﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:18,687 --> 00:00:21,854
‫[برگرفته از یه داستان حقیقی]

3
00:00:21,937 --> 00:00:27,271
‫قوانین فیزیک دست و پای انسان‌ها رو می‌بنده.

4
00:00:28,521 --> 00:00:33,604
‫اما امروز، شاهد یه معجزه خواهید بود!

5
00:00:33,687 --> 00:00:36,646
‫یه زن زیبا و فرازمینی،

6
00:00:36,729 --> 00:00:39,104
‫بر می‌خیزد و روی هوا می‌رقصد.

7
00:00:39,187 --> 00:00:43,396
‫چون طبیعت هدیه کمیابی رو بهش اعطا کرده.

8
00:00:43,479 --> 00:00:46,979
‫میراندا، ملکه باد،

9
00:00:47,062 --> 00:00:50,479
‫امشب ازت درخواست می‌کنیم پرواز کنی.

10
00:00:50,562 --> 00:00:52,646
‫هوپ!

11
00:00:52,729 --> 00:00:53,979
‫بر فراز همه ما!

12
00:00:54,979 --> 00:00:56,521
‫هوپ.

13
00:01:02,646 --> 00:01:03,646
‫هپ.

14
00:01:09,000 --> 00:01:16,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

15
00:01:21,104 --> 00:01:23,312
‫به پرید بگو که تارها رو ببره.

16
00:01:25,187 --> 00:01:27,104
‫تارها!

17
00:01:33,729 --> 00:01:36,687
‫خانم‌ها و آقایون، حالا توجه کنین.

18
00:01:36,771 --> 00:01:41,354
‫میراندا همین تازه بهم خبری محشر داد.

19
00:01:41,437 --> 00:01:44,479
‫فقط برای شما و فقط برای امشب،

20
00:01:44,562 --> 00:01:50,062
‫او برای اولین بار بدون تار پرواز خواهد کرد.

21
00:02:17,229 --> 00:02:18,562
‫هوپ!

22
00:03:16,479 --> 00:03:21,062
‫مردها معمولاً یه جوری راجع به زن‌ها
‫صحبت می‌کنن که انگار از پایه شکننده بودن.

23
00:03:21,937 --> 00:03:24,312
‫اون‌ها ظرفیتشون برای علوم، هوششون،

24
00:03:24,396 --> 00:03:28,312
‫ارتباط اجتماعیشون، سیاستشون،
‫قدرتشون رو نادیده می‌‌گیرن

25
00:03:28,396 --> 00:03:31,812
‫و ببخشید اما من نیستم که این رو میگه.

26
00:03:31,896 --> 00:03:35,312
‫اما خودشون متوجه این شدن، با قوانینشون.

27
00:03:36,812 --> 00:03:39,646
‫اما اگه واقعاً به حرفی
‫که میزنن باور داشتن،

28
00:03:39,729 --> 00:03:42,812
‫انقدر ما زن‌ها براشون تهدید‌آمیز
‫نبودیم دیگه، درسته؟

29
00:03:43,937 --> 00:03:47,521
‫اگه واقعاً شکننده و بی‌کفایت بودیم،

30
00:03:47,604 --> 00:03:51,062
‫پس نیازی نمی‌بود که دائماً ما رو
‫تحت حفاظت اجباری نگه دارن.

31
00:03:52,062 --> 00:03:55,146
‫- بله؟
‫- دکتر پوئت، لطفاً بهم اجازه بدین.

32
00:03:55,229 --> 00:03:57,729
‫- حرفی که می‌زنین فوق‌العاده‌ست.
‫- اما؟

33
00:03:57,812 --> 00:04:01,979
‫اما البته به نظرم این مثالتون میگه

34
00:04:02,062 --> 00:04:06,229
‫برای این که یه زن بتونه روی آزادی‌خواهیش
‫به طور مداوم کار کنه،

35
00:04:06,312 --> 00:04:10,354
‫نیاز به... به حفاظ یه مرد داره،

36
00:04:10,437 --> 00:04:12,437
‫همون‌طور که شما
‫به برادرتون نیاز دارین وکیل پوئت.

37
00:04:14,396 --> 00:04:17,271
‫من بابت تمام کار‌هایی
‫که برادرم برام انجام داده،

38
00:04:17,354 --> 00:04:19,396
‫ازش سپاسگزارم.

39
00:04:19,479 --> 00:04:21,271
‫اما حقیقت چیز دیگه‌ایه.

40
00:04:21,896 --> 00:04:26,021
‫این که من این‌جا با همه شما
‫توی این اتاقم

41
00:04:26,104 --> 00:04:31,229
‫و یه قانونی که من نوشتم توی پارلمان
‫داره راجع بهش بحث و رای‌گیری میشه،

42
00:04:31,312 --> 00:04:33,562
‫بیشتر به لطف یک زنه.

43
00:04:37,271 --> 00:04:40,187
‫وقتی باهاش آشنا شدم،
‫داشت توی یه کارخونه تنباکو کار می‌کرد.

44
00:04:40,812 --> 00:04:43,687
‫و من تازه از خونه پدرم فرار کرده بودم.

45
00:04:43,771 --> 00:04:46,687
‫من تنها و کاملاً ناآماده برای زندگی بودم.

46
00:04:46,771 --> 00:04:49,646
‫حتی پول غذا هم نداشتم.

47
00:04:49,729 --> 00:04:51,812
‫و اولین دفعه‌ای که باهام
‫صحبت کرد، گفت:

48
00:04:51,896 --> 00:04:54,479
‫«تا حالا تو زندگیت یه روز هم
‫کار نکردی، مگه نه؟»

49
00:04:55,396 --> 00:04:57,729
‫بهم پیشنهاد خونه‌ای برای موندن داد

50
00:04:57,812 --> 00:05:00,979
‫و حتی توی شهریه دانشگاهم هم بهم کمک کرد،

51
00:05:01,062 --> 00:05:04,062
‫بدون این که چیزی جز این که یه دوست
‫کنارش باشه بخواد.

52
00:05:04,146 --> 00:05:05,312
‫ببخشید قربان.

53
00:05:05,396 --> 00:05:07,854
‫بهتون نگفتن ارابه‌هایی که فانوس نفتی دارن،

54
00:05:07,937 --> 00:05:09,771
‫به طور موقت ممنوع شدن؟

55
00:05:09,854 --> 00:05:10,854
‫می‌بینین؟ اون‌جا رو ببینین.

56
00:05:10,937 --> 00:05:12,896
‫توی نبش ویا پو یه تصادف پیش اومد.

57
00:05:12,979 --> 00:05:15,146
‫اگه ارابه شما رو می‌گرفتن،
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم خودم رو ببخشم.

58
00:05:15,229 --> 00:05:18,271
‫- متشکرم. خیلی ممنونم!
‫- بانو! بانو! بانو!

59
00:05:19,021 --> 00:05:19,896
‫خب...

60
00:05:20,687 --> 00:05:23,729
‫شاید حقیقت داشته باشه
‫که هنوز زمانش نرسیده

61
00:05:24,437 --> 00:05:27,771
‫که یه زن به تنهایی
‫و بدون مردهایی که قدرت تغییر رو

62
00:05:27,854 --> 00:05:30,854
‫در دستشون دارن، کاری کنه.

63
00:05:32,896 --> 00:05:36,104
‫ولی فقط به زنی که کنارتون
‫نشسته نگاه کنین

64
00:05:37,062 --> 00:05:39,729
‫و بهش توی همون نبرد ملحق بشین

65
00:05:40,271 --> 00:05:44,229
‫که صدای یه نفر تبدیل
‫به صدای همه‌مون بشه.

66
00:05:44,854 --> 00:05:46,896
‫و مهم‌تر از همه،
‫که صدامون به گوش کسایی

67
00:05:46,979 --> 00:05:48,604
‫که نمی‌خوان گوش کنن برسه.

68
00:05:49,146 --> 00:05:53,104
‫پس...

69
00:06:19,896 --> 00:06:22,812
‫خب... خیلی وقته که منتظری؟

70
00:06:22,896 --> 00:06:24,021
‫فقط نه ساله.

71
00:06:26,979 --> 00:06:27,812
‫تو...

72
00:06:27,896 --> 00:06:29,396
‫- یکم پیرتر شدم؟
‫- زیبا شدی.

73
00:06:33,812 --> 00:06:35,604
‫دلم برات تنگ شده بود.

74
00:06:35,687 --> 00:06:36,812
‫من هم همین‌طور.

75
00:06:39,896 --> 00:06:43,104
‫می‌تونیم جدی صحبت کنیم؟
‫کی من رو معرفی می‌کنی؟

76
00:06:44,687 --> 00:06:47,104
‫- کی؟
‫- پنهون کاری نکن. دادستان رو میگم.

77
00:06:47,187 --> 00:06:48,354
‫هیس.

78
00:06:48,437 --> 00:06:50,687
‫- رسمی نشده.
‫- نشده؟

79
00:06:50,771 --> 00:06:52,146
‫نه، نمی‌تونیم راجع بهش صحبت کنیم.

80
00:06:52,229 --> 00:06:54,604
‫- همون‌جا وایسا!
‫- می‌دونه که قراره قلبش رو بشکونی؟

81
00:06:54,687 --> 00:06:55,771
‫در واقع خیلی ازش خوشم میاد.

82
00:06:55,854 --> 00:06:57,771
‫- مامانی؟
‫- بس کن! کارابینیری!

83
00:06:57,854 --> 00:06:59,271
‫ممنون میلا، این‌ها معرکه‌ن.

84
00:06:59,354 --> 00:07:00,812
‫مراقب باش لیدیا!

85
00:07:00,896 --> 00:07:02,271
‫خوک کثیف! من رو ول کن!

86
00:07:06,229 --> 00:07:07,812
‫نه، وایسا. برگرد!

87
00:07:10,354 --> 00:07:12,437
‫متوجه میشین این سوءاستفاده از قدرته؟

88
00:07:12,521 --> 00:07:14,229
‫کنار وایسین خانم.
‫این زن یه دختر رو کشت.

89
00:07:14,312 --> 00:07:17,604
‫- این دلیل نمیشه صورتش رو به زمین بکوبین.
‫- من کاری نکردم.

90
00:07:17,687 --> 00:07:18,729
‫تکون بخور!

91
00:07:19,396 --> 00:07:20,479
‫راه برو.

92
00:07:26,812 --> 00:07:30,021
‫درخواست برای انریکو پوئت بکن.
‫اون یه وکیله.

93
00:07:30,104 --> 00:07:33,354
‫- درسته. حالا وکیل هم می‌خواد.
‫- انریکو پوئت. اون توی پارلمانه!

94
00:07:35,479 --> 00:07:38,062
‫- لیدیا، لباست پاره شده.
‫- این کمترین نگرانیمه.

95
00:07:38,146 --> 00:07:40,021
‫نه، خیلی بد پاره شده.

96
00:07:40,104 --> 00:07:42,604
‫وای، کیر توش. اوه...

97
00:07:42,687 --> 00:07:45,812
‫ببخشید عزیزم. تو هیچ‌وقت
‫نباید از این کلمات استفاده کنی. هیچ‌وقت.

