﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:23,104 --> 00:00:26,312
‫«فونتانا قاتله.»
‫یعنی کی اینـو نوشته؟

3
00:00:26,396 --> 00:00:27,687
‫درستش می‌کنیم.

4
00:00:28,187 --> 00:00:31,104
‫احتمالاً خرابکاریِ یه بچه‌ی محلی باشه.

5
00:00:31,187 --> 00:00:32,354
‫- صبرکنید.
‫- چی شده؟

6
00:00:32,437 --> 00:00:33,437
‫یکی اونجاست.

7
00:00:34,271 --> 00:00:35,271
‫کی اونجاست؟

8
00:00:36,229 --> 00:00:39,312
‫یاکوپو، بیا وقت هدر ندیم.
‫بریم توی شهر و پرس‌وجو کنیم...

9
00:00:39,396 --> 00:00:40,854
‫ساکت!

10
00:00:42,271 --> 00:00:43,271
‫کی اونجاست؟

11
00:00:49,521 --> 00:00:50,896
‫خوبی؟

12
00:00:53,187 --> 00:00:54,312
‫وایسا!

13
00:00:54,396 --> 00:00:56,687
‫خدای من!

14
00:00:58,937 --> 00:01:00,104
‫تو کی هستی؟

15
00:01:00,187 --> 00:01:03,146
‫- بگو کی هستی! حرف بزن!
‫- من کاری نکردم! کی فرستادتت؟

16
00:01:03,229 --> 00:01:08,146
‫هیچکس. داداشم وکیله.
‫داریم درباره پرونده فونتانا تحقیق می‌کنیم.

17
00:01:10,437 --> 00:01:12,229
‫آقای پوئت؟

18
00:01:12,729 --> 00:01:13,937
‫بله. منـو می‌شناسی؟

19
00:01:14,021 --> 00:01:16,187
‫معلومه که می‌شناسم.

20
00:01:17,312 --> 00:01:19,104
‫افتخار بزرگیه.

21
00:01:19,128 --> 00:01:21,128
‫روبرتو رونکو.

22
00:01:22,687 --> 00:01:23,771
‫خوشبختم.

23
00:01:30,646 --> 00:01:34,604
‫« قانون به گفته‌ی لیدیا پوئت »

24
00:01:38,604 --> 00:01:40,396
‫به خانه‌ی درویشی من خوش اومدین.

25
00:01:40,479 --> 00:01:42,021
‫ممنون آقای رونکو.

26
00:01:42,104 --> 00:01:43,896
‫یکم شلخته‌ست، می‌دونم،

27
00:01:43,979 --> 00:01:46,687
‫ولی فکرشـو نمی‌کردم بیاید دیدن من.

28
00:01:46,771 --> 00:01:48,021
‫ما هم همینطور.

29
00:01:48,687 --> 00:01:50,021
‫گراپا میل دارید؟

30
00:01:50,521 --> 00:01:53,354
‫- نه ممنون.
‫- واسه من یکم زوده.

31
00:01:53,437 --> 00:01:55,354
‫ببخشید، اجازه هست...

32
00:01:59,771 --> 00:02:00,771
‫ممنون.

33
00:02:03,771 --> 00:02:05,479
‫- روبرتو، درسته؟
‫- بله.

34
00:02:07,812 --> 00:02:08,854
‫چطوری...

35
00:02:08,937 --> 00:02:11,479
‫اول از همه بگم که من نوشتم فونتانا قاتله.

36
00:02:14,437 --> 00:02:17,979
‫دوم، من هیچ دخلی به کاپیتان نداشتم.

37
00:02:18,479 --> 00:02:22,687
‫آخرین باری که دیدمش ۱۶ سالم بود،
‫ولی خوب می‌شناختمش.

38
00:02:23,271 --> 00:02:26,396
‫وقتی هم از آفریقا برگشت
‫و توی ویلای والدینش سروسامون گرفت،

39
00:02:26,479 --> 00:02:28,146
‫حتی کمکش کردم که وسایل منزلش رو بیاره.

40
00:02:28,229 --> 00:02:29,312
‫و با امیرا آشنا شدم.

41
00:02:33,021 --> 00:02:35,479
‫امیرا اینه؟

42
00:02:42,437 --> 00:02:43,937
‫ما هم‌سن بودیم.

43
00:02:46,979 --> 00:02:50,021
‫کاپیتان به همه گفته بود که خدمتکارشه.

44
00:02:51,896 --> 00:02:53,729
‫ولی من عاشق امیرا شدم.

45
00:02:55,437 --> 00:02:57,562
‫هروقت هم می‌شد،
‫سعی می‌کردم پیشش باشم.

46
00:02:59,479 --> 00:03:02,687
‫اونطوری فهمیدم کاپیتان

47
00:03:03,771 --> 00:03:05,771
‫وادارش می‌کرده تا هرکاری می‌خواد بکنه.

48
00:03:07,146 --> 00:03:08,729
‫حتی

49
00:03:09,562 --> 00:03:13,271
‫کارهایی که مردها توی اتاق‌خواب
‫با زن‌هاشون می‌کنن.

50
00:03:14,812 --> 00:03:18,604
‫امیرا مثل یه برده بود.
‫واسه همین باید کمک می‌کردم تا فرار کنه.

51
00:03:19,187 --> 00:03:21,271
‫تصمیم گرفتیم باهم بریم...

52
00:03:23,687 --> 00:03:25,104
‫تو شب یک ماه کامل.

53
00:03:25,979 --> 00:03:26,979
‫بعدش چی؟

54
00:03:28,729 --> 00:03:30,062
‫امیرا نیومد.

55
00:03:31,312 --> 00:03:33,021
‫فونتانا گزارش کرد مفقود شده.

56
00:03:33,604 --> 00:03:34,687
‫رفتش.

57
00:03:35,271 --> 00:03:36,437
‫خونه خالی موند.

58
00:03:38,271 --> 00:03:40,021
‫و فقط من می‌دونستم امیرا رو کشته.

59
00:03:40,937 --> 00:03:44,437
‫ببخشید، ولی چطوری فهمیدی؟

60
00:03:44,521 --> 00:03:45,646
‫دیدمش.

61
00:03:46,396 --> 00:03:50,354
‫داری میگی تو شاهد عینی به قتل هستی؟

62
00:03:50,437 --> 00:03:53,604
‫- دقیقاً همین رو گفتم.
‫- چرا گزارش نکردی؟

63
00:03:53,687 --> 00:03:56,521
‫به کارابینیری گفتم.
‫فقط اون موقع هیچ...

64
00:03:57,771 --> 00:03:59,187
‫- چیه؟
‫- چیه؟

65
00:04:02,521 --> 00:04:03,937
‫دنبالم بیاید لطفاً.

66
00:04:04,437 --> 00:04:06,479
‫بهتون نشون میدم که قبلاً کجا همدیگه رو می‌دیدیم.

67
00:04:07,062 --> 00:04:08,062
‫آره.

68
00:04:10,854 --> 00:04:13,562
‫ما جایی نمیریم.
‫میریم خونه.

69
00:04:13,646 --> 00:04:15,937
‫- شاید بفهمیم...
‫- وضعیت مسخره‌ایه.

70
00:04:16,021 --> 00:04:18,646
‫- خب؟ دنبالم بیاید دیگه.
‫- بله.

71
00:04:18,729 --> 00:04:19,771
‫- حتماً.
‫- اومدیم.

72
00:04:21,000 --> 00:04:28,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

73
00:04:29,562 --> 00:04:30,604
‫بفرمایید داخل.

74
00:04:31,437 --> 00:04:36,021
‫فکر نکنم آقای روبرتو خیلی قابل‌اعتماد باشه.

75
00:04:37,604 --> 00:04:38,729
‫طناب رو بگیرید.

76
00:04:46,354 --> 00:04:50,562
‫می‌دونید ما واقعیت رو کاملاً نادرست می‌فهمیم؟

77
00:04:51,812 --> 00:04:54,896
‫پدید اومدن و ناپدید شدن‌ها رو می‌بینیم،

78
00:04:54,979 --> 00:04:57,979
‫و فکر می‌کنیم که واقعاً یه قبل و بعدی وجود داره.

79
00:04:58,062 --> 00:05:04,104
‫ولی در واقعیت، زمان و فضا
‫فقط ساختارهای ذهنی هستن.

80
00:05:04,604 --> 00:05:05,604
‫نه بابا.

81
00:05:07,146 --> 00:05:10,312
‫من خودم تازه فهمیدم اصلاً ممکنه.

82
00:05:10,396 --> 00:05:12,771
‫که همه‌چیز حاضره و همه‌چیز ابدی.

83
00:05:15,896 --> 00:05:18,437
‫همینجا. می‌بینید؟

84
00:05:19,021 --> 00:05:22,062
‫تمام اتفاقات اون شب رو دیدم.

85
00:05:22,646 --> 00:05:25,396
‫سوم آگست سال ۱۸۷۴.

86
00:05:27,979 --> 00:05:31,729
‫قاعدتاً چیزهای دیگه‌ای هم دیدم.
‫قراره جنگ وحشتناکی رخ بده، می‌دونستید؟

87
00:05:32,562 --> 00:05:33,562
‫درسته.

88
00:05:34,562 --> 00:05:36,312
‫حالا اونجا چیه؟

89
00:05:36,396 --> 00:05:38,479
‫مردم هیچوقت حرفـم رو باور نمی‌کنن.

90
00:05:38,562 --> 00:05:40,937
‫ولی اونـا کوته‌فکرن.

91
00:05:41,021 --> 00:05:43,229
‫درسته. منـم همیشه همینـو میگم.

92
00:05:50,229 --> 00:05:51,896
‫روبرتو رونکوی بدبخت.

93
00:05:53,021 --> 00:05:58,437
‫حتی توی بیمارستان سرتوسا بستریش کردن.
‫با حمام سرد درمانش کردن. بدون هیچ نتیجه‌ای.

94
00:05:59,021 --> 00:06:02,021
‫ولی کاپیتان یه دختر اریتره‌ای ۱۶ ساله رو

95
00:06:02,104 --> 00:06:03,937
‫خریده و به ایتالیا آورده، ستوان.

