﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,800 --> 00:00:12,880
‫قتل دو جوان آلمانی در یک ون

3
00:00:12,960 --> 00:00:16,600
‫در میان درختان زیتون جیوگولی
‫در حومه فلورانس،

4
00:00:16,680 --> 00:00:18,320
‫ظاهراً جدیدترین مورد از

5
00:00:18,400 --> 00:00:22,560
‫قتل‌های زنجیره‌ای است که از
‫آگوست سال 1968 شروع شده

6
00:00:22,640 --> 00:00:26,280
‫« هشت زوج جوان به طرز وحشیانه‌ای
‫کُشته و مُثله شده‌اند »

7
00:00:26,360 --> 00:00:29,360
‫...بدیهیه که اونا دنبالِ مکانی خلوت بودن
‫و این باید...

8
00:00:29,440 --> 00:00:34,040
‫« سایه‌ی وحشتی 17 سالـه که
‫لرزه به اندام نسلی انداخته »

9
00:00:34,120 --> 00:00:38,840
‫اگر این فرضیه درست باشد
‫پس فرانچسکو وینچی

10
00:00:38,920 --> 00:00:40,800
‫که اهل استان کالیاری‌ست،
‫به ناحق در زندان به سر می‌برد

11
00:00:40,880 --> 00:00:43,720
‫« این داستان بر اساس
‫تحقیقات و محاکمات جاری روایت شده است »

12
00:00:44,400 --> 00:00:48,240
‫« این داستان شروع تمام ماجراهاست »

13
00:00:49,736 --> 00:00:54,963
‫« دهم سپتامبر 1983 »
‫« جیوگولی، فلورانس »

14
00:01:58,880 --> 00:02:00,720
‫لباس‌هات رو در بیار. زود باش

15
00:02:09,720 --> 00:02:11,920
‫- سوتینت رو در بیار. یالا
‫- باشه

16
00:02:16,160 --> 00:02:18,440
‫اینم در بیار. اینا رو هم همینطور

17
00:02:18,520 --> 00:02:19,440
‫باشه

18
00:04:38,240 --> 00:04:39,400
‫لطفاً حرکت کنید

19
00:04:41,720 --> 00:04:44,040
‫- میشه یه سوال بپرسم؟
‫- نه، بذار رد شن

20
00:04:47,520 --> 00:04:48,520
‫الان نه

21
00:05:30,240 --> 00:05:32,560
‫« بازگشت هیولا: دو جوان آلمانی به قتل رسیدند »

22
00:05:36,160 --> 00:05:41,200
‫« هیولای فلورانس »
« قسمت سوم »

23
00:06:06,000 --> 00:06:07,200
‫لطفاً بشینید

24
00:06:16,600 --> 00:06:18,800
‫جوون‌های بی‌گناه همین‌جور دارن پر پر میشن

25
00:06:21,320 --> 00:06:22,480
‫نگاهشون کن

26
00:06:23,800 --> 00:06:25,640
‫شنیدی چی گفت؟

27
00:06:26,200 --> 00:06:27,480
‫عکس‌ها رو نگاه کن

28
00:06:30,480 --> 00:06:34,360
‫آقای مله، شما مسئول این مرگ‌ومیرها هستی.
‫متوجه‌ای؟

29
00:06:35,200 --> 00:06:36,800
‫من هر چی می‌دونستم بهتون گفتم

30
00:06:36,884 --> 00:06:37,916
‫نه

31
00:06:38,440 --> 00:06:41,560
‫شما روایت‌های متفاوتی از واقعیت رو
‫بهمون گفتی

32
00:06:41,640 --> 00:06:43,000
‫می‌خوام دلیلش رو بدونم

33
00:06:44,720 --> 00:06:45,800
حواست کجاست؟

34
00:06:47,040 --> 00:06:48,480
حواست کجاست آقای مله؟

35
00:06:49,000 --> 00:06:51,400
‫معمولاً فقط یه حقیقت وجود داره

36
00:06:52,720 --> 00:06:55,040
‫در غیر این صورت دیگه اسمش
‫حقیقت نیست. درست میگم؟

37
00:06:55,920 --> 00:06:58,160
‫- بله
‫- خب حقیقت چیه؟

38
00:06:58,240 --> 00:07:00,760
‫چون اظهارتتون هر بار با دفعه قبل فرق داشته

39
00:07:01,680 --> 00:07:05,840
‫حتی اطلاعاتی که راجع‌به فرانچسکو وینچی
‫به قاضی تریکومی دادی هم دروغ از آب در اومد

40
00:07:06,440 --> 00:07:08,160
‫عمداً داری ما رو به بیراهه می‌بری

41
00:07:19,360 --> 00:07:21,800
‫حقیقت اینه که من تحت فشار بودم

42
00:07:23,320 --> 00:07:26,520
‫- ترسیده بودم
‫- بالاخره راست میگی یا دروغ؟

43
00:07:32,760 --> 00:07:35,280
‫چیزهایی که راجع‌به فرانچسکو وینچی
‫گفتم هم دروغ بود

44
00:07:39,440 --> 00:07:40,520
‫خب پس کیه؟

45
00:07:43,760 --> 00:07:45,360
‫داری برای کی لاپوشونی می‌کنی؟

46
00:07:50,759 --> 00:07:54,673
‫« سال 1959 »
‫« لا رومولا، استان فلورانس »