98
00:07:48,687 --> 00:07:51,187
‫حالا بیا، این‌جا چیزی برای دیدن نیست.
‫تکون بخورین.

99
00:07:51,271 --> 00:07:53,104
‫- خونم رو به جوش میارن.
‫- می‌دونم.

100
00:07:53,187 --> 00:07:55,021
‫می‌دونی چند بار مردم رو

101
00:07:55,104 --> 00:07:56,687
‫بدون داشتن کوچک‌ترین مدرکی
‫دستگیر می‌کنن؟

102
00:07:56,771 --> 00:07:57,812
‫بیا، تموم شد.

103
00:07:58,604 --> 00:08:00,229
‫- ممنون.
‫- عالی شد.

104
00:08:00,979 --> 00:08:02,562
‫پس تو امشب باهامون می‌مونی.

105
00:08:02,646 --> 00:08:05,354
‫نه، وسایلمون تو مهمون‌خونه‌ست.
‫امکان نداره بتونیم بمونیم.

106
00:08:05,437 --> 00:08:08,146
‫یه چیزی بهت قرض میدم.
‫ما یه خونه با 16 اتاق در دسترس داریم.

107
00:08:08,229 --> 00:08:09,187
‫بیا ازشون استفاده کنیم.

108
00:08:09,271 --> 00:08:11,687
‫- اول نباید به انریکو خبر بدیم؟
‫- نه.

109
00:08:11,771 --> 00:08:13,312
‫از این بابت مطمئنی؟

110
00:08:13,396 --> 00:08:15,437
‫فردا با ترسا بر می‌گرده.

111
00:08:16,354 --> 00:08:19,312
‫- و هنوز به سلامتی ننوشیدیم.
‫- من هم می‌تونم بنوشم؟

112
00:08:19,396 --> 00:08:22,104
‫عه... میلا، شاید ده سال دیگه.

113
00:08:22,187 --> 00:08:24,354
‫چرا به دور و اطراف خونه
‫یه نگاهی نمیندازی؟

114
00:08:24,437 --> 00:08:26,771
‫می‌تونی ببینی محل زندگی
‫این رای‌دهندگان چه طوریه.

115
00:08:26,854 --> 00:08:28,646
‫وکیل‌ها حوصله‌سربرن.

116
00:08:28,729 --> 00:08:30,604
‫- خب...
‫- آره، حقیقته.

117
00:08:30,687 --> 00:08:34,354
‫اما دخترهاشون رو به یاد دارم.
‫همه‌شون برای بازی عروسک دارن.

118
00:08:34,437 --> 00:08:36,771
‫و اگه به انتخاب برادرزاده‌م بری،
‫اون‌ها هنوز اون‌جان.

119
00:08:36,854 --> 00:08:39,396
‫الان توی پاریس زندگی می‌کنه
‫پس بهش نمیگیم که تو پیداشون کردی.

120
00:08:39,479 --> 00:08:41,062
‫انتهای راهروی طولانیه.

121
00:08:47,729 --> 00:08:49,771
‫به سلامتی خودمون، دوست من.

122
00:08:53,854 --> 00:08:56,104
‫نیاز دارم یه اعترافی کنم.

123
00:08:58,354 --> 00:09:00,854
‫درواقع برای یه دلیلی به دیدنت اومدم.

124
00:09:04,021 --> 00:09:06,312
‫متاسفانه نیاز به یه وام دارم.

125
00:09:10,937 --> 00:09:12,104
‫باشه.

126
00:09:12,187 --> 00:09:15,104
‫نه، مقدار پول زیادیه.

127
00:09:15,187 --> 00:09:18,062
‫بدهی‌هایی درست کردم
‫که همسرم چیزی راجع بهشون نمی‌دونه و...

128
00:09:18,146 --> 00:09:19,146
‫چه قدر؟

129
00:09:21,479 --> 00:09:23,896
‫2 هزار لیر.

130
00:09:23,979 --> 00:09:25,937
‫می‌دونم. همه‌ش رو پس میدم، خاطرت جمع باشه.

131
00:09:26,021 --> 00:09:28,979
‫مشکل این نیست گرزیا.
‫من این پول رو ندارم.

132
00:09:30,604 --> 00:09:31,729
‫ندارمش.

133
00:09:34,771 --> 00:09:37,271
‫- انریکو نمی‌تونه بهمون کمک کنه؟
‫- انریکو...

134
00:09:39,562 --> 00:09:41,437
‫می‌تونم سعی کنم باهاش حرف بزنم اما...

135
00:09:46,979 --> 00:09:49,021
‫یه کاریش می‌کنیم.

136
00:09:49,104 --> 00:09:50,229
‫نگران نباش.

137
00:09:52,146 --> 00:09:55,229
‫بهم بگو، تو چه طور...
‫تو چه طور اصلاً...

138
00:09:55,312 --> 00:09:57,021
‫می‌تونم با این بازی کنم؟

139
00:09:57,104 --> 00:09:58,146
‫اوه، البته.

140
00:09:58,896 --> 00:10:01,437
‫اما اول باید با من بیای.

141
00:10:01,521 --> 00:10:03,146
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

142
00:10:04,354 --> 00:10:09,146
‫چون می‌فهمی که مادرت...
‫یه رقاص محشره.

143
00:10:09,229 --> 00:10:10,312
‫نه.

144
00:10:10,396 --> 00:10:12,521
‫- و حالا بهت نشون میدیم.
‫- نه.

145
00:10:12,604 --> 00:10:13,604
‫اوه، آره.

146
00:10:13,687 --> 00:10:16,187
‫- و نمی‌تونی درخواستمون رو رد کنی.
‫- نه لیدیا، لطفاً.

147
00:10:16,271 --> 00:10:18,729
‫وای خدا...

148
00:10:18,812 --> 00:10:22,312
‫خیلی خب. این طوری.
‫یه دست این‌جا و اون یکی دست این‌جا.

149
00:10:22,396 --> 00:10:26,562
‫و بچرخون، بچرخون، بچرخون،
‫سریع‌تر، سریع‌تر، سریع‌تر و سریع‌تر...

150
00:10:26,646 --> 00:10:27,771
‫خیلی خب.

151
00:10:27,854 --> 00:10:30,146
‫من هدایت می‌کنم اگه اجازه بدی.

152
00:10:41,396 --> 00:10:43,729
‫- وای خدا، چه باوقاری.
‫- نه، من...

153
00:10:43,812 --> 00:10:45,312
‫تماشاییه!

154
00:10:45,396 --> 00:10:47,771
‫وای نه، نه، نه! نمی‌تونم!

155
00:10:50,812 --> 00:10:55,062
‫وایسا، وایسا! دا...
‫فکر کنم دوباره دامنم پاره شد!

156
00:10:56,896 --> 00:10:59,729
‫- وای.
‫- برای امروز کافیه.

157
00:10:59,812 --> 00:11:02,062
‫- نه. میلا، ادامه بدیم؟
‫- نه، من دیگه تمومم.

158
00:11:02,146 --> 00:11:03,604
‫- آره! اون گفت آره!
‫- وای خدا!

159
00:11:03,687 --> 00:11:07,062
‫اون گفت آره. سریع‌تر، سریع‌تر!

160
00:11:07,146 --> 00:11:08,312
‫کمک!

161
00:11:17,604 --> 00:11:18,562
‫انریکو.

162
00:11:19,729 --> 00:11:22,771
‫ترسا. مگه قرار نبود فردا برگردی؟

163
00:11:23,396 --> 00:11:26,229
‫می‌تونم بپرسم چرا با لباس زیری لیدیا؟

164
00:11:26,312 --> 00:11:28,312
‫اوه، خب...

165
00:11:28,896 --> 00:11:30,271
‫منظورمون رو اشتباه برداشت نکن لیدیا.

166
00:11:30,354 --> 00:11:33,104
‫خیلی خوشحالیم که دوباره
‫این دوستت رو پیدا کردی.

167
00:11:33,187 --> 00:11:37,062
‫اما از اون جایی که داره تو خونه ما
‫می‌خوابه، فقط دوست داریم بدونیم کیه.

168
00:11:37,854 --> 00:11:39,229
‫انریکو الان توی پارلمانه

169
00:11:39,312 --> 00:11:41,771
‫و نمی‌تونیم بذاریم آدم‌های غریبه
‫تو خونه بیان.

170
00:11:41,854 --> 00:11:44,104
‫درواقع، انریکو به خوبی می‌دونه
‫که اون کیه.

171
00:11:44,187 --> 00:11:46,687
‫- وانمود می‌کنه یادش نمیاد.
‫- تو کل زندگیم ندیدمش.

172
00:11:46,771 --> 00:11:49,604
‫اگه به خاطر اون نبود، هیچ‌وقت
‫دانشگاه رو تموم نمی‌کردم. تو می‌دونی.

173
00:11:49,687 --> 00:11:51,687
‫پس بهش بدهکاری؟

174
00:12:01,896 --> 00:12:03,812
‫نه.

175
00:12:07,771 --> 00:12:11,312
‫به هرحال انریکو، نیاز دارم
‫حقوق‌های بعدیم رو زودتر بگیرم.

176
00:12:12,521 --> 00:12:13,354
‫خیلی خب.

177
00:12:14,104 --> 00:12:16,146
‫حدود 2 هزار لیر.

178
00:12:17,771 --> 00:12:20,604
‫لیدیا، می‌دونی خرج خونه چه قدره؟

179
00:12:21,604 --> 00:12:23,312
‫شاید ندونی چون کمکی توشون نمی‌کنی.

180
00:12:23,396 --> 00:12:26,479
‫حرف انریکو اینه که وکیل بودن
‫هزینه زیادی داره

181
00:12:26,562 --> 00:12:28,896
‫و قطعاً خواسته اون نبوده.

182
00:12:32,146 --> 00:12:34,271
‫حداقل می‌تونم بپرسم
‫که برای چی بهش نیاز داری؟

183
00:12:37,437 --> 00:12:39,354
‫پس یعنی... نه.

184
00:12:39,437 --> 00:12:42,021
‫- فقط یه سوال ساده پرسیدم.
‫- من هم یه جواب دادم.

185
00:12:42,104 --> 00:12:44,437
‫فکر نکن من تو هزینه‌های
‫این خونه کمکی نمی‌کنم.

186
00:12:44,521 --> 00:12:46,687
‫دفعه بعدی که نیاز داشتی
‫یه بیانیه نهایی مرور باشه،

187
00:12:46,771 --> 00:12:48,021
‫بهتره از یکی دیگه بخوای.

188
00:12:48,104 --> 00:12:49,562
‫- صبح به خیر.
‫- صبح به خیر.

189
00:12:49,646 --> 00:12:50,896
‫صبح به خیر.

190
00:12:51,521 --> 00:12:53,729
‫میلا، عزیزم.

191
00:12:53,812 --> 00:12:55,854
‫اون عروسک خیلی شکننده‌ست.

192
00:12:55,937 --> 00:12:57,646
‫- اوه، ببخشید، این...
‫- نگران نباش.

193
00:12:57,729 --> 00:13:01,104
‫- اگه بدیش به من، میذارمش سر جاش.
‫- لطفاً بشینین.