96
00:06:04,021 --> 00:06:07,896
‫محض رضای خدا، خانم.
‫داری چهره‌ی هیولاگونه‌ای از طرف می‌سازی.

97
00:06:09,354 --> 00:06:11,271
‫فکر می‌کنید طبیعیه؟

98
00:06:12,396 --> 00:06:15,854
‫من گویدو فونتانا رو از بچگی می‌شناختم.

99
00:06:15,937 --> 00:06:18,021
‫دختره، امیرا احمد هم،

100
00:06:18,104 --> 00:06:22,021
‫نمی‌تونید تصور کنید که در آفریقا
‫مجبور بوده با چه شرایطی زندگی کنه.

101
00:06:22,854 --> 00:06:26,521
‫گویدو تحت‌تاثیر قرار گرفته بود.
‫می‌خواست آینده بهتری بهش بده.

102
00:06:27,562 --> 00:06:32,854
‫روبرتو یه پسرِ عاشق بود و وقتی امیرا فرار کرد، دیوانه شد.

103
00:06:32,937 --> 00:06:35,687
‫چرا اینقدر مطمئنید که فرار کرده؟

104
00:06:36,437 --> 00:06:39,187
‫چون دیدمش.
‫اون شب داشتم گشت می‌زدم،

105
00:06:39,687 --> 00:06:42,312
‫امیرا رو هم دیدم که داره از ویلا دور می‌شه

106
00:06:42,396 --> 00:06:43,979
‫و به سمت جنگل فرار می‌کنه.

107
00:06:47,229 --> 00:06:49,937
‫که اینطور. این براتون کافی نیست، نه؟

108
00:06:50,937 --> 00:06:56,104
‫اینجا می‌تونید اظهارات سرافینا مالپتزی رو بخونید.

109
00:06:56,187 --> 00:06:58,646
‫اون آشپز کاپیتان فونتانا بود.

110
00:06:58,729 --> 00:07:00,979
‫توی ویلا هم زندگی می‌کرد،

111
00:07:01,479 --> 00:07:03,437
‫و تایید کرده که حوالی ۲ صبح،

112
00:07:03,521 --> 00:07:07,729
‫صداهایی شنیده، بیرون پنجره رو نگاه کرده
‫و دیده که امیرا داره فرار می‌کنه.

113
00:07:10,187 --> 00:07:13,187
‫باشه، با این سرافینا مالپتزی صحبت می‌کنیم.

114
00:07:13,812 --> 00:07:15,687
‫یا به ویلا برمی‌گردیم.

115
00:07:16,312 --> 00:07:19,854
‫یه عکس پیدا کردیم.
‫شاید بازم باشه.

116
00:07:19,937 --> 00:07:24,104
‫آقا، خواهش می‌کنم.
‫می‌تونید هرچقدر خواستید سوال بپرسید،

117
00:07:24,187 --> 00:07:28,062
‫ولی مجبورم نکنید بهتون اتهام تجاوز به ملک شخصی وارد کنم.

118
00:07:28,146 --> 00:07:30,354
‫- لازم نیست، ممنون.
‫- نه، درسته.

119
00:07:30,437 --> 00:07:32,937
‫می‌تونیم مستقیماً از قاضی جواز تفتیش بگیریم.

120
00:07:33,021 --> 00:07:34,562
‫خب، بهتره دیگه بریم.

121
00:07:34,646 --> 00:07:37,437
‫همینجوریش به قدر کافی مزاحم ستوان بودیم.
‫با اجازه.

122
00:07:48,771 --> 00:07:50,937
‫مزاحم تفکر عمیقت شدم؟

123
00:07:54,021 --> 00:07:55,312
‫نه، جناب قاضی.

124
00:07:56,937 --> 00:07:58,604
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

125
00:07:58,687 --> 00:08:02,687
‫خواستم بدونم آیا اظهارات پایانی
‫برای پرونده فونتانا مکتوب شده یا نه.

126
00:08:03,396 --> 00:08:05,312
‫جلسه برای پنجشنبه تنظیم شده.

127
00:08:06,229 --> 00:08:07,854
‫- هنوز سه روز وقت دارم.
‫- می‌دونم.

128
00:08:07,937 --> 00:08:10,937
‫متاسفانه، نگرانم چون

129
00:08:11,437 --> 00:08:13,521
‫اگه هیئت منصفه، به طرز مسخره‌ای،

130
00:08:14,021 --> 00:08:15,979
‫بخواد اون زن رو تبرئه کنه،

131
00:08:16,604 --> 00:08:20,729
‫هیچ مرد خانواده‌داری دیگه نمی‌تونه با آرامش بخوابه.

132
00:08:21,604 --> 00:08:24,396
‫اینجوری که اپیدمی بی‌خوابی می‌مونه رو دستـمون، جناب قاضی.

133
00:08:25,771 --> 00:08:29,312
‫اینکه یه زن شوهرش رو بکشه و یه وکیل

134
00:08:30,146 --> 00:08:33,271
‫به خاطر چندتا کبودی، هرکاری واسه تبرئه‌اش بکنه

135
00:08:33,354 --> 00:08:34,896
‫اصلاً دست‌مایه استهزا نیست.

136
00:08:34,979 --> 00:08:36,771
‫جناب قاضی، با کمال احترام،

137
00:08:37,687 --> 00:08:40,437
‫فکر نکنم این بحث با شما درست باشه.

138
00:08:40,521 --> 00:08:44,646
‫در هر حال، من خودم توی این برگه

139
00:08:44,729 --> 00:08:47,521
‫نکات ضروری اظهارات پایانیـت رو یادداشت کردم.

140
00:08:48,854 --> 00:08:51,562
‫متوجه وخامت این کاری که می‌کنید هستید؟

141
00:08:51,646 --> 00:08:54,229
‫رسیدهای دوتا بلیت قطار

142
00:08:54,312 --> 00:08:58,021
‫به نام شما و خانم پوئت دستـمه.

143
00:08:58,646 --> 00:09:00,729
‫به مقصد وین.

144
00:09:02,104 --> 00:09:04,687
‫می‌شه بگید کدوم قانون رو زیرپا گذاشتم، جناب قاضی؟

145
00:09:05,187 --> 00:09:08,562
‫اگه این دو بلیت رو برای مطبوعات بفرستم،

146
00:09:08,646 --> 00:09:12,979
‫به نظرت چه تاثیری روی اعتبارت می‌ذاره؟

147
00:09:13,729 --> 00:09:14,729
‫خب،

148
00:09:16,146 --> 00:09:17,521
‫با هرچی که لازم باشه مواجه می‌شم.

149
00:09:18,396 --> 00:09:20,854
‫شک ندارم.
‫تو مرد قانون‌مداری هستی.

150
00:09:20,937 --> 00:09:24,437
‫ولی ما مردها همیشه روی پامون فرود میایم.

151
00:09:26,312 --> 00:09:28,271
‫ولی به معشوقه‌ات فکر کن،

152
00:09:28,896 --> 00:09:30,854
‫اگه هنوز دوستش داری.

153
00:09:31,354 --> 00:09:33,937
‫تمام چیزهایی که باید بگی اینجا هست.

154
00:09:34,021 --> 00:09:37,896
‫اگه کار لازم رو انجام بدی،
‫دیگه رسوایی نداریم.

155
00:09:38,396 --> 00:09:44,396
‫ولی اگه بخوای تعهد کاملت رو
‫به جایگاه بلندمرتبه‌ات نشون ندی

156
00:09:44,479 --> 00:09:48,646
‫یا این صحبت‌مون رو به خانواده پوئت بگی

157
00:09:48,729 --> 00:09:51,146
‫تا محاکمه رو بی‌اعتبار کنی،

158
00:09:51,937 --> 00:09:55,021
‫قول میدم بدجوری پشیمون بشی.

159
00:10:06,562 --> 00:10:08,604
‫می‌دونی که عمراً بهمون جواز بدن، درسته؟

160
00:10:08,687 --> 00:10:09,896
‫چرا؟

161
00:10:09,979 --> 00:10:12,354
‫چرا؟ به نظرت چطوری باید قاضی رو قانع کنم؟

162
00:10:12,437 --> 00:10:14,812
‫برم بهش بگم یه مسافر زمان شهادت داده؟

163
00:10:14,896 --> 00:10:18,062
‫باشه انریکو.
‫می‌دونم باور کردن حرفش سخته،

164
00:10:18,146 --> 00:10:20,812
‫ولی شاید درباره خشونت کاپیتان راست بگه، خب؟

165
00:10:21,312 --> 00:10:22,812
‫می‌شه خواهشاً به خواهرم بگی

166
00:10:22,896 --> 00:10:25,271
‫فقط سه روز برای نوشتن اظهارات پایانیم وقت دارم؟

167
00:10:25,354 --> 00:10:26,937
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

168
00:10:27,896 --> 00:10:30,312
‫وقتی هیچی دست‌مون نیست
‫می‌خوای چی توش بنویسم؟

169
00:10:30,396 --> 00:10:32,729
‫دقیقاً. فقط دارم وقتم رو هدر میدم.

170
00:10:32,812 --> 00:10:35,396
‫باشه. هرکاری می‌خوای بکن.
‫برو اظهارات پایانیت رو بنویس.

171
00:10:35,479 --> 00:10:37,937
‫باهم برید.
‫مثل همیشه تنهایی حلش می‌کنم.

172
00:10:38,021 --> 00:10:40,812
‫امیدوار بودم که اینـو بگی. بدرود.

173
00:10:40,896 --> 00:10:42,479
‫نه. بیخیال، بس کن.

174
00:10:49,396 --> 00:10:50,646
‫لیدیا، وایسا!

175
00:10:50,729 --> 00:10:53,604
‫- تنهام بذار.
‫- نه، یه توضیح بهم بدهکاری.

176
00:10:53,687 --> 00:10:56,854
‫- توضیحی نیست.
‫- نه، توضیح می‌خوام.

177
00:10:56,937 --> 00:10:58,729
‫- دست از سرم بردار!
‫- توضیح می‌خوام!

