﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:42,729 --> 00:00:44,104
‫آره! خوب بود!

3
00:00:45,604 --> 00:00:46,979
‫آفرین!

4
00:00:50,000 --> 00:00:57,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:01:04,187 --> 00:01:05,729
‫تمومه!

6
00:01:52,062 --> 00:01:56,271
‫« قانون به گفته‌ی لیدیا پوئت »

7
00:01:58,979 --> 00:02:04,146
‫با پیش‌نویس شدنِ رسمیِ اتهامات
‫توسط دادستان کل پیرلوئیجی فورنو،

8
00:02:04,229 --> 00:02:07,146
‫دادگاه جنایی تورین داره آماده می‌شه

9
00:02:07,229 --> 00:02:08,521
‫میزبان چیزیه که از قول رسانه بورژوازی

10
00:02:08,604 --> 00:02:11,812
‫«مهم‌ترین محاکمه قرن»
‫نامیده شده.

11
00:02:12,396 --> 00:02:15,271
‫- شرم بر شما!
‫- خجالت بکشید!

12
00:02:15,354 --> 00:02:17,354
‫دارید از یه قاتل دفاع می‌کنید!

13
00:02:24,021 --> 00:02:26,146
‫واقعاً مفهوم عجیبیه،

14
00:02:26,229 --> 00:02:30,062
‫با توجه به اینکه مردم قبلاً گراتزیا فونتانا رو

15
00:02:30,146 --> 00:02:32,021
‫گناهکار اعلام کردن.

16
00:02:33,562 --> 00:02:36,687
‫یه تلگراف دست دادستانیه
‫که دو روز قبل از ایستر

17
00:02:36,771 --> 00:02:37,854
‫برای شوهرت فرستادی.

18
00:02:37,937 --> 00:02:41,562
‫- غیرممکنه.
‫- متاسفانه داره. اصلیش رو دیدیم.

19
00:02:42,229 --> 00:02:45,187
‫دقیقاً بهش گفتی بیاد خونه‌ی ما.

20
00:02:47,562 --> 00:02:49,104
‫تو بهش بگو.

21
00:02:49,187 --> 00:02:51,854
‫من هیچ تلگرافی نفرستادم، لیدیا. قسم می‌خورم.

22
00:02:51,937 --> 00:02:53,354
‫من حرفتـو باور می‌کنم گراتزیا، ولی

23
00:02:54,437 --> 00:02:57,396
‫مهم نظر هیئت منصفه‌ست،
‫نه نظر من.

24
00:02:57,479 --> 00:02:58,896
‫ممکنه جعلبی باشه.

25
00:02:58,979 --> 00:02:59,854
‫عالیه!

26
00:02:59,937 --> 00:03:02,229
‫می‌تونیم دادستانی و کارابینیری رو متهم کنیم

27
00:03:02,312 --> 00:03:05,771
‫به توطئه علیه اون.
‫چرا به فکر خودم نرسیده بود؟

28
00:03:05,854 --> 00:03:08,396
‫توطئه نیست، ولی من هیچی ننوشتم.

29
00:03:08,479 --> 00:03:11,771
‫گراتزیا، گوش کن.
‫شاید الان غیرمعقول به نظر بیاد،

30
00:03:11,854 --> 00:03:15,479
‫ولی می‌خوام اعتراف کنی
‫که خودت اون تلگراف رو فرستادی.

31
00:03:15,562 --> 00:03:20,021
‫بگو چون نقشه فرارت بهم ریخته بود
‫یه لحظه کم آوردی

32
00:03:20,104 --> 00:03:23,479
‫و می‌دونستی اگه برگردی خونه،
‫شوهرت تا حد مرگ کتکت می‌زنه.

33
00:03:23,562 --> 00:03:27,604
‫- از سرِ ترس به خونه‌مون دعوتش کردی.
‫- فکر می‌کنن می‌خواستم بکشمش.

34
00:03:27,687 --> 00:03:29,937
‫شاید بفهمن ترسیده بودی

35
00:03:30,021 --> 00:03:32,521
‫و می‌خواستی در حضور دیگران ببینیش.

36
00:03:32,604 --> 00:03:35,104
‫تنها شانس‌مون برای کنترل آسیبیـه که وارد می‌کنه،

37
00:03:35,187 --> 00:03:37,521
‫تا فکر نکنن داری با نیت بد عمل می‌کنی.

38
00:03:40,062 --> 00:03:41,146
‫درسته؟

39
00:03:45,229 --> 00:03:46,396
‫شاید جواب بده.

40
00:03:53,437 --> 00:03:55,229
‫من همیشه بهت اعتماد داشتم.

41
00:03:58,687 --> 00:04:00,396
‫حالا تو باید بهم اعتماد کنی.

42
00:04:07,562 --> 00:04:08,979
‫- سلام.
‫- سلام.

43
00:04:10,771 --> 00:04:13,229
‫برخیزید. جلسه اکنون رسمی‌ست.

44
00:04:19,771 --> 00:04:21,896
‫مدعی‌علیه در دادگاه حاضره؟

45
00:04:22,479 --> 00:04:24,437
‫- حاضر.
‫- وکیلش کیه؟

46
00:04:24,521 --> 00:04:29,562
‫بنده جناب قاضی.
‫انریکو پوئت از کانون وکلای تورین.

47
00:04:29,646 --> 00:04:32,437
‫خانم پوئت، اگه اشتباه نکرده باشم،

48
00:04:32,521 --> 00:04:37,146
‫دادگاه استیناف با حمایت از دیوان عالی حکمی صادر کرده

49
00:04:37,229 --> 00:04:40,979
‫که پروانه‌ی شما در کانون وکلا باطل بشه.

50
00:04:41,062 --> 00:04:41,896
‫درسته.

51
00:04:41,979 --> 00:04:46,854
‫جناب قاضی، خانم پوئت فقط به عنوان دستیار اینجا هستن.

52
00:04:46,937 --> 00:04:50,812
‫خب، اگه واقعاً باید کمک کنه،
‫باید جای مناسب‌تری پیدا کنه.

53
00:04:50,896 --> 00:04:53,854
‫جناب قاضی، می‌شه بپرسم کدوم بند قانون

54
00:04:53,937 --> 00:04:56,437
‫اجازه نمیده که یه وکیل دستیار زن داشته باشه؟

55
00:04:56,521 --> 00:04:59,521
‫اگه فوراً اون میز رو ترک نکنی،

56
00:05:00,021 --> 00:05:02,604
‫میگم از دادگاه به بیرون همراهیت کنن.

57
00:05:04,521 --> 00:05:10,187
‫باشه جناب قاضی. امیدوارم اعضای هیئت منصفه
‫کمتر از شما تعصبی باشن. ممنون.

58
00:05:11,896 --> 00:05:13,687
‫اعضای محترم هیئت منصفه،

59
00:05:13,771 --> 00:05:17,479
‫لطفاً این منظره شرم‌آور رو نادیده بگیرید

60
00:05:17,562 --> 00:05:21,562
‫و فقط روی مدارک و شهود تمرکز کنید،

61
00:05:21,646 --> 00:05:24,187
‫مطابق وجدان و اعتقادات درونی خودتون

62
00:05:24,271 --> 00:05:26,479
‫اونـا رو ارزیابی کنید

63
00:05:26,562 --> 00:05:32,354
‫با بی‌طرفی و استواری‌ای که
‫درخورِ انسان‌های صادق و آزاده.

64
00:05:32,437 --> 00:05:33,896
‫قسم می‌خورم.

65
00:05:33,979 --> 00:05:40,812
‫گراتزیا فونتانا طبق بندهای ۵۲۶ و ۵۲۸

66
00:05:40,896 --> 00:05:44,104
‫متهم به قتل عامدانه

67
00:05:44,187 --> 00:05:47,271
‫ناخدای نیروی دریایی بازنشسته گویدو فونتانا شده

68
00:05:47,354 --> 00:05:52,812
‫در دهم آوریل ۱۸۸۷، در تورین.

69
00:05:52,896 --> 00:05:55,896
‫با سوالات از مدعی‌علیه ادامه میدیم.

70
00:05:59,062 --> 00:06:02,437
‫خدا شاهده، جناب قاضی،
‫هیچوقت نمی‌خواستم شوهرم بمیره.

71
00:06:02,521 --> 00:06:04,562
‫فقط می‌خواستم خودم و دخترم رو نجات بدم.

72
00:06:05,146 --> 00:06:07,562
‫سوال بیشتری دارید، آقایون؟

73
00:06:07,646 --> 00:06:09,437
‫نه جناب قاضی.

74
00:06:11,771 --> 00:06:16,979
‫گفتید وقتی شوهرتون برای ناهار ایستر

75
00:06:17,062 --> 00:06:20,479
‫اومد خونه‌ی خانواده‌ی پوئت، غافلگیر شدین.

76
00:06:21,479 --> 00:06:22,479
‫درسته؟

77
00:06:23,312 --> 00:06:26,312
‫گرچه، ما مدرک داریم که دو روز قبل از جرم،

78
00:06:26,396 --> 00:06:30,062
‫براش تلگراف زدین.

79
00:06:30,937 --> 00:06:33,104
‫سندی که به عنوان مدرک شماره ۱۲ توی پرونده هست.

80
00:06:37,187 --> 00:06:41,562
‫نوشتید ما در منزل لیدیا پوئت در تورین هستیم.

81
00:06:42,062 --> 00:06:43,229
‫منتظرتم.

82
00:06:43,854 --> 00:06:44,854
‫گراتزیا.

83
00:06:46,021 --> 00:06:50,187
‫می‌شه بگی چرا باید باور کنیم

84
00:06:50,271 --> 00:06:51,729
‫که از اومدنِ شوهرت غافلگیر شدی؟

85
00:06:51,812 --> 00:06:55,187
‫چرا باید هیچکدوم از حرفـات تا اینجا رو باور کنیم؟

86
00:07:01,187 --> 00:07:02,979
‫چون من اون تلگراف رو ننوشتم.

