﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:22,021 --> 00:00:24,771
‫از اول می‌دونستم آخر و عاقبتت خوب نمی‌شه.

3
00:00:27,312 --> 00:00:28,312
‫بابا؟

4
00:00:30,854 --> 00:00:33,479
‫لیدیا پوئت،

5
00:00:34,146 --> 00:00:37,729
‫عامدانه ماهیت قانون رو زیر پا گذاشتی،

6
00:00:38,354 --> 00:00:41,396
‫اعتبار سازمان‌مون و نظم عمومی رو مختل کردی.

7
00:00:41,896 --> 00:00:44,854
‫عنوان مشاور حقوقی رو تصاحب کردی

8
00:00:45,396 --> 00:00:49,396
‫و حضور زنانه‌ات رو در دادگاه‌ها تحمیل کردی.

9
00:00:52,437 --> 00:00:54,979
‫به این خاطر، بدین‌وسیله محکومت می‌کنیم.

10
00:01:01,062 --> 00:01:02,062
‫آماده!

11
00:01:03,562 --> 00:01:04,562
‫هدف!

12
00:01:06,000 --> 00:01:13,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

13
00:01:14,104 --> 00:01:15,104
‫شلیک!

14
00:01:24,062 --> 00:01:28,562
‫« قانون به گفته‌ی لیدیا پوئت »

15
00:01:39,062 --> 00:01:40,354
‫چیزی نیاز داری خانم؟

16
00:01:41,021 --> 00:01:42,312
‫ممنون آلبرتینا.

17
00:01:43,521 --> 00:01:44,646
‫صبح بخیر.

18
00:01:45,812 --> 00:01:47,187
‫صبح بخیر لیدیا.

19
00:01:49,479 --> 00:01:50,604
‫خوب خوابیدی؟

20
00:01:51,979 --> 00:01:53,562
‫آره، بد نبود.

21
00:01:55,604 --> 00:01:59,521
‫من و تریسا می‌خوایم یه بار دیگه
‫حمایت کامل‌مون رو بهت اعلام کنیم.

22
00:02:00,104 --> 00:02:02,521
‫حمله‌ی ناشایستی بود.

23
00:02:03,396 --> 00:02:06,812
‫ویراستار روزنامه قبلاً عذرخواهی شخصی کرده

24
00:02:06,896 --> 00:02:08,896
‫و قول داده فوراً جمعش کنه،

25
00:02:08,979 --> 00:02:12,687
‫البته تو فکرم که ازش غرامت جدی بگیرم

26
00:02:12,771 --> 00:02:16,437
‫با توجه به لحن افتراآمیز شنیع
‫و ابتذال مفهوم.

27
00:02:16,521 --> 00:02:17,729
‫هیچ... نه.

28
00:02:19,229 --> 00:02:20,312
‫حرف اشتباهی زدم؟

29
00:02:25,646 --> 00:02:26,646
‫فقط...

30
00:02:28,854 --> 00:02:32,396
‫چیزی که نوشتن کاملاً اشتباه نیست.

31
00:02:32,479 --> 00:02:34,062
‫- به این خاطر.
‫- جان؟

32
00:02:35,937 --> 00:02:38,187
‫من و دادستان فورنو،

33
00:02:38,771 --> 00:02:41,687
‫قبل از شروع این محاکمه،

34
00:02:43,562 --> 00:02:47,521
‫می‌شه گفت یه رابطه دوستانه داشتیم.

35
00:02:50,104 --> 00:02:51,437
‫لطفاً

36
00:02:52,229 --> 00:02:54,229
‫دوستانه رو توضیح بده.

37
00:02:54,312 --> 00:02:55,479
‫رمانتیک.

38
00:02:57,687 --> 00:03:00,687
‫قاعدتاً خیلی محتاط بودیم،

39
00:03:00,771 --> 00:03:04,146
‫این مسئله هم هیچ تاثیری روی روند دادگاه نذاشت.

40
00:03:04,229 --> 00:03:05,146
‫کاملاً برعکس.

41
00:03:05,229 --> 00:03:08,521
‫ولی ببینید، بوسه‌ای که
‫روزنامه‌ها ازش نوشتن...

42
00:03:08,604 --> 00:03:09,979
‫اتفاق افتاده؟

43
00:03:11,354 --> 00:03:12,521
‫آره، اتفاق افتاده.

44
00:03:13,021 --> 00:03:15,979
‫- بهتره تنهاتون بذارم.
‫- نه تریسا، بمون.

45
00:03:16,062 --> 00:03:18,687
‫بمون. چیز مخفی‌ای بین ما نیست.

46
00:03:18,771 --> 00:03:22,062
‫و راستش، چیزی نیست که باید ازش خجالت بکشم.

47
00:03:22,146 --> 00:03:25,396
‫مسئله خجالت کشیدن یا نکشیدن نیست، لیدیا.

48
00:03:26,521 --> 00:03:28,896
‫برام مهم نیست.
‫مهم نیست چطوری عاشق می‌شی،

49
00:03:28,979 --> 00:03:31,187
‫قید عشق رو می‌زنی،
‫ازدواج می‌کنی یا نمی‌کنی.

50
00:03:31,271 --> 00:03:33,021
‫دیگه از تلاش واسه درک کردنت خسته شدم.

51
00:03:33,521 --> 00:03:36,062
‫ولی این واقعیت که منـو توی دادگاه جنایی

52
00:03:36,146 --> 00:03:37,312
‫درگیر یه محاکمه کردی

53
00:03:37,396 --> 00:03:41,771
‫در حالی که با دادستان رابطه داشتی، نابخشودنیه.

54
00:03:41,854 --> 00:03:44,146
‫چیش نابخشودنیه، انریکو؟

55
00:03:44,812 --> 00:03:46,979
‫که آزادانه زندگیم رو کردم؟

56
00:03:47,062 --> 00:03:50,479
‫آزادیت، اعمالت،
‫روی زندگی دیگران تاثیر می‌ذارن.

57
00:03:50,562 --> 00:03:52,646
‫مثل بابا حرف نزن. سخنرانی...

58
00:03:52,729 --> 00:03:55,812
‫- نه. اجازه نمیدم.
‫- باید بهت می‌گفتم. ببخشید.

59
00:03:55,896 --> 00:03:58,646
‫- دیگه نمی‌دونم چی بگم.
‫- نه! بمون و گوش کن.

60
00:03:58,729 --> 00:04:00,729
‫این چهار سال هر کاری گفتی کردم.

61
00:04:00,812 --> 00:04:03,146
‫«تو دادگاه جنایی واسه استیناف کمکم کن.»

62
00:04:03,229 --> 00:04:05,396
‫«حتماً!»
‫«درخواست تصویب قانون من رو ببر دادگاه.»

63
00:04:05,479 --> 00:04:06,896
‫«چشم، خانم!»

64
00:04:06,979 --> 00:04:10,937
‫«می‌شه وکیل دوستم گراتزیا بشی؟»
‫«البته! مجانی انجامش میدم!»

65
00:04:11,021 --> 00:04:12,937
‫به خاطرت خواب شبم رو از خودم دریغ کردم.

66
00:04:13,646 --> 00:04:15,396
‫هرکاری برات کردم!

67
00:04:15,479 --> 00:04:16,562
‫تو چی؟

68
00:04:17,812 --> 00:04:19,104
‫تو چی کار کردی؟

69
00:04:19,979 --> 00:04:21,271
‫فقط به فکر خودتی.

70
00:04:25,104 --> 00:04:27,021
‫وسایلت رو جمع کن و از این خونه برو.

71
00:04:29,771 --> 00:04:31,021
‫دیگه کاری باهم نداریم.

72
00:04:43,937 --> 00:04:45,187
‫متاسفم تریسا.

73
00:05:15,687 --> 00:05:17,729
‫بفرمایید، اینجا اتاق شماست.

74
00:05:17,812 --> 00:05:19,729
‫- ممنون.
‫- راحت باش.

75
00:05:36,937 --> 00:05:41,396
‫یاکوپوی عزیزم، برات نامه می‌نویسم
‫چون تنها دوستی هستی که برام مونده

76
00:05:41,479 --> 00:05:44,729
‫نمی‌خوام بگم داداشم درست میگه یا نه،

77
00:05:44,812 --> 00:05:48,146
‫بلکه می‌خوام به تنها مشکلی که واقعاً برام مهمه
‫اشاره کنم،

78
00:05:48,229 --> 00:05:50,979
‫که اونـم سرنوشت دوستم گراتزیاست.

79
00:05:51,479 --> 00:05:56,479
‫پس از آینده میگم، نه گذشته،
‫که آماده نیستم درباره‌اش صحبت کنم.

80
00:05:56,562 --> 00:05:59,604
‫گرچه، می‌خوام انریکو از نبردی که

81
00:05:59,687 --> 00:06:02,562
‫باهمدیگه شروع کردیم غفلت نکنه
‫با وجود

82
00:06:02,646 --> 00:06:05,104
‫از گذشته‌ی فونتانا تحقیق کن.

83
00:06:12,104 --> 00:06:13,604
‫باورم نمی‌شه.

84
00:06:14,628 --> 00:06:16,628
‫لیدیا پوئت.

85
00:06:17,312 --> 00:06:18,521
‫منـو یادت میاد؟

86
00:06:19,829 --> 00:06:21,829
‫ژولیو بونومو.

