ج منفی.
‫باید به نیکی بگم!

722
00:45:16,965 --> 00:45:19,341
‫همیشه روی این‌که بچه‌های
‫جدید مثبت‌ان یا منفی شرط می‌بندن

723
00:45:19,342 --> 00:45:21,385
‫جورج هم همیشه می‌گه منفی

724
00:45:21,386 --> 00:45:23,971
‫چون منفی‌ها خیلی زیادن.
‫بخوایم دقیق بگیم، خیلی هم خاص نیستن

725
00:45:23,972 --> 00:45:29,519
‫ناراحتی نشی‌ها لوک، اما د.ج مثبت
‫مال آدم‌های خاصه!

726
00:46:01,134 --> 00:46:02,510
‫جورج، بس‌کن!

727
00:46:04,554 --> 00:46:06,722
‫تمیزش کن ببینم

728
00:46:06,723 --> 00:46:08,474
‫پشمام!

729
00:46:08,475 --> 00:46:11,685
‫متاسفانه فعلاً فقط همین‌قدر می‌تونم

730
00:46:11,686 --> 00:46:14,021
‫واسه مردان ایکس شدن کافی نیست

731
00:46:14,022 --> 00:46:16,899
‫حقیقت تلخ اینه که د.ج
‫زیاد به‌درد نمی‌خوره

732
00:46:16,900 --> 00:46:18,817
‫می‌دونی، هندریکس می‌گه رکورد بلند کردن اجسام

733
00:46:18,818 --> 00:46:22,321
‫توی موسسه توسط بچه‌ها 4/5 کیلوـه!

734
00:46:22,322 --> 00:46:26,700
‫ای کاش می‌شد قدرت د.ج رو قوی‌تر کرد

735
00:46:26,701 --> 00:46:28,577
‫اونطوری می‌تونستیم راحت از این‌جا بزنیم بیرون

736
00:46:28,578 --> 00:46:30,412
‫آره

737
00:46:30,413 --> 00:46:34,208
‫آیریس که تصمیم گرفته مثل
‫نیکی با این قضایا برخورد کنه

738
00:46:34,209 --> 00:46:35,751
‫اون هیچ تصمیمی نگرفته

739
00:46:35,752 --> 00:46:37,461
‫فقط در برابر واقعیت مقاومت نمی‌کنه

740
00:46:37,462 --> 00:46:39,630
‫حلال‌زاده رو ببین

741
00:46:39,631 --> 00:46:42,007
‫این جورج ما هم یه پا مامور مالدره واسه خودش!
‫(اشاره به شخصیت فاکس مالدر)

742
00:46:42,008 --> 00:46:43,968
‫دلش می‌خواد باور کنه

743
00:46:45,220 --> 00:46:47,471
‫چی رو باور کنه؟

744
00:46:47,472 --> 00:46:49,556
‫که همه‌چی درست می‎شه

745
00:46:49,557 --> 00:46:51,975
‫نیکی، قول و قرارمون رو یادت نمیاد؟

746
00:46:51,976 --> 00:46:53,810
‫چرا. چرا. یه‌لحظه جوگیر شدم

747
00:46:53,811 --> 00:46:57,105
‫می‌خواستم به عضو جدیدمون خوش‌آمد بگم،
‫یه‌وقت معذب نشه

748
00:46:57,106 --> 00:46:58,900
‫دستت چی شده؟

749
00:47:01,402 --> 00:47:03,196
‫خوردم زمین

750
00:47:07,867 --> 00:47:10,619
‫لوک، اینم از نیکی

751
00:47:12,830 --> 00:47:14,915
‫لوک الیس

752
00:47:14,916 --> 00:47:16,750
‫آره؛ می‌دونم

753
00:47:16,751 --> 00:47:18,627
‫همیشه اطلاعات بچه‌های جدید رو بهمون می‌گن

754
00:47:18,628 --> 00:47:21,547
‫اگه کمک‌شون کنیم با این‌جا
‫اُخت بشن بهمون جایزه هم می‌دن

755
00:47:21,548 --> 00:47:23,715
‫البته من‌که نه

756
00:47:23,716 --> 00:47:26,843
‫نه، نیکی ویلهام خونه‌ش رو با سکه و پتو معامله نمی‌کنه

757
00:47:26,844 --> 00:47:30,806
‫حالا که بحث‌ش شد، کسی سکه داره؟

758
00:47:30,807 --> 00:47:33,642
‫راستش اگه اینقدر آدم لاشی‌ای نبودی
‫تو هم می‌تونستی سکه بگیری

759
00:47:33,643 --> 00:47:35,811
‫- جورج
‫- نه این‌که همیشه مفت‌خوری کنی!