47
00:08:02,600 --> 00:08:04,120
‫برو

48
00:08:04,760 --> 00:08:05,640
‫برو تو

49
00:08:18,720 --> 00:08:23,480
‫ببخشید اگه بهتون سیگار تعارف کنم،
‫همراهم می‌کشید؟

50
00:08:23,560 --> 00:08:24,800
‫به چی زل زدی؟

51
00:08:25,320 --> 00:08:27,880
‫خانم، با این لباس گل‌گلی
‫صورتی‌ خیلی خوشگل شدی

52
00:08:27,960 --> 00:08:30,800
‫- همراهمون بیا
‫- بیا یه نوشیدنی توی میخونه بخوریم

53
00:08:38,680 --> 00:08:41,320
‫از فردا باربارا حق نداره از خونه بره بیرون

54
00:08:43,880 --> 00:08:45,280
‫مگه اینکه تو همراهش باشی

55
00:08:47,360 --> 00:08:49,440
‫باید یاد بگیره رفتارش رو اصلاح کنه

56
00:08:52,600 --> 00:08:53,560
‫مگه نه ماریا؟

57
00:08:54,360 --> 00:08:55,400
‫بله بابا

58
00:08:55,480 --> 00:08:57,120
‫من کار اشتباهی نکردم

59
00:08:58,120 --> 00:09:00,080
‫تو دیگه از خاندان لوچی نیستی

60
00:09:00,160 --> 00:09:02,120
‫الان عضو خاندان مله محسوب میشی

61
00:09:03,040 --> 00:09:06,400
‫و اگه خطایی ازت سر بزنه،
‫آبروی ما میره

62
00:09:06,480 --> 00:09:09,400
‫درست نیست زن پاشه بره میخونه

63
00:09:09,480 --> 00:09:11,000
‫میخونه جای مردهاست

64
00:09:13,120 --> 00:09:15,320
‫و استفانو، خودت باید حواست بهش باشه

65
00:09:15,880 --> 00:09:18,040
‫نمی‌تونید منو توی این خونه زندانی کنید

66
00:09:18,120 --> 00:09:20,560
‫توی خونه پدریم زیر بار این محدودیت‌ها نرفتم و
‫اینجا هم نمیرم

67
00:09:35,360 --> 00:09:37,320
‫غذات رو بخور

68
00:09:38,400 --> 00:09:40,000
‫بخور تا از دهن نیفتاده

69
00:09:57,600 --> 00:09:58,520
‫ماریا!

70
00:10:00,640 --> 00:10:01,760
‫ماریا، باز کن

71
00:10:04,120 --> 00:10:05,640
‫ماریا، در رو باز کن

72
00:10:53,000 --> 00:10:54,920
‫اینجا الان خونه‌ته، باربارا

73
00:10:57,560 --> 00:10:59,800
‫ما الان یه خانواده‌ایم

74
00:11:05,040 --> 00:11:07,200
‫هر خانواده‌ای هم قوانین خاص خودش رو داره

75
00:11:12,480 --> 00:11:14,600
‫می‌خوام قوانین‌مون رو برات توضیح بدم

76
00:11:35,280 --> 00:11:37,080
‫به همه میگم می‌خواستی چه بلایی سرم بیاری

77
00:11:37,160 --> 00:11:40,080
‫به کل شهر میگم می‌خواستی با عروست
‫چیکار کنی

78
00:11:40,160 --> 00:11:41,320
‫با زنِ پسرت!

79
00:11:44,240 --> 00:11:46,440
‫الان دیگه بهمون اجازه میدی از اینجا بریم

80
00:11:53,840 --> 00:11:54,720
‫پنجاه؟

81
00:11:54,800 --> 00:11:56,000
‫امسال خودمون درستش کردیم

82
00:11:56,080 --> 00:11:58,480
‫- خودتون درست کردین؟ چه خوبه!
‫- البته

83
00:11:58,560 --> 00:12:01,120
‫بخور. خوشمزه‌ست

84
00:12:05,240 --> 00:12:07,000
‫بشینید

85
00:12:14,520 --> 00:12:15,920
‫می‌خوام خونه رو بفروشم

86
00:12:20,000 --> 00:12:21,640
‫میشه بپرسم چرا بابا؟

87
00:12:25,240 --> 00:12:26,960
‫الان وقت خوبی برای فروش ملک نیست

88
00:12:27,040 --> 00:12:27,880
‫آره

89
00:12:27,960 --> 00:12:32,560
‫چون دیگه نمی‌خوام حتی یه روز هم
‫با این زنیکه‌ی جادوگر زیر یه سقف زندگی کنم

90
00:12:47,760 --> 00:12:48,680
‫جووانی!

91
00:12:49,920 --> 00:12:51,280
‫برگرد سر میز!

92
00:12:54,360 --> 00:12:56,040
‫ببین آسمون امشب چقدر پُرستاره‌ست

93
00:13:14,600 --> 00:13:15,440
‫کیه؟

94
00:13:25,040 --> 00:13:27,040
‫همون سوال‌های همیشگی رو ازم پرسیدن

95
00:13:27,640 --> 00:13:28,680
‫تو چی گفتی؟

96
00:13:28,760 --> 00:13:30,880
‫گفتم دیگه چیزی یادم نیست

97
00:13:39,760 --> 00:13:40,920
‫آفرین

98
00:13:44,120 --> 00:13:45,160
‫بیا تو

99
00:13:45,240 --> 00:13:46,920
‫یه اتاق برات حاضر کردم

100
00:13:48,240 --> 00:13:49,480
‫خوش برگشتی

101
00:13:55,160 --> 00:13:56,840
‫خودشه!