87
00:06:21,854 --> 00:06:25,437
‫سال ۸۱ باهمدیگه فارغ‌التحصیل شدیم.
‫هنوز یادمه چقدر تشویق شدی.

88
00:06:25,521 --> 00:06:27,562
‫ژولیو، البته.

89
00:06:28,146 --> 00:06:31,187
‫ببخشید، داشتم نامه می‌نوشتم اگه اجازه بدی.

90
00:06:31,271 --> 00:06:33,062
‫- البته، عجله‌ای نیست.
‫- ممنون.

91
00:06:35,021 --> 00:06:38,771
‫ببین، مقاله‌ای که درباره‌ات نوشتن
‫واقعاً بزدلانه بود. امیدوارم که...

92
00:06:38,854 --> 00:06:41,104
‫- می‌شه برامون دو لیوان گراپا بیارید؟
‫- ژولیو!

93
00:06:41,687 --> 00:06:44,104
‫راستش نمی‌دونم...

94
00:06:44,187 --> 00:06:46,354
‫نمی‌شناسیم، آره می‌فهمم.

95
00:06:49,021 --> 00:06:50,271
‫به مشیت الهی اعتقاد داری؟

96
00:06:51,521 --> 00:06:52,521
‫منم ندارم.

97
00:06:53,021 --> 00:06:56,479
‫ولی وقتی اینجا دیدمت،
‫گفتم شاید بهتره نظرم رو عوض کنم.

98
00:06:57,729 --> 00:07:02,062
‫پرونده‌ای بهم دادن که واقعاً خواب شبم رو ازم گرفته...

99
00:07:02,063 --> 00:07:03,246
‫ژولیو.

100
00:07:03,271 --> 00:07:06,187
‫دوران سختی دارم.
‫کلی کار دارم.

101
00:07:06,271 --> 00:07:10,062
‫درباره بچه‌ایه که به اشتباه
‫به قتل متهم شده.

102
00:07:12,354 --> 00:07:15,854
‫چهارده سالشه. از بچگی آزارش می‌دادن.

103
00:07:16,771 --> 00:07:18,104
‫می‌تونم ادامه بدم؟

104
00:07:19,271 --> 00:07:21,146
‫می‌تونم بگم نه؟

105
00:07:21,229 --> 00:07:24,479
‫مدیر مدرسته به فاصله ۲ متر

106
00:07:24,562 --> 00:07:27,354
‫از جسد معلم پیداش می‌کنه
‫و دستـاش کاملاً خونی بوده.

107
00:07:27,437 --> 00:07:29,854
‫دادستان میگه همین مدرک کافیه
‫که جرم رو گردن اون بندازن،

108
00:07:29,937 --> 00:07:31,521
‫ولی من می‌دونم کار اون نبوده.

109
00:07:31,604 --> 00:07:33,187
‫اسمش برتو تونلی‌ـه.

110
00:07:33,271 --> 00:07:35,187
‫می‌خوام کمکش کنم، ولی حرف نمی‌زنه.

111
00:07:35,271 --> 00:07:38,021
‫یه نگاهی توی چشمـاش داره...
‫گوش میدی؟

112
00:07:38,771 --> 00:07:39,812
‫بله.

113
00:07:39,896 --> 00:07:43,021
‫فکر می‌کنم کمکت خیلی فرق ایجاد کنه.
‫هیچوقت...

114
00:07:43,104 --> 00:07:46,146
‫باشه، ولی اگه کمکت کنم،
‫می‌شه ۵ ثانیه حرف نزنی؟

115
00:07:51,812 --> 00:07:53,729
‫اینـو هم برام تحویل بده.

116
00:07:53,812 --> 00:07:56,687
‫آدرس روش نوشته شده.
‫ممنون بونومو.

117
00:08:02,021 --> 00:08:04,104
‫عقل داداشت سر جاش نیست.

118
00:08:04,187 --> 00:08:06,187
‫کامل هم اشتباه نمیگه.

119
00:08:06,854 --> 00:08:07,854
‫شاید.

120
00:08:08,312 --> 00:08:09,396
‫ولی داشتم فکر می‌کردم،

121
00:08:09,479 --> 00:08:11,604
‫اگه رابطه ما

122
00:08:12,187 --> 00:08:13,646
‫نرمال بود،

123
00:08:14,937 --> 00:08:16,312
‫اعلامش کرده بودیم...

124
00:08:17,271 --> 00:08:18,562
‫باهمدیگه تصمیم گرفتیم.

125
00:08:20,229 --> 00:08:23,062
‫فردا، روزنامه قراره رسماً تکذیب کنه.

126
00:08:23,146 --> 00:08:26,062
‫- فکر کردن بهش فایده نداره.
‫- دقیقاً نکته همینه.

127
00:08:28,437 --> 00:08:31,437
‫شاید حرفم دیوانگی باشه،

128
00:08:32,729 --> 00:08:34,146
‫ولی فرض بگیر تکذیبش نکنیم.

129
00:08:35,521 --> 00:08:39,729
‫تکذیب نکنیم و اعلام کنیم، جلوی همه عزیزان‌مون.

130
00:08:41,687 --> 00:08:43,521
‫و اینکه قصد داریم ازدواج کنیم.

131
00:08:43,604 --> 00:08:46,521
‫نمیگم واسه حفظ ظاهر.
‫میگم چون جدی هستم.

132
00:08:48,104 --> 00:08:49,354
‫چون می‌خوامش.

133
00:08:50,854 --> 00:08:53,146
‫از اولین بوسه‌مون.

134
00:08:58,021 --> 00:09:00,562
‫بگو فقط تخیل من نبوده، که...

135
00:09:01,812 --> 00:09:03,687
‫- همه‌اش تو ذهن من نبوده...
‫- پیر.

136
00:09:05,646 --> 00:09:07,437
‫من نمی‌خوام ازدواج کنم.

137
00:09:10,187 --> 00:09:11,979
‫بهت اهمیت میدم، خودت می‌دونی.

138
00:09:14,896 --> 00:09:15,979
‫منـم عاشقتم.

139
00:09:26,812 --> 00:09:28,062
‫متاسفم.

140
00:09:41,937 --> 00:09:44,062
‫هم‌کلاسی‌های برتو میگن

141
00:09:44,146 --> 00:09:47,771
‫معلم جلوی همه شدیداً تنبیهش کرده بود.

142
00:09:47,854 --> 00:09:53,729
‫همین هم برای دادستان کانتامسا دلیل کافی‌ایه
‫که سرش رو لِه کرده.

143
00:09:54,646 --> 00:09:57,979
‫با یه رز صحرایی،
‫یه سنگ از کلکسیون معلم.

144
00:10:00,354 --> 00:10:03,229
‫می‌بینی کارهاش رو؟
‫هیچی نمیگه.

145
00:10:04,521 --> 00:10:06,354
‫چون چیزی ازش نپرسیدی.

146
00:10:12,187 --> 00:10:13,229
‫باشه، خب...

147
00:10:17,812 --> 00:10:19,104
‫سلام، من لیدیا هستم.

148
00:10:19,687 --> 00:10:21,104
‫اومدم کمکت کنم.

149
00:10:21,687 --> 00:10:23,771
‫شنیدم اسمت برتوئه، درسته؟

150
00:10:25,979 --> 00:10:27,812
‫خوشبختم برتو.

151
00:10:28,437 --> 00:10:32,062
‫می‌خوای من سعی کنم
‫که به خونه برت گردونم؟

152
00:10:35,562 --> 00:10:36,687
‫فکرش رو می‌کردم.

153
00:10:37,729 --> 00:10:41,396
‫واسه رفتن از اینجا،
‫باید قبلش چندتا سوال ازت بپرسم.

154
00:10:41,479 --> 00:10:42,479
‫مشکلی نیست؟

155
00:10:43,812 --> 00:10:47,937
‫واقعیت داره که معلم جلوی همه تنبیهت کرده؟

156
00:10:48,021 --> 00:10:49,729
‫زیاد این کار رو می‌کرد؟

157
00:10:49,812 --> 00:10:50,937
‫کتکت می‌زد؟

158
00:10:51,021 --> 00:10:54,146
‫آقای بورومی کسی رو کتک نمی‌زد.

159
00:10:55,062 --> 00:10:57,479
‫بقیه معلم‌ها با خط‌کش می‌زدن.

160
00:10:58,271 --> 00:10:59,312
‫ولی اون نمی‌زد.

161
00:10:59,812 --> 00:11:02,062
‫فقط سرم داد می‌زد.

162
00:11:03,021 --> 00:11:05,437
‫وقتی رفتم داخل، دیدم روی زمین افتاده.

163
00:11:06,104 --> 00:11:09,562
‫کلی خون ازش رفته بود.
‫بعد گفتن مُرده.

164
00:11:09,646 --> 00:11:11,271
‫درسته، متاسفانه.

165
00:11:12,312 --> 00:11:13,979
‫ولی حالا ما اینجاییم

166
00:11:14,771 --> 00:11:16,396
‫که بفهمیم چه بلایی سرش اومده.

167
00:11:16,479 --> 00:11:17,979
‫اگه بخوای کمک‌مون کنی.

168
00:11:18,062 --> 00:11:20,979
‫به نظرت می‌تونم برم خونه؟

169
00:11:21,646 --> 00:11:25,479
‫برتو، افرادی که آوردنت اینجا،

170
00:11:26,521 --> 00:11:30,854
‫فکر می‌کنن تو معلم رو کشتی.