760
00:47:35,812 --> 00:47:37,980
‫چی؟ انتظار داری هرچی می‌گن انجام بدم؟ عمراً

761
00:47:37,981 --> 00:47:40,732
‫یاغیِ بی‌سیبیل

762
00:47:40,733 --> 00:47:43,318
‫آره، اما این‌که خودت یه‌چیزی رو تحریم کنی و بعد...

763
00:47:43,319 --> 00:47:45,654
‫به پای دوستات بیفتی تا برات
‫اوکی‌ش کنن کار خیلی زشتیه!

764
00:47:45,655 --> 00:47:48,324
‫من چیزی رو تحریم نکردم،
‫فقط به حرفاشون گوش نمی‌دم

765
00:47:50,868 --> 00:47:52,661
‫بی‌خیال بابا. کی سکه داره؟

766
00:47:52,662 --> 00:47:55,038
‫صبح بعد از تزریق نقطه‌ای گریه نکردم

767
00:47:55,039 --> 00:47:57,292
‫- و مورین دوتا بهم داد
‫- ممنونم

768
00:47:59,002 --> 00:48:01,420
‫زودباش. می‌دونم تو هم داری!

769
00:48:03,381 --> 00:48:04,506
‫سگ خورد

770
00:48:04,507 --> 00:48:06,426
‫خودشیرین

771
00:48:08,928 --> 00:48:10,095
‫الیس، بیا بریم یه‌چیزی برات بگیرم

772
00:48:10,096 --> 00:48:13,016
‫فان استیکس بگیر

773
00:48:18,438 --> 00:48:21,648
‫شطرنج بلدی الیس؟
‫این سه تا که ریدن!

774
00:48:21,649 --> 00:48:23,900
‫دایانا گیبسون یه‌چیزایی از بازی سرش می‌شد،

775
00:48:23,901 --> 00:48:27,738
‫که بنده‌خدا رو سه روز پیش فرستادن «بخش پشتی»

776
00:48:27,739 --> 00:48:30,574
‫آره، آره، بلدم
‫ولی راستش رو بخوای

777
00:48:30,575 --> 00:48:32,326
‫اصلاً حوصله ندارم

778
00:48:32,327 --> 00:48:34,120
‫بی‌خیال. اذیت نکن!

779
00:48:37,081 --> 00:48:39,458
‫نیازی نبود، ممنون

780
00:48:39,459 --> 00:48:41,294
‫همه‌ش مال خودت

781
00:48:53,181 --> 00:48:55,974
‫پشمام، یه‌لحظه فکر کردم سیگارِ واقعیه!

782
00:48:55,975 --> 00:48:58,769
‫همین یکم پیش با خودم می‌گفتم این‌جا از
‫اینی که هست عجیب‌تر نمی‌شه

783
00:49:01,814 --> 00:49:03,982
‫این‌جا هر روز عجیب‌تر می‌شه

784
00:49:03,983 --> 00:49:07,527
‫یا خدا. نکنه این‌جا «جزیره‌ی لذت»ـه؟

785
00:49:07,528 --> 00:49:11,239
‫«پینوکیو» رو می‌گی؟ آره؟
‫باحال بود

786
00:49:11,240 --> 00:49:13,033
‫اینطوری راضی‌مون می‌کنن

787
00:49:13,034 --> 00:49:15,077
‫با چیزهایی که مدت‌ها برامون ممنوع بوده

788
00:49:15,078 --> 00:49:17,371
‫سیگار، مشروب

789
00:49:17,372 --> 00:49:19,373
‫کراکر جکز، هو هوز
‫(خوراکی های آمریکایی)

790
00:49:19,374 --> 00:49:21,083
‫- هو هوز؟
‫- چی؟

791
00:49:21,084 --> 00:49:23,877
‫چیه؟ مامان طرفدار جنبش «هیپی»هاست
‫فقط چیپس خرما بهمون می‌داد

792
00:49:23,878 --> 00:49:26,672
‫- وایسا ببینم. این‌جا بهمون مشروب می‌دن؟
‫- آره