178
00:10:58,812 --> 00:11:00,979
‫- بگو چرا اینجوری شدی!
‫- بهت میگم.

179
00:11:01,062 --> 00:11:02,896
‫- ولی خوشت نمیاد.
‫- باشه!

180
00:11:04,979 --> 00:11:06,104
‫حامله‌ام.

181
00:11:10,396 --> 00:11:12,354
‫هنوز عاشق پیر هستم.

182
00:11:15,146 --> 00:11:16,146
‫کی؟

183
00:11:16,229 --> 00:11:17,854
‫فورنو دیگه، یاکوپو. پس کی؟

184
00:11:21,437 --> 00:11:22,812
‫بهتره بذاری برم.

185
00:11:31,104 --> 00:11:33,437
‫« مسافرخانه کانتامرلو »

186
00:11:51,396 --> 00:11:53,937
‫خیلی ناراحت شدم، تریسا.

187
00:11:54,021 --> 00:11:56,312
‫سه روز رفتم میلان، برگشتم خوشحالش کنم،

188
00:11:56,396 --> 00:11:59,354
‫می‌بینم طبق معمول با لیدیا رفته ماجراجویی.

189
00:11:59,437 --> 00:12:02,771
‫ببخشید. امروز روز سختی بوده.

190
00:12:05,229 --> 00:12:06,979
‫البته که تو ازش دفاع می‌کنی.

191
00:12:08,854 --> 00:12:10,979
‫شب بخیر عزیزم.
‫شب بخیز کانسوئلو.

192
00:12:11,062 --> 00:12:12,812
‫- یاکوپو برگشت؟
‫- چی کار می‌کنید؟

193
00:12:12,836 --> 00:12:14,836
‫یاکوپو که نه.

194
00:12:15,687 --> 00:12:19,229
‫ولی توی جستجومون خیلی پیشرفت کردیم،

195
00:12:19,312 --> 00:12:21,604
‫یه سری چیزها هم هنوز باید بررسی بشن، پس...

196
00:12:21,687 --> 00:12:23,729
‫پس پیش لیدیا مونده دیگه.

197
00:12:24,229 --> 00:12:25,396
‫جنده.

198
00:12:25,479 --> 00:12:27,687
‫نه. خواهر من خیلی نقص اخلاقی داره،

199
00:12:27,771 --> 00:12:30,479
‫ولی از این عبارت‌ها خوشم نمیاد، کانسوئلو.

200
00:12:35,979 --> 00:12:36,979
‫عزیزم.

201
00:12:37,521 --> 00:12:39,021
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

202
00:12:40,812 --> 00:12:42,562
‫اشتباه کردم، انریکو.

203
00:12:43,062 --> 00:12:45,521
‫فکر کردم حامله‌ام، ولی...

204
00:12:46,271 --> 00:12:47,687
‫بالاخره تو سن من...

205
00:12:49,354 --> 00:12:50,896
‫ولی تو جوونی، عشقم.

206
00:12:52,146 --> 00:12:54,187
‫دوباره هم تلاش می‌کنیم.
‫عزیزم، قول میدم بهت.

207
00:12:54,271 --> 00:12:56,896
‫درک نمی‌کنی انریکو.
‫تو سیاست و کارت رو داری.

208
00:12:56,979 --> 00:12:59,146
‫من همیشه فقط یه همسر و یه مادر بودم.

209
00:12:59,229 --> 00:13:01,646
‫ولی این واقعیت نداره.
‫تو کلی علایق داری.

210
00:13:01,729 --> 00:13:04,812
‫- مدرک آموزشی داری.
‫- خدای من، خواهش می‌کنم دیگه چیزی نگو.

211
00:13:04,896 --> 00:13:05,937
‫بغلم کن.

212
00:13:14,229 --> 00:13:15,604
‫صبحونه!

213
00:13:17,854 --> 00:13:20,729
‫هوای روستا معجزه می‌کنه.
‫حالم خوب خوب شده.

214
00:13:20,812 --> 00:13:21,729
‫- دیوونه شدی؟
‫- آره.

215
00:13:21,812 --> 00:13:23,979
‫- فهمیدی دیروز چی گفتم؟
‫- آره.

216
00:13:24,062 --> 00:13:26,146
‫من عاشق یکی دیگه‌ام.
‫فکرم پیش یکی دیگه‌ست.

217
00:13:26,229 --> 00:13:28,562
‫- نمی‌خوام با تو باشم.
‫- بله لیدیا.

218
00:13:28,646 --> 00:13:32,146
‫امروز من. فردا اون.
‫روالت اینه. همینه که هست.

219
00:13:32,229 --> 00:13:34,187
‫بشین. باید یه چیز مهم بهت بگم.

220
00:13:34,271 --> 00:13:35,187
‫نمی‌خوام بشنیم.

221
00:13:35,271 --> 00:13:36,729
‫سرافینا مالپتزی رو دیدم،

222
00:13:37,312 --> 00:13:38,729
‫آشپز فونتانا.

223
00:13:39,729 --> 00:13:40,562
‫خب؟

224
00:13:40,646 --> 00:13:41,896
‫می‌دونی بهم چی گفت؟

225
00:13:41,979 --> 00:13:44,854
‫که اصلاً ندیده امیرا از ویلا فرار کنه.

226
00:13:44,937 --> 00:13:47,437
‫ندیدتش چون اون شب خونه نبوده.

227
00:13:48,646 --> 00:13:51,646
‫چرا به کارابینیری دروغ گفته؟

228
00:13:51,729 --> 00:13:56,271
‫چون مخفیانه واسه یه مرد جوان فرار کرده بود.
‫زیاد انجامش می‌داد.

229
00:13:56,354 --> 00:13:58,521
‫واسه همین نتونسته راستش رو بگه.

230
00:13:58,604 --> 00:14:01,437
‫حالا اون مرد جوان شوهرشه و نیاز نیست دروغ بگه.

231
00:14:01,521 --> 00:14:02,854
‫نه، وایسا یاکوپو.

232
00:14:02,937 --> 00:14:07,979
‫پیووانو میگه دیده که یه دختر
‫از ویلا به سمت جنگ فرار کرده.

233
00:14:08,937 --> 00:14:10,937
‫ولی شاید اون دختر امیرا نبوده.

234
00:14:11,521 --> 00:14:13,396
‫شاید اون دختر آشپزه بوده،

235
00:14:13,896 --> 00:14:15,937
‫که از سوتفاهم پیش‌اومده استفاده کرده

236
00:14:16,021 --> 00:14:18,812
‫و واسه رسوا نشدن یه اظهاریه‌ی غلط داده.
‫منطقیه.

237
00:14:18,896 --> 00:14:21,271
‫- امیرا چی شده؟ اون کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

238
00:14:21,354 --> 00:14:23,521
‫ممکنه اصلاً نرفته باشه.
‫ممکنه هنوز اونجا باشه.

239
00:14:23,604 --> 00:14:25,937
‫- ممکنه اون موقع مُرده باشه.
‫- دنبال چی می‌گردی؟

240
00:14:26,021 --> 00:14:27,979
‫- کلاهم. ولش کن، بریم.
‫- کجا بریم؟

241
00:14:28,062 --> 00:14:30,104
‫به ویلا دیگه، یاکوپو. کجا پس؟

242
00:14:44,271 --> 00:14:46,021
‫هنوز اونجا نرفتیم.

243
00:14:47,062 --> 00:14:48,062
‫بریم.

244
00:14:54,937 --> 00:14:55,937
‫چیزی نیست.

245
00:15:09,000 --> 00:15:16,000


246
00:15:30,687 --> 00:15:32,396
‫ستوان پیووانو.

247
00:15:33,562 --> 00:15:37,187
‫فکر کردم دیگه رفتین.

248
00:15:43,687 --> 00:15:45,437
‫چی کار می‌کنی ستوان؟

249
00:15:47,521 --> 00:15:51,271
‫- من نکشتمش.
‫- می‌دونستی اینجا دفن شده.

250
00:15:51,354 --> 00:15:54,646
‫با این وجود بهمون گفتی امیرا فرار کرده.

251
00:15:54,729 --> 00:15:56,312
‫فونتانا یه دوست بود.

252
00:15:56,812 --> 00:15:57,979
‫مرد بزرگی بود.

253
00:15:58,896 --> 00:16:01,562
‫ولی ضعف شهوت داشت،

254
00:16:02,062 --> 00:16:03,771
‫و حسود بود.

255
00:16:04,271 --> 00:16:06,396
‫وقتی فهمید امیرا با روبرتو بوده

256
00:16:06,479 --> 00:16:08,771
‫و می‌خواست فرار کنه، عقلش رو از دست داد.

257
00:16:09,354 --> 00:16:14,979
‫با هیکل خونی اومد پیش من و آشفته بود.
‫ازم درخواست کمک کرد.

258
00:16:15,604 --> 00:16:17,187
‫باید چی کار می‌کردم؟

259
00:16:17,937 --> 00:16:20,021
‫دستگیرش می‌کردی شاید، ستوان؟

260
00:16:20,854 --> 00:16:22,729
‫اون بهترین دوستم بود.

261
00:16:25,354 --> 00:16:26,562
‫برگردید.

262
00:16:27,854 --> 00:16:29,021
‫برگردید!

263
00:16:33,771 --> 00:16:36,687
‫ستوان، ما به خاطر دوستی
‫کارهای خیلی احمقانه‌ای می‌کنیم.

264
00:16:36,771 --> 00:16:39,312
‫کاپیتان مُرده.
‫دیگه هیچ دینی بهش نداری.

265
00:16:42,396 --> 00:16:44,062
‫نه. انجامش نده لطفاً.

266
00:16:55,271 --> 00:16:56,479
‫ستوان!

267
00:16:59,646 --> 00:17:00,646
‫زنده‌ایم؟

268
00:17:04,829 --> 00:17:06,829
‫یاکوپو!

269
00:17:06,854 --> 00:17:07,854
‫ستوان!

270
00:17:07,937 --> 00:17:09,104
‫باز کن!

271
00:17:16,062 --> 00:17:17,062
‫لعنتی.