171
00:11:30,937 --> 00:11:32,146
‫متوجهی؟

172
00:11:33,771 --> 00:11:37,812
‫ولی اگه چیزی که بهم گفتی درست باشه،
‫نظرشون رو عوض می‌کنیم.

173
00:11:38,979 --> 00:11:40,229
‫باشه؟

174
00:11:41,437 --> 00:11:42,896
‫جزئیات واضح نیستن.

175
00:11:43,396 --> 00:11:45,479
‫ولی فکر می‌کنم انریکو هم بوده.

176
00:11:45,562 --> 00:11:48,604
‫با یه پمپ مکانیکی هم ور می‌رفته،

177
00:11:48,687 --> 00:11:52,562
‫مثل همونی که سه‌چرخه‌ات داشت.

178
00:11:53,062 --> 00:11:55,396
‫اون که داشت با پمپ ور می‌رفت، من یهو باد کردم.

179
00:11:55,479 --> 00:11:58,187
‫ولی سبک بودم و رفتم تو هوا،
‫از سوپرگا بالاتر رفتم.

180
00:11:58,937 --> 00:12:00,396
‫مثل یه بالون هوای گرم؟

181
00:12:00,896 --> 00:12:01,896
‫دقیقاً.

182
00:12:02,229 --> 00:12:04,312
‫گِرد بودم مثل یه بالون هوای گرم.

183
00:12:05,312 --> 00:12:07,646
‫یا مثل زنی که تو ماه آخر حاملگیشـه.

184
00:12:10,604 --> 00:12:12,896
‫عزیزم، فقط یه خوابه.

185
00:12:17,854 --> 00:12:18,854
‫عزیزم،

186
00:12:19,354 --> 00:12:21,312
‫خواب دیدم حامله شدم.

187
00:12:21,396 --> 00:12:23,104
‫آره، خواب خیلی چیزها رو می‌بینیم.

188
00:12:23,604 --> 00:12:27,271
‫آره، ولی خواب‌های هشداردهنده هم داریم.
‫شوپنهاور هم میگه.

189
00:12:27,354 --> 00:12:29,562
‫فلسفه‌ی آلمان رو نکش وسط تریسا، لطفاً.

190
00:12:32,437 --> 00:12:36,021
‫به کارت افتخار می‌کنی؟

191
00:12:37,437 --> 00:12:40,812
‫لیدیا توی بد مخمصه‌ای گیرم انداخت.
‫محاکمه از دست رفته.

192
00:12:40,896 --> 00:12:42,437
‫اشتباهت اینجاست.

193
00:12:42,521 --> 00:12:46,062
‫روزنامه‌های بورژوازی همه علیهت شدن.
‫درسته.

194
00:12:46,146 --> 00:12:48,521
‫ولی یکی‌شون حاضره ازت حمایت کنه.

195
00:12:48,604 --> 00:12:49,687
‫یعنی روزنامه خودت؟

196
00:12:50,187 --> 00:12:52,104
‫بحث لیدیا که باشه،

197
00:12:52,187 --> 00:12:55,729
‫روزنامه یاکوپو همیشه خیلی جسور می‌شه.

198
00:12:55,812 --> 00:12:57,771
‫این داره وسواست می‌شه، عزیزم؟

199
00:12:57,854 --> 00:13:01,354
‫می‌فهمم. مزاحمت نمی‌شم. ببخشید.

200
00:13:04,912 --> 00:13:06,912
‫یاکوپو.

201
00:13:08,937 --> 00:13:10,479
‫با اجازه، عزیزم.

202
00:13:16,271 --> 00:13:18,979
‫انریکو، واسه یه بارم که شده،
‫خوب به حرفم گوش کن.

203
00:13:20,312 --> 00:13:25,187
‫داستانی که مطبوعات دارن به خورد مردم میدن ساده‌ست.

204
00:13:26,229 --> 00:13:29,396
‫یه طرف، یه قهرمان جنگی پرافتخار رو داریم.

205
00:13:30,146 --> 00:13:31,812
‫یه ور دیگه، زنش،

206
00:13:31,896 --> 00:13:33,312
‫خیانت‌کار،

207
00:13:33,396 --> 00:13:36,729
‫که دوستی با اخلاقیات بحث‌برانگیز ازش دفاع کرده.

208
00:13:36,812 --> 00:13:37,896
‫برو سر اصل مطلب.

209
00:13:37,979 --> 00:13:40,104
‫بیا از کاپیتان نیروی دریایی گویدو فونتانا صحبت کنیم.

210
00:13:40,854 --> 00:13:44,687
‫انریکو، ما عملاً هیچی ازش نمی‌دونیم.

211
00:13:45,437 --> 00:13:47,062
‫نمی‌دونیم کِی وارد ارتش شده.

212
00:13:47,854 --> 00:13:50,562
‫نمی‌دونیم چطوری مدال افتخارش رو گرفته.

213
00:13:51,104 --> 00:13:55,312
‫انریکو، حتی نمی‌دونیم که واقعاً توی جنگ بوده یا نه.

214
00:13:56,021 --> 00:13:58,354
‫هنوز یکم وقار برام مونده، یاکوپو،

215
00:13:58,437 --> 00:14:02,104
‫و به صورت اساسی حاضر نیستم
‫یه قربانی رو محاکمه کنم.

216
00:14:02,187 --> 00:14:04,146
‫صبرکن. هدف همینه.

217
00:14:04,646 --> 00:14:07,354
‫اگه بگی کاپیتان فونتانا قربانیه،

218
00:14:07,437 --> 00:14:11,104
‫فرض رو بر این گذاشتی که گراتزیا
‫قانوناً از خودش دفاع نکرده.

219
00:14:11,729 --> 00:14:14,187
‫بهش میگن مصادره به مطلوب.

220
00:14:14,271 --> 00:14:16,896
‫انریکو، اگه می‌خوای بگی دفاع از خود بوده،

221
00:14:16,979 --> 00:14:20,854
‫باید ثابت کنی که گراتزیا تنها قربانی واقعیه.

222
00:14:20,937 --> 00:14:24,021
‫از اونجایی که شاهد دیگه‌ای نداریم،

223
00:14:25,146 --> 00:14:28,646
‫تنها امیدت اینه که کاپیتان فونتانا

224
00:14:28,729 --> 00:14:32,979
‫اون آدم درستی که بهمون گفتن نیست.

225
00:14:33,062 --> 00:14:34,896
‫امید خیلی کمی داره.

226
00:14:36,021 --> 00:14:38,771
‫پس کنجکاو نیستی بفهمی

227
00:14:38,854 --> 00:14:41,687
‫کاپیتان فونتانا قبل از ازدواجش چی کار می‌کرده؟

228
00:14:47,646 --> 00:14:50,562
‫چیزی که می‌دونم اینه که، تو دهه ۷۰،
‫که روباتینو

229
00:14:50,646 --> 00:14:54,104
‫خلیج عصب رو از طرف دولت ایتالیا
‫در اریتره خرید،

230
00:14:54,604 --> 00:14:58,146
‫نیروی دریایی یه کشتی به نام وِدِتا فرستاد،

231
00:14:58,229 --> 00:15:00,896
‫که شوهرم افسر فرمانده‌اش بود.

232
00:15:00,979 --> 00:15:02,937
‫چند ماهی اونجا موند.

233
00:15:03,021 --> 00:15:06,479
‫فکر کنم اون زمان زخمی می‌شه،

234
00:15:06,979 --> 00:15:09,354
‫ولی وقتی باهم آشنا شدیم،
‫دیگه مرخص شده بود.

235
00:15:09,937 --> 00:15:13,229
‫هیچوقت از گذشته‌اش نمی‌گفت.
‫حتی نمی‌دونم کجا زندگی می‌کرده.

236
00:15:13,312 --> 00:15:16,521
‫معمولاً توی ارتش، روابط دوستانه خیلی نزدیکی شکل می‌گیره.

237
00:15:17,271 --> 00:15:20,354
‫با هیچکدوم از هم‌خدمتی‌هاش در تماس نبود؟

238
00:15:20,437 --> 00:15:22,479
‫حتی دوستان زیادی نداشت.

239
00:15:23,729 --> 00:15:25,604
‫آدم سخت‌گیری بود.

240
00:15:25,687 --> 00:15:27,354
‫این شاید کمک کنه.

241
00:15:28,812 --> 00:15:30,771
‫اگه کسی بتونه شهادت بده.

242
00:15:31,854 --> 00:15:32,854
‫این ایده لیدیاست؟

243
00:15:34,021 --> 00:15:35,021
‫ببخشید، چی؟

244
00:15:35,687 --> 00:15:37,229
‫این ایده لیدیاست؟

245
00:15:38,187 --> 00:15:41,146
‫نه، ایده لیدیا نیست.
‫یه ایده خالیه.

246
00:15:41,229 --> 00:15:43,562
‫شاید ایده درستی نباشه،
‫ولی بازم یه ایده‌ست.

247
00:15:43,646 --> 00:15:45,146
‫گراتزیا، ایده خیلی خوبیه.

248
00:15:46,146 --> 00:15:48,437
‫و مطمئنم لیدیا هم موافقه.

249
00:15:49,604 --> 00:15:51,396
‫براش یه نامه نوشتم.

250
00:15:54,771 --> 00:15:56,687
‫اگه ممکنه بهش برسونش.

251
00:16:03,062 --> 00:16:05,021
‫فکر می‌کنی بالاخره بیاد دیدنم؟

252
00:16:06,396 --> 00:16:08,687
‫رک میگم.

