﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:22,646 --> 00:00:24,771
‫خانم مهمون ما بود.

3
00:00:25,396 --> 00:00:27,271
‫می‌خواست از شوهرش جدا بشه.

4
00:00:27,937 --> 00:00:31,437
‫سروان فونتانا سر ناهار بدون دعوت پیداش شد.

5
00:00:33,812 --> 00:00:35,312
‫خانم فونتانا.

6
00:00:36,104 --> 00:00:37,437
‫لطفاً به من نگاه کنید.

7
00:00:38,229 --> 00:00:40,687
‫می‌دونم ممکنه شوکه شده باشید،

8
00:00:40,771 --> 00:00:43,687
‫ولی متاسفانه، دوستانـتون چیزی ندیدن،

9
00:00:43,771 --> 00:00:47,979
‫پس شما باید لطف کنید هر اتفاقی که

10
00:00:48,062 --> 00:00:51,604
‫از لحظه ورود شما و همسرتون به این اتاق
‫افتاده رو برام تعریف کنید.

11
00:00:55,312 --> 00:00:58,354
‫شوهرم مرد خشنی بود
‫و قبلاً هم سعی کرده بود من رو بُکشه.

12
00:00:58,937 --> 00:01:00,771
‫ولی این بار، شما هم باهاش درگیر شدید.

13
00:01:01,271 --> 00:01:02,812
‫اون این‌کار رو باهاتون کرده؟

14
00:01:04,604 --> 00:01:06,812
‫نامه‌باز‌کن چی؟

15
00:01:07,979 --> 00:01:12,229
‫قبل یا بعد از این حمله برش داشتید؟

16
00:01:12,312 --> 00:01:13,479
‫بعدش.

17
00:01:13,562 --> 00:01:16,187
‫بعدش. و کجا بود؟

18
00:01:17,437 --> 00:01:18,437
‫روی اون میز.

19
00:01:18,479 --> 00:01:20,479
‫دادستان، به نظر ما مشخصه که

20
00:01:20,562 --> 00:01:23,187
‫خانم فونتانا مشخصاً داشته از خودش دفاع می‌کرده.

21
00:01:27,479 --> 00:01:29,687
‫برگردیم سراغ همسرتون، خانم.

22
00:01:30,187 --> 00:01:34,062
‫کسی هست که حاضر باشه در اون مورد شهادت بده؟

23
00:01:35,021 --> 00:01:36,896
‫یه دکتر از جنوا.

24
00:01:37,729 --> 00:01:39,979
‫- تولیو موناری.
‫- تولیو موناری.

25
00:01:40,479 --> 00:01:42,896
‫وقتی من رو معاینه کرد، دکتر محلی‌مون بود.

26
00:01:43,979 --> 00:01:48,479
‫لطفاً برای سوالات بیشتر در دسترس باشید.

27
00:01:57,562 --> 00:02:01,187
‫و شما خانم، متاسفانه مجبورم بازداشتـتون کنم.

28
00:02:02,896 --> 00:02:05,146
‫فقط می‌خواستم دیگه دعوا نکنن.

29
00:02:07,000 --> 00:02:14,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

30
00:02:15,687 --> 00:02:16,896
‫چی شده؟

31
00:02:16,979 --> 00:02:18,146
‫ساکت.

32
00:02:20,729 --> 00:02:21,896
‫قضیه چیه؟

33
00:02:24,979 --> 00:02:25,979
‫وایسا!

34
00:02:29,312 --> 00:02:30,812
‫کارابینیری، وایسا!

35
00:02:32,104 --> 00:02:33,437
‫وایسا وگرنه می‌زنمت!

36
00:02:33,937 --> 00:02:36,146
‫اونجا چی داری؟ ها؟

37
00:02:41,062 --> 00:02:44,146
‫اعتراف می‌کنم که شرایط مشکوک به نظر میاد.

38
00:02:44,854 --> 00:02:47,229
‫ولی قول میدم که می‌تونم توضیح بدم.

39
00:02:58,187 --> 00:03:02,604
‫« قانون به گفته‌ی لیدیا پوئت »

40
00:03:02,687 --> 00:03:04,229
‫قهرمان جنگی توسط همسرش کُشته شد!

41
00:03:04,312 --> 00:03:05,312
‫« روزنامه پیه‌مونت »

42
00:03:05,396 --> 00:03:07,146
‫روزنامه بخرید!

43
00:03:07,229 --> 00:03:09,604
‫قاتل دوستِ لیدیا پوئتـه!

44
00:03:10,687 --> 00:03:13,729
‫- ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم، ولی...
‫- انریکو، باید باهات حرف بزنم.

45
00:03:13,812 --> 00:03:15,104
‫زاناردلی پشت خطه.

46
00:03:17,229 --> 00:03:18,396
‫البته.

47
00:03:19,479 --> 00:03:21,979
‫قول میدم هرکاری از دستم برمیاد انجام بدم.

48
00:03:22,062 --> 00:03:24,062
‫روزنامه رو خوندی؟

49
00:03:29,604 --> 00:03:31,521
‫بعدازظهر دوباره صحبت می‌کنیم.

50
00:03:33,146 --> 00:03:34,146
‫خدانگهدار.

51
00:03:36,354 --> 00:03:37,354
‫چیه؟

52
00:03:37,854 --> 00:03:39,354
‫روزنامه خریدم.

53
00:03:39,437 --> 00:03:42,187
‫درمورد یه قتل بی‌رحمانه با خونسردی نوشتن.

54
00:03:42,271 --> 00:03:46,062
‫روزنامه‌نگارن. کارشون همینه.
‫چیزی که دادستان بهشون بگه رو پخش می‌کنن.

55
00:03:46,146 --> 00:03:49,937
‫باید تمام نکات رو بررسی کنیم.
‫اگه حداقل دکتر موناری رو پیدا می‌کردیم...

56
00:03:50,021 --> 00:03:52,021
‫لیدیا، بسه. بسه لیدیا.

57
00:03:53,229 --> 00:03:55,771
‫می‌دونی که من نمی‌تونم وکالتش رو قبول کنم، درسته؟

58
00:03:57,771 --> 00:03:59,187
‫چی داری میگی؟

59
00:03:59,271 --> 00:04:03,896
‫دارم میگم همین که یکی
‫توی خونه ما به قتل رسیده رسوایی‌آور هست.

60
00:04:03,979 --> 00:04:06,771
‫گراتزیا بهترین دوستمه.
‫هرکسی نیست.

61
00:04:06,854 --> 00:04:11,812
‫برای همین باید وکالتش رو یکی که
‫هیچ شائبه‌ای نسبت بهش نباشه قبول کنه.

62
00:04:12,312 --> 00:04:14,646
‫- اگه بخوای، می‌تونم به یه همکار تلگراف بزنم...
‫- متوجه شدم.

63
00:04:14,729 --> 00:04:17,937
‫- زاناردلی بهت گفت فاصله‌ات رو حفظ کنی.
‫- دست بردار.

64
00:04:18,021 --> 00:04:20,229
‫- پس درمورد چی حرف زدید؟
‫- به تو ربطی نداره.

65
00:04:20,312 --> 00:04:21,562
‫تو یه دروغگویی. دروغگو!

66
00:04:21,646 --> 00:04:24,687
‫ازم خواست یکی از دوستـاش رو راهنمایی کنم.
‫باشه؟

67
00:04:26,437 --> 00:04:27,562
‫لوئیجی کاستِل

68
00:04:27,646 --> 00:04:29,646
‫- نقاشـه؟
‫- آره، نقاشـه.

69
00:04:30,354 --> 00:04:32,812
‫دیشب با شرایط عجیبی دستگیر شده.

70
00:04:34,521 --> 00:04:35,979
‫متهم به قتلـه.

71
00:04:36,062 --> 00:04:38,229
‫زاناردلی ازم خواست وکالتش رو به عهده بگیرم.

72
00:04:38,312 --> 00:04:42,146
‫امروز قراره کارگاهش رو بازرسی کنن،
‫و ازم خواست منم برم.

73
00:04:42,229 --> 00:04:46,271
‫- اصلاً اگه می‌خوای بیا...
‫- برای همین نمی‌تونی پرونده گراتزیا رو قبول کنی؟

74
00:04:46,354 --> 00:04:49,771
‫ول نمی‌کنی!
‫بهت گفتم وکیل باید به ماجرا دور باشه.

75
00:04:49,854 --> 00:04:51,955
‫کسی که به ماجرا دوره رو نمی‌خوام!
‫برادرم رو می‌خوام!

76
00:04:51,979 --> 00:04:53,937
‫برادرت همین‌الان گفت که نمی‌تونه!

77
00:05:02,562 --> 00:05:06,562
‫ببین لیدیا، باید از هرگونه کار خلاف شئونات دوری کنیم.

78
00:05:07,354 --> 00:05:08,354
‫باشه، انریکو.

79
00:05:08,396 --> 00:05:10,021
‫- هی، لیدیا.
‫- خیلی ممنون.

80
00:05:10,104 --> 00:05:11,312
‫گوش کن، لیدیا.

81
00:05:33,479 --> 00:05:34,479
‫چی شده؟

82
00:05:34,854 --> 00:05:36,187
‫من که چیزی نگفتم.

83
00:05:39,937 --> 00:05:40,937
‫عشقم.

84
00:05:41,396 --> 00:05:42,854
‫بهم بگو. یالا.

85
00:05:44,521 --> 00:05:45,729
‫اگه می‌خوای بدونی،

86
00:05:46,229 --> 00:05:49,104
‫روزنامه‌ی تو تنها جاییـه که درموردش حرف نزده.

87
00:05:49,187 --> 00:05:52,479
‫چون روزنامه‌ی سیاسیـه،
‫و ما درمورد داستان‌های جنایی نمی‌نویسیم.

88
00:05:53,229 --> 00:05:55,521
‫زنی که از خودش در برابر شوهر خشنـش دفاع می‌کنه

89
00:05:55,604 --> 00:05:58,854
‫به نظر من که موضوع سیاسیـه.
‫از یه ظالم به مظلوم دیگه، درسته؟

90
00:05:59,354 --> 00:06:00,604
‫داری کمونیست می‌شی؟

91
00:06:00,687 --> 00:06:02,646
‫دختره داشته از خودش دفاع می‌کرد.

92
00:06:02,729 --> 00:06:05,187
‫هیچ‌کدومشون نمیگن چطوری شوهرش سعی کرده بُکشتش.

93
00:06:05,271 --> 00:06:08,354
‫عشقم، من وکیل نیستم.

94
00:06:08,854 --> 00:06:10,854
‫- می‌دونم.
‫- پس ازم چی می‌خوای؟

95
00:06:13,312 --> 00:06:16,229
‫شاید بتونی با اون دکتره مصاحبه کنی، نه؟

96
00:06:17,437 --> 00:06:20,437
‫که مردم از یه دید دیگه این ماجرا رو ببینن.