102
00:13:56,920 --> 00:13:58,520
‫ وینچی! صحبتی نداری؟

103
00:13:58,600 --> 00:14:00,000
‫وینچی؟

104
00:14:01,800 --> 00:14:02,760
‫برید عقب

105
00:14:06,280 --> 00:14:07,120
‫شلوغ نکنید

106
00:14:08,560 --> 00:14:09,480
‫وینچی؟

107
00:14:10,080 --> 00:14:11,480
‫- یه سوال داشتم
‫- ببخشیدها....

108
00:14:11,560 --> 00:14:12,640
‫فقط یه سوال

109
00:14:12,720 --> 00:14:15,800
‫به نظر نمیاد استفانو مله
‫چیزی راجع‌به اصل ماجرا بدونه

110
00:14:16,320 --> 00:14:18,440
‫صرفاً داره افترا می‌زنه؟

111
00:14:18,520 --> 00:14:20,400
‫دنبال انتقامه؟

112
00:14:23,600 --> 00:14:25,160
‫استفانو مله تظاهر می‌کنه
پخمه و احمقه

113
00:14:25,240 --> 00:14:27,440
‫و همه رو فریب داده

114
00:14:28,200 --> 00:14:30,200
‫اتفاقاً خیلی هم مکاره

115
00:14:31,760 --> 00:14:34,040
‫بعد از اینکه اتهاماتی که بهم زده بود رو
‫پس گرفت

116
00:14:34,120 --> 00:14:36,840
‫بهم گفت انگیزه‌ش انتقام بوده

117
00:14:38,320 --> 00:14:39,320
‫ولی دروغه

118
00:14:40,800 --> 00:14:43,280
‫آدم‌ها بعد از این همه
‫مدت دنبال انتقام نیستن

119
00:14:44,760 --> 00:14:46,960
‫چرا استفانو مله حقیقت رو نمیگه؟

120
00:14:47,040 --> 00:14:48,040
‫چون می‌ترسه

121
00:14:50,440 --> 00:14:52,840
‫از ترس جونِ خودش و پسرش چیزی نمیگه.
‫نمی‌دونم والا

122
00:14:54,680 --> 00:14:57,520
‫یا شاید هم داره برای کسی که
‫اهمیت ویژه‌ای براش داره، لاپوشونی می‌کنه

123
00:14:58,880 --> 00:15:01,400
‫یکی که می‌دونه استفانو مله
‫تحت هیچ شرایطی بهش خیانت نمی‌کنه

124
00:15:03,670 --> 00:15:07,170
‫« سال 1968 »
‫« لاسترا آ سینیا، فلورانس »

125
00:15:09,280 --> 00:15:11,160
‫کارم خوب بود بابا؟

126
00:15:19,120 --> 00:15:22,280
‫هرچی بهم گفته بودی رو
‫مو به مو اجرا کردم

127
00:15:28,280 --> 00:15:29,880
‫بهم حبس ابد میدن

128
00:15:31,200 --> 00:15:32,720
‫به نفع همه‌ست

129
00:15:34,960 --> 00:15:36,000
‫متوجه‌ای؟

130
00:15:50,640 --> 00:15:52,560
‫باید همه‌چی رو گردن بگیری، استه

131
00:15:58,135 --> 00:16:01,720
‫« جووانی مله »

132
00:16:02,471 --> 00:16:06,379
‫« سال 1984 »
‫« اسکاندیچی، فلورانس »

133
00:17:18,920 --> 00:17:20,440
‫...به منظور منحرف کردن مسیر تحقیقات

134
00:17:20,920 --> 00:17:24,840
‫آنچه واضح است این است که
‫این فرد یا افراد روانی،

135
00:17:24,920 --> 00:17:26,680
‫پلیس، ژاندارمری و قضات را به چالش کشیده‌اند

136
00:17:26,760 --> 00:17:29,040
‫همسر فرانچسکو وینچی

137
00:17:29,120 --> 00:17:31,360
‫که شب گذشته با او صحبت کردیم،
‫ابراز خشنودی کرده. بشنویم از...

138
00:17:35,520 --> 00:17:36,480
‫کیه؟

139
00:17:37,000 --> 00:17:38,160
‫جووانی‌ام

140
00:17:49,000 --> 00:17:51,120
‫نگران بودم منصرف شده باشی

141
00:17:54,920 --> 00:17:56,280
‫من همیشه پای حرفم هستم

142
00:17:57,000 --> 00:17:58,720
‫می‌دونم. شوخی کردم

143
00:18:16,680 --> 00:18:17,920
‫این‌جوری خوبه؟

144
00:18:18,680 --> 00:18:21,240
‫آره. عالیه

145
00:18:21,320 --> 00:18:23,080
‫مستقیم برم؟

146
00:18:27,440 --> 00:18:28,680
‫الان می‌تونی چشم‌هات رو باز کنی

147
00:18:38,600 --> 00:18:39,600
‫میز ما اونجاست

148
00:18:51,040 --> 00:18:52,760
‫این موقع شب

149
00:18:53,800 --> 00:18:55,520
‫کلی آدم خل‌وچل بیرونه

150
00:18:57,640 --> 00:18:58,560
‫آره

151
00:19:09,680 --> 00:19:12,160
‫این یارو کیه؟ همدیگه رو می‌شناسید؟

152
00:19:17,160 --> 00:19:18,840
‫اسمش انزو اسپالتیه

153
00:19:22,040 --> 00:19:23,680
‫راننده آمبولانسه

154
00:19:24,840 --> 00:19:28,040
‫آره ولی چپ‌چپ نگاهش کردی

155
00:19:33,040 --> 00:19:36,080
‫اولین مظنونِ پرونده‌ی قتل‌های هیولا بود

156
00:19:39,320 --> 00:19:40,800
‫شوخی می‌کنی؟

157
00:19:40,880 --> 00:19:41,920
‫نه، جدی میگم

158
00:19:49,120 --> 00:19:53,000
‫جزئیات قتل رو قبل از اینکه توی
‫روزنامه منتشر بشن، می‌دونست