194
00:13:01,187 --> 00:13:02,104
‫ممنون.

195
00:13:02,187 --> 00:13:04,396
‫از خودتون پذیرایی کنین.
‫از همه‌چیز مقداری هست.

196
00:13:04,479 --> 00:13:06,562
‫چای با شیر، کروسان، شکلات داغ.

197
00:13:08,396 --> 00:13:09,812
‫نه، نه، نه، لطفاً.

198
00:13:09,896 --> 00:13:11,729
‫اجازه بده البرتینا. ببخشید.

199
00:13:11,812 --> 00:13:13,187
‫چیزی نیست.

200
00:13:19,771 --> 00:13:21,271
‫- خوب خوابیدی؟
‫- آره.

201
00:13:22,937 --> 00:13:26,437
‫- تو... باهاش حرف زدی؟
‫- آره.

202
00:13:26,979 --> 00:13:30,187
‫یکم زمان پیچیده‌ایه.

203
00:13:30,271 --> 00:13:33,146
‫شاید اگه بتونی چند روز صبر کنی...

204
00:13:35,521 --> 00:13:37,104
‫نمی‌تونی؟ در توانت نیست؟

205
00:13:37,187 --> 00:13:40,396
‫نه، به همسرم گفتم امروز بر می‌گردیم،
‫پس خیلی مهمه که ما...

206
00:13:40,479 --> 00:13:42,187
‫نمی‌تونی براش نامه بنویسی؟

207
00:13:42,271 --> 00:13:44,104
‫بهش بگی یکم بیشتر می‌مونیم.

208
00:13:44,812 --> 00:13:46,604
‫که بتونیم یکم با همدیگه وقت بگذرونیم.

209
00:13:48,396 --> 00:13:49,479
‫نمی‌تونم لیدیا.

210
00:13:49,562 --> 00:13:53,271
‫لیدیا!

211
00:13:53,937 --> 00:13:57,396
‫- بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم. جایی نرو.
‫- اوهوم. نه.

212
00:14:14,187 --> 00:14:17,937
‫لیدیا، این آقایون مهربون
‫کارت کاری من رو داشتن.

213
00:14:18,021 --> 00:14:19,562
‫برداشتم اینه که کار توـه؟

214
00:14:19,646 --> 00:14:20,646
‫اوهوم.

215
00:14:20,729 --> 00:14:23,146
‫- من پریدم از سیرک لافورت.
‫- سلام.

216
00:14:23,229 --> 00:14:26,312
‫دیروز یکی از هنرمندهای ما
‫دستگیر شد و کتکش زدن.

217
00:14:26,396 --> 00:14:28,646
‫- اسمش لورنا گوری‌ـه.
‫- البته.

218
00:14:28,729 --> 00:14:32,354
‫اما لطفاً راحت باشین.
‫برادرم خیلی خوشحال میشه بهتون کمک کنه.

219
00:14:34,521 --> 00:14:39,312
‫یکشنبه قبلی، اوایل صبح،
‫میراندا لافورت یه بندبازی بدون تار ایمنی

220
00:14:39,396 --> 00:14:43,729
‫اجرا کرد و از ارتفاع نه متری افتاد.

221
00:14:43,812 --> 00:14:45,937
‫اولش به نظر یه تصادف میومد

222
00:14:46,021 --> 00:14:48,812
‫اما بعد پزشکی قانونی فهمید
‫که روی ران قربانی،

223
00:14:48,896 --> 00:14:51,354
‫اثرات تزریق مداوم بوده.

224
00:14:51,437 --> 00:14:53,812
‫و مشخص شد که موکل شما

225
00:14:53,896 --> 00:14:56,146
‫به طور منظم به قربانی
‫ضد درد تزریق می‌کرد.

226
00:14:56,229 --> 00:14:58,146
‫بیاین تو.

227
00:14:58,937 --> 00:15:01,646
‫صبح به خیر عالی‌جناب.
‫بابت تاخیرم عذر می‌خوام.

228
00:15:02,771 --> 00:15:04,979
‫تایپوگرافی تورین واقعاً رمزآلوده.

229
00:15:05,062 --> 00:15:07,396
‫با دادستان سلطنتی جدید ملاقات داشتین؟

230
00:15:07,479 --> 00:15:11,104
‫- جیووانی کنتامسا، مفتخرم.
‫- وکیل مدافع انریکو پوئت. باعث افتخار منه.

231
00:15:12,896 --> 00:15:16,687
‫و بهم بگین، حضور این بانوی زیبا رو
‫مدیون کی هستیم؟

232
00:15:17,687 --> 00:15:21,396
‫ایشون دکتر لیدیا پوئت هستن،

233
00:15:21,479 --> 00:15:25,396
‫دستیار من در مسائل حقوقی و خواهرم.

234
00:15:26,021 --> 00:15:28,562
‫شنیدین که جناب فورنئو
‫به عنوان دادستان عمومی

235
00:15:28,646 --> 00:15:30,437
‫دادگاه آسیزس انتخاب شد؟

236
00:15:30,521 --> 00:15:32,187
‫بله، قطعاً شنیدیم.

237
00:15:32,271 --> 00:15:34,604
‫به لطف جناب کنتامسا،
‫جاش خالی نمی‌مونه.

238
00:15:34,687 --> 00:15:35,521
‫اوه.

239
00:15:35,604 --> 00:15:37,396
‫توی این پرونده به خصوص
‫خیلی دقیق و موشکافانه واقع شد.

240
00:15:37,979 --> 00:15:39,812
‫وظیفه من بود عالی‌جناب.

241
00:15:39,896 --> 00:15:41,312
‫دادم واگن‌های سیرک رو بگردن

242
00:15:41,396 --> 00:15:44,187
‫و از شاهدین بازجویی
‫و بیانه کتبی‌شون رو جمع کنن.

243
00:15:44,271 --> 00:15:47,854
‫و همون‌طور که احتمالاً
‫قاضی از قبل بهتون گفته،

244
00:15:47,937 --> 00:15:51,187
‫سرنگ و ویالی که برای تزریق
‫استفاده شد رو پیدا کردم.

245
00:15:51,271 --> 00:15:54,604
‫و دادم محتوای ویال رو تجزیه و تحلیل کنن

246
00:15:54,687 --> 00:15:57,437
‫و همون‌طور که از گزارش
‫می‌تونین ببینین،

247
00:15:58,104 --> 00:16:01,021
‫نتایج اومد و مشخص شد
‫که این ماده آرام‌بخش،

248
00:16:01,104 --> 00:16:03,104
‫قابلیت بی‌هوش کردن اسب رو داره.

249
00:16:03,187 --> 00:16:06,521
‫چرا احتمال اشتباه رو خط زدین؟

250
00:16:08,229 --> 00:16:10,312
‫درست سوال رو درک نمی‌کنم مشاور.

251
00:16:11,562 --> 00:16:14,854
‫برامون سوال شده که چرا فوراً

252
00:16:14,937 --> 00:16:19,812
‫به یه قتل از قبل برنامه‌ریزی شده
‫فکر کردین و نه این که تصادفی بوده.

253
00:16:19,896 --> 00:16:23,021
‫اه، البته، یه اشتباه همیشه
‫جز احتمالاته. حق با شماست.

254
00:16:23,104 --> 00:16:27,187
‫عجیبه اما این اشتباه
‫توسط خانم لورنا گوری پیش اومده

255
00:16:27,271 --> 00:16:29,729
‫که همسر آقای روبینو گوری هستن

256
00:16:29,812 --> 00:16:32,437
‫که این شخص این‌جاست
‫و همون‌طور که می‌تونین ببینین،

257
00:16:32,521 --> 00:16:37,396
‫توی تمام تبلیغات سیرک همراه مقتوله.

258
00:16:37,479 --> 00:16:40,604
‫و واضحه که... در حالت‌های شهوت‌انگیز بودن.

259
00:16:40,687 --> 00:16:44,604
‫پس به نظرتون انگیزه... حسادته؟

260
00:16:46,146 --> 00:16:50,896
‫خب، همون‌طور که می‌دونیم مشاور،
‫مردم به دو دلیل مرتکب قتل میشن.

261
00:16:50,979 --> 00:16:54,271
‫اگه برای پول نیست، برای عشقه.

262
00:16:55,354 --> 00:16:57,937
‫میراندا وقتی شش سالش بود
‫جفت والدینش رو از دست داد

263
00:16:58,771 --> 00:17:00,271
‫مثل خواهر بود برام.

264
00:17:00,354 --> 00:17:03,937
‫همسر من بهش بندبازی رو یاد داد.
‫و بهم میگی که من حسودیم شد؟

265
00:17:04,021 --> 00:17:06,479
‫اوه، متاسفانه دادستان قانع شده

266
00:17:06,562 --> 00:17:09,437
‫که یه چیز جسمانی‌تری
‫بین همسرت و میراندا بود.

267
00:17:09,521 --> 00:17:11,146
‫و اون از کجا ممکنه بدونه؟

268
00:17:11,229 --> 00:17:13,771
‫اون اهل جنوبه.
‫اون‌ ور هرجا رو نگاه کنن حسادته.

269
00:17:13,854 --> 00:17:15,271
‫حالا، بدون این که بخوایم
‫نتیجه‌گیری کنیم...

270
00:17:15,354 --> 00:17:18,479
‫مشکل این‌جاست که تو از این سرنگ
‫و ویال خاص استفاده کردی.

271
00:17:18,562 --> 00:17:21,646
‫آره، قبل برنامه بهش تزریق کردم.
‫خب که چی؟

272
00:17:21,729 --> 00:17:24,562
‫اون از کمردرد رنج می‌برد.
‫می‌تونین از همسرم بپرسین.

273
00:17:24,646 --> 00:17:28,104
‫بهتون میگه که خود میراندا اصرار کرد.
‫می‌خواست هر طور که شده اجرا کنه.

274
00:17:28,187 --> 00:17:31,104
‫کاملاً مطمئنین داروی اشتباهی رو
‫استفاده نکردین؟

275
00:17:31,187 --> 00:17:32,479
‫چه طور ممکنه اشتباه کنم قربان؟

276
00:17:33,062 --> 00:17:35,979
‫این ویال یه برچسب قرمز داشت.
‫هر روز از همون استفاده می‌کردم.

277
00:17:36,854 --> 00:17:39,271
‫- مطمئنی این بهترینیه که دارین؟
‫- ببخشید، چه طور جرعت...

278
00:17:39,354 --> 00:17:43,437
‫آره، بهترینه. حرفی اینه که ممکنه
‫یه کسی که راجع به این تزریقات می‌دونسته،

279
00:17:43,521 --> 00:17:47,437
‫به سادگی می‌تونست مسکن رو
‫با آرام‌بخش قوی جابه‌جا کنه.

280
00:17:48,729 --> 00:17:50,937
‫یه کسی که می‌خواست
‫میراندا رو بکشه؟

281
00:17:51,479 --> 00:17:52,479
‫چرا؟

282
00:17:54,437 --> 00:17:56,646
‫نه مشاور.

283
00:17:56,729 --> 00:17:59,021
‫مسئله این‌جاست که از ما
‫بدشون میاد چون کولی‌ـم.