97
00:06:24,021 --> 00:06:25,354
‫ایده‌ی خوبیـه.

98
00:06:27,437 --> 00:06:29,312
‫ایده‌ی خوبیـه. خب؟

99
00:06:29,396 --> 00:06:32,021
‫ولی فعلاً بیا آماده بشیم.
‫قطار ساعت ۲ حرکت می‌کنه.

100
00:06:34,604 --> 00:06:37,937
‫بهتره امیدمون رو بالا نبریم.
‫گراتزیا رو می‌فرستن محاکمه.

101
00:06:38,021 --> 00:06:40,646
‫و وقتی شروع بشه، من باید دادستان رو معرفی کنم.

102
00:06:40,729 --> 00:06:42,562
‫بهتره تو باشی تا یکی دیگه.

103
00:06:42,646 --> 00:06:45,437
‫آره. این حقیقت باقی می‌مونه
‫که شما دوتا دوست‌های صمیمی هستید، درسته؟

104
00:06:45,521 --> 00:06:46,354
‫آره.

105
00:06:46,437 --> 00:06:48,687
‫و با اینکه ما نسبت خونی باهم نداریم،

106
00:06:48,771 --> 00:06:50,312
‫یه مقدار خلاف شئوناته...

107
00:06:50,396 --> 00:06:52,396
‫شماها خیلی به این کلمه علاقه دارید.
‫باعث می‌شه من...

108
00:06:52,479 --> 00:06:55,646
‫دوسش ندارم، ولی نمی‌تونی تظاهر کنی که مشکل نیست.

109
00:06:57,812 --> 00:06:59,687
‫صبح بخیر، آقای دادرس.

110
00:07:00,396 --> 00:07:01,604
‫صبح بخیر، جناب قاضی.

111
00:07:01,687 --> 00:07:03,854
‫درمورد مقام جدیدت شنیدم.

112
00:07:04,396 --> 00:07:06,396
‫به نظرم خیلی زود توی دادگاه همدیگه رو می‌بینیم.

113
00:07:08,646 --> 00:07:10,396
‫خانم پوئت.

114
00:07:11,021 --> 00:07:12,729
‫سلام من رو به معاون برسونید.

115
00:07:12,812 --> 00:07:15,229
‫حتماً. روز خوبی داشته باشید.

116
00:07:15,937 --> 00:07:17,854
‫- خدانگهدار.
‫- خدانگهدار.

117
00:07:22,729 --> 00:07:26,896
‫نگران نباش. ازم متنفره، ولی کار عجیبی نمی‌کردیم.

118
00:07:27,812 --> 00:07:30,396
‫اون به عنوان قاضی دادگاه جنایی انتخاب شده، لیدیا.

119
00:07:30,479 --> 00:07:31,479
‫حرومزاده!

120
00:07:31,521 --> 00:07:33,187
‫قبلاً بهت گفتم دوباره هم میگم.

121
00:07:33,271 --> 00:07:35,937
‫فکر می‌کنم از این به بعد نباید باهم دیده بشیم.

122
00:07:36,021 --> 00:07:37,521
‫باشه. پس چی‌کار کنیم؟

123
00:07:37,604 --> 00:07:40,562
‫توی اون هتل‌های مشکوکی
‫که ساعتی پول می‌گیرن قایم بشیم؟

124
00:07:40,646 --> 00:07:41,729
‫نه، هتل نه.

125
00:07:41,812 --> 00:07:43,729
‫با اینکه می‌تونه باحال باشه.

126
00:07:47,437 --> 00:07:49,187
‫یه فکریش می‌کنیم.

127
00:07:51,604 --> 00:07:52,729
‫قول میدم.

128
00:07:56,271 --> 00:07:57,979
‫نیمه پر لیوان رو ببین.

129
00:07:58,854 --> 00:08:02,146
‫حتی یه جلسه از اولین محاکمه‌ات رو از دست نمیدم.

130
00:08:02,229 --> 00:08:03,479
‫عالیه.

131
00:08:04,812 --> 00:08:06,437
‫انریکو ریاست تیم مدعی‌علیه رو به عهده می‌گیره؟

132
00:08:07,979 --> 00:08:08,812
‫الان نه.

133
00:08:08,896 --> 00:08:11,812
‫امیدوارم قبل از کیفرخواست بتونم قانعش کنم.

134
00:08:12,812 --> 00:08:14,979
‫- قانعش می‌کنم.
‫- شک ندارم.

135
00:08:23,479 --> 00:08:27,187
‫نقاشی بیانگر جنگ سن مارتینوست.

136
00:08:27,271 --> 00:08:30,854
‫یه پروژه عمومی برای شهرداریـه،

137
00:08:30,937 --> 00:08:34,354
‫ولی فکر نمی‌کنم آقای کاستل بعد از قتل

138
00:08:34,854 --> 00:08:35,979
‫بتونه تمومش کنه.

139
00:08:36,062 --> 00:08:37,979
‫- قتل احتمالی.
‫- قاعدتاً.

140
00:08:38,062 --> 00:08:41,437
‫ولی قربانی، آقای الیو استورتی،

141
00:08:41,521 --> 00:08:46,812
‫چند ماهی با حالت صمیمانه، اینجا زندگی کرده.

142
00:08:47,687 --> 00:08:50,896
‫ببخشید، جناب دادستان، ولی منظورتون رو نمی‌فهمم.

143
00:08:50,979 --> 00:08:55,812
‫آقای کاستل پیش ما به یک گناه مخفی اعتراف کرد.

144
00:08:56,937 --> 00:08:58,021
‫چی؟

145
00:08:58,104 --> 00:09:00,146
‫اون مثل بقیه ما نیست.

146
00:09:00,229 --> 00:09:01,646
‫البته. اون یه هنرمند بود.

147
00:09:01,729 --> 00:09:03,812
‫آره، دقیقاً. حالا بیاید بگیم هنرمند.

148
00:09:03,896 --> 00:09:08,062
‫حالا، حقیقت اینه که هنرمند اینجا با معشوقه‌اش زندگی می‌کرده،

149
00:09:08,562 --> 00:09:12,104
‫و یکشنبه عید پاک، فکر کرده
‫بهترین موقعیته که از پشت بهش شلیک کنه.

150
00:09:12,187 --> 00:09:14,312
‫خون روی نقاشی پاشیده شده،

151
00:09:14,396 --> 00:09:17,729
‫بعد سعی کرده تا جایی که می‌تونه تمیزش کنه

152
00:09:17,812 --> 00:09:20,396
‫و بعد جسد رو توی یه فرش بپیچه.

153
00:09:20,479 --> 00:09:21,979
‫- دادستان، صبح بخیر.
‫- لیدیا.

154
00:09:22,062 --> 00:09:23,896
‫ببخشید دیر رسیدم، قربان.

155
00:09:23,979 --> 00:09:27,437
‫همونطور که دادستان میگن،
‫جغرافیای تورین رازهای خودش رو داره.

156
00:09:28,146 --> 00:09:29,604
‫داشتم توضیح می‌دادم، اگه اجازه بدید،

157
00:09:30,396 --> 00:09:35,146
‫که آقای کاستل هرکاری تونسته کرده تا ردپای قتل رو مخفی کنه.

158
00:09:35,229 --> 00:09:37,771
‫اول، پنجره رو شکسته

159
00:09:37,854 --> 00:09:40,312
‫که ما باور کنیم شلیک از بیرون بوده.

160
00:09:40,396 --> 00:09:43,146
‫بعد سعی کرده خون رو پاک کنه،

161
00:09:43,229 --> 00:09:45,979
‫و وقتی داشته از شر جسد خلاص می‌شده،

162
00:09:46,062 --> 00:09:48,771
‫یه کارابینیر سخت‌کوش در حین ارتکاب به جرم می‌گیرتش.

163
00:09:48,854 --> 00:09:50,229
‫سلاح چی؟

164
00:09:50,312 --> 00:09:56,021
‫هنوز سلاح پیدا نشده،
‫ولی مطمئنیم یه پیستول کالیبر کوچیکه.

165
00:09:56,104 --> 00:10:00,187
‫یه اسلحه خانم‌پسند،
‫با عرض پوزش از اصطلاحی که به کار بردم.

166
00:10:00,271 --> 00:10:01,937
‫چیز دیگه‌ای برای اضافه کردن نیست.

167
00:10:02,021 --> 00:10:05,062
‫می‌تونم بپرسم فرضیه‌ای برای انگیزه قتل دارید؟

168
00:10:05,646 --> 00:10:07,437
‫چی بگم، خانم؟

169
00:10:07,521 --> 00:10:10,479
‫حسادت؟ دعوای عشاق؟

170
00:10:10,979 --> 00:10:13,021
‫بالاخره، زندگی هرج و مرج داره.

171
00:10:13,104 --> 00:10:15,396
‫شما وکیل‌ها دوست دارید توش غلت بزنید،

172
00:10:15,479 --> 00:10:17,854
‫و ما دادستان‌ها باید همه چیز رو سرجاش بذاریم.

173
00:10:17,937 --> 00:10:21,271
‫ببخشید دادستان، پس دارید به من میگید،

174
00:10:21,354 --> 00:10:25,521
‫از نظر شما، کاستل پنجره رو شکسته
‫که تحقیقات رو به سمت دیگه‌ای ببره، درسته؟

175
00:10:26,062 --> 00:10:27,187
‫همین رو گفتم.

176
00:10:27,271 --> 00:10:28,812
‫چرا باید چنین کاری بکنه؟

177
00:10:28,896 --> 00:10:33,979
‫اگه می‌خواسته از شر جسد خلاص بشه، یکم عجیبه.

178
00:10:34,979 --> 00:10:37,021
‫- خانم جوان باهوشـه.
‫- مشاور حقوقی.

179
00:10:37,104 --> 00:10:38,979
‫مشاور حقوقی. با اینکه یه زنـه.

180
00:10:40,021 --> 00:10:43,687
‫ولی می‌دونید، قاتل‌ها با این منطق پیش نمیرن.

181
00:10:44,271 --> 00:10:50,062
‫من فکر می‌کنم کاستل اول پنجره رو شکسته
‫که تحقیقات رو به سمت دیگه‌ای ببره،

182
00:10:50,146 --> 00:10:53,604
‫و بعد تصمیم گرفته خون رو تمیز کنه

183
00:10:53,687 --> 00:10:55,729
‫و جسد رو توی رودخونه بندازه.

184
00:10:56,229 --> 00:10:59,187
‫بهتون که گفتم، قربان.
‫قانون طبیعتـه.

185
00:10:59,271 --> 00:11:01,771
‫- اگه موضوع پول نباشه...
‫- به خاطر عشقـه.

186
00:11:04,562 --> 00:11:08,354
‫فکر می‌کردم عصبانی هستی و قراره چند هفته بداخلاق باشی.