159
00:19:54,960 --> 00:19:55,880
‫واقعاً؟

160
00:19:57,560 --> 00:19:59,000
‫آخه چطور ممکنه؟

161
00:20:02,720 --> 00:20:05,480
‫تماشاگرهای جنسی این اطراف
خیلی کاربلدن

162
00:20:06,640 --> 00:20:08,160
‫اسپالتی هم یکی از اوناست

163
00:20:10,280 --> 00:20:12,400
ردیاب ماهریه

164
00:20:14,480 --> 00:20:17,120
‫اون و اون یارویی که پشت پیشخوانه

165
00:20:17,200 --> 00:20:20,400
‫زوج‌هایی که توی ماشین
‫بین بوته‌ها سکس می‌کنن رو دید می‌زنن

166
00:20:20,402 --> 00:20:21,936
‫« ششم ژوئن سال 1981 »
‫« اسکاندیچی، فلورانس »

167
00:20:21,960 --> 00:20:25,080
‫توی پرونده قتل سال 1981، قربانی‌های
‫جوون رو قبل از قتلشون زیر نظر گرفته بود

168
00:20:25,760 --> 00:20:27,360
‫و تعقیب‌شون کرده بود

169
00:22:02,080 --> 00:22:04,120
‫بعد از اینکه طرف جفتشون رو به قتل رسوند

170
00:22:05,040 --> 00:22:07,800
‫با تیغ جراحی، اندام تناسلی دختره رو
‫جدا کرده

171
00:22:08,880 --> 00:22:10,120
‫و با خودش برده

172
00:22:10,200 --> 00:22:11,160
‫یا خدا!

173
00:22:13,080 --> 00:22:15,560
‫انزو اسپالتی هیولا رو دیده بود

174
00:22:19,440 --> 00:22:20,760
‫اون می‌دونه هیولا کیه

175
00:22:22,560 --> 00:22:24,040
‫ولی هیچوقت چیزی نگفته

176
00:22:26,520 --> 00:22:27,720
‫خیلی می‌ترسه

177
00:22:33,040 --> 00:22:34,000
‫همه‌چی مرتبه؟

178
00:22:35,080 --> 00:22:35,920
‫آره

179
00:22:36,960 --> 00:22:39,520
‫سرم داره گیج میره.
‫لابد زیادی مشروب خوردم

180
00:22:39,600 --> 00:22:41,360
‫میرم بیرون هوا بخورم

181
00:22:49,720 --> 00:22:53,160
‫الان یکم بهترم. فقط یه لحظه...

182
00:22:53,720 --> 00:22:55,280
‫گراپای قوی‌ای بود

183
00:22:56,080 --> 00:22:58,240
‫آره. شاید

184
00:22:59,120 --> 00:23:01,320
‫چی بگم والا. خیلی وقته
‫لب به مشروب نزدم

185
00:23:02,480 --> 00:23:04,640
‫ولی امشب می‌خواستم استثنا قائل بشم

186
00:23:06,840 --> 00:23:07,800
‫چرا؟

187
00:23:09,560 --> 00:23:12,120
‫آخه خیلی وقته شب از خونه بیرون نرفتم

188
00:23:18,360 --> 00:23:19,520
‫پشیمون شدی؟

189
00:23:22,560 --> 00:23:23,640
‫به هیچ وجه

190
00:23:25,720 --> 00:23:27,800
‫طرز داستان‌گفتنت رو دوست دارم

191
00:23:34,480 --> 00:23:36,120
‫هیولا مثل یه شکارچیه

192
00:23:37,800 --> 00:23:39,880
‫و تماشاگرهای جنسی هم یه‌جورایی شکارچین

193
00:23:41,160 --> 00:23:45,120
‫برای پیدا کردن زوج‌های
‫جوون به دل این جاده‌ها می‌زنن

194
00:23:50,200 --> 00:23:51,560
‫کجا میری؟

195
00:23:52,920 --> 00:23:54,440
‫می‌خوام بهت نشونشون بدم

196
00:23:55,560 --> 00:23:56,760
‫نه بیخیال. ولش کن

197
00:23:56,840 --> 00:23:58,200
‫نه، صبر کن

198
00:24:10,400 --> 00:24:11,400
‫دیدی؟

199
00:24:11,880 --> 00:24:15,000
‫- وای خدایا!
‫- نگاهش کن. دیدیش؟

200
00:24:15,080 --> 00:24:16,360
‫آره، دیدمشون

201
00:24:16,440 --> 00:24:17,760
‫توی کل این منطقه هستن

202
00:24:20,000 --> 00:24:21,960
‫تعدادشون از گرازهای وحشی هم بیشتره

203
00:24:29,640 --> 00:24:30,480
‫اونجا!

204
00:24:31,480 --> 00:24:32,440
‫یا خدا!