284
00:17:59,104 --> 00:18:01,271
‫دادستان خودش رو توی روزنامه خوب نشون داد.

285
00:18:01,354 --> 00:18:04,021
‫خب، صادقانه امیدوارم
‫که مسئله این نباشه.

286
00:18:04,104 --> 00:18:07,396
‫و اگه هم باشه، به زانو میوفتن
‫و ازتون عذرخواهی می‌کنن.

287
00:18:07,479 --> 00:18:08,896
‫قول میدم.

288
00:18:10,646 --> 00:18:13,687
‫فقط خودمون سه تاـیم و خانم ماریانا.

289
00:18:14,271 --> 00:18:16,104
‫متاسفانه خبری از برادرم نشنیدم.

290
00:18:16,187 --> 00:18:19,271
‫- از شنیدنش متاسفم خانم.
‫- خب، اهمیتی نداره.

291
00:18:20,687 --> 00:18:22,687
‫ببخشید عزیزم.

292
00:18:22,771 --> 00:18:25,854
‫درست نفهمیدم که برنامه دارین
‫چند وقت پیشمون بمونین.

293
00:18:25,937 --> 00:18:27,646
‫اوه، ما میریم...

294
00:18:27,729 --> 00:18:28,937
‫- ما میریم...
‫- اوه، عالیه.

295
00:18:29,021 --> 00:18:31,812
‫چون دخترم روز جمعه نیک میرسه
‫و به اتاق نیاز داره.

296
00:18:40,000 --> 00:18:47,000


297
00:18:59,687 --> 00:19:01,562
‫بیا تو.

298
00:19:05,687 --> 00:19:06,937
‫خانم پوئت.

299
00:19:08,396 --> 00:19:10,229
‫از دیدنتون غافلگیر شدم.

300
00:19:10,771 --> 00:19:13,521
‫ببخشید، من دنبال دادستان عمومی

301
00:19:13,604 --> 00:19:15,312
‫دادگاه آسیزس می‌گشتم.

302
00:19:15,396 --> 00:19:18,646
‫پس باید دو هفته دیگه
‫که رسمی میشه برگردین

303
00:19:18,729 --> 00:19:21,646
‫چون من فقط این‌جام
‫تا قرارهای ملاقاتش رو هماهنگ کنم.

304
00:19:26,979 --> 00:19:28,771
‫داری یکم مضطرب میشی؟

305
00:19:29,479 --> 00:19:30,396
‫می‌تونست بدتر باشه.

306
00:19:31,271 --> 00:19:35,479
‫آره. در نهایت دلم برای
‫تحقیقات میدانی تنگ میشه.

307
00:19:36,479 --> 00:19:41,187
‫اما مشکل پوشیدن یه لباس خیلی مسخره‌ست.

308
00:19:41,271 --> 00:19:42,979
‫آره.

309
00:19:45,021 --> 00:19:47,146
‫اگه به اولین جلسه دادگاه
‫میومدم باعث خجالتت می‌شد؟

310
00:19:47,229 --> 00:19:48,479
‫نه.

311
00:19:48,562 --> 00:19:51,021
‫نه، یعنی... باعث خجالتم نیست.

312
00:19:51,896 --> 00:19:55,687
‫اما فکر می‌کنم که...
‫اگه نیای بهتره.

313
00:19:56,312 --> 00:20:01,354
‫برای این که هیچ... شایعه‌ای به پا نشه.

314
00:20:01,437 --> 00:20:02,479
‫همین.

315
00:20:03,021 --> 00:20:05,854
‫شاید بهتر باشه که کلید در رو بگیری پس.

316
00:20:06,562 --> 00:20:08,021
‫به فرمان شما.

317
00:20:15,271 --> 00:20:16,354
‫دوستت چه طوره؟

318
00:20:16,437 --> 00:20:19,687
‫چیزی که راجع بهش توی اون سخنرانی گفتی
‫باعث شد بخوام ببینمش.

319
00:20:19,771 --> 00:20:22,937
‫بهت معرفیش می‌کنم.
‫اون... اون باید چند روز دیگه بمونه.

320
00:20:23,021 --> 00:20:27,687
‫فقط تا وقتی بتونم چندتا...
‫از مشکلات مالیش رو حل کنم.

321
00:20:28,354 --> 00:20:30,146
‫- کاری از دست من بر میاد؟
‫- نه.

322
00:20:32,146 --> 00:20:33,146
‫نه.

323
00:20:36,687 --> 00:20:38,354
‫این دیروز رسید.

324
00:20:40,562 --> 00:20:43,271
‫دکتری که عملم کرد فرستادش.

325
00:20:43,354 --> 00:20:47,479
‫و خیلی نازکه پس مشخصه
‫که کتاب نیست.

326
00:20:48,271 --> 00:20:50,396
‫با خودم گفتم اگه کتاب
‫نیست پس یه نامه‌ست.

327
00:20:50,479 --> 00:20:52,729
‫- اما اگه دکتر برات نامه بفرسته...
‫- می‌خوای من بازش کنم؟

328
00:20:54,771 --> 00:20:57,062
‫لطفاً. آره.

329
00:21:17,604 --> 00:21:18,937
‫چی نوشته؟

330
00:21:21,187 --> 00:21:22,521
‫خیلی وخیمه؟

331
00:21:24,229 --> 00:21:25,062
‫لیدیا.

332
00:21:25,771 --> 00:21:28,104
‫تو توی تاریخ درمان قرار گرفتی.

333
00:21:28,771 --> 00:21:31,021
‫ببین.

334
00:21:34,687 --> 00:21:37,396
‫مغزم رو ببین، هوم؟

335
00:21:39,437 --> 00:21:42,896
‫«حقیقت اینه که علائم دیگه مشخص نیستن.»

336
00:21:46,271 --> 00:21:47,479
‫تو زنده‌ای.

337
00:21:48,062 --> 00:21:49,437
‫حالت خوبه.

338
00:21:50,021 --> 00:21:51,521
‫از نظر بعضی‌ها خوشتیپی.

339
00:21:56,187 --> 00:21:58,604
‫بدون تو هیچ‌وقت نمیذاشتم عملم کنن.

340
00:21:58,687 --> 00:21:59,937
‫هیچ‌وقت.

341
00:22:02,312 --> 00:22:04,354
‫تو خیلی رمانتیکی.

342
00:22:04,437 --> 00:22:05,604
‫ورثر جوان من.

343
00:22:09,396 --> 00:22:11,437
‫[بابت همه‌چیز ممنونم. نمی‌تونستم
‫منتظرت بمونم - گرزیا]

344
00:22:11,521 --> 00:22:12,854
‫گرزیا امروز صبح رفت.

345
00:22:12,937 --> 00:22:13,812
‫من خونه نبودم

346
00:22:13,896 --> 00:22:16,771
‫اما مطمئنم ترسا هر کاری از دستش
‫بر میومد انجام داد تا جلوش رو بگیره.

347
00:22:16,854 --> 00:22:18,229
‫منظورت چیه که رفت؟ چرا؟

348
00:22:18,312 --> 00:22:21,562
‫به هرحال، خوبه
‫چون یه بازدیدکننده دیگه داریم.

349
00:22:21,646 --> 00:22:24,396
‫- نه، نه، نه.
‫- نه، نه، یه بازدیدکننده خوب. خیالت جمع.

350
00:22:24,479 --> 00:22:26,771
‫یه غافلگیری خاص و محشر.

351
00:22:26,854 --> 00:22:30,354
‫یه کسی که... هیچ‌وقت خودش رو
‫توی رم نشون نمی‌داد

352
00:22:30,437 --> 00:22:33,229
‫اما تصمیم گرفت خونه به دیدنمون بیاد.

353
00:22:39,729 --> 00:22:40,812
‫یاکاپو.

354
00:22:40,896 --> 00:22:41,937
‫لیدیا.

355
00:22:43,771 --> 00:22:45,979
‫- خوش برگشتی.
‫- ممنون.

356
00:22:47,812 --> 00:22:49,854
‫تبریک میگم. هیچ‌وقت برام نامه ننوشتی.

357
00:22:49,937 --> 00:22:52,062
‫- اوه ولی برای روزنامه‌م می‌نویسم.
‫- اه.

358
00:22:52,146 --> 00:22:54,021
‫توی تورین، ایل مارتلو ندارین؟

359
00:22:54,104 --> 00:22:55,729
‫این‌جا اون رو نمی‌خونیم.

360
00:22:59,104 --> 00:23:01,104
‫تو کانسولو...

361
00:23:01,187 --> 00:23:03,729
‫کانسولو وگا دل کارمن‌ـی.
‫از آشنایی باهات خوش‌وقتم لیدیا.

362
00:23:03,812 --> 00:23:05,979
‫اوه، باعث افتخاره.

363
00:23:06,062 --> 00:23:07,687
‫توی سالن اپرا توی رم
‫با همدیگه آشنا شدیم.

364
00:23:07,771 --> 00:23:12,187
‫بین تماشاچی‌ها بودم و اون نتونست
‫در مقابل جاذبه‌م مقاومت کنه.

365
00:23:12,271 --> 00:23:13,479
‫جاذبه تو.

366
00:23:13,562 --> 00:23:14,812
‫- اون یکی، آره.
‫- حقیقت داره.

367
00:23:14,896 --> 00:23:17,812
‫این مرد خطرناک باعث شد
‫هر درکی از واقعیت رو از دست بدم.

368
00:23:19,229 --> 00:23:22,312
‫لا تراویاتا فردا تو رگیو
‫اجرا می‌کنه و اون ویولتا خواهد بود.

369
00:23:22,396 --> 00:23:24,354
‫برای همین ما بی‌خبر اومدیم.

370
00:23:24,437 --> 00:23:25,771
‫اصلاً مشکلی نداره.

371
00:23:26,521 --> 00:23:29,562
‫و کانسلو، جکاپو باید خودش رو
‫خیلی خوش شانس بدونه.

372
00:23:29,646 --> 00:23:30,687
‫می‌دونم.

373
00:23:33,187 --> 00:23:36,062
‫من رو ببخشین، تازه برگشتم و باید...

374
00:23:38,521 --> 00:23:40,521
‫برم به اتاقم. بعداً می‌بینمتون.

375
00:23:40,604 --> 00:23:42,271
‫امیدوارم برای شام بمونین.

376
00:23:42,354 --> 00:23:44,521
‫- اوه، آره!
‫- نه، نه، نه.

377
00:23:46,687 --> 00:23:49,437
‫اما حداقل می‌تونیم عید پاک رو
‫با همدیگه بگذرونیم، درسته؟

378
00:23:49,521 --> 00:23:51,937
‫ترسا، عید پاک خیلی وقت دیگه‌ست.
‫بعداً بهش فکر می‌کنیم.

379
00:24:15,479 --> 00:24:17,604
‫مرگش فوری بود.

380
00:24:17,687 --> 00:24:20,062
‫شکستگی استخوان ‌پس‌سری.

381
00:24:20,687 --> 00:24:22,604
‫البته همون‌طور که می‌تونین ببینین،

382
00:24:22,687 --> 00:24:25,479
‫این‌جا کبودی‌هایی وجود داره.