187
00:11:08,437 --> 00:11:12,187
‫- بیخیال، می‌دونی که من کینه‌ای نیستم.
‫- البته که نه.

188
00:11:13,771 --> 00:11:16,146
‫- حرفت با عقل جور درمیاد.
‫- اوه.

189
00:11:16,229 --> 00:11:19,021
‫گراتزیا به یکی که جدی‌تر و باهوش‌تر باشه نیاز داره.

190
00:11:19,104 --> 00:11:19,979
‫درسته.

191
00:11:20,062 --> 00:11:22,354
‫از وقتی وارد سیاست شدی، هوش کاریت رو از دست دادی.

192
00:11:22,437 --> 00:11:23,646
‫بالاخره فهمیدی.

193
00:11:23,729 --> 00:11:28,104
‫نه! جهت شفاف‌سازی،
‫من هیچوقت نگفتم هوش کاریم رو از دست دادم.

194
00:11:29,021 --> 00:11:32,062
‫فقط داشتم ضرورت سیاسی رو مطرح می‌کردم.

195
00:11:32,146 --> 00:11:35,562
‫باشه، بیا بگیم برای تو مناسب نبود که قبولش کنی.

196
00:11:36,937 --> 00:11:38,062
‫دقیقاً.

197
00:11:41,979 --> 00:11:44,104
‫من به شدت عاشق الیو بودم.

198
00:11:44,896 --> 00:11:46,896
‫تازه باهاش آشنا شده بودم.

199
00:11:47,687 --> 00:11:50,187
‫اون توی یه کلبه توی بورگو وانچیلیا زندگی می‌کرد،

200
00:11:50,271 --> 00:11:53,479
‫و خیلی سریع ازش خواستم بیاد با من زندگی کنه.

201
00:11:54,521 --> 00:11:58,187
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫همچین اتفاق وحشتناکی ممکنه براش بیفته.

202
00:11:58,687 --> 00:12:00,771
‫نمی‌فهمم، آقای کاستل

203
00:12:01,271 --> 00:12:04,104
‫چطوری ایده‌ی خلاص شدن از شر جسد به ذهن‌تون رسید؟

204
00:12:04,187 --> 00:12:06,479
‫می‌دونید، من همجنسگرام.

205
00:12:07,521 --> 00:12:10,937
‫یه هرزه، یه فاسد، یه لواط‌گر.

206
00:12:11,937 --> 00:12:14,687
‫وقتی اومدم خونه و اون همه خون رو دیدم،

207
00:12:15,187 --> 00:12:17,021
‫ترسیدم به کارابینیری اطلاع بدم.

208
00:12:17,521 --> 00:12:20,021
‫می‌دونستم سریعاً من رو مقصر می‌کنن.

209
00:12:21,229 --> 00:12:23,687
‫خبر داری الیو دشمنی داشته یا نه؟

210
00:12:24,187 --> 00:12:26,312
‫معشوقه‌هایی که بهشون خیانت شده، رقیبی، نمی‌دونم.

211
00:12:26,396 --> 00:12:30,396
‫اون هیچوقت درمورد گذشته‌اش حرف نمی‌زد،
‫منم ترجیح می‌دادم چیزی ندونم.

212
00:12:30,896 --> 00:12:33,521
‫اینجوری سخت‌تر می‌تونیم کمکت کنیم، آقای کاستل.

213
00:12:33,604 --> 00:12:36,562
‫معاون زاناردلی بهمون اصرار کرد...

214
00:12:36,646 --> 00:12:37,646
‫اون یه دوست عزیزه.

215
00:12:40,687 --> 00:12:43,937
‫منظورم همون دوست خالیـه. نگران نشید.

216
00:12:45,396 --> 00:12:46,854
‫شما حرفم رو باور می‌کنید، خانم؟

217
00:12:47,854 --> 00:12:49,146
‫من حماقت کردم،

218
00:12:49,229 --> 00:12:51,437
‫ولی هیچوقت نمی‌تونم آدم بکشم.

219
00:12:53,396 --> 00:12:56,937
‫یادته ساعت چند جسد رو پیدا کردی؟

220
00:13:02,562 --> 00:13:05,729
‫دقیق نمی‌دونم، ولی بعد از غروب بود.

221
00:13:06,271 --> 00:13:09,521
‫سعی کردم خون رو از روی بوم نقاشی پاک کنم.
‫زمین رو تمیز کردم.

222
00:13:09,604 --> 00:13:12,562
‫یکشنبه عید ایستر بود.
‫مگه باهم نبودید؟

223
00:13:12,646 --> 00:13:14,271
‫نه، من به این چیزها اهمیت نمیدم.

224
00:13:14,354 --> 00:13:18,812
‫خیلی‌خب. می‌تونی بگی اون روز کجا بودی؟
‫با کی بودی؟

225
00:13:19,312 --> 00:13:22,187
‫احتمالاً کنار رودخونه قدم زدم،

226
00:13:22,687 --> 00:13:25,562
‫بعد از ظهرش هم رفتم خونه کسی،

227
00:13:25,646 --> 00:13:27,437
‫ولی نمی‌دونم چند ساعت اونجا بودم.

228
00:13:27,521 --> 00:13:28,937
‫ما ترتیبش رو میدیم.

229
00:13:29,771 --> 00:13:32,187
‫فقط باید اسم این شخص رو بدونیم.

230
00:13:36,146 --> 00:13:37,729
‫الیزابتا فِری.

231
00:13:39,687 --> 00:13:42,062
‫توی اقامتگاه کُنت بلونی کار می‌کنه.

232
00:13:42,146 --> 00:13:43,854
‫ولی بهتون هشدار میدم، خانم.

233
00:13:44,646 --> 00:13:49,021
‫ما رابطه‌ی خوبی باهم نداریم،
‫و فکر نمی‌کنم بتونه کمکی بهم بکنه.

234
00:13:49,104 --> 00:13:50,812
‫امیدوارم بتونه، آقای کاستل.

235
00:13:51,979 --> 00:13:53,604
‫باید خوشبین باشیم.

236
00:13:55,062 --> 00:13:59,021
‫اگه بی‌گناه باشی،
‫یه راهی پیدا می‌کنیم که به جامعه برت گردونیم.

237
00:14:00,771 --> 00:14:04,979
‫که به شدت منتظر اثر بعدیتـه.

238
00:14:16,687 --> 00:14:18,146
‫مطمئنی، لیدیا؟

239
00:14:19,396 --> 00:14:22,354
‫هیچ راهی نیست بتونه مادرش رو ببینه؟

240
00:14:24,646 --> 00:14:26,271
‫تو عضو پارلمانی. یه کاری بکن.

241
00:14:26,354 --> 00:14:28,396
‫می‌تونم از شر پیانوها خلاص بشم

242
00:14:29,562 --> 00:14:31,229
‫وقت شوخی نیست.

243
00:14:31,729 --> 00:14:34,312
‫نمی‌دونی زندان چقدر وحشتناکه.

244
00:14:35,562 --> 00:14:37,562
‫برای یه دختر کوچولو باعث تروما میشه.

245
00:14:39,646 --> 00:14:41,604
‫ببخشید. اشتهام رو از دست دادم.

246
00:14:49,187 --> 00:14:50,979
‫تریسا درست میگه، انریکو.

247
00:14:53,021 --> 00:14:55,812
‫ولی بدون تو، نمی‌تونم وکالت گراتزیا رو انجام بدم.

248
00:14:55,896 --> 00:14:58,937
‫از اونجایی که نتونستم
‫وکیل دیگه‌ای پیدا کنم که وکالتش رو به عهده بگیره،

249
00:14:59,021 --> 00:15:01,146
‫نمی‌تونم به قاضی درخواست بدم، که...

250
00:15:01,229 --> 00:15:03,229
‫می‌تونی حداقل وکالت رو امضا کنی

251
00:15:03,312 --> 00:15:05,812
‫که بتونم با گراتزیا حرف بزنم و بهش بگم حال میلا خوبه؟

252
00:15:05,896 --> 00:15:08,146
‫- البته که می‌تونم.
‫- وای، لطف می‌کنی!

253
00:15:08,646 --> 00:15:11,562
‫ببخشید، قربان. آقای یاکوپو رسیدن.

254
00:15:11,646 --> 00:15:12,646
‫چه عالی.

255
00:15:55,187 --> 00:15:58,437
‫چی شد؟
‫قطار وسط راه خراب شد؟

256
00:15:58,521 --> 00:16:00,187
‫نه. رفتنم رو عقب انداختم.

257
00:16:00,271 --> 00:16:01,896
‫کانسوئلو برش گردونده.

258
00:16:01,979 --> 00:16:05,604
‫کانسوئلو، جهت اطلاعت،

259
00:16:06,729 --> 00:16:11,229
‫افتخار می‌کنه که بدونه من توی بدترین شرایط همراهتونم،

260
00:16:11,312 --> 00:16:12,687
‫و برای یه دلیل درست می‌جنگم.

261
00:16:12,771 --> 00:16:15,854
‫- چقدر تاثیرگذار.
‫- پس برگشتی که توی محاکمه باشی؟

262
00:16:15,937 --> 00:16:19,437
‫« آزادگان و برده‌ها، اشراف و عوام. »

263
00:16:19,521 --> 00:16:22,562
‫خلاصه بگیم، ظالمان و مظلوم.
‫این مانیفستِ...

264
00:16:22,646 --> 00:16:24,937
‫- ...حزب کمونیستـه، بله.
‫- نخوندمش.

265
00:16:25,021 --> 00:16:27,437
‫چمدون برای چی آوردی؟

266
00:16:28,104 --> 00:16:29,604
‫انریکو، بذار توضیح بدم.

267
00:16:30,104 --> 00:16:33,312
‫گراتزیا مظلومه.
‫شوهرش ظالم بوده.

268
00:16:33,979 --> 00:16:36,187
‫روزنامه من مسئولیت اخلاقی داره

269
00:16:36,271 --> 00:16:38,604
‫که این داستان رو از یه دید سیاسی بگه.

270
00:16:38,687 --> 00:16:41,771
‫بالاخره، یکی گفتش. ممنون.

271
00:16:41,854 --> 00:16:43,937
‫ولی همه‌اش این نیست. همه‌اش این نیست.

272
00:16:44,021 --> 00:16:48,771
‫با دکتری که گراتزیا گفت صحبت کردم، دکتر تولیو موناری،

273
00:16:48,854 --> 00:16:50,146
‫و...

274
00:16:50,812 --> 00:16:53,729
‫قراره به زودی برای مصاحبه ببینمش.

275
00:16:53,812 --> 00:16:54,979
‫- از من تشکر نکنید.
‫- عالیه.

276
00:16:55,062 --> 00:16:57,021
‫چون دادگاه هنوز شروع نشده، ایده‌ی بدیـه.