87
00:07:03,729 --> 00:07:04,812
‫دروغگو!

88
00:07:05,812 --> 00:07:06,729
‫دروغگو!

89
00:07:06,812 --> 00:07:08,187
‫ساکت!

90
00:07:08,271 --> 00:07:10,229
‫اون تلگراف جعلیه، جناب قاضی.

91
00:07:10,312 --> 00:07:12,812
‫دفاعیه‌تون اینه؟

92
00:07:12,896 --> 00:07:15,312
‫بی‌اعتبار شمردن محققـان؟

93
00:07:16,729 --> 00:07:18,229
‫نه جناب قاضی.

94
00:07:19,646 --> 00:07:22,146
‫تازه، از سمت من کار غیراخلاقی‌ایه

95
00:07:22,229 --> 00:07:25,812
‫که به خانم فونتانا بگم
‫پاسخ‌هاش توی این مصاحبه چی باشن.

96
00:07:25,896 --> 00:07:29,979
‫گرچه، سوابق میگن هیچ تحلیل تخصصی‌ای انجام نشده

97
00:07:30,062 --> 00:07:32,312
‫که اعتبار تلگراف رو تضمین کنه.

98
00:07:32,396 --> 00:07:33,729
‫بذار شفاف‌سازی کنم.

99
00:07:33,812 --> 00:07:36,854
‫درخواست داری یه متخصص نظر بده

100
00:07:36,937 --> 00:07:40,104
‫که اعتبار مدرک ثابت بشه؟

101
00:07:40,187 --> 00:07:41,021
‫بله.

102
00:07:41,104 --> 00:07:43,354
‫بسیارخب. درخواستت رد می‌شه.

103
00:07:44,854 --> 00:07:46,354
‫اعتراض داری؟

104
00:07:47,646 --> 00:07:49,021
‫نه ممنون، جناب قاضی.

105
00:07:49,104 --> 00:07:50,937
‫ختم جلسه رو اعلام می‌کنم.

106
00:08:11,021 --> 00:08:14,854
‫در کل خیلی هم بد پیش نرفت.

107
00:08:20,104 --> 00:08:23,646
‫لیدیا، می‌دونستی که واسه تکمیل شدن این روز شگفت‌انگیز،

108
00:08:23,729 --> 00:08:25,229
‫زاناردلی بهم زنگ زد؟

109
00:08:25,312 --> 00:08:28,229
‫لحن صداش خیلی امیدوارکننده نبود.

110
00:08:28,729 --> 00:08:30,437
‫- بهت نگفت چی می‌خواد؟
‫- نه.

111
00:08:31,021 --> 00:08:33,479
‫گفت داره میاد تورین
‫و می‌خواد منـو ببینه.

112
00:08:33,562 --> 00:08:35,812
‫پس وقتی همدیگه رو دیدین،
‫به مشکل رسیدگی می‌کنیم،

113
00:08:35,896 --> 00:08:37,187
‫اگه مشکلی بود.

114
00:08:37,937 --> 00:08:38,771
‫تحمل ندارم.

115
00:08:38,854 --> 00:08:43,312
‫لیدیا، باید درک کنی که زاناردلی و انریکو
‫عاشق همدیگه‌ان،

116
00:08:44,437 --> 00:08:47,312
‫یه حرکت اشتباه هم ممکنه رابطه‌شون رو خراب کنه.

117
00:08:47,937 --> 00:08:50,687
‫آقای فراری یه واحد نقلی همین بغل داره
‫که واسه کرایه گذاشتش.

118
00:08:50,771 --> 00:08:54,187
‫- می‌تونم قیمت خوبی برات جور کنم.
‫- دلم برای گرمای وجودت تنگ می‌شه، انریکو.

119
00:08:54,271 --> 00:08:55,729
‫شومینه قشنگی داره.

120
00:08:55,812 --> 00:08:58,271
‫کانسوئلو عاشقش می‌شه.
‫می‌تونی بهش بچسبی.

121
00:08:58,354 --> 00:08:59,896
‫انریکو، بسه!

122
00:09:01,146 --> 00:09:03,562
‫یاکوپو می‌تونه تا هروقت خواست اینجا بمونه.

123
00:09:09,604 --> 00:09:11,229
‫ممنون آلبرتینا. می‌تونی بری.

124
00:09:12,687 --> 00:09:14,187
‫راستش، اجازه هست یه چیزی بگم؟

125
00:09:15,646 --> 00:09:16,687
‫البته.

126
00:09:17,896 --> 00:09:19,812
‫من یه وکیل نیاز دارم.

127
00:09:23,771 --> 00:09:25,229
‫آلبرتینا، کسی رو کشتی؟

128
00:09:25,812 --> 00:09:31,771
‫نه خانم. این چه فکریه؟
‫برای پسرعموم ارنستو دوتزا.

129
00:09:31,854 --> 00:09:34,062
‫آدم خیلی خوبیه.
‫آزارش به پشه هم نمی‌رسه.

130
00:09:35,937 --> 00:09:38,937
‫کارابینیری میگه یه بوکسور رو کشته.

131
00:09:39,437 --> 00:09:42,937
‫زیاد می‌رفتم که مسابقات بوکس رو ببینم
‫که حواسم رو پرت کنه.

132
00:09:43,437 --> 00:09:45,771
‫وقتی پسرم مرد شروع کردم.

133
00:09:46,271 --> 00:09:49,729
‫مشروبش ارزونه و گاهی چندتا شرط هم می‌بستم.

134
00:09:50,437 --> 00:09:53,146
‫اون شب چندتا مسابقه دیدم و بعد تصمیم گرفتم برم.

135
00:09:56,979 --> 00:09:58,604
‫وقتی اومدم بیرون...

136
00:10:00,896 --> 00:10:03,354
‫دیدم سرِ اون پسر توی حوضه.

137
00:10:03,437 --> 00:10:04,979
‫هی! چی کار می‌کنی؟

138
00:10:06,854 --> 00:10:10,396
‫سعی کردم بیدارش کنم، ولی یکی داد زد که من کشتمش.

139
00:10:10,479 --> 00:10:12,396
‫نزدیک بود دارم بزنن.

140
00:10:12,479 --> 00:10:14,771
‫می‌شه بپرسم رابطه‌ات با قربانی چیه؟

141
00:10:14,854 --> 00:10:15,854
‫هیچی.

142
00:10:16,229 --> 00:10:18,687
‫یعنی اسمش رو می‌شناختم،

143
00:10:18,771 --> 00:10:21,521
‫چند باری مبارزه‌اش رو دیده بودم،
‫ولی فقط همین.

144
00:10:21,604 --> 00:10:23,687
‫ببخشید، یه قدم بریم عقب.

145
00:10:24,271 --> 00:10:28,271
‫به این گردهمایی‌هایی می‌رفتی
‫که توش شرط‌بندی مجاز بود، درسته؟

146
00:10:28,354 --> 00:10:30,979
‫آره. یکی اونجا رو می‌گردونه.

147
00:10:31,062 --> 00:10:32,729
‫اسمش ماریو فدلی‌ـه.

148
00:10:32,812 --> 00:10:35,812
‫بوکسورها رو میاره و قبل از هر مسابقه،

149
00:10:35,896 --> 00:10:37,771
‫ضریب‌ها رو مشخص می‌کنه و پول رو جمع می‌کنه.

150
00:10:37,854 --> 00:10:41,521
‫اونوقت تا حالا با شرط‌بندی روی نینو بیراگو، باخته بودی؟

151
00:10:41,604 --> 00:10:44,771
‫چیزی که فکر می‌کنید اینه؟
‫که چون باعث شد ببازم کشتمش؟

152
00:10:44,854 --> 00:10:48,479
‫آقای دوتزا، ما واسه شما اومدیم،
‫اگه هم این سوالات رو می‌پرسیم،

153
00:10:48,562 --> 00:10:51,062
‫فقط واسه مشخص کردن یه انگیزه احتمالیه.

154
00:10:51,146 --> 00:10:55,771
‫دلیلی واسه کشتن اون بچه نداشتم.
‫وقتی پیداش کردم، خودش مُرده بود.

155
00:10:56,646 --> 00:10:58,104
‫حرف دیگه‌ای ندارم.

156
00:10:58,896 --> 00:11:01,771
‫راستش انگیزه برام مهم نیست.

157
00:11:01,854 --> 00:11:03,312
‫۹تا شاهد عینی دارم

158
00:11:03,396 --> 00:11:06,479
‫که قسم می‌خورن دیدن که دوتزا
‫آقای نینو بیراگو رو کشته.

159
00:11:07,604 --> 00:11:10,271
‫ما دادرس‌ها بهش میگیم «مچ‌گیری وسط کار.»

160
00:11:10,354 --> 00:11:13,062
‫ببخشید، شاهدین به وضوح دیدنش

161
00:11:13,146 --> 00:11:15,646
‫که داشته قربانی رو توی فواره غرق می‌کرده؟

162
00:11:15,729 --> 00:11:19,937
‫به وضوح؟ خانم، شب بوده.
‫حتی نزدیک هم نبودن.

163
00:11:20,021 --> 00:11:23,521
‫ولی همه میگن دیدن که دوتزا روی اون بیچاره بوده،

164
00:11:23,604 --> 00:11:25,271
‫سرش رو زیر آب کرده بوده.

165
00:11:25,354 --> 00:11:28,646
‫دوتزا میگه از قبل مُرده بوده
‫و سرش هم زیر آب بوده.

166
00:11:28,729 --> 00:11:30,521
‫البته، آقا.

167
00:11:30,604 --> 00:11:33,604
‫می‌تونه هرچی بخواد بگه،
‫ولی ما مجبور نیستیم باورش کنیم.

168
00:11:33,687 --> 00:11:37,104
‫ما هم مجبور نیستیم حرف شاهدهای شما رو
‫بدون هیچ انگیزه‌ای باور کنیم.