383
00:24:25,562 --> 00:24:27,812
‫اون‌ها از چندین تزریق میاد.

384
00:24:28,646 --> 00:24:33,229
‫می‌تونی بهمون بگی که قربانی
‫آرام‌بخش مصرف می‌کرد یا نه؟

385
00:24:33,312 --> 00:24:34,854
‫خب، گفتنش سخته

386
00:24:34,937 --> 00:24:37,729
‫اما سرنگی که پیدا کردیم
‫کمی ردش رو داشت.

387
00:24:37,812 --> 00:24:39,687
‫ببخشید. این چیه؟

388
00:24:40,479 --> 00:24:42,729
‫این یه زخم به شدت تازه‌ست.

389
00:24:42,812 --> 00:24:44,354
‫برای ده روز پیشه شاید.

390
00:24:44,437 --> 00:24:48,021
‫اما خیلی سطحیه.
‫نمی‌تونست باعث سقوط بشه.

391
00:24:52,562 --> 00:24:53,854
‫چی تو فکرته؟

392
00:24:54,437 --> 00:24:57,021
‫تا حالا وقتی بچه بودی یه پیمان خونی بستی؟

393
00:24:57,104 --> 00:24:58,479
‫نه.

394
00:24:58,562 --> 00:25:02,021
‫خب، قسم می‌خورین که تا ابد دوست
‫باشین و همیشه به همدیگه حقیقت رو بگین.

395
00:25:02,104 --> 00:25:04,979
‫- من دوست‌های عادی داشتم لیدیا.
‫- نه تو دوستی نداشتی انریکو.

396
00:25:05,062 --> 00:25:06,187
‫متاسفم.

397
00:25:06,979 --> 00:25:10,021
‫- گیورگیو دوست من بود.
‫- اون باغبون بود. 55 سالش بود.

398
00:25:10,104 --> 00:25:11,771
‫لازم نیست دوباره این بحث رو داشته باشیم.

399
00:25:28,146 --> 00:25:29,187
‫اسمت چیه؟

400
00:25:30,521 --> 00:25:31,896
‫سوسانا.

401
00:25:33,437 --> 00:25:35,021
‫متاسفم اما واقعاً نمی‌تونم.

402
00:25:35,104 --> 00:25:38,604
‫پیش میراندا قسم خوردم که راجع
‫به وسایلش چیزی به کسی نمیگم.

403
00:25:38,687 --> 00:25:41,146
‫سوسانا، یکی تو زندانه

404
00:25:41,229 --> 00:25:43,896
‫و وظیفه توـه که بهمون کمک
‫کنی حقیقت رو در بیاریم.

405
00:25:43,979 --> 00:25:46,146
‫نه، قطعاً ما یه رابطه نامشروع نداشتیم.

406
00:25:46,229 --> 00:25:48,646
‫نمی‌دونم چرا سوسانا همچین
‫چیزی بهتون گفت.

407
00:25:48,729 --> 00:25:52,771
‫دادستان قانع شده که این انگیزه همسرتونه.

408
00:25:54,021 --> 00:25:57,271
‫پس اگه اتفاقی افتاده بود،
‫هر چیزی که به ذهنتون میرسه،

409
00:25:58,146 --> 00:25:59,812
‫ما نیاز داریم بدونیم.

410
00:26:03,687 --> 00:26:04,979
‫متوجهین دیگه، درسته؟

411
00:26:05,937 --> 00:26:08,937
‫می‌دونم یه پیمان چه قدر
‫برای یه دوست اهمیت داره.

412
00:26:11,312 --> 00:26:13,396
‫ما فقط می‌خوایم این احتمال

413
00:26:13,479 --> 00:26:18,104
‫که میراندا و روبینو رابطه عاشقانه
‫داشتن رو خط بزنیم.

414
00:26:21,187 --> 00:26:22,896
‫نمی‌تونیم خطش بزنیم؟

415
00:26:24,396 --> 00:26:27,312
‫نمی‌دونم، شاید میراندا
‫از خودش در آورده باشه، درسته؟

416
00:26:27,896 --> 00:26:30,729
‫من بهش اهمیت می‌دادم.
‫واقعاً اهمیت می‌دادم.

417
00:26:30,812 --> 00:26:34,271
‫اما اون دختری بود که دروغ می‌گفت
‫و کلی راز داشت.

418
00:26:34,354 --> 00:26:35,687
‫اون عجیب و غریب بود.

419
00:26:35,771 --> 00:26:36,771
‫چه جوری عجیب و غریب بود؟

420
00:26:39,646 --> 00:26:41,021
‫هفته قبل وقتی دیدمش،

421
00:26:41,104 --> 00:26:44,437
‫جلوی اون هتل مجلل بزرگ رگیو نشسته بود.

422
00:26:44,521 --> 00:26:45,562
‫سعی کردم ازش دوری کنم.

423
00:26:45,646 --> 00:26:48,687
‫نمی‌خواستم فکر کنه که داشتم
‫دنبالش می‌کردم یا همچین چیزی.

424
00:26:48,771 --> 00:26:49,979
‫اما عجیب بود.

425
00:26:50,062 --> 00:26:51,771
‫آره اما چرا؟

426
00:26:51,854 --> 00:26:55,229
‫خب، چون به نظر می‌رسید
‫که منتظر کسی بود.

427
00:26:56,521 --> 00:26:58,521
‫راستش رو بگم،
‫به هیچ کدومشون اعتماد ندارم.

428
00:26:58,604 --> 00:27:00,312
‫اما مسئله اعتماد نیست انریکو.

429
00:27:00,396 --> 00:27:04,146
‫فقط باید به رگیو بریم
‫و بپرسیم کسی میراندا رو دیده یا نه.

430
00:27:04,229 --> 00:27:05,229
‫حتی اگه دیده باشنش،

431
00:27:05,312 --> 00:27:07,312
‫چه ربطی به حسادت لورنا داشت؟

432
00:27:07,396 --> 00:27:09,562
‫هیچ ربطی بهش نداره
‫اما اگه میراندا رفت اون‌جا

433
00:27:09,646 --> 00:27:10,896
‫و به رفیق صمیمیش نگفت،

434
00:27:10,979 --> 00:27:12,812
‫یعنی یه چیزی بود که ازش خجالت می‌کشید

435
00:27:12,896 --> 00:27:14,854
‫یا می‌تونست اون رو تو دردسر بندازه.

436
00:27:18,479 --> 00:27:20,854
‫- چه خبر شده؟
‫- برو. من همون جا می‌مونم.

437
00:27:27,937 --> 00:27:29,354
‫می‌تونم توضیح بدم.

438
00:27:33,687 --> 00:27:37,729
‫- انگار یه عمر گذشته.
‫- متوجه شدم.

439
00:27:39,271 --> 00:27:40,271
‫متاسفم لیدیا.

440
00:27:40,354 --> 00:27:43,021
‫فقط می‌خوام درک کنم که چرا
‫صبر نکردی من برگردم.

441
00:27:43,104 --> 00:27:45,146
‫- متاسفم، نمی‌تونستم صبر کنم.
‫- چرا نمی‌تونستی؟

442
00:27:46,812 --> 00:27:48,937
‫بدهی‌ـی نبود. بهت دروغ گفتم.

443
00:27:50,021 --> 00:27:52,437
‫سعی داشتم از دست شوهرم فرار کنم.

444
00:27:53,187 --> 00:27:55,187
‫یکی رو پیدا کردم
‫که من رو از مرز کنه

445
00:27:55,271 --> 00:27:58,396
‫اما وقتی سعی کردم گردنبند رو
‫بهش بدم، قبول نمی‌کرد.

446
00:28:01,896 --> 00:28:04,812
‫چرا فقط همین رو نگفتی؟ چرا؟

447
00:28:06,312 --> 00:28:08,021
‫چون شرمم میومد.

448
00:28:11,021 --> 00:28:12,896
‫گرزیا، لازم نیست احساس شرم کنی.

449
00:28:13,646 --> 00:28:15,229
‫ها؟ منم.

450
00:28:17,312 --> 00:28:19,146
‫من ازش بیزارم لیدیا.

451
00:28:21,979 --> 00:28:24,396
‫اون کنترلم می‌کنه.
‫بهم میگه که چی بپوشم.

452
00:28:25,396 --> 00:28:27,146
‫نمیذاره کسی رو ببینم.

453
00:28:29,771 --> 00:28:33,354
‫یه دفعه، بهش گفتم تو رفتارش
‫با میلا خیلی خشن برخورد می‌کنه...

454
00:28:33,437 --> 00:28:35,646
‫یه جوری کتکم زد نزدیک بود بمیرم.

455
00:28:37,187 --> 00:28:40,604
‫و بعد یه ماه من رو توی خونه
‫نگه داشت و به همه می‌گفت مریضم.

456
00:28:43,646 --> 00:28:46,937
‫- نمی‌تونم برگردم خونه پیش اون.
‫- نه. معلومه که نه.

457
00:28:52,021 --> 00:28:54,021
‫به جدا شدن فکر کردی؟

458
00:28:54,104 --> 00:28:56,354
‫- همچین چیزی هست؟
‫- آره.

459
00:28:57,062 --> 00:28:58,812
‫البته جفتتون باید توافق کنین.

460
00:28:58,896 --> 00:29:02,562
‫- اون با همچین چیزی موافقت نمی‌کنه.
‫- خب، پس می‌بریمش دادگاه.

461
00:29:07,812 --> 00:29:09,271
‫اشک ریختن بسه.

462
00:29:09,354 --> 00:29:10,354
‫نه.

463
00:29:11,229 --> 00:29:12,271
‫گوش کن.

464
00:29:13,812 --> 00:29:17,771
‫فقط به من فکر کن. خب؟

465
00:29:18,479 --> 00:29:19,896
‫به ما دو تا.

466
00:29:20,646 --> 00:29:25,437
‫به زمانی که با همدیگه
‫تو اون خونه افتضاح زندگی می‌کردیم.

467
00:29:25,521 --> 00:29:27,104
‫ورشکسته کامل.

468
00:29:28,521 --> 00:29:31,896
‫و به این که چه طور زغال
‫می‌دزدیدیم تا خودمون رو گرم نگه داریم.

469
00:29:34,104 --> 00:29:36,146
‫ما هنوز این‌جاـیم، مگه نه؟

470
00:29:40,771 --> 00:29:44,062
‫و به نظرم به یه نوشیدنی قوی نیاز داریم.

471
00:29:45,437 --> 00:29:47,646
‫نوشیدنی بسیار قوی.

472
00:29:49,812 --> 00:29:52,271
‫بیا... باهام بیا.

473
00:29:58,562 --> 00:29:59,854
‫پس...

474
00:30:01,271 --> 00:30:02,479
‫یکی رو انتخاب کن.

475
00:30:02,562 --> 00:30:05,854
‫- باید لباسم رو عوض کنم؟
‫- برای نوشیدن تو جایی که داریم میریم آره.

476
00:30:06,437 --> 00:30:08,687
‫لباس لیدیا پوئت رو می‌پوشم؟

477
00:30:15,354 --> 00:30:18,687
‫پس پنج دقیقه من رو تنها بذار
‫و بعد میریم بار.