277
00:16:57,104 --> 00:16:58,896
‫پس وکالت گراتزیا با توئه؟

278
00:16:58,979 --> 00:17:01,937
‫- تو وکیلش نیستی؟
‫- نه. بریم.

279
00:17:02,021 --> 00:17:03,354
‫جوابم رو درمورد چمدون بده.

280
00:17:04,479 --> 00:17:09,479
‫انریکو، نمی‌تونم از توی یه سوئیت توی هتل رجیو با بی‌عدالتی بجنگم.

281
00:17:10,646 --> 00:17:11,646
‫باشه؟

282
00:17:14,104 --> 00:17:18,979
‫البرتینا، لطف می‌کنی شومینه اتاق من رو روشن کنی؟‌

283
00:17:19,062 --> 00:17:20,896
‫چشم، آقای یاکوپو!

284
00:17:20,979 --> 00:17:22,521
‫- پس خودتـم آتیش بزن.
‫- چی؟

285
00:17:23,229 --> 00:17:24,437
‫شب خوبی داشته باشی.

286
00:17:31,771 --> 00:17:35,771
‫خانم فونتانا با یه شکستگی در مچ سمت چپش اومد کلینیک.

287
00:17:35,854 --> 00:17:36,979
‫تابستون گذشته بود.

288
00:17:37,062 --> 00:17:39,437
‫بعدش من و خانواده‌ام به تورین نقل‌مکان کردیم،

289
00:17:39,521 --> 00:17:43,937
‫ولی خوب یادمه، چون خب...

290
00:17:44,521 --> 00:17:46,812
‫گفت از پله افتاده،

291
00:17:46,896 --> 00:17:49,854
‫ولی مشخص بود که دروغ میگه.

292
00:17:50,354 --> 00:17:51,896
‫خیلی ممنون، خانم.

293
00:17:52,812 --> 00:17:55,479
‫از کجا مطمئنی؟

294
00:17:56,104 --> 00:18:00,146
‫بیمار توی نقاط مختلف بدنش جای کبودی داشت.

295
00:18:00,229 --> 00:18:03,271
‫روی پاهاش، دستـاش، گردنش.

296
00:18:03,354 --> 00:18:07,687
‫بعضی‌هاشون مشخص‌تر و جدیدتر بودن، بقیه نه.

297
00:18:07,771 --> 00:18:11,229
‫پس همه‌شون از یه افتادن ایجاد نمی‌شدن.

298
00:18:11,312 --> 00:18:12,312
‫البته.

299
00:18:17,604 --> 00:18:21,312
‫حاضرید این‌ها رو توی دادگاه تکرار کنید؟

300
00:18:24,854 --> 00:18:28,479
‫من فقط با یه مصاحبه با آقای باربریس موافقت کردم.

301
00:18:28,562 --> 00:18:29,562
‫بله، البته،

302
00:18:30,062 --> 00:18:31,862
‫ولی وقتی مقاله توی اِل مارتلو بیرون بیاد،

303
00:18:31,896 --> 00:18:36,187
‫خود به خود تبدیل به شاهد اصلی تیم مدعی‌علیه می‌شید.

304
00:18:36,271 --> 00:18:37,312
‫متوجه این هستید؟

305
00:18:40,437 --> 00:18:44,562
‫بله متوجهم، ولی حقیقتاً بهش فکر نکردم.

306
00:18:44,646 --> 00:18:45,771
‫پس بهش فکر کنید.

307
00:18:50,187 --> 00:18:51,521
‫گوش کنید،

308
00:18:52,854 --> 00:18:54,937
‫شاید بهتر باشه بیخیال کل این ماجرا بشیم.

309
00:18:55,021 --> 00:18:59,021
‫همونطور که گفتم، ما تازه اومدیم به تورین.
‫تازه دارم می‌بینم...

310
00:18:59,104 --> 00:19:01,896
‫البته. آرامش ذهن از همه‌چیز مهم‌تره، درسته؟

311
00:19:02,396 --> 00:19:04,979
‫- اینطوری هم می‌تونید بهش نگاه کنید.
‫- موضوع این نیست.

312
00:19:05,062 --> 00:19:08,562
‫یه زن هست که سال‌هاست قربانی خشونت شوهرش بوده،

313
00:19:08,646 --> 00:19:10,937
‫و هیچکس هیچی ندیده،
‫هیچکس درموردش حرف نمی‌زنه.

314
00:19:11,021 --> 00:19:13,354
‫شما تنها کسی هستید که مدرک محکمی داره.

315
00:19:13,437 --> 00:19:18,187
‫آقای باربریس اومده اینجا باهاتون مصاحبه کنه
و شما بابتش خوشحال بودید

316
00:19:18,271 --> 00:19:20,229
‫در خونه‌تون رو به روی ما باز کردید،
‫چای بهمون تعارف کردید،

317
00:19:20,312 --> 00:19:21,604
‫ما رو به همسرتون معرفی کردید.

318
00:19:21,687 --> 00:19:26,646
‫ولی وقتی زمان قبول کردن مسئولیت
‫جلوی قاضی می‌شه، عقب می‌کشید.

319
00:19:26,729 --> 00:19:28,146
‫پس موضوع چی بود، دکتر موناری؟

320
00:19:28,229 --> 00:19:31,187
‫مسئله غرور از داشتن یه مقاله توی روزنامه؟

321
00:19:31,271 --> 00:19:34,104
‫چون اگه اینطوره، بحث بیشتری باهم نداریم.

322
00:19:41,687 --> 00:19:42,854
‫معذرت می‌خوام.

323
00:19:43,771 --> 00:19:45,521
‫خیلی‌خب، من...

324
00:19:46,854 --> 00:19:48,604
‫یه لحظه لغزش کردم.

325
00:19:50,271 --> 00:19:51,271
‫متوجهم.

326
00:19:52,271 --> 00:19:54,729
‫البته که حاضرم شهادت بدم.

327
00:19:56,187 --> 00:19:57,229
‫ممنون.

328
00:19:58,000 --> 00:20:04,000


329
00:20:06,354 --> 00:20:08,312
‫همیشه خوشحال می‌شم

330
00:20:09,187 --> 00:20:10,271
‫توی کار ببینمت.

331
00:20:11,187 --> 00:20:12,187
‫بیخیال.

332
00:20:12,229 --> 00:20:17,354
‫نه لیدیا. تو می‌تونی هرکسی رو
‫برای هرچیزی قانع کنی، بهم اعتماد کن.

333
00:20:19,062 --> 00:20:20,604
‫کاشکی اینطور بود.

334
00:20:24,354 --> 00:20:25,354
‫نه، لیدیا.

335
00:20:26,562 --> 00:20:31,437
‫اگه داری درمورد پارسال صحبت می‌کنی
‫که ازم خواستی نرم رُم،

336
00:20:31,937 --> 00:20:33,979
‫فکر می‌کنم تصمیم درست رو گرفتم. من...

337
00:20:34,062 --> 00:20:35,354
‫داشتم درمورد انریکو صحبت می‌کردم.

338
00:20:40,646 --> 00:20:44,437
‫بدون اون نمی‌تونم برای گراتزیا کاری بکنم، پس...

339
00:20:48,479 --> 00:20:49,771
‫به هرحال، نمی‌دونم چطوری...

340
00:20:51,771 --> 00:20:53,896
‫بابت کاری که کردی ممنونم.

341
00:20:54,437 --> 00:20:55,604
‫خواهش می‌کنم.

342
00:20:59,146 --> 00:21:01,146
‫دفتر دادستان کل.

343
00:21:01,229 --> 00:21:02,729
‫سلام، دادستان.

344
00:21:06,021 --> 00:21:07,146
‫اتفاقی افتاده؟

345
00:21:07,229 --> 00:21:08,646
‫نه، می‌خواستم...

346
00:21:10,312 --> 00:21:11,979
‫می‌خواستم صدات رو بشنوم.

347
00:21:17,354 --> 00:21:18,937
‫نه، فقط اینکه من...

348
00:21:20,437 --> 00:21:25,187
‫نمی‌تونم به آرامش برسم. خوابم نمی‌بره.
‫مدام به گراتزیا و ایستر فکر می‌کنم.

349
00:21:27,312 --> 00:21:31,687
‫شاید باید یه کاری می‌کردم.
‫شاید اگه نمی‌ذاشتم تنها صحبت کنن...

350
00:21:31,771 --> 00:21:34,979
‫گوش کن ببین چی میگم.
‫تو هیچ کاری از دستت برنمی‌اومد.

351
00:21:35,479 --> 00:21:37,896
‫- هیچی.
‫- می‌تونستم جلوش رو بگیرم، پیر.

352
00:21:37,979 --> 00:21:41,271
‫اگه به حسم اعتماد می‌کردم، اگه وارد اون اتاق می‌شدم،

353
00:21:41,354 --> 00:21:44,896
‫شاید الان مجبور نمی‌شدم با همه بجنگم
‫که ازش دفاع کنم.

354
00:21:44,979 --> 00:21:47,187
‫و اصلاً نمی‌دونم می‌تونم انجامش بدم یا نه.

355
00:21:48,229 --> 00:21:49,229
‫به هرحال،

356
00:21:49,812 --> 00:21:55,687
‫امروز دکترش رو دیدم و اون حاضره شهادت بده، پس...

357
00:21:55,771 --> 00:21:56,937
‫نه، وایسا وایسا.

358
00:21:57,437 --> 00:21:59,437
‫نمی‌تونیم درمورد پرونده صحبت کنیم.

359
00:21:59,521 --> 00:22:02,229
‫لیدیا، من قراره دادستان کلِ اون محاکمه باشم.

360
00:22:02,312 --> 00:22:04,104
‫یه قوانینی هست که باید بهشون عمل کنیم.

361
00:22:04,187 --> 00:22:06,521
‫نه، البته.
‫نمی‌خواستم روی نظرت تاثیر بذارم.

362
00:22:06,604 --> 00:22:10,104
‫می‌دونم. می‌دونم نمی‌خوای.
‫ولی فکر می‌کنی...

363
00:22:11,146 --> 00:22:14,521
‫چیزهایی که بهم بگی،
‫می‌تونم علیه‌ات ازشون استفاده کنم.

364
00:22:18,771 --> 00:22:21,146
‫البته، فقط اینکه تو تنها کسی هستی

365
00:22:21,229 --> 00:22:23,687
‫که دوست دارم درمورد این موضوع
‫باهاش حرف بزنم و نمی‌تونم.

366
00:22:26,771 --> 00:22:28,062
‫خیلی‌خب...

367
00:22:29,021 --> 00:22:31,021
‫دیروقته. شب بخیر، پیر.

368
00:22:46,687 --> 00:22:51,021
‫آقای کاستل میگه یکشنبه ایستر دیدتت.

369
00:22:51,104 --> 00:22:54,479
‫کاستل همیشه دروغگو بوده.
‫توانایی هرکاری رو داره.