169
00:11:37,187 --> 00:11:43,396
‫آقا، دوتزا یه قمارباز سنگین بوده
‫که الکل هم خیلی دوست داره.

170
00:11:44,104 --> 00:11:45,687
‫اگه ممکنه کمکم کنید.

171
00:11:48,604 --> 00:11:49,604
‫طبیعیه

172
00:11:50,396 --> 00:11:53,771
‫آدم کسی رو بکشه
‫که باعث شده پولش رو باخت بده.

173
00:11:53,854 --> 00:11:56,979
‫نه، ببخشید، ولی اینـا فقط فرضیه‌ست، جناب دادستان.

174
00:11:57,062 --> 00:12:01,271
‫البته خانم، فرضیه‌ست،
‫ولی من ۹تا شاهد عینی دارم،

175
00:12:01,354 --> 00:12:04,187
‫در حالی که پاسخ شما مناسب زمان انتخاباته.

176
00:12:07,604 --> 00:12:09,854
‫حداقل می‌شه بدونیم
‫که نینو اعضای خانواده‌ای داشته یا نه؟

177
00:12:09,937 --> 00:12:12,562
‫یه خواهر کوچیکتر به نام رومیلدا.

178
00:12:12,646 --> 00:12:16,437
‫اگه می‌خواید ببینیدش،
‫به ساختمون متروکه ویاله مونفراتو برید.

179
00:12:42,604 --> 00:12:45,979
‫ببخشید. می‌شه بگید رومیلدا کجاست؟

180
00:12:48,021 --> 00:12:49,812
‫رومیلدا بیراگو، درسته؟

181
00:12:50,687 --> 00:12:51,854
‫لطفاً ما رو ببخشید.

182
00:12:52,354 --> 00:12:53,271
‫ما وکیل هستیم.

183
00:12:53,354 --> 00:12:56,562
‫می‌خواستیم اگه ممکن باشه
‫چندتا سوال درباره برادرت بپرسیم.

184
00:12:58,479 --> 00:13:01,271
‫شبی که نینو رو کشتن اونجا بودی؟

185
00:13:03,437 --> 00:13:04,562
‫خیلی متاسفم.

186
00:13:06,187 --> 00:13:09,021
‫قبلاً هرچی می‌دونستم رو به دادستان گفتم.

187
00:13:09,104 --> 00:13:10,146
‫متوجهم.

188
00:13:10,729 --> 00:13:11,896
‫ببین خانم،

189
00:13:11,979 --> 00:13:15,437
‫ما می‌خوایم از ارنستو دوتزا
‫در برابر اتهام قتل دفاع کنیم،

190
00:13:15,521 --> 00:13:17,771
‫و در تلاشیم که بفهمیم

191
00:13:17,854 --> 00:13:21,229
‫کسی بوده که دلیلی برای کشتن نینو داشته باشه یا نه.

192
00:13:21,812 --> 00:13:24,396
‫هرچیزی که بدونید ممکنه مهم باشه.

193
00:13:24,896 --> 00:13:28,521
‫حرف زدن با شما فایده نداره.
‫واضحه که نمی‌دونید ما چطوری زندگی می‌کنیم.

194
00:13:29,729 --> 00:13:31,979
‫می‌تونی چیزی درباره ماریو فدلی بهم بگی؟

195
00:13:32,562 --> 00:13:35,104
‫ماریو مثل پدر من و نینو می‌مونه.

196
00:13:36,479 --> 00:13:39,021
‫همیشه هوامون رو داشته.
‫ازش چی می‌خواید؟

197
00:13:39,104 --> 00:13:41,437
‫که درباره اون شبِ نینو باهاش صحبت کنیم.

198
00:13:41,521 --> 00:13:44,479
‫اگه می‌خواید با ماریو صحبت کنید،
‫باید به مبارزه‌ها برید.

199
00:13:44,562 --> 00:13:45,562
‫اونجا پیداش می‌کنید.

200
00:13:46,146 --> 00:13:47,146
‫ممنون.

201
00:13:49,229 --> 00:13:50,854
‫دختره خوب همکاری می‌کنه.

202
00:13:52,937 --> 00:13:54,979
‫چی کار کنیم؟ بریم خونه؟

203
00:13:56,354 --> 00:13:58,937
‫تو برو. من یه کاری دارم.

204
00:13:59,437 --> 00:14:01,437
‫چیه؟ یه کار احمقانه؟
‫بی‌ملاحظه؟

205
00:14:01,521 --> 00:14:03,562
‫یه کار بی‌فایده، انریکو.

206
00:14:04,562 --> 00:14:05,854
‫نمی‌شه که همه‌اش تو کار بکنی.

207
00:14:08,021 --> 00:14:09,271
‫یه حموم برو.

208
00:14:24,562 --> 00:14:25,562
‫سلام.

209
00:14:34,937 --> 00:14:37,646
‫می‌ترسیدم عصبانی باشی.

210
00:14:37,729 --> 00:14:39,562
‫فقط داری کارت رو انجام میدی.

211
00:14:40,771 --> 00:14:41,812
‫متوجهم.

212
00:14:54,062 --> 00:14:56,062
‫وقتی قاضی از میز جابجات کرد،

213
00:14:56,729 --> 00:14:58,437
‫می‌خواستم با مشت بزنمش.

214
00:15:02,187 --> 00:15:03,646
‫خوب می‌شد اگه می‌زدی.

215
00:15:09,354 --> 00:15:10,812
‫داشتی مشق‌هات رو می‌نوشتی؟

216
00:15:19,062 --> 00:15:21,687
‫اگه گراتزیا میگه تلگراف رو ننوشته،

217
00:15:21,771 --> 00:15:23,396
‫حتماً یه توضیحی داره.

218
00:15:24,854 --> 00:15:27,896
‫اپراتورهای تلگراف میگن نمی‌تونن خودش رو
‫به عنوان فرستنده شناسایی کنن.

219
00:15:27,979 --> 00:15:31,812
‫بر حسب اتفاق، داداش فونتانا بوده
‫که در حین جستجوها پیداش کرده.

220
00:15:32,312 --> 00:15:35,646
‫ولی لیدیا، واضحه که قاضی درخواست‌تون

221
00:15:35,729 --> 00:15:38,146
‫برای نظر تخصصی رو
‫به خاطر تبعیضش رد کرد.

222
00:15:39,812 --> 00:15:42,021
‫پس خودم از یه متخصص که بهش اعتماد دارم
‫خواستم تاییدش کنه.

223
00:15:44,271 --> 00:15:45,521
‫تلگراف واقعیه.

224
00:15:47,229 --> 00:15:49,979
‫اعتراف به اینکه یه دوست بهت دروغ گفته کار آسونی نیست.

225
00:15:50,062 --> 00:15:51,687
‫تو چیزی ازش نمی‌دونی.

226
00:15:51,771 --> 00:15:55,812
‫اگه بهترین دوستت نبود،
‫بهش شک می‌کردی.

227
00:15:57,354 --> 00:15:59,771
‫- باشه.
‫- می‌شه یه لحظه حرفم رو گوش کنی؟

228
00:15:59,854 --> 00:16:02,062
‫نمی‌خوام باهات این صحبت رو داشته باشم.

229
00:16:02,146 --> 00:16:04,812
‫- هیچوقت نمی‌خوام فکر کنی...
‫- من هیچ فکری نمی‌کنم.

230
00:16:04,896 --> 00:16:07,937
‫تویی که داری میگی گراتزیا مخفیانه شوهرش رو

231
00:16:08,021 --> 00:16:10,271
‫توی خونه ما کشته تا ما به نفعش شهادت بدیم.

232
00:16:10,354 --> 00:16:12,562
‫منطق خیلی پیچیده‌ایه، حتی واسه من.

233
00:16:12,646 --> 00:16:15,229
‫ربطی به تو، اون، یا دوستی‌تون نداره.

234
00:16:15,312 --> 00:16:17,354
‫- من طبق مدارک پیش میرم.
‫- معلومه که همینه.

235
00:16:18,437 --> 00:16:22,521
‫چون تو مرد روشن‌فکری هستی، درسته؟
‫مثل بقیه نیستی.

236
00:16:25,229 --> 00:16:29,146
‫محاکمه تازه شروع شده و هیچی نشده محکومش کردی.

237
00:16:29,229 --> 00:16:30,604
‫همه‌مون محکومش نکردیم.

238
00:16:32,771 --> 00:16:34,854
‫باربریس عمداً توی شهر مونده، درسته؟

239
00:16:37,146 --> 00:16:40,396
‫- لیدیا، می‌شه...
‫- درست فکر نمی‌کنی.

240
00:16:42,271 --> 00:16:43,521
‫بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم.

241
00:16:57,000 --> 00:17:04,000


242
00:17:17,271 --> 00:17:18,271
‫عشقم،

243
00:17:19,146 --> 00:17:22,937
‫شنیدم افتتاحیه اتلو در تئاتر کوستانزی موفقیت‌آمیز بوده،

244
00:17:23,021 --> 00:17:27,646
‫و خیلی متاسفم که نتونستم از ردیف جلو ببینمش.

245
00:17:33,229 --> 00:17:34,979
‫نامه برای کانسوئلوست؟

246
00:17:35,937 --> 00:17:36,937
‫بله.

247
00:17:40,229 --> 00:17:42,312
‫پس واقعاً دلت براش تنگ شده؟

248
00:17:43,396 --> 00:17:44,771
‫برات عجیبه؟

249
00:17:47,229 --> 00:17:49,187
‫لیدیا دیگه یه بحث به‌پایان‌رسیده‌ست.

250
00:17:49,271 --> 00:17:50,354
‫خدا رو شکر.

251
00:17:51,229 --> 00:17:54,229
‫پس آره، دلم واسه کانسوئلو تنگ شده.