272
00:17:18,771 --> 00:17:20,937
‫کامل فهمیدم، زاناردلی.

273
00:17:21,729 --> 00:17:23,687
‫به نظرم واسه همه بهترین راهه.

274
00:17:25,562 --> 00:17:29,146
‫شب شما خوش، قربان.
‫یا بهتره بگم، جناب وزیر.

275
00:17:47,146 --> 00:17:48,146
‫عزیزم.

276
00:17:49,979 --> 00:17:50,979
‫همه‌چیز خوبه؟

277
00:17:53,229 --> 00:17:55,521
‫همه‌چیز رو خراب کردم، تریسا.

278
00:17:56,854 --> 00:17:57,896
‫من یه احمقـم.

279
00:18:04,146 --> 00:18:05,312
‫متاسفم.

280
00:18:07,812 --> 00:18:08,812
‫تو چطوری؟

281
00:18:11,687 --> 00:18:14,604
‫یه تصمیم مهم گرفتم.

282
00:18:16,437 --> 00:18:18,354
‫درسته. من توانایی خیلی کارها رو دارم.

283
00:18:19,604 --> 00:18:23,771
‫و با اون مدرک آموزشی،
‫می‌تونم تو مقطع دبستان تدریس کنم.

284
00:18:24,437 --> 00:18:25,771
‫بورگو دورا

285
00:18:26,896 --> 00:18:27,937
‫یه معلم از دست داده.

286
00:18:30,521 --> 00:18:32,896
‫و درخواست دادم که جایگزینش بشم.

287
00:18:35,896 --> 00:18:37,312
‫به نظرم ایده شگفت‌انگیزیه.

288
00:18:43,579 --> 00:18:45,579
‫انریکو.

289
00:18:45,604 --> 00:18:46,604
‫بله؟

290
00:18:47,021 --> 00:18:49,271
‫چرا یاکوپو و لیدیا هنوز برنگشتن؟

291
00:18:49,354 --> 00:18:51,937
‫کانسوئلوی عزیزم،
‫نیازی نیست حسادت کنی.

292
00:18:52,021 --> 00:18:55,396
‫حسادت نمی‌کنم. نگرانم.
‫باید بریم دنبالـشون بگردیم.

293
00:18:55,479 --> 00:18:56,896
‫گوش کن، بیا این کار رو بکنیم.

294
00:18:57,396 --> 00:19:00,396
‫اگه تا فردا صبح برنگشتن،
‫باهم میریم دنبالـشون.

295
00:19:00,979 --> 00:19:01,979
‫باشه؟

296
00:19:04,979 --> 00:19:07,021
‫اینقدر نگاه نکن. بسه دیگه.

297
00:19:08,396 --> 00:19:10,062
‫فقط ۱۶ سالش بوده.

298
00:19:10,646 --> 00:19:15,521
‫می‌دونم لیدیا، ولی اگه راه خروجی پیدا نکنیم،
‫آخرش همینجوری می‌شیم.
[آ.و.ا.م.و.و.ی]

299
00:19:18,646 --> 00:19:19,646
‫زودباش.

300
00:19:26,604 --> 00:19:28,146
‫بعدم، تو راست می‌گفتی.

301
00:19:28,937 --> 00:19:31,521
‫با وجود قتل یه بچه ۱۶ ساله،

302
00:19:32,854 --> 00:19:35,562
‫هیئت منصفه قطعاً نظرش رو عوض می‌کرد.

303
00:19:36,521 --> 00:19:37,854
‫هنوز وقت داریم.

304
00:19:38,854 --> 00:19:42,979
‫نه. مثل تریستان و ایزولد می‌میریم.

305
00:19:45,729 --> 00:19:47,771
‫تریستان روی ساحل می‌میره.

306
00:19:49,979 --> 00:19:52,687
‫معشوقه‌هایی که زنده‌زنده دفن می‌شن
‫آیدا و رادامس هستن.

307
00:19:54,562 --> 00:19:56,021
‫دیدی گفتی.
‫«معشوقه.»

308
00:19:56,604 --> 00:19:59,187
‫آیدا یه کار تخیلیه، یاکوپو.

309
00:19:59,854 --> 00:20:02,104
‫لیدیا، یه پامون لب گوره،

310
00:20:02,187 --> 00:20:06,104
‫می‌تونی به خودت زحمت بدی
‫که بپذیری عاشقمی.

311
00:20:06,187 --> 00:20:08,521
‫من عاشق یک مرد دیگه‌ام.
‫قبلاً بهت گفتم.

312
00:20:08,604 --> 00:20:11,271
‫لیدیا، عمراً باور کنم. هرگز.

313
00:20:14,729 --> 00:20:15,979
‫باشه، راستش رو بگم؟

314
00:20:16,062 --> 00:20:17,646
‫ترسیدی، می‌دونم.

315
00:20:17,729 --> 00:20:18,937
‫- و تو...
‫- بذار صحبت کنم.

316
00:20:19,021 --> 00:20:22,604
‫و ترست هم توجیه‌پذیره که نمی‌خوای یه زن دیگه عذاب بکشه.

317
00:20:22,687 --> 00:20:25,187
‫متوجهم. هیچوقت نمی‌خوام
‫کانسوئلو عذاب بکشه.

318
00:20:25,271 --> 00:20:26,854
‫یاکوپو، بچه‌ات توی راهه.

319
00:20:31,437 --> 00:20:34,271
‫واسه همین ما دوتا نمی‌تونیم باهم باشیم.

320
00:20:41,812 --> 00:20:42,937
‫متاسفم. من...

321
00:20:44,146 --> 00:20:46,021
‫نمی‌خواستم اینجوری بهت بگم.

322
00:20:50,271 --> 00:20:52,187
‫آقای روبرتو، می‌شه بیایم داخل؟

323
00:20:52,271 --> 00:20:53,562
‫آقای پوئت هستم.

324
00:20:53,646 --> 00:20:57,146
‫دنبال خواهرم لیدیا پوئت می‌گردم،

325
00:20:57,812 --> 00:20:59,354
‫و دامادم.

326
00:21:00,354 --> 00:21:02,437
‫آقای روبرتو، خونه‌ای؟

327
00:21:06,729 --> 00:21:07,729
‫این کلاه لیدیاست.

328
00:21:08,479 --> 00:21:09,937
‫یاکوپو حتماً پیش اونه.

329
00:21:11,021 --> 00:21:12,146
‫می‌دونم کجان.

330
00:22:03,729 --> 00:22:06,604
‫لیدیا، حق نداری اینجوری از زندگیم ناپدید بشی، خب؟

331
00:22:07,729 --> 00:22:09,937
‫نه بعد از دعوایی که داشتیم، لیدیا!

332
00:22:18,687 --> 00:22:19,812
‫ببینم چی پیدا کردیم.

333
00:22:21,771 --> 00:22:22,937
‫وایسا.

334
00:22:30,396 --> 00:22:31,479
‫حالا چی؟

335
00:22:33,021 --> 00:22:37,437
‫روبرتو و امیرا قبلا توی زیرزمین
‫ملاقات می‌کردن، یادته؟

336
00:22:37,979 --> 00:22:39,562
‫شاید از اینجا اومده.

337
00:22:40,437 --> 00:22:42,021
‫دختر جوونی بوده.

338
00:22:42,104 --> 00:22:43,104
‫منطقیه.

339
00:22:45,104 --> 00:22:46,104
‫من میرم.

340
00:22:46,771 --> 00:22:50,729
‫- چی؟ کجا می‌خوای بری؟
‫- تنها امیدمونه. جا نمی‌شی.

341
00:22:50,812 --> 00:22:52,729
‫می‌دونم، ولی کجا می‌خوای بری، لیدیا؟

342
00:22:54,729 --> 00:22:56,771
‫صبرکن! بذار امتحان کنم.

343
00:23:14,646 --> 00:23:18,146
‫هر از گاهی داد بزن که بدونم زنده‌ای!

344
00:23:51,146 --> 00:23:54,479
‫امروز، ۲۰اُم نوامبر، سال ۱۹۲۰،

345
00:23:54,562 --> 00:23:56,979
‫روزیه که توی تاریخ ثبت می‌شه.

346
00:23:57,646 --> 00:24:02,396
‫کانون وکلای تورین،
‫که من افتخار سرپرستیش رو دارم،

347
00:24:02,896 --> 00:24:05,937
‫پذیرش لیدیا پوئت

348
00:24:06,021 --> 00:24:08,896
‫به رجیستر حرفه‌ای رو خوش‌آمد میگه.

349
00:24:09,646 --> 00:24:11,937
‫خانم پوئت، این رداییـه

350
00:24:12,021 --> 00:24:16,062
‫که واسه مدت زیادی
‫به ناحق از شما انکار شده.

351
00:25:11,896 --> 00:25:13,021
‫انریکو، من اینجام!

352
00:25:20,562 --> 00:25:22,021
‫لیدیا، کجایی؟

353
00:25:22,104 --> 00:25:23,396
‫توی تونل!

354
00:25:27,229 --> 00:25:28,604
‫صبرکن، فکر کنم فهمیدم.

355
00:25:32,187 --> 00:25:33,229
‫وایسا، باشه؟

356
00:25:36,812 --> 00:25:38,021
‫من اینجام!

357
00:25:38,104 --> 00:25:39,562
‫آبجی، منـو می‌بینی؟

358
00:25:40,854 --> 00:25:42,312
‫اون‌جا چی کار می‌کنی؟

359
00:25:43,396 --> 00:25:46,896
‫باقی‌مونده‌ای از امیرا پیدا کردیم.

360
00:25:46,979 --> 00:25:49,312
‫فونتانا کشتتش

361
00:25:49,396 --> 00:25:51,937
‫و بعد معاون پیووانو...
‫بیخیال، بیام بیرون توضیح میدم.

362
00:25:52,021 --> 00:25:54,271
‫- باشه.
‫- جکاپو کجاست؟

363
00:25:54,354 --> 00:25:57,646
‫توی زیر زمین ویلاـه. حالش خوبه.