253
00:16:09,937 --> 00:16:11,479
‫لیدیا دیگه به قدر کافی صدمه وارد کرده.

254
00:16:12,479 --> 00:16:13,604
‫من الان اینجام،

255
00:16:13,687 --> 00:16:17,187
‫و به شرفم قسم قصد ندارم این محاکمه رو ببازم.

256
00:16:19,479 --> 00:16:23,562
‫آقای بورومی اینجا آزمایشگاه علوم ساخته بود، می‌بینید؟

257
00:16:25,062 --> 00:16:29,104
‫اونجا روی زمین پیداش کردم.
‫هنوز یکم لکه خون هست.

258
00:16:31,021 --> 00:16:34,062
‫کلکسیونی که می‌گفتی اینه، درسته؟

259
00:16:34,146 --> 00:16:39,812
‫آره. دادستان میگه برتو سنگ رو از اونجا برداشته
‫و باهاش زدتش...

260
00:16:39,896 --> 00:16:42,187
‫یه لحظه بیا اینجا. مراقب خون باش.

261
00:16:43,396 --> 00:16:44,396
‫باشه، خب

262
00:16:45,062 --> 00:16:46,187
‫من و تو اینجا هستیم.

263
00:16:46,271 --> 00:16:50,854
‫- آره.
‫- داریم حرف می‌زنیم، بعد محکم هلت میدم.

264
00:16:51,396 --> 00:16:54,021
‫سرت ممکنه به اونجا بخوره،

265
00:16:54,646 --> 00:16:58,104
‫بیفتی روی زمین و زمین رو خونی کنی.

266
00:16:58,187 --> 00:16:59,562
‫ولی اگه بچه باشم،

267
00:17:00,062 --> 00:17:00,937
‫قدم ازت کوتاه‌تره،

268
00:17:01,021 --> 00:17:07,062
‫باید با سنگ از پشت بزنمت،
‫که یعنی باید نشسته باشی.

269
00:17:09,312 --> 00:17:12,271
‫معلم کجا نشسته بوده، به گفته دادستان؟

270
00:17:12,354 --> 00:17:13,521
‫پشت میز.

271
00:17:15,562 --> 00:17:16,437
‫شما هم می‌بینید دیگه.

272
00:17:16,521 --> 00:17:19,562
‫اگه اونجا نشسته بوده،
‫نمی‌تونسته بیفته اونجا.

273
00:17:20,146 --> 00:17:22,729
‫پس میگی نمی‌خواسته بکشتش.

274
00:17:22,812 --> 00:17:25,396
‫- فقط خواسته هلش بده.
‫- نه، برتو فقط یه پسربچه‌ست.

275
00:17:25,896 --> 00:17:28,646
‫فکر نکنم می‌تونسته اونقدر محکم هلش بده.

276
00:17:28,729 --> 00:17:29,896
‫پس کار کی بوده؟

277
00:17:30,937 --> 00:17:33,229
‫جناب مدیر، تا جایی که شما می‌دونید،

278
00:17:33,312 --> 00:17:39,062
‫دانش‌آموز بزرگسال یا معلمی نبوده
‫که با آقای بورومی بحث کرده باشه؟

279
00:17:39,146 --> 00:17:44,062
‫فقط چند ماه اینجا بود،
‫پس دوست زیادی پیدا نکرده بود.

280
00:17:44,146 --> 00:17:46,021
‫ولی ما رابطه‌ی صمیمی‌ای داشتیم.

281
00:17:46,104 --> 00:17:47,729
‫- می‌تونید از هرکسی بپرسید.
‫- البته.

282
00:17:49,396 --> 00:17:54,896
‫ولی بقیه همکارهاش،
‫فکر می‌کردن یکم آدم عجیبیه.

283
00:17:54,979 --> 00:17:55,979
‫بود؟

284
00:17:56,687 --> 00:17:59,521
‫من ازش خوشم می‌اومد.
‫آرمان‌گرا بود.

285
00:18:00,146 --> 00:18:03,354
‫گاهی، اگه والدین بچه‌هاشون رو نمی‌آوردن مدرسه،

286
00:18:03,437 --> 00:18:05,354
‫می‌رفت خونه دنبالـشون.

287
00:18:10,771 --> 00:18:13,146
‫دادستان اینـا رو دیده؟

288
00:18:13,646 --> 00:18:14,479
‫بله.

289
00:18:14,562 --> 00:18:15,729
‫خب؟

290
00:18:16,229 --> 00:18:17,312
‫نه، ندیده.

291
00:18:17,396 --> 00:18:21,562
‫اینـا پرتره‌های معلمه.
‫بچه‌ها واسه ایستر بهش دادن.

292
00:18:22,687 --> 00:18:24,854
‫بچه‌ها هم همه‌چیز رو می‌فهمن، درسته؟

293
00:18:26,000 --> 00:18:31,000


294
00:18:32,062 --> 00:18:34,521
‫«فراروتی دانته.»

295
00:18:35,354 --> 00:18:37,479
‫«خیابان ریوارولو، پلاک ۹.»

296
00:18:40,979 --> 00:18:43,646
‫سلام. دیر کردی‌ها.

297
00:18:43,729 --> 00:18:46,396
‫شاید، ولی خبرهای مهم دارم.

298
00:18:46,896 --> 00:18:50,687
‫اول، این رو گراتزیا داد.

299
00:18:50,771 --> 00:18:52,937
‫خبررسون رو هم مقصر نکن.

300
00:18:53,437 --> 00:18:55,937
‫بعدش کاری که خواستی رو کردم،

301
00:18:56,021 --> 00:19:02,396
‫نتیجه این شد که انریکو رو
‫بردم فرماندهی نیروی دریایی.

302
00:19:02,479 --> 00:19:06,812
‫حالا اینـش رو گوش کن،
‫لیست ملوان‌هایی رو بهمون دادن

303
00:19:06,896 --> 00:19:11,229
‫که تو دهه ۱۸۷۰، با کاپیتان فونتانا
‫سوار وِدِتا بودن.

304
00:19:11,812 --> 00:19:15,187
‫ماموریت‌شون محافظت از اولین کلنی ایتالیایی،

305
00:19:15,271 --> 00:19:16,521
‫در خلیج عصب بود.

306
00:19:16,604 --> 00:19:18,646
‫پس فونتانا در اریتره بوده.

307
00:19:18,729 --> 00:19:20,646
‫اونجا پاش تیر خورده.

308
00:19:20,729 --> 00:19:24,604
‫ولی اطلاعات بیشتری بهت میدم
‫چون یکی از ملوان‌ها در تورین ساکنه.

309
00:19:25,104 --> 00:19:27,146
‫داداشت می‌خواد گیرش بیاره.

310
00:19:29,229 --> 00:19:30,271
‫باشه.

311
00:19:30,354 --> 00:19:33,062
‫حالا می‌شه لبخند بزنی؟ فقط یه بار.

312
00:19:34,812 --> 00:19:38,062
‫فقط اگه بتونی انریکو رو قانع کنی
‫که برم گردونه روی پرونده.

313
00:19:38,687 --> 00:19:40,062
‫با شناختی که ازش دارم،

314
00:19:40,771 --> 00:19:44,896
‫فکر نکنم به خاطر رابطه‌ات با فورنو دیگه ببخشتت.

315
00:19:45,729 --> 00:19:48,562
‫پس بهش بگو رابطه‌ام با فورنو تموم شده.

316
00:19:50,687 --> 00:19:51,771
‫نمی‌تونست ادامه پیدا کنه.

317
00:19:53,104 --> 00:19:55,062
‫بگذریم، ترجیح میدم ازش حرف نزنم.

318
00:19:58,604 --> 00:19:59,729
‫خیلی متاسفم.

319
00:20:06,604 --> 00:20:10,021
‫« دادستان فورنو: جلوی شایعات رو بگیر »

320
00:20:10,104 --> 00:20:12,479
‫صبح بخیر آقای دادستان.

321
00:20:14,229 --> 00:20:15,729
‫صبح بخیر جناب قاضی.

322
00:20:18,396 --> 00:20:21,604
‫همونطور که برات قابل‌تصوره،
‫از محاکمه اختصاری خوشم نمیاد.

323
00:20:22,146 --> 00:20:24,729
‫خصوصاً اونـایی که مطبوعات بزرگش کنن.

324
00:20:25,229 --> 00:20:26,937
‫از شنیدنش خوشحالم، جناب قاضی.

325
00:20:27,021 --> 00:20:30,979
‫ولی انتظاری که ازت دارم
‫شفاف‌سازی قاطعه.

326
00:20:31,479 --> 00:20:35,104
‫باید چه فکری درباره رابطه‌ات با خانم پوئت داشته باشم؟

327
00:20:35,187 --> 00:20:36,646
‫مطلقاً هیچی.

328
00:20:37,312 --> 00:20:39,229
‫همه‌اش دروغه، جناب قاضی.

329
00:20:40,771 --> 00:20:47,021
‫ولی دقیق یادمه که باهمدیگه تو پارک ولنتینو دیدمـتون.

330
00:20:48,937 --> 00:20:49,937
‫منظورتون چیه؟

331
00:20:50,437 --> 00:20:52,646
‫اگه قول بدی، همین برام کافیه.

332
00:20:52,729 --> 00:20:53,979
‫قول میدم.