370
00:22:54,562 --> 00:22:57,604
‫چندین ساله می‌شناسمش،
‫و تا حالا هیچ حرف صادقانه‌ای نزده.

371
00:22:57,687 --> 00:23:00,687
‫آره، گفت که رابطه‌تون خوب نیست.

372
00:23:00,771 --> 00:23:04,604
‫پس بهتون گفت به محض اینکه فهمید حامله‌ام ولم کرد؟

373
00:23:06,771 --> 00:23:07,854
‫نه، نگفت.

374
00:23:08,354 --> 00:23:10,437
‫معلومه که نگفت.

375
00:23:12,104 --> 00:23:16,687
‫باید خودش رو وقف نقاشی می‌کرد،
‫و ما مایه دردسرش بودیم.

376
00:23:17,646 --> 00:23:19,771
‫بعضی وقت‌ها بهمون پول می‌داد.

377
00:23:21,062 --> 00:23:23,646
‫ولی یکشنبه ایستر، اومد بگه تمومش کرده.

378
00:23:24,146 --> 00:23:25,937
‫که به اندازه کافی کار کرده.

379
00:23:27,812 --> 00:23:28,896
‫برای همین...

380
00:23:28,979 --> 00:23:32,312
‫بی‌ادبی من رو ببخشید، ولی می‌تونید تایید کنید روز قتل

381
00:23:32,396 --> 00:23:33,771
‫پیش شما بوده؟

382
00:23:35,312 --> 00:23:39,396
‫کاستل بعد از ظهر اومد پیشم و ده دقیقه موند.

383
00:23:40,479 --> 00:23:43,521
‫و اگه پلیس ازم بپرسه همین رو میگم.

384
00:23:45,812 --> 00:23:46,812
‫البته.

385
00:23:50,229 --> 00:23:51,354
‫داره دروغ میگه.

386
00:23:51,437 --> 00:23:54,437
‫کاستل ترکش کرده، و اینم نمی‌خواد کمکش کنه.

387
00:23:56,104 --> 00:24:00,896
‫شاید، ولی بازم کاستل باید توضیح بده
‫بین ساعت ۴ تا ۱۰ شب کجا بوده

388
00:24:00,979 --> 00:24:02,771
‫چون منطقی نیست.

389
00:24:06,354 --> 00:24:07,646
‫می‌دونم هدفت چیه.

390
00:24:09,521 --> 00:24:12,562
‫فقط گفتی کمکم می‌کنی که گیجم کنی.

391
00:24:12,646 --> 00:24:14,979
‫و همه‌اش به این خاطر که نمی‌خواستم وکیل گراتزیا بشم.

392
00:24:15,062 --> 00:24:16,604
‫یکم بچگونه‌ست، نه؟

393
00:24:16,687 --> 00:24:19,604
‫- چرا باید چنین کاری کنم؟
‫- پس توضیح بده برنامت چیه.

394
00:24:19,687 --> 00:24:20,687
‫هیچی.

395
00:24:20,771 --> 00:24:24,896
‫فقط میگم نمی‌تونیم هرچی کاستل میگه رو باور کنیم

396
00:24:24,979 --> 00:24:26,396
‫فقط چون وکیلش هستیم.

397
00:24:28,104 --> 00:24:30,729
‫پس این رو ببین، خانم شاگرد اول کلاس.

398
00:24:31,646 --> 00:24:34,729
‫اینا ۵۷تا نامه هستن که توسط یک نفر نوشته شدن

399
00:24:34,812 --> 00:24:36,604
‫و همه به آدرس الیو استورتی هستن.

400
00:24:36,687 --> 00:24:39,646
‫اینـا رو توی اتاقش توی بورگو وانچیلیا پیدا کردم

401
00:24:39,729 --> 00:24:42,354
‫همراه با کلی چیز دیگه، ولی اینـاش جالب بودن.

402
00:24:42,437 --> 00:24:43,479
‫بخونـشون.

403
00:24:44,979 --> 00:24:47,854
‫« هیچ قاضی، انسان یا خدایی، نمی‌تونه من رو محکوم کنه

404
00:24:47,937 --> 00:24:50,812
‫وقتی زخم‌های قلب رنجورم رو

405
00:24:51,896 --> 00:24:55,604
‫با شستنشون در خونی که از سمت تو جاریه درمان می‌کنم. »

406
00:24:57,312 --> 00:24:58,646
‫یه تهدید به مرگـه.

407
00:24:58,729 --> 00:25:01,896
‫روشش واضح نیست، ولی قبول دارم.

408
00:25:02,937 --> 00:25:04,646
‫یه داستان عاشقانه این وسطـه.

409
00:25:05,187 --> 00:25:09,896
‫اشتیاق به یه شعله تابان و خالص تشبیه شده.

410
00:25:09,979 --> 00:25:13,187
‫و اینجا آخرش، «خونی که جاریـه »

411
00:25:17,896 --> 00:25:19,146
‫- آفرین، انریکو.
‫- ممنون.

412
00:25:19,229 --> 00:25:23,187
‫این شرایط رو تغییر میده.
‫می‌دونیم کی نوشته‌شون؟

413
00:25:23,271 --> 00:25:25,104
‫سوال همینجاست. امضا ندارن.

414
00:25:26,229 --> 00:25:27,229
‫می‌شه ببرمـشون؟

415
00:25:27,729 --> 00:25:29,771
‫من سه‌بار خوندمشون، ولی اگه فکر می‌کنی...

416
00:25:29,854 --> 00:25:31,146
‫به هرحال تلاشم رو می‌کنم.

417
00:25:33,479 --> 00:25:36,021
‫- ببخشید.
‫- نه، لطفاً. داریم کار می‌کنیم. ممنون.

418
00:25:36,104 --> 00:25:38,729
‫عموی میلا با دوتا کارابینیری اینجاست.

419
00:25:44,437 --> 00:25:46,396
‫این همه عجله رو نمی‌فهمم.

420
00:25:46,479 --> 00:25:50,062
‫عجله‌ای نیست خانم، ولی من قیم قانونی اون دختر هستم.

421
00:25:50,562 --> 00:25:54,187
‫شب‌تون بخیر، آقایون.
‫چی شده تشریف آوردید؟

422
00:25:54,271 --> 00:25:57,021
‫ستوان پیترو فونتانا.
‫من عموی میلا هستم.

423
00:25:57,687 --> 00:26:00,271
‫ستوان، تسلیت میگم.

424
00:26:00,354 --> 00:26:04,146
‫بابت محبتی که به برادرزاده‌ام داشتید ممنونم، قربان.

425
00:26:04,229 --> 00:26:07,062
‫خوشبختانه تونستم مرخصی ویژه بگیرم، و از امروز به بعد،

426
00:26:07,146 --> 00:26:08,646
‫می‌تونم مراقبش باشم.

427
00:26:09,521 --> 00:26:11,146
‫میلا دردسری برای ما نداره.

428
00:26:11,229 --> 00:26:13,104
‫مثل دختر خودمه.

429
00:26:17,521 --> 00:26:19,354
‫ستوان حق دارن.

430
00:26:21,312 --> 00:26:24,229
‫- آلبرتینا، دختر رو آماده کن.
‫- چشم.

431
00:26:27,896 --> 00:26:30,896
‫می‌تونم بپرسم می‌خواید شهر رو ترک کنید؟

432
00:26:33,229 --> 00:26:36,271
‫شما خانم پوئت هستید، درسته؟

433
00:26:36,979 --> 00:26:39,937
‫امیدوارم ایده‌های عجیبی رو توی سر زن‌داداشـم نکرده باشید.

434
00:26:40,021 --> 00:26:42,687
‫جواب سوالم رو ندادید.
‫قصد دارید از شهر برید؟

435
00:26:42,771 --> 00:26:44,562
‫نه خانم. نمیریم.

436
00:26:45,646 --> 00:26:47,729
‫تا محکوم شدنش، محاکمه رو دنبال می‌کنم.

437
00:26:57,562 --> 00:26:58,562
‫شاهزاده خانم.

438
00:27:00,396 --> 00:27:02,187
‫یه بغل به عمو پیترو نمیدی؟

439
00:27:07,312 --> 00:27:10,104
‫میلا. عزیزم، نگران نباش.

440
00:27:11,354 --> 00:27:13,187
‫می‌خوام پیش شما بمونم.

441
00:27:15,521 --> 00:27:17,354
‫قول میدم خیلی زود دوباره همدیگه رو ببینیم.

442
00:27:20,312 --> 00:27:21,812
‫نه، بذار پیشت باشه.

443
00:27:23,604 --> 00:27:24,604
‫حالا برو.

444
00:27:26,104 --> 00:27:28,437
‫بریم واسه آخرین بار با بابا خدافظی کنیم.

445
00:27:30,062 --> 00:27:31,396
‫آقا.

446
00:27:32,896 --> 00:27:34,187
‫خداحافظ.

447
00:27:51,729 --> 00:27:53,937
‫حتماً باید با گراتزیا صحبت کنم.

448
00:27:54,521 --> 00:27:56,562
‫- وکالت میدم.
‫- ممنون.

449
00:28:10,021 --> 00:28:12,187
‫ده سال دیگه زندگی خودت رو چجوری می‌بینی؟

450
00:28:12,271 --> 00:28:14,479
‫- نمی...
‫- بیخیال.

451
00:28:14,562 --> 00:28:17,687
‫حتی ده روز دیگه رو هم نمی‌تونم تصور کنم، گراتزیا.

452
00:28:17,771 --> 00:28:20,229
‫- من میگم چجوری تصورت می‌کنم.
‫- باشه.

453
00:28:20,312 --> 00:28:25,812
‫تصور می‌کنم که داری یه سخنرانی خفن توی دادگاه انجام میدی،

454
00:28:25,896 --> 00:28:28,937
‫و من اونجام و تشویقت می‌کنم.

455
00:28:30,104 --> 00:28:31,229
‫اینجوری خیلی خوب میشه.

456
00:28:31,312 --> 00:28:33,312
‫- عالیه.
‫- بعیده، ولی خوبه.

457
00:28:33,396 --> 00:28:35,896
‫نه، اتفاق می‌افته. آره، اتفاق می‌افته.

458
00:28:35,979 --> 00:28:37,562
‫تو چجوری خودت رو تصور می‌کنی؟

459
00:28:39,229 --> 00:28:40,396
‫ازدواج کردم.

460
00:28:40,937 --> 00:28:41,771
‫نه.

461
00:28:41,854 --> 00:28:43,437
‫صبر کن.

462
00:28:43,521 --> 00:28:46,437
‫با یه مرد خیلی خوشتیپ ازدواج کردم.

463
00:28:47,187 --> 00:28:48,687
‫- پولدار.
‫- درسته.

464
00:28:48,771 --> 00:28:50,812
‫با یه ویلا کنار دریا.