478
00:30:18,771 --> 00:30:21,396
‫- باعث میشه فکر کنن فاحشه‌ای.
‫- آره، تو فکرم همین بود.

479
00:30:21,479 --> 00:30:24,271
‫می‌بینی، همه از فاحشه‌ها
‫خوششون میاد، می‌دونی؟

480
00:30:24,354 --> 00:30:25,979
‫- نه...
‫- آره، قطعاً، واقعاً...

481
00:30:26,062 --> 00:30:28,521
‫متاسفم اما نمی‌تونی این‌جا بمونی.

482
00:30:28,604 --> 00:30:31,396
‫- فقط می‌خواستیم در سکوت یه نوشیدنی بخوریم.
‫- نه.

483
00:30:33,771 --> 00:30:39,479
‫خب، درسته، عه... حداقل می‌تونم بپرسم
‫که این خانم رو دیدین یا نه؟

484
00:30:42,729 --> 00:30:44,479
‫اون یه سوال پرسید.
‫مشکل چیه؟

485
00:30:44,562 --> 00:30:46,562
‫- مشکل کار شماست.
‫- اه.

486
00:30:46,646 --> 00:30:48,479
‫خب، ظاهراً همه هم
‫از فاحشه‌ها خوششون نمیاد.

487
00:30:48,562 --> 00:30:51,021
‫ببین، دوست من که این‌جاست
‫خواهر رای‌دهنده پوئته.

488
00:30:51,104 --> 00:30:53,646
‫- اون توی کل روزنامه‌ست.
‫- لیدیا پوئت.

489
00:30:53,729 --> 00:30:56,354
‫آره و من شاهزاده ویتوریو امانوئل
‫هستم و من تو...

490
00:30:56,437 --> 00:30:59,271
‫معلومه که اصلاً روزنامه
‫نمی‌خونین. این حقیقت داره.

491
00:30:59,354 --> 00:31:01,062
‫- حراست!
‫- وای، صبر کن...

492
00:31:01,146 --> 00:31:02,646
‫- حراست؟
‫- لازم نیست حراست رو خبر کنین.

493
00:31:02,729 --> 00:31:04,437
‫نمی‌تونم باور کنم! لیدیا پوئت!

494
00:31:04,521 --> 00:31:07,146
‫به دوستانمون ملحق بشین.
‫با بقیه‌شون توی باریم.

495
00:31:07,229 --> 00:31:10,354
‫- اون‌ها با منن، ممنون.
‫- باعث افتخار بود عالی‌جناب.

496
00:31:10,437 --> 00:31:11,854
‫اگه مشکلی نیست...

497
00:31:11,937 --> 00:31:15,396
‫آقایون، همون‌طور که تقدیر خواسته،
‫ببینین کی رو پیدا کردم... لیدیا پوئت!

498
00:31:15,479 --> 00:31:17,437
‫اه.

499
00:31:18,646 --> 00:31:20,687
‫- جالبه.
‫- سلام.

500
00:31:21,604 --> 00:31:23,271
‫ممنون.

501
00:31:27,479 --> 00:31:28,729
‫فاحشه. فاحشه. فاحشه.

502
00:31:29,312 --> 00:31:31,562
‫به نظر جکاپو و دادستان این‌جان.

503
00:31:31,646 --> 00:31:34,312
‫- اه. برات یه نوشیدنی میارم.
‫- ممنون.

504
00:31:40,021 --> 00:31:41,021
‫جکاپو.

505
00:31:41,104 --> 00:31:42,021
‫لیدیا.

506
00:31:42,604 --> 00:31:44,479
‫- دادستان.
‫- خانم پوئت.

507
00:31:45,604 --> 00:31:47,729
‫آقایون و خانم‌ها، لطفاً ساکت باشین!

508
00:31:47,812 --> 00:31:50,771
‫- ساکت. ساکت.
‫- آقایون، بیاین یه بازی کنیم.

509
00:31:50,854 --> 00:31:52,687
‫یه بازی نوشیدن باحال.

510
00:31:56,104 --> 00:31:58,354
‫- جکاپو، قوانین رو توضیح بده لطفاً.
‫- اه، آره، آره، آره.

511
00:31:58,437 --> 00:32:00,562
‫عه... اگه چیزی رو یادم رفت بهم کمک کنین.

512
00:32:00,646 --> 00:32:02,396
‫قوانین ساده اینه که...

513
00:32:02,479 --> 00:32:05,771
‫کسی که نوبتش میشه
‫باید یه چیزی از خودش رو بگه

514
00:32:05,854 --> 00:32:07,896
‫که تا حالا تجربه نکرده، درسته؟

515
00:32:07,979 --> 00:32:10,146
‫- به همه اتاق.
‫- به همه اتاق، آره، با صدای بلند.

516
00:32:10,229 --> 00:32:14,771
‫و اگه بقیه بازیکن‌ها تجربه‌ش کردن،

517
00:32:14,854 --> 00:32:17,354
‫باید یه لیوان کنیاک بخورن!

518
00:32:20,937 --> 00:32:22,396
‫می‌تونیم دروغ بگیم؟

519
00:32:23,146 --> 00:32:26,187
‫خب، این هدف بازی نیست اما...
‫ما کی باشیم که قضاوت کنیم، ها؟

520
00:32:27,437 --> 00:32:28,437
‫نوبت منه!

521
00:32:29,396 --> 00:32:31,062
‫- لیوان. خیلی خب.
‫- ممنون.

522
00:32:31,771 --> 00:32:33,937
‫خب، من هیچ‌وقت...

523
00:32:34,854 --> 00:32:37,437
‫عاشق نشدم.

524
00:32:38,729 --> 00:32:41,104
‫کانسلو... این جوری بهم میگیش؟

525
00:32:41,187 --> 00:32:43,562
‫من با توـم فقط چون خوشتیپی عشقم.

526
00:32:49,354 --> 00:32:53,812
‫عه... خانم، شما متاهلی
‫اما الکل نمی‌نوشی، ها؟

527
00:32:53,896 --> 00:32:55,521
‫شوهر بیچاره‌ت.

528
00:32:56,812 --> 00:32:59,104
‫هیچ‌وقت زنی ندیدم که دلیل ازدواجش رو
‫عشق بیان کرده باشه.

529
00:32:59,187 --> 00:33:01,437
‫خواهرم! خواهرم.

530
00:33:01,521 --> 00:33:04,354
‫که راستی خیلی شخصیت فوق‌العاده‌ای هم داره.

531
00:33:04,437 --> 00:33:05,937
‫نوبت توـه گرزیا.

532
00:33:06,021 --> 00:33:07,021
‫نوبت من؟

533
00:33:09,437 --> 00:33:10,854
‫من هیچ‌وقت...

534
00:33:12,729 --> 00:33:13,729
‫تا حالا مجبور نشدم که کرستی

535
00:33:13,812 --> 00:33:16,937
‫به تنگی کرستی که امشب
‫لیدیا من رو داخلش چپوند، بپوشم.

536
00:33:19,396 --> 00:33:21,646
‫شرمی نداری؟
‫فقط می‌خوای مست بشی؟

537
00:33:21,729 --> 00:33:25,187
‫چی راجع به کارهایی
‫که تو پاریس کردم می‌دونی عشق عزیزم؟

538
00:33:25,271 --> 00:33:27,729
‫- نوبت منه.
‫- آره، ادامه بده.

539
00:33:31,521 --> 00:33:32,687
‫خب، پس...

540
00:33:34,021 --> 00:33:35,604
‫من هیچ‌وقت...

541
00:33:39,146 --> 00:33:42,187
‫افتخار دیدن یه هنرمند بندبازی رو نداشتم.

542
00:33:47,562 --> 00:33:50,979
‫اما من داشتم.
‫درواقع بیشتر از یکی.

543
00:33:51,062 --> 00:33:53,521
‫آقای کلورت یه مدیر سیرک فرانسوی عالیه.

544
00:33:54,104 --> 00:33:57,354
‫بعد از این لیوان، قطعاً نمی‌تونم
‫روی پاهام دیگه وایسم.

545
00:33:59,937 --> 00:34:03,021
‫- به سلامتی مدیر!
‫- میشه خصوصی باهاتون صحبت کنم؟

546
00:34:03,729 --> 00:34:05,771
‫آره، با افتخار، آره.

547
00:34:09,187 --> 00:34:11,146
‫می‌خواست به شرکتم ملحق بشه.

548
00:34:13,104 --> 00:34:15,729
‫سیرک خانوادگیش براش کافی نبود.

549
00:34:15,812 --> 00:34:21,271
‫اون... تماشاچی‌های بیشتر
‫و سفر دور دنیا و...

550
00:34:21,354 --> 00:34:23,271
‫...معروف شدن می‌خواست.

551
00:34:23,354 --> 00:34:26,812
‫برای همین قول دادم که بیام
‫و نمایش یکشنبه‌ش رو ببینم.

552
00:34:28,146 --> 00:34:30,521
‫همونی که توش اون تصادف پیش اومد.

553
00:34:30,604 --> 00:34:32,604
‫آره. همون.

554
00:34:33,396 --> 00:34:35,187
‫اما من نتونستم برسم.

555
00:34:36,021 --> 00:34:38,896
‫از طریق روزنامه راجع
‫به تصادف فهمیدم.

556
00:34:41,812 --> 00:34:43,437
‫متاسفم خانم.

557
00:34:43,521 --> 00:34:45,812
‫متاسفانه این تمام کمکیه که می‌تونم بکنم.

558
00:34:45,896 --> 00:34:48,479
‫مشکلی نیست.
‫همین الانش هم خیلی کمک کردین.

559
00:34:48,562 --> 00:34:50,396
‫- مرسی.
‫- خواهش می‌کنم.

560
00:34:58,000 --> 00:35:05,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

561
00:35:12,187 --> 00:35:13,437
‫خانم پوئت.

562
00:35:15,854 --> 00:35:17,229
‫از این‌جا دیدنتون خوشحالم شدم.

563
00:35:17,312 --> 00:35:18,479
‫من هم همین‌طور.

564
00:35:19,229 --> 00:35:21,104
‫و براتون یه غافلگیری دارم.

565
00:35:22,604 --> 00:35:25,896
‫داشتم فکر می‌کردم که اگه
‫توی تورین با همدیگه دیده شدن مشکل داره،

566
00:35:26,604 --> 00:35:27,437
‫و این...

567
00:35:27,521 --> 00:35:28,354
‫اوهوم.

568
00:35:28,896 --> 00:35:30,604
‫...می‌تونیم بریم یه جای دیگه.

569
00:35:35,021 --> 00:35:36,646
‫[ایستگاه مرکزی تورین - وین]

570
00:35:37,521 --> 00:35:38,562
‫وین.

571
00:35:38,646 --> 00:35:40,354
‫امروز صبح گرفتمشون، آره.

572
00:35:40,437 --> 00:35:44,021
‫تصورش کن، پنج روز، من و تو

573
00:35:44,104 --> 00:35:45,896
‫توی یه جایی که کسی نمی‌دونه.

574
00:35:45,979 --> 00:35:47,479
‫اوه...