364
00:25:59,271 --> 00:26:01,354
‫سعی کن به خودت کش بیاری
‫و دستم رو بگیری، باشه؟

365
00:26:01,437 --> 00:26:04,354
‫یکم بیشتر به خودت کش بیار.

366
00:26:04,437 --> 00:26:07,062
‫یالا. یالا خواهر، تو می‌تونی. یالا.

367
00:26:07,146 --> 00:26:08,687
‫- لیدیا!
‫- یالا لیدیا! یالا!

368
00:26:09,271 --> 00:26:10,604
‫بیا!

369
00:26:10,687 --> 00:26:12,729
‫بیا خواهر. یالا. چیزی نمونده.

370
00:26:12,812 --> 00:26:14,729
‫چیزی نمونده...

371
00:26:16,146 --> 00:26:17,854
‫بفرما. بفرما.

372
00:26:17,937 --> 00:26:19,937
‫اوه، آفرین خواهر. آفرین!

373
00:26:20,021 --> 00:26:22,312
‫آفرین، آفرین!
‫باید من رو ببخشی.

374
00:26:22,396 --> 00:26:24,437
‫نمی‌خواستم از خونه بندازمت
‫بیرون، می‌دونی دیگه؟

375
00:26:24,521 --> 00:26:26,187
‫- فقط خیلی آسیب دیده بودم.
‫- می‌دونم...

376
00:26:26,271 --> 00:26:29,062
‫خیلی خوشحالم که نمردی خواهر.
‫اه، خواهر کوچولوی من!

377
00:26:29,146 --> 00:26:31,437
‫آفرین.

378
00:26:42,271 --> 00:26:44,479
‫جکاپو! سلام.

379
00:26:46,479 --> 00:26:49,354
‫نزدیک بود از ترس من رو به کشتن بدی.

380
00:26:49,437 --> 00:26:50,812
‫دوست دارم خوشتیپ.

381
00:26:58,521 --> 00:27:01,271
‫خواننده‌ها و همرزم‌های عزیز،
‫به این‌جا رسیدیم.

382
00:27:02,479 --> 00:27:06,021
‫بعد از اظهارات پایانی دادستان عمومی فورنئو

383
00:27:06,104 --> 00:27:07,562
‫و وکیل مدافع پوئت،

384
00:27:08,521 --> 00:27:12,187
‫قاضی‌ها فراخوانده میشن
‫تا رای‌شون رو صادر کنن.

385
00:27:12,271 --> 00:27:14,646
‫اما یه چیزی هست که همه،

386
00:27:14,729 --> 00:27:18,229
‫از جمله هیئت منصفه
‫و مردم عادی باید بدونن.

387
00:27:18,312 --> 00:27:22,271
‫جند سال پیش،
‫کاپیتان قهرمان گویدو فونتانا،

388
00:27:22,979 --> 00:27:25,854
‫امیرا احمد که یه دختر جوان اریتره‌ای

389
00:27:25,937 --> 00:27:30,104
‫که فقط 16 سالش بود رو خرید،

390
00:27:30,187 --> 00:27:33,729
‫بهش تجاوز کرد و به بعد
‫به طور ظالمانه‌ای کشتتش.

391
00:27:34,646 --> 00:27:37,271
‫باقی‌مونده‌ش رو توی ویلای اویگلیانا،

392
00:27:38,021 --> 00:27:41,312
‫جایی که کاپیتان مجبورش می‌کرد
‫باهاش زندگی کنه، پیدا کردیم.

393
00:27:43,479 --> 00:27:47,354
‫صبح به خیر خانم ترسا.

394
00:27:48,937 --> 00:27:49,812
‫صبح به خیر.

395
00:27:50,729 --> 00:27:51,937
‫این حقیقتیه

396
00:27:52,021 --> 00:27:56,062
‫که باید هر انسان دلسوزی رو مجاب کنه

397
00:27:56,146 --> 00:28:00,104
‫که بدون ذره‌ای سایه‌ی تردید باور کنن...

398
00:28:04,771 --> 00:28:07,396
‫که گرازیا فونتانا همسرش رو کشت

399
00:28:07,479 --> 00:28:11,687
‫تا فقط از دست خشم مردی
‫خلاص بشه که قبلاً هم...

400
00:28:11,771 --> 00:28:14,604
‫به اسم عشق مرتکب قتل شده.

401
00:28:16,354 --> 00:28:18,021
‫آفرین باربریس.

402
00:28:18,937 --> 00:28:20,729
‫خب، شاید الان...

403
00:28:21,562 --> 00:28:24,646
‫واقعاً ممکنه شانس بردن
‫داشته باشیم. نظرت چیه؟

404
00:28:24,729 --> 00:28:27,104
‫لیدیا، وقتی اظهارات نهاییم رو
‫بهت دادم چی گفت؟

405
00:28:28,021 --> 00:28:32,604
‫عه... گفتی همه اشتباهات رو درست کنم
‫و پیشنهادی راجع به بهتر کردنش بدم.

406
00:28:32,687 --> 00:28:34,354
‫و چرا نقل قول سیسرو نیست؟

407
00:28:34,437 --> 00:28:38,312
‫چون نمی‌تونیم دائما
‫از سیسرو نقل قول کنیم انریکو.

408
00:28:38,396 --> 00:28:40,312
‫اما مفیده. می‌تونیم نظر قضات رو جلب کنیم.

409
00:28:40,396 --> 00:28:43,854
‫- اون‌ها رو دیدی؟ اون‌ها پیرمردن.
‫- خیلی خب. برگردونش.

410
00:28:43,937 --> 00:28:48,146
‫- به هرحال محکومش می‌کنن.
‫- اوه، انریکو، امروز چه‌ت شده؟

411
00:28:48,229 --> 00:28:50,812
‫- چرا داری انقدر منفی برخورد می‌کنی؟
‫- چون می‌بازیم. می‌بازیم.

412
00:28:50,896 --> 00:28:53,021
‫تکلیف مشخص بود،
‫از اول این محاکمه مشخص شده بود.

413
00:28:53,104 --> 00:28:54,104
‫نفس بکش!

414
00:28:55,437 --> 00:28:57,562
‫بهم اعتماد داری؟

415
00:28:57,646 --> 00:28:59,146
‫نه.

416
00:28:59,729 --> 00:29:01,646
‫خب، من خیلی بهت اعتماد دارم، باشه؟

417
00:29:01,729 --> 00:29:02,979
‫باعث خاطر جمعیه.

418
00:29:04,479 --> 00:29:07,604
‫بهترین سخنرانی زندگیت رو
‫قراره داشته باشی. مطمئنم.

419
00:29:07,687 --> 00:29:10,604
‫یه سخنرانی برای تغییر دادن
‫دنیا کافی نیست لیدیا.

420
00:29:10,687 --> 00:29:15,271
‫پس شاید نیاز به ده‌ها، صدها
‫یا هزاران سخنرانی بیشتر داریم.

421
00:29:15,354 --> 00:29:17,021
‫اگه تسلیم نشیم،

422
00:29:17,604 --> 00:29:20,729
‫اگه به مبارزه ادامه بدیم،
‫دیر یا زود یه چیزی تغییر می‌کنه.

423
00:29:20,812 --> 00:29:24,479
‫لیدیا، زنردلی بهم یه پیشنهاد

424
00:29:24,562 --> 00:29:27,854
‫موقعیت معاون وزیر رو
‫داد اما من رد کردم.

425
00:29:28,396 --> 00:29:30,146
‫باید فوراً رم رو ترک می‌کردم.

426
00:29:31,396 --> 00:29:34,229
‫نمی‌تونستم قبل از اظهاریه نهایی
‫محاکمه رو ترک کنم.

427
00:29:37,146 --> 00:29:38,312
‫ما باختیم لیدیا.

428
00:29:39,104 --> 00:29:40,187
‫متاسفم.

429
00:29:41,521 --> 00:29:43,729
‫نه، اشکال نداره.
‫اشکال نداره، اشکال نداره...

430
00:29:44,812 --> 00:29:48,521
‫بیا یکی یکی روی شکست‌ها تمرکز کنیم، خب؟

431
00:29:49,437 --> 00:29:51,232
‫امروز نیاز دارم تو بهترین حالتت باشی.

432
00:29:51,256 --> 00:29:52,979
‫- فقط سعی کن.
‫- وکیل مدافع!

433
00:29:53,062 --> 00:29:54,604
‫یه غافلگیری در کاره.

434
00:29:57,104 --> 00:29:59,021
‫- اوه!
‫- عزیزم.

435
00:29:59,854 --> 00:30:00,854
‫سلام.

436
00:30:01,854 --> 00:30:03,812
‫بالاخره، پرتویی از آفتاب.

437
00:30:03,896 --> 00:30:04,812
‫آره.

438
00:30:07,479 --> 00:30:09,271
‫اوه.

439
00:30:19,187 --> 00:30:22,104
‫- دادستان، صبحتون به خیر.
‫- صبحتون به خیر.

440
00:30:22,687 --> 00:30:23,729
‫سلام.

441
00:30:25,687 --> 00:30:26,854
‫حالتون چه طوره؟

442
00:30:28,229 --> 00:30:29,354
‫خوب نیستم.

443
00:30:30,437 --> 00:30:32,771
‫اما شاید بهتر باشه
‫بعد از اتفاقی که افتاد،

444
00:30:32,854 --> 00:30:34,187
‫جلوی همه راجع بهش صحبت نکنیم.

445
00:30:35,229 --> 00:30:36,562
‫بعد از اظهاریه نهاییم،

446
00:30:36,646 --> 00:30:39,396
‫هیچ کس فکر نمی‌کنه
‫که هیچ‌وقت بین ما چیزی بوده.

447
00:30:41,354 --> 00:30:43,979
‫پس باید انتظار اشد مجازات رو داشته باشم؟

448
00:30:45,979 --> 00:30:47,562
‫کار دیگه‌ای نمی‌تونم بکنم.

449
00:30:49,187 --> 00:30:51,187
‫نمی‌تونی یا نمی‌کنی؟

450
00:30:56,562 --> 00:30:58,812
‫موفق باشی دکتر.