205
00:24:34,280 --> 00:24:36,560
‫الان دیگه می‌تونیم برگردیم، نه؟

206
00:24:37,080 --> 00:24:38,000
‫نه

207
00:24:38,600 --> 00:24:40,560
‫بی‌خطرن

208
00:24:41,400 --> 00:24:43,760
‫در واقع اونا بیشتر از تو می‌ترسن

209
00:24:45,240 --> 00:24:47,760
‫ولی اگه ماشین توی گل گیر کنه چی؟

210
00:25:18,320 --> 00:25:19,360
‫نگاه کن

211
00:25:22,400 --> 00:25:25,600
‫اولین زوج دقیقاً همین‌جایی که الان هستیم،
‫به قتل رسیدن

212
00:25:27,240 --> 00:25:29,320
‫سال 1974

213
00:25:47,040 --> 00:25:49,280
‫صندلی جلو رو خوابونده بودن

214
00:25:50,960 --> 00:25:53,040
‫دختره دقیقاً مثل تو دراز کشیده بود

215
00:25:54,240 --> 00:25:55,800
‫کاملاً برهنه

216
00:25:58,360 --> 00:25:59,840
‫و پسره هم روی دختره بود

217
00:26:45,040 --> 00:26:47,120
‫پنجره بالا بود و یهو منفجر شد

218
00:26:48,120 --> 00:26:49,920
‫قاتل همینجور شلیک می‌کرد

219
00:26:50,440 --> 00:26:53,640
‫پشت سر هم

220
00:26:53,720 --> 00:26:54,720
‫جووانی...

221
00:26:58,320 --> 00:26:59,520
‫ترسوندمت؟

222
00:27:03,040 --> 00:27:04,680
‫نه، نمی‌دونم چرا جیغ کشیدم

223
00:27:07,200 --> 00:27:10,120
‫حس دختر جوونی رو دارم که برای اولین بار
‫با یه پسر اومده بیرون

224
00:27:12,840 --> 00:27:17,240
‫جسد پسر افتاد بین پاها و شکم دختر

225
00:27:19,720 --> 00:27:21,640
‫دختره هم تیر خورده بود

226
00:27:23,960 --> 00:27:25,240
‫توی زانو

227
00:27:28,040 --> 00:27:30,000
‫با وحشت جیغ می‌کشید

228
00:27:34,200 --> 00:27:36,480
‫بعد هیولا چاقوش رو کشید بیرون

229
00:27:37,360 --> 00:27:38,200
‫و بعد...

230
00:27:43,720 --> 00:27:46,960
‫توی این مرحله، قاتل جسد پسره رو
‫از روی پاهای دختره می‌زنه کنار

231
00:27:47,520 --> 00:27:48,760
‫و بعد...

232
00:27:51,920 --> 00:27:52,960
‫نه

233
00:27:53,040 --> 00:27:54,680
‫دختره رو از ماشین می‌کشه بیرون

234
00:27:56,920 --> 00:27:59,200
‫و کِشون‌کِشون میارتش اینجا

235
00:28:01,560 --> 00:28:02,680
‫این کارها چیه؟

236
00:28:03,600 --> 00:28:04,920
‫یه لحظه بشین

237
00:28:06,320 --> 00:28:07,520
‫- روی زمین؟
‫- آره

238
00:28:07,600 --> 00:28:10,360
‫- آخه کثیفه
‫- نگران نباش

239
00:28:10,440 --> 00:28:12,000
‫آروم باش. یالا

240
00:28:21,960 --> 00:28:23,760
‫نه! کمک!

241
00:28:38,000 --> 00:28:45,000


242
00:28:59,320 --> 00:29:01,320
‫96 بار بهش چاقو می‌زنه

243
00:29:04,640 --> 00:29:06,200
‫بعد هیولا پا میشه

244
00:29:07,160 --> 00:29:08,760
‫یه تیکه از پیچک رو می‌کَنه

245
00:29:10,320 --> 00:29:12,400
‫و فرو می‌کنه توی واژن دختره

246
00:29:16,000 --> 00:29:19,400
‫تو رو خدا بیا از اینجا بریم

247
00:29:20,200 --> 00:29:21,280
‫التماست می‌کنم

248
00:29:46,960 --> 00:29:47,920
‫بیا بریم

249
00:30:01,000 --> 00:30:01,840
‫بیا

250
00:30:03,200 --> 00:30:04,200
‫بیا بریم

251
00:30:12,800 --> 00:30:13,920
‫مراقب باش

252
00:30:20,520 --> 00:30:21,680
‫سر تا پام کثیف شده

253
00:30:24,680 --> 00:30:25,680
‫مراقب باش

254
00:30:51,000 --> 00:30:53,120
‫بهش نمی‌خوره مسیر برگشت باشه

255
00:30:54,000 --> 00:30:55,480
‫درسته. قرار نیست برگردیم

256
00:31:06,400 --> 00:31:08,560
‫جووانی، گوش کن، من خیلی خسته‌م

257
00:31:09,680 --> 00:31:12,000
‫ممنون میشم منو برگردونی خونه

258
00:31:14,640 --> 00:31:16,920
‫فقط یه جای دیگه بریم و بعد
‫قول میدم برت گردونم خونه

259
00:31:17,000 --> 00:31:19,480
‫نه، جدی میگم، برگردیم

260
00:31:21,200 --> 00:31:22,640
‫خب الان سوارِ ماشین من هستی

261
00:31:25,000 --> 00:31:27,560
‫و توصیه می‌کنم وقتی ماشین در حال حرکته،
‫ازش خارج نشی

262
00:31:54,480 --> 00:31:57,360
‫ببین جووانی، می‌تونی
‫دفعه بعد منو بیاری اینجا

263
00:32:12,920 --> 00:32:14,200
این دفعه چی از جونم می‌خوای؟

264
00:32:27,200 --> 00:32:28,400
‫نه، جووانی، نه

265
00:32:32,280 --> 00:32:34,640
‫نه! خواهش می‌کنم

266
00:32:35,520 --> 00:32:36,800
‫جووانی! نه!