333
00:20:54,479 --> 00:20:55,854
‫انتظارم همین بود.

334
00:20:56,354 --> 00:20:59,062
‫امیدوارم دیگه سوپرایزی نباشه.

335
00:21:11,021 --> 00:21:12,021
‫لیدیای عزیز،

336
00:21:12,812 --> 00:21:14,896
‫حتی نمی‌دونم از کجا شروع کنم،

337
00:21:16,646 --> 00:21:20,229
‫ولی حس می‌کنم لازمه با تمام وجودم
‫این نامه رو برات بنویسم.

338
00:21:21,229 --> 00:21:22,229
‫عذر می‌خوام

339
00:21:23,396 --> 00:21:27,312
‫که این همه مدت
‫یه چیز به این مهمی رو مخفی کردم.

340
00:21:27,812 --> 00:21:30,312
‫توجیهی به جز این واقعیت ندارم

341
00:21:30,396 --> 00:21:32,646
‫که گاهی به اسم دوستی

342
00:21:32,729 --> 00:21:33,937
‫کارهای احمقانه یا حتی زشت انجام میدیم.

343
00:21:36,646 --> 00:21:38,396
‫می‌ترسیدم بری.

344
00:21:39,312 --> 00:21:43,271
‫تو تنها دوستم بودی،
‫و نمی‌خواستم تنها باشم.

345
00:21:44,021 --> 00:21:45,604
‫امیدوارم بتونی منـو ببخشی.

346
00:21:46,104 --> 00:21:47,187
‫دوستت دارم.

347
00:21:47,687 --> 00:21:50,354
‫با عمیق‌ترین علاقه، گراتزیا.

348
00:21:55,396 --> 00:21:56,479
‫صبح بخیر.

349
00:21:58,146 --> 00:21:59,229
‫آقای فراروتی؟

350
00:21:59,729 --> 00:22:03,354
‫سلام. باید با پسرتون دانته صحبت کنم، اگه خونه‌ست.

351
00:22:03,937 --> 00:22:05,937
‫- چرا؟ تو دردسر افتاده؟
‫- نه.

352
00:22:06,021 --> 00:22:10,062
‫به هیچ وجه.
‫باید چندتا سوال ازش بپرسم.

353
00:22:10,146 --> 00:22:13,854
‫همونطور که می‌دونید، معلم دانته
‫به طرز غم‌انگیزی به قتل رسیده...

354
00:22:13,937 --> 00:22:15,771
‫بازم ماجرای این معلمه؟

355
00:22:15,854 --> 00:22:19,104
‫آره، ببینید، مدیر مدرسه ازم خواسته

356
00:22:19,187 --> 00:22:21,521
‫ببینم بچه‌ها ازش چی یادشون میاد، پس...

357
00:22:22,121 --> 00:22:24,121
‫رزا!

358
00:22:24,146 --> 00:22:25,896
‫دانته رو بفرست اینجا!

359
00:22:26,396 --> 00:22:27,562
‫زودباش!

360
00:22:29,187 --> 00:22:32,771
‫تازه از کارخونه ریسندگی برگشته.
‫شیفتش تا ساعت ۵ عصر بود.

361
00:22:33,729 --> 00:22:38,854
‫از اول می‌دونستیم برتو پسر عجیبیه، می‌دونی؟

362
00:22:38,937 --> 00:22:42,021
‫یه بار نزدیک بود بیرون کارخونه
‫کله‌ی دانته رو بشکافه.

363
00:22:42,104 --> 00:22:43,146
‫اینه‌هاش!

364
00:22:43,646 --> 00:22:46,104
‫پسر کوچولوم.
‫زخم روی سرت رو به خانم نشون بده.

365
00:22:46,187 --> 00:22:47,979
‫- نه.
‫- زودباش، نشونش بده.

366
00:22:48,062 --> 00:22:51,354
‫تو بگو که آیا این رفتار درستیه یا نه.

367
00:22:54,312 --> 00:22:55,312
‫سلام دانته.

368
00:22:58,271 --> 00:23:00,646
‫تو این نقاشی رو کشیدی، درسته؟

369
00:23:01,646 --> 00:23:03,646
‫آره، واسه معلم.

370
00:23:04,354 --> 00:23:05,437
‫نقاشیت خیلی خوبه.

371
00:23:05,937 --> 00:23:07,354
‫این معلمه، درسته؟

372
00:23:07,979 --> 00:23:09,896
‫آره، ولی خیلی شبیهش نیست.

373
00:23:12,604 --> 00:23:14,562
‫این یکی چی، این غوله؟

374
00:23:14,646 --> 00:23:17,062
‫وقتی کشیدیش
‫منظورت آدم خاصی بود؟

375
00:23:19,771 --> 00:23:21,562
‫جواب خانم رو بده.
‫پسر خوبی باش.

376
00:23:22,771 --> 00:23:25,479
‫داشتم به آقای کالکانیو

377
00:23:26,562 --> 00:23:28,104
‫فکر می‌کردم.

378
00:23:28,771 --> 00:23:29,979
‫اون کیه؟

379
00:23:30,062 --> 00:23:32,479
‫مالک کارخونه ریسندگی.

380
00:23:32,562 --> 00:23:34,646
‫ولی اون غول نیست.

381
00:23:34,729 --> 00:23:38,771
‫به حرفش گوش نده.
‫همیشه چرند میگه.

382
00:23:38,854 --> 00:23:41,937
‫حتماً بعد از ۱۰ ساعت کار خسته شده.

383
00:23:43,187 --> 00:23:44,771
‫- بذاریم استراحت کنه.
‫- برو.

384
00:23:44,854 --> 00:23:45,937
‫ممنون دانته.

385
00:23:48,437 --> 00:23:51,146
‫دانته به خاطر مرگ معلمش خیلی ناراحت بوده.

386
00:23:51,812 --> 00:23:53,646
‫همه خیلی دوستش داشتیم.

387
00:23:53,729 --> 00:23:54,854
‫می‌فهمم.

388
00:23:55,396 --> 00:23:57,521
‫بهم گفتن آدم خاصیه.

389
00:24:00,646 --> 00:24:02,562
‫ممنون. خدافظ.

390
00:24:33,229 --> 00:24:37,062
‫حقیقت اینه که آقای بورومی
‫خیلی اعصاب‌خردکن بود.

391
00:24:37,146 --> 00:24:40,604
‫کل روستا رو بهم می‌ریخت،
‫می‌گفت بچه‌هاشون نباید کار کنن

392
00:24:40,687 --> 00:24:42,812
‫نه، قانون اینـو میگه، آقای کالکانیو.

393
00:24:43,729 --> 00:24:45,104
‫واسه خانواده‌شون پول در میارن.

394
00:24:45,187 --> 00:24:47,771
‫واسه تو هم پول در میارن، نه؟

395
00:24:48,271 --> 00:24:51,896
‫بعدش این آدم اعصاب‌خردکن پیداش می‌شه
‫و کارگر ارزونت رو ازت می‌گیره.

396
00:24:51,979 --> 00:24:55,104
‫البته. همیشه رئیس‌ها قتل رو انجام میدن.

397
00:24:55,187 --> 00:24:56,229
‫هیچوقت این حرف رو نزدم.

398
00:24:56,312 --> 00:24:58,229
‫من احمق نیستم، خانم پوئت.

399
00:24:58,312 --> 00:25:01,729
‫شاید یکی بهت گفته
‫که با معلمه بحث‌های خاصی داشتم،

400
00:25:01,812 --> 00:25:03,146
‫تو هم شلوغش کردی.

401
00:25:03,229 --> 00:25:05,396
‫پس اعتراف می‌کنی که بحث کردین.

402
00:25:05,479 --> 00:25:07,271
‫گوش کن، دیگه بسه.

403
00:25:07,354 --> 00:25:11,104
‫هیچ توضیحی بهت مدیون نیستم،
‫ولی نمی‌خوام وقتت رو هدر بدم.

404
00:25:11,187 --> 00:25:15,979
‫روز قتل، رفته بودم کومو
‫که بار ابریشم بخرم.

405
00:25:16,062 --> 00:25:18,521
‫در مسافرخونه‌ی لاریو اقامت داشتم.

406
00:25:18,604 --> 00:25:21,396
‫براشون نامه بنویس که تایید کنن.

407
00:25:21,896 --> 00:25:25,271
‫حالا با اجازه‌ات، من کار دارم.

408
00:25:39,021 --> 00:25:40,271
‫داره میاد.

409
00:25:53,604 --> 00:25:55,854
‫اگه کمکم کنی، زمانی که می‌خواد نصف می‌شه.

410
00:25:55,937 --> 00:25:57,271
‫باشه، بعدش چی؟

411
00:25:59,271 --> 00:26:01,812
‫فرار هم بکنیم، میلا رو چی کار کنم؟

412
00:26:01,896 --> 00:26:03,312
‫مگه نگفتی باهوشه؟

413
00:26:03,812 --> 00:26:06,812
‫اگه تو بتونی فرار کنی،
‫شاید اونـم بتونه از عموش فرار کنه.

414
00:26:06,896 --> 00:26:08,854
‫بهش بگو کجایی تا بیاد پیشت.

415
00:26:09,854 --> 00:26:12,146
‫ولی اگه بمونی و محکوم بشی...

416
00:26:12,229 --> 00:26:14,312
‫چون می‌دونی که محکومت می‌کنن، درسته؟

417
00:26:14,812 --> 00:26:16,187
‫متاسفانه آره.