252
00:17:54,312 --> 00:17:57,979
‫واقعاً دختر شگفت‌انگیزیه، درسته؟

253
00:18:00,521 --> 00:18:04,646
‫خیلی هم انگار عاشقه، درسته؟

254
00:18:08,312 --> 00:18:12,771
‫تریسا، داستان چیه؟
‫قضیه چیه؟

255
00:18:14,187 --> 00:18:15,187
‫من...

256
00:18:16,396 --> 00:18:17,771
‫دلم واسه ماریانا تنگ شده.

257
00:18:20,187 --> 00:18:22,021
‫و خیلی نگران میلا هستم.

258
00:18:29,562 --> 00:18:33,479
‫ببخشید، انریکو رو ندیدی؟

259
00:18:33,979 --> 00:18:36,646
‫باید می‌رفت دیدن زاناردلی.
‫دیگه رفته.

260
00:18:37,687 --> 00:18:39,062
‫می‌تونم کمکت کنم؟

261
00:18:39,146 --> 00:18:42,312
‫نه، خواستم بهش بگم
‫منـو به این مسابقات بوکس ببره.

262
00:18:42,396 --> 00:18:43,437
‫مهم نیست.

263
00:18:54,062 --> 00:18:55,604
‫لیدیا، می‌شه بیام تو؟

264
00:18:55,687 --> 00:18:57,354
‫نه، دارم لباس می‌پوشم.

265
00:18:57,437 --> 00:18:59,437
‫چیزی نیست که قبلاً ندیده باشم.

266
00:19:00,937 --> 00:19:02,687
‫چی کار داری، یاکوپو؟

267
00:19:02,771 --> 00:19:05,771
‫می‌خوام همراهت به اون مسابقات بیام.

268
00:19:05,854 --> 00:19:10,437
‫آره، منم می‌خواستم هنوز عضو کانون باشم،
‫ولی زندگی منصفانه نیست.

269
00:19:10,521 --> 00:19:15,646
‫از زمانی که توی پاریس گذروندم
‫و یه تعداد کلاس بوکس‌هایی که رفتم بهت گفتم، درسته؟

270
00:19:16,979 --> 00:19:18,646
‫می‌خواستم بوکسور بشم.

271
00:19:19,437 --> 00:19:21,062
‫پس چی شد؟

272
00:19:23,646 --> 00:19:25,896
‫مغزت دوباره به کار افتاد؟

273
00:19:28,146 --> 00:19:32,437
‫نه، نخواستم چهره‌ی قشنگم خراب بشه.
‫خانمـا خیلی دوستش دارن.

274
00:19:40,687 --> 00:19:41,687
‫همینطور اون خانم.

275
00:20:06,329 --> 00:20:08,329
‫ماریو فیدلی؟

276
00:20:08,354 --> 00:20:12,021
‫اگه می‌خواستید شرط ببندید، دیر اومدید.
‫این آخرین مسابقه‌ست.

277
00:20:12,104 --> 00:20:15,854
‫نه، راستش خواستیم بفهمیم روال مبارزه‌ها چطوریه.

278
00:20:16,354 --> 00:20:17,437
‫چرا علاقمندین؟

279
00:20:21,021 --> 00:20:23,104
‫دوستم بوکسوره.

280
00:20:23,687 --> 00:20:26,312
‫توی بدترین میخونه‌های پاریس مبارزه کرده.

281
00:20:26,396 --> 00:20:30,771
‫آدم تر و تمیزی به نظر میاد،
‫ولی در واقع یه هیولای وحشیه.

282
00:20:30,854 --> 00:20:32,271
‫کاملاً عوض می‌شه.

283
00:20:33,354 --> 00:20:34,812
‫پول لازم داره.

284
00:20:36,937 --> 00:20:40,604
‫بوکسورها اگه ببرن ۵۰ لیره گیرشون میاد،
‫اگه ببازن ۲۰ لیره،

285
00:20:41,187 --> 00:20:43,979
‫و فقط می‌تونن روی خودشون شرط ببندن،
‫نه روی حریف‌شون،

286
00:20:44,562 --> 00:20:46,937
‫وگرنه ممکنه یکی بگه دارن عمداً می‌بازن.

287
00:20:47,604 --> 00:20:48,937
‫خدانکنه.

288
00:20:50,646 --> 00:20:52,312
‫یه مبارزه دیگه چطوره؟

289
00:20:54,354 --> 00:20:55,396
‫من که اصلاً خسته نیستم.

290
00:20:55,479 --> 00:20:58,771
‫- خوبه، به این میگن روحیه.
‫- با سیمونه؟

291
00:20:59,979 --> 00:21:01,729
‫این فرصت مبارزتـه.

292
00:21:03,396 --> 00:21:05,937
‫البته، اگه ببری بهت ۳۰تای دیگه میدم.

293
00:21:10,979 --> 00:21:12,729
‫اون یه غوله.

294
00:21:12,812 --> 00:21:15,437
‫آره، ولی اصلاً نمی‌تونه وایسه.
‫می‌تونم ببرم.

295
00:21:15,521 --> 00:21:17,979
‫- چی داری میگی؟
‫- اگه میگم می‌برم، می‌تونم ببرم.

296
00:21:18,062 --> 00:21:19,187
‫یا ممکنه بمیری.

297
00:21:21,146 --> 00:21:22,146
‫خب؟

298
00:21:32,396 --> 00:21:34,646
‫یه مبارزه بدون برنامه‌ریزی داریم.

299
00:21:34,729 --> 00:21:38,479
‫مستقیم از پاریس، مبارز... اسمش چی بود؟

300
00:21:39,062 --> 00:21:40,187
‫- یاکوپو.
‫- احمق.

301
00:21:40,771 --> 00:21:43,729
‫به هرکسی که روی فرانسوی‌مون شرط ببنده
‫هفت برابر پولش میدم.

302
00:21:47,979 --> 00:21:52,437
‫متوجه نگرانی‌هات هستم زاناردلی،
‫ولی تو هم باید درکم کنی.

303
00:21:53,021 --> 00:21:54,562
‫منـو دست‌بالا گرفتی.

304
00:21:55,562 --> 00:21:56,979
‫بذار اینجوری بگم.

305
00:21:58,437 --> 00:22:02,312
‫اگه این محاکمه رو ببری،
‫اسمت روی زبون همه می‌افته.

306
00:22:03,312 --> 00:22:07,979
‫و وکالتت حمایت عمومی پیدا می‌کنه.

307
00:22:08,771 --> 00:22:12,021
‫اگه ببازی، تو و وکالتت باهم غرق می‌شین.

308
00:22:13,437 --> 00:22:15,146
‫و من نمی‌تونم نجاتت بدم.

309
00:22:16,271 --> 00:22:19,771
‫اعضای هیئت منصفه همیشه غیرقابل پیش‌بینی هستن.

310
00:22:19,854 --> 00:22:21,271
‫ولی همه‌شون مَردن.

311
00:22:21,354 --> 00:22:23,604
‫موکل تو هم یه زن قاتله.

312
00:22:24,854 --> 00:22:27,521
‫تو یه حرفه سیاسی خیلی آینده‌دار داری.

313
00:22:28,479 --> 00:22:31,812
‫منطقیه که برای یه هدف ازدست‌رفته بجنگی؟

314
00:22:33,062 --> 00:22:34,104
‫سوال خوبیه.

315
00:22:41,187 --> 00:22:42,771
‫یاکوپو، فرار کن!

316
00:23:05,021 --> 00:23:06,229
‫لعنتی!

317
00:23:06,312 --> 00:23:09,729
‫خواهرم اگه بود می‌گفت
‫اگه تمام اهدافی که به نظرمون

318
00:23:09,812 --> 00:23:13,646
‫ازدست‌رفته هستن رو رها کنیم،
‫نمی‌تونیم به عنوان یه جامعه متمدن رشد کنیم.

319
00:23:13,729 --> 00:23:15,812
‫می‌دونیم طرز فکر خواهرت چیه.

320
00:23:16,812 --> 00:23:17,979
‫خودت چی؟

321
00:23:18,729 --> 00:23:19,896
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

322
00:23:22,062 --> 00:23:24,062
‫من یه والدوسی هستم، زاناردلی.

323
00:23:24,937 --> 00:23:29,437
‫۷۰۰ ساله که می‌خوان ما رو نوکیش کنن.

324
00:23:30,437 --> 00:23:34,562
‫ما رو طرد کردن، محاکمه کردن،
‫روی چوب سوزوندن.

325
00:23:35,312 --> 00:23:36,479
‫فایده هم نداشته.

326
00:23:37,604 --> 00:23:39,146
‫ما مردم سرسختی هستیم.

327
00:23:41,604 --> 00:23:44,396
‫نمی‌شه کلاً خلاف وجدان‌مون عمل کنیم.

328
00:23:55,896 --> 00:23:57,354
‫بزنش!

329
00:24:06,146 --> 00:24:07,396
‫ادامه بده!

330
00:24:08,479 --> 00:24:10,354
‫منتظر چی هستی؟ دوباره!

331
00:24:25,979 --> 00:24:28,146
‫سه، دو، یک!

332
00:24:28,229 --> 00:24:29,229
‫تموم شد!

333
00:24:29,271 --> 00:24:30,521
‫بردم!

334
00:24:30,604 --> 00:24:32,729
‫تموم شد!

335
00:24:38,604 --> 00:24:39,812
‫آخ.

336
00:24:39,896 --> 00:24:42,187
‫- اصلاً دستم بهت نخورد.
‫- می‌فهمم، ولی مصدوم شدم.

337
00:24:42,271 --> 00:24:44,771
‫- دست خودم نیست.
‫- فقط مراقب باش.

338
00:24:47,187 --> 00:24:52,396
‫بگذریم، اولین مسابقه بوکس زندگیم بود
‫و قهرمان حال حاضر رو شکست دادم.