267
00:32:36,880 --> 00:32:38,840
‫گفتم نه

268
00:33:52,680 --> 00:33:53,960
‫وای خدا! نه!

269
00:34:32,880 --> 00:34:33,800
‫یولاندا!

270
00:34:57,880 --> 00:34:58,960
‫یولاندا!

271
00:35:19,343 --> 00:35:21,343
‫« ژاندارمری »

272
00:35:23,640 --> 00:35:24,720
‫آهای!

273
00:35:25,760 --> 00:35:27,040
‫باز کنید!

274
00:35:30,160 --> 00:35:31,760
‫خانم، چی شده؟

275
00:35:32,560 --> 00:35:34,480
‫من می‌دونم هیولای فلورانس کیه

276
00:35:35,800 --> 00:35:36,640
‫بیا تو

277
00:36:03,600 --> 00:36:05,960
‫دیگه چی از جونِ ما می‌خواید؟

278
00:36:06,640 --> 00:36:09,520
‫برادرم دینش رو به جامعه ادا کرده

279
00:36:09,600 --> 00:36:10,920
‫راحتش بذارید

280
00:36:12,440 --> 00:36:14,480
‫از وقتی آزاد شده،
‫یه لحظه هم دست از سرش برنداشتین

281
00:36:16,360 --> 00:36:18,160
‫دست از سر هیچکدوممون برنداشتین

282
00:36:38,840 --> 00:36:39,840
‫گروهبان

283
00:36:50,640 --> 00:36:52,280
‫این زن رو می‌شناسی؟

284
00:36:52,920 --> 00:36:54,080
‫یولاندا لیبرا

285
00:36:58,920 --> 00:36:59,840
‫بله

286
00:37:00,960 --> 00:37:03,480
‫یه شکایت‌نامه مفصل عیله‌ت ثبت کرده

287
00:37:04,560 --> 00:37:07,800
‫و ادعا کرده شما هیولای فلورانسی

288
00:37:11,480 --> 00:37:12,440
‫دروغه

289
00:37:13,840 --> 00:37:16,320
‫اینو توی خونه‌ی شما پیدا کردیم

290
00:37:17,440 --> 00:37:19,880
‫اینم توی کارخونه‌ای که قبلاً کار می‌کردی

291
00:37:21,720 --> 00:37:24,240
‫و توی ماشینت هم کلی مجله پورنوگرافی

292
00:37:24,320 --> 00:37:28,400
‫کنار یه دفترچه خاطرات پیدا کردیم که
‫آثاری از خون و موی انسان روش بوده

293
00:37:36,080 --> 00:37:37,640
‫خب شاید خودزنی کرده باشم

294
00:37:40,320 --> 00:37:42,480
‫و توی ماشینم لباس عوض کرده باشم

295
00:37:42,560 --> 00:37:45,120
‫شما مجردی و بچه هم نداری

296
00:37:45,200 --> 00:37:47,440
‫و اغلب شب‌ها در محلی دور
‫از این منطقه مشغول به کاری

297
00:37:47,520 --> 00:37:49,440
‫ولی هر آخرهفته برمی‌گردی خونه

298
00:37:50,080 --> 00:37:51,440
‫خب مشکلی داره؟

299
00:37:52,200 --> 00:37:54,840
‫هیولا فقط در روزهای منتهی به
‫تعطیلات رسمی

300
00:37:54,920 --> 00:37:56,440
‫و یه بار هم در زمان اعتصابات سراسری
‫آدم کشته

301
00:37:56,520 --> 00:37:59,200
‫و شما برای هیچکدوم از این تاریخ‌ها
‫عذر موجهی نداری

302
00:38:11,880 --> 00:38:14,120
‫من تا حالا آدم نکشتم

303
00:38:15,160 --> 00:38:17,160
‫توی ماشینت چاقو پیدا کردیم

304
00:38:17,240 --> 00:38:19,000
‫تیغ جراحی پیدا کردیم

305
00:38:19,080 --> 00:38:21,840
‫هم توی خونه‌ت هم توی محل کار سابقت

306
00:38:21,920 --> 00:38:24,920
‫و علاوه بر اینا، یه سری یادداشت راجع‌به
‫گام‌های ماه و یه لیست پلاک ماشین پیدا کردیم

307
00:38:25,840 --> 00:38:28,480
‫با اون چاقو و تیغ
‫روی چوب پنبه حکاکی می‌کنم

308
00:38:37,080 --> 00:38:40,320
‫شما حتی برای قتل سال 1968 هم
عذر موجه نداری

309
00:38:40,920 --> 00:38:43,520
‫قتل باربارا لوچی و آنتونیو لو بیانکو

310
00:38:45,840 --> 00:38:47,280
‫من اون موقع سینیا نبودم

311
00:38:51,040 --> 00:38:52,240
‫منتووا بودم

312
00:38:54,766 --> 00:38:58,554
‫« سال 1968 »
‫« لاسترا آ سینیا، فلورانس »