418
00:26:16,271 --> 00:26:17,271
‫بعدش چی؟

419
00:26:17,354 --> 00:26:19,854
‫بعد از حکم، می‌فرستنت زندان فوق‌امنیتی.

420
00:26:19,937 --> 00:26:21,896
‫دیگه دخترت رو نمی‌بینی.

421
00:26:24,187 --> 00:26:27,104
‫دادرسی نهایی یک هفته دیگه‌ست.
‫موفق نمی‌شیم.

422
00:26:28,021 --> 00:26:29,021
‫شاید نه.

423
00:26:30,271 --> 00:26:32,229
‫ولی حداقل می‌تونی بگی تلاشت رو کردی.

424
00:26:39,646 --> 00:26:42,937
‫من خراب‌شده‌های زیادی رو دیدم،
‫ولی خلیج عصب...

425
00:26:43,021 --> 00:26:46,229
‫خورشید چشمـات رو می‌سوزونه.
‫آب نیست.

426
00:26:46,729 --> 00:26:49,229
‫شن و خاک همه‌جا میرن.

427
00:26:49,312 --> 00:26:52,979
‫بعدش فونتانا بود که زندگی‌مون رو جهنم کرده بود.

428
00:26:53,062 --> 00:26:55,979
‫- ولی اون یه قهرمان باافتخار بوده، درسته؟
‫- خب...

429
00:26:56,604 --> 00:26:58,396
‫فقط می‌دونم با من مشکل داشت.

430
00:27:00,021 --> 00:27:02,937
‫یه بار ۷ روز زندانیم کرد

431
00:27:03,021 --> 00:27:04,812
‫چون پوتینم برق نمی‌زد.

432
00:27:05,312 --> 00:27:06,312
‫در عصب.

433
00:27:08,396 --> 00:27:10,771
‫بگو چه زمانی توی جنگ زخمی شد.

434
00:27:11,354 --> 00:27:13,104
‫کدوم جنگ؟

435
00:27:13,937 --> 00:27:17,271
‫خودش رو زخمی کرد.
‫اشتباهی به پاش شلیک کرد.

436
00:27:18,062 --> 00:27:21,354
‫به جز اون، اکثر زمانش رو
‫با دخترهای جوون محلی می‌گذروند.

437
00:27:23,146 --> 00:27:24,229
‫ببخشید؟

438
00:27:24,812 --> 00:27:27,479
‫آره، می‌گفت از دخترهای سفیدپوست
‫بیشتر تحویلش می‌گیرن.

439
00:27:28,271 --> 00:27:30,479
‫هرچی کوچیکتر بودن،
‫بیشتر دوستـشون داشت.

440
00:27:31,812 --> 00:27:33,979
‫کوچیک از نظر جثه؟

441
00:27:37,396 --> 00:27:39,354
‫آقا، توی کدوم سیاره زندگی می‌کنی؟

442
00:27:40,146 --> 00:27:42,604
‫ببخشید. ادامه بدید.
‫من الان برمی‌گردم.

443
00:27:44,562 --> 00:27:46,479
‫بگو. ادامه بده لطفاً.

444
00:27:56,021 --> 00:27:57,979
‫تریسا، چی کار می‌کنی؟

445
00:27:58,479 --> 00:28:01,687
‫دختربچه‌مون یه تخت جدید نیاز داره.
‫ماریانا مناسب نیست.

446
00:28:01,771 --> 00:28:03,937
‫از همین الان می‌دونی که دختره؟

447
00:28:04,021 --> 00:28:05,187
‫می‌تونم حسش کنم.

448
00:28:06,146 --> 00:28:07,604
‫شوهرم، آقای پوئت.

449
00:28:07,687 --> 00:28:09,521
‫قربان، صبح بخیر.

450
00:28:09,604 --> 00:28:11,062
‫صمیمانه تبریک میگم.

451
00:28:11,146 --> 00:28:12,354
‫ممنون.

452
00:28:12,854 --> 00:28:14,271
‫- عزیزم؟
‫- بله؟

453
00:28:15,187 --> 00:28:17,396
‫نمی‌خوام انتقاد کنم،

454
00:28:17,479 --> 00:28:21,521
‫ولی به نظرت یکم زود نیست؟

455
00:28:24,646 --> 00:28:27,437
‫امروز صبح سه بار بالا آوردم.

456
00:28:28,687 --> 00:28:30,437
‫- خب، در این صورت...
‫- آره.

457
00:28:32,937 --> 00:28:35,354
‫- ادامه بدید.
‫- ممنون.

458
00:28:42,146 --> 00:28:43,646
‫لطفاً ادامه بدید.

459
00:28:46,562 --> 00:28:49,896
‫این یارو ادواردو گورینو،
‫ملوان روی کشتی ودتا،

460
00:28:50,396 --> 00:28:55,312
‫ادعا می‌کنه کاپیتان فونتانا
‫یه دختر اریتره‌ای زیرسن‌قانونی

461
00:28:55,812 --> 00:28:59,104
‫به نام امیرا رو خریده و به ایتالیا آورده.

462
00:29:00,896 --> 00:29:02,396
‫گراتزیا هیچوقت بهم نگفته.

463
00:29:02,479 --> 00:29:05,354
‫درسته، دقیقاً. نمی‌دونم اصلاً داستانش چقدر واقعیه.

464
00:29:05,437 --> 00:29:07,771
‫در ضمن، البته این برداشت منه،

465
00:29:08,271 --> 00:29:11,354
‫ظاهراً از کاپیتان فونتانا کینه شخصی داره.

466
00:29:12,562 --> 00:29:15,854
‫ولی حتی اگه واقعیت هم داشت،
‫مدرکی واسه اثباتش نیست.

467
00:29:15,937 --> 00:29:17,812
‫هیچ رد مدرکی نداره.

468
00:29:19,521 --> 00:29:23,979
‫می‌دونیم وقتی کاپیتان از آفریقا برگشته
‫کجا مستقر شده؟

469
00:29:24,062 --> 00:29:27,396
‫می‌دونیم زاده تورین بوده،

470
00:29:28,021 --> 00:29:29,979
‫به آکادمی لا اسپتزیا رفته،

471
00:29:30,479 --> 00:29:33,312
‫بعد از عروسی هم یه واحد در جنوا خریده.

472
00:29:33,812 --> 00:29:36,396
‫متاسفانه، قبل از اون هیچ ردی ازش نیست.

473
00:29:36,479 --> 00:29:37,646
‫- عالیه.
‫- آره.

474
00:29:40,312 --> 00:29:43,604
‫- ثبت احوال رفتی؟
‫- ثبت احوال؟ واسه چی؟

475
00:29:43,687 --> 00:29:47,271
‫فونتانا با زخم پا برگشته، درسته؟

476
00:29:47,771 --> 00:29:51,146
‫وقتی شما آقایون هم زخمی می‌شید،
‫همیشه میرید پیش مامان‌تون گریه کنید.

477
00:29:51,646 --> 00:29:54,354
‫دنبال زنه بگرد تا شاید خودش رو پیدا کنیم.

478
00:30:04,854 --> 00:30:07,146
‫کافیه! شما دوتا، برید!

479
00:30:07,729 --> 00:30:10,771
‫درست بازی کنید، فهمیدین؟
‫توپ رو بنداز وسط، زودباش.

480
00:30:13,687 --> 00:30:14,854
‫من باید برم.

481
00:30:14,937 --> 00:30:16,187
‫چی شد؟

482
00:30:16,271 --> 00:30:19,437
‫هیچی. ممنون، عالی بودی.

483
00:30:19,521 --> 00:30:20,521
‫ولی...

484
00:30:46,729 --> 00:30:48,854
‫می‌خوای از دوستـات بهم بگی؟

485
00:30:48,937 --> 00:30:51,062
‫- زیاد دوست ندارم.
‫- نداری؟

486
00:30:52,146 --> 00:30:53,146
‫چطور؟

487
00:30:53,771 --> 00:30:56,146
‫می‌دونیم با یکی از هم‌کلاسی‌هات دعوات شده

488
00:30:56,229 --> 00:30:57,896
‫و سرش رو زخمی کردی.

489
00:30:57,979 --> 00:30:59,187
‫چطوره تو دهنت رو ببندی؟

490
00:30:59,896 --> 00:31:01,604
‫- ببخشید.
‫- گفتی می‌بریم خونه.

491
00:31:01,687 --> 00:31:05,812
‫می‌خوام، ولی اول باید مطمئن بشم
‫که کل حقیقت رو بهم گفتی.

492
00:31:09,646 --> 00:31:11,896
‫زیاد درگیر می‌شی؟

493
00:31:13,187 --> 00:31:15,271
‫آره، گاهی پیش میاد.

494
00:31:15,771 --> 00:31:17,604
‫ولی من کاری با معلمه نکردم.

495
00:31:17,687 --> 00:31:20,146
‫باشه، ولی چرا با دانته دعوات شد؟

496
00:31:21,146 --> 00:31:23,562
‫چون معلم براش کلاس خصوصی می‌ذاشت.

497
00:31:23,646 --> 00:31:26,687
‫می‌گفت باهوشه،
‫که باید بیشتر درس بخونه.

498
00:31:26,771 --> 00:31:29,771
‫می‌خواست ببرتش مدرسه غیرانتفاعی پولدارها.