575
00:35:49,646 --> 00:35:51,021
‫نظرت چیه؟

576
00:35:53,187 --> 00:35:54,937
‫این عالی به نظر میرسه.

577
00:35:55,021 --> 00:35:56,729
‫خیلی خب.

578
00:35:58,854 --> 00:36:03,062
‫فقط بهم به اندازه کافی وقت بده
‫که مسئله گرزیا رو حل کنم.

579
00:36:04,271 --> 00:36:05,312
‫باشه.

580
00:36:05,396 --> 00:36:07,229
‫پول کمک بهش رو پیدا کردی؟

581
00:36:07,312 --> 00:36:08,437
‫نه.

582
00:36:08,521 --> 00:36:12,479
‫خوشبختانه این شد، چون به این پول
‫برای فرار از شوهرش...

583
00:36:12,562 --> 00:36:15,271
‫برای همیشه ناپدید شدن
‫می‌خواست استفاده کنه.

584
00:36:15,354 --> 00:36:18,312
‫دارم جدایی قانونی رو پیشنهاد میدم
‫تا ببینم کمکی می‌کنه یا نه.

585
00:36:20,937 --> 00:36:22,396
‫باهاش چی کار کرد؟

586
00:36:24,479 --> 00:36:25,687
‫کتکش زد.

587
00:36:26,812 --> 00:36:27,812
‫و...

588
00:36:29,104 --> 00:36:32,729
‫بهم گفت که یه دفعه نزدیک بود بکشتش.

589
00:36:36,937 --> 00:36:40,104
‫مشکل اینه که توی دادگاه
‫حرف‌های اون کافی نیست.

590
00:36:43,312 --> 00:36:44,604
‫می‌دونم.

591
00:36:45,396 --> 00:36:47,604
‫مراقب باش، مراقب باش.

592
00:36:47,687 --> 00:36:49,854
‫خیلی... خیلی متاسفم.

593
00:36:49,937 --> 00:36:51,646
‫خوبه، همینه.

594
00:36:51,729 --> 00:36:55,979
‫آفرین، آفرین. همینه.

595
00:36:58,104 --> 00:37:00,229
‫بهت که گفتم این روزها توانش رو ندارم.

596
00:37:00,312 --> 00:37:05,271
‫- آره، می‌تونم ببینم.
‫- اوه...

597
00:37:07,146 --> 00:37:08,562
‫خیلی متاسفم.

598
00:37:09,562 --> 00:37:12,187
‫- نگران نباش.
‫- نه، واقعاً، متاسفم.

599
00:37:15,521 --> 00:37:17,687
‫نزدیک بود یه کار وحشتناک بکنم.

600
00:37:20,187 --> 00:37:22,729
‫و فرار یه کار از روی ناچاریه.

601
00:37:25,229 --> 00:37:27,271
‫نمی‌تونم کل زندگیم رو فرار کنم.

602
00:37:28,979 --> 00:37:31,021
‫برای میلا انصاف نیست.

603
00:37:33,604 --> 00:37:34,979
‫برای خودم هم همین‌طور.

604
00:37:53,937 --> 00:37:55,396
‫بیا از این‌جا بریم.

605
00:37:58,896 --> 00:37:59,937
‫حتماً.

606
00:38:02,937 --> 00:38:04,229
‫اون پرها!

607
00:38:09,312 --> 00:38:10,604
‫«ماده 150.»

608
00:38:10,687 --> 00:38:15,104
‫«در صورت اتفاق افتادن تجاوز، سوءاستفاده، تهدید

609
00:38:16,854 --> 00:38:19,229
‫و توهین‌های جدی، درخواست جدایی
‫می‌تونه داده بشه.»

610
00:38:21,562 --> 00:38:23,062
‫بذارین واضح بگم.

611
00:38:23,146 --> 00:38:26,146
‫خشونت خانگی توی سیستم قانونی ما
‫یه جرم نیست

612
00:38:26,229 --> 00:38:30,937
‫و به شدت شک دارم که دادگاه
‫به حرف خالی اتکا کنه.

613
00:38:31,687 --> 00:38:35,104
‫به نظر من، بهتره که ماده 158 رو دنبال کنیم.

614
00:38:35,187 --> 00:38:36,812
‫«جدایی توافقی.»

615
00:38:36,896 --> 00:38:39,104
‫- آره.
‫- دخترم با من می‌مونه؟

616
00:38:39,187 --> 00:38:42,396
‫عه... اگه همسرتون موافقت کنه آره.

617
00:38:42,479 --> 00:38:43,604
‫همچین کاری نمی‌کنه.

618
00:38:44,354 --> 00:38:49,062
‫و اگه ممکنه توی این بازه زمانی،
‫سعی کنین ارتباط خوبی داشته باشین.

619
00:38:49,146 --> 00:38:50,771
‫سعی می‌کنیم باهاش حرف بزنیم.

620
00:38:50,854 --> 00:38:53,271
‫کاری می‌کنیم متوجه بشه
‫که به نفع خودشه که بیخیال بشه

621
00:38:53,354 --> 00:38:55,479
‫چون ما تو موقعیتی هستیم
‫که می‌تونیم پاش رو به دادگاه بکشونیم.

622
00:38:56,062 --> 00:38:59,104
‫- اما من نمی‌خوام برگردم اون‌جا.
‫- در واقع، تو این‌جا می‌مونی.

623
00:39:00,437 --> 00:39:01,979
‫تا هر موقع که بخوای.

624
00:39:02,521 --> 00:39:03,937
‫درسته؟

625
00:39:04,021 --> 00:39:05,354
‫قطعاً.

626
00:39:05,437 --> 00:39:08,021
‫نمی‌دونم چه طور ازتون تشکر کنم.
‫شما به من خیلی محبت داشتین.

627
00:39:09,146 --> 00:39:09,979
‫جدی میگم.

628
00:39:10,562 --> 00:39:11,604
‫ممنونم.

629
00:39:12,854 --> 00:39:15,937
‫الان میرم ببینم که میلا پایه‌ی
‫بیشتر شیطنت کردن هست یا نه.

630
00:39:25,604 --> 00:39:26,937
‫بیا بریم.

631
00:39:27,021 --> 00:39:28,937
‫- ژاکتت رو بپوش.
‫- چرا؟

632
00:39:29,021 --> 00:39:31,646
‫میراندا می‌خواست که از دست
‫خانواده‌ش فرار کنه.

633
00:39:32,312 --> 00:39:34,979
‫اون می‌خواست که به سیرک کلوارت ملحق بشه.

634
00:39:35,062 --> 00:39:38,771
‫برای همین می‌خواست اون شب
‫به هر قیمتی شده اجرا کنه.

635
00:39:39,979 --> 00:39:43,146
‫چون تنها فرصتی بود که برای
‫قانع کردنش داشت.

636
00:39:43,229 --> 00:39:45,229
‫و شاید یکی می‌خواست جلوش رو بگیره.

637
00:39:46,021 --> 00:39:47,562
‫می‌دونی اون ممکنه کی باشه؟

638
00:39:49,437 --> 00:39:51,812
‫فقط پرید به ذهنم میرسه.

639
00:39:51,896 --> 00:39:55,021
‫اون پدربزرگ میرانداـه.
‫عمراً اجازه می‌داد اون بره.

640
00:39:55,104 --> 00:39:56,021
‫البته.

641
00:39:56,104 --> 00:39:57,729
‫امکان نداره اون ویال‌ها رو عوض کرده باشه.

642
00:39:57,812 --> 00:39:58,812
‫نه، قطعاً.

643
00:39:58,896 --> 00:40:01,562
‫ولی باز... خب، چرا نه؟ جور در میاد.

644
00:40:01,646 --> 00:40:03,354
‫چون جور در نمیاد انریکو.

645
00:40:03,437 --> 00:40:06,521
‫اگه پرید می‌دونست که نوه‌ش
‫یه آرامبخش مصرف کرده،

646
00:40:06,604 --> 00:40:09,812
‫هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد تو اون حالت
‫روی اون بند بره. نه!

647
00:40:10,937 --> 00:40:12,187
‫- نه.
‫- نه، دقیقاً.

648
00:40:12,854 --> 00:40:15,687
‫اگه می‌خواست، می‌تونست
‫نمایش میراندا رو لغو کنه.

649
00:40:15,771 --> 00:40:17,062
‫لازم نبود خرابش کنه.

650
00:40:17,146 --> 00:40:20,062
‫نه، باید یکی می‌بود که قدرت کمتری،

651
00:40:20,146 --> 00:40:23,521
‫اجازه کمتری می‌داشت و نمی‌تونست
‫فکر این که بدون اون زندگی کنه رو تحمل کنه.

652
00:40:24,812 --> 00:40:27,062
‫یکی بود که می‌دونست

653
00:40:27,146 --> 00:40:29,771
‫اما نمی‌تونست به کسی چیزی بگه.

654
00:40:30,479 --> 00:40:33,271
‫چون یه پیمان خونی بسته بودن.

655
00:40:33,354 --> 00:40:35,146
‫سوسانا!

656
00:40:38,979 --> 00:40:40,312
‫سوسانا!

657
00:40:50,104 --> 00:40:51,396
‫انریکو!

658
00:41:19,896 --> 00:41:21,771
‫- سوسانا!
‫- دور شو!

659
00:41:22,854 --> 00:41:25,104
‫- سوسانا، بیا پایین.
‫- اگه بیای بالا می‌پرم.

660
00:41:25,187 --> 00:41:27,021
‫- این‌جا می‌مونم.
‫- می‌پرم!

661
00:41:27,104 --> 00:41:28,479
‫همین پایین می‌مونم.

662
00:41:29,229 --> 00:41:30,937
‫- سوسانا!
‫- وایسا، وایسا، وایسا...

663
00:41:31,021 --> 00:41:34,646
‫- می‌پرم. برام مهم نیست!
‫- هیچکس نمیاد! هیچکس نمیاد.

664
00:41:35,812 --> 00:41:40,687
‫سوسانا، می‌دونم...
‫که نمی‌خواستی میراندا رو بکشی.

665
00:41:40,771 --> 00:41:42,021
‫تو هیچی نمی‌دونی!

666
00:41:42,104 --> 00:41:43,437
‫بهم اعتماد کن، می‌دونم.

667
00:41:45,729 --> 00:41:48,021
‫می‌دونم داری چی می‌گذرونی.

668
00:41:48,104 --> 00:41:50,104
‫من هم با دوستم یه پیمان خونی بستم.

669
00:41:52,271 --> 00:41:54,062
‫که رازی بینمون نباشه، درسته؟

670
00:41:56,021 --> 00:42:00,104
‫و بعد حامله شد، ازدواج کرد

671
00:42:00,187 --> 00:42:03,437
‫و تا به امروز، هنوز از افکاری
‫که داشتم پشیمونم.

672
00:42:04,062 --> 00:42:07,604
‫چون من نمی‌خواستم که ازدواج کنه.
‫من نمی‌خواستم که یه مادر بشه.

673
00:42:07,687 --> 00:42:09,896
‫اون طوری، من تنها نمی‌موندم.