339
00:24:52,479 --> 00:24:56,604
‫بهتره پُزش رو ندی
‫که یه مسابقه تبانی‌شده رو بُردی، یاکوپو.

340
00:24:56,687 --> 00:24:58,521
‫تبانی‌شده؟
‫زدم ناک‌اوتش کردم.

341
00:24:58,604 --> 00:24:59,604
‫خودش گذاشت ببری.

342
00:24:59,646 --> 00:25:02,687
‫عمراً! طرف درست جلوی من بود.
‫خسته بود و من...

343
00:25:02,771 --> 00:25:05,437
‫یاکوپو، وقتی داشتی مبارزه می‌کردی،

344
00:25:05,521 --> 00:25:08,062
‫ماریو فدلی یه لیوان روی کانترش رو برعکس کرد.

345
00:25:08,146 --> 00:25:10,937
‫از اون لحظه به بعد،
‫سیمون گذاشت بهش مشت بزنی.

346
00:25:11,021 --> 00:25:13,271
‫- نمی‌شه تصادفی باشه.
‫- فکر نکنم.

347
00:25:13,354 --> 00:25:17,104
‫بهش فکر کن. یه کلاهبرداری بزرگه
‫که از طریق شرط‌بندی پول در بیارن.

348
00:25:17,187 --> 00:25:18,396
‫منطقیه.

349
00:25:19,937 --> 00:25:21,146
‫- نه بابا؟
‫- آره.

350
00:25:22,229 --> 00:25:23,812
‫خیلی چیزها رو توضیح میده.

351
00:25:24,812 --> 00:25:25,646
‫باشه.

352
00:25:25,729 --> 00:25:32,729
‫بگذریم، باید بگم شگفت‌انگیز بود
‫که دیدم یکی با مشت زدت.

353
00:25:33,604 --> 00:25:34,729
‫بالاخره.

354
00:25:46,604 --> 00:25:48,146
‫- بده بیاد، خودم انجامش میدم.
‫- آره.

355
00:26:02,312 --> 00:26:04,812
‫ماریو فدلی چقدر بهت پول میده
‫که مبارزه رو ببازی؟

356
00:26:05,562 --> 00:26:07,979
‫مسابقه تمومه. می‌تونید برید خونه.

357
00:26:08,062 --> 00:26:10,479
‫نینو هم توی این مسابقه‌های تبانی‌شده بود؟

358
00:26:11,187 --> 00:26:14,437
‫شاید اونی که باید می‌بُرد رو باخت
‫و یکی مجبورش کرد تقاصش رو پس بده؟

359
00:26:14,521 --> 00:26:16,854
‫- می‌شه بس کنی؟
‫- آروم باش، خب؟

360
00:26:17,354 --> 00:26:19,437
‫این بیرون هرچقدر بخوام می‌تونم بزنمت.
‫مراقب باش.

361
00:26:19,521 --> 00:26:21,104
‫واقعاً گذاشتی ببرم؟

362
00:26:23,354 --> 00:26:25,521
‫من وکیل آقای دوتزا هستم.

363
00:26:25,604 --> 00:26:28,146
‫می‌تونم بگم اداره دادستانی ازت بازجویی کنه.

364
00:26:30,479 --> 00:26:32,354
‫واقعاً فکر می‌کنی دوتزا بیگناهه؟

365
00:26:32,937 --> 00:26:34,771
‫بهت گفته پسرش چطوری مُرده؟

366
00:26:35,812 --> 00:26:39,104
‫پسرت توی یه مبارزه با نینو بیراگو مُرده.

367
00:26:39,604 --> 00:26:41,146
‫چرا بهمون نگفتی؟

368
00:26:41,229 --> 00:26:42,812
‫اگه دادستانی بفهمه،

369
00:26:42,896 --> 00:26:45,646
‫انگیزه‌ی بی‌چون‌وچرا برعلیهت دارن. انتقام.

370
00:26:45,729 --> 00:26:47,062
‫من دنبال انتقام نبودم.

371
00:26:48,604 --> 00:26:52,437
‫پس چرا به این مسابقه‌ها می‌رفتی؟
‫واسه علاقه ورزشی؟

372
00:26:52,521 --> 00:26:54,854
‫نمی‌دونستم کی پسرم رو کشته.

373
00:26:54,937 --> 00:26:58,646
‫واسه همین رفتم به مسابقه‌ها.
‫که بفهمم.

374
00:26:59,562 --> 00:27:03,396
‫نینو اومد سمتم.
‫عذاب‌وجدان داشت نابودش می‌کرد.

375
00:27:04,604 --> 00:27:06,146
‫فکر می‌کنی صادقانه حرف زده؟

376
00:27:06,229 --> 00:27:07,437
‫آره.

377
00:27:08,187 --> 00:27:09,687
‫آخرش قانعم کرد

378
00:27:09,771 --> 00:27:13,854
‫که توی مسابقه آخر شب روی حریفش ببندم.
‫همه‌چیز تبانی شده بود.

379
00:27:14,354 --> 00:27:17,479
‫با پول بُردش می‌تونستم یه مقدار از بدهی‌هام رو صاف کنم.

380
00:27:19,062 --> 00:27:20,104
‫بقیه‌اش هم که می‌دونید.

381
00:27:23,146 --> 00:27:24,396
‫خیلی بده.

382
00:27:24,979 --> 00:27:25,812
‫دفاع‌ناپذیره.

383
00:27:25,896 --> 00:27:29,271
‫دلیلی نداشته کسی که باهاش توافق کرده بوده رو بکشه.

384
00:27:29,354 --> 00:27:32,729
‫می‌فهمم، ولی فقط حرف خودشه.
‫توی بازجویی‌های قبلی دروغ گفته.

385
00:27:32,812 --> 00:27:33,812
‫باشه.

386
00:27:34,229 --> 00:27:38,937
‫آقای دوتزا، کسی هست که بتونه شهادت بده
‫تو و نینو باهم توافقی داشتید؟

387
00:27:43,562 --> 00:27:44,687
‫عالیه.

388
00:27:44,771 --> 00:27:46,437
‫حرف دوتزا رو باور نمی‌کنم.

389
00:27:49,437 --> 00:27:51,146
‫حقیقت رو بهمون نمیگه.

390
00:27:53,062 --> 00:27:54,146
‫گوشت با منه؟

391
00:27:54,646 --> 00:27:57,646
‫نه، ببخشید.
‫تو فکر زاناردلی بودم.

392
00:27:57,729 --> 00:27:59,562
‫زاناردلی چه ربطی به داستان داره؟

393
00:27:59,646 --> 00:28:02,062
‫نگفتی دیشب چی شد.

394
00:28:02,146 --> 00:28:04,146
‫- از چی حرف زدین؟
‫- هیچی.

395
00:28:04,229 --> 00:28:06,812
‫اینکه کریسپی قراره نخست‌وزیر جدید بشه.

396
00:28:06,896 --> 00:28:08,271
‫- همچین چیزهایی.
‫- باشه.

397
00:28:09,354 --> 00:28:10,854
‫از محاکمه حرف نزد.

398
00:28:10,937 --> 00:28:13,479
‫پس اومده تورین از کریسپی باهات صحبت کنه.

399
00:28:14,312 --> 00:28:15,312
‫آره.

400
00:28:15,354 --> 00:28:18,187
‫تریسا، فقط ۲۰ متر فاصله دارم.

401
00:28:18,271 --> 00:28:20,646
‫شلوغش نکن دیگه.

402
00:28:20,729 --> 00:28:24,354
‫انریکو گاهی مثل یه غارنشین رفتار می‌کنه،
‫ولی نمی‌خواسته بهت توهین کنه.

403
00:28:24,437 --> 00:28:26,271
‫باز چی کار کردم؟

404
00:28:31,562 --> 00:28:32,979
‫- یاکوپو، وایسا.
‫- تریسا.

405
00:28:33,062 --> 00:28:35,187
‫می‌شه یکی بگه قضیه چیه؟

406
00:28:36,062 --> 00:28:38,479
‫یاکوپو داره میره واحد آقای فراری.

407
00:28:38,562 --> 00:28:40,729
‫خبر خیلی خوبیه.
‫معامله خوبی کردی؟

408
00:28:40,812 --> 00:28:43,521
‫لیدیا، لطفاً بهش بگو خوشحال می‌شیم که بمونه.

409
00:28:43,604 --> 00:28:46,646
‫ببخشید عزیزم، ولی شاید انریکو نمی‌خواد بمونم.

410
00:28:48,062 --> 00:28:49,604
‫کار اشتباهی کردیم؟

411
00:28:49,687 --> 00:28:52,562
‫- اصلاً.
‫- می‌بینی؟ اگه اینقدر بی‌ادب نبودی...

412
00:28:52,646 --> 00:28:56,979
‫تریسا، تو بهترین خواهر دنیایی. جدی میگم.

413
00:28:57,062 --> 00:29:00,979
‫شوهرت هم آدم خوبیه.
‫منم عاشق بحث کردن باهاتـم.

414
00:29:01,062 --> 00:29:04,604
‫ولی کافیه، چون داره مسخره می‌شه. خب؟

415
00:29:04,687 --> 00:29:07,854
‫اگه کارم داشتی، چند قدم راه برو، در بزن تا بیام.

416
00:29:08,604 --> 00:29:10,062
‫بچه‌ها، مراقب باشید.

417
00:29:11,437 --> 00:29:13,396
‫شجاع باش، آلبرتینا.

418
00:29:19,187 --> 00:29:21,312
‫نمی‌دونم چم شد. حس می‌کنم...

419
00:29:21,812 --> 00:29:22,812
‫چی؟

420
00:29:24,229 --> 00:29:26,771
‫بی‌فایده‌ست.
‫تو هیچی نمی‌فهمی.

421
00:29:27,937 --> 00:29:29,604
‫- چه خاکی به سر بریزم؟
‫- برو پیشش!

422
00:29:31,479 --> 00:29:33,396
‫نور زندگیم!