793
00:49:26,673 --> 00:49:29,716
‫شراب میوه‌ایه، از اون‌هایی که به بچه‌ها می‌دن

794
00:49:29,717 --> 00:49:32,427
‫حتی یه تابلو هم داریم که روش نوشته
‫«حواستون باشه چقدر می‌خورید»

795
00:49:32,428 --> 00:49:34,639
‫بچه‌های این‌جا چند سالشونه؟

796
00:49:35,973 --> 00:49:38,892
‫بابی واشینگتون 19 سالش بود

797
00:49:38,893 --> 00:49:41,895
‫از همه‌مون بزرگ‌تر بود. هفته پیش رفت «بخش پشتی»

798
00:49:41,896 --> 00:49:43,230
‫کوچیک‌ترینمون چند سالشه؟

799
00:49:43,231 --> 00:49:46,191
‫فکر کنم ده

800
00:49:56,119 --> 00:49:58,036
‫ببین، یه لطفی در حق خودت بکن

801
00:49:58,037 --> 00:50:00,372
‫و اجازه نده نیکی با حرف‌های مزخرف‌ش گولت بزنه

802
00:50:00,373 --> 00:50:02,332
‫اگه نقطه دیدی، بگو

803
00:50:02,333 --> 00:50:05,544
‫اگه ندیدی، بازم بگو

804
00:50:05,545 --> 00:50:08,214
‫چون اگه دروغ بگیم می‌فهمن!

805
00:50:19,308 --> 00:50:21,017
‫چی شده؟

806
00:50:21,018 --> 00:50:24,522
‫اگه داستان زندگی من پیچیده‌تر از
‫اون چیزی باشه که تو فکر می‌کنی چی؟

807
00:50:26,733 --> 00:50:28,818
‫اگه بفهمی قوه تخیل من چقدر
‫قویه حسابی تعجب می‌کنی

808
00:50:29,944 --> 00:50:31,988
‫جدی می‌گم

809
00:50:34,365 --> 00:50:36,658
‫اگه همچین داستانی داشتی،

810
00:50:36,659 --> 00:50:38,452
‫داستانی که می‌تونه همه‌چی رو تغییر بده

811
00:50:38,453 --> 00:50:39,995
‫چیکار می‌کردی؟

812
00:50:39,996 --> 00:50:45,500
‫من احساس می‌کنم تو شغل
‫من رو زیادی دستِ بالا گرفتی

813
00:50:45,501 --> 00:50:49,087
‫راستش رو بخوای، من یه خبرنگار خیلی
‫عادی‌ام که برای یه روزنامه محلی کار می‌کنه

814
00:50:49,088 --> 00:50:51,423
‫با تیراژ کمتر از ده هزار نسخه

815
00:50:51,424 --> 00:50:52,591
‫و حضور خیلی ناچیز در فضای مجازی

816
00:50:52,592 --> 00:50:54,426
‫خب، کی می‌تونه این خبر منتشر کنه؟

817
00:50:54,427 --> 00:50:56,970
‫ آشنا نداری؟

818
00:50:56,971 --> 00:50:59,307
‫شاید داشته باشم

819
00:51:06,314 --> 00:51:09,025
‫اگه از همون اول مسیر اشتباهی رو
‫برای زندگی‌ام انتخاب کرده باشم چی؟

820
00:51:11,277 --> 00:51:14,739
‫و الان دیگه برای جبران کردن
‫اشتباهاتم خیلی دیر شده باشه

821
00:51:16,824 --> 00:51:18,867
‫من...

822
00:51:18,868 --> 00:51:21,662
‫به‌نظرت جهنم واقعیه؟

823
00:51:24,499 --> 00:51:25,999
‫تا جایی که می‌دونم آره

824
00:51:41,182 --> 00:51:43,225
‫راست می‌گفتی.
‫قابل‌اعتماد نبود

825
00:51:43,226 --> 00:51:44,643
‫نبود؟

826
00:51:44,644 --> 00:51:46,311
‫ترتیب‌ش رو دادم

827
00:51:46,312 --> 00:51:48,481
‫تیم پاکسازی رو خبر کن. می‌دونی کجام؟

828
00:51:51,108 --> 00:51:53,735
‫آره. همون‌جا بمون

829
00:52:16,592 --> 00:52:17,760
‫ممنون

830
00:53:32,001 --> 00:53:33,752
‫می‌دونی چرا با این‌که زمین‌ بازی شب‌ها بازه

831
00:53:33,753 --> 00:53:35,670
‫چراغ‌هاش رو روشن نمی‌کنن؟

832
00:53:35,671 --> 00:53:39,758
‫چون اگه کسی از بالای این‌جا رد شد،

833
00:53:39,759 --> 00:53:41,635
‫توجه‌ش به این‌جا جلب نشه

834
00:53:41,636 --> 00:53:45,848
‫با خودشون نگن وسط جنگل‌های مین چه‌خبره...