313
00:39:26,880 --> 00:39:30,280
‫می‌دونی مجبور شدم برادرت جووانی رو بفرستم

314
00:39:30,360 --> 00:39:33,600
‫تا بدهی‌هایی که اون زن هرزه با
‫معشوقه‌هاش بالا آورده رو تسویه کنه؟

315
00:39:38,240 --> 00:39:40,920
‫ما رو توی شهر مضحکه‌ی خاص و عام کردی

316
00:39:44,400 --> 00:39:45,480
‫تو بهش بگو پیرو

317
00:39:46,160 --> 00:39:49,680
‫بگو که تو رو هم مسخره می‌کنن
‫چون با خواهر ما ازدواج کردی

318
00:39:53,360 --> 00:39:54,560
‫راست میگه استفانو

319
00:39:55,440 --> 00:39:56,520
‫همین‌جوریه

320
00:39:57,880 --> 00:40:02,240
‫وقتی میان نون بخرن، پوزخند
‫می‌زنن و مسخره‌م می‌کنن

321
00:40:07,640 --> 00:40:09,080
‫باربارا رو از الان مُرده حساب کن

322
00:40:09,160 --> 00:40:10,000
‫چی؟

323
00:40:10,600 --> 00:40:13,960
‫فهمیدی؟ تموم شد و رفت

324
00:40:16,000 --> 00:40:18,480
‫- باید اون زنیکه رو بکشیم
‫- یا خدا!

325
00:40:20,760 --> 00:40:22,240
‫و تو باید کمکمون کنی

326
00:40:23,120 --> 00:40:24,800
‫تا جایی که ما فهمیدیم،

327
00:40:25,600 --> 00:40:27,800
‫شما از باربارا لوچی متنفر بودی

328
00:40:27,880 --> 00:40:29,920
‫چون پدرتون مجبور شد
‫برای خرید خونه واسه برادرت،

329
00:40:30,000 --> 00:40:32,400
‫خونه‌ی قدیمی خانواده رو زیر قیمت بفروشه

330
00:40:32,480 --> 00:40:35,640
‫ازش متنفر بودی چون پول برادرت رو

331
00:40:35,720 --> 00:40:37,960
‫خرج مردهای دیگه می‌کرد،
‫اونم درحالی‌که شما توی مضیقه مالی بودین

332
00:40:38,040 --> 00:40:39,400
‫ازش متنفر بودی

333
00:40:39,480 --> 00:40:42,600
‫چون علناً به داداشت خیانت می‌کرد

334
00:40:42,680 --> 00:40:45,880
‫و آبرو و حیثیت خاندان مله رو بُرده بود

335
00:40:45,960 --> 00:40:47,040
‫اینجوری نیست

336
00:40:48,760 --> 00:40:50,080
‫این برات آشناست؟

337
00:40:52,880 --> 00:40:55,080
‫توی کیف پول داداشت پیداش کردیم

338
00:40:57,400 --> 00:40:58,520
‫خودت نوشتیش

339
00:41:00,760 --> 00:41:03,320
‫یه تیکه از کاغذیه که توی منتووا چاپ شده،

340
00:41:04,200 --> 00:41:05,560
‫همونجایی که قبلاً کار می‌کردی

341
00:41:07,640 --> 00:41:09,200
‫متوجه نمیشم

342
00:41:09,280 --> 00:41:12,400
‫اشاره داره به اظهاراتت برادرزاده‌ت یه سال
‫بعد از اون قتل

343
00:41:12,480 --> 00:41:18,920
‫«سال 1969 »
‫« موسسه یتیمان جنگی فلورانس »

344
00:41:19,000 --> 00:41:21,400
‫ناتالینو، یه آقایی می‌خواد باهات صحبت کنه

345
00:41:23,080 --> 00:41:26,040
‫مامانم جاش رو با عموم عوض کرد

346
00:41:27,040 --> 00:41:28,840
‫و نشست

347
00:41:30,960 --> 00:41:32,880
‫و صندلی رو داد عقب

348
00:41:35,520 --> 00:41:37,880
‫بعد شروع کردن به صحبت کردن

349
00:41:39,360 --> 00:41:41,360
‫خب بعدش چیکار کردن؟

350
00:41:43,760 --> 00:41:44,640
‫درگیر شدن؟

351
00:41:45,560 --> 00:41:47,760
‫نه، این‌جوری نبود

352
00:41:49,680 --> 00:41:51,280
‫بعد صدای شلیک اومد؟

353
00:41:52,360 --> 00:41:53,240
‫بله

354
00:41:55,840 --> 00:41:57,840
‫وقتی صدای شلیک اومد،
کی رو دیدی؟

355
00:42:03,560 --> 00:42:04,920
‫بابام،

356
00:42:06,080 --> 00:42:08,280
‫و شوهرعمه‌م پیرو از اسکاندیچی

357
00:42:09,520 --> 00:42:11,040
‫پیرو؟ همون نونوائه؟

358
00:42:11,120 --> 00:42:12,040
‫آره

359
00:42:14,560 --> 00:42:17,040
‫برادرزاده‌ت، ناتاله مله

360
00:42:17,120 --> 00:42:19,360
‫وقتی هنوز توی یتیم‌خونه بود

361
00:42:19,440 --> 00:42:21,280
‫ادعا کرده دامادتون پیرو موچیارینی

362
00:42:21,360 --> 00:42:23,960
‫سر صحنه قتل لوچی - لو بیانکو بوده

363
00:42:24,040 --> 00:42:26,800
‫«ناتاله از پیرو اسم بُرده»