451
00:30:59,771 --> 00:31:01,396
‫شما هم همین‌طور دادستان.

452
00:31:06,271 --> 00:31:08,604
‫- داشتم محاکمه رو دنبال می‌کرده‌ام.
‫- ببخشید.

453
00:31:08,687 --> 00:31:10,937
‫برام بسیار جالبه. یعنی...

454
00:31:21,354 --> 00:31:22,604
‫سلام.

455
00:31:31,771 --> 00:31:33,354
‫باید یه صندلی برای جکاپو نگه داریم.

456
00:31:33,437 --> 00:31:35,312
‫اوه نه. عمو بهم گفت

457
00:31:35,396 --> 00:31:37,062
‫که باید راجع به یه موضوع خیلی حساس

458
00:31:37,146 --> 00:31:39,479
‫با یه آدم مهم صحبت کنه
‫و شما متوجه این موضوع میشین.

459
00:31:39,562 --> 00:31:40,396
‫آره.

460
00:31:40,479 --> 00:31:42,771
‫برای قاضی پرافتخار همه برخیزید.

461
00:31:44,271 --> 00:31:46,396
‫- متوجه شدی؟
‫- آره.

462
00:31:47,062 --> 00:31:49,021
‫- من هم می‌تونم متوجه بشم؟
‫- نه.

463
00:32:00,854 --> 00:32:04,896
‫دادستان عمومی برای
‫اظهاریه نهاییش آماده شده؟

464
00:32:07,187 --> 00:32:08,062
‫بله عالی‌جناب.

465
00:32:09,479 --> 00:32:10,521
‫می‌تونید شروع کنین.

466
00:32:15,812 --> 00:32:19,271
‫دادستان عمومی، برای خوندن
‫به عینک نیاز دارین؟

467
00:32:40,979 --> 00:32:42,396
‫اعضای هیئت منصفه.

468
00:32:44,646 --> 00:32:46,021
‫عالی‌جناب.

469
00:32:48,604 --> 00:32:51,104
‫کلی حرف پشت این محاکمه بوده.

470
00:32:53,729 --> 00:32:56,437
‫که اغلب هم حرف‌های بسیار نامناسبی بوده.

471
00:32:56,521 --> 00:32:59,479
‫حتی چندتا «فمنیست» دیدم که...

472
00:33:00,229 --> 00:33:03,604
‫اگه اشتباه میگم تصحیح کنین
‫اما فکر کنم به خودشون «فمنیسیت» میگن،

473
00:33:03,687 --> 00:33:06,187
‫که این مسئله رو برای خودشون شخصی کردن.

474
00:33:06,729 --> 00:33:09,812
‫انگار داشتن از ایالت درخواست می‌کردن

475
00:33:09,896 --> 00:33:12,104
‫که بهشون این حق رو بده
‫که وقتی زندگی با همسرشون

476
00:33:12,187 --> 00:33:15,937
‫دیگه براشون فایده نداشت،
‫بتونن از شرش خلاص بشن.

477
00:33:17,604 --> 00:33:22,479
‫آقایون، حقیقت یه چیزه
‫و اون چیز ساده‌ست.

478
00:33:23,771 --> 00:33:26,896
‫کاپیتان گویدو فونتانا قربانیه.

479
00:33:28,479 --> 00:33:31,146
‫خانم گرازیا اول بهش خیانت کرد،

480
00:33:31,771 --> 00:33:33,312
‫بعد رهاش کرد

481
00:33:33,396 --> 00:33:35,354
‫و در نهایت وقتی فقط سعی داشت

482
00:33:35,437 --> 00:33:38,562
‫که اون رو به عقل و منطق
‫برگردونه، به طور ظالمانه‌ای کشتتش.

483
00:33:38,646 --> 00:33:41,396
‫- واقعاً عاشقش...؟
‫- هیس، هیس، هیس.

484
00:33:42,312 --> 00:33:44,687
‫برای همه مشخصه که خانم فونتانا،

485
00:33:44,771 --> 00:33:48,062
‫بعد از ده سال زندگی راحت
‫و با آرامش تو خونه همسرش،

486
00:33:48,146 --> 00:33:49,562
‫یه معشوقه پیدا کرد

487
00:33:49,646 --> 00:33:53,354
‫و تصمیم گرفت که زندگی متاهلی رو ترک کنه.

488
00:33:54,854 --> 00:33:55,937
‫حالا،

489
00:33:56,021 --> 00:34:00,021
‫بابت تمام این دلیل‌هایی
‫که در طول محاکمه اثبات شدن،

490
00:34:00,604 --> 00:34:04,812
‫دفتر دادستانی سلطنتی
‫درخواست می‌کنه که به این زن،

491
00:34:05,396 --> 00:34:09,562
‫زنی که جرعت کرد دست پر محبت
‫مردی که بهش غذا می‌داد رو گاز بگیره...

492
00:34:19,062 --> 00:34:20,021
‫...مجازات اعدام بدین.

493
00:34:45,854 --> 00:34:49,062
‫متوجه نشدم که امروز
‫چرا به دادگاه نرفتی.

494
00:34:49,771 --> 00:34:52,687
‫مگه قرار نبود مهم‌ترین
‫جلسه محاکمه باشه؟

495
00:34:53,229 --> 00:34:57,354
‫آره اما باید یه چیزی بهت
‫بگم که خیلی مهم‌تره.

496
00:34:59,187 --> 00:35:03,854
‫وقتی توی اون زیرزمین تنگ
‫و تاریک... آماده بودم بمیرم،

497
00:35:04,479 --> 00:35:11,146
‫متوجه شدم که... تنها چیزی
‫که برام اهمیت داره تویی.

498
00:35:13,312 --> 00:35:15,854
‫با گفتن این...

499
00:35:17,604 --> 00:35:19,562
‫بیا ازدواج کنیم.

500
00:35:22,812 --> 00:35:24,104
‫بیا، بگیرش. بیا.

501
00:35:24,187 --> 00:35:25,437
‫عشقم.

502
00:35:27,396 --> 00:35:28,771
‫جدی؟

503
00:35:33,896 --> 00:35:37,021
‫اما اول من باید بهت یه چیزی بگم.

504
00:35:39,229 --> 00:35:40,812
‫خبر فوق‌العاده‌ایه.

505
00:35:42,396 --> 00:35:43,854
‫من یه بچه کوچولو تو شکممه.

506
00:35:45,521 --> 00:35:47,104
‫این معرکه‌ست!

507
00:35:50,021 --> 00:35:51,187
‫تو می‌دونستی.

508
00:35:52,354 --> 00:35:53,979
‫نه، نمی‌دونستم.

509
00:35:54,062 --> 00:35:56,687
‫- حس کردم یه خبری هست.
‫- همه‌چی معلوم شد.

510
00:35:56,771 --> 00:35:57,896
‫چی؟

511
00:35:58,812 --> 00:36:00,604
‫چون حامله‌م می‌خوای باهام ازدواج کنی.

512
00:36:00,687 --> 00:36:03,896
‫نه، می‌خوام باهات ازدواج کنم چون
‫می‌خوام باهات یه خانواده تشکیل بدم کانسلو.

513
00:36:03,979 --> 00:36:05,854
‫جکاپو، حقیقت رو بهم بگو.

514
00:36:06,729 --> 00:36:08,479
‫لیدیا رو دوست داری؟ آره یا نه؟

515
00:36:12,229 --> 00:36:15,062
‫دوست داشتن، عه...
‫معناهای زیادی داره.

516
00:36:15,146 --> 00:36:18,062
‫- دوستش داری، آره یا نه؟ آره یا نه؟!
‫- دوستش دارم.

517
00:36:18,146 --> 00:36:20,146
‫باشه؟ دوست دارم. باشه؟

518
00:36:21,062 --> 00:36:23,104
‫اما فکر کنم می‌تونم فراموشش کنم.

519
00:36:24,187 --> 00:36:27,437
‫جکاپو، تو درک می‌کنی که من نمی‌تونم
‫انتخاب دوم کسی باشم، مگه نه؟

520
00:36:32,021 --> 00:36:34,062
‫تو واقعاً پست‌فطرتی.

521
00:36:35,937 --> 00:36:38,937
‫اگه من رو دوست می‌داشتی،
‫خیلی خوشحالم می‌کرد.

522
00:36:39,021 --> 00:36:40,479
‫خیلی خوشحال.

523
00:36:42,312 --> 00:36:45,354
‫به نظر میرسه که قسمت نیست
‫من با خوشحالی عاشق باشم.

524
00:36:46,646 --> 00:36:48,187
‫اما می‌تونی یاد بگیری.

525
00:36:50,729 --> 00:36:52,146
‫و من می‌خوام تلاشم رو بکنم،

526
00:36:53,187 --> 00:36:54,021
‫به تنهایی.

527
00:36:55,000 --> 00:37:01,000
آ و ا ‌مـ ـو و ی

528
00:37:02,396 --> 00:37:04,437
‫تو هم باید همین کار رو بکنی جکاپو.

529
00:37:05,729 --> 00:37:07,354
‫زندگی کوتاهه.

530
00:37:08,312 --> 00:37:10,062
‫و فقط یه بار زندگی می‌کنی.

531
00:37:19,062 --> 00:37:20,646
‫خداحافظ خوشتیپ من.

532
00:37:33,729 --> 00:37:34,812
‫عالی‌جناب،

533
00:37:35,437 --> 00:37:37,646
‫قاضی‌های سرشناس هیئت منصفه،

534
00:37:38,312 --> 00:37:39,479
‫این حقیقته.

535
00:37:40,146 --> 00:37:41,979
‫گرازیا فونتانا همسرش،

536
00:37:42,687 --> 00:37:45,146
‫کاپیتان گویدو فونتانا رو کشت.

537
00:37:45,229 --> 00:37:47,812
‫اعتراف کرده. در این شکی نیست.

538
00:37:48,979 --> 00:37:51,396
‫اما در این لحظه از همیشه مهم‌تره

539
00:37:51,479 --> 00:37:56,021
‫که انگیزه پشت قتل این زن رو مشخص کنیم.

540
00:37:57,229 --> 00:37:58,854
‫چاره دیگه‌ای نداشت.