465
00:28:51,312 --> 00:28:54,187
‫با دوتا بچه و یه سگ.

466
00:28:54,271 --> 00:28:55,312
‫یه معشوقه.

467
00:28:56,021 --> 00:28:57,312
‫- یه معشوقه؟
‫- آره.

468
00:28:57,396 --> 00:29:00,104
‫تا حالا مردی رو دیدی که پولدار، خوشتیپ باشه،
‫تازه آدم حسابی هم باشه؟

469
00:29:00,604 --> 00:29:01,812
‫باید معشوقه پیدا کنی.

470
00:29:02,729 --> 00:29:03,729
‫یه معشوقه.

471
00:29:04,146 --> 00:29:06,062
‫ببین چقدر سریع قبول کردی.

472
00:29:09,104 --> 00:29:10,771
‫و بعد یه معشوقه برای اون معشوقه.

473
00:29:11,271 --> 00:29:14,729
‫پس یه شوهر، یه معشوقه، و یه معشوقه دیگه.

474
00:29:17,312 --> 00:29:21,146
‫از نظر قانونی میگم، این یه تصمیم بی‌چون‌وچراست.

475
00:29:21,896 --> 00:29:24,812
‫چون پیترو فونتانا نزدیک‌ترین خویشاونده.

476
00:29:25,812 --> 00:29:29,187
‫برای همین میلا تا پایان محاکمه باید پیشش بمونه، متاسفانه.

477
00:29:29,271 --> 00:29:31,937
‫و همینطور بعدش،
‫از اونجایی که احتمالاً اعدامم می‌کنن.

478
00:29:33,937 --> 00:29:36,021
‫مطمئنم می‌ذارتش توی ردیف اول که تماشا کنه.

479
00:29:36,104 --> 00:29:38,437
‫ناگفته نمونه، به نظر دوسش داشت.

480
00:29:38,521 --> 00:29:40,521
‫- اون یه حرومزاده‌ست، لیدیا.
‫- خیلی‌خب.

481
00:29:41,271 --> 00:29:42,771
‫مثل برادرش.

482
00:29:44,312 --> 00:29:45,312
‫خیلی‌خب.

483
00:29:46,146 --> 00:29:47,896
‫انریکو نمی‌تونه کاری بکنه؟

484
00:29:48,604 --> 00:29:51,479
‫نمی‌تونه حداقل قاضی رو راضی کنه که بذاره من ببینمش؟

485
00:29:59,521 --> 00:30:03,979
‫انریکو فکر نمی‌کنه بتونه الان پرونده‌ات رو قبول کنه.

486
00:30:11,604 --> 00:30:12,979
‫الان چی کار کنم؟

487
00:30:16,521 --> 00:30:18,354
‫- چی کار کنم؟
‫- من یه نقشه دارم.

488
00:30:22,604 --> 00:30:25,146
‫من رو ببین.

489
00:30:27,771 --> 00:30:29,229
‫من می‌تونم قانعش کنم.

490
00:30:32,104 --> 00:30:35,021
‫من قانعش می‌کنم. باشه؟

491
00:30:42,354 --> 00:30:43,437
‫بیا تو.

492
00:30:46,437 --> 00:30:49,312
‫مصاحبه با دکتر موناری رو نوشتم.

493
00:30:49,812 --> 00:30:52,646
‫گفتم توی روزنامه‌ی یکشنبه بذارمش.

494
00:30:52,729 --> 00:30:53,729
‫ممنون.

495
00:30:54,062 --> 00:30:56,396
‫می‌خوای بخونیش؟

496
00:30:58,021 --> 00:30:59,021
‫بهت اعتماد دارم.

497
00:31:04,437 --> 00:31:08,771
‫این موضوع که انریکو نمی‌خواد وکیل گراتزیا بشه،

498
00:31:08,854 --> 00:31:11,437
‫نظرت درموردش چیه؟

499
00:31:13,854 --> 00:31:15,396
‫نظر من؟

500
00:31:16,479 --> 00:31:18,354
‫ایمان داشته باش، باربریس.

501
00:31:18,937 --> 00:31:20,146
‫یه جوری ردیفش می‌کنم.

502
00:31:26,729 --> 00:31:29,646
‫اگه همینجوری وایسادی بِر و بِر نگاه کنی، بیا بهم کمک کن.

503
00:31:30,354 --> 00:31:31,187
‫باشه.

504
00:31:31,271 --> 00:31:36,729
‫می‌خوام بفهمم زنی که این نامه‌های مضحک رو نوشته کیه

505
00:31:36,812 --> 00:31:39,187
‫چون یه سری جزئیات جالب رو گفته،

506
00:31:39,271 --> 00:31:42,646
‫مثل، «ناقوس کلیسای سنت مایکل فرشته مقرب

507
00:31:42,729 --> 00:31:45,271
‫من رو یاد اولین باری که من رو بدست آوردی می‌اندازه.»

508
00:31:45,354 --> 00:31:46,604
‫آدم رمانتیکیـه.

509
00:31:46,687 --> 00:31:49,521
‫- سنت مایکل فرشته مقرب اینجاست، درسته؟
‫- آره.

510
00:31:56,271 --> 00:31:59,854
‫« فواره‌ای با مجسمه‌ی ایتالیای تاج‌دار. »

511
00:32:01,812 --> 00:32:04,979
‫فواره‌ای که مجسمه‌ی تاج‌دار داره، توی میدان سزار بالبوـه.

512
00:32:05,062 --> 00:32:06,187
‫درسته.

513
00:32:06,271 --> 00:32:08,271
‫- پس فواره اینجاست.
‫- آره.

514
00:32:08,354 --> 00:32:12,521
‫« گولیِلمو پپه توی غروب رو یادته؟
‫از آلاچیق خونه‌ی من می‌دیدیمش.»

515
00:32:13,521 --> 00:32:17,979
‫و مجسمه گولیِلمو پپه توی پیاتزا ماریا تریساست.

516
00:32:18,479 --> 00:32:21,146
‫- همه‌شون توی یه محله هستن.
‫- آره.

517
00:32:24,312 --> 00:32:25,312
‫بفرما.

518
00:32:33,479 --> 00:32:35,437
‫وایسا. همینجاست.

519
00:32:36,104 --> 00:32:39,062
‫« از گل‌های کنج، فقط رنگـشون مونده. »

520
00:32:39,646 --> 00:32:42,687
‫« بوشون با آخرین نگاه تو رفت. »

521
00:32:45,021 --> 00:32:47,229
‫« هنوز توی خونه‌ی سفید منتظرتم

522
00:32:47,312 --> 00:32:50,312
‫جایی که تابستون
‫توی سایه‌ی درخت‌ها اسمت رو زمزمه می‌کنه. »

523
00:32:51,604 --> 00:32:52,604
‫پیداش کردم.

524
00:32:54,229 --> 00:32:56,562
‫عالیه. چی کار کنیم؟ بریم داخل؟

525
00:32:57,729 --> 00:32:59,646
‫اگه اشکالی نداره، می‌خوام تنها برم.

526
00:33:00,354 --> 00:33:03,521
‫با چه امیدی؟ که اعتراف بگیری؟

527
00:33:03,604 --> 00:33:05,687
‫من نیومدم اینجا که سریع نتیجه‌گیری کنم.

528
00:33:10,062 --> 00:33:11,062
‫ممنون.

529
00:33:11,521 --> 00:33:12,521
‫منم ممنونم.

530
00:33:12,979 --> 00:33:15,437
‫اینـا ادعاهای تکان‌دهنده‌ای هستن، خانم.

531
00:33:16,562 --> 00:33:20,604
‫- علاقه‌ای به بیشتر شنیدن ندارم.
‫- اشتباه متوجه منظور من شدید، کنتس.

532
00:33:20,687 --> 00:33:23,979
‫نه، خیلی هم خوب متوجه شدم.

533
00:33:24,604 --> 00:33:27,979
‫جقیقتاً تعجب کردم که یه زن داره همچین حرف‌هایی می‌زنه.

534
00:33:32,104 --> 00:33:33,104
‫تا حالا...

535
00:33:34,104 --> 00:33:35,812
‫برای عشق عذاب نکشیدی؟

536
00:33:39,521 --> 00:33:44,229
‫پس باید بدونی که یه زن عاشق
‫می‌تونه چیزهای وحشتناکی بگه.

537
00:33:45,521 --> 00:33:49,896
‫ولی به این معنی نیست که می‌تونه اون حرف‌ها رو عملی کنه.

538
00:33:50,396 --> 00:33:52,271
‫کنتس، معذرت می‌خوام.

539
00:33:52,354 --> 00:33:56,187
‫اصلاً قصدم اتهام زدن به شما نبود.

540
00:33:56,271 --> 00:34:00,729
‫برعکس، من اومدم بهتون هشدار بدم،
‫چون برادرم، انریکو پوئت،

541
00:34:00,812 --> 00:34:02,521
‫وکالت آقای کاستل رو قبول کرده.

542
00:34:02,604 --> 00:34:05,187
‫و می‌ترسم بخواد این مکاتبات رو

543
00:34:05,271 --> 00:34:06,687
‫پیش دادستان پادشاهی ببره.

544
00:34:06,771 --> 00:34:09,562
‫- انگار یه کابوسه.
‫- و من اینجام که کمکـتون کنم.

545
00:34:11,854 --> 00:34:15,687
‫می‌شه بیشتر درمورد الیو استورتی بگید؟

546
00:34:16,729 --> 00:34:18,521
‫می‌دونم خوب می‌شناختیدش.

547
00:34:20,354 --> 00:34:22,354
‫اون عشق زندگیم بود.

548
00:34:24,604 --> 00:34:28,687
‫مرگش من رو به اعماق غم فرو برد.

549
00:34:31,812 --> 00:34:32,812
‫متوجهم.

550
00:34:36,521 --> 00:34:40,187
‫شک نکرده بودید که الیو
‫معشوقه‌ی دیگه‌ای غیر شما داشته باشه؟

551
00:34:42,729 --> 00:34:44,687
‫اون فقط عاشق پول بود.

552
00:34:46,021 --> 00:34:48,687
‫من همه‌چیز بهش دادم، ولی ظاهراً،

553
00:34:49,646 --> 00:34:50,729
‫کافی نبود.

554
00:34:52,312 --> 00:34:54,979
‫یه جایی برای نقاشی نیاز داشت،

555
00:34:55,479 --> 00:34:58,979
‫و من یه اتاق کامل بهش دادم.

556
00:34:59,062 --> 00:35:01,937
‫هروقت می‌خواست می‌تونست بیاد اینجا، که کار کنه،

557
00:35:02,729 --> 00:35:04,062
‫یا استراحت کنه.

558
00:35:04,896 --> 00:35:06,937
‫این اثرِ کانالتو نیست؟

559
00:35:07,437 --> 00:35:08,896
‫به نظر میاد اصلی باشه، نه؟

560
00:35:10,354 --> 00:35:12,271
‫چهارتاشون رو فروخت.