423
00:29:38,000 --> 00:29:45,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

424
00:29:49,687 --> 00:29:51,062
‫اینـو جا گذاشتی.

425
00:29:51,562 --> 00:29:53,437
‫ممنون.

426
00:29:53,937 --> 00:29:56,312
‫می‌تونستی واسه یادگاری بذاریش پیش تریسا بمونه.

427
00:29:56,396 --> 00:30:00,021
‫لاشی نباش.
‫تریسا الان خیلی شکننده‌ست.

428
00:30:01,562 --> 00:30:03,729
‫همه‌مون هستیم، لیدیا.

429
00:30:06,062 --> 00:30:07,354
‫- یکم کنیاک می‌زنی؟
‫- نه.

430
00:30:07,437 --> 00:30:10,312
‫تو، من و کنیاک هیچوقت ایده خوبی نیست.

431
00:30:11,437 --> 00:30:14,187
‫- چرا؟
‫- همینجوری. انگار آشناپنداریه.

432
00:30:15,062 --> 00:30:16,146
‫آشناپنداری.

433
00:30:20,646 --> 00:30:23,396
‫- هنوز خیلی درد داره؟
‫- یکمی، آره.

434
00:30:23,896 --> 00:30:26,562
‫حداقل ارزشش رو داشت؟

435
00:30:26,646 --> 00:30:31,312
‫آره، فهمیدیم دوتزا و بیراگو
‫همدیگه رو می‌شناختن.

436
00:30:31,937 --> 00:30:35,021
‫یه توافقی داشتن که سر ماریو فدلی کلاه بذارن.

437
00:30:35,521 --> 00:30:39,396
‫ممکنه واسه تبرئه کردنش
‫از اتهام قتل کافی باشه.

438
00:30:39,479 --> 00:30:41,979
‫- ولی؟
‫- ولی فقط حرف خودشه.

439
00:30:42,562 --> 00:30:48,312
‫یه شاهد واسه این توافق می‌خوام.
‫دوتزا میگه به کسی نگفته.

440
00:30:48,396 --> 00:30:50,354
‫نینو؟ شاید نینو گفته.

441
00:30:50,437 --> 00:30:52,979
‫آره، خواهرش رومیلدا هست.

442
00:30:53,062 --> 00:30:56,854
‫ولی اون و نینو رابطه خیلی نزدیک

443
00:30:56,937 --> 00:30:58,354
‫و شاید ناسالمی با ماریو فدلی داشتن،

444
00:30:58,437 --> 00:31:00,979
‫و اگه می‌دونسته که برادرش می‌خواد سرش کلاه بذاره،

445
00:31:01,062 --> 00:31:03,271
‫سعی می‌کرده نظرش رو عوض کنه.

446
00:31:03,354 --> 00:31:09,187
‫شاید سعی کرده و شکست خورده.
‫داداش بزرگه‌ها می‌تونن خیلی کله‌شق باشن.

447
00:31:13,437 --> 00:31:14,437
‫درسته.

448
00:31:17,562 --> 00:31:20,604
‫دیدی؟ اون همه مشت خوردن به صورتت
‫برات خوب بود.

449
00:31:20,687 --> 00:31:22,771
‫مغزت بهتر کار می‌کنه.
‫آفرین.

450
00:31:24,479 --> 00:31:26,729
‫می‌دونی پسر دوتزا چطوری مُرده؟

451
00:31:27,979 --> 00:31:30,271
‫تصادف بود.
‫تقصیر نینو نبود.

452
00:31:30,354 --> 00:31:31,604
‫خودش اینـو بهت گفته.

453
00:31:32,187 --> 00:31:36,187
‫اینـم گفته که به دوتزا گفته
‫علیهش شرط ببنده؟

454
00:31:36,271 --> 00:31:41,312
‫- به خاطر عذاب‌وجدانش توی یه مسابقه تبانی‌شده.
‫- نمی‌دونم منظورت چیه.

455
00:31:41,396 --> 00:31:45,312
‫ماریو فدلی فهمیده
‫و نینو رو توی حوض غرق کرده.

456
00:31:45,396 --> 00:31:48,771
‫پیغام واضحه.
‫کسی حق نداره ازش دزدی کنه.

457
00:31:48,854 --> 00:31:50,979
‫کی بهش هشدار داد؟
‫یکی که با نینو مشکل داشته،

458
00:31:51,062 --> 00:31:53,979
‫یا شاید کسی که فکر نمی‌کرده ماریو بهش صدمه بزنه؟

459
00:31:54,062 --> 00:31:55,062
‫بس کن، من...

460
00:31:55,146 --> 00:31:57,396
‫رومیلدا، می‌دونم ترسیدی.

461
00:31:57,479 --> 00:31:59,687
‫ولی افرادی مثل ماریو فدلی روی این حقیقت حساب باز می‌کنن

462
00:31:59,771 --> 00:32:02,396
‫که خانمـا از ترس عواقب ساکت می‌مونن.

463
00:32:02,479 --> 00:32:04,479
‫چرا دست از سرم برنمی‌داری؟

464
00:32:06,896 --> 00:32:09,479
‫چون داداشت لایق عدالته.

465
00:32:10,479 --> 00:32:11,729
‫همینطور دوتزا.

466
00:32:13,687 --> 00:32:16,354
‫می‌دونم نتونستی نجاتش بدی.

467
00:32:16,854 --> 00:32:21,271
‫ولی تنها فردی هم هستی
‫که می‌تونه بگه واقعاً چی شده.

468
00:32:22,604 --> 00:32:26,104
‫اگه از شر فدلی خلاص نشیم،
‫افراد بیشتری خواهند مُرد.

469
00:32:28,229 --> 00:32:29,937
‫ولی اگه حرف بزنی، آزاد می‌شی.

470
00:32:32,312 --> 00:32:36,021
‫من و نینو فقط بچه بودیم
‫که ماریو از راهبه‌ها گرفتـمون.

471
00:32:36,604 --> 00:32:38,479
‫همیشه برامون فراهم می‌کرد.

472
00:32:39,146 --> 00:32:41,271
‫ما هیچوقت مزاحمش نمی‌شدیم.

473
00:32:41,354 --> 00:32:44,812
‫ولی بعدش که اون پسره، پسر دوتزا مُرد،

474
00:32:45,896 --> 00:32:47,729
‫نینو خیلی ناراحت شد.

475
00:32:48,312 --> 00:32:51,187
‫می‌شه بری سر اصل مطلب، خانم؟

476
00:32:54,854 --> 00:32:58,312
‫من به فدلی گفتم که برادرم
‫با آقای دوتزا یه قراری گذاشته.

477
00:32:59,104 --> 00:33:03,062
‫فدلی پیشونیم رو بوسید و گفت،
‫حلش می‌کنم.

478
00:33:03,146 --> 00:33:06,146
‫بعدش دیدم سرش رو زیر آب نگه داشته.

479
00:33:07,146 --> 00:33:08,771
‫داد زدم که بس کنه.

480
00:33:09,396 --> 00:33:11,396
‫ولی دیگه نینو نفس نمی‌کشید.

481
00:33:12,271 --> 00:33:14,104
‫فدلی ولش کرد همونجا.

482
00:33:15,062 --> 00:33:16,437
‫به من هم گفت خفه شو.

483
00:33:17,521 --> 00:33:19,312
‫به چیزی که حقش بود رسید.

484
00:33:21,521 --> 00:33:24,021
‫چی بگم، جناب قاضی؟

485
00:33:24,521 --> 00:33:28,479
‫قصد داشتیم انگیزه آقای دوتزا رو پیدا کنیم.

486
00:33:29,062 --> 00:33:32,437
‫ولی از آقای پوئت ممنونیم
‫که قبل از ما مسئله رو حل کرد.

487
00:33:32,937 --> 00:33:35,354
‫میگم آقای فدلی رو امروز دستگیر کنن.

488
00:33:35,437 --> 00:33:37,396
‫از شما هم ممنونم، آقا.

489
00:33:37,479 --> 00:33:39,979
‫دلیلی نمی‌بینم که موکل‌تون رو توی زندان نگه دارم.

490
00:33:40,646 --> 00:33:42,854
‫ولی یه چیزی رو نمی‌تونم بفهمم.

491
00:33:43,812 --> 00:33:46,104
‫وقتی نینو این تصمیم رو گرفت،

492
00:33:46,687 --> 00:33:48,354
‫چرا بهش خیانت کردی؟

493
00:33:48,854 --> 00:33:51,312
‫نه جناب قاضی، من به کسی خیانت نکردم.

494
00:33:52,479 --> 00:33:56,854
‫می‌ترسیدم ماریو وقتی خیلی دیر شده بفهمه
‫و به نینو صدمه بزنه.

495
00:33:56,937 --> 00:33:58,437
‫واسه همین بهش گفتم.

496
00:33:59,021 --> 00:34:01,771
‫فقط امیدوار بودم که آخرش، مسائل رو حل کنن.

497
00:34:05,271 --> 00:34:06,979
‫می‌خواستم مسائل رو حل کنن.

498
00:34:09,687 --> 00:34:11,104
‫خانم،

499
00:34:12,146 --> 00:34:13,854
‫بابت چیزی نامطمئن هستید؟

500
00:34:15,104 --> 00:34:16,604
‫نه، همه‌چیز خیلی واضحه.

501
00:34:18,146 --> 00:34:21,062
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدوس.

502
00:34:22,979 --> 00:34:25,229
‫بابت این غذا ازت ممنونیم، خدایا.

503
00:34:25,312 --> 00:34:28,521
‫خدمتکار وفادارت گویدو، برادرم رو به یاد بیار.

504
00:34:28,604 --> 00:34:32,854
‫و مسیر برادرزاده‌ام رو توی جنگل تاریک زندگی روشن کن.