541
00:38:00,146 --> 00:38:03,771
‫اگه بهش چاقو نمی‌زد،
‫الان اون این‌جا توی سلول نشسته بود.

542
00:38:04,521 --> 00:38:06,396
‫برای اثبات این تئوری،

543
00:38:06,479 --> 00:38:09,354
‫شهادت‌هایی وجود داره
‫که با هر گونه تلاش برای بی‌اعتبار کردن

544
00:38:09,437 --> 00:38:11,062
‫کسی که شرایط زندگی رو
‫براشون فراهم می‌کرد مخالفت می‌کنه،

545
00:38:11,146 --> 00:38:12,854
‫و حقیقتی محکمه

546
00:38:12,937 --> 00:38:15,896
‫که نمیشه از اون‌ها به عنوان
‫شواهد در این محاکمه استفاده کرد.

547
00:38:15,979 --> 00:38:17,979
‫اما توی روزنامه‌ها بوده

548
00:38:18,062 --> 00:38:19,646
‫و نمیشه نادیده‌ گرفتشون.

549
00:38:19,729 --> 00:38:23,146
‫وکیل مدافع، حتی سعی نکنین
‫که این‌جا به داستان‌های خبری اشاره کنین.

550
00:38:23,229 --> 00:38:26,521
‫اگه منظورتون امیرا احمده، اصلاً
‫قصد نداشتم بهش اشاره کنم.

551
00:38:26,604 --> 00:38:28,604
‫وکیل مدافع، همین حالا تمومش کنین!

552
00:38:28,687 --> 00:38:30,021
‫ببخشید عالی‌جناب.

553
00:38:30,104 --> 00:38:33,354
‫هیئت منصفه به خوبی می‌دونه
‫که دارم راجع به چی صحبت می‌کنم.

554
00:38:33,896 --> 00:38:37,146
‫با اجازه شما، من الان
‫به طور مستقیم بهشون میگم.

555
00:38:39,312 --> 00:38:41,896
‫برای محکوم یا تبرئه کردن مدافع،

556
00:38:42,854 --> 00:38:45,562
‫یک به یک فرا خوانده میشید...

557
00:38:45,646 --> 00:38:48,937
‫...تا رای‌ـی برای کل جامعه مدنی صادر کنین.

558
00:38:49,562 --> 00:38:52,771
‫حامعه‌ای که نه تنها از زن‌ها
‫تبعیت، فرمان‌برداری،

559
00:38:52,854 --> 00:38:54,771
‫و کناره‌گیری می‌خواد...

560
00:38:54,854 --> 00:38:58,271
‫...بلکه ازشون می‌خواد
‫که مثل گوسفندهایی برای قربانی باشن.

561
00:38:58,937 --> 00:39:01,354
‫آقایون هیئت منصفه،
‫حقیقت رو بهم بگین.

562
00:39:01,937 --> 00:39:04,062
‫چه اتفاقی باید برای
‫خانم گرازیا فونتانا میوفتاد

563
00:39:04,146 --> 00:39:06,521
‫تا شما باور کنین که ایشون قربانی‌ـن؟

564
00:39:09,354 --> 00:39:10,604
‫باید می‌مرد.

565
00:39:11,896 --> 00:39:14,687
‫فقط تو اون شرایط یکم
‫براش دل می‌سوزوندین.

566
00:39:15,729 --> 00:39:17,646
‫در حالی که همسرش در بیشترین حالت

567
00:39:17,729 --> 00:39:21,104
‫به شش سال حبس محکوم می‌شد

568
00:39:21,187 --> 00:39:25,062
‫چون اجازه داره که از شرفش دفاع کنه.

569
00:39:34,604 --> 00:39:36,021
‫اما حالا،

570
00:39:37,396 --> 00:39:39,687
‫فکر کنین توی قرن بعدی هستین.

571
00:39:42,229 --> 00:39:44,854
‫برای دخترهاتون چی می‌خواین؟

572
00:39:51,479 --> 00:39:53,521
‫شخصاً تردیدی ندارم.

573
00:39:56,062 --> 00:39:58,312
‫من آرزو دارم بتونن آزاد از ترس،

574
00:39:59,354 --> 00:40:01,187
‫تحت حفاظت قانون

575
00:40:02,062 --> 00:40:04,187
‫و کاملاً آگاه از وقار
‫و جایگاهشون زندگی کنن.

576
00:40:05,104 --> 00:40:07,884
‫و آرزو دارم هیچ مردی
‫حس نکنه اجازه داره

577
00:40:07,908 --> 00:40:10,687
‫همون‌‌‌طور که کمی پیش گفته شد،

578
00:40:10,771 --> 00:40:12,312
‫«اون‌ها رو سر عقلشون بیاره»

579
00:40:13,146 --> 00:40:15,646
‫یا بهشون صدمه بزنه، بزنتشون یا بکشتشون

580
00:40:15,729 --> 00:40:19,354
‫تا فقط جلوی رفتنشون رو بگیرن.

581
00:40:20,229 --> 00:40:24,521
‫آقایون هیئت منصفه،
‫امروز با حکم شما،

582
00:40:24,604 --> 00:40:27,312
‫اولین خشت این آینده بنا خواهد شد.

583
00:40:28,937 --> 00:40:32,104
‫نه تنها زندگی خانم گرازیا فونتانا

584
00:40:32,187 --> 00:40:33,729
‫و دخترشون میلا در دستان شماست.

585
00:40:34,979 --> 00:40:37,687
‫زندگی تمام زنان آینده هم
‫در دستان شماست.

586
00:40:37,771 --> 00:40:38,937
‫آره.

587
00:40:48,521 --> 00:40:49,979
‫ساکت!

588
00:40:53,229 --> 00:40:55,812
‫- غیرقابل قبوله!
‫- به این میگن عدالت؟

589
00:40:55,896 --> 00:40:57,062
‫نظم رو رعایت کنین!

590
00:41:03,396 --> 00:41:04,979
‫سکوت را در دادگاه رعایت کنید!

591
00:41:09,229 --> 00:41:10,687
‫ساکت، همین حالا!

592
00:41:15,479 --> 00:41:19,312
‫با شنیدن اظهارات نهایی،
‫دادگاه دستور میده که هیئت منصفه

593
00:41:20,021 --> 00:41:25,062
‫به اتاقشون برگردن تا در مورد
‫رای نهایی مشورت کنن.

594
00:41:30,979 --> 00:41:32,646
‫این چه قدر طول می‌کشه؟

595
00:41:33,729 --> 00:41:36,687
‫درواقع هر چه قدر بیشتر
‫طول بکشه، برای ما بهتره.

596
00:41:38,771 --> 00:41:40,437
‫حقیقت رو بهم بگو لیدیا.

597
00:41:41,146 --> 00:41:42,521
‫امیدی داری؟

598
00:41:47,562 --> 00:41:49,354
‫همیشه امیدی هست گرازیا.

599
00:41:51,937 --> 00:41:53,021
‫قوی بمون.

600
00:41:54,396 --> 00:41:55,729
‫برای میلا قوی بمون.

601
00:41:58,104 --> 00:41:59,604
‫و برای من.

602
00:42:25,312 --> 00:42:26,437
‫آماده‌ای؟

603
00:42:32,979 --> 00:42:35,521
‫متاسفانه نمی‌تونم باهات بیام.
‫متاسفم ویرجینیا.

604
00:42:37,062 --> 00:42:38,729
‫داری چی میگی؟

605
00:42:38,812 --> 00:42:41,396
‫روز و شب کار کردم
‫تا قبل از رای تو فرار کنیم.

606
00:42:41,479 --> 00:42:42,687
‫می‌دونم اما نمی‌تونم برم.

607
00:42:44,604 --> 00:42:46,687
‫این کار من براشون مثل
‫تایید گناهکاریم می‌مونه.

608
00:42:46,771 --> 00:42:48,979
‫اما قاضی بهت میگه که گناهکاری.

609
00:42:49,062 --> 00:42:52,271
‫این سیستم به تو
‫یا اون دوست وکیلت اهمیتی نمیده.

610
00:42:52,354 --> 00:42:53,896
‫این رو به لیدیا مدیونم.

611
00:42:55,146 --> 00:42:56,937
‫و به خودم هم مدیونم.

612
00:42:59,229 --> 00:43:03,229
‫آرزوم اینه که یه روزی، زن‌ها
‫بتونن آزاد از ترس زندگی کنن.

613
00:43:04,062 --> 00:43:06,979
‫وکیل‌ها با این حرف‌های بی ارزش
‫پول در میارن.

614
00:43:07,854 --> 00:43:08,979
‫احتمالاً.

615
00:43:13,604 --> 00:43:15,021
‫گوش کن ویرجینیا.

616
00:43:15,771 --> 00:43:20,104
‫اگه تنها فرار کنی، شانس بهتری
‫توی موفق شدن داری.

617
00:43:22,771 --> 00:43:26,854
‫اگه بیان تا تو رو به دادگاه ببرن
‫و من رو توی سلول پیدا نکنن،

618
00:43:26,937 --> 00:43:28,396
‫برای جفتمون بد میشه.

619
00:43:29,479 --> 00:43:31,104
‫تو همدست من میشی

620
00:43:32,687 --> 00:43:34,812
‫و من رو هم پنج دقیقه‌ای می‌گیرن.

621
00:43:41,979 --> 00:43:44,562
‫تو این شرایط دیگه فقط
‫منتظر می‌مونم تو به جهنم بری.

622
00:43:59,646 --> 00:44:01,604
‫- سلام.
‫- سلام.

623
00:44:03,771 --> 00:44:05,771
‫هیئت منصفه هنوز دارن مشورت می‌کنن؟

624
00:44:07,562 --> 00:44:10,729
‫وقتی به یه رای برسن،
‫با تلفن‌مون تماس می‌گیرن.

625
00:44:10,812 --> 00:44:12,146
‫خوبه.

626
00:44:22,604 --> 00:44:24,812
‫با کانسلو به یه توافقی رسیدم.

627
00:44:25,437 --> 00:44:26,437
‫اوه.