561
00:35:15,812 --> 00:35:18,062
‫داری میگی الیو استورتی کلاهبردار بود؟

562
00:35:19,062 --> 00:35:20,396
‫اسم خودش رو گذاشته بود هنرمند،

563
00:35:20,479 --> 00:35:24,312
‫ولی در واقعیت،
‫هیچوقت یه کار اورجینال انجام نداد، فقط کپی می‌کرد.

564
00:35:24,396 --> 00:35:28,062
‫این قضیه عذابش می‌داد
‫که هیچوقت معروف نمی‌شه.

565
00:35:28,146 --> 00:35:32,604
‫برای همین یه راهی پیدا کرد که کارش رو امضا کنه

566
00:35:33,104 --> 00:35:35,187
‫بدون اینکه کسی متوجه بشه. اینجا رو ببین.

567
00:35:36,354 --> 00:35:41,771
‫یه اِچ، بعدش یه ای، یه اِل.

568
00:35:43,687 --> 00:35:44,771
‫« هلیوس. »

569
00:35:46,812 --> 00:35:49,562
‫حتی توی این هم کارش اصالت نداشت.

570
00:35:50,896 --> 00:35:52,771
‫ولی من بازم دوستش داشتم.

571
00:35:53,812 --> 00:35:58,021
‫فکر می‌کنی الیو تمام نقاشی‌های جعلیش رو اینجوری امضا کرده؟

572
00:35:58,104 --> 00:36:01,604
‫فکر کنم، ولی مطمئن نیستم.

573
00:36:03,396 --> 00:36:05,854
‫چرا؟ مهمه؟

574
00:36:07,687 --> 00:36:08,937
‫خیلی.

575
00:36:10,312 --> 00:36:12,729
‫خب؟ چی رو باید ببینم؟

576
00:36:12,812 --> 00:36:15,062
‫- جواب مسئله‌ات.
‫- نمی‌بینمش!

577
00:36:15,146 --> 00:36:18,021
‫- جلوی چشمته. قسم می‌خورم.
‫- داره میره روی مخم.

578
00:36:18,104 --> 00:36:20,271
‫نه، لطفاً روی مخت نره.

579
00:36:20,354 --> 00:36:22,437
‫ولی اگه می‌خوای همه‌چیز رو بهت بگم،

580
00:36:23,146 --> 00:36:25,562
‫باید به شرفت قسم بخوری

581
00:36:26,062 --> 00:36:28,396
‫که وکالت گراتزیا رو قبول می‌کنی.

582
00:36:28,479 --> 00:36:31,271
‫- می‌دونستم نقشه ریختی.
‫- هرکس با قوانین خودش بازی می‌کنه.

583
00:36:31,354 --> 00:36:33,562
‫تو همونی نبودی که گفتی من هوش کاریم رو از دست دادم؟

584
00:36:33,646 --> 00:36:34,646
‫دروغ گفتم.

585
00:36:34,979 --> 00:36:36,812
‫هیچوقت نمی‌تونستم وکیلی بهتر از تو پیدا کنم.

586
00:36:36,896 --> 00:36:39,354
‫نمی‌تونستی کسی رو پیدا کنی
‫که بتونی مثل من براش رئیس بازی دربیاری.

587
00:36:39,437 --> 00:36:40,562
‫باشه، هرچی تو بگی.

588
00:36:40,646 --> 00:36:42,896
‫پس وکیل گراتزیا میشی، یا بریم خونه؟

589
00:36:44,562 --> 00:36:45,646
‫بذار این رو مشخص کنیم.

590
00:36:45,729 --> 00:36:49,521
‫حاضری یه آدم بی‌گناه توی زندان بمونه
‫فقط برای اینکه لج من رو دربیاری؟

591
00:36:49,604 --> 00:36:53,854
‫روحت هم خبر نداره
‫چه کارهایی حاضرم برای کمک به اون انجام بدم.

592
00:36:59,896 --> 00:37:01,521
‫کاستل بی‌گناهه، مگه نه؟

593
00:37:03,687 --> 00:37:04,687
‫فکر کنم.

594
00:37:08,354 --> 00:37:10,937
‫خیلی‌خب، تو بُردی. به شرافتم قسم می‌خورم.

595
00:37:11,021 --> 00:37:12,021
‫- قول میدی؟
‫- قول میدم.

596
00:37:12,104 --> 00:37:13,229
‫- قول میدی!
‫- قول میدم!

597
00:37:17,646 --> 00:37:18,646
‫باشه پس.

598
00:37:19,312 --> 00:37:20,354
‫اینجا رو ببین.

599
00:37:21,687 --> 00:37:26,146
‫یه اِچ هست، یه ای و یه اِل،
‫که یعنی...

600
00:37:26,229 --> 00:37:27,521
‫- هلیوس.
‫- هلیوس.

601
00:37:27,604 --> 00:37:29,646
‫امضای الیو استورتی‌ـه.

602
00:37:32,229 --> 00:37:35,021
‫پس الیو نقاشی‌های کاستل رو امضا کرده؟

603
00:37:35,104 --> 00:37:37,104
‫نه، انریکو. اون نقاشی‌شون کرده.

604
00:37:37,604 --> 00:37:39,812
‫- اون یه جاعل بوده.
‫- چرت و پرته.

605
00:37:39,896 --> 00:37:42,562
‫کاستل دیگه نمی‌تونه نقاشی کنه.

606
00:37:43,187 --> 00:37:45,146
‫ندیدی دستاش می‌لرزید؟

607
00:37:45,896 --> 00:37:48,396
‫الیو استورتی براش نقاشی می‌کرد.

608
00:37:50,146 --> 00:37:54,104
‫پس داری میگی کاستل الیو رو آورد توی خونه‌اش

609
00:37:54,187 --> 00:37:56,979
‫که این نقاشی رو براش بکشه و بعد عاشقش شده؟

610
00:37:57,062 --> 00:37:58,979
‫عاشقش نشده.

611
00:38:00,354 --> 00:38:02,937
‫باید باهم زندگی کردن‌شون رو توجیح می‌کرد،

612
00:38:03,021 --> 00:38:06,937
‫برای همین با شایعات پیش رفت.

613
00:38:07,937 --> 00:38:10,687
‫طبق محاسبه من، بعد از ظهر ۱۰ آوریل،

614
00:38:10,771 --> 00:38:13,187
‫الیو اینجا بوده و داشته جنگ سن مارتینو رو می‌کشیده.

615
00:38:14,104 --> 00:38:16,187
‫یکی از پشت پنجره دیدتش.

616
00:38:17,646 --> 00:38:20,396
‫دیدنش و فکر کردن کاستلـه.

617
00:38:20,896 --> 00:38:22,271
‫برای همین کُشتنش.

618
00:38:22,896 --> 00:38:25,729
‫روش اون‌طرف بوده. تاریک بوده.

619
00:38:26,437 --> 00:38:27,521
‫وقتی کاستل برگشته،

620
00:38:27,604 --> 00:38:30,729
‫جسد الیو استورتی با قلم موهاش توی دستش هنوز اینجا بوده

621
00:38:30,812 --> 00:38:34,312
‫وحشت کرده و فکر کرده اگه با کارابینیری تماس بگیره،

622
00:38:34,396 --> 00:38:37,229
‫همه می‌فهمن که الیو براش نقاشی می‌کشه.

623
00:38:37,937 --> 00:38:40,521
‫- برای همین تصمیم گرفته از شر جسد خلاص بشه.
‫- با عقل جور درمیاد.

624
00:38:42,437 --> 00:38:45,854
‫البته، اگه نگفته بود الیو معشوقـشه،

625
00:38:45,937 --> 00:38:50,271
‫ثابت کردن بی‌گناهیش یکم آسون‌تر می‌شد.

626
00:38:52,437 --> 00:38:54,271
‫ولی خوشبختانه، من... ؟

627
00:38:56,187 --> 00:38:57,396
‫تو یه نابفه‌ای، آره.

628
00:38:57,479 --> 00:38:58,937
‫یه نابغه!

629
00:38:59,437 --> 00:39:01,937
‫ازم پرسیدن چرا الیو استورتی توی خونه‌ام بود.

630
00:39:02,604 --> 00:39:04,479
‫باید یه توضیح منطقی پیدا می‌کردم.

631
00:39:04,562 --> 00:39:07,937
‫فکر کنم باید به دادستان خبر بدیم چی شده

632
00:39:08,021 --> 00:39:11,354
‫چون کسی که شلیک کرده می‌خواسته تو رو بُکشه، کاستل.

633
00:39:11,437 --> 00:39:14,396
‫بهتره کارابینیری با الیزابتا فری صحبت کنن.

634
00:39:16,729 --> 00:39:19,854
‫من نمیگم کار اون بوده، ولی انگیزه داشته.

635
00:39:20,354 --> 00:39:22,854
‫تو خودت گفتی، در روز قتل، اون...

636
00:39:22,937 --> 00:39:24,521
‫متوجه نیستی، خانم.

637
00:39:25,771 --> 00:39:28,646
‫منظورم این بود که امروز پیش دادستان اعتراف می‌کنم

638
00:39:28,729 --> 00:39:30,896
‫که من الیو استورتی رو از روی حسادت کُشتم.

639
00:39:30,979 --> 00:39:33,062
‫این کاملاً نامعقوله.

640
00:39:33,146 --> 00:39:36,646
‫آقای کاستل، متوجه عواقب این...

641
00:39:36,729 --> 00:39:38,021
‫من یه هنرمندم، آقا.

642
00:39:39,187 --> 00:39:40,937
‫نقاشی زندگی من بوده.

643
00:39:41,437 --> 00:39:44,896
‫وقتی مریض شدم، به خودکشی فکر می‌کردم.

644
00:39:45,812 --> 00:39:47,604
‫الیو آخرین امیدم بود.

645
00:39:47,687 --> 00:39:49,937
‫با راهنماییِ من، می‌تونست به جای من خلق کنه.

646
00:39:53,562 --> 00:39:56,271
‫هنرمندها هر گناهی رو می‌بخشن،

647
00:39:57,312 --> 00:39:58,854
‫جز دزدی هنری.

648
00:39:59,437 --> 00:40:01,812
‫نمی‌خوام به عنوان یه شیاد توی تاریخ به یاد آورده بشم.

649
00:40:02,937 --> 00:40:06,729
‫می‌دونم به معاون زاناردلی قول دادید،

650
00:40:06,812 --> 00:40:08,771
‫ولی نگران نباشید.

651
00:40:10,312 --> 00:40:13,437
‫به محض اینکه بفهمه
‫من خودم رو به عنوان یه همجنسگرا معرفی کردم،

652
00:40:13,521 --> 00:40:16,354
‫خودش رو از هر چیزی که به من مربوط باشه فاصله میده.