674
00:42:12,062 --> 00:42:15,437
‫تو نمی‌دونستی که میراندا می‌خواد
‫بدون یه تار ایمنی اجرا کنه.

675
00:42:17,021 --> 00:42:19,437
‫تو فقط نمی‌خواستی که کلورت اون رو ببینه.

676
00:42:21,604 --> 00:42:24,646
‫چون می‌ترسیدی از دستش بدی، درسته؟

677
00:42:41,187 --> 00:42:43,937
‫اکثر مواقع آدم‌ها از روی نفرت
‫مرتکب قتل میشن

678
00:42:44,021 --> 00:42:47,021
‫اما تو مورد هنرمند بندبازی جوون
‫میراندا لافورت،

679
00:42:47,104 --> 00:42:49,104
‫فقط یه حقیقت وجود داره.

680
00:42:49,187 --> 00:42:51,062
‫هیچکس نمی‌خواست بکشتش.

681
00:42:51,146 --> 00:42:53,562
‫یه اشتباه پیش اومد، آره.

682
00:42:55,812 --> 00:42:57,354
‫اما در ریشه اون اشتباه،

683
00:42:57,437 --> 00:43:00,562
‫شریف‌ترین حس انسانی ممکن بود.

684
00:43:01,521 --> 00:43:02,687
‫حس دوستی.

685
00:43:08,896 --> 00:43:10,896
‫و دوستی حقیقی تا ابد باقی می‌مونه.

686
00:43:13,729 --> 00:43:16,062
‫اما گاهی اوقات، دوستی انقدر شدید میشه

687
00:43:16,146 --> 00:43:17,854
‫که تبدیل به چیزی خطرناک میشه

688
00:43:17,937 --> 00:43:19,521
‫و ترس از دست دادن یه دوست

689
00:43:19,604 --> 00:43:22,646
‫می‌تونه باعث بشه
‫خوب‌ترین و احساسی‌ترین آدم هم

690
00:43:22,729 --> 00:43:25,187
‫خودخواهی‌های وحشتناکی
‫از خودش نشون بده.

691
00:43:25,812 --> 00:43:28,854
‫سوسانا گارن نمی‌خواست بکشتش.

692
00:43:28,937 --> 00:43:30,437
‫خلافش بود،

693
00:43:30,521 --> 00:43:33,562
‫اون می‌خواست که دوستش
‫تا ابد باهاش زندگی کنه.

694
00:43:38,604 --> 00:43:41,937
‫هدفش این بود. نه مرگ.

695
00:43:50,271 --> 00:43:51,687
‫و به خاطر همین،

696
00:43:53,354 --> 00:43:55,062
‫حکم قتل عمدی

697
00:43:55,146 --> 00:43:59,604
‫غیرقابل بخششه و این حقیقت روش تاثیری نداره.

698
00:44:05,604 --> 00:44:08,896
‫گذروندن عید پاک با خانواده‌م یکم...

699
00:44:09,729 --> 00:44:11,187
‫بیش از حد نیست؟

700
00:44:12,104 --> 00:44:14,104
‫چرا فقط خودمون دوتا نباشیم؟

701
00:44:14,771 --> 00:44:19,729
‫می‌تونیم ترتیب بدیم برامون
‫گوسفند رست‌شده و شامپاین بیارن...

702
00:44:20,354 --> 00:44:21,437
‫عشقم،

703
00:44:22,646 --> 00:44:25,604
‫اگه لیدیا مشکلی داره،
‫می‌تونی راحت بهم بگی.

704
00:44:27,562 --> 00:44:30,312
‫فکر می‌کنی...
‫هنوز حرارت عشق توش شعله‌وره؟

705
00:44:30,396 --> 00:44:34,562
‫نه، «شعله عشق» اغراقه..

706
00:44:36,854 --> 00:44:38,646
‫تو انتخاب می‌کنی جکاپو.

707
00:44:39,437 --> 00:44:42,104
‫نمی‌خوام به خاطر من عذاب بکشه.

708
00:44:42,187 --> 00:44:44,146
‫اما شش ماه شده.

709
00:44:44,229 --> 00:44:47,979
‫شاید وقتش باشه که می‌دونی...
‫کنار بیاین و بگذرین، درسته؟

710
00:44:49,479 --> 00:44:52,104
‫بیخیال، نخند. می‌دونم حرف‌هام
‫خنده‌دار به نظر میرسه.

711
00:44:52,187 --> 00:44:53,771
‫- نه! نه، نه، نه.
‫- چیه؟

712
00:44:53,854 --> 00:44:56,771
‫عشقم، حرفت خنده‌دار نیست، قدیمیه.

713
00:44:56,854 --> 00:44:59,187
‫حرف‌هات شیکن.

714
00:44:59,271 --> 00:45:02,354
‫عشقم، خالصانه شاعرانه‌ست.

715
00:45:03,187 --> 00:45:04,437
‫آره.

716
00:45:04,521 --> 00:45:05,729
‫بیا این‌جا.

717
00:45:05,812 --> 00:45:09,687
‫بیا این‌جا بشین.

718
00:45:20,354 --> 00:45:21,396
‫اون خیلی باهوشه.

719
00:45:22,146 --> 00:45:23,854
‫و خیلی خیلی مهربون.

720
00:45:23,937 --> 00:45:25,146
‫- و زیبا.
‫- آره.

721
00:45:27,812 --> 00:45:29,562
‫اما هنوز من رو به خوبی نمی‌شناسه.

722
00:45:30,729 --> 00:45:33,979
‫دیر یا زود، متوجه میشه
‫که اشتباه کرده. درسته؟

723
00:45:34,062 --> 00:45:35,271
‫- آره متاسفانه.
‫- آره.

724
00:45:35,354 --> 00:45:36,479
‫- آره.
‫- آره.

725
00:45:38,687 --> 00:45:42,521
‫و داستان تو و دادستانت چی؟

726
00:45:42,604 --> 00:45:45,771
‫کدوم دادستان؟

727
00:45:50,354 --> 00:45:51,687
‫خوبه.

728
00:45:52,604 --> 00:45:53,771
‫خیلی خوشحالم.

729
00:45:54,562 --> 00:45:55,604
‫عالیه.

730
00:45:57,437 --> 00:45:58,437
‫من هم همین‌طور.

731
00:45:58,521 --> 00:45:59,521
‫خوبه.

732
00:46:11,896 --> 00:46:14,854
‫فرشته‌های توی بهشت هم در برابر
‫هارمونی طبیعی صدات عددی نیستن.

733
00:46:14,937 --> 00:46:15,812
‫ممنون.

734
00:46:15,896 --> 00:46:18,062
‫- نوش!
‫- تبریک میگم.

735
00:46:19,354 --> 00:46:21,979
‫جکاپو بهم گفت که دخترتون هم
‫از موسیقی خوشش میاد.

736
00:46:22,062 --> 00:46:23,562
‫- اوه آره.
‫- دوست دارم یه روزی ببینمش.

737
00:46:23,646 --> 00:46:25,937
‫متاسفانه گذاشت و رفت.

738
00:46:26,021 --> 00:46:28,312
‫الان به اکول سوپریور تو پاریس میره.

739
00:46:28,396 --> 00:46:31,479
‫اوه، چه عالی!
‫پاریس توی بهار خیلی معرکه‌ست.

740
00:46:31,562 --> 00:46:34,604
‫شاید اما می‌تونست یه هفته
‫برای خانواده‌ش وقت جور کنه.

741
00:46:34,687 --> 00:46:37,729
‫می‌دونم جوون‌ها اهمیت زیادی
‫به رسم و رسوم نمیدن اما...

742
00:46:37,812 --> 00:46:42,854
‫عید پاک یه معنی عرفانی داره...
‫یه معنی خیلی عمیق.

743
00:46:42,937 --> 00:46:45,354
‫اون به چند زبان صحبت می‌کنه.
‫اسپانیایی، فرانسوی، یعنی اون...

744
00:46:45,437 --> 00:46:46,812
‫ببخشید!

745
00:46:46,896 --> 00:46:48,979
‫- بله؟
‫- یکی دنبال شما می‌گرده.

746
00:46:49,062 --> 00:46:52,396
‫راستش رو بگم، این خیلی نامناسبه.
‫تازه سر میز نشستیم.

747
00:46:52,479 --> 00:46:53,562
‫حق با شماست خانم.

748
00:46:53,646 --> 00:46:55,771
‫- درواقع، از همگی معذرت می‌خوام.
‫- بابایی!

749
00:46:55,854 --> 00:46:57,479
‫سلام شاهدخت.

750
00:46:57,562 --> 00:46:59,187
‫می‌دونی چه قدر دلم
‫برات تنگ شده عزیزم؟

751
00:47:00,146 --> 00:47:04,229
‫اگه این موضوعی ضروری نبود،
‫انقدر نامناسب برخورد نمی‌کردم.

752
00:47:06,646 --> 00:47:07,979
‫لطفاً کاپیتان،

753
00:47:08,062 --> 00:47:10,312
‫اگه دوست دارین
‫به ناهار حقیرانه ما ملحق بشین.

754
00:47:10,396 --> 00:47:12,187
‫نه، زحمت نکشین قربان.

755
00:47:12,271 --> 00:47:15,771
‫اگه میشه، می‌خوام یه دقیقه
‫با همسرم تو تنهایی صحبت کنم.

756
00:47:15,854 --> 00:47:17,479
‫نه، اگه چیزی برای گفتن
‫داری، بگو...

757
00:47:17,562 --> 00:47:19,396
‫نه لیدیا. چیزی نیست.

758
00:47:20,562 --> 00:47:23,021
‫عزیزم، برو پیش جاکپو بشین.

759
00:47:23,937 --> 00:47:24,937
‫بیا بریم.

760
00:47:38,937 --> 00:47:41,646
‫پدرت با یونیفرم کامل خیلی خوشتیپه.

761
00:47:44,271 --> 00:47:47,562
‫می‌دونی قبل ناهار کی باهام تماس گرفت
‫تا برام آرزوی یه عید پاک شاد بکنه لیدیا؟

762
00:47:48,854 --> 00:47:50,562
‫زنردلی.

763
00:47:51,396 --> 00:47:55,812
‫عیب‌جوها اون رو به عنوان
‫یه ساده‌لوح مبتذل نشون میدن

764
00:47:55,896 --> 00:47:58,104
‫اما اون درواقع آدم خوبیه.

765
00:47:59,979 --> 00:48:02,562
‫هنوز نظر واضحی راجع به قانونمون نداده

766
00:48:02,646 --> 00:48:04,812
‫اما قول داد وقتی وزیر بشه،

767
00:48:04,896 --> 00:48:07,521
‫بهم یه موقعیت مهم پیشنهاد بده.

768
00:48:07,604 --> 00:48:09,312
‫اون همین الانش هم دپرتیس رو خاک کرد.

769
00:48:13,646 --> 00:48:14,521
‫گرزیا!

770
00:48:14,604 --> 00:48:17,229
‫نه، بمون عزیزم.
‫همین‌جا بمون. بر می‌گردم.

771
00:48:31,229 --> 00:48:33,312
‫همین الان سعی کرد من رو بکشه.

772
00:48:34,000 --> 00:48:54,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