628
00:44:28,146 --> 00:44:31,646
‫من فرصت این رو دارم
‫که تو زندگی پسرم نقش داشته باشم

629
00:44:32,146 --> 00:44:33,979
‫و رفاه و سلامتش رو فراهم کنم.

630
00:44:36,104 --> 00:44:38,187
‫با امید این که...

631
00:44:38,729 --> 00:44:41,937
‫...اون فرد بالغی مسئولیت‌پذیرتر
‫از پدرش بشه.

632
00:44:42,021 --> 00:44:45,354
‫خب، به نظر من که شانس بالایی داره.

633
00:44:47,021 --> 00:44:50,146
‫اما دیگه علاقه نداره
‫با من صحبت کنه.

634
00:44:52,312 --> 00:44:53,604
‫متاسفم.

635
00:44:55,312 --> 00:44:56,937
‫خب، این اتفاق باید میوفتاد.

636
00:45:01,187 --> 00:45:03,354
‫به این که میشه با خوشحالی
‫عاشق بود باور داری؟

637
00:45:04,146 --> 00:45:06,771
‫با خوشحالی عاشق بود؟
‫از چه لحاظ؟

638
00:45:07,271 --> 00:45:13,896
‫این که بدون در نظر گرفتن شرایط...
‫وقتی یکی رو دوست داری خوشحال باشی.

639
00:45:15,062 --> 00:45:15,896
‫نه.

640
00:45:17,812 --> 00:45:19,187
‫به نظر با هم هم‌نظریم.

641
00:45:20,187 --> 00:45:21,187
‫نظر کانسلو این نیست.

642
00:45:22,521 --> 00:45:25,854
‫می‌دونی، برای این که باهام ازدواج کنه،

643
00:45:25,937 --> 00:45:28,646
‫خواسته‌ش این بود که مثل خودش
‫دوستش داشته باشم.

644
00:45:28,729 --> 00:45:30,062
‫- این دیوونگیه.
‫- قطعاً.

645
00:45:30,146 --> 00:45:33,979
‫در واقع سعی کردم بهش بگم:
‫«کانسلو، کار پسندیده‌ای نیست

646
00:45:34,062 --> 00:45:35,729
‫که با یکی به خاطر عشق ازدواج کنی.»

647
00:45:35,812 --> 00:45:38,187
‫- و اون؟
‫- اون...

648
00:45:38,271 --> 00:45:40,562
‫اون رو که می‌شناسی. یه دنده‌ست.

649
00:45:41,354 --> 00:45:46,229
‫- زودجوشی اسپانیایی‌هاست دیگه.
‫- حرفت چیه جکاپو؟

650
00:45:48,604 --> 00:45:49,937
‫دارم میگم دوستت دارم،

651
00:45:50,687 --> 00:45:51,854
‫لیدیا پوئت.

652
00:45:53,229 --> 00:45:56,396
‫و به همین خاطر، به احتمال زیاد

653
00:45:57,437 --> 00:46:01,229
‫محکوم به عمری بدون خوشحالی هستیم.

654
00:46:01,896 --> 00:46:05,354
‫اما اگه معلوم باشه که احساساتت

655
00:46:05,437 --> 00:46:11,229
‫نسبت به دادستان فورنئو
‫از صمیم قلب نبوده، اون وقت...

656
00:46:11,812 --> 00:46:16,729
‫شاید بتونیم بقیه عمرمون رو
‫تو ناخوشحالی عمیق،

657
00:46:17,729 --> 00:46:19,437
‫عاشق باشیم.

658
00:46:24,062 --> 00:46:25,104
‫اگه نه چی؟

659
00:46:26,687 --> 00:46:31,229
‫اگه نه من تمام این احساسات رو پاک می‌کنم،

660
00:46:31,312 --> 00:46:33,854
‫و در تنهایی کامل پژمرده میشم.

661
00:46:34,979 --> 00:46:37,437
‫می‌خوام واضح باشم که
‫نمی‌خوام فشاری روت وارد کنم.

662
00:46:41,312 --> 00:46:42,521
‫پس...

663
00:46:43,687 --> 00:46:49,104
‫ازم می‌خوای که برای ادامه زندگیمون
‫به شدت درمونده و بدون خوشحالی باشم؟

664
00:46:49,187 --> 00:46:50,312
‫آره.

665
00:46:51,271 --> 00:46:52,896
‫اما من و تو با همدیگه.

666
00:46:57,312 --> 00:46:58,354
‫خوبه.

667
00:47:30,937 --> 00:47:31,937
‫بله؟

668
00:47:34,562 --> 00:47:35,771
‫آماده‌ام.

669
00:47:43,187 --> 00:47:47,062
‫گرازیا رو آزاد کنین!
‫گرازیا رو آزاد کنین!

670
00:47:47,146 --> 00:47:49,271
‫گرازیا رو آزاد کنین!

671
00:47:49,354 --> 00:47:51,646
‫گرازیا رو آزاد کنین!

672
00:47:51,729 --> 00:47:55,687
‫- گرازیا رو آزاد کنین! گرازیا رو آزاد کنین!
‫- ساکت! نظم رو به دادگاه برگردونین!

673
00:47:56,479 --> 00:48:01,229
‫با بررسی مدارک و کلیت پرونده،

674
00:48:02,271 --> 00:48:05,729
‫هیئت منصفه به رای‌ـی متفق‌القول رسیدن.

675
00:48:05,812 --> 00:48:08,271
‫مدافع، گرازیا فونتانا،

676
00:48:08,354 --> 00:48:10,187
‫متهم به قتل درجه یک

677
00:48:10,271 --> 00:48:13,604
‫با شرایط وخیم قبلی،

678
00:48:13,687 --> 00:48:16,354
‫قتل کاپیتان بازنشسته، گویدو فونتانا،

679
00:48:17,104 --> 00:48:18,479
‫بی‌گناه از تمام اتهامات...

680
00:48:35,062 --> 00:48:36,937
‫...اعلام می‌گردد.

681
00:48:57,604 --> 00:48:59,146
‫ساکت!

682
00:49:00,979 --> 00:49:03,604
‫بذارین قرائت رای رو تموم کنم!

683
00:49:06,062 --> 00:49:07,437
‫«بنابراین...»

684
00:49:09,021 --> 00:49:12,271
‫«بنابراین، این دادگاه دستور می‌دهد

685
00:49:12,354 --> 00:49:15,312
‫مدافع فوراً آزاد شود.»

686
00:49:15,396 --> 00:49:18,562
‫پست‌فطرت! همه‌تون به شدت شنیع‌ـین!

687
00:49:18,646 --> 00:49:23,146
‫- مامانی!
‫- عزیزم... عزیزم.

688
00:49:29,396 --> 00:49:32,854
‫موفق شدیم! موفق شدیم!

689
00:49:33,521 --> 00:49:35,062
‫همه‌ش به لطف توـه.

690
00:49:35,146 --> 00:49:36,646
‫ممنون.

691
00:49:36,729 --> 00:49:39,104
‫- ممنون انریکو. ازت خیلی ممنونم.
‫- موفق شدیم.

692
00:49:39,187 --> 00:49:40,104
‫ممنونم.

693
00:49:43,396 --> 00:49:45,104
‫ممنونم.

694
00:49:45,187 --> 00:49:48,271
‫با نبود هیچ مسئله دیگری برای بحث،

695
00:49:49,229 --> 00:49:52,312
‫اتمام جلسه محاکمه رو اعلام می‌کنم.

696
00:49:55,771 --> 00:49:57,062
‫[گرازیا رو آزاد کنین]
‫[ما عدالت می‌خوایم]

697
00:49:57,146 --> 00:49:58,062
‫آره!

698
00:50:02,479 --> 00:50:04,479
‫- خوشحالی؟
‫- آره.

699
00:50:50,271 --> 00:50:54,146
‫امروز، بیستم نوامبر 1920،

700
00:50:54,229 --> 00:50:57,854
‫روزیه که در تاریخ ثبت میشه.

701
00:51:00,854 --> 00:51:03,062
‫کانون وکلای تورین

702
00:51:03,146 --> 00:51:06,479
‫که من افتخار ریاستش رو دارم،

703
00:51:06,562 --> 00:51:10,229
‫از قبولی ثبت حرفه‌ای

704
00:51:10,312 --> 00:51:13,437
‫وکیل مدافع لیدیا پوئت استقبال می‌کنه.

705
00:52:17,437 --> 00:52:20,437
‫در نهم آگوست 1883،
‫لیدیا پوئت تبدیل به اولین زن ایتالیایی شد

706
00:52:20,521 --> 00:52:22,062
‫که برای تحصیل در حقوق قبول شد.

707
00:52:22,146 --> 00:52:24,312
‫اما در 11 نوامبر همان سال،

708
00:52:24,396 --> 00:52:28,271
‫دادگاه استیناف قبولیش در ثبت رو باطل کرد.

709
00:52:30,354 --> 00:52:32,729
‫از آنجا لیدیا نتوانست
‫در این رشته تحصیل کند

710
00:52:32,812 --> 00:52:35,437
‫اما به مدت 35 سال
‫با برادرش انریکو همکاری

711
00:52:35,521 --> 00:52:42,104
‫و اکثراً برای حقوق بچه‌ها،
‫گروه‌های محروم و زنان کار کرد.

712
00:52:44,354 --> 00:52:47,562
‫در سال 1920 بود که قانون تغییر کرد
‫و لیدیا در سن 65 سالگی،

713
00:52:47,646 --> 00:52:49,271
‫بالاخره به کانون وکلا پیوست

714
00:52:49,354 --> 00:52:54,146
‫و تبدیل به اولین زن
‫در ایتالیا شد که وکیل شده.

715
00:52:56,354 --> 00:53:00,521
‫این داستان به کسایی تقدیم میشه که می‌تونن

716
00:53:00,604 --> 00:53:02,604
‫چیزی که وجود نداره رو تصور کنن

717
00:53:02,687 --> 00:53:06,896
‫و شجاعتش رو به دست بیارن
‫که اون رو به واقعیت تبدیل کنن.

718
00:53:07,500 --> 00:53:27,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