653
00:40:20,437 --> 00:40:21,437
‫باشه.

654
00:40:22,771 --> 00:40:26,354
‫به الیزابتا بگو متاسفم که باعث شدم اینقدر زجر بکشه.

655
00:40:30,104 --> 00:40:31,729
‫اصلاً به ذهنم نرسید.

656
00:40:37,062 --> 00:40:41,229
‫خواننده‌ی ثابت ممکنه تعجب کنه که ببینه

657
00:40:41,312 --> 00:40:43,604
‫روزنامه‌ی ما همچین اهمیتی

658
00:40:43,687 --> 00:40:46,104
‫به یه موضوع به ظاهر خصوصی میده،

659
00:40:46,604 --> 00:40:49,979
‫ولی باور ما اینه که موضوعات خصوصی،

660
00:40:50,062 --> 00:40:51,562
‫به شکل گسترده‌ای، عمومی هستن.

661
00:40:51,646 --> 00:40:53,187
‫- خانم؟
‫- بله؟

662
00:40:53,687 --> 00:40:55,354
‫این برای شما اومده.

663
00:40:55,437 --> 00:40:56,437
‫ممنون.

664
00:40:57,312 --> 00:41:03,354
‫این در موارد موضوع قدرت، تسلط یا سواستفاده صدق می‌کنه.

665
00:41:03,437 --> 00:41:08,854
‫ولی بیشتر هم حقیقت داره وقتی که یه زن، و عمداً تکرار می‌کنم یک زن،

666
00:41:09,979 --> 00:41:13,146
‫که صرفاً مشکک به استفاده از خشونت شده

667
00:41:13,646 --> 00:41:19,729
‫توسط مطبوعات وظیفه نشناس
‫مورد قضاوت وحشیانه خوانندگان قرار بگیره.

668
00:41:21,646 --> 00:41:25,479
‫قضاوتی که بیشتر شبیه به
‫دار زدن وحشیانه‌ی یه قربانیه

669
00:41:25,562 --> 00:41:27,979
‫تا یه میلِ متمدنانه برای عدالت.

670
00:41:28,479 --> 00:41:30,396
‫از امروز به بعد،

671
00:41:30,937 --> 00:41:33,604
‫روزنامه‌ی ما صداش رو بلند می‌کنه،

672
00:41:33,687 --> 00:41:37,479
‫با مصاحبه با دکتر تولیو موناری شروع می‌کنیم،

673
00:41:37,562 --> 00:41:42,521
‫دکتری که اولین‌بار متوجه نشانه‌های خشونت وحشیانه‌ای شد

674
00:41:42,604 --> 00:41:47,146
‫که این به اصطلاح قهرمان جنگی طی سالیان

675
00:41:47,229 --> 00:41:48,312
‫به همسرش، گراتزیا وارد کرده.

676
00:41:48,396 --> 00:41:50,479
‫به‌علاوه، از الان،

677
00:41:50,562 --> 00:41:57,104
‫من شخصاً پیشرفت محاکمه رو قدم به قدم دنبال می‌کنم

678
00:41:57,187 --> 00:42:01,104
‫تا وقتی که عدالت اجرا بشه.

679
00:42:05,000 --> 00:42:12,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

680
00:42:16,104 --> 00:42:17,604
‫قول دادم، نه؟

681
00:42:21,271 --> 00:42:24,854
‫خب شامپاین داریم...

682
00:42:26,854 --> 00:42:28,104
‫دو تا گیلاس،

683
00:42:29,187 --> 00:42:32,021
‫چندتا شمع، ولی از همه مهمتر...

684
00:42:36,604 --> 00:42:37,604
‫کیک تورته زاخر.

685
00:42:43,062 --> 00:42:45,771
‫خب، شاید وین نباشه،

686
00:42:45,854 --> 00:42:48,146
‫ولی تا آخر محاکمه اجاره‌اش کردم.

687
00:42:48,854 --> 00:42:51,062
‫اگه نمی‌تونیم شفاف درموردش بحث کنیم،

688
00:42:51,146 --> 00:42:55,354
‫حداقل می‌تونیم بدون ریسک اینجا بمونیم...

689
00:42:55,437 --> 00:42:57,271
‫خیلی کارت خوب بوده.

690
00:43:18,937 --> 00:43:20,021
‫سلام.

691
00:43:21,187 --> 00:43:22,187
‫دیدی؟

692
00:43:23,562 --> 00:43:25,229
‫آقای پوئت.

693
00:43:25,896 --> 00:43:27,396
‫خوشحالم دوباره می‌بینمـتون.

694
00:43:27,896 --> 00:43:31,729
‫می‌شه گفت شرایط می‌تونست بهتر باشه.

695
00:43:33,271 --> 00:43:36,521
‫امروز صبح، دادستان تصمیم گرفت کیفرخواست رو صادر کنه،

696
00:43:37,021 --> 00:43:43,104
‫و ما باید تا چند روز دیگه جلوی هیئت منصفه قرار بگیریم.

697
00:43:44,062 --> 00:43:46,437
‫چقدر شانس برای یه رای مساعد داریم؟

698
00:43:47,812 --> 00:43:49,687
‫حقیقتاً، خیلی کم.

699
00:43:49,771 --> 00:43:53,021
‫ولی عناصر مهمی داریم که به نفعمونـه.

700
00:43:53,687 --> 00:43:58,812
‫کالبدشکافیِ شوهرت نشون داد
‫بافتِ پوششی زیر ناخن‌هاش بوده،

701
00:43:58,896 --> 00:44:01,354
‫که این ثابت می‌کنه بهت حمله کرده.

702
00:44:01,437 --> 00:44:04,896
‫بعد دکتر موناری رو داریم،
‫که درمورد خشونت قبلی شهادت میده

703
00:44:04,979 --> 00:44:08,854
‫و این فرصت رو بهمون میده که بگیم از خودت دفاع کردی.

704
00:44:08,937 --> 00:44:10,479
‫- حقیقت همینه.
‫- البته.

705
00:44:10,562 --> 00:44:14,646
‫متاسفانه، حقیقت توی محاکمه‌ای که هیئت منصفه داره،
‫ممکنه کافی نباشه.

706
00:44:15,479 --> 00:44:17,104
‫مهمه که این رو بدونی.

707
00:44:21,062 --> 00:44:22,104
‫باشه.

708
00:44:22,729 --> 00:44:23,729
‫ممنون.

709
00:44:25,271 --> 00:44:26,562
‫خیلی ممنون.

710
00:44:33,271 --> 00:44:35,687
‫تا کِی می‌خوای باهام حرف نزنی؟

711
00:44:36,229 --> 00:44:37,562
‫می‌خوای چی بگم؟

712
00:44:39,396 --> 00:44:41,104
‫که کار درست رو کردی.

713
00:44:42,312 --> 00:44:45,729
‫که قبلاً دنبال بهونه بودی.
‫زمینه برای انجام ندادنش.

714
00:44:45,812 --> 00:44:48,229
‫- درسته. دنبال بهونه بودم.
‫- خیلی‌خب.

715
00:44:48,312 --> 00:44:50,021
‫از خودت پرسیدی چرا؟

716
00:44:51,354 --> 00:44:56,062
‫چون روی سیاست متمرکز شدی
‫و فکر کردی این محاکمه می‌تونه بهت آسیب بزنه.

717
00:44:56,146 --> 00:44:57,396
‫نمی‌دونم، قسم می‌خورم.

718
00:44:58,187 --> 00:45:01,104
‫خیلی هم می‌دونی،
‫ولی خیلی مونده من رو بشناسی.

719
00:45:01,604 --> 00:45:04,604
‫- نمی‌خواستم بهت توهین کنم.
‫- توهین هم بکنی مهمه مگه، لیدیا؟

720
00:45:04,687 --> 00:45:08,271
‫موضوع اینه که، من این پرونده رو نمی‌خواستم
‫چون می‌ترسیدم ببازم. باشه؟

721
00:45:11,896 --> 00:45:13,312
‫گراتزیا دوست توئه.

722
00:45:14,021 --> 00:45:16,604
‫اگه نتونم تبرئه‌اش کنم، فکر می‌کنی تقصیر منه،

723
00:45:16,687 --> 00:45:18,521
‫و مسئولیتش من رو می‌ترسونه.

724
00:45:18,604 --> 00:45:19,979
‫- تقصیر ما می‌شه.
‫- گوش کن.

725
00:45:20,062 --> 00:45:21,521
‫بذار حرفم رو تموم کنم.

726
00:45:24,854 --> 00:45:27,229
‫اگه ببازیم تقصیر ما می‌شه.

727
00:45:30,979 --> 00:45:34,187
‫ولی این محاکمه رو برنده می‌شیم.
‫من رو ببین، لطفاً.

728
00:45:38,729 --> 00:45:40,521
‫من و تو باهم.

729
00:45:41,896 --> 00:45:43,396
‫برنده می‌شیم. باشه؟

730
00:46:02,187 --> 00:46:03,187
‫باشه.

731
00:46:03,729 --> 00:46:07,896
‫دیروز، رسماً منصوب شدم که نماینده دادستانی

732
00:46:07,979 --> 00:46:10,312
‫در محاکمه علیه گراتزیا فونتانا باشم.

733
00:46:11,187 --> 00:46:14,729
‫دادگاه توسط قاضی سرجیو داوانزاتی مدیریت می‌شه،

734
00:46:14,812 --> 00:46:18,771
‫در حالی که اسامی اعضای هیئت منصفه ثبت شده.

735
00:46:19,271 --> 00:46:24,562
‫چند روز دیگه نیاز دارم تا مدارک برای پرونده رو جمع کنم، ولی

736
00:46:25,354 --> 00:46:27,937
‫گفتم بیای اینجا که بهت اطلاع بدم

737
00:46:28,021 --> 00:46:31,187
‫که کیفرخواست برای قتل عمد

738
00:46:32,271 --> 00:46:33,854
‫همراه با نیت قبلی ثبت می‌شه.

739
00:46:33,937 --> 00:46:34,771
‫امکان نداره.

740
00:46:34,854 --> 00:46:39,229
‫ببخشید، ولی خانم فونتانا
‫نمی‌دونست که شوهرش میاد دنبالش بگرده.

741
00:46:39,312 --> 00:46:45,437
‫بله، می‌دونست. دو روز قبل از قتل،
‫گراتزیا فونتانا این تلگراف رو ارسال کرده.

742
00:46:49,021 --> 00:46:50,937
‫« مقصد: جنوا
‫مبدا: تورین »

743
00:46:51,021 --> 00:46:54,437
‫« ما تورین هستیم، خونه‌ی لیدیا پوئت.
‫منتظرتم، گراتزیا. »

744
00:46:55,271 --> 00:46:59,104
‫متاسفانه خانم فونتانا کل حقیقت رو بهتون نگفته.

745
00:46:59,500 --> 00:47:19,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