364
00:42:27,320 --> 00:42:28,920
‫اینجا داری به برادرت میگی

365
00:42:29,000 --> 00:42:31,480
‫مسیر تحقیقات رو جوری پیش ببره
‫که خانواده‌تون درگیر نشن

366
00:42:31,560 --> 00:42:35,080
‫مخصوصاً در رابطه با حرفی که ناتالینو راجع‌به
‫پیرو زده

367
00:42:35,160 --> 00:42:38,920
‫«بعد از گذروندن محکومیتت،
‫اتهامی رو مطرح می‌کنی»

368
00:42:39,520 --> 00:42:42,680
‫اینجا بهش میگی حالا که
‫تحقیقات دوباره شروع شده

369
00:42:42,760 --> 00:42:46,400
‫برادرت باید همه‌چی رو
‫بندازه گردن فرانچسکو وینچی

370
00:42:46,480 --> 00:42:49,760
‫تا پای خانواده‌تون به تحقیقات جدید باز نشه

371
00:42:49,840 --> 00:42:53,480
‫که برادرتون هم دقیقاً همین کار رو کرد،
‫گمراهمون کرد

372
00:42:53,560 --> 00:42:55,160
‫الان متوجه شدی؟

373
00:43:00,743 --> 00:43:06,055
‫« 21 آگوست 1968 »
‫« لاسترا آ سینیا، فلورانس »

374
00:43:17,960 --> 00:43:23,920
‫دیروز، بیستم آگوست 1968 ساعت یازده شب

375
00:43:24,000 --> 00:43:31,000
‫نیروهای مسلح شوروی
‫وارد خاک چکسلواکی شدند...

376
00:43:34,480 --> 00:43:35,440
‫اوناهاش

377
00:44:03,280 --> 00:44:04,640
♪ ...آنچه می‌خواهم بگویم ♪

378
00:44:04,720 --> 00:44:07,280
♪ تا لبخندی بر لبانت بیاورد ♪

379
00:44:07,800 --> 00:44:10,160
♪ این دروغ نیست ♪

380
00:44:10,240 --> 00:44:13,400
♪ بلکه حقیقتِ محضه ♪

381
00:44:30,560 --> 00:44:31,480
‫بگیرش

382
00:44:35,760 --> 00:44:36,680
‫شلیک کن

383
00:44:55,280 --> 00:44:56,440
‫بده به من

384
00:44:59,000 --> 00:44:59,960
‫بیا بریم

385
00:45:05,880 --> 00:45:06,800
‫آهای!

386
00:45:19,560 --> 00:45:22,400
‫- دیدی روتلا داره چیکار می‌کنه؟
‫- دیدم

387
00:45:22,480 --> 00:45:26,120
‫بهش گفتم به نظرم تحقیقات
‫مله-موچیارینی داره با عجله پیش میره

388
00:45:26,200 --> 00:45:28,160
‫ولی خودت می‌دونی چه‌جوریه.
‫گوشش بدهکار نیست

389
00:45:28,240 --> 00:45:31,000
‫می‌دونی اگه اشتباه کنه،
‫چه عواقبی داره؟

390
00:45:32,520 --> 00:45:35,960
‫قبلاً هم اتفاق افتاده. اگه روتلا اشتباه
‫کنه، هیولا دوباره دست به کشتار می‌زنه

391
00:46:12,240 --> 00:46:15,720
‫موچیارینی، همراهمون بیا. شما بازداشتی

392
00:47:16,080 --> 00:47:17,240
‫هیولا!

393
00:47:17,320 --> 00:47:18,640
‫قاتل!

394
00:47:18,720 --> 00:47:19,880
‫هیولا!

395
00:47:19,960 --> 00:47:21,680
‫- حرومزاده!
‫- هیولا!

396
00:47:24,040 --> 00:47:26,280
‫کثافت!

397
00:47:28,240 --> 00:47:29,520
‫هیولا!

398
00:47:32,320 --> 00:47:37,000
‫هیولا! هیولا!

399
00:47:41,440 --> 00:47:42,960
‫هیولا!

400
00:47:44,120 --> 00:47:46,280
‫هیولا!

401
00:47:47,000 --> 00:47:48,520
‫من هیولا نیستم!

402
00:47:50,120 --> 00:47:51,960
‫من هیولا نیستم!

403
00:47:53,080 --> 00:47:54,800
‫من هیولا نیستم!

404
00:47:55,378 --> 00:48:00,823
‫« 29 ژوئیه 1984 »
‫« منطقه بوشتا - ویکیو دی موگلو، فلورانس »

405
00:49:01,640 --> 00:49:02,680
‫چی شده؟

406
00:49:08,200 --> 00:49:09,360
‫هوی، چه غلطی...

407
00:51:32,080 --> 00:51:33,040
‫الو؟

408
00:51:34,822 --> 00:51:53,822
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

409
00:52:54,800 --> 00:52:56,680
‫« برگرفته از رویدادهای واقعی »

410
00:52:56,760 --> 00:53:00,240
‫« برخی شخصیت‌ها و روایات جنبه‌ی داستانی دارند »

411
00:53:00,320 --> 00:53:02,280
‫« هرگونه شباهت کاملاً تصادفی است »