505
00:34:33,437 --> 00:34:34,562
‫می‌شه بخوریم؟

506
00:34:36,229 --> 00:34:38,271
‫تو درخواستی از عیسی نداری؟

507
00:34:40,979 --> 00:34:44,646
‫از پادشاه، رژیم، عمو و روحم محافظت کن.

508
00:34:44,729 --> 00:34:47,479
‫و اگه شد...

509
00:34:48,729 --> 00:34:50,104
‫اگه شد...

510
00:34:50,812 --> 00:34:53,187
‫...به مامانم کمک کن که خیلی نیازش داره.

511
00:34:56,771 --> 00:34:58,021
‫حالا بیا بخوریم.

512
00:34:59,979 --> 00:35:05,062
‫ستوان، انریکو پوئت و خواهرش می‌خوان شما رو ببینن.

513
00:35:09,979 --> 00:35:11,479
‫میلا، تو اینجا منتظر باش.

514
00:35:24,354 --> 00:35:27,187
‫صبح بخیر ستوان.
‫می‌خوایم با برادرزاده‌ات صحبت کنیم.

515
00:35:27,271 --> 00:35:29,187
‫حق اعتراض دارم؟

516
00:35:29,937 --> 00:35:32,896
‫بله، ولی مجبورمون می‌کنی
‫که به دست قاضی احضارش کنیم.

517
00:35:34,104 --> 00:35:35,687
‫حق اعتراض دارم؟

518
00:35:36,979 --> 00:35:39,229
‫آقای فونتانا، متوجهی اگه اعتراض کنی،

519
00:35:39,312 --> 00:35:41,146
‫بچه باید توی دادگاه شهادت بده؟

520
00:35:41,229 --> 00:35:43,771
‫حق اعتراض دارم؟

521
00:35:46,896 --> 00:35:48,562
‫پس اعتراض دارم.

522
00:35:49,979 --> 00:35:50,979
‫با اجازه.

523
00:36:09,687 --> 00:36:11,437
‫همیشه تنهایی؟

524
00:36:15,354 --> 00:36:17,604
‫اسم من ویرجینیاست.
‫یه ساله که اینجام.

525
00:36:18,271 --> 00:36:21,437
‫- من گراتزیا هستم.
‫- می‌دونم. شوهرت رو کشتی.

526
00:36:21,937 --> 00:36:23,312
‫همون ملوان قهرمان.

527
00:36:23,396 --> 00:36:25,187
‫نمی‌خواستم بکشمش.

528
00:36:25,937 --> 00:36:27,062
‫کار درست رو کردی.

529
00:36:27,146 --> 00:36:29,812
‫همه مردها باید کشته بشن
‫و دنیا از اول شروع بشه.

530
00:36:29,896 --> 00:36:32,937
‫- فقط خانم‌ها بمونن.
‫- باید یه تعدادی رو نگه داریم.

531
00:36:33,437 --> 00:36:37,187
‫فقط واسه تولیدمثل.
‫بعدش یهو سرشون رو قطع کنیم.

532
00:36:37,271 --> 00:36:38,687
‫مثل آخوندک‌ها.

533
00:36:39,646 --> 00:36:41,229
‫فقط خواستم از خودم دفاع کنم.

534
00:36:41,312 --> 00:36:43,854
‫کسی براش مهم نیست.

535
00:36:43,937 --> 00:36:46,146
‫انجامش دادی و قراره محکوم بشی.

536
00:36:46,729 --> 00:36:50,104
‫ممنون. واقعاً یکم امید نیاز داشتم.

537
00:36:51,021 --> 00:36:53,521
‫باید تو جای درستی دنبال امید بگردی.

538
00:36:54,937 --> 00:36:57,896
‫وقتی خواستی با کسی آشنا بشی،
‫بیا پیش ما.

539
00:36:58,521 --> 00:37:00,312
‫یه چیزهایی واسه حرف زدن داریم.

540
00:37:16,271 --> 00:37:18,312
‫چیزی که نمی‌فهمم، جناب،

541
00:37:18,396 --> 00:37:20,771
‫اینه که چرا شهادت یک بچه

542
00:37:20,854 --> 00:37:24,187
‫که شاهد رویداد نبوده رو اینقدر مهم می‌دونی.

543
00:37:24,271 --> 00:37:29,021
‫خب، جناب قاضی، ما خیلی از مهم بودنش مطمئن نیستیم.

544
00:37:30,521 --> 00:37:33,729
‫ولی می‌خوایم با دختره صحبت کنیم
‫تا یه تئوری‌مون رو تایید کنه.

545
00:37:33,812 --> 00:37:35,604
‫جناب قاضی، امکان‌پذیر نیست.

546
00:37:36,187 --> 00:37:39,104
‫می‌دونیم تاثیر گذاشتن روی استشهادیه یه کودک چقدر آسونه.

547
00:37:39,187 --> 00:37:42,396
‫پس فکر می‌کنی تیم مدعی‌علیه می‌خولاد روی شهادتش تاثیر بذاره؟

548
00:37:42,479 --> 00:37:44,812
‫نه خانم، چنین منظوری ندارم.

549
00:37:44,896 --> 00:37:47,396
‫ولی مطمئنم تاثیر گذاشتن روی یک کودک آسونه

550
00:37:47,479 --> 00:37:49,979
‫با وجود نیت خیر افرادی که دارن ازش سوال می‌پرسن.

551
00:37:50,062 --> 00:37:53,729
‫میلا فونتانا اطلاعات اساسی داره،

552
00:37:53,812 --> 00:37:55,771
‫هیئت منصفه هم باید مطلع بشه.

553
00:37:55,854 --> 00:37:57,687
‫باشه خانم. متوجهیم.

554
00:37:57,771 --> 00:38:00,021
‫آقا، اگه می‌خواید تئوری‌تون تایید بشه،

555
00:38:00,104 --> 00:38:02,146
‫باید توی دادگاه انجامش بدید.

556
00:38:02,729 --> 00:38:05,104
‫مقابل هیئت منصفه و دادستانی.

557
00:38:05,187 --> 00:38:06,479
‫مشکلی نداریم.

558
00:38:10,146 --> 00:38:14,646
‫مدعی‌علیه از کامیلا فونتانا درخواست می‌کنه که شهادت بده.

559
00:38:14,729 --> 00:38:21,562
‫...کامیلا فونتانای کودک،
‫دختر قربانی، سروان فونتانا...

560
00:38:21,646 --> 00:38:24,104
‫...مدعی‌علیه، گراتزیا فونتانا.

561
00:38:37,104 --> 00:38:40,646
‫میلا، خبر داشتی که پدر و مادرت

562
00:38:40,729 --> 00:38:42,396
‫همیشه باهم دعوا می‌کنن؟

563
00:38:45,187 --> 00:38:46,937
‫متوجه سوال شدی؟

564
00:38:48,437 --> 00:38:49,437
‫بله.

565
00:38:50,021 --> 00:38:53,187
‫خیلی بحث می‌کردن.

566
00:38:53,271 --> 00:38:55,771
‫اون هم ناراحتت می‌کرد؟

567
00:38:55,854 --> 00:38:59,104
‫جناب قاضی، فکر نکنم احساسات یه کودک ربطی داشته باشه.

568
00:38:59,187 --> 00:39:00,646
‫قصد داشتم بگم،

569
00:39:01,604 --> 00:39:04,187
‫می‌خواستی آشتی‌شون بدی؟

570
00:39:05,854 --> 00:39:06,854
‫بله.

571
00:39:07,271 --> 00:39:08,271
‫چطوری؟

572
00:39:09,437 --> 00:39:15,021
‫رفتم اداره تلگراف
‫و از یه خانم خواستم

573
00:39:16,021 --> 00:39:18,062
‫اگه می‌شه واسه پدرم یه تلگراف بزنه.

574
00:39:19,979 --> 00:39:22,104
‫بهش گفتم به اسم گراتزیا امضاش کنه.

575
00:39:29,229 --> 00:39:32,187
‫متاسفم مامان.
‫می‌دونم باید بهت می‌گفتم.

576
00:39:32,271 --> 00:39:34,354
‫تقصیر تو نیست.
‫کارت طبیعی بوده.

577
00:39:34,437 --> 00:39:37,812
‫- کاری کردی که هرکسی...
‫- نمی‌خواد توضیحش بدی، جناب.

578
00:39:38,312 --> 00:39:44,604
‫میلا، اسم خانمی که تلگراف زد رو یادته؟

579
00:39:45,729 --> 00:39:48,229
‫ازش نپرسیدم. ببخشید.

580
00:39:48,729 --> 00:39:51,437
‫می‌تونی بازم پیداش کنی؟

581
00:39:51,937 --> 00:39:54,937
‫- می‌تونیم تایید کنیم...
‫- سوال دیگه‌ای دارید، جناب؟

582
00:39:56,562 --> 00:39:57,729
‫نه، جناب قاضی.

583
00:39:58,604 --> 00:39:59,937
‫دادستانی؟

584
00:40:09,104 --> 00:40:10,312
‫خوندن بلدی؟

585
00:40:10,812 --> 00:40:13,229
‫- بله.
‫- بله؟ خوبه.

586
00:40:13,729 --> 00:40:18,312
‫این چند روز گذشته
‫روزنامه‌ها رو خوندی؟

587
00:40:19,354 --> 00:40:23,729
‫فهمیدی که مادرت انکار کرده
‫که اون تلگراف رو نوشته؟

588
00:40:24,937 --> 00:40:26,521
‫آره.

589
00:40:27,104 --> 00:40:28,229
‫عجب دیوثی.

590
00:40:30,021 --> 00:40:32,229
‫سوال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.

591
00:40:32,312 --> 00:40:33,729
‫واسه امروز کافیه.

592
00:40:33,812 --> 00:40:37,312
‫جناب قاضی، قرار بود دکتر موناری امروز شهادت بده.

593
00:40:37,396 --> 00:40:38,771
‫فردا، آقا.

594
00:40:38,854 --> 00:40:41,271
‫شهادتش برای مدعی‌علیه حیاتیه.