499
00:31:29,854 --> 00:31:31,979
‫اون چه حسی بهت داد؟

500
00:31:32,479 --> 00:31:33,896
‫نمی‌دونم.

501
00:31:34,437 --> 00:31:35,437
‫بد.

502
00:31:36,396 --> 00:31:39,396
‫ولی آخرش، پدر دانته
‫نخواست جایی بفرستتش.

503
00:31:39,979 --> 00:31:41,396
‫گفت باید کار کنه.

504
00:31:41,896 --> 00:31:44,312
‫مثل خودش، مثل همه.

505
00:31:46,187 --> 00:31:47,187
‫درسته.

506
00:31:48,021 --> 00:31:49,437
‫منظورت از درسته چیه؟

507
00:31:49,521 --> 00:31:52,021
‫اول، می‌خوای ببریم خونه.
‫حالا فکر می‌کنی کار من بوده؟

508
00:31:52,104 --> 00:31:53,437
‫برعکس، برتو.

509
00:31:55,104 --> 00:31:57,354
‫یادمه چه قولی بهت دادم.

510
00:31:58,479 --> 00:32:01,479
‫الان هم اطلاعات خیلی مهمی بهم دادی.

511
00:32:02,521 --> 00:32:03,521
‫چی؟

512
00:32:16,000 --> 00:32:23,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

513
00:32:36,562 --> 00:32:37,604
‫می‌شه بیام تو؟

514
00:32:41,146 --> 00:32:42,729
‫شوهرم خونه نیست.

515
00:32:42,812 --> 00:32:44,354
‫دنبال شوهرت نبودم.

516
00:32:45,521 --> 00:32:48,521
‫با تو کار داشتم.

517
00:32:54,871 --> 00:32:56,871
‫رزا.

518
00:32:58,896 --> 00:33:01,104
‫این تصویر شوهرته، درسته؟

519
00:33:05,312 --> 00:33:09,437
‫معلمه می‌خواسته قانعش کنه
‫که بذاره پسرتون درس بخونه.

520
00:33:09,937 --> 00:33:12,437
‫و فکر کنم واسه همین دعواشون شده.

521
00:33:13,062 --> 00:33:14,604
‫و دانته اونـا رو دیده.

522
00:33:16,229 --> 00:33:19,271
‫و در ماه‌های بعد،
‫معلمه اصرار کرده،

523
00:33:19,354 --> 00:33:20,937
‫شوهرت هم صبرش تموم شده،

524
00:33:21,021 --> 00:33:24,354
‫و یه روز حتماً زیادی هلش داده،

525
00:33:24,437 --> 00:33:26,104
‫که معلمه مُرده.

526
00:33:27,021 --> 00:33:30,271
‫شاید تصادفی بوده، شاید نه.
‫ولی اتفاقی که افتاده اینه و تو...

527
00:33:30,354 --> 00:33:33,437
‫خانم، می‌دونیم با وکیل برتو تونلی کار می‌کنی.

528
00:33:35,437 --> 00:33:37,146
‫ما حرفی نداریم بهمدیگه بزنیم.

529
00:33:40,854 --> 00:33:44,021
‫رزا، نمی‌تونم وادارت کنم.

530
00:33:44,521 --> 00:33:45,604
‫هیچکس نمی‌تونه.

531
00:33:46,521 --> 00:33:47,854
‫ولی می‌خوام

532
00:33:49,271 --> 00:33:50,687
‫بهت شجاعتش رو بدم

533
00:33:51,437 --> 00:33:52,812
‫که اتفاقی که افتاده رو برملا کنی

534
00:33:52,896 --> 00:33:55,729
‫چون می‌دونی در حق پسرت منصفانه نیست.

535
00:33:56,229 --> 00:33:59,646
‫منصفانه نیست که یه بچه
‫توی کارخونه عرق بریزه.

536
00:33:59,729 --> 00:34:02,187
‫منصفانه نیست وسط خشونت زندگی کنه

537
00:34:02,271 --> 00:34:05,896
‫و نتونه آینده‌ای جز آینده‌ی پدرش رو تصور کنه.
‫منصفانه نیست.

538
00:34:05,979 --> 00:34:08,146
‫یه بچه دیگه هم الان توی زندانه

539
00:34:08,229 --> 00:34:10,646
‫به خاطر شوهرت و اون هم منصفانه نیست.

540
00:34:10,729 --> 00:34:12,646
‫نمی‌خوای واسه خودت انجامش بدی؟
‫باشه.

541
00:34:13,229 --> 00:34:14,479
‫واسه اونـا انجامش بده.

542
00:34:15,729 --> 00:34:18,104
‫واسه پسرت انجامش بده، رزا.
‫می‌تونم کمکت کنم.

543
00:34:18,187 --> 00:34:19,354
‫برگشتی به خونه من؟

544
00:34:21,437 --> 00:34:23,271
‫خانم داشت می‌رفت، ارنستو.

545
00:34:23,771 --> 00:34:26,396
‫خب؟ میری یا نه؟

546
00:34:26,896 --> 00:34:29,187
‫وگرنه مثل معلمه من رو هم می‌کشی؟

547
00:34:29,271 --> 00:34:30,854
‫بس کن ارنستو! بسه!

548
00:34:30,937 --> 00:34:32,812
‫خفه شو!

549
00:34:49,229 --> 00:34:50,229
‫برو!

550
00:34:53,396 --> 00:34:55,562
‫دیگه نمی‌تونم ازت دفاع کنم.

551
00:34:57,771 --> 00:34:58,812
‫متاسفم.

552
00:35:24,771 --> 00:35:25,771
‫مامان!

553
00:35:31,604 --> 00:35:34,479
‫دیدی مشیت الهی بود که ما رو بهم رسوند؟

554
00:35:35,312 --> 00:35:36,562
‫یا شانس.

555
00:35:39,062 --> 00:35:40,062
‫ممنون.

556
00:35:40,562 --> 00:35:41,562
‫خواهش می‌کنم.

557
00:35:42,771 --> 00:35:44,979
‫توی دانشگاه هم بهترین بودی.

558
00:35:46,896 --> 00:35:50,979
‫حالا که شایعات تموم شده،
‫میری که محاکمه دوستت هم...

559
00:35:53,312 --> 00:35:54,396
‫بد شانسی میاره.

560
00:35:55,146 --> 00:35:56,437
‫- ببخشید.
‫- آره.

561
00:36:00,104 --> 00:36:01,437
‫نامه‌ام به دستت رسید؟

562
00:36:01,937 --> 00:36:03,937
‫لازم نیست درباره‌اش حرف بزنیم، گراتزیا.

563
00:36:04,021 --> 00:36:06,146
‫چرا، لازمه.

564
00:36:08,937 --> 00:36:11,354
‫خواستم عذرخواهی کنم.
‫خودخواهی کردم.

565
00:36:14,062 --> 00:36:16,771
‫چند شب پیش خواب دیدم.

566
00:36:18,271 --> 00:36:20,229
‫راستش کابوس بود.

567
00:36:22,521 --> 00:36:23,854
‫یه جوخه آتش

568
00:36:24,354 --> 00:36:28,646
‫آماده بود بهم شلیک کنه.

569
00:36:29,937 --> 00:36:31,479
‫دستـام بسته بود.

570
00:36:32,479 --> 00:36:34,771
‫پدرم هم داشت جرمم رو می‌خوند.

571
00:36:35,646 --> 00:36:36,729
‫افتضاحه.

572
00:36:36,812 --> 00:36:37,812
‫واقع‌گرایانه‌ست.

573
00:36:42,396 --> 00:36:44,312
‫من و تو مثل همـیم، گراتزیا.

574
00:36:45,979 --> 00:36:48,271
‫همیشه تو سمت اشتباهی بودیم.

575
00:36:48,937 --> 00:36:51,271
‫کاری که کردی رو هم می‌تونم درک کنم.

576
00:36:52,104 --> 00:36:54,396
‫خودخواهانه باشه یا نه، درک می‌کنم.

577
00:36:55,271 --> 00:36:59,062
‫چون وقتی ازدواج کردی،
‫اگه منـم بودم هرکاری می‌کردم که نشه.

578
00:36:59,771 --> 00:37:00,896
‫باید این کار رو می‌کردی.

579
00:37:01,437 --> 00:37:02,479
‫درسته.

580
00:37:07,729 --> 00:37:09,187
‫پس باز دوست شدیم؟

581
00:37:12,229 --> 00:37:14,812
‫ما همیشه دوست می‌مونیم.

582
00:37:14,896 --> 00:37:15,896
‫متاسفم.

583
00:37:18,062 --> 00:37:19,896
‫حیف شد قراره با تیر خلاصم کنن.

584
00:37:19,979 --> 00:37:21,187
‫نه، دست بردار.

585
00:37:22,312 --> 00:37:23,896
‫نهایتاً حبس ابد می‌خوری.

586
00:37:24,896 --> 00:37:26,354
‫ها؟ یکم کار اجباری.

587
00:37:27,896 --> 00:37:30,021
‫۲۰ ساله که کسی رو اعدام نکردن.

588
00:37:41,562 --> 00:37:42,729
‫اتفاق نمی‌افته.

589
00:37:44,729 --> 00:37:45,979
‫حرفت رو باور می‌کنن.

590
00:37:47,854 --> 00:37:48,854
‫امیدوارم.

591
00:37:48,937 --> 00:37:50,021
‫قول میدم.