835
00:53:47,308 --> 00:53:49,559
‫حداقل امشب ماه کاملـه

836
00:53:49,560 --> 00:53:52,854
‫نورش برای شطرنج بازی کردن کافیه

837
00:53:52,855 --> 00:53:54,856
‫آره، اما من هنوز حوصله ندارم

838
00:53:54,857 --> 00:53:57,610
‫بی‌خیال. پس چیکار کنیم؟

839
00:55:47,053 --> 00:55:49,929
‫کیش و مات شد؟
‫پنجِ حرکتی بود؟

840
00:55:49,930 --> 00:55:51,723
‫شیش تا، و این‌که بهش می‌گن

841
00:55:51,724 --> 00:55:53,641
‫«ماتِ مختنق»

842
00:55:53,642 --> 00:55:56,061
‫این مات فقط زمانی امکان‌پذیره که حریفت معطل کنه

843
00:55:56,062 --> 00:55:59,272
‫مهره‌های دور و بر شاهش رو حرکت نده

844
00:55:59,273 --> 00:56:00,523
‫البته دفعه بعد حواست رو جمع می‌کنی

845
00:56:00,524 --> 00:56:02,776
‫تازه من مصدوم هم بودم!

846
00:56:02,777 --> 00:56:05,321
‫آره. گفته بودی خوردی زمین

847
00:56:06,489 --> 00:56:07,990
‫از نظر خودت چقدر باهوشی؟

848
00:56:10,034 --> 00:56:13,203
‫نمی‌دونم. چرا؟

849
00:56:13,204 --> 00:56:16,414
‫می‌خوام ببینم تو اون بچه‌ای
‫هستی که مدت‌هاست منتظرشم یا نه

850
00:56:16,415 --> 00:56:19,876
‫اونقدر باهوش که بفهمه ما نباید این‌جا بمونیم!

851
00:56:19,877 --> 00:56:21,586
‫یا تو هم مثل بقیه‌ای؟

852
00:56:21,587 --> 00:56:23,505
‫نمی‌خوای واقعیت رو قبول کنی،

853
00:56:23,506 --> 00:56:25,840
‫و خودت رو با حرف‌های قشنگ گول می‌زنی

854
00:56:25,841 --> 00:56:27,550
‫ببین، اون‌ها حافظه‌مون رو پاک می‌کنن

855
00:56:27,551 --> 00:56:30,011
‫و ما بدون این‌که چیزی یادمون بیاد
‫به زندگی‌مون ادامه می‌دیم

856
00:56:30,012 --> 00:56:33,264
‫حتی کلیشا هم یه‌جورایی فکر می‌کنه
‫همه‌چی خود به خود درست می‌شه

857
00:56:33,265 --> 00:56:35,226
‫همه به جز تو

858
00:56:37,144 --> 00:56:41,272
‫وقتی توی پرورشگاه و آسایشگاه بزرگ می‌شی،

859
00:56:41,273 --> 00:56:44,068
‫یاد می‌گیری این قصه‌ها رو باور نکنی!

860
00:56:45,903 --> 00:56:49,073
‫اینم یاد می‌گیری که هیچوقت
‫قرار نیست کسی بیاد نجاتت بده

861
00:56:52,326 --> 00:56:54,244
‫منظورم اینه که

862
00:56:54,245 --> 00:56:58,414
‫اگه کسی خبر داشت این‌جا چه خبره

863
00:56:58,415 --> 00:57:00,625
‫مدت‌ها پیش درش تخته شده بود

864
00:57:00,626 --> 00:57:03,921
‫آره؛ باید از این‌جا بریم،
‫باید خودمون رو از این‌جا نجات بدیم

865
00:57:05,881 --> 00:57:08,258
‫خب، آقای نابغه

866
00:57:08,259 --> 00:57:10,176
‫چطوری از این خراب‌شده فرار کنیم؟

867
00:57:11,000 --> 00:57:31,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