595
00:40:41,354 --> 00:40:42,354
‫دقیقاً.

596
00:40:42,729 --> 00:40:46,479
‫خوب آماده بشید و به هیئت منصفه
‫وقت برای استراحت بدین.

597
00:40:46,979 --> 00:40:49,062
‫ختم جلسه.

598
00:41:01,687 --> 00:41:05,271
‫ببخشید خانم.
‫پس نمی‌ذارن امروز صحبت کنم؟

599
00:41:05,354 --> 00:41:06,479
‫نه، درست وقتی دادستانی جلو افتاده

600
00:41:06,562 --> 00:41:08,562
‫می‌خوان ختم جلسه رو اعلام کنن.

601
00:41:08,646 --> 00:41:10,937
‫فردا بهتره. برو خونه استراحت کن.

602
00:41:11,021 --> 00:41:12,021
‫ممنون.

603
00:41:17,604 --> 00:41:20,771
‫علیرغم طرز تفکر اعضای هیئت منصفه،

604
00:41:20,854 --> 00:41:26,437
‫انکارناپذیره که شهادت کامیلا فونتانای جوان

605
00:41:26,521 --> 00:41:29,604
‫تمام پرونده دادستانی رو تحلیل برده.

606
00:41:29,687 --> 00:41:32,312
‫و دادستان فورنو،

607
00:41:32,396 --> 00:41:36,937
‫به جای القای شک‌های جانب‌دارانه
‫درباره صداقت کودک،

608
00:41:37,021 --> 00:41:40,312
‫این تئوری محو رو مطرح می‌کنه

609
00:41:40,396 --> 00:41:44,521
‫که سروان گویدو فونتانا
‫با عمد کشته شده.

610
00:41:44,604 --> 00:41:45,979
‫بذار همینجا حرفت رو قطع کنم.

611
00:41:47,521 --> 00:41:50,187
‫رفرنس به فورنو واجبه؟

612
00:41:51,146 --> 00:41:52,604
‫لیدیا، اون بهش برمی‌خوره، باشه؟

613
00:41:52,687 --> 00:41:56,479
‫بهش برمی‌خوره، ولی آره،
‫واجبه چون توی جنگ هستیم.

614
00:41:56,562 --> 00:42:00,896
‫توی جنگ با یه طرز فکریم، نه اون، یاکوپو.

615
00:42:00,979 --> 00:42:02,104
‫گوش کن لیدیا.

616
00:42:02,187 --> 00:42:05,312
‫خوب می‌فهمم که

617
00:42:05,396 --> 00:42:08,062
‫وضعیت سختی داری،
‫و باور کن می‌خوام کمک کنم.

618
00:42:09,521 --> 00:42:14,104
‫ولی اینجا بحث کاره، پس روابطت...

619
00:42:15,854 --> 00:42:17,187
‫نمی‌خوای باز کنی؟

620
00:42:26,979 --> 00:42:28,104
‫سوپرایز عشقم!

621
00:42:28,187 --> 00:42:29,479
‫سلام عزیزم.

622
00:42:34,854 --> 00:42:36,104
‫- سلام.
‫- سلام.

623
00:42:44,604 --> 00:42:45,479
‫چی شده؟

624
00:42:45,562 --> 00:42:48,104
‫- نه، چی؟ هیچی، ما...
‫- هیچی.

625
00:42:48,187 --> 00:42:49,437
‫بهم ابراز علاقه می‌کردین؟

626
00:42:49,521 --> 00:42:50,979
‫- نه.
‫- نه. به هیچ وجه.

627
00:42:51,062 --> 00:42:54,979
‫- نه، فقط اینـو نوشتم و...
‫- داشتیم...

628
00:42:55,062 --> 00:42:56,062
‫خدای من.

629
00:42:56,479 --> 00:42:58,437
‫- خوش برگشتی، کانسوئلو.
‫- ممنون.

630
00:42:58,521 --> 00:43:00,104
‫- تنهاتون می‌ذارم.
‫- آره.

631
00:43:06,146 --> 00:43:07,146
‫خب چطور پیش رفت؟

632
00:43:08,646 --> 00:43:10,729
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود، خوشتیپ.

633
00:43:11,229 --> 00:43:12,437
‫- جدی؟
‫- آره.

634
00:43:12,521 --> 00:43:17,229
‫فکر کردم مجبورم کردی اینجا بمونم
‫چون نمی‌خواستی توی رُم باشم.

635
00:43:19,521 --> 00:43:20,729
‫حسودیت شده؟

636
00:43:33,729 --> 00:43:37,896
‫عشقم!

637
00:43:44,729 --> 00:43:46,062
‫انریکو، صداشون رو می‌شنوی؟

638
00:43:46,937 --> 00:43:48,187
‫آره، نور زندگیم.

639
00:43:48,771 --> 00:43:50,396
‫من هیچوقت اونجوری جیغ نزدم.

640
00:43:50,479 --> 00:43:52,687
‫تو خواننده اپرا نیستی، تریسا.

641
00:44:02,437 --> 00:44:03,604
‫ما هم می‌تونیم انجامش بدیم.

642
00:44:04,937 --> 00:44:05,937
‫چی؟

643
00:44:07,396 --> 00:44:08,812
‫آها، اونـو میگی؟

644
00:44:08,896 --> 00:44:11,479
‫- نمی‌دونم. چند ماهی گذشته، تریسا.
‫- چند سال.

645
00:44:12,187 --> 00:44:14,937
‫فکر نکنم وقتش مناسب باشه، تریسا.

646
00:44:15,021 --> 00:44:17,271
‫ملاقات با زاناردلی افتضاح پیش رفت.

647
00:44:17,354 --> 00:44:19,062
‫حرفـای منطقی‌ای زد،

648
00:44:19,146 --> 00:44:22,604
‫و من هی می‌گفتم
‫والدوسی‌ها کله‌شق هستن.

649
00:44:22,687 --> 00:44:24,687
‫به لیدیا نگو.
‫نمی‌خوام نگران بشه.

650
00:44:24,771 --> 00:44:26,854
‫الان بهش فکر نکن.
‫به من فکر کن.

651
00:44:26,937 --> 00:44:28,896
‫نمی‌فهمم چت شده.

652
00:44:30,937 --> 00:44:32,729
‫فهمیدنش اینقدر سخته؟

653
00:44:34,229 --> 00:44:35,229
‫چیه؟

654
00:44:36,104 --> 00:44:37,646
‫یه بچه دیگه می‌خوام.

655
00:45:11,729 --> 00:45:12,729
‫ببخشید.

656
00:45:13,646 --> 00:45:14,979
‫بابت امروز متاسفم.

657
00:45:15,479 --> 00:45:17,521
‫ببخشید اگه

658
00:45:18,312 --> 00:45:20,646
‫با اون دختربچه خشن برخورد کردم.
‫قصد نداشتم...

659
00:45:20,729 --> 00:45:24,146
‫بیا از محاکمه حرف نزنیم
‫وگرنه مثل سری پیش می‌شه.

660
00:45:24,979 --> 00:45:26,146
‫حالش رو ندارم.

661
00:45:26,979 --> 00:45:28,271
‫چون گوش نمیدی.

662
00:45:29,812 --> 00:45:31,562
‫باید گوش بدم، با توجه به چیزی که گفتی.

663
00:45:31,646 --> 00:45:32,854
‫پس تقصیر منه؟

664
00:45:32,937 --> 00:45:35,354
‫- منظورم این نبود.
‫- مثل همیشه.

665
00:45:35,437 --> 00:45:36,937
‫پیر، دارم تلاش می‌کنم.

666
00:45:37,021 --> 00:45:38,021
‫آره.

667
00:45:41,437 --> 00:45:42,687
‫اگه هی اینجوری ادامه بدیم،

668
00:45:42,771 --> 00:45:46,979
‫یه چیزهایی میگیم که ازشون منظوری نداریم
‫و همه‌چیز خراب می‌شه.

669
00:45:47,062 --> 00:45:48,271
‫نظرم اینه.

670
00:45:48,354 --> 00:45:49,562
‫پس چی کار کنیم؟

671
00:45:52,562 --> 00:45:54,937
‫دیگه همدیگه رو نبینیم
‫که بتونیم باهم باشیم؟

672
00:45:57,896 --> 00:46:01,146
‫وقتی گراتزیا تبرئه شد،
‫همه‌چیز مثل قبل می‌شه.

673
00:46:05,354 --> 00:46:07,104
‫اگه محکوم بشه چی، لیدیا؟

674
00:46:11,312 --> 00:46:12,312
‫نمی‌دونم.

675
00:46:14,229 --> 00:46:15,437
‫جواب نمیده.

676
00:46:16,437 --> 00:46:17,479
‫جواب نمیده.

677
00:46:20,021 --> 00:46:22,562
‫ولی با تمام قلبم امیدوارم
‫که اشتباه کنم.

678
00:46:27,812 --> 00:46:28,812
‫خدافظ پیر.

679
00:46:41,396 --> 00:46:42,937
‫فردا موفق باشی.

680
00:46:46,729 --> 00:46:47,729
‫ممنون.

681
00:47:10,187 --> 00:47:11,479
‫دکتر تولیو موناری؟

682
00:47:11,562 --> 00:47:13,479
‫بله، صبح بخیر.

683
00:47:14,521 --> 00:47:17,562
‫فکر نمی‌کردم مجبور باشم با اسکورت کارابینیری به دادگاه برم.

684
00:47:17,646 --> 00:47:19,354
‫نمیریم دادگاه، دکتر.

685
00:47:20,021 --> 00:47:21,771
‫توی مسیر توضیح میدیم.

686
00:47:22,354 --> 00:47:23,854
‫ببینید، من باید اونجا باشم ساعت...

687
00:47:23,937 --> 00:47:25,979
‫نه. این قضیه مهم‌تره.

688
00:47:26,500 --> 00:47:46,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