592
00:37:55,021 --> 00:37:57,312
‫« مسافرخانه استلا »

593
00:38:00,937 --> 00:38:03,604
‫شب بخیر. اتاق ۱۶ لطفاً.

594
00:38:05,312 --> 00:38:07,396
‫نامه دارید. براتون گرفتمش.

595
00:38:07,479 --> 00:38:08,562
‫خوبه.

596
00:38:11,396 --> 00:38:15,979
‫تهدید. تهدید. توهین.

597
00:38:18,521 --> 00:38:21,687
‫« برای لیدیا پوئت از طرف برتو »

598
00:38:21,771 --> 00:38:22,937
‫این یکی رو نگه می‌دارم.

599
00:38:23,021 --> 00:38:26,479
‫خانم. یه نفر توی اون یکی اتاق سراغ‌تون رو می‌گرفت.

600
00:38:35,604 --> 00:38:39,979
‫والدین کاپیتان فونتانا
‫اینجا در تورین، توی پورتا نووا زندگی می‌کنن.

601
00:38:40,604 --> 00:38:42,687
‫ولی خونه به ارث برده شده.

602
00:38:42,771 --> 00:38:45,646
‫بعدش فوری فروختنش،
‫پس اون به جایی نمی‌رسه.

603
00:38:45,729 --> 00:38:50,062
‫ولی یه وصیت دست‌نویس رو پیدا کردم،

604
00:38:50,646 --> 00:38:56,146
‫که میگه یه ملک بزرگ
‫توی لیک گرانده در آویلیانا وجود داره.

605
00:38:56,229 --> 00:38:57,271
‫می‌بینی؟

606
00:38:57,896 --> 00:39:01,354
‫یه ویلای ۸۰۰ متر مربعی
‫به عنوان ارثیه به جا مونده.

607
00:39:01,937 --> 00:39:03,937
‫فردا صبح با انریکو میرم اونجا.

608
00:39:04,021 --> 00:39:08,271
‫برای پسرم گویدو فونتانا،
‫که از قبل اونجا اقامت دائم داره.

609
00:39:08,354 --> 00:39:10,979
‫زیاد نیست، می‌دونم.
‫اطلاعات خاصی نیست.

610
00:39:11,062 --> 00:39:15,479
‫ولی اگه کسی یه دختر اریتره‌ای رو به یاد بیاره...

611
00:39:16,229 --> 00:39:18,646
‫می‌تونم ازش یه مقاله در بیارم.

612
00:39:19,229 --> 00:39:21,437
‫به نظرت هیئت منصفه
‫لحاظش می‌کنه؟

613
00:39:21,937 --> 00:39:27,729
‫خب، اگه بتونیم خود امیرا رو پیدا کنیم،
‫ماجرا فرق می‌کنه، آره.

614
00:39:27,812 --> 00:39:31,104
‫اگه هنوز توی ویلا ساکن باشه،
‫نباید سخت باشه.

615
00:39:31,687 --> 00:39:34,437
‫آره، ولی مراقب باش.
‫خوش‌بینی برای سیاستمدارهاست.

616
00:39:45,312 --> 00:39:47,521
‫شنیدم کانسوئلا رفته میلان بخونه.

617
00:39:48,604 --> 00:39:49,604
‫که چی؟

618
00:39:51,604 --> 00:39:53,479
‫- هیچی. کلی گفتم.
‫- نه، چی...

619
00:39:53,979 --> 00:39:56,187
‫کانسوئلو چه ربطی به ماجرا داره؟

620
00:39:56,271 --> 00:39:58,437
‫هیچی. فقط خواستم یه چیزی گفته باشم.

621
00:39:59,187 --> 00:40:00,854
‫لیدیا، فقط داریم حرف می‌زنیم.

622
00:40:01,396 --> 00:40:05,104
‫می‌خوایم یه مسئله جدی رو حل کنیم.
‫کانسوئلو چه ربطی به داستان داره؟

623
00:40:05,187 --> 00:40:06,729
‫- فقط خواستم بپرسم.
‫- نپرس!

624
00:40:06,812 --> 00:40:08,729
‫- باشه. هیس. حله.
‫- نپرس.

625
00:40:12,896 --> 00:40:15,062
‫ببخشید. شلوغش کردم. متاسفم.

626
00:40:15,146 --> 00:40:16,896
‫نه، من متاسفم.
‫قصد نداشتم...

627
00:40:19,479 --> 00:40:21,271
‫لیدیا، کانسوئلو فوق‌العاده‌ست.

628
00:40:21,771 --> 00:40:22,979
‫شگفت‌انگیزه.

629
00:40:23,896 --> 00:40:27,062
‫فقط با اون، احساس ناکافی بودن دارم چون اون عاشقمه.

630
00:40:29,396 --> 00:40:30,396
‫ولی من نیستم.

631
00:40:32,687 --> 00:40:33,854
‫می‌دونی کِی فهمیدم؟

632
00:40:35,104 --> 00:40:37,562
‫وقتی بهم گفتی از دادستان جدا شدی.

633
00:40:38,062 --> 00:40:41,062
‫چون همونطور که شاید حدس زده باشی،

634
00:40:41,729 --> 00:40:43,604
‫وقتی بهم گفتی، خوشحال شدم چون...

635
00:40:43,687 --> 00:40:45,479
‫- بسه. بهتره بری.
‫- چی؟ چرا؟

636
00:40:45,562 --> 00:40:48,479
‫چون حرفت مسخره‌ست و خودتم می‌دونی.

637
00:40:51,271 --> 00:40:54,479
‫وایسا! می‌دونی چی مسخره‌ست، لیدیا؟
‫می‌دونی چی مسخره‌ست؟

638
00:40:54,979 --> 00:40:56,104
‫که من و تو اینجاییم

639
00:40:57,187 --> 00:40:59,896
‫و نمی‌تونیم حرف دلـمون رو بزنیم.

640
00:41:00,479 --> 00:41:01,687
‫و نمی‌دونم چرا.

641
00:41:02,187 --> 00:41:06,146
‫چون نمی‌خوایم کسی رو ناراحت کنیم؟
‫چون خودمون نمی‌خوایم عذاب بکشیم!

642
00:41:06,229 --> 00:41:09,062
‫ولی حتی اگه تظاهر کنیم خبری نیست، معلومه ما...

643
00:41:09,146 --> 00:41:10,271
‫چی؟

644
00:41:11,062 --> 00:41:12,062
‫چی؟

645
00:41:15,687 --> 00:41:16,687
‫تو بگو.

646
00:41:22,187 --> 00:41:23,187
‫لعنتی.

647
00:42:42,562 --> 00:42:44,812
‫فکر کنم تو هم باید به آویلیانا بیای.

648
00:42:45,312 --> 00:42:47,854
‫فکر نکنم انریکو از دیدنم خوشحال بشه.

649
00:42:49,104 --> 00:42:51,104
‫جواب میده، لیدیا.

650
00:42:52,646 --> 00:42:53,646
‫خدافظ.

651
00:42:54,354 --> 00:42:57,604
‫فردا صبح ساعت ۸. آماده باش.

652
00:42:57,687 --> 00:42:59,562
‫آره. خدافظ.

653
00:43:02,229 --> 00:43:03,229
‫فردا می‌بینمت.

654
00:43:19,229 --> 00:43:21,729
‫« برای لیدیا پوئت از طرف برتو »

655
00:43:28,354 --> 00:43:30,979
‫« ممنون »

656
00:43:36,104 --> 00:43:37,271
‫« برای لیدیا »

657
00:43:38,062 --> 00:43:38,896
‫« از طرف تریسا - ضروری »

658
00:43:38,979 --> 00:43:42,604
‫لیدیای عزیز، امیدوارم این نامه ناراحتت نکنه.

659
00:43:43,812 --> 00:43:47,104
‫دارم از یه سوتفاهم وحشتناک مطلعت می‌کنم

660
00:43:47,187 --> 00:43:50,437
‫که ممکنه خوشبختی برادرم یاکوپو رو به خطر بندازه.

661
00:43:51,354 --> 00:43:54,104
‫کانسوئلو ازش حامله‌ست،

662
00:43:54,937 --> 00:43:56,271
‫ولی جرات نداره بهش بگه

663
00:43:56,354 --> 00:43:58,896
‫به خاطر این ترس احمقانه که هنوز عاشق توئه.

664
00:44:02,896 --> 00:44:06,271
‫لطفاً این رو بهش نگو،
‫ولی اگه ممکنه تلاش کن،

665
00:44:06,354 --> 00:44:09,021
‫که باهاش ارتباطی نداشته باشی.

666
00:44:11,937 --> 00:44:14,604
‫می‌خوام واضح بگم که نبخشیدمت.

667
00:44:16,187 --> 00:44:17,062
‫باشه، متوجهم.

668
00:44:17,146 --> 00:44:18,229
‫خوبه.

669
00:44:18,729 --> 00:44:20,396
‫نمی‌خوام امیدوار بشی.

670
00:45:19,104 --> 00:45:20,104
‫خودشه.

671
00:45:21,271 --> 00:45:22,312
‫امیراست.

672
00:45:31,871 --> 00:45:33,871
‫لیدیا.

673
00:45:33,896 --> 00:45:35,687
‫کار اشتباهی کردم؟

674
00:45:36,687 --> 00:45:38,604
‫بیاید اینجا. ببینید.

675
00:45:38,687 --> 00:45:40,604
‫اشتباه کردیم یاکوپو.

676
00:45:41,000 --> 00:46:01,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

